|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 2 اردیبهشتماه 1384 | April 22, 2005
● خبرهای پراکنده نتيجههای واحد
1- حکومت نظامی در اهواز
یکیش رو به انتخاب خودت پاک کن!:)
شبح عزیز(24):
شبح(24) عزیز:
سلام شبح عزیز:در صورت امکان چک میل نمائید.
شراگيم عزيز!(6)
شبح گرامی و دوستان بگذاريد من در قالب مثالی مساله انتخابات و رای دادن يا ندادن را برايتان بشکافم . نظام جمهوری اسلامی چونان هيولائی است که از درون کاملا گنديده و از بيرون به دليل اين گنديدگی هيبتی وحشتناک و مخوف دارد اين هيولا در بخشی از موزه ای به نام ايران با هزاران ميخ و طناب برای فرو نريختنش به شکل هيولا سراپا ايستاده است !!!!!!!
در مورد انتخابات، فکر میکنم بحث نباید بر سر این باشد که اگر فلانی بیاید چه ممکن است بشود و اگر کاری کنیم که آن یکی نیاید/بیاید چه خواهد شد. حتی اگر به نادرست فرض کنیم که انتخاب یکی از این افراد به تأیید/تقویت یا هر چیز دیگر کل نظام ربط ندارد، مسألهی اساسی خود این افراد هستند. مثلاً ممکن است احمدی نژاد را اکثرمان بدانیم که جزو قاتلین وزارت اطلاعات بوده است. آیا کسی که اندکی از انسانيت بويی برده، حاضر است به یک قاتل رأی دهد؟ در مورد بقیهشان شاید درست اطلاعات ندارند. میدانند که رفسنجانی و پسرانش میلیاردی دزديده است و ممکن است خیلی هم به اندازههای میلیارد فکر نمیکنند. کافی است تنها اندکی به لایههای بالاتر اینان سرک کشید. تفاوتشان تنها در تعداد و مقدار است. تعداد افرادی که حذف میکنند یا کردهاند، و مقدار پولی که دزدیدهاند و میدزدند و خواهند دزدید. متأسفانه شاید به این امر خیلی توجه نمیشود که میخواهند به کسانی که دزد یا قاتلاند رأی دهند. اگر فکر میکنید معین یا (مثلاً) اصلاحطلبان این گونه نیستند، سعی کنید با کسی که سر و کارش با کسانی در ردهی معاونت وزارتخانهها است، یا به نحوی در کار و پروژهای در اندازههای بزرگ کشوری مشارکت داشته صحبت کنید. حتی نه خیلی بزرگ، مثلاً پروژههای سیمان در جاهای مختلف کشور. آن وقت شاید کمی به گردانندهگان اصلی مملکت، تجار و دلالان غول و پنهان، نزدیک شوید.
پولاد جان!(19)
بزرگترين تظاهرات عليه سياستهاى ضد پناهندگى دولت سوئد صبح امروز پنجشنبه ٢١ آوريل مرکز شهر استکهلم در سوئد شاهد تظاهرات بزرگى عليه سياست هاى پناهندگى دولت سوئد بود. از طرف فدراسيون پناهندگان ايرانى و انجمن افغانستانيهاى مقيم سوئد که سازمان دهنده و فراخوان دهنده اين حرکت بودند اعلام شده بود تظاهرات از ساعت دوازده و نيم ظهر از ميدان سرگل استکهلم شروع ميشود. مينا احدى ٢١ آوريل ٢٠٠٥
شبح عزیز در مورد هم میهنان عزیزمان عرب های خوزستان حق داری. من خودم نزدیک به چهار سال در مناطق عرب نشین زندگی کرده ام. دو سال در شلنگ آباد اهواز . که نامش را از لوله ای گرفته بود که ملت می آمدند و از آن جا آب می بردند. یعنی در شهر اهواز و کنار تمدن شاهنشاهی ملت آب لوله کشی نداشتند و نود در صد ساکنین نیز عرب بودند. زنده یاد دکتر نریسا که من چندی هم با او کار می کردم و این انسان شریف تمام کار و زندگیش شده بود دفاع از این مردم بخت برگشته و پاداشش هم اعدام توسط حکومت اسلامی. جرمش هم خدمت به مردم. این ها در طول همین بیست و اندی سال بارها توسط مزدوران اسلامی سرکوب شده اند. این هم میهنان ما از ابتدایی ترین حقوق شهروندی محرومند. همین شهروندانی که با توجه به جانفشانی هایشان در جنگ به همکاری با صدام متهم می شدند. این پاپ جدید نه از آفریقا و یا آمریکای لاتین که از آلمان و یک فاشیست به تمام معناست.
