|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 27 فروردینماه 1384 | April 16, 2005
● شورش در اهواز
روز سيزدهم فروردين مطلبی نوشتم با عنوان "سياست در تعطيلات" همانطور که از محتوای مطلب برمیآمد يادداشت طنزی بود به بهانهی دروغ سيزده يا آوريل. در نظرخواهی اين مطلب دوست ناشناسی کامنتی قرار داد که به نظر نمیرسيد به خبر روز امروز تبديل شود. اين کامنت نامهی محرمانهیی بود با امضای آقای ابطحی شايد محتوای طنز مطلب و عجيب بودن مفاد نامه موجب شد توجه جدی به آن نشود. و اما متن نامه: رئيس دفتر جمهورى اسلامی ايران
تر خر خفه بابا برو بمیر
شما زادگان برومند نسل بابکان هستيد و در مسير کمال انسانی گام بر ميداريد در اين مسير با تمام قوا پيش برويد و از هيچ بد خواهی ترس به خود راه ندهيد چرا که خدا پشتيبان اصيلان است و شما که دنبال اصالت قومی خود هستيد هميشه موفق خواهيد شد
درخواست براي عضويت
خودت از این نوشته ها درباره شمال خراسان خنده ات نمی گیرد
ba salam
سلام: دنبال اسم ترکی می گردم
AUTHOR:
AUTHOR:
AUTHOR:
فارس دؤولتی بوتون وارلیغیمیزی یوخ ائتمگه چالیشیر!
ایران آدلانان یئر ده، قارانقی کئچمیش لردن گلن مولالار حؤکومتی تورکلره قارشی پهلوی لر سیاستینی بیر وارث کیمی یورودوب، ایسلام آدی آلتیندا بوتون وارلیغیمیزی یوخ ائتمگه چالیشیر. مولالار، تورکلری آزینلیغا سالماق ایچین کؤچمن افغانلی لاری و قوزئی خوراسان ایله گونئی تورکمنیستان آراسیندا یاییلاق- قیشلاق ائدن کؤچری کوردلری قوزئی خوراسانین شهرلرینده یئرلشدیریرلر. افغانلی لار و کوردلر آیدا اوتوز گون، گونده 10-12 ساعت اوجوز ایشله مک ایله ایش بازارینی خوراسان تورکلری ایچین چوخ دار ائدیرلر. بئله بیر دورومدا خوراسان تورکلری ایش تاپماق ایچین قوزئی خوراساندان چیخماق زوروندا قالیرلار. بو چیرکین سیاستی یوروتمکده ایران دؤولتی یالنیز دئیل، فارسلارین سیاسی، کولتوره ل گروپلاری، کیملیک لرینی ایتیرن بیر سیرا اینترناسیونال دونو گئیمیش تورکلرده کئچمیشدن بوگونه چن بو چیرکین سیاستی دستکله یبلر و دستکله مکده دیرلر. ایران دؤولتی سؤزده موسلمان ایشده فارس شوونیسمینین تمثیلچی سیدیر. بو دؤولت قورولوشونون ایلک گونوندن بویانا ایرانین ایچینده- دیشیندا تورکلر ایله دوشمنچیلیگه باشلاییب، گونئی تورکمنیستان، قاشقایلی، قوزئی خوراسان و گونئی آذربایجان تورکلرینین قانینی آخدیریبدیر. دونیا موسلمانلارین اؤندرلیگینی ایدعا ائدن ایران دؤولتی، اوروسلار، ائرمنی لر ایله بیرلیکده موسلمان تورکلره قارشی اورتاق سیاست ایزله ییر. بو دؤولتلرین کؤمکلری ایله پ.ک.ک تئروریست لری تورکیه ده مینگلرجه تورکون اؤلدوروبلر. قاراباغ ساواشیندا اوروس، فارس، ائرمنی بیرله شیب مینگلرجه سویداشیمیزی شهید، یوزلر مینگ تورکو اؤوسیز ائدیبلر. فارس دؤولتی تورکلرین مالی قایناقلارینی قوللاناراق، تورکلره قارشی ییرتیجی اوردو، پولیس بسله ییر. رژیم بو ییرتیجی گوجلری ایله تورکلرین یوردونا بوغونتو سالیب، تورکون وارلیغینی تالان ائدرکن چؤللوکده (کویرده) فارسلار یاشایان شهرلری گوندن- گونه گلیشدیریر . گئریجی فارس دؤولتی بیزیم آنا دیلیمیزی یاساقلایاراق، بیزیم پولوموزلا فارسچا کیتاب باسدیریب، پولسوز افغانیستان، تاجیکیستان اوخوللاری ایچین گؤندریر و فارس دیلینی ایران دیشیندا یایماق ایچین هیندیستاندا، پاکیستاندا، بنگلادئشده فارسچا اوخویان اؤرگنجیلره آیدا 6000 روپیه پول وئریر. 90- مینگ ائرمنی ایچین ایران دؤولتی ایلک اوخول دان بیلی یورداچان ایمکان یارادیب، آنجاق بوتون ایراندا قیرخ میلیونا یاخین تورک ایچین بیر ایلک اوخول ده یوخدور. فارس دؤولتینین تورکلری یوخ ائتمه سیاستی چوخ آیدین و آچیق دیر. بو چیرکین سیاستین اؤنگینده دورا بیلمک ایچین قوزئی خوراسان تورکلرینین اؤرگوتله نمسی (تشکیلاتله نمسی) و بو اؤرگوتلردن بیر میللی جیبهه یارانماسی چوخ اؤنملی دیر. بیز خوراسان تورکلری، آنا دیلیمیز یوخ اولماسین دئیه، خوراسان تورکو یوخ اولماسین دئیه خوراسان تورکلرینین " اویانیش" جمعیتی آدی آلتیندا توپلاناراق، آماجیمیز خوراسان تورکلرینی بیرلشدیرمک و چاغداش اینسان کیمی اؤزگور یاشاماقدیر. "اویانیش" جمعیتی نین قاپی سی بوتون یورد سئون تورکلره آچیق دیر.
اعلامیه جمعیت " ا ویانیش" در مورد خراسان شمالی " شمال خراسان" وطن ترکهای خراسان سرزمینی است به وسعت 140000 کیلومتر مربع، این آب وخاک ازشمال به جمهوری ترکمنستان، از غرب به ترکمن صحرا، ازمشرق تا افغانستان واز جنوب به کناره های کویر ختم می شود. شواهد تاریخی فراوان نشانگر این هستند که ترکها بومیان این مرزوبوم بوده و امروزه با جمعیتی بالغ بر چهار میلیون نفر ساکنان اصلی شمال خراسان به حساب می آیند.
شهرهای عمده شمال خرا سان عبارتنداز: مشهد، بجنورد، قوچان، درگز، سرخس، فاروج، جغتای، شیروان، اسفراین، آشخانه، چک ا نه، تمامی روستاهای حومه شهرهای قید شده و مناطق وسیعی چون کلات نادری، بام صفی آباد گرایلی و اغلب روستاهای سبزوار، نیشابور و بخشی از جمیعت این دو شهر نیز ترک می باشند.
ترکهای خراسان از ایام قدیم در تعیین شرنوشت خویش بطور فعالانه شرکت جسته ودراین راستا نه تنها در مقاطعی از تاریخ دولتها و حکومتهای خاص خود نظیر افشاریان را تشکیل داده اند بلکه بصورت فعال در شکل گیری و به قدرت رسیدن سلسله های ترک ازغزنویان تا قاجاریان شرکت داشته اند. بعداز دوره قاجاریان، پهلوی ها و وارث آ نها جمهوری اسلامی طرح سرکوب و آ سیمیلاسیون ترکها و محو سیاسی ـ فرهنگی و اجتماعی آ نها را در مرکز سیاستهای خود قرار داده اند.
هر چند فروپاشی سیستم استعماری شوروی و استقلال پنج جمهوری ترک تاثیرات عمده ای بر منطقه بویژه ایران نهادند ولی تبلیغات و تبعیضات ضد ترکی در ایران به اوج خود رسیده است. حکومت فارس برای سرکوب ملت ما از ترفندهای جدیدی استفاده کرده و برای تحقق مقاصد ضد ترکی خود مراکز علمی منطقه بویژه دانشگاه فردوسی مشهد را تبدیل به مرکز توطـئه علیه ملتمان کرده است. این دانشگاه با کمک های مالی آستان قدس رضوی با انتشار ده ها جلد کتاب و مجله قصد دارد کردهای منطقه را اکثریت ساکنین منطقه وانمود کند.
آنها در این نشریات مدعی هستند که کردها بعد از حرکت تاریخی(!) خود به منطقه، با شکست دادن گرایلی های ترک که بومیان منطقه بوده اند بر شمال خراسان مسلط شده اند. در این نشریات جاهلانه سعی میشود که اسامی اماکن، محلات، کوه ها و رودخانه ها را از ترکی به فارسی و یا به کردی تبدیل کنند! بطور مثال " قاراول داغی" تبدیل به " شیرکوه" و یا " بجنورد" ابتدا به " بیژن یورد" وسپس به " بیژن گرد" و در نهایت به " بیژن کرد" تبدیل شده است. و گویا " درگز" در قدیم " دره خر" بوده و به این بهانه آن را به " محمد آباد" تغییر داده اند.
کار بدین جا ختم نشده شوونیسم فارس شخصیت های تاریخی و اجتماعی اصیل ترک را بعنوان فارس و یا کرد معرفی میکند از جمله معرفی نادرشاه افشار و یا "اوغلان بوداغ" یکی از حاکمان قدیمی ترک منطقه بعنوان کرد. امروزه جمعیتی در حدود 200000 نفر کرد کرمانج در شمال خراسان بصورت پراکنده زندگی می کنند که همه پست های مهم و حساس منطقه از طرف جمهوری اسلامی به آنها واگذار شده است. اجداد این اکراد در زمان صفویه از کردستان به شمال خراسان تعبید شده و بین شمال خراسان و ترکمن صحرا بصورت کوچ نشین ییلاق- قشلاق می کردند. در زمان رضا خان بعد از تصویب اسکان اجباری عشاعر، سران اکراد را در شهرها و بقیه را اینجا و آنجا در کنار روستاهای ترک نشین ساکن کرده اند. همسو با تبلیغات ترک ستیزانه جمهوری اسلامی، در منطقه شمال خراسان برخی از گروه های سیاسی کرد نیز تلاش میکنند شمال خراسان را منطقه کرد نشین عنوان نمایند. ما ضمن بر ملا کردن نقشه های شیطانی دشمنان ترکهای خراسان آنها را محکوم نموده و ملتمان را برای دفاع از شرف و حیثیت ملی خود به مبارزه فعال فرا می خوانیم. همچنین از آنها می خواهیم تا بدست آوری تمامی حقوق ملی و انسانی مطرح شده در کنوانسیون جهانی حقوق بشر از پای ننشینند.
ما خواستار:
1 - تدریس رسمی و اجباری زبان ترکی از ابتدایی تا آموزش عالی در شمال خراسان، 2 - تاسیس رادیوـ تلویزیون ملی، 3 - واگذاری پست های مهم دولتی به منتخبین واقعی مردم، 4 - حفظ آثارتاریخی، فرهنگی و جلوگیری از خروج آنها به سایر نقاط، 5 - اجازه گذاشتن اسامی ترکی بر نوزادان مان، 6 - لغو اسامی جعلی و بیگانه که بر شهرها، روستاه ها، کوه ها، رودخانه ها و ... گذاشته شده است، هستیم.
ما درعین حمایت همه جانبه و بی دریغ از خواسته های ملی برادران ترکمن، آذربایجانی و قشقایی آرزوی حمایت از مبارزه ملی خود نیز هستیم.
"اویانیش"
ترک سیتیزی حکومتهای فارس مرزی نمی شناسد امروز هر چیزی که بوی ترکی بدهد نا مطلوب و وحشت آور است، نه تنها زبان وفرهنگ ترکی، بلکه آثار تاریخی باقیماده از ترکها نیز در معرض انهدام است. در این راستا در شمال خراسان آثار باقیمانده ازادوار: غزنویان، سلجوقیان، چنگیزیان، تیموریان، صفویان، افشاریان و قاجاریان در حال تخریب هستند. این ابنا که برای محققان و آرشیتکها جهت اکتشاف تاریخ بشری و گذشته انسانیت ارزش حیاتی و پژوهشی دارند، مورد تعرض بیشرمانه شوونیزم فارس قرار گرفته اند. حتی این آثار وابنا مذهبی نیز باشند مورد استثنا قرار نمی گیرند. تصاویر زیر موید این مدعا میباشند. www.oyanish.org
دورود به روان پاک شهدای عرب اهواز
متد شوونیزم فارس در سر کوبی جنبش های ملی: ترور، قتل و حبس ( فعالین سیاسی، روشن فکران، متفکران، نوسندگان و رهبران آنها)، محروم کردن آنها ازتحصیل و تکلم به زبان مادری، نگه داشتن آنها در فقر و محرومیت مادی و معنوی، وابسته کردن کامل آنها به لحاظ اقتصادی و سیاسی و دنباله روی بی قید وشرط از دولت فارسها است. منع تمامی میراث های ملی، فرهنگی- تاریخی، خروج بی رویه ثروت های ملی و قراردادن ذخایر ومنابع ملی آنها در خدمت شوونیزم فارس، انحلال هویت ملی و تحلیل هر چه سریع تر این ملل در هویت فارسی، انکار وجود ملل غیر فارس در ایران و تعلق آنان به قوم آریایی، جابجایهای سیاسی به قصد تغییر ترکیب جمعیتی، تغییر اسامی ملی اعم از جغرافیایی، انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و جایگزینی واژهای نا مفهم فارسی به جای آنها، اعمال سیاست های تفرقه افکنانه و تحریک آمیز در میان ملل غیر فارس و رودررو قرار دادن آنها در راستای امیال غیر انسانی شوونیزم فارس.
اخیرا نژاد پرستان حاکم برایران طی یک نامه رسمی دولتی خواستار تغییر اسامی ترکی جزایر درون دریاچه اورومو شده بودند. خوشبختانه با بیداری ملت بزرگ تورک نقشه های شوم حکام فارس به گل نشست و مجبور به عقب نشینی شده و نامه مذبور را جعلی و غیر رسمی اعلام نمودند.
