پنجشنبه، 22 بهمنماه 1383 | February 10, 2005

در ستايش انقلاب

يا نمی‌بايد ز آزادی زدن چون سرو لاف
يا گره از بی‌بری بر دل نمی‌بايد گرفت. صائب تبريزی
سخن گفتن از انقلاب بهمن در حالی که در ده روز گذشته راديو و تله‌ويزون حکومتی ايران تمام برنامه‌های‌اش را به اين موضوع اختصاص داده است و نوعی اشمئزاز در همه ايجاد شد است شهامت می‌خواهد و من به حرمت خون مردمی که در راه انقلاب بهمن جان باختند خطر می‌کنم و در ستايش انقلاب می‌نويسم.
امروز نسل جوانی که در بهمن 57 به دنيا نيامده بود يا کمتر از آن سن داشت که شاهد عينی انقلاب باشد روايت انقلاب را يا از زبان حاکمانی که بر موج انقلاب سوار شدند و به انقلاب مردم بر عليه ديکتاتوری و نابرابری خيانت کردند می‌شنوند يا از نسل شکست خورده‌یی که به انقلاب‌شان خيانت شد. راويان دروغ‌پرداز نخست می‌خواهند نشان دهند که مردم ثمره‌ی انقلاب خود را ديدند و اکنون در سرزمينی آزاد و آباد و برابرطلب زنده‌گی می‌کنند و شکست‌خورده‌گان نيز از نام انقلاب در هراسند و تصور می‌کنند تمام بلاهایی که برسرشان آمد نتيجه انقلاب بود. در اين ميان هواخواهان ديکتاتور پيشين به تمسخر انقلابيون می‌پردازند و تاريخ را چنان وارونه کرده‌اند که گویی مردم از سر سيری و جهل برعليه شاهی آزادی‌خواه که خوابی بجز رفاه مردم و سعادت کشور نداشت قيام کردند و به نفرين ابدی دچار شدند. ديکتاتوران قبلی و جديد هر دو دليل انقلاب را يک چيز می‌خوانند: مذهب! گيرم اولی‌ها اين را از عقب‌مانده‌گی مردم می‌دانند و اين‌ها از شعور و آگاهی‌شان که هر دو نادرست است. انقلاب ايران انقلابی دينی نبود من اين را به عنوان شاهد عينی انقلاب می‌گويم. بر اثبات ادعای خود دو دليل می‌آورم که تصور می‌کنم همين دو ليل کافی باشد.
سال 42 مردم ايران مذهبی‌تر بودند يا سال 56؟ تصور نمی‌کنم کسی پيدا شود که بگويد مردم ايران در سال 56 مذهبی‌تر از 42 بودند با پذيرش اين واقعيت بديهی حال اين سوآل مطرح می‌شود که چرا مردم در سال 42 بعد از آن که شاه مرجع تقليدشان را تبعيد کرد انقلاب نکردن و يا حتا اعتراضی جدی هم از خود بروز ندادند؟
نکته‌ی دوم برمی‌گردد به خواسته‌های مردم. اگر انقلاب بهمن انقلابی مذهبی بود پس بايد خواسته‌های مردم نيز خواسته‌های مذهبی می‌بود. يعنی همان‌طور که بعدا آقای خمينی و ساير رهبران جمهوری اسلامی سعی کردند جا بياندازند بايد برای نان و آب انقلاب نمی‌کردند و برای اجرا شدن احکام خدا و قرآن انقلاب می‌کردند اما آيا چنين بود؟
