|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 21 اسفندماه 1383 | March 11, 2005
● "زندهگی" با "ه" زندهتر است.
"- زندهگی را فرصتی آنقدر نيست در نظرخواهی وبلاگ زيتون عزيز بحث مختصری در گرفت در مورد شيوهی نگارش کلماتی مانند "حتا" و "کبرا" و ... و يا "نسبتا" يا "نسبتن". (در اين مورد میتوانيد به مجلهی اینترنتی گذرگاه مقالهی: چرا "حتی" و نه "حتا"؟ نوشتهی محمود صفریان مراجعه کنيد.) در ادامهی آن بحث سرانجام اين پرسش مطرح شد که چرا مینويسم "زندهگی" و نه "زندگی" که قرار شد در مجالی در اين مورد بنويسم و اکنون اين آن مجال
SƏLAM EY AZƏRBAYJANİN GƏHRƏMAN İĞİDLƏRİ BABƏKİN DUGUM ĞUNİ GUTLU ÖLSUN
سلا م شبح جان
سالام . يارپاق قزئتينی معرفی اائتدييينيزه گؤره تشکر ائديريک.
AUTHOR:
لطفآ در مورد سايتتان کمی توضيح دهيد
سلام شبح گرامي :طبق آخرين اطلاعات و اخبار گويا اتهام ارتداد مديار رفع شده......خبر را ميتوانيد از آرشيو كيوان حسيني (راديو فردا) استخراج كنيد.بعلت فيلتر من نتوانستم لينكش را پيدا كنم.
ببخشيد !!!
سلام گرامی شبح!
تولد دو تلويزيون جديد و جذاب آذربايجاني در ماهواره تله استار: طي دو هفته اخير دو تلويزيون جديد و بسيار جذاب آذربايجاني با نامهاي «آذربايجان نيداسي» و «گونازتي وي» اقدام به پخش برنامه هاي پر طرفداري در زمينه فرهنگ، زبان، ادبيات ، تاريخ ،مشکلات و نيز مطالبات ملت آذربايجان نموده اند. آذربايجان نيداسي(Azerbaycan Nidasi) که به همت آقاي ستار بابک اوغلو (جمشيد شوروي)راه اندازي شده است همه روزه از ساعت 30/8 دقيقه شب به وقت تبريز بر روي کانال Lahse وماهواره Tele Stare دوازده قابل دريافت مي باشد. کانال تلويزيوني دوم بنام گوناز تي وي (.V.Guney Azerbaycan T) که با تلاشهاي مستمر آقاي احمد اوبالي تاسيس شده، کانالي 24 ساعته بوده و همانند کانال پيشين برروي ماهواره Telstar دوازده قابل دريافت است. در حال حاضر کانال موفق «آنا يوردو» به همت آقاي دکتر نظمي افشار نزديک به يکسال است که بر روي همين ماهواره و با استفاده از فضاي کانال بين النهرين هر 5 شنبه، ازساعت 8 شب برنامه هاي خود را به مدت 3 ساعت پخش کرده و فرداي آن در صبح روز جمعه تکرار مي کند.
ترانهی نازنين!(65)
شبح عزيز! منوچهر ژندي فر عزيز67 مرد كهن!
پرسشهاى دانشجويان در باره مسائل تركهاى ايران و قوميتها و پاسخهاى داده شده از سوى نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاهها. سؤال اول: چرا ما آذربايجانيها از ابتدايى ترين حقوق (زبان و فرهنگ٫ مطبوعات و... ) محروميم ؟
عده اى از قوميتگرايان افراطى فارس٫ با شعار طرفدارى از دهكده جهانى بر عليه رسميت يافتن زبانهاى ملى در ايران و دولتى شدن زبان تركى در اين كشور برخاسته اند. حال آنكه٫ آنچه اين هموطنان مدافع آنند روستاى فارسى است نه دهكده جهانى. آنهاييكه از آموزش اجبارى زبان و فرهنگ فارسى به تركها٫ در حاليكه كاربرد زبان مادري و ملى اكثريت مردم ايران در مدارس٫ ادارات٫ ارتش و مراكز و نهادهاى دولتى قدغن است دفاع مىكنند در عمل در حال تبديل كردن ايران به روستاى كوچك و منزوى فارسى اند (كه قسما موفق به تحقق آن هم شده اند). آنهايى كه فكر و ذكرشان روستاى فارسى است مانع اصلى پيوستن مردم ايران به كاروان دهكده جهانىاند. در شرايطى كه مرزهاى جهانى در حال فرو ريختن است٫ تحميل زبان فارسى به مردم ايران به عنوان تنها زبان دولتى و تنها زبان رسمى٫ عملا ايجاد سدى در مقابل فرايند جهانى شدن و كشيدن ديوارى مرزى براى جداسازى مردم ايران از جهان مدرن و دمكرات و هم تبارانشان در كشورهاى همسايه است.