کفتار صفتان ددمنش حاکم بر ایران نامه دیگری از طرف دفتر ریاست جمهوری دال بر تغییر ساختار جمعیتی اعراب عربستان ایران و جابجایهای انسانی در چارچوب سیاست های نژاد پرستانه و ایجاد تفرقه و نفاق بین ملل ترک و عرب ارسال داشته اند. خوشبختانه این بار نیز با بیداری و هوشیاری ملت قهرمان عرب نقشه کثیف شوونیزم فارس آشکارو پته آنها روی آب افتاده.
درپی اعتراض به این نامه درگیریهایی بین مبارزین عرب با نیروهای سرکوبگر دولتی صورت گرفته و متعاقب آن ده ها تن ار مبارزین عرب شهید و صدها تن زخمی و دستگیر شده اند. البته از قبل مشخص است که جمهوری اسلامی این اقدام متهورانه ملت عرب را به منابع خارجی نسبت داده و توطئه اجانب جلوه می دهد. ما سازمان بیداری تورکهای خوراسان ضمن حمایت بی دریغ و همه جانبه از مبارزات ملت تحت ستم عرب، امادگی خود را برای همکاری با جنبش ملی عرب اعلام می داریم وبه روح و روان شهدای اخیر آنها درود می فرستیم.
" اویانیش" سازمان بیداری تورک های خوراسان
19.04. 2005
به joje fashisthaye ترک دوستان عرب zeban
sokheni چند با shabah
THE LIST OF MASSACRES BY ARMENIANS OF TURKS IN ANATOLIA AND CAUCASIA, 1906-1922 ليست قتل عامهاي تركها بدست ارمني ها در شرق تركيه و جنوب قفقاز (آذربايجان) بين ١٩٠٦-١٩٢٢ THE LIST OF MASSACRES BY ARMENIANS OF TURKS IN ANATOLIA AND CAUCASIA, 1906-1922
اسم اعلاميه ٩٦ حزب كمونيست كارگري نه به قوم پرستي است ولي ذهنيت و ترمينولوژيش همخوان با قوميت پرستي فارسي است (مردم عرب زبان٬ اهواز٬ ماهشهر٬ خوزستان٬ּּּ)
"نه" به جمهورى اسلامى، "نه" به قوم پرستى! در اهواز و ماهشهر ١٢ نفر توسط رژيم اسلامى کشته شدند اهواز: بنا به گزارشهائى که حزب کمونيست کارگرى دريافت کرده است اعتراضات مردم در اهواز از روز چهارشنبه در محلات فقيرنشين خشايار، کوت عبدالله و شيلنگ آباد در اعتراض به کمبود آب آشاميدنى و نبود برق شروع شد. روز پنجشنبه اين محلات دست مردم افتاد و تا روز شنبه شاهد درگيريهاى شديد بود. شعارهاى مردم در اين اجتماعات و درگيريها عمدتا مرگ بر جمهورى اسلامى و عليه فقر بوده است. از عصر جمعه در اين مناطق اطلاعيه اى به امضاى ابطحى رئيس دفتر خاتمى پخش ميشود که در آن به مردم عرب زبان توهين شده و از سياست پاکسازى قومى سخن ميگويد. اين اطلاعيه به برخى از محافل قوم پرست مجالى داد تا تلاش کنند شعارها و زاويه اعتراض مردم به رژيم اسلامى را رنگ قومى بزنند. جمهورى اسلامى ادعا ميکند که اين اطلاعيه جعلى است و آنرا تکذيب کرده است. در درگيريهاى اهواز ٧ نفر کشته، بيش از ٢٠٠ زخمى و بيش از هزار نفر دستگير شدند. در اهواز حکومت نظامى برقرار شده و اجتماع بيش از سه نفر مورد حمله نيروهاى اطلاعاتى و سرکوبگر قرار ميگيرد. ماهشهر: مردم محله فقير نشين طالقانى (مشهور به کوره ها) از عصر يکشنبه و در حمايت از اعتراضات مردم اهواز دست به اعتراض زدند. اجتماع مردم اين محله تدريجا به طرف مرکز بخش قديمى شهر کشيده شد که بدليل مقابله نيروهاى انتظامى درگيريها از ساعت ٨ شب شدت گرفت. مردم به بانکها و اماکن دولتى حمله کردند و دو بانک تجارت و سپه و پنج ماشين نيرويهاى رژيم را به آتش کشيدند. يک ماشين متعلق به وزارت اطلاعات، يک ماشين پليس ١١٠ و سه ماشين ديگر متعلق به نيروهاى انتطامى بوده است. در درگيرى ماهشهر ٥ نفر توسط نيروهاى سرکوبگر رژيم کشته و بيش از ٥٠ نفر زخمى شدند. گفته ميشود بخشى از نيروهاى ويژه ضد شورش از تهران به محل اعزام شده بودند و به مردم شليک ميکردند. شعار اصلى مردم در اين اجتماع مرگ بر جمهورى اسلامى بود. عده اى هم تلاش داشتند که با سردادن شعارهائى قومى مسير اعتراض مردم را منحرف کنند. سربندر و حميديه: اعتراض مردم سربندر که در بيست کيلومترى ماهشهر واقع است از بعد ازظهر يکشنبه شروع شد و به سرعت به درگيرى با نيروهاى رژيم اسلامى کشيده شد. درگيريها از ٨ شب تا ٣ صبح ادامه داشت. مردم متحدانه شعار مرگ بر جمهورى اسلامى سرميدادند. در سربندر حدود ٢٠ نفر دستگير شدند. در شهر حميديه نيز، که در ٦٥ کيلومترى اهواز و ماهشهر واقع است، درگيريهائى بين مردم و نيروهاى رژيم صورت گرفته و ٢٥ نفر دستگير شده اند. تلويزيون الجزيره، محافل قوم پرست و فاشيست و رسانه هائى مانند بى بى سى تلاش زيادى کردند که اين اعتراضات را هرچه بيشتر رنگ قومى بزنند و جنبه بحق اعتراض مردم به فقر و محروميت و بيحقوقى را سانسور کنند. اما اعتراض مردم در اهواز اساسا به فقر و نبود آب و برق بود و شعارشان مرگ بر جمهورى اسلامى. اعتراض به فقر و خواستهاى رفاهى مردم در خوزستان خواست اکثريت عظيم مردم ايران و شعار مرگ بر جمهورى اسلامى شعار جنبش سرنگونى طلبانه مردم است. اما مردم بايد هوشيار باشند. اخيرا، چه از جانب رژيم اسلامى و چه از جانب جريانات قوم پرست، تلاش دارند که اعتراض و نفرت مردم از رژيم اسلامى را رنگ و قالب قومى بزنند. هدف رژيم اسلامى تفرقه انداختن در ميان مردم، منحرف کردن مبارزه مردم و سرکوب آن است و براى قوم پرستان شعارهاى قومى وسيله اى است که اعتراض مردم به فقر و بدبختى و رژيم سرمايه دارى را منحرف و آنرا دستمايه عروج جريانات ارتجاعى و سناريوى سياهى کنند. ناسيوناليسم و قوم پرستى، چه در حکومت و چه در اپوزيسيون، ارتجاعى و ضد منافع و اهداف مبارزات توده هاى کارگر و زحمتکش است. ناسيوناليسم و قوم پرستى در هر شکل آن از نظر کارگران و جنبش آزادى و برابرى ارتجاعى و واپسگرا است و هدف واحدى را در دفاع از ارتجاع دنبال ميکند. مسبب فقر و محروميت امروز مردم چه در خوزستان و چه در سراسر ايران رژيم اسلامى سرمايه داران است. ٢٥ سال است که اسلام و جنبش اسلامى جامعه را به قهقرا برده است، نبايد اجازه داد که اينبار با پرچم قوميت و دامن زدن به تنفر و شکاف قومى جامعه را به قهقرا ببرند. حزب کمونيست کارگرى ايران حمله رژيم اسلامى به مردم را شديدا محکوم ميکند. عاملان تيراندازى و کشتار مردم در اهواز و ماهشهر بايد معرفى و محاکمه شوند. حزب به خانواده هاى قربانيان صميمانه تسليت ميگويد. کليه دستگير شدگان بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند. کارگران نفت و صنايع فولاد و نورد اهواز و ديگر بخشهاى کارگرى لازم است در اجتماعات و مراسمهاى اول مه به اين تلاش ارتجاعى جمهورى اسلامى و قوم پرستان پاسخ محکم دهند. پاسخ کارگران آزادى و برابرى همه شهروندان مستقل از تعلقات ملى، قومى، مذهبى و جنسى است. مرگ بر جمهورى اسلامى! زنده باد آزادى و برابرى! زنده باد جمهورى سوسياليستى! حزب کمونيست کارگرى ايران ١٨ آوريل ٢٠٠٥ - ٢٩ فروردين ١٣٨٤
يه آدم ( ۸۸) چقدر ميتواند دودوزه باز باشد؟
سنگ رو یخ را واقعا درست گفتید:)
به نظرم در ايران هيچ قومي نمي تواند خود را كاملا سره بداند. همه مي دانند كه نه فارسها واقعا از بازماندگان اصيل پارسيانند و نه تركان همان تركان عهد چنگيز و تيمور.
سلام شبح جان..واقعا اين شورشها مايه نگرانی هستن، من فکر نمي کنم مساله کار يک نامه باشه فقط،حالا جعلی يا غير جعلی! اون هم در کشوری که يک نارضايتی عمومی وجود داره و قومهای ديگه هم تحت فشار هستن
مطلع 86 گرامی. 2 شما از ملل ترک و مسلمان صحبت میکنید. و در جایی اشاره به این دارید که گویا جمعی روشنفکر ارمنی گفتند که ارامنه بیشتر مسلمانان را کشته و این موارد را با اتکا به چیزی مینویسید که نام آن را « اسیر تاریخ شدن» میگذارید. در مورد «اسیر تاریخ» شدن هم باید بگویم چیز مشخصی دستگیرم نمیشود. نمیدانم اسارت تاریخی بد است یا خوب و اگر خوب، چگونه میشود اسیر آن شد. و اگر بد، چگونه میتوان از این اسارت خلاصی پیدا کرد. نکته اصلی که میخواستم به آن اشاره کنم این است که در کامنتی از من که شما به آن پاسخ دادید، محور موضوع دولت یا پارلمان فرانسه نیست. موضوع این بود که چنین محکومیتی از طرف پارلمان یا شهرداری و یا اداره امور خیریه و یا هر نهاد دیگری در فرانسه صورت گرفت و دولت ترکیه در جواب فقط آمار قتل عام را دروغ دانست و ادعا کرد رقم یاد شده کذب است و بیش از حدود سیصد هزار نفر نیست. حالا شما با تاکید بر پارلمانی بودن این محکومیت و نه دولتی بودن، اصل اعتراف به این جنایت توسط، اینبار به یقین دولت ترکیه را نه کمرنگ بلکه محو کردید. این موضوع را تا جایی محو میکنید که گویا آن عده روشنفکر ارمنی با آن اظهار نظری که داشتند در واقع دولت ترکیه را سرزنش میکنند که چرا دروغ میگوید و این رقم اصلاً صفر است! موضوع مهم از آن بخش کامنت گذشته از طرف من این بود که دولت ترکیه تصور کرده اگر آمار را از بیش از یک میلیون به حدود سیصد هزار نفر تنزل دهد بنابرین دیگر این عمل جنایت محسوب نمیشود!
مجموعه ای از حمایت نامه های احزاب و ملتها از ملت عرب احواز سازمان دفاع از حقوق بشر در آذربایجان جنوبی ( ایران)
اعلامیه هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) پیرامون حوادث اخیر اهواز شورش ملی، پیآمد تحقیر و تبعیض ملی است! ما دگرباره و اینبار در پی وقایع تأسفبار اخیر می گوییم که موضوع مرکزی و اصلی، تبعیض و تحقیر ملی است که اعراب خوزستان از آن رنج میبرند. همان تبعیض و تحقیری که، دیگر ملیتهای تحت تبعیض ملی در کشورمان را آزار می دهد. مسئله، وجود زمینه و پیشزمینه برای اعتراضات ملی در کشور و تبدیل آنها به شورشهای ملی است. موضوع ایناست که مطالبات دموکراتیک ملی ملیتهای غیرفارس کشور ما نه تنها پاسخ نمی یابند، بلکه از سوی جمهوری اسلامی که مخالف آزادی و دموکراسی برای همه شهروندان کشور است، به شکل مضاعف مورد سرکوب قرار میگیرند. در این رابطه، جمهوری اسلامی متأسفانه همه آنانی را نیز با خود دارد که وجود ستمملی در کشور را انکار کرده و چندگانگی قومی و ملی کشورمان را نفی می کنند و یا موضوع تفاوتهای ملی بین ملیتهای ایرانی در عینحال عمیقاً درهمتنیده و همتاریخ را به سطح تفاوتهای فرهنگی تنزل می دهند .. منشاء نگاه تجزیهطلبانه به مطالبات عادلانه ملی، در واقع جمهوری اسلامی و همه آنانی هستند که ناخواسته در کنار سرکوبگری ملی آن قرار میگیرند. چنین نگاهها و برخوردهائی ، متاسفانه زمینه را برای آنکه مطالبات دموکراتیک بخواهد اینجا و آنجا شکل افراطی به خود بگیرند و یا در سمت جداییخواهی بیفتند، فراهم می آورند. موضوع اصلاً این نیست که فلان و یا بهمان جریان سیاسی برونمرزی و یا این و آن دولت و کشور از مطالبات قومی و اعتراضات ملی در کشور ما بهرهبرداری می کنند. چنین بهرهبرداریهایی کاملاً واقعیت دارند و باز هم خواهد بود و حتی بیشتر و وسیعتر. حرف اما برسر آناست که مسئولیت اصلی در آمادهسازی خوراک سیاسی برای مخالفان ایران واحد و دموکراتیک با کیست؟ این، رژیم جمهوری اسلامی است که قدرت را در اختیار دارد و هم اوست که رسماً و عملاً حامل نفاق و نقار ملی در کشور است. حادثه تلخ اهواز بیانگر آناست که اگر وجود مسئله ملی در کشور ما پذیرفته نشود و اگر در برابر این مسئله، چشمانداز حل دموکراتیک گشوده نگردد، آنگاه امکان حل این معضل در چارچوب دموکراسی و به روشهای دموکراتیک ضعیفتر خواهد شد. و این، هشداری است به همه آنانی که برای ایران، دموکراسی میخواهند. ما تکرار می کنیم که اگر این مهم است که مطالبهکنندگان خواستهای ملی متقاعد شوند که آن ها با استقرار دموکراسی در ایران است که به خواستهای خود میتوانند برسند،اما به همان اندازه و حتی بیشتر این نیز اهمیت دارد که همه دموکراسیخواهان کشور دریابند که حل معضل ملی در ایران بخشی جداییناپذیر از دموکراسی است و بدون آن، دموکراسی در ایران بیمعنی خواهد بود. هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، در عین ابراز تاسف از حادثه پیش آمده، سیاست رژیم در سرکوب تظاهرکنندگان اهواز را محکوم کرده و خواستار آزادی بیدرنگ بازداشتشدگان می باشد.
بابا دست از سر اين شبح بدبخت برداريد !!!!!! شبح گرامی
منوچهر عزيز!(80)
جوان سوسياليست ٦٦: جمله اي نوشتي به اين شكل: ּּּּ دولت فرانسه خواسته مردم ارمنی را مبنی بر محکومیت این قتل عام پذیرفتּּּּ ١- دولت فرانسه هرگز قتل عام ادعائي را نپذيرفته٬ پارلمان فرانسه پذيرفتهּ دولت فرانسه تحت اداره قوه مجريه و پارلمان فرانسه٬ قوه مقننه است و اين دو جدا هم اندּ دولت فرانسه و همچنين دولتهاي آلمان و بريتانيا و روسيه و ايتاليا و اتريش و يونان و ּּּּ هرگز قتل عام ادعائي را به رسميت نميشناسند٬ زيرا خود محرك اصلي كشت و كشتارهاي مذكور و قتل عام بيش از دو ميليون ترك و عرب و كرد و يهودي در حين آن حوادث اند و در آن صورت پرونده جنايات خودشان هم بايد گشوده شودּ ٢- درست است كه اكثر ارمنيان جهان زير نفوذ و متاثر از لوبيهاي اولتراناسيوناليست ثروتمند سرشار از كين به ملل ترك و مسلمان منطقه و رهبران بنيادگرائ كليسائ ارمني كه هنوز در دوره جنگهاي صليبي زندگي ميكند قرار دارند٬ با اينهمه همه ارامنه اسير تاريخ شدن و اين قتل عام ادعائي و باد زدن به تنور نفرت و كينه را قبول نمي كنندּ هفته قبل جمعي از روشنفكران و روزنامه نگاران چپ و ليبرال و لائيك ارمني (اتين محجوبيان٬ هرانت دينك٬ּּּ) در پارلمان اروپا - كه منكر ادعاهاي فوق شده و به صراحت اعلام كردند كه ارامنه بسيار بيشتر از آن ادعاها از مسلمانان كشتار كرده اند و همه آلت دست افراطيون ارمني روسيه وقت بوده اند٬ و مسئول واقعى فجايع فوق دول استعماري اروپائي اند و اين دولتها و دياسپوراي ارمني است كه بايد بدل و هزينه بپردازند٬ - به شدت مورد حمله لوبي اولتراناسيوناليست و كليساي بنيادگراي ارمني قرار گرفتندּ بنابراين دولت فرانسه را با پارلمان فرانسه و دياسپوراي اولتراناسيوناليست-كليساي بنيادگراي ارمني را با همه خلق ارمني يكي ديدن ٬ درست نيستּ
دوست عزيز اسد: ١- در مورد سنديت حق با توستּ تاريخ، محل و مرجع مسئول را مي شود به اين شكل به جمله اضافه كرد: (( اعتراض خويش را به تغيير نامهاي تاريخي از زبانهاي رايج در ايران به فارسي٬ از جمله به تغيير نامهاي تركي جزاير درياچه اورميه در آذربايجان به فارسي٬ ابلاغ شده از طرف معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجان غربي در تاريخ 24/12/83 طي نامه شماره 1022/31/83 به تمامي مدارس متوسطه استان٬ اعلام مي داريم)) ٢- در مورد نام ها هم چون تعدادشان بيش از صدتاست مي توان به بعضي ها به طور نمونه اشاره كرد: نمونه اسامي دولتي -اسامي تغيير يافته اصلي تركي -جودره آرپادره سي
اعتراض مطبوعاتيان ، هنرمندان و فعالين فرهنگی و اجتماعی اورميه به تغيير نام جزاير درياچه اورميه اورمو شهرينين ژورناليست، اينجه صنعت، ادب، بيليم و کولتور ساحهسينده چاليشانلارينين اورمو گؤلو آدالاري آدلارينين دييشديريلمهسينه دايير ائعتيراضی در آغازين سالهای هزاره سوم در حاليکه بسط آزادی ، رعايت حقوق بشر و تحکيم اصول دموکراسی حتی در کشورهای توسعه نيافته جهان مورد توجه جدی قرار گرفته و در اين راستا اقدامات تحسين برانگيز و شايسته ای انجام می گيرد، متاسفانه در اين کشور هر از چند گاهی شاهد اقدامات نسنجيده، خام و غير منطقی مسئولين برای ايجاد نفاق و تفرقه در بين شهروندان جامعه هستيم! سياست تغيير و تحريف نامهای خاص موجود در فرهنگ و تاريخ آذربايجان که از زمان استبداد رضاخانی تاکنون ادامه داشته است _ از طرف هر نهاد و مسئولی که باشد _ نقض آشکار حقوق بشر و توهين فاحش به فرهنگ، تاريخ و زبان آذربايجان محسوب می شود. ما جمعی از روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالين ادبی، علمی و فرهنگی اورميه ضمن هشدار به مسئولين امر در خصوص ابعاد و پيامدهای چنين اعمال مشکوک و تفرقه برانگيز خواستار عذرخواهی و توضيح رسمی مسئولين اداره آموزش و پرورش استان آذربايجان غربی جهت روشنگری موضوع به حضور ملت آگاه آذربايجان هستيم.
شبح گرامی سلام:نظر (75)شما بقدری معقول و روشن بینانه هست که من بنوبه خودم از شما برای ارائه چنین بینشی تشکر میکنم.بحث در مورد اتفاقات و حوادث تاریخی که موجب برانگیختگی احساسات ناسیونالیستی میشوند دلمشغولی امروز ما نیست!همیشه ما گول امپریالیسم کاپیتالیستی را خورده ایم....این مباحث باید سر جای خود یعنی سمینارها و کنفرانسها و مجامع علمی تاریخ حل و فصل گردند.یکی از اظهار نظر کننده گان در مورد قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی بحثی پیش کشیده است.....من قصد کتمان چیزی را ندارم فقط میگویم قتل عام زنان و پیران و کودکان پیچیده در قنداق مردم خوجالی را هم من بچشم خود دیده و آن وحشت را تا مغز استخوانم حس نمودم.بنابرین باز بر نظر (75)شبح عزیز تاکید کرده و میگویم صورت مسئله امروز را از بین نبریم.
شبح گرامی سلام:نظر (75)شما بقدری معقول و روشن بینانه هست که من بنوبه خودم از شما برای ارائه چنین بینشی تشکر میکنم.بحث در مورد اتفاقات و حوادث تاریخی که موجب برانگیختگی احساسات ناسیونالیستی میشوند دلمشغولی امروز ما نیست!همیشه ما گول امپریالیسم کاپیتالیستی را خورده ایم....این مباحث باید سر جای خود یعنی سمینارها و کنفرانسها و مجامع علمی تاریخ حل و فصل گردند.یکی از اظهار نظر کننده گان در مورد قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی بحثی پیش کشیده است.....من قصد کتمان چیزی را ندارم فقط میگویم قتل عام زنان و پیران و کودکان پیچیده در قنداق مردم خوجالی را هم من بچشم خود دیده و آن وحشت را تا مغز استخوانم حس نمودم.بنابرین باز بر نظر (75)شبح عزیز تاکید کرده و میگویم صورت مسئله امروز را از بین نبریم.
شبح گرامی.
دوست عزيز، حبيب با تشكر
سلام...
عربستان (---> خوزستان) از قرون ١٤-١٥ ميلادى در زمان دولتهاى آذربايجانى قاراقويونلو و آغ قويونلو به مناطق عرب نشين جنوب غربى ايران٫ "عربستان" و به مناطق غيرعرب نشين نواحى مجاور شمالى آن "خوزستان" گفته شده است. "خوز" (خوزايه٫ خوجو٫ خوجا٫ و غيره) نام عيلامىهاى غيرآريايى و يا قومى مربوط بدانها در زبانهاى ايرانى ميانه و سريانى است. در تمام تحرير و مكاتبات رسمى دوره صفوى٫ افشار٫ زند و قاجار و در زبان مردم بدين ناحيه هميشه عربستان گفته شده است. پس از پيدا شدن نفت در منطقه مزبور و با توجه به اينكه اكثريت مطلق جمعيت اين نواحى را اعراب كه حتى پيش از اسلام از ساكنين اين نواحى بوده اند تشكيل مىدادند٫ دكتر افشار از تئوريسينهاى به شدت ضدترك و ضدعرب پان ايرانيسم در سال ١٩٢٥ ريشه كن كردن زبان عربى در منطقه مذكور٫ تغيير دادن تقسيمات كشورى٫ تغيير دادن مرزها و نام عربستان و كوچانيدن عشاير و اهالى عرب منطقه به ديگر نواحى ايران را پيشنهاد مىكند. رضاخان نيز كه با همه اين خواستها موافق بود٫ در نخستين اقدام نام منطقه را به "خوزستان" تغيير داده و كلمه "عربستان" را به يكباره از ادبيات سياسى و زبان ادارى كشور منسوخ ساخت. در واقع امروزه موضوع نام هاى نخستين و اصلى عربى مناطق عرب نشين در راس تابوهاى سياسى موجود در ايران بشمار مىرود. هيچ سياستمدار و روشنفكر فارس٫ تاكنون به موضوع اعاده نامهاى عربى پيشين اماكن جغرافيايى ايران نپرداخته و يا خواستار اعاده آنها نشده٫ حتى به جاى خوزستان نام اصلى و تاريخى آن عربستان را بكار نبرده است. پس از آنكه نام نياخاك اعراب ايران از عربستان به خوزستان تغيير داده شد٫ بدون توجه به موجوديت و فرهنگ ساكنين اصلى منطقه٫ مردم عرب٫ نامهاى شهرها٫ رودها٫ دشتها و حتى كوچه ها و محله ها هم تغيير داده شد. مانند: محمره (---> خرمشهر)٫ ناصرى (---> اهواز)٫ فلاحيه (---> شادگان)٫ بنىطرف (---> دشت ميشان)٫ عبادان (---> آبادان)٫ بساتين (---> بوستان)٫ خفاجيه (---> سوسنگرد)٫ ملامير (---> ايذه)٫ حويزه (---> هويزه)٫ گج قارا گؤل (--->گچساران)٫ خزعل آباد (---> خسروآباد)٫ خزعليه (---> خرم كوشك)٫ معشور (---> ماه شهر)٫ سيمره (---> كرخه=گاماسب) و غيره.
هشدار روشنفكران عرب به سران حكومت تظاهرات مردم عرب خوزستان (عربستان) در بيشتر شهرهاي استان براي روز چهارم استمرار يافته و بسياري از مناطق شهرهاي احواز (اهواز) و ماهشهر (معشور) و حميديه و عبدالخان ناآرام گزارش شده است. ١٦٨ نفر از روشنفكران عرب خوزستان با نوشتن نامهاي سرگشاده به سران حكومت نسبت به بالا رفتن تعداد تلفات جاني در اين درگيریها هشدار دادند. از سوي ديگر ١٦٨ نفر از روشنفكران عرب خوزستان با نوشتن نامه اي سرگشاده به سران حكومت نسبت به بالا رفتن تعداد تلفات جاني در اين درگيریها هشدار دادند. در اين نامه آمده است بالا رفتن تعداد كشته ها و زخمي ها و گسترش موج وسيعي از دستگيرها و ريختن بدون اذن شبانه به خانه مردم نشان از به كارگيري روشهاي غير انساني غير اسلامي و وحشيانه براي برخورد با بخشي از ملت ايران دارد. ما روشنفكران عرب خوزستان نسبت به كارگيري چنين روشهائي به سران كشور هشدار ميدهيم و مسووليت عواقب آنرا متوجه آنان ميدانيم.
دوستان عزيز!
منوچهر عزيز!(61)
دشمنات شرمنده شبح ِ عزیز!
70- قبل از اینکه بپرسم کدام آمار و آرشیو شده در کجا، میخواستم بپرسم آیا ارتش عثمانی ترک زبان بود؟
جوان سوسياليست؟؟؟؟!!!!!!: آمار كشته شدگان حوادثي كه گفتي طبق اسناد حزب كمونيست شوروي و بعضي آرشيوهاي دولتهاي اروپايي درگير در جنگ اينطور است: كل كشته شدگان نظامي٬ شبه نظامي و غيرنظامي ارمني توسط عشاير كرد٬ حوادث تحجير و ارتش عثماني: جمعا بين ٢٠٠ تا ٦٠٠ هزار تن كشته شدگان غيرنظامي مسلمان ترك (و كرد و عرب و يهودى) توسط شبه نظاميان ارمني و ارتش ارمنستان: جمعا بين دو ميليون تا دو ميليون و پانصد هزار نفر كشته شدگان غيرنظامي ترك در آذربايجان ايران (اورميه٬ خوي٬ سلماس٬ سولدوز٬ ديلمان٬ ماكو٬ مرند٬ شرفخانه٬ كؤهنه كند٬ּּּ) توسط شبه نظاميان و نظاميان ارمني و آسوري: بين ٨٠ هزار تا صد و ده هزار تن
در پيام پيشين [ ] از من است.
من یک سوال از دوستان مطلع دارم.
