جمعه، 5 فروردینماه 1384 | March 25, 2005

طنزهای نوروزی: کنفرانس جراحان‌برتر

دوست عزيزی داستانی از عزيزنسين چند شب پيش برای‌ام تعريف کرد که گفتم شما را شريک آن کنم که بی‌مناسبت با اين روزهای ما نيست. البته احتمالا آنچه دوست‌ام از حافظه از عزيزنسين نقل می‌کرد با متن اصلی تفاوت‌های داشت اما مسلما نقل قول من با تعريف دوستم تفاوت‌های بسياری دارد. و اما اصل ماجرا:
در کنفرانس بين‌المللی جراحان، زبردست‌ترين جراحان کشورهای مختلف جمع شده بودند و کارهای برجسته‌ی خود را به نمايش می‌گذاشتند. جراحی دختر جوان بسيار خوش‌اندامی را روی سن آورد و تحسين جمعيت را وا داشت سپس جراج رو به جمعيت کرد و گفت: "اين خانم مادربزرگ من است که با جراحی پلاستيک به اين سن و سال ديده می‌شود." کف زدن حظار تمامی نداشت.
جراح بعدی مرد قوی‌هيکلی را روی سن آورد که راحت‌تر از رضازاده‌ی خودمان وزنه‌یی را بالای سر برد. بعد جراح رو به جمعيت کرد و گفت: "ايشان کارگر راه‌آهن بودند که زير قطار رفت و دو نيم شد او را زنده نگه داشتم و با پيوند اعضا مجددا به زنده‌گی برگشت و همان‌طور که می‌بينيد از اول‌اش هم بهتر شده است." نخست چند تک دست از جمعيت مبهوت به هوا خواست و سپس دست زدن حظار تمامی نداشت.
جراح بعدی از کشور ترکيه آمده بود و با خود مرد نحيفی را روی صحنه آورد. همه منتظر بودند که ببينند جراح حاذق ما چه کرده‌ است با شوهای قبلی که ديده بودند احتمالا حدس می‌زدند که آن مرد مفلوک از چرخ گوشت رد شده است و جراح او را به اين شکل سرپا نگه داشته است. جراح پشت ميز خطابه رفت و گفت: "من لوزه‌های اين مرد را عمل کرده‌ام." صدای هو جمعيت داشت بلند می‌شد و چند تک صدا که "آقا ما را مسخره کردی" شنيده می‌شد که جراح با خون‌سردی ادامه داد:" لازم به ذکر است که ايشان روزنامه‌نگار است." حضار قانع نشده بودند و تک صداهای "خب يعنی چی؟ روزنامه‌نگار باشه..." شنيده می‌شد و جراح که خود را نباخته بود و ظاهرا به جايزه اول هم چشم دوخته بود ادامه داد:"در کشور ما روزنامه‌نگارن حق ندارند دهان خود را باز کنند لذا من لوزه‌ی ايشان را از مقعدشان عمل کردم!"

March 25, 2005 02:22 AM | TrackBack

atabay_7 15:58 @ Sat, 12 Nov 05

یران در آستانه " تجزیه " است و به جبر زمانه ، تجزیه خواهد شد. اگر ... اگر به " اگر" ها توجه کنند ، سیاستمداران به هر دلیل منطقی وغیر منطقی دست می یازند تا نشان دهند که ایران جزو کشورهای کثیرالملت نیست . یک ملت با یک زبان ولی با لهجه های مختلف ، با نژاد آریایی ، با دین اسلام یا دین قدیم تر ایرانی (زرتشت) در این خاک و جغرافیایی که ایران نامیده می شود زندگی می کنند و هر کس در فکر امتیاز خواهی و حق و حقوق طلبی باشد تجزیه طلب است . تجزیه طلب هم خائن و عامل خارجی است .

ما خط قرمزی برای تو برسمیت نمی شناسیم . چرا که تو باید مجری اراده ما باشی . اما خطوط قرمز تو را ما ترسیم می کنیم . آن چه ما بخواهیم و نخواهیم (هر دو ) خطوط قرمز تو است . تو باید به آن گردن نهی تا رابطه ما بماند و تو مشروعیت اعمال قدرت و قانون را داشته باشی و به اعمال آنها ادامه دهی .

اما ... اما کاری نکنید تا کاسه صبرم لبریز شود . از صبر و تحملم سوء استفاده نکنید . کوتاه آمدن سیاسی مرا با رنگ ترس ، با هم نیامیزید ! من از مرگ نمی ترسم ! و ناچار و مجبور به انتخاب راهی غیر از راه پدرانم نکنید !!

اگر منظور تو از " پان " ، علاقه به وطن ، نژاد ، ملت ، خاک ، آداب ، رسوم ، تاریخ ، موسیقی ، زبان ، لباس ، ساختمان ها ، درختان ، خرابه ها ، آب جاری رود خانه ها ، گیاهان دشت و دمن ، جنگل ، حیوانات اهلی و وحشی ، معادن ، و... وطنم ، زادگاهم ، مامم است ، اقرار می کنم : من " پان " هستم و افتخار می کنم که وطنم ، خونم ، مادرم ، گذشته ام و آینده ام را دوست دارم اما از حالی که تو برایم به جهنم بدل کرده ای ، بیزارم . من عاشق توسعه این نقطه از خاکم . من برای این نقطه از خاک ، آب ، باد ، هوا ، درخت ، کوه ، دشت ، کشاورزی ، کارخانه ، معلم ، کارمند ، کارگر ، دانشجو ، دانش آموز ، با سواد ، بی سواد ، متخصص و ... برای همه چیزش ... عشق می ورزم و می میرم . و برای سربلندی و آوازه نام مردم خاکم ، مام میهنم تلاش می کنم .

می خواهم آرزوها و امیدهای ملتم را خودم نقاشی کنم . خودم بسازم و به آنها برسم . من نمی خواهم تو برایم نقشه بکشی و آرزوهای خودت را بر من تحمیل کنی و من برای رسیدن به آرزوهای تو ، کار کنم . می خواهم ، باشم . همان طور که تو می خواهی . من می خواهم با تو در اداره این سرزمین بزرگ ایران ، نقشی مساوی و برابر داشته باشم .

می خواهم به زبان مادرم ( به زبان ترکی ) در مدرسه و دانشگاه درس بخوانم . چرا اجازه نمی دهی و با این حال ، از تهاجم فرهنگی بیداد می کنی ؟ ناله می کنی ؟ آیا این کار تو که مرا از مطالعه ، خواندن ، یاد گرفتن و نوشتن زبانم محروم کرده ای و به خاطر این خواسته ، سالهاست که فرزندانم را مجازات می کنی و تجزیه طلبم می نامی ، تهاجم فرهنگی نیست ؟

می خواهم با قوانینی این سرزمین و مام میهنم را سر و سامان بدهم که به من تعلق داشته باشد . به نیازهای من پاسخ بدهد . قوانینی که فرزندانم را خوشبخت کند . آزادی ، دمکراسی ، حقوق بشر ، جمهوری عرفی ، جدایی دین از مذهب را برایشان هدیه کنم . می خواهم همه مسئولان خرد و کلان میهنم را از میان فرزندان خودم انتخاب کنم . من نمی خواهم مستشار خارجی امور فرهنگی ، آمو زشی، شهر سازی ، آب و فاضلاب ، ارتباط ( تلفن ، پست ، رادیو ، تلویزیون ، اینترنت ، نشریات ،... ) ، دانشگاه ها، مدارس ، سازمانها و ادارات و... مرا کنترل و اداره کنند . مگر فرزندان من نمی توانند امور خودشان را خودشان اداره کنند که تو خودت را قیمشان می دانی؟ . من قیومیت و سرپرستی ، ریاست و حکومت تو را بر امور خودم قبول ندارم و تو را باعث همه عقب ماندگی های خودم می دانم . به تو اطمینان ندارم و به اعمال و رفتار تو مشکوکم . تو باید بپذیری که من می توانم و می خواهم امور خودم را خودم سر و سامان بدهم و اداره کنم .

با تو می گویم ای دوست دشمن رفتار


16:34 @ Mon, 16 May 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 221.134.18.20
URL:
DATE: 05/16/2005 04:34:46 PM


golku 21:01 @ Mon, 4 Apr 05

منوچهر عزيز
من با نوشته ات کاملا موافقم. مسئله ما مسئله ترک و فارس نيست. گرچه فکر ميکنم در حکومت بعدی بايد حقوق همه خلق ها در نظر گرفته بشود به صورت يک حکومت فدرال اما همانطور که نوشته ای اين جنگ بين همه مردم ايران از کردو لر و ترک و بلوچ و فارس و ترکمن و گيلک و ....با ارتجاع آخوندی است.
سياست انگليس از قديم تفرقه بينداز و حکومت کن بوده است. بی بی سی انگار که از سيمای لاريجانی هم بيشتر دلش به حال جمهوری اسلامی ميسوزد. برای اظهارات شهرام اعظم نوشته :‌معلوم نيست کی حقيقت را ميگويد اعظم يا آصفی!!!!


