شنبه، 8 اسفندماه 1383 | February 26, 2005

و سخن گفتن نفس جنايت شد!

بازجويان به تنگ آمده
شيوه ديگر كردند،
و از آن پس
سخن گفتن
نفس جنايت شد.‌
احمد شاملو
انتشار خبر 14 سال محکوميت برای آرش سيگارچی آن‌چنان حيرت‌انگيز است که نوشتن درباره‌ی آن را دشوار می‌کند. برای اين که غيرمنطقی بودن و ناعادلانه بودن اين حکم را بررسی کنيم ساده‌ترين کار اين است که به قوانين جرايم و مجازات‌های عمومی نگاهی بياندازيم. دوستانی که از قوانين کشورهای دارای قوانين پيشرفته‌ی متکی به حقوق بشر اطلاع دارند می‌توانند در اين زمينه مثال‌های مختلفی بياورند که برای چه جرم‌هایی مجازاتی به اين سنگينی تعيين می‌شود. اما من خواستم فقط چند قانون از قوانين جاری کشور را شاهد بياورم تا بدانيد عمل آرش سيگارچی مشابه چه اعمالی مجازات می‌شود.
طبق ماده‌ی 207 قوانين جاری کشور "هر گاه مسلمانی کشته شود قاتل قصاص می‌شود و معاون در قتل عمد به سه سال تا 15 سال حبس محکوم می‌شود." بالاترين و شديدترين حکمی که برای معاونت در قتل داده شده است 15 سال حبس است و آرش سگارچی به 14 سال حبس محکوم شده است! به عبارت ديگر اگر آرش در قتل کسی شرکت داشت بين سه تا حداکثر 15 سال زندان محکوم می‌شد.
طبق ماده‌ی 208- "هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته يا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه يا خوف شود و يا بيم تجری مرتکب يا ديگران گردد موجب حبس تعزيری از سه تا 10 سال خواهد بود."
به عبارت ديگر اگر آرش کسی را کشته بود و آن شخص شاکی خصوصی نداشت يا رضايت داده بود اما اقدام او موجب وحشت و اخلال در نظم جامعه بود يا باعث می‌شود دوباره بورد قتل انجام دهد جداکثر به ده سال زندان محکوم می‌شد و اکنون به 14 سال زندان محکوم شده است.
ماده‌ی 654- هر گاه سرقت در شب واقع شده باشد و سارقين دو نفر يا بيشتر باشند و لااقل يک نفر از آنان حامل سلاح ظاهر يا مخفی باشد در صورتی که بر حامل اسلحه عنوان محارب صدق نکند جزای مرتکب يا مرتکبان حبس از پنج تا پانزده سال و شلاق تا (74) ضربه می‌باشد.
ماده‌ی 657- هر کس مرتکب ربودن مال ديگری از طريق کيف‌زنی، جيب‌بری و امثال آن شود به حبس از يک تا پنج سال و تا (74) ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
کليه مواد ذکر شده از کتاب مجموعه‌ی جرايم و مجازات‌ها چاپ 1381 نقل شده است.
اين ليست را می‌توان هم‌چنين ادامه داد و به موارد جالب و حيرت‌انگيزی رسيد. موضوع از اين قرار است سخن گفتن در اين کشور بالاترين جنايت است. سخنی که حتا در حول و حوش خطوط قرمز نظام صورت می‌گيرد. آرش سيگارچی وب‌لاگی علنی و با نام مشخص دارد و اگر به وب‌لاگ‌اش مراجعه کنيد حرف آن‌چنانی هم نزده است فقط حرفی زده است که ظاهرا در چارچوب حاکميت نيست. انتقاد از حاکميت وقتی از درون آن صورت نگيرد جنايتی نابخشوده است بگذريم که حتا نقد بخشی از حاکميت توسط بخش ديگری که قوه‌ی قضاييه را در دست ندارد هم بدون مجازات باقی نمی‌ماند. سرنوشت مردمی که در کشوری زنده‌گی می‌کنند که قاتل‌ها و دزدها و جيب‌برها مجازاتی به مراتب کمتر از نويسنده‌گان و روزنامه‌نگاران و وب‌لاگ‌نويسان در انتظارشان است همين است که می‌بينيم.
چند لينک مرتبط
بيانيه‌ی کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ در مورد دستگيری آرش سيگارچی.
بيانيه‌ی کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ در مورد حکم آرش سيگارچی
آقای خاتمي ! آرش سيگارچي به ۱٤ زندان محکوم شده است برای آزادی وی اقدام کنيد
تومار برای اعتراض به محکوميت آرش سيگارچی
کميته‌ی دفاع از آرش سيگارچی و مجتبا سميعی‌نژاد

February 26, 2005 02:03 PM

15:11 @ Sat, 28 May 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.218.150.138
URL:
DATE: 05/28/2005 03:11:00 PM


15:10 @ Sat, 28 May 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.218.150.138
URL:
DATE: 05/28/2005 03:10:50 PM


شبح 0:34 @ Sat, 5 Mar 05

ترانه‌ی نازنين (23)
شرمنده نتوانستم در اين نظرخواهی فعال باشم. حالا هم ديگر کمی از موضوع گذشته است. بعدا خوبه که مفصل در موردش صحبت کنيم. حالا اين قول را هم بذار روی قول های قبلی.
شبح به اين وعده‌وعيد‌دهی نوبره والا!


ترانه 11:58 @ Fri, 4 Mar 05

کامنت قبلی تصحیح می شود. لینک ها را نتوانستم اکتیو نمایم . قول می دم حتمن در این مورد بیشتر یاد بگیرم و بیگدار دست بکار نشوم!

آتش عزیز۳۳. متاسفانه هنوز پیامگیرت درست نشده( می توانی در سرزمین آفتاب که این هفته اسمش شده آزادی بیان به ادیتور هاله مراجعه کنی و از این بخش کمک بگیری- با تشکر از پژمان عزیز) بهر حال جواب من را درلینک های مطلب خودت می توانی پیدا کنی http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=22394

تا کی می توانیم شاهد این صحنه ها http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=22395
باشیم و تاسف بخوریم این خشم باید دامن بیان گزاران این توحش را بگیرد. من راه اصلی را می روم مسلمن در مسیر این راه هم برای هر ذره رفاه و بهبود کوتاهی نخواهم کرد. ترانه


آتش عزیز. متاسفانه هنوز 11:51 @ Fri, 4 Mar 05

آتش عزیز۳۳. متاسفانه هنوز پیامگیرت درست نشده( می توانی در سرزمین آفتاب که این هفته اسمش شده آزادی بیان به ادیتور هاله مراجعه کنی و از این بخش کمک بگیری- با تشکر از پژمان عزیز) بهر حال جواب من را درلینک های

خودت می توانی پیدا کنی تا http://web.peykeiran.com/net_iranمطلب/irnewsbody.aspx?ID=22394

