یکشنبه، 2 اسفندماه 1383 | February 20, 2005

ديگر نشود حسين زنده!

در وب‌لاگ شراگيم عزيز شعری از ايراج ميرزا نوشته شده است که اول و آخرش اين است:
بيچاره چه ميکشی خودت را
ديگر نشود حسين زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک
خاکش علف و علف چرنده
.........
هی گو که حسين کــفن ندارد
هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد عــنـم به ريشت
گر شد عـن تو به ريش بنده !
(دوستانی که به شعرهای ايرج ميرزا علاقه دارند می‌توانند به وب‌لاگ خود ايشان هم مراجعه کنند و در آخرين پست‌شان شعر چادر را بخوانند.)
نزديک يک قرن از سروده شدن اين شعر می‌گذرد و شاعر آن ايرج ميرزا در هنگام سرودن و انتشار اين اشعار و تا هم‌اکنون مورد احترام بوده است.
اين شعر ايرج ميرزا که مستقيما عقايد خرافی در بين مردم را هدف قرار داده است مشتی نمونه‌ی خروار از شعر و داستان و نمايشنامه... است که بعد از مشروطه به اين طرف برعليه باورهای خرافی يا عقايد مذهبی پديد آمده است و منتشر شده است.
صد سال پيش که مردم ايران نسبت به اکنون به شدت مذهبی‌تر بودند سرودن و انتشار اين گونه اشعار هيچ واکنش منفی در بين مردم برنيانگيخته است و معلوم نيست چرا پس از صد سال اکنون انتقادی به مراتب مليح‌تر از اين به بهانه‌ی مذهبی بودن مردم اجازه‌ی انتشار پيدا نمی‌کند؟ اين که دکان‌داران دين که حکومت را به دست گرفته اند برای تعطيل نشدن دکان‌شان و از سکه نيفتادن بازارشان بخواهند چنين الغا کنند که مردم ايران از ديگ غيرت دينی در جوش‌وخروش هستند و اگر کسی بگويد بالای چشم فلان ائمه‌شان ابروست خون به پا می‌کنند امر طبيعی است اما آيا براستی ميزان و نوع مذهبی بودن مردم ايران چقدر است؟
جوامع ديکتاتوری که گردش اطلاعات در آن مخدوش است همه چيز با حدس و گمان صورت می‌گيرد در مورد مذهبی بودن مردم ايران عده‌یی می‌گويند 80 درصد مردم ايران مذهبی هستند مذهبی‌های متشرع و مقيد به شرع و اصول و فروع دين و گروه ديگر معتقد هستند 80 درصد مردم ايران با دين مخالف هستند و هيچ سنخيتی با دين و مذهب و اسلام و تشيع ندارند. حقيقت کجاست؟
گروه اول که معتقد اند مردم ايران مذهبی هستند؛ به رونق بازار اما‌م‌زاده‌ها به‌خصوص امام رضا و حضرت معصومه و يا حتا چاه جمکران به مبالغ زيادی که در صندوق‌های جمع‌آوری صدقات ريخته می‌شود، به صف شله‌زردخورها و سينه‌زنان و زنجيرزنان... اشاره می‌کنند. و گروه دوم اشاره‌شان به مصرف بالای مشروبات الکلی، حرف‌های کفرآميزی که در تاکسی و اتوبوس و مهمانی شبانه رد و بدل می‌شود... است.
اين که بسياری از نمايش‌های مذهبی مانند رفتن به حرم‌های مذهبی يا مکان‌های بسيار مجهول‌الهويه‌یی مانند جمکران يا همين بساطی که در روزهای عزاداری عاشورا اتفاق می‌افتد و در بين جوانان به حسين پارتی شهرت پيدا کرده است ناشی از تبليغات شبانه‌روزی رسانه‌های حکومت و نبودن تفريحات جای‌گزين است و با تغيير حکومت محو می‌شود شکی نيست اما هنوز جای اين سوآل باقی است که اعتقاد مذهبی در بين مردم ايران از چه عمقی برخوردار است؟
من تقريبا شکی ندارم که اکثريت مردم ايران حکومت مذهبی را نمی‌خواهند يعنی به اين نتيجه رسيده‌اند که دين بهتر است از سياست و حکومت جدا شود اما در مورد اين که چقدر هنوز مذهبی و دين‌دار هستند به نظر می‌رسد قضاوت به اين ساده‌گی نباشد. نمی‌دونم نظر شما چيه؟ واقعا چقدر مردم ما مذهبی هستند؟ نظام بعد از جمهوری اسلامی در مورد مذهب چه برخوردی بايد داشته باشد؟

February 20, 2005 01:43 PM | TrackBack

اکبر 12:17 @ Mon, 30 Oct 06

شما خیلی در اشتباه هستید .امیدوارم تا دیر نشده توبه کنید وگرنه به عذابی دردناک مبتلا خواهید شد . امام حسین علیه السلام واقعیتی است انکار ناپذیر اسلاف شما که بارها حرم مطهر ایشان را نابود کردند کجایند تا ببینند آیا نور حسین خاموش شده یا اینکه آنها به درک واصل شده اند . درمورد اینکه گفته اید با تغییر رژیم مجالس امام حسین علیه السلام هم نابود خواهد شد بدانید نوری که خدا بیافروزد تا ابد روشن است .خیلی خیلی دلم برایت می سوزد چون شما یک بار بدنیا می آیید پس لااقل کمی از فکرتان استفاده کنید و واقعیتها را ببینید قبل از آنکه دیر شود .خدا به حق امام حسین علیه السلام همه ما را عاقبت به خیر بگرداند .


شبح 0:57 @ Tue, 26 Sep 06

سعيد جان (59)
از اطلاعات مفيدی که دادی متشکرم.


سعید از استرالیا 4:07 @ Wed, 20 Sep 06

با اینکه زمان برای نوشتن این کامنت دیر هست اما در جواب دوستانی که در مورد گاندی نوشتن تنها میخواستم نکته ای رو عرض کنم (که از برای شما هم قابل تحقیقه) :
این عمل آقای گاندی یکی از چند ده مورد عملی بود که ایشون سعی داشتن انجام بدن تا نگذارن مسلمونها از هندوستان جدا شن (و پاکستان تشکیل بشه ) و جالب تر اینجا که بر خلاف تصویر بینهایت محبوبی که ما از آقای گاندی در ایران داریم ایشون به خاطر اینکه با اینگونه اعمال مسبب جدایی چند پاره از میهنشون شدن (پاکستان و بنگلادش (دومین کشور پرجمعیت مسلمان) ) آنچنان هم مورد حب هندوان (همون 1 میلیارد نفر) نیستن!!
سوای این مطالب و درستی یا غلطی فعل گاندی بزرگ ، مهمترین مطلبی که در مورد محرم وجود داره: پراکنده کردن بساط خرافه گستری در همه ی ابعاد هست و دروغها و داستانهای جدیدی که هر ساله درمیاد صرفا این بساط افیونی دروغ و خرافه رو گسترش میده ، کار به جایی رسیده که از عکس تک تک صحابه حسین تا نقشه جنگی منطقه (که بر حسب اتفاق(!!!) شباهت عجیبی به چیدمان سپاه ناپلئون در جنگ واترلو داره) در اومده و بعید نیست فردا روزی هم ادعا بشه که سالارشهیدان در آخرین لحظات کتابی به دست مبارک خویشتن نوشتن که در اون اشارتی فرمودن به ظهور فرزندی از ایشون و تشکیل حکومتی اسلامی به پایتختی تهران برای کمک به ظهور اقا!
دوستان حسینی من قصد نه شخص بنده و شبح و نه ایرج میرزا توهین به حسین و
سید ها نیست (کما اینکه خودم هم سیدم و معتقدم مشی انسان دانا منطق و گفتگو و نه توهین هست{انسان نادان هم که حسابش جداست}) ، حسین آدم یحتمل خوبی بوده و سر یه جنگ قدرت داخلی عرب که همیشه بین امیه و هاشمی وجود داشته کشته شده که نه منفعتی به حال ما داشته و نه منفعتی به حال آیندگانمان .
بحث اصلی اینجاست که بت ساختن از چنین شخصیتی و تقدیس و تکریم تعصب گونه این اقا (بخشش گناه اهل قیامت به یک گردش چشمان حسین است!) نه تنها راه رو بر زورگویی با اسمش و رواج جهل گشوده که راه رو بر هرگونه نقد دوستانه (به بهانه توهین به مقدسات) بسته!
بنده و خیلیهای دیگه که دخیل بند حضرت مارکس و حضرت محمد نیستیم کی رو باید ببینیم؟ و اساسا بهتره از خودمون بپرسیم چرا تا هر کی یه سوال میکنه باید به هزار ویک صفت نامربوط متهم (و حتی مجازات)بشه؟


