|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه، 13 اسفندماه 1383 | March 03, 2005
● مادران در زنجير
در آستانهی 8 مارس بايد خبر دستگيری نجمه اميدپرور نويسندهی وبلاگ طلوع آزادی را بشنويم. نجمه اکنون با فرزندی که در بطن خود دارد به همراه همسرش محمدرضا نسبعبداللهی نويسندهی وبلاگ "وبنگار" بازداشت شده است.
کنجکاو عزیز
؟
؟
دوست گرامی مدتی ارتباطم با اينترنت مشکل داشت و فرصت عرض ارادت نبود ..دارم تمام مطالبت رو می خونم و استفاده می کنم .پاينده باشی عزيز
جوان سوسياليست گرامی! اين پديده "فمينيست بورژوا" (چه پديده ناخرشيده/ناتراشيده ايی) را از کجا پيدا کرده ايد که به فمينيسم چسبانديده ايد. باور کن اين يکی نوِ نو تازه داغ از کارخانه واژه سازی بيرون آمده. جنبش زن وَرز تا آنجا که بوده و خواهد بود، جنبشی برابری خواهانه بوده و خواهد ماند بود و چون بن مايه ايی برابری جو دارد ، هميشه جنبشی چپ خواهد بود. تا آن جا که من آشنايی دارم چنبش های زن ورز مارکسيست، سوسياليست و يا آنارشيست هستند و تاکنون از جنبش زن ورزان بورژوا چيزی نشنيده بودم .
شبح عزيز روزی اعتصاب کردم!! بيا و ...
مراجعت نامه دكتر رضا براهنى به يونسكو و سازمان حقوق بشر در شكايت از تضييق حقوق آذربايجانيان ايران: ما 23 میلیون نفر آذربایجانیان ایرانی که بنا به آمار سازمان ملل (در سال 1998) 37% جمعیت کشور را در مقابل 22 میلیون فارس 35% جمعیت کشور، و در کنار 70 زبان و لهجه تشکیل می دهیم٬ متأسفانه از سال 1925 تاکنون در این گلستان فرهنگی جز زبان فارسی، همه زبانها و لهجه ها ممنوع شده و قربانی پان فارسیسم گشته است. انقلاب 1979 نیز در این خط سیاسی تغییری نداد و همچنان ایران مرکز مرگ زبانها و لهجه ها و فرهنگها باقی ماند.
در نشستهاى پارلمان ادبيات دانشجوئى ايران٬ از مسئولان اقدام در جهت به رسميت شناخته شدن زبان تركى ايران؛ اجازه تدريس به زبانهاى پرمخاطب تركى٬ كردى٬ بلوچى٬ لرى٬ عربى٬ گيلكى و. . . . در مدرسه ها؛ اختصاص حداقل يك كانال تلويزيونى سراسرى به زبانهاى پرمخاطب و نزديكتر كردن اقوام به يكديگر خواسته شد.
به مناسبت روز حهانی زن در باور یک بورژوا، زن لاجرم جنس دوم است چراکه همه چیز در ذهن وی تحت شعاع نفع شخصی چرخ می خورد. فرهنگ، سنت و اخلاقیات نیز پشتیبان آنند و اقتصاد سرمایه داری و سیاست حامی آن مدافع آشکار و پنهان این ستم. حتی اگر این زن از طبقه ی او باشد و دربازار رقیب سرمایه ی وی! حتی اگر این زن همسر او باشد و در زندگی شریک با وی! یا... در هر حالتی محکوم است که جایگاه برتر را به مردان بسپارد و خود در حواشی زندگی، اقتصاد و سیاست به انتظار گوشه ی چشمی از آنان بماند. در پارلمانهای بورژوایی دقت کرده اید که جمعیت زنان نسبت به مردان تا چه اندازه اندک است؟ و یا این که زنان اصولا نقشی کلیدی در اختیار ندارند؟ آنها منفعلند و در اکثر مواقع جز در حوزه های مرتبط به جنس خود نمی درخشند! آنها جنس دوم اند اگرچه برای مردانی از شان خودشان! ..... جنگ در اردوگاه خودی
در کامنت قبلی منظورم از اين٬ يعنی آخرين مطلبی که توش کپی کردم مال جمعهست... نشستم تموم مطالبم رو توش کپی کردم...