و اين هم گوشه ايی به زبان "گرگ های خاکستری": "يعني به طور خلاصه ٬ عنصر كرد در جامعه ترك ٬ عنصري بسيار حاشيه اي بوده [شده بود] و تقريبا داراي هيچ سنگيني و نقشي در تشكل هويت تركي و تركيه نبوده[ بی چاره ها ترک نيستند، مگه زوره؟ ] و بدون تجربه دولت سازي[ مستعمره شده اند] و زبانش غير مكتوب[ در ايران و عراق مکتوبند] بوده است٬ با اينهمه تركيه به سبب انتگراسيون [سازگاری]در جامعه اروپائي[ 25 سال است که توی صف ايم] و حركت در مسير دولت و جامعه مدرن٬ شاهد گشايشي دمكراتيك [ اينشالا] در حقوق اقليتهاي ملي اين كشور- بعضا آرام بعضا تند [ کدام؟]- اما هميشه به سوي جلو است [ تو اروپا هويج می دهند يا دست آورد سال ها پيکار کردهای آواره در اروپا؟]ּهر حقي كه خلق كرد در تركيه بدست مي آورد ٬ با توجه به قلت عددي اش [چندين ميليونی] و نداشتن نقشي در تاريخ[ گذاشتيد نقشی داشته باشند] و تشكل هويت تركيه٬ [ فاشيسم کماليسم] موفقيت شمرده ميشود٬ چرا كه چيزي است كه قبلا از آن برخوردار نبوده "
اسد ٥٥ : ١- جمله ((اعتراض خويش را به تغيير نامهاي زير از زبان بومي منطقهاي آن به زبان فارسي اعلام ميداريم)) رو ميشه به اين شكل نوشت: (( اعتراض خويش را به تغيير نامهاي تاريخي از زبانهاي رايج در ايران به فارسي٬ از جمله به تغيير نامهاي تركي جزاير درياچه اورميه در آذربايجان به فارسي اعلام مي داريم)) طبق اعلاميه جهاني حقوق زباني٬ صفاتي مثل ((بومي و منطقه اي)) در باره گروههاي ملي و زبانهاشون ممكنه از طرف دولت براي اعمال محدوديت بر اونها بكار برده بشه٬ بنابراين ((زبانهاي رايج ايران)) شايد مناسبتر باشهּ ديگه اينكه اسمهاي عوض شده تعدادشون خيلي زياده و محدود به درياچه اورميه هم نيست٬ و لزومي هم به نام بردن تك تكشون نيستּ بنابراين ميشه به عوض كردن نامهاي تاريخي از زبانهاي رايج به فارسي و از جمله اسامي تركي درياچه اورميه در آذربايجان به فارسي اعتراض كردּو ليستي رو كه تو نوشتي حذف كرد و يا فقط به چند نمونه اكتفا كردּ ٢- جمله آخريتو ميشه به اين شكل نوشت ((حق انتخاب اسامي جديد براي اماكن تنها حق مردم ساكن در هر منطقه و با توجه به سابقه تاريخي و فرهنگي و علايق آنان استּ و همچنين دولت ها موظف به پاسداري از اسامي تاريخي موجود به زبانهاي گوناگون در قلمرو حاكميت خود مي باشند)). -چونكه در ايران هم اسامي اماكن جديد به تركي ممنوعه و هم اسامي موجود تاريخي از طرف دولت عوض ميشهּ بنابراين هم بايد از حق نامگذاريهاي جديد به زبانهاي رايج در ايران و هم از حق حفظ اسامي موجود تاريخي به زبانهاي غيرفارسي حمايت كردּ
نسرين ٥٣: با تو موافقم كه بايد همه احتمالات رو در نظر گفت و مثلا نبايد به جاي يك ديكتاتوري ديكتاتوري ديگه ويا به جاي جمهوري اسلامي حكومت بنيادگراي ديگه اي رو سر كار آورد٬ دقيقا به همين دليل هست كه بايد در قانون اساسي راه رو براي هر طور حكومت ديني بطور عام بست مثلا با ذكر خصلت لائيك بودن دولت و غيرقابل عوض شدن اون با جزئيات و ملاحظه تدابير كاملּ ولي اين باعث نمي شه كه از جمهوري اسلامي صحبتي نكرد٬ چرا كه بنيادگرائي موجود دولتي در ايران همين است و با توجه به شرايط و سابقه تاريخي و واقعيتهاي موجود هميشه امكان و خطر بنيادگرائي اسلامي در ايران وجود داره و نه مثلا بنيادگرايي بوديستي٬ به همين دليل به طور مشخص و با جزئيات كامل بايد به بنيادگرائي اسلامي در قوانين كشور اشاره بشه٬ از مجاز نبودن تصدي مصادر دولتي (به جز اوقاف و امور ديني) توسط روحانيون ٬ تا لغو درس تعليمات ديني و محدوديت بر تعداد مدارس ديني و كنترل تعداد روحانيون و عبادتخانه ها و خدمت سربازي طلبه ها و روابط و درآمدهاي اقتصادي روحاني ها و ּּּ همينطور در مقابله با مشكل ديگه اساسي ايران يعني راسيسيم و شونيسم هم درسته كه بايد راه رو بر همه انواعش بست (مثلا با ذكر كثيرالمله بودن ايران و ذكر اسم به اسم زبانها و ملل ساكن در ايران در قانون اساسي و اعلام صريح مساوي و رسمي بودن همه اونها٬ و يا با مساوي شمردن حقوق و حق حاكميت ملي ملل و مناطق ملي در ايران و مساوي بودن كامل حقوق دولتهاي فدرال و يا ذكر اين اصل در قانون اساسي كه اسامي تاريخي موجود به هر زباني كه باشند مطلقا نميتوانند عوضبشن وּּּ)ּ با اينهمه چون در ايران ما سابقه راسيسم آريائي و قوميتگرائي دولتي فارسي داريم و اين جريان در هموطنان فارس خيلي ريشه داره٬ و هميشه امكان رجعت و دست اندازيش به حاكميت و تعطيل كردن دمكراسي توسط اون وجود داره بايد به لحاظ قانوني و حقوقي به طور مشخص تدابيري براي زير كنترل داشتن قوميتگرائي فارسي انديشيد (مثل مجبور بودن همه شهروندان ايران از جمله هموطنان فارس به ياد گرفتن يك زبان ايراني ديگه و يا چاپ و نشر قوانين اساسي و اسكناس و ּּּهمزمان به همه زبانهاي عمده رايج در ايران و ּּּ)
تبريک به شبح.
در ايران زبان تركي هزار سال يكي از زبانهاي رسمي و ارتش و دربار و ادبي و رابط بوده اما امروز موقعيت رسمي و دولتي بودن را از دست داده حتي در تبريز كاربرد آن در نشستها ممنوع است٬ ولي در تركيه هرگز زبان كردي زبان رسمي٬ درباري و يا ارتشي و ادبي و رابط تركيه نبوده٬ با اينهمه كم كم استاتوي رسمي شدن را در حال كسب كردن استּدر تركيه زبان و ادب كردي نسبت به صد سال ٬ دويست سال پيش در حال تجربه رنسانس و انفجار ادبي است٬ در حاليكه در ايران زبان تركي به سرعت در حال احتضار است و از زبان امپراتوران و دولتها و ادب و شعر و رابط ٬ به سرعت به ملقمه اي از فارسي و عربي آنهم زبان پيران و كوچه بازار تبديل ميشودּ در تركيه كردان كه اخيرا به عنوان يك گروه ملي شناخته شده اند٬ هرگز داراي دولتي از آن خود نبودند و منطقه كردنشين از اول عقب مانده ترين بخش عثماني بود٬ و اساسا كردان در تشكل هويت سياسي و تاريخ و فرهنگ و زبان و ادب و دين و ּּּترك هيچ نقشي نداشته است٬ اما الآن از همه اينها طالب سهم است و حتي همه اداره هاي محلي تركيه تحت كنترل احزاب مليتگراي كرد ٬ است٬ در ايران بر عكس خلق ترك كه اقلا هزار سال بر بخش اعظم خاورميانه و همه ايران حكومت كرده است٬ و داراي دهها دولت كوچك و بزرگ از آن خود بوده است٬ و نقش اساسي در تشكيل هويت ايراني از تاريخ و دولتمداري و مرزها و پرچم و حتي زبان و ادبيات و هنر و مذهب و ּּּ فارسي داشته ٬ اكنون حق حاكميت ملي خود را از ١٢٩٩ از دست داده٬ و گام بگام از تمام صحنه هاي اجتماعي و سياسي و فرهنگي و نظامي و اقتصادي حزف شده استּ آذربايجان كي زماني از مرفه ترين و مدرنترين نواحي ايران و جنوب غرب آسيا بود اكنون با يزد و طبس و رفسنجان هم قابل مقايسه نيستּ امروز همه سران رژيم از رفسنجاني و ولايتي و جنتي و يزدي و خاتمي و لاريجاني و رضائي و شاهرودي همه و همه فارس اند و شديدا ضد ترك٬ و حتي دهدار دورترين ده ترك نشين هم توسط همين مقامات مركزي شديدا ضد ترك منصوب ميشوند و همه مقامات منصوب شده در مناطق ترك نشين ايران٬ شديدا ضد ترك هستندּ يعني به طور خلاصه ٬ عنصر كرد در جامعه ترك ٬ عنصري بسيار حاشيه اي بوده و تقريبا داراي هيچ سنگيني و نقشي در تشكل هويت تركي و تركيه نبوده و بدون تجربه دولت سازي و زبانش غير مكتوب بوده است٬ با اينهمه تركيه به سبب انتگراسيون در جامعه اروپائي و حركت در مسير دولت و جامعه مدرن٬ شاهد گشايشي دمكراتيك در حقوق اقليتهاي ملي اين كشور- بعضا آرام بعضا تند - اما هميشه به سوي جلو استּهر حقي كه خلق كرد در تركيه بدست مي آورد ٬ با توجه به قلت عددي اش و نداشتن نقشي در تاريخ و تشكل هويت تركيه٬ موفقيت شمرده ميشود٬ چرا كه چيزي است كه قبلا از آن برخوردار نبوده در حاليكه خلق ترك در ايران كه در هزار سال گذشته بر ايران و بخش اعظم خاورميانه حاكم بوده٬ سنت ديرين دولتمداري داشته ٬ نقش اساسي در شكلدهي به هويت ايراني و مرزها و پرچم و مذهب و حتي زبان و ادب فارسي داشته ٬ و لعي رغم كثرت عددي اش در ايران٬ تماما از حقوقي كه قبلا داشته يك يك محروم شده است و در آينده نزديك هم اميدي به بهبود آن - به سبب تجريد و عقب ماندگي مزمن دولت و جامعه ايراني از جهان معاصر- وجود ندارد
تركيه زير تمام عهدنامه هاي بين المللي مربوط به حقوق اقليتها امضا انداخته و مهمتر اين كه عضو پارلمان اروپا و كانديد اتحاديه اروپاست و با دهها سند و قرارداد و تهعد نامه و ּּاي كه با اين ارگانها امضا كرده خود را متعهد و درگير و مجبور به ارتقا سطح حقوق ملي گروههاي ملي كشور به سطح اروپائى كرده استּ حالا اگر اينها را اجرا نميكند ويا در اجراي آنها تعلل مي كند٬ هم چندان مهم نيست چرا كه روند بدون بازگشتي در جريان است٬ اين دولت قانونا و حقوقا خود را ملزم به اجراي آنها كرده و دير يا زود مجبور به گشايش جهشي و يا مرحله اي در اين مسير است و انصافا هم دارد همين كار را ميكندּ هر دهه ٬ هر سال كه ميگذرد اين دولت و جامعه خصلت دمكراتيكتري به خود ميگيرد٬ اما در مورد ايران هيچ عامل فشاري مانند اتحاديه اروپا٬ پارلمان اروپا٬ و يا عهدنامه هاي بين المللي وجود ندارد چونكه هيچ كدامش را امضا نكرده٬ روند هم به سوي جلو نيست و تماما به عقب است٬ مملكت از ممالك محروسه به دولت شديدا متمركز تبديل شده٬ اقوام مخلتف همه به نژاد آريائي ٬ زبانها همه در حال تبديل شدن به فارسي٬ ممنوعيتهاي زباني و تغيير اسامي و ּּּ كه هرگز در ايران سابقه نداشته نهادينه شده استּ علاوه بر آن در تركيه تركها هشتاد در صد و كردها ١٠ درصدند٬ و ناديده گرفتن حقو ق اقليتي در اين ابعاد رفتار بسياري از دولتها در قرن بيستم بوده٬ و تضييق حقوق ١٠ مردم از طرف ٨٠ در صد رفتاري بسيار شايع٬ اما ايران كشوري چند مليتي است كه حتي طبق برخي منابع تركها ٣٥-٤٠ و فارسها ٣٠-٣٥ در صد جمعيت اند٬ بنابراين تحكم و تضييق حقوق ٦٠-٧٠ در صد جمعيت از طرف قوميتگرائي قومي ٣٠ در صدي در دنيا٬ استثناست و از اين جهت وضعيت ملل غيرفارس ايران و مخصوصا تركها كه تعدادشان با فارسها تقريبا يكي است حقيقتا رقت انگيز استּ همچنين به جهت ورود پيشتر تركيه به مدرنيته قشر متوسط بسيار گسترده اى با گذشته و تجربه نهادهاي مدني بسيار ريشه داري شكل گرفته كه موتور لوكوموتيو و ضامن و پاسدار حركت عصري شدن٬ حقوق شهروندي و زنان و اقوام و لائيسيم و ּּּ است٬ ولي به عصر مدرنيته هنوز وارد نشده٬ چهره اي روستائي و نه شهري دارد طبقه متوسطآن بسيار محدود و نهادهاي مدني آن فوق العاده ضعيف است و اساسا توسط عقب مانده ترين اقشار اجتماعي يعني روحانيت شيه امامي٬ تحت حكومتي بنيادگرا اداره ميشود٬ و از اين جهت حركت عصري شدن و حقوق شهروندي و زنان و مليتها و لائيسيم در ايران ريشه دار و هميشه رو به جلو نيست و بسيار شكننده استּ
شبحعزيز: اساسي ترين اشتباهت آن است كه به مسائل مقطعي نگاه مي كني و نه رونديּ در مقايسه بين دو كشور ايران و تركيه و موقعيت تركها در ايران با كردها در تركيه بايد سير تاريخي را وارد معامله كردּ وضعيت امروز كردان در تركيه خيلي بهتر از پنج سال پيش است٬ الان مدارس٬ برنامه هاي راديو تلويزيوني٬ انتشارات و روزنامه هاي كردي دارند٬ چيزهايي كه پنج سال قبل قابل تصور نبود٬ وضعيت ٥ سال قبلشان بهتر از ١٠ سال قبل٬ آنهم بهتر از ٥٠ سال قبلشان استּ و مطمئنا در ١٠ سال آينده وضعيت خيلي خيلي بهتري خواهند داشتּ ولي در ايران وضعيت تركان كاملا معكوس است٬ هر دهه كه ميگزرد وضعيت فرهنگي و حقوقي تركان ايران بدتر ميشودּ پنجاه سال قبل آذربايجان داراي حكومت ملي آذربايجان بود٬ حكومتي مدرن و لائيك و دمكراتيك٬ اما امروز بر آذربايجان نماينده ولايت فقيه جهموري اسلامي حسني حكومت مي كند٬ صد سال قبل تركان ايران داراي شاهنشاهي قاجار بودند٬ دويست سال قبلش هم امپراطوري صفوي٬ در حاليكه كردها هرگز حتي دولت محلي نيز در خاك عثماني يا تركيه نداشته اندּ بنابراين هر حق سياسي و از جمله حاكميت محلي كه كردها در تركيه بدست ميآورند همه پيشرفت و حركت به جلو است در حاليكه در مورد تركان ايران پسرفتي عظيم از امپراتوري به مستعمره شدن مشاهده ميشودּ پنجاه سال قبل همه مسئولان از خلق ترك به اسم ترك ياد مي كردند٬ صد سال پيش همه مقامات به ترك بودن خود افتخار مي كردند٬ امروز ولي دولت اسلامي رسما اسم اين ملت را هم عوض كرده و آنرا آذري مي نامد و منظورش از آذري هم زباني پارسي و نژادي آريائى استּ در حاليكه در تركيه كه پنجاه سال پيش هويت كردي نفي ميشد٬ دولت تركيه امروز رسما و حقوقا وجود خلق كرد در اين كشور را پذيرفته است ٬ اين يعني اينكه گشايشي دمكراتيك در تركيه جريان پيدا كرده و دولت رسما هويت كردي را همانطور كه نخبگان و سياسيون كرد تعريف ميكنند به رسميت شناخته استּ
حبيب عزيز!(50)
داريوش عزيز!(45)
حبيب گرامي، به... اسامي تغييريافته ثمر اين گونه سياستها پاشيدن تخم نفاق و كينه است. لطفا اسامي ذكر شده درفوق را به شكل سابق برگردانيد. حق انتخاب اسم تنها حق مردم ساكن در هر منطقه و با توجه به سابقه تاريخي و فرهنگي و علايق آنان است. امضاها...