کسانی که شاهد عينی انقلاب بودند اگر روايت‌گر صادقی باشند می‌دانند که چنين نبود. مردم برای آزادی و عدالت اجتماعی و نجات از حقارتی که برآن‌ها رواداشته شده بود انقلاب کردند گيرم بخش عظيمی از آن‌ها تصور می‌کردند حکومتی بر پايه‌های مثلا حکومت علی می‌تواند آنان را به اين خواسته‌ها برساند اما مهم خود آن خواسته بودند. برای اثبات اين حرف يک دليل کافی است و آن سخنرانی آيت‌الله خمينی در بهشت زهراست. ايشان در پاسخ به کدام خواست صحبت از مجانی شدن آب و برق و اتوبوس کردند؟ در پاسخ به کدام خواست صحبت از ويرانی شهرها و آبادی قبرستان‌ها کردند؟ آيا با مردمی مذهبی که انقلاب کرده بودند تا در راه خدا شهيد شوند و به بهشت بروند به گونه‌ی ديگری سخن نمی‌گويند؟ مثلا بايد چنين سخنانی بيان می‌شد:
ما آمده‌ايم تا قبرستان‌های سوت و کور را به بهشت‌زهراهای پر عطر شهيد تبديل کنيم. ما تمام ميدان‌های شهر را مزار شهيدان می‌کنيم. حتا در کوه و در توچال هم مزار شهيد درست می‌کنيم. نگران نباشيد تمام جوانان دسته‌ی گل شما را به‌زودی به حضور سالار شهيدان مشرف می‌کنيم. نام تمام کوچه پس‌کوچه‌های‌تان را به نام فرزندان شهيدتان مزين می‌کنيم. من می‌دانم شما انقلاب نکرديد که آب و برق‌تان مجانی باشد. آب و برق می‌خواهيم چه‌کار؟ ما آمده‌ايم تا حکم قرآن را اجرا کنيم. اتوبوس می‌خواهيم چکار ما حاضريم با شتر مسافرت کنيم اما حکم خدا را اجرا کنيم. دست دزد را قطع کنيم؛ زنان زانی را سنگ‌سار کنيم؛ ديوار بر سر مردان لوط‌کار خراب کنيم. اين محمدرضای خائن با دادن تغذيه رايگان بچه‌های شما را داشت شکمو بار می‌آورد تا روزه نگيرند. ما مردم روزه‌ايم. ما داشته باشيم هم نمی‌خوريم. اقتصاد مال گاو خر است...
و کلام آخر...
چيزی را می‌خواهم از عمق وجودم و ته ته دل‌ام بگويم... يک ماه زنده‌گی در سال‌های انقلاب به تمامی عمر 40 سال‌ام می‌ارزد. زيستن در ميان آن مردم مهربان که هر چه داشتند با همسايه خود تقسيم می‌کردند بدون آن که بپرسند مذهب‌ات چيست؟ اهل کجایی؟ به چه زبان سخن می‌گویی؟ همه با هم مهربان بودند و نشاط عجيبی در رگ‌های جامعه جريان داشت. در ماه‌هایی که حکومت شاه عملا از هم پاشيده بود و حکومت جديد هم هنوز مستقر نشده بود در مورد هر چيزی از وجود يا عدم وجود خدا تا مسايل اقتصادی و ديدگاه‌های مختلف می‌توانستی حرف بزنی... آزادی بيان بدون قيد و شرط وجود داشت و عجيب آن که هميشه ما را از آزادی می‌ترسانند که آزادی ضد امينت است ئ در آن ماها جامعه در امن‌ترين دوران خودش به سر می‌برد. قتل و دزدی در کمترين ميزان خودش بود.
آنقدر انقلاب را وارونه جلو داده‌اند که باور نمی‌کنيد در روز 22 بهمن دختران و پسرانی که هم‌ديگر را نمی‌شناختند هم را به آغوش می‌کشيدند و می‌بوسيدند و شاخه‌ی گل به هم می‌دادند.
من از اين که به سهم خودم در انقلاب بهمن حضور داشتم و در سال‌های بعد برای به انحراف کشيده نشدن‌اش تلاش کردم به خود افتخار می‌کنم. به دور از اشتباه نبودم بسيار خطا کردم اما مانند کودکی که بايد زمين بخورد تا راه رفتن بياموزد از زمين خوردن خود خجل نيستم و به اين که بارها زمين خوردم و باز برخاستم و به رفتن و رشد کردن انديشيدم و باورهای انسانی را در خودم پرورش دادم می‌بالم.