شبح 14:02 @ Fri, 25 Feb 05

سينای عزيز!(53)
من و ايرج ميرزا خرافات موجود در مراسم عاشورا را مورد پرسش قرار داديم. اگر دقيق‌تر نگاه می‌کردی دل‌ات نمی‌گرفت.
ضمنا اگر در چنين روزهای در مورد مذهب و دين و خرافات صحبت نکنيم پس کی صحبت کنيم؟


سينا هدا 13:16 @ Fri, 25 Feb 05

دلم از اين نوشته ات گرفت، چون تو دوست فرهيخته ام توجه نكردي كه :
براستي اگر حسين و عاشورا زنده نبود پس چگونه افراد اهل عملي همچون خسرو گلسرخي و گاندي رهبر استقلال هند از او متاثر شدند و يكي جان خود را بر سر آن گذاشت وديگري جان هندوستان -يكي از بزرگترين تمدنهاي بشري را- بر پايه ي پيام عاشورا به استقلال رساند؟


سينا هدا 13:13 @ Fri, 25 Feb 05

گفتي حسين زنده نشود اما نگفتي:

براستي اگر حسين و عاشورا زنده نبود چگونه افراد اهل عملي همچون خسرو گلسرخي و گاندي رهبر استقلال هند از او متاثر نميشدند؟


سينا هدا 13:03 @ Fri, 25 Feb 05

سلام شبح گرامي!

از عن ايرج ميرزاي محترم گفتي بيادم آمد كه
روز عاشورا در هندوستان يك ميليارد نفري هندو به خواست گاندي هندو تعطيل رسمي است.
شبح گرامي!
ديگر الان، در اينكه دستي در صنعت هنري داري شكي ندارم.
مصداقش اينكه بخوبي ميداني چگونه بايد در سايه اي از توهم و شبحوار، ريش خرافه پرستي را با عاشورا و عن ايرج ميرزا پيوند بزني.
عزيزم!
متاسفانه طوري شده است كه روح نقدها از جايگاه اقتصادي نقاد برميخيزند و براي يك روشن ضمير وروشنفكر اين ابتداي بي انصافي وآغاز تاريكي است.
مثالش در كلان مملكت گل و بلبلمان موج سواري حضرت رفسنجاني، و در كاسبهاي هنري تهيه كنندگان سينما هستند كه هميشه دنبال كشف و توليد يك كاريكاتور مفتضحانه ي قابل پيوند به پتانسيل و هيجانات فروخورده ي مردمي وقابل فروش از نقصهاي ساده ي بشري اند.

گذشته از سوء استفاده ي حكام تماميتخواه از عواطف و باورهاي حقيقي و خرافي مردم ذكر اين نكته را ضروري ميدانم كه :

در بيانيه ي استقلال كشور يك ميلياردي هندوستان كه توسط گاندي كه يك هندوست قرائت شد او اذعان ميدارد كه :

تمام همت و عزمش را براي استقلال هندوستان از زير يوغ انگلستان، پس از مطالعات فراوان در تاريخ از حسين و واقعه ي عاشورا گرفته است و به همين دليل روز عاشورا در هندوستان از همان سال تعطيل رسمي كشور هند اعلام شده است.

به خيال من خرافه پرستي و سوءاستفاده ي حاكمان تماميتخواه در اين بازار مكاره متاع تازه اي نيست. اين روشنگري صادقانه و منصفانه است كه نزد فرهيختگان خريدار دارد.
هر چند اگر در آغاز كم فروش باشد.
موفق باشي!


مهرداد 12:53 @ Wed, 23 Feb 05

سلام شبح عزیز!
سوالت کمی سخت است. به نظر من هنوز ملت ایران در عمق وجود خود مذهبی هستند. برای نمونه میتوانی به کامنتهای پست جدید زیتون نگاهی بیاندازی.
راستی شبح جان دیشب هر چه سعی کردم نتوانستم کامنت بگذارم، نمیدانم مشکل از من است یا از...؟
اگر ناراحت نمیشوید من به شما لینک دادم.


صادق (منتقد) 0:37 @ Wed, 23 Feb 05

خرافات ... اصلا می دونيد داريد در مورد چی حرف می زنيد که انقدر ميگيد خرافات؟! از کی تا حالا آزادگي، ظلم ستيزی و ... خرافات هستند؟ نکند معتقيد چگوارا، گاندي، شيخ فضل الله نوری، جمالدين اسدآبادی و ... هم خرافاتند؟ البته من و شما تقصير نداريم! وقتی آخوند به جای روشن کردن اين مسائل به دنبال مذاکرات هسته ای برود بهتر از اين هم نمی شود.


نی لبک 22:08 @ Tue, 22 Feb 05

شبح عزيزُمن صحبت نه از مذهب که از باور درونی مردم و ایمان فردی می کنم که غیرسیاسی است .به هنگام مبررسی مذهب ،آن را نهادی مثل نهادهای دیگر اجتماعی می بینم که در مدیریت جامعه(سیاست) بایدبا آن به مثل نهادهای دیگر اجتماعی برخورد بشه نه فراتر و نه فروتر.راستی جریان این لوگوهای حمایت از دو بلاگر ایرانی رامن هنوز نتونسته ام بفهمم؟... سکه برگشته؟


داريوش 13:13 @ Tue, 22 Feb 05

من هميشه بد خبر نيستم !
ولي زلزله اي با قدرت 6.4 ريشتر زرند كرمان را لرزاند ! امروز صبح ... اطلاعات بيشتر در وبلاگ ام هست
تا الان 126 كشته و 500 زخمي !!!
باز هم فاجعه !!!