این صحنه ها http://web.peykeiran.com/net_iranشاهد/irnewsbody.aspx?ID=22395 کی می توانیم
باشیم و تاسف بخوریم این خشم باید دامن بیان گزاران این توحش را بگیرد. من راه اصلی را می روم مسلمن در مسیر این راه هم برای هر ذره رفاه و بهبود کوتاهی نخواهم کرد. ترانه


ardeshir 1:52 @ Fri, 4 Mar 05

عربستان عزيز. از اينکه از طريق اين کانال ميتوانيم اطلاعات همديگر را تکميل کنيم خوشحالم و از مطالبی که مطرح کرديد تشکر ميکنم. در هر صورت کامنت قبلی من فقط نقل قولی از کتاب تاريخ خوزستان بقلم کسروی بود. اما اگر در مورد عقيده شخصی من کنجکاو باشيد بايد خدمت شما عرض کنم که : ۱. من معتقد به حق ملل در مورد تعيين سرنوشت خويش هستم. و اگه به دلايلی اکثريت مردم يک منطقه خواهان تغيير نام آن منطقه باشند و .... اشکالی نميبينم ۲. استبداد و ديکتاتوری رضاخان و ناسيوناليسم فاشيستی او را انکار نميکنم۳. انتخاب مجدد نام « خوزستان » از کانال دمکراتيک نبود لذا شيوه رضاخان قابل انتقاد است. اما با توجه به اينکه نام خوزستان ناسيوناليستی و يا توهين آميز به ساير ملل منطقه نيست لذا به خود اين نام انتقادی ندارم. و تا آنجا که اطلاع دارم اين نام مورد قبول حتی اقليت عرب منطقه هم ميباشد. ۴. تغيير نام هر استانی بايد بر اساس روابط دمکراتيک و بدون تاثير مثلا پان عربيسم منطقه خليج باشد. ۵. متاسفانه ظلم و ستمی که در دوران پهلوی و حتی بعد از انقلاب بر عليه اقليت «عرب ايرانی » واقع شده است ، کمتر مورد توجه، حتی از سوی روشنفکران بوده است. اکثر « غير عرب ها » از اين حقايق بی اطلاع هستند. و در خاتمه استاد دکتر حسن انوری در« فرهنگ بزرگ سخن » در مورد واژه خوزستان چنين مينويسند : « جايی يا چيزی که در آن شکر فراوان است. به اعتبار اين که در خوزستان استانی در جنوب غربی، شکر به عمل می آ مد. [ خوز ] را نيز اين فرهنگ ها به معنی شکر آورده اند »
« به خوزستان در آمــــد خواجه ســـــرمســــت ، طبر زد مـــی ربود و قند می خست » شعر از نظامی . با تشکر.


شبح 0:01 @ Fri, 4 Mar 05

پری عزيز!(50)
يادداشت مهربانه‌ات خسته‌گی اين چند روز را از بين برد.
مرسی مطلب جديدی نوشتم.


امير 22:26 @ Thu, 3 Mar 05

سلام شبح گرامی :چندی قبل ايميلی با مضمون پيرو خدمتتان ارسال نمودم.در صورت امکان نظرتان را اعلام فرمائيد.
باسپاس.


javan pishgam 21:43 @ Thu, 3 Mar 05

اشعار گارسيا لورکا ترجمه ی احمد شاملو

بازتکثير: شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران


دوزخی 21:23 @ Thu, 3 Mar 05

اولين باره ميام اينجا ولی مطمئنا آخرين بار نخواهد بود...پيروز و سرفراز و آزاد باشيد


دوزخی 21:21 @ Thu, 3 Mar 05

اولين باره ميام اينجا ولی مطمئنا آخرين بار نخواهد بود...پيروز و سرفراز و آزاد باشيد


پری 18:37 @ Thu, 3 Mar 05

چه ارمغانی از آن به که دوستان بینی؟
تو خود بیا ,که دگر هیچ "در نمی باید"
اگر چه صاحب حسنند در جهان بسیار
"چو افتاب براید, ستاره ننماید"

شبح عزیز
کجایی؟ دلم برای خودت و نوشتهات یک ذره شده.


عربستان 9:22 @ Thu, 3 Mar 05

اردشير ٣٦ּ لطفا اين مقاله رو بخون:

http://www.brwska.com/jan-05/21na.html

تغيير اسامى مناطق ملى

يكى از نخستين و اساسيترين اهداف تغيير نامهاى جغرافيايى تاريخى "تعويض نام مناطق ملى" در كشور بوده است.

١- عربستان (---> خوزستان)

ازقرون ١٤-١٥ ميلادى در زمان دولتهاى آذرى قاراقويونلو و آغ قويونلو به مناطق عرب نشين جنوب غربى ايران٫ "عربستان" و به مناطق غيرعرب نشين نواحى مجاور شمالى آن "خوزستان" گفته شده است. "خوز" (خوزايه٫ خوجو٫ خوجا٫ و غيره) نام عيلامىهاى غيرآريايى و يا قومى مربوط بدانها در زبانهاى ايرانى ميانه و سريانى است. در تمام تحرير و مكاتبات رسمى دوره صفوى٫ افشار٫ زند و قاجار و در زبان مردم بدين ناحيه هميشه عربستان گفته شده است.

پس از پيدا شدن نفت در منطقه مزبور و با توجه به اينكه اكثريت مطلق جمعيت اين نواحى را اعراب كه حتى پيش از اسلام از ساكنين اين نواحى بوده اند تشكيل مىدادند٫ دكتر افشار از تئوريسينهاى به شدت ضدترك و ضدعرب پان ايرانيسم در سال ١٩٢٥ ريشه كن كردن زبان عربى در منطقه مذكور٫ تغيير دادن تقسيمات كشورى٫ تغيير دادن مرزها و نام عربستان و كوچانيدن عشاير و اهالى عرب منطقه به ديگر نواحى ايران را پيشنهاد مىكند. رضاخان نيز كه با همه اين خواستها موافق بود٫ در نخستين اقدام نام منطقه را به "خوزستان" تغيير داده و كلمه "عربستان" را به يكباره از ادبيات سياسى و زبان ادارى كشور منسوخ ساخت. در واقع امروزه موضوع نام هاى نخستين و اصلى عربى مناطق عرب نشين در راس تابوهاى سياسى موجود در ايران بشمار مىرود.

هيچ سياستمدار و روشنفكر فارس٫ تاكنون به موضوع اعاده نامهاى عربى پيشين اماكن جغرافيايى ايران نپرداخته و يا خواستار اعاده آنها نشده٫ حتى به جاى خوزستان نام اصلى و تاريخى آن عربستان را بكار نبرده است.