ترانه ی نازنين(3)
صادق عزيز!(13)
شبح نازنين گاهی وقتا در حالیکه نيم نگاهی به تیتر مطلبت دارم و اونو مثل یک هُش دار می بینیم چند خطی يا کلامی از دل کوچک به وسعت دريای خودم می نويسم. اين است که بی قراری هايم را و شادی هايم را با شما که دوستتان دارم قسمت می کنم با شما زنده گی می کنم همان تور که وقتی تو دل تنگ هستی کلام از نوشته خارج می شه/ بيرون می آد و بر دل می نشينه.
دوست عزيز اميد وارم هميشه ودر همه حال موفق وپيروز باشيد من هم اميد وارم که روزی در جمع شما دوستان قرار بگيرم .
شروود عزيز!(12)
من پس از خواندن نظرات و راهنمائی های دوستان عزیز و خواندن بلاگهای مختلف به جمع بندی زیر رسیده ام، که البته باز هیچ ادعایی در اینکه این جمع بندی کاملاً درست است، ندارم و همچنان چشم امید به شما دارم تا مرا در دست یافتن به یک جمع بندی درست تر یاری نمائید.
سلام. دو نكته در اين نوشته ات براي من جالب بود. اول اينكه نظراتت در مورد خوزستان و قائله ي اهواز شبيه نظرات راديو آمريكاست! من فكر مي كنم در وانفسائي كه از طرف اروپا و خصوصا امريكا انواع تهديدهاي كهنه و نو دوباره مطرح شده است، عجيب نيست ناگهان از آستين يك نفر يك نامه ي اينچنيني هم در بيايد و به همه مشكلات اضافه شود. خصوصا با وضعيت قومي ايران و بويژه با شرايط اعراب! فكر نمي كنم هيچ اقليت قومي در ايران به حساسيت اعراب برسند. تا آنجا كه من در بين شان بودم در بعضي موارد حتي قضاوت مستقل را برايشان مجاز دانسته اند يعني به فتواي بزرگ قبيله شان حتي حكم اعدام و قصاص اجرا كرده اند و حكومت هم مانع نشده است. به هر حال اين موضوع هر چه كه هست واقعا به موقع رو شده است!.
اینجا هم چند سال قبل پس از کشته شدن یکی از علمای اهل سنت چنین درگیری بین مردم و نیروهای نظامی به وجود آمد، البته با شدت بیشتر
سلام! ممنون از توضیحاتی که در مورد سووال من در کامنت مطلب قبلی نوشته بودید [و البته اون دو دوست دیگه]
شوراي عالي امنيت ملي طرح تغيير بافت جمعيتي ساكن و شاغل در استان خوزستان پيشنهادي فرماندهان سپاه را (طرح آمايش سرزميني) در سال ١٣٧٤ تصويب كرده استּ در اين طرح تغيير بافت جمعيتي (ساكن و شاغل) در استان خوزستان با استفاده از اقوام فارس زبان و به صورت ايجاد روستاها٬ شهركها و حضور دائمي در قالب بخشهاي صنعتي و كشاورزي تائيد و تاكيد شده استּ جمهوري اسلامي ايران صفحه: از: معاونت اطلاعات و عمليات ستاد كل نيروهاي مسلح با اهداء سلام و تحيات احتراما ضمن تقديم دو برگ نامه شركت تعاوني چند منظوره ايثارگران دزفول به پيوست و تائيد مراتب نامه مذكور به استحضار مي رساند: استان خوزستان يكى از حساسترين مناطق استراتژيك كشور محسوب شده و همواره چشم طمع دشمنان متوجه آن مي باشدּ بعد از اتمام جنگ تحميلي و مطرح شدن طرحهاي آمايش سرزميني٬ با توجه به تجارب ارزشمند جنگ٬ نقطه نظرات بسيار مهم و حائز اهميت از سوي فرماندهان نظامي براي پيشگيري از