February 10, 2005 07:26 PM | TrackBack

minoo 18:22 @ Sat, 4 Jun 05

salam
man daneshjooye ulume siasi hastam va baraye tahghigham bedonbale manbaa hastam, aya shoma komakam mikonid?
momken ast ketabi darbareye siasate kharegie amrica dar daheye 90darghebale solhe khavaremiane moarefi konid?
sepasgozaram


minoo 18:22 @ Sat, 4 Jun 05

salam
man daneshjooye ulume siasi hastam va baraye tahghigham bedonbale manbaa hastam, aya shoma komakam mikonid?
momken ast ketabi darbareye siasate kharegie amrica dar daheye 90darghebale solhe khavaremiane moarefi konid?
sepasgozaram


جوان سوسیالیست 21:12 @ Sat, 12 Mar 05

دوست گرامی مهیار 111

من به سهم خودم چند نکته اجمالی در ارتباط با سوالات شما ذکر می کنم.

مارکسیست واقعی کسی است که دروهله نخست به علم رهایی طبقه کارگر آگاه شده باشد. این آگاهی ابتدا توسط مطالعه کسب می گردد. شناخت جامعه سرمایه داری و تضادهای درونی آن و راه برون رفت از بحران آن را تنها توسط کارل مارکس به بهترین نحوی توضیح داده است. کتاب کاپیتال اساس این شناخت و راه حل های را ارائه داده است. در جامعه سرمایه داری طبقه کارگر به مفهوم اعم کلمه نیروی کارش را در ازای دستمزدی که کمتر از ارزش کاری است که او انجام می دهد به سرمایه دار می فروشد. از این رابطه نابرابر سرمایه دار ارزش افرونه ساخته و صاحب ثروت می شود. این یک تناقض آشکار است: اکثریتی کار می کنند که اقلیتی در رفاه بسر برند. مارکس بر این اعتقاد بود که برای حل این تناقض آشکار و ایجاد یک جامعه عادلانه بایستی این اقلیت غیر مولد از دولت کنار رود و دولتی متشکل از اکثریت مردم تشکیل گردد تا بتواند تکالیف جامعه را حل کند. تنها دمکراسی و آزادی و برابری زن و مرد و اقتصاد با حساب و کتاب از این طریق امکان پذیراست.

اما در اینجا یک موضوع مهمی بوجود می آید. و آن اینست که این اقلیت که صاحب زر(ثروت و سرمایه) و زور (دستگاه سرکوب)؛ با زبان خوش کنار نمی رود. باید سرنگون شود. در نتیجه اکثریت جامعه ( کارگران زحمتکشان) باید تشکیلاتی بوجود آورند که تدارک این سرنگونی را بینند. آن تشکیلات حزبشان است.

اما این شناخت از جامعه تنها زمانی «واقعی» می شود که راه حل هایی برای آن پیدا شود. در اینجا نقش «مارکسیست واقعی» یا «مارکسیست انقلابی» مطرح می شود. مارکسیست واقعی آن کسی است که فقط تاریخ را ورق نزند بلکه تاریخ را بسازد. مارکسیست انقلابی کسی است که تنها حرف نزند که عمل هدفمند هم انجام دهد. مارکسیست واقعی کسی است که به جای کارگران سخن نگوید بلکه کارگران را برا ی کسب قدرت سازماندهی کند. مارکسیست واقعی کسی است که آگاهانه وقت و انرژی خود را در جهت سازماندهی حزب طبقه کارگر برای تسخیر قدرت بگذارد. کسانی که تنها حرف می زنند و شلوغ کاری می کنند و عمل هدفمند در جهت به قدرت رساندن اکثریت مردم انجام نمی دهند؛ مارکسیست واقعی نیستند.

مارکسیست های واقعی به کجا می خواهند برود؟ به جایی که اقتصاد با برنامه را بر اساس نیاز مردم سازمان دهند و نه بر اساس سود و کلاهبرداری. به جایی که آزادی و برابری ایجاد گردد. به جایی که یک دولت کارگری برای تدارک گذار به سوسیالیزم انجام گیرد. تا همه بتوانند آزادانه سخن بگویند و در رفاه اقتصادی بسر برند.