ارنستو چه گوارا 9:09 @ Tue, 22 Feb 05

شراگيم و ترانه عزيز

ممنون از توجه شما –

موضوع اينست که يکي از مهمترين دستور کارهاي چپ "تابو زدايي" از سنت هاست- تآکيد ميکنم سنت ها- اينکه چپ گاهي به سنن مذهبي هم گير ميدهد در حاشيه دستور کار کلي تابو زدايي از سنت است وگرنه پوشه خاصي براي سنن مذهبي باز نميکند.
اگر بخواهم منصفانه در اين مورد فکر کنم تنها روشنفکري که اقدام به تابو زدايي از مراسم تاسوعا- عاشورا کرده است نامش شريعتي است – هرچند که شريعتي خود بدام ايجاد تابو جديدي بنام شيعه علوي افتاد و سعي کرد با نفوذ در سنن صفوي ايراني آنرا بسمت تفکر علوي هدايت کندو فاکت هاي صفوي را از اين سنت حذف کند . او تا بدانجا پيش رفت که از تحليل طبقاتي براي صفوي زدايي از سنن ايراني استفاده کرد.
اکنون ما واريانت ديگري از تآثير گذاري از درون را بر سنت ها ميبينيم . واريانت به اصطلاح پست مدرن که سعي دارد با استفاده از موسيقي مدرن و کشيدن تصاوير حسين با ريش ستاري اين جريان يعني تاسوعا – عاشورا را به سمت نيازمندي هاي خودش هدايت کند. سعي دارد با دفرماسيون اين سنت ( همانگونه که من درکامنت قبل نشان دادم که عاشورا در واقع دفورماسيون سوگ سياوشان ايراني با بکار گيري فاکت هاي مسيحي است )- خود سنت را بعنوان بخشي از گنجينه سنن حفظ کند و فاکتهاي مازوخيستي آنرا تا حد مطلوب تلطيف کند. مسلمآ اين نوع برخورد نميتواند بجز بخشي از چپ نئو ليبرال شده جايگاه خاصي در چپ پيدا کند . چپ "حسين وار!!" سنت ها را چه ملي و چه مذهبي و تابو ها را چه نئو ليبرال و چه واپسگرا نشانه ميرود و هرگز سعي نميکند از درون تابو ها ، تابو زدايي را انجام دهد. دفرماسيسون تابوها در دستور کار چپ نيست.
ترانه جان بعنوان توضيح بپذير.


ترانه 6:24 @ Tue, 22 Feb 05

اِرنستوی عزیز33 تو چرا توی این چاله افتادی؟
(2 روز عاسورا*- تاشورا* بوده و مارکسیست های ایرانی؟؟؟؟ هم باید اندر وصف این روزها ، دست بقلم شوند گیرم روشنفکرانه به منظور روشنگری با نقد به سنتی بودن مراسم و تفاوتش با مذهبی نبودن مردم)

طفلک چه گوارا!!!!
یا اینکه من از تب انفلونزا دارم هذیان می گم:
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم


شراگيم 1:27 @ Tue, 22 Feb 05

شبح عزیز...اول به نظر من باید مرز مذهبی بودن و غیر مذهبی بودن را مشخص کنیم...چه ویژگیهایی در یک فرد اگر جمع باشد ما ان فرد را فردی مذهبی می دانیم...؟(من برای پاسخ این سوال فرمول مشخصی دارم)
مطرح کردن این که چقدر مردم ما مذهبی هستند و تلاش برای پیدا کردن پاسخ چنین سوالی به نظر من بیهوده است...مذهبی بودن و غیر مذهبی بودن در تعبیر سطحی آن تقسیم بندی انسانهاست به دو گروه که یک گروه خود را ملزم به رعایت و انجام پاره ای مناسک و شعایر مذهبی می دانند و عده ی دیگری چنین اعتقاد و التزامی ندارند...ولی واقعا اینگونه نیست...این فقط پوششی ست که انسانها به تن می کنند و هویت ظاهری آنهاست...به اعتقاد من فقط یک درصد از مردم مذهبی هستند و در مقابل هم تنها یک درصد از مردم غیر مذهبی هستند...98 درصد مردم هیچی نیستند...! فقط مقلدند. اگر اندیشه ای نباشد چه فرقی می کند جمکران بروی یا کاباره؟!
اما اگر بخواهی از روی اتیکت افراد! اونها رو طبقه بندی کنی به نظر من در شهری مثل تهران 10 درصد مردم مذهبی دو آتشه(یعنی اهل نماز و روزه و حج و فتوی و مجتهد و...) 50 درصد مذهبی نیم بند(یعنی تفاسیر گوناگون از دین و اعتقاد و احترام به ائمه و یا حتی گاهی زیارتکی هم بروند و ماشینشان را بیمه ی ابولفضل کنند و امیدوار باشند که امام فلان در روز قیامت شفیعشان شود و محرم و رمضان کمتر گناه کنند و خلاصه از این تیپهایی که آب جوشان را می خورند و بعد دهان را آب می کشند و نمازشان را هم می خوانند!)
30 درصد لامذهب آبکی(یعنی قرتی ها و تازه به دوران رسیده ها و اهل حال و الکی خوش ها و جو گرفته ها و...) و 10 درصد هم لامذهب دو آتشه هستند (یعنی شبانه روز فلان خر حواله ی امام فلان می کنن و 23 سال علی دشتی رو حفظ هستن و به طور کلی دشمن قسم خورده ی دین و به عبارتی مفسد فی الارض!:) هستند...!!)
این امار و ارقام تصور من و تخمینیست که با توجه به شناخت نسبی ای که از مردم تهران دارم می زنم...در شهرستانها میزان عیار دینداری بسیار بالاتر و به همین نسبت بی دینی و لامذهبی کمتر است...البته به راحتی و با یکی دو روز وقت گذاشتن می توان چنین آمارهایی رو به طور تقریبی با تهیه و تکثیر پرسشنامه و سپس جمع اوری و بررسی اونها در یک یا چند نمونه آماری تحقیق کرد...(در این مورد که اکثریت(علیرغم مذهبی بودن) حکومت مذهبی نمی خواهند با تو موافقم)
در ضمن تا یادم نرفته...کامنت ارنستوی عزیز(33) به نظر من بین این همه حرف حسابی که زده شد حرف حساب تر! بود...باهاش موافقم:) البته در مورد پیدایش مراسم سینه زنی و عزاداری محرم حرفشون جای تامل و بررسی و تحقیق بیشتر داره.


آرمين گيله مرد 1:18 @ Tue, 22 Feb 05

سلام .. بنظر من بهترين کار اين هست که تاريخ مسيحيت را براشون تعريف کرد و بهشون نشان داد که چگونه در اروپا بنام مقدسين و خدا، مردم را خر ميکردند و ازشون پول ميگرفتند ... شايد به اين طريق بدون تعصب گوش کنند و بفکر بيفتند ...


معجز شبستري 23:28 @ Mon, 21 Feb 05

جانلي جنازه- جنازه زنده
1252 شمسي‌

ماه-ى صييام گلدي٬ مني سالدي زحمته
ائي كاش گلمييه يدي اوروج بو ويلايته.
(ماه روزه داري آمد و مرا به زحمت انداخت)
(اي كاش روزه هيچ وقت به اين ولايت نمي آمد)

ائي ماه-ى روزه، ائي رمضان، ائي فيلان فيلان
خالقي گتيرمه تنگه، اؤزونو سالما غئيبته!
(اي ماه روزه، اي رمضان، اي فلان فلان)
(خلق را به تنگ، خودت را به غيبت نينداز)

ايفطاري يوخ، اوباشداني يوخ بينوالرين
تكليف-ى شاق ائيله مز حق بىبضاعته
(افطاري و سحري ندارند بينوايان)
(حق، تكليف شاق براي بيبضاعتان نميگزارد)

چاي ايچمه سم، سحر گئده رم ايختيياردن
قويمازلا، قويماسينلار مني باغ-ى جننته.
(اگر به هنگام صبح چاي نخورم اختيار از دست مىدهم)
(اگر راه نميدهند، راه ندهند مرا به باغ بهشت)

مال-ى يتيمي، ماللا يييه ر، من اوروجلوغو
من مال-ى حقق´ه بندم، او مال-ى رعييت´ه.
(ملا مال يتيم را ميخورد، من روزه را)
(من به مال حق بندم، او به مال رعيت)


معجز شبسترى 22:36 @ Mon, 21 Feb 05

آللاه آللاه- الله الله
1252 شمسي‌

بير آز ايسته ر آييلا ميللت-ى ايران (يك كمي بخواهد بيدار بشود ملت ايران)
دستي يورقاني چكر باشينا ماللان، آللاه (زود لحاف را بر سرش ميكشد ملايت، اي خدا )

ياتدي نادان، قويوب سجده يه باشيني آخوند (نادان خوابيد، آخوند سرش را بر سجده گذاشته)
دئدي: ائي جيسميمه جان، درديمه درمان، آللاه (گفت: اي به جسمم جان، به دردم درمان، خدا )

وعده ائتدي وئره رم عقل ، بو بىعقله خودا (عقل ميدهم به اين بي عقل، وعده داد، خدا)
بيلميره م نولدو، سورا اولدو پشيمان آللاه (نميدانم چه شد، بعدا پشيمان شد، خدا )

ديييسن ائتمه نظر عارض-ى خوبانه طرف (ميگويي به طرف خوب رويان نگاه مكن)
نييه بس خلق اولونوب بو گؤزه ل اينسان آللاه؟ (پس چرا خلق شده اند اين انسانهاي خوب رو؟)

كاش سن ده اوشويه يدين بئله مخلوق كيمي (كاش سردت ميشد تو هم مانند اين انسانها)
تا بيله يدين نه چكير قيش گونو عوريان، آللاه (تا ميدانستي، در زمستان آدم عريان چه ميكشد، اي خدا)

دئميرم بو لوته بير دست ليباس ائيله عطا (نميگويم به اين آدم عريان يك دست لباس عطا كن)
ايكي آرشين شيله وئر، ائيله يه توممان آللاه (دو آرشين "شيله" بده، پيژامه بكند، اي خدا)

وئرميسن بو آجا اوتوز ايكي ديش ميثل-ى صدف (داده اي سي و دو دندان مثل صدف به اين گرسنه)
اولماسا دن، نه يه لازيمدي دييرمان، آللاه؟ (نباشد دانه، آسياب به چه درد ميخورد؟ اي خدا)

نه گوناه صاحيبيدي بو ايكي ياشيندا اوشاق؟ (اين بچه' دو ساله صاحب چه گناهي است؟)
قارني آج، پالتاري يوخ، آي سنه قوربان، آللاه (شكمش گرسنه، بدنش برهنه، قربانت شوم خدا)

بؤركو يوخ، باشماغي يوخ، پئيكري عوريان، بيكس (بي كلاه، بي كفش، عريان و بيكس)
دولانير كوچه-و بازاري پريشان، آللاه (ميگردد كوچه و بازار را پريشان، اي خدا)

اي وئره ن بير صلواته ايكي مين قصر-ى طلا (اي خدايي كه به يك صلوات٬ دو هزار قصر ميدهي)
ائوين آباد اولا ائى صاحيب-ى ائحسان آللاه (خانه ات آباد بشود، اي خداي صاحب احسان)

او عيمارتلري سات٬ تؤك فوقرانين جيبينه (آن عمارتهارا بفروش، بريز در جيب فقرا)
وئر او پولدان، منه ده بير ايكي تومان، آللاه (از آن پولها چند تومن هم به من بده، اي خدا)

ايسته ييردي، بيري مسجيدده خودادان يورقان (از خدا مي خواست در مسجد يك كسي لحاف)
گؤردوم آغلار، دييير: ائي قادير-ى منان آللاه! (ديدم گريان، ميگويد: اي خداي قادر و منان! )

دئديم، آخماق كيشي گونده سنه بير دانه لاواش (گفتم: اى مرد احمق، روزي يك دانه نان لواش به تو)
وئره بيلمير، نئجه وئرسين هله يورقان، آللاه؟ (نميتواند بدهد، چطور بدهد لحاف، خدا )

يا گره ك قويماياسان آديوي رحمان-و رحيم (يا نبايد اسمت را رحمان و رحيم بگذاري)
يا گره ك ائيله يه سن عدليله ديوان، آللاه (يا بايد با عدل، عدالت كني، اي خدا)

مؤعجوزون بار-ى سيتم قامتيني ائتدي كمان (قامت معجز را بار ستم كمان كرد)
اؤلدوم آخر، يئره گلسين گؤروم آرخان آللاه (مردم آخر، ببينم كه به زمين بخورد پشتت، اي خدا)


دختر همسايه 20:36 @ Mon, 21 Feb 05

من در تعجبم که چرا اين خرافات در بين جوانان هم ادامه داره ....نصف جمعيت الان جوان هستند.....اگه اين قشر جمعيت هم آگاه میشدن و از این خرافات آزاد....خودش یه ترقی بزرگ برای تمام ملت ایران میشد.....
در ضمن شبح عزیز و .....همه مردان عزیز من از شما در وبلاگم سوالاتی دارم ...امیدوارم جوابها روبشنوم

شادی برای تو شبح عزيز حتی در اين روزهای عزاداری آرزومندم...
شبح به اين نازننينی نوبره والله:-)


دختر همسايه 20:34 @ Mon, 21 Feb 05

من در تعجبم که چرا اين خرافات در بين جوانان هم اداده داره ....نصف جمعيت الان جوان هستند.....اگه اين قشر جمعيت هم آگاه میشدن و از این خرافات آزاد....خودش یه ترقی بزرگ برای تمام ملت ایران میشد.....
در ضمن شبح عزیز و .....همه مردان عزیز من از شما در وبلاگم سوالاتی دارم ...امیدوارم جوابها روبشنوم

شادی برای تو شبح عزيز حتی در اين روزهای عزاداری آرزومندم...
شبح به اين نازننينی نوبره والله:-)


ارنستو چه گوارا 17:04 @ Mon, 21 Feb 05

دوستان عزيز
اگر اجازه دهيد من هم نظرم را بگويم:

1-آن چيزي که بنام مراسم عاشورا و تاسوعا در ايران متداول است ارتباط چنداني به دين ندارد- فقط نوعي مراسم آييني است که از نظر من بيشتر مابازاي مسيحي دارد – شما کافي است علم را با صليب عوض کنيد .
اين حرف من به معني تاييد دين نيست به معني اين است که حالا يک عده ايراني که آمده اند سوگ سياوشان را تبديل به عزاداري عاشورا کرده اند- بعدش هم در دوره صفويه پرتغالي ها قسمتي از خاک ايران را اشغال کرده بودند و سربازان سوئدي داشتند که کپي مراسم آييني شان را آوردند توي ايران و از اختلاط سوگ سياوشان ايراني و مراسم آييني سربازان سوئدي کشور پرتغال يک ملغمه اي بنام مراسم تاسوعا و عاشورا ايجاد شد ، دليل نمي شود که بازتاب ديني داشته باشد – فقط بازتاب نياز جامعه به نوعي مراسم آييني است. که اين نياز با تغيير ساختار در مناسبات اجتماعي و تبديل بخشي از طبقه فرودست به خورده بورژوازي به همين شکلي در ميآيد که زيتون در وبلاگش نشان داده. آن مراسم آييني تبديل به مراسم مثلآ والنتين توي وسط شهر و بالاي شهر تهران ميشود.
من حتي شنيده ام مراسم سينه زني در بعضي از مناطق اروپا که وايکينگها ساکن بودند وجود داشته است.
مثالي برايتان ميزنم – در مراسم آييني مکزيکي ها که بسيار هم شبيه همين مراسم است – مريم رنگين پوست است – يعني مريمي که مکزيکي مجسمه اش را روي دوش ميگيرد رنگين پوست است.

