چهارشنبه، 26 اسفندماه 1383 | March 16, 2005

رقص آتش و صدای رعد

ايران دی‌شب در شب آخرين چهارشنبه‌ی سال در آتش و دود و انفجار و رقص و موسيقی تا نيمه‌های شب نخفت.
صحنه‌هایی که در تهران شاهدش بودم يا از دوستان و آشنا شنيدم صحنه‌های تکان دهنده‌یی بود. دختران و پسران جوان خيابان‌ها را بسته بودند و صدای پخش صوت ماشين‌های‌شان را با آخرين ولوم باز کرده بودند و می‌رقصيدن و هرازگاه صدای انفجارهای عظيم که بی‌شباهت به حمله‌های هوایی نبود شنيده می‌شد و حجم عظيمی از دود به هوا می‌رفت.
دی شب تهران شبی بدون حکومت را تجربه کرد. شبی که طبقات مختلف مردم به خيابان ريختند تا به دور از هر قاعده‌یی شبی استثنایی را به صبح آورند.
من که خویی آنارشيستی دارم هرگز از نبود حکومت‌ها به هراس نمی‌آيم. اما از حاکميت رجاله‌ها و لمپن‌ها بيش از حکومت هر ديکتاتوری می‌ترسم. دی‌شب بخش وسعی از شهر دست مردم بود اما سايه‌ی شوم لمپن‌ها هم در گوشه و کنار ديده می‌شد و حضور لمپن‌ها صدای پای فاشيسم است.
مردم ايران روزهای سرنوشت‌سازی را پيش رو دارند روزهایی که در نبود انسجام و هم‌دلی تبديل به فاجعه می‌شود. از چاهی به چاهی ديگر سقوط خواهيم کرد. و اين مردم که سال‌ها بدترين مصايب را ديده‌اند و پشت سر گذاشته‌اند ديگر تحمل مصيبت ديگر را ندارند.
انقلاب پيش‌رو نياز به سازمان‌دهی دارد و از آن سوی اقيانوس‌ها هيچ انقلابی را نمی‌توان سازمان‌دهی. اگر انقلابی که در دستور کار قرار دارد درک و سازمان‌دهی نشود باز بر مدار فاجعه خواهيم لغزيد.
اتحاد و انسجام و تشکيل هسته‌های مردمی در محلات و در بين جوانان برای مقابل با ناامينی و هرج‌ومرج بايد در دستور کار قرار بگيرد. ايران روزهای نامشخصی را در پيش رو دارد اما يک چيز مسلم است هر اتفاقی که در روزها و ماه‌های آينده بيفتد تنها چيزی که می‌تواند در مواقع بحرانی به داد مردم برسد تشکيل همين هسته‌های مردمی است.
جوانان بايد بتوانند در محلات و در کارخانه‌ها و محل‌ کارشان هسته‌های مقاومت تشکيل بدهند و در مواقع بحرانی کنترل محلات و کارخانه‌ها را به دست گيرند. اگر فعاليت مجازی موجب می‌شود از حضور واقعی و فيزيکی‌تان کاسته شود اين برای شما و جامعه سم است وقتی شما در حال کليک کردن هستيد رجاله‌ها و لمپن‌ها در حال حاکميت در محلات هستند و همين‌ها فردا برای‌تان حکومت لومپن‌ها را تشکيل می‌دهند.
زنده‌گی پرطبل و سرزنده در جريان است نبض زنده‌گی را در دست گيريد و برای آينده‌ی روستا و شهر و محله و کشوری که در آن زنده‌گی می‌کنيد برنامه و فکر داشته باشيد. هر جا انديشه حضور ندارد جهل فرمان‌روایی می‌کند.

March 16, 2005 04:42 PM | TrackBack

4:02 @ Fri, 10 Jun 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 212.138.47.18
URL:
DATE: 06/10/2005 04:02:13 AM


ذالخه ميرزا 3:57 @ Thu, 31 Mar 05

سلام
ايران آن شب(چهار شنبه سوري) در آتش ودود وحماقت وجسارت هاي بي منطق جوانانه سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و تجلي خشم فرو خورده وعقده هاي انباشته شده سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و ترس سوخت : ترس حكام از هر جمعيت خروشان (چه حتي جمعيت چهارشنبه سوري) و ترس مردم خانه نشين آن شب براي حفظ جان ونسوختن (بنده نيز) !!!
اما جناب شبح خان انقلابي يك نكته مي ماند . اين كه :
درست است كه چهارشنبه سوري شبي است داراي پتانسيل فراوان و پر انرژي ، ليكن بسترقرار دادن آن به عنوان يك خيزش بزرگ انقلابي به همان اندازه منطق ناپذير مي نمايد كه بخواهيم مدير مسوولي آزاديخواه ترين نشريه را به دست شعبان بي مخ بسپاريم .(حالا بماند كه انقلاب لازم است يا نه. واگر لازم است چگونه بايد باشد و ...)


ذالخه ميرزا 3:56 @ Thu, 31 Mar 05

سلام
ايران آن شب(چهار شنبه سوري) در آتش ودود وحماقت وجسارت هاي بي منطق جوانانه سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و تجلي خشم فرو خورده وعقده هاي انباشته شده سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و ترس سوخت : ترس حكام از هر جمعيت خروشان (چه حتي جمعيت چهارشنبه سوري) و ترس مردم خانه نشين آن شب براي حفظ جان ونسوختن (بنده نيز) !!!
اما جناب شبح خان انقلابي يك نكته مي ماند . اين كه :
درست است كه چهارشنبه سوري شبي است داراي پتانسيل فراوان و پر انرژي ، ليكن بسترقرار دادن آن به عنوان يك خيزش بزرگ انقلابي به همان اندازه منطق ناپذير مي نمايد كه بخواهيم مدير مسوولي آزاديخواه ترين نشريه را به دست شعبان بي مخ بسپاريم .(حالا بماند كه انقلاب لازم است يا نه. واگر لازم است چگونه بايد باشد و ...)


ذالخه ميرزا 3:56 @ Thu, 31 Mar 05

سلام
ايران آن شب(چهار شنبه سوري) در آتش ودود وحماقت وجسارت هاي بي منطق جوانانه سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و تجلي خشم فرو خورده وعقده هاي انباشته شده سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و ترس سوخت : ترس حكام از هر جمعيت خروشان (چه حتي جمعيت چهارشنبه سوري) و ترس مردم خانه نشين آن شب براي حفظ جان ونسوختن (بنده نيز) !!!
اما جناب شبح خان انقلابي يك نكته مي ماند . اين كه :
درست است كه چهارشنبه سوري شبي است داراي پتانسيل فراوان و پر انرژي ، ليكن بسترقرار دادن آن به عنوان يك خيزش بزرگ انقلابي به همان اندازه منطق ناپذير مي نمايد كه بخواهيم مدير مسوولي آزاديخواه ترين نشريه را به دست شعبان بي مخ بسپاريم .(حالا بماند كه انقلاب لازم است يا نه. واگر لازم است چگونه بايد باشد و ...)