امیدوارم این توضیحات کوتاه پاسخی باشد به سوالات مهیار عزیز. اگر کافی نبود می توانم منابعی هم معرفی کنم.


جوان سوسیالیست 21:10 @ Sat, 12 Mar 05

دوست گرامی مهیار 111

من به سهم خودم چند نکته اجمالی در ارتباط با سوالات شما ذکر می کنم.

مارکسیست واقعی کسی است که دروهله نخست به علم رهایی طبقه کارگر آگاه شده باشد. این آگاهی ابتدا توسط مطالعه کسب می گردد. شناخت جامعه سرمایه داری و تضادهای درونی آن و راه برون رفت از بحران آن را تنها توسط کارل مارکس به بهترین نحوی توضیح داده است. کتاب کاپیتال اساس این شناخت و راه حل های را ارائه داده است. در جامعه سرمایه داری طبقه کارگر به مفهوم اعم کلمه نیروی کارش را در ازای دستمزدی که کمتر از ارزش کاری است که او انجام می دهد به سرمایه دار می فروشد. از این رابطه نابرابر سرمایه دار ارزش افرونه ساخته و صاحب ثروت می شود. این یک تناقض آشکار است: اکثریتی کار می کنند که اقلیتی در رفاه بسر برند. مارکس بر این اعتقاد بود که برای حل این تناقض آشکار و ایجاد یک جامعه عادلانه بایستی این اقلیت غیر مولد از دولت کنار رود و دولتی متشکل از اکثریت مردم تشکیل گردد تا بتواند تکالیف جامعه را حل کند. تنها دمکراسی و آزادی و برابری زن و مرد و اقتصاد با حساب و کتاب از این طریق امکان پذیراست.

اما در اینجا یک موضوع مهمی بوجود می آید. و آن اینست که این اقلیت که صاحب زر(ثروت و سرمایه) و زور (دستگاه سرکوب)؛ با زبان خوش کنار نمی رود. باید سرنگون شود. در نتیجه اکثریت جامعه ( کارگران زحمتکشان) باید تشکیلاتی بوجود آورند که تدارک این سرنگونی را بینند. آن تشکیلات حزبشان است.

اما این شناخت از جامعه تنها زمانی «واقعی» می شود که راه حل هایی برای آن پیدا شود. در اینجا نقش «مارکسیست واقعی» یا «مارکسیست انقلابی» مطرح می شود. مارکسیست واقعی آن کسی است که فقط تاریخ را ورق نزند بلکه تاریخ را بسازد. مارکسیست انقلابی کسی است که تنها حرف نزند که عمل هدفمند هم انجام دهد. مارکسیست واقعی کسی است که به جای کارگران سخن نگوید بلکه کارگران را برا ی کسب قدرت سازماندهی کند. مارکسیست واقعی کسی است که آگاهانه وقت و انرژی خود را در جهت سازماندهی حزب طبقه کارگر برای تسخیر قدرت بگذارد. کسانی که تنها حرف می زنند و شلوغ کاری می کنند و عمل هدفمند در جهت به قدرت رساندن اکثریت مردم انجام نمی دهند؛ مارکسیست واقعی نیستند.

مارکسیست های واقعی به کجا می خواهند برود؟ به جایی که اقتصاد با برنامه را بر اساس نیاز مردم سازمان دهند و نه بر اساس سود و کلاهبرداری. به جایی که آزادی و برابری ایجاد گردد. به جایی که یک دولت کارگری برای تدارک گذار به سوسیالیزم انجام گیرد. تا همه بتوانند آزادانه سخن بگویند و در رفاه اقتصادی بسر برند.

امیدوارم این توضیحات کوتاه پاسخی باشد به سوالات مهیار عزیز. اگر کافی نبود می توانم منابعی هم معرفی کنم.


