|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه، 7 اردیبهشتماه 1384 | April 27, 2005
● سنگهای روی يخ و کلاه رياستجمهوری
وقتی دوستان داغتر از آشی که رایدهندهتر از رقبای داخل حکومت شدهاند را میبينم يا نوشتههایشان را میخوانم دچار رقت قلب میشوم! در انتخابات مجلس هفتم که يادتان هست ديگر "بدی" نمانده بود و همه "بدتر" بودند و اينها هنوز داشتند بين "بد" و "بدتر" شير را يا خط میکردند!
حضور و غيبت من با راي به جمهوري، معركه انتصابات را به رفراندومي فراگير تبديل كنيم. شبح عزيز!۴۴ من خود مطمئنم اگر اين طرح فراگير نباشد حتي بازخورد منفي ( به نفع تماميتخواهان)خواهد داشت و من تا زمانيكه از فراگير شدنش مطمئن نباشم خود بدان اقدام نخواهم كرد.
بزرگداشت مراسم اول مه، روز جهانى كارگر در دانشگاه تهران
يادمون نره که اين اسلامی که اينقدر ما رو به قهقرا کشونده تا ايران عزيزمان را نابود نکنه دست از مخ های پوک برنميداره! مسلمانان بدبختترين ،گداترين و بی فرهنگ ترين مردم کره زمين هستند. با اين دينشون آدم ميکشند و تجاوز ميکنند به اسم خدا. خدای ترسناکشون که از بچگی ،جگرگوشه های مارا باهاش ميترسانند. خدايی که در آتش می سوزاند و در حلق ها قير جوشان ميريزد. اين دين سياه ،تباه کننده دلهای پاک و قلب های پر مهر است . بياييد با دست به دست هم دادن چهره کريه حکومت اسلامی را لگدمال کنيم. به انتخابات نه بگوييم.
تف به اين حکومت بوگندوی اسلامی ! مثل اسهال روی کله ملت ماسيده و هيچ راهی به غير از گند زدايی نيست.
هاها! سینا جان؛
ليست كامل اسامي تركي جزائر درياچه اورميه به همراه ترجمه فارسي آنها اونورغاسيزلار (بي مهره گان): مهمترين بي مهره درياچه٬ آبزىاي است كه بنام اورميه نام گذاري شده است (Artemia Urmiana)ּ اين جانور نوعي دنيز تكه سي (ميگو) بومي آب شور (دوزلو سو) بوده٬ تامين كننده غذاي بسياري از گونه هاي مهم پرندگان (فلامينگو) مي باشد . ممه ليلر (پستانداران): دو نوع ممه لى (پستاندار) جزاير پارك ملي درياچه اورميه را دوغو قوچو (ميش شرقي گمليني- Ovis Orientalis Gmelini) در جزائر قويون داغي و ايسپير و ايكىسو گئييي (گوزن زرد بين النهريني- Dama Mesopotamica) در جزيره ائششك داغي تشكيل مي دهند. متاسفانه اين دو پستاندار هم قرباني دسيسه هاي استعمارگران غربي و پان ايرانيستها گرديده اند و نامشان از گوزن بين النهريني و ميش شرقي به ميش ارمني !!!!! و گوزن ايراني تغيير يافته استּ اسامي تركي حيوانات كه بر جزائر درياچه اورميه گذاشته شده اند: آنقيت٬ پاخلان (فلامينگو)٬ قوتان (پليكان)٬ قوش (پرنده)؛ چالاغان (كركس)٬ دانا (گوساله)٬ دليجه٬ ائششك (خر)٬ قويون (گوسفند)٬ امه جن (مارمولك)٬ گوله ين (كاكائي)٬ بوزجا (مرغ پابلند)٬ هونو ٬ قاشقالي٬ قامچي ּּּּ در اين ميان وفور اسامي پرندگان جالب توجه استּ اساسا شايد به دليل همين غناي زبان تركي باشد كه نام اكثريت پرندگان در زبان فارسي نيز تركي است: لك لك٬ غاز٬ اردك٬ قو٬ قرقي (قيرغي)٬ بلدرچين (بيلديرچين), دليجه٬ بالابان٬ چنگر٬ يالوه٬ سنقر (سونقور)٬ قوش٬ دراج (توراج)٬ طرلان (ترلان٬ شاهباز)٬ ترمتاي (تورومتاي)٬ لاچين٬ سارگپه٬ اشقر٬ سنجاري (سنجر٬ سانجار٬ نوعي عقاب)٬ درنا (دورنا)٬ قرقاول٬ باقرقره (باغري قارا)٬ دال٬ كوكر٬ چنگر ٬ ابچليك٬ پاشلك (پاشاليق)٬ طرقه (تويقار-توراقاي)٬ باكلان (پاخلان)٬ سونا٬ چلچله ּּּ