شبح جان...آخرش نفهميدم چرا وبلاگم نمياد..فعلا آخرين مطلبم رو در اينجا هم گذاشتم:
اين داستان ( از پای گاه روشن گری) هم پيش کش به آن نژاد برستان که وعده بهشت تورکی می دهند. می بخشيد که بلند است. اما به جايش خواندنی است ولايت فقيه در عشق آباد http://www.roshangari.com/ ترکمان باشی همين هفته ها، قانون جديدی گذرانيده است. اين هم مفاد اين قانون جديد: *جوانان حق ندارندموی سر وريش شان را بلند کنند.به دستور نيازوف وزير آموزش و پرورش مسوول اجرای اين دستور است! *گوش دادن به راديو و سيگار کشيدن در خيابان ممنوع است. * اجرای اپرا و باله ممنوع است. آيا حالا معلوم شد که سردار ترکمن باشی يعنی چه؟ ترکمن باشی ها والی های خود منتخب ملت های خودشان هستند که يک جمهوری خصوصی دارند وبه ميل مبارک خودشان برای جمهوری شخصی خودشان قانون من در آوردی مينويسند. ضمنا خوب است به ياد داشته باشيم که معنای تحت اللفظی سردار باشي، عبارت است از رهبر بزرگ ياهمان رهبر عالی مقام خودمان. اولين شرط برای اجرای قوانين من درآوردی البته سانسور، بستن دهان ها، شکستن قلم ها ، " تعطيل فله ای " مطبوعات دگر انديش و بقيه چيزهای مربوط به سانسورو خفقان است که برای ما ايرانی ها خيلی آشناست. مثلا آقای ترکمن باشی در جمهوری شخصی خودش، همه اخبار را فيلتر گذاری کرده است، عناوين روزنامه ها را هم شخصا خودش تعيين ميکند. سال گذشته آبونه روزنامه های روسی - در ترکمنستان 300000 روس زندگی ميکنند- را ممنوع کرد ووقتی با اعتراض بين المللی به خاطر سانسور مطبوعات روبرو شد،" متهمين" را معتاد و از حال رفته به تلويزيون آورد. آن ها از " ترکمن باشی " طلب بخشايش ميکردند . خيلي، خيلی آشناست، نيست؟ البته جمهوری خصوصی آقای ترکمن باشی خيلی کم جمعيت تر از ايران است. فقط 4.7 ميليون. بنابراين به خيلی از زحمت ها و دم و دستگاه هايی که رهبر عاليقدر ما بارش را بردوش می کشد- ازبوروکراسی شخصی تا بسيج و سپاه- نياز ندارد. خانم لورا کندی سفير سابق آمريکا در ترکمنستان ميگويد هر چه ميخواهيد بايد شخصا از خودش درخواست کنيد. چه کسی حق دارد وارد کشور بشود، چه کسی حق ندارد؛ کی حق دارد وارد دانشگاه شود، کی حق ندارد؛ تيتر روزنامه چه باشد، سيمای لاريجانی ? ببخشيد سيمای ترکمن باشی - چه بگويد...همه چيز را او خودش شخصا کنترل ميکند. پس اين جا يک تفاوت هست. او بر خلاف ترکمن باشی ما مفت خور نيست. در جمهوری های خصوصی البته اعياد و رسوم طبق ميل رهبر عاليمقام، تعيين ميشود. حالاچه روز زن باشد، چه روز مادر، چه عيد ملی. سال 2003 ترکمان باشی تصميم گرفت که خاطره مادر فقيدش را گرامی بدارد، از اين رو اين سال به نام او نام گذاری شد: سال قربان سلطان. امسال سردار باشی تصميم گرفت ژانويه ترکمن باشی خوانده شود و ماه آوريل هم برای هميشه به نام نامی مادر ايشان قربان سلطان ناميده شد.مجله زنان اين کشور، که البته ترکمن باشی بخشی از مهم ترين رهنمود هايش را در آن درج ميکند، حدس ميزنيد چه نام دارد؟ بعله ، حدس تان درست است : قربان سلطان! آيا اين کارها عيب دارد؟ سردار باشی به خبرنگار سی بی اس ميگويد : نه اين کار هيچ عيبی ندارد. هر کشوری بايد جد و آباد داشته باشد. ما نداشتيم. وقتی خبرنگار سی بی اس در اين مورداز ترکمن باشی ميپرسد آخر چرا؟ ترکمان باشی چنين جواب ميدهد:" لطفا کتاب راهنما را بخوانيد تا جواب همه سوال های خودتان را بگيريد. اين يک کتاب جايگزين قران نيست. اين کتابی است که به ترکمن ها ياد ميدهد چطور دوباره متولد شوند." اين هم نسخه سکولاراحيای ملت ايران از طريق ديندار کردن ما توسط فقيه عاليقدر. البته تر کمن باشی برای سکولار کردن مردم از حمله به کليساها و پی گرد پيروان آن غافل نمانده است، همانطور که ترکمن باشی های عمامه دارما، برای ديندار کردن مردم،از پيگرد سکولارها غافل نمی مانند. در ژانويه امسال پيوندهای " روحانی" دو "جمهوری" خصوصی تکميل شد. کمال خرازی با ترکمان باشی ديدار کرد. طبق گزارش ترکمن نيوزآقای خرازی بعد از ديدار به رسانه ها گفت فرصت ها برای گسترش روابط زياد است و تجارت دو جمهوری " از 500 ميليون دلار به يک ميليارد دلار افزايش خواهد يافت" البته در جمهوری های خصوصي، پروژه ها دخلی برای مردم ندارند. مثل ايران که روی يکی از بزرگترين منابع نفت جهان نشسته است، ترکمنستان علاوه بر نفت دارای يکی از بزرگترين ذخيره های گاز جهان است. اما درست مثل ايران بيش از 60 در صد جمعيت اش در فقر زندگی ميکنند. در ترکمنستان رقم انتظار زندگی يکی از پائين ترين ها و رقم مرگ وميرکودکان يکی از بالاترين هادر جهان است. آمار بيکاری تحت هدايت ترکمن باشی بنابر اين ترکمان باشی ميهمانان مهم تر از خرازی هم دارد. سال گذشته دونالد رامسفلد بی سر و صدا به ترکمنستان سفرکرد و ترکمن باشی را تشويق کرد که در جنگ با ترور به آمريکا کمک کند.رامسفلد در اين سفر گفت: " ايالات متحده علاقه وافر به رابطه با ترکمنستان دارد. من از اين فرصت استفاده ميکنم و از پرزيدنت و مردم به خاطر همکاری بسيار خوب شان تشکر ميکنم. من همين طور از پرزيدنت به خاطر اجازه پرواز که کمک بزرگی به ايالات متحده است تشکر ميکنم." . تا سال قربان سلطان، يعنی سال 2003 ، اوضاع بروفق مراد بود. تا آن سال آنچه خوبان همه دارند، ترکمن باشی به تنهايی همه را يکجا داشت: نفت، گاز، جايی ولرم دررابطه با ناتو، دوستی باايالات متحده. اما همان طور که ترکمن باشی درقربان سلطان، يعنی مجله زنان رهنمود داده است: " اين يک جهان غير قابل پيش بينی است،مثل چرخی است که دايم می چرخد." و چون بر عکس آخوندهای ما واعظ غير متعظ نيست- لابد چون سکولار است - و به دستورات راهنمای خودش عمل ميکنداز ابتدا هم حاضر نميشد وارد قراردادهای چند جانبه ای بشود که راه مانور را بر او ببندد. به همين جهت او که ازآغاز با اصلاحات گورباچف مخالفت ميکرد، بعد هم حاضر نشد به اتحاد با روسيه تن در دهد، به اتحاد سی آی اس بين جمهوری های جدا شده از شوروی سابق هم نپيوست. او ميداند در اين بازی هاورق آس در دست کسی است که زور و پول بيشتر دارد. پس بايد به فکر خود بود.قرار دادهای دو و سه جانبه، مثل قرارداد با مشرف و کارزايی در مورد گاز، يا قراردادهای دو جانبه متعدد با آمريکا، روسيه، ايران و بقيه آري، اما پيمان هايی که او را مجبور کند همه تخم مرغ های اش را در يک سبد بچيند، نه. چرا که جهان غير قابل پيش بينی است و دوستان امروز ممکن است به دشمنان فردا تبديل شوند و برعکس. بنابراين وقتی يکی از اعضای حلقه داخلی خودش ادعا کرد که اپوزيسيون دمکرات اوست، او مشکوک شد. مگر نه آن که در " خاورميانه بزرگ " ، دمکراسی يعنی ايجاد اپوزيسيون دست پرورده که کپی مدرن کودتای سنتی است؟ سال گذشته او صد نفر از جمله وزير خارجه خودش را دستگير کرد و آن ها را به اتهام سازمان دادن سوء قصدی که به ماشين او شده بود محاکمه کرد. او ادعا ميکند کودتايی عليه او در شرف وقوع بود، يک روسی که شهروند آمريکا شده است نيز ميان دستگيرشدگان بود که بعد با وساطت سفارت آمريکا آزاد شد. به هر حال او هم به روس ها و هم به آمريکائی ها در مورد ترتيب دادن يک کودتا مشکوک است. رسانه های متعلق به قدرت های بزرگ هم اساسا توطئه کودتا را رد ميکنند. کسی هم نميتواند حقيقت را بداند، چون عليرغم همه داستان های پيچيده ای که در مورد علم جديد ارتباطات سرهم بندی ميشود، آن قصه از مد رفته قرن نوزدهمی هنوز که هنوز است صادق است و آن که رسانه ها را در تملک دارد، علم اطلاعات هم " مال " اوست واطلاعات را به ميل خود دستکاری ميکند ؛ و رسانه ها در ترکمنستان در اختيار ترکمن باشی است در خارج هم در دست آقای مردوخ و برلسکونی و چند عدد آدم ديگر. در هر حال ، کودتا ماليخولياباشد، يا بهانه يا واقعيت، ترکمن باشی در فکر باز کردن ميدان مانور خويش است. پس از يک طرف با آمريکا لاس ميزند و به " کمک های بزرگ به ايالات متحده" در جنگ عليه ترورادامه ميدهد، از طرف ديگر به هر حال راه قاچاق از طريق افغانستان را که مستقيما با طالبان ارتباط دارد، باز گذاشته است. البته تمهيدات به همين ختم نميشود. مثلا ملاقات با آقای خرازی در 24 ژانويه امسال را در نظر بگيريد. فقط در مورد گسترش روابط تجاری نبود،" سد دوستی" قرار شد بر پايه يارگيری در مورد موقعيت قانونی دريای خزر و سهم پنج کشور منطقه خزر بسته شود. پس ترکمن باشی بايد ادب شود. به همين جهت ايالات متحده هم ازنوامبر گذشته ، يعنی بعد از "کودتا" به ياد " حقوق بشر" افتاد وشروع کرد به افشاگری. همان طور که ستاره ادبيات سياسی مردمی که اعتبار امضای او در ادبيات انگلوساکسون به رسميت شناخته شده ، يعنی آرونداتی روی گفته است در اين مورد رسانه ها ی رسمی و صاحبان آن ها هيچ احتياج به دروغ گويی ندارند. دوستان امروز قدرت های بزرگ آن قدر جنايت ميکنند، که فرداوقتی قرار شود سکوت شکسته شود به اندازه کافی فاکت در دست هست. خانم روی اين را در مورد هند دوست کنونی غرب گفته است که حالا در سکوت مشغول جنايت است و حتی تجاوز گروهی در معابر عام به زنان تحت سياست های داهيانه اتال بهاری واجپايی مبنی بر تقويت هويت ملی هندی صورت می گيرد. به جای آقای واج پايی حالا نيازوف را در نظر بگيريدد ، اگر آمريکا بخواهد بااين دوست قديمی در بيفتد و او را افشاکند، آيا احتياج به دروغ گويی دارد؟ به هرحال رسانه های بين المللی آرام آرام شروع کرده اند به افشای آقای نيازوف." 60 دقيقه" که يک برنامه به اصطلاح ليبرال آمريکادر تلويزيون سی بی اس است بخش مهمی از يک ساعت خود را به افشای او اختصاص ميدهد. اکونوميست، بی بی سی ، نيوزويک هم اشاراتی را شروع کرده اند. در کنگره آمريکا سوال راجع به رابطه نيازوف با توزيع قاچاق مواد مخدر توليد شده در افغانستان شروع شده است. البته ترکمن باشی هنوز به دوست سابق تبديل نشده است. چه کسی ميداند آقای رامسفلد چه نقشه هايی دارد. آيا آقای رامسفلد ميخواهد قرار داد جديدی با ترکمن باشی ببندد؟ دکتر مارتا بريل اولکوت به اين سوال در برنامه سی بی اس چنين پاسخ ميدهد:" از نقطه نظر وزارت دفاع در جنگ با ترور هر کاری مجاز است. و از نقطه نظر وزارت دفاع اين که ترکمن ها با ترکمن ها چه می کنند{يعنی اين که ترکمن باشی با ترکمن ها چه ميکند.ن}، بی ربط است"{قابل توجه آن ها که برای نجات ايرانی ها از دست رهبر عاليقدر به معجزات خارجی چشم دوخته اند}. اين اوضاع در روابط بين الملل را چطور ميتوان توصيف کرد؟ قاراشميش! کدام اصطلاح علمی به اندازه اين اصطلاح خودمانی ميتواند اوضاع را توصيف کند؟ اما اين اوضاع قاراشميش يک حسنی هم برای ما 6 ميليارد آدم کوچک جهان دارد: هروقت دوستان سابق با هم بد ميشوند، يک کمی از اطلاعاتی را که ملک طلق خودشان است به ما ميدهند، چه در مورد طالبان باشد، چه در مورد جمهوری اسلامي، چه در مورد آقای نيازف. و همه هم حقيقت را ميگويند. متقابلا اين ها هم راه پخش اطلاعات را در مورد اوضاع بين المللی در کشورهای شان باز ميگذارند. اين تفاوت دارد با قبل از فروپاشی شوروی که اطلا عات در جهان اول در طبقه بندی های سی و پنجاه و صد ساله از دست نسل زنده و هم زمان نجات داده ميشد و در جهان دوم و سوم هم که به کلی پخش اطلاعات صحيح در مورد گذشته و حال و آينده به کلی ممنوع بود و آن اندکی هم که موجود بود به قيمت جان به دست می آمد وبه زور در دايره محدودی پخش ميشد. اماواکنش ترکمن باشی به اين اوضاع چيست ؟ درست مثل بدل اسلامی آن ، يعنی هم در فکر سازش است هم پارس ميکند. ملت ترکمن البته فقط مشمول اين دومی است. اودر قربان سلطان نوشت: "اگر يک خوک از نردبان بالا برود، اتحاد ملت از دست ميرود، بی آنکه شما متوجه شويد، جهان زير ورو ميشود. وقتی اوضاع بد شود، شيطان بر جهان غلبه پيدا خواهد کرد، غرور و آگاهی زير پا خواهد افتادو بهای زنان فقط پول خواهد بود." اتحاد ملت در درجه اول با " انتخابات" به شيوه ای که در جمهوری های شخصی معمول است تامين ميشود. اين انتخابات ها شباهت دو جمهوری خصوصی ترکمان باشی و روحانيت ايران را بهتر از هر چيز به نمايش ميگذراند. همان طور که در انتخابات اخيرمجلس در ايران معلوم شد که اکثريت مردم ايران عاشقان سينه چاک ولايت فقيه هستند، در انتخابات سال 92 ترکمنستان، ملت ترکمان با 99.5 درصد آراء ترکمان باشی را به رياست جمهوری انتخاب کرد! چرا بايد انتخابا ت به اين صورت ترتيب داده شود و درست عکس واقعيت را بطور زننده به نمايش بگذارد؟ پاسخ روشن است: به عقيده خود ديکتاتورها مردم موظف اند چون پروانه دور وجود آن ها حلقه بزنند. وقتی از ترکمن باشی پرسيدند چرا اين همه عکس و مجسمه خودش را روی تخم چشم مردم بار کرده است او جواب داد: " اگر من يک کارگر بودم و رئيس جمهور من همه چيزهايی راکه مردم در اين جا دارند به من داده بود ، من نه تنها تصوير او را ميکشيدم، بلکه اين تصويررا روی شانه ام ميگرفتم، و به لباس هايم الصاق ميکردم، من شخصا مخالف اين هستم که عکس ها و مجسمه های من درخيابان ها باشد، ولی اين چيزی است که مردم ميخواهند."