مهیار 19:41 @ Wed, 9 Mar 05

با سلام
یک مقدار برایم توضیح بدهید که مارکسیست واقعی کیست ؟چه مشخصه ای دارد؟ نهایتا به کجا می خواهد برود؟


جوان سوسیالیست 5:22 @ Fri, 25 Feb 05

دوست گرامی اردشير ۱۰۹
با تشکر
کارنامه سوسیالیست های انقلابی بخش ۳ و ۴ نا تمام است. امیدواریم در دوره بعد آنرا را کامل کنیم.
از بابک زهرايی اطلاعی نداريم احتمالا کار سياسی را کنار گذاشته است.
درست است در دوره انقلاب رفقای ما در مقابل دانشگاه ميز کتاب می گذاشتند و مورد بی مهری بسياری از دوستان استالینیيست قرار می گرفتند. اما جوانان امروز در جستجویی حقایق هستند. امیدوار کننده است. کثافات استالینیستی از جامعه رخت بسته است.
به امید روزی که تمام گرایشات فکری به شکل أزادانه و بدون سرکوب نظریات خود را برای یافتن راه جلهای احتماعی ارائه دهند. آن روز دور نخواهد بود.


ardeshir 4:02 @ Wed, 23 Feb 05

جوان سوسياليست عزيز. از اطلاعات شما در مورد کارنامه و تاريخ تشکيلات شما تشکر فراوان ميکنم. اما قسمت ۳و ۴اين تاريخچه در سايت شما قابل دسترس نبود ؟ لطفا راهنمايی کنيد. در ضمن آيا اطلاعات جديدی در مورد سرنوشت بابک زهرايی داريد. من يکی از سخنرانی های او را بعد از انقلاب بياد دارم. سخنران فوق العاده پرشور و ماهری بود. و استعداد او بر همه تاثيرگذار بود. از اين لحاظ ميتوان او را با م. حکمت مقايسه کرد. من نشريه «چه بايد کرد ؟» را هم بياد دارم . رفقای شما در آن سال ها ميز کتاب جلوی دانشگاه داشتند. متاسفانه اکثر چپ ها تحت تاثير تبليغات استالينيستی و از طرفی فقر سياسی زياد تمايل به بحث با «مخالفان استالين» نداشتند !!! اميدوارم که در آينده فرهنگ سياسی بهتری داشته باشيم.


جوان سوسیالیست 0:12 @ Mon, 21 Feb 05

نظر رهبر سابق حکا در مورد تروتسکیزم خطلب به نوشته های منصور حکمت

".... به همين ترتيب تروتسکيزم را هم، بدون اينکه نظرات تروتسکی و يا خط پيروان کنونی وی را مورد يک ارزيابی و نقد مشخص قرا بدهد، يک راست به رويزيونيسم منتسب می کند. چنين انتسابی، صرفنظر از اينکه خود محل ترديد و اشکال دار است، در عين حال هيچ چيزی هم راجع به ماهيت واقعی اين جريان نمی گويد و چيزی را روشن نمی کند" (ص 14).

عبدالله مهتدی «افق سوسياليسم»، شماره ی 2، تير 75


جوان سوسیالیست 23:59 @ Sun, 20 Feb 05

شعار جمهوری دموکراتیک

در «برنامه اتحاد مبارزان کمونیست فرودین 1360» (ص 25 ) و در «برنامه حزب کمونیست ایران – مصوبه کنگره موسس شهریور 1362» (ص 31 ) پس از اتحاد با کومله شعار جمهوری دموکراتیک توسط منصور حکمت ارائه داده شد. با توجه به اینکه مهمترین محور یک حزب سیاسی برنامه آنست اين سوال طرح می شود که چرا منصور حکمت و ساير رهبری حزب کمونیست ایران اين شعار را در برنامه خود جای دادند با وصف اينکه خواهان انقلاب سوسياليستی بودند.

پس از انشعاب حککا از حکا و انشعاب مجدد در حکا يکی از رهبرا ن و همرزمان سابق منصور حکمت آقای عبدالله مهتدی برنامه سابق خود را نقد کرد. مقاله زير نقدی است به نظربات عبدالله مهتدی در همين زمينه.

خواندن آنرا برای روشن شدن این مبحث و بحث پیرامون آن توصیه می کنم.