2- شبح جان نوشتي :مارکسيستها مبارزه با مذهب از اصول دين شان است. من فکر ميکنم مارکسيست ايراني مبارزه با مذهب- يعني همين ملغمه اي که در ايران موجود است- بايد از اصول دين اش باشد ولي تعميم دادن اين به جنبش مارکسيسم را قبول ندارم. در بخشي از جهان مثل آمريکاي لاتين –مارکسيستها و مذهبيون دوش به دوش مبارزه همسويي دارند.

3- اين توضيحات به معني حمايت از مثلآ اسلام ناب فاندامنتاليست هاي سني نيست – فقط خواستم راز و رمز مسئله کمي گشوده شود.


شبح 16:27 @ Mon, 21 Feb 05

نی‌لبک عزيز!(31)
از نظر من کسی که قدرت در دست ندارد و نيروی اپوزيسيون است مجاز است که هر نقدی که داشت به هر شکلی مطرح کند.
کسی که قدرت سياسی را در دست دارد نبايد از قدرت سياسی‌اش به سود کسی و بر عليه کس ديگر بهره بگيرد بايد فضای را تامين کند که طرفين بتوانند آزادانه هم‌ديگر را نقد کنند.
به همين دليل به نظر من نقد تمام سطوح تفکر مذهبی وظيفه‌ی تمام انسان‌هایی است که نسبت به اين موضوع داری نقد هستند حال چه خود را چپ بدانند و چه جپ ندادند!
مارکسيست‌ها که ديگر مبارزه با مذهب جزو اصول دين‌شان است! و از آن تخطی نمی‌توانند بکنند.
چطور می‌توان اين نيروی ويران‌گر را ديد و در مقابل‌اش سکوت کرد.
به هر حال اگر منظور تو حکومت و قدرت سياسی است با تو موافق هستم هيچ قدرت سياسی حق ندارد دست بر سرکوب عقايد بزند چه عقيده مذهبی چه عقيده‌ی ضد مذهبی.


نی لبک 16:10 @ Mon, 21 Feb 05

شبح عزيز اگر کارنامه سابق چپها را مثل من نمی بینید لطفا به کارنامه فعل یآنان نظری بیندازید.ضمن اینکه نقد چپ از نظر من به دلیل تایید مذهبیون برکنار مانده از نقد نیست.


شبح 14:56 @ Mon, 21 Feb 05

فيروز عزيز!(19)
مذهب مردم را لازم نيست ازشان بگيريم و چيز ديگری را جايگزين آن کنيم. به نکته‌ی درستی اشاره کردی اگر ماهيت سيستم از خودبيگانه‌کننده‌گی انسان وجود داشته باشد مذهب را که برداريم چيز ديگری جاي‌اش را مي‌گيرد وقتی استالين مرد بسيار در روسيه گفتند مگر خدا هم می‌ميرد! کاری که بايد کرد اين است که انسان به خودش برگردد و خلا وجودی‌اش از بين برود تا اين خلا است چيزی ان را پر خواهد کرد. خدا يا حزب يا طبقه يا هر چيز موهومی ديگری.

سکوت مرگ عزيز!(22)
بايد تاثير متقابل اين دو يعنی حکومت و مردم را ديد. ديدن هر کدام بدون ديگری ما را به بيراه مي‌کشاند.

معجز شبستری عزيز!(25)
ممنون از لينک‌های جالبی که دادی.

عزاداری عزيز!(24)
کارتون‌های جالبی بود مرسی.

روزبه جان(25)
عکس‌های‌ات بيشتر از صد مقاله مطالب داشت. خرافات کودک‌آزاری و تحجر همه در اين عکس‌ها که با کادربندی بسيار هنرمندانه‌یی گرفته شده است نمايان بود. مرسی.


شبح 14:38 @ Mon, 21 Feb 05

ترانه جان!(15)
وقتی اون کامنت را می‌نوشتم فکر می‌کردم تمام مسئله برام روشن شده بعد که بيشتر فکر کردم ديدم ابهاماتی داره منتظرم يه وقتی گير بيارم بيشتر روش متمرکز بشم. اما کو وقت!


شبح 14:36 @ Mon, 21 Feb 05

داريوش جان!(2)
مثنوی جالبی بود و البته نفس‌گير! محظوظ شديم.

زيتون عزيز!(4)
همان‌طور که نوشتی قدرت و حکومت هميشه با مذهب عجين بوده است. فقط انسان‌های از خودبيگانه را مي‌شود استثمار کرد. ضمن مطلب وب‌لاگ‌ات هم در اين زمينه مثل هميشه خواندنی و جالب بود.

شهلا جان!(5)
به نکته‌ی بسيار خوبی اشاره کردی بعضی‌ها فکر می‌کنند با انکار مسئله، مسئله حل می‌شود.
علی‌رضا جان!(6)
به‌راستی که اين آغاز راه است. راهی طولانی و صعب.

خسن‌آقای عزيز!(7)
ترس از مرگ عاملی برای اعتقاد به مذاهب هست اما عاملی ثانويه يعنی اول از خودبيگانه‌گی صورت می‌گيرد بعد ترس از مرگ و بعد تسليم شدن به قدرت مطلقی که مرگ و زنده‌گی و عذاب و بخشش در دستان اوست. اما عملا در کشور ما اين مناسک ماهيت خودش را از دست داده است و به مناسکی برای گردهم‌آيی‌های مردمی بدل شده است. همانطور که زيتون عزيز و روزه و ساير دوستان شرح داده‌اند تبديل شده است به مهمانی و جشن بزرگ ملی! که البته بسيار حقارت‌بار و کوتاه‌نظرانه هم هست.

کيميا جان!(8)
خيلی خوب و دقيق به موضوع اشاره کردی:" شبح جان بهتر از همه ميدونی که بيشتر مردم دنيا ادمهای دينی ای هستند . چون دين تنها راه مطمين برای کنترل مردمه ."

نی‌لبک عزيز!(9)
واقعا نيروهای چپ در گذشته سعی در نفی باورهای دينی داشته اند؟ راست‌اش را بخواهی من چنين چيزی در کارنامه‌شان نمي‌بينم. در اين زمينه کوتاهی صورت گرفته است. باورهای مذهبی بايد نقد شود و اين کاری بوده است که در آن کوتاهی صورت گرفته است. تنها صاحب عقيده‌یی محترم است که اجازه‌ی نقد عقيده‌اش را بدهد. البته من با هرگونه زور اجباری مخالف هستم اما بايد در جامعه بتوان عقايد مذهبی يا ضدمذهبی يا غير مذهبی و هر عقيده و نظری نقد شود. جامعه‌یی که اجازه‌ی نقد از آن گرفته شود جامعه بيماری خواهد بود. حال يا جامعه‌ی مذهبی باشد که اجازه‌ی نقد مذهب از آن گرفته شود يا جامعه‌ی غيرمذهبی يا ضدمذهبی که اجازه‌ی ترويج مذهب از آن گرفته شود.
بنفشه‌ی عزيز!(12)
به موضوع بسيار خوبی اشاره کردی که اکثرا از آن غفلت مي‌کنيم. طبقات روبناهای فکری خود را مي‌سازند مهم نيست در ايران باشی يا در کانادا وقتی خصلت‌های طبقاتی خود را بروز مي‌دهی به يک راه می‌رسی. آن هم‌کلاسی‌های تو دارند عقايد طبقه‌ی متوسط و نيمه‌گنديده‌ی ايران را بازتاب می‌دهند گيرم در کانادا!

امير عزيز!(13)
به موضوع خوبی اشاره کردی. حکومت ايران به نظر من اساسا حکومتی مذهبی نيست. حکومتی توتاليتر جهان سومی است که مانند هر حکومت پوپوليستی نياز به اعمال اجتماعی و سرکوب‌ها زنده‌گی شخصی افراد دارد. حالا اگر هيتلر بود يه چيزی را بهانه می‌کرد اين‌ها هم مذهب را بهانه کرده‌اند و مي‌بينی برای حفظ خودشان اين مذهب را هر روز به رنگی و به شکلی نمايش می‌دهد. اگر رژيم از وضعيت کنونی‌اش عبور کند و به وضعيت با ثباتی برسد که نخواهد رسيد خودش سکولار می‌شود.
عصر حکومت‌های مذهبی حداقل به يک قرن پيش باز مي‌گردد و پرونده‌اش بسته شده است.


14:31 @ Mon, 21 Feb 05

معتقدات مذهبی مردم ربطی به سياست های غلط و فرصت طلبانه دولت ندارد. بسياری از کسانی که مذهبی هستند موافق با ادامه حيات اين حکومت نيستند


rouzbeh 13:12 @ Mon, 21 Feb 05

يکی از بزرگترين علل بدبختی ما همين مذهب و تتبعات اون به هر نحوی از انحا است ..در ضمن با عکس هايی از محرم به روز شدم


روز جهانى زبان مادرى 10:46 @ Mon, 21 Feb 05

اعلاميه جهانى حقوق زبانى

مقدمات
آغاز
عنوان مقدماتى: مفاهيم
عنوان اول: اصول عمومى
عنوان دوم: رژيم جامع زبانى
بخش اول: ادارات دولتى و نهادهاى رسمى
بخش دوم: تحصيل
بخش سوم: نامهاى شخصى
بخش چهارم: رسانه هاى ارتباطى و تكنولوژىهاى جديد
بخش پنجم: فرهنگ
بخش ششم: محيط اجتماعى-اقتصادى
ملاحظات اضافى
ملاحظات نهائى


سکوت مرگ 8:43 @ Mon, 21 Feb 05

بالاخره همه چیز از اعتقاد آدم سرچشمه می گیره !
و گرنه حکومت و دولت هیچ کاری نمی تون کنن ، به چیزی که مردم خودشون اعتقاد دارن


فیروز 6:56 @ Mon, 21 Feb 05

مذهب مردم رو بگيريد چی می خواهيد جاش بذاريد؟ عشق به حزب يا رهبری يا ...؟ اگه بگی به عشق و انسانيت خوب مذهب هم می تونه شکلی برای همين قالب باشه. مهم اينه که چه جوری بهش نگاه کنی و چه جوری بهش عمل کنی. اسمش مهم نيست. مذهب رو از تشکيلات مذهبی جدا کن. اصلا ايدئولوژی رو از تشکيلات حامل اون ايئولوژی يکی نکن. دومی هميشه خطر فساد و تباهی داره. اولی اما هميشه از نياز آدمها به اميد و عشق می آد. هميشه عاشق باشی.


شراگيم 2:22 @ Mon, 21 Feb 05

سلام شبح جان...ما برگشتیم...ممنون بابت لینک...:) در این مورد فردا مفصل می نویسم...حرف زیاده ولی الان ساعت از 1 نصفه شب هم گذشته...دیشب هم از صدقه سر دوستان سه چهار ساعتی بیشتر نخوابیدم...اینه که خدا خودش فردا رو ختم به خیر کنه...! به هر حال فعلا شبت به خیر...:)


رفع ستم ملی 0:58 @ Mon, 21 Feb 05

اطلاعیه

در تاریخ 20 فوریه 2005 نما یندگان احزاب و جریانات مختلف ملل تحت ستم در ایران، در لندن – انگلستان گرد هم آمدند تا در امر مشترک و رفع ستم ملی بحث و گفتگو نمایند.

در این نشست چهارده حزب و سازمان سیاسی برنامه ها و طرحهای خود را برای رفع ستم ملی به بحث گذاشتند. این نشست و گفتگو باعث آشنایی بیشتر این احزاب از تفکرات و پلاتفرمهای مختلف در بین جریانات ملل تحت ستم گردید و آنها بر ادامه مبارزه مشترک در جهت تحقق حقوق ملتهای تحت ستم ترک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن تاکید نمودند.

در پایان این گرد همائی توافق شد که این گونه نشستها، گفتگوها و همکاریها را ادامه داده و در جهت هماهنگی بیشتر حرکت کنند.

احزاب و سازمانهای شرکت کننده در این جلسه، بر تعهد و همکاریهای خود در جهت تحقق حق تعیین سرنوشت ملل تحت ستم در ایران، دمکراسی و سکولاریسم تاکید کردند.

جریانات و سازمانهای شرکت کننده:

1 - کومه له – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان
2- جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب احواز
3 - اتحاد انقلابیون کردستان
4 - جبهه ملی آذربایجان
5 - جنبش فدرال دمکرات آذربایجان
6 - حزب مردم بلوچستان
7 - حزب همبستگی دمکراتیک اهواز
8 - سازمان اتحاد ملی آذربایجان جنوبی
9 - کنگره جهانی آذربایحانیها – برهبری آقای خشتی
10 - حرکت بیداری آذربایجان جنوبی
11 – حزب دمکرات کردستان ایران
12 – جبهه متحد بلوچستان
13 – سازمان دفاع از حقوق خلق ترکمن
14 – حزب استقلال آذربایجان جنوبی

هیئت رئیسه کنفرانس:

ناهید بهمنی
شاهرخ مظاهری
حسین بر


جوان سوسیالیست 23:29 @ Sun, 20 Feb 05

مطالبی حدید در مورد تحریفات منوچهر ژندی فر (حککا) نسبت به تروتیسکیزم و کارنامه سوسياليست های انقلابی کامنت ۱۰۰ - ۱۰۵ در بخش «در ستايش انقلاب» ۲۲ بهمنماه ۱۳۸۳


behnam 23:03 @ Sun, 20 Feb 05

ترانه ۱۵
وقتی گاری به سربالايی می افته قاطرها همديگر را گاز می گيرند


ترانه 22:53 @ Sun, 20 Feb 05

شبح جان گوشِ ت رو بیار نزدیکتر!
نمیدونم با غذای نذری یه پیکی هم زدی یا نه؟ عزیز گل حالا که قول و قرار هات یادت نمیاد گفتن اش چه فایده.:)))) راستش منتظر بودم در مورد چه باید کرد – عوامل سردرگمی چپ مترقی؟؟ حککا و علت انشعاب بنویسی. خودت گفتی همین روزا!! اما شاید منظورت همین ماها و سالها بوده....!