بيانيه رضا پهلوي "در مورد اعتراضات آزاديخواهانه هم ميهنان خوزستاني" برائت از خاندان پهلوي؟! 1ــ اين بيانيه ظاهرا در حمايت از تظاهرات اخير در خوزستان است ولي هيچ اسمي از ملت عرب نيامده بلکه فقط "مردم خوزستان" ذکر شده است. وي هنوز نيز نميخواهد بپذيرد که ملتي بنام ملت عرب ساکن ايران است. 2ــ صحبت از "فاشيسم" و يا "فاشيسم مذهبي" ميکند. هيچ اشاره اي به ستم ملي و مطالبات سرکوب شده نمي کند. نميخواهد بپذيرد که ستمي بنام ستم ملي در ايران وجود دارد. 3ــ خواستهاي ملي ملتهاي تحت ستم را فقط در محدوده خواستهاي فرهنگي محدود مي کند. اين بيانيه رضا پهلوي نه تنها حاوي نکات مثبتي در رابطه با مليتهاي تحت ستم نبوده بلکه بسيار تخطئه گرانه و منفي نسبت به مسئله ملي است.
"کنگره ملیت های ایران فدرال" "کنگره ملیت های ایران فدرال" دستگیری آقای یوسف عزیزی بنی طرف ، نویسنده و محقق برجسته عرب را توسط عمال سرکوب جمهوری اسلامی محکوم میکند. جرم یوسف عزیزی بنی طرف این است که ازا عمالی سخن گفته است که جمهوری اسلامی ، با یک بر نامه ریزی حساب شده و طی سالیان متمادی ، برای پاکسازی نژادی و قومی ومحو تدریجی هویت ملت عرب در ایران ، بمورد اجراء گذاشته است . هفتم اردیبهشت 1384
1-جبهه متحد بلوچستان
نئوفاشيسم فارسي چپ نما! اينبار مضحكه سازمان مثلا سوسياليستهاي ايران: تاريخ سياسی ايران بيانگر اين واقعيت است که تمام اقوام ساکن سر زمين ايران ، حتی آن اقوامی که تبار ايرانی نداشته و اجدادشان روزی به سرزمين ايران مهاجرت کرده اند و سرزمين ايران را برای اقامت دائمی خود برگزيده اند ، هميشه خود را تبعه کشور ايران دانسته و به سرزمين ايران بعنوان ميهن و سرزمين پدری نگريسته اند و از تماميت ارضی و استقلال ايران دفاع کرده اند . طرفداران تماميت ارضی ايران بهيچوجه نمی توانند با تجزيه ی سر زمين ايران ، صرفنظر از اينکه اين خواست تحت چه نام و هدفی مطرح شود ، توافق داشته باشند. روی اين اصل نيروهای وطن دوست، خود را در مقابل نيروهای تجزيه طلب داخلی و نيروهای متهاجم و اشغالگر خارجی قرار داده و خواهند داد. با وجود اينکه سازمان سوسياليست های ايران ، بعنوان يک تشکيلات سوسيال دمکرات که در برگيرنده افراد سوسياليست ، سوسياليست دمکرات و سوسيال دمکرات می باشد و در واقع بخشی از نيروهای سياسی " طيف چپ " ايران هست ، ولی چون دفاع از " تماميت ارضی ايران " همچون دفاع از " استقلال و حاکميت ملی " و محترم شمردن " اصل فرديت " و " حاکميت ملت ( حاکميت مردم ) " ، يکی ديگر از " ارزش های هويت سياسی " ما سوسياليست ها می باشد ـ ارزشهائی که متأسفانه برای بخشی از نيروهای طيف چپ نه تنها ارزش و اهميتی ندارند ، بلکه برخی از اين نيروها تا کنون آشکارا عليه آنها موضع گرفته و عمل کرده اند ـ ، در اين رابطه نظری و فکری است که ما خود را بخشی از نيروهای سياسی " طيف