بعضي از اسامي تاريخي تركي جزاير درياچه اورميه با اسامي من درآوري فارسي يانيقلى- آتش
حبيب عزيز(۵۰)
اسد عزيز: ميپرسي منظور از نوشته تان در باره قاجارها چيست؟ بايد اين سوال را از كنجكاو نامي به پرسي كه از دولت پوسيده و وابسته قاجار و رضاشاه تاريخ ساز نوشته بودּ نوشته من هم جوابي بود به اين بافندگي و بازنويسي پان ايرانيستي تاريخ ميگوئي چه كنيم برويم يك شاهزاده قجر بياوريم؟ البته كه نه٬شاهزاده قجر خودش آمده بود (مصدق ) او را هم امپرياليسم آمريكا به سرنوشتي كه امپرياليسم بريتانيا شاه قجر (احمدشاه) را مبتلا كرده بود٬ مبتلا كرد!!! كاري كه بايد بكنيم آن است كه ريشه مطلب و روند عقب گرد و دوري ايران از مدرنتيه و جهان معاصر را بفهيم٬ و به جاي پرداختن به نتايج اين روند- جمهوري اسلامي- سرآغاز آنرا يعني مداخله امپرياليستي و كودتا و نهادينه شدن زير پا گزاشتن قانون و غيرستيزى و باستان پرستي را تشكيل دهيم و صادقانه اعتراف كنيم كه آغاز واگرائي ايران از مدنيت و مدرنيته حول و حوش همان كودتا ميچرخدּ تا زمانيكه نخبگان فارس ٬ سقوط غيرقانوني و امپرياليستي دولت قاجاري را نقد نكرده اند٬ تاريخ نويسي و هويت سازي فارسي معيوب خواهد بود و سد راه ذهنيت دمكراتيك در ايرانּ
دوست عزيز شبح: مي پرسي ما با "قوميتگرائي افراطي تورک"، "نئوفاشيسم ترکی و راسيسم تورکی" چه کنيم؟ ١- سوال تو مثل اين است در ايران كه زنان از طرف دولت انسانهاي درجه دو حساب ميشوند و از همه حقوق انساني اوليه٬ از جمله حق آزادي در انتخاب پوشش٬ و مسافرت و ورزش و عشق ورزي آزادانه و ايفاي هنر ּּּּ محرومند و در صورت تخلف با وحشيانه ترين مجازاتها تا زنده زنده سنگسار شدن مواجه اند٬ از فعالين حقوق زنان پرسيده شود كه ما با انديشه برتر بودن زنان و مدافعين سركوب مردان چه كنيم؟ ٢- البته سوال از چيزي كه وجود ندارد٬ عيبي ندارد اما طرح اينطور سوالها و پيداكردن جواب براي اونها٬ كار مراكز تحقيقاتي و آكادميك و تينك-تنكها هست٬ نه مشغله و مساله مبازره دمكراتيك و حقوق بشري با امكانات بسيار محدود كه با موارد تضييق موجود حقوق انساني درگير هستּ وظيفه نيروهاي سياسي دمكرات٬ كاناليزه كردن انرژي هاي پراكنده و استفاده از فرصتهاي مناسب تاريخي براي تمركز بر روي موردي مشخص و حل قطعي اون هست٬ نه بر عكس پراكنده كردن انرژي ذاتا پراكنده مردم به مسائلي كه اصلا وجود خارجي و يا سنگيني قابل ملاحظه اي ندارند و از دست دادن فرصتهاي تاريخيּּּּ ٣- حتي اگر در ميان جامعه دستجات زناني باشند كه به پست بودن مردان و يا لزوم تسلط بر اونها٬اعتقاد داشته باشند باز اين مساله چندان تغييري در ارجحيتهاي مبارزه دمكراتيك و حقوق بشري و گروههاي سياسي نمي ده٬ چرا كه هدف اين گروهها در درجه اول - و بخصوص در جهان سوم٬ دنياي اسلام ٬ خاورميانه و ايران- دولت است٬ نه جريانات غير دولتيּ در ايران جريان دولتي جاافتاده اي به شكل قوميتگرايي تركي و يا راسيسم تركي وجود ندارهּ مخاطب و هدف مبارزه ضد راسيسم و قوميت گرائي در ايران٬ راسيسم و قوميتگرائي واقعا موجود دولتي در ايران است نه چيز ديگرּ ٤- اما ينكه آيا نئوفاشيسم و راسيسم تركي و ּּּوجود دارد يا نه٬ البته كه وجود داردּ ما با آنچه بايد بكنيم؟ هيچ چيز به جز درس گرفتن٬ چونكه همچو راسيسم و نئوفاشيسمي در ايران وجود ندارد و بنابراين مساله ما هم نيستּ همچو چيزي مثلا در تركيه در گذشته وجود داشته كه جنبش دمكراسي ترك و كرد و عرب و ּּּدر تركيه عملا اونرو افشا و از سيستم تجريد و پاسيفيزه حتي تصفيه كرده ּ درسي هم كه ما از اين تجربه موفق دمكراتيك در تركيه بايد بگيريم اين است كه به راسيسم آريائي و نئوفاشيسم فارسي و دولتي موجود در كشورمان متوجه و متمركز شويم و آنرا هرچه قدر كه امكان دارد پررنگتر و توده اي تر افشاء٬ پاسيفيزه٬ تجريد و تصفيه كنيمּ تجربه اي كه ما متاسفانه هنوز آنرا شروع هم نكرده ايمּּּ
دوستان عزيز، رحمان، حبيب، اروميه و ... راهكار مشخص ارائه بدهيد! به طور مثال:منظور از نوشتهاتان درمورد سلسله قاجار چيست؟! ميگوييد چه كنيم؟ برويم يك شاهزاده قجر پيدا كنيم و حاكميت مشروعاش را بهش برگردانيم؟
درود شبح عزيز ....... انگار تاريخ تکرار می شود؛چرا که در عصر قاجاريه ؛ در دوران رضا شاه پهلوی و همچنين اوايل دوران محمدرضا شاه پهلوی اين جابجايی ها در تمام مناطق ایران صورت گرفته است البته در آن دوران بیشتر این تغییرات و پاکسازی قومی در میان عشایر مناطق مختلف ایران صورت می گرفت و گواه آن این است که ما اکنون در همه سرزمین ایران اقوام کرد ؛ لر و عرب داریم . البته در آن روزگار هدف بیشتر حراست و محافظت از مرزها بود و دولت های وقت با این انگیزه این تغییرات را انجام می دادند تا هم توان مرکزی این اقوام کاهش پیدا کند و هم اینکه نتوانند در مواقعی بر علیه حکومت مرکزی ایران شورش کنند و اما این پاکسازی اخیر با کدام انگیزه می باشد جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ بدرود تا فرصتی دیگر
درود شبح عزيز ....... انگار تاريخ تکرار می شود؛چرا که در عصر قاجاريه ؛ در دوران رضا شاه پهلوی و همچنين اوايل دوران محمدرضا شاه پهلوی اين جابجايی ها در تمام مناطق ایران صورت گرفته است البته در آن دوران بیشتر این تغییرات و پاکسازی قومی در میان عشایر مناطق مختلف ایران صورت می گرفت و گواه آن این است که ما اکنون در همه سرزمین ایران اقوام کرد ؛ لر و عرب داریم . البته در آن روزگار هدف بیشتر حراست و محافظت از مرزها بود و دولت های وقت با این انگیزه این تغییرات را انجام می دادند تا هم توان مرکزی این اقوام کاهش پیدا کند و هم اینکه نتوانند در مواقعی بر علیه حکومت مرکزی ایران شورش کنند و اما این پاکسازی اخیر با کدام انگیزه می باشد جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ بدرود تا فرصتی دیگر
درود شبح عزيز ....... انگار تاريخ تکرار می شود؛چرا که در عصر قاجاريه ؛ در دوران رضا شاه پهلوی و همچنين اوايل دوران محمدرضا شاه پهلوی اين جابجايی ها در تمام مناطق ایران صورت گرفته است البته در آن دوران بیشتر این تغییرات و پاکسازی قومی در میان عشایر مناطق مختلف ایران صورت می گرفت و گواه آن این است که ما اکنون در همه سرزمین ایران اقوام کرد ؛ لر و عرب داریم . البته در آن روزگار هدف بیشتر حراست و محافظت از مرزها بود و دولت های وقت با این انگیزه این تغییرات را انجام می دادند تا هم توان مرکزی این اقوام کاهش پیدا کند و هم اینکه نتوانند در مواقعی بر علیه حکومت مرکزی ایران شورش کنند و اما این پاکسازی اخیر با کدام انگیزه می باشد جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ بدرود تا فرصتی دیگر
شبح جان (خطاب ام می تونه هر کسی باشه!) من نمی تونم کامنت های ام را ببینم! بلاگ اسپات کاملن فیلتر شده! فقط وبلاگ را با کمک فیلترشکن می بینم! برای دیدن کامنت ها چیکار میتونم بکنم ؟! .. مرسی!
دو نگرش٫دو نگاه٫دو جنبش پس از ج. اسلامی.
رحمان ۴۰
اطلاعیه خبری کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری مجمع عمومی سوم کمیته پیگیری در مورخه ۱۹/۱/۸۴ برگزار شد. در نوزدهم فروردین ماه سال ۱۳۸۴ مجمع عمومی کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری با شرکت ۶۲ نفر از رهبران و فعالین کارگری از اقصی نقاط کشور در تهران برگزار گردید. دستور کار این مجمع شرح وظایف کمیته در جنبش کارگری و انتخاب نمایندگان و سخنگوی کمیته در دوره پیش رو تا مجمع بعدی بود . در این راستا عرصه های فعالیت کمیته تا مجمع عمومی بعدی به شرح زیر به تصویب رسید: 1- پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری 2- طرح مطالبه شرکت نمایندگان واقعی کارگران د رتدوین و اصلاح قانون کار و کلیه موارد و اموری که به سرنوشت کارگران مربوط میشود. 3- پیگیری مطالبات روز کارگری( در شرایط حاضر مسئله دستمزدها و قراردادهای موقت) 4-حمایت از کارگران اخراجی و اعتراضات کارگری 5- تدارک و برگزاری مراسم اول مه توسط کمیته پیگیری در ادامه کار این مجمع ۸ نفر به عنوان نمایندگان کمیته تا مجمع بعدی انتخاب و وظایف آنها به شرح زیر به تصویب رسید: 1- نمایندگان منتخب میتوانند در چهارچوب عرصه های فعالیت کمیته که در بند یک صورتجلسه مجمع قید شده به صورت دادن اطلاعیه و یا به نحو مقتضی و به اتفاق آرا عمل نمایند. 2- اجرای وظایف تعیین و تصویب شده در مجمع عمومی سوم و ارائه گزارش به مجمع عمومی بعدی 3- تدارک و برگزاری مجمع عمومی عادی چهارم و یا مجمع عمومی فوق العاده در صورت نیاز 4- نمایندگان اصلی منتخب مجمع عمومی یک نفر را به عنوان سخنگو از بین خود انتخاب می نمایند تا در چهارچوب وظایف مقرر برای نمایندگان و به اتفاق نظر سایر نمایندگان در موارد ضروری اعلام نظر نماید. 5- همچنین طی مصوبه ای کمیته موظف شد از حقوق قانونی کلیه اعضای خود در قبال مسئولیتهای محوله دفاع نماید. در این مجمع زمان برگزاری مجمع عمومی عادی کمیته تاریخ ۱۳/۳/۸۴ تعیین گردید. کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری ۲۲ فروردين ۱۳۸۴
حبيب عزيز!
