|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 26 بهمنماه 1383 | February 14, 2005
● ما وبلاگنويسان مدافع آزادی بيان هستيم!
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست
http://alidaie.4t.com
AUTHOR:
شبح جان،
سلام شبح جان
ارنستو جان با تشکر از شبح...
حسين درخشان می خواد خودش(یا به خیال خودش) جريان مبارزه از طريق اينترنت و وبلاگ را بین جوونا رهبری کنه و به اندازه کافی جاه طلب هست که نخواد رقيبی برای خودش ببينه. بعد هم او بيشتر سرگرم مسايل سياسی کانادا و تا حدودی آمريکاست و در مورد مسايل ايران بيش از اينکه علاقه مند باشه يک نوع حفظ ظاهر می کنه. من شخصاْ نوع انتقادش را درباره خيلی از چيزها قبول ندارم و فکر می کنم کمی لوس شده باشه.
نوشته آقای درخشان بر خلاف نام شریفشان بسیار تاریک بود. مخصوصا در مورد سمیعی نژاد. یک جوان بندی مرتضوی است آیا آقای درخشان این را درک کرد و آن حرفها را نوشت. من اگر به نام کانون یا عملکرد کانون انتقاد دارم آیا شیوه درخشان تری برای ابراز آن وجود ندارد. باید روضه را وصل به کربلا کنم؟ بعد ژست هم بگیرم. به قول یکی از دوستان وبلاگی آیا بهتر نیست با خوانندگانمان آنقدر صمیمی باشیم که فقط در حد اطلاعاتمان حرف بزنیم؟فقط که تهمت زدن به درخشان کار بدی نیست .کلا تهمت زدن کار بدی است.
شبح جان یک تصحیح نامه نوشتم. بخوان ببینم راضی هستی. من با تو کاملا موافقم که من تند رفتم و درخشان از این تند روی من بسیار سوء استفاده کرد. هر چند هنوز بر سر حرفم هستم
هشدار به سازمان مجاهدين در رابطه با حمله نظامى احتمالى آمريکا به ايران گزارش منتشر شده از برخى کانالهاى تلويزيونى اروپا و از جمله تلويزيون سراسرى آلمان بنام WDR (برنامه مونيتور، روز پنجشنبه سوم فوريه) به نقل از چند مامور سازمان اطلاعاتى آمريکا (سيا) از مجاهدين بنام سازمانى که در جنگ احتمالى آمريکا به نيروهاى آمريکائى در زمينه شناسائى هدفها و ضربات چريکى کمک خواهد کرد نام ميبرد. مامورين سيا مجاهدين را بعنوان يک نيروى "تروريست خوب" که به آمريکا کمک ميکند تصوير ميکنند و با ارائه تصاوير و فيلمهايى از رژه نيروهاى مسلح مجاهدين ظرفيت نظامى آنها مورد ستايش قرار ميگيرد. يک مامور پنتاگون اظهار ميکند مجاهدين حتى آماده انجام کارهائى هستند که نيروهاى آمريکائى از انجام آنها شرم دارند. در همين برنامه سخنان محمد محدثين سخنگوى "شوراى ملى مقاومت" مجاهدين در يک کنفرانس مطبوعاتى در پاريس منعکس ميشود که موضعى تاييد آميز نسبت به همکارى با نيروهاى آمريکائى دارد. دو هفته پس از پخش اين برنامه متاسفانه سازمان مجاهدين اين گزارش و همسويى نظامى خود با آمريکا در حمله احتمالى به ايران را تکذيب نکرده است. سکوت مجاهدين در مقابل چنين موضوع حساس و مهمى چيزى جز همسوئى با سياست آمريکا و برخورد تائيدآميز نسبت به آن معنى نميدهد. از نظر حزب کمونيست کارگرى ايران موضع سازمان مجاهدين و "شوراى ملى مقاومت" هشدار دهنده است. هرگونه همکارى و همسويى به هر شکلى با تهاجم احتمالى نظامى آمريکا به ايران از جانب هر جريان و سازمانى، ضربه زدن به جنبش اعتراضى و سرنگونى طلبانه مردم ايران و کمک به تشديد مصائب اين جنگ بوده و محکوم است. حزب کمونيست کارگرى مقابل هرگونه همکارى و مشارکت در جنگ احتمالى آمريکا و حتى برخورد تائيدآميز نسبت به تهديدات نظامى آمريکا ميايستد و چنين جرياناتى را افشا ميکند. سازمان مجاهدين در برابر جامعه و مردم ايران موظف است رسما و صريحا موضع خود را نسبت به تهديدات نظامى آمريکا اعلام کند. کشمکش نظامى بين آمريکا و جمهورى اسلامى تماما تحولى بر عليه مبارزه انقلابى مردم براى سرنگونى جمهورى اسلامى است. حزب کمونيست کارگرى از همه احزاب و نيروهاى سياسى اپوزيسيون اکيدا ميخواهد که از حمايت از هر يک از طرفين اين جنگ تروريستى خوددارى کنند. حزب کمونيست کارگرى ايران ١٦ فوريه ٢٠٠٥، ٢٨ بهمن ١٣٨٣