در جنب كنگره دوم زبان مادرى در تهران٬ مسابقه تعويض نامهاى فارسى به تركى انجام شد و صد نفر٬ به طور جمعى نامهاى خود را از اسامى فارسى به اسامى تركى عوض كردندּ به سه تن از اينها با قرعه جوايزى تقديم شدּ قورولتايين کناريندا «آد ديشمه» ياريشي کئچيريلميش، يوز نفره ياخين کس آديني تورکجهيه چئويرديلر. اونلارين اوچونه قرعه ايله اؤدول وئريلدي.
قطعنامه پاياني نشريات دانشجويي قومي شركت كننده در ششمين جشنواره نشريات دانشجويي سراسركشور- مشهد ما شركت كنندگان در ششمين جشنواره سراسري نشريات دانشجوئي كشور خواسته هاي خود را با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق حقوق مدني، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مصوبه سازمان ملل متحد، با در نظر گرفتن ميثاق حقوق ملي، نژادي، زباني و ديني بشر، مصوبه شماره135/48 (به تاريخ 18 دسامبر 1992) سازمان ملل متحد، با عنايت به اينكه بيش از 70% جمعيت كشور داراي فرهنگ و زبان غير فارس مي باشند،از مسئولان كشور براي حفظ وحدت ملل ايراني با توجه به تهديدهاي خارجي بر عليه كشور خواستار اجراي موارد زير مي باشيم: 1- به رسميت شناختن تمامي فرهنگها و زبانهاي موجود
سلام شبح گرام:لطفآ ايميلتان را چک کنيد.
سلام شبح گرام:لطفآ ايميلتان را چک کنيد.
متاسفانه من فقط يه جا می تونم صفحه شما رو باز کنم. و همون يه جا هم فرصت خيلی کمه. دوست دارم بيشتر بيام. اميدوارم بتونم. راستی بلاگم رو به روز کردم. خوشحال می شم ببينمت.پيروز وسرفراز و سرزنده باشيد.
متاسفانه من فقط يه جا می تونم صفحه شما رو باز کنم. و همون يه جا هم فرصت خيلی کمه. دوست دارم بيشتر بيام. اميدوارم بتونم. راستی بلاگم رو به روز کردم. خوشحال می شم ببينمت.پيروز وسرفراز و سرزنده باشيد.
ترانهی عزيز!(35)
شبح عزیز
شبح عزیز موضوع چیه چرا وبلاگ زیتون را نمی شه دید.!!!
در نشستهاى پارلمان ادبيات دانشجوئى ايران٬ از مسئولان اقدام در جهت به رسميت شناخته شدن زبان تركى ايران؛ اجازه تدريس به زبانهاى پرمخاطب تركى٬ كردى٬ بلوچى٬ لرى٬ عربى٬ گيلكى و. . . .
در بارهی اخلاق کمونيستی در روابط زناشوئی کولنتای
شبح عزيز من رو بخاطر اشتباه در تکرار تراک بک ببخش.
سوسکی نازنين!
عمو شبح جان ... برات ايميل زدم...
زيتون جان!(22)
الان ديدم که آرمين گيله مرد هم لينک عکسها رو گذاشته...
عمو شبح نازنين. الان متوجه شدم که مهشيد هم به همين قضيه اشاره کرده و به آخرين نوشتهء مهشيد هم سر بزنی همون عکسها رو پيدا ميکنی... اينکه عده ای از تماشای همچون معرکه ای حظ کنند يک فاجعه است در جامعهء بيمار ما...
عمو شبح جان حالا که از کودک آزاری در جامعهء ما گفتی حتما يه سری به نوشتهء آخر من بزن.