نفوذ دشمن و ايجاد امنيت پايدار مطرح گرديدּ الحمدلله كليه پيشنهادات و مباحث مطرح شده از ناحيه فرماندهان نظامي در شوراي عالي امنيت ملي بحث و بررسي شد و مورد تصويب قرار گرفتּ نكته حائز اهميتي كه در طرح مصوب آمايش سرزميني تاكيد فراوان گرديده٬ تغيير بافت جمعيتي (ساكن و شاغل) در نوار مرزي استان خوزستان است تا با استفاده از اقوام فارس زبان و متدين اهالي شمالي و شرق استان در سرزميني كه روزگاري در اشغال بعثيون كافر بوده و با نثار جان و رشادتها و شجاعت رزمندگان آزاد گرديده است٬ حضوري دائمي ايجاد گردد٬ چه به صورت روستا و شهرك و چه به صورت شاغل در بخشهاي صنعتي و كشاورزيּ اينجانب با شناخت كامل و تائيد برادران شركت تعاوني ايثارگران كه روزگاري شاهد حضور شجاعانه آنها در طول جنگ تحميلي بوده ام٬ از حضرتعالي تقاضا دارم كه مقرر فرمايند كه زمين مورد نظر اين تعاوني در دامنه هاي كوه ميشداغ٬ در غرب رودخانه كرخه موسوم به لطيف جخيوي- دشت ارايني به برادران رزمنده و ايثارگر اين شركت واگذار شودּ زمين مورد بحث زميني است كه در عمليات فتح المبين بدست همين جوانان رزمنده اين شركت و ساير رزمندگان اسلام از چنگ بعثيون آزاد گرديده استּ تا زماني كه ما اين جوانان را داريم مملكت از تعرض دشمنان مصون خواهد بودּ جواناني كه در جنگ تحميلي در لشكر ٧ ولي عصر عرصه را بر دشمن تنگ نموده و اكنون نيز پس از جنگ همراه دولت خدمتگزار و همسو با طرحهاي ملي مصمم هستند كه گامي در جهت توسعه كشور بردارندּ متشكرم معاون اطلاعات و عمليات ستاد كل نيروهاي مسلح
شبح جان اينکه امريکا نمیتواند همه کُره زمين را پوشش دهد درست است اما با توجه به خيلی از حقهای نابهحقی که دارد میتواند بسياری از نظامهای مردمی را که به سوی استقلال و آزادی پيش میروند مختل کند. فعلا سرمايه متاسفانه متاسفانه متاسفانه حرف اول را میزند و تا آن روز موعود بسيار فاصله است. در مورد اعراب خوزی هم موقعيتشان چيزی جداگانه از بقيهی مردم جنوب ندارد و حتما خودت بهتر میدانی که در بسياری از نقاط ايران به جز پايتخت که زلم زيمبواش مانع ديد درست می شود فقر بيداد ميکند. آیا روند انتخابات تاثيری در سرنوشت خواهد داشت؟ تا زمانی که حمايت خارجی هست ما هيچکارهايم.
Shabah e aziz Emailet ra check kon
شبح عزیز...این در مورد کامنتی است که برایم گذاشته بودی...ببخشید که اینجا می گذارمش...گفتم شاید نخوانی و اینهمه که نوشته ام سر دلم بماند:) :
خدا پدر و مادر و جد و آبادت را بيامرزد. حق مطلب را در مورد خوزستان بيان کردی. قلمت پاينده.
سلام شبح جان!
شبح عزيز لحاف آمريکايی «برای» آمريکا و آمريکايی ها هم کفاف نمی ده! بجای «برای» در متن همين سطر بالا نوشتی «باری»
شبح دوست نیکم
شبح جان |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26657 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 12:59 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||