برداشت شخصي من اينه که حسن آقا از کوره در رفته و فحشهاي بچگانه اي را حواله مردم کرده. شايد من هم مورد خطاب ايشون بودم. مطمئن نيستم !! آقاي حودر از طرف ديگه هرروز بيش از پيش اثبات ميکنه که بيش از يک سياستمدار جاه و قدرت طلب نيست. آدمي که براي کسب (نوعي) قدرت يا حفظ و افزايشش دست به هر نوع رفتار کثيفي ميزنه و مسووليت اخلاقي در قبال رفتار و گفته هاش نداره. در حالت ايده آل هيچکدام از دوفرد بالا براي رهبري يک حرکت اجتماعي مناسب نيستند. اما اگر من مجبور باشم بين يکي ازين دو نفر يکي را انتخاب کنم بدون لحظه اي ترديد رايم را به اولي ميدم. با تشکر از فرام کردن فضاي گفتگو.
زیتون جان می دانی که من خواستم با مقوله کوچه علی چپ شوخی کنم. تو اگر جوابم نمیدادی به ضرورتی بود که خودت تشخیص داده ای و احترام جواب ندادن ات هم بر همه ما واجب بود. من مطمئن هستم حسین درخشان هم از روی حسن نیت مورد زیتون را ذکر کرده. بهرصورت با این جواب تو همه ما را سر بلند کردی.
منوچهر عزيز منصور حکمت ده سال پيش از اين ميگويد: ولي امروز –روز، ناسيوناليسم و قوم پرستى در جامعه امروز ايران يک بيمارى سياسى - فرهنگى رايج است. من کاملآ با بيماري بودنش موافقم ولي با رايج بودنش هم موافقم. موضوع اينست که منصور حکمت در اين مصاحبه تنها نوعي تاکتيک سياسي وابسته به شرايط آن دوران را اعلام کرده- هرچند که ميگويد:" بنابراين بحث اغراق بر سر سير اوضاع عينى نيست. بحث بر سر کثافت نهفته در خود شعارها و تبيين هاى ملى و از جمله شعار فدراليسم است. در اين اساسا نميشود اغراق کرد و هرچه گفته شود هنوز کم است." منصور حکمت اشاره دارد که:" ارتجاع ملى و قوم پرستى، که شعار فدراليسم صرفا يک بسته بندى لوکس تر آن است" نکته بعدي اين واقعيت است که پذيرش فدراسيون ها در سيستم هاي سوسياليستي ضرورتآ بدليل مسئله ملي نيست- بدليل ميزان تطبيق اقتصادي - اجتماعي هر فدراسيون با مباني سوسياليستي است. مثالي براي روشن شدن ميزنم : مثلآ مردم استانها شمالي ايران بدليل نزديکي با شوروي سابق ذهنيت شان با مباني سوسياليستي – حداقل از جنبه نظري اش آشناست ولي از نظر اقتصادي به دليل اينکه ساخت صنعتي چندان متمرکزي ندارد ، دور از برنامه هاي اقتصادي سوسياليستي است- در مقابل آن مثلآ مردم استان اصفهان از نظر ذهني هيچ سنخيتي و آشنايي با مباني نظري سوسياليسم ندارند ولي از نظر ساخت صنعتي بسيار متمرکز است. شما نميتوانيد برنامه هاي مشابه براي اين دو قسمت منظور کنيد. اين مثال ها را زدم تا نشان دهم مسئله فدراسيون ها و فدراتيو وراي مسئله ملي مثل کردستان و آذربايجان است. تمام اینها را نوشتم که بگویم این دیدگاه احتیاج به بازنگری دارد - بازنگری به مفهوم رد و قبول کامل فدرالیسم نیست به مفهوم میزان پذیرش فدرالیسم و نوع پذیرش آنست. موضوع اینست که نحوه برخورد با این مقوله چطور باشد وگرنه کلمه فدرالیسم به همان اندازه که میتواند ارتجاعی باشد میتواند پیشرو و بالنده باشد.
آتش جان۷۸ ۱-به نظر من پناهندگانی که قرار است دیپورت شوند و به حکومت ایران آنها را تحویل دهند بیشترشان مستوجب وقابل دفاع کانون هستند! ۲- کانون فقط از فک و فامیلهای خودش دفاع نمیکنه و از اول هدفش ایننبوده و نیست.. البته اگر مثلا من پسرخالهی وبلاگنویسی داشته باشم که دستگیر بشه از پنلاگ انتظار دارم ازش دفاع بکنه:) البته بدون پارتی بازی:) ۳- اینیکی رو سوال نکردی ولی فکر میکنم سوال بعدیت باشد: ۴-با اعمال هر نوع دیکتاتوری در پنلاگ یا تحمیل عقیدهای مخالفم و به محض احساس چنین چیزی ازش کنار میکشم. با کسی هم تعارف ندارم... ۵- اعتراف میکنم متاسفانه به علت وقت کم و سرعت کم اینترنت کاملا در جریان همهی امور نیستم.. و فکر میکنم فرد مطلعتر و فعالتر و با وقت بیشترو اینترنت پرسرعتتری باید جای منو بگیره و از اولش هم همه شاهدن وقتی کسی کاندیدا نمیشد به شوخی کاندیدا شدم که روی بقیه باز بشه... نمیدونم نوشتةم چند کیلو شد.. ظاهرا شما ترازوی نوشته دارید، درهر صورت امیدوارم با این همه کلمات وزین(!) جواب شما رو داده باشم! خوب، الحمدالله با نظر من تمام مسائل و مشکلات مملکتی حل شد:) ارنستو جان شما هم خوب نوازش میفرمایید ها:) واه واه...
به اين عکسها نگاه کنيد.
سلام,
شبح عزیز
ارنستوی عزيزم.کامنت تو در نوشته قبلی. ۶۳.
کمونيستهای ناسيوناليست، پان آريائيستهای شوونيست و اسلام گرايان پان ايرانيست:
بسياری از احزاب و گروههای چپ گرای ايران نيز در برنامه و مرامنامه های خود حق تعيين سرنوشت ملتهای ساکن کشور را به رسميت شناخته اند. اما اين برسميت شناختن با اما و اگرها و محدوديتهايی مواجه است که خود نشان از آن دارد که برخی از اين احزاب يا اصل و ماهيت موضوع را درک نکرده اند و يا با ديدی مغرضانه به آن می نگرند که اين نيز به روشنی بيانگر طرز نگرش پان ايرانيستی آنان به موضوع است. چنين برخوردی از سوی برخی از احزاب و افراد طيف چپ نشان از غير دموکراتيک و غيرمنطقی بودن آنها از يک طرف، و عدم درک و پايبندی به اصول مارکسيسم- لنينيسم از سوی ديگر دارد. چنين برخوردی بيش از آنکه شباهت به نگرش چپ به حق تعيين سرنوشت باشد، به سياست حاکمان قدرت با هر اسم و رسمی و با نگرش های نشات گرفته از افکار پان ايرانيستی شباهت دارد که تحت «بهانه ها» و «تفسيرهای» گوناگون خودنمايی می کند.
sad sal khefekhan nisionalism va mezhab dar tarikhe novin iran seranjamash in shodeh ast ke kesani ke hata shame siasi nedarand jaigah khod ra dar jameae neyanand va beraye va tenha rahe moshor shodan ra dar siyast jostejo mikonand. SAD SAL TARIKHE NOVIN IRAN
امير جان!
سلام شبح گرامی: لطفآ چک ميل فرمائيد......(فوری و مهم).
HOUISN DERAKHSHAN MAHSOL SAD SAL KHEFEKHAN DAR IRAN TEVASOSETE NIROHAYE MELI VA MAZHEBI DAR IRAN AST.LEZA KE HECH SHAME SIYASI NEDARED MESLE HOSINE DARKHSHAN NIMA RASHEDAN MESEODE BEHNOD BERAYE MESHHOR SHODAN KHOD RA DAR MOQEYEIATI MIBINANAD KE TANHA RAHEH MASHHOR SHODAN DELKHALAT DAR OMOREH SIYASI AST VA JALABTAR INKE DO NEFAR JEVATAR MIKHAHAND JA PAYE MOSEODE BEHNOD BEGOZARAND NIMA RASHEDAN ROZI NEVASHT MAN CHE CHIZI KAM DARAM KE MESLE MESOD REJEVI YA MANSOR HEKMAT NESHEVAM. HAR NENEH
آتش جان
زيتون عزيزم در مورد درخشان گفتی اشتباه می کند یا می شد بهتر قضاوت کند اما نوشته آن ۳ نفر توهین محسوب شد .
پيش به سوی هنر آزاد و انقلابی
شبح جان ! پ. ن ديشب خواب آقای درخشان را ديدم که داره عليه خودش تومار(طومار) درست می کنه. باور کن شبح از صبح که از خواب بيدار شدم يه بدجنسی شيتونی(شيطونی) در دلم ول ول می خوره می گی نه ! برو به إرنستو سر بزن تا نمونه اش را ببينی.... :((( ترانه بدجنس
آقای حبيبینيای عزيز!(71)
آتش عزيز!(68)
زيتون جان!)67(
وقتی در ايران از پايمال شدن حقوق بشر صحبت می شود، همه تنها متوجه تعقيب و شكنجه دگرانديشان و يا حداكثر تجاوز به حقوق زنان می شوند و يا هر کسی از حقوق بشر اصولی را می پذيرد و تبليغ می كند، كه به نوع خاصی مورد سليقه و به نفعش است. در حالی كه رعايت حقوق بشر يا در اساس وجود دارد، و آن در تماميش جاری است، و يا اصلاً وجود ندارد. پذيرش روح اصول جهانشمول حقوق بشر، خدشه دار شدن هر حقی را از هر فرد و گروه و ملتی نفی می كند. در اعلاميه های مختلف مربوط به حقوق انسانها بر روی حق استفاده و تدريس زبان مادری و آزادی فرهنگی هر گروه و ملتی به عنوان حق ابتدايی آنها تاكيد شده است (توجه شود مثلا به عهدنامه هاي بين المللي در رابطه با حقوق مدني و سياسي مصوب دسامبر ۱٩۶۶، ماده ۲٧؛ اعلاميه نوامبر ۱٩۸۹، ماده ۳٠ و قطعنامه ۱۳۵/٤٧ در دسامبر ۱٩٩۲ ماده های ۱- ٤)
شبح عزیز جواب دادن به درخشان هیچ فایده ای ندارد اما فقط برای او ولی برای روشنگری خوب است! پیروز باشي
آتش جان(۶۸)
واقعا جالبه. اين روزها پناهجوى بيچاره تنها به دولت ها و دسته جات هار راسيستى نيست كه بايد جواب پس بدهند. ظاهرا ميتوان دولت سوئد را با تظاهرات و طومار و نامه هاى اعتراضى به عقب راند ، و وادارشان كرد كه حق پناهندگى امثال عليرضا طاهرپور را برسميت بشناسند، اما هنوز مدعي هاى گردن كلفتي ديگرى هم هستند كه براى گرفتن حق پناهندگى بايد با آنها هم چالنج كرد.
زيتون عزيزم که هميشه سر به زنگار سر می رسید .
واقعا دارم پس میافتم... چند تا از مطالب حسین درخشان و حسنآقا و پولاد و بقیه یبچهها رو خوندم... چرا فضا اینطوری شده؟:( چرا همه چیز به هم ریخته؟...
