شنبه، 27 فروردینماه 1384 | April 16, 2005

شورش در اهواز

روز سيزدهم فروردين مطلبی نوشتم با عنوان "سياست در تعطيلات" همان‌طور که از محتوای مطلب برمی‌آمد يادداشت طنزی بود به بهانه‌ی دروغ سيزده يا آوريل. در نظرخواهی اين مطلب دوست ناشناسی کامنتی قرار داد که به نظر نمی‌رسيد به خبر روز ام‌روز تبديل شود. اين کامنت نامه‌ی محرمانه‌یی بود با امضای آقای ابطحی شايد محتوای طنز مطلب و عجيب بودن مفاد نامه موجب شد توجه جدی به آن نشود. و اما متن نامه:

رئيس دفتر جمهورى اسلامی ايران
دفتر رئيس جمهور
بسمه تعالی
رياست محترم سازمان برنامه و بودجه کشور جناب آقای دکتر نجفی
با سلام
پيرو سياستهای مد نظر گرفته شده و مصوبات شورای امنيت ملی در خصوص تغير ساختار جمعيتی اعراب خوزستان و توزيع مطلوب آنان در ديگر نقاط کشور لازم است بندهای مصوب ذيل الحاق و به واحدهای تابعه ابلاغ و ارسال گردد.
1- ترتيبی اتخاذ گردد که جمعيت اعراب خوزستان نسبت به فارسی زبانان بومی و مهاجر در ظرف و در حداکثر ده سال به يك سوم برسد.
2- جهت افزايش حضور و مهاجرت ديگر اقوام بويژه اقوام آذری به استان خوزستان علاوه برتسهيلات مصوب بخشنامه 416-3-ب-2/971/5-7 مورخ 14/4/1371 تسهيلات بيشتری مد نظر گرفته شده که متعاقباً اعلام ميگردد.
3- لازم است بنحوی عمل شود که پديده مهاجرت قشر تحصيل کرده آنان به ديگر استانها به ويژه تهران، اصفهان و تبريز افزايش يابد.
4- سعی شود ضمن محو کليه نشانها دال بر وجود اين قوم از قبيل تغير نامهای باقيمانده محلات، روستاها، خيابانها، مناطق،.....از واژه های فارسی استفاده شود.
5- در عين تاًکيد بر محرمانه بودن موضوع لازم است جهت هرچه عملی ترشدن اجرای مصوبات از افراد عرب زبان مطمئن بعنوان وسيله استفاده گردد.
6- کليه مصوبات جديد در خصوص توزيع دانشجويان، کارمندان: معلمان، نيروهای نظامی انتظامی و کشاورزان در ديگر استانها پيوست ميگردد.
سيد محمدعلی ابطحی
رونوشت:
1- وزارت اطلاعات.
2- وزارت کشور
3- وزارت مسکن وشهر سازی
4- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

امروز اخبار ساعت بيست و سی شبکه‌ی دوم تله‌ويزيون سراسری ايران اعلام کرد که انتشار نامه‌ی مجعولی موجب اعتراض مردم اهواز شده است که منجر به يورش به ادارت دولتی و بانک‌ها شده است. به محض شنيدن خبر به اين صرافت افتادم که احتمالا منظور همين نامه است. دفتر آقای خاتمی اين نامه را تکذيب کرد اما جالب است که اين تکذيب اکنون و پس از آن‌که انتشار نامه موجب ناآرامی در اهواز و احتمالا ساير شهرهای استان خوزستان شده است تکذيب شد در صورتی که مدتی است حداقل در سطح اينترنت منتشر شده است و من تکذيبيه‌‌یی از آن نديدم.
به هر حال آن‌چه مرا واداشت اين مطلب را بنويسم تذکر اين نکته است که ناديده گرفتن مسايل مليتی و قومی و زبانی می‌تواند فاجعه‌بار باشد. اين که مرزهای سياسی چقدر واقعی است، اين که زبان و نژاد و قوميت و مليت چقدر می‌تواند نقطه‌ی اتکا باشد يک بحث است و اين که اين مسايل به‌طور واقعی در جهان امروز يا حداقل در بخشی که ما زنده‌گی می‌کنيم چه وزن و اهميتی دارد بحث ديگری است. چه کسی تصور می‌کرد در قلب اروپا انسان‌های هم‌ديگر را بکشند که تو صرب هستی و تو کروات و تو مسلمان... اما اين اتفاق افتاد و مانند شمشير دموکلس برفراز سر همه‌ی ما می‌چرخد.
به هر حال اخبار ناآرامی‌ها و شورش در اهواز و احتمالا ساير شهرهای استان خوزستان به‌زودی در سطح وسيع‌تری منتشر می‌شود و آن‌گاه شايد بتوانيم تحليل درستی داشته باشيم اما آن‌چه مسلم است موضوع قوميت‌ها و مليت‌ها و گويش‌کننده‌گان به زبان‌های مختلف مسئله‌ی مهمی است و با پاک کردن صورت مسئله نمی‌توان آن را حل کرد.
-------------------------
پی‌نوشت:
- در بخش‌های خبری بعدی موضوع ناآرامی‌ها و شورش مردم در اهواز در شبکه‌های تله‌ويزيونی ايران سانسور شد. چند بخش خبری را که نگاه کردم هيچ مطلبی در اين باره گفته نشد. اما اخباری که شنيده می‌شود حاکی از چند کشته در شهر اهواز است.
- تکذيبيه‌ی آقای ابطحی در وب‌‌نوشت: شایعه­ی بخشنامه­ی ضد عرب من!
بايد ديد ايشان در مورد کشتن مردم اهواز چه می‌گويند. ظاهرا تا کنون حداقل دو نفر کشته شده است.
پ‌نوشت2:
-امروز دوشنبه 29 فرودين وزارت ارشاد فعاليت شبکه‌ی الجزيره را به دليل پخش اخبار مربوط به شورش اهواز و ساير شهرهای استان خوزستان ممنوع اعلام کرد و دفتر اين خبرگزاری را در تهران بست.
واکنش آقای ابطحی به شورش در استان خوزستان: نامه من به وزیر اطلاعات
-حوادث تلخ دو روز گذشته در اهواز که به دنبال انتساب یک نامه جعلی به من بود را حتماً شنیده اید. عین نامه ام به وزیر اطلاعات را روزنوشت می­کنم:

April 16, 2005 10:37 PM | TrackBack

19:41 @ Sat, 23 May 09

تر خر خفه بابا برو بمیر


الشن 12:52 @ Sat, 28 Mar 09

شما زادگان برومند نسل بابکان هستيد و در مسير کمال انسانی گام بر ميداريد در اين مسير با تمام قوا پيش برويد و از هيچ بد خواهی ترس به خود راه ندهيد چرا که خدا پشتيبان اصيلان است و شما که دنبال اصالت قومی خود هستيد هميشه موفق خواهيد شد


علي 18:38 @ Thu, 29 Mar 07

درخواست براي عضويت


کرد 12:51 @ Mon, 30 Jan 06

خودت از این نوشته ها درباره شمال خراسان خنده ات نمی گیرد
آه ترک کجا و این حرفا
سایت خوبیه اما بهتر اینکه
هیچ قومی را بر دیگری ترجیح ندهید.


dddd 2:58 @ Sun, 24 Jul 05

ba salam
lotfan nameye marboot be taghiire name daryacheye uroomiye ra baraye bande beferestid chon filter shode
ba tashakkor


sepehr 21:27 @ Mon, 18 Jul 05

سلام: دنبال اسم ترکی می گردم


12:16 @ Fri, 24 Jun 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 202.5.184.22
URL:
DATE: 06/24/2005 12:16:56 PM


22:48 @ Thu, 9 Jun 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 82.211.152.2
URL:
DATE: 06/09/2005 10:48:32 PM


1:05 @ Fri, 6 May 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 80.191.241.196
URL:
DATE: 05/06/2005 01:05:14 AM


اویانیش 22:25 @ Mon, 25 Apr 05

فارس دؤولتی بوتون وارلیغیمیزی یوخ ائتمگه چالیشیر!

سئویملی سویداشلار،

ایران آدلانان یئر ده، قارانقی کئچمیش لردن گلن مولالار حؤکومتی تورکلره قارشی پهلوی لر سیاستینی بیر وارث کیمی یورودوب، ایسلام آدی آلتیندا بوتون وارلیغیمیزی یوخ ائتمگه چالیشیر. مولالار، تورکلری آزینلیغا سالماق ایچین کؤچمن افغانلی لاری و قوزئی خوراسان ایله گونئی تورکمنیستان آراسیندا یاییلاق- قیشلاق ائدن کؤچری کوردلری قوزئی خوراسانین شهرلرینده یئرلشدیریرلر. افغانلی لار و کوردلر آیدا اوتوز گون، گونده 10-12 ساعت اوجوز ایشله مک ایله ایش بازارینی خوراسان تورکلری ایچین چوخ دار ائدیرلر.

بئله بیر دورومدا خوراسان تورکلری ایش تاپماق ایچین قوزئی خوراساندان چیخماق زوروندا قالیرلار. بو چیرکین سیاستی یوروتمکده ایران دؤولتی یالنیز دئیل، فارسلارین سیاسی، کولتوره ل گروپلاری، کیملیک لرینی ایتیرن بیر سیرا اینترناسیونال دونو گئیمیش تورکلرده کئچمیشدن بوگونه چن بو چیرکین سیاستی دستکله یبلر و دستکله مکده دیرلر.

ایران دؤولتی سؤزده موسلمان ایشده فارس شوونیسمینین تمثیلچی سیدیر. بو دؤولت قورولوشونون ایلک گونوندن بویانا ایرانین ایچینده- دیشیندا تورکلر ایله دوشمنچیلیگه باشلاییب، گونئی تورکمنیستان، قاشقایلی، قوزئی خوراسان و گونئی آذربایجان تورکلرینین قانینی آخدیریبدیر. دونیا موسلمانلارین اؤندرلیگینی ایدعا ائدن ایران دؤولتی، اوروسلار، ائرمنی لر ایله بیرلیکده موسلمان تورکلره قارشی اورتاق سیاست ایزله ییر. بو دؤولتلرین کؤمکلری ایله پ.ک.ک تئروریست لری تورکیه ده مینگلرجه تورکون اؤلدوروبلر. قاراباغ ساواشیندا اوروس، فارس، ائرمنی بیرله شیب مینگلرجه سویداشیمیزی شهید، یوزلر مینگ تورکو اؤوسیز ائدیبلر.

فارس دؤولتی تورکلرین مالی قایناقلارینی قوللاناراق، تورکلره قارشی ییرتیجی اوردو، پولیس بسله ییر. رژیم بو ییرتیجی گوجلری ایله تورکلرین یوردونا بوغونتو سالیب، تورکون وارلیغینی تالان ائدرکن چؤللوکده (کویرده) فارسلار یاشایان شهرلری گوندن- گونه گلیشدیریر . گئریجی فارس دؤولتی بیزیم آنا دیلیمیزی یاساقلایاراق، بیزیم پولوموزلا فارسچا کیتاب باسدیریب، پولسوز افغانیستان، تاجیکیستان اوخوللاری ایچین گؤندریر و فارس دیلینی ایران دیشیندا یایماق ایچین هیندیستاندا، پاکیستاندا، بنگلادئشده فارسچا اوخویان اؤرگنجیلره آیدا 6000 روپیه پول وئریر.

90- مینگ ائرمنی ایچین ایران دؤولتی ایلک اوخول دان بیلی یورداچان ایمکان یارادیب، آنجاق بوتون ایراندا قیرخ میلیونا یاخین تورک ایچین بیر ایلک اوخول ده یوخدور.

فارس دؤولتینین تورکلری یوخ ائتمه سیاستی چوخ آیدین و آچیق دیر. بو چیرکین سیاستین اؤنگینده دورا بیلمک ایچین قوزئی خوراسان تورکلرینین اؤرگوتله نمسی (تشکیلاتله نمسی) و بو اؤرگوتلردن بیر میللی جیبهه یارانماسی چوخ اؤنملی دیر.

بیز خوراسان تورکلری، آنا دیلیمیز یوخ اولماسین دئیه، خوراسان تورکو یوخ اولماسین دئیه خوراسان تورکلرینین " اویانیش" جمعیتی آدی آلتیندا توپلاناراق، آماجیمیز خوراسان تورکلرینی بیرلشدیرمک و چاغداش اینسان کیمی اؤزگور یاشاماقدیر. "اویانیش" جمعیتی نین قاپی سی بوتون یورد سئون تورکلره آچیق دیر.

www.oyanish.org


OYANISH 22:21 @ Mon, 25 Apr 05

اعلامیه جمعیت " ا ویانیش" در مورد خراسان شمالی

" شمال خراسان" وطن ترکهای خراسان سرزمینی است به وسعت 140000 کیلومتر مربع، این آب وخاک ازشمال به جمهوری ترکمنستان، از غرب به ترکمن صحرا، ازمشرق تا افغانستان واز جنوب به کناره های کویر ختم می شود. شواهد تاریخی فراوان نشانگر این هستند که ترکها بومیان این مرزوبوم بوده و امروزه با جمعیتی بالغ بر چهار میلیون نفر ساکنان اصلی شمال خراسان به حساب می آیند.

شهرهای عمده شمال خرا سان عبارتنداز: مشهد، بجنورد، قوچان، درگز، سرخس، فاروج، جغتای، شیروان، اسفراین، آشخانه، چک ا نه، تمامی روستاهای حومه شهرهای قید شده و مناطق وسیعی چون کلات نادری، بام صفی آباد گرایلی و اغلب روستاهای سبزوار، نیشابور و بخشی از جمیعت این دو شهر نیز ترک می باشند.

ترکهای خراسان از ایام قدیم در تعیین شرنوشت خویش بطور فعالانه شرکت جسته ودراین راستا نه تنها در مقاطعی از تاریخ دولتها و حکومتهای خاص خود نظیر افشاریان را تشکیل داده اند بلکه بصورت فعال در شکل گیری و به قدرت رسیدن سلسله های ترک ازغزنویان تا قاجاریان شرکت داشته اند. بعداز دوره قاجاریان، پهلوی ها و وارث آ نها جمهوری اسلامی طرح سرکوب و آ سیمیلاسیون ترکها و محو سیاسی ـ فرهنگی و اجتماعی آ نها را در مرکز سیاستهای خود قرار داده اند.

هر چند فروپاشی سیستم استعماری شوروی و استقلال پنج جمهوری ترک تاثیرات عمده ای بر منطقه بویژه ایران نهادند ولی تبلیغات و تبعیضات ضد ترکی در ایران به اوج خود رسیده است. حکومت فارس برای سرکوب ملت ما از ترفندهای جدیدی استفاده کرده و برای تحقق مقاصد ضد ترکی خود مراکز علمی منطقه بویژه دانشگاه فردوسی مشهد را تبدیل به مرکز توطـئه علیه ملتمان کرده است. این دانشگاه با کمک های مالی آستان قدس رضوی با انتشار ده ها جلد کتاب و مجله قصد دارد کردهای منطقه را اکثریت ساکنین منطقه وانمود کند.

آنها در این نشریات مدعی هستند که کردها بعد از حرکت تاریخی(!) خود به منطقه، با شکست دادن گرایلی های ترک که بومیان منطقه بوده اند بر شمال خراسان مسلط شده اند. در این نشریات جاهلانه سعی میشود که اسامی اماکن، محلات، کوه ها و رودخانه ها را از ترکی به فارسی و یا به کردی تبدیل کنند! بطور مثال " قاراول داغی" تبدیل به " شیرکوه" و یا " بجنورد" ابتدا به " بیژن یورد" وسپس به " بیژن گرد" و در نهایت به " بیژن کرد" تبدیل شده است. و گویا " درگز" در قدیم " دره خر" بوده و به این بهانه آن را به " محمد آباد" تغییر داده اند.

کار بدین جا ختم نشده شوونیسم فارس شخصیت های تاریخی و اجتماعی اصیل ترک را بعنوان فارس و یا کرد معرفی میکند از جمله معرفی نادرشاه افشار و یا "اوغلان بوداغ" یکی از حاکمان قدیمی ترک منطقه بعنوان کرد. امروزه جمعیتی در حدود 200000 نفر کرد کرمانج در شمال خراسان بصورت پراکنده زندگی می کنند که همه پست های مهم و حساس منطقه از طرف جمهوری اسلامی به آنها واگذار شده است. اجداد این اکراد در زمان صفویه از کردستان به شمال خراسان تعبید شده و بین شمال خراسان و ترکمن صحرا بصورت کوچ نشین ییلاق- قشلاق می کردند. در زمان رضا خان بعد از تصویب اسکان اجباری عشاعر، سران اکراد را در شهرها و بقیه را اینجا و آنجا در کنار روستاهای ترک نشین ساکن کرده اند.

همسو با تبلیغات ترک ستیزانه جمهوری اسلامی، در منطقه شمال خراسان برخی از گروه های سیاسی کرد نیز تلاش میکنند شمال خراسان را منطقه کرد نشین عنوان نمایند. ما ضمن بر ملا کردن نقشه های شیطانی دشمنان ترکهای خراسان آنها را محکوم نموده و ملتمان را برای دفاع از شرف و حیثیت ملی خود به مبارزه فعال فرا می خوانیم. همچنین از آنها می خواهیم تا بدست آوری تمامی حقوق ملی و انسانی مطرح شده در کنوانسیون جهانی حقوق بشر از پای ننشینند.

ما خواستار:

1 - تدریس رسمی و اجباری زبان ترکی از ابتدایی تا آموزش عالی در شمال خراسان،

2 - تاسیس رادیوـ تلویزیون ملی،

3 - واگذاری پست های مهم دولتی به منتخبین واقعی مردم،

4 - حفظ آثارتاریخی، فرهنگی و جلوگیری از خروج آنها به سایر نقاط،

5 - اجازه گذاشتن اسامی ترکی بر نوزادان مان،

6 - لغو اسامی جعلی و بیگانه که بر شهرها، روستاه ها، کوه ها، رودخانه ها و ... گذاشته شده است، هستیم.

ما درعین حمایت همه جانبه و بی دریغ از خواسته های ملی برادران ترکمن، آذربایجانی و قشقایی آرزوی حمایت از مبارزه ملی خود نیز هستیم.

"اویانیش"

www.oyanish.org


22:17 @ Mon, 25 Apr 05

ترک سیتیزی حکومتهای فارس مرزی نمی شناسد

امروز هر چیزی که بوی ترکی بدهد نا مطلوب و وحشت آور است، نه تنها زبان وفرهنگ ترکی، بلکه آثار تاریخی باقیماده از ترکها نیز در معرض انهدام است. در این راستا در شمال خراسان آثار باقیمانده ازادوار: غزنویان، سلجوقیان، چنگیزیان، تیموریان، صفویان، افشاریان و قاجاریان در حال تخریب هستند.

این ابنا که برای محققان و آرشیتکها جهت اکتشاف تاریخ بشری و گذشته انسانیت ارزش حیاتی و پژوهشی دارند، مورد تعرض بیشرمانه شوونیزم فارس قرار گرفته اند. حتی این آثار وابنا مذهبی نیز باشند مورد استثنا قرار نمی گیرند. تصاویر زیر موید این مدعا میباشند.

www.oyanish.org


اویانیش 22:10 @ Mon, 25 Apr 05

دورود به روان پاک شهدای عرب اهواز
مسئله حقوق ملی ملل ساکن ایران موضوع حساس مد نظر شوونیزم فارس بوده و در طول ادوار مختلف تاریخ به خشن ترین شکل ممکن سرکوب شده است.

متد شوونیزم فارس در سر کوبی جنبش های ملی:

ترور، قتل و حبس ( فعالین سیاسی، روشن فکران، متفکران، نوسندگان و رهبران آنها)، محروم کردن آنها ازتحصیل و تکلم به زبان مادری، نگه داشتن آنها در فقر و محرومیت مادی و معنوی، وابسته کردن کامل آنها به لحاظ اقتصادی و سیاسی و دنباله روی بی قید وشرط از دولت فارسها است. منع تمامی میراث های ملی، فرهنگی- تاریخی، خروج بی رویه ثروت های ملی و قراردادن ذخایر ومنابع ملی آنها در خدمت شوونیزم فارس، انحلال هویت ملی و تحلیل هر چه سریع تر این ملل در هویت فارسی، انکار وجود ملل غیر فارس در ایران و تعلق آنان به قوم آریایی، جابجایهای سیاسی به قصد تغییر ترکیب جمعیتی، تغییر اسامی ملی اعم از جغرافیایی، انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و جایگزینی واژهای نا مفهم فارسی به جای آنها، اعمال سیاست های تفرقه افکنانه و تحریک آمیز در میان ملل غیر فارس و رودررو قرار دادن آنها در راستای امیال غیر انسانی شوونیزم فارس.

اخیرا نژاد پرستان حاکم برایران طی یک نامه رسمی دولتی خواستار تغییر اسامی ترکی جزایر درون دریاچه اورومو شده بودند. خوشبختانه با بیداری ملت بزرگ تورک نقشه های شوم حکام فارس به گل نشست و مجبور به عقب نشینی شده و نامه مذبور را جعلی و غیر رسمی اعلام نمودند.

کفتار صفتان ددمنش حاکم بر ایران نامه دیگری از طرف دفتر ریاست جمهوری دال بر تغییر ساختار جمعیتی اعراب عربستان ایران و جابجایهای انسانی در چارچوب سیاست های نژاد پرستانه و ایجاد تفرقه و نفاق بین ملل ترک و عرب ارسال داشته اند. خوشبختانه این بار نیز با بیداری و هوشیاری ملت قهرمان عرب نقشه کثیف شوونیزم فارس آشکارو پته آنها روی آب افتاده.

درپی اعتراض به این نامه درگیریهایی بین مبارزین عرب با نیروهای سرکوبگر دولتی صورت گرفته و متعاقب آن ده ها تن ار مبارزین عرب شهید و صدها تن زخمی و دستگیر شده اند. البته از قبل مشخص است که جمهوری اسلامی این اقدام متهورانه ملت عرب را به منابع خارجی نسبت داده و توطئه اجانب جلوه می دهد.

ما سازمان بیداری تورکهای خوراسان ضمن حمایت بی دریغ و همه جانبه از مبارزات ملت تحت ستم عرب، امادگی خود را برای همکاری با جنبش ملی عرب اعلام می داریم وبه روح و روان شهدای اخیر آنها درود می فرستیم.

" اویانیش"

سازمان بیداری تورک های خوراسان

19.04. 2005


dariush 9:33 @ Wed, 20 Apr 05

به joje fashisthaye ترک
تاريخ را تحريف نکنيد. \"kesrevi\" خائن nebod او گر چه ديدگاه rosheni از اسلام سياسی nedasht اما ديروز در مبارزاه با molayan sineash amaje گلوله gherar گرفت تا فردا اسلام سياسی berehberi خمينی و به hamdesti khalkhali و mosevi ardebli mosevi تبريزی(همه ترک zeban) قدرت را tesarof nekonad که متاسفانه کرد. اصلا borjvazi ترک بخشی از hakemit جمهوری اسلامی است بی مناسبت نيست که شما به آنها نامه می نويسيد. در moqayeseh حکومت pehlevi به ghajar. حکومت ghajar artejaye و به tarvij دين اسلام mipardakht . اما رضا شاه گر چه diktator بود اما ashkali که dashat ميخواست modernasion را از بالا به jameah heghneh کند. اما اين هم روی روشنفکران چون kesrevi و teghizadeh و ديگران taasir داشت betorike telebeha aaba و omameh را به دور miandakhtand به به لباس ademizad در miamedand nemoneash teghizadeh بود.

دوستان عرب zeban
هر vaqet شما در خوزستان akseriyat بوديد من خودم و temam eil و tebaram را miaveram که رای به tajziye خوزستان beonvan arebestan به شما بدهند.