شبح 12:41 @ Mon, 4 Apr 05

بمی عزيز!(79)
اين طنز به تمام جوامع توتاليتر مربوط می‌شه. فعلا که وصف‌الحال ماست.


bami 4:46 @ Mon, 4 Apr 05

Ba arze salam ba didane in joke tasmim be zekre manba e joke gereftam :
Amal kardan loze az maaghad yek joke ghadimi dar bein mardome shoravi sabegh (USSR) bood ke bekhatere khafaghan e nashi az hozoore ghavi e KGB dar jamee vojood dasht be vojood amade bood

Ba tashakor


نسرین 18:58 @ Sat, 2 Apr 05

خیلی با حال بود. ممنون!:-)


منوچهر ژندی فر 1:25 @ Sat, 2 Apr 05

دعوت به جلسه جلسه پالتاک

به مبارزه با اعدام برخيزيد!

کبرى رحمانپور در شرف اعدام است

سخنرانان : مينا احدى ، پروين کابلى

زمان: ساعت ٨ شب به وقت اروپاى مرکزى

يک شنبه ، ١٤ فروردين ١٣٨٤ برابر با ٣ آپريل ٢٠٠٥

اتاق : براى آزادى کبرى رحمانپور

سازمان آزادى زن


angirnane 1:21 @ Sat, 2 Apr 05

سلام باباجا من لينک اين وبلاگت رو توی وبلاگم گذاشتم تو هم همين کارو بکن


DARIUSH 21:52 @ Fri, 1 Apr 05

aqaye bahram RAHMANI 71

IN HAME HEREKAT VA RAFTAR PORTAMTERAQ BIRON RAFTAN AZ "HKKI" VA PIVASTAN BE "HKI" BEKHAN HEZBE MAHAFEZEKARKAR VA TRAFDAR HAMLE AMRIKA )) BOD MAN SHAK DARAM KE SHOMA KOMONIST BASHID CHON KOMONISTHA TAHRIK QOMI NEMIKONAD . SHOMA AMELAN DAR INJA DAST BE TAHRIKAT QOMI MIZENID VA YADETAN AFTADEH KE AZ NEZAD TORK HASTID IN AMAL ZAD KOMISTI AST MIFAHMI CHE MIGOYAM.


منوچهر ژندی فر 20:50 @ Fri, 1 Apr 05

صدای پای فاشيسم.
چند سالی است که محافل و سازمانهای شناخته شده ای(اکثریت٫حزب توده٫کومله زحمتکشان٫حزب دمکرات....و البته به رهبری BBC و ارگانهای شناخته شده) مشغول معماری افکار توده ها براساس ايده های به غايت فاشيستی٫قوم گرا٫ و ضد مردمی خود میباشند. این افکار متعلق به تاریخ بربریت بشریت بجای هدف گرفتن ج.ا. مشغول منحرف کردن مبارزه مردم هستند و سعی در تکه تکه کردن این مبارزات میکنند.این نوع تفکر در شرایط فعلی تنها میتواند سمی در این مبارزات باشد. این افکار در شرایطی که ج.ا.خفاشان مشغول سربریدن و سنگسار و دست بریدن... هست٫ نه تنها در مقابل این جنایات آگاهانه سکوت میکند بلکه باز هم آگاهانه سعی بر این دارند که مبارزه علیه این جنایات را به جای دیگری بکشاند.مسئله واقعی مردم امروز این نیست که آیا آخوندی که مرا شکنجه میکند ترک است و یا فارس و یا کرد بلکه مبارزه جدی علیه این سیستم و پاسدارانش میباشد٫حال متولد هر جا که باشند.من نمیدانم مزیت اینکه من ترک را به فرض یک آخوندترک شکنجه کند در چیست؟ در مورد مسائل دیگر هم به همین نوع است.زمانی که ما خواهان مبارزه جدی با پدیده شرم آور (برای انسان قرن ۲۱) کودکان خیابانی هستیم منظورمان کودکان بطور عام است٫از افغان و فارس و ترک و کرد.آیا فهمیدن این قضیه این قدر پی چیده است؟
زمانی که ما از افسانه نوروزی٫کبری رحمانپور .....دفاع ميکنيم آيا اول بايد برويم ببينيم که کجا بذنيا آمده؟ اين ديگر از کدام موزه تاريخ در آمده؟
آيا موقع سنگسار يک زن(به فرض کرد) بايد خواهان آن شد که تنها سنگ زنندگان بايد از کردستان باشند؟ آيا اين است منطق اين نئو فاشيستها؟
امروز خوشبختانه جامعه ايران جامعه ای بسته نيست که بشود اين جور افکار ماليخوليايی و متعلق به دوران ماقبل تاريخ را به مردم فروخت.اما بايد هشیار بود و اجازه نداد که اين ويروسهايی که سالها در انجماد بوده اند دوباره مشغول تکثير خود شوند.بايد افکار را هرروزه عليه اين نوع فاشيسم واکسينه کرد.


ترانه 14:15 @ Fri, 1 Apr 05

بهرام جان ۷۱
عمل کرد های سرکوب گرانه جمهوری اسلامی در رابطه با حرکت های جنبشی در ایران به غیر فارس ها بر نمی گردد! این شیوه و منش این حکومت است نگاهی به حرکت های دانشجویان، معلمان ، پرستاران زنان و کارگران - و خشونت ذاتی جمهوری اسلامی با این نوع اعتراضات مترقی چهره ج.ا. را بیشتر نمایان می کند! در این که ملل تحت ستم در ایران وجود دارد و مورد ظلم و ستم بیشتری قرار می گیرند حرفی نیست اما آیا ملیونها کودک خیابانی برایشان فرقی هم می کرد که فارس یا ترک باشند اگر سقفی بالای سر و امکانی برای زنده گی شایسته انسان داشته باشند؟ بین فارس و ترک بودن ظلم به این کودکان کجا قرار می گیرد؟ آیا اکنون ما با دشمن اصلی تسویه حساب کرده ایم که بتوانیم در شرایط حداقل بهتر و بیشتر آزادی مشکلات ملیتی را حل کنیم؟ این جنگ بر سر فارس و ترک و کرد الان موضوعیت دارد؟ چه کسی از این جنگ قومی سود می برد؟ نمونه یوگسلاوی سابق را چرا از خاطر برده ایم؟ آیا همه ترک ها ، همه فارس ها و یا همه کرد ها منافع مشترک دارند؟ من ترک ، کرد و بلوچ هم سنگرم را به فارس زالویی که خون مردم را می مکد و بر فقر و زنده گی نکبت بار مردم اضافه می کند ترجیح می دهم . تو چی؟ شماها به چه قیمت به این جنگ دامن می زنید؟ آیا بیرون ار مرز ایران ترک و کرد و فارس وجود ندارد؟ فکر نمی کنی باید موضوع را دقیقتر نگاه کرد و آب به آسیاب سو استفاده کننده گان نریخت؟ این روزها می شود در ابعاد وسیع تر در باره !!! نوشت. مگر اینکه پذیرفته باشیم که این حکومت ماندنی است پس باید حداقلی از آن انتظار داشت.


بهرام رحماني 11:56 @ Fri, 1 Apr 05

جمهوري اسلامي مانع برگزاري کنگره زنان آذربايجان شد:

يادداشت کوتاهي از طريق اميل تحت عنوان «نئوفاشيسم فارس: شرايط دولت براى برگزارى كنگره زنان در آذربايجان» را دريافت کردم که بيانگر عمق سياست­هاي فاشيستي و ضدانساني جمهوري اسلامي بر عليه «ملل» ساکن ايران است. تعدادي از زنان آذربايجان قصد داشتند، کنگره­اي را در رابطه با مسئله زنان برگزار کنند که ارگان­هاي سرکوبگر و سانسورچي­هاي جمهوري اسلامي، برگزارکنندگان را احضار مي­کنند و از آن­ها مي­خواهند که هرگونه تبليغ حول اين کنگره و مباحث آن بايد به زبان فارسي باشد و نبايد هيچ نشاني از زبان ترکي آذري در آن، وجود داشته باشد. اين اقدام فاشيستي ارگان­هاي پليسي جمهوري اسلامي، در سرکوب «ملل» ساکن ايران تاز­گي ندارد.

