شنبه، 13 فروردینماه 1384 | April 02, 2005

سياست در تعطيلات

رسم نانوشته‌یی در سياست سرزمين گل و بلبل‌مان است که اتفاقات سياسی مهم در تعطيلات بی‌سروته نوروز می‌افتد؛ مرگ مشکوک حاج احمد آقا، ترور حاج سعيد و مرگ مرموز دکتر نوربخش در همين ايام تعطيلی و نزديک به تعطيلی اتفاق افتاد اما امسال در اين روزهای تعطيلی اتفاقات بامزه‌یی افتاد که چون مدتی چيزی ننوشتم، تا تعطيلات‌تان را خراب نکنم، يک جا به سمع و نظر شما می‌رسانم.
1- اين روزها بازار انتخابات گرم است و قرار است تنورش نيز گرم شود. حکومت ايران به اين نتيجه رسيده است که خود را خلع لباس کند و مکلا‌ها را به جای معم‌ها بنشاند. رئيس مجلس که به سلامتی مکلا شد ظاهرا قرار است رئيس "جمهور" هم مکلا شود. جناح هميشه راست مکلاهای خود را معرفی کرده است اما جناح گاه چپ و گاه چپ‌اندرقيچی دو نامزد معم دارد که بلاتکليف هستند يکی "شيخ" بزرگ (حضرت ايشان در روزنامه‌ی جامعه "عالی‌جناب" بودند و در روزنامه‌ی شرق "شيخ" شده‌اند!) و يکی بهشتی معرب، جناب کروبی. شيخ مدتی با مشاوران خود مشورت کرد و هر کاری کرد که ريش بتراشد و کلاه بر سر بگذارد نشد که نشد و دليل آن هم اول اين بود که ريشی برای تراشيدن نداشت و دوم اين که عفت نگذاشت! اين که حضرت شيخ چه تصميم گرفت در ادامه و در بند مستقلی خواهد آمد. جناب کروبی اما ظاهرا دارد حرف مشاوران‌اش را گوش می‌کند و قرار است حرف‌های تند تند بزند تا بلکه دادگاه ويژه‌ی روحانيت همان جور که به يوسف اشکوری لطف کرد و او را مکلای ساک به دست کرد ايشان را نيز خلع لباس کنند و مکلا شود و بعد در انتخابات شرکت کند. حالا اين را که از سر مزاح گفتيم اما اخبار شنيده شده حاکی است که حاج آقا کروبی يا فکری به حالا نعلين و لباده و عبا و عمامه‌اش بکند يا از انتخابات به سود معين کناره‌گيری کند.
2- ابتکار شيخ بزرگ اما بسيار شنيدنی است از اين که اولين کسی هستم که اين خبر مهم درگوشی را منتشر می‌کنم در پوست خودم نمی‌گنجم. خواهش می‌کنم معرفت داشته باشيد و اگر اين خبر را جایی نقل کرديد منبع خبر را فراموش نکنيد. هر چند احتمالا تيتر روزنامه‌ی شرق فردا اين خواهد بود. (البته احتمالا صفحه‌ی اول روزنامه‌ی شرق در مورد مرگ پاپ باشه چون پاپ مرده اما هنوز خبرش را منتشر نکردن منتظر هستند دود از دودکش واتيکان بالابره!) دق مرگ‌تان نمی‌کنم و خبر را واگو می‌کنم. هاشمی با پلتيک بسيار بديعی بار ديگر فائزه را جلو انداخته است و قرار است فائزه به عنوان کانديدای رياست جمهوری معرفی بشود. لابی‌های آقای رفسنجانی با شورای نگه‌بان هم به نتيجه رسيده است و آن‌ها هم موافقت کرده‌اند البته قرار شده است معاون اول رئيس جمهور از جناح مورد علاقه‌ی شورای نگه‌بان انتخاب شود که هنوز اين مسئله قطعی نشده است. جالب است بدانيد که رئيس تبليغات رياست جمهوری فائزه، شخص مشهور و معروفی در سياست و کتابت و وب‌لاگ‌نويسی است گيرم نوع ديگرش وب‌لاگ‌نويس است. او اصولا به سياست‌مدارن زن علاقه دارد و کتاب "سه زن" و "خانم" را و چند کتاب زنانه‌ی ديگر ايشان هم که معرف حضور همه‌ هست. به زنان هر دو رژيم هم نزديک بود و اگر قرار است آدم به رژيمی نزديکی کند همان به‌تر و هوش‌مدانه‌تر که با زنان آن رژيم نزديکی کند. اما جالب‌تر اين که فائزه اين‌بار هم قرار است با "ستون‌"اش بيايد همان ستون روزنامه‌ی زن. اما از اين "ستون" تا آن "ستون" يک جناب مرتضوی و يک دست لباس زندان هست. می‌گويند آقای مرتضوی بعد از اين که شنيده است صاحب "ْستون" با چشم و ابرو غمزه‌یی آمده است و به پيش‌نهاد فائزه جواب مثبت داده است آقای مرتضوی عکس "صاحب ستون" را با لباس زندان به وسيله‌ی ايميل هری‌پاتری به ديار فرنگ روانه کرده است و فقط نوشته است "آسيد سياست اشکنک دارد سرشکستنک دارد قرار بود لباس زندان را قاب کنی بزنی تو اتاق خواب‌ات چی شد؟ خوشی تو ديار فرنگ زده زير دلت!؟" حالا خودتون فردا يا حداکثر پس‌فردا خبرها را در روزنامه‌ها و وب‌لاگ‌های شرقی و غربی خواهيد خواند پس وراجای‌های شبحی به کارتان نمی‌آيد.
3- اما سياست فقط رژيم و حواشی‌اش نيست که در تعطيلات خبرساز می‌شود. در اپوزيسيون هم خبرهای فرخنده‌یی افتاده است. خانم آذر ماجدی با خواهرشوهرش آشتی کرد و انشعاب حککا به خوبی خوشی تمام شد. دوباره حزب وزن‌های بورژوازی را به خود آويزان کرد و شد حزب قبلی که نيمی وزنه‌ی بورژوازی بودن و نيمی چپ سنتی! و کارگران هم به فرخنده‌گی اين خبر تمام تعطيلات بی پايان نوروزی را اعتصاب کردند و سر کار نرفتند و از فردا دوباره سر کار می‌روند. خبر پايان اعتصاب و سر کار رفتن کارگران را فردا می‌توانيد در سايت روزنه بخوانيد.