DARIUSH 8:53 @ Wed, 20 Apr 05

sokheni چند با shabah
دوست عزيز
هر borheye از zemaan تحليل مشخص از sherayat مشخص mitelebad. در doran جنگ سرد هر جنبش ملی خود را به چپ mansob ميکرد چون چپ در ان doran ghorb و manzeleti داشت اما با سپری شدن جنگ سرد با khala ediology norohaye beshat eghab مانده و سياه qoroon vostaye nationalisty سر بر آورد(نمونه ROVANDA، YOGOSLAV، JOMHORIHAYE سابق SHOREVI،عراق.............) benaberin doreh jedid pashokh جديد mitelebad ديگر هر shoreshi nemitevanad moteraghi باشد، لذا ميتواند کور و ertejaye هم باشد. هر ناظر biterefi بر jaeli boden اين نامه motefegholghol است. شما بهتر بود صبر ميکردی تا masyele roshantar گردد و بعد در اين باره مينوشتی. beraye من که اين mantegheh را از نزديک ميشناسم jeryan غالب در بين مردم عرب zeban tajziyehtelebi است. ديگر اينکه بخاطر naagahi مردم عرب zeban اين mantegheh از آنها seue استفاده شده است بعد از سرکوب مردم عرب zeban در ۹ خرداد ۱۳۵۸ bevesileh pasdaran دزفولی به فرمان \"medeni\" ostandar خوزستان. جناب farmandeh eslahtelab artesh \" pasdar علی SHAMKHANI\" با sazemandehi همين مردم عرب zeban به کشتار دانشجويان در ارديبهشت ۵۹ دست زد. حال diddim که دوباره از همين مردم naagah در بازيهای سياسی حاکميت در شورش کور sue استفاده شد. دوست عزيز vezefe شما beonvan يک روشنفکر pishro چيست؟ مگر نه اين است که در جهات وحدت و menafe kargeran حرکت کنی؟ مگر نه اين است که pedidehha را beshenasi و در سمت و soa دادن به جنبش و beraye aatelaye ان گام بر داری. benaberin vezife شما حساس و khetir است tasmimgiriyatan بايد بدون aghmaz و menafea تنگ grohi بايد باشد. در مورد رای به khatemi يا استقبال از شيرين ebadi هم شما را rojoa به تاريخ medeham چون شما هم از ناظر سنی و motaleye هم tejrobeh هم بينش ان را داريد که teamogh کنيد(جنبش reformisti ۱۳۳۹-۱۳۴۲ با رفرم aarzi ختم يافت) hamchinin انقلاب ۵۷. در همه senorioha اول reformistha به جلو صحنه randeh شدند. benezar من tezad کار و sarmayeh در انقلاب ۱۳۵۷ تا به امروز باقی مانده و adameh يافته است hamchinin bahran sakhdari سياسی hakemit به ان azafe شده است. در teamigh yaftan mobarehe tebeghati jameah دوباره از istgahhaye mokhtelef عبور ميکند و heman senarioha تکرار ميشود.


صمدلي 0:56 @ Wed, 20 Apr 05

THE LIST OF MASSACRES BY ARMENIANS OF TURKS IN ANATOLIA AND CAUCASIA, 1906-1922

ليست قتل عامهاي تركها بدست ارمني ها در شرق تركيه و جنوب قفقاز (آذربايجان) بين ١٩٠٦-١٩٢٢

THE LIST OF MASSACRES BY ARMENIANS OF TURKS IN ANATOLIA AND CAUCASIA, 1906-1922


ناصري 22:14 @ Tue, 19 Apr 05

اسم اعلاميه ٩٦ حزب كمونيست كارگري نه به قوم پرستي است ولي ذهنيت و ترمينولوژيش همخوان با قوميت پرستي فارسي است (مردم عرب زبان٬ اهواز٬ ماهشهر٬ خوزستان٬ּּּ)
همه اين تعبيرات مال قوميت پرستي فارسي است٬ درستش بايد به اين شكل باشد(مردم عرب٬ احواز٬ معشور٬ عربستان٬ּּּ)


nader 18:56 @ Tue, 19 Apr 05

"نه" به جمهورى اسلامى، "نه" به قوم پرستى!

در اهواز و ماهشهر ١٢ نفر توسط رژيم اسلامى کشته شدند

اهواز: بنا به گزارشهائى که حزب کمونيست کارگرى دريافت کرده است اعتراضات مردم در اهواز از روز چهارشنبه در محلات فقيرنشين خشايار، کوت عبدالله و شيلنگ آباد در اعتراض به کمبود آب آشاميدنى و نبود برق شروع شد. روز پنجشنبه اين محلات دست مردم افتاد و تا روز شنبه شاهد درگيريهاى شديد بود. شعارهاى مردم در اين اجتماعات و درگيريها عمدتا مرگ بر جمهورى اسلامى و عليه فقر بوده است. از عصر جمعه در اين مناطق اطلاعيه اى به امضاى ابطحى رئيس دفتر خاتمى پخش ميشود که در آن به مردم عرب زبان توهين شده و از سياست پاکسازى قومى سخن ميگويد. اين اطلاعيه به برخى از محافل قوم پرست مجالى داد تا تلاش کنند شعارها و زاويه اعتراض مردم به رژيم اسلامى را رنگ قومى بزنند. جمهورى اسلامى ادعا ميکند که اين اطلاعيه جعلى است و آنرا تکذيب کرده است. در درگيريهاى اهواز ٧ نفر کشته، بيش از ٢٠٠ زخمى و بيش از هزار نفر دستگير شدند. در اهواز حکومت نظامى برقرار شده و اجتماع بيش از سه نفر مورد حمله نيروهاى اطلاعاتى و سرکوبگر قرار ميگيرد.

ماهشهر: مردم محله فقير نشين طالقانى (مشهور به کوره ها) از عصر يکشنبه و در حمايت از اعتراضات مردم اهواز دست به اعتراض زدند. اجتماع مردم اين محله تدريجا به طرف مرکز بخش قديمى شهر کشيده شد که بدليل مقابله نيروهاى انتظامى درگيريها از ساعت ٨ شب شدت گرفت. مردم به بانکها و اماکن دولتى حمله کردند و دو بانک تجارت و سپه و پنج ماشين نيرويهاى رژيم را به آتش کشيدند. يک ماشين متعلق به وزارت اطلاعات، يک ماشين پليس ١١٠ و سه ماشين ديگر متعلق به نيروهاى انتطامى بوده است. در درگيرى ماهشهر ٥ نفر توسط نيروهاى سرکوبگر رژيم کشته و بيش از ٥٠ نفر زخمى شدند. گفته ميشود بخشى از نيروهاى ويژه ضد شورش از تهران به محل اعزام شده بودند و به مردم شليک ميکردند. شعار اصلى مردم در اين اجتماع مرگ بر جمهورى اسلامى بود. عده اى هم تلاش داشتند که با سردادن شعارهائى قومى مسير اعتراض مردم را منحرف کنند.

سربندر و حميديه: اعتراض مردم سربندر که در بيست کيلومترى ماهشهر واقع است از بعد ازظهر يکشنبه شروع شد و به سرعت به درگيرى با نيروهاى رژيم اسلامى کشيده شد. درگيريها از ٨ شب تا ٣ صبح ادامه داشت. مردم متحدانه شعار مرگ بر جمهورى اسلامى سرميدادند. در سربندر حدود ٢٠ نفر دستگير شدند. در شهر حميديه نيز، که در ٦٥ کيلومترى اهواز و ماهشهر واقع است، درگيريهائى بين مردم و نيروهاى رژيم صورت گرفته و ٢٥ نفر دستگير شده اند.

تلويزيون الجزيره، محافل قوم پرست و فاشيست و رسانه هائى مانند بى بى سى تلاش زيادى کردند که اين اعتراضات را هرچه بيشتر رنگ قومى بزنند و جنبه بحق اعتراض مردم به فقر و محروميت و بيحقوقى را سانسور کنند. اما اعتراض مردم در اهواز اساسا به فقر و نبود آب و برق بود و شعارشان مرگ بر جمهورى اسلامى. اعتراض به فقر و خواستهاى رفاهى مردم در خوزستان خواست اکثريت عظيم مردم ايران و شعار مرگ بر جمهورى اسلامى شعار جنبش سرنگونى طلبانه مردم است. اما مردم بايد هوشيار باشند. اخيرا، چه از جانب رژيم اسلامى و چه از جانب جريانات قوم پرست، تلاش دارند که اعتراض و نفرت مردم از رژيم اسلامى را رنگ و قالب قومى بزنند. هدف رژيم اسلامى تفرقه انداختن در ميان مردم، منحرف کردن مبارزه مردم و سرکوب آن است و براى قوم پرستان شعارهاى قومى وسيله اى است که اعتراض مردم به فقر و بدبختى و رژيم سرمايه دارى را منحرف و آنرا دستمايه عروج جريانات ارتجاعى و سناريوى سياهى کنند. ناسيوناليسم و قوم پرستى، چه در حکومت و چه در اپوزيسيون، ارتجاعى و ضد منافع و اهداف مبارزات توده هاى کارگر و زحمتکش است. ناسيوناليسم و قوم پرستى در هر شکل آن از نظر کارگران و جنبش آزادى و برابرى ارتجاعى و واپسگرا است و هدف واحدى را در دفاع از ارتجاع دنبال ميکند. مسبب فقر و محروميت امروز مردم چه در خوزستان و چه در سراسر ايران رژيم اسلامى سرمايه داران است. ٢٥ سال است که اسلام و جنبش اسلامى جامعه را به قهقرا برده است، نبايد اجازه داد که اينبار با پرچم قوميت و دامن زدن به تنفر و شکاف قومى جامعه را به قهقرا ببرند.

حزب کمونيست کارگرى ايران حمله رژيم اسلامى به مردم را شديدا محکوم ميکند. عاملان تيراندازى و کشتار مردم در اهواز و ماهشهر بايد معرفى و محاکمه شوند. حزب به خانواده هاى قربانيان صميمانه تسليت ميگويد. کليه دستگير شدگان بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند. کارگران نفت و صنايع فولاد و نورد اهواز و ديگر بخشهاى کارگرى لازم است در اجتماعات و مراسمهاى اول مه به اين تلاش ارتجاعى جمهورى اسلامى و قوم پرستان پاسخ محکم دهند. پاسخ کارگران آزادى و برابرى همه شهروندان مستقل از تعلقات ملى، قومى، مذهبى و جنسى است.

مرگ بر جمهورى اسلامى!

زنده باد آزادى و برابرى!

زنده باد جمهورى سوسياليستى!

حزب کمونيست کارگرى ايران

١٨ آوريل ٢٠٠٥ - ٢٩ فروردين ١٣٨٤


eqball 8:05 @ Tue, 19 Apr 05

يه آدم ( ۸۸) چقدر ميتواند دودوزه باز باشد؟


Asemoon 5:53 @ Tue, 19 Apr 05

سنگ رو یخ را واقعا درست گفتید:)


فرامرز 5:38 @ Tue, 19 Apr 05

به نظرم در ايران هيچ قومي نمي تواند خود را كاملا سره بداند. همه مي دانند كه نه فارسها واقعا از بازماندگان اصيل پارسيانند و نه تركان همان تركان عهد چنگيز و تيمور.
چيزي كه وجود دارد چند لهجه يا زبان است كه هزاران كلمه مشترك بين آنان وجود دارد. در دنيايي كه در برخي كشورها يك فارغ التحصيل ليسانسش حداقل به چهار تا پنج زبان مسلط است، زبان نيز بهانه خوبي براي مرزبندي و ايجاد دعوا نيست.
اگر بنا باشد عربهايي كه از جزيره العرب به خوزستان كوچيده اند خود را تافته جدا بافته بدانند، پس تكليف ايرانيها با شهرهايي چون بغداد و سمرقند كه هزاران سال جزو قلمروي ايران و حتي پايتخت ايران بوده اند چيست؟
مشكل ما در اين است كه خلاقيت لازم را براي طرح چشم‌اندازهاي جديد براي زندگي اجتماعي و ابراز وجود نداريم.


شبنم 4:13 @ Tue, 19 Apr 05

سلام شبح جان..واقعا اين شورشها مايه نگرانی هستن، من فکر نمي کنم مساله کار يک نامه باشه فقط،حالا جعلی يا غير جعلی! اون هم در کشوری که يک نارضايتی عمومی وجود داره و قومهای ديگه هم تحت فشار هستن


جوان سوسیالیست 3:42 @ Tue, 19 Apr 05

مطلع 86 گرامی.
به اطلاع میرسانم که شخصاً علاقه خاصی به بحث موجود ندارم. بخصوص وقتی اینمقدار غیر منسجم و پراکنده باشد. ضمن اینکه صادقانه میگویم قادر به فهم منظور دوستانی نیستم که حدث میزنم باید احتمالاً ناسیونایست باشند. من نمیتوانم بفهمم که تاوان نژادپرستی « فارس» را باید استثمارشوندگان از هر ملیتی که تحت ستم حکومت موجداند پرداخت کنند یا خود این حکومت. اما وقتی موضوع نژاد پرستی فارس تا جایی طرح میشود که هر فارسی احساس شرمندگی کند. همان کسانی که خود شلاق نژاد پرستی را بر گرده خویش متحمل میشوند. من نمیتوانم بفهمم با بحثهای دوستان چه کسانی و بر سر چه چیزی باید متقاعد شوند و چه چیزی را باید قبول کنند. پر واضح است که نژادپرستی وجود دارد اما هر تلاشی برای عمده کردن نژاد پرستی بدون در نظر گرفتن سیستمی که نژادپرستی بر آن بستر رشد و نمو پیدا میکند، تلاش برای حفظ سیستم و نژادی برتر از نژاد نژادپرستان است. چگونه میتوان به نژاد پرستی یورش برد بدون در نظر گرفتن سیستم و در یک کلام شیوه تولیدی که مردم یک جامعه در آن زندگی میکنند. اصولاً نژاد پرستی و ناسیونالیزم چهرهای رو به درون سیستم سرمایه داری هستند. چنین شیوه تولیدی باید از بیخ و بن برچیده شود تا فرهنگ و سنت های وابسته به آن از جمله نژادپرستی ریشه کن شود. چگونه میشود در سیستمی انواع پرستیدنی ها هر لحظه موعظه شود و به یکبار وقتی نوبت نژاد میشود سیستم مروج پرستش از آن منها گردد. غیر از این، یعنی حمله به نژادی به صرف کشف حاکمیت نژادپرست حاکم بر آن نژاد، بی برو برگرد به دفاع خواسته یا ناخاسته از نژادی دیگر به عنوان نژاد بهتر میانجامد و دور نمایی به جز الحاق طلبی ندارد.
به هر حال با پوزش از اینکه وارد بحثی شدم که بالاتر به آن بی میلی نشان دادم. اما در اینجا لازم میدانم به نکاتی که شما اشاره کردید ملاحضاتی داشته باشم.

شما نوشته ای 1 : « ١- دولت فرانسه هرگز قتل عام ادعائي را نپذيرفته٬ پارلمان فرانسه پذيرفتهּ »
در اینجا ابتدا باید از شما به خاطر بی دقتی در عدم تفکیک پارلمان و دولت فرانسه عذر خواهی کنم. اما نکته ای که همچنان به قوت خودش باقی است، پذیرفتن این مسئله از سوی یک نهاد رسمی و برآمده از رای عمومی است که صادر شده.
شما با تفکیک این دو از هم اولاً به اشتباه نوشته ای که دولت فرانسه نپذیرفته؛ معنی آن میتواند این باشد که یا خلاف آن را پذیرفته و یا سکوت کرده که این به معنی پذیرفتن یا رد کردن نیست. اصطلاحاً نوعی خفقان گرفته. ثانیاً روشن نمیکنید که اگر پارلمان آن را پذیرفته باشد اعتبار و معنی نخواهد داشت!؟

2 شما از ملل ترک و مسلمان صحبت میکنید. و در جایی اشاره به این دارید که گویا جمعی روشنفکر ارمنی گفتند که ارامنه بیشتر مسلمانان را کشته و این موارد را با اتکا به چیزی مینویسید که نام آن را « اسیر تاریخ شدن» میگذارید.
در این ارتباط باید بگویم، ملت ترک برای من قابل فهم است اما ملل مسلمان را درک نمیکنم. یعنی ما در جایی ملیتی داریم که بر اساس مذهبشان یعنی اسلام به ملت تبدیل شده اند؟ اگر اینگونه است در اینصورت سوال این است که مگر مذهب غالب در ملت ترک مذهب اسلام نیست و اگر هست، چرا آنها ملت مسلمان محسوب نمیشوند و جنبه ترک آن عمده میشود. یا اگر مسلمانان میتوانند یک ملت باشند و از آنجائیکه مذهب عمده ملت فارس هم اسلام است چرا بین این مسلمانان با وجوح ترک و فارس تمایز برقرار میشود؟

در مورد «اسیر تاریخ» شدن هم باید بگویم چیز مشخصی دستگیرم نمیشود. نمیدانم اسارت تاریخی بد است یا خوب و اگر خوب، چگونه میشود اسیر آن شد. و اگر بد، چگونه میتوان از این اسارت خلاصی پیدا کرد.

نکته اصلی که میخواستم به آن اشاره کنم این است که در کامنتی از من که شما به آن پاسخ دادید، محور موضوع دولت یا پارلمان فرانسه نیست. موضوع این بود که چنین محکومیتی از طرف پارلمان یا شهرداری و یا اداره امور خیریه و یا هر نهاد دیگری در فرانسه صورت گرفت و دولت ترکیه در جواب فقط آمار قتل عام را دروغ دانست و ادعا کرد رقم یاد شده کذب است و بیش از حدود سیصد هزار نفر نیست. حالا شما با تاکید بر پارلمانی بودن این محکومیت و نه دولتی بودن، اصل اعتراف به این جنایت توسط، اینبار به یقین دولت ترکیه را نه کمرنگ بلکه محو کردید. این موضوع را تا جایی محو میکنید که گویا آن عده روشنفکر ارمنی با آن اظهار نظری که داشتند در واقع دولت ترکیه را سرزنش میکنند که چرا دروغ میگوید و این رقم اصلاً صفر است! موضوع مهم از آن بخش کامنت گذشته از طرف من این بود که دولت ترکیه تصور کرده اگر آمار را از بیش از یک میلیون به حدود سیصد هزار نفر تنزل دهد بنابرین دیگر این عمل جنایت محسوب نمیشود!
با تشکر از توجه شما
جوان سوسیالیست( کیارش)


احواز 3:36 @ Tue, 19 Apr 05

مجموعه ای از حمایت نامه های احزاب و ملتها از ملت عرب احواز

سازمان دفاع از حقوق بشر در آذربایجان جنوبی ( ایران)
بیانیه مشترک حرکت بیداری ملی آذربایجان جنوبی(گاموح) و جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب احواز
كومه له- سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان ايران
حزب مردم بلوچستان
اتحاد انقلابيون كردستان
کمیته آکسیون آذربایجان جنوبی ( لند ن- انگلستان )
جمعی از فعالین سیاسی خلق لر
دبیر کمیته آذربایجان ـ سوئد
فعالان حرکت ملی آذربایجان- استان اردبیل
حرکت ملی ترکمنستان ایران
سازمان اتحاد ملى آذربايجان


فدائى-اكثريت 2:34 @ Tue, 19 Apr 05

اعلامیه هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

پیرامون حوادث اخیر اهواز

شورش ملی، پی‌آمد تحقیر و تبعیض ملی است!

ما دگرباره و این‌بار در پی وقایع تأسف‌بار اخیر می گوییم که موضوع مرکزی و اصلی، تبعیض و تحقیر ملی است که اعراب خوزستان از آن رنج می‌برند. همان تبعیض و تحقیری که، دیگر ملیت‌های تحت تبعیض ملی در کشورمان را آزار می دهد. مسئله، وجود زمینه و پیش‌زمینه برای اعتراضات ملی در کشور و تبدیل آنها به شورش‌های ملی است. موضوع این‌است که مطالبات دموکراتیک ملی ملیت‌های غیرفارس کشور ما نه تنها پاسخ نمی یابند، بلکه از سوی جمهوری اسلامی که مخالف آزادی و دموکراسی برای همه شهروندان کشور است، به شکل مضاعف مورد سرکوب قرار می‌گیرند. در این رابطه، جمهوری اسلامی متأسفانه همه آنانی را نیز با خود دارد که وجود ستم‌ملی در کشور را انکار کرده و چندگانگی قومی و ملی کشورمان را نفی می کنند و یا موضوع تفاوت‌های ملی بین ملیت‌های ایرانی در عین‌حال عمیقاً درهم‌تنیده و هم‌تاریخ را به سطح تفاوت‌های فرهنگی تنزل می دهند .. منشاء نگاه تجزیه‌طلبانه به مطالبات عادلانه ملی، در واقع جمهوری اسلامی و همه آنانی هستند که ناخواسته در کنار سرکوب‌گری ملی آن قرار می‌گیرند. چنین نگاه‌ها و برخوردهائی ، متاسفانه زمینه را برای آنکه مطالبات دموکراتیک بخواهد اینجا و آنجا شکل افراطی به خود بگیرند و یا در سمت جدایی‌خواهی بیفتند، فراهم می آورند.

موضوع اصلاً این نیست که فلان و یا بهمان جریان سیاسی برون‌مرزی و یا این و آن دولت و کشور از مطالبات قومی و اعتراضات ملی در کشور ما بهره‌برداری می کنند. چنین بهره‌برداری‌هایی کاملاً واقعیت دارند و باز هم خواهد بود و حتی بیشتر و وسیع‌تر. حرف اما برسر آن‌است که مسئولیت اصلی در آماده‌سازی خوراک سیاسی برای مخالفان ایران واحد و دموکراتیک با کیست؟ این، رژیم جمهوری اسلامی است که قدرت را در اختیار دارد و هم ‌اوست که رسماً و عملاً حامل نفاق و نقار ملی در کشور است.

حادثه تلخ اهواز بیان‌گر آن‌است که اگر وجود مسئله ملی در کشور ما پذیرفته نشود و اگر در برابر این مسئله، چشم‌انداز حل دموکراتیک گشوده نگردد، آنگاه امکان حل این معضل در چارچوب دموکراسی و به روش‌های دموکراتیک ضعیف‌تر خواهد شد. و این، هشداری است به همه آنانی که برای ایران، دموکراسی می‌خواهند. ما تکرار می کنیم که اگر این مهم است که مطالبه‌کنندگان خواست‌های ملی متقاعد شوند که آن ها با استقرار دموکراسی در ایران است که به خواست‌های خود می‌توانند برسند،اما به همان اندازه و حتی بیشتر این نیز اهمیت دارد که همه دموکراسی‌خواهان کشور دریابند که حل معضل ملی در ایران بخشی جدایی‌ناپذیر از دموکراسی است و بدون آن، دموکراسی در ایران بی‌معنی خواهد بود.

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، در عین ابراز تاسف از حادثه پیش آمده، سیاست رژیم در سرکوب تظاهرکنندگان اهواز را محکوم کرده و خواستار آزادی بی‌درنگ بازداشت‌شدگان می باشد.


nana 1:02 @ Tue, 19 Apr 05

بابا دست از سر اين شبح بدبخت برداريد !!!!!!
کافيست او چه کند و به ساز که برقصد !!!!!!!
قريب دوسال است که شماها را ميشناسم و تمام مدت يکی مدعی است !!!!!!!!
همين که او در اون جهنم جان خود را در خطر انداخته کافی نيست برايتان!!!!!!!
حداقل شبح تخم داره !!!!!!
شماهائی که چپ و راست ميريد ميائيد و ميگوييد اين کار را بکن آن کار را نکن !!!!! کدامتان در ايرانيد و اين همه به اين بدبخت بند ميکنيد !!!!!!!
جمع کنيد بريد پی کارتان !!!!!! درش را بگيريد .
شرم بر شما باد !چرا از او ايراد ميگيريد ؟
برويد خودتان وبلاگ باز کنيد و تو سر و کله هم بزنيد و آزادی بيان هم به اين وسيله رعايت ميشود !!!!!

شبح گرامی
هر کاری ميخواهی بکن جز حذف پيام و سخنی و اگر مجبور به پاک کردن شدی خود را موظف به توضيحی برای چرائی بدانی
من ترا قدر دانی ميکنم و فکر ميکنم بسياری از ما هم بايد به من بپيوندند. نانا


شبح 23:39 @ Mon, 18 Apr 05

منوچهر عزيز!(80)
کسی که می‌گويد هرگز اشتباه نکرده است و نخواهد کرد شارلاتان است و من هر چه باشم شارلاتان نيستم. من بسيار اشتباه کرده‌ام و اشتباهات خود را باخواندن يا حرف‌زدن با انسان‌های منطقي که استدلال می‌آورند فهميده‌ام نه با کسانی که اهل بحث و استدلال و گفت‌وگو نيستند. اما عصبانيت تو را درک نمی‌کنم. تعدادی از مردم استانی از کشور دست به شورش زده‌اند و چند نفر هم کشته شده اند و در کشور اتفاقاتی افتاده است که آخرين‌اش تعطيل شدن خبرگزاری الجزيره در ايران بود. تو می‌گویی در اين مورد سکوت کنم و چيزی نگويم؟ با متنی که نوشته‌ام مخالف هستی؟ بگو کجای‌اش نادرست است؟ می‌گویی اصلا نبايد در اين مورد می‌نوشتم؟ با کسانی که مي‌آيند نظر می‌دهند چه کنم؟ نظرات‌شان را پاک کنم؟ با چه مجوزی؟
به هر حال مسئله خيلی ساده است. من برای خودم اصولی دارم مثلا اگر کسی اين‌جا نفرت نژادی را تبليغ کند کامنت‌اش را پاک می‌کنم. اگر کسی بيايد بگويد بايد فارس‌ها را بايد کشت اين را تبليغ نفرت نژادی می‌دانم. اگر کسی الفاظ رکيک به‌کار ببرد کامنت يا بخش سخنان رکيک را پاک می‌کنم... مسايلی از اين قبيل.
موضوع ساده است اگر کسی بيايد بگويد هيتلر خوب کاری کرد که 6 ميليون يهودی را کشت اين نظر را پاک می‌کنم اما اگر آمد نوشت هيتلر آدم خوبی بوده است و کوره‌های آدم سوزی دروغ بوده است و کسی کشته نشده است اين نظر را پاک نمی‌کنم.
به هر حال اين روش من است با همين روش در اين سه سال اينجا را اداره کرده‌ام و پشيمان هم نيستم. فکر نمي‌کنم موجب گمراهی کسی شده باشم. تصور می‌کنم خواننده‌گان اين‌جا اينقدر عاقل و بالغ هستند که خودشان تشخيص بدهند چه کسی ويروس است چه کسی سياه است و چه کسی نيست!
ضمنا من تو را جنايت‌کار نخواندم اما عمل تو را که معلوم نيست از من چه می‌خواهی فقط می‌آيی و مي‌گویی اينجا شده است عامل انتشار عقايد سياه و اين حرف‌ها... درک نمی‌کنم. اين که تو پاسخ بدهی يا ندهی حق مسلم توست و من حمل بر بی‌ادبی نمی‌کنم. اميدوارم وقتی عصبانيت‌ات نشست منطقی‌تر به قضايا نگاه کنی.


مطلع 23:36 @ Mon, 18 Apr 05

جوان سوسياليست ٦٦:

جمله اي نوشتي به اين شكل: ּּּּ دولت فرانسه خواسته مردم ارمنی را مبنی بر محکومیت این قتل عام پذیرفتּּּּ

١- دولت فرانسه هرگز قتل عام ادعائي را نپذيرفته٬ پارلمان فرانسه پذيرفتهּ دولت فرانسه تحت اداره قوه مجريه و پارلمان فرانسه٬ قوه مقننه است و اين دو جدا هم اندּ

دولت فرانسه و همچنين دولتهاي آلمان و بريتانيا و روسيه و ايتاليا و اتريش و يونان و ּּּּ هرگز قتل عام ادعائي را به رسميت نميشناسند٬ زيرا خود محرك اصلي كشت و كشتارهاي مذكور و قتل عام بيش از دو ميليون ترك و عرب و كرد و يهودي در حين آن حوادث اند و در آن صورت پرونده جنايات خودشان هم بايد گشوده شودּ

٢- درست است كه اكثر ارمنيان جهان زير نفوذ و متاثر از لوبيهاي اولتراناسيوناليست ثروتمند سرشار از كين به ملل ترك و مسلمان منطقه و رهبران بنيادگرائ كليسائ ارمني كه هنوز در دوره جنگهاي صليبي زندگي ميكند قرار دارند٬ با اينهمه همه ارامنه اسير تاريخ شدن و اين قتل عام ادعائي و باد زدن به تنور نفرت و كينه را قبول نمي كنندּ

هفته قبل جمعي از روشنفكران و روزنامه نگاران چپ و ليبرال و لائيك ارمني (اتين محجوبيان٬ هرانت دينك٬ּּּ) در پارلمان اروپا - كه منكر ادعاهاي فوق شده و به صراحت اعلام كردند كه ارامنه بسيار بيشتر از آن ادعاها از مسلمانان كشتار كرده اند و همه آلت دست افراطيون ارمني روسيه وقت بوده اند٬ و مسئول واقعى فجايع فوق دول استعماري اروپائي اند و اين دولتها و دياسپوراي ارمني است كه بايد بدل و هزينه بپردازند٬ - به شدت مورد حمله لوبي اولتراناسيوناليست و كليساي بنيادگراي ارمني قرار گرفتندּ

بنابراين دولت فرانسه را با پارلمان فرانسه و دياسپوراي اولتراناسيوناليست-كليساي بنيادگراي ارمني را با همه خلق ارمني يكي ديدن ٬ درست نيستּ


حبيب 23:07 @ Mon, 18 Apr 05

دوست عزيز اسد:

١- در مورد سنديت حق با توستּ تاريخ، محل و مرجع مسئول را مي شود به اين شكل به جمله اضافه كرد:

(( اعتراض خويش را به تغيير نامهاي تاريخي از زبانهاي رايج در ايران به فارسي٬ از جمله به تغيير نامهاي تركي جزاير درياچه اورميه در آذربايجان به فارسي٬ ابلاغ شده از طرف معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجان غربي در تاريخ 24/12/83 طي نامه شماره 1022/31/83 به تمامي مدارس متوسطه استان٬ اعلام مي داريم))

٢- در مورد نام ها هم چون تعدادشان بيش از صدتاست مي توان به بعضي ها به طور نمونه اشاره كرد:

نمونه اسامي دولتي -اسامي تغيير يافته اصلي تركي

-جودره آرپادره سي
-بهرام آق مسته
-ميانه اوهون
-آذر چاييرلي
-اسلامي شاها (شاهاتالا)
-زركمان قيزيل كنگور
-شبديز كمرداغ
-گريوك گديك تپه
-سپيد آق داغ
-ناهيد دانالو
-نه گانه دوققوزلار
-شاهين سايين قالا (صائين قلعه)
-سياوش قره آدا
-كبودان قويون داغي
-شمشيران قيلينج ياغلي قره
-ناخدا گميچي
-كاكايي گولايان داشي
-تخت ياستي آدا
-آتش يانيخلي
-پيشوا موللايوردو
-ּּּּּּּּּּּ
-ּּּּּּּּּּּ


اورميه 22:28 @ Mon, 18 Apr 05

اعتراض مطبوعاتيان ، هنرمندان و فعالين فرهنگی و اجتماعی اورميه به تغيير نام جزاير درياچه اورميه

اورمو شهرينين ژورناليست، اينجه صنعت، ادب، بيليم و کولتور ساحه­سينده چاليشانلارينين اورمو گؤلو آدالاري آدلارينين د­ييشديريلمه­سينه دايير ائعتيراضی

در آغازين سالهای هزاره سوم در حاليکه بسط آزادی ، رعايت حقوق بشر و تحکيم اصول دموکراسی حتی در کشورهای توسعه نيافته جهان مورد توجه جدی قرار گرفته و در اين راستا اقدامات تحسين برانگيز و شايسته ای انجام می گيرد، متاسفانه در اين کشور هر از چند گاهی شاهد اقدامات نسنجيده، خام و غير منطقی مسئولين برای ايجاد نفاق و تفرقه در بين شهروندان جامعه هستيم!

سياست تغيير و تحريف نامهای خاص موجود در فرهنگ و تاريخ آذربايجان که از زمان استبداد رضاخانی تاکنون ادامه داشته است _ از طرف هر نهاد و مسئولی که باشد _ نقض آشکار حقوق بشر و توهين فاحش به فرهنگ، تاريخ و زبان آذربايجان محسوب می شود.

ما جمعی از روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالين ادبی، علمی و فرهنگی اورميه ضمن هشدار به مسئولين امر در خصوص ابعاد و پيامدهای چنين اعمال مشکوک و تفرقه برانگيز خواستار عذرخواهی و توضيح رسمی مسئولين اداره آموزش و پرورش استان آذربايجان غربی جهت روشنگری موضوع به حضور ملت آگاه آذربايجان هستيم.


امیر 21:34 @ Mon, 18 Apr 05

شبح گرامی سلام:نظر (75)شما بقدری معقول و روشن بینانه هست که من بنوبه خودم از شما برای ارائه چنین بینشی تشکر میکنم.بحث در مورد اتفاقات و حوادث تاریخی که موجب برانگیختگی احساسات ناسیونالیستی میشوند دلمشغولی امروز ما نیست!همیشه ما گول امپریالیسم کاپیتالیستی را خورده ایم....این مباحث باید سر جای خود یعنی سمینارها و کنفرانسها و مجامع علمی تاریخ حل و فصل گردند.یکی از اظهار نظر کننده گان در مورد قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی بحثی پیش کشیده است.....من قصد کتمان چیزی را ندارم فقط میگویم قتل عام زنان و پیران و کودکان پیچیده در قنداق مردم خوجالی را هم من بچشم خود دیده و آن وحشت را تا مغز استخوانم حس نمودم.بنابرین باز بر نظر (75)شبح عزیز تاکید کرده و میگویم صورت مسئله امروز را از بین نبریم.
فعلآ........


امیر 21:34 @ Mon, 18 Apr 05

شبح گرامی سلام:نظر (75)شما بقدری معقول و روشن بینانه هست که من بنوبه خودم از شما برای ارائه چنین بینشی تشکر میکنم.بحث در مورد اتفاقات و حوادث تاریخی که موجب برانگیختگی احساسات ناسیونالیستی میشوند دلمشغولی امروز ما نیست!همیشه ما گول امپریالیسم کاپیتالیستی را خورده ایم....این مباحث باید سر جای خود یعنی سمینارها و کنفرانسها و مجامع علمی تاریخ حل و فصل گردند.یکی از اظهار نظر کننده گان در مورد قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی بحثی پیش کشیده است.....من قصد کتمان چیزی را ندارم فقط میگویم قتل عام زنان و پیران و کودکان پیچیده در قنداق مردم خوجالی را هم من بچشم خود دیده و آن وحشت را تا مغز استخوانم حس نمودم.بنابرین باز بر نظر (75)شبح عزیز تاکید کرده و میگویم صورت مسئله امروز را از بین نبریم.
فعلآ........


منوچهر ژندی فر 21:28 @ Mon, 18 Apr 05

شبح گرامی.
بسيار از کامنتت متاسف شدم.تو مشغول ديالوگ با سياهترين تفکرها هستی٫و من را که اجدادم در پاريس گيوتين را آتش زدند و در ۱۹۱۷ حکم اعدام را ملغی اعلام کردند٫جنايتکار ميگويی٫واقعا که مانده ام چه بگويم.
يک نگاهی به کامنت دانی ات بيانداز ببين که چه خبراست از گرگان خاکستری تا کامنتهای ۷۶ و ۷۷ که همه از يک منبع هستند به صوی تو سرازير شده اند.واقعا به تو تبريک ميگويم.اين مقاله ات آنقدر برای جناح راست و سياه جذاب بود که همه به اينجا سرازير شدند.شبح گرامی بد نيست زمانی که انسان عمل سياسی اشتباهی ميکند خيلی صادقانه به آن اذعان کند.همانطور که تو صادقانه گفتی که راي دادنت به خاتمی اشتباه بوده.بهرحال خوددانی٫باز هم با اين گرگان خاکستری ديالوگ کن و چشمهايت را به روی واقعيات ببند.اين مسلما حق تو است.و اين تنها باعث تاسف من است٫اگر تو خود را روشنفکر ميدانی وای به حال تاريک انديشان.
درضمن از قبل بگويم اگر به من پاسخی دادی٫فعلا از جواب معذورم٫اينرا از قبل گفتم که امر بر بی ادبی نشود.پيروز باشی.


اسد 20:18 @ Mon, 18 Apr 05

دوست عزيز، حبيب
من تغييراتي كه پيشنهاد كردي قبول دارم و متن را هم تغيير مي‌دهم.
ولي دوست عزيز، اگر بخواهي اعتراضي بكنيم كه وزني داشته باشد بايد اعتراضي مشخص و مستند باشد.
البته مي‌توان نامه‌اي به اعتراض به تمام بي‌عدالتي‌هاي موجود نوشت. هر چند هدفي بزرگ و ولاست ولي نتيجه‌اي از آن عايد نيست ولي مي‌توان نامه‌اي به يك شخص مشخص مثلا در مخالفت با اعدام يك شخص مشخص نوشت و به نتيجه رسيد.
در مورد نام‌ها هم هم اين است. اگر قرار است به تغييرات نام‌ها در مثلن 100 سال اخير پرداخت بايد به شيوه ديگر و به مراجع ديگر نوشت. ولي هدف من اعتراض مشخص به تغييراتي بود كه اكنون اتفاق مي‌افتد و براي اين كار بهتر است كه تاريخ، محل و مرجع مسئول در نامه قيد شود تا اصولا چنين نامه‌اي جدي گرفته شده و مطرح بشود.
من همانطور كه قبلن گفتم متاسفانه در جريان نيستم. اگر دوستي اين موراد را برايم بفرستد نامه را توي شبكه مي‌گذارم و اميدوارم دوستان فارسي زبان بيشتر از ديگران آن را امضا كنند.
در غير اينصورت فعلن نامه را جايي حفظ مي‌كنم تا به اطلاعات لازم و دقيق دست پيداكنم

با تشكر
اسد


مصطفي 19:47 @ Mon, 18 Apr 05

سلام...
ممکن است واقعا همچين نامه ای را نوشته باشند؟.. در هر صورت خيلی فجيع است ولی نمی دانم می تواند چنين شورشی را برانگيزاند


دباغى 19:44 @ Mon, 18 Apr 05

عربستان (---> خوزستان)

از قرون ١٤-١٥ ميلادى در زمان دولتهاى آذربايجانى قاراقويونلو و آغ قويونلو به مناطق عرب نشين جنوب غربى ايران٫ "عربستان" و به مناطق غيرعرب نشين نواحى مجاور شمالى آن "خوزستان" گفته شده است. "خوز" (خوزايه٫ خوجو٫ خوجا٫ و غيره) نام عيلامىهاى غيرآريايى و يا قومى مربوط بدانها در زبانهاى ايرانى ميانه و سريانى است. در تمام تحرير و مكاتبات رسمى دوره صفوى٫ افشار٫ زند و قاجار و در زبان مردم بدين ناحيه هميشه عربستان گفته شده است.

پس از پيدا شدن نفت در منطقه مزبور و با توجه به اينكه اكثريت مطلق جمعيت اين نواحى را اعراب كه حتى پيش از اسلام از ساكنين اين نواحى بوده اند تشكيل مىدادند٫ دكتر افشار از تئوريسينهاى به شدت ضدترك و ضدعرب پان ايرانيسم در سال ١٩٢٥ ريشه كن كردن زبان عربى در منطقه مذكور٫ تغيير دادن تقسيمات كشورى٫ تغيير دادن مرزها و نام عربستان و كوچانيدن عشاير و اهالى عرب منطقه به ديگر نواحى ايران را پيشنهاد مىكند.

رضاخان نيز كه با همه اين خواستها موافق بود٫ در نخستين اقدام نام منطقه را به "خوزستان" تغيير داده و كلمه "عربستان" را به يكباره از ادبيات سياسى و زبان ادارى كشور منسوخ ساخت. در واقع امروزه موضوع نام هاى نخستين و اصلى عربى مناطق عرب نشين در راس تابوهاى سياسى موجود در ايران بشمار مىرود. هيچ سياستمدار و روشنفكر فارس٫ تاكنون به موضوع اعاده نامهاى عربى پيشين اماكن جغرافيايى ايران نپرداخته و يا خواستار اعاده آنها نشده٫ حتى به جاى خوزستان نام اصلى و تاريخى آن عربستان را بكار نبرده است.

پس از آنكه نام نياخاك اعراب ايران از عربستان به خوزستان تغيير داده شد٫ بدون توجه به موجوديت و فرهنگ ساكنين اصلى منطقه٫ مردم عرب٫ نامهاى شهرها٫ رودها٫ دشتها و حتى كوچه ها و محله ها هم تغيير داده شد. مانند: محمره (---> خرمشهر)٫ ناصرى (---> اهواز)٫ فلاحيه (---> شادگان)٫ بنىطرف (---> دشت ميشان)٫ عبادان (---> آبادان)٫ بساتين (---> بوستان)٫ خفاجيه (---> سوسنگرد)٫ ملامير (---> ايذه)٫ حويزه (---> هويزه)٫ گج قارا گؤل (--->گچساران)٫ خزعل آباد (---> خسروآباد)٫ خزعليه (---> خرم كوشك)٫ معشور (---> ماه شهر)٫ سيمره (---> كرخه=گاماسب) و غيره.


ناصرى 19:35 @ Mon, 18 Apr 05

هشدار روشنفكران عرب به سران حكومت
ادامه تظاهرات در شهرهای خوزستان

تظاهرات مردم عرب خوزستان (عربستان) در بيشتر شهرهاي استان براي روز چهارم استمرار يافته و بسياري از مناطق شهرهاي احواز (اهواز) و ماهشهر (معشور) و حميديه و عبدالخان ناآرام گزارش شده است.

١٦٨ نفر از روشنفكران عرب خوزستان با نوشتن نامه‌اي سرگشاده به سران حكومت نسبت به بالا رفتن تعداد تلفات جاني در اين درگيری‌ها هشدار دادند.

بنابه گزارش‌های رسيده تظاهرات مردم عرب خوزستان در بيشتر شهرهاي استان براي روز چهارم استمرار يافته و بسياري از مناطق شهرهاي احواز (اهواز) و معشور (ماهشهر) و حميديه و عبدالخان ناآرام گزارش شده است. در شهر اهواز براي چهارمين روز متوالي طي ديشب و امروز (دوشنبه) در مناطق كيان، شلنگ آباد و شيبان ناآرامي ها تا صبح امروز ادامه داشته است. در حال حاضر منطقه كيان ناآرام است و درگيري در ان ادامه دارد. اين رويدادها با وجود تراكم نيروهاي امنيتي در اين مناطق صورت ميگيرد بطوري كه در همه شهر اهواز و مناطق ديگر مانند ملاشيه و خفاجيه (سوسنگرد) بر سر هر كوچه و چهارراه مأموران امنيتي با سلاحها و تجهيزات ضد شورش اوضاع را تحت مراقبت خود دارند.
در منطقه كوره ماهشهر (معشور) مردم به خيابانها ريخته و در همبستگي با مردم اهواز تظاهرات گسترده اي به راه انداحتند. در اين تظاهرات كه به درگيري خونين با مأموران امنيتي منجر شد هفت نفر كشته و تعداد زيادي مجروح در پي خود داشته است. در منطقه عبدالخان در اعتراض به كشتار مردم اهواز اهالي اين منطقه تجمعاتي برپا داشته و براي ساعاتي جاده اهواز انديمشك را بستند. در عبادان (آبادان) و محمره (خرمشهر) گزارش شده كه تجمعات آرام در محلها و مساجد و حسينيه ها صورت گرفته و مردم لحظه به لحظه شور و غليان اعتراضي مي‌گيرند و به دقت رويدادهاي اهواز و مناطق ديگر را دنبال مي‌كنند.

از سوي ديگر ١٦٨ نفر از روشنفكران عرب خوزستان با نوشتن نامه اي سرگشاده به سران حكومت نسبت به بالا رفتن تعداد تلفات جاني در اين درگيری‌ها هشدار دادند. در اين نامه آمده است بالا رفتن تعداد كشته ها و زخمي ها و گسترش موج وسيعي از دستگيرها و ريختن بدون اذن شبانه به خانه مردم نشان از به كارگيري روشهاي غير انساني غير اسلامي و وحشيانه براي برخورد با بخشي از ملت ايران دارد. ما روشنفكران عرب خوزستان نسبت به كارگيري چنين روشهائي به سران كشور هشدار ميدهيم و مسووليت عواقب آنرا متوجه آنان ميدانيم.


شبح 10:40 @ Mon, 18 Apr 05

دوستان عزيز!
خواهش می‌کنم تاريخ کشتار برای همين‌ ديگر ننويسيم! آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده است حاصل نظام‌های سياسی اقتصادی آن‌وقت بوده است و ربطی به مردم اين روزگار ندارد.
اين که ترک‌ها ارمنی‌ها را کشتند يا ارمنی‌ها ترک‌ها را کشتند... اين‌ها تارخي کشتار درست کردن است. ما انسان‌های امروز هستيم پدران و مادران‌مان خوب يا بد مربوط به گذشته هستند.
مردم هزار سال کنار هم با آرامش زنده‌گی می‌کنند و بعد قدرت‌مندان می‌ايند برايشان تاريخ کشتار درست می‌کنند. مهم اين است که همه‌ی ما اين کشتارها را محکوم کنيم و دنبال مقصرش در امروز نگرديم.


شبح 10:35 @ Mon, 18 Apr 05

منوچهر عزيز!(61)
راست‌اش از کامنت تو وحشت زده شدم. يک لحظه تصور کردم اگر حکومتی در ايران در قدرت باشد و تو در آن کاره‌یی باشی حتما الان در اهواز داشتی اسلحه روی مردم می‌کشيدی و به عنوان ويروس می‌کشتی‌شان.
عين عبارت تو را ج.ا. هم به‌کار می برد. تله‌ويزيون با همين توجيهات سانسور خبری می کند و هيچ نمي‌گويد تا صدا و سيمای‌شان مبلغ ويروس‌ها نشود.
دوست عزيز!
اين که نامه‌یی واقعی يا جعلی می‌تواند موجب شورشی در شهری و منطقه‌یی شود و انسان‌هايی کشته شوند نشان می‌دهد که درست يا نادرست اين موضوع واقعيتی در زنده‌گی روزمره ماست با پاک کردن صورت مسئله تا کنون هيچ مسئله‌یی حل نشده است. موضوع شورش در اهواز مسئله مهمی است بايد به آن پرداخت در موردش حرف زد ريشه‌های‌اش را شناخت و با مردمی که کشته داده‌اند ابراز هم‌دردی کرد نبايد تنهای‌شان گذاشت که شما ويروس بوديد.
و اما نکته‌‌ی ديگر اين که اينجا افراد حرف می‌زنند و بايد بتوانند حرف بزنند کسی کسی را نکشته است کسی هم دعوت به جنگ قومی نکرده است. نفرت نژادی را تبليغ نکرده است. يا می توانی در اين بحث شرکت کنی و نظرات‌ات را بگویی يا نمی‌توانی اگر نمی توانی اين منطق توست که ضعيف است. بگذار خواننده‌گان خودشان قضاوت کنند که چه کسی راست می‌گويد و چه کسی نادرست نخواهيم که با اطلاق ويروس به انديشه و حرف‌ها و سخن‌ها و ايده‌ها آنان را حذف فيزيکی کنيم.
و سخن آخر!
شما مي‌توانيد در "يک دنيای بهتر" و "قوانين جهان‌شمول" آزادی بدون قد و شرط برای آينده‌ی حکومت ايده‌آل‌تان را تبليغ کنيد اما نبايد انتظار داشته باشيد مردم قبول کنند چون عمل امروز شما را می‌بينند. می‌گويند اين‌ها که امروز قدرت ندارد مخالف خود را ويروس می خوانند وای به حال وقتی به قدرت برسند! راستی چه ضمانتی وجود دارد فردا مردم را به جرم ويروس بودن به گلوله نبديد!
مدافع آزادی بيان بدون قيد و شرط بودن ظرفيت عملی می‌خواهد وگرنه چمع دوستان که حرف‌های خوش‌آيند يک‌ديگر بزنند که هنر نيست. خانه‌یی ارزش‌مند است که غريبه‌ها بتوانند در آن آزادانه حرف‌شان را بزنند وگرنه در دربار هر ديکتاتوری هميشه دوستان آزادی بيان آن‌هم بی‌قيد و شرط را دارند. اجازه بده اين‌جا خانه‌ی آزادی بيان باشد و کمک کن بحث‌ها را به نقطه‌های حل‌اش نزديک کنی و برخورد حذفی نکن. ممنون می‌شوم.


داریوش 10:23 @ Mon, 18 Apr 05

دشمن‌ات شرمنده شبح ِ عزیز!
همین که لطف کردی و جواب دادی ممنون!
چشم! اول آی اس پی را عوض می‌کنم بعد هم با کانون تماس می‌گیرم!


جوان سوسیالیست 3:49 @ Mon, 18 Apr 05

70- قبل از اینکه بپرسم کدام آمار و آرشیو شده در کجا، میخواستم بپرسم آیا ارتش عثمانی ترک زبان بود؟


3:29 @ Mon, 18 Apr 05

جوان سوسياليست؟؟؟؟!!!!!!:

آمار كشته شدگان حوادثي كه گفتي طبق اسناد حزب كمونيست شوروي و بعضي آرشيوهاي دولتهاي اروپايي درگير در جنگ اينطور است:

كل كشته شدگان نظامي٬ شبه نظامي و غيرنظامي ارمني توسط‌ عشاير كرد٬ حوادث تحجير و ارتش عثماني: جمعا بين ٢٠٠ تا ٦٠٠ هزار تن

كشته شدگان غيرنظامي مسلمان ترك (و كرد و عرب و يهودى) توسط شبه نظاميان ارمني و ارتش ارمنستان: جمعا بين دو ميليون تا دو ميليون و پانصد هزار نفر

كشته شدگان غيرنظامي ترك در آذربايجان ايران (اورميه٬ خوي٬ سلماس٬ سولدوز٬ ديلمان٬ ماكو٬ مرند٬ شرفخانه٬ كؤهنه كند٬ּּּ) توسط شبه نظاميان و نظاميان ارمني و آسوري: بين ٨٠ هزار تا صد و ده هزار تن


کنجکاو 3:19 @ Mon, 18 Apr 05


کيارش گرامی!
24 آوريل (يک شنبه آينده) نودمين سالگرد اين کشتار دهشتناک است که آمار آن تا يک و نيم ميليون انسان را گمانه زنی کرده اند. من می گردم و وب سايت هايی را هم در اين پيوند که ديده بودم دوباره پيدا می کنم و اين جا می گذارم.


کنجکاو 3:14 @ Mon, 18 Apr 05

در پيام پيشين [ ] از من است.
کنجکاو


جوان سوسیالیست 3:13 @ Mon, 18 Apr 05

من یک سوال از دوستان مطلع دارم.
دقیقاً آمار کشته شدگان مردم ارامنه در قتل عام به دست دولت ترکیه یادم نیست. کسی بخصوص دوستان ارمنی میتواند این آمار را دقیقاً اینجا بنویسد؟
فقط یادمه که یک بار وقتی بالاخره دولت فرانسه خواسته مردم ارمنی را مبنی بر محکومیت این قتل عام پذیرفت، دولت ترکیه در اعتراض گفت، آمار گفته شده دروغ است و دولت ترکیه بیشتر از حدود سیصد هزار نفر از ارامنه را نکشته.
دولت ترکیه به این مهربونی نوبر والا
جوان سوسیالیست ( کیارش)


کنجکاو 3:10 @ Mon, 18 Apr 05

و اين هم گوشه ايی به زبان "گرگ های خاکستری":

"يعني به طور خلاصه ٬ عنصر كرد در جامعه ترك ٬ عنصري بسيار حاشيه اي بوده [شده بود] و تقريبا داراي هيچ سنگيني و نقشي در تشكل هويت تركي و تركيه نبوده[ بی چاره ها ترک نيستند، مگه زوره؟ ] و بدون تجربه دولت سازي[ مستعمره شده اند] و زبانش غير مكتوب[ در ايران و عراق مکتوبند] بوده است٬ با اينهمه تركيه به سبب انتگراسيون [سازگاری]در جامعه اروپائي[ 25 سال است که توی صف ايم] و حركت در مسير دولت و جامعه مدرن٬ شاهد گشايشي دمكراتيك [ اينشالا] در حقوق اقليتهاي ملي اين كشور- بعضا آرام بعضا تند [ کدام؟]- اما هميشه به سوي جلو است [ تو اروپا هويج می دهند يا دست آورد سال ها پيکار کردهای آواره در اروپا؟]ּهر حقي كه خلق كرد در تركيه بدست مي آورد ٬ با توجه به قلت عددي اش [چندين ميليونی] و نداشتن نقشي در تاريخ[ گذاشتيد نقشی داشته باشند] و تشكل هويت تركيه٬ [ فاشيسم کماليسم] موفقيت شمرده ميشود٬ چرا كه چيزي است كه قبلا از آن برخوردار نبوده "


حبيب 2:49 @ Mon, 18 Apr 05

اسد ٥٥ :
با تشكر ٬ متني كه نوشته اي به نظرم رسا و مناسب استּ ولي دو پيشنهاد اصلاحي دارم:

١- جمله ((اعتراض خويش را به تغيير نام‌هاي زير از زبان بومي منطقه‌اي آن به زبان فارسي اعلام مي‌داريم)) رو ميشه به اين شكل نوشت: (( اعتراض خويش را به تغيير نامهاي تاريخي از زبانهاي رايج در ايران به فارسي٬ از جمله به تغيير نامهاي تركي جزاير درياچه اورميه در آذربايجان به فارسي اعلام مي داريم))

طبق اعلاميه جهاني حقوق زباني٬ صفاتي مثل ((بومي و منطقه اي)) در باره گروههاي ملي و زبانهاشون ممكنه از طرف دولت براي اعمال محدوديت بر اونها بكار برده بشه٬ بنابراين ((زبانهاي رايج ايران)) شايد مناسبتر باشهּ

ديگه اينكه اسمهاي عوض شده تعدادشون خيلي زياده و محدود به درياچه اورميه هم نيست٬ و لزومي هم به نام بردن تك تكشون نيستּ بنابراين ميشه به عوض كردن نامهاي تاريخي از زبانهاي رايج به فارسي و از جمله اسامي تركي درياچه اورميه در آذربايجان به فارسي اعتراض كردּو ليستي رو كه تو نوشتي حذف كرد و يا فقط به چند نمونه اكتفا كردּ

٢- جمله آخريتو ميشه به اين شكل نوشت ((حق انتخاب اسامي جديد براي اماكن تنها حق مردم ساكن در هر منطقه و با توجه به سابقه تاريخي و فرهنگي و علايق آنان استּ و همچنين دولت ها موظف به پاسداري از اسامي تاريخي موجود به زبانهاي گوناگون در قلمرو حاكميت خود مي باشند)).

-چونكه در ايران هم اسامي اماكن جديد به تركي ممنوعه و هم اسامي موجود تاريخي از طرف دولت عوض ميشهּ بنابراين هم بايد از حق نامگذاريهاي جديد به زبانهاي رايج در ايران و هم از حق حفظ اسامي موجود تاريخي به زبانهاي غيرفارسي حمايت كردּ


حبيب 2:24 @ Mon, 18 Apr 05

نسرين ٥٣:

با تو موافقم كه بايد همه احتمالات رو در نظر گفت و مثلا نبايد به جاي يك ديكتاتوري ديكتاتوري ديگه ويا به جاي جمهوري اسلامي حكومت بنيادگراي ديگه اي رو سر كار آورد٬ دقيقا به همين دليل هست كه بايد در قانون اساسي راه رو براي هر طور حكومت ديني بطور عام بست مثلا با ذكر خصلت لائيك بودن دولت و غيرقابل عوض شدن اون با جزئيات و ملاحظه تدابير كاملּ

ولي اين باعث نمي شه كه از جمهوري اسلامي صحبتي نكرد٬ چرا كه بنيادگرائي موجود دولتي در ايران همين است و با توجه به شرايط و سابقه تاريخي و واقعيتهاي موجود هميشه امكان و خطر بنيادگرائي اسلامي در ايران وجود داره و نه مثلا بنيادگرايي بوديستي٬ به همين دليل به طور مشخص و با جزئيات كامل بايد به بنيادگرائي اسلامي در قوانين كشور اشاره بشه٬ از مجاز نبودن تصدي مصادر دولتي (به جز اوقاف و امور ديني) توسط‌ روحانيون ٬ تا لغو درس تعليمات ديني و محدوديت بر تعداد مدارس ديني و كنترل تعداد روحانيون و عبادتخانه ها و خدمت سربازي طلبه ها و روابط و درآمدهاي اقتصادي روحاني ها و ּּּ

همينطور در مقابله با مشكل ديگه اساسي ايران يعني راسيسيم و شونيسم هم درسته كه بايد راه رو بر همه انواعش بست (مثلا با ذكر كثيرالمله بودن ايران و ذكر اسم به اسم زبانها و ملل ساكن در ايران در قانون اساسي و اعلام صريح مساوي و رسمي بودن همه اونها٬ و يا با مساوي شمردن حقوق و حق حاكميت ملي ملل و مناطق ملي در ايران و مساوي بودن كامل حقوق دولتهاي فدرال و يا ذكر اين اصل در قانون اساسي كه اسامي تاريخي موجود به هر زباني كه باشند مطلقا نميتوانند عوض‌بشن وּּּ)ּ

با اينهمه چون در ايران ما سابقه راسيسم آريائي و قوميتگرائي دولتي فارسي داريم و اين جريان در هموطنان فارس خيلي ريشه داره٬ و هميشه امكان رجعت و دست اندازيش به حاكميت و تعطيل كردن دمكراسي توسط اون وجود داره بايد به لحاظ قانوني و حقوقي به طور مشخص تدابيري براي زير كنترل داشتن قوميتگرائي فارسي انديشيد (مثل مجبور بودن همه شهروندان ايران از جمله هموطنان فارس به ياد گرفتن يك زبان ايراني ديگه و يا چاپ و نشر قوانين اساسي و اسكناس و ּּּهمزمان به همه زبانهاي عمده رايج در ايران و ּּּ)


منوچهر ژندی فر 1:43 @ Mon, 18 Apr 05

تبريک به شبح.
آفرين به تو که اين خانه را جولانگاه کثيف ترين تفکرها کردی. تفکری که نفرت به انسانيت را مبشر است و تو هم اين امکان را در اختيارشان قرار دادی.تو بجای اينکه در اين مکان با این تفکرات عتيق بشری مبارزه بکنی٫در عین حال ابزار در اختیارشان میگذاری.آفرین به این "دمکراسی" و آزادی بیان.مردم از فقر مینالند٫کلیه خود را میفروشند٫کودکان امکان تحصیل ندارند و هزار درد دیگر و تو مشغول دیالوگ تمدنها با این ویروسها هستی .آفرین به تو.


حبيب 1:19 @ Mon, 18 Apr 05

در ايران زبان تركي هزار سال يكي از زبانهاي رسمي و ارتش و دربار و ادبي و رابط بوده اما امروز موقعيت رسمي و دولتي بودن را از دست داده حتي در تبريز كاربرد آن در نشستها ممنوع است٬ ولي در تركيه هرگز زبان كردي زبان رسمي٬ درباري و يا ارتشي و ادبي و رابط تركيه نبوده٬ با اينهمه كم كم استاتوي رسمي شدن را در حال كسب كردن استּدر تركيه زبان و ادب كردي نسبت به صد سال ٬ دويست سال پيش در حال تجربه رنسانس و انفجار ادبي است٬ در حاليكه در ايران زبان تركي به سرعت در حال احتضار است و از زبان امپراتوران و دولتها و ادب و شعر و رابط ٬ به سرعت به ملقمه اي از فارسي و عربي آنهم زبان پيران و كوچه بازار تبديل ميشودּ

در تركيه كردان كه اخيرا به عنوان يك گروه ملي شناخته شده اند٬ هرگز داراي دولتي از آن خود نبودند و منطقه كردنشين از اول عقب مانده ترين بخش عثماني بود٬ و اساسا كردان در تشكل هويت سياسي و تاريخ و فرهنگ و زبان و ادب و دين و ּּּترك هيچ نقشي نداشته است٬ اما الآن از همه اينها طالب سهم است و حتي همه اداره هاي محلي تركيه تحت كنترل احزاب مليتگراي كرد ٬ است٬

در ايران بر عكس خلق ترك كه اقلا هزار سال بر بخش اعظم خاورميانه و همه ايران حكومت كرده است٬ و داراي دهها دولت كوچك و بزرگ از آن خود بوده است٬ و نقش اساسي در تشكيل هويت ايراني از تاريخ و دولتمداري و مرزها و پرچم و حتي زبان و ادبيات و هنر و مذهب و ּּּ فارسي داشته ٬ اكنون حق حاكميت ملي خود را از ١٢٩٩ از دست داده٬ و گام بگام از تمام صحنه هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي و نظامي و اقتصادي حزف شده استּ آذربايجان كي زماني از مرفه ترين و مدرنترين نواحي ايران و جنوب غرب آسيا بود اكنون با يزد و طبس و رفسنجان هم قابل مقايسه نيستּ

امروز همه سران رژيم از رفسنجاني و ولايتي و جنتي و يزدي و خاتمي و لاريجاني و رضائي و شاهرودي همه و همه فارس اند و شديدا ضد ترك٬ و حتي دهدار دورترين ده ترك نشين هم توسط همين مقامات مركزي شديدا ضد ترك منصوب ميشوند و همه مقامات منصوب شده در مناطق ترك نشين ايران٬ شديدا ضد ترك هستندּ

يعني به طور خلاصه ٬ عنصر كرد در جامعه ترك ٬ عنصري بسيار حاشيه اي بوده و تقريبا داراي هيچ سنگيني و نقشي در تشكل هويت تركي و تركيه نبوده و بدون تجربه دولت سازي و زبانش غير مكتوب بوده است٬ با اينهمه تركيه به سبب انتگراسيون در جامعه اروپائي و حركت در مسير دولت و جامعه مدرن٬ شاهد گشايشي دمكراتيك در حقوق اقليتهاي ملي اين كشور- بعضا آرام بعضا تند - اما هميشه به سوي جلو استּهر حقي كه خلق كرد در تركيه بدست مي آورد ٬ با توجه به قلت عددي اش و نداشتن نقشي در تاريخ و تشكل هويت تركيه٬ موفقيت شمرده ميشود٬ چرا كه چيزي است كه قبلا از آن برخوردار نبوده

در حاليكه خلق ترك در ايران كه در هزار سال گذشته بر ايران و بخش اعظم خاورميانه حاكم بوده٬ سنت ديرين دولتمداري داشته ٬ نقش اساسي در شكلدهي به هويت ايراني و مرزها و پرچم و مذهب و حتي زبان و ادب فارسي داشته ٬ و لعي رغم كثرت عددي اش در ايران٬ تماما از حقوقي كه قبلا داشته يك يك محروم شده است و در آينده نزديك هم اميدي به بهبود آن - به سبب تجريد و عقب ماندگي مزمن دولت و جامعه ايراني از جهان معاصر- وجود ندارد


حبيب 1:11 @ Mon, 18 Apr 05

تركيه زير تمام عهدنامه هاي بين المللي مربوط به حقوق اقليتها امضا انداخته و مهمتر اين كه عضو پارلمان اروپا و كانديد اتحاديه اروپاست و با دهها سند و قرارداد و تهعد نامه و ּּاي كه با اين ارگانها امضا كرده خود را متعهد و درگير و مجبور به ارتقا سطح حقوق ملي گروههاي ملي كشور به سطح اروپائى كرده استּ حالا اگر اينها را اجرا نميكند ويا در اجراي آنها تعلل مي كند٬ هم چندان مهم نيست چرا كه روند بدون بازگشتي در جريان است٬ اين دولت قانونا و حقوقا خود را ملزم به اجراي آنها كرده و دير يا زود مجبور به گشايش جهشي و يا مرحله اي در اين مسير است و انصافا هم دارد همين كار را ميكندּ هر دهه ٬ هر سال كه ميگذرد اين دولت و جامعه خصلت دمكراتيكتري به خود ميگيرد٬

اما در مورد ايران هيچ عامل فشاري مانند اتحاديه اروپا٬ پارلمان اروپا٬ و يا عهدنامه هاي بين المللي وجود ندارد چونكه هيچ كدامش را امضا نكرده٬ روند هم به سوي جلو نيست و تماما به عقب است٬ مملكت از ممالك محروسه به دولت شديدا متمركز تبديل شده٬ اقوام مخلتف همه به نژاد آريائي ٬ زبانها همه در حال تبديل شدن به فارسي٬ ممنوعيتهاي زباني و تغيير اسامي و ּּּ كه هرگز در ايران سابقه نداشته نهادينه شده استּ

علاوه بر آن در تركيه تركها هشتاد در صد و كردها ١٠ درصدند٬ و ناديده گرفتن حقو ق اقليتي در اين ابعاد رفتار بسياري از دولتها در قرن بيستم بوده٬ و تضييق حقوق ١٠ مردم از طرف ٨٠ در صد رفتاري بسيار شايع٬ اما ايران كشوري چند مليتي است كه حتي طبق برخي منابع تركها ٣٥-٤٠ و فارسها ٣٠-٣٥ در صد جمعيت اند٬ بنابراين تحكم و تضييق حقوق ٦٠-٧٠ در صد جمعيت از طرف قوميتگرائي قومي ٣٠ در صدي در دنيا٬ استثناست و از اين جهت وضعيت ملل غيرفارس ايران و مخصوصا تركها كه تعدادشان با فارسها تقريبا يكي است حقيقتا رقت انگيز استּ

همچنين به جهت ورود پيشتر تركيه به مدرنيته قشر متوسط‌ بسيار گسترده اى با گذشته و تجربه نهادهاي مدني بسيار ريشه داري شكل گرفته كه موتور لوكوموتيو و ضامن و پاسدار حركت عصري شدن٬ حقوق شهروندي و زنان و اقوام و لائيسيم و ּּּ است٬ ولي به عصر مدرنيته هنوز وارد نشده٬ چهره اي روستائي و نه شهري دارد طبقه متوسط‌آن بسيار محدود و نهادهاي مدني آن فوق العاده ضعيف است و اساسا توسط عقب مانده ترين اقشار اجتماعي يعني روحانيت شيه امامي٬ تحت حكومتي بنيادگرا اداره ميشود٬ و از اين جهت حركت عصري شدن و حقوق شهروندي و زنان و مليتها و لائيسيم در ايران ريشه دار و هميشه رو به جلو نيست و بسيار شكننده استּ


حبيب 1:04 @ Mon, 18 Apr 05

شبح‌عزيز:
همانطور كه ميگوئي وضعيت تركيه ربطي به ما ندارد٬ با اينهمه تو در تحليل اوضاع آنجا اشتباهات اساسي داريּ وضعيت كردان در تركيه دهها بار بهتر است از وضعيت تركان در ايران:

اساسي ترين اشتباهت آن است كه به مسائل مقطعي نگاه مي كني و نه رونديּ در مقايسه بين دو كشور ايران و تركيه و موقعيت تركها در ايران با كردها در تركيه بايد سير تاريخي را وارد معامله كردּ

وضعيت امروز كردان در تركيه خيلي بهتر از پنج سال پيش است٬ الان مدارس٬ برنامه هاي راديو تلويزيوني٬ انتشارات و روزنامه هاي كردي دارند٬ چيزهايي كه پنج سال قبل قابل تصور نبود٬ وضعيت ٥ سال قبلشان بهتر از ١٠ سال قبل٬ آنهم بهتر از ٥٠ سال قبلشان استּ و مطمئنا در ١٠ سال آينده وضعيت خيلي خيلي بهتري خواهند داشتּ

ولي در ايران وضعيت تركان كاملا معكوس است٬ هر دهه كه ميگزرد وضعيت فرهنگي و حقوقي تركان ايران بدتر ميشودּ پنجاه سال قبل آذربايجان داراي حكومت ملي آذربايجان بود٬ حكومتي مدرن و لائيك و دمكراتيك٬ اما امروز بر آذربايجان نماينده ولايت فقيه جهموري اسلامي حسني حكومت مي كند٬ صد سال قبل تركان ايران داراي شاهنشاهي قاجار بودند٬ دويست سال قبلش هم امپراطوري صفوي٬ در حاليكه كردها هرگز حتي دولت محلي نيز در خاك عثماني يا تركيه نداشته اندּ بنابراين هر حق سياسي و از جمله حاكميت محلي كه كردها در تركيه بدست ميآورند همه پيشرفت و حركت به جلو است در حاليكه در مورد تركان ايران پسرفتي عظيم از امپراتوري به مستعمره شدن مشاهده ميشودּ

پنجاه سال قبل همه مسئولان از خلق ترك به اسم ترك ياد مي كردند٬ صد سال پيش همه مقامات به ترك بودن خود افتخار مي كردند٬ امروز ولي دولت اسلامي رسما اسم اين ملت را هم عوض كرده و آنرا آذري مي نامد و منظورش از آذري هم زباني پارسي و نژادي آريائى استּ در حاليكه در تركيه كه پنجاه سال پيش هويت كردي نفي ميشد٬ دولت تركيه امروز رسما و حقوقا وجود خلق كرد در اين كشور را پذيرفته است ٬ اين يعني اينكه گشايشي دمكراتيك در تركيه جريان پيدا كرده و دولت رسما هويت كردي را همانطور كه نخبگان و سياسيون كرد تعريف ميكنند به رسميت شناخته استּ


شبح 23:54 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب عزيز!(50)
از توضيحات متين شما تشکر می‌کنم. البته به نظر من جايگزين کردن سوآل من با مثال شما جايگزينی مناسبی نبود. احتمال اين که زنان در ادامه‌ی مبارزات فمنيستی‌شان به مرد کشی بپردازند بسيار اندک است اما موضوع جنگ قومی و نژادی و مليتی موضوع بسيار محتملی است. ضمنا موارد ذکر شده توسط نانای عزيز(53) هم از نطر من درست است و نيازی به تکرار آن نمي‌بينم.
در مورد دولت ترکيه هم هر چند برای پيوست به اتحاديه اروپا گام‌هايی در جهت به رسميت شناختن کردها برداشته اما هنوز فاصله‌ی زيادی دارد و از اين نظر حتا از جمهوری اسلامی هم هنوز عقب‌تر است. (نسبت به ترک‌ها) چند وزير کرد در ترکيه وجود دارد؟ چند نخست‌وزير کرد؟ چند شبکه‌ی تله‌ويزوين کردی؟ آيا بچه‌های کرد زبان در استانبول و آنکارا و شهرهای بزرگ ديگر(کوچک‌ها پيش‌کش) می‌توانند کردی بخوانند و بنويسند يا مجبور هستند زبان ترکی ياد بگيرد؟ راستی آيا ترکی زبان رسمی‌شان نيست؟ آيا نام کوه و دشت و شهر و روستا و جزيره‌‌ها را از کردی به ترکی برنگردانده‌اند؟ حال قصد ندارم اينجا به موضع بحث در مورد ترکيه کشيده شود بحث‌های جدی‌تری داريم که با هم بکنيم.
به هر حال من به عنوان کسی که دارای مليت فارس ناميده می‌شود.(خودم اصولا همان‌طور که دين ندارم مليت هم ندارم البته نفی نمی‌کنم همان‌طور که دين‌داری در جامعه رواج دارد مليت هم رواج دارد.) و به زبان فارسی سخن می‌گويم و می‌نويسی و زبان فارسی را هم دوست دارم اعتقاد دارم بسياری از خواسته‌های که از سوی شما و دوستان‌تان در اين نظرخواهی مطرح مي‌شود درست و منطقی است. از نظر من هم انسان‌ها بايد به زبانی که دوست دارند و به زبان مادری‌شان سخن بگويند از نظر من هم آموزش ديدن و آموزش دادن به هر زبان و خطی حق همگان است. تغيير اسامی محل‌های جغرافيایی را صحيح نمي‌دانم. ترک‌ها و کردها که بخش مهمی از ايران را تشکيل مي‌دهند اما قوم‌ها و مليت‌های کوچک هم بايد حق حيات داشته باشند و هر آنچه گفتيم در مورد آن‌ها هم صادق است.
اما مسئله چيز ديگری هم هست و آن اين است که ما مردم ايران که در مرزهای سياسی کشوری به نام ايران زنده‌گی می‌کنيم دردهای مشترک زيادی داريم. همان مثالی که زدی و موضوع زنان را مطرح کردی زنان تحت ستم هستند و مهم نيست کرد يا فارس يا ترک يا عرب ... باشند. کارگران تحت استثمار هستند و مليت و قوميت آنان فرقی در کاهش اين استثمار ندارد(گيرم بعضی وقت‌ها دارد مثلا افغان‌ها استثمار شديدتری می‌شوند.)... و مسايل ديگر که همه مي دانيم.
من انتظار دارم همه در کنار هم برای تمام اين حقوق مبارزه کنيم و آينده‌ی کشورمان تضمين کنيم. مبارزه‌ی جدا جدا کاری از پيش نمی‌برد. اين که تو بخواهی تمام مسايل را صرفا از ديد راسيسم آريایی تحليل کنی بخش مهمی از حقيقت را ناديده گرفته‌یی و اين هم که من بخواهم بگويم موضوع مليت و زبان و اين‌حرف‌ها قديمی شده و بيايد همه‌مون بريم انگليسی ياد بگيريم هم دارد بخش مهمی از حقيقت موجود را انکار می‌کنم.


شبح 23:02 @ Sun, 17 Apr 05

داريوش عزيز!(45)
شرمنده در نظرخواهی قبلی مي‌خواستم بنويسم که فراموش کردم. متاسفانه من هم بعضی‌ وقت‌ها نمي‌تونم نظرخواهی‌ات رو باز کنم. البته اگه ای‌اس‌پی‌ات رو عوض کنی ممکنه وضع بهتر بشه. مثلا پارس‌آن‌لاين بلاگ اسپات رو بسته و شايد از اون استفاده مي‌کنی اما خيلی از آی‌اس‌پی‌ها نبستن. من اصلاعات فنی‌ام کمه و کمکی ازم برنمي‌اد کميسيون ضدفيلترينگ پن‌لاگ برای اين‌جور خدمات و راه‌نمایی‌ها تشکيل شده لطفا با اين کميسيون تماس بگير.


اسد 22:26 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب گرامي،
حرف حق جواب ندارد. من اين نامه را با توجه به امكانات و انشاي خودم نوشتم. شما نام اسامي عوض شده و اطلاعات لازم را برايم بفرستيد تا به جاي نقطه چين‌ها وارد كنم و من به صورت پتيشن آن را در شبكه مي‌گذارم (البته اميدوارم بتوانم، چون تا به حال چنين كاري نكرده‌ام در غير اينصورت حتمن دوستاني كمك خواهند كرد)
البته هنوز نمي‌دانم كه خطاب نامه بايد دقيقا به چه مسئولي يا ارگاني باشد، چون نمي‌دانم كه مشخصا چه كسي و يا كجا مسئوليت عوض كردن آن نام ها را به عهده داشته است.

به...
لازمه زندگي دوستانه و صلح‌‌آميز اقوام و ملل مختلف در كنار هم عدالت و مساوات است. دوستي و برادري بدون احترام متقابل به حقوق و اعتقادات و فرهنگ ديگري ممكن نيست.
اين موضوع در مورد كشور ما با اقوام و زبان و مليت‌هاي گوناگون جاي توجه ويژه‌اي دارد. بخصوص در موقعيت كنوني كشورهر گونه دامن زدن به اينگونه اختلافات باعث خسارت‌هاي جبران ناپذير و غيرقابل برگشت به منافع مردم ساكن در اين آب و خاك، اعم از ترك، عرب، كرد، فارس، بلوچ و تركمن و ... مي‌شود.
ما امضا كنندگان نامه فوق مراتب اعتراض خويش را به تغيير نام‌هاي زير از زبان بومي منطقه‌اي آن به زبان فارسي اعلام مي‌داريم. ما دوستدار زندگي با مساوات و دوستي در كنار هم هستيم و خواهان پايان دادن به اعمال اينگونه سياست‌هاي برتري طلبانه نژادي/ فرهنگي كه به معناي تحقير و سركوب جمع كثيري از هموطنانمان است مي‌باشيم.

اسامي تغييريافته
نام ... درمحل ... در تاريخ... به .... تغيير يافته
1- .....
2- ....
3- ...

ثمر اين گونه سياست‌ها پاشيدن تخم نفاق و كينه است. لطفا اسامي ذكر شده درفوق را به شكل سابق برگردانيد. حق انتخاب اسم تنها حق مردم ساكن در هر منطقه و با توجه به سابقه تاريخي و فرهنگي و علايق آنان است.

امضاها...


درياچه 22:00 @ Sun, 17 Apr 05

بعضي از اسامي تاريخي تركي جزاير درياچه اورميه با اسامي من درآوري فارسي

يانيقلى- آتش
چاييرلي- آذر
بزه كلي آدا- آذين
دينج آدا- آرام
-ديله ك- آرزو
شاها (شاهاتالا)- اسلامي (شاهي)
ائششك داغي- اشك
اومود- اميد
تورك آداسي- ايران نژاد
بؤيوك گميچي تپه سي-بزرگ تپه
احمد داشي- بستور
سيغيناق- پناه
قاپليجا- پنهان
موللايوردو - پيشوا
ياستي آدا- تخت
ياستي داشي- تختان
دوققوزلار- تير
آرپادره سي- جودره
آرپاليق- جوزار
چات تپه- چاك تپه
پينارباشي- چشمه كنار
ائششك داغي- خر (كوه الاغ)
آيىجيق- خرسك
كيچيك كمرداغ - زاغ
ساري تپه- زر تپه
قيزيل كنگور- زركمان
ابوالقاسم داشي- زيرآبه
سامانلي- ساماني
آغ داغ- سپيد
قاناجانا - سرخ
ساريجا - سريجه
كاظيم داشي- سنگ كاظم
ياسسي ياغلي قارا - سياه سنگ
قارا تپه- سياهتپه
قارا آدا - سياوش
سايين قالا - شاهين
بؤيوك كمرداغ - شبديز
قيلينج ياغلي قارا - شمشيران
دوزلوجا تپه سى- شورتپه
گولايان داشي يوخاري- كاكايي بالا
گولايان داشي آشاغي -كاكايي پايين
گولايان داشي اورتا- كاكايي ميانه
قويون داغي- كبودان
گميچي تپه -كوچك تپه
گديك تپه - گريوك
دانالي- ناهيد
گميچي آداسي- ناوبان
گميچي- ناوي
گيزليجه- نهان
ساخليجا- نهفت


nasrin 21:46 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب عزيز(۵۰)
از آنجا که سوال شبح عزيز سوال منهم هست و در نظر خواهی مطلب قبل در جواب دوست ديگری به نام درياچه منهم به همين مسئله اشاره کردم ٫ بايد بگم که جواب شما قانع کننده نيست و ما حداقل بعد از انقلاب ۵۷ ياد گرفتيم که قبل از شروع هر حرکتی تمام امکانات موجود را در نظر بگيريم .
شايد آن زمان هم اگر کسی از مذهبيون طرفدار انقلاب سوال می کرد که نظر شما در مورد ديکتاتوری اسلامی چيست ؟ در جواب با همين پاسخ شما و يا پاسخی مشابه روبرو میشد . ولی ديديم که چيزی که آن زمان موجوديت نداشت ٫ پس از انقلاب موجوديت پيدا کرد !
اما اگر ما با راسيسم ٫ فاشيسم و ... بطور کل مخالفت و مبارزه کنيم و با برداشتن نام اقوام مختلف ايرانی از کنار آنها به اين مبارزه ابعاد کلی تری بدهيم هم حقوق تمام اقوام را در بر می گيرد و هم به جای دامن زدن به اختلافات موجب انسجام و اتحاد بيشتری می شود .


حبيب 21:27 @ Sun, 17 Apr 05

اسد عزيز:

ميپرسي منظور از نوشته تان در باره قاجارها چيست؟ بايد اين سوال را از كنجكاو نامي به پرسي كه از دولت پوسيده و وابسته قاجار و رضاشاه تاريخ ساز نوشته بودּ نوشته من هم جوابي بود به اين بافندگي و بازنويسي پان ايرانيستي تاريخ

ميگوئي چه كنيم برويم يك شاهزاده قجر بياوريم؟ البته كه نه٬شاهزاده قجر خودش آمده بود (مصدق ) او را هم امپرياليسم آمريكا به سرنوشتي كه امپرياليسم بريتانيا شاه قجر (احمدشاه) را مبتلا كرده بود٬ مبتلا كرد!!!

كاري كه بايد بكنيم آن است كه ريشه مطلب و روند عقب گرد و دوري ايران از مدرنتيه و جهان معاصر را بفهيم٬ و به جاي پرداختن به نتايج اين روند- جمهوري اسلامي- سرآغاز آنرا يعني مداخله امپرياليستي و كودتا و نهادينه شدن زير پا گزاشتن قانون و غيرستيزى و باستان پرستي را تشكيل دهيم و صادقانه اعتراف كنيم كه آغاز واگرائي ايران از مدنيت و مدرنيته حول و حوش همان كودتا ميچرخدּ

تا زمانيكه نخبگان فارس ٬ سقوط‌ غيرقانوني و امپرياليستي دولت قاجاري را نقد نكرده اند٬ تاريخ نويسي و هويت سازي فارسي معيوب خواهد بود و سد راه ذهنيت دمكراتيك در ايرانּ


حبيب 20:46 @ Sun, 17 Apr 05

دوست عزيز شبح:

مي پرسي ما با "قوميتگرائي افراطي تورک"، "نئوفاشيسم ترکی و راسيسم تورکی" چه کنيم؟

١- سوال تو مثل اين است در ايران كه زنان از طرف دولت انسانهاي درجه دو حساب ميشوند و از همه حقوق انساني اوليه٬ از جمله حق آزادي در انتخاب پوشش٬ و مسافرت و ورزش و عشق ورزي آزادانه و ايفاي هنر ּּּּ محرومند و در صورت تخلف با وحشيانه ترين مجازاتها تا زنده زنده سنگسار شدن مواجه اند٬ از فعالين حقوق زنان پرسيده شود كه ما با انديشه برتر بودن زنان و مدافعين سركوب مردان چه كنيم؟
اين سوال مجاز اما غريب است چونكه در ايران و در صحنه اجتماع و ساخت و رفتار دولتي همچو چيزي وجود و حاكميت و غلبه نداردּسوال از چيزي كه وجود ندارد٬ ويا وجود دارد اما مانع عمده حيات و رشد دمكراتيك نشده٬ مثل راسيسم و نئوفاشيسم تركي به جاي متمركز شدن بر مشكلي كه وجود دارد٬ مثل نئوفاشيسم فارسي و راسيسم آريايى دولتي٬ ممكن است حتي به شكل جهد براي منحرف كردن افكار عمومي و خارج كردن راسيسم و فاشيسم دولتي از زير ضربه هم تعبير شودּ

٢- البته سوال از چيزي كه وجود ندارد٬ عيبي ندارد اما طرح اينطور سوالها و پيداكردن جواب براي اونها٬ كار مراكز تحقيقاتي و آكادميك و تينك-تنكها هست٬ نه مشغله و مساله مبازره دمكراتيك و حقوق بشري با امكانات بسيار محدود كه با موارد تضييق موجود حقوق انساني درگير هستּ وظيفه نيروهاي سياسي دمكرات٬ كاناليزه كردن انرژي هاي پراكنده و استفاده از فرصتهاي مناسب تاريخي براي تمركز بر روي موردي مشخص و حل قطعي اون هست٬ نه بر عكس پراكنده كردن انرژي ذاتا پراكنده مردم به مسائلي كه اصلا وجود خارجي و يا سنگيني قابل ملاحظه اي ندارند و از دست دادن فرصتهاي تاريخيּּּּ

٣- حتي اگر در ميان جامعه دستجات زناني باشند كه به پست بودن مردان و يا لزوم تسلط بر اونها٬اعتقاد داشته باشند باز اين مساله چندان تغييري در ارجحيتهاي مبارزه دمكراتيك و حقوق بشري و گروههاي سياسي نمي ده٬ چرا كه هدف اين گروهها در درجه اول - و بخصوص در جهان سوم٬ دنياي اسلام ٬ خاورميانه و ايران- دولت است٬ نه جريانات غير دولتيּ در ايران جريان دولتي جاافتاده اي به شكل قوميتگرايي تركي و يا راسيسم تركي وجود ندارهּ مخاطب و هدف مبارزه ضد راسيسم و قوميت گرائي در ايران٬ راسيسم و قوميتگرائي واقعا موجود دولتي در ايران است نه چيز ديگرּ

٤- اما ينكه آيا نئوفاشيسم و راسيسم تركي و ּּּوجود دارد يا نه٬ البته كه وجود داردּ ما با آنچه بايد بكنيم؟ هيچ چيز به جز درس گرفتن٬ چونكه همچو راسيسم و نئوفاشيسمي در ايران وجود ندارد و بنابراين مساله ما هم نيستּ همچو چيزي مثلا در تركيه در گذشته وجود داشته كه جنبش دمكراسي ترك و كرد و عرب و ּּּدر تركيه عملا اونرو افشا و از سيستم تجريد و پاسيفيزه حتي تصفيه كرده ּ درسي هم كه ما از اين تجربه موفق دمكراتيك در تركيه بايد بگيريم اين است كه به راسيسم آريائي و نئوفاشيسم فارسي و دولتي موجود در كشورمان متوجه و متمركز شويم و آنرا هرچه قدر كه امكان دارد پررنگتر و توده اي تر افشاء٬ پاسيفيزه٬ تجريد و تصفيه كنيمּ تجربه اي كه ما متاسفانه هنوز آنرا شروع هم نكرده ايمּּּ


اسد 20:38 @ Sun, 17 Apr 05

دوستان عزيز، رحمان، حبيب، اروميه و ...

راه‌كار مشخص ارائه بدهيد! به طور مثال:منظور از نوشته‌اتان درمورد سلسله قاجار چيست؟! مي‌گوييد چه كنيم؟ برويم يك شاهزاده قجر پيدا كنيم و حاكميت مشروع‌اش را بهش برگردانيم؟
به برداشت (شايد ناقص و اشتباه من) متاسفانه از نوشته‌ي شما بوي يك دلسوزي واقعي براي تغيير نام‌هايي كه ذكر مي‌كنيد نمي‌ايد.
اگر در صدد پيشگيري تغيير نام‌ها هستيد يك ليست مستند و مشخص از اسامي تغيير نام داده شده درست كنيد و با ذكر محل و تاريخ تغييرات در دسترس عموم بگذاريد و بخواهيد كه مردم در مخالفت با اين حركت دولت آن را امضا كنند. خود من اولين كسي خواهم بود كه امضا خواهد كرد.
والا متهم كردن هركسي كه با مجموعه عقايد شما توافق كامل ندارد (و احتمالن مرا هم) به فاشيست فارس چه سودي براي آن هدف ستوده‌اتان به بار مي‌آورد، به جز اين كه به كينه و خصومت بيشتر دامن مي‌زنيد؟!
به هرحال وقتي شما من فارس زبان را مخاطب قرار مي‌دهيد لابد مي‌خواهيد با من گفتگويي هم داشته باشيد؟؟


شبگرد تنها 18:18 @ Sun, 17 Apr 05

درود شبح عزيز ....... انگار تاريخ تکرار می شود؛چرا که در عصر قاجاريه ؛ در دوران رضا شاه پهلوی و همچنين اوايل دوران محمدرضا شاه پهلوی اين جابجايی ها در تمام مناطق ایران صورت گرفته است البته در آن دوران بیشتر این تغییرات و پاکسازی قومی در میان عشایر مناطق مختلف ایران صورت می گرفت و گواه آن این است که ما اکنون در همه سرزمین ایران اقوام کرد ؛ لر و عرب داریم . البته در آن روزگار هدف بیشتر حراست و محافظت از مرزها بود و دولت های وقت با این انگیزه این تغییرات را انجام می دادند تا هم توان مرکزی این اقوام کاهش پیدا کند و هم اینکه نتوانند در مواقعی بر علیه حکومت مرکزی ایران شورش کنند و اما این پاکسازی اخیر با کدام انگیزه می باشد جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ بدرود تا فرصتی دیگر


شبگرد تنها 18:18 @ Sun, 17 Apr 05

درود شبح عزيز ....... انگار تاريخ تکرار می شود؛چرا که در عصر قاجاريه ؛ در دوران رضا شاه پهلوی و همچنين اوايل دوران محمدرضا شاه پهلوی اين جابجايی ها در تمام مناطق ایران صورت گرفته است البته در آن دوران بیشتر این تغییرات و پاکسازی قومی در میان عشایر مناطق مختلف ایران صورت می گرفت و گواه آن این است که ما اکنون در همه سرزمین ایران اقوام کرد ؛ لر و عرب داریم . البته در آن روزگار هدف بیشتر حراست و محافظت از مرزها بود و دولت های وقت با این انگیزه این تغییرات را انجام می دادند تا هم توان مرکزی این اقوام کاهش پیدا کند و هم اینکه نتوانند در مواقعی بر علیه حکومت مرکزی ایران شورش کنند و اما این پاکسازی اخیر با کدام انگیزه می باشد جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ بدرود تا فرصتی دیگر


شبگرد تنها 18:16 @ Sun, 17 Apr 05

درود شبح عزيز ....... انگار تاريخ تکرار می شود؛چرا که در عصر قاجاريه ؛ در دوران رضا شاه پهلوی و همچنين اوايل دوران محمدرضا شاه پهلوی اين جابجايی ها در تمام مناطق ایران صورت گرفته است البته در آن دوران بیشتر این تغییرات و پاکسازی قومی در میان عشایر مناطق مختلف ایران صورت می گرفت و گواه آن این است که ما اکنون در همه سرزمین ایران اقوام کرد ؛ لر و عرب داریم . البته در آن روزگار هدف بیشتر حراست و محافظت از مرزها بود و دولت های وقت با این انگیزه این تغییرات را انجام می دادند تا هم توان مرکزی این اقوام کاهش پیدا کند و هم اینکه نتوانند در مواقعی بر علیه حکومت مرکزی ایران شورش کنند و اما این پاکسازی اخیر با کدام انگیزه می باشد جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ بدرود تا فرصتی دیگر


داریوش 17:32 @ Sun, 17 Apr 05

شبح جان (خطاب ام می تونه هر کسی باشه!) من نمی تونم کامنت های ام را ببینم! بلاگ اسپات کاملن فیلتر شده! فقط وبلاگ را با کمک فیلتر‌شکن می بینم! برای دیدن کامنت ها چیکار می‌تونم بکنم ؟! .. مرسی!


منوچهر ژندی فر 15:48 @ Sun, 17 Apr 05

دو نگرش٫دو نگاه٫دو جنبش پس از ج. اسلامی.
امروز بيش از پيش و بيش از چند سال پيش دوران پولاريزاسيون طبقاتی در جامعه را حس و لمس ميکنيم.دوجنبشی که ميتوانند: يک زندگی بهتر را برای انسانها به ارمغان بياورند و يا فاجعه ای همانند عراق را در مقابل جامعه قرار دهند. يک نگرش انسانی و متمدنانه و در مقابل سناريويی سياه و ضد انسانی.
اين دو نگرش مشغول سازماندهی خود هستند. از يک طرف ميليونها انسان اسير فقر را ميبينيم که پيشروانش دارند خود را سازماندهی ميکنند و از طرف ديگر قوم پرستی را داريم که مشغول نوشتن سناريويی به غايت سياه برای جامعه ميباشند.جنگ داخلی٫چنگ بين عرب و ترک و لر و کرد و فارس ٫بمب در اينجا و آنجا٫گروگانگيری٫سر بريدن ٫تجاوز به زنان٫و....اين آن سناريويی هست که قوم پرستان مشغول سازماندهی آن هستند.عراق امروز آينه ای است از اين آينده سياه برای ایران.
هرچه انسانهای متمدن بيشتر و سريعتر خود را سازماندهی کنند ٫ميتوانند جلوی اين سناريوی سياه را بگيرنند و يا حد اقل آنرا به حداقل برسانند.
نگرش اول: میخواهد که انسانها آزاد و برابر زندگی کنند٫جدا از زادگاهشان.مذهب و قومیت به پستوهای خانه رانده شود و انسانیت بزرگ شود٫زندانها خراب شوند٫اعدام ممنوع شود٫کودکان به مدارس فرستاده شوند٫به معتادان کمک شود تا از اين گرداب نجات پيدا کنند٫ به عبارتی آزادی و برابری در آن جامعه به وقوع بپيوندد.
نگرش دوم:ميخواهد که هر چه زودتر در تهران و مناطق دیگر يک جنگ داخلی راه بيافتد٫انسانها نه بر اساس انسان بودنشان بلکه بخاطر زادگاهشان تقسيم شوند٫اين نگرش از همين امروز مشغول صیغل دادن سلاح های خود ميباشد تا جامعه را از تمامی مدنيت تهی کند.بمب گذاری ترکها در سخنرانی لرها٫کشتن نمايندگان ترک توسط کردها٫گروگانگيری فارسها و احيانا سر بريدن آنها ....اين سناريويی هست که اين قوم پرستان دنبال ميکنند.
بايد٫بايد٫بايد در اين ميان انسانیت را بزرگ کرد٫حقوق انسان جدا از زادگاهش جهانشمول است.
من هم به روايت کارگران کمون پاریس در ۱۸۷۱ ميگويم:قوم پرستی ومذهب مرد.زنده باد انسانيت.


atash 15:07 @ Sun, 17 Apr 05

رحمان ۴۰
درست است که در سياست کلی بافی نداريم اما فکر نمی کنی وقتی نان برای همه باشد ان هم بطور مساوی اش خود به خود مسئله چادر وسنگسار حل خواهد شد .. همه اين ها از تحجر وعقب افتادگی و سود آوری سرمايه است که در کشورهائی مثل ایران اجرا می شود.
مسئله قوم ونژاد وملت هم از این دسته .. می خواهم ببینیم چرا وقتی کارگران شهر بابک در مقابل اخراج و پايين بودن دستمزد کشته شدند کسی صدايش در نيامد چه کسانی از سرکوب وکشتار منفعت می ببرند چه کسانی از فقر وعقب افتادگی و این جدائی ها و اين مال من ست وآن مال توست زيرا من آنجا بدنيا آمدم و تو اينجا شکمش بزرگتر وفربه تر می شود؟؟
ما انسان هستيم و خواسته هايمان هم بنابر خصلت انسانی مان جهانی ست .. نان رفاه واسايش می خواهيم .. می گویم ما ما ما
چه اشکال دارد اگر پرچمی قرار است افراشته شود این پرچم همبستگی ماباشد. بی چهت نیست وقتی انسان زحمت کش فغان می زند شورا می خواهیم تا مشکلات خودرادر انجا مطرح کند روزگارش سیاه می شود واز کاروزندگی ساقط .. بیا با هم حول وحوش همین خواسته های مشترک قدم برداریم .
باور کن شکمی که سیر باشد راحتتر می تواند فکر کند و تفریح کند ودست خواهروهمسروکودک خودرابگیرد وبه هرجا که مایل باشد عزیمت کند وتازه کیف دنیا راببرد.


منوچهر ژندی فر 14:56 @ Sun, 17 Apr 05

اطلاعیه خبری کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

مجمع عمومی سوم کمیته پیگیری در مورخه ۱۹/۱/۸۴ برگزار شد.

در نوزدهم فروردین ماه سال ۱۳۸۴ مجمع عمومی کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری با شرکت ۶۲ نفر از رهبران و فعالین کارگری از اقصی نقاط کشور در تهران برگزار گردید. دستور کار این مجمع شرح وظایف کمیته در جنبش کارگری و انتخاب نمایندگان و سخنگوی کمیته در دوره پیش رو تا مجمع بعدی بود . در این راستا عرصه های فعالیت کمیته تا مجمع عمومی بعدی به شرح زیر به تصویب رسید:

1- پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

2- طرح مطالبه شرکت نمایندگان واقعی کارگران د رتدوین و اصلاح قانون کار و کلیه موارد و اموری که به سرنوشت کارگران مربوط میشود.

3- پیگیری مطالبات روز کارگری( در شرایط حاضر مسئله دستمزدها و قراردادهای موقت)

4-حمایت از کارگران اخراجی و اعتراضات کارگری

5- تدارک و برگزاری مراسم اول مه توسط کمیته پیگیری

در ادامه کار این مجمع ۸ نفر به عنوان نمایندگان کمیته تا مجمع بعدی انتخاب و وظایف آنها به شرح زیر به تصویب رسید:

1- نمایندگان منتخب میتوانند در چهارچوب عرصه های فعالیت کمیته که در بند یک صورتجلسه مجمع قید شده به صورت دادن اطلاعیه و یا به نحو مقتضی و به اتفاق آرا عمل نمایند.

2- اجرای وظایف تعیین و تصویب شده در مجمع عمومی سوم و ارائه گزارش به مجمع عمومی بعدی

3- تدارک و برگزاری مجمع عمومی عادی چهارم و یا مجمع عمومی فوق العاده در صورت نیاز

4- نمایندگان اصلی منتخب مجمع عمومی یک نفر را به عنوان سخنگو از بین خود انتخاب می نمایند تا در چهارچوب وظایف مقرر برای نمایندگان و به اتفاق نظر سایر نمایندگان در موارد ضروری اعلام نظر نماید.

5- همچنین طی مصوبه ای کمیته موظف شد از حقوق قانونی کلیه اعضای خود در قبال مسئولیتهای محوله دفاع نماید. در این مجمع زمان برگزاری مجمع عمومی عادی کمیته تاریخ ۱۳/۳/۸۴ تعیین گردید.

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری

۲۲ فروردين ۱۳۸۴


شبح 14:15 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب عزيز!
تو از "قوميتگرائي افراطي فارسي"، "نئوفاشيسم فارسي و راسيسم آريائي" به درستی انتقاد می‌کنی اما سوآلی از تو دارم که متشکر می‌شوم پاسخ دهی.
به نظر تو با "قوميتگرائي افراطي تورک"، "نئوفاشيسم ترکی و راسيسم تورکی" چه کنيم؟ مرزبندی تو چيست با آن‌ها؟ حالا واژه‌ی "ترک" و "فارس" را بردار و به جای آن "کرد" و "عرب"... بگذار يا اصلا اين واژه‌ها را به‌کلی بردار. نظرت در مورد قوميت‌گرای افراصى و فاشيسم و راسيسم چيست و چه مرزبندی با آن داری؟


رحمان 13:26 @ Sun, 17 Apr 05

ترانه عزيز:

در مبارزات سياسي و فرهنگي دمكراتيك كليت و كلي بافي نداريم٬ مورد مشخص داريم٬ چادر اجباري داريم٬ بيمه بيكاري داريم٬ سنگسار داريم٬ حق رسميت زبان داريم٬ حق عوض نشدن اسامي تاريخي داريم٬ اعتياد داريم٬ كليت نداريمּּּ

مسائل جهاني نه در قرن ٢١ و نه در هيچ قرن ديگري مسائل مجرد و كلي نبوده اند٬ هر مساله اسم دارد٬ اسم مساله را بايد گفتּ مبارزه دمكراتيك بازي بيست سوالي نيست٬ اسم اين بازي مورد مشخص٬ راه حل مشخص است٬ نه كلي بافي


پسرک فضول 13:24 @ Sun, 17 Apr 05

سلام، حقيقتش چندين بار نامه را خواندم. با توجه به تجربه اي که در کار دولتي و خصوصا نامه نگاريهاي رسمي اداري دارم به طور قطع مي گويم که نامه جعلي است. در ثاني تناقضات فاحشي در موضوع نامه وجود دارد که با کمي دقت مي توان آنها را بيرون کشيد. سوم آنکه اگر سلسله مراتب دولتي در دفتر رياست جمهوري را در نظر داشته باشيد اصلا رييس دفتر رئيس جمهور نمي تواند به اين شکل نامه اي را براي رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي و يا برنامه و بودجه سابق بيانگارد. قاعدتا تمامي ابلاغيه ها از طريق معاون اول رييس جمهور امضا مي شود. چهارم آنکه اگر نامه اي محرمانه باشد در متن آن به محرمانه بودنش تأکيد نمي گردد و تمامي نامه هاي محرمانه داراي مهر محرمانه و يا به کلي محرمانه و يا بر اساس کلاس طبقه بندي از کلمات مشابه آنهم به شکل مهر بر روي پاکت و بالاي سربرگ استفاده مي شود. در ضمن کدام عقل سليمي با کمي تحليل ساده مي تواند باور کند که حکومتي هر چند هم قدرتمند و وحشي مي تواند ظرف مدت 10 سال دو سوم از جمعيت اعراب خوزستان را کم کرده و جايگزين هم بگذارد (غير از آنکه آنها را مستقيم بيرون کند و يا به قتل برساند) کسي که اين نامه را جعل کرده نه تنها اطلاعات و علمش از حد کلاس اکابر بالاتر نيست بلکه آنقدر در جعل نامه عجله داشته که متوجه نشده است که به دليل بيکاري زياد بيشتر نيروهاي بومي جوان در خوزستان نمي مانند و اگر به کشورهاي خليج نروند جايي به غير اصفهان و تهران و شيراز ندارند که بخواهند کار کنند.
به دوستان سفارش کنيد کمي بيشتر فکر کنند و فريب نخورند.
ارادتمند
پسرک فضول


حبيب 13:20 @ Sun, 17 Apr 05

اكينچي خان:
انتظار پاسخي بدور از توهين و تخفيف انتظار غير معقولي نيست به شرطي كه سوال كننده خود سوالش را بدور از توهين و تخفيف بكندּ

اما سوالي به شكل سوال شما٬ جوابي هم به همان شكل در يافت خواهد كرد٬ انتظاري براي دريافت چيزي غير از اين براي اين سوال البته كه نامعقول است:

سوال اكينچي:

حبيب خان !!!
بعد از خسته نباشي! و اظهار اينكه حتما ميدانيد با عده‌اي مبتلا به سندروم داون در اينجا طرف نيستيد. از اين تحليل بي بديل!
تاريخي سياسي اجتماعي هم اگر بگذريم .ּּּ


ترانه 13:18 @ Sun, 17 Apr 05

رحمان جان! وقتی با کليت يک حاکميت فاشيست در مبارزه اي؛ يعنی بر علیه کلیه مظاهر ظلم آن سیستم و حکومت پرچم مبارزه بلند کرده ای! می خواهی خط پایان بر استثمار همه گانی بکشی! تو مبارزه را در بُعد کمتر و کوچکتر می خواهی. سعی کن حرف مرا درک کنی! چه استفاده ای می بری که انگشت اتهام بسوی امثال من بگيری؟
دارم می رم برای تدارک اول ماه مه. روز جهانی کارگر!
به امید روزی که انسان قرن ۲۱ مسائل را جهانی ببیند!


رحمان 12:36 @ Sun, 17 Apr 05

ترانه عزيز:

اسامي در تاريخ هميشه عوض مي شوند٬ تمدني از بين ميرود و تمدني جاي آنرا ميگيرد و اسامي جديد كه نشان و محصول تمدن جديدند را با خود مي آورد٬ و يا انسانها به سرزمينها و واديهاي بكر رفته و يا ابزار جديدي ساخته نام جديدي طبق فرهنگ و زبان خود به آنها ميدهندּ

اما در ايران عده اي نژادپرست فاناتيك و قوميت گراي فارس نشسته در شوراي انقلاب فرهنگي و شوراي امنيت ملي٬ با صدور بخشنامه هاي پي در پي سالهاست كه هر از چند گاهي دهها و صدها و هزارها اسامي تاريخي در سرزمين ملل ديگر را به زبان فارسي ٬ آنهم به جبر و خوف عوض مي كنند و به اين هم اكتفا نكرده كاربرد زبان تركي را براي اماكن و ابزار تازه تاسيس و ايجاد شده هم قدغن اعلام ميكنندּ

و اين در فرهنگ بشر معاصر نسل كشي فرهنگي و نژادپرستي زباني نام داردּ شايد درك شما از انسان و تمدن انساني به گونه اي باشد كه نسل كشي و نژادپرستي مسئله شما نباشد٬ اما اين دو از محوري ترين مسائل بشر معاصر بخصوص در جاهائي مانند ايران كه سياست رسمي دولتي اند مي باشدּ

و در صف مقدم مبارزه بر عليه نسل كشي و نژادپرستي البته كه همه طيفهاي چپ نيز قرار دارند٬ و في الواقع چپ بي تفاوت به نسل كشي و نژادپرستي ٬ وجود خارجي ندارد و اصلا چپ نيست راست افراطي است٬ چه برسد چپ مدل حزب كمونيست كارگري و ּּּּ كه مدافع آشكار قوميت گرائي و نژادپرستي فارسي است


اكينجي 12:36 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب37!
اولا من آقا نيستم من اكينجييم دوما انتظار پاسخي بدور از توهين و تخفيف از شما آيا انتظار غير معقولي است؟ هر چند برخوردي چنين بدور از پرنسيب و مملو از خود بزرگ بيني و توهين پاسخي را نميطلبد تنها براي روشن شدن موضوع ادامه ميدهم.
خوشبختانه در علم روابط بين‌الملل تعريف مشخصي از بالكانيزه شدن وجود دارد در تعاريف موجود بالكانيزه شدن به زبان ساده يعني تجزيه شدن منطقه كي و كجا ايران بالكانيزه شده است،نكند روياي شما چنين است كه آنرا به عالم واقع ميكشانيد؟ حتما معني تجزيه سياسي را ميدانيد، نه؟
در توضيحي كه درباره مشروعيت داديد آنرا مطابق قانون اساسي بودن تعريف كرديد . در علم سياست مشروعيت چندين نوع دارد كه يكي همان قانونيت است . بد نيست بدانيدخود قانون هم نياز به مشروعيت دارد.... به هرحال اين تعريفتان از مشروعيت جايگاه شما را در سياست بخوبي مشخص ميكند .
از انجا كه ادعاي سخنگويي خلق ترك را نداريد پس من بعد جملات خود را جمع نبنديد و تنها از طرف خودتان يا تشكيلات متبوعتان يا سازمانهاي حاميتان با شفافيت تمام صحبت كنيد. به اين لحاظ من بعد نبايد بگوييد ( نسل جديد ترك شماره 9 ) ال ميخواهد يا بل ميگويد بگوييد من چنين ميگويم يا مثلا نظر حركت ملي آزدبايجان جنوبي اين است.
گفتن جزئي از واقعيت خود نوعي دروغ است . اگر خواست خلق را بيش از خواست حق ملي ميدانيد اما راجع به بقيه خواستها سكوت ميكنيد در واقع دروغ گفته‌ايد.


اورمیه 12:22 @ Sun, 17 Apr 05

بیانیه کانون نشریات دانشجوئی آذربایجان در محکومیت تغییر اسامی تورکی دریاچه اورمیه

پروژه تاریخی تغییر و جعل هویت ملل غیر فارس بویژه تورکهای آذربایجان، از 84 سال پیش تحت سیاست شووینیستی- فاشیستی فارس سازی شروع شده است؛ لاکن متاسفانه در حال حاضر هم پس مانده های شووینیست فارس در نهادهای دولتی و غیردولتی، با بهره گیری از تریبونهای رسمی و غیر رسمی سعی در انکار هویت ملت آذربایجان دارند. لحظه لحظهء تاریخ معاصر یادآور این سیاست دهشتناک است.

تغییر اسامی اصیل تورکی دریاچه اورمیه به فارسی بدست سازمان آموزش و پرورش آذربایجان غربی نیز در راستای همین سیاست بیشرمانه است. بی شک این اقدام گستاخانهء آموزش و پرورش نمیتواند بدون مجوز و حمایت دولت مرکزی انجام گرفته باشد. کانون نشریات دانشجوئی آذربایجان هم صدا با سایر اقشار ملت آذربایجان، ضمن محکوم کردن این حرکت نژادپرستانه خواستار اجرای موارد ذیل است:

1) اعادهء اسامی اصیل تورکی جزائر دریاچه اورمیه؛

2) اعاده سایر اسامی تاریخی و اصیل آذربایجانی که در گذشته تغییر یافته اند؛

3) عذرخواهی رسمی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و افشای عاملان و آمران این حرکت نژادپرستانه؛

4) به رسمیت شناختن هویت ملی تورکهای آذربایجان، اقرار و اعتراف به اعمال سیاست آسیمیلاسیون بر علیه ملت آذربایجان و تغییر بنیادین این سیاست.


جوما بورش 12:15 @ Sun, 17 Apr 05

نامه سازمان دفاع از حقوق ملي خلق ترکمن
به کميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازمان عفو بين الملل

خانم ها و آقايان ارجمند!

بيش از بيست سال است که جمهوري اسلامي ايران جهت آسيميلاسيون اقليت هاي ملي چون ترکمن ها پيگيرانه تلاش ميکند. طبق رهنمودهاي دولتي، اسامي اصيل روستاها و شهرهاي ترکمني تغيير يافته و با اسامي فارسي جايگزين مي شوند. پدران و مادران ترکمن وادار مي شوند نام هاي فارسي ـ عربي بجاي نام هاي ترکمني براي نوزادان خود انتخاب بکنند. رزيم اسلامي همچنين با استفاده از تمامي امکانات دولتي تلاش ميکند تا روي اعتقادات مذهبي ترکمن ها، که اهل تسنن اند، تاًثير گذاشته و زمينه گرويدن آنها به مذهب شيعه را فراهم بکند.

سياست ضد ترکمن جمهوري اسلامي با قتل جوان بيست و يکساله اي به نقطه اوج جديد خود رسيد. مقتول که حليم قلي وطن پور ـ کم نام داشت گويا در صدد ماهيگيري بوده است! ماًموران رژيم، طبق قانون غيرمدون، مجازهستند ترکمن هايي را که بطور "غيرقانوني" در حال ماهيگيري اند، بقتل برسانند! با استناد به اين " قانون " است که هر از چند ماهي يک جوان ترکمن بقتل ميرسد؛ زيرا اکثريت بيکاران را جوانان تشکيل ميدهند.


ترانه 12:11 @ Sun, 17 Apr 05

رحمان عزيز. کشورها در مدت دوران گذر کو چک و بزرگ شده اند. اسامی هم هر چندی تغيير کرده اند. اين از هپروت بودن من نيست اينها ثبت تاريخ است. آيا ايران هميشه ايران بوده؟ با همین وسعت؟ برای اين تغيير هم هميشه متاسفانه عده ای کشته شده اند.
من مسئله ام تغيير اسامی نيست! نه الان و نه آنوقت که اسم خلیج فارس را می خواستند عوض کنند!
من می فهمم که برايت سخت است که قبول کنی کارگران منافع مشترک دارند اما اين انکار تو صورت واقعی مسئله را که کارگران سراسر دنیا درد مشترک دارند عوض نمی کند!


رحمان 11:53 @ Sun, 17 Apr 05

ترانه عزيز

شما در عالم هپروت هستي؟ اين حركت كارگري خيالي شما در كجاي اهواز و اورميه اس؟

در اهواز مردم به تنگ اومده از فارس بازي به خاطر خبر تغيير تركيب جمعيت اعراب شورش كردن٬ و چندين نفر كشته شده٬

در اورميه مردم و دانشجوها و روزنامه ها به خاطر عوض كردن دوباره اسامي تركي سرزمينشون توسط چند قوميتزده فارس در مركز به غليان اومدن٬ و اعلاميه و تجمع و اعتراض پشت سر هم٬

شما تا كي ميخواي بازي نديده گرفتن ملتهاي ايران رو كني؟


حبيب 11:43 @ Sun, 17 Apr 05

آقاي اكينچي:

حق با شماست منهم اعتقاد داشتم كه در اين ستون با عده اي مبتلا به داون سندروم طرف نيستمּ تا اينكه سوالات شما آمد!!!

برادر اميدوارم شما هم خيلي خسته نشده باشيد بابت نوشتن اين سوالات!!

- اول اينكه اكينچي جان نقد يك تحليل بي بديل سياسي و اجتماعي با خنك بازي ممكن نيست٬ بايد نكته به نكته اشكال و تناقض تحليل را رو كنيد٬ در پير اينصورت مارك سندروم داون فورا دست و پا گير انسان مي شودּ

مثلا شما بايد مشخص كنيد با كجاي تحليل مخالفيد٬ اينكه پهلويها را انقلاب مردمي برد٬ اينكه پهلويها را كودتاي انگليس آورد٬ اينكه كودتاي امريكايئ بر سر كار نگهشان داشت٬ اينكه قاجارها را كودتاي انگليسي برد؟

- پرسش شما در باره اينكه چرا من اعتقاد دارم ايران بالكانيزه نميشود مرا دوباره به ياد سندروم داون انداختּ بنده كي گفتم ايران بالكانيزه نمي شود؟ ايران خدائيش الان هم بالكانيزه شده٬ منتها شما و عده اي ملتفت نيستيدּ برادر عزيز تو اگر همان تحليل بي بديل شماره ٩ را ميخواندي متوجه مي شدي كه من گفتم ملل ايراني اعتقاد دارند كه اقلا ٨٠ ساله مناطق ملي در ايران يوگسلاويزه شده و ּּּּ اگر عجله نمي كردي و بادقت مطلب رو مي خوندي٬ هم اين سوال برايت پيش نمي اومد و هم ما رو ياد سندروم داون نمي انداختي

- بعد از مشروعيت من در سخنگوئي خلق ترك و زير سوال بردن انقراض غيرقانوني قاجارها و ּּּ چيزهائي نوشته اي و دوباره سندرومي را به ياد من آورده ايּ سندروم جان٬ اولا نادرست متوجه شدي٬ من ادعاي سخنگو بودن خلق و مليتي رو ندارم كه مشروع بودن و نبودن اين ادعا از طرف دوستان داوني زير سوال بره٬ در ثاني اينطور ادعاهاي سخنگوئى از طرف خلق ترك تا اونجا كه من ميدونم فعلا در انحصار گروههاي فارس از پان ايرانيست تا حزب كمونيست كارگري و البته دولت جمهوري اسلامي كه زبان رسمي اش فارسي و خودش هم آريائيه هستش

در مورد مشروع نبودن خلع سلطنت قاجارها هم- مثل اينكه تو مشكلي در حقوق بين الملل و قوانين اساسي داريּ برادرجان ببين٬ اگر در يك كشوري عملي از طرف دولت٬ مخالف با قانون اساسي اون كشور - قانون اساسيش چرت هم باشه مهم نيست- انجام بشه٬ در اصطلاح‌حقوقي مشروع نيستּ خلع يد از دلوت تركي قاجار توسط كودتاگرا هم همينطوره٬ حالا چرا٬ خب اينرو بايد بري يه كم مطالعه كني٬ مثلا از اين ميتوني شروع كني كه چرا مصدق خلع سلطنت قاجاري را مشروع نميدونست و به اون راي مخالف داد٬

- در آخر هم سوال خيلي شيريني كردي و گفتي كه چرا خواستهاي انساني خلق ترك رو به حق ملي فرو مي كاهم من!!! داون عزيز٬ من خواست انساني هيچ كس رو به حق ملي فرو نمي كاهم!!! فقط به كساني كه اصلا وجود مليت ترك رو هم قبول نمي كنن يادآوري مي كنم كه براي ملتي كه حتي وجودش رسما و غيررسما انكار ميشه خودش در حاليكه اكثريته٬ حقوق ملي از انساني ترين حقهاي قابل تصوره!


ترانه 11:43 @ Sun, 17 Apr 05

شبح نازنین. نازنین ترین!

یک مبارزه اصلی و واقعی / حقیقی در ایران هر روز به چشم می خورد. این مبارزه برای همه نه خواست است و نه مفهومی دارد اما برای ما که خود را سوسیالیست می دانیم بستر اصلی حرکت را مشخص می کند!
مبارزه کارگران زحمت کش با سودجویان!

به اول ماه مه نزدیک می شویم. یک روز تاریخی ! برای کارگر تهرانی! برای کارگر اهوازی !برای کارگر آذربایجانی! برای کارگر کردستانی! برای کارگر ایرانی! برای کارگر آسیایی !برای کارگراروپایی! برای کارگر امریکایی! برای کارگر افریقایی! برای کارگران سراسر دنیا! برای هم بستگی انسانهایی که بواسطه رنگ - نژاد – جنسیت- زبان- محل تولد و بیکار یا با کار بودن قابل تفکیک/جدا سازی نیستند!

حرکت وسيعی از طرف کارگران از اهواز و اروميه و تبريز و تهران و کرج و سنندج و کامياران و .... به راه افتاده. این حرکت با حرکت کارگران سراسر دنیا برای اعتراض به حداقل دستمزد در روز کارگر؛ نمایش خواست مشترک و درد مشترک است!

ننشینیم تا دو روز مانده به اول ماه مه چند کلامی در این مورد بگوییم و بنویسیم! ننشینیم تا ننوشتن دیگران در این مورد را با سکوت خود مهر بزنیم!
ننشینیم که همرا این حرکت ها و اعتراضات نباشیم و از قافله حرکتی عظیم جا بمانیم!

به این اعتراض به پیوندیم! تکلیف نهایی این سیستم با این گونه مبارزات است!


حبيب 11:12 @ Sun, 17 Apr 05

كنجكاوخان:

مشكل تو و شايد خوشبختي ات اين است كه غالب چيزها را نمي تواني درك كني٬ شايد از كم سوادي و شايد از چيزهاي ديگر و با اينهمه در باره آنها٬ نظر ميدهيּ

كسروي دگر انديشي جسور٬ محققي خودساخته و آماتور و شهيد انديشه است٬ اما هيچكدام از چيزهايي كه گفتي نيست٬ و و اينكه گفتي من از كشته شدنش شادمانم٬ در بهترين وجه نشان از بلاهتت داردּ بنده بر خلاف تو و نئوفاشيسم وطني فارسي٬ نه از حذف فيزيكي انسانها و ملل و نه از حذف عاليترين محصولات ذهن و خلاقيت بشري از جمله فرهنگها و زبانهاي ملل شادمان نمي شومּ

كسروي نژادپرستي آريائي و هوادار افراطي فاشيسم فارسي بود٬ اينرا خودش ميگفت كه ميخواهد همه زبانها و گويشهاي رايج در ايران را بياندازد يعني محو كند و پارسي سازدּ

اما نوانديش بود به اين معني كه برخي چيزهاي نوئي كه در ايران سابقه نداشت هم گفته بود (كه همه اينها هم درست نبود٬ من جمله تئوري زبان آذري اش٬ كه از بي ارزشترين و بي پايه ترين ادعاهاي آماتورانه در زمينه زبانشناسي تاريخي مدرن است)

كسروي سنت شكن بود اما آزادانديش نبود مگر اينكه مراسم كتاب سوزانيش را نه با مدل فاشيسم بلكه با آزادانديشي پان ايرانيستي ات توجيه كني٬ او بر عكس فاناتيكي متعصب در باورهاي خود بودּ

كسروي دين ستيز هم نبود٬ حتي بنيادگرا بود٬ چرا كه خودش ديني به اسم پاكديني با همه دفتر و دستك يك دين٬ نيايش (نماز) و كتاب مقدس (ورجاوند بنياد) و مريدان و ּּּ دست و پا كرده بودּ

بهترين توصيف از كسروي٬ شايد اين باشد كه گفته شود كسروي دگرانديشي فاناتيك اما جسور بود و در آخر هم شهيد همين دگر انديشي و جسارت خود شد و به دست بنيادگرا و فاناتيك ديگري ترور شدּ

به همه حال كسروي قرباني ترور و شهيد انديشه است٬ اما اين باعث آن نميشود كه قوميتگرايان فارس و اسلام ستيزان و ּּּ هر كدام به انگيزه هايئ به خيالبافي و افسانه سازي در باره او و ترسيم چهره اي غيرواقعي از وي بپردازندּآري او شهيد انديشه بود اما انديشه اش ملقمه اي از فاناتيسم و نوآوري و دگرانديشي و نژادپرستي و شونيسم فارسي و پاكدين سازي وּּּ بودּ


اكينجي 11:12 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب خان !!!
بعد از خسته نباشي! و اظهار اينكه حتما ميدانيد با عده‌اي مبتلا به سندروم داون در اينجا طرف نيستيد. از اين تحليل بي بديل!
تاريخي سياسي اجتماعي هم اگر بگذريم .
لطفا ميشود خيلي موجز بفرماييد :
--چرا پروژه بالكانيزه كردن ايران را ناممكن ميدانيد؟
-- از آنجا كه خيلي به مشروعيت رسمي اهميت ميدهيد ( نمونه‌اش نامشروع بودن خلع سلطنت از سلسله قاجار)منبع مشروعيت شما در سخنگويي از جانب خلق ترك چيست؟
-- چرا سعي ميكنيد از جانب خلق ترك خواستهاي انساني آنها را تنها به حق ملي فرو بكاهيد؟لطفا اين آخري را حتما جواب بدهيد.


اكينجي 11:11 @ Sun, 17 Apr 05

حبيب خان !!!
بعد از خسته نباشي! و اظهار اينكه حتما ميدانيد با عده‌اي مبتلا به سندروم داون در اينجا طرف نيستيد. از اين تحليل بي بديل!
تاريخي سياسي اجتماعي هم اگر بگذريم .
لطفا ميشود خيلي موجز بفرماييد :
--چرا پروژه بالكانيزه كردن ايران را ناممكن ميدانيد؟
-- از آنجا كه خيلي به مشروعيت رسمي اهميت ميدهيد ( نمونه‌اش نامشروع بودن خلع سلطنت از سلسله قاجار)منبع مشروعيت شما در سخنگويي از جانب خلق ترك چيست؟
-- چرا سعي ميكنيد از جانب خلق ترك خواستهاي انساني آنها را تنها به حق ملي فرو بكاهيد؟لطفا اين آخري را حتما جواب بدهيد.


کنجکاو 10:12 @ Sun, 17 Apr 05

آقای "ی" گرامی، حبيب جان!

برای اين جوک های بامدادی از تو سپاس گزارم. به گفته ناصرالدين شاه قجر " ما را بسيار خنداندی". او هم به خودش می گفت "ما" (اشاره به پيام چندی پيش ات است که می گفتی تنها شاه فارس و منوچهر به خودشان می گويند"ما"- با زهم جعل). فدای اريستو کراسی (حرمسرا) قجری ات برم، که من اين جا کم اش دارم (پا درد دارم)، چيز تازه بنويس و جای گفت و گو را باز کن، به بُر و به چسبان سندهای دروغ، و با وابسته کردن اين و آن به فارس کاری از پيش نمی رود. همين کسروی را که تو از کشتن اش اين چنين شادمانی و او را "نوکر" می نامی به دست پدران همين ملايان امروز با پشتی بانی (دست کم خاموشی) دربار کشته شد و امروز تو و ملايان و دربار شاه در يک را راستا کسروی دين ستيز و آزاده را دشمن می دانيد. بروم به کارهای سودمند تری بپردازم. تو هم برای خودت سند درست کن و اين جا بگذار.


حبيب 9:14 @ Sun, 17 Apr 05

دولت تركي آذربايجاني قاجار قابل مقايسه با دولت فاشيست و راسيست پهلوي هم نيست٬ تفاوت بين دولت تركى-آذربايجانى قاجار با دولتهاى فارس پهلوى-جمهورى اسلامى از زمين تا به آسمان است٬

- دولت قاجاري مخصوصا احمدشاه قرباني مقاومت شرافتمندانه اش در مقابل نيروي استعماري و ابرقدرت دوره خودش امپرياليسم بريتانيا شد ولي دولت فاشيست پهلوي تاوان دست نشاندگي خود به امپرياليسم و استعمار را پرداخت....

- دولت قاجار دولتى مستقل بود٬ يعنى گماشته استعمار نبود. دولت قاجاري را قدرتي خارجي بر سر كار نياورد٬ اما بدست قدرتي خارجي يعني امپرياليسم بريتانيا سقوط كرد٬ بر عكس دولت پهلوي دولتي است كه استعمار بريتانيا آن را سركار آورد٬ امپرياليسم آمريكا آنرا سركار نگهداشت و انقلاب مردمي به زباله دان تاريخش ريختּ

- ايران در دوره قاجار با تجدد و مدنيت معاصر آشنا شد ٬ تجدد و مدرنيته را آريستوكراسي قاجار و تركان به ايران آوردند (هئيت دولت٬ ارتش مدرن٬ خدمت سربازى٬ مجلس٬ قانون اساسى٬ تفكيك قواى سه گانه٬ روزنامه٬ دانشگاه٬ مطبوعات٬ احزاب سياسى٬ راه آهن٬ عكس٬ اركستر٬ تئاتر و......)

- دولت قاجار دولتى غيرمتمركز بود نه متمركز٬ و ممالك محروسه ايران نام داشت٬ اين هم به زمان امروزى مىشود فدرال

- دولت قاجار دولتى مشروطه بود و در دوران احمدشاه قدم در راه دمكراسى غربى گذاشته بود نه ديكتاتورى مانند پهلوىها و جمهورى اسلامى٬

- دولت قاجار مخصوصا در زمان احمد شاه دولتى عرفى بود٬ نه دينى و شرعى ٬ اين هم به زبان امروزه مىشود لائيك

- دولت قاجار دولتى ترك و آذربايجانى بود و ضد نژادپرستى آريايى و بدون مشى قوميتگرايى٬ نه قوميتگراى فارس و نژادپرست آريايى٬

-حاكمان قاجار اشتباه حتى خيانت مىكردند زيرا صاحب اختيار بودند ولى حاكمان پهلوى نه٬ چونكه اصلا صاحب اختيار نبودند و مطيع فرمان بودند

-در دوره قاجار٬ مخصوصا اواخر آن در دوره احمد شاه قاجار٬ دولت قاجارى دولتى مشروطه٬ لائيك و نيمه فدرال و مدرن و جامعه ايرانى مثل تركيه عثمانى٬ روسيه و ديگر كشورهاى اروپاى شرقى در سير طبيعى تاريخى به عصر دمكراسى و مدرنتيه٬ فدراليسم و دولت لائيك وارد مىشد ּ تخريب و هجوم واقعى كه سالها و قرنها جامعه ايران را از رشد طبيعی، تحول اجتماعی و تکامل تاريخی بازداشتند سركار آورده شدن رضاخان توسط كودتاي انگليس و هجوم قوميتگرايان فارسى به مردم ايران استּ

با دخالت و استيلاى استعمار انگليس و گماشتن رضاخان و ساقط كردن احمد شاه ٬ تيره روزى و بدبختى مردم و ملل ايران شروع شد كه تا امروز هم ادامه داردּپس از آن٬ ايران از مسير توسعه و مدرنيت تماما جدا شد٬ ريشه مدرنيته٬ فدراليسم٬ دولت لائيك و دمكراسى در ايران كنده شد و كار به جائى رسيد كه رسيده استּولايت فقيه فارس حاكم بر ايران ادامه طبيعى دولت گماشته رضاخانى است. از مدرنيت دمكراسى زائيده مىشود مثل تركيه و روسيه و اروپا٬ نه ولايت فقيه و راسيسم آريائي و طالبان مثل ايرانּ

رضاخان و فرزندش اشخاصى- و نه شخصيتى- بودند كه توسط استعمارگران و اشغالگران براى غارت ثروتهاى نفتى٫ سد نمودن ورود مردم و كشور ايران به عصر نو و مدرنيت٫ آنهم با كودتا سر كار آورده شدند و الحق اين وظيفه محوله را هم به نحو احسن انجام دادند كه در نهايت به استقرار دولت بنيادگرا در ايران و پرت شدن كشور به عصر حجر منجر شد. و در اين ميان هر كار مثبتى هم كه رضاخان انجام داده باشد٫(مسائل مربوط به مدرنيزاسيون صورى و بىمحتوى) از قبيل تصادف و جزئيات است و اساسا زاده رشد تكنولوژى٫ درآمدهاى نفتى و ضرورت زمان بود و به هيچ وجه خدمات وى نمىتواند شمرده شود.


حبيب 9:04 @ Sun, 17 Apr 05

برادر كنجكاو خان كه از پوسيدگي دولت قاجار ترك و افتخارات رضاشاه دم ميزنيد در سطح غرق نشويد!!!

بسيارى از باورها در باره قاجاريان بافته هاي جريانات پان ايرانيست٬ افسانه هاي قوميتگرائي افراطي فارسي و دروغهاى رژيم دست نشانده پهلوى است. دولت قاجار مانند خيلى از دولتهاى ديگر نقاط مثبت و منفى اى داشت ولىدر دوره پهلوى فقط نكات منفى آن بزرگنمايى مىشد. شخصيتهايى از اين دولت مثل محمدشاه (قلع و قمع دستگاه و صنف روحانيت امامي شيعه)٫ وليعهد عباس ميرزا (وارد كردن ايران به عصر مدرنيته)٫ مظفرالدين شاه (به خاطر فرمان مشروطيت) و مخصوصا احمدشاه (از دمكرات ترين حاكمان تايخ ٧٠٠٠ ساله ايران) كه خدمات بىشمارى به مردم ايران كرده اند٫ باعث افتخار همه ايرانيان و بخصوص مليت ترك هستند و نامشان مخصوصا براى ملت ترك و آذربايجان هميشه عزيز خواهد بود. شما بهتر است به جاي دوباره نويسي تاريخ٬ سعى كنيد تاريخ واقعي مملكتتان را مطالعه كنيد شايد ياد بگيريد كه مظفرالدين شاه كسى بود كه فرمان مشروطه را امضا كرد٬ همان چيزي كه ما پس از صد و پنجاه سال با فانوس دنبال آنيم....

ايران اواخر قاجار مثل زنى در حال وضع حمل بود با درد و رنج طبيعى زايمانּ كه ناگهان كلاهبردارى (رضاخان) وارد صحنه شده خود را به جاى دكتر جا زد و خانواده زن حامله را فريفت و اجازه مداخله در زائمان را گرفت٬ اما اول كارى كه كرد بدنيا آوردن كودكى مرده با سزارين و بعد هم كشتن مادر بود!!! به اين هم اكتفا نكرده خانواده زن حامله را هم سر به نيست كرد و پس از آن از اتاق عمل فرار كرد و و بالاخره ميدان براى شارلاتانها خالى ماند٬ يعنى قصه امروز ايرانּּּּ

رضاخان خائنترين حاكم تاريخ ايران به مردم و مليتهاى اين كشور است و اصلا وطنپرست بودنش لزومى به بحث ندارد چونكه دولت انگلستان سر كار آوردش و همانطور هم برد. هزار سال تركها بر اين كشور حاكم بودند علاوه بر آنكه نظام كشور فدرالى (ممالك محروسه ايران) بود هيچكدام زبان هيچ مليت ايرانى را قدغن نكردند. اما در خيانت رضاخان وطن فروش همين كافى است كه گفته شود اولين اقدامش ممنوع كردن زبان اكثريت مردم ايران تركى و برچيدن نظام فدرالى (ممالك محروسه ايران) بود كه ريشه همه بدبختيها و عقب ماندگيهاى صد سال اخير ايران همين دو اقدام است. كسى كه زبان اكثريت مردم كشورش را ممنوع و قدغن بكند و در صدد نابود كردن زبان و فرهنگ و هويت تركى ملت خود باشد مى شود وطن پرست؟!!!!


حبيب 8:26 @ Sun, 17 Apr 05

كنجكاو عزيز

آنچه كه تو نمي فهمي ويا مي فهمي٬ اين است كه ترك زبان بودن عمال و عمله هاي رژيم مانند آن ترك زبان اورميه اي كه كلت را به سر تو گذاشت اصلا مهم نيست٬ مهم سياست ملي كلان دولتي است كه آن ترك زبان مزدور و عمله آن است و آن سياست٬ در ايران عبارت است از نئوفاشيسم فارسي و راسيسم آريائي كه علاوه بر بسياري از ايرانيان فارس٬ عده اي ناآگاه و يا لمپن و خودفروخته از ترك و كرد و لر و عرب هم در خدمت اويند٬ مثل تو كه در خدمت فاشيسم فارسي از نوع غير اسلامي اش هستي٬

بنابراين سعي كن تصوير بزرگتر را ببيني و غرق در جزئيات نشوي٬ فردها را ول كن و به دولت بچسب٬ به قانون اساسي اين دولت نگاه كن كه چه زباني در آن رسميت انحصاري دارد٬ به آئين نامه نامگذاري اماكن نگاه كن كه اسامي غيرفارس را ممنوع اعمال مي كند٬ به صدا و سيمايش٬ به فرهنگستان فارسي اش نگاه كن كه بفهمي مشكل ملل ايراني چيست: زبان مادري مجريان و مزدوران اين دولت مهم نيست٬ راسيسم و فاشيسم فارسي در ايران مشكل اصلي است٬نوع اسلامي و يا آريائي و پان ايرانيستي و حزب كمونيست كارگري فرع مساله استּ

بنابراين به جاي آنكه انرژي خودت را صرف جستجو و ليست كردن زبان مادري اين مامور و آن كارمند و فلان ملاي جهموري اسلامي بكني كوشش كن اين را درك كني كه ملاحسنى نماينده ولايت فقيه و عامل جمهورى بنيادگرا و نژادپرست فارس مثلا اسلامى در آذربايجان غربى است٬ و در عمرش قدمى در راه ملتى كه به آن منسوب است يعنى ترك و وطنش يعني آذربايجان برنداشته استּ چطور كه رفسنجاني و جنتي و يزدي و خاتمي و لاريجاني و رضائي و شاهرودي و حداد عادل و ּּּمعادلان فارس اويند٬

بنابراين به جاى ملاحسنى نوشتن و كش و قوس دادن كارها٬ يكباره عمله جمهوري اسلامي فارس بنويسּو اين
يعنى مجموعه عاملان و مزدروران رژيم بنيادگراى فارس و نژادپرست آريائى جمهورى اسلامى٬ حالا اين عاملان و مزدوران خودشان اصلا فارس باشند و يا نباشند٬ ملا باشند و يا نباشند٬ چندان فرقى نمىكند٬ چونكه اينها در تحليل نهائى همه عمله فاشيسم فارسى اند٬ البته اين هم منحصر به ملاحسني نيست٬ كسروي هم نؤكر قوميتگرايى فارس بود٬ ملكي هم ٬ ּּּּچرا راه دور مي روي؟ مگر استالين گرجي برجسته ترين چهره شونيسم روسي در تاريخ نيست؟


رحمان 5:19 @ Sun, 17 Apr 05


ناناي گرامي

موسيقي اي به اسم ايراني وجود ندارد٬ اونطور كه از شجريان و پسرش همايون اسم مي بري٬ منظورت لابد موسيقي فارسي استּ

در باره اين اشتباه هموطنان قوميتگراي فارس قبلا در همين ستون نظرات توضيح داده شده بود


منوچهر ژندی فر 4:53 @ Sun, 17 Apr 05

داريوش عزيز.
باز هم دستم (دامن که نداری) به شلوارت.
پسر خوب يا فارسی بنويس و يا ايرو فارسی درست.اين ديگر چه نوع از نگارش است.داريوش عزيز.با اين نوع نوشتن کسی (با پوزش) نوشته های خوبت را جدی نميگيرد.من واقعا نميفهمم چرا درست نمی نويسی؟


DARIUSH 4:39 @ Sun, 17 Apr 05

SHABAH و دوستان
در طول تاريخ مردمی که naagah بوده اند مثال morkh erosi و عزا هستند و اين در مورد مردم عرب zeban خوزستان sedgh ميکند. مردم عرب خوزستان در فقر و تحقير شايد در kemal مقايسه با siyahan آمريکا beraberi کنند. در انقلاب ۵۷ به محضِ تکان خوردن در ۹ خرداد ۵۸ کشتار شدن (کشتار khoramshahr و jezireh مينو) ostandar vaqet ganeral medeni (moamor سيا، سيا mosteqiman خرج campain entekhabat رياست جمهوری او را pardakhat دو brother که masoul مالی بودند baghimandeh polha را در واشينگتن به سيا باز گرداند(مثل brothran reshidiyan در ۲۸ مرداد)) در سرکوب اعراب neqshe kilidi dashat ( shaar در و ديوار آنروز yesghat medeni= مرگ ber medeni) . درست در همين moqe از jevanan عرب beraeye حاملِ به دانشجويان دست chepi sue استفاده ميشد( خوزستان shehrha akseriyat با farsha و shehrhaye کوچک و rostaha akserit qerib به atfagh عرب zeban هستند) sazemandeh kilidi در کشتار دانشجويان در ارديبهشت ۵۹ pasdar mozdor و farmandeh eslahtelab کل artesh amroze \"علی Shamkhani\"(فرزند يک maved عراقی ) بود. کشتار دانشگاه اهواز از vahshtnatterin koshtarha در moqayese با دانشگاههایِ ديگر است(dasgir shodegan را با mosalsal bastand و jamyee را به karoon انداختند. لازم به yadaveri است گرايش opezision غالب مردم عرب zeban baasia است.
joge fashist ترک zeban ۱۲
بخشِ اصلی niroye سرکوب جمهوری اسلامی ترک zeban بوده و هست hemanha کشتار \"neqdeh\" را به وجود آوردند ما دم خروس را باور کنيم يا qesem hazret عباس. شما ميخواهيد در ميان deava beraye خود nerkh تعين کنيد.


منوچهر ژندی فر 4:08 @ Sun, 17 Apr 05

سئوالی از شبح.
شبح عزيز.فکر نميکنی بجای اين بحث بايد به بحث ريشه اي تری که جان و زندگی ميليونها انسانها به آن ربط دارد بايد باز ميشد؟
من يک بار قطعنامه ای از ح.ک.ک. در مورد فقر و مبارزه با آن در اينجا گذاشتم. در ادامه اين قظعنامه امروز حرکتی وسيع از طرف کارگران از اهواز و اروميه و تبريز و تهران و کرج و سنندج و کامياران و .... برای حداقل دستمزد ۴۵۰۰۰۰ تومانی راه افتاده. چرا اينرا بزرگ و آگرانديسمان نميکنی؟
چرا بايد مسائلی که به جان و زندگی ميليونها انسان (حداقل ۹۰٪) ربط دارد حاشيه ای شود و شورشی در اهواز در بوق شود تا برای اين آقای "ی "ميدانی برای تاخت وتاز فراهم شود.شبح عزيز٫ بيا به مسائل حیاتی و انسانی بپرداز .در آن ميدانی به جنگ که باعث پيروزی انسانيت شود.
باز کردن اين بحث قوم پرستانه تنها به نفع اين قوم پرستان است.
مسئله امروز برای تمامی انسانها(جدا از زادگاهشان) مبارزه عليه فقر و مبارزه برای حداقل دستمزد ۴۵۰۰۰۰ تومانی است.اين نفعش به همه از ترک و عرب و فارس و لر و کرد ميرسد.پيروزی این مبارزه باعث میشود که حداقل انسانها در آن جامعه مجبور به فروش اعضای بدنشان برای تامین مخارج روزمره شان نشوند. پیروزی این مبارزه یعنی بچه های ما در آن جامعه بتوانند تحصیل کنند.آیا فهمیدن این مسئله و درشت کردن این و نه جنگهای قومی اینقدر سخت است؟
گل همين جاست همين جا برقص.


nana 3:50 @ Sun, 17 Apr 05

کنجکاو گرامی

هنگامی که در يوگوسلاوی کشتار نژادی برخاست و از کنترل خارج شد نيروهای سازمان ملل و امريکا مداخله کردند.
و آنرا خاموش کردند

ای بسا که اين بار امريکا با بازی با آلت بالفعل هائی چون اين ترک و فارس کن های فاشيست انگلولکی برای ايجاد بلبشوئی در ايران بنمايد !!!!!!!!!!

تمامی هموطنان ايرانی ما از هر قوم و مذهبی با هم يک وجه مشترک دارند و آن
تحت ستم رژيم جانيان اسلامی است و اين نقطه مشترک در نهايت امر همه را به هم پيوند داده و متفق خواهد کرد به شرطی که ما بتوانيم در ميانه راه اين گونه عناصر را از خود برانيم .
آنان حق اظهار نظر دارند ولی گمراهان و ابلهانی بيش نيستند .

در ادامه فرصتی پيش نيامد که مطلبی را در رابطه با پستی که دو سه روز پيش گذارده بودی و موسيقی ايرانی را موسيقی ختنه شده !!! نام نهاده بودی مطلب جالبی را برايت بنويسم .
شخص من دوستدار موسيقی ايرانی هستم و زيباترين صدای دنيا را بين مردان صدای شجريان ميدانم و هنگامی که او به همراه پسرش همايون ميخوند از نظر من بلبل در بلبل ميشود يعنی باغی از بلبل .
ولی نظرت کاملا درست است و من به هر دوست امريکائی که موسيقی اصيل ايرانی را معرفی کردم و اين افراد از شعوری برخوردار بوده و هستند تمامی بلا استثنا به من گفتند :
- زيباست ولی به نظر ميرسه ناتمام است !!!!!
که همان ختنه ای که تو بکار بردی است . نانا


منوچهر ژندی فر 3:32 @ Sun, 17 Apr 05

دوران پسا جنگ سرد٫ مذهب و قوم پرستی.
دو پایه اصلی در استراتژی دنيای سرمايه داری امروز يعنی دنيای پسا جنگ سرد مذهب و قوم پرستی ميباشد.اين سياست از سال ۱۹۷۸ و با کنفرانس گوادولپ شروع شد.اين دکترين دنيای سرمايه داری در آنزمان در مقابل دنيای مقابل يعنی شوروی سابق و اقمارش بود به همين دليل در زمان انقلاب ايران دکترين کمربند سبز و تقويت اسلامی ها توسط آمريکا دنبال شد. در ايران خمينی٫ در افغانستان دستجات مختلف اسلامی٫در فلسطين حزب الله٫در لبنان بازهم حرب الله٫مصر و....علم شدند.اگر در دورانی(بخصوص دهه ۶۰-۷۰) هر جنبشی خود را مارکسيست(حال با هر روايتی) ميدانست ناگهان جای خود را به دستجات مسلح اسلامی دادند. اين استراتژی بود که دول مطبوع غرب دنبال ميکردند چون به ماهيت شديدا ضد کمونيستی اسلام واقف بودند. اما اين تمامی استراتژی غرب نبود٫پس از فروپاشی امپراتوری شرق ميبايست نه تنها مذهب(بطور عام٫چه اسلام و چه کاتولیک) بيش از پيش تقويت ميشد بلکه قوم گرايی هم تقويت شود.اين امر را ما در تمامی کشورهای سابق شوروی ميبينيم.
دقت کنيد که پاپ مفقود متولد لهستان بود ودرست در سال ۱۹۷۸ انتخاب ميشود(پاپ قبلی تنها يک ماه روی کار بود٫و بعضی محافل معتقند که چيز خور شده بود!!!) و در همان سال خمينی به عنوان رهبر شيعيان توسط بی بي سی معرفی ميشود٫يعنی در جهان غرب پاپ لهستانی و در شرق خمينی به روی صحنه می آيند! اينها درست موازی هستند با تقويت بيش از پيش جنبشهای ناسيوناليستی در کشورهای شرق. ناسيوناليسم عرب٫ناسيوناليسم ايرانی٫ناسيوناليسم يهود٫ناسيوناليسم صرب٫کروات و.....اينها پايه های واقعی يک استراتژی بادوام تر از طرف غرب در مقابل انسانيت بود و هست.تقويت اين نوع از ضد بشريترين تفکرها مطمعنا اثراتی بيش از هزار بمب اتم دارد چون اثرات مخرب آن نسلها خواهد ماند.انسانها دوباره مسجد و کليسا و کنيسا و بودا و مسيح و محمد را کشف ميکنند و زجر زمينی خود را برای مدتی کوتاه فراموش ميکنند.اين استراتژی اين دوران بورژوازی است بر اساس دوپايه مذهب و قوم گرايی.مثال عراق اين موضوع را خيلی عيان ميکند٫کردی رييس جمهور ميشود٫منشيش سنی است٫سخنگويش شيعه و ....
بورژوازی که زمانی خود به عنوان عنصری انقلابی در مقابل کليسا و مذهب و قوميت قد علم کرد(در انقلاب کبیر فرانسه) امروز از سنگرهای ديروز خود به عقب مينشیند و همان پرچم هايی را علم ميکند که خود زمانی مقابل آنها بوده.
به نظر من جريانات قوم پرست و دامن زنندگان به آنرا بايد در اين بعد جهانی نگاه کرد.اين بسيار ساده انگارانه است که فکر کنيم وقايعی مانند اهواز و شايد فردا در نقطه ای ديگر به دليل بد اخمی و يا تند روی آخوندی در انشا بوده٫به هيچ وجه.من در اينجا چند بار هشدار دادم.اين جريانات قومی دارند سازماندهی ميشوند و اين تنها سمی برای جنبش آزادی خواهانه انسانهای متمدن در ايران خواهد بود.من باز هم هشدار ميدهم٫وارد اين بازيها نشويد.مسئله ملل و حق آنان ربطی به سازماندهی نفرت از انسانيت ندارد.
*نکته ای در پايان و به عنوان پاورقی: اين عنصری که در اينجا ترک ترک ميکند و مشغول سازماندهی و معماری افکار است( که "روشنفکران" تازه ولتر شده ما هم دنبالش افتاده اند) بارها آگاهانه نوشته که وی مخالف شيعه گری اين ملايان است.ترجمه اين جمله به زبان آدميزاد ميشود:
وی و دستگاه امنیتی مطبوعش هيچ مخالفتی با مذهب ندارند فقط شيعه يک دست بد است و سفره برای اينان هم بايد پهن شود.


کنجکاو 3:06 @ Sun, 17 Apr 05

حبيی گرامی يا آقای "ی"!
تو خو کرده ايی که شيپور را از سر گشادش بدمی تا آن جا پيش می رويی که از دولت پوسيده ترک قاجار و استالين فاشيست پدافند کرده و بازی جنگ سرد را که ترومن و پيمان اش را با استالين فراموش کرده ايی. رضا شاه همان بود که بود با همه خویی ها و بدی هايش و تو نمی توانی تاريخ را آن گونه که می خواهی بنويسی. دولت قاجار وابسته، پوسيده تر از آن بود که بمباران مجلس کمکش کند.

پرسش شمر گرامی را هنوز پاسخی ندادی. و آن هم اين بود که کشتار مردم کُرد نَقَده (گويا تو برای کردها دل می سوزانی) به سرکردگی ملا حسنی امام جمعه اروميه را چه می گويی. خلخالی که هزاران انسان را در کردستان و ديگر شهرهای و استان ها را کشتار کرد چه؟ و موسوی اردبيلی هم که فرای همه آن ها بود را چه می گويِی؟ همه آن ها فاشيست های مسلمان ترک زبان بودند و از آذربايجان آمده اند و در دولت اسلامی نقش کليدی در سرکوب مردم ايران داشتند.
نخستين باری که کُلت را روی سر من با انگشت روی ماشه گذاشته شد، يک مسلمان بسيجی ترک زبان بود (شايد از روستايی پيرامون اروميه). چرا نمی پذيری در اين گندآب، ترک و فارس و .... بودن نيست که رقم می زند، اين فاشيسم اسلامی است که بايد همه آزادی خواهان با هم يگانه و هم دست شوند تا آن را از ميان ببرند.


حبيب 2:54 @ Sun, 17 Apr 05

در مساله اخير تغيير نام جزاير درياچه اورميه- حتي بقيه صدها و هزارها اسم تركي كه در سراسر ايران در هشتاد سال گذشته فارسي شده٬ تا الآن حتي يك نفر روشنفكر فارس٬ حتي يك سازمان و تشكيلات مثلا سراسري ٬اما در واقع فارسي از چپ و راست و مذهبي٬ و حتي حقوق بشري نوشته اي اعتراضي گزارشي ننوشتن

البته اين جاي تعجبي نداره٬ چونكه هويت ملي فارسي (به اشتباه ايراني گفته ميشه) كه در قرون نوزده-بيست شكل گرفته متاسفانه از همون اولش بر اساس دشمني با ترك و عرب ويا ترك ستيزي و عرب ستيزي شكل گرفته و اين هويت اساس بوده در شكل دادن به جرايانات مليگرا و چپ و مذهبي بعدي فارسي در عصر حاضرּ

نتيجه اينكه در حاليكه هويت ملي فرانسوي هيچ تناقض و ضديتي با هويت ملي مثلا آلمان و اسپان نداره٬ ولي هويت ملي فارس٬ هرگز نميتونه به حق وجود و حيات هويت ملي ترك و عرب در داخل ايران حتي در همسايگي كشور اعتراف كنه و احترام نشون بده٬ و به همين دليل هم هستش كه تا كادرهاي ترك و عرب ּּּ رو از تشكيلات سراسري ايران خارج ميكنيد٬ اين تشكيلات حتي ليبرال٬ (جبهه ملي) حتي چپ (توده وּּּ) حتي بنيادگرا (رفسنجاني٬ ولايتي و كل جمهوري اسلامي) فورا تبديل به افراطي ترين قوميتگرايان فارس و آريائي ميشنּ

مثلن وضيعت تشكيلاتي به اسم حز ب كمونيست كارگري و طرفدارانش كه همينجا هم چيزائي پست ميكنن٬ درس عبرتيه كه تا راسيسم تباري و زباني فارسي از تعريف هويت ملي هموطنان فارس زبان تصفيه نشده باشه٬ متعاليترين انديشه هاي بشري مثل سوسياليسم هم چيزي به جز نژادپرستي بدوي پولپوتي با بزك چپ٬نيست و غيردنيوي ترين سيستمهاي ديني هم چيزي به جز قوميتگرائي ولايت فقيهي كه زبان فارسي رو رسمي و اسامي تركي رو دشمن يكپارچگي و هويت ملي خيال ميكنه نخواهد شدּ


آرمین گیله مرد 2:38 @ Sun, 17 Apr 05

سلام ... حالا شوخی و جدیش بکنار اما این نقشه کا تازگی ندارد و مال دولت ایران و منحصر به خوزستان هم نیست قدمت قدیمیتر دارد


حبيب 2:36 @ Sun, 17 Apr 05

مديائ دولتي و غير دولتي فارس كه انحصار تبادل اجبار و اطلاعات بين ايرانيها رو با شبكه هاي در داخل و خارج كشور هم به طور مستقيم در دست داره و هم به طور غيرمستقيم (محروم كردن تركها از ياد گرفتن تركي و قادر نبودن به خوندن نشريات تركي) بايكوت صدر در صدي روي ملل غيرفارس مخصوصا ترك اعمال ميكنه و ذهن ايرانيها رو در هر مساله اي از مسائل اصلي ايران و اينكه چه مساله اي اصلي هستش تا مثلا مساله ارمني و وضعيت در تركيه و ּּּּ كاناليزه ميكنه و جهت ميدهּ

و هر وقت مردم موفق ميشن در بعضي پلاتفرمها از مسائلشون صحبت كنن٬ زود مدياي فارس ميگه مساله قومي رو پررنگ نكنيد!!

ּ غافل از اينكه در كشوري كه سنگسار وجود داره٬ اعدام وجود داره٬ حجاب اجباري وجود داره٬ مخالفت با اينها پررنگتر كرده مساله نيست٬ چونكه مساله خودش پررنگه به حد كافيּ در كشوري كه مردم از حق تحصيل به زبان مليشون محرومن٬ اسامي تاريخي تركي هر روز عوض ميشه و گذاشتن اسامي تركي به اماكن تازه تاسيس هم قدغنه٬ در كشوري كه در تبريز پايتخت دهها امپراتوري ترك٬ كاربرد تركي و اسم آذربايجان در كنگره زبان قدغنه ٬ در كشوري كه نشريه دانشجوئي شهريار به بهانه تحريك آور بودن حق انتشار نداره٬ در مدرسه اس در قرن بيستم و يك٬ صندوق جريمه تركي صهبت كردن ميزارن٬ اسم سنگهاي وسط‌درياچه و بز هم از تركي به فارسي عوض ميشه٬ مساله به قدر كافي پررنگ هستּ

حتي سواي اين مساله٬ در كشوري كه هفتاد در صد اون غير فارسه٬ هر چيزيى كه به اسم ايرانه٬ بايد منعكس كننده اين واقعيت باشه٬ مثلا رسانه هاش بايد اقلا هفتاد درصد به زبانهاي غيرفارسي فارسه٬ حتي به دليل تضييق و محروميت يك صد ساله اخيرشون بايد تبعيض معكوس در باره زبان و فرهنگ غيرفارسها بشه تا عقب ماندگي شون جبران بشه٬ ولي ما هيچكدوم از اينها رو نميبنيمּ


حبيب 2:22 @ Sun, 17 Apr 05

جنبه ديگه مساله ملي٬ موضع فارسزبانها مخصوصا نخبگان فارس به اين مساله و كل مسائل ايرانهּ
اين گروه از اونجائيكه در ضمير ناخودآگاهشون خودشون و زبون و مسائلشون و دركشون رو اصلي و صاحب خونه و بقيه رو فرعي و مهمان و جنبي فرض كردن٬ تحليل خودشون از مسائل ايران و اصل و فرعهائي رو كه قائلند رو هم اصل ميگيرن و در نتيجه هر وقت از حقوق ملي هفتاد در صد از مردم ايران صحبت بشه ٬ اونرو خارج از موضوع و بي وقت حساب ميكننּ

در حاليكه براي فلسطينيها هيچ چيز اصليتر از رفع اشغال فلسطين نيست٬ البته اگر در اسرائيل دمكراسي واقعي بشه٬ وضع فلسطينيها ممكنه بهتر بشده٬ ولي هيچ سياستمدار عاقل فلسطيني نمي آد مسائل اصلي و عاجليتهاي مردم فلسطين رو هيپوتك رشد دمكراسي در ايران بكنهּ

آلان در آذربايجان و بقيه مناطق ترك نشين ايران يك كودكستان تركي وجود نداره٬ كلاسهاي خصوصي تركي با بهانه هاي مختلف بسته ميشه٬ در گردهمائيها از مردم تعهد كتبي ميگيرن كه بنايد تركي صحبت بشه٬ هر روز نشريات دانشجوئي و پير دانشجوئي تركي توقيف ميشه٬ اونهائي هم كه چاپ ميشه بايد تعهد بدن اقلا هشتادر درصد مطالبشون فارسي باشه٬ فعالا و فرهنگيان ترك به بهانه هاي مخلتف بازداشت و به وثيقه هاي سنگين محكوم ميشن٬ هر كس از ترك بودن صحبت كنه٬ زود مارك پان تركيست ميخوره٬ نه در استانهاي ميليوني ترك نشين مثل همدان و قزوين و خراسان و فارس و ּּּنه در شهرهاي چند صدهزارنفري ترك نشين بجنورد و فيروزآباد و بيجار و ּּּּ نه برنامه راديوئي يك دقيقه برنامه تلويزيوني به تركي نيست٬ هر روز دسته دسته بخشنامه هاي جديد مياد كه اسم شهر و ده و كوه و رود و جزيره و خيابان و دره و تپه و صخره و ּּּּ همه رو فارسي مي كنه٬ حتي اسم قوچ ارومي رو دولت تبديل به قوچ ارمني كرد ٬ به هيچ تجعمي ملي و فرهنگي كه ربطي به هيوت تركي و آذربايجاني داشته باشه اجازه داده نميشه٬ شركت كنندهاشو به اسم توطئه عليه امنيت ملي به زندان ميكشن و در مقابل در آذربايجان كه جمعا ٥٠٠٠ نفر ارمني ساكنه٬ هر روز مراسم و جشنواره هاي ارمني با دعوت از لوبيهاي ارمني آمريكا و اروپا و ּּּبر قرار مي شه٬ در آذربايجان ارمنيها به زبون خودشون تحصيل مي كنن و رئيس جمهور و بعيه مقامات دولتي در آذربايجان از نژاد مشترك آريائي ايرانيها و ارمنيها دم ميزنهּּ


حبيب 1:41 @ Sun, 17 Apr 05

وجه ديگه مساله ملي٬ مساله حق حاكميته٬ اين هم مساله ايه كه اختلاف ريشه اي مثلا بين تركها و فارسها در درك اون وجود داره٬ مثلا در نظرات هموطنان فارس مدام سعي به سرپوش گذاشتن به مساله ملي و اينكه دولت ايران دولت راسيت آريائي و قوميتگراي فارس هستش ميشه و خواننده ها از يوگسلاويزه شدن ترسونده ميشن

در حاليكه از نگاه روشنفكراي ترك و عرب و تركمن و كرد٬ سرزمينشون خيلي وقته كه كوسوواي يوگسلاوي شدهּ مثلا اعراب ميگن٬ حالا كاري نداريم شيخ خزعل چه نوع آدمي بود و مرتجع بو يا نه- به لحاظ‌حقوق بين الملل يه حاكميتي در عربستان ايران داشت كه توسط‌ حمله نظامي رضاخان ساقط شد و عربستان هم اشغال و بعدش كشت و كشتار و عرض كردن تركيب عربي جمعيت و فارس كردن اسامي عربستان و محمره و عبادان و احواز و غارت نفت اعرابּּּ

يا تركمنها عين همون رو در باره جمهوري عثمان آخوند در تركمنستان ايران ميگن كه دولتش و سرزمينش توسط پهلويها اشغال شد و بعدش قتل و غارت تركمنها و سرزمينشونּ

در آذربايجان و كردستان - باز كار نداريم اون دولتها با كمك كي بوجود اومدن- دو دولت حكومت ملي آذربايجان و كردستان در جنگ دوم تاسيس شده بود كه هر دو تاش با مضا قراردادهائي با دولت مركزي ايران بهرمسيت شناخته شده بودن٬ بنابر اين زيرپا گذاشتن يك طرفه اين توافقنامه ها و حمله ارتش شاهنشاهي به آذربايجان و كردستان و قتل و كشتار بعدي٬ از نظر چپها و مليون اونجا٬ اشغال آذربايجان و كردستانه

حتي نسل جديد ترك در ايران يك قدم جلوتر ميذارن و ميگن اصلا ساقط كردن دولت قاجاري توسط‌كودتاي انگليس و مجلس موسسان كه بر خلاف قانون اساسي وقت تشكيل شده بود٬ هر دو هم به لحاظ حقوق داخلي -قانون اساسي مشروطيت و هم به لحاظ حقوق بين الملل غيرقانوني و غير مشروع بود و اينطور نتيجه ميگيرن كه آذربايجان از اولين روز ساقط شدن دولت ترك قاجار و بنيانگذاري پهلوي ٬ تحت اشغال هستش

منظور اينكه اگر پاكسازي زباني و آشوب قومي و تغيير اسامي جغرافيايي و ּּּּ در منطقه فارس زبان كشور اتفاق نميافته- كه نمي افته- اين دليل نيست كه ايران يوگسلاويزه نشده٬ بر عكس آذربايجان و كردستان و عربستان و تركمنستان و بلوچستان الآن سه ربع قرنه كه معامله دولت اسرائيل با فلسطين و يا بدتر صربستان با كوسووا رو - دارن حس ميكن


حبيب 1:27 @ Sun, 17 Apr 05

شبح گرامي:
مساله ملي در ايران چند وجهي است ٬ يكي از وجوه آن مساله زبان استּ اين مساله - حتي اگر دوره پهلوي رو نديده بگيريم- بر خلاف گفته تو كه در آينده ممكن است فاجعه بار باشد٬ الان هم فاجعه آفريده٬ چه فاجعه اي بالاتر از اينكه هر سال با زدن زنگ مدارس٬ ميليونها كودك ايراني ٬ كه از تعليم و تعلم به زبان ملي خودشون ممنوع و محرومند ٬ مجبور به ياد گرفتن زبان فارسي مي شن؟

ريشه اين فاجعه اين دو تا اصل است:

١- اصل ١٥ قانون اساسى:
زبان و خط رسمى و مشترك مردم ايران فارسى است. اسناد و مكاتبات و متون رسمى و كتب درسى بايد با اين زبان و خط باشند.

٢-آئين نامه نامگذاري شهرها، خيابانها ، اماكن و موسسات عمومي شوراي عالي انقلاب فرهنگي :
به منظور حفظ و تحكيم يكپارچگي سياسي و فرهنگي كشور و حفظ هويت ملي، نام ها بايد فقط به زبان فارسي باشند.

اين يعني اينكه دولت ايران وجود مليتهاي ايراني رو قبول نداره٬ زبان اونها رو فاقد رسميت ميدونه٬ كاربرد زبان هفتاد در صد از مردم كشور رو در ضيدت با يكپارچگي سياسي و فرهنگي و هويت ملي ميدونهּ

اگر اينرو به طور معكوس بخوني يعني اينكه دولت ايران براي حفظ و تحكيم يكپارچگي سياسي و فرهنگي كشور و حفظ هويت ملي موظف به نابود كردن زبان ملل ايرانه!!

تلاش براي عوض كردن بافت ملي عربستان ايران و عوض كردن اسامي تركي درياچه اورميه و ּּּּهمه جزئي از اين تابلواندּ


کنجکاو 0:59 @ Sun, 17 Apr 05


پويا جان!
خبر تازه بيار اين يکی کهنه بود. شبح هم نوشته. چرا امروز يادشان آمده که نامه شوخی بوده.


کنجکاو 0:33 @ Sun, 17 Apr 05

شبح جان!
آن چنان که تو کرده ايی، بايستی همه نهادهای دمکراتيک، آزادی خواه در برابر اين فاشيسم دولتی پيام هم دردی و هم بستگی با مردم عرب زبان بنويسند و فاشيسم آخوندی اسلامی/ مافيايايی را افشا کنند، آن چنان که در سال های 1358/60 از سوی نيروهای چپ و آزادی خواه در واکنش به خون کشيدن مردم کُردستان کردند و در کنار مردم کُرد ماندند،جنگيدند و کشته شدند.


کنجکاو 0:10 @ Sun, 17 Apr 05

من هم اين آگهی را چندی پيش ديده بودم ، اما به باورم آن چنان چندش آور می نمود که گفتم بايد يک شوخی باشد. اما زمانی که پيامدهای اين نا به خردی بی همتا را می بينيم، می توان گمان کرد که کار خود حکومتی ها باشد ، که برای ماندن شان دست به هر کاری می زنند و آن هم از بدترين روش های آن ، که دميدن به جنگ خانه گی ميان ايرانيان باشد و بيم ناک کردن مردم از ديگرگونی.
در لابه لای همين چند خط فاشيسم، نژادگرايی، تبعيض و همه گُه پرستی های مشتی تازه به دوران رسيده را می توان يافت. نه به اين که نام خليج فارس را می خواستند خليج اسلام کنند، ملت ايران را اُمت اسلام خواندند، درخواست پيوستن به کشورهای عربی را کردند و دريای خزر را به به بيگانگان بخشيدند (برای اين که روسيه را پشتی بان خويش کنند) و نه اين جلف بازی های چندش آور فارس بازی که آن چنان غلو شده که آدم بالا می آورد.
به باورم حکومت اسلامی (آن چنان که در يک پيام در نوشته پيش نوشتم) و دولت های همسايه هر يک در به تنور جنگ خانه گی در ايران می دمند و هر يک از خاست گاه و سود خويش. در اين ميان دولت ترکيه، آذربايجان، امارات متحده و کشورهای عربی و مزدبگيرانشان را نام برد.


ساحل افتاده 23:23 @ Sat, 16 Apr 05

شبح جان سلام.انقدر از سياست دور و منزجر شدم که هيچ حال و حوصله ی دنبال کردن وقايع را ندارم از هر چی هم که گاه به گاه با خبر می شوم از وبلاگ تو و يا هزار حرف نگفته و خلاصه دنياي وبلاگستان است .


atash 23:06 @ Sat, 16 Apr 05

شبح جان
مسلئه ملی چيزی است که خود رژیم در حال حاضر به آن دامن می زند ..تجربه جنگ بايد ما را بيشتر آبديده کرده باشد.
مسئله ايران يک پارچه با توجه به اينکه می دانيم موضوع عمده ناسيوناليست هاست اما برای رژيم می تواند طور ديگری تعبير شود که از آن . جهت اهداف سیاسی خود بکار گیرد زیرا هیچ گونه وابستگی بنا بر ماهیت خود نمی تواند با ملت وقومیت داشته باشد .. این تازه نیست . مدتی است که عوامل حکومت درپی راه اندازی پروژه خلق های ست ان هم الان درست زمانی که به آخر خط بقا رسیدند .
من نمی خواهم مسئله ملی را نادیده بگیرم اما معتقدم این الان در این برهه کار خود رژیم است و مطمئنا به خوزستان هم ختم نخواهد شد..


atash 22:49 @ Sat, 16 Apr 05

۱






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25791
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: may 23, 2009 07:41 pm


از کجا آمده‌اند؟