زبان تركى در ايران از تاريخ هزار ساله دولتى بودن برخوردار استּ اين زبان در قرن بيستم نيز ٬ گرچه كوتاه مدت٬ در آذربايجان زبان رسمى و دولتى اعلام شده استּ رسمى و دولتى شدن دوباره زبان تركى در ايران و ضرورت انجام تغييرات لازمه در اين راستا در قانون اساسى٬ اساسىترين٬ عاجلترين و غيرقابل چانه زنىترين نياز فرهنگى٬ حق طبيعى و خواست دمكراتيك توده ترك در ايران استּ اين خواست در دوران معاصر٬ همانگونه كه در شعر معجز نيز آشكارا ديده مىشود٬ گذشته اى اقلا صدساله داردּ اين ضرورت امروزه با رسمى شدن زبان هاى مليتهاى مخلتف در دو كشور همسايه ايران يعنى عراق و افغانستان دوچندان شده استּ از اين پس٬ مىبايست تغيير قانون اساسى و رسمى و دولتى شدن دوباره زبان تركى در آن٬ يك صدا پيش شرط اصلى خلق ترك و همه نمايندگان و منسوبين فرهنگى و سياسى آن در هرگونه حمايت از هر شخصيت و كانديدا و فرقه و نهاد و حزب و حكومت و ּּּּ و در همه مناسبتها از جمله انتخابات نمايندگان مجالس مختلف و بويژه رئيس جمهورى باشدּ وظيفه روشنفكران ترك ايرانى٬ تلاش براى درك ضرورت و ماهيت استراتژيك اين خواست كليدى٬ همگانى و توده اى نمودن سريع آن در ميان پاره هاى خلق ترك در سراسر ايران٬ انعكاس رسمى و هر چه گسترده اين خواست ملى در تمام پلاتفرمهاى فرهنگى و سياسى داخل و خارج كشورى و تثبيت و تسجيل آن در بالاترين سطوح نهادهاى بين المللى استּ جاى خوشبختى بسيار است كه عمده روشنفكران ترك ايرانى نيز مسئولانه و عملا در اين جهت گام برمىدارند ּ (نگاه كنيد به نوشته: من از رسميت بخشيدن به زبان تركي سخن ميگويم)ּ
من چقدر از مسائل وبلاگها دور شدم:( اصلا خبر ندارم چی شده. برم وبلاگ حسين درخشان رو بخونم...فقط متاسف شدم ازين جريانی که پيش اومده....
ندای گرامی!(60)
مراد عزيز!)61)
ببخشيد لینک قبلی من به اشکال برخورد.
in hgame harf zadi akharesh nagofti in alireza taher poor chikarast.
ايميل هايت موجود است عزيز کاری ندارد ديگران را به دروغ گويی متهم کردن و من به احترام ديگر عزيزان کانون اين کار را نمی کنم اما معمولاْ وقتی به کسی تهمت کذب گويی می زنن آن شخص دليل مستند خود را رو می کند.
با سلامي ديگر بار.....
مرسي از تذكر به جايي كه دادي!
خسته نباشی شبح عزيز .به راه زندگی بايد از زندگی بگذشتن .در مقابل تهمت و افترا جز تلاش بيشتر چه بايد کرد.
کنفدراسيون اتحاديه هاى آزاد نسبت به محاکمه فعالين اول مه سقز و احضار کارگران نساجى کردستان به "آى ال او" شکايت کرد
راستي اون پي نوشتات معركه بود!