مليون " ايران ـ نيروهای طرفدار راه مصدق ـ ، می دانيم! بايد خاطرنشان کرد که هرگونه نقل مکان اجباری اقوام ايرانی محکوم است و بهيچوجه نبايد به چنين عملی صحه گذاشت و چنين اعمالی را بايد افشاء نمود و شديدأ محکوم کرد. (9) ولی بايد بر اين امرنيز صريحأ تاکيد داشت که اين حق هر شهروند ايرانی است که درهر نقطه ای از ايران که تمايل به سکونت و کار داشت ، آزادانه بتواند محل اقامت و کار خود را انتخاب کند، از جمله در شهرها و يا روستاهای خوزستان . اتفاقأ بايد از حق انتخاب محل مسکن و محل کار دفاع کرد، حتی اگر اين انتخاب تغيير ساختار جمعيتی قومی را در استانی بهم بزند.
بيانيه بهنگام بر شمردن اساسی ترين وجوه ستمگری بر صنف زحمتکش، از جمله به «فشار ملی ... نسبت به ملل اقليت» نيز اشاره می کند و با دو شعار زير خاتمه می يابد:
سينا جان!(36)
پيام اتحاديه کارگران ايران • پيام اتحاديه کارگران ايران خطاب به کارگران آذربايجان که شعار «رنجبران روی زمين متحد شويد!» را بر پيشانی دارد پس از تبريک اول ماه مه به کارگران آذربايجان، به فلاکت زحمتکشان ايران، غارتگريهای ملاکان و در راس آنها «پهلوی»، خفقان سياسی و... اشاره می کند و کارگران را به سوی اتحاديه صنفی و «مبارزه با جلادان صنف کارگر» فرا می خواند
زنده باد اول ماه مه عيد کبير بين المللی زحمتکشان!
salam che matlabe ghashangi neveshty kheli jalebe behet tabrik migam
سينا هدای گرامی اين بار دوم است که هنگام رای دادن ملت که رسيده تو سر و کله ات از گوشه و کناری هويدا شده و طرحی !!!!!!! نو ارائه ميکنی اگر مغرض نباشی ؟ حداقلش اين است که اشتباه ميکنی روز رای گيری خيابانهای تهران بخصوص بايد خالی باشد تا انعکاس جهانی پشت کردن مردم به انتخابات تاثيری داشته باشد .
واقعا حرف حساب.
کنجکاو گرامی در مورد این که به دنبال امازاده ای دیگر بگردم باید حضورت عرض کنم که تنها امامزاده من تنها امید تنها اعتقاد من مردم ایران هستند و بس در باره ایده ئولوژی هم اگر اشتباه میکنم و تنها وجدان رهنمود توست پس از عذر خواهی از اين اشتباه خود به وجود کسانی چون تو افتخار ميکنم . نانا
نانا گرامی! زمين لرزه بم يادت مانده (اميدوارم) و شايد چيزهايی در باره سرکوب مردم خوزستان هم شنيده باشی.
لرد شارلون عزيز!(36) ببين دوست عزيز ناديده! اين كار هيچ خرجي ندارد.
شبح عزيز!32 اگر براستي معتقدي كه كار ما تحليل صرف است پس چگونه است كه از سويي انتظار انقلاب و تغييرات يك شبه داري؟ نه!! شبح عزيز بنظر ميرسد يك جاي كار مي لنگد. يا خيلي محافظه كار شده اي و يا شايد اين طرح را آنقدر قوي ميبيني كه ديگر غير ممكنست از نظريه تحريم منفعلانه كه مدتها از آن دفاع كرده اي تحريم دست برداري.( اين تحريم منفعلانه خواسته ي همه ي استثمارگران است كه نميخواهند مردم به قدرت فعال خويش پي ببرند) شبح عزيز! براستي اگر كار ما تحليل است اين تحليلهاي خوش خيالانه ي ما به چه كاري مي آيند؟ وقتي شبح انقلابي ديروز امروز مردم را در انفعال بپسندد و آنها را از يك كار بي خطر بازدارد جاي آن دارد آدم در اين فصضاي مجازي به اصالت همه چيز شك كند.