نمونه اخير که زنان آذربايجان مي­خواستند کنگره خود را برگزار کنند، اين چنين با وحشي­گري و بربريت رژيم جمهوري اسلامي مواجه مي­گردند، نه از قدر قدرتي رژيم، بلکه ناشي از ترس و نگراني­اش مبني بر اين که حرکت­هاي اعتراضي و دمکراتيک در آذربايجان بيش از اين رشد و گسترش يابد، سرچشمه مي­گيرد. رژيم سلطنتي و جمهوري اسلامي، با ممنوع کردن حتا زبان­هاي اکثريت جامعه ايران که غيرفارس هستند، آسيب­هاي فراواني به فرهنگ و احساسات و عواطف انساني و اجتماعي اکثريت شهروندان وارد کرده است.

براي مثال تعداد جمعيتي که در ايران به زبان ترکي آذري تکلم مي­کنند، در حدود 25 تا 30 ميليون نفر است. چنين سياست­هاي غيرانساني که رژيم جمهوري اسلامي بر مردم «غيرفارس» اعمال مي­کند، از سوي همه انسان­ها و جريانات آزادي­خواه شديدا محکوم است. علاوه بر اين، چنين سياستي عوارض و عواقب ناگوار و وخيم انساني از خود بر جاي مي­گذارد, کين و دشمني را بازتوليد مي­کند و به شکل­گيري گروه­هاي ناسيوناليستي و نئوفاشيستي در ميان «ملل» تحت ستم نيز دامن مي­زند.


حبيب 10:29 @ Fri, 1 Apr 05

به انتقاد ٦٨-٦٩:
١- نوشته هايت به سه دليل ارزش جواب دادن ندارد:
- تو حداقل آداب معاشرت و گفتگوي مدني را هم نميدانى٬ نوشته هايت پر است از فحش و ناسزا و توهين و ادبيات لمپني فارسيּ گرچه اين٬ (بي)سطح ادبي و لمپنيسم٬ منحصر به تو نيست و مشخصه اكثر منسوبين به جريانات نژادپرست و فاشيستى است٬ اما به هر حال صاحبش ارزش مخاطب و جدي گرفته شدن ندارد

- نوشته هايت فاقد حداقل انسجام و منطق و نشان از ناآگاهي فوق العاده عميق و بسيار گسترده نويسنده آنها از مسائل مطرح شده استּ اينها را نمىتوان نظر خواند٬ شايد بشود نوعي پريشان انديشي و آشفته گويي آميخته با جهل مركب و پارانويا ناميدشانּ

- جوهر گفته هايت٬ نژادپرستي خالص و قوميتگرايي و راست افراطي٬ بىخبرى از مفاهيم و مقولاتي مثل زبان و مليت و نژاد و نژادپرستي و چپ و حقوق بشر و حقوق زباني و فرهنگ و تكثر و تلرانس و ּּּּ استּ يعني وضعيتت قابل حل شدن در ستون نظرات نيست و محصول سيستمي معيوب (منظور دولتي و فرهنگي رايج در ايران) استּ

اما براي تصحيح اغلاطت كه ممكن است خواندگان را به شبهه بياندازد:


٢- كشور تركيه كشورى مدرن و اروپايى و متعلق به جهان آزاد استּ در باره مردم شناسي اين كشور صدها نوشته و مقاله و كتاب و سند نشر شده است كه بهترين آنها كه اثر مشترك چندين دانشگاه و مركز آكادميك اروپائى است ٬ دائره المعارف ٧٠٠ صفحه اى زير است:
Peter Alford Andrews (ed.), Ethnic Groups in the Republic of Turkey, Wiesbaden, Dr. Ludwig Reichert Verlag, 1989, 659 p.

طبق اين اثر موثق و علمى٬ كردها به عنوان قوم در تركيه حدود ١٠ در صد و به عنوان زبان اول٬ حدود ٦ در صد اهالى را تشكيل مىدهندּ

٢- بنا به تعاريف مدرن از گروههاى ملى٬ كشور ايران كشور چند ملتى -كثيرالمله استּ با اندكس تنوع ملى٠٬٧٦ ּDiversity index 0.76ּ در حاليكه كشور تركيه كشورى همگن به لحاظ ملى با اندكس ملى٠٬٢٥ Diversity index 0.25استּ

بنابر اين در ايران ترك و كرد و عرب و بلوچ و تركمن و تركمن و فارس هر كدام ملت شمرده مىشوندּ در حاليكه در تركيه تنها خلق ترك ملت٬ و كردها و عربها و ּּּּ اقليت ملى شمرده مىشوندּ

٣- زبان نوع بشر هرگز صرفا وسيله ارتباط نيستּاين حتى در حيوانات هم همينطور استּ زبان فنكسيونهاى گوناگونى دارد كه ارتباط تنها يكى از آنهاستּزبان بشري اقلا در چهار عرضه ارتباط٬ نظام ارزشي٬ توليد و قدرت داراى عمل است :

1-means of communication
2-commodity of value
3-means of production
4-medium of power

زبان را تنها وسيله ارتباطى ديدن٬ نگرشي نژادپرستانه و دولتي و در عين حال ساده انگارانه و متعلق به قرون وسطي استּ كسانى مانند تو٬ كه زبان را صرفا ابزار ارتباط مىدانند٬ حتى به حد كاركرد زبان در ميان جوامع ميمونها نيز نرسيده اند٬ چه برسد به درك مدرن از زبان و حقوق زباني نوع بشرּ

٤- در ايران نيز زبان حاكم فارسى٬ تنها وسيله ارتباط بين انسانها نيست٬ ابزار اعمال قدرت از سوى دولت و عامل يكسانسازى و محو فرهنگها و زبانهاى ديگر و اجراى ايدئولوژىهاى راسيستى و بنيادگرائى و ּּּ استּ

در كشورى كه زبان ٦٥٪ از مردم از تمام صحنه هاى حقوقى و اجتماعى و علمى و هنرى غائب است و دولت حاكم بر آن كشور سعى در تحميل و جايگزين ساختن زبان قوم اقليت ٣٥٪ فارس بر ملل ايرانى دارد٬ زبان فارسى تبديل به عنصرى استعمارى٬ ضد مدنيت و ضدمدرنيته و ضد تلرانس و بر عليه تكثر و ضد دمكراسى شده استּ

٥- حقوق زبانى بخشى از حقوق اوليه بشر استּ اعلاميه جهانى حقوق زباني نيز كه از قضا دانشمندان و انديشمندان چپ در تدوين آن سهم عمده اى داشته اند مصوب ١٩٩٦ است و مدرنترين دست آورد بشر بر عليه نژاد پرستي و نژادپرستي زبانى استּ دده بيگلو مترجم اين اعلاميه و براهني رئيس سابق انجمن قلم كانادا را بيمار شونيست خواندن٬ چيزي به جز هذيانات شونيستي يك بيمار نمي تواند باشدּ


انتقاد 0:06 @ Fri, 1 Apr 05

تکرار می‌کنم، زبان فقط و فقط وسيله‌ی انتقال افکار و ارتباط انسانها است. انسان وقتی به کشوری مهاجرات می‌کند، زبان آنجا را بدون هيچ تعصبی می‌آموزد و در زندگی اش هم خللی وارد نمی‌شود. مگر بيمار شووينيستی مثل رضا براهنی و علی دده‌بيگلو باشد که آبروی هرچه ترک هست برده‌اند!! در واقع این تو هستی که از روی مدل استعماری قرن هيجدهم و نوزدهم اروپا، مردم را از روی قوميت و زبان آنها طبقه‌بندی می‌کنی. چشمت را باز کن ادَ! کافی است يک شبکه‌ی تلويزيونی را در اروپا يا آمريکا باز کنی و به رنگ و شکل و شمايل مردم نگاه کنی. همه جور آدمی را می‌بينی. کسی هم از کسی زبان و اصل و نسبتش را نمی‌پرسد! گذشت آن دوره که برای اندازه‌‌ی دماغ و رنگ چشم و اينها کتاب می‌نوشتند و طبقه‌ی نژادی می‌تراشيدند. دوره‌ی اين کثافت‌کاری‌ها ديگر تمام شد و امثال تو هم آخرين ضجه‌ی اين تفکر بيماری هستيد. حتی امپرياليستی‌ترين رژيم‌ها مثل آمريکا افکار تو را به مسخره می‌گيرند برای اينکه تو به دنيای امروز تعلق نداری و داری برای برگشتن به قرن هيجدهم خودت را پاره می‌کنی!!!