ذالخه ميرزا 3:55 @ Thu, 31 Mar 05

سلام
ايران آن شب(چهار شنبه سوري) در آتش ودود وحماقت وجسارت هاي بي منطق جوانانه سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و تجلي خشم فرو خورده وعقده هاي انباشته شده سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و ترس سوخت : ترس حكام از هر جمعيت خروشان (چه حتي جمعيت چهارشنبه سوري) و ترس مردم خانه نشين آن شب براي حفظ جان ونسوختن (بنده نيز) !!!
اما جناب شبح خان انقلابي يك نكته مي ماند . اين كه :
درست است كه چهارشنبه سوري شبي است داراي پتانسيل فراوان و پر انرژي ، ليكن بسترقرار دادن آن به عنوان يك خيزش بزرگ انقلابي به همان اندازه منطق ناپذير مي نمايد كه بخواهيم مدير مسوولي آزاديخواه ترين نشريه را به دست شعبان بي مخ بسپاريم .(حالا بماند كه انقلاب لازم است يا نه. واگر لازم است چگونه بايد باشد و ...)


ذالخه ميرزا 3:54 @ Thu, 31 Mar 05

سلام
ايران آن شب(چهار شنبه سوري) در آتش ودود وحماقت وجسارت هاي بي منطق جوانانه سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و تجلي خشم فرو خورده وعقده هاي انباشته شده سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و ترس سوخت : ترس حكام از هر جمعيت خروشان (چه حتي جمعيت چهارشنبه سوري) و ترس مردم خانه نشين آن شب براي حفظ جان ونسوختن (بنده نيز) !!!
اما جناب شبح خان انقلابي يك نكته مي ماند . اين كه :
درست است كه چهارشنبه سوري شبي است داراي پتانسيل فراوان و پر انرژي ، ليكن بسترقرار دادن آن به عنوان يك خيزش بزرگ انقلابي به همان اندازه منطق ناپذير مي نمايد كه بخواهيم مدير مسوولي آزاديخواه ترين نشريه را به دست شعبان بي مخ بسپاريم .(حالا بماند كه انقلاب لازم است يا نه. واگر لازم است چگونه بايد باشد و ...)


ذالخه ميرزا 3:53 @ Thu, 31 Mar 05

سلام
ايران آن شب(چهار شنبه سوري) در آتش ودود وحماقت وجسارت هاي بي منطق جوانانه سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و تجلي خشم فرو خورده وعقده هاي انباشته شده سوخت.
ايران آن شب در آتش و دود و ترس سوخت : ترس حكام از هر جمعيت خروشان (چه حتي جمعيت چهارشنبه سوري) و ترس مردم خانه نشين آن شب براي حفظ جان ونسوختن (بنده نيز) !!!
اما جناب شبح خان انقلابي يك نكته مي ماند . اين كه :
درست است كه چهارشنبه سوري شبي است داراي پتانسيل فراوان و پر انرژي ، ليكن بسترقرار دادن آن به عنوان يك خيزش بزرگ انقلابي به همان اندازه منطق ناپذير مي نمايد كه بخواهيم مدير مسوولي آزاديخواه ترين نشريه را به دست شعبان بي مخ بسپاريم .(حالا بماند كه انقلاب لازم است يا نه. واگر لازم است چگونه بايد باشد و ...)


شبح 15:28 @ Fri, 18 Mar 05

آذر عزيز!
متشکرم از محبت هميشه‌گی‌ات.
در مورد وجشت از بوش. راست‌اش را بخواهی آمريکا سال سی‌ودو هم با کمک همين لمپن‌ها کودتا کرد.
هيچ دشمن خارجی بدون شريک داخلی نمي‌تونه بر کشوری مسلط بشه.


azar 9:52 @ Fri, 18 Mar 05

شبح جان . جای نازنين خالی نباشد . با اين حال و هوايی که داارد بهترين جا سکنايش دادی .
و اما مطلب بسيار جالبی را مطرح کردی . فکر ميکنم اين مهم از سازمانهای دانشجويی بهتر بر بيايد. چون دانشجويان در تمام محلات پراکنده اند از طرفی مورد تاييد مردم هستند . در شجاعت و پشتکارشان هم شکی نيست . من زياد به مکان ورزشی معتقد نيستم چون اکثريتشان بنوعی تابع تن هستند نه جان و روح .
ولی بهر حال .. هرگز نبايد انتظار داشت که در جریان چنين تحولاتی همه چيز بر وفق مراد باشد .
ضمنا وحشت من از بوش بيشتر است تا لمپن های مان .


بامداد 3:02 @ Fri, 18 Mar 05

فعلن اومدم بهت سلام کنم ٫ هنوز پستتو نخونم ...
خوبی ؟


شبح 20:53 @ Thu, 17 Mar 05

منوچهر عزيز!(34)
توجه داشته باش حرف من نفس بر هم زدن سخنرانی کسی نيست در اين مورد می‌شود صحبت کرد و موضوع و نوع عمل را از زوايای مختلف بررسی کرد. مسئله اين است که اولويت‌ها و برنامه‌ريزی حزب چيست؟ نوشته‌یی:" آتش بدرستی نوشت: در ايران نميشود اعتراض کرد در خارج هم نبايد اعتراض کرد؟"
اين که "در ايران نمی شود اعتراض کرد" معنی ديگرش اين است که در ايران انقلاب و اعتراض و قيام در جريان نيست. حالا بايد ببينی تحليل حزب چيست؟ اگر تحليل‌اش اين است که جنبش در داخل دچار رکود است و نمی‌شود اعتراضی را سازمان داد خب طبيعتا برای اين که بی‌کار هم نباشد بايد کاری کند و چه کاری بهتر از نمايش اعتراض مردم اين به حکومت در خارج از کشور اما اگر تحليل‌اش اين باشد که انقلاب دارد در می‌زند آن‌وقت بايد شب و روز کارش سازمان‌دهی انقلاب باشد!


دنیایی 20:24 @ Thu, 17 Mar 05

ارش سیگارچی ازاد شد

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=22703


شبح 20:02 @ Thu, 17 Mar 05

آتش عزيز!(33)
اگر نوشته‌ی مرا با دقت بيشتری بخوانی خواهی ديد که اصولا مسئوليت تشکيل اين هسته‌ها را به عهده‌ي احزاب دانستم. حزبی که بتواند درمحلات شهری مانند تهران صد هسته‌ي مرتبط با تشکيلات خود درست کند و در صد کارخانه‌ی در سراسر کشور اين هسته‌ها يا شوراها را به دست بگيرد ديگر اگر همه‌ي دنيا هم بگويند سکتاريست و آنارشيت است نمی شنيد به حرف اين و آن گوش بدهد، کار خود را انجام می‌دهد. مشکل احزاب خارج کشوری اين است که مشغول تراشيدن سر هم‌ديگر هستند.
در مورد مهاجرانی هيچ بعيد نيست قصد احيای مهاجرانی را برای معاونت رياست جمهوری داشته باشند. اما همين کارها موجب مطرح شدن بيشتر مهاجرانی می‌شود. مقايسه کردن مهاجرانی با پينوشه برای مهم کردن مهاجرانی است و صد البته مهم کردن برهم‌زدن سخنرانی او. مسئله اصلی اين است که اولويت‌های يک حزب چيست؟ سازماندهی انقلاب يا برهم‌زدن سخنرانی و تهيه تومار... بله اگر حزبی هواداران گسترده‌یی در داخل کشور داشته باشد و بخش کوچکی از هواداران‌اش که در خارج کشور باشند در حمايت از مبارزه‌یی که در داخل جريان دارد کمپينی راه بياندازند و سخنرانی رئيس‌جمهور يا شاه و رهبر کشوری را بر هم بزنند کار اهميت داری انجام داده‌اند و فردا دهان به دهان عمل آن‌ها نقل می‌شود و در حرکت‌های داخلی انعکاس پيدا می‌کند. در شرايط رکود جنبش در داخل هم ممکن است سازمان‌های تبعيد شده برای اين‌که اجازه تثبت به رژيمی را ندهند دست به تحرکات مختلفي بزنند اما آن‌ها ديگر حرف‌شان اين نيست که انقلاب دارد در می‌زند!