همانطوريكه آقاي پورجوادي در ايرانشهر و درون مرز از »زبان مظلوم فارسي» ـ زبان مظلومي كه تمام امكانات مادي و معنوي كشور را بطور انحصاري در اختيار دارد ـ سخن ميگشود، آقاي جلالي نيز در برون مرز و انيران موضوع دشمني با زبان فارسي را عنوان ميكند. آقاي جلالي پس از رديف كردن نامهاي بزرگان ادب، از نظامي و خاقانئ و قطران و صائب و شهريار، از دكتر ساعدي هم در نميگذرد و ما را متهم باين ميكند كه حاصل رنج و ميراث بزرگ فرهنگي و ادبي آنان را به بي مهري مينگريد آقاي جلالي نعل وارونه ميزند. چرا كه نيك ميداند كه نابودي تمام زبانهاي موجود در ايران، بجز زبان فارسي، كه بهر تقدير در آنها بچشم رقيب مينگرد، شرط اصلي اجراي برنامهي فاشيستي يك خاك، يك دين، يك زبان است. ورود يك فارس زبان عامي به محفل دهها تحصيلكرده از غير فارس زبانها سبب تغيير بيدرنگ زبان مجلس ميشود، رعايت حال گويندگان فارس زبان واجب عيني است نه واجب كفايي؛ و شما هنوز ادعا ميكنيد كه با زبان فارسي دشمني ميشود؟
زبان گفتاری مردم ما با زبان نوشتاری در بعضی مواقع با هم خوانائی نداره.. برای مثال در کتاب ها می بينيم کلمه جوی ( منظور جويبار) اما در زبان عام اغلب می شنويم میگن جووب .. یعنی چيزی رو که می شنوی می بینی گوینده نمی نویسه اين واسه من جالبه ..
چه انتظاری دارید از فرهنگستانی که از همان اول با غرضورزی و برای بیکار نماندن بعضی از علما بوجود آمد و بعد از آن زمانی که مثلاً کسی مثل آقای تقیزاده از اعضای آن رسالهای درباره جایگزین کردن زبان عربی بهجای فارسی و سخیف و ضعیف بودن پهلوی انتشار داد نهتنها اعضای دیگر فرهنگستان مخالفتی نکردند، بلکه حتی از تلاشهای هدایت در این زمینه هم حمایت نکردند. و بعدها وقتی که دیدند هنوز عدهای از دوستانشان بیکار ماندهاند برای اینکه ثوابی کردهباشند 24 نفر دیگر را نیز به این بیفرهنگستان دعوت کردند و این روند همانطور ادامه یافت. تا اینکه انقلاب اسلامی که در همه چیز تحول ایجاد کرد، در فرهنگستان هم تحولی ایجاد کرد و آنرا به یک مرکز سیاسی تبدیل کرد، که مثلاً آقای حدادعادل با مدرک حقوق رئیس آنجا شد!
نبوده يعنی بوده!
سلام...در مورد OK..باید بگم از All Correct... مياد..ميگن يه پادشاهی تو انگليس نبوده و سواد درست حسابی نداشته و برای امضا نامه ها چون طرز نوشتن اون کلمه رو بلد نبوده از مخفف او-کی استفاده کرده البته من شخصه معتقدم که اين بيشتر به داستان افسانه مياد ولی در مورد ريشه ي کلمه هيچ شکی ندارم...يا حق بردود
آراز عزيز.
شبح جان. بیانیه پن لاگ بنظرم زمانش سه شنبه 16 مارس اشتباه شده. چون سه شنبه 15 مارس است و تا انجا که من فهمیدم جلسه 15 مارس است . بهرحال این را در پیامگیر پن لاگ نوشتم و حالا که سر زدم متن تصحیح شده اما روی لینکی که تو درلینکدونی شبح گذاشتی وقتی کلیک کردم بیانیه نمی اد اطلاعات شخصی است لطفن خودت کنترل کن. ترانه فضول پ.ن. شبح جان این حسابرسی حتا در اوقات فراغت هم دست از سر من بر نمی داره :(((
آراز عزيز!(57) پيام آوران سگال پيروز عزيز! (56)
اميرحسين جان!(60)
دوست عزيز بینام 59! شبح به اين خارج از موضوعی نوبره والا!
آتش جان
هر کس می داند جواب بدهد. عمیقا ممنون می شوم.
آراز عزيز. از اطلاعات جالب شما بسيار تشکر ميکنم.
اردشير عزيز54!
سلام دوست گرامي / چندين مقاله از وب شما را خواندم و علاقه مند پيگيري مطالبتان هستم و براي حفظ ارتباط و كسب مطلب وبلاك جنابعالي را در لينك وبلاك خود قرار داده ام /پاينده باشي
در نوشته قبلی به غلط «correct » با يک R نوشته شد. !!
برخلاف تصور بعضی ها ،اکثرا اين مردم « کوچه و بازار » و يا «بيسواد و کم سواد » و در مواردی مهاجر و ... هستند که « زبان » را بوجود ميآورند و تکامل ميدهند. و بعدا متخصصين زبان شناس همان تغييرات را ثبت و تدوين ميکنند. يک نمونه بارز واژه اصطلاحی « OK » ميباشد که بصورت يکی از رايج ترين واژه ها در سطح بين المللی در آمده است. و بطور مشخص چقدر در کامپيوتر بکار ميرود !!. اين کلمه توسط مهاجران بيسواد و کم آشنا به زبان انگليسی در آمريکا بوجود آمد. بدين ترتيب که پس از کنترل بسته ها در بنادرنيويورک ، روی بسته بجای نوشتن کلمه all corect و مخفف واقعی دو حرف اول آن يعنی «AC» به اشتباه «OK» نوشتند !! ( به لحاظ تشابه تلفظی ) !!.حالا متخصصين زبان انگليسی در آن سال ها چه واکنشی نشان دادند خود جای بحث دارد. ولی امروزه اکثرا اين گونه تغييرات «غلط» را که به زنده بودن زبان کمک ميکند، OK ميدانند!!
سلام شبح عزيز!
آتش جان!(50)
آتش خيلی عزيز50! اگه می خوای برات اينجا ننويسم نظرخواهی ات را درست کن. اگه مشکلی هم برای درست کردن نظر خواهی داری برای کانون بنويس. در اساسنامه آمده «مادهيِ 4- هدف:
شبح جان ۴۰ اين codering unicode رو می دونم واين کار هم کردم ای ميل هائی که فونت فارسی دارد کلا قابل خواندن نيستند بنابرين خواستم بگم از اين جهت کورم ونمی توانم نامه های انجمنی ها را بخوانم ..
ترانه جان!(39) گفت آوردها از نوشته "اندرز به کودکان..." به پازند، دبيره شماره 7 به پاسخ وَری هما ناطق. تابستان 69'.
با سلامی گرم دست های همه شما عزيزان را صميمانه می فشاريم.
با سلامی گرم دست های همه شما عزيزان را صميمانه می فشاريم.
شبح جان عزيزم سلام! با زحمتهای ما! منتظر شما هستم . اما اين بار از خودم.
ترانهی نازنين!(2)
کنجکاو عزيز!(35)
سلام شبح عزيز خيلی جالب بود. از لينكها حتما هميشه استفاده ميكنم چون بعد از اينهمه سال اينور دنيازنده گي كردن و دور افتادن از خانه و زبان مادري برام خيلي مفيده كه دوباره قوتي به زبان بد و ازياد رفته ام بدم. در مورد واژه زنده گي كه فكر ميكنم با اضافه كردن اين ه خيلي زنده تر ه و بهمين خاطر بايد عادت كنم به همين صورت بنويسمش. در هر صورت ممنون بخاطر اين مطلب بسيار آموزنده و جالب. و زنده باد زنده گي .سبز باشي.
اميرحسين عزيز!(22) علی جان(21) آرش سرخ نازنين!(23) مريم عزيز!(29) آتش جان!(33)
کنجکاو مهربان35
شبح جان دستت درد نکنه. همه فن حریف بودنت منو همیشه به تحسین واداشته:)
و البته به قول كنجكاو ِ عزيز جدا نويسي هم خود مقولهايست دراز ! كه به تعدادي از آنها اشاره ميكنم :
کنجکاو ِ عزيز! (به رسم جدانويسی!)