وقتی پای مثال می‌رسد از ميمونها مثال می‌زنی! مسخره است نه؟ مگر قرار شده ميمونها الگوی انسان قرن بيست و يکمی باشند!!؟ انسان قرن بيست و يکم تفکرات فيلسوف‌های ايده‌آليست و مستعمره‌چی‌های قرن هيجدهم - نوزدهم را هم زير سوآل برده آنوقت تو هنوز از ميمونها الگو می‌آوری!!؟ پدرجان دنيا را کمی بازتر ببين و تار و پودهای تعصب قومی را از سر و روی پاک کن. اينقدر بين مردم تخم کينه نپاش! مگر چه عيبی دارد مردم با ظواهر و نژادهای مختلف کنار هم زندگی کنند، با هم ازدواج کنند، با هم حرف بزنند؟ حتما بايد بين شان خطکشی کرد؟


انتقاد 23:50 @ Thu, 31 Mar 05

به پانترکيست-شووینيست آدمخوار ۶۱ و ۶۳
من چپ می‌زنم برای اينکه چپ هستم و به جهانوطنی و رهايی انسان از بند قوميت و نژاد و رنگ و زبان باور دارم. تو دست راستی‌ترین شکل تفکر یعنی قومیت‌گرايی مخوف پانترکيستی را پشت ويترين چپ قايم کرده‌ای! به این می‌گن جنايت!! کسی که مردم را از روی نژاد و زبان طبقه‌بندی کند شووينيست است، حالا چه خوشت بيايد چه نيايد.

تنها تفاله‌ای مثل تو می‌تواند به بخش بزرگی از مردم بگويد عامل CIA . حالا فرق نمی‌کند کردها در ترکيه ده درصد هستند يا بست درصد، ولی برايم جالب است وقتی حرف به حقوق صد در صد پايمال شده مردم کرد در ترکيه می‌رسد،‌ يکدفعه آنها را تبديل می‌کنی به اقليت!!! آنوقت در ايران، جمعيت يک ميليون و سيصد هزارنفری اعراب می‌شود ملت عرب!!! گفتم که این بيماری شووينيسم دوا و درمانی ندارد. تو وقتی می‌خواهی از حقوق انسانها دفاع کنی باید از حقوق همه‌شان دفاع کنی نه فقط فک و فاميل خودت.

با پر رويی از کنار سوآل من راجع به موسيقی شومان و فرانسه و آفريقا فرار کردی چون جوابی نداشتی! ايدئولوژی امثال تو در برهه‌های مختلف تاريخ خودش را خوب نشان داده،‌ نیازی نيست دست و پای بيجا بزنی :))

مزخرف‌گويی را آنجا به اوج می‌رسانی که مدعی می‌شوی دانشگاهيان روستا به روستا در ترکيه قدم آهسته رفته، با مردم حرف زده و از روی زبان‌شان از آنها آمارگيری کرده‌اند!! خیلی ببخشيد اين دانشگاه معتبر کدام است که ما خبر نداريم!!؟ ما نمی‌دانستيم که کار ثبت احوال را دانشگاه‌ها انجام می‌دهند:)) بعد گله می‌کنی که سيا از چيزی خبر ندارد! اگر سيا از چيزی خبر نداشت،‌ چيزی بود در حد سيستم اطلاعاتی حقير جمهوری اسلامی و دولت کثيف ترکيه و الهام علی اوف!
برو گورت را گم کن جوجه شووينيست آدمخوار!


ترانه 20:17 @ Thu, 31 Mar 05

شبح نازنين باور کن نيمساعت قبل که بخونه اومدم و البته مثل هميشه سری به اين جا«شبح خانه» زدم همين تصور بنظرم رسيد. چرا همه ما جای خالی شبح را نمی توانيم پُر کنيم؟ چرا هنوز احتياج به مبصر و ناظر داريم؟ چرا از محبت بی دريغ شبح نمی توانيم خوب بهره بگيريم ؟ راستش دلم کمی گرفت ولی به ارزش و جايگاه تو عزيز شبحی بيشتر پی بردم. گمان می کنم بی تو چيزی گم شده که نمی دانم چيست! منتظر شنيدن تو هستم گر چه ديدار هم آرزو بود و هست....


shabah 19:39 @ Thu, 31 Mar 05

fekr mikonam in dostan injori ham ra be foosh keshidan ta be vojod man manii bedan!
age hame chiz moratab bood bad man fekr mikardam keh nyazi be man dist!
be omid roozi keh taasob az zamin barchideh beshe va albate ta tabaghat va estesnmar ast basat hamin basate va tasob sare jashe.
zyad khosh hal nabashid kamputeram farda pas farda dorost mishe mes ajale moalagh sar miresam. pas felan khosh begzaronid!


قومپرستي 16:14 @ Thu, 31 Mar 05

قومپرستي از مجراي "انتخابات


12:57 @ Thu, 31 Mar 05

به پرت و پلا نويس شماره ٦٠:

تو مغز نحيفت را با فهميدن و طبقه بندي موسيقي شومان و آفريقا و ּּּ خسته نكن٬ فعلا سعي كن اين را ملتفت شوي كه چيزي به اسم موسيقي ايراني وجود ندارد٬ در ايران موسيقي ملل ترك و عرب و كرد و بلوچ و فارس وּּּ غيره وجود دارند كه هركدام ممكن است ژانرهاي كلاسيك و انسترومنتال و جاز و پاپ و با كلام و بي كلام و ּּּغيره داشته باشندּ

به جاي لوس بازي و اداي ترك در آوردن و جهان وطن شدن ٬ صرفا به خاطر اينكه با زبان تركي كينه داري٬ سعي كن اين را بفهمي كه زبان صرفا وسيله ارتباط و انتقال و ּּنيستּ اين نه تنها براي انسانها٬ حتي براي ميمونها و ديگر حيوانها هم همينطور استּּּּ

در كشوري كه نژادپرستي زبانى-كه لابد اسمش را هم نشنيده اي- و قوميتگرائى فارس سياست رسمي دولت و فرهنگ غالب روشنفكران و سياسيون قوم مسلط يعني فارس ميباشد٬ تصادفا زبان غالب ابزار قدرت و سلطه جويى و زبانهاى مغلوب سمبل عصيان بر عليه راسيسم هستندּ

اگر اينها را نمي تواني درك كني- كه نمي تواني- برو در اينترنت ليگوسيسيم ( linguicism) رو سيرچ كن تا اقلا مهمل گويى نكني و مردم را با ادعاهاي عهد بوقي ات نخنداني كه در ايران كه راسيسم زباني فارسي سياست رسمي دولت است٬ يك ترك-كه مثلا تو باشي- زبان را صرفا وسيله ارتباط ميداندּ


مريم 12:47 @ Thu, 31 Mar 05

شبح جان! ممنون از طنز فوق العاده عزيزنسين و انتخاب به جاي شما! اميدوارم تو سال جديد وضعيت آزادي بيان در ايران بهتر بشه. هر چند سالي كه نكوست از بهارش پيداست! راستي عيدت مبارك!
اي واي باز كه اينجا ترك ها و فارس ها دعواشون شد!


12:29 @ Thu, 31 Mar 05

به پرت و پلا نويس شماره ٦٠:

فاشيستك ٬ مدتي بود چپ ميزدى٬ حالا هم راست ميزنى و به سيا پناه برديּ

جمعيت نگاري و جمعيت شناسي عرصه اى تخصصي است٬ صدها مرجع علمي و دانشگاهي روستا به روستا جمعيت كرد در تركيه را فهرست بندي كرده اند و ميگويند كه كمتر از ١٠ درصدּ

حالا تو رفته اي به آمار من در آوردي سازمان سيا - همان كه كردها در منطقه آلت دست و متفق اش هستند چسبيده ايּ سازمان سيا از كي مرجع دانشگاهي مردم شناختي شده است؟

همان سازمان سيا ميگفت كه عراق سلاح اتمي وجود دارد٬ همان سيا باز ميگويد كه در ايران فارسها اكثريتندּ البته هم بايد اينطور بگويد٬ سازمانى كه دو بار در ايران كودتا كرد تا قوميت فارس را به حاكميت برساند ּּּּ


علی فرهنگ 10:01 @ Thu, 31 Mar 05

خیلی جالب بود. کلی خندیدم. به این می گویند طنز!
خسته نباشی شبح جان


habib 7:48 @ Thu, 31 Mar 05

در جواب دوست عزیز نسرين (۵٦) که نوشته اند :

و مجموعه ی اینها (موسيقي تركي و كردي و بلوچي و عربي و لري و تركمني و فارسي و تاجيكي و ּּּּ) موسیقی ایرانی است !