منوچهر ژندی فر 19:20 @ Thu, 17 Mar 05

شبح عزيز.
نمی خواهم به اين بحث ادامه دهم٫اما به عنوان آخرين کامنت نظرم را در مورد نوشته تو مينويسم.
ما در هيچ کجا ننوشته ايم کسی را کتک بزنيد.اين سياست ح.ک.ک. نيست.ما مردم را به تظاهرات اعتراضی عليه اين مهره رژیم دعوت کرديم.اعتراض و تظاهرات هم نوعی مبارزه هست.همانطور که دانشجويان در دانشگاه تهران آقای خاتمی را هو کردند.
مهاجرانی به عنوان نماينده و مهره يک تفکر بايد افشا شود.آتش بدرستی نوشت: در ايران نميشود اعتراض کرد در خارج هم نبايد اعتراض کرد؟؟؟؟
در ثانی ايشان حداقل ۲۲ سال ميکروفن و قدرت در اختيار داشته اند٫ و نتيجه آنرا هم ميتوانی از مادران و برادران و خواهران و کودکان داغدار بپرسی؟نتيجه آنرا در خرداد ۶۰ ديديم که ايشان جوانتر و غبراق تر بود.
مهاجرانی نماينده يک تفکر ضد انسانی٫زن ستيز و کودک آزار است. اين تفکر هنوز دارد در آن مملکت کشتار ميکند و آدم ربايی ميکند و سنگسار ميکند و اعدام ميکند.آيا نبايد اين تفکر و نمايندگانش را در سطح بين المللی افشا کرد؟ در اينکه اين شخص هنوز در قدرت هست يا نه تغييری در افشا اين تفکر نميدهد.همانطور که تظاهرات مردم آزاديخواه عليه پينوشه در کشورهای مختلف زمانی رخ داد که اين آدم کش ديگر در قدرت نبود.
راستی چند روز پیش یک فاشیست آلمانی را که در آرژانتین آزادیخواهان را شکنجه میکرد و هم اکنون ۸۲ سالش است دستگیر کرده اند و هرجا این فاشیست مسن پا میگذارد مردم علیه اش تظاهرات میکنند.این فاشیست مدتهاست که دیگر سهمی در قدرت ندارد٫اما مبارزه علیه تفکرش ادامه دارد.اینرا به عنوان پاورقی گفتم.
اميدوارم قضيه روشن شده باشد.


atash 18:43 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان ۲۹
مگه قرار نبود ونيست که نيروهای پيشرو وآزاديخواه يک قدمی از حرکت های مردمی جلوتر باشند در ايران که نميشه اين پشروی به معرض نمايش گذاشت در خارج هم نه !!!!!؟؟
چرا نبايد سخنرانی اين مهره سوخته را در خارج برملا کرد ؟ تازه تو مطمئنی سوخته ست و فيلم نيست؟ بازی سیاه زنگی مهاجرانی با حزب الله بر سر قدرت بيشتر بوده وهست وربطی به مردم نداره ..
تازه وقتی مياد ايشان خارج بايد اعتراض وسيعی کرد و به دنيا فهماند در ايران آزادی وجود ندارد اگر اين آقا را می بينيد معترض است لقمه بيشتر می خواهد و وجه مشترک خاصی ميان مردم وايشان وجود ندارد


شراگيم 17:43 @ Thu, 17 Mar 05

سلام مجدد...من نفهمیدم چرا اون کامنت قبلیت رو باید پاک کنم...همینجوری الکی هم که نمی شه کامنتی رو که مشکلی نداره پاک کرد...اگه می شه یه توضیحی...تفسیری...چیزی هم بهش ضمیمه کن تا اقدام کنم...! در گوشم هم بگی قبوله!


atash 16:04 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان
اين هسته ها ی مورد ذکر درست است که تشکيل شده از هر محله ومنطقه زندگی خودمان که طبيعتا خواسته ها طبق نيازها ی آن محله شکل می گيره اما به هر حال در ميان اين هسته ها ادمهائی هستند که می توانند این خواسته ها را به خوبی سازماندهی کنند وسمت وسودهند که خود می تواند در ارتباط و مورپشتيبانی احزاب مترقی هم قرار گیرند اين را نمی توان نفی کرد لااقل من اين طور فکر می کنم شايد هم اشتباه باشد ..
سوال اینجا ست وجود احزاب وسازمان ها تا چه حد می تواند تاثيرگذار باشد بروی این هسته ها . البته می شود هم خودمان را راحت کنیم وبگيم اين حزب سکتاريسم وآن ديگري آنارشيسم است ..


شبح 14:50 @ Thu, 17 Mar 05

آتش عزيز1(28)
بلاخره مردم روی نقاطی با هم تفاهم دارند. مرکز ثقل اين تفاهمات می تواند موجب تشکيل هسته‌های مردمی شود.
منظور تو را از اين که اين و ان را قبول نداريم متوجه نمی‌شوم؟


شبح 14:47 @ Thu, 17 Mar 05

منوچهر عزيز!(21)
بر هم زدن سخنرانی پيونشه وقتی معنی داره که در جهت جنبش مردم شيلی برای آزادی باشه. اگر صرف بر هم زدن سخنرانی کسی برای گروه برهم زننده اعتبار می‌آورد پس انصار حزب‌الله که مهاجرانی را کتک زدند و انگشت‌اش را مضروب کردند از شما يک قدم جلوتر هستند!
مهاجرانی مهره‌ی مرده‌یی است. سرگرم مرده‌ها نشويد. بعد سر فرصت هم می‌توانيد محاکمه‌اش کنيد اما حالا بذاريد حرف‌اش بزنه. دهن که باز می‌کنه خودش خودشو افشا می‌کنه. به نظر من اين کار فقط در جهت مطرح کردن دوباره‌ي مهاجرانی به درد می‌خوره. در اينجا کسی بعد از آن افتضاحی که مهاجرانی به بار آورد ديگه صحبت از اون نمی‌کنه.

ترانه جان!(24)
من حزب نيستم. پيرمردی از کار افتاده‌ام. ببينم می‌تونی کار دست ما بدی!؟ بابا ما رو چه به سازمان دهی. همين قدر که نای حرف زدن دارم جای شکرش باقيه! ضمن چون با تعطيلی ادارمون دسترسيم به اينترنت بسيار محدود می‌شه گمون نکنم در روزهای آينده زياد بتونم آن‌لاين بشم.


atash 14:40 @ Thu, 17 Mar 05

شيح عزيز
می گوئی هسته محلی تشکيل بديم .. خوب چطور چه زمانی این هسته ها قراره شکل بگيره .. ما که نه این رو قبول داریم نه آن را .. حتی وجه اشتراک ها را نمی تونیم رویشان انگشت بزاریم وعمده کنیم .. حساب هسته ها را چطور ميشه محاسبه کرد ؟؟