جوان سوسیالیست 2:53 @ Thu, 3 Mar 05

حق رأی زنان و مبارزه طبقاتی

رزا لوکزامبورگ


معين 0:33 @ Thu, 3 Mar 05

گزارش جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه تبریز در محل تالار وحدت این دانشگاه با دکتر مصطفی معین ( کاندیدای نهمین دوره ریاست جمهوری) سه شنبه 11/12/83

سوالات مربوط به حرکت ملی آذربایجان و خواسته های آن: 24.6 درصد
سوالات مربوط به آمریکا و امکان حمله امریکا : 9.93 درصد
سوالات مربوط به اقتصاد و مشکل بیکاری جوانان: 9.49 درصد

سوال: نظر شما در مورد بایکوت خبری همایش میلیونی ملت آذربایجان در قلعه بابک توسط رسانه ها و مطبوعات داخلی اعم از چپ و راست؟
جواب: در عصر ارتباطات و اطلاعات دیگر بایکوت خبری نمی تواند توجیحی داشته باشد

سوال: در ماههای اخیر شاهد تغییر نام خلیج فارس توسط یک موسسه غربی و عکس العمل جدی دولت در این مورد بودیمּ اسامی جغرافیایی مناطق مختلف آذربایجان سالهاست که بطور مستمر تغییر می یابد (حذف نام آذربایجان از استانهای اردبیل و زنجان و تغییر نام صدها شهر و مناطق جغرافیایی مختلف) در راستای اعاده نامهای اصیل این مناطق چه برنامه ای دارید؟
جواب: مرزهای سیاسی فعلی ایران یک مرز تحمیلی است و ایران را باید با مرزهای فرهنگی شناخت از چین گرفته تا شمال آفریقا

سوال: در دوره وزارت جنابعالی حتی یک کرسی زبان ترکی نیز در دانشگاهها ایجاد نشد و کرسی زبان ترکی تصویب شده در دانشگاههای تبریز و ارومیه٬ در دوره وزارت شما لغو شد ؟
جواب: بنده تا یکساعت قبل که با رئیس دانشگاه شما صحبت می کردم هیچ اطلاعی از این قضیه نداشتم

سوال: به نظر جنابعالی فرهنگ 30 میلیون ملت آذربایجان خرده فرهنگ می باشد و این سخن شما چیزی جز اهانت به ملت آذربایجان نیست؟
جواب: حال که شما ناراحت می شوید من از تنوع فرهنگی به جای خرده فرهنگ استفاده می کنم.

سوال: ملت آذربایجان همه ساله گردهمایی هایی فرهنگی و اجتماعی در گرامیداشت سردار ملی ستارخان و سالار ملی باقرخان و نیز در هفته دوم تیرماه در قلعه بابک برگزار می کنند با برخورد انتظامی و امنیتی مواجه میشوند؟
جواب: رئیس جمهور مجری قانون اساسی استּما اجتماعاتی راکه موجب خدشه دار شدن امنیت ملی نگردند اجرا خواهبم کرد.

سوال: با توجه به کارکرد مثبت سیستم فدرالیستی در کشورهای کثیرالمله دنیا و منطقه و با توجه به این واقعیت که ایران نیز کشوری کثیرالمله است نظر شما در مورد فدرالیزه شدن ایران کثیرالمله جهت احقاق حقوق دیگر ملتهای داخل ایران چیست؟
جواب: در مورد مسئله ساختار اداری، سیاسی کشور، این مسئله را به کارشناسان آگاه و عالم خواهم سپرد و بنده نتایج تحقیقات آنها در مورد این مسئله راُ اجرا خواهم نمود


ترکناز 0:03 @ Thu, 3 Mar 05

پيام رضا براهنى به مناسبت روز جهانى زبان مادرى

18 ماه اول زندگی را دوران ؛ کورا؛ (chora) میدانند، وقتی که زبان مادری بین مادر و کودک، بازی اول جهان شمرده میشود.

شب اول هفت پیکر نظامی یادتان هست؟ زنی داستان شهری را میگوید که در آن همه لباس سیاه پوشیده اند. پادشاه سرّ آن سیاهپوشی را می طلبد، میهمان قصابی میشود و قصاب، شب او را در باغی در سبدی میگذارد، و او در آن سبد بالا میرود. در آن بالاها، باغ زیبایی را می بیند که در آن زنان زیبا می رقصند. زنی زیباتر از همه زنان پا در میان زنان دیگر میگذارد. مرد نظاره گر عاشق او میشود و از او وصال او را می طلبد. زن هر شب او را به سراغ یکی از کنیزکان زیبای خود می فرستد. ولی مرد پس از گذشت چند شب دیگر صبر و تحملش به پایان میرسد و از آن زن، فقط وصل او را میخواهد. زن میگوید، چشمهایت را ببند و مرا ببوس. مرد اطاعت میکند، اما وقتی چشم باز میکند، خودش را در داخل همان سبد می یابد و در حال پایین آمدن از آن بهشت زیبا. او نیز عزادار آن زن میشود و لباس سیاه میپوشد.

میدانید اسم آن زن در هفت پیکر چیست؟ ترکناز و یا ترکتاز.

قصه ای به این زیبایی جانشین زن زیبایی میشود که ما همه گم کرده ایم. ما همه از آن مادر، از زبان آن مادر دور مانده ایم، از آن ترکناز یا ترکتاز.

آنا دیلیندن اوزاخ قالان ملر،
گئجه گوندوز ملر
منیم کیمی بو قارانلیقدا ملر.


تبجا 22:27 @ Wed, 2 Mar 05

تجمع براي جمهوري، آزادي و عدالت اجتماعي

ميز گرد:

دموکراسي و مسأله ملي در ايران

دکتر جوانشير-عبداله امير هاشمي- (از طرف کنگره آذربايجانيان جهان)،

سيف الدين حاتم لوئي (از طرف حرکت فدرال – دمکرات آذربايجان)

و مجيد زربخش (از طرف جمهوري خواهان دموکرات لائيک)

زمان: شنبه ۵ مارس، ساعت ۱۶

مکان: خانه کارگاه - هانوفر (Faust)

همزمان در پالتالک

By Language / Nationality / Other

اتاق Iran Tabja

تجمع براي جمهوري، آزادي و عدالت اجتماعي (تبجا)


sadaf 13:45 @ Wed, 2 Mar 05

!!!!


خوزستان 10:57 @ Wed, 2 Mar 05

با وجودی که شبح می دونه کامنتهای ۱۷ ، ۱۸ ، ۲۱ ، ۲۶ ،‌ ۲۷ ، ۳۰ ، ۳۱ ، ۴۰ ، ۴۱ همه اش را یکنفر به اسم مهران بهاری می نویسد که در آمریکاست و کارش توطئه برای تجزیه ایران است ، ولی صدایش در نمی آید و کامنتگیرش شده محل اعلامیه های این شخص دشمن ایران !!! نصف کامنت ها اختصاص داره به شعارهای مزخرف این فرد !!!