عرض کنم که :

همانطور كه موسيقي عراقي و تركيه اي و سوريه اي و وجود ندارد٬ موسيقي ايراني هم وجود خارجي نداردּ آنچه وجود دارد موسيقي ملل ساكن در ايران يعني موسيقي تركي٬ كردي٬ عربي٬ بلوچي٬ تركمني٬ فارسي و ּּּּ استּ و مجموعه اينها هم مجموعه موسيقي هاي ملل ايراني استּ

همه ميدانيم كه نژادپرستي آريايي و ميكروقوميتگرايى محلي فارسي٬ ايران را با فارس يكي ميشمارد٬ فارس را اصلي و صاحب خانه و ּּּ و هر چيز غير فارس در ايران را از زبان و فرهنگ و موسيقي و ּּּ محلي و خرده فرهنگ و بومي و ּּּּ مي شناسد٬ در همه كتابها و نشريات و سايتها و موسساتي كه بنام موسيقي ايراني وجود دارند٬ فقط به موسيقي فارسي اشاره ميشود و در عوض مثلا از موسيقي اپرائي و كلاسيك و جاز و مقامي و آئينى و فولكولريك تركي-آذربايجاني به اسم موسيقي محلي نام برده ميشود (البته اگر نامي برده شود) كه اين عين نژادپرستي و شونيسم فارسي استּ

بنابراين با توجه به دست بالا داشتن راسيسم آريائى و قوميت گرايى فارسى در ايران٬ بايد اكيدا از ايراني ناميدن زبان و فرهنگ و هويت و موسيقي ملل ايراني غيرفارس پرهيز كردּ موسيقي تركي و كردي و عربي و ּּּ نه موسيقي تركيه اى٬ نه موسيقي عراقي و نه موسيقي ايراني نيستند٬ موسيقي تركي و كردي و عربي هستندּ


nasrin 5:28 @ Thu, 31 Mar 05

کنجکاو عزیز
از پیام صمیمانه و امیدوار کننده ات ممنونم ٫ سال نوی شما هم مبارک !

در جواب دوست عزیز بی نام (۵۲) که نوشته اند :
؛؛ ثانيا نه در ايران و نهدر خارج چيزي به اسم موسيقي ايراني وجود نداره٬ ما موسيقي تركي و كردي و بلوچي و عربي و لري و تركمني و فارسي و تاجيكي و ּּּּ داريمּ؛؛
عرض کنم که :
و مجموعه ی اینها موسیقی ایرانی است !

و اما در ارتیاط با موضوع یعنی ؛؛ طنزهای نوروزی ؛؛ :
روزی ملا به زنش گفت قدری پنیر بیاور که بخوریم چون شنیده ام پنیر اشتها را زیاد می کند و مقوی است و برای بدن خیلی مفید است .
زن ملا گفت : ولی ما پنیر در خانه نداریم .
ملا بلافاصله گفت : بهتر چون پنیر خون را کثیف می کند و چربی بدن را زیاد می کند و هیچ فایده ای ندارد .
زن ملا که از این ضد و نقیض گوئی شوهرش تعجب کرده بود گفت :بالاخره حرف اولت را باور کنم یا آنچه را که بعدا گفتی ؟
ملا گفت : اگر پنیر در خانه داشتیم حرف اول را ولی حالا که نداریم حرف دوم را !

حکایت جمهوری اسلامی است و دموکراسی و حقوق بشر در ایران و جهان !


nasrema 17:46 @ Wed, 30 Mar 05

جاي شكرش باقي است كه وبنگار نبوده آن....


گزیده بلاگستان پارسی 16:41 @ Wed, 30 Mar 05

مطلبتان جالب بود/ بلاگری حرفه ای نشان میدهید/ من به تازگی وارد عالم سایبر شدم. نظرتان چیست؟


10:10 @ Wed, 30 Mar 05

كنجكاو پان آريائى:

مردم از زبان و حقوق اكثريت ايرانيها٬ يعني تركها صحبت مىكنند اونوقت فورا مي شن پان تركيست٬ ولي تو هر وقت دلت خواست فيلت ياد هندوستان و سمرقند و طربخانه تاجيكي و ּּ مي كنه

ثانيا نه در ايران و نهدر خارج چيزي به اسم موسيقي ايراني وجود نداره٬ ما موسيقي تركي و كردي و بلوچي و عربي و لري و تركمني و فارسي و تاجيكي و ּּּּ داريمּ


DARIUSH 9:03 @ Wed, 30 Mar 05

SHABAH VA DOSTAN TABRIK

AMA

BEBINID KE CHE ASHI BERAYETAN POKHTEAND
HAM ASHI KE BE KARGARDANI YELTSEEN VA GORBECHOF BERAYE ROSIYE CHEDEH SHOD

SARPASDAR SAZEGARA MESLE YELTSEEN VA AHMMAD CHELEBI BE MODET DO MAH DAR AMRIKA TAVASOTE CIA DARSE DOMOCRACY MIAMOZAD

SAZEGARA DAR MOSAHEBEH BA NESHRIYEH DOHAFTEH CHAPE WASHINGTON MIGOYAD.
MA NEBAYAD MESLE AHMMAD CHELEBI BACHE RA MORDEH BE DONYA BIYAVARIM BAYAD KHETE QERMEZHA RA RAAYAT KONIM BAYAD MASALE POOL GEREFTAN(AZ CIA) VA HAMCHININ TARHE REFRANDOM RA TARHE KHOD IRANIHA BEDANIM
OU TALVIHAN NEQSHE CIA RA DAR MAJERAYE REFRANDOM BAR MALAA MIKONAD


انتقاد 7:50 @ Wed, 30 Mar 05

پانترکيست آدمخوار شماره ۴۵
علی دده بيگلو معروف به (مهران بهاری) که وبلاگ سوزوموز را می‌نويسی! دست از توهين به ملیت‌ها بردار. تو ضمن توهين به کردهای ترکيه و قرار دادن آن‌ها در رده‌ی دومين گروه مسلمانان متعصب دنيا، به دروغ آن‌ها را ده درصد از کل جمعيت ترکيه خوانده‌ای که اين بی‌شرمی دل آدم را بهم می‌زند!!! همه‌ی دنيا معترفند که ترکيه‌ی ۷۵ ميليونی،‌ چيزی بين ۲۵ تا ۲۷ ميليون کرد دارد، تو چطور می‌گويی هفت ميليون؟!!
دوره‌ی آدمخواری شوونيستی و قوميت‌گرايی مدت‌ها است که گذشته. حيا کن و برو دنبال کاری باشرافت!!


ترانه 6:00 @ Wed, 30 Mar 05

کنجکاو جان!
برايت يک تشکر نامه ياهو*(نخوانی ياحق) فرستادم از طريق آدرس ای ميل ات.
راستش دير وقت بخانه آمدم و کنجکاو از هديه کنجکاو!!!! آهنگ را با صدای کم شروع به شنيدن کردم. نه اين در خور هديه تو نبود. پس منتظر فردا/ چند ساعت جلوتر می شم تا با صدای دلخواه بشنوم ش! ترانه ای که این روزها گوش می دهم «امشب در سر شوری دارم پروین ه» همه عشق و شور زنده گی را در خود دارد! نه همه موسیقی ایرانی هم غم گین نیست!
راستی عکس فرزندانت (فرزندان کنجکاو)را هم در سايت سمرقند ديدم نگفته بودی دختر های به اين قشنگی داری:((
* وقتی نوشتم «ياهو» هم ياد جوک ياهو و یوهو افتادم هم یاد درویش ها.
این طنزهای نوروزی شبح هنوز منو گرفته ...
شاد باشی مهربون!


gooya-گويا 20:54 @ Tue, 29 Mar 05

حمايت استادان الهيات تركيه از امامت زنان در خواندن خطبه و نماز جمعه:

مسلمانان تركيه بيشتر سنى و پيرو مذهب حنفى مىباشندּ اين مذهب به عنوان مذهبى كه داراى بيشترين تساهل در باره مسائل زنان در ميان مذاهب اسلامى است شناخته شده استּ

نزديك به يك چهارم جمعيت تركيه را تركان علوى (قزلباشها و بكتاشىها) تشكيل مىدهند كه اساسا به شريعت و عبادات اسلامى مانند نماز و ּּּ اعتقادى ندارندּ برابرى زن و مرد در همه عرصه هاى اجتماعى و اعتقادى از خصوصيات جوامع علوى ترك استּ

اقليت كرد (١٠ در صد جمعيت) ساكن در جنوب شرق اين كشور، پيرو مذهب شافعى است كه پس از تشيع امامى به عنوان سختگيرترين مذهب اسلامى در باره مسائل زنان شناخته شده است


golku 20:14 @ Tue, 29 Mar 05

شبح جان
خيلی جالب بود. دست تو و دست عزيز نسين درد نکند. احتمالا آن زمان هنوز جسم سخت اختراع نشده بود. راستی اسم آن جراج مرتضوی نبود؟

شبح جان آمده ام دم در خانه دنبالت. لطفا يک تک پا تشریف بیارین دفتر!


شبنم 16:06 @ Tue, 29 Mar 05

:)) شبح جان، خيلی خوب بود. مثل اينکه به قول دوستی، بايد زار زار بخنديم!


14:17 @ Tue, 29 Mar 05

منوچر جندي٬ تو واقعا احمق هستي يا خودت رو به حماقت زدي؟

در ضمن موقع نوشتن شر ور٬ از خودت به شكل ما اسم نبرּ بابا اين چه عقده خود بزرگبيني هستش كه بين فاشيستهاي فارس مد شدهּ يه وقت اعليحضرت ممد دماغ پهلوى آريازده به خودش ما ميگفت٬ يه مدت خميني ملاطالبان فارس ولايت فقيهي٬ حالا هم نئوفاشيست ميكرو قوميتگراي جنديفر خان به خودش ما ميگهּּּ


ترانه 10:46 @ Tue, 29 Mar 05

کنجکاو عزیز و مهربان
خوش حالم که ۲ زاریت/تومنی ات افتاد:(((
يه نگاهی به موضوع مطلب شبح غايب می انداختی «طنزهای نوروزی: کنفرانس جراحان‌برتر»
بعد می گرفتی که بعضی کامنت ها (۳۲ -۳۳-۳۷ و۳۸) بيشتر جوک است. آنهم از نوع بی مزه و بی ثمر!!!

ضمنن پیشنهاد دارم از حالا تا رسیدن صاحب خانه و مبصر فعال تر باشیم و با هم تبادل نظر کنیم. شاید شبح جان بابت کامنت ها پولی بما بده:(((


کنجکاو 10:13 @ Tue, 29 Mar 05

آقای "ی" گرامی!
در اين پگاه روشن (6 بامداد) مرا خيلی خنداندی. سپاس گزارم. بروم و به بدبختی ها برسم، برای کامنت نوشتن به من يکی پول نمی دهند. آرزوی روز پُر کوک ی را برايت دارم.


منوچهر ژندی فر 4:35 @ Tue, 29 Mar 05

آقای بی نام مبلغ نفرت.
من به عنوان یک فرد بزرگ شده در خانواده ای ترک به شما هشدار ميدهم.بس کنيد!
انسانها را شقه شقه و تکه تکه نکنيد.
جايگاه انسانها برای آتش٫کنجکاو و شبح و ديگران در اين وب لاگ جدا از زادگاهشان است٫ من ملا حسنی و رفسنجانی و خلخالی و خاتمی و خامنه ای را جدا از زادگاهشان شرمی برای بشريت ميدانم.ميدانم که شما اين را نمي فهميد.و نخواهيد فهميد چون ماموريت شما کاشتن تخم نفاق بين انسانهاست.اينرا ميدانم.ولی به شما يکبار ديگر هشدار ميدهم٫دست از اين نفاق بين انسانها برداريد٫اين به نفع خودتان است.
ما اجازه نميدهيم که شما و ارگانهای رهبری کننده شما ايران را به يک يوگوسلاوی ديگر تبديل کنيد.من اين را به شما از صميم قلب قول میدهم.ميبينيد که انسانهای هشيار اينجا کم نيستند و اين انسانهای هشیار ضمانت حرف من هستند.


3:13 @ Tue, 29 Mar 05

ميبينم كه كنجكاو-جنديفر وּּּ مثل ملافارسهاى طالباني حاكم بر ايران٬ يكصدا از امامت جماعت زنان اعصابشون خط خطي شده و به زمين و آسمان فحش ميدن

بيخود نبود كه ميگفتن نئوفاشيسم فارسي هر دو شكل بنيادگرا (منظور جمهوري اسلامي) و نژادپرستش (منظور كنجكاو-جندي فر-ּּּ‌ּּּ و دارو دسته ميكروقوميتگرايان فارس) هر دو تاشون دو روي يك سكه اندּּּ


3:01 @ Tue, 29 Mar 05

دوستان عزيز فاشيست و ابله :كنجكاو-جندي فر-ּּּ

گرچه همه فاشيستها كمابيش همينطورند ولي شما ديگه زيادي در عالم گه و استفراغ و اسهال و ּּּּوول ميخوريدּ

بابا نفسی تازه كنيد٬ دنيا همه اش گه و استفراغ و اسهال و سردى و ּּּ كه نيستּ اين گل و بلبل فارسي خر و كره و نئاندرتال و ويروس را هم براى خلوت خودتان نگه داريدּּּּ

شما دنيا و مملكت رو با توالت و باغ وحش اشتباه گرفته ايدּگرچه با اين جثه مغزي كه داريد٬ مملكت و دنيا و ּּּּ سهل است٬ گرفتگى چاه توالت خونه تان را هم نميوانيد بفهميد و حل كنيدּ

مشكل مردم بدبخت ايران٬ همين جثه مغزي است كه عمامه دارش سنگسار مىكند و بي عمامه اش نئوفاشيست باغ وحشي جندىفري و توالتي كنجكاوي توليد ميكندּּּּּ


atash 1:35 @ Tue, 29 Mar 05

کنجکاو عزیز ..
حرف مرا اينجا در مورد کامنت های ۳۲ و ۳۳ نوشتی و چه خوب هم نوشتی .. ارتجاع را در همه جا و در هر لباسی بايد جاروب کرد و براستی تو اين کاررابه نحواحسن انجام دادی ..


منوچهر ژندی فر 0:38 @ Tue, 29 Mar 05

کنجکاو جان.
آمدم دوباره در مورد اين نئاندرتال جا مانده درتاریخ یعنی همین نئوفاشیست ترک بنويسم که تو پيش دستی کردي.اين ويروس نه درمورد سنگسار مينويسد نه اعدام ونه هزار بلايی که سر آن مردم هر لحظه ميايد٫تنها ميايد اينجا و استفراغات هر ترکی را به فروش ميرساند من مانده ام اين سرش به کدام ارگان وصل است که اينچنين از صبح تا شب مشغول جدا کردن انسانها است.اين ويروس را بايد هرچه بيشتر افشا کرد تا ديگر تخم نفرت بين انساها -حداقل- در اينجا نکارد.
زنده باد کنجکاو خودمان و روح انسانيش.


کنجکاو 23:38 @ Mon, 28 Mar 05

آقا "ی "!
اين "ی" ها را توانستی درستش کن که دست کم جای انگشت ات اين جا و آن جا نماند.
اين دری وری ها چيه این جا می گذاری. مگر خودت خواهر مادر نداری؟ مگر هر خانم پرفسور دکتر!! شر و وری گفت را می توان توی وب لاگ مردم چپاند؟
بابا شبح خرش از کره ايی دُم نداشت که يک بار گفت نياکانش به آذربایجان می رسند. تو امروز می خواهی مسلمانش بکنی و پشت سر زن ها!! هم نماز بخواند.
اين آکِله آمده يک گه ای خورده و تو هم توی همه وب لاگستان پر کردی، انگاری نوبر اسلام برايمان آورده ايی. تازه ملت از دست آخوند نَر رها نشده اند تو آمدی با اين زنيکه پروفسور دکتر حوزه عليمه می خواهی آخوند ماده هم به آن ها به چپانی!؟
اسلام شايد آلترناتيو حکومت آينده تورکيه باشد ( مردم که دلشان است ،اگر ژنرال های آتاتورک بگذارند) اما جايی در ايران نخواهد داشت، چه ماده و چه نَرش.
از اين ها بگذريم، خدا وکيلی پدر وب لاگ مرتضی نگاهی را در آوردی ها با اين گه ايی که به آن جا می زنی آن هم با ده ها نام و همه می دانند تو يک نفر بيشتر نيستی از "ی" هايت پيداست! يک کاری برای اين "ی" ها بکن. مگر سازمان امنيت ترکيه نمی تواند يک تخته کليد نو برات بخرد!؟ اما تئوری های يکی از دوستانم می گويد سازمان امنيت حکومت اسلام، چون هر گاه برخوردی و سخنی از بدبختی های فراگير مردم ايران به ميان آمده تو آمده ايی و تنور فارس ستيزی ات را داغ کرده ايی و تلاش کرده ايی گفت و گو را به کژ راهِ بکشانی. راستی چرا از زير پاسخ دادن به شمر در رفتی؟ ما چشم به راه بوديم.

پاسخی هم به اين مفتی يه (ماده مفتی) تورک؛ زمانی که محمد اسهال استفراغ گرفته بود(سردي اش شده بود) و نمی توانست پيش نماز شود، عايشه را که در باهوشی و هم چنين آگاهی اش از دستورات محمد فرای ديگران بود (گويند قرآن را او مشق و گاه دست کاری کرده بود)، با اين روی، محمد او را به پيش نمازی برنگزيد و ابوبکر را امام جمعه موقت کرد. تازه، نو آوری ("بدعت") در اسلام کار ناشايست ("فعل حرام") شمرده می شود.