شبح 14:18 @ Thu, 17 Mar 05

آرش عزيز!(20)
نوشته‌یی:" راستی سازمان فداییان خلق, سال 57 چند تا هسته ی مردمی در محل داشت که جلوی لمپن ها را می گرفتند؟!؟"
در پاسخ بايد بگويم: خيلی کم و به همين دليل بود که لمپن‌ها به قدرت رسيدند.
نوشته‌یی:"از آن سوی اقیانوس"ها نمی شود,پس چه جوری می شود؟"
در پاسخ بايد بگويم: می‌توانی بروی "چه بايد کرد" لنين را بخونی! البته از اون متن که مال صد سال پيشه تا حالا کلی "چه بايد کرد" ديگه هم نوشته شده که می تونی بری اون‌ها را بخونی و اگر يک مورد تونستی نشون بدی که در جای از آن سوی اقيانوس‌ها عده‌یی انقلاب به پا کرده‌اند نشونی‌شو بده تا من هم ياد بگيريم. ضمنا اگه کسی بگه فلان کار نشدنيه نبايد ازش بپرسيم چه کاری شدنيه بايد نشون بديم که اون کار شدنيه!
نوشته‌یی " راستی این انقلاب پیش رو, که ازش سخن می گویی اگر نه توسط حککا پس توسط چه کسی سازماندهی شود؟
یعنی اگر نشود, حداقل باید جدی نگران باشیم."
در پاسخ بايد بگويم: من خيلی جدی نگران هستم.


atash 14:16 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان
این لمپن ها من فکر می کنم توسط خود رژیم رهبری میشن تا به مردم بگن سقف و اون حد خوشی که ما برای شما تعیین می کنیم وشما همیشه با آن مشکل دارید بی علت نیست ..
شکستن شیشه های بانک ولاستیک آتش زدن وجلو ماشین ها رو گرفتن کار مردم نیست .. این ها همه سازمان یافته هستند .. همون لباس سیاه ها که حالا لباس مخصوص چهارشنبه سوری تن کردند تا بگن ما هم شادیم و این است شادی ما .. و از این بهتر هم بلد نیستیم چون ما مردم ظرفیت نداریم و دمکراسی برای ما زود است.


هاله 12:37 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان متوجه منظورت نشدم. توضیح بده لطفا" (کامنتی که گذاشته بودی).


ترانه 11:45 @ Thu, 17 Mar 05

شبح نازنین دست مریزاد!
راستش خیلی وقت است منتظرم به مساله اصلی یعنی همین شرکت فعال برای روزهای آتی ایران بپردازی. بخشی از گفته هایت بدون هیچ بحثی مورد پذیرش است اما آنجا که خودت هم مثل ح ک ک ا خطابه می دهی/می نویسی، به خودت هم برمی گردد که خودت چه می کنی؟ تو که لزوم هسته ها را حس می کنی چقدر آستین بالا می زنی و از حرف به میدان عمل وارد می شوی؟
نکته بعدی اینست که طرفداران حککا نمی خواهند واقعیت اشکالات عمده حزبی را ببینند و هر چه از دهان لیدر(چقدر از این کلمه بدم می آید) در می آید فورَن به آیه تبدیل می شود و انگشت گذاشتن به این ایرادها را از سر دشمنی می بینند. در مورد حککا گفتنی زیاد دارم اما مربوط به این بحث نیست. فقط به آرش عزیز یادآور می شوم تو هنوز به زیر و بم حزب خیلی وارد نیستی. حککا فقط حرفهایش نیست بگذریم که آنهم بعضی مواقع جای بحث دارد. حزب ساختارهای تشکیلاتی- سازمان تشکیلاتی – عملکرد تشکیلاتی و بالاخره دایره مسولین تشکلات حزبی هم هست! نگاهی به انشعاب گذشته و انشعاب تشکلات (تقسیم بندی تشکلات)،مالکیت مسولین تشکیلات های درونی را بخوبی به نمایش گذاشت . پس بحث لغو مالکیت از تئوری تا عمل خیلی فاصله دارد.
در موارد زیادی با جوان سوسیالیست موافقم .
شبح جان امیدوارم فقط به موضوع نخواسته باشی نُک بزنی و به این بحث ادامه بدی تا گرفتن نتیجه مطلوب!