خوزستان 10:51 @ Wed, 2 Mar 05

جناب عربستان یا همان مهران بهاری معروف که دنبال تجزیه ایران هستی! پسر جان اگر نام عربستان برای چند صد سال رواج داشته ، ولی فراموش نکن نام تاریخی آن خطه از میهن ما خوزستان بوده و وقتی صفویه ، مشعشعیان را شکست داد ، نام آنجا را عربستان کرد و تا سال ۱۳۰۲ که رضا خان نام اصلی را به جای عربستان بر گرداند. برای همین عربستان یک نام استعماری و جعلی برای خوزستان هست و سابقه تاریخی نداره. در ثانی برای چی باید استانی که هشتاد درصد جمعیتش عرب نیستند اسمش بشه عربستان !!!!
نمی دانم دعوای تو سر چی هست؟!! با تاریخ که نمی تونی بجنگی؟ شاید تاریخ را جعل کنی ولی بالاخره مشتت باز میشه.


عربستان 9:42 @ Wed, 2 Mar 05

آقاى اردشير: شما خودتان به اصل مطلب اعتراف كرده ايد: نام عربستان به عنوان نام ادارى بخشى از ايران فعلى سابقه كاربرد چندين صدساله دولتى در ايران داردּ

حالا اين عربستان كه در تمام اسناد دولتهاى تركى قاراقويونلو٬ آغ قويونلو٬ صفوى٬ افشار و قاجار رسما بكار مىرفته٬ دقيقا كجاها را شامل مىشده و يا آيا تمام مناطق عرب نشين جنوب غرب ايران را در بر مىگرفته و يا نه٬ مساله ديگرى استּچطور كه اسم كردستان هم در تاريخ همه مناطق كرد نشين غرب ايران مثل ايلام و ּּּرا دربرنمىگرفته ولى وجود داشتهּ

مهم اين است كه بايكوت گذاشتن به اسم عربستان در ايران٬ طبق همه اسناد بين المللى حقوق بشر اقدامى راسيستى و نژادپرستانه است و بايد نام عربستان دوباره اعاده شودּ

كسانى كه براى اسم يك خليج در يك زبان خارجى سرو صدا راه انداخته تومارها امضا مىكنند٬ اول از اعاده اسامى عوض شده به فارسى در كشور ايران شروع كنند٬ و خواستار بازگرداندن آنها بشوند سنگينتر خواهند بودּ


بنىطرف 5:50 @ Wed, 2 Mar 05

چرا اصول قانونی مربوط به قومیت ها اجرا نشدند؟

من البته به نوبه خودم پاسخی برای این پرسش دارم. من می گویم علت این وضع فاجعه بار دو چیز است:

نخست تصلب اقلیت قومی تمامیت خواهی که قدرت وثروت را دراختیار دارد و از امتیازهای زبانی وفرهنگی واقتصادی آن بهره می برد

و دوم نا آگاهی بخشی از نخبگان وروشنفکران وتوده های ملل واقوام از حقوق انسانی وملی خود.

واما عامل دوم یعنی ناآگاهی از حقوق ملی در میان بخشی از نخبگان وروشنفکران قومیت ها یک واقعیت اسف بار است که البته در میان کردها از همه کمتر است. مثالی در این زمینه می زنم. وقتی در دوره ششم مجلس شورای اسلامی طرح مربوط به اجرای اصل 15 قانون اساسی به جلسه علنی مجلس آورده شد همه نمایندگان کرد ویکی از نمایندگان عرب اهوازی به آن رای مثبت دادند وتقریبا اغلب نمایندگان دیگر قومیت ها به آن رای منفی دادند.


صدرالاشرافی 5:49 @ Wed, 2 Mar 05

در ایران از سال 1304 شمسی (1925 میلادی) یعنی درست هشتاد سالست که زبانهای مادری " اکثریت" اهالی این کشور، بوسیلة هیئت حاکمه ای بیگانه نشانده که خود را تا بامروز نماینده 22 میلیون فارسی زبان و سمبل باصطلاح خود " ملی گرائی مثبت" ایرانی قلمداد میکرده و میکند، محکوم و ممنوع شده و آزادی و رسمیت خودرا از دست داده است. امروز صاحبان زبانهای محکوم در ایران هفتاد میلیونی، حدود چهل و هشت میلیون نفر را شامل میگردد، در حالیکه بنا به نشریه شماره یک فرهنگ ایران در فروردین 1332 در این کشور دویست (200) زبان و لهجه وجود داشته است. یعنی تقریباً در عرض پنجاه سال ازحکومت سلطنتی محمدرضاشاه تا بامروز حدود 130 زبان و لهجه در ایران قربانی جنون و جنایت تک زبانی و تک فرهنگی سیاسی- دولتی یعنی پان فارسییسم شده است.


ardeshir 2:35 @ Wed, 2 Mar 05

پاسخ به کامنت ۱۷ «عربستان» . در مورد بحث نام واقعی خوزستان يا عربستان : دوست عزيز ما در اين کامنت بدرستی می نويسند که « آقای ولايتی، برخلاف تصور شما يادآوری نام "عربستان" مربوط به نامگذاری توسط " بعثی ها و ناسيوناليست های عرب" ودر" دهه های اخير" نيست. تا پيش از سلطنت رضاخان در همه مدارک واسناد وزارت خارجه نام منطقه ای که اکنون خوزستان نامیده می شود "عربستان" ذکر شده است. » پاسخ : دوست گرامی ،تاريخ شما کامل نيست ! محقق بزرگ و قربانی جهالت فناتيسم اسلامی آقای احمد کسروی در کتاب «تاريخ خوزستان » چاپ سوم ۱۳۳۰ و در صفحه ۵۲ و در فصل « واليان عربستان » چنين مينويسد : « گويا در زمان شاه اسمعيل يا در دوره پسر او شاه طهماسب بوده که بخش غربی خوزستان را که بدست مشعشعيان بود عربستان ناميدند تا از بخش شرقی که شامل شوشتر و رامهرمرز و بدست گماشتگان صفوی بود باز شناخته شود » و در مورد نام عربستان بجای خوزستان چنين توضيح ميدهد « ما نخست اين نام را در کتاب قاضی نور الله می يابيم که تاليف آنرا د زمان شاه طهماسب آغاز کرده بود و پس از مرگ او بانجام رسانيده . ولی چنانکه در متن گفته ايم آن زمان اين نام را ( عربستان ) جز بر بخش غربی خوزستان نمی گفته اند و تا آنجا که ما سراغ داريم تا آخر پادشاهی صفويان و بلکه تا زمان نادر شاه همگی خوزستان « عربستان » نمی خوانده اند و پس از زمان نادر بود که کلمه خوزستان فراموش گرديده و سراسر آن سرزمين بنام عربستان خوانده شد و اين نام معروف بود تا در سال ۱۳۰۲ شمسی دولت آن را بر انداخته و نام خوزستان را دوباره مشهور گر دانيد ...... » .


دنیایی 0:53 @ Wed, 2 Mar 05

دوستان رادیوی وبلاگستان را از دست ندهید
http://balouch.blogspot.com/


آرمین گیله مرد 0:45 @ Wed, 2 Mar 05

سلام ... دیدبانان حقوق بشر که خبر دادند پشت درهای بسته و بدون وکیل مدافع دادگاهی تشکیل شد و حتی معلوم نیست که خود آرش در دادگاهی شرکت داشت یا نه ....


دادامن 20:24 @ Tue, 1 Mar 05

ماهنامه تجدد ۹ ويژه ی ۸ مارس (روز جهانی زن )منتشر شد ...
در اين شماره می خوانيد :
۱ . دگمی از جنس خودمان
۲ . هویت زن در زبان فارسی
۳ . زنان رميده در حجاب بازار
۴ . جنبش متعالی زنان ُ نگاهی به گذشته گامی به ژيش
۵ .تبعيض زنان بر عليه زنان
۶ . رفرميست غرب و شرق تفاوت اصولی در چيست ؟
و ...
جهت مطالعه ی نشريه می توانيد از سايت تجدد ديدن کنيد :
www.tajadod.5u.com


18:43 @ Tue, 1 Mar 05

سلام شبح عزيز:اومدم بگم فيلترينگ بر عليه وبلاگ حسن آقا و شما شديدآ فعال شده و من كه با هزار جون كندن خودمو رسوندم اينجا ديدم اينبار كيبورد حروف رو قاطي ميزنه!
فعلا".......
امير


atash 11:49 @ Tue, 1 Mar 05

ترانه عزيز ۲۳
می بخشی که جواب تورا دير دادم دماغ ودهانم يک سونامی کوچک شده بود اما حالا بهترم و می توانم برايت بنويسم.

گفتی اعتصابات و اعتراضات کارگری و . جنبش های مردمی که در هر سوی کشور بصورت پراکنده بوقوع می پیوندند را موردپشتیبانی خود قرار دهیم این کار را می کنیم .. هم چون دفاع از حق قلم وبیان و کلا همه آزادی های انسانی..
به نظر من ضعف ما یکی ش خود من منفرد کار کردن های ماست بیگانه گریزی از تحزب .. اگر هم احزاب ویا انجمن هائی باشند که بتوانند همه خواسته های ومطالبات اکثریت جامعه را حول وحوش آنها سمت وسو دهند ما به دید تردید به انها می نگریم
آیا سوابق پیشینه احزاب ما باید دیگر ابدی شود و قابل تغییر نیست ؟ ما دید بدبینی به احزاب داریم فقط بفهمیم کسی تعلقات تشکیلاتی به جریانی دارد فورا فلان پتیشن راکه از طرف یک حزب مشخص درست شده باشد را امضاء نمی کنیم .. اشکال ما پراکنده گی ماست . بصورت منفعل کار می کنیم و این بدبینی و عدم اعتماد متاسفانه در همه ما هویداست. طبیعی است که هر چه سازمان یافته تر کار کنیم می توانیم به اهداف خود سریع نزدیک تر شویم .
قبول دارم که نباید به پتیشن محدود باشد از نظر ما هر جا که اعتراض و اعتصابی صورت گرفت ما هم باید به نوعی حضور داشته باشیم .. باید ماجرا را به ابعاد بین المللی بکشانیم
به هر حال پتیشن امضاء کردن های ما اولین کار جمعی ماست که من آن را بسیار مثبت ارزیابی می کنم.


siamak farid 7:04 @ Tue, 1 Mar 05

شبح عزيز عالی بود.


همايش زبان مادرى 5:34 @ Tue, 1 Mar 05

اولين همايش زبان مادرى در تهران با شركت نماينده يونسكو در ايران٬ پروفسورּ جּ هئيت و ּּּ در تاريخ ١٣ اسفند برگزار خواهد شدּ در اين مراسم به ٢١ از ارسال كننده اثر به كنگره٬ مدال آناديلى (زبان مادرى) اعطاء خواهد شدּ

زمان: پنج شنبه – 13/12/83 بين ساعت ١٥ تا ١٩
مکان: تهران،نارمک،دانشگاه علم و صنعت ايران، سالن شهيد بهرامي

ايران علم و صنعت بيلي يوردوندا

ايسفند آيي نين 13- جو گونو تئهراندا آنا ديل قورولتايي گئچيريله جکدير. آنا ديل تؤره ني ساعات 15 دن باشلانيب و ساعات 19 ده باشا چاتاجاقدير. يونئسکو ايران نوماينده سي، پرفئسور هيئت، دوکتور داشقين، دوکتور بهزادي ،دکتور سرداري نيا و... بو مراسيمين اؤزه ل قوناقلاريندان اولاجاقدير.


صندوق جريمه 2:30 @ Tue, 1 Mar 05

مينق يک روستای نه چندان معروف در ۱۵ کيلومتری بخش هريس است. خود اين بخش در ۸۵ کيلومتری غرب تبريز قرار دارد. در روستای مينق دبستان ابتدايی شرف و مدرسه راهنمايی پروين اعتصامی به رياست خانمها...و...» که غير بومی هستند بعنوان برترين نمايندگان وزارت آموزش و پرورش در اين روستا سرگرم تعليم و تربيت دخترکان معصوم روستای مينق هستند.

اگر شما داخل مدرسه شويد در راهروی هر دوی اين مدارس يک صندوق نسبتا بزرگ شبيه آنچه که معمولا برای جمع آوری پيشنهادات در مدارس تهران گذاشته می شوند قرار داده شده است . اما دختران دانش آموز مينق در اين صندوقها پاکت نظرات و پيشنهادات خود را نمی اندازند !

به دستور مديران هر دو مدرسه، دانش آموزان اين مدارس موظف هستند به هنگامی که دانسته يا ندانسته در کلاس ، حياط مدرسه و يا بطور کلی هر جا در حضور مسئولان اين مدارس به زبان مادری خود و در واقع ترکی صحبت کنند جريمه شوند و اسکناسهای ۲۰، ۵۰ و ۱۰۰ تومانی را بسته به ميزان جريمه تعيين شده از سوی معلمين ، ناظم و يا مدير در صندوق جريمه ها بيفکنند.

اين قانون نفرت انگيز باعث شده تا بسياری از کودکان از ترس ناتوانی در تکلم زبان فارسی از پرسيدن سئوال در کلاسهای درسی که می بايد تشويق کننده پرسشگری باشد اجتناب کنند، در صورت جريمه شدن هزينه ای را به خانواده محروم روستايی خود برای ريختن در صندوق تحميل کنند، به تشويق معلمين خود در صورت نپرداختن جريمه از سوی همکلاسان خود خبر چينی کنند، به دليل شرطی شدن و ترس ناخودآگاه از جريمه شدن حتی با والدين ترک خود که تنها قادر به صحبت به زبان ترکی هستند در خانه ها فارسی صحبت کنند، از هم صحبتی با پسران ترک زبان خانواده و يا فاميل که در مدارس آنها قوانين شوونيستى کمتری به چشم ميخورد فاصله بگيرند . قادر به يادگيری کامل زبان مادری خود نشوند، در اثر تلقين مسئولان مدرسه به زبان ملى خود٫ تركى به ديده تحقير بنگرند و...