تحریفات منوچهر ژندی فر در مورد انقلاب مداوم منوچهر 100(کامنت در ستایش انقلاب) در پاسخ به سوالی می گوید که: ".. تروتسکی به يک انقلاب جهانی اعتقاد دارد؛ که همزمان در يکسری کشورهای پيشرفته رخ ميدهد.اين عين پاسيويسم و حواله دادن انقلاب سوسياليستی به محال است.اين خط بطلان و پاسيويسم را در تمامی جريانات تروتسکيسم ميشود ديد..." این ادعا یک تحریف تاریخی است که توسط سخنگوی حککا در وبلاگ شبح ارائه داده می شود. این جعلیات تاریخی سنتا توسط سران حزب توده به تروتسکیزم زده شده است. در زیر به چند نمونه از این جعلیات تاریخ اشاره می کنم و آنرا با ادعاهای آقای منوچهر ژندی فر مقایسه کنید: ادامه:
دلگیر مباش شبح جان
دراين که حسين آدم عجيب و غريبی است و مواقعی نیز حريم برخورد انسانی را ترک می کند شکی نيست. اصولا وی از اين راه جلب توجه می کند. اما جواب آقايان حسن و پولاد همايونی در نوع خود تائيدی بود بر بخشی از نظرات درخشان در باره بی هويتی و ناصالح بودن اين انجمن. انتظار من این بود که طرفداران انجمن حداقل برخوردی در حد انتقادشان از درخشان به این آقایان بی چاک ودهن می کردند.
سلام خسته نباشيد. ايميلتون رو ديدم و خيلی خوشحال شدم دوست ندارم در اين شرايط مسدع وقت گرانبهايتان باشم ولی برای ديدن ايميلتون لحظه شماری میکنم امروز با خوندن آرشيو وبلاگتون و ديدن لينک چيستا بهترين هديه رو گرفتم در شمارههای گذشتهی چیستا(اسفند۸۱ و فروردین۸۲ یک مقاله با نام پهلوان ما رفت و شماره بعدی اردیبهشت و خرداد مقالهی دیگری در سوگ منصور ديدم....) از این بابت سپاسگذارم.شبح عزیز خيلی زيبا و محکم مینويسيد.پاينده باشين
منهم در این مورد نوشتم: شخص دوم مملکت - بخوانيد اينترنت http://cheguara.blogspot.com/2005/02/blog-post_15.html
اين کامنت را در وبلاگ روباه قرار دادم
ترانهی نازنين!(44)
ترانه جان خواستم دوستان داخل ايران بدانند دبير محترم کانون تا چه حد برای امنيتشان ارزش قائل است تا اگر با اسم واقعی خود وبلاگ دارند يک وبلاگ با اسم معاصر درست کنند و بعد عضو شوند حداقل. فکر می کنم برای من افراد بيشتر از اعتبار کانون اهميت دارند و راستی اصلاْ ترانه جان مگر آزادی بيان چيزی به غير از اين است که آدم آزاد باشد از سيستمی و افراد درون آن انتقاد کند؟ بعضی دوستان اما اين را می گويند ضد اتحاد و هرج و مرج گرائی. بابا خوب رهبر معظم هم که همينطوری هست مرامش! به نظر تو اين دردناک نيست که ما هنوز در همان خانهء اول مانده ايم؟
اینو توی کامنت هاش نوشتم : درخشان : بهتره ساکت باشی وبلاگ تو فکر کردی چی داره ؟ به ویزیتور هات می نازی ؟ یا به مطالب چرتت ؟ هر دفعه می یام اینجا خندم می گیره از افکار بچه گانت . دلم برات می سوزه گناه داری خدا شفات بده
داشتم چيزكي براي دفاع از خودم كه يكي از اعضاي كانون هستم مينوشتم كه ديدم گرامي شبح (ماشالله آنقدر به قول بامداد كامنتهاي شبح پرمحتوا و افراد درگير بحث هستند كه خطاب كامنت را خوانندهگان ميدانم ) به طور كامل و جامع از كانون دفاع كرده است و فكر نميكنم چيزي بيشتر از اين مطلب باشد كه بتوان گفت!
ندا عزیز! می دانی منهم دلم بسختی گرفته! اما بنظرم رسیده که به این فضا گسترش ندهیم. ندا جان شاید خیلی ها مثل تو بخاطر شرایط امنیتی که باعث اش ج. ا. است الان عضو کانون نشوند اما این اشکال کانون نیست که این شرایط موجود است و میخواهد ملاحظه کاری را به کانون تحمیل کند! امثال آقای درخشان خوب می دانند چه گونه به خشم کسانیکه با اعتقاد کاری را انجام می دهند دامن بزنند. جدن خوشحالم که مسول اداه مهاجرت مثل ایشان فکر نمی کند.
کانون پر از آدمهای محترم و بلند انديش هست و به هيچ وجه خط مشی پسر خاله ای نداشته و ندارد اما شما آقای شبح هيچ ربطی به آزادی بيان و دموکراسی نداريد. در حدی که می فرماييد: امنيت افراد نبايد جلوی روند کانون را بگيرد... و يا: به آنهايي که رای آوردند اعتماد کنيد و بقيه تان ديگر نظر ندهيد که هرج و مرج می شود!
عزيزم منظور من تو نبودی .منظورم خسن آقا بود قربان که حرفای جالبی نزده بود والا حرفای تو رو تا حد زيادی باهاش موافقم
خسته نباشی شبح جان.
dostan moteasefaneh telfat khili bala khahaed raft chon sokhtegi bedterin sanehe ast. tesevor konid ke dar chizi ke dar jomhori islami anqedar be an miresand mesjed ast bavar kardeni nist ke vesayele eimeni nedarad.
اقاي درخشان! من عليرضا طاهرپور از بازداشتگاه سوئد براي شما مينويسم. صحبتهاي شما همانند رژيم اخونديست٬ سريع تهمت و افترا٬ لازم ميدانم که چند موضوع را اشاره کنم: ۱-من هيچ نسبت فاميلي و حتي شناختي با اعضاي کانون وبلاگ نويسان ندارم ولي با همه انان هموطن هستم و اميدوارم روزي برسد که اعضاي کانون در کنارهم در ايران ازاد جلسه هاي خود را برگزار کند ۲- من نه هوادار سازمان مجاهدين هستم و نه مارکسيست٬ نه سلطنت طلب و نه مشروطه خواه ٬ ولي به تمامي گروه ها احترام گذاشته ودر هر تظاهرات که از طرف هرگروهي که بر ضد رژيم اخوندي شرکت ميکنم۳- من هويتم را همراه با عکس بطور کامل در سايتم منعکس کردم ولي اين دليل نميشود کسي که نام مستعار انتخاب کرد را متهم کنيد۴- کانون وبلاگ نويسان به جرات يکي از اصلي ترين مراکز مبارزه براي ازادي و دموکراسي ميباشد چون از تمامي گروه هاي سياسي بدون هيچ مشکلي دور هم جمع شده ا
Ooon Hodere shomaha moodar lanat be KACHAL azar
+++++++
کسانی که در فیلتر کردن وبلاگها و وبسایت ها با جمهوری اسلامی همکاری میکنند،حق ندارند صحبت از ازادی بیان کنند.همانند شبح
آدم دلش ميخواد همشو بخونه ...
راستي شبح جان ...
واقعن تاسف آور ِ ...
واقعن تاسف آور ِ ...
زنده باشد شبح.
اين خبر هم متعلق به چند ساعت پيش است.
شبح جان
چه می توان گفت جز تاسف!!!!!
نسرين عزيز!(25) نسرين جان!
به دليل توهين به آقای درخشان و آقای زهری اين کامنت حذف شد.
شبح جان آقاي درخشان
نوشته آقای درخشان را خواندم و از طرز نگرش و افکار ايشان نسبت به پناهندگانی که از جهنم جمهوری اسلامی ایران گریخته اند متعجب نشدم .
در باره شعار جمهوری دموکراتیک
هاله جان وشبح عزيز من اين مردک را می شناسم و می دانم برای بازار گرمي اين کار را می کند و او را قابل برخورد منطقی نمی دانم. بيشتر مثل اين پاسدارهای موتوری که گشت می زدند و با پوزه کثيف شان بو می کردند تا قربانی خود را بيابند عمل می کند. بيشرم خودش شبانه روز دارد برای شاگردان سعيد امامی وب لاگ می سازد بعد می آيد ما را متهم می کند. از شاگرد مسعود بهنود چيز بيشتری توليد نمی شود.
دوستان عزیز!
سلام شبح گرامي:همان موقع كه ياوه گوئيهاي اين آدمك چوبي ، كه مسلمآ دست و پايش به نقاطي متصل است،را شنيدم (خواندم) در وبلاگ خودش اقدام به پاسخگوئي كردم كه لابد طبق رسم و آداب ايشان سانسور شده....بهرحال.... اندك تاملي در ليست عريض و طويل ((توجه*)) قسمت نظرخواهي وبلاگ وي ،آنچنان پرتره اي از روحيات وي بدست ميدهد ،كه يك آن شك ميكني آيا واقعآ اين(( حسين)) شريعتمداريست يا درخشان! در خاتمه اميدوارم اين موضوع هدايت شده و مشكوك وقت انرژي زيادي از دوستان نگيرد!