پ.ن. دوستان حککا! آنچه در مورد حزب نوشتم انتقاد سازنده ببینید


جوان سوسیالیست 6:17 @ Thu, 17 Mar 05

«جوانان بايد بتوانند در محلات و در کارخانه‌ها و محل‌ کارشان هسته‌های مقاومت تشکيل بدهند و در مواقع بحرانی کنترل محلات و کارخانه‌ها را به دست گيرند.»
شبح عزیز، اگر یک اسم فامیل هم می داشتی، اول اسم کوچک و بزرگت را به عنوان گوینده جمله بالا در پائین جمله ات مینوشتم. مثل کاری که چند وقت پیش منوچهر کرد، با این فرق که او یک «جمله» از خودش نوشت و جلوی آن نوشت ( م – ژ )!! ولی در مورد جمله تو، کس دیگری با رفرنس به آن، نام نویسنده را ذکر میکرد که در اینصورت کسی نمیتوانست اعتراض کند که« فلانی چقدر از خودش متشکره»
شبح گرامی، تو به موضوع بسیار مهمی اشاره میکنی و به درستی نتیجه هسته های متشکل را از آن استنتاج میکنی.
این هسته ها همانطور که به آن اشاره کردی ماهیت کارگری دارد، کافی است که این هسته ها به تئوری انقلابی هم مسلح باشند. این هسته ها نطفه های اولیه یک اجتماع آگاهانه و بزرگتر را تشکیل میدهند. اجتماعی از پیشرو ترین، آگاهترین، از خود گذشته ترین، فداکارترین و انقلابی ترین افراد یک جامعه که سیر طبیعی تکامل آن به تشکیل یک حزب انقلابی جهت راهبری انقلاب اجتماعی منجر میشود. حزبی که برنامه انقلابی خود را در ادامه فعالیت سلولهای خود، یعنی همین هسته های انقلابی، در عمل به محک آزمایش گذاشته باشد. هر بند و ماده برنامه ای انقلابی که نتیجه تماس ارگانیک هسته های انقلابی با توده های استثمار شونده در طول دوره ای معین است، در میان مخاطبین برنامه آزمایش شده و لذا بیشترین حمایت ها را همزمان یا در دوران آغازین فعالیت حزبی که بنیان گذاشته میشود به خود جلب میکند.
هر «حزبی» با ادعای انقلابی اگر نتوانسته باشد چنین روندی را طی کرده باشد، حزبی است جدای از توده های ستمکش و طبعاً دارای برنامه ای کپی شده و حی و حاضر از حزبی و جامعه ای دیگر با شرایطی دیگر که با صد من سریش هم نمیتواند به دل مخاطبین خود بچسباند. امروز جریانات زیادی ادعای چنین حزبی را دارند اما تناقضشان با روند شکلگیریشان در همینجا دیده میشود که تازه بعد از تشکیل حزبشان انواع پیشنهادات تشکل یابی را ارائه میکنند. بدون نقد به پیشنهادات قبلی اشان پیشنهادات جدیدی را طرح میکنند و نام خود را پیشاهنگ انقلابی میگذارند!
مثلاً حککا؛ این گرایش را از این جهت مثال میزنم که هر از چند گاهی و بنا بر تحولی یا هیجانی اجتماعی، فرمول هایی ارائه میدهد که قبل از نشان دادن پیشاهنگی یا علائمی که نشان از واقعیت موجودیت حزبیش داشته باشد درست همین موضوع را نقض میکند. به مناسبت 18 تیر تئوری میدهد که هجده تیر دریچه ورود به انقلاب است. با شدت گرفتن مبارزات زنان، انقلاب آتی را انقلابی زنانه معرفی میکند، تا مدتها هیچ تشکلی را نمیپذیرد چون معتقد است همین حزب ظرف متشکل شدن همه معترضین است. بعد از آنکه بی توجهی به چنین ادعایی در واقع حزبیتش را زیر علامت سوال میبرد به یاد پیشنهاداتی میفتاد وهر بار طرح جدیدی میدهد. تا همین چند وقت پیش صحبت از مجمع عمومی می کرد. چندی بعد صحبت از انجمن های آزادی برابری می کرد که در همین وبلاگ بلافاصله بعد از تصویب شدن طرح در حزب، تبلیغ می شد. دفعتاً با گسترش هیجانات خودبخودی و اعتراضات غریزی آحاد مردمی به یاد تشکیل شورا های محلی میفتاد و...
چه کسی نمیداند که در گذشته داشتن امکانات فروان مطبوعاتی و رادیو و تلوزیونی یک حزب منوط به وجود و حضور صدها و هزاران سلول تشکیلاتی در کل جامعه بود تا به وسیله آنها بتواند اولاً شرایط برپایی و نگهداری این امکانات را فراهم کند و ثانیا این امکانات را به تریبون همان سلولهای تشکیلاتی تبدیل کند برای امر سازماندهی انقلاب. در حالی که میبینیم این موضوع مثلاً در حککا برعکس عمل میکند. رادیو تلوزیونی که فقط،آنهم تا حدودی، به لحاظ لحن و گفتار از مشابه بورژوایی خود متمایز میشود و نه به هیچ وجه از جنبه سازمانگری انقلابی بلکه از جنبه معرفی حزب برای آشنا شدن مردم با آن به منظور پذیرفتن رهبری آن و نه به هیچ وجه حزبی که چون توانسته از طریق روند طبیعی ساختن حزب، یعنی به واسطه متحد شدن صد ها هسته انقلابی به حزب تبدیل شود، پس باید توانسته باشد رهبری جنبش را به دست گرفته باشد. حزبی که مدام مردم را دعوت به پذیرفتن خود به عنوان لیدر انقلاب میکند بدون آنکه توضیح دهد اصولاً آیا این امکان وجود دارد که کسی یا جریانی ابتدا لیدر باشد بعد مردم را به حمایت از خویش دعوت کند یا چون چنین حمایتی را پشت سر دارد به لیدر تبدیل شده است.
موضوع هسته های انقلابی اینک با شرایط بسیار متحولی که در جامعه ما وجود دارد به ضرورت حیاتی در تاریخ تکامل این جامعه تبدیل میشود. هروز شاهد اعتراضات و مبارزات پراکنده توده های ستمکش هستیم و هر بار شاهد سرکوب شدن این اعتراضات. در چنین شرایطی وظیفه هر سوسیالیست انقلابی است که خود را متشکل کند. هر تشکلی میتواند به طور طبیعی در چنین شرایطی بوجود آید اما هر تشکلی لزوماً قادر به امر سازمان دادن انقلاب نیست. تنها افرادی پیشرو و انقلابی هستند که با رسیدن به تحولی انقلابی در پندار و اندیشه خود بتوانند با فعالیتی متشکل اندیشه های انقلابی خود را در سطح جامعه تعمیم دهند.
هسته های کارگری – سوسیالیستی از این جهت میتواند چنین وظیفه ای به عهده بگیر ند زیرا به نتیجه دگرگونی اجتماعی به وسیله انقلاب اجتماعی می رسند. برای رسیدن به ابن نتیجه کار تئوریک کرده و همزمان در پراتیک انقلابی و روزمره تئوری را به محک آزمایش گذاشته ا ند.
هر تشکلی در جهت نفی نظام موجود میتواند در کلی ترین حالت به خدمت جامعه درآید اما تشکلی نظیر هسته های کارگری – سوسیالیستی قادر است امر دگرگونی و تحول انقلابی را سازمان دهد. هر فرد سوسیالیست و انقلابی باید وظیفه خود بداند که خود را به رفیق همفکر و نظر خود برساند و با هم هسته مخفی انقلابی را تشکیل دهند. حتی اگر هسته ای با دو عضو در آغاز کار باشد، قادر است کارهایی را انجام دهد که صد ها نفر « مخالف» نظام بدون تشکل نمیتوانند انجام دهند. هسته های کارگری – سوسیالیستی میتوانند مطالعات جمعی و هدفمند داشته باشند که به مراتب مؤثر تر از مطالعات وسیع اما پراکنده و بی هدف هر فرد به طور جداگانه است. آنها به واسطه فعالیت جمعی میتوانند بر اوضاع پیرامون خود مسلط شده و به این اعتبار واکنشات به موقع و مؤثری به آن داشته باشند. توان فعالیت جمعی آنها به مراتب بیش از فعالیت فردی و پراکنده و بی افق است زیرا همینکه هسته ای اینچنین تشکیل میشود افق و چشم اندازی وسیع پیدا خواهد کرد. این هسته ها میتواند با دو نفر به بالا احیا شوند. در هر شهر و روستایی با احیا چنین هسته های انقلابی و تدریجاً تماس آنها با یکدیگر اراده واحدی ایجاد میشود که قادر است در تمام جامعه نمود آنی و مؤثر داشته باشد. این هسته ها در ادامه فعالیت های خود میتوانند با در کنار هم قرار گرفتن پایه تشکیل حزبی را بنا بگذارند که قادر باشد حوزه فعالیت خود را از یک منطقه جغرافیایی محدود به کل جامعه بسط دهد. این همان حزبی خواهد شد که تاریخاً از دل جامعه و از میان استثمار شوندگان بیرون میآید تا رهبری جنبش اکثریت عظیم ستمکشان را هدایت و به آن سمت و سو دهد. به امید چنین برآمد طبیعی انقلابی در آینده نه چندان دور و به امید رهایی همه استثمارشوندگان.
جوان سوسیالیست ( کیارش)


منوچهر ژندی فر 5:53 @ Thu, 17 Mar 05

مهاجرانی کيست؟


منوچهر ژندی فر 5:33 @ Thu, 17 Mar 05

توضيحی در مورد حضور مهاجرانی در لندن.
اگر پينوشه در تهران يا واشنگتن يا لندن سخنرانی د اشت شما چه ميکنيد؟ خيلی متمدنانه!!! به سخنرانی پينوشه گوش ميداديد؟ و يا عليه ايشان تظاهرات ميکردید؟ مگر عليه نخست وزير آفريقای جنوبی (قبل از تغيير حکومت) و عليه آپارتايد در کشورهای مختلف تظاهرات نشد و به او تخم مرغ پرتاب نشد؟
مگر پرونده مهاجرانی را کسی نميداند؟
او جزو معماران ج.ا.است و بايد محاکمه شود.
او باعث مرگ هزاران نفر شده و به همين دليل بايد در يک دادگاه بين اللملی (مثل ميلوزويج و صدام حسین و امثالهم) محاکمه شود.
ما نميگوييم (دقت کنيد) او بايد اعدام شود٫به هيچ وجه او بايد وکيل داشته باشد ولی به خاطر اعمال ضد انسانيش بايد محاکمه شود.آيا سازماندهی اين حرکت اعتراضی عليه او و يا پينوشه غلط است؟
ميدانم که بسياری(در واقع همان حزب توده و اکثریت) اين حرکات اعتراضی علیه پینوشه و مهاجرانی را چماقداری ميدانند ولی جالبی قضيه سر اين است که اعتراض ما به اين ديروز پاسدار و امروز ولترها را چماقداری!! ميدانند ولی کشتار بهترين انسانها توسط اينها را نه؟!!!!
واقعا که دنيای وارونه ايست!
جالب است بدانيد که جلسه اين پينوشه ايران را توده ايها و اکثريتيها (که ديروز مشغول لو دادن من و شما بودند و امروز جمهوریخواهان لائیک را تشکیل داده اند) در لندن ترتيب دادند.اينها پادوهای هميشه گی رژيم بوده و هستند.