شبح جان! اگر شيوه نگارش* تو هم آهنگ (جدا نويسی يادت رفته؟) و کم لغزش است خود نشان دهنده و آوَند (حجت) بر درستی شيوه تو/شما دارد. به گومان ام زبان و شيوه نگارش بايد آن چنان ساده باشد که هرکس به ساده گی (دلت را نشکستم- ه را جدا نوشتم) بتواند واژه گان خود را بيابد و خويش را باز تابد (expression). جدا نويسی يکی از آن روش هايی است که به ساده گی گفتار و نوشتار ياری می رساند و کار را از دست بزرگان ادب بيرون می آورد و به دست همه گان می سپارد. چيز ديگری هم که بايد ياد آوری کنم اين است که ما نيازی نداريم به زبان برينيم!؟ و با چسبانيدن "اَن " واژه گان را معرب کنيم، تا آنجا که برخی واژگان هم چون "گاه" ، "ناچار" و از اين دست را "گاها"2، "ناچارا"، دوما و سوما را ريدمان کرده اند، که درست اش (شدم آقا معلم!!) اين است "گاهی" و "به ناچار"، دوم ، سوم و... بمانند. که نمونه های آن را در زبان آخوندی، برای نا به کاری هايشان می توان آورد. مستکبر، مستضعف، نظارت استصوابی ( که بی ريشه هستند و تنها برای اين سر هم شده اند که پايه های قدرت خويش بر روی آن ها پی بريزند) و هزاران واژه آخوند آورده که تنها برای ادامه بزه کاریشان است. اين جا تنها به نمونه ايرانی اش می توان برخورد کرد وگرنه جای برخورد به سخن وری و تبليغات و ... بوده و روی آن کار شده.
گرايش شووينيستی گويش-مرکزی و زبان برتر. يک نمونه آن : بار واژه اوستايی"هَشتَن" برابر با گذاشتن را چند هزار سال است که مردم کرمان شاه _که من چهار سالی مهمان شان بودم- را بر دوش داشته اند و به يک بار تلِ ويزيون بی ريشه گان اسلام و بی فرهنگی پای تخت نشينان، تلاش در نابودی اش می سازد و يا هم چنين واژه "ناتاو" که از هم آميختن واژه گان تاب (بُردبار/ جوش) و نا به هم آمده (ناتاب ، کسی که با ديگران جوش نمی خورد و يا ناجور) را گومان نمی کنم امروز به کار گيرند. هر کس می تواند سد ها نمونه ديگر را از شهر ها و روستا های دست بياورد. باری، چون زبان و فرهنگ کشت و کار بومی ندارند و از دست رسی به رسانه های گروهی و به ويژه نبود آزادی و تهی دستی در رنج اند، بنابر اين پويايی خود را از دست می دهند و ناچار (اگر اين چنين بماند) نابود خواهند شد. - زبان و وب لاگ های ايرانی. در پايان هم بگويم که اين نوشته کوتاه تنها پيش گفتار ناچيزی بر روی اين گفت مان3 گيرای فرهنگی است که من هم در اندازه های خود تلاش کردم به آن پا بدهم و درگير شوم. * اگر چه اين واژه به نادرست برای نوشتن به کار می آيد، اما در زبان ما جا افتاده. دبيره ما الفبا يی است که نوشته می شود و نگارش به چَم نقاشیدن و از اين دست است، که برای بهتر است نگارش را برای نوشن به زبان چينی و ژاپنی به کار گرفته شوند، که الفبايی نيست اند. نمونه های درست آن هم به کار آمده، هم چون نگار خانه (گالری) و يا خوش نگار (زن و يا مرد! خوش چهره). نگاری نگاريد بر خاکِ پيش شاه نامه 1-"سواد" پدر زبان در آورده و رسانه های گروهی در دست لاری جانی ها پدر گويش های گوناگون در اين جا و آن جای دور افتاده ترين بخش های سرزمين ايران را. 2- که والد بمانعلی گرامی هم ياد آوری کرده.
آتش عزيز خط را در پنجره view سپسcodning زير مجموعه unicode utf8 تنظيم کن می توانی خط فارسی را بخواني
شبح جان
امیر حسین عزیز22 ! | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||