بی ترديد آنچه که درمدارس پروين اعتصامی و شرف روستای مينق در جريان است و يادآور رفتار استعمارگران با مردم و فرهنگ بومى در سرزمينهاى مستعمره مىباشد٫ يک جنايت فرهنگی است که مطابق تعريف سازمان يونسکو از آن می توان تحت عنوان ژنو سايد فرهنگی نام برد.


نی لبک 0:35 @ Tue, 1 Mar 05

شبح عزیز از زحماتت ممنونم.


بامداد 21:11 @ Mon, 28 Feb 05

سلام شبح جان ...
من پريروز اومدم پيشت ولي متن اخرت كامنت نداشت با اجازه منم تو قبلي برات نوشتم ؛ با خودت نگي اين بامداد چرا چرت و پرت ميگه ...
در واقع دادم مال ماجراي اين پستت بود ... ؛)


azerses 20:31 @ Mon, 28 Feb 05

رسميت زبان تركى، كنگره ها و قطعنامه هاى زبان مادرى ( از سرى موقعيت و آينده زبان فارسى در ايران) :

- لزوم اصلاحات دمكراتيك زبانى در قانون اساسى
- رسميت زبان تركى ، تنها تضمين عملى احترام به حقوق زبانى خلق ترك در ايران
- رسمى شدن زبان ملى تركى، خواستى استراتژیک
- شرط مشاركت در روندهاى سراسرى: رسميت زبان تركى
- خطاى استراتژيك برخى از فعالين ترك
- يادگيرى زبان مادرى در مدارس: تاخير فازى يك صدساله
- مورد ايران: نژادپرستى زبانى، نسل كشى زبانى و زبان كشى دولتى
- رسمى بودن انحصارى زبان فارسى: تضاد با حقوق بشر ، دمكراسى و مدرنيته


azerses 19:50 @ Mon, 28 Feb 05

مورد ايران: نژادپرستى زبانى٬ نسل كشى زبانى و زبان كشى دولتى

آنچه در عرصه زبانى در ايران اتفاق مىافتد مصداق بارز نژادپرستى است و طبق داده هاى نهادهاى بين المللى مانند يونسكو مىتوان آنرا مشخصا در "نژادپرستى زبانى"٬ "نسل كشى زبانى" و "زبان كشى دولتى" خلاصه نمودּ

لينگوئيسيسم و يا نژادپرستى زبانى (Linguicism) همه ايدئولوژىها٬ ساختارها و اجرائاتى هستند كه در خدمت مشروع نمودن٬ عملى ساختن٬ تنظيم و توليد و حفظ تقسيم ناعادلانه قدرت و منابع مادى و معنوى بين گروههاى زبانى مىباشند و شامل مواردى مانند تحقير زبانهاى بومى و يا محروم نمودن كودكان از دارا بودن سيستم آموزشى به زبان مادرى خود مىگردندּ

نسل كشى زبانى (Linguistic genocide) ممنوعيت كاربرد زبان يك گروه در مراوده در مدارس٬ و يا ممنوعيت چاپ و پخش انتشارات به آن زبان و مجبور كردن كودكان به انحاء مختلف به ترك زبان پدران و مادرانشان از طرف دولت استּ

زبان كشى (Linguicide) نابود ساختن عمدى و طراحى شده يك زبان استּ در اكثر موارد نژادپرستى زبانى و نسل كشى زبانى براى حفظ و افزايش قدرتى استعمارى بكار برده مىشوندּ

ايران مصداق كلاسيك كشورى است كه در آن علاوه بر نژادپرستى تبارى (Racism) نژادپرستى زبانى٬ نسل كشى زبانى و زبان كشى دولتى گسترده اى حضور داردּ


پژمان (*) 10:49 @ Mon, 28 Feb 05

سلام... به نظر می رسد مایکروسافت برایِ فارسی کردنِ Microsoft office 2003 بسته نرم افزاری رایگانی ارائه کرده است. از جمله کارهایِ جالب این بسته نرم افزاری بازبینی املایِ  (spell checking)کلمه هایِ فارسی است. استفاده از این قابلیت در نشرِ نرم افزاریِ انگلیسی تقریباً به صورتِ استاندارد درآمده است. شاید دوست داشته باشید اطلاعاتِ بیشتر را به همراهِ لینکِ بسته نرم افزاری اینجا ببینید (لینکِ نوشته)


جوان سوسیالیست 1:59 @ Mon, 28 Feb 05

چه گوارا زنده است


ترانه 1:14 @ Mon, 28 Feb 05

آتش عزیز! آیا در ایران فقط سخن گفتن نفس جنایت می شود؟ اگر جواب آری است بله با مراجع به مراکزحقوقی بین المللی و ارائه تومارها(طومارها) ی اعتراضی بشرط ترتیب اثر دادن، این اقدامات کافی است!
اما
کودکانی که نمی توانند نه با سخن که حتا با نگاه ، حق خود را بیان کنند هم قربانی می شوند!
از تلفات حادثه ها نمی گویم . از فروش کلیه و اعضای بدن نمی گویم. از اعتیاد و فحشا نمی گویم. ازفروش انسان نمی گویم. که اینها همه از فقر جامعه ای سخن می گوید که فروش نفت اش می تواند یک زنده گی مرفه برای همه مردمش همراه داشته باشد!
نگاهی به اعتصابات و اعتراضات کارگری بکن! نگاهی به بیکاری و تورم اقتصادی بکن!
اینها همه از یک جامعه طبقاتی با اقتصاد بیمار سخن می گوید ! باید بحرانهای اقتصادی و سیاسی ایران را با هم نگاه کرد و در این راستا قدم برداشت. بنظرم باید با تکیه بر محورهای تاثیر گذاری٫ از مبارزات کارگران و تشکلات ایشان پشتیبانی و نیروی واقعی مبارزه را تقویت کرد . چشم بستن بر شرایط علیل اقتصادی که تحولات سیاسی دگرگون کننده را بدنبال خواهد داشت واعتراض را تنها در چهارچوب عکس العمل برای اقداماتِ موارد پیش آمد ه/رویدادها کافی بداند نباید تکرار شود باید از انقلاب 57 درسهایی گرفت و خود را برای روزهای پیش رو در صفی آماده داشت! من مدتهاست که منتظر هستم« شبح» به این منظره نگاهی بیاندازد.
البته تو احتیا جی به راهنمایی من نداری خودت می توانی کلاس بگذاری و من را هم بشاگردی قبول کنی!


atash 18:42 @ Sun, 27 Feb 05

ترانه جان ۱۲
مايلم راه حل های تو را اول بشنوم .. چه کار کنيم ؟ اين که هر روز کسی روزنامه نگاری وعکاس وخواننده ای به زندان می افتد تازه گی ندارد درست است امابه نظر تو اگر فرستادن اسامی زندانيان به کميسيون حقوق بشر وفشار دیپلماسی کشورهای متبوعی که ما فعلا در آن هستيم کافی نيست پس بايد چکار کرد؟؟ من را راهنمائی کن بدانم .