در باره شعار جمهوری دموکراتیک


جوان سوسیالیست 23:12 @ Sun, 20 Feb 05

کارنامه سوسیالیست های انقلابی ایران


جوان سوسیالیست 16:06 @ Sun, 20 Feb 05

اردشير ۱۰۳ عزيز
با تشکر از کامنت شما
اول می خواستم بگويم که در انتظار پاسخ حککا و منوچهر ژندی فر نباشید. اینها پاسخی ندارند در این موارد بدهند. اتهام زنی ، لجن پراکنی و اشاعه اکاذیب پاسخی منطقی و علمی ندارد.
دوم، آقای منصور حکمت تعلیمات مارکسیستی خود را بین سال 1973 تا 1978 در انگلستان در کنار تروتسکیست ها مانند دیوید یفیی (اقتصاد دان مارکسیست) آموخت. از این رو زمانی مائوئیست ها به او می گویند «تروتسکیست» مظورشان اعتقادات او به تز انقلاب سوسیالیستی و انقلاب مداوم است. و نه اینکه او عضو یک گروه تروتسکیستی است. از منظر مائوئیستها هر که انقلاب دموکراتیک خلق (یعنی تز سازش طبقاتی یا 4 طبقه مائو را نپذیرفت) تروتسکیست است!
دوم، بر خلاف نظریات آقای منوچهر ژندی فر؛ حکمت با نظریات تز انقلاب مداوم وارد ایران شد؛ اما به عنوان یک ماجراجوی سیاسی و بی پنسیپ برای نفوذ در جریانا ت شبه مائوئیستی مانند کومله و «خط 3» نظریات انقلاب دموکراتیک خلق را در برنامه گروه خود حفظ کرد. تنها راه حل این تناقض این بود که چند تا فحش و ناسزا گویی به تروتسکی و تروتسکیزم بدهد تا پوششی باشد برای دخالت در میان گرایش های مائوئیستی با همان عقاید تروتسکیستی. از اینرو است که بیچاره آقای منوچهر ژندی فر دچار تناقض گویی شده است. از یک طرف به درستی می گوید که حکمت به نظریه انقلاب سوسیالیستی اعتقاد داشته و از طرف دیگر طرح انقلاب دموکراتیک در برنامه و نوشته ها او را کتمان می کند و در عین حال بدون داشتن کوچکترین اختلافی با نظریات تروتسکی؛ مجبور می شود اتهام زنی های حزب توده علیه تروتسکی را تکرار کند. اکنون هم در سکوت مرگ باری فرو رفته است!
سوم؛ بله متاسفانه گرایش بابک زهرایی لطمه بزرگی بر جنبش تروتسکیستی ایران زد. اما رفقای ما 3 ماه پس از قیام شدیدترین انتقادات را به گرایش او انجام دادند و از حزب او و بین الملل چهار جدا شدند. برای مطالعه کارنامه سوسیالیست های انقلابی رجوع کنید به لینک زیر:
http://www.kargar.org/Karnameh.htm
ما هیچگاه از تروتسکی و جریانات تروتسکیست پیامبر نساختیم. مسئله ما در وهله نخست سازماندهی انقلاب سوسیالیستی و تدارک امر رهایی زحمتکشان ایران است. در این راه با عقاید مارکس و تروتسکی آشنا شده و جوانب مثبت آنرا برای انقلاب ایران استفاده می کنیم. بهیجوجه تروتسکیزم برای ما بت نیست. ایراد زیادی به جریانات تروتسکیستی داریم. خود تروتسکی هم در مورد تشکیل حزب پیشتاز انقلابی در اوائل دچار اشتباه شد. اما در این حال واقعیت را نیز بیان می کنیم. و به جریانات فرصت طلب و ماجراجو مانند دارو دسته منصور حکمت که در حال تخریب دستاوردهای انقلابی جنبش کمونیستی بین المللی هستند اجازه نخواهیم داد که هر مزخرفی را علیه رهبران جنبش کمونیستی بگویند و در ضمن عقاید همانها را به سرقت برده و به نام خود ارائه دهند. این فرصت طلبی است. ما با گرایش های خرده بورژوا و حریانات استالینیست مقابله سیاسی خواهیم کرد. زیرا این گرایشات استالینیستی/مائوئیستی/سانتریستی (سازمان های سنتی) از مسببین اصلی شکست انقلاب اخیر ایران بودند.