تركيه- امامت زنان 16:33 @ Mon, 28 Mar 05

پروفسور دكتر بيضا بيلگين مىگويد: ""از آنجائيكه به طور سنتى قسمت اعظم فضاى مساجد براى مردان اختصاص مىيابد٬ بعضى از مردان گمان مىكنند كه اگر زنى امامت جماعت را برعهده بگيرد٬ اقتدا كردن به او و صف بستن در پشت وى مسئله ساز خواهد بودּ آنها مىگويند اگر امام جماعت٬ زنى زيبا و جوان باشد٬ مردان اقتدا كرده به وى در پشت او٬ چگونه بر خود حاكم خواهند شد٬ آيا عبادت آنها باطل نخواهد گرديد؟ آنها تصور مىكنند كه در اين صورت٬ وضويشان فورا باطل خواهد شد""ּ


وى اضافه مىكند: ""اين كمبود و فقدان اعتماد به نفس در ميان بعضى از مردان چيست؟ اگر احتياجى به امام جماعت زن باشد٬ اين مردان هستند كه بايد تدبيرات لازمه را در نظر بگيرندּ


تركيه- امامت زنان 16:25 @ Mon, 28 Mar 05

حمايت استادان الهيات تركيه از امامت زنان در خواندن خطبه و نماز جمعه

خانم پروفسور دكتر بيضا بيلگين (Prof. Dr. Beyza Bilgin) از كادر علمى دانشكده الهيات دانشگاه آنكارا در حمايت از امامت زنان مىگويد:

""در زمان حضرت محمد خانمى براى امامت منصوب شده استּ اما بعدها فقهاى اسلامى مناسب نبودن امامت زنان را ادعا نموده اندּ

سبب چيست؟ سبب اين است كه زنان همواره از تحصيل محروم بوده اند٬ و هميشه از حضور در خارج خانه و اجتماع منع شده اندּ و در نتيجه نداشتن تحصيل و صاحب حرفه اى نبودن٬ امامت زنان هم موضوعيت پيدا نكرده استּ

اما در عصر ما اداره امور دينى تركيه (ديانت ايشلرى باشخانليغى) ٬ كادرهاى زن را براى منصب معاونت مفتى منصوب مىكندּ معاونت مفتى مقامى است كه هم صلاحيت دارد امامى جماعت را بر عهده بگيرد وهم مىتواند خطبه بخواندּ اين مقام٬ فوق امامت استּ

همانطور كه امروز زنان به وقت خواندن نماز در پشت قسمت پرده دار مساجد و يا بالكونها به صف مىايستند٬ موقع برگزارى نماز جماعت به امامت يك زن نيز٬ مردان مىتوانند در همان قسمتهاى مسجد (پشت پرده ويا بالكون) صف بگيرند""ּ


sherwood 8:58 @ Mon, 28 Mar 05

سلام. در اين كه در دنياي وبلاگستان بزرگ تر مائي كه شكي نيست. خدمتتون رسيدم براي عرض تبريك سال نو.
اميدوارم سال جديد را خوب شروع كني و بهتر ادامه دهي و عالي تمامش كني!
تا بعد


jay 17:36 @ Sun, 27 Mar 05

سال نو ی ايرونی و بهاران خجسته باد

سال و فال و مال و حا ل و اصل و نسل و تخت و بخت
باشَدت در شهرياری برقرار و بر دوام
سال خُرم فال نيکو مال وافر حال خوش
اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام

" حافظ


چه بد که همیشه در ايران همه چيز اینطوری است.... به اميد روزگاری بهتر


Rosva 9:50 @ Sun, 27 Mar 05

ترانه عزيز (۱۷)
قربانتگردمزمانيکهمندرتهراندبستانميرفتمشماهنوزبدنيانيامدهبوديد.(نقطه)اينجافقطفونتمراعوضکردم.(نقطه)
عيدت مبارک.(نقطه)


کنجکاو 7:06 @ Sun, 27 Mar 05

شبح جان سال نو را (گرچه کمی دير شده، باری،) به تو و هم چنين به خواننده گان خوبت (ترانه، نسرين، آتش، اِرنی، منوچهر، علی، داريوش و... همه و.همه) شادباش می گويم. امسال "آرزو" ی سال خوبی را برايتان نمی کنم چون می دانم سال خوبی را در پيش خواهيم داشت. کار از آرزو گذشته اگر ما هم کمی کوشش کنيم.


هزار حرف نگفته 5:02 @ Sun, 27 Mar 05

شبح جان :
از مسافرت دوساعته که رسیدم .
باید زودتر بهت تبریک می گفتم .
عیدت مبارک.
با آرزوی سالی پر از شادمانی و سلامت برایت .

با مهر
علی


بهادر 23:49 @ Sat, 26 Mar 05

خيلي جالب بود شبح جون !


راسيسم 21:58 @ Sat, 26 Mar 05

نئوفاشيسم فارسى: ممانعت از تشكيل كلاسهاى آموزش تركى به بهانه هاى واهى

در سراسر آذربايجان يك خانه فرهنگ كه به ترويج فرهنگ آذربايجان بپردازد يافت نمىشودּ دو سال پيش على رغم تضييقات رژيم نژادپرست، جوانان آذربايجانى در خانه فرهنگ منظريه تبريز و با امكانات محدود خود اقدام به گشايش كلاسهاى زبان تركى نمودند، كه به علت منحصر به فرد بودن، با رغبت جوانان شهر مواجه شدּ اما پس از مدتى از طرف مقامات دولتى، به دلايل واهى از جمله اشتراك دختران و پسران در كلاسها در كنار هم، حضور يكى از فعالين فرهنگى آذربايجان دانشگاه آزاد اسلامى در يكى از درسها و اشتراك دكتر صديق در كلاسها و، تعطيل شدندּ در زير ابلاغيه مربوطه را ملاحظه مىكنيد:

شهردارى منطقه سه

ּּּּּּּּּ
احتراما بدينوسيله اعلام مىدارد با توجه به عدم تعهدات و رعايت نشدن شئونات و دعوت و آمدن افراد مسئله دار به جلسه و كلاس آموزش زبان تركى، از ادامه تشكيل جلسات و كلاسهاى آموزشى معذوريم و تعطيلى آن ابلاغ مىشودּּּּּ

مدير فرهنگى و اجتماعى منطقه سه


banafshe 20:22 @ Sat, 26 Mar 05

خيلی خنده بود... براي چند نفر تعريف کردم. :)


rouzbeh 11:58 @ Sat, 26 Mar 05

ّّدر ایران حتما باید خدا بیاید و عضوی پایین تر از مقعد برای روزنامه نگاران بینوای ایرانی خلق کند


محمد جواد طواف 11:29 @ Sat, 26 Mar 05

حالا متوجه ميشم چرا مادرم به من مي گفت روزنامه نگار نشو!... احتمالا همين طنز عزيز نسين رو شنيده بود... شايد هم از تماشاگران اون شو بوده... راستي شبح جان .. خوشحالم بعد از مدتها تونستم بيام اينجا.. نوروز بر شما مبارك باد.. شاد و سلامت باشيد


راسيسم 9:55 @ Sat, 26 Mar 05

نئوفاشيسم فارسى: شرايط دولت براى برگزارى كنگره زنان در آذربايجان

بنا به اظهارات شمارى از مسئولين برگزارى كنگره زنان در تبريز٬ مسئولين امنيتى استان آذربايجان شرقى چند روز مانده به كنگره٬ برگزارى آن را مشروط به موافقت كتبى هيت برگزار كننده با موارد زير ساخته اند:

١- به هيچ عنوان سخنرانىها نمىبايد به زبان تركى انجام شوندּ
٢- مدير و يا مديران كنگره و اعضاى هئيت علمى كنگره٬ از آغاز تا پايان كنگره بايست به زبان فارسى صحبت كنندּ (زبان كنگره٬ تماما بايد فارسى باشد)ּ
٣- در سالن و يا فضاى كنگره به هيچ عنوان٬ اعلاميه٬ پلاكارت و يا نوشته تركى نبايد وجود داشته باشدּ
٤- كليه دعوتنامه ها و تقديرنامه ها بايد به زبان فارسى باشندּ
٥- به سخنرانى نامهاى مطرح در جنبش ملى دمكراتيك آذربايجان به هيچ وجه نبايد اجازه داده شودּ
٦- اشخاصى كه زمان سخنرانى آنها از پيش تعيين شده ٬ نبايد به زبان تركى سخنرانى كنندּ
٧- اين كنگره به هيچ عنوان نبايد هويت آذربايجانى و يا صبغه حركت ملى آذربايجانى را داشته باشدּ (در نتيجه نام آذربايجان از كنگره علمى و فرهنگى زنان آذربايجان نيز حذف مىشود)ּ
٨- همه مقالات و تقديمهايى كه به نوعى مربوط به زنان ترك و آذربايجانى باشند حذف شوندּ
٩- به هيچ عنوان به اجرا و ايفاى موسيقى آذربايجانى اجازه داده نشودּ

پس از امضاى اين شرطنامه امنيتى توسط يكى از اعضاى موسس كنگره (خانم فرانك فريد يكتا از منسوبين نهضت آزادى)٬ دو تن از اعضاى هئيت موسس و مشاوره كنگره (محمد الفت و سيما حسينى)٬ اين شروط و گردن نهادن به آنها را توهين به مردم آذربايجان و بويژه زنان ترك دانسته و به عنوان اعتراض از هئيت موسس استعفا مىدهندּ با پخش شدن خبر بسيارى از فعالين سياسى و فرهنگى آذربايجان كنگره فرمايشى را تحريم نموده و برخى كه در حين كنگره از ماوقع مطلع مىشوند محل كنگره را ترك مىكنندּ


جاسمین 9:53 @ Sat, 26 Mar 05

سلام شبح جان
سال نو شما هم مبارک باشه
ممنون که به من سر زدید ولی من خیلی وقته وبلاگ نمینویسم .
ضمنا شمارو هم به خاطر نمیارم .
سال خوبی رو براتون آرزو دارم.