شبح با چنين شامه ي تيز خبري نوبره والا! راستي شبح جان، لطفاً آن دامين ir تان را هم پينگ كنيد. (بابت ي ها و نبود نـيم فاصله هم پوزش، پشت كامپيوتر خودم نيستم.)
سينا جان؛
مهرداد گرامی ۳۰ قبل از هر چيز بگذار برايت بگويم که در واقع صلح طلبی که من بکار بردم بيشتر روی حرفم آرامش بود که در زبان انگليسی همان کلمه صلح را برای آن بکار ميبرند !!!!!!!
سينای نازنين!
کسی خاتمی را مجبور نکرده بود که برای بار دوم خودش را کانديد ریاست جمهوری کند باید این را بپذیریم که خاتمی برای نجات مردم از این جهنم باصطلاح جمهوری نیامده بود بلکه برای نجات همه دست اندرکاران وسازندگان آن جمهوری از زیرخشم و عصیان توده ای قدم رنجه کرد.. اگر این باور را داشته باشیم دیگر بیخود آسمان ریسمان نمی بافیم که نه .. خاتمی مرد نجیبی ست و خوب لبخند می زند و طرفدار اصلاحات ست .. کسی که طرفدار خاتمی بود و در ایران زندگی می کرد می خواست از همه این خزعبلات عبور کند نه اینکه بروی آن ماله بمالد ..
نانای عزیز(شمارهی 16 و 19)
شبح عزيز! خاتمي با اين حرفش ميخواهد كلكسيون پارادوكسيكال رفتار سياسي اش را تكميل كند و اين دست آخري وجهه ي گفتگوي تمدنهاييش را براي دوران پس از رياست دولت حكومت تماميتخواهان منزه سازد. باري برخي دوستان از راي به جمهوري و راي باطله تصور راي سپيد و تثبيت حكومت كردند كه جا دارد در اينجا بمنظور تبيين طرح تبديل انتصابات رياست جمهوري به رفراندوم، بخشي از پاسخ به برخي از عزيزان را در كامنتهاي وبلاگم براي تجميع اين بحث در اينجا بياورم. راي باطله ي مردم اينبار با دفعات قبل كاملا فرق دارد. رايشان راي سپيد نيست بلكه راي قرمز است. اين حضور منفي اگر از تعداد رايهاي مثبت بيشتر باشد آنوقت دليل ثبات حكومت نيست بلكه ا ثبات حضور مردمي است كه به حساب نيامده اند.مردمي كه براي احقاق حق خويش به ميدان آمده اند و صندوقهاي مصادره شده را به صاحبان اصلي اش برگردانده اند. اين حركتي منفعلانه و انفرادي (مثل دفعات قبل)نيست كه با تفسير به راي تلويزيون و حكومت مشتبه گردد. اين نوع حضور منفي و فعال در معركه ي انتخابات با توجه به عزم و اراده ي قبلي مردم و اعتقاد شان به راي قرمز دادن صورت خواهد گرفت.حتما لازم است كه مردم با عزم قبلي نسبت بدان واكنش نشان دهند ودر پاي صندوقها راجع بدان گفتگو كنند و واكنش نشان دهند. دراينصورت چيزي از منظر همگان پنهان نمانده و نتيجه ي آن توسط هيچ مقام و دستگاهي از جمله تلويزيون قابل كتمان و لوث شدن نيست كه بخواهيم از لاپوشاني آن و مصادره حضور مردم به نفع حكومت نگران باشيم.