سلام ... کودک ازاری در خوی ما رفته ..این عکسها را نگاه کنید زیتون جان فکر کنم مشکل فنی و از هاست باشد، چونکه من هم نتونستم باز کنم و فقط یک صفحه سفید میاید
زیتون جان وبلاگت رو منم نمیتونم ببینم .....همینطور لینکهای شبح رو ....امیدوارم که فقط دلیلش فنی باشه مواظب خودتون باشید لطفا OK...؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقا٬ می شه تا وبلاگم بستهست بيام اينجا حرفامو بزنم؟:)
در حواب مريم- کامنت شماره ۱۵
شبح جان٬ همون اسم وبلاگ نجمه٬ تيریست به قلب اينا----> به اميد رسيدن به ((طلوع آزادی))... تازه حالا نزدیکای انتخاباته و اینا یه کم دست به عصان. بذار انتخابات برگزار بشه و مثلا یه راستی انتخاب بشه.... شبح عزیز... خورشید خانم برای پیغام داده که وبلاگم براش نمیاد.. رفتم امتحان کردم برای خودم هم نیومد. ولی از طریق ام تی و ادیتور رفتم دیدم اونجا چند تا کامنت دارم. نمی دونم چطوریه که برای اونا اومده. ببینید برای شما هم نمیاد؟(اگه زحمتی نیست)
چقدر پيشنهاد خوبی دادی شبح جان ....
فدای اون دلداری و امیدواری دادنت شبح نازنینم.
يه زن وقتی باردار ميشه هزار تا نکنه ذهنش رو آشفته میکنه و ترس و استرس به يه همزاد واسش تبديل ميشه حالا اگه با این وضعیت تو زندان باشه نمیدونم چطوری روزها و شبها رو سر میکنه؟ درد بیدرمون که ميگن همينه!
سلام شبح گرامی:آن بهشتی که وعده اش را ميدهند زير پای کدامين مادرهاست!!
جالبه. از يك طرف هيچ مادري در ايران حق مالكيت بر بدن خودش رو نداره و اسم اين قوانين ضد انساني رو گذاشتن دفاع از حقوق كودكان به دنيا نيومده. از طرف ديگر اين كودك هم حق نداره تو شرايط آروم و بدون تنش رشد كنه و به دنيا بياد.اسم اين قانون چيه اون وقت؟
سلام دوست عزيز....زنده باد جنبش برابرى طلبى. روز اعتراض عليه خشونت
ana dili tomarlari
ايكينجي آناديلي قورولتايينا قاتيلانلارين بيانيهسي بيانيه پاياني شرکت کنندگان در دومين کنگره بزرگداشت زبان مادري
سلام شبح جان!
dar jaqmeye iran ba sad sal khefekhan meli islami har 25 sal ba darichye baz shodan be soye azadi bekhosos ba ashites islami bodanad moderani ke ba kodekaneshan tirbaran shodand ya kodekani ke dar zendan bedonya amedand dar astaneye 8 mars yadeshan gerami bad mobarezeh ashtinapezir khod ra beraye rahaye hemeh zendaniyan bevosete iran be pish beberim
سلام شبح جان ...
به کودکانی که هرگز زاده نشدند و در سالهای سياه دهه ۶۰ در بطن مادرشان بعد از شکنجه های فراوان مادرانشان به جوخه های اعدام سپرده شدند ... مادرانی که هزاران بار بيش از شکنجه خودشان به فرزندانان هر گز زاده نشده شان فکر ميکردند ... مادارنی که ساليان با فرزندانشان در يک سلول تنگ و تاريک زندگی ( مرگ تدريجی ) کردند ... به ياد مادران در آستانه ۸ مارس را به روز مبارزه برای آزادی همه خصوصا مادران مبارز تبديل کنيم
آرزوی روزی را دارم که ذلالت این شیطان صفتان را ببینم.
کاشکی این آدم ها فراموش نشن و بیشتر درباره شون نوشته بشه
مثل اين است كه شب نمناك است. //
سلام ... من هيچ نظری درباره دستگيری اين وبلاگ نويسها ندارم ...
سلام شبح عزيز
می شه یک روز آزادی را لمس کرد...؟
اول |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:32 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||