با تشکر


جودي آبوت 22:58 @ Fri, 18 Feb 05

مطمئنن من در سال 57 حضور نداشتم تا انقلاب رو ببينم اما هميشه خيلي دلم ميخواست راجع به انقلاب بدونم ،ولي خوب منبع دسترسي به اين اطلاعات خيلي وجود نداره و اگه هم باشه آدم خيلي نميتونه مطمئن باشه از بابت درست بودن اطلاعات،بالاخره 26سال از اون موقع ميگذره و مردم ايران هم كه خداي يك كلاغ چل كلاغ ند. ميدونيد بااينكه خيلي از مردم اين انقلاب رو سركوب ميكنند به خاطر نتيجه اي كه الان ميبينند ،اما من نسبت به اين انقلاب يه حس خوب دارم .نتيجه ش اهميت نداره برام خيلي ،اون اتحاد رو مقدس ميدونم،اون يكپارچگي رو . فيلمهاي انقلاب رو دوست دارم ببينم و سرودهاي انقلابي رو ، گرچه گاهي از طرف دوستانم تحقير ميشم به خاطر اين موضوع . انقلاب كردن رو دوست دارم و انقلابي بودن رو ، افتخار ميكنم به خانواده اي كه اكثرشون انقلابي بودن، و دلم ميخواد مردم ايران عوض اينكه اينهمه به اومدن امريكا و جنگ عليه حكومت فكر كنن به انقلاب فكر كنن ، به اينكه خودشون دست به كار بشن. شايد بچهگانه به نظر برسه اما من دوست دارم كه انقلابي باشم كه انقلاب كنم برعليه چيزايي كه آزارم ميدن. كاش بچه هايي كه الان توي مدرسه ميبينم عوض پوشيدن لباس امريكن و فقط حرف زدن راجع به اينكه اگه امريكا حمله كنه به ايران چه آزادي هايي پيدا ميكنن ،به اين فكر ميكردن كه حمله ي امريكا به ايران چه بديهايي داره ، چه خسارتهايي به بار مياره ، كاش به اين فكر ميكردن كه خودشون دست به كار شن ، كه خودشون يه كاري بكنن ، نه اينكه همش به فكر يه كمك خارجي باشن ، فقط حرف بزنن،فقط...


ardeshir 5:46 @ Thu, 17 Feb 05

جوان سوسياليست عزيز . بحث جالب شما را با آقای ژندی فر مطالعه کردم. با توجه به تحريفات و تبليغات مغرضانه استالينيست ها عليه تروتسکی ، برداشت منصفانه از تروتسکی بعنوان تئوريسين برجسته راحت نيست. برای نمونه مثلا تروتسکی مطالبی در مورد انقلاب پی گير در زندان تزاری و بعد از انقلاب نافرجام ۱۹۰۵ می نوشت و بعد ها با پس وپيش کردن نقل قول و يا مطالبی که ربطی به انقلاب ۱۹۱۷نداشت پروپاگانداعليه اوبه عنوان ضدانقلاب راه می انداختند . در هر صورت تروتسکی اشاراتی به « تدارک » « جامعه سوسياليستی بين اللملی» کرده بود و مخالفانش اين را تعبير به تسليم طلبی عليه بورژوازی به بهانه تدارک انقلاب جهانی کردند.
متاسفانه حمايت بخش قابل توجهی از تروتسکيست های ايرانی به رهبری بابک ذهرايی از ج.اسلامی در اوايل انقلاب به بدبينی جنبش چپ نسبت به تروتسکيست ها بی تاثير نبود.از طرفی روش های غير دمکراتيک سايت روزنه از انتشار نظريات مخالف حککا [ واز جمله تروتسکيست ها ] ريشه در همان سبک فکری استالينيستی دارد.لذا بعنوان خواننده بيطرف و تا حدی کم آگاه مشتاق خواندن پاسخ های اعضای حککا هستم.
.در آخر نکته جالب اينجاست که مائوئيست های ايرانی يعنی حزب کمونيست ايران ( م.ل.م ) و استالينيست های ايرانی يعنی حزب کار ايران [ توفان ] حزب کمونيست کارگری را به« انحرافات تروتسکيستی » متهم ميکنند.
( قابل توجه هست که توفانی ها همچنان به استالين کبير !! به عنوان رهبر واقعی پرولتاريا افتخار ميکنند !!!!؟؟؟. ) شاد و موفق باشيد !