امير 22:32 @ Sun, 20 Feb 05

سلام شبح گرامی:دوباره انگشت روی زخمی نهاده ای که يکی از مهمترين جراحات جامعه ايران و کلآ جوامع عقب مانده و جهان سومی ميباشد.و اما چرا ايرج ميرزا يک قرن قبل از اين ميتوانست عقايد خرافی را مستقمآ مورد هجمه قرار دهد ،ولی هم اکنون ميسر نيست کافيست روی اين سخنان خمينی قدری تأمل شود که:((اسلام به محرم زنده است)).يا ((اگر عاشورا و تاسوعای حسينی نبود انقلاب اسلامی هم نبود)).
در اينکه مردم ايران چقدر مذهبی هستند ؟،بنظرم بايد پرسيد مردم ما چقدر خرافاتی هستند؟زیرا چيزی که مسلم است اکثریت قریب به اتفاق مردم جامعه ما نه با تحقيق و بررسی ،که بواسطه توارث اصلآمسلمان زاده ميشوند!!
دينفروشان هزار چهره هم اتفاقآ از اين اوضاع رضايت کامل دارند،زيرا اگر مردم جامعه ايران در واقع متشرع و مقيد به اصول و فروع و.....دين ميبودند ،ميبايد خيلی وقت قبل از اين بساط ريا و تزوير را بهمراه عاملان آن از اين سرزمين برميچيدند!چرا که ريا و تزوير طبق باورها و آموزه های دينی ،جزء نابخشودنی ترين معصيتهاست! و اين حکومت ظرف ۲۶سال گذشته کاری جز رواج و گسترش آن انجام نداده.
اشتباه نشود من نميگويم دين چيز خوبيست......بلکه ميخواهم بگويم :حتی احکام دينی ،که حکومت سنگ آنرا به سينه ميزند هم با عملکرد واقعی ايشان در تضاد و تناقض است.در مورد نمايشات و کارناوالهائی هم که اينروزها در هر کوی و برزن در جای جای ایران براه می افتد،همانگونه که در مطلب هم اشاره شده یکی نبودن تفریح و...است و دیگری رواج خرافات ، که بمرور زمان و با ارتقاء سطح آگاهی های فردی و اجتماعی و رفع خواهد شد.
ارتقاء سطح آگاهی ميگويم چون اين نوع کارناوالهای مذهبی و خصوصآ خود آزاريهائی که تحت لوای مراسم مذهبی صورت ميگيرد در برخی مسلکها و اعتقادات غير اسلامی ،در سایر ممالک دنیا (اکثرآ جهان سوم) نیز وجود دارد.که اظهار آنهادر حوصله این مطلب نمیگنجد.
فعلآ.....


banafsheh 21:56 @ Sun, 20 Feb 05

مردم مذهبی ان ... شرکت مردم توی حسین پارتی شاید یک مقداریش بهخاظر کمبود تفریح توی ایران باشه اما اين جا توی تورنتو هم بین بچه‌های مدرسه‌ی ما همه‌ش حرف از اينه که برای تاسوعا عاشورا کدوم مسجد بريم!!! و يکی از کاباره‌های معروف شهر داره نزری مي‌ده!! فرقی نمي‌کنه که مردم در اعمال روزانه‌شون تا چه حد دارن ضد قوانین مذهبی عمل مي‌کنن نهايتا وقتی حرف مذاهب به ميون مياد همه مسلمون تیرن و صداشون بلنده که دين ما از همه‌ی دين‌ها بهتره.


شبح 20:22 @ Sun, 20 Feb 05

ترانه جان!(1)
ترانه به اين هميشه اولی نوبره والا!
دفع قبل که گفتی مي‌خواستم بپرسم کدام بد قولی که نشد! حالا می‌پرسم درگوشی بگو ببينم کجا بدقولی کردم.


نی لبک 19:39 @ Sun, 20 Feb 05

شبح عزيز من فردی مذهبی نیستم اما باور عمیق به احترام به باورهای درونی مردم دارم.مشکل ما اینجاس که همیشه چیزی را در مقابل چیزی قرار می دهیم و می خواهیم یکی را بر له دیگری رد کنیم یا بر علیه دیگری اثبات کنیم.اما د رحوزه باورهای شخصی انسانها ،مهمترین اصل، احترام است و بس؛ اگر که به مدنیت می اندیشیم.اما آغاز درگیری بین باورهای افراد آنجاست که یک باور به ناروا سعی در تحمیل خود به عرصه عمومی می کند.اینجا مخاصمه ناگزیر است .برای همین هست که بهتر است باورهای مذهبی افراد د رعرصه فردی شان بماند .اشتباه بزرگ نیروهای چپ دهه های پیشین هم در ایران، تلاش برای نفی مذهب بود که این تلاش جز فرسایش عمومی نیروهای اجتماعی و بالا گرفتن تخاصمات حاصلی نداشت.موضوع یا بهتر بگویم طرح صورت مساله درستی یا نادرستی مذهب نیست.صورت مساله ما چگونگی ممانعت از حصور یک باور خاص مذهبی در راس قدرت سیاسی است.سابقه تاریخی گروههای اجتماعی یا سیاسی مذهبی- غیرمذهبی در ایران ما، نه تلاش د رجهت پی ریزی بنای تقاضاهای خود،بل که تلاش در جهت تخریب گروههای دیگر بوده است و چه اسفناک است این سابقه...


کیمیا 18:42 @ Sun, 20 Feb 05

شبح جان بهتر از همه ميدونی که بيشتر مردم دنيا ادمهای دينی ای هستند . چون دين تنها راه مطمين برای کنترل مردمه . تشويق و تنبيه را دارد و اين برای کسانی که حکومت می کنند کم خطرترين راه است . از اينها بگذريم دين برای افرادی با افکار رشد نيافته و تکميل نشده نوعی هادی است . حالا از اين قضيه که بگذريم مشکل مردم ما در اين است که نه تنها مردم مذهبی ای هستند بلکه به شدت خرافاتی اند . مثلا مردم امريکا هم خيلی دينی اند اما خيلی خرافاتی نيستند . پس قانون و زندگی شان را چندان الوده به خرافات نمی کنند تا هر کس و ناکسی از جهالتشان سود ببرد . اما در ايران حتی تحصيل کرده ها هم تحت تاثير خرافات مزخرف مذهبی قرار گرفته اند و اين بدترين مشکل ما است . در اينده اگر دين از سياست جدا شود بايد با رشد فرهنگی خرافات را به حداقل رساند . موفق باشيد