تركى عام 6:28 @ Sun, 27 Feb 05

تركى به معنى عام و تركى به معنى خاص

تركى مىتواند به دو معنى٬ يكى "عام" و ديگرى "خاص" بكار رود:

الف- تركى به معنى عام: نام يك خانواده زبانى از زبانهاى اورال-آلتائيك است. تركى به اين معنى نام عمومى همه گروهها و مللى است كه زبانشان متعلق به اين خانواده زبانى مىباشد. به عنوان نمونه به اين معنى٬ قزاقها٬ اوزبكها٬ ياكوتها٬ تركمنها٬ چوواشها و ... همه ترك و تركزبانند.

ب- تركى به معنى خاص: نام يك زبان مشخص از زبانهاى خانواده زبانى موسوم به تركى فوق الذكر و نام دو خلق متكلم به اين زبان مشخص در خاورميانه٬ قفقاز٬ آسياى صغير و شبه جزيره بالكان است. تركى -كه از جمله در ايران هم زبان اكثريت مردم ايران است- به معنى اين زبان خاص٬ غير از تركمنى و ترك هم غير از تركمن است.

در ايران شش خلق ويا گروه تركى (به معنى عام) زندگى مىكنند:

١- ترك (به معنى خاص٬ همه تركىزبانهاى ايران به جز ٥ گروه زيرين)
٢- تركمن
٣- قزاق
٤- خلج
٥- ازبك
٦-اويغور


koorosh 4:52 @ Sun, 27 Feb 05

ميشه يک کاری کرد...به آرش بگيم که معاونت در قتل قاضی اسکندری قاضی شعبه ۳ دادگاه عمومی و انقلاب استان گيلان شرکت کنه که آسودگی خيال داشته باشه!


شبنم 1:37 @ Sun, 27 Feb 05

شبح جان، بهتر از اين نمي شد وصف کرد اين وضع لعنتی رو! تازه اگر جرم قتل در ایران رو با جرمهای کشورهای ديگه مقايسه کنيم که ديگه دق مرگ مضاعف ميشيم!


قطعنامه اهواز 23:47 @ Sat, 26 Feb 05

قطعنامه نخستين همايش زبان مادری در اهواز
21 فوريه 2005(دو شنبه سوم اسفند 1383) – اهواز-

1: منطقه ای کردن تدریس زبان مادری به عنوان زبان اول آن مناطق

2: پیشتیبانی مادی برای ترویج زبان مادری برای تمام ملتها ایران

3: تشکیل نهادهای دولتی و غیر دولتی از سوی دولت بمنظور حفظ ، رشد ، احیا ء و شکوفایی زبانهای مادری

4:آزادی بیان برای تمام ملتهای ایران

5: برگرداندن اسامی شهرها و اماکن به نامهای اصلی و تاریخی خود

6: آزادی انتخاب اسم برای نوزادان

7: تسهیل و مساعدت برای تاسیس تشکیلات سیاسی و اجتماعی که مدافع حقوق ملتها باشند.

8: مبارزه با دیدگاه شوونیستی بازمانده از رژیم سابق که سعی در اندماج ملتها در یک زبان و فرهنگ واحد دارند.


عربستان 23:43 @ Sat, 26 Feb 05

یوسف عزیزی بنی طرف (توضیحی درباره دو واژه عربستان وخوزستان)

جناب آقای دکتر علی اکبر ولایتی مشاورمحترم مقام رهبری

شما در مصاحبه خود گفته اید:" تمامیت ارضی کشورها فقط مربوط به تغییرات جغرافیایی نمی شود بلکه شامل اسامی نیز می شود. استان خوزستان درجنوب غربی کشور، نامی فارسی به معنای محل زندگی قوم "خوز" است اما در دهه های اخیر بعثی ها و ناسیونالیست های عرب از این استان به عنوان "عربستان" یاد می کنند!". ( کیهان مورخ5/9/1383).

آقای ولایتی، برخلاف تصور شما یادآوری نام "عربستان" مربوط به نامگذاری توسط " بعثی ها و ناسیونالیست های عرب" ودر" دهه های اخیر" نیست. تا پیش از سلطنت رضاخان در همه مدارک واسناد وزارت خارجه نام منطقه ای که اکنون خوزستان نامیده می شود "عربستان" ذکر شده است.


سیاهکل 23:34 @ Sat, 26 Feb 05

ننگ بر اين همه سياهی:(


شهلا 21:54 @ Sat, 26 Feb 05

چیزی برای گفتن ندارم.
یئنی به قدری دلم گرفته از این کارهای غیر انسانی این انسان نمایان که دیگه ........


شراگيم 21:21 @ Sat, 26 Feb 05

شبح جان...این کامنت رو در وبلاگ مهشید نازنین گذاشته بودم...اینجا هم قرارش می دم چون دقیقا مرتبط است:

(( بابا وقتي اينا آدما رو واسه عشقبازي غير مجاز! مي گيرن و سنگسار مي كنن و يا واسه روسپيگري دختر 16 ساله رو مي كشن بالاي دار ديگه 14 سال زندان واسه توهين به مقام معظم سابق كه خيلي حكم رئوفانه ايه...
حالا مثلا توهينش فكر مي كني چي بوده؟ اين بوده كه مثلا آيت الله خميني قدس سره الشريف در اواخر عمر فلان كارش اشتباه بود...! به جان خودم..شايد حتي از اين هم محترمانه تر...
يه مقايسه مي كنم اينجا رو با آمريكا كه عكس بالاترين مقام كشورشون رو در كون خر نقاشي مي كنن و كسي رو به اين جرم دستگير و زنداني نمي كنن مي گم تو دلم اينا ديگه آخرشن...همينه ديگه...وقتي آدم دمب خودش رو ببنده به دمب خدا روضه خون محل رو هم نمي شه بهش گفت بالاي چشمت ابروهه...توهين به مقدسات تلقي مي شه...!!
ولي اين آرشه شانس آورده به عنوان مفسد في الارض اعدامش نكردن...))


ترانه 20:22 @ Sat, 26 Feb 05

کنجکاو مهربان «بپاخاستم» غلط است اگه غلط ديگه ای نداشته باشم بغير از نظر غلطی که دارم (از منظر بعضی ها)ميشه بقول قديما۱۹!


ترانه 20:17 @ Sat, 26 Feb 05

آهای کسانيکه فکر می کنيد بايد به حکم زندان آرش اعتراض کنيم!
کمی بيشتر دقت کنيم!
کمی واقعی تر نگاه کنيم! يک زندان بوسعت يک کشور بقيمت پای مال شدن اميد و آرزو ميليون ها کودک به گناه شهروندی ايراني؛ بجرم زنده گی در ايران محکوم شده اند. برای اعتراض به اين احکام بايد بپا خواست! راه ديگری نيست!!!
من پتيشن را امضا کردم اما کافی نيست!!!!
ببخشيد تا کی آه و ناله! تا کجا تحمل! نشسته ايم حرکت های يک قدم به پيش دو قدم به پس اينها را با چرتکه محاسبه می کنيم و برای خودمان هورا هم می کشيم.


ناما جعفری 20:15 @ Sat, 26 Feb 05

سلام مهربان....مدتيست به روزکردنمان طولانی شد....اما به روزکرديم......راستی زيبابود.....موفق وبه روزباشي


کنجکاو 19:57 @ Sat, 26 Feb 05

شبح جان!

برای حسن زارع زاده اردشير هم هفت سال زندان از سوی "رييس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران" بريده اند. متن را می تواند در 60 ميليون دات کام خواند. اين آقای رييس دادگاه را بايد به اکابر بفرستند تا کمی خواندن و نوشتن ياد بگيرد. اين هم پاره ايی از نوشته:

" همچنين دادگاه متهم را به جهت تبليغ عليه نظام و تعدد جرم در اين ضمينه با رعايت ماده ي 47 قانون مجازات اسلامي و مستنداً به ماده ي 500 قانون ياد شده به 1 سال حبس تعزيري محکوم مينمايد"

ضمينه (زمينه) را داشته باش و به ريش آقا هم بخند. خاک بر سر آن داد، آن دادگاه، آن رييس اش و آن ولی امرمسلمين اش .
ترانه جان می بينی، بايد نوشته دُشمنان هم ويراستاری کنيم، تا شايد بدانيم که چه می گويند.


امير 19:56 @ Sat, 26 Feb 05

سلام شبح عزيز:همين الان مطلب امروز را خواندم،و يکبار ديگر به اهميت ايميل امروز صبح پی بردم!!
فعلآ......


مهرداد 19:23 @ Sat, 26 Feb 05

سلام شبح عزيز!
نمي‌دانم چه بگويم، بايد به جاي اينكه آرش سيگارچي را به 14 سال زندان محكوم كنند، قاضي پرونده را به 80 ضربه شلاق محكوم كنند، چون به نظر من در زمان صدور حكم مست بوده است! وبه نيت 14 معصوم اين‌حكم را صادر كرده‌است!!
اما يكي نيست به اين حكام عزيز بگويد تكليف ما رو مشخص كنند يك روز نرخ آزادي بيان را 100 مليون پول!! تعيين مي‌كنند و روزي ديگر 14 سال حبس!!
از كساني كه سرشون تو حسابه مي‌خواهم بپرسم نرخ زندگي در اين خراب‌شده چه‌قدر است! اصلاً زندگي داريم كه معامله‌اش كنيم؟!!
راستي اگر وبلاگ آرش سيگارچي مشكل داشت پس چرا فيلتر نشد؟!!
لينك نظرخواهي‌ات در وبلاگ آينه‌ات وارد نشده‌است. مجبور شدم با فيلترشكن بيايم.
موفق باشي.


مهرداد 19:22 @ Sat, 26 Feb 05

سلام شبح عزيز!
نمي‌دانم چه بگويم، بايد به جاي اينكه آرش سيگارچي را به 14 سال زندان محكوم كنند، قاضي پرونده را به 80 ضربه شلاق محكوم كنند، چون به نظر من در زمان صدور حكم مست بوده است! وبه نيت 14 معصوم اين‌حكم را صادر كرده‌است!!
اما يكي نيست به اين حكام عزيز بگويد تكليف ما رو مشخص كنند يك روز نرخ آزادي بيان را 100 مليون پول!! تعيين مي‌كنند و روزي ديگر 14 سال حبس!!
از كساني كه سرشون تو حسابه مي‌خواهم بپرسم نرخ زندگي در اين خراب‌شده چه‌قدر است! اصلاً زندگي داريم كه معامله‌اش كنيم؟!!
راستي اگر وبلاگ آرش سيگارچي مشكل داشت پس چرا فيلتر نشد؟!!
لينك نظرخواهي‌ات در وبلاگ آينه‌ات وارد نشده‌است. مجبور شدم با فيلترشكن بيايم.
موفق باشي.


داريوش 18:02 @ Sat, 26 Feb 05

چند دقيقه فكر كردم تا چه بگويم تا هم مرهمي باشد بر ناله ي تو و هم تسكيني براي درد خود!
..
اما هيچ نيافتم و از زبان شاملو براي ات مي گويم كه :
...
سهم ما
پنداري
شادي نيست!
...
منگ منگ ام !
دارم متلاشي ميشم!
كسي چه مي داند شايد يكي از همين روزها يه كاري بكنم!
هر كاري!


هاله 17:23 @ Sat, 26 Feb 05

سلام شبح جان - براستی وحشتناکه. فکرش رو بکن آرش الان چند سالشه؟ ۲۶ سال؟ وقتی بیاد بیرون یک مرد چهل ساله است - بهترین سالهای عمرش رو باید اون تو بگذرونه. مثل باطبی. خیلی حالم گرفته است. خیلی.


pegah 16:10 @ Sat, 26 Feb 05

بعضيا به جرم ناکرده قصاص ميشن حداقل تا الان که اينطور بوده...


خُسن آقا 15:52 @ Sat, 26 Feb 05

جرایمی را که در نروز بسیار شدید مجازات می کنند را برای مقایسه منعکس می کنم.
طولانی ترین مدت زندان برای مجرمین 23 سال است. این 23 سال شامل هرسال 9 ماه زندان و 3 ماه مرخصی می شود.
یک نفر در تاریخ جرائم نروژ بسیار معروف شده او 23 نفر را کشته بود نامبرده را به 23 سال زندان محکوم کردند و بعد از 12 سال از زندان آزاد شد.
معروف ترین جاسوس شوروی سابق (آرنه ترهُلت) به 23 سال زندان محکوم شد، نامبرده یکی از بلندپایه ترین سیاستمداران حزب کارگر نروژ بود، برای او آینده بسیار درخشانی در حزب کارگر پیش بینی می کردند. او نیز پس از 12 سال از زندان آزاد شد.
قتل عمد اگر برای اولین مرتبه باشد و محکوم جرایم قبلی دیگری نداشته باشد از 5 تا هشت سال زندان دارد.


alireza taherpour 14:48 @ Sat, 26 Feb 05

بذار بگويند که ارش و مجتبی ٬ پسر خاله ما است . بذار بگويند ٬ شما چه کاره هستيد که سنگ انها را به سينه ميزنيد. اری ؛ ارش ها نه پسر خاله ما ٬ بلکه برادران ما هستند و نخواهيم گذاشت که در بند ضحاکان بمانند. ضحاکان بدانند ٬ که ارش ها تنها نيستند


nasrin 14:09 @ Sat, 26 Feb 05

سلام شبح جان !
اينهم برای آينه وب لاگت .






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:32 pm


از کجا آمده‌اند؟