جوان سوسياليست 19:01 @ Tue, 15 Feb 05

انقلاب مداوم و تحریفات منوچهر ژندی فر (حزب کمونیست کارگری)

منوچهر 100 در پاسخ به سوالی می گوید که: ".. تروتسکی به يک انقلاب جهانی اعتقاد دارد؛ که همزمان در يکسری کشورهای پيشرفته رخ ميدهد.اين عين پاسيويسم و حواله دادن انقلاب سوسياليستی به محال است.اين خط بطلان و پاسيويسم را در تمامی جريانات تروتسکيسم ميشود ديد..."

این ادعا یک تحریف تاریخی است که توسط سخنگوی حککا در وبلاگ شبح ارائه داده می شود. این جعلیات تاریخی سنتا توسط سران حزب توده به تروتسکیزم زده شده است. در زیر به چند نمونه از این جعلیات تاریخ اشاره می کنم و آنرا با ادعاهای آقای منوچهر ژندی فر مقایسه کنید:

احسان طبری می نويسد: "... او [تروتسکی] که هرگز لنينيسم را درک نکرده بود با تعبير غلط و غيرمارکسيستی از مفهوم "انقلاب مدام"، انقلاب اکتبر را تنها بعنوان "تکان دهنده ی انقلاب پرولتری در اروپای باختری توصیف می کرد. "انقلاب مداوم" در مارکسیسم در شرایط تاریخی مورد بحث عبارت بود از سیر انقلاب بورژوا دمکراتیک به سوی انقلاب سوسیالیستی و اجرا انقلابات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی برای تحول بنیادی جامعه و نه به معنای تازاندن مصنوعی انقلاب در قاره اروپا." ("يادآوری" احسان طبری بر ترجمه فارسی، 10 روزی که دنيا را لرزاند، نوشته جان ريد، انتشارات حزب توده ی ايران، 1354.)

"این اندیشه انقلاب مسلسل يا انقلاب پايه دار که تروتسکی ا حرارت از آن دفاع می کرد از بی اعتقادی وی به نيروی خلق های روسيه در پشتيبانی از انقلاب ناشی می شد. در واقع تروتسکی بقای انقلاب روسیه را در گرو ایجاد سلسله انقلابات اروپائی میدانست و این بکلی با نظر لنین مبنی بر اینکه پیروزی انقلاب با اتکاء به نیروی خلق در یک کشور واحد امکان پذیر است مغایرت داشت...." (یادداشت حزب توده به کتاب جان رید ص 101).

کاملا روشن است که دیدگاه های منوچهر ژندی فر از کجا سرچشمه گرفته است. آقای ژندی فر و سایر اعضای حککا در هیچ جایی از کتاب های متعدد تروتسکی چنین ادعای پوچی را نخواهند یافت. در انتظار اثبات چنین ادعایی نباید نشست.

واقعیت چه بود؟

پس از انقلاب اکتبر 1917 مسئله گسترش انقلاب به سایر کشورهای اروپایی به یکی از موضوعات روز مبدل شد. بحثهایی که متکی بر نظریات بلشویک ها بنا گذاشته شده بودند. در یکی از این سخنرانی ها تروتسکی اشاره می کند که:

"...در این باره من باید بگویم که اگر زمام اروپا همچنان در دست بورژوازی امپریالیستی باقی بماند، در آنصورت روسیه انقلابی در هر حال به ناچار معدوم خواهد شد. از دو حال خارج نيست: يا انقلاب روسيه جنبش انقلابی را در اروپا بر می انگیزد، