پنجشنبه، 13 اسفندماه 1383 | March 03, 2005

مادران در زنجير

در آستانه‌ی 8 مارس بايد خبر دستگيری نجمه‌ اميدپرور نويسنده‌ی وب‌لاگ طلوع آزادی را بشنويم. نجمه اکنون با فرزندی که در بطن خود دارد به همراه همسرش محمدرضا نسب‌عبداللهی نويسنده‌ی وب‌لاگ "وب‌نگار" بازداشت شده است.
استرس و فشاری که روی نجمه است بی‌شک تاثيرات مخبری بر فرزندش برجای خواهد گذاشت و اين ديگر تنها جنايت بر عليه‌ی "آزادی بيان" نيست که مستقيما نشان از کودک آزاری دارد.
8 مارس امسال را به روز جهانی مبارزه برای آزادی مادران زندانی تبديل کنيم. مادرانی که فرزندان خود را در زندان به دنيا می‌آورند و در زندان بزرگ می‌کنند.
انسان موجودی اجتماعی است و کل نظام اجتماعی نسبت به سرنوشت جنين‌ها و نوزادان و کودکان مسئول است. برخورداری از دوران برداری بدون استرس حق طبيعی و جهان‌شمول مادران و کودکان در بطن‌شان است.
بر اين حق پافشاری کنيم و آزادی نجمه اميدپرور را، علاوه بر اين که اصولا جرمی مرتکب نشده است به خاطر جنين در بطن‌اش هم که شده، مطالبه کنيم.

March 3, 2005 10:31 PM | TrackBack

ستاره 22:59 @ Tue, 8 Mar 05

کنجکاو عزیز
پیشنهاد می کنم جزوه زمینه های اجتماعی مسئله زن از الکساندرا کولنتای را به دقت بخوانی تا واژه ی فمنیسم بورژوایی را در یک قرن پیش کشف کنی!!!!!!!!!!


16:59 @ Sun, 6 Mar 05

؟


16:55 @ Sun, 6 Mar 05

؟


rouzbeh 12:04 @ Sun, 6 Mar 05

دوست گرامی مدتی ارتباطم با اينترنت مشکل داشت و فرصت عرض ارادت نبود ..دارم تمام مطالبت رو می خونم و استفاده می کنم .پاينده باشی عزيز


کنجکاو 8:35 @ Sun, 6 Mar 05

جوان سوسياليست گرامی!

اين پديده "فمينيست بورژوا" (چه پديده ناخرشيده/ناتراشيده ايی) را از کجا پيدا کرده ايد که به فمينيسم چسبانديده ايد. باور کن اين يکی نوِ نو تازه داغ از کارخانه واژه سازی بيرون آمده. جنبش زن وَرز تا آنجا که بوده و خواهد بود، جنبشی برابری خواهانه بوده و خواهد ماند بود و چون بن مايه ايی برابری جو دارد ، هميشه جنبشی چپ خواهد بود. تا آن جا که من آشنايی دارم چنبش های زن ورز مارکسيست، سوسياليست و يا آنارشيست هستند و تاکنون از جنبش زن ورزان بورژوا چيزی نشنيده بودم .
اما اگر به جنبش!؟ و يا پديده "زنان آبی" که با ديد گاه های نو ليبرال ها در دهه نَوَد سر برآورد و دارای بينش و فرهنگی نو ليبرالی و درپی آن جنبشی دارای فرهنگی مرد سالارانه با ديدگاه يی ليبرال!؟ بود، آن چنان که تنها جا به جايی قدرت را اين بار به سود زنان می خواستند و درست تقليد خنده داری از قدرت را در جامعه مرد سالار می کردند/می کنند، که اين پديده را نمی توان جنبش زن ورز خواند. بسياری از آن ها می توان گفت که در سازمان های سرکوب ، هم چون پليس و ارتش، هم به کار گمارده شدند و چون می خواستند که "مرد " باشند، در سرکوب و خشونت هر کدام جا سخت گير تر و خشن تر بودند. تا آن جا کار به آن جا کشيده شد که درست به شيوه برخی از مردان (با همان ديدگاه مرد سالارانه) به استريپ تيز مردان می روند و ...
شايد مارگارت تاچر الگوی يکی از اين زن ها بود که ده ی پيش تر از آن سر برآورد و در جنگ طلبی و سرکوب کارگران معدن و خصوصی سازی های آن چنانی دست هر مردی را از پشت بست.
اما چيزی که برای من شگفتی آور است، برنتابيدن و يا چشم و هم چشم ی سازمان های چپ!! ايرانی را با جنبش های (ناوابسته) رهايی بخش زنان (زن وَرز) است. بدبختانه آن چنان شده که خود زنان هم بيم ناک از به راه اندازی اين چنين سازمان دهی می شوند، تا آن جا که بسياری از اين که جنسيت خود را با گفتن اين که "من فمينيست نيستم" پنهان می کنند و يا ناديده می گيرند. شرايط اجتماعی، اقتصادی، سياسی/ايدئولوژيک ايران امروز، بيش از پيش نياز به برپايی سازمان های ناوابسته زنان دارد و بايد گفت جنبش و سازمان دهی زنان، هم چون نيرويی ديگرگون کننده و ديگرگون خواهانه، که نه تنها در سرنگونی حکومت اسلام بايد (بنا بر منش آزادی خواهی و رهايی بخش خود)، نقش به سزايی داشته باشند، که بسا در روند جنبش خويش در ايران آينده در براندازی فرهنگ جا افتاده (به ويژه اين فرهنگ دستاورد آخوند) و کوشش های (طبیعتا) برابری خواهانه خويش بکوشد. اميدوارم که آگاه از نيروی بزرگشان شوند و در اين راه پيش گام شوند.


سیاهکل 7:53 @ Sun, 6 Mar 05

شبح عزيز روزی اعتصاب کردم!! بيا و ...


دكتر رضا براهنى 6:47 @ Sun, 6 Mar 05

مراجعت نامه دكتر رضا براهنى به يونسكو و سازمان حقوق بشر در شكايت از تضييق حقوق آذربايجانيان ايران:

ما 23 میلیون نفر آذربایجانیان ایرانی که بنا به آمار سازمان ملل (در سال 1998) 37% جمعیت کشور را در مقابل 22 میلیون فارس 35% جمعیت کشور، و در کنار 70 زبان و لهجه تشکیل می دهیم٬ متأسفانه از سال 1925 تاکنون در این گلستان فرهنگی جز زبان فارسی، همه زبانها و لهجه ها ممنوع شده و قربانی پان فارسیسم گشته است. انقلاب 1979 نیز در این خط سیاسی تغییری نداد و همچنان ایران مرکز مرگ زبانها و لهجه ها و فرهنگها باقی ماند.


پارلمان دانشجوئى 6:44 @ Sun, 6 Mar 05

در نشستهاى پارلمان ادبيات دانشجوئى ايران٬ از مسئولان اقدام در جهت به رسميت شناخته شدن زبان تركى ايران؛ اجازه تدريس به زبانهاى پرمخاطب تركى٬ كردى٬ بلوچى٬ لرى٬ عربى٬ گيلكى و. . . . در مدرسه ها؛ اختصاص حداقل يك كانال تلويزيونى سراسرى به زبانهاى پرمخاطب و نزديكتر كردن اقوام به يكديگر خواسته شد.


جوان سوسیالیست 3:50 @ Sun, 6 Mar 05

به مناسبت روز حهانی زن

در باور یک بورژوا، زن لاجرم جنس دوم است چراکه همه چیز در ذهن وی تحت شعاع نفع شخصی چرخ می خورد. فرهنگ، سنت و اخلاقیات نیز پشتیبان آنند و اقتصاد سرمایه داری و سیاست حامی آن مدافع آشکار و پنهان این ستم. حتی اگر این زن از طبقه ی او باشد و دربازار رقیب سرمایه ی وی! حتی اگر این زن همسر او باشد و در زندگی شریک با وی! یا... در هر حالتی محکوم است که جایگاه برتر را به مردان بسپارد و خود در حواشی زندگی، اقتصاد و سیاست به انتظار گوشه ی چشمی از آنان بماند. در پارلمانهای بورژوایی دقت کرده اید که جمعیت زنان نسبت به مردان تا چه اندازه اندک است؟ و یا این که زنان اصولا نقشی کلیدی در اختیار ندارند؟ آنها منفعلند و در اکثر مواقع جز در حوزه های مرتبط به جنس خود نمی درخشند! آنها جنس دوم اند اگرچه برای مردانی از شان خودشان! .....
ادامه............

جنگ در اردوگاه خودی


زیتون 3:25 @ Sun, 6 Mar 05

در کامنت قبلی منظورم از اين٬ يعنی آخرين مطلبی که توش کپی کردم مال جمعه‌ست... نشستم تموم مطالبم رو توش کپی کردم...
بيدارآلوده ش که اون بوديم حالا ببين خواب‌آلودگی چی به روز نوشتنم آورده:)


زیتون 3:22 @ Sun, 6 Mar 05

شبح جان...آخرش نفهميدم چرا وبلاگم نمياد..فعلا آخرين مطلبم رو در اينجا هم گذاشتم:
http://z8unak.blogspot.com/
البته اين مال جمعه‌ست.. ولی اگه کسی اونجا بياد خوشحال می‌شم..


کنجکاو 2:07 @ Sun, 6 Mar 05

اين داستان ( از پای گاه روشن گری) هم پيش کش به آن نژاد برستان که وعده بهشت تورکی می دهند. می بخشيد که بلند است. اما به جايش خواندنی است

ولايت فقيه در عشق آباد
سوسن آرام

آقای خرازی و آقای رامسفلد درجمهوری قربان سلطان چه ميکنند؟

http://www.roshangari.com/
صفرمراد نيازوف ميفرمايد به من نگوئيد رئيس جمهور، من ترکمن باشی هستم! ترکمن باشی يعنی چه؟ ما ايرانيان ميدانيم يعنی چه، مشابه اش را خودمان داريم ...

ترکمان باشی همين هفته ها، قانون جديدی گذرانيده است. اين هم مفاد اين قانون جديد:

*جوانان حق ندارندموی سر وريش شان را بلند کنند.به دستور نيازوف وزير آموزش و پرورش مسوول اجرای اين دستور است!

*گوش دادن به راديو و سيگار کشيدن در خيابان ممنوع است.

* اجرای اپرا و باله ممنوع است.

آيا حالا معلوم شد که سردار ترکمن باشی يعنی چه؟ ترکمن باشی ها والی های خود منتخب ملت های خودشان هستند که يک جمهوری خصوصی دارند وبه ميل مبارک خودشان برای جمهوری شخصی خودشان قانون من در آوردی مينويسند. ضمنا خوب است به ياد داشته باشيم که معنای تحت اللفظی سردار باشي، عبارت است از رهبر بزرگ ياهمان رهبر عالی مقام خودمان.

اولين شرط برای اجرای قوانين من درآوردی البته سانسور، بستن دهان ها، شکستن قلم ها ، " تعطيل فله ای " مطبوعات دگر انديش و بقيه چيزهای مربوط به سانسورو خفقان است که برای ما ايرانی ها خيلی آشناست. مثلا آقای ترکمن باشی در جمهوری شخصی خودش، همه اخبار را فيلتر گذاری کرده است، عناوين روزنامه ها را هم شخصا خودش تعيين ميکند. سال گذشته آبونه روزنامه های روسی - در ترکمنستان 300000 روس زندگی ميکنند- را ممنوع کرد ووقتی با اعتراض بين المللی به خاطر سانسور مطبوعات روبرو شد،" متهمين" را معتاد و از حال رفته به تلويزيون آورد. آن ها از " ترکمن باشی " طلب بخشايش ميکردند . خيلي، خيلی آشناست، نيست؟

البته جمهوری خصوصی آقای ترکمن باشی خيلی کم جمعيت تر از ايران است. فقط 4.7 ميليون. بنابراين به خيلی از زحمت ها و دم و دستگاه هايی که رهبر عاليقدر ما بارش را بردوش می کشد- ازبوروکراسی شخصی تا بسيج و سپاه- نياز ندارد. خانم لورا کندی سفير سابق آمريکا در ترکمنستان ميگويد هر چه ميخواهيد بايد شخصا از خودش درخواست کنيد. چه کسی حق دارد وارد کشور بشود، چه کسی حق ندارد؛ کی حق دارد وارد دانشگاه شود، کی حق ندارد؛ تيتر روزنامه چه باشد، سيمای لاريجانی ? ببخشيد سيمای ترکمن باشی - چه بگويد...همه چيز را او خودش شخصا کنترل ميکند. پس اين جا يک تفاوت هست. او بر خلاف ترکمن باشی ما مفت خور نيست.

در جمهوری های خصوصی البته اعياد و رسوم طبق ميل رهبر عاليمقام، تعيين ميشود. حالاچه روز زن باشد، چه روز مادر، چه عيد ملی. سال 2003 ترکمان باشی تصميم گرفت که خاطره مادر فقيدش را گرامی بدارد، از اين رو اين سال به نام او نام گذاری شد: سال قربان سلطان. امسال سردار باشی تصميم گرفت ژانويه ترکمن باشی خوانده شود و ماه آوريل هم برای هميشه به نام نامی مادر ايشان قربان سلطان ناميده شد.مجله زنان اين کشور، که البته ترکمن باشی بخشی از مهم ترين رهنمود هايش را در آن درج ميکند، حدس ميزنيد چه نام دارد؟ بعله ، حدس تان درست است : قربان سلطان! آيا اين کارها عيب دارد؟ سردار باشی به خبرنگار سی بی اس ميگويد : نه اين کار هيچ عيبی ندارد. هر کشوری بايد جد و آباد داشته باشد. ما نداشتيم.
می بينيد؟ اين بخشی از همان کاری است که آمريکائی ها به آن ميگويند " ملت سازی"، منتها آن ها آقای کارزايی رابه عنوان نماينده قوم اصيل پشتون از توی سرکه در می آورندو يا آقای چلبی رابه عنوان نماينده عراقی های اصيل تبعيدی از دست پليس اينتر پول نجات ميدهند که برای ملت ها به اصطلاح پروفيل درست کنند، رهبر عالی قدر خودمان ازعقب مانده ترين اعراب باديه در عصر حجر برای ما پروفيل وام می گيرد، اين يکی که از توی بوروکراسی خاکی نمای سويت در آمده، عامی ترعمل ميکند و پروفيل مامان و پاپای خودش را به ملت وام ميدهد. بقيه ابزار ملت سازی- يعنی ارتش و پليس و
" قانون اساسی" را هم که دم دست دارد و مثل رهبر عاليقدر خودمان در بيت خودش سازمان ميدهد.
.
گفتم قانون اساسی. چه اسم محترمی! برخلاف رهبر عالی مقام ما که جمهوری خصوصی اش فقاهتی ? يعنی باد هوا و کشکی -است، ترکمان باشی دوست دارد جمهوری اش سکولار باشد، سکولار ِ سکولار، نه مثل افغانستان يا عراق سکولار اسلامي، پس به جای قران ياقانون اساسی سکولار اسلامي، ترکمن باشی يک کتاب "راهنما" دارد ? در سايه روشن هر غروب اين کتاب غول پيکر را طی مراسمی باز ميکنند و نصايح طلايی ترکمن باشی را که اين جا ديگر عينا نقش فقيه عاليقدر را بازی ميکند به مردم می آموزانند! البته واضح و مبرهن است که آموزش به همين جا ختم نميشود، بلکه بايد عميقا در خاک آباء و اجدادی ترکمن ريشه بدواند پس دانش آموزان - کوچک و بزرگ- بايد يک روز درهفته اين کتاب را بخوانند. امتحان ايدئولوژيک سکولار هم بر مبنای اين کتاب انجام ميگيرد- طبق نسخه اسلامی در جمهوری فقيه عاليقدر، يعنی وقتی کسی تقاضا برای ورود به دانشگاه ميدهد، يا وقتی کسی تقاضای شغل ميکند، بايد از پس امتحان کتاب راهنمای رهبر بزرگ همه ترکمن ها برآيد.

وقتی خبرنگار سی بی اس در اين مورداز ترکمن باشی ميپرسد آخر چرا؟ ترکمان باشی چنين جواب ميدهد:" لطفا کتاب راهنما را بخوانيد تا جواب همه سوال های خودتان را بگيريد. اين يک کتاب جايگزين قران نيست. اين کتابی است که به ترکمن ها ياد ميدهد چطور دوباره متولد شوند." اين هم نسخه سکولاراحيای ملت ايران از طريق ديندار کردن ما توسط فقيه عاليقدر. البته تر کمن باشی برای سکولار کردن مردم از حمله به کليساها و پی گرد پيروان آن غافل نمانده است، همانطور که ترکمن باشی های عمامه دارما، برای ديندار کردن مردم،از پيگرد سکولارها غافل نمی مانند.

در ژانويه امسال پيوندهای " روحانی" دو "جمهوری" خصوصی تکميل شد. کمال خرازی با ترکمان باشی ديدار کرد. طبق گزارش ترکمن نيوزآقای خرازی بعد از ديدار به رسانه ها گفت فرصت ها برای گسترش روابط زياد است و تجارت دو جمهوری " از 500 ميليون دلار به يک ميليارد دلار افزايش خواهد يافت"
علاوه بر اين ترکمن باشی تاکيد کرد که ساختمان" سد دوستی" در مرز دو کشور تسريع خواهد شد. اين سد قرار است 25 هزار هکتاراراضی دو طرف را آبياری کند. ترکمان باشی همچنين اظهار علاقه فرمودند ايران بايد در پروژه تاسيسات نفتی و مواد شيميايی شرکت کند.بعدا به فلسفه اين ديدارها خواهم پرداخت.

البته در جمهوری های خصوصي، پروژه ها دخلی برای مردم ندارند. مثل ايران که روی يکی از بزرگترين منابع نفت جهان نشسته است، ترکمنستان علاوه بر نفت دارای يکی از بزرگترين ذخيره های گاز جهان است. اما درست مثل ايران بيش از 60 در صد جمعيت اش در فقر زندگی ميکنند. در ترکمنستان رقم انتظار زندگی يکی از پائين ترين ها و رقم مرگ وميرکودکان يکی از بالاترين هادر جهان است. آمار بيکاری تحت هدايت ترکمن باشی
"مبهم" است ولی بوروی اروپا و اروسيای وزارت خارجه ايالات متحده رقم 40 در صد را ارائه داده است. در اين شرايط و در جوار خطه "زر خيز" افغانستان ، قاچاق مواد مخدر به مشغله پر سودی تبديل شده است که البته به طالبان و القاعده هم ربط پيدا ميکند. حساب کنيد: نفت، گاز، هم جواری با ايران و افغانستان، شبکه افغانی قاچاق مواد مخدر، منطقه مهم خزر...اين ها که مسائل محلی و منطقه ای نيستند، همه اين ها بيشتر به آمريکا مربوط است تا مردم منطقه که از نفت و گازشان همان قدر سود می برند که از طالبان والقاعده و جنبش اسلامی شان.

بنابر اين ترکمان باشی ميهمانان مهم تر از خرازی هم دارد. سال گذشته دونالد رامسفلد بی سر و صدا به ترکمنستان سفرکرد و ترکمن باشی را تشويق کرد که در جنگ با ترور به آمريکا کمک کند.رامسفلد در اين سفر گفت: " ايالات متحده علاقه وافر به رابطه با ترکمنستان دارد. من از اين فرصت استفاده ميکنم و از پرزيدنت و مردم به خاطر همکاری بسيار خوب شان تشکر ميکنم. من همين طور از پرزيدنت به خاطر اجازه پرواز که کمک بزرگی به ايالات متحده است تشکر ميکنم." .
در دهه 90 شرکت آمريکايی يونوکال، که با مشاورت عالی هنری کی سينجر کار ميکند، قراردادی با ترکمن باشی بسته بود تا با کشيدن يک لوله گاز به خاک افغانستان به منابع گاز عظيم کشور چنگ بيندازد. به هر حال بعدها معلوم شد طالبان ها با راهنمايی اسامه شروط سختی در رابطه با آمريکا دارندو با شکر آب شدن روابط با طالبان اين پروژه هم متوقف شد.

تا سال قربان سلطان، يعنی سال 2003 ، اوضاع بروفق مراد بود. تا آن سال آنچه خوبان همه دارند، ترکمن باشی به تنهايی همه را يکجا داشت: نفت، گاز، جايی ولرم دررابطه با ناتو، دوستی باايالات متحده. اما همان طور که ترکمن باشی درقربان سلطان، يعنی مجله زنان رهنمود داده است: " اين يک جهان غير قابل پيش بينی است،مثل چرخی است که دايم می چرخد." و چون بر عکس آخوندهای ما واعظ غير متعظ نيست- لابد چون سکولار است - و به دستورات راهنمای خودش عمل ميکنداز ابتدا هم حاضر نميشد وارد قراردادهای چند جانبه ای بشود که راه مانور را بر او ببندد. به همين جهت او که ازآغاز با اصلاحات گورباچف مخالفت ميکرد، بعد هم حاضر نشد به اتحاد با روسيه تن در دهد، به اتحاد سی آی اس بين جمهوری های جدا شده از شوروی سابق هم نپيوست. او ميداند در اين بازی هاورق آس در دست کسی است که زور و پول بيشتر دارد. پس بايد به فکر خود بود.قرار دادهای دو و سه جانبه، مثل قرارداد با مشرف و کارزايی در مورد گاز، يا قراردادهای دو جانبه متعدد با آمريکا، روسيه، ايران و بقيه آري، اما پيمان هايی که او را مجبور کند همه تخم مرغ های اش را در يک سبد بچيند، نه. چرا که جهان غير قابل پيش بينی است و دوستان امروز ممکن است به دشمنان فردا تبديل شوند و برعکس.

بنابراين وقتی يکی از اعضای حلقه داخلی خودش ادعا کرد که اپوزيسيون دمکرات اوست، او مشکوک شد. مگر نه آن که در " خاورميانه بزرگ " ، دمکراسی يعنی ايجاد اپوزيسيون دست پرورده که کپی مدرن کودتای سنتی است؟ سال گذشته او صد نفر از جمله وزير خارجه خودش را دستگير کرد و آن ها را به اتهام سازمان دادن سوء قصدی که به ماشين او شده بود محاکمه کرد. او ادعا ميکند کودتايی عليه او در شرف وقوع بود، يک روسی که شهروند آمريکا شده است نيز ميان دستگيرشدگان بود که بعد با وساطت سفارت آمريکا آزاد شد. به هر حال او هم به روس ها و هم به آمريکائی ها در مورد ترتيب دادن يک کودتا مشکوک است. رسانه های متعلق به قدرت های بزرگ هم اساسا توطئه کودتا را رد ميکنند. کسی هم نميتواند حقيقت را بداند، چون عليرغم همه داستان های پيچيده ای که در مورد علم جديد ارتباطات سرهم بندی ميشود، آن قصه از مد رفته قرن نوزدهمی هنوز که هنوز است صادق است و آن که رسانه ها را در تملک دارد، علم اطلاعات هم " مال " اوست واطلاعات را به ميل خود دستکاری ميکند ؛ و رسانه ها در ترکمنستان در اختيار ترکمن باشی است در خارج هم در دست آقای مردوخ و برلسکونی و چند عدد آدم ديگر.

در هر حال ، کودتا ماليخولياباشد، يا بهانه يا واقعيت، ترکمن باشی در فکر باز کردن ميدان مانور خويش است. پس از يک طرف با آمريکا لاس ميزند و به " کمک های بزرگ به ايالات متحده" در جنگ عليه ترورادامه ميدهد، از طرف ديگر به هر حال راه قاچاق از طريق افغانستان را که مستقيما با طالبان ارتباط دارد، باز گذاشته است. البته تمهيدات به همين ختم نميشود. مثلا ملاقات با آقای خرازی در 24 ژانويه امسال را در نظر بگيريد. فقط در مورد گسترش روابط تجاری نبود،" سد دوستی" قرار شد بر پايه يارگيری در مورد موقعيت قانونی دريای خزر و سهم پنج کشور منطقه خزر بسته شود.

پس ترکمن باشی بايد ادب شود. به همين جهت ايالات متحده هم ازنوامبر گذشته ، يعنی بعد از "کودتا" به ياد " حقوق بشر" افتاد وشروع کرد به افشاگری. همان طور که ستاره ادبيات سياسی مردمی که اعتبار امضای او در ادبيات انگلوساکسون به رسميت شناخته شده ، يعنی آرونداتی روی گفته است در اين مورد رسانه ها ی رسمی و صاحبان آن ها هيچ احتياج به دروغ گويی ندارند. دوستان امروز قدرت های بزرگ آن قدر جنايت ميکنند، که فرداوقتی قرار شود سکوت شکسته شود به اندازه کافی فاکت در دست هست. خانم روی اين را در مورد هند دوست کنونی غرب گفته است که حالا در سکوت مشغول جنايت است و حتی تجاوز گروهی در معابر عام به زنان تحت سياست های داهيانه اتال بهاری واجپايی مبنی بر تقويت هويت ملی هندی صورت می گيرد. به جای آقای واج پايی حالا نيازوف را در نظر بگيريدد ، اگر آمريکا بخواهد بااين دوست قديمی در بيفتد و او را افشاکند، آيا احتياج به دروغ گويی دارد؟

به هرحال رسانه های بين المللی آرام آرام شروع کرده اند به افشای آقای نيازوف." 60 دقيقه" که يک برنامه به اصطلاح ليبرال آمريکادر تلويزيون سی بی اس است بخش مهمی از يک ساعت خود را به افشای او اختصاص ميدهد. اکونوميست، بی بی سی ، نيوزويک هم اشاراتی را شروع کرده اند. در کنگره آمريکا سوال راجع به رابطه نيازوف با توزيع قاچاق مواد مخدر توليد شده در افغانستان شروع شده است.

البته ترکمن باشی هنوز به دوست سابق تبديل نشده است. چه کسی ميداند آقای رامسفلد چه نقشه هايی دارد. آيا آقای رامسفلد ميخواهد قرار داد جديدی با ترکمن باشی ببندد؟ دکتر مارتا بريل اولکوت به اين سوال در برنامه سی بی اس چنين پاسخ ميدهد:" از نقطه نظر وزارت دفاع در جنگ با ترور هر کاری مجاز است. و از نقطه نظر وزارت دفاع اين که ترکمن ها با ترکمن ها چه می کنند{يعنی اين که ترکمن باشی با ترکمن ها چه ميکند.ن}، بی ربط است"{قابل توجه آن ها که برای نجات ايرانی ها از دست رهبر عاليقدر به معجزات خارجی چشم دوخته اند}.

اين اوضاع در روابط بين الملل را چطور ميتوان توصيف کرد؟ قاراشميش! کدام اصطلاح علمی به اندازه اين اصطلاح خودمانی ميتواند اوضاع را توصيف کند؟ اما اين اوضاع قاراشميش يک حسنی هم برای ما 6 ميليارد آدم کوچک جهان دارد: هروقت دوستان سابق با هم بد ميشوند، يک کمی از اطلاعاتی را که ملک طلق خودشان است به ما ميدهند، چه در مورد طالبان باشد، چه در مورد جمهوری اسلامي، چه در مورد آقای نيازف. و همه هم حقيقت را ميگويند. متقابلا اين ها هم راه پخش اطلاعات را در مورد اوضاع بين المللی در کشورهای شان باز ميگذارند. اين تفاوت دارد با قبل از فروپاشی شوروی که اطلا عات در جهان اول در طبقه بندی های سی و پنجاه و صد ساله از دست نسل زنده و هم زمان نجات داده ميشد و در جهان دوم و سوم هم که به کلی پخش اطلاعات صحيح در مورد گذشته و حال و آينده به کلی ممنوع بود و آن اندکی هم که موجود بود به قيمت جان به دست می آمد وبه زور در دايره محدودی پخش ميشد.

اماواکنش ترکمن باشی به اين اوضاع چيست ؟ درست مثل بدل اسلامی آن ، يعنی هم در فکر سازش است هم پارس ميکند. ملت ترکمن البته فقط مشمول اين دومی است. اودر قربان سلطان نوشت: "اگر يک خوک از نردبان بالا برود، اتحاد ملت از دست ميرود، بی آنکه شما متوجه شويد، جهان زير ورو ميشود. وقتی اوضاع بد شود، شيطان بر جهان غلبه پيدا خواهد کرد، غرور و آگاهی زير پا خواهد افتادو بهای زنان فقط پول خواهد بود."

اتحاد ملت در درجه اول با " انتخابات" به شيوه ای که در جمهوری های شخصی معمول است تامين ميشود. اين انتخابات ها شباهت دو جمهوری خصوصی ترکمان باشی و روحانيت ايران را بهتر از هر چيز به نمايش ميگذراند. همان طور که در انتخابات اخيرمجلس در ايران معلوم شد که اکثريت مردم ايران عاشقان سينه چاک ولايت فقيه هستند، در انتخابات سال 92 ترکمنستان، ملت ترکمان با 99.5 درصد آراء ترکمان باشی را به رياست جمهوری انتخاب کرد! چرا بايد انتخابا ت به اين صورت ترتيب داده شود و درست عکس واقعيت را بطور زننده به نمايش بگذارد؟ پاسخ روشن است: به عقيده خود ديکتاتورها مردم موظف اند چون پروانه دور وجود آن ها حلقه بزنند. وقتی از ترکمن باشی پرسيدند چرا اين همه عکس و مجسمه خودش را روی تخم چشم مردم بار کرده است او جواب داد: " اگر من يک کارگر بودم و رئيس جمهور من همه چيزهايی راکه مردم در اين جا دارند به من داده بود ، من نه تنها تصوير او را ميکشيدم، بلکه اين تصويررا روی شانه ام ميگرفتم، و به لباس هايم الصاق ميکردم، من شخصا مخالف اين هستم که عکس ها و مجسمه های من درخيابان ها باشد، ولی اين چيزی است که مردم ميخواهند."
وقتی ما اين حرف ها را ميشنويم، می خنديم. به هر حال حق تعيين سرنوشت مردم ترکمن با خودشان است و آنهايند که بايد تکليف خود را با رهبر بزرگ تعيين کنند. اما در رابطه با ايران اين ما هستيم که بايد سرنوشت خودمان را عليرغم همه مشکلات و موانع تعيين کنيم. بنابراين وقتی مشابه همين حرف ها را هر روز از منابر مدرن و سنتی از دهان آخوندها می شنويم و می شنويم که خامنه ای ، رفسنجانی ، کيهان ، جمهوری اسلامی و همين امروز جمعه 22 اسفند جنتی در نماز جمعه ميگويند ما اکثريت مردم ايران در انتخابات توی دهن بيگانگان زده ايم و با اکثريت قاطع به ولايت فقيه رای داده ايم، ديگر نمی خنديم، بلکه زهر خند ميزنيم و ميگوئيم باش تا صبح دولت تان بدمد، و حق تان را کف دست تان بگذاريم.


آد ديشمه 22:19 @ Sat, 5 Mar 05

در جنب كنگره دوم زبان مادرى در تهران٬ مسابقه تعويض نامهاى فارسى به تركى انجام شد و صد نفر٬ به طور جمعى نامهاى خود را از اسامى فارسى به اسامى تركى عوض كردندּ به سه تن از اينها با قرعه جوايزى تقديم شدּ

قورولتاي­ين کناريندا «آد ديشمه» ياريشي کئچيريلميش، يوز نفره ياخين کس آديني تورکجه­يه چئويرديلر. اونلارين اوچونه قرعه ايله اؤدول وئريلدي.


قطعنامه مشهد 22:02 @ Sat, 5 Mar 05

قطعنامه پاياني نشريات دانشجويي قومي شركت كننده در ششمين جشنواره نشريات دانشجويي سراسركشور- مشهد

ما شركت كنندگان در ششمين جشنواره سراسري نشريات دانشجوئي كشور خواسته هاي خود را با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق حقوق مدني‏‏‎، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مصوبه سازمان ملل متحد، با در نظر گرفتن ميثاق حقوق ملي، نژادي، زباني و ديني بشر، مصوبه شماره135/48 (به تاريخ 18 دسامبر 1992) سازمان ملل متحد، با عنايت به اينكه بيش از 70% جمعيت كشور داراي فرهنگ و زبان غير فارس مي باشند،از مسئولان كشور براي حفظ وحدت ملل ايراني با توجه به تهديدهاي خارجي بر عليه كشور خواستار اجراي موارد زير مي باشيم:

1- به رسميت شناختن تمامي فرهنگ‌ها و زبانهاي موجود
2- ايجاد بستر مناسب براي شكوفايي فرهنگ و زبانها
3- رفع محروميت و تبعيضها در تمام ابعاد از اقوام
4- اجراي اصول معطل مانده قانون اساسي (اصول 15،19، 48)
5- توجه ويژه به مسائل اقتصادي اين مناطق
6- پايان دادن به تحقير اقوام توسط صدا وسيما و مطبوعات
7- تلاش در جهت شناساندن تنوع فرهنگي و زباني ايران در سطح جهان
8- برگرداندن اسامي شهرها و اماكن به نامهاي تاريخي خود و آزادي انتخاب اسم براي كودكان
9- پشتيباني مالي براي ترويج فرهنگ و زبان تمام فرهنگها و قوميتهاي موجود در ايران
10-مبارزه با ديدگاه شوونيستي بازمانده از رژيم سابق كه سعي در اندماج ملتها در يك زبان وفرهنگ واحد دارند.
11-اكنون كه در جشنواره ششم امكان ابراز نظر (تريبون آزاد ) قوميتها در مورد مسائل جاري از نشريات دانشجوئي قوميتها گرفته شده لذا ضمن اعتراض به اين برخورد خواهان ايجاد آزادي براي ابراز نظراتمان هستيم.


امير 19:30 @ Sat, 5 Mar 05

سلام شبح گرام:لطفآ ايميلتان را چک کنيد.
با سپاس.


امير 19:27 @ Sat, 5 Mar 05

سلام شبح گرام:لطفآ ايميلتان را چک کنيد.
با سپاس.


دوزخی 17:20 @ Sat, 5 Mar 05

متاسفانه من فقط يه جا می تونم صفحه شما رو باز کنم. و همون يه جا هم فرصت خيلی کمه. دوست دارم بيشتر بيام. اميدوارم بتونم. راستی بلاگم رو به روز کردم. خوشحال می شم ببينمت.پيروز وسرفراز و سرزنده باشيد.


دوزخی 17:17 @ Sat, 5 Mar 05

متاسفانه من فقط يه جا می تونم صفحه شما رو باز کنم. و همون يه جا هم فرصت خيلی کمه. دوست دارم بيشتر بيام. اميدوارم بتونم. راستی بلاگم رو به روز کردم. خوشحال می شم ببينمت.پيروز وسرفراز و سرزنده باشيد.


شبح 15:24 @ Sat, 5 Mar 05

ترانه‌ی عزيز!(35)
اول اين را بگويم که در دوستی هيچ حقی بالاتر از انتقاد کردن از دوست نيست و به عبارت ديگر هيچ خيانتی در دوستی بالاتر از آن نيست که انتقادی از دوستی داشته باشی اما انجام ندهی. به همين دليل من از تو تشکر مي‌کنم و تصور مي‌کنم با اين انتقاد دوستان و سالم‌ات به من کمک بزرگی کردی.
و اما موضوع چيست!
اصلی وجود دارد که "اثبات شی نفی ما ادا نمی‌کند." مثلا اگر ما بگوييم در روز کارگر برای کاهش ساعت کار تلاش کنيم اين به معنای تاييد سيستم مزدبگيری يا ساير مشکلات کارگران نيست. شايد از نوشته‌ی من حصر چنين شعاری بيرون بيايد که مسلما منظور من اين نيست که تنها و منحصرا در اين مورد صحبت شود منظور من دقيقا اين است که در اين روز به يکی از مسايلی هم که پرداخته می‌شود به موضوع مادران زندانی باشد.
اما مسئله‌ی مادر بودن زنان.
اگر به نوشته‌‌ی من توجه کنی اين مسئله را بيشتر از آن که در حوزه‌ی زنان بدانم در حوزه‌ي کودک‌آزاری دانسته‌ام هر چند در به هر حال زنان باردار از حقوقی برخوردارن که جامعه بايد به اين زنان که در واقع باری اجتماعی را حمل می‌کنند بپردازد. کمترين حق اين است که زندانی نشوند.
به هر حال مسلما در وب‌لاگ‌های مختلف و در مجامع مختلف از ابعاد مختلف به موضوع زنان پرداخته می‌شود و اين موضوع که ممکن است مورد غفلت واقع شده باشد يکی از موضوعاتی است که به خصوص با زندانی شدن دوست وب‌لاگ‌نويسمان خانم اميدپرور اهميت بيشتری پيدا کرده است.


ترانه 14:49 @ Sat, 5 Mar 05

شبح عزیز
مدتی است ترانمی فهمم رفیق عزیز و همراه!!
سعی می کنم تصویری از حرفهایم بدهم تا خودت به قضاوت بنشینی!
روز جهانی زن8 مارس سمبل آزاده گی زن از هر اسارتی است برای برابری! از جمله اسارت زن در قبال ُمالکیتُ همسر- خواهر- دخترو مادر!
برای اینکه بقول« آتش» زن را به بهانه مادری بهشت را زیر پایش قرار ندهند و در اسارت نگاهش دارند!
اینکه از مادران در بند حمایت کنیم و برای آزادی ایشان مبارزه ای را سازمان دهیم بسیار خوب است اما ُ«اینکه8 مارس امسال را به روز جهانی مبارزه برای آزادی مادران زندانی تبديل کنيم. مادرانی که فرزندان خود را در زندان به دنيا می‌آورند و در زندان بزرگ می‌کنند. »هویت مبارزاتی 8 مارس روز جهانی زن را کم و گم می کند!
پس تکلیف بقیه زنان در بند زندان چه می شود؟؟؟؟
پس تکلیف زنان شاغل که بخاطر جنسیت از حقوق اجتماعی محرو م هستند چه می شود؟؟؟؟
پس تکلیف نیمی از جمعیت ایران که قربانی جنسیت خود در زندانی بنام ایران هستند چه می شود؟؟؟؟
تو بیشتر از آن برایم عزیزی و روز 8 مارس بیشتر از آن سمبلیک است که سکوت کنم!

با آرزوی آزادی همه انسانهای در بند!


سیاهکل 9:27 @ Sat, 5 Mar 05

شبح عزیز موضوع چیه چرا وبلاگ زیتون را نمی شه دید.!!!


پارلمان دانشجوئى 5:46 @ Sat, 5 Mar 05

در نشستهاى پارلمان ادبيات دانشجوئى ايران٬ از مسئولان اقدام در جهت به رسميت شناخته شدن زبان تركى ايران؛ اجازه تدريس به زبانهاى پرمخاطب تركى٬ كردى٬ بلوچى٬ لرى٬ عربى٬ گيلكى و. . . .


جوان سوسیالیست 2:38 @ Sat, 5 Mar 05

در باره‌ی اخلاق کمونيستی در روابط زناشوئی

کولنتای


rebel 2:06 @ Sat, 5 Mar 05

شبح عزيز من رو بخاطر اشتباه در تکرار تراک بک ببخش.
در ضمن آخرين شعرم رو با الهام از اين اتفاق نجمه نوشتم.
...
اين همه بند چي چيه؟
يکي نيست بهت بگه جنين حبسي
فردا که آفتاب بشه
خيلي خوب مي فهمه که مادر دربند چي چيه!
باشه هيچ خيالي نيست
تو بکن اين خاک بند بند و
بزن به دست و پا بند و
بگيريم همه در بند
يه روزي مي رسه و بفهمي که بند چي چيه!
...


شبح 0:54 @ Sat, 5 Mar 05

سوسکی نازنين!
متشکرم که عکس‌های فيلتر شده را برای‌ام فرستادی. واقعا تاسف‌آور بود. چندی پيش فيلمی مستندی ديدم که پدر و مادر معتادی را نشان می داد که نوزاد خود را معتاد کرده بود. وداقعا وحشت‌ناک کودکان در اين سرزمين بی‌پناه رها شده‌اند.


sooski 0:38 @ Sat, 5 Mar 05

عمو شبح جان ... برات ايميل زدم...
--سوسکی


شبح 23:45 @ Fri, 4 Mar 05

زيتون جان!(22)
عصری سری به وب‌لاگ‌ات زدم که ديدم بالا نمی‌آيد گفتم شايد آخرين شيوه‌ی فيلترنگ‌شون باشه. الان هم رفتم ديدم همون بساطه!
رواق منظر چشم‌ام آشيانه‌ی توست
کرم نما و فروآیی که خانه خانه تست


sooski 22:06 @ Fri, 4 Mar 05

الان ديدم که آرمين گيله مرد هم لينک عکسها رو گذاشته...


sooski 22:05 @ Fri, 4 Mar 05

عمو شبح نازنين. الان متوجه شدم که مهشيد هم به همين قضيه اشاره کرده و به آخرين نوشتهء مهشيد هم سر بزنی همون عکسها رو پيدا ميکنی... اينکه عده ای از تماشای همچون معرکه ای حظ کنند يک فاجعه است در جامعهء بيمار ما...
--سوسکي


sooski 21:51 @ Fri, 4 Mar 05

عمو شبح جان حالا که از کودک آزاری در جامعهء ما گفتی حتما يه سری به نوشتهء آخر من بزن.
--سوسکی


آرمین گیله مرد 19:50 @ Fri, 4 Mar 05

سلام ... کودک ازاری در خوی ما رفته ..این عکسها را نگاه کنید
http://www.iranstreetchildren.com/index.php/news2/more/49/

زیتون جان فکر کنم مشکل فنی و از هاست باشد، چونکه من هم نتونستم باز کنم و فقط یک صفحه سفید میاید


دختر همسايه 16:01 @ Fri, 4 Mar 05

زیتون جان وبلاگت رو منم نمیتونم ببینم .....همینطور لینکهای شبح رو ....امیدوارم که فقط دلیلش فنی باشه

مواظب خودتون باشید لطفا OK...؟؟؟؟؟؟؟؟؟


زیتون 15:12 @ Fri, 4 Mar 05

آقا٬ می شه تا وبلاگم بسته‌ست بيام اينجا حرفامو بزنم؟:)


زیتون 15:09 @ Fri, 4 Mar 05

در حواب مريم- کامنت شماره ۱۵
اگه به وبلاگ نجمه بری می‌بينی که خودش هم به اندازه‌ی شوهرش فعاله و فقط به خاطر همسر بودن نگرفتنش...
کاش اين‌قدر با شجاعت اسم و مشخصات و عکسش رو نمی‌ذاشت. البته اين کارش قابل تقديره ولی اينا که اين‌چيزا حاليشون نيست...


زیتون 15:00 @ Fri, 4 Mar 05

شبح جان٬ همون اسم وبلاگ نجمه٬ تيری‌ست به قلب اينا----> به اميد رسيدن به ((طلوع آزادی))... تازه حالا نزدیکای انتخاباته و اینا یه کم دست به عصان. بذار انتخابات برگزار بشه و مثلا یه راستی انتخاب بشه....

شبح عزیز... خورشید خانم برای پیغام داده که وبلاگم براش نمیاد.. رفتم امتحان کردم برای خودم هم نیومد. ولی از طریق ام تی و ادیتور رفتم دیدم اونجا چند تا کامنت دارم. نمی دونم چطوریه که برای اونا اومده. ببینید برای شما هم نمیاد؟(اگه زحمتی نیست)
برای رفتن به وبلاگ دیگر دوستان٬خواستم از لینک‌های بغل قالب شما استفاده کنم دیدم لینک‌های شما هم غیبشون زده. اینجوریه که می‌گن تمام آدرس‌ها رو حفظ کن دیگه:)


دختر همسايه 13:30 @ Fri, 4 Mar 05

چقدر پيشنهاد خوبی دادی شبح جان ....
من از حالا به پيشواز روز زن ميرم و به نوشته ا ت هم لینک میدم.... با اجازه تو البته....
مطمئنم که بسياری از زنان و کودکان در زندان های ميهنمان از اين توجه تو بهره ای خواهند برد .....هر چند کوچک ولی خيلی با ارزش.....


شهلا 13:21 @ Fri, 4 Mar 05

فدای اون دلداری و امیدواری دادنت شبح نازنینم.


pegah 12:43 @ Fri, 4 Mar 05

يه زن وقتی باردار ميشه هزار تا نکنه ذهنش رو آشفته می‌کنه و ترس و استرس به يه همزاد واسش تبديل ميشه حالا اگه با این وضعیت تو زندان باشه نمی‌دونم چطوری روزها و شبها رو سر می‌کنه؟ درد بی‌درمون که ميگن همينه!


امير 11:54 @ Fri, 4 Mar 05

سلام شبح گرامی:آن بهشتی که وعده اش را ميدهند زير پای کدامين مادرهاست!!
نکند پرچمداران جهل و خرد ستيزی اسناد مالکيت آن وادی خيالی را هم بنام ((خوديها )) مصادره نموده باشند!
فعلآ....


مريم 10:31 @ Fri, 4 Mar 05

جالبه. از يك طرف هيچ مادري در ايران حق مالكيت بر بدن خودش رو نداره و اسم اين قوانين ضد انساني رو گذاشتن دفاع از حقوق كودكان به دنيا نيومده. از طرف ديگر اين كودك هم حق نداره تو شرايط آروم و بدون تنش رشد كنه و به دنيا بياد.اسم اين قانون چيه اون وقت؟
راستي جرم(بر فرض جرم) همسر نجمه چه ربطي به اون داره؟ نكنه همسر بودن هم تو ايران جرمه؟


peyman 8:59 @ Fri, 4 Mar 05

سلام دوست عزيز....زنده باد جنبش برابرى طلبى. روز اعتراض عليه خشونت


تومارها 8:07 @ Fri, 4 Mar 05

ana dili tomarlari
نامه هاى سرگشاده و تومارهاى مردم به مقامات رسمى و مسئولين دولتى٬ كه در آنها خواستار احقاق حقوق ملى ملتهاى ساكن در ايران٬ لغو آپارتايد ملى و زبانى٬ آغاز تحصيل به زبان تركى در سراسر كشور٬ رسمى اعلام شدن زبان تركى٬ انتشار روزنامه هاى تركى سراسرى٬ تاسيس كانالهاى راديو تلويزيونى سراسرى تركى٬ گشايش فرهنگستانها و دانشكده هاى زبان٬ ادب و تاريخ تركى, پايان دادن به تجزيه ارضى آذربايجان بين استانهاى دوازدگانه٬ توقف اهانت به ملت ترك در رسانه هاى دولتى و ..... شده اند


کنگره زبان مادري 8:01 @ Fri, 4 Mar 05

ايكينجي آناديلي قورولتايي­نا قاتيلانلارين بيانيه­سي

بيانيه پاياني شرکت کنندگان در دومين کنگره بزرگداشت زبان مادري
13/12/83
تهران- دانشگاه علم و صنعت ايران
شرکت کنندگان در دومين کنگره بزرگداشت زبان مادري


مهرداد 5:21 @ Fri, 4 Mar 05

سلام شبح جان!
چشم.


DARIUSH 3:53 @ Fri, 4 Mar 05

dar jaqmeye iran ba sad sal khefekhan meli islami har 25 sal ba darichye baz shodan be soye azadi bekhosos ba ashites islami bodanad moderani ke ba kodekaneshan tirbaran shodand ya kodekani ke dar zendan bedonya amedand dar astaneye 8 mars yadeshan gerami bad mobarezeh ashtinapezir khod ra beraye rahaye hemeh zendaniyan bevosete iran be pish beberim


بامداد 3:30 @ Fri, 4 Mar 05

سلام شبح جان ...
اين يكي از بقيه دردناكتر ِ ...
يه زن يا همچين شخصيتي با همچين شرايطي ...
فاجعست ...


jay 2:59 @ Fri, 4 Mar 05

به کودکانی که هرگز زاده نشدند و در سالهای سياه دهه ۶۰ در بطن مادرشان بعد از شکنجه های فراوان مادرانشان به جوخه های اعدام سپرده شدند ... مادرانی که هزاران بار بيش از شکنجه خودشان به فرزندانان هر گز زاده نشده شان فکر ميکردند ... مادارنی که ساليان با فرزندانشان در يک سلول تنگ و تاريک زندگی ( مرگ تدريجی ) کردند ...

به ياد مادران در آستانه ۸ مارس را به روز مبارزه برای آزادی همه خصوصا مادران مبارز تبديل کنيم


شهلا 2:33 @ Fri, 4 Mar 05

آرزوی روزی را دارم که ذلالت این شیطان صفتان را ببینم.
اینقدر عمر صفاکی شان بلند نباشد که به عمر من یکی دیدن چنین روزی قد ندهد و
با این آرزو به اون دنیا نروم.


گيسو 2:05 @ Fri, 4 Mar 05

کاشکی این آدم ها فراموش نشن و بیشتر درباره شون نوشته بشه


Virus 0:11 @ Fri, 4 Mar 05

مثل اين است كه شب نمناك است. //
ديگران را هم غم هست به دل، //
غم من، ليك، غمي غمناك است. = سهراب


Virus 0:10 @ Fri, 4 Mar 05

سلام ... من هيچ نظری درباره دستگيری اين وبلاگ نويسها ندارم ...


saman 23:23 @ Thu, 3 Mar 05

سلام شبح عزيز
من با امضا کردن طومار برای آزادی وبلاگ نويسان موافقم اما آيا زمان آن فرا نرسيده که به اساسي ترين نياز زندانیان این رژیم (که تمام ساکنین این سرزمین اسیر در چنگال توحش اسلامی و ارتجاع و نظام سرمایه داری، می باشند) پاسخ دهيم و تمام تلاشمان را روی شکستن ميله های اين قفس بزرگ متمرکز کنيم؟ و منتظر ننشینیم تا محمد رضایی دیگر یا آرشی دیگر را بگیرند تا ما طومار امضا کنیم.
واقعا قديمی ها خوب می گفتند که دوصد گفته چون نيم کردار نيست.
بهر حال راه انقلاب راهیست که بدون فداکاری نمی توان آنرا پیمود.
موفق باشید


زمینی 23:17 @ Thu, 3 Mar 05

می شه یک روز آزادی را لمس کرد...؟


22:38 @ Thu, 3 Mar 05

اول






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:32 pm


از کجا آمده‌اند؟