امير عزيز!(16)
سلام شبح جان... در يک کلام بگم .... زنده باد شبح !!!!
تازه کجای این کار ايراد دارد که آدم از آبرو و عزت يک پسرخاله٬ يک دوست٬ يک ناشناس دفاع کند که به پنجه خونين تبه کارانی چون این طایفه٬ که رذيلت حرفه٬ نه درست تر گفته باشم معنی هستی آنهاست٬ گرفتار آمده؟ بیچاره اين قلم به مزدان که برای اندکی کاسه لیسی چه خوش خدمتی هائی باید بکنند !
شبح جان هر چند حسین درخشان اصولا و اساسا پیوند خوبی با جریانات حاکم در وبلاگستان که توسط خودش ارائه و اداره نمی شوند ندارد و هر چند که نقد او درباره ی عدم واکنش پن لاگ به موضوع معماریان و .. همانطور که تو گفتی ناوارد و بی دلیل و مدرک بود اما من به شخصه متوجه نشدم که دلیل نامه ی پن لاگ در مورد اخراج پناهنده چه بود ؟ شاید باید یکبار دیگر اساسنامه را بخوانم و پیشاپیش باید بگویم که شاید این تنها به این خاطر است که من دقیق از اساسنامه ی انجمن خبر ندارم . ضمن اینکه خوشحالم که در این جمه تو با استناد به بیانیه ها و گفته های انجمن جوابیه نوشتی . لحن نوشتار پولاد همایونی و حسن آقا گرچه باید توسط خود ایشان انتخاب شود و یک امر شخصی است اما در کل به ضرر کل انجمن تمام می شود همانطور که دیدی که حسین درخشان چه استفاده ای از آن یادداشت ها کرد .
شبح جان ضمننا در مورداون سوالت هم بزودی ای ميل مفصلی برايت ميفرستم
به دليل هرزهنويسی مکرر
اینم برای رفع نحسی کامنت 13 (:
قبل از اظهار نظری در اين رابطه امروز را؛ روز قلبها را؛ روز اوشاق را به تمام کسانی که مهر ياری را در دل دارند تبريک ميگم.
شبح جان هاله جان
ایضا از قول حافظ:
کمی باورش سخته از طرف کسی که دروازه ورود به دنيای وسيع وبلاگ برام بوده... ولی خب اين روزا می بينم که بايد حتی مواظب خودمم باشم يه وقت به خودم خيانت نکنم!!! غير از تاسف و تاسف چه ميشه کرد؟؟؟
شبح عزيز اگر امکان دارد از طريق ميل با من تماس بگير
شبح عزيز سلام٬ ممنون از همه محبتهای همه بچه ها. مقالت را خواندم. همچنين کامنتها رو. شبح جان! بدان که اين رژيم هميشه از راه تفرقه و هياهو توانسته به حکومت ننگين حود ادامه دهد. اينان از ابتدا با جو سازی ميخواهند ٬ مسير مبارزه را تغيير دهند. اکنون نوبت ماست که نگذاريم انها ما را منحرف کنند. به اميد ازادی و دموکراسی
شبح جان،خودت حرف درستش رو نوشتی،... همه پسر خاله های ما هستن!! وقتی هم کسی مثل مدیار پیدا بشه که معلوم هست که پسرخاله مون نیست!!اونوقت ایشون شکاک میشن!از هر کسی که حمایت کنیم در هر صورت محکوم هستیم دیگه، نه؟؟
شبح جان ملت شعور دارد. حرفهای ایشان را میشنود و عمل کرد پن لاگ را هم نظارت میکند. یعنی چه؟ هر کس هر اراجیفی گفت باید بشینیم پاسخ بنویسیم؟
فقط می تونم بگم متاسفم
اوه کسی قبل از من اين کرو کرد
سلام
اول شدم.. |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:55 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||