خُسن آقا 16:44 @ Sun, 20 Feb 05

بیشتر اینهایی رو که می بینی ادعای مسلمونی می کنن از جهت شک و ترسی است که از مرگ، نیستی و جهنم دارند سرچشمه می گیره و اکثرا مذهبشان را از روی زور و جبر انتخاب کردن. اگر این ترس رو برداری تقریبا همون 80 درصدی که گفتی بلکه بیشتر لامذهب هستند.
نگاه کن به کارهایی که می کنند منظورم کارهایی است که از نظر قوانین اسلام گناه به حساب می آید. اگر کسی مسلمان باشه خوب یقینا این کارها رو که گناه محصوب می شه انجام نمی ده.
درعوض همونطور که می بینی در روزهایی که به فریب آخوندا روزهای شفاعت و از این چرندیات نامیده شده برای اینکه بتونن سر خدارو کلاه بزارن همین نامسلمانان مسلمان نما در این روزها فعال ترین مسلمانها می شوند، به این امید که بتونن بجای جهنم یک تیکه از زمین بهشت رو بخرند. به این نوع فریبکاری نمی شه گفت مذهب این مذهب از نظر من نوعی کاسبکاری است و می دانیم که هر کاسبی هم حاضر است بر سر مالش معامله کنه پس نتیجه می گیریم که اگر متاع بهتری در اختیار این مسلمان نماها بگذاری یقینا در عرض کمترین مدت معامله انجام خواهد شد و خدایشان (ترس از جهنم) را در عوض یک متاع بهتر خواهند فروخت.


alireza 16:39 @ Sun, 20 Feb 05

با سلام٬ اين اغاز مبارزه است٬ مبارزه با ديو جهل و خرافه. اميدوارم که مردم قدری به خود بيايند


شهلا 15:48 @ Sun, 20 Feb 05

درود بر تو شبح جان؛
این دین و مذهب است که مردم ما را به گذشتهء تلخ پیوند داده و همیشه عزا داری را بهتر دوست دارند تا شادمانی.
در زندگی مردم عادی اگر بری، همه دیندارند و با لباس امام و پیغمبر و قسمهای آنچنانی دروغین برای یکدیگر جان می گذارند ......
وقتی هم که بپرسی نظرت راجب دین اسلام چیست؟
کسانی که ادعای روشن فکری دارند میگن؛
نه بابا دین کجا بود دیگه کسی برای این حرفها تره هم خرد نمیکنه.
و مذهبیون هم که نباید به هیچ وجه باهاشون بحث دینی کرد که اگر بحث بالا بگیره و حرف اشتباهی زده بشه، خین و خین ریزی به پا میشه .......
تا درودی دگر بدرود.


زیتون 15:36 @ Sun, 20 Feb 05

سلام شبح جان...
. هميشه به نفع حکومت‌ها بوده که مردم مذهبی و حتی خرافاتی باشن.
دلم می‌خواد مردمی که اين‌قدر خودشونو مذهبی می‌دونن ولی در واقع نيستن بشينن يه خورده فکر کنن... کی‌مي‌خواد مرتب اين صندوق‌های صدقه و امامزاده‌ها پرپول باشه؟نفعش تو جيب کی می‌ره؟..
ناصر واعظ طبسی که يادمون هست. زن فقير برای درمان بچه‌ش پول دکتر نداره می‌ره تنها سرمايه‌ش که يه النگوئه می‌ندازه تو حرم امام رضا... اونوقت آقای واعظ طبسی هم می‌ندازتش بالا يه ليوان آب هم روش..
از حسين پارتی که نگو.. چيزايی ديدم و شنيدم که احتمالا امروز هر وقت وقت کردم می‌نويسم تو وبلاگم..
جالبه که مردم همه ی اينا رو می‌دونن و بازم....
تازگی‌ها شنيدی چی مد شده تو مجالس مهمونی می‌گن؟ که حمله‌ی اعراب به ايران فقط يه خوبی داشت اونم آوردن اسلامه:)) می‌گن آوردن اسلام حکمت اين حمله بوده...


داريوش 15:12 @ Sun, 20 Feb 05

ببخشيد كه كامنت‌ام اين‌جور شد!
وسط تايپ خوردم به اينتر و اينطور شد!


داريوش 15:06 @ Sun, 20 Feb 05

سلام!
من هم مطلبي نوشته‌ام با عنوان "قصه‌ي عزاداري و تعزيت در ايران"
كه فرم آن به صورت روايتِ قصه مي‌باشد و اشعار آن نيز با اين قطعه شروع مي‌شود:
ماه ِ حرام شروع شد/ خنده‌ي ما تموم شد

داد مي‌زنن تو كوچه/ يه لوطي و سه نوچه

اهل محل بُلن شين/ يالله يه جايي جَم شين

تِكْيه‌ رو زود عَلَم كنين/ رخت عزا به تن كنين
...
و در اواسط آن نيز در باب هيبت ناشناخته آن چنين گفته‌ام:
...
دسته به تاپ تاپ افتاد / تو كوچه‌ها راه افتاد

سردر ِ اون كُتَل بود / بيرق و پرچمَم بود

پشت ِ كُتَل صليب بود! / براي ما عجيب بود!

از كجا پيدا شده ؟! / تو دسته‌ها جا شده!
...
و در پايان نيز اشارتي دارد بر خلاف‌كاري‌هاي شبانه داخل تكيه‌ها، بدين صورت كه :
...
"عزاداري تموم شد / بساط ِ ما ولو شد"

تِكْيه‌ اگر تابلو بود / پيك‌نيك و سيخ و سنگ بود

تِكْيه اگر ‌كه دنج بود / وافور و قُل‌قُلي بود

بستْ‌هاي چاقِ تِرياق / چسبيده شد به سنجاق
...
خلاصه قصه‌ي‌ست در 119 بيت كه در آن از هر چيز ِ اين مراسم گفته شده است از هيبت و شكل ظاهري مسخره آن بگيريد تا به حركت زنان در پشت دسته ها و يا مراسم پوززني دو دسته كه به هم مي‌رسند و يا سيستم انگيزشي شام دادن دسته ها و يا روز والنتايني كه خيلي ها در اين مراسم اجرا مي كنند ... كاملن همه چيز آمده! (در حد توان و مشاهدات بنده!)
خوشحال مي‌شوم شما (گرامي شبح) و ديگر دوستان هم بخوانيد و نظر بدهيد!
در مورد بحث شما هم حرف شما صحيح است به نظر بنده اگر چه مذهب و مراسم‌هاي آن (چه خرافي و چه غير خرافي) اساسي‌ترين موضوعي‌ست كه يك ملت را در مرداب نگه مي‌دارد و بايد تا جاي ممكن آگاه‌سازي كرد و عرف‌ها و خرافات را شكست! ولي تاكنون به اين موضوع (كميت و كيفيت مذهبي بودن مردم ايران!) كسي نپرداخته است و تا چنين هم نشود نمي‌توان راه‌حل مناسبي انتخاب كرد چرا كه متناسب با آن كميت و كيفيت است كه مشكل شناخته مي‌شود و بدنبال آن نيز راه‌حلي متناسب انتخاب مي‌گردد!
به نظر بنده هم اكثريت مردم ايران مذهبي هستند ولي به ظاهر و در مراسم!
چرا كه به علت نبود هيچ‌گونه تفريح و مكان مناسب براي تخليه هيجانات جواني و يا حتا براي بزرگتر‌ها، مراسم ماه محرم بهانه‌آي شده است براي اين تخليه كه با شور و حال هم اجرا مي‌كنند و همان‌طور كه در مراسم‌ها هم حتمن ديده‌ايد (حداقل در خيابان‌ها) ساز و برگ دار و دسته‌ها كاملن مدرنيته شده است و سينتي سايزر و ساكسيفون مي‌زنند! و اين چيزي نيست جز همان حسين پارتي!!!


ترانه 14:11 @ Sun, 20 Feb 05

فقط برای ديدن آينه شبح و گذاشتن متن .
اما هنوز می گم شبح ... نوبره .






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25800
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 07:06 pm


از کجا آمده‌اند؟