آرش سرخ 3:29 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان!
اول بگویم که بر هم زدن سخن رانی مهاجرانی وقت ضایع کردن نبود!
شهردار لندن راجع به ان حرف زد و در بی بی سی فیلم اعضای حزب را پخش کردند! این رساندن صدای آزادی خواهی به گوش جهانیان است.
خود جناب مهاجرانی هم با بی بی سی مصاحبه کرده اند و فرموده اند علت این کار ما اینست که خودمان حرفی نداریم و در نفی سخنان ایشان قدرت پیدا می کنیم!
راستی تو را به بحث حزب و جامعه ی حمید تقوایی رجوع می دهم تا ببینی حزب کمونیست کارگری برنامه ها و کارهای زیادی برای داخل هم دارد و دارد انجامش هم مِی دهد.
برای قدرت گرفتن حزب نباید نیروها را با شرکت هواپیمایی به داخل صادر کرد یا در هر محله حزب کمونیست کارگری دفتر داشته باشد.
بحث "تعیین بخشیدن به ره بران اجتماعی و چپ را که شنیدی؟
راستی چرا خاتمی یاد سازمان پیکار افتاده؟
چرا رفسنجانی به کارگردان "هشدار" می دهد که گول کمونیست ها را نخورند؟
چرا به نماینده ی کارگران سنندج اعتراض می کنند که چرا اخبارتان روی سایت های کمونیستی است؟
این ها نشانه های حضور حزب نیست؟
راستی سازمان فداییان خلق, سال 57 چند تا هسته ی مردمی در محل داشت که جلوی لمپن ها را می گرفتند؟!؟
شبح جان! بحث زیاد است! اما با تناقض و تیکه و کنایه حرف میزنی!
"از آن سوی اقیانوس"ها نمی شود,پس چه جوری می شود؟
اگر راهی بلدی بگو!
معمولا انقلابات را هسته های مردمی سازمان می دهند یا یک اقلیت سازمان ده و مبارز که خواست اکثریت را با خود دارند؟
(من فکر می کنم دومی(
راستی این انقلاب پیش رو, که ازش سخن می گویی اگر نه توسط حککا پس توسط چه کسی سازماندهی شود؟
یعنی اگر نشود,حداقل باید جدی نگران باشیم.
چون غیر از حزب کمونیست کارگری,من نشنیدم حزب دیگری از انقلاب صحبت کند. تو شنیدی بگو...
حالا حرف های خیلی ساده ای زدم, اینجا. بعدا مفصل تر بحث می کنیم.


روک‌گو 1:35 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان، ممنون از لطف‌ات. می‌گم چطوره شما هدف‌های بزرگ را بپائي، من اينجا مواظبم بچه‌ها شلوغ نکنند.
؛-)


شبح 1:34 @ Thu, 17 Mar 05

منوچهر جان!(18)
مسلما در اين که تمام اين چيزها خاری در چشم رژيم هست شکی وجود ندارد. اما مسئله اين است که اين فرصت‌ها از دست می‌رود در حالی که فاجعه دم در کمين کرده است. موضوع سازماندهی شوخی نيست. کار سترگی است و تنها کاری است که از يک حزب خواسته می‌شود. وگرنه شعار دادن و حرف زدن که کاری ندارد ماشالله همه در اين مملکت در اين زمينه استادند.
با شرايط بسيار پيچيده‌یی روبه‌رو هستيم و آن‌ها که در ميدان عمل و در صحنه وجود دارند و وقت خود را برای بر هم زدن سخنرانی مهاجرانی هدر نمی‌دهند و همه‌ش دنبال کار در خارج کشور نيستند و انرژی خود را معطوف به داخل می‌کنند و در اينجا کسی هستند و در مردم اينجا شناخته شده‌اند فردا تاثيرگذار خواهند بود.


منوچهر ژندی فر 1:00 @ Thu, 17 Mar 05

شبح جان(۱۴).
حالا فهميدم چه ميگويی.ببين عزيز جان٫اينهايی که تو ميگويی درست است٫اما تو بهتر از من ميدانی که آن مردم جان به لب رسيده از هر لحظه ای برای شادی و رقص و پايکوبی استفاده ميکنند.در آن جامعه خنديدن يعنی مرگ بر حکومت٫لباس رنگی يعنی من مخالف شماها هستم.دست دوست دختر و يا دوست پسر را گرفتن يعنی ضديت با رژيم.با تمام اين فاکتورها من ميتوانم آن مردم را درک کنم٫ميخواهند در يک روز ضديت خود را با اين خفاشان نشان دهند٫اين مردم از بس شادی نديده اند عقده ای شده اند(با پوزش).اينها در روانشناسی جامعه اسم دارد عزيز و بايد آن را شناخت.ما خود جزو معدود احزابی بوديم که به مردم گفتيم بزنيد برقصيد و شاد باشيد٫چون تمامی اينها خود يعنی ضديت با رژيم.حال اينکه چند نفر مست ميکنند چه ربطی به خود قضيه شادی دارد؟تو بايد در کنار اينها٫به اين موضوع هم توجه کنی که بسياری از جوانان در تهران پارس و گيشا و کرج.... با رژيم و گشتيها و گله هايش در گير شده اند٫بسياری از دختران اين چادر لعنتی را به آتش کشيده اند و مرگ بر رژيم گفته اند٫من جشن ۴ شنبه سوری امسال را حرکتی کاملن سياسی ميبينم.به گزارشات از اهواز و تبريز و کرمانشاه و مشهد ترا رجوع ميدهم(من مخصوصا اسم سنندج و شهرهای وردستان را نياوردم چون در آنجا کلن شرايط فرق ميکند).در کرمانشاه اين ۴ شنبه سوری بی سابقه بوده٫علنا در آنجا حکومت دست مردم بوده.اين بسيار مثبت است.مردم دارند تمرين انقلاب ميکنند.من اينرا ميبينم٫ولی متاسفانه تو تنها چند لمپن را ميبينی که مزاحم مردم شده اند.
آن قدرت دو گانه که در کامنت قبلی به آن اشاره کردم همين است.و این جوانه ها دارند رشد میکنند و میرویند.
من مدتها است که به امکانپذيری اين قدرت دوگانه در شرايط فعلی اعتقاد دارم٫منتها اين بايد سازماندهی شود(در اين مورد با تو موافقم٫ و کمبودهايی از طرف حزب ميبينم).


شبح 23:57 @ Wed, 16 Mar 05

اسد عزيز!(11)
سناريوهای مختلفي پيش‌رو داريم که تمام آن‌ها اگر مردم به خود نيايند و از اين گيجی و انفعال خلاص نشوند تمام آن سناريوها تراژيک است و هيچ‌کدام پايان نويد بخشی ندارد.
اميدوارم در ماه‌های آينده اوضاع رنگ جديدی بگيرد.