ترانه 8:18 @ Sat, 26 Mar 05

رسواعزيز۱۰
اولنسالنوتمبارکدومنبزارهرکيهرجوردوستدارهبنويسهيادتباشهکهتوهمفارسينوشتنرااينجاازکلاساولیهایادگرفتیبعدازپینگلیشنوشتن:((

از شوخی گذشته همه طنز شبح غايب به اين ه که آزادی بيان که بخشی اش هم ربط پيدا می کنه به نوشتن مرسوم/برقرار بشه.

راستی از اين ۲ تا نوشتن کدوم رو دوست داری:((


ارنستو چه گوارا 7:50 @ Sat, 26 Mar 05

اندر حکایت روزنامه نگار اصلاح طلب :


ملا نصر الدین از بالای خونه میوفته پایین – یه میله آهنی که تو زمین فرو کرده بودن
ملا راست میفته روش و میلهه میره به .....- یک نفر که از اونجا رد میشده میبینه ملا
داره شکر خدا میکنه!

میپرسه چرا شکر میکنی؟
ملا میگه خدا را را شکر که یه سوراخ اونجا بود که این میله بره توش وگرنه الان من دو تا سوراخ اونجا داشتم!


گيسو 1:22 @ Sat, 26 Mar 05

نوروز 84 مبارک ....
با بهترین آرزوها


سیاهکل 0:02 @ Sat, 26 Mar 05

شبح عزيز اين مدته بدجوری دارم مارکو پولومی شم از اراک و شيراز و اصفهان بگير تا مشهد و فريمان و کلات و گنبد و قوچان و گرگان و ... و همه اينها در عرض دو هفته گذشته !!!!!!
تازه دوباره راهی تالش می شم اگه بشه يک سر هم به سياهکل ميزنم . جای همه شما خالی بالاخره از قديم گفتند بسيار سفر بايد تا پخته شود خامی!!
شبح عزيز سفر خوش بگذره!!:)


امير 22:25 @ Fri, 25 Mar 05

شبح عزيز سفر بي خطر!
فعلآ........


سلطان 21:06 @ Fri, 25 Mar 05

اکنون موج سر به طغیانی در بین ملیت ها علیه حاکمیت سرکوبگر و فاسد حاکم در حال شکل گیری است و تداوم نفی حقوق آنان اهرم اخلاقی قوی برای دعوی حق تعین سرنوشت در اختیار آنان میگذارد.

همراهی با این نفی حق و یا سکوت خواسته و ناخواسته روشنفکران فارسی زبان ، پی آمدهای زیانباری دارد . مهم نیست که این نادیده گرفتن حقوق ملیت ها بنام "تمامیت ارضی" و "زبان فارسی" و"ملت ایران" انجام میگیرد ویا اولویت " سوسیالیسم و طبقه کارگر"، بلکه برآیند منطقی آن تقویت گرایشات تند در طیف مقابل ، و بروز این گرایش، هرچند بصورت یک جریان فکری ضعیف ، در بین فعالین سیاسی ملیت های غیر فارس زبان است که شونیسم حاکمیت سیاسی را به تمامی ملیت فارسی زبان تعمیم می دهد .

چنین تعمیمی ، ضرورتا به این استنتاج می رسد که حق تعیین سرنوشت برای ملیت ها ، صرفا در چهار چوب دستیابی هر ملیتی به دولتی از آن خود ، یعنی داشتن دولتی مستقل قابل تحقق است.


زیتون 17:05 @ Fri, 25 Mar 05

:) با مزه بود..
اما شبح عزيز اگه بخوای با اين کلکا از نوشتن سفرنامه‌ در بری بايد بگم ما گول نمی‌خوريم:) منتظريم!


Rosva 16:31 @ Fri, 25 Mar 05

شبح جانم عيدت مبارک
من هم اين داستان عزيز نسين را خوانده بودم (نام مترجم بيادم نيست).حالا ميشود اسم اين روش جراحی را گذاشت ْعمل لوزه ی اسلاميْ....
پ.ن. :شما را سر جدتان اين روش نوشتن ْ واقعن-حتمن-احتمالن ْ و يا ْ زنده گی-ساده گی ْ يا ْ ام سال ْ را کنار بگذاريد! حالت بچه های خنگ سر زنگ ديکته در دبستان را پيدا کردم اينجا!


شهلا 15:27 @ Fri, 25 Mar 05

درود بر تو شبح جان
امید وارم که سال نو را همراه خانواده گلت با آرامش آغاز کرده باشید.
دوست خوبم اینجور جریانات مثل این داستان عزیز نسین که گفتی، بد بختانه در کشورهای ما خیلی عادی است.
تا جایی که لوزه را از در پشتی عمل می کنند.
اینها خنده دار است ولی خنده ای که از درون گریه به همراه دارد عزیزم.
فدای تو بدرود.


ترانه 10:52 @ Fri, 25 Mar 05

شبح جان حتمن شنیده ای که ام سال، سال خروس است به این ش کاری ندارم که سال چی بودن چقدر درسته یانه.
مهم اینست که این ظاهرن خروس ها (خطبه خوان ها رو می گم ) دیگه از صدا افتادن/ هیچ برگی برای رو کردن ندارن! مهم اینست که اگر همه ما خروس ها (بخوان مردم تعصب فمینیستی هم نداشته باش:(((.) قوقولی قوقولی کنیم هم این جراح از نون خوردن می افته هم دیگه این طنز ها عجیب جلوه می کنه !!!
هر چی می کشیم از دست خودمان است!

پس بخوان بنام : آزادی
خروس سحر خیز :((


هاله 9:23 @ Fri, 25 Mar 05

واقعیتی است.


nana 6:29 @ Fri, 25 Mar 05

دوست عزيز شبح

خدمتت عرض کنم که اين ماجرا که از عزيز نسين نوشته بودی به نظر من لوس بود !!!!!
ولی در رابطه با آزادی بيان من جوکی خوب بلدم که البته مربوط به دوره شاه ميشود .

ميگويند يک سگ ايرانی به يک سگ هندی در لندن رسيد و از اين سگ رنجور و نحيف هندی پرسيد اينجا چه کار ميکنی؟
سگ هندی گفت همانطور که ميدانی در مملکت ما فقر هست من آمده ام تا گوشتی و استخوابی بيام و بخورم جون بگيرم تو چی ؟
سگ ايرانی گفت : شکر خدا در کشور ما فراوانی گوشت و استخوان است تنها حق حرف زدن نداری من آمده ام که با دل راحت
مقاديری وق وق کنم و برگردم !!!!!!!! نانا

البته بايد توجه کنيد که ما نه تنها حق واق واق کردن را به دست نياورديم بلکه متاسفانه فراوانی گوشت و استخوان را هم از دست داديم و تمامی اين بدبختی را به نام دين به ما چپاندند .


4:23 @ Fri, 25 Mar 05

:))
پاسخ رک گو هم به زيبايی طنزت بود!
در ضمن با عرض معذرت:
حضار*
به هوا خاست*


آبنوس 3:44 @ Fri, 25 Mar 05

طنزي است واقعي.


روک‌گو 3:05 @ Fri, 25 Mar 05

بابا ايوالله عزيز نسين، البته لازم به ذکر است که بازجوهای خودمان از جراحان ترکيه حازق‌تر اند چرا که آنها زبان روزنامه‌نگاران را از مقعدشان بيرون می‌کشند و آنرا چهار تکه کرده در چشم و گوششان فرو می‌کنند.


sooski 3:04 @ Fri, 25 Mar 05

مرسی!! معرکه بود عمو شبح جان!! :)
--سوسکي






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25813
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 10:06 am


از کجا آمده‌اند؟