كارگران ايران خودرو روز كارگر در سركار حاضر نخواهندشد. همكاران گرامي و دوستان كارگر روز يكشنبه يازده اردبهشت ماه روز اول ماه مه روز جهاني كارگر است اين روز براي گرامي داشت ياد كار گران كشته شده و اعتراض عليه جهان سرمايه داري در سراسر دنيا و منجمله در كشورايران تعطيل مي باشد دولت ايران در اثر مبارزات كارگران مجبور شده است رسمآ روز كارگر را تعطيل اعلام كند ولي عملا جنين چيزي وجود ندارد و در اكثر واحدهاي توليد كارفرمايان كارگران را وادار مي كنند كه در سركار حاضر شوند .و اگر كسي در سركار حاضر نشود با هزاران مسله روبرو خواهد مي شود كه كمترين آن اخراج مي باشد دوستان و همكاران گرامي در شركت ما نيز هر سال روز كارگر را به بهانه هاي مختلف و به بهانه رسيدن به اهداف توليد كار اعلام ميكنند و امسال نيز خبرهاي رسيده حاكي از اين است كه شركت تعطيلي روز كارگر را لغو وسه شيفت كاري اعلام خواهند كرد.ما كارگران ايران خودرو اعلام مي كنيم كارگران ايران خودرو كه تعطيلات و حتي جمعه را به نوعي در سر كار حاضر شده اند ولي مي خواهند روز كار گر تعطيل باشند. دوستان كارگر روز كارگر تعطيل است اين حق قانوني ماست كه اين روز تعطيل باشيم اگر امروز شركت در مراسم هاي كارگري جرم است راهپيمائي در صف مستقل غير قانوني اعلام مي شود ولي تعطيلي كه جرم نيست و كسي حق ندارد اين روز را كار اعلام كند. اگر مديران شركت اين روز را كار اعلام كنند ما با آن به شدت مقابله خواهيم كرد و حتي اگر شده به تمام سازمانهاي مدافع كارگري شكايت خواهيم كرد .روز كارگر بايد تعطيل باشد.. همكاران گرامي و دوستان كارگر دوستان كارگر اگر ما باهم باشيم اگر ما متحد باشيم حتي اگر روز كارگر را كار هم اعلام كنندما در سركار حاضر نشويم هيچكسي نمي تواند اين روزكار اعلام كند. دوستان روز يكشنبه روز جهاني كارگراست روز كارگر روز اتحاد و همبستگي كارگران مي باشد. ما كارگران ايران خودرويكبار ديگر همه باهم متحد و آگاه و همراه با تمام كارگران ايران به عنوان اعتراض به نابرابري دستمزدها .عليه كارهاي موقت و عليه شركتهاي پيمانكاري در سر كار حاضر نخواهيم شد. ما كار گران ايران خودرو براي همستگي با كارگران سراسر جهان جهت اعتراض به بي عدالتيها عليه فقروبيكاري و براي گرامي داشت ياد كشته شدگان كارگر اين روز تعطيل خواهيم كرد. زنده باد اول ماه مي روز جهاني كارگر زنده باد همبستگي كارگران جمعي از كار گران ايران خودرو- چهارم اردبهشت هشتادو چهار IKCOKAR@YAHOO.COM
دوستان عزيز!
ترانه ي گرامي، كنجكاو محترم، شبح عزيز و دوستان ارجمند! در رابطه با بحثهاي 12/15/23/24 وپيرو كامنت25 لازم است راجع به راي منفي اشاره كنم كه: بايد توجه داشت كه مردم در روستاها و شهرستانهاي كوچك مثل مردم شهرهاي بزرگ تفكر نميكنند. رنگ وبو و حال و هواي آنها با شهروندان شهرهاي بزرگ فرق ميكند. آنها يكديگر را ميشناسند و در تقسيم بنديهاي قومي وفاميلي بر سر منافع شخصي و منطقه اي بصورت ناخودآگاه وارد معركه هاي مختلف انتخابات ميشوند. آنچه مردم شهرها را از اين ويروس مسري در امان نگاه ميدارد عدم تشكل قومي آنهاست. با اين اوصاف اين حضور اپوزيسيون و مردم حذف شده از حكومت است كه در صفهاي صندوقها ميتواند مؤثر باشد نه غيبت آنها. آنها كه هميشه غايبند پس بايد از اين فرصت بهره ببرند تا با حضور خود و با عنوان كردن علني راي قرمز(نه سپيد)! حتي بر راي ساده دلان جو زده تاثير بگذارند و بي پناهان از جمله خودشان بصورت زنده و فعال و درك شدني بفهمند و يادشان بماند كه در كنار هم تنها نيستند. آنچه در حافظه ي ذائقه ميماند درك مزه ي فلان ميوه ي نادر جنگلي است نه تعريف و آناليز علمي آن از زبان يك شيميدان. شما اگر به تجربه ي صفها توجه كنيد در صفها مردم ناله ميكنند غر ميزنند ودر وجوه مشتركشان با هم همدل ميشوند. ضمنا اين راهي است كه تجربه كنند و بدانند آنها هميشه مجبور نيستند در بازي پرسش و پاسخ از قواعد رايج استفاده كنند و گول قواعد بازي را بخورند آنها ميتوانند قاعده ي بازي را خود بدست گيرند و ناچار نباشند حتما يا بگويند آري با نه! بلكه آنها ميتوانند بگويند چه ميخواهند ودر زندان تنگ آري يا نه را با ابتكار عمل خويش بشكنند. از سويي اين نوع راي دادن ميتواند سندي باشد از حضور واقعي مردم براي ثبت آراء واقعي و نيز زنده بودنشان. يعني همان فرصتي كه هميشه منتظرش بودند. فرصتي مولد قدرتي عملياتي است و با غيبتشان هرگز نه بدست مي آيد و نه درك و حس ميشود.
ترانه ي گرامي!(24) از توجهت ممنونم. با راي به جمهوري، معركه انتصابات را به رفراندومي فراگير تبديل كنيم. چرا؟ 2-خط قرمز كشيدن بر برگهاي راي و يا راي به جمهوري به هيچ عنوان راي سفيد منظور نميشود.اين خود راي اكثريت را ثبت ميكند اما عدم حضور مردم ميتواند به اختگي و وازدگي مردم تعبير شود. اما با اين حضور و اينهمه راي باطله آن غيبتهاي قبلي نيز با مسما تر ميشوند. 3- شما بگو اگر قرار است كسي راي ندهد و مثلا راستيها با نيش خندان باز هم خود را اكثريت مطلق بپندارند بهتر است و يا نه اينكه خودشان كه ميدانند به همه ي دنيا اثبات شود و اين سند در تاريخ بماند كه راي به جمهوري و يا راي هاي باطله آنها را از مطلق بودن انداخته است و نتوانند آنرا براي مردم چشم و گوش بسته در بوق و كرنا كنند. 4- حضور و صداي ايرانيان حاضر در اين تظاهرات خاموش لااقل اين پيام را دارد كه: حضور ما رسميت بخشيدن به غاصبان بلكه صحبت از مصادره ي فرصت غارت شده است بدست ملتي كه هنوز زنده است. ميدانم خيليها زحمت زيادي كشيده اند و مدتها از خود مايه گذاشته اند كه بگويند انتخابات را بايد تحريم كرد. از طرفي اين پاسخي است به خاتمي كه ميگفت براي اينكه من بتوانم مردمسالاري را محقق كنم بايد مردم در صحنه باشند. من به حرفهاي گاه جاه طلبانه ي او كاري ندارم اما باور كن اين بهترين فرصت است براي يك تير و چند نشان. به هرحال من فكر ميكنم اين راه حل جاي تامل بيشتري دارد. از تو و ساير دوستان ميخواهم كه با كمك هم از همه ي ايرانيان بخواهيم كه كمي بيشتر به اين راه حل فكر كنند. 20ميليون راي باطله پاسخ مناسبي است براي اثبات مبارزه تثبيت مبارزه ي منفي مردم و نيز پاسخي به دشمنان خارجي و داخلي ايران و ايراني كه ما نمرده ايم و هنوز زنده ايم....اينطور نيست؟ بياييم فرصت و حق غارت شده ي صندوقهاي راي را با حضور مردم و به نفع مردم از مصادره كنندگانش باز ستانيم .
سينا عزيز۲۳
كنجكاو محترم! بمن نصيحت ميكني: دوست ناديده! از خيرخواهي ات ممنون. من فكر ميكنم اينكه بخواهيم منتظر باشيم تا فرصتي دموكراتيك براي تظاهرات پيش بيايد و مردم تحت شرايط نرمال به صحنه بيايند آيا خيال خامي نيست؟! مع الوصف از اينكه وسط دعوا نرخ تعيين كردي وبجاي پرداختن به موضوع به زبان الكن من پرداختي به نوعي نقض غرض كردي كه اين را هم ميگذارم به حساب دلسوختگي و بي تابي ات. چرا نبايد از اين فرصت استفاده كرد و با حضور اصلاح طلبان نسبتا منصف و با حضور خبرنگاران بر سر صندوقهاي راي با يك تير دو نشان نزد و انتخابات را به رفراندوم تبديل نكرد؟ اين يكي از معدود فرصتهاي تاريخي است.
شبح جان! در مورد اکبر گنجی هم همین روش را بعضی ها پیش گرفتند آزادی اش خواست انسانی است اما نواختن شیپور از سر گشاد بقول دوستی انتظار چاقو برای بریدن دسته خویش است. جای ارنستو عزیز هم خالی! دلم هم برای خودش و هم برای تفسير هايش تنگ شده.
خسته نباشی عزیز
به گمان من اين انتخابات از چند ويژگی برخوردار است:
دوست من عصبانی شده ای قرار نيست که ما از سخنان يکديگر عصبانی شويم مگر قرار نيست که هر کس نظرش را آزادانه بنويسد !!!!!!
رفسنجانی هم با گفته با اکراه و انگار میخواهد دوای تلخی را بخورد(کوفت بخورد) و به خواهش و التماس مردم میخواد بياد نامزد شه:))))
نانا گرامی! خواهش مندم اين چرنديات را در وب لاگ خودتان بنويسيد (ما هم می خوانيم). يک پرسش روشن آيا اگر حکومتی دست کم برپايه دمکراسی پارلمانی/نمايندگی در ايران بود، مردم به اين لولنگ دار مسجد هامبورگ رای می دادند؟ مردی که سال ها وزير ارشاد حکومت رفسنجانی بود ( ده ها آدم را در بيرون از مرزها ترور کردند) و تا اين ثانيه ها از کشتار مردم ايران در ده ی 60 خاموش است ، اگر خود مهره نبوده باشد که بوده. در باره لاجوردی چه گفت، يادته؟ نه بابا! ميدانی لاجوردی کی بود؟ پس اين خون از دماغ ريختن بازی ها چيست که از خودت در می آوری؟ می شود تو وزير حکو مت ی باشی و از کشتارهای همه گانی آن نا آگاه!؟
شبح گرامی آمدم که متاسفانه بگم در نکته ای با تو کاملا مخالفم .
سينا گرامی!(12) اين زبان تو آن چنان متافوريک (استعاری) است، که آدم نمی داند سخن راستين تو چيست و اين درد بدی است و به ويژه هنگامی که در سياست به کار گرفته شود. پس اين زبان تنها برای اين است که دهان باز کنی و هيچ نگويی، می توانم چند نمونه از وب لاگ نويسان و (گاه) پيروان بهنود را نام ببرم که گمان می کنند زيبا می نويسند، اما به گومانم تنها باورمندان شرمگين حکومت و حکومت باورانند، که داستان سرايی (فيکشن) را به جای کُنش رو راست و با پشتوانه (فکت) را کردار سياسی اشان گذاشته اند. خنده دار است که هنوز به اين حکومت و دست اندرکاران آن باورمندی، اين باورمندی نه از روی نادانی که از روی جانِ عافيت انديش آدمی است که نه جان(روح)/نه توان عصيان دارد و نه انديشه ايی بی پروا. با بازی گران شترنگ سياسی می خواهی بازی کنی و با مهره آنان(شايد) و قانون های آنان!! و به باورم بازی با قانون آنان از پيش باختن است، آن چنان که هميشه اين چنين بوده . به زبان آدم؛ برای حکومت مهم نيست که تو چه رای ی بدهی، مهم آن است که تو را به پای صندوق بکشانند و از تو فيلم بگيرند و در سراسر جهان به نمايش بگذارند و بگويند که ايرانيان در رای بازی آمدند و خود را قانونی بنمايانند. فرای آن را هيچ کس نمی داند. ما اين را می دانيم که همه گی دست اندر کاران و نامزدهای اين بازی "انتصابات" تلاش می کنند مردم به پای صندوق ها* به کشانند و نمايش را برگزار کنند مهم نيست تو رای سياه و يا سفيد بدهی. مهم اين است که خيابان ها و صندوق ها پُر باشد. اين که حکومت از کلاه (صندوق) کدام خرگوش را بيرون بياورند را خودشان چاره ايی می کنند. *در چند روز گذشته ده ها نمونه از سخن رانی ها و گفت و گو های سران و دست اندر کاران حکومت در دست رس است.
من نمی دانستم که که چنين گفته. اما از قديم گفته اند سر پيری ٫معرکه گيری ! بيچاره بد زمانی را برای تلخک بازی انتخاب کرده. اگر چه به خیال خودش دارد در لفافه حرفهای مهم می زند و شاید هم همین رفتارش که شما گفتید یعنی همان عمامه و عبا در آوردنش قابل تاویل باشد به اينکه خودش فهميده که دوران عبا و عمامه سر آمده و با زبان بی زباین به آن اقرار می کند.
سلام شبح جان. تماما" همینه و زدی در قلب هدف. این حرفهای خاتمی هم دیگه جک هست و برای بازخرید آبرویش - به تصور خودش البته وگرنه کلاه سر او نرفت، کلاه سر ملت رفت. رزق آخوندها سر یک خوان است و بس. ابله ما ملت که فکر کردیم یک آخوند با دیگری تفاوت دارد و چاقو دسته خودش را میبرد.
شبح عزيز! آقا جان اين اتوپياي مشروحه ي تو در پاسخ به داريوش عزي در كامنت قبل عجيب شبيه مدينه ي فاضله است نكند زبانم لال تو يكي از 313تن ياران امام زماني و ما نميدانيم؟ از شوخي گذشته با طرح شركت در انتخابات چطوري؟ منتهي راي به جمهوري( كه البته راي باطله محسوب خواهد شد!!) شايد راي هاي باطله بيشتر شود بدينگونه حضور غايبان 25ساله مشت محكمي باشد بر دهان سرمايه داران استثمارگر غرب و شرق( از امريكاي جهانخوار گرفته تا قيمان داخلي كه قصد خوردن جهان را دارند)
باید فرهنگ زبان آخوندی/مُلایی را زودتر یاد می گرفتیم.
شبح جان!
کيميا جان!(5) آسمون عزيز!(7)
شبنم جان!(6) آوای زمين عزيز(1) عزيزدوردونه جون!(3) شراگيم جان!(4)
زنده باد که حرف دل من را زدی شبح جان:) ما که همگی حرفهايمان را زديم....
سلام شبح جان...جدا خاتمی اين حرف رو زده؟؟ عجب! ...البته خوب کلاه در کلاه عجيبی شد،چون خود ايشون هم کم کلاه سر مردم نذاشت!
دلم به حالش می سوزد. خيلی بد است که ادم پاپت شود ...
ولی شبح جان درد من هم از همین هاست...یکی دو نفر با استدلال های بند تنبانیشان در مورد لزوم شرکت در این انتخابات در کارخانه ای که هستم بدجور روی اعصاب من رفته اند...امروز فرداست که جفتشان را بزنم شل و پل کنم!
خوب البته مستحضر هستید که جماعت ملا خودشان سالیان بسیاری است که در حرفه ی کلاه گذاشتن بر سر مردم مشغول گذران ایامند :)
ای بابا...نزدیک بود اول شویم ها...!:(
سلام:) گويا اول... به هر حال فکر کنم شبح جان تو حرفت را زده ای حالا دوستان خواه پند گيرند خواه ملال... راستی قورباغه است يا غورباغه؟؟؟ |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26189 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:40 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||