ترانه عزيز: در مبارزات سياسي و فرهنگي دمكراتيك كليت و كلي بافي نداريم٬ مورد مشخص داريم٬ چادر اجباري داريم٬ بيمه بيكاري داريم٬ سنگسار داريم٬ حق رسميت زبان داريم٬ حق عوض نشدن اسامي تاريخي داريم٬ اعتياد داريم٬ كليت نداريمּּּ مسائل جهاني نه در قرن ٢١ و نه در هيچ قرن ديگري مسائل مجرد و كلي نبوده اند٬ هر مساله اسم دارد٬ اسم مساله را بايد گفتּ مبارزه دمكراتيك بازي بيست سوالي نيست٬ اسم اين بازي مورد مشخص٬ راه حل مشخص است٬ نه كلي بافي
سلام، حقيقتش چندين بار نامه را خواندم. با توجه به تجربه اي که در کار دولتي و خصوصا نامه نگاريهاي رسمي اداري دارم به طور قطع مي گويم که نامه جعلي است. در ثاني تناقضات فاحشي در موضوع نامه وجود دارد که با کمي دقت مي توان آنها را بيرون کشيد. سوم آنکه اگر سلسله مراتب دولتي در دفتر رياست جمهوري را در نظر داشته باشيد اصلا رييس دفتر رئيس جمهور نمي تواند به اين شکل نامه اي را براي رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي و يا برنامه و بودجه سابق بيانگارد. قاعدتا تمامي ابلاغيه ها از طريق معاون اول رييس جمهور امضا مي شود. چهارم آنکه اگر نامه اي محرمانه باشد در متن آن به محرمانه بودنش تأکيد نمي گردد و تمامي نامه هاي محرمانه داراي مهر محرمانه و يا به کلي محرمانه و يا بر اساس کلاس طبقه بندي از کلمات مشابه آنهم به شکل مهر بر روي پاکت و بالاي سربرگ استفاده مي شود. در ضمن کدام عقل سليمي با کمي تحليل ساده مي تواند باور کند که حکومتي هر چند هم قدرتمند و وحشي مي تواند ظرف مدت 10 سال دو سوم از جمعيت اعراب خوزستان را کم کرده و جايگزين هم بگذارد (غير از آنکه آنها را مستقيم بيرون کند و يا به قتل برساند) کسي که اين نامه را جعل کرده نه تنها اطلاعات و علمش از حد کلاس اکابر بالاتر نيست بلکه آنقدر در جعل نامه عجله داشته که متوجه نشده است که به دليل بيکاري زياد بيشتر نيروهاي بومي جوان در خوزستان نمي مانند و اگر به کشورهاي خليج نروند جايي به غير اصفهان و تهران و شيراز ندارند که بخواهند کار کنند.
اكينچي خان: اما سوالي به شكل سوال شما٬ جوابي هم به همان شكل در يافت خواهد كرد٬ انتظاري براي دريافت چيزي غير از اين براي اين سوال البته كه نامعقول است: سوال اكينچي: حبيب خان !!!
رحمان جان! وقتی با کليت يک حاکميت فاشيست در مبارزه اي؛ يعنی بر علیه کلیه مظاهر ظلم آن سیستم و حکومت پرچم مبارزه بلند کرده ای! می خواهی خط پایان بر استثمار همه گانی بکشی! تو مبارزه را در بُعد کمتر و کوچکتر می خواهی. سعی کن حرف مرا درک کنی! چه استفاده ای می بری که انگشت اتهام بسوی امثال من بگيری؟
ترانه عزيز: اسامي در تاريخ هميشه عوض مي شوند٬ تمدني از بين ميرود و تمدني جاي آنرا ميگيرد و اسامي جديد كه نشان و محصول تمدن جديدند را با خود مي آورد٬ و يا انسانها به سرزمينها و واديهاي بكر رفته و يا ابزار جديدي ساخته نام جديدي طبق فرهنگ و زبان خود به آنها ميدهندּ اما در ايران عده اي نژادپرست فاناتيك و قوميت گراي فارس نشسته در شوراي انقلاب فرهنگي و شوراي امنيت ملي٬ با صدور بخشنامه هاي پي در پي سالهاست كه هر از چند گاهي دهها و صدها و هزارها اسامي تاريخي در سرزمين ملل ديگر را به زبان فارسي ٬ آنهم به جبر و خوف عوض مي كنند و به اين هم اكتفا نكرده كاربرد زبان تركي را براي اماكن و ابزار تازه تاسيس و ايجاد شده هم قدغن اعلام ميكنندּ و اين در فرهنگ بشر معاصر نسل كشي فرهنگي و نژادپرستي زباني نام داردּ شايد درك شما از انسان و تمدن انساني به گونه اي باشد كه نسل كشي و نژادپرستي مسئله شما نباشد٬ اما اين دو از محوري ترين مسائل بشر معاصر بخصوص در جاهائي مانند ايران كه سياست رسمي دولتي اند مي باشدּ و در صف مقدم مبارزه بر عليه نسل كشي و نژادپرستي البته كه همه طيفهاي چپ نيز قرار دارند٬ و في الواقع چپ بي تفاوت به نسل كشي و نژادپرستي ٬ وجود خارجي ندارد و اصلا چپ نيست راست افراطي است٬ چه برسد چپ مدل حزب كمونيست كارگري و ּּּּ كه مدافع آشكار قوميت گرائي و نژادپرستي فارسي است
حبيب37!
بیانیه کانون نشریات دانشجوئی آذربایجان در محکومیت تغییر اسامی تورکی دریاچه اورمیه پروژه تاریخی تغییر و جعل هویت ملل غیر فارس بویژه تورکهای آذربایجان، از 84 سال پیش تحت سیاست شووینیستی- فاشیستی فارس سازی شروع شده است؛ لاکن متاسفانه در حال حاضر هم پس مانده های شووینیست فارس در نهادهای دولتی و غیردولتی، با بهره گیری از تریبونهای رسمی و غیر رسمی سعی در انکار هویت ملت آذربایجان دارند. لحظه لحظهء تاریخ معاصر یادآور این سیاست دهشتناک است. تغییر اسامی اصیل تورکی دریاچه اورمیه به فارسی بدست سازمان آموزش و پرورش آذربایجان غربی نیز در راستای همین سیاست بیشرمانه است. بی شک این اقدام گستاخانهء آموزش و پرورش نمیتواند بدون مجوز و حمایت دولت مرکزی انجام گرفته باشد. کانون نشریات دانشجوئی آذربایجان هم صدا با سایر اقشار ملت آذربایجان، ضمن محکوم کردن این حرکت نژادپرستانه خواستار اجرای موارد ذیل است: 1) اعادهء اسامی اصیل تورکی جزائر دریاچه اورمیه؛ 2) اعاده سایر اسامی تاریخی و اصیل آذربایجانی که در گذشته تغییر یافته اند؛ 3) عذرخواهی رسمی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و افشای عاملان و آمران این حرکت نژادپرستانه؛ 4) به رسمیت شناختن هویت ملی تورکهای آذربایجان، اقرار و اعتراف به اعمال سیاست آسیمیلاسیون بر علیه ملت آذربایجان و تغییر بنیادین این سیاست.
نامه سازمان دفاع از حقوق ملي خلق ترکمن خانم ها و آقايان ارجمند!
رحمان عزيز. کشورها در مدت دوران گذر کو چک و بزرگ شده اند. اسامی هم هر چندی تغيير کرده اند. اين از هپروت بودن من نيست اينها ثبت تاريخ است. آيا ايران هميشه ايران بوده؟ با همین وسعت؟ برای اين تغيير هم هميشه متاسفانه عده ای کشته شده اند.
ترانه عزيز شما در عالم هپروت هستي؟ اين حركت كارگري خيالي شما در كجاي اهواز و اورميه اس؟ در اهواز مردم به تنگ اومده از فارس بازي به خاطر خبر تغيير تركيب جمعيت اعراب شورش كردن٬ و چندين نفر كشته شده٬ در اورميه مردم و دانشجوها و روزنامه ها به خاطر عوض كردن دوباره اسامي تركي سرزمينشون توسط چند قوميتزده فارس در مركز به غليان اومدن٬ و اعلاميه و تجمع و اعتراض پشت سر هم٬ شما تا كي ميخواي بازي نديده گرفتن ملتهاي ايران رو كني؟
آقاي اكينچي: حق با شماست منهم اعتقاد داشتم كه در اين ستون با عده اي مبتلا به داون سندروم طرف نيستمּ تا اينكه سوالات شما آمد!!! برادر اميدوارم شما هم خيلي خسته نشده باشيد بابت نوشتن اين سوالات!! - اول اينكه اكينچي جان نقد يك تحليل بي بديل سياسي و اجتماعي با خنك بازي ممكن نيست٬ بايد نكته به نكته اشكال و تناقض تحليل را رو كنيد٬ در پير اينصورت مارك سندروم داون فورا دست و پا گير انسان مي شودּ مثلا شما بايد مشخص كنيد با كجاي تحليل مخالفيد٬ اينكه پهلويها را انقلاب مردمي برد٬ اينكه پهلويها را كودتاي انگليس آورد٬ اينكه كودتاي امريكايئ بر سر كار نگهشان داشت٬ اينكه قاجارها را كودتاي انگليسي برد؟ - پرسش شما در باره اينكه چرا من اعتقاد دارم ايران بالكانيزه نميشود مرا دوباره به ياد سندروم داون انداختּ بنده كي گفتم ايران بالكانيزه نمي شود؟ ايران خدائيش الان هم بالكانيزه شده٬ منتها شما و عده اي ملتفت نيستيدּ برادر عزيز تو اگر همان تحليل بي بديل شماره ٩ را ميخواندي متوجه مي شدي كه من گفتم ملل ايراني اعتقاد دارند كه اقلا ٨٠ ساله مناطق ملي در ايران يوگسلاويزه شده و ּּּּ اگر عجله نمي كردي و بادقت مطلب رو مي خوندي٬ هم اين سوال برايت پيش نمي اومد و هم ما رو ياد سندروم داون نمي انداختي - بعد از مشروعيت من در سخنگوئي خلق ترك و زير سوال بردن انقراض غيرقانوني قاجارها و ּּּ چيزهائي نوشته اي و دوباره سندرومي را به ياد من آورده ايּ سندروم جان٬ اولا نادرست متوجه شدي٬ من ادعاي سخنگو بودن خلق و مليتي رو ندارم كه مشروع بودن و نبودن اين ادعا از طرف دوستان داوني زير سوال بره٬ در ثاني اينطور ادعاهاي سخنگوئى از طرف خلق ترك تا اونجا كه من ميدونم فعلا در انحصار گروههاي فارس از پان ايرانيست تا حزب كمونيست كارگري و البته دولت جمهوري اسلامي كه زبان رسمي اش فارسي و خودش هم آريائيه هستش در مورد مشروع نبودن خلع سلطنت قاجارها هم- مثل اينكه تو مشكلي در حقوق بين الملل و قوانين اساسي داريּ برادرجان ببين٬ اگر در يك كشوري عملي از طرف دولت٬ مخالف با قانون اساسي اون كشور - قانون اساسيش چرت هم باشه مهم نيست- انجام بشه٬ در اصطلاححقوقي مشروع نيستּ خلع يد از دلوت تركي قاجار توسط كودتاگرا هم همينطوره٬ حالا چرا٬ خب اينرو بايد بري يه كم مطالعه كني٬ مثلا از اين ميتوني شروع كني كه چرا مصدق خلع سلطنت قاجاري را مشروع نميدونست و به اون راي مخالف داد٬ - در آخر هم سوال خيلي شيريني كردي و گفتي كه چرا خواستهاي انساني خلق ترك رو به حق ملي فرو مي كاهم من!!! داون عزيز٬ من خواست انساني هيچ كس رو به حق ملي فرو نمي كاهم!!! فقط به كساني كه اصلا وجود مليت ترك رو هم قبول نمي كنن يادآوري مي كنم كه براي ملتي كه حتي وجودش رسما و غيررسما انكار ميشه خودش در حاليكه اكثريته٬ حقوق ملي از انساني ترين حقهاي قابل تصوره!
شبح نازنین. نازنین ترین! یک مبارزه اصلی و واقعی / حقیقی در ایران هر روز به چشم می خورد. این مبارزه برای همه نه خواست است و نه مفهومی دارد اما برای ما که خود را سوسیالیست می دانیم بستر اصلی حرکت را مشخص می کند! به اول ماه مه نزدیک می شویم. یک روز تاریخی ! برای کارگر تهرانی! برای کارگر اهوازی !برای کارگر آذربایجانی! برای کارگر کردستانی! برای کارگر ایرانی! برای کارگر آسیایی !برای کارگراروپایی! برای کارگر امریکایی! برای کارگر افریقایی! برای کارگران سراسر دنیا! برای هم بستگی انسانهایی که بواسطه رنگ - نژاد – جنسیت- زبان- محل تولد و بیکار یا با کار بودن قابل تفکیک/جدا سازی نیستند! حرکت وسيعی از طرف کارگران از اهواز و اروميه و تبريز و تهران و کرج و سنندج و کامياران و .... به راه افتاده. این حرکت با حرکت کارگران سراسر دنیا برای اعتراض به حداقل دستمزد در روز کارگر؛ نمایش خواست مشترک و درد مشترک است! ننشینیم تا دو روز مانده به اول ماه مه چند کلامی در این مورد بگوییم و بنویسیم! ننشینیم تا ننوشتن دیگران در این مورد را با سکوت خود مهر بزنیم! به این اعتراض به پیوندیم! تکلیف نهایی این سیستم با این گونه مبارزات است!
كنجكاوخان: مشكل تو و شايد خوشبختي ات اين است كه غالب چيزها را نمي تواني درك كني٬ شايد از كم سوادي و شايد از چيزهاي ديگر و با اينهمه در باره آنها٬ نظر ميدهيּ كسروي دگر انديشي جسور٬ محققي خودساخته و آماتور و شهيد انديشه است٬ اما هيچكدام از چيزهايي كه گفتي نيست٬ و و اينكه گفتي من از كشته شدنش شادمانم٬ در بهترين وجه نشان از بلاهتت داردּ بنده بر خلاف تو و نئوفاشيسم وطني فارسي٬ نه از حذف فيزيكي انسانها و ملل و نه از حذف عاليترين محصولات ذهن و خلاقيت بشري از جمله فرهنگها و زبانهاي ملل شادمان نمي شومּ كسروي نژادپرستي آريائي و هوادار افراطي فاشيسم فارسي بود٬ اينرا خودش ميگفت كه ميخواهد همه زبانها و گويشهاي رايج در ايران را بياندازد يعني محو كند و پارسي سازدּ اما نوانديش بود به اين معني كه برخي چيزهاي نوئي كه در ايران سابقه نداشت هم گفته بود (كه همه اينها هم درست نبود٬ من جمله تئوري زبان آذري اش٬ كه از بي ارزشترين و بي پايه ترين ادعاهاي آماتورانه در زمينه زبانشناسي تاريخي مدرن است) كسروي سنت شكن بود اما آزادانديش نبود مگر اينكه مراسم كتاب سوزانيش را نه با مدل فاشيسم بلكه با آزادانديشي پان ايرانيستي ات توجيه كني٬ او بر عكس فاناتيكي متعصب در باورهاي خود بودּ كسروي دين ستيز هم نبود٬ حتي بنيادگرا بود٬ چرا كه خودش ديني به اسم پاكديني با همه دفتر و دستك يك دين٬ نيايش (نماز) و كتاب مقدس (ورجاوند بنياد) و مريدان و ּּּ دست و پا كرده بودּ بهترين توصيف از كسروي٬ شايد اين باشد كه گفته شود كسروي دگرانديشي فاناتيك اما جسور بود و در آخر هم شهيد همين دگر انديشي و جسارت خود شد و به دست بنيادگرا و فاناتيك ديگري ترور شدּ به همه حال كسروي قرباني ترور و شهيد انديشه است٬ اما اين باعث آن نميشود كه قوميتگرايان فارس و اسلام ستيزان و ּּּ هر كدام به انگيزه هايئ به خيالبافي و افسانه سازي در باره او و ترسيم چهره اي غيرواقعي از وي بپردازندּآري او شهيد انديشه بود اما انديشه اش ملقمه اي از فاناتيسم و نوآوري و دگرانديشي و نژادپرستي و شونيسم فارسي و پاكدين سازي وּּּ بودּ
حبيب خان !!!
حبيب خان !!!
آقای "ی" گرامی، حبيب جان! برای اين جوک های بامدادی از تو سپاس گزارم. به گفته ناصرالدين شاه قجر " ما را بسيار خنداندی". او هم به خودش می گفت "ما" (اشاره به پيام چندی پيش ات است که می گفتی تنها شاه فارس و منوچهر به خودشان می گويند"ما"- با زهم جعل). فدای اريستو کراسی (حرمسرا) قجری ات برم، که من اين جا کم اش دارم (پا درد دارم)، چيز تازه بنويس و جای گفت و گو را باز کن، به بُر و به چسبان سندهای دروغ، و با وابسته کردن اين و آن به فارس کاری از پيش نمی رود. همين کسروی را که تو از کشتن اش اين چنين شادمانی و او را "نوکر" می نامی به دست پدران همين ملايان امروز با پشتی بانی (دست کم خاموشی) دربار کشته شد و امروز تو و ملايان و دربار شاه در يک را راستا کسروی دين ستيز و آزاده را دشمن می دانيد. بروم به کارهای سودمند تری بپردازم. تو هم برای خودت سند درست کن و اين جا بگذار.
دولت تركي آذربايجاني قاجار قابل مقايسه با دولت فاشيست و راسيست پهلوي هم نيست٬ تفاوت بين دولت تركى-آذربايجانى قاجار با دولتهاى فارس پهلوى-جمهورى اسلامى از زمين تا به آسمان است٬ - دولت قاجاري مخصوصا احمدشاه قرباني مقاومت شرافتمندانه اش در مقابل نيروي استعماري و ابرقدرت دوره خودش امپرياليسم بريتانيا شد ولي دولت فاشيست پهلوي تاوان دست نشاندگي خود به امپرياليسم و استعمار را پرداخت.... - دولت قاجار دولتى مستقل بود٬ يعنى گماشته استعمار نبود. دولت قاجاري را قدرتي خارجي بر سر كار نياورد٬ اما بدست قدرتي خارجي يعني امپرياليسم بريتانيا سقوط كرد٬ بر عكس دولت پهلوي دولتي است كه استعمار بريتانيا آن را سركار آورد٬ امپرياليسم آمريكا آنرا سركار نگهداشت و انقلاب مردمي به زباله دان تاريخش ريختּ - ايران در دوره قاجار با تجدد و مدنيت معاصر آشنا شد ٬ تجدد و مدرنيته را آريستوكراسي قاجار و تركان به ايران آوردند (هئيت دولت٬ ارتش مدرن٬ خدمت سربازى٬ مجلس٬ قانون اساسى٬ تفكيك قواى سه گانه٬ روزنامه٬ دانشگاه٬ مطبوعات٬ احزاب سياسى٬ راه آهن٬ عكس٬ اركستر٬ تئاتر و......) - دولت قاجار دولتى غيرمتمركز بود نه متمركز٬ و ممالك محروسه ايران نام داشت٬ اين هم به زمان امروزى مىشود فدرال - دولت قاجار دولتى مشروطه بود و در دوران احمدشاه قدم در راه دمكراسى غربى گذاشته بود نه ديكتاتورى مانند پهلوىها و جمهورى اسلامى٬ - دولت قاجار مخصوصا در زمان احمد شاه دولتى عرفى بود٬ نه دينى و شرعى ٬ اين هم به زبان امروزه مىشود لائيك - دولت قاجار دولتى ترك و آذربايجانى بود و ضد نژادپرستى آريايى و بدون مشى قوميتگرايى٬ نه قوميتگراى فارس و نژادپرست آريايى٬ -حاكمان قاجار اشتباه حتى خيانت مىكردند زيرا صاحب اختيار بودند ولى حاكمان پهلوى نه٬ چونكه اصلا صاحب اختيار نبودند و مطيع فرمان بودند -در دوره قاجار٬ مخصوصا اواخر آن در دوره احمد شاه قاجار٬ دولت قاجارى دولتى مشروطه٬ لائيك و نيمه فدرال و مدرن و جامعه ايرانى مثل تركيه عثمانى٬ روسيه و ديگر كشورهاى اروپاى شرقى در سير طبيعى تاريخى به عصر دمكراسى و مدرنتيه٬ فدراليسم و دولت لائيك وارد مىشد ּ تخريب و هجوم واقعى كه سالها و قرنها جامعه ايران را از رشد طبيعی، تحول اجتماعی و تکامل تاريخی بازداشتند سركار آورده شدن رضاخان توسط كودتاي انگليس و هجوم قوميتگرايان فارسى به مردم ايران استּ با دخالت و استيلاى استعمار انگليس و گماشتن رضاخان و ساقط كردن احمد شاه ٬ تيره روزى و بدبختى مردم و ملل ايران شروع شد كه تا امروز هم ادامه داردּپس از آن٬ ايران از مسير توسعه و مدرنيت تماما جدا شد٬ ريشه مدرنيته٬ فدراليسم٬ دولت لائيك و دمكراسى در ايران كنده شد و كار به جائى رسيد كه رسيده استּولايت فقيه فارس حاكم بر ايران ادامه طبيعى دولت گماشته رضاخانى است. از مدرنيت دمكراسى زائيده مىشود مثل تركيه و روسيه و اروپا٬ نه ولايت فقيه و راسيسم آريائي و طالبان مثل ايرانּ رضاخان و فرزندش اشخاصى- و نه شخصيتى- بودند كه توسط استعمارگران و اشغالگران براى غارت ثروتهاى نفتى٫ سد نمودن ورود مردم و كشور ايران به عصر نو و مدرنيت٫ آنهم با كودتا سر كار آورده شدند و الحق اين وظيفه محوله را هم به نحو احسن انجام دادند كه در نهايت به استقرار دولت بنيادگرا در ايران و پرت شدن كشور به عصر حجر منجر شد. و در اين ميان هر كار مثبتى هم كه رضاخان انجام داده باشد٫(مسائل مربوط به مدرنيزاسيون صورى و بىمحتوى) از قبيل تصادف و جزئيات است و اساسا زاده رشد تكنولوژى٫ درآمدهاى نفتى و ضرورت زمان بود و به هيچ وجه خدمات وى نمىتواند شمرده شود.
برادر كنجكاو خان كه از پوسيدگي دولت قاجار ترك و افتخارات رضاشاه دم ميزنيد در سطح غرق نشويد!!! بسيارى از باورها در باره قاجاريان بافته هاي جريانات پان ايرانيست٬ افسانه هاي قوميتگرائي افراطي فارسي و دروغهاى رژيم دست نشانده پهلوى است. دولت قاجار مانند خيلى از دولتهاى ديگر نقاط مثبت و منفى اى داشت ولىدر دوره پهلوى فقط نكات منفى آن بزرگنمايى مىشد. شخصيتهايى از اين دولت مثل محمدشاه (قلع و قمع دستگاه و صنف روحانيت امامي شيعه)٫ وليعهد عباس ميرزا (وارد كردن ايران به عصر مدرنيته)٫ مظفرالدين شاه (به خاطر فرمان مشروطيت) و مخصوصا احمدشاه (از دمكرات ترين حاكمان تايخ ٧٠٠٠ ساله ايران) كه خدمات بىشمارى به مردم ايران كرده اند٫ باعث افتخار همه ايرانيان و بخصوص مليت ترك هستند و نامشان مخصوصا براى ملت ترك و آذربايجان هميشه عزيز خواهد بود. شما بهتر است به جاي دوباره نويسي تاريخ٬ سعى كنيد تاريخ واقعي مملكتتان را مطالعه كنيد شايد ياد بگيريد كه مظفرالدين شاه كسى بود كه فرمان مشروطه را امضا كرد٬ همان چيزي كه ما پس از صد و پنجاه سال با فانوس دنبال آنيم.... ايران اواخر قاجار مثل زنى در حال وضع حمل بود با درد و رنج طبيعى زايمانּ كه ناگهان كلاهبردارى (رضاخان) وارد صحنه شده خود را به جاى دكتر جا زد و خانواده زن حامله را فريفت و اجازه مداخله در زائمان را گرفت٬ اما اول كارى كه كرد بدنيا آوردن كودكى مرده با سزارين و بعد هم كشتن مادر بود!!! به اين هم اكتفا نكرده خانواده زن حامله را هم سر به نيست كرد و پس از آن از اتاق عمل فرار كرد و و بالاخره ميدان براى شارلاتانها خالى ماند٬ يعنى قصه امروز ايرانּּּּ رضاخان خائنترين حاكم تاريخ ايران به مردم و مليتهاى اين كشور است و اصلا وطنپرست بودنش لزومى به بحث ندارد چونكه دولت انگلستان سر كار آوردش و همانطور هم برد. هزار سال تركها بر اين كشور حاكم بودند علاوه بر آنكه نظام كشور فدرالى (ممالك محروسه ايران) بود هيچكدام زبان هيچ مليت ايرانى را قدغن نكردند. اما در خيانت رضاخان وطن فروش همين كافى است كه گفته شود اولين اقدامش ممنوع كردن زبان اكثريت مردم ايران تركى و برچيدن نظام فدرالى (ممالك محروسه ايران) بود كه ريشه همه بدبختيها و عقب ماندگيهاى صد سال اخير ايران همين دو اقدام است. كسى كه زبان اكثريت مردم كشورش را ممنوع و قدغن بكند و در صدد نابود كردن زبان و فرهنگ و هويت تركى ملت خود باشد مى شود وطن پرست؟!!!!
كنجكاو عزيز آنچه كه تو نمي فهمي ويا مي فهمي٬ اين است كه ترك زبان بودن عمال و عمله هاي رژيم مانند آن ترك زبان اورميه اي كه كلت را به سر تو گذاشت اصلا مهم نيست٬ مهم سياست ملي كلان دولتي است كه آن ترك زبان مزدور و عمله آن است و آن سياست٬ در ايران عبارت است از نئوفاشيسم فارسي و راسيسم آريائي كه علاوه بر بسياري از ايرانيان فارس٬ عده اي ناآگاه و يا لمپن و خودفروخته از ترك و كرد و لر و عرب هم در خدمت اويند٬ مثل تو كه در خدمت فاشيسم فارسي از نوع غير اسلامي اش هستي٬ بنابراين سعي كن تصوير بزرگتر را ببيني و غرق در جزئيات نشوي٬ فردها را ول كن و به دولت بچسب٬ به قانون اساسي اين دولت نگاه كن كه چه زباني در آن رسميت انحصاري دارد٬ به آئين نامه نامگذاري اماكن نگاه كن كه اسامي غيرفارس را ممنوع اعمال مي كند٬ به صدا و سيمايش٬ به فرهنگستان فارسي اش نگاه كن كه بفهمي مشكل ملل ايراني چيست: زبان مادري مجريان و مزدوران اين دولت مهم نيست٬ راسيسم و فاشيسم فارسي در ايران مشكل اصلي است٬نوع اسلامي و يا آريائي و پان ايرانيستي و حزب كمونيست كارگري فرع مساله استּ بنابراين به جاي آنكه انرژي خودت را صرف جستجو و ليست كردن زبان مادري اين مامور و آن كارمند و فلان ملاي جهموري اسلامي بكني كوشش كن اين را درك كني كه ملاحسنى نماينده ولايت فقيه و عامل جمهورى بنيادگرا و نژادپرست فارس مثلا اسلامى در آذربايجان غربى است٬ و در عمرش قدمى در راه ملتى كه به آن منسوب است يعنى ترك و وطنش يعني آذربايجان برنداشته استּ چطور كه رفسنجاني و جنتي و يزدي و خاتمي و لاريجاني و رضائي و شاهرودي و حداد عادل و ּּּمعادلان فارس اويند٬ بنابراين به جاى ملاحسنى نوشتن و كش و قوس دادن كارها٬ يكباره عمله جمهوري اسلامي فارس بنويسּو اين
موسيقي اي به اسم ايراني وجود ندارد٬ اونطور كه از شجريان و پسرش همايون اسم مي بري٬ منظورت لابد موسيقي فارسي استּ در باره اين اشتباه هموطنان قوميتگراي فارس قبلا در همين ستون نظرات توضيح داده شده بود
داريوش عزيز.
SHABAH و دوستان
سئوالی از شبح.
کنجکاو گرامی هنگامی که در يوگوسلاوی کشتار نژادی برخاست و از کنترل خارج شد نيروهای سازمان ملل و امريکا مداخله کردند. ای بسا که اين بار امريکا با بازی با آلت بالفعل هائی چون اين ترک و فارس کن های فاشيست انگلولکی برای ايجاد بلبشوئی در ايران بنمايد !!!!!!!!!! تمامی هموطنان ايرانی ما از هر قوم و مذهبی با هم يک وجه مشترک دارند و آن در ادامه فرصتی پيش نيامد که مطلبی را در رابطه با پستی که دو سه روز پيش گذارده بودی و موسيقی ايرانی را موسيقی ختنه شده !!! نام نهاده بودی مطلب جالبی را برايت بنويسم .
دوران پسا جنگ سرد٫ مذهب و قوم پرستی.
حبيی گرامی يا آقای "ی"! پرسش شمر گرامی را هنوز پاسخی ندادی. و آن هم اين بود که کشتار مردم کُرد نَقَده (گويا تو برای کردها دل می سوزانی) به سرکردگی ملا حسنی امام جمعه اروميه را چه می گويی. خلخالی که هزاران انسان را در کردستان و ديگر شهرهای و استان ها را کشتار کرد چه؟ و موسوی اردبيلی هم که فرای همه آن ها بود را چه می گويِی؟ همه آن ها فاشيست های مسلمان ترک زبان بودند و از آذربايجان آمده اند و در دولت اسلامی نقش کليدی در سرکوب مردم ايران داشتند.
در مساله اخير تغيير نام جزاير درياچه اورميه- حتي بقيه صدها و هزارها اسم تركي كه در سراسر ايران در هشتاد سال گذشته فارسي شده٬ تا الآن حتي يك نفر روشنفكر فارس٬ حتي يك سازمان و تشكيلات مثلا سراسري ٬اما در واقع فارسي از چپ و راست و مذهبي٬ و حتي حقوق بشري نوشته اي اعتراضي گزارشي ننوشتن البته اين جاي تعجبي نداره٬ چونكه هويت ملي فارسي (به اشتباه ايراني گفته ميشه) كه در قرون نوزده-بيست شكل گرفته متاسفانه از همون اولش بر اساس دشمني با ترك و عرب ويا ترك ستيزي و عرب ستيزي شكل گرفته و اين هويت اساس بوده در شكل دادن به جرايانات مليگرا و چپ و مذهبي بعدي فارسي در عصر حاضرּ نتيجه اينكه در حاليكه هويت ملي فرانسوي هيچ تناقض و ضديتي با هويت ملي مثلا آلمان و اسپان نداره٬ ولي هويت ملي فارس٬ هرگز نميتونه به حق وجود و حيات هويت ملي ترك و عرب در داخل ايران حتي در همسايگي كشور اعتراف كنه و احترام نشون بده٬ و به همين دليل هم هستش كه تا كادرهاي ترك و عرب ּּּ رو از تشكيلات سراسري ايران خارج ميكنيد٬ اين تشكيلات حتي ليبرال٬ (جبهه ملي) حتي چپ (توده وּּּ) حتي بنيادگرا (رفسنجاني٬ ولايتي و كل جمهوري اسلامي) فورا تبديل به افراطي ترين قوميتگرايان فارس و آريائي ميشنּ مثلن وضيعت تشكيلاتي به اسم حز ب كمونيست كارگري و طرفدارانش كه همينجا هم چيزائي پست ميكنن٬ درس عبرتيه كه تا راسيسم تباري و زباني فارسي از تعريف هويت ملي هموطنان فارس زبان تصفيه نشده باشه٬ متعاليترين انديشه هاي بشري مثل سوسياليسم هم چيزي به جز نژادپرستي بدوي پولپوتي با بزك چپ٬نيست و غيردنيوي ترين سيستمهاي ديني هم چيزي به جز قوميتگرائي ولايت فقيهي كه زبان فارسي رو رسمي و اسامي تركي رو دشمن يكپارچگي و هويت ملي خيال ميكنه نخواهد شدּ
سلام ... حالا شوخی و جدیش بکنار اما این نقشه کا تازگی ندارد و مال دولت ایران و منحصر به خوزستان هم نیست قدمت قدیمیتر دارد
مديائ دولتي و غير دولتي فارس كه انحصار تبادل اجبار و اطلاعات بين ايرانيها رو با شبكه هاي در داخل و خارج كشور هم به طور مستقيم در دست داره و هم به طور غيرمستقيم (محروم كردن تركها از ياد گرفتن تركي و قادر نبودن به خوندن نشريات تركي) بايكوت صدر در صدي روي ملل غيرفارس مخصوصا ترك اعمال ميكنه و ذهن ايرانيها رو در هر مساله اي از مسائل اصلي ايران و اينكه چه مساله اي اصلي هستش تا مثلا مساله ارمني و وضعيت در تركيه و ּּּּ كاناليزه ميكنه و جهت ميدهּ و هر وقت مردم موفق ميشن در بعضي پلاتفرمها از مسائلشون صحبت كنن٬ زود مدياي فارس ميگه مساله قومي رو پررنگ نكنيد!! ּ غافل از اينكه در كشوري كه سنگسار وجود داره٬ اعدام وجود داره٬ حجاب اجباري وجود داره٬ مخالفت با اينها پررنگتر كرده مساله نيست٬ چونكه مساله خودش پررنگه به حد كافيּ در كشوري كه مردم از حق تحصيل به زبان مليشون محرومن٬ اسامي تاريخي تركي هر روز عوض ميشه و گذاشتن اسامي تركي به اماكن تازه تاسيس هم قدغنه٬ در كشوري كه در تبريز پايتخت دهها امپراتوري ترك٬ كاربرد تركي و اسم آذربايجان در كنگره زبان قدغنه ٬ در كشوري كه نشريه دانشجوئي شهريار به بهانه تحريك آور بودن حق انتشار نداره٬ در مدرسه اس در قرن بيستم و يك٬ صندوق جريمه تركي صهبت كردن ميزارن٬ اسم سنگهاي وسطدرياچه و بز هم از تركي به فارسي عوض ميشه٬ مساله به قدر كافي پررنگ هستּ حتي سواي اين مساله٬ در كشوري كه هفتاد در صد اون غير فارسه٬ هر چيزيى كه به اسم ايرانه٬ بايد منعكس كننده اين واقعيت باشه٬ مثلا رسانه هاش بايد اقلا هفتاد درصد به زبانهاي غيرفارسي فارسه٬ حتي به دليل تضييق و محروميت يك صد ساله اخيرشون بايد تبعيض معكوس در باره زبان و فرهنگ غيرفارسها بشه تا عقب ماندگي شون جبران بشه٬ ولي ما هيچكدوم از اينها رو نميبنيمּ
جنبه ديگه مساله ملي٬ موضع فارسزبانها مخصوصا نخبگان فارس به اين مساله و كل مسائل ايرانهּ در حاليكه براي فلسطينيها هيچ چيز اصليتر از رفع اشغال فلسطين نيست٬ البته اگر در اسرائيل دمكراسي واقعي بشه٬ وضع فلسطينيها ممكنه بهتر بشده٬ ولي هيچ سياستمدار عاقل فلسطيني نمي آد مسائل اصلي و عاجليتهاي مردم فلسطين رو هيپوتك رشد دمكراسي در ايران بكنهּ آلان در آذربايجان و بقيه مناطق ترك نشين ايران يك كودكستان تركي وجود نداره٬ كلاسهاي خصوصي تركي با بهانه هاي مختلف بسته ميشه٬ در گردهمائيها از مردم تعهد كتبي ميگيرن كه بنايد تركي صحبت بشه٬ هر روز نشريات دانشجوئي و پير دانشجوئي تركي توقيف ميشه٬ اونهائي هم كه چاپ ميشه بايد تعهد بدن اقلا هشتادر درصد مطالبشون فارسي باشه٬ فعالا و فرهنگيان ترك به بهانه هاي مخلتف بازداشت و به وثيقه هاي سنگين محكوم ميشن٬ هر كس از ترك بودن صحبت كنه٬ زود مارك پان تركيست ميخوره٬ نه در استانهاي ميليوني ترك نشين مثل همدان و قزوين و خراسان و فارس و ּּּنه در شهرهاي چند صدهزارنفري ترك نشين بجنورد و فيروزآباد و بيجار و ּּּּ نه برنامه راديوئي يك دقيقه برنامه تلويزيوني به تركي نيست٬ هر روز دسته دسته بخشنامه هاي جديد مياد كه اسم شهر و ده و كوه و رود و جزيره و خيابان و دره و تپه و صخره و ּּּּ همه رو فارسي مي كنه٬ حتي اسم قوچ ارومي رو دولت تبديل به قوچ ارمني كرد ٬ به هيچ تجعمي ملي و فرهنگي كه ربطي به هيوت تركي و آذربايجاني داشته باشه اجازه داده نميشه٬ شركت كنندهاشو به اسم توطئه عليه امنيت ملي به زندان ميكشن و در مقابل در آذربايجان كه جمعا ٥٠٠٠ نفر ارمني ساكنه٬ هر روز مراسم و جشنواره هاي ارمني با دعوت از لوبيهاي ارمني آمريكا و اروپا و ּּּبر قرار مي شه٬ در آذربايجان ارمنيها به زبون خودشون تحصيل مي كنن و رئيس جمهور و بعيه مقامات دولتي در آذربايجان از نژاد مشترك آريائي ايرانيها و ارمنيها دم ميزنهּּ
وجه ديگه مساله ملي٬ مساله حق حاكميته٬ اين هم مساله ايه كه اختلاف ريشه اي مثلا بين تركها و فارسها در درك اون وجود داره٬ مثلا در نظرات هموطنان فارس مدام سعي به سرپوش گذاشتن به مساله ملي و اينكه دولت ايران دولت راسيت آريائي و قوميتگراي فارس هستش ميشه و خواننده ها از يوگسلاويزه شدن ترسونده ميشن در حاليكه از نگاه روشنفكراي ترك و عرب و تركمن و كرد٬ سرزمينشون خيلي وقته كه كوسوواي يوگسلاوي شدهּ مثلا اعراب ميگن٬ حالا كاري نداريم شيخ خزعل چه نوع آدمي بود و مرتجع بو يا نه- به لحاظحقوق بين الملل يه حاكميتي در عربستان ايران داشت كه توسط حمله نظامي رضاخان ساقط شد و عربستان هم اشغال و بعدش كشت و كشتار و عرض كردن تركيب عربي جمعيت و فارس كردن اسامي عربستان و محمره و عبادان و احواز و غارت نفت اعرابּּּ يا تركمنها عين همون رو در باره جمهوري عثمان آخوند در تركمنستان ايران ميگن كه دولتش و سرزمينش توسط پهلويها اشغال شد و بعدش قتل و غارت تركمنها و سرزمينشونּ در آذربايجان و كردستان - باز كار نداريم اون دولتها با كمك كي بوجود اومدن- دو دولت حكومت ملي آذربايجان و كردستان در جنگ دوم تاسيس شده بود كه هر دو تاش با مضا قراردادهائي با دولت مركزي ايران بهرمسيت شناخته شده بودن٬ بنابر اين زيرپا گذاشتن يك طرفه اين توافقنامه ها و حمله ارتش شاهنشاهي به آذربايجان و كردستان و قتل و كشتار بعدي٬ از نظر چپها و مليون اونجا٬ اشغال آذربايجان و كردستانه حتي نسل جديد ترك در ايران يك قدم جلوتر ميذارن و ميگن اصلا ساقط كردن دولت قاجاري توسطكودتاي انگليس و مجلس موسسان كه بر خلاف قانون اساسي وقت تشكيل شده بود٬ هر دو هم به لحاظ حقوق داخلي -قانون اساسي مشروطيت و هم به لحاظ حقوق بين الملل غيرقانوني و غير مشروع بود و اينطور نتيجه ميگيرن كه آذربايجان از اولين روز ساقط شدن دولت ترك قاجار و بنيانگذاري پهلوي ٬ تحت اشغال هستش منظور اينكه اگر پاكسازي زباني و آشوب قومي و تغيير اسامي جغرافيايي و ּּּּ در منطقه فارس زبان كشور اتفاق نميافته- كه نمي افته- اين دليل نيست كه ايران يوگسلاويزه نشده٬ بر عكس آذربايجان و كردستان و عربستان و تركمنستان و بلوچستان الآن سه ربع قرنه كه معامله دولت اسرائيل با فلسطين و يا بدتر صربستان با كوسووا رو - دارن حس ميكن
شبح گرامي: ريشه اين فاجعه اين دو تا اصل است: ١- اصل ١٥ قانون اساسى: ٢-آئين نامه نامگذاري شهرها، خيابانها ، اماكن و موسسات عمومي شوراي عالي انقلاب فرهنگي : اين يعني اينكه دولت ايران وجود مليتهاي ايراني رو قبول نداره٬ زبان اونها رو فاقد رسميت ميدونه٬ كاربرد زبان هفتاد در صد از مردم كشور رو در ضيدت با يكپارچگي سياسي و فرهنگي و هويت ملي ميدونهּ اگر اينرو به طور معكوس بخوني يعني اينكه دولت ايران براي حفظ و تحكيم يكپارچگي سياسي و فرهنگي كشور و حفظ هويت ملي موظف به نابود كردن زبان ملل ايرانه!! تلاش براي عوض كردن بافت ملي عربستان ايران و عوض كردن اسامي تركي درياچه اورميه و ּּּּهمه جزئي از اين تابلواندּ
شبح جان!
من هم اين آگهی را چندی پيش ديده بودم ، اما به باورم آن چنان چندش آور می نمود که گفتم بايد يک شوخی باشد. اما زمانی که پيامدهای اين نا به خردی بی همتا را می بينيم، می توان گمان کرد که کار خود حکومتی ها باشد ، که برای ماندن شان دست به هر کاری می زنند و آن هم از بدترين روش های آن ، که دميدن به جنگ خانه گی ميان ايرانيان باشد و بيم ناک کردن مردم از ديگرگونی.
شبح جان سلام.انقدر از سياست دور و منزجر شدم که هيچ حال و حوصله ی دنبال کردن وقايع را ندارم از هر چی هم که گاه به گاه با خبر می شوم از وبلاگ تو و يا هزار حرف نگفته و خلاصه دنياي وبلاگستان است .
شبح جان
۱ |
![]()
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||