دادمان عزيز!(9)
حرف‌های‌ات را قبول دارم در واقع من هم کم و بيش همين‌ها را گفته‌ام يا می‌خواستم بگويم اما نوشته‌یی "شاید سیاسیون فعال این جمعیت چیزی در حدود ده درصد جمعیت بودند" راست‌اش را بخواهی اگر يک درصد نيروی سازمان يافته يعنی در شهر ده ميليون نفری تهران چيزی در حدود صد هزار نفر می‌شود و اين صدهزار نفر تا به حال هزار بار کار را تمام کرده بودند.


شراگيم 23:56 @ Wed, 16 Mar 05

به جان شبح نباشه به جان خودم دیروز پامو از خونه که بیرون نگذاشتم هیچ...پنجره را هم بسته و پرده را هم کشیده بودم...کارد هم بهم می زدی خونم در نمی ومد...اعصابم خورد بود...راستی ما رفتیم قاطی پرولتاریاها...یعنی می شه یه روزی اون کارخونه با اون همه تشکیلاتش بیفته دست ما کارگرا؟ اخ که اگه می شد چی می شد...! ولی خدا وکیلی من که دلم نمیآد...اون بنده خدا صاحب کارخونه کونش پاره شده تا کارخونه ش رو ظرف چهل سال به اینجا رسونده...خدا وکیلی آدم منصفی هم هست و همه کارگرها تا اونجا که من شنیدم رو سرش قسم می خورن...حالا بگذریم...خلاصه خواستم بگم اگه منبعد سنگ قشر کارگر مارگر رو خواستی به سینه بزنی در جریان باشی که ما هم قاطیشونیم...حالا نیای مثه اون گیله مرد یا اون یکی دوستمون اسد بیای گیر بدی که چرا سر کار فیلم نیگا می کنی و روزنامه می خونیا...
جون شبح تو دیگه گیر نده! :(


شبح 23:48 @ Wed, 16 Mar 05

منوچهر عزيز!(6)
نوشته‌ات سر درد و دل مرا باز کرد. خواسته‌ی بيشتر توضيح بدم. چشم. اين که مردم به خيابان‌ها بريزند و برقصند و اعمالی را انجام بدهند که حکومت ايران سال‌ها نهی کرده است اثبات چيزی نيست نفی چيزیست. حالا اگر صحنه‌ی بسيار بدی مانند پرتاب ترقه‌هایی که به نارنجک مشهور شده است به وسط بزرگ‌راه‌ها يا در کوچه‌های خلوت و انداختن گازپيک‌نيکی داخل آتش و مست‌بازی و عربده‌کشی را بهش اضافه کنی آن‌وقت با فقدان شعور جمعی روبه‌رو می‌شوی. البته نمی‌خواهم بگويم تمام شهر چنين بود و اين شعور ديده نمی‌شد اما همان‌جاهایی هم که ديده نمی‌شود خطرناک است. نوشته‌یی "امر سازماندهی مردم در محل حول شوراهای محل بايد در دستور ما(ح.ک.ک) باشد" آيا واقعا چنين چيزی در دستور کار حزب شما است؟ برای تشکيل اين شوراها حزب شما چه می‌کند؟ در تله‌ويزيون‌اش آموزش خاصی می‌دهد؟ برنامه‌ي زمان بندی شده‌ايد داريد. سال ديگر همين‌جا بعد از مراسم چهارشنبه‌سوری می‌بينمت و اميدوارم گزارش خوبی از حضور شوراهای مردمی در سراسر شهر و کشور بدهی اما تو را به هر کس که دوست داری نيایی بگویی در فلان محله مردم دور آتش جمع شدند و گفتن از "روی آتش می‌پری/ بايد بگی برابری" وقتی می‌گوييم اين به قول تو شوراها و به قول من هسته‌ها(چون شورا ماهيتی انتخابی دارد اما هسته توسط عده‌یی تشکيل می‌شود. حالا بحث واژه‌یی نداريم) در محلات تشکيل شده است. يعنی مردم حضورشان را حس می‌کنند. می‌ببنند در محله‌ی‌شان کسی مست نمی‌کند و عربده‌کشی نمی‌کند می‌بينند صداهای مهيب انفجار که نوزادان را از خواب می‌پرانند و کهنسالان را تا مرز سکته می‌برد شنيده نمی‌شود، می‌بينند آتش درست می‌شود مردم می‌رقصند اما مزاحمتی ايجاد نمی‌شود و البته صدای ترقه‌ام می‌ايد و فشفشه‌یی به هوا می‌رود جشن است قرار نيست سکوت باشد...
اميدوارم سال ديگر اين موقع با دستان پر اينجا بيایی.


زیتون 20:50 @ Wed, 16 Mar 05

اتحاد٬ انسجام٬ سازمان‌دهی٬ هسته‌های مردمی....
به قولی دیگر: اتجاد٬ مبارزه٬ پيروزی... همه‌اش رو خودت گفتی شبح جان...
بدون اتحاد و انسجام و سازمان‌دهی هيچيم... يه چيزی می‌شه مثل بعد از ۲۲ بهمن. ميوه‌چينای زيادی هميشه مترصد ميوه چيدنن..


داريوش 20:21 @ Wed, 16 Mar 05

عكس‌هاي باحال از كودك و خانمي بچه بغل كه از روي آتش مي‌پرند!
http://www.bigharar1.blogspot.com


اسد 20:01 @ Wed, 16 Mar 05

سلام شبح عزيز،
نوشته‌ات خيلي مرا به فكر برد و بهش لينك هم دادم. وجه جالبي را مطرح كردي. آيا واقعا مي‌شود از حضورمان در دنياي مجازي براي حضور در دنياي واقعي كمك گرفت؟
يك وجه قضيه هم اين است كه به قول تو «رجاله‌ها و لمپن‌ها» حكومت نمي‌توانند بكنند. آمدن و يا بهتر بگويم آزاد گذاشتن دست اينها (كه فكر مي‌كنم در توسط كساني سازماندهي شده و حمايت مالي مي‌شوند) براي ساختن شرايطي است كه در آن يك قلدر بتواند زمام امور را به دست بگيرد. يعني شرايط زندگي را آنقدر نا امن بكنند كه مردم آرزويشان آمدن امنيت، حالا به دست هر كسي كه مي‌خواهد باشد، باشد.
اين گونه هرج و مرج ها هميشه بستري براي طلوع فاشيسم و جامعه‌ي نظامي بوده‌است. افراد مناسب اين كار هم الحمدالله كم نداريم. چه در درون خود حاكميت ( از رفسنجاني بگير تا كوچكترهايشان كه پول بادآورده و قدرت به كامشان مزه كرده) و چه در بيرون حاكميت (رضاشاه دوم و مجاهدين و... ) و شبح حمله نظامي آمريكا هم كه خود وجه ديگر قضيه است كه اوضاع را باز هم بيشتر غيرقابل پيش بيني مي‌كند.
در پس پرده خبرهايي هست. كساني خواب‌هايي ديده‌اند و رجاله‌هايي هم گوشش‌اشان تيز شده‌است تا از آب گل‌آلود ماهي خودشان را بگيرند و افسوس از نيرويي مردمي كه بتواند در روند جامعه تاثيرگذار باشد...


nasrin 19:58 @ Wed, 16 Mar 05

گل گفتی شبح جان !


