|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 5 اردیبهشتماه 1384 | April 25, 2005
● و اما چرا کارگران؟
برای عزيزترينام، پسرم.
سلام به همه عزیزان .
تاريخچه يخچال مي خواهم
تاريخچه پيدايش يخچال را مي خواهم
شبح عزيز از آشنايي باشمابسيار خوشحال هستم.
شبح عزيز من در معرفت شما هيچ شکی ندارم قبلا بهم ثابت شده . دستت درد نکنه آقا خيلی دمت گرم بخصوص از راهنمائيت ...
شبح عزيز دوست دارم نظر شما را راجع به مطالب وبلاگم بدانم. خوشحال می شوم سری به آن بزنيد.
شبح عزيز! از شوخي گذشته با طرح شركت در انتخابات چطوري؟
داريوش جان!(16)
آتش عزيز!
راستی اون لينک را برات فرستادم تا مثلا زودتر از ايميل بهت خبربدم؛پيرو ايميل چند لحظه قبلت.
شبح جان
داريوش عزيز ۵۰ می گوئی تفکر مزد مساوی در ازای کار مساوی بلندپرواز ی ست .. اين که گفته شود چرا يک نفر بيکار و کس ديگر هفته ای ۴۰ ساعت کار کند و به جای آن کار بایدبین همه قسمت شود و یاکاهش یابد تا مشکل بیکاری حل شود از نظر تو دور از حقیقت ست مثلا همه در روز ۳ ساعت کار کنند.. جالب ست که مطرح کردن اين روياها تاکید می کنم فقط روياها .. جوابش زندان وشکنجه ست .. اگر خيال ست چرا سرمايه داران از هر گونه بينش کارگری و در پس ان جنبش های کارگری وحشت دارند ؟ اگر می گفتی اين حرف ها در اساس درست ست اما شدنی نيست بحثی جدا بود تا اينکه بگوئی خيالپردازی ست..
http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=3842
تنشهای قومی و سركوب اعتراضات هموطنان غیر فارسزبان ما كه برای كسب حقوق و آزادیهای فرهنگی و زبانی و یا تامین خواستهای دموكراتیك سیاسی صورت میگیرد امر تازهای نیست. در ایران تحت سلطه حكومتهای مقتدر و دیكتاتوری مركزی در بیشترین دورههای ٨٠ ساله اخیر، سركوب اقوام غیر فارس تشدید شده است و علاوه بر نفی آزادیهای زبانی و فرهنگی، مناطقی مانند خوزستان و كردستان و سیستان و بلوچستان از نظر عمرانی و اقتصادی نیز به شدت در محرومیت بسر بردهاند. بخش بزرگی از مردم چشم به خارج دوختهاند و راه نجات خود از سلطه رژیم جمهوری اسلامی را در دخالت آمریكا میدانند. این خواست به خصوص در بین اقوام غیر فارس شدیدتر است. آنان میبینند كه حمله نظامی آمریكا به عراق اگر در كلیت آن فاجعه آفریده است، ولی موقعیت مردم كرد را در آن كشور تقویت كرده تا آن جا كه یك سیاستمدار كرد به رییس جمهوری آن كشور انتخاب شده است. این واقعیت در ایرانی كه كرد و عرب و بلوچ و تركمن در آن در فقر و محرومیت شدید به سر میبرند جاذبه زیادی داشته و به طور قطع در تمایل به دخالت آمریكا در ایران اثر گذاشته است.
به آتش گرامی!
به آرمين عزيز! :
شروود عزيز!(47)
شبح عزيز خوشحالم از اينكه هنوز يك نفر من را جوان مي داند! اين خودش براي من شروع خوبي بود! در مورد تاريخ مصرف اعتقاد من اين است كه هر موضوع علمي اي تاريخ مصرف دارد چنانچه خودت هم - البته با كمي اغماض قابل قبول است - در مورد مكانيك نيوتني حتي با قاطعيت آن را اعلام كردي (از درست و غلط بودنش هم مي گذريم). مخصوصا در علوم اجتماعي و اقتصادي كه مستقيما با پارامترهاي معقول و مختار - انسان - سروكار دارد تاريخ مصرف تئوري ها را امري بديهي مي دانم و باور نمي كنم يك نفر براي نظريه هاي ماقبل و شايد حتي مابعد ماركس تاريخ مصرف قائل شود ولي اين يكي مستثني باشد. در مورد مطلب دوم ات به تو حق مي دهم، شايد انتخاب نام "نقد نظريه شبح ... " براي نوشته ام چندان مناسب نبود. در واقع نوشته ي تو دستمايه و شايد بهانه اي بود براي نوشتن آن مطلب اگر چه در ادامه با دفاعي نه چندان مناسب موقعيت ات و استفاده از طعنه ها و كنايه ها مثل " ... البته اين ربطي به اينكه چه چيزي مشتق ... (7)" يا همانجا و با لحني نصيحت آميز و پدرانه " ... خيلي بده كه آدم ..." ويا در همين جوابيه ي آخرت كه از يك اشتباه برداشت - و نمي گويم سوء يرداشت - ناشي مي شود گفته اي "اين که مارکس بهای کالا را مستقيما با ارزش کار کارگر يکی ميداند بسيار سادهانديشانه است". اتفاقا اين مطلب كه بجاي واژه ي كاملا علمي "تناسب" كه من در مطلب ام آورده ام كلمه ي تركيبي "بهای کالا را مستقيما با ارزش کار کارگر يکی ميداند ..." و مفهوم كامل تساوي را متبادر مي كند جايگزيزن كرده اي، معناي دريافت ساده انديشانه از مطالب را دارد. من وارد معناي رياضي كلمه ي تناسب نمي شوم كه از اين مقال به دور است. ولي فكر مي كنم تو هم با تناسب مستقيم بهاي كالا و ارزش كار كارگر با اعمال فاكتورهاي خودش موافق باشي بدين معنا كه يكي از پارامترهاي اصلي تعيين كننده در ارزش كالا قيمت نيروي يدي آن است كه بعيد مي دانم اين يكي هم با گفته هاي ماركس يا برداشت تو از نوشته هاي او تناقض داشته باشد!. مثال ماشين هم با توجه به فرضيات آن درست نيست. اتفاقا اگر در سرعتهاي زياد از برخي پارامترها صرف نظر كني حتما به غلط رفته اي. همان كه مدل اينيشتيني حركت را براي سرعت هاي نزديك به نور مجاز مي كند و مدل نيوتني را براي سرعت هاي كمتر. (تاريخ مصرف در اين مورد به مورد مصرف تبديل مي شود و مدل نيوتني مدل مصرف كاملا درستي براي براي سرعت هاي پائين است و هنوز نقض نشده است)
کارگران کارخانه فيلور با خواست حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان وارد اعتصاب شدند طبق گزارشى که به حزب کمونيست کارگرى ارسال شده است، کارگران کارخانه فيلور (Filver) در تهران، واقع در جاده احمدآباد به طرف شهريار، که توليد کننده يخچال و فريزر است، دست به اعتصاب زدند و خواهان افزايش دستمزدها تا ٤٥٠ هزار تومان شدند. اين کارخانه ٢٠٠٠ کارگر دارد و يکى از مراکز مهم صنعتى در تهران است. اعتصاب کارگران فيلور با خواست ٤٥٠ هزار تومان دستمزد، يک اتفاق مهم در جنبش کارگرى ايران محسوب ميشود و جا دارد که مورد حمايت گرم همه کارگران در مراکز مختلف کارگرى قرار گيرد. بقيه مطلب:
اطلاعیه جمعی از فعالین سیاسی ترك قشقائی خواهران و برادران زحمتکش عرب، فریادگران دردهای مشترک ملل تحت ستم در ایران، شوونیسم و تبعیض که در سراسر ایران بر ملیت های غیر تاجیک (فارس زبان) اعمال میشد، در مناطقی که از اهمیت استراتژیک جغرافیایی نظامی و منابع غنی معدنی برخوردار بود شکل عریانتری بخود میگرفت که ملت ترك و در اين بين قشقائیها نیز همچون شما مردم شریف عرب و دیگر ملل تحت ستم در ایران از چنین موقعیتی برخوردار بودند. اعراب ستم کشیده! همانطور که میدانید در طول تاریخ هشتاد ساله سرکوب و تبعیض ملل ساکن ایران ، کشتار و پاکسازی قومی را سران جنایتکار حکومتهای شاهی و اسلامی سازماندهی کرده اند٬ اما روشنفکرنمایان و مدعیان فرهنگ ورزی در میان قوم حاکم نیز در نقش توجیه و تئوریزه کننده این جنایات همدست و دمساز حاکمین بوده اند. بخش عمده مدعیان اپوزیسيون بویژه طیف راست و ملی گرا و اخیرأ معدود جریانات مدعی چپ از کنار نسل کشی ها و نابرابری ملی در ایران با بی تفاوتی و سکوت تآییدآمیز گذشته اند. اما نسل امروز ملیتهای تحت ستم و فرزندان آنان نیز باید بیاد داشته باشند که کمونیستها و چپهای واقعی و نیروهای دمکرات واقعی، همیشه دوش بدوش خلقهای ترک، عرب، کرد ، ترکمن ، بلوچ و ... از حقوق دمکراتیک و پایه ای ملیتها، برای الغای ستم و تبعیض و نابرابریها حمایت کرده اند و حق ملل ساکن ایران برای تعیین سرنوشت خود را به رسمیت شناخته اند . بی دلیل نیست که در ایران همیشه خون پاک فرزندان عرب٬ فارس٬ ترک و کرد و بلوچ و ترکمن در احزاب و سازمانهای متعلق به اینگونه جریانات سیاسی مدافع برابری٬ در مبارزه با تبعیضات سیستماتیک رژیمهای سرکوبگر و شوونیسم عظمت طلب در هم آمیخته است. ما فعالین سیاسی قشقائی از خلق ترك٬ در خارج و در داخل ایران از مبارزات و مطالبات بر حق شما مردم شریف و زحمتکش عرب قاطعانه دفاع میکنیم. ما حق جدایی را به رسمیت شناخته، اما مشوق اتحاد برادرانه ملیتهای ساکن ایران در چهارچوب ایران، مشروط بر برخورداري همگی این ملیتها از حقوق کاملأ برابر در تمامی عرصه ها هستیم. خوشبختانه بخش عمده احزاب و سازمانهای متعلق به اقلیتهای ملی ایران نیز از همین راهکار مثبت دفاع میکنند و سرنوشت خود را با رهایی کل مردم کشورمان گره زده اند. اما این وضعیت مثبت میتواند تغییر کند و آن نیز هنگامی است که اپوزیسیون مدعی آزادیخواهی برخورد مناسبی با حقوق دمکراتیک ملیت های تحت ستم در ایران نکند . ما ضمن دفاع از برابری کامل و در تمامی عرصه ها برای ملیتهای ساکن ایران، دستیابی به برابری همه شهروندان، صرف نظر از ملیت ، نژاد ، جنسیت ، گرایش جنسی و اعتقادات خود و برای نابودی کامل ستم ملی در ایران را منوط به مطالبات زیر میدانیم: – حق تعیین سرنوشت همه ملیتهای ساکن ایران بدست خود آنان، از جمله حق جدائی کامل و تشکیل دولت مستقل. – برخورداری ملتها از حق انتخاب آزادانه خود برای شرکت در یک مجموعه جمهوری فدرال و تحت یک کشور متحد با حقوق برابر. – آموزش به زبان مادری در مدارس و دانشگاه ها و فراهم نمودن امکانات تکلم به زبان مادری در کلیه ادارات و موسسات دولتی . – انتخاب زبان مشترک و وسیله ارتباطی برای کلیه ملل ساکن ایران در انتخاباتی دمکراتیک و سراسری
امين جان!(42)
شروود عزيز!(37)
شبح عزيز، ممنون از پاسخ تان. هر چند به هيچ وجه ابهامی که در مفهوم کارگر داشتم برطرف نشد. از قبل می دانستم ((کارگر مفهومی اجتماعی و طبقاتی است)) اما احساسم اين بود که عده ای از انسانها که کالاهای آبژکتيو و عينی مثل فولاد و اتومبيل و شير و الماس توليد می کنند تنها خود را مستحق اين لقب افتخارآميز می دانند. پس از خواندن چندباره و بدقت پاسخ شما هم، چيزی به غير از اين دستگيرم نشد و تعريف جديد و دقيقی نديدم. درست است که قوه ی انديشه هم در کار توليد کالاهای آبژکتيو نقش دارد، اما در همان مثال کاپيتال هم می بينيد که تنها از کسانی به عنوان کارگر نام برده شده که کالای آبژکتيو توليد می کنند. اگر نويسنده ی کاپيتال به ديگر اقسام کالا توجه نکرده باشد چندان جای تعجب نيست چرا که در طليعه ی سرمايه داری صنعتی هدف توليد کالای عينی بود، اصلا از وضع اصطلاح فتيشيسم معلوم است که آن دوران عمده ی توليد اختصاص به اين کالاهای واجد شيئيت داشته است. اما دوران ما عمده ی توليد به کالاهايی اختصاص دارد که بيشتر نوعی خدمات هستند و شيئيت ندارند. بنابراين با توجه به آينده ای که بطور روزافزون ارزش کالاهای آبژکتيو را می کاهد و به کالاهای سابژکتيو و ذهنی بها می دهد (مثل مديريت، تحقيقات، هنر و انفورماتيک) و با توجه به اين که افرادی که کالای آبژکتيو توليد می کنند کم کم جای خود را به روباتها و سيستمهای اتوماتيک می دهند، گمان نمی کنيد مسأله ی ستم سازمان يافته به کارگران، لااقل باتعريفی که شما از کارگر ارائه می کنيد، با از بين رفتن مفهوم کارگر در حال حل شدن است؟
ببخشید پیغام 40 درمورد hundertwasser اشتباهی سر از اینجا درآورد.
hallo,hier hunderwasser-ausstellung www.gelnhausen.de
بيانيه حزب کمونيست کارگرى ايران پيرامون خيزش در شهرهاى خوزستان
سلام
شبح عزیز سلام. از نوشته های من همانقدر معلوم است که کاپیتال را نخوانده ام که از معادله ی تو کتاب مقدماتی فیزیک! بگذریم. دوست داشتم بجای اینکه در ابتدای امر با همان روش قدیمی "آیا تو فلان فاکت از فلان کتاب را خوانده ای؟" می نشستیم و یک بحث منطقی را با چارچوب های مشخص تعریف می کردیم و آن وقت شاید به نتیجه ای بهتر می رسیدیم. ولی از این آغاز معلوم است که قرار است بجای نقد موضوع، با روش بیست و پنج سال پیش تخطئه ی گوینده مواجه شویم. ملالی نیست دوست من چار چوب هایت را مشخص کن تا ببینیم با هم کجای کار هستیم. من هنوز منتظر نقد منطقی تو از نوشته ی خودم هستم.
نسرين نازنين!(29)
شبح عزيز!
سلام شبح عزیز!
آرش عزيز!(32)
شبح عزيزم!
امين عزيز!(27) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||