چند خبر و اتفاق مهم ديگه هم افتاده بود که بماند برای بعد. اگر تا چند روز آينده اين خبرها به بيرون درز پيدا کرد يک عده می‌گويند: "شبح اطلاعاتی است" وگرنه اين اطلاعات محرمانه يا فوق محرمانه را از کجا آورده بود اگر هم به بيرون درز پيدا نکرد و منتفی شد حتما خواهند گفت: "شبح دروغ‌گوست و دروغ گفته" پس به هر حال اين شبح بخت برگشته يا خائن است يا دروغ‌گو!

April 2, 2005 02:28 AM | TrackBack

Mike Furir 565 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 46


Mike Furir 319 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 178


Mike Furir 467 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 766


Mike Furir 423 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 165


Mike Furir 11 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 480


Mike Furir 457 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 91


Mike Furir 656 9:02 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 583


Mike Furir 685 9:01 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 294


Mike Furir 242 9:01 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 889


texas holdem poker 9:58 @ Wed, 20 Jul 05

Please check out some relevant pages in the field of texas holdem poker strategy texas holdem poker strategy http://www.atlantis-asia.com/ http://www.atlantis-asia.com/ ...


شبح 4:05 @ Tue, 5 Apr 05

گل‌کو جان، نسرين عزيز و ترانه ی نازنين!
خوب شد اين پيام‌گير گل‌کوی عزيز اينجا حرف‌اش شد که من از دست اين پيام‌گير به عذاب‌ام تازه شما خارج‌ايد اين وضع ديگه ببينيد ما چی می‌کشيم. حالا ماجرا چی بود؟


شبح 4:01 @ Tue, 5 Apr 05

علی عزيز!(49)
خوش‌حال هستم که موضوع را طرح کردی تا بين‌مان ديالوگی سازنده شکل بگيرد. دوست عزيز زبان طنز را اگر اين‌گونه با تيغ دولبه ببری ديگر چه چيزي از آن باقی می‌ماند؟ آيا واقعا از اين نوشته‌ی من اين نتيجه گرفته مي‌شود که بهنود با مثلا فانزه نزديکی کرده است؟ من در نوشته خودم که اسم ايشان را هم نياورده‌ام و البته با اشاراتی به روش سياسی بهنود و اين که در انتخابات پنج و ششم مشاوره فانزه بود انتقاد کردم و البته با زبان طنز که قواعد خود را دارد. مضرات سيگار را گاهی هم مي‌شود با زبان طنز بيان کرد و به اين نمي‌گويند فحش دادن يا تهمت و افترا زدن. خود آقای بهنود قبول دارد که مشاور فانزه بوده است و خودش رسما اعلام کرد برويد به فانزه رای بدهيد اين ديگر تهمت نيست از نوشته‌ی من هم اصلا اين برنمي‌آيد که مثلا بهنود با فانزه رابطه‌ی جنسی دارد که نه فانزه اينقدر خوش سليقه‌است نه بهنود اينقدر بدسليقه!
من هنوز هم معتقد هستم توهينی به بهنود نکرده‌ام اما هدف من و بهنود اساسا و از بنياد يکی نيست. بهنود هميشه مدافع وضع موجود است و برای دوام و تداوم وضع موجود فعاليت مي‌کند. ضمنا مسلما هدف همه‌ی وب‌لاگ‌نويسان هم يکی نيست. مگر هدف روزنامه‌نويسان يکی است. مثلا کسی که در کيهان می‌نويسد با کسی که در شرق يا فلان روزنامه‌ی چاپ خارج کشور می‌نويسد چون هر دو روزنامه‌نگار هستند پس در يک جبهه قرار دارند؟


nana 3:57 @ Tue, 5 Apr 05

دوست عزيز هزار حرف ناگفته ۴۹

پيام شما خطاب به شبح مرا وسوسه کرد که پاسخی به شما بدهم .

دوست گرامی بنا بر اصل آزادی بيان شبح به شيوه ای که دوست داشت نوشته .
درست
و در اين شيوه نوشتن دلش خواسته که مسعود بهنود را هرچی که ميخواد خطاب کنه .
درست
حال اگر جنابعالی با شبح مخالفيد بشدت به شما توصيه ميکنم بجای جلوی شبح را گرفتن و از شيوه او انتقاد کردند تشريف برده و مخالفت خود را در قالب مطلبی نوشته در وبلاگتان نصب کنيد تا همه بخوانند !!!!!!!!
زيرا اگر به نظر شما بی احترامی به مسعود بهنود شده اجازه دهيد که من يک نوع بی احترامی هزاران برابر از بهنود را خدمتتان عرض کنم تا متوجه شويد که بی احترامی چيست و کدام مهمتر است !!!!!!!!!
مسعود بهنودی در مقاله ای نقش سياسی فردی خود فروخته را به قدرت حاکمه امريکا کاملا عکس جا زده و او را قهرمان نشان داده !!!!!! و اين شخص اليا کازان کارگردان معروف امريکائی ست !!!!
جال به نظر شما توهين !!!!!!!!شبح به بهنود توهين تر است يا توهين بهنود به هزاران جوانی که به دليل قحط الرجال بودن مرد ابن الوقت و بی سوادی مانند او را ميخوانند و گمراه ميشوند گمراهی از نظر سياسی يا فرهنگی و يا اجتماعی .
در خاتمه من به عنوان يکی از مدافعان آزادی بيان به هرچه حرمت خانه و غير حرمت خانه اگر باعث سانسور فردی شود تف ميکنم . نانا


DARIUSH 3:04 @ Tue, 5 Apr 05

Ferid partovi ۳۸
لمپن!! kulah mkhmeli !!! bimaye سياسی!! برو متمدن شو از digran biyamoz که chegoneh بحث ميکنند tarbit siyasiyat همين بود که biyaye به ديگران توهين و aftera bebendi. برو esam چپ به روی khodt negozar خجالت بکش. اگر يک ذره شرافت سياسی داشتی بجای توهين و eftera سياست را mibisidi و کنار migozashti. يک روزی ۱۰ سال قبل با \"HKKI\" bodeye. من که از نزديک شما را ميشناسم باورم nimishevad که اين همه کينه toz باشی و به هر lejan و khs و khashaki motevasel shevi.
دوست عزيز SHABAH
لطفا در اينجا ajazeh nede که به shekhsiyathaye heqiqi و hoqoqi توهين به shevad لذا اين که او برِ avelash نيست.


هزار حرف نگفته 1:45 @ Tue, 5 Apr 05

شبح عزیز :
نوشتی :
من هم آقای بهنود را دوست دارم حتا از آن آسيد صاحب ستون هم بدم نمی‌آيد اما می‌دانی آدم هر چيز و هر کسی را که دوست داره که مفيد نيست

خب تو اگر بهنود رو مفید نمی دونی می تونی نظرت رو بگی که به نظر من آقای بهنود مفید نیستند برای جامعه ی ما به دلایل زیر .... ( درست عین مضرات سیگار )

اما تو داری تهمت می زنی و من از اینکارت ناراحت شدم ببین :
او اصولا به سياست‌مدارن زن علاقه دارد و کتاب "سه زن" و "خانم" را و چند کتاب زنانه‌ی ديگر ايشان هم که معرف حضور همه‌ هست. به زنان هر دو رژيم هم نزديک بود و اگر قرار است آدم به رژيمی نزديکی کند همان به‌تر و هوش‌مدانه‌تر که با زنان آن رژيم نزديکی کند.

به نظر من این تهمت بزرگی است به یک فرد . تو حق نداری به صرف مفید ندانستن یک فرد برای کوبیدنش او را زنباره بنامی البته با لحنی مودب تر تو این را به بهنود گفتی که معنی اش البته فرقی ندارد.

تا زمانی که ما بلاگستانی ها به همدیگر فحش می دهیم حال چه فرق دارد درخشان به ما و ما به درخشان و یا به بهنود کسان دیگر احترام ما را نگه نخواهند داشت .مهم اینست که هدف همه ی ما یکی است و آن همان آزادی است تا وقتی متحد نباشیم همین آش است و همین کاسه .
حرمت خانه به صاحبخانه است.

با مهر
علی


امیر 22:17 @ Mon, 4 Apr 05

سلام شبح گرامی:لطفآ به این لینک هم سری بزنید:
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050401165619.html


گل کو 20:57 @ Mon, 4 Apr 05

شبح عزيز
من راستش بااينکه سابقه اين دروغهای سيزدهت را دارم این یکی را باور کردم(‌به دروغ سيزده من در!!). برای اينکه در بی بی سی هلال روی يک خواهر بسيجی را ديدم که جدی جدی می خواهد کانديد بشود. فکر کردم اگر رفسنجانی است حتما فائزه را می آورد سر کار.


ترانه 20:26 @ Mon, 4 Apr 05

نسرين عزيز!
وقتی کاملن نيمه جان بودم از مسول فنی محل کارم؛ بعد از کلی تعريف کردن از خُسن آقا؛ خواهش کردم کمک م کنه . البته کمکم کن گوگوش را هم بخوانی و کليک کنی موثر است و اخرين توصيه اينه که نظرت را برای گل کو میل کنی/بزنی/بفرستی.(الان سرو کله کنجکاو پیدا می شه- این جا نه ها تو فکر من که داره می خنده) خلاصه نسرین نازنین بی خود نیست که اسمش پیام« گیر» هست گاهی هم گیر دارد.


nasrin 19:46 @ Mon, 4 Apr 05

ترانه جان
برای شکستن قفل آهنی پيامگير گل کوی عزيز چکار کردی به منهم ياد بده !
منهم مدتهاست که پشت در میمانم و مأیوس برمی گردم :)


داريوش 19:14 @ Mon, 4 Apr 05

دروغ سينزده! :)
۱۳ به‌در خوش گذشت؟


حبيب 18:10 @ Mon, 4 Apr 05

به شبح (٣٦)
سلام
ميپرسي كه مگر جمهوری اسلامی سال ‌مرگ شهريار را به عنوان روز ملی شعر انتخاب نکرد؟

اين شايد در نگاه اول با مخالفت مسئولين جمهورى اسلامى با تشكيل كانون دانشجوئى شهريار در سولدوز (نقده) آزربايجان تناقضى داشته باشه٬ ولى اينطور نيستּ

شكى نيست كه جمهوري اسلامى يك دولت بنيادگراي دينى هست٬ همينطور شكي نيست كه اين دولت٬ دولت قوميتگراي فارس حتي راسيست (تباري-زباني)‌هستشּ اينرو همه اجرائات و قوانين و برخوردها و سياستهاي اين دولت نشون مىدهּ

١- شهريار از برجسته ترين اسمها در غزل فارسي قرن بيستم هستشּ در عين حال همين شخص كه مليت ترك داره٬ از بزرگترين شعراى قرن بيستم در همه دنياي ترك شمرده مي شه٬ در واقع ارزش شهريار در دنياي ترك٬ علاوه بر اينكه حيدربابايا سلام و سهنديه و ּּּּ واقعا شاهكارهايى ادبي هستن٬ بازگشت شهريار سلطان غزل فارسي در اوج شهرتش به زبان ملي خودش و شعر تركي هستشּ

انتخاب سال مرگ شهريار به عنوان روز ملى شعر از طرف جمهوري اسلامي ٬ البته كه ربطي به شعر تركي و جنبه تركي شهريار نداره و صرفا مربوط به فارسىسرايي اون هستشּ يعنى جمهوري اسلامي شهريار رو به عنوان شاعري فارسي سرا ارزش قائله٬ نه شهريار تركي سراּ

و اساسا روز ملى شعر اين دولت٬ روز ملي شعر تركي و يا كردي و عربي و بلوچي و تركمني و لري و گليكي و ּּּּ نيست٬ روز ملي شعر فارسي هستش كه دولت خودش رو موظف به حفظ و گسترش و جانشين كردن اون زبون مىدونهּ حتي اخيرا محسن رضائى فارسي رو زبان رسمي منطقه ٬ در حوزه فرهنگى ايرانكه از چين تا درياي مديترانه است !!!! اعلام كردهּ

به همين دليل هم هستش كه همين دولت٬ با سمبل شدن شهريار به عنوان يكي از برجسته ترين شاعران ادبيات ترك در قرن بيستم مخالفهּو مجوز تشكيل كانون دانشجوئي شهريار رو نميده٬ يعنى شهريار فارسي سرا آرى٬ شهريار تركي سرا نه!!

٢- انتخاب شهريار از طرف دولت جمهوري اسلامى يه دليل ديگه هم داره٬ و اون تبليغ اين فكر هستش كه تركهاى ايران فارسي سرا هستن و برجسته ترين شاعر شعر فارس٬ يك آذربايجانيּ يعنى تلويحا بين آذربايجان و سنت فارسي سرائي ميخاد تناظري ايجاد كنه و اين رو جا بندازه كه زبان ادبي آذربايجان٬ در قرون وسطي فارسي بوده و الآن هم هستش و ديگه اينكه اگه فرهگيان و ادباي تركهاي ايران و آذربايجانيها مىخوان كه بازى داده بشن و ملى باشن يعنى جزء ملت حساب بشن بايد فارسي بنويسنּ

٣- يه دليل ديگه كه در سولدوز آذربايجان با كانون شهريار مخالفت مي شه ولى در تهران نه٬ اينه كه سياست دولت در رابطه با آذربايجان و بقيه مناطق ملي٬ يك سياست استعماري و حتا اشغالگرانه هستشּ خيلي از حقوق شهروندى و آزاديها كه در تهران و يا شهرهاي منطقه فارس نشين به رسميت شناخته شده و عملا هم اجرا ميشه٬ - از سختگيري در حجاب بگير تا فعاليتهاي سياسي- در مناطق ملي ايران و مخصوصن آذربايجان ممنوعه و جرم شناخته ميشهּ

در جنبه ملي هم همينطوره٬ شما ميتونيد در مناطق فارس مجله اي به اسم بخارا چاپ كنيد و شب و روز از همزبانان و ּּּּ و تاجيكستان و ּּּּ زبان مشترك پارسي و ּּּּ صحبت كنيد و كنفرانسها تشكيل بديد و از افغانستان و تاجيكستان كلي آدم دعوت كنيد و رئيس جمهورتون از ايران زمين و نژاد آريائي و رئيس مجمع تشخْيص مصلحت رفسنجاني از پارسي سره و ּּּּ دم بزنه و صدها انجمن و محصول و دكان و به اسم پارس و آريا باز كنيد٬ و اين عين فرهيختگي و وطن پرستي حساب ميشه ولي در تبريز نمىتونيد يك مجله به اسم مثلا باكو و يا استانبول چاپ كنيد٬ يا كلمه ترك رو در محصولات و اسامي محل كار و ּּּּ بكار ببريد و هر وقت از زبان و تاريخ و فرهنگ مشترك تركهاي ايران با جمهوري آذربايجان و تركيه صحبت كرديد فورا پان تركيست و تجزيه طلب و جاسوس و قوميت گراּּּ ميشيد و ּּּּּ


ترانه 17:41 @ Mon, 4 Apr 05

شبح جان! در پيام گير گل کو نظری نوشتم که به تو هم مربوط است لطفن برو بخون!
البته اگر موفق شدی قفل آهنی پيام گير را بشکنی. منکه نيمه جان شدم تا درش باز شد:)


15:48 @ Mon, 4 Apr 05

دروغ سيزده بود ؟


15:46 @ Mon, 4 Apr 05

دروغ سيزده بود ؟


rouzbeh 13:11 @ Mon, 4 Apr 05

شبح که پوست نداره توش بگنجه:)) آقا مواظب باش اسرار هویدا می کنی ندوزنت :)


Farid 6:07 @ Mon, 4 Apr 05

دفاع از شاباجی خانم حزب کمونیست کولیگری
یک ایمیل آمده به اعتراض که چرا به جوادعلی توهین کردید.
میگوید: من ارتباطی با حزب کمونیست کارگری (کولیگری – مترجم) ندارم. علی جوادی را هم نمیشناسم اما شما را میشناسم و حیفم از طنزتان آمد که آلوده به توهین باشد.
جواب – راست میگوئی. علی جوادی را نمی شناسی. وگرنه قبول میکردی که توهینی به او نشده. این که گفتیم در خط پری بلنده و زال ممد است؟ نه. توهین نیست. توصیف است. او از پری بلنده یک سر و گردن بلندتر است و از زال ممد یک هوا زال ممدتر است. نه. توهین نیست. شاید به پری بلنده و زال ممد توهین شده باشد به جوادعلی تلویزیون های لس آنجلس توهین نشده. او اولین هخا در تلویزیون های ماهواره ایست که ادعای کمونیستی دارد!
نویسنده مینویسد : تازه شما با علی جوادی دعوا دارید با حزب چکار دارید؟ د. نشد. ما کجا با علی جوادی دعوا داریم؟ کسی مگر جرأت دهن به دهن با شاباجی خانم لس انجلسی دارد؟ ما نه با او نه با هیچیک دیگر از کمونیست های ماهواره ای، نه با خانم هاله نه با آقای ضیا نه با هخا .... دعوائی نداریم. حرفمان اینست که حزب توده هم هرگز نتوانست اینهمه، کمونیسم را به ابتذال بکشد.
ضمناً ما با شخص علی جوادی – یا هر اسم واقعی که دارد – خصومتی نداریم. شاید دلگیری داشته باشیم. اگر چیزی راجع به او میگوئیم، شخصی نیست بلکه او را سمبل شارلاتانیسم سیاسی و حقه بازی تلویزیونی و بیسوادی اجتماعی و جیب بری عقیدتی گرفته ایم. نه اینکه با شخص خودش عنادی داشته باشیم یا فکر کنیم یکنفر به تنهائی میتواند اینهمه نکبت و زشتی و پلشتی را با خود حمل کند.
ما حتا عقیده داریم اعلامیه جهانی حقوق بشر باید شامل حال او هم باشد. ابراهیم نبوی عقیده دارد که ما هر جوابی به جوادعلی و امثال او بدهیم باز هم آنها برنده اند که اسم درمیکنند. ولی ما میگوئیم برادر حاتم طائی هم در چاه زمزم ادرار کرد تا معروف شود و شد. اما آن شهرت زمزمی و این شهرت حزبی چه لطفی میتواند داشته باشد؟ به خصوص که این کمونیست های دست راستی! خود در چاه زمزم خویشند.


DARIUSH 4:25 @ Mon, 4 Apr 05

دوست عزيز ۶
شما بين همه فرصت telabterinha \"mesoud behnod\" را انتخاب کرده yid. دو nefar jevanter هم داريم که دارند پا جای پای \"behnod\" megozarand، \"حسين درخشان\" و نيما rashedan. با sherfterin jornalist ها \"behnod\" در با sherafterin reseneha \"بی.BI.C\" qelam mizenad. خبر jedid \"صادق seba\" mofaser بی.BI.C (سايت بی.bi.c فارسی) مينويسد nimidanad چه کسی heqiqat \"شکنجه\" را ميگويد رژيم يا pezesh zahra کاظمی؟
neofashist ترک ۳۴:از naghdeh نوشتی تجربه \" درگيری و کشتار سال \"۱۳۵۸\"بين ترک و kurd را بايد نمونه حکومت moard nezer شما در آينده باشد


شبح 3:57 @ Mon, 4 Apr 05

منوچهر عزيز!(35)
مطلب تو ولينک‌ات به نوشته‌ی آقای تقوایی سر جای خودش حرف درستی است اما نمي‌دانم چرا اينجا آورده‌یی شايد به دليل کامنت‌های 33 و 34 باشد اما آيا تو با مطلب اين کامنت‌ها مخالفی. در کامنت 33 نامه‌یی به امضای آقای ابطحی آمده است که اگر درست باشد نشان از حرکتی ضد مردمی دارد که بايد افشا شود در مورد کامنت 34 هم که: مسلما تمام انسان‌ها حق دارند هر انجمن به هر نامی که دوست داشتند باشند تشکيل بدهند. البته انجمن‌هایی که نفرت نژادی يا قومی را تبليغ می‌کنند يا به کودک‌آزاری و پرنوگرافی کودکان و مسايلی از اين قبل مي‌پردازند به دليل اين که با اصول بنيادی‌تری در تضاد هستند در هيچ جامعهی آزادی آزاد نيست. به هر حال اين مسايل از موضوع بحث خارج است دانشجويان حق دارند کانونی به نام شهريار و به زبان ترکي داشته باشند و اين حق را نمي‌توان از آن‌ها گرفت.
منوچهر عزيز!
برخورد يک‌سويه با حق مردم به صحبت کردن با زبانی که دوست دارند و هرگونه دفاعی از اين حق را به فاشيسم و راسيسم مربوط کردن موجب رشد تفکر آن چيزی هستی که از آن بيمناکی. حق مردم برای حرف زدن و نوشتن و آموزش ديدن به زبان دل‌خواه‌شان بايد محترم شمرده شود.
البته به دوست عزيز نويسنده‌ی کامنت 34 هم بايد بگويم: مگر جمهوری اسلامی سال‌مرگ شهريار را به عنوان روز ملی شعر انتخاب نکرد؟


منوچهر ژندی فر 3:02 @ Mon, 4 Apr 05

برای اينکه بهتر حرکات اين نئوفاشيست ترک را بشناسید که نه مرزبندی با اسلام دارد و نه با اعدام و سنگسار و ....وتنها در اينجا به تفرقه بين انسانها دامن ميزند٫پيشنهاد ميکنم که مقاله حميد تقوايی را حتما بخوانيد. سياست تفرقه بين انسانها ٫قوم پرستی و مذهب سياستی است که بورژوازی غرب(و ارگانهای متبوعش٫یعنی سیا و پنتاگون...) پس از جنگ سرد دنبال ميکند.دوره پسا جنگ سرد و پولاريزاسيون طبقاتی در ايران.


نئوفاشيسم فارسى 2:37 @ Mon, 4 Apr 05

اعتراض ٨٠٠ تن از دانشجويان دانشگاه پيام نور سولدوز (نقده) آذربايجان به مخالفت مسئولين دانشگاه با تاسيس كانون دانشجوئى استاد شهريار

دلايل مخالفت مسئولين با تاسيس كانون شهريار در سولدوز آذربايجان:
١- حساسيت زا بودن نام شهريار!
٢- معين كردن زبان تركى به عنوان يكى از زبانهاى كانون


نئوفاشيسم فارسى 2:33 @ Mon, 4 Apr 05

براى علاقه مندان به حركت ضدراسيستى در ايران:
======
رئيس دفتر جمهورى اسلامی ايران

دفتر رئيس جمهور

بسمه تعالی

رياست محترم سازمان برنامه و بودجه کشور جناب آقای دکتر نجفی

با سلام

پيرو سياستهای مد نظر گرفته شده و مصوبات شورای امنيت ملی در خصوص تغير ساختار جمعيتی اعراب خوزستان و توزيع مطلوب آنان در ديگر نقاط کشور لازم است بندهای مصوب ذيل الحاق و به واحدهای تابعه ابلاغ و ارسال گردد.

1-. ترتيبی اتخاذ گردد که جمعيت اعراب خوزستان نسبت به فارسی زبانان بومی و مهاجر در ظرف و در حداکثر ده سال به يك سوم برسد.

2-. جهت افزايش حضور و مهاجرت ديگر اقوام بويژه اقوام آذری به استان خوزستان علاوه بر
تسهيلات مصوب بخشنامه 416-3-ب-2/971/5-7 مورخ 14/4/1371 تسهيلات بيشتری مد نظر گرفته شده که متعاقباً اعلام ميگردد.

3- لازم است بنحوی عمل شود که پديده مهاجرت قشر تحصيل کرده آنان به ديگر استانها به ويژه تهران، اصفهان و تبريز افزايش يابد.

4- سعی شود ضمن محو کليه نشانها دال بر وجود اين قوم از قبيل تغير نامهای باقيمانده محلات، روستاها، خيابانها، مناطق،.....از واژه های فارسی استفاده شود.

5. در عين تاًکيد بر محرمانه بودن موضوع لازم است جهت هرچه عملی ترشدن اجرای مصوبات از افراد عرب زبان مطمئن بعنوان وسيله استفاده گردد.

6. کليه مصوبات جديد در خصوص توزيع دانشجويان، کارمندان: معلمان، نيروهای نظامی انتظامی و کشاورزان در ديگر استانها پيوست ميگردد.

سيد محمدعلی ابطحی

رونوشت:

وزارت اطلاعات.
2 وزارت کشور
3- وزارت مسکن وشهر سازی
4-وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی


دختر کولی 1:03 @ Mon, 4 Apr 05

سلام شبح جونم
عيدت مبارک ... اينا راست بود يا دروغ؟


ترانه 23:05 @ Sun, 3 Apr 05

شبح جان روز جمعه اول آپریل اتفاق جالبی برام پیش آمد که چندان ربطی به سیاست در تعطیلات نداره اما به شبحی ها(دوستان کامنت نویس شبح) چندان هم بی ربط نیست می خواستم همانروز بنویسم اما فکر کردم شاید بنظر دروغ آپریل بیاد صبر کردم و حالا می نویسم که یادی هم از غایبین شده باشد.
روز جمعه طبق معمول ماشینم را در فاصله 1کیلو متری محل کارم پارک کردم و با توجه به فاصله راه -طبیعت زبیا و هوای قشنگ بهاری پیاده براه افتادم. مقداری که گذشتم و غرق شنیدن خواندن پرنده ها( جای کنجکاو خالی) توجهم به سیتروئنی جلب شد که ایستاده بود و راننده اش با انگلیسی قاطی با تلفظ فرانسه سوالی داشت. جلو رفتم و دیدم کاغذی در دست دارد که آدرس را از روی آن می خواند اما نا مفهوم. به انگلیسی گفتم : کن آی سی دث؟ آه یس مِغسی! کاغذ را بمن داد. دیدم رویش به فارسی نشانی محل کارم نوشته شده است. خندیدم و گفتم: شما ایرانی هستید؟ با هول و شوق گفت اُوه بله! گفتم: من همان مسیر رو می رم می خوای ماشینت رو اینجا پارک کنی راه زیادی نیست؟ لبخندی زد و گفت یعنی سوار ژیان من نمی شی تا اونجا؟ نمی دونم چرا تا گفت ژیان دوباره ماشینش رو نگاه کردم گفتم اینکه سیتروئن ه ! گفت ما به این می گیم ژیان! می خوای پیاده برو من دنبالت میام اگه واقعن سوار ژیان من نمی شی. نگاهی به راننده کردم مردی بود میانه سال و خیلی خوش تیب! نمی دانم چرا بی اختیار گفتم نه من سوار ماشین نمی شم. اما تو می تونی همراه من بیای. آدم عجیبی بود با سرعت 10 پابپای من راننده گی می کرد. احساس غریبی داشتم این احساس را دو هفته پیش هم در یک سفر همراه و زیادی فانتزی شده بودم. اما دست خودم نبود عجیب یاد رهگذر ثانی افتاده بودم و شوخی هایی که در رابطه با عقاید سیاسی و مثالهاش با پیاده روی من و ژیان سواری اش! بمقصد تقریبن رسیده بودیم بهش گفتم با ژیان که نمی خوای وارد ساختمان بشی؟ خنده قشنگی کرد(البته نه به قشنگی خنده شبح) و گفت مثل اینکه اخرش من باید باهات همرا بشم! فورَن پرسیدم از کجا اومدی؟ - پاریس! نمی دونم چه شکلی شده بودم که گفت انتظار نداشتی؟ فکر نمی کردی ژیان می تونست منو تا اینجا بیاره؟ دستم را دراز کردم و گفتم اسم من .... است. بلافاصله گفت اسمت مثل ترانه می مونه. می دونی اسمت فرانسوی است؟ قبل از اینکه جوابی بدم خوشبختانه یکی از همکارام بطرفمون اومد و همدیگر را در آعوش گرفتند و از پله ها بالا رفتیم. همکارای سوئدی م کلی سر آپریل آپریل سر بسرم گذاشتن اما من همه حواسم به این دونفری بود که در تریا نشسته بودند و گفتگو می کردند. بقیه اش به اینجا مربوط نمی شه.
اما رهگذر ثانی عزیز بی معرفتی هم اندازه داره! بهتر بود یه سری اینجا می زدی و حداقل سال نو را بما تبریک می گفتی! اون همه شور و شوق و شعور خواندنت ؟؟؟ خلاصه اصلن فکر نمی کردم گاهی این شوخی های سیاسی ما ماجراهای با مزه هم داشته باشه.
هر کسی امکان داره سلام منو به رهگذر ثانی برساند!


شبح 21:04 @ Sun, 3 Apr 05

علی جان!(6)
من هم آقای بهنود را دوست دارم حتا از آن آسيد صاحب ستون هم بدم نمی‌آيد اما می‌دانی آدم هر چيز و هر کسی را که دوست داره که مفيد نيست. مثلا من سيگار کشيدن رو هم خيلی دوست دارم اما خوب برام ضرر داره! چه می‌شه کرد وقتی به فکر سلامتی خودت و جامعه‌ات هستی بايد پا بذاری رو دوست‌داشتن‌هات!


maryam 19:52 @ Sun, 3 Apr 05

این دروغ سیزده بود؟


Arashe sorkh 18:01 @ Sun, 3 Apr 05

شبح جان!
ديگه به حزب ما هم تيکه می‌اندازي! يکی طلبت!
بعدش هم ديگه دروغ‌های سيزده‌ات خيلی تابلو شده! آره داداش!


wafa 17:52 @ Sun, 3 Apr 05

با سلام و تبريک سال نو . از محبت شما سپاسگذارم. اميدوارم کامياب باشيد.


مریم 12:45 @ Sun, 3 Apr 05

عجب دروغ سیزده جالبی بود.


سیاهکل 11:47 @ Sun, 3 Apr 05

شبح عزیز ما همیشه شبح باقی می مونه !!
خبر دست اولی بود.


شبح 11:44 @ Sun, 3 Apr 05

سينا جان!(5و4)
ممنون از تبريک‌ات و اطلاعات‌ات. به هر حال اينجا محل همين خبرهاست ديگه. در مورد مقاله‌ی آقای حسين‌زاده هم بايد بگم متاسفانه اين دوستان در رويا به سر می‌برند. آن کانديد مورد نظر دوستان اگر از سد شورای نگه‌بان هم بگذرد رای نخواهد آورد. مگر يادمان رفته است که در انتخابات شورای شهر نهضت آزادی هم نامزد داشت اما رای نياورد!


منوچهر ژندی فر 3:11 @ Sun, 3 Apr 05

بيانيه دفتر سياسی حزب کمونيست کارگری ايران عليه فقر!


منوچهر ژندی فر 3:10 @ Sun, 3 Apr 05

بيانيه دفتر سياسی حزب کمونيست ايران عليه فقر!


Dariush 2:16 @ Sun, 3 Apr 05

چه بگم noroz که ميشه در ايران همه چيز taatil ميشه حتی مبارزه tebeqati و آشتی tebeqati moaze ميشه. بی مناسبت نيست که\"فرخ نگهدار و shoreka\" بعد از اين همه سال hamdasti با جمهوری اسلامی و moaze آشتی tebeqati، taslimtelebi، و هر گونه تحقير را به جان kheridan در ايام noroz انقلابی شدند و فرمان به خيابان amedan و nedaye انقلاب makhmalin سر دادند


مهرداد 1:03 @ Sun, 3 Apr 05


خوبه شبح جان پيش‌بيني‌ات درست از آب دراومد هنوز فردا نشده همه بهت مي‌گن شبح‌دروغ‌گو!
اما خداييش اين تعطيلات سياست‌بازي هم داشت، همين سينزه‌به‌در رو ديدين، ماشالا ماشالا دريغ از يه مامور راهنمايي و راننده‌‌گي، با اين همه ترافيك! خب صدالبته كه اون‌ها هم ام‌سال دل دارن ديگه!
راستي متن‌ات غلط تايپي زياد داره، شبح به اين غلط‌غلوطي نوبره والا!
موفق باشي.


مهرداد 1:01 @ Sun, 3 Apr 05


خوبه شبح جان پيش‌بيني‌ات درست از آب دراومد هنوز فردا نشده همه بهت مي‌گن شبح‌دروغ‌گو!
اما خداييش اين تعطيلات سياست‌بازي هم داشت، همين سينزه‌به‌در رو ديدين، ماشالا ماشالا دريغ از يه مامور راهنمايي و راننده‌‌گي، با اين همه ترافيك! خب صدالبته كه اون‌ها هم ام‌سال دل دارن ديگه!
راستي متن‌ات غلط تايپي زياد داره، شبح به اين غلط‌غلوطي نوبره والا!
موفق باشي.


Nader 23:34 @ Sat, 2 Apr 05

دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ . !!! هر چی از اين مار مولک بگين بر مياد .


عزیزدوردونه 21:19 @ Sat, 2 Apr 05

من نمیدانم شما چرا هیچ چیزی از این موضوع دکتر اعظم و مشاهداتش در مورد زهرا کاظمی نمیگویید یعنی اینقدر خبر ها خوابیده در ایران


شراگیم 20:36 @ Sat, 2 Apr 05

اوه:) اگه این کامنت زیتون رو نمی دیدم دو تا شاخ بزرگ روی سرم سبز شده بود...یعنی یه لحظه انقدر هیجانزده شدم که می خواستم زنگ بزنم این خبر در گوشی شما رو به همه فک و فامیلا مخابره کنم...! شانس آوردم...پارسال که بدجوری ازت رو دست خوردم... امسال هم اصلا حواسم به 13 فروردین نبود و نزدیک بود به سرنوشت پارسالی دچار بشم...!علی ایحال خیلی باحال بود...:)


زیتون 15:43 @ Sat, 2 Apr 05

منو بگو که باور کردم:) یاد دروغ سیزده نبودم..تازه زیاد برام عجیب هم نبود اگه فائزه رو بخوان کاندیدا کنن..
فائزه در یک سفر تفریحی به آلمان از یه فروشگاه زنجیره‌ای که در سراسر آلمان شعبه داره خوشش میاد و درجا چکی اونو می‌خره:) اگه اون نامزد نشه پس لابد من باید نامزد بشم:) البته منم نامزد شدم ولی به نوعی دیگه:))
۱۳ به در خوش بگذره شبح جان:)


آوای زمین 15:39 @ Sat, 2 Apr 05

سلام

از اونجایی که 13 فروردین هست و شبح هم در دروغ سیزده گفتن همچین ید طولایی ( درسته!؟؟) داره من یه کمی نمی تونم این پست رو جدی بگیرم:)))

شدی چوپان دروغگو شبح...:D


بامداد 12:51 @ Sat, 2 Apr 05

سلام شبح جان ...
فائزه رو جدي جدي گفتي ؟ !!!
راستي كجا بودي ؟ سال نوت مبارك :)


ترانه 11:01 @ Sat, 2 Apr 05

اين را هم برای سيزده بدر شما می نويسم نحسی اش را هم بجان خريدارم:((

پاگنده http://www.pagondeh.com پا هاش کوچيک شده و صداش هم خروسی شده. تازه يادش افتاده قوقولی قوقو کنه. شايدم چو ن که سال خروس ه:)))


ترانه 10:38 @ Sat, 2 Apr 05

«شبح» ی که «در پوست خودم نمی‌گنجم» نوبره دیگه!!
واما سیاست در تعطیلات!؟
۱-گل کو را حتمن ببینید!!!
http://golku.blogspot.com/2005/04/blog-post.html
«....آیا ما در این نبرد برای به دست آوردن حداقل حقوق انسانی و آزادیهای فردی تنها هستیم؟
نه!
انسانیت با ماست
دانشجویان ما را تنها نگذاشتند . به خیابان ها ریختند
خانواده هایشان آنها را تنها نگذاشتند
زهرا کاظمی آنها را تنها نگذاشت و در این راه جانش را داد
شهرام اعظم زهرا کاظمی را تنها نگذاشت
استفان مادرش را تنها نگذاشت
ما هم شهرام و استفان را تنها نگذاریم.
بیایید برای محاکمه قاتلان زهرا کاظمی در یک دادگاه بین المللی تلاش کنیم.
سازمان ملل باید در هر زندان و شهر ایران نماینده بگذارد و بر کارهای مسئولین ایرانی رسیدگی کند و مردم ایران رااز اذیت و آزار مسئولین در امان نگاه دارد.»
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050331011244.html

۲- امروز ۲ آپریل ساعت ۱۳تظاهرات راه پیمایی از میدان سنت کنوت بطرف واحد نگهداری اداره مهاجرت در شی سه بری مالمو! این تظاهرات که در شهر های استکهلم و گوتنبرگ هم برگزار می شود در اعتراض به قوانین غیر انسانی پناهنده گی دولت سوئد و پشتیبانی از خواست سازمان عفو بین الملل برای دادن اقامت به پناهنده جویان مخفی می باشد! سازمان دهی وسیعی برای پشتیبانی این تظاهرات در سوئد ماه هاست که برنامه ریزی کرده و شرکت در آن به همبستگی انسانی همه بر می گردد!
demonstration den 2 april kl 13 med avgång från St Knuts torg mot Migrationsverkets förvarsenhet på Kirseberg.
سيزده بدر خوبی داشته باشيد!
بهتر نيست سيزده فروردين و اول آپريل حداقل دیگه چاخان ن کنیم.:((((


محمد جواد طواف 8:59 @ Sat, 2 Apr 05

اون مطلب ایران امروز که سینا هدای عزیز فرستاده رو نتونستم بخونم، ولی فقط همون پاراگراف آخرش پیشنهادِ خیلی جالبیه، ولی چه کسی الان در ایران مقبولیت و محبوبیت عمومی داره که به محض رد صلاحیت شدنش همه بریزن تو خیابون؟.. راستش من هر چی فکر کردم جز گوگوش و داریوش کسی رو پیدا نکردم که پیش مردم محبوب باشه!!... کاری که رژیم در سالهای گذشته کرد، آلترناتیو کشی بود!... االبته... شاید .... شاید خانوم شیرین عبادی با توجه به استقبالی که ازش در فرودگاه شده بود، چنین ویژگی رو داشته باشه... ولی بعید می دونم که قدمی پیش بذاره... در ضمن از این انقلاب های مخملی و گل و بلبلی ... در کشوری مثل ایران که پولِ نفت داره.... به نظرم مشکل پیش بیاد.


محمد جواد طواف 8:58 @ Sat, 2 Apr 05

اون مطلب ایران امروز که سینا هدای عزیز فرستاده رو نتونستم بخونم، ولی فقط همون پاراگراف آخرش پیشنهادِ خیلی جالبیه، ولی چه کسی الان در ایران مقبولیت و محبوبیت عمومی داره که به محض رد صلاحیت شدنش همه بریزن تو خیابون؟.. راستش من هر چی فکر کردم جز گوگوش و داریوش کسی رو پیدا نکردم که پیش مردم محبوب باشه!!... کاری که رژیم در سالهای گذشته کرد، آلترناتیو کشی بود!... االبته... شاید .... شاید خانوم شیرین عبادی با توجه به استقبالی که ازش در فرودگاه شده بود، چنین ویژگی رو داشته باشه... ولی بعید می دونم که قدمی پیش بذاره


محمد جواد طواف 8:52 @ Sat, 2 Apr 05

شبح به این اطلاعاتی نوبره والله!:) .. شبح جان دروغ سیزده جالبی بود:) ... ولی از این آخوندها هر کاری بگی بر میاد! .. یه بار دیدی دروغ سیزده راستکی از آب در آمد! .. ولی امسال هم به مثابه هر سال که انتخابات هست، سالی تعیین کننده است!! و شرایط هم مثل همه انتخابات گذشته حساس!! ... من پیش بینی می کنم که رژیم از خیلی مواضع خودش عقب نشینی کنه.


foad 6:50 @ Sat, 2 Apr 05

salam shabahe aziz. lotfan sari be webloge man bezan va nazareto elam kon, khoshal misham. qorbanet


هزار حرف نگفته 4:31 @ Sat, 2 Apr 05

سلام شبح جان :
خوش اومدی.
اولا اینا رو می ذارم به حساب دروغ سیزده ات . خوب وقتی رو انتخاب کردی برای خبرای اینچنینی . یادته پارسال نوشتی شبح خداحافظی می کند ؟ یادته ؟
اما ما دیگه از یه سوراخ دوبار گزیده نمی شیم.
برای ماجرای بهنود هم از قبل با هم اختلاف داشتیم و الانم داریم. خب من بسیار زیاد دوستش دارم .

با مهر
علی


سينا هدا 4:27 @ Sat, 2 Apr 05


با اجازه ي شبح گرامي ميخواهم اولين حرفهاي نامربوط سال جديد را با اين لينك جالب قلمي كنم:
خواندن مقاله ي جالب دكتر حسين زاده را
در سايت ايران امروز با عنوان : ( تحريم انتخابات كافی نیست‌ )
به علاقمندان انقلابهاي مخملين قرمز پيشنهاد ميكنم.
لينك:
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/117/
پاراگراف آخر مقاله:
تحریم انتخابات كافی نیست،‌ باید آن را از موضوعیت انداخت. مردم ایران یك فرصت دو ماه ‌و نیمه را برای طرح خواست‌های دموكراتیك خود در برابر افكار عمومی جهان در اختیار دارند. باید از این فرصت حد اكثر استفاده را برد. باید به جهانیان نشان داد كه رژیم حاكم بر ایران به مردم این كشور حق انتخاب نمی‌دهد. برای این كار لازم است نامزدی برای انتخاب معرفی ‌كرد - نامزدی كه بیانگر خواست مردم برای آزادی و دموكراسی باشد - و به محض رد آن از سوی نظام حاكم به خیابان‌ها ریخت، و تا این حق انتخاب داده نشده است از مبارزه نایستاد. رژیم یا مجبوراست از خیر انتخابات نمایشی خود بگذرد و به خواست مردم تن دهد و یا دست به سركوب بزند. در هر حالت، رژیم مشروعیت خود را از دست داده است و انتخابات نمایشی آن (اگر برگزار شود) كمترین اعتباری در سطح جهانی نخواهد داشت.


سينا هدا 3:43 @ Sat, 2 Apr 05

سلام شبح گرامي!
فرصت بهار بر تو و خانواده ي محترمت مبارك باد!
1- آقا مثل اينكه روزنامه شرق سوراخ بزرگي دارد، نه؟!
2- هيچ ميداني روزي روزگاري دفتر روزنامه ي زن در محله محموديه( واقع در خيابان وليعصر فعلي= مصدق سابق=پهلوي اسبق) كه توسط حضرت خاخام عسگراولادي عضو هيئت منصفه(؟!) شوراي روزنامه بازيهاي رژيم بسته شد متعلق به برادر عسگر اولادي بوده است؟ باور نميكني از جناب ابراهيم نبوي طناز بپرس كه روزي روزگاري در همان محل در روزنامه خرداد طنازي ميكرده است؟ اگر او هم خودش را به ناداني زد داستان ناگفته اش را شايد روزي روزگاري برايت گفتم.
3- روزنامه بازي رژيم بعنوان ضربه گير و ستاد شناسايي و تخليه ي انرژي اضافه ي زير زميني روشنفكران هنوز ادامه دارد.
4- خبر زياد است اگر دوست داشتي كمي از اين اخبار را با هم رد وبدل كنيم.


nasrin 3:37 @ Sat, 2 Apr 05

خوب شبح جان اگر اطلاعاتی که دادی منتفی شدند هم خوب موقعی را برای دادن اين اطلاعات انتخاب کردی چون ميشه گذاشت شون به حساب دروغ سيزده !:)
ولی از شوخی گذشته اطلاعات جالبی بودند اگر چه من فکر نمی کنم که دیگه کاری از دست فائزه خانم هم برای جناب شيخ بربياد !


دنيا 3:18 @ Sat, 2 Apr 05

چه خوشبختيم ما!! فائزه جون تو حتما مي تونی!!


nasrin 3:11 @ Sat, 2 Apr 05

سلام شبح جان
اول ... و خوش آمدی :)






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26657
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 12:59 am


از کجا آمده‌اند؟