دادامن 19:57 @ Wed, 16 Mar 05

شبح جان درست است که شهر دیروز در دست مردم بود اما اکثریت این مردم با چه تزی به میدان آمده بودند ؟ به نظرت برای استارت زدن یک انقلاب آمده بودند ؟ بنده که شک دارم ... بگذار یک فرضیه مطرح کنیم ، فرض کن دیروز در طی مراسم ۷۰ در صد مردم از خانه ها خارج شدند ، دوباره فرض کن ۵۰ در صد از این کلیت بیرون آمده تصمیم داشتند با مواد انفجاری خود مراسم سنتی را بر پا کنند ، به نظرت در این فرضیه چند درصد از این ۵۰ درصد کل با مقاصد سیاسی وارد میدان شده بودند ؟ ایده آلش این است که فرضا ۳۰ درصد این جمعیت خواستار بازی سیاسی باشند اگر این طور شود گروهی از افراد تماشاچی هم به آنها می پیوندند و بازی به مرحله ی اوجش می رسد ، در این جاست که تنها یک سازماندهی حساب شده کار را به فرجام می رساند ، اما دیروز تمامی این فرضیه های فوق به عبث رسید چرا که از آن لمپنها به قول تو کم نبودند. شاید سیاسیون فعال این جمعیت چیزی در حدود ده درصد جمعیت بودند بقیه آمده بودند تا تنها قری بدهند و آتشی برای مترسشان بیفروزند ... به نظر من مشکل تنها بر سر کمبود سازماندهی نیست بلکه در این است که میزان تحول خواهی در ذهن نسل جوان رو به نقصان است یا اصلا بوجود نیامده است ... تا این مشکل ذهنی حل نشود به نظر من نمی توان در انتظار انقلاب اجتماعی عظیم این مردم منفعل و نیمه خرسند بود . شبح عزیز دیروز روابط عمومی نیروی انتظامی رژیم اعلام کرد که ۲۰۰ کیلوگرم مواد منفجره به صورت غیر قانونی از جانب جوانان خریداری شده است ، واضح است اگر این ۲۰۰ کیلوگرم با آگاهی انقلابی مصرف می شد شاید امروز در انتظار منظری دیگر از پیروزی های خویش بودیم اما ببین ۲۰۰ کیلوگرم را جوانان ما به کجا زده اند، ۴ مغازه در هفت حوض آتش گرفته است ، چند خودروی عمومی دود شده است و به هوا رفته است ، چند پیرمرد و پیرزن سکته کرده اند و ... متاسفانه خیل عظیمی از ملت ما هنوز در اوج حماقت خویش روز می گذرانند و تنها چیزی که در مخیله ی آنها مفقود است مقوله ای است به نام آگاهی انقلابی ...


دادامن 19:25 @ Wed, 16 Mar 05

ماهنامه تجدد۱۰ .. ويژه نامه ی نوروز ۸۴ منتشر شد ...
www.tajadod.5u.com


آرمین گیله مرد 19:04 @ Wed, 16 Mar 05

سلام ... دقیقا!!!


منوچهر ژندی فر 18:48 @ Wed, 16 Mar 05

شبح جان.
من هم اخبار را خوانده ام٫اما تصويری که تو ميدهی برای من کمی مبهم است(البته تاحدودی آنرا ميفهمم٫اما ای کاش کمی بيشتر اين مسئله را باز ميکردی).تا آنجا که من خوانده و شنيده ام٫ديشب پس از بيست سال اولين شب بی حکومت در ايران بوده٫اين بخودی خود خوب است اما ما بايد هوشيار باشيم و سريعا دست به سازماندهی مردم بزنيم٫شبح جان اگر يادت باشد من مدتی پيش يک همچین بحثی را باز کردم٫اما متاسفانه ادامه نيافت.امر سازماندهی مردم در محل حول شوراهای محل بايد در دستور ما(ح.ک.ک) باشد٫اين از نان شب واجبتر است٫اين شوراها(و نه هسته) بايد توسط افراد پيشرو هرچه سريعتر ودر هر خيابان و محله درست شود٫جوانان ميتوانند در اين شوراها بخصوص نقش موثری داشته باشند و علاوه برتشکیل شوراها که ارگانهايی بسيار باز و زنده و شاداب هستند در کنار آنها هزار ارگان آموزشی و ورزشی و غيره درست کنند٫اينها خود ميتوانند و بايد نطفه های حکومت آينده باشند٫اين قدرت دوگانه امروز امکان دارد و ميشود که آنرا سازماندهی کند٫ما بايد بسوی سازماندهی قدرت دوگانه برويم٫اين امر از آنجا اهميت دارد که اين شوراها در عين حال ميتوانند جلوی گسيختگی جامعه را نيز بگيرند.ما نبايد اجازه دهيم که لمپنها جامعه را ويران کنند و آن ويرانه را تحويل ما دهند٫اين بسيار حياتی است.ميتوان سر اين مسئله باز هم نوشت٫اما اين را به فرصتی ديگر پس از بحث دیگران ادامه خواهم داد.


پیام آوران سگال 18:24 @ Wed, 16 Mar 05

گوگل تاكنون براي برخي مناسبت هاي مهم جهاني لوگوهاي مختلفي طراحي كرده و در سالگردهاي مريوطه از آن ها استفاده كرده است.
اين بار ايرانيان تصميم گرفتند با ارسال ايميل از گوگل درخواست كنند تا براي گراميداشت سال نوي شمسي و عيد نوروز نيز لوگوي مخصوصي در نظر بگيرد و در ردوزهاي 20 و 21 مارس (1 و 2 فروردين) در صفحه ي اصلي خود قرار دهد.
جهت حمايت از اقدام مذكور :
1 - به اين آدرس برويد :
http://www.google.com/support/bin/request.py?user_type=user&contact_type=suggest_new&submit=Continue
2- ايميلتان را در محل مخصوص بنويسيد. بهتر است در پايان متن نامه اسم تان را نيز بنويسيد.
3 - subject پيشنهادي براي نامه : Request for Iranian New Year Celebration Special Logo
4 - اين موضوع را با ارسال لينك زير , انتشار در بلاگ يا سايت (و يا هر روش ديگري) به اطلاع ديگران برسانيد.
لينك اين مطلب براي اطلاع رساني به ديگران :
http://www.amozeshonline.com/google/archives/001427.html/


پیام آوران سگال 18:23 @ Wed, 16 Mar 05

5-به كمك فرم مخصوص متن زير را در به عنوان متن نامه قرار داده و ارسال كنيد.
Dear Google Team We will be grateful if Google put a special logo for the Iranian New Year celebration (Nowruz) on its main page on March 20th and 21th. Nowruz is the first day of solar year and is the most important celebration formany nations including Iranians, Kurds, Turks, and Tajiks and some other nations and I am sure all of them will be impressed and appreciated by this act of Google. Appreciated.


پیام آوران سگال 18:20 @ Wed, 16 Mar 05

سال نو برشما و خانواده گراميتان مبارک باد اميد است همواره در زندگی موفق و کامياب باشيد.// بهار و عيد می آيد که عالم را بيارايد....وليکن بلبل جان را نسيم يار می بايد


pouyan 17:44 @ Wed, 16 Mar 05

شبح جان! انقلاب و سازماندهی؟؟؟؟


دنیایی 17:04 @ Wed, 16 Mar 05

سلام






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1266
تعداد نظرات: 26782
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 24, 2006 09:36 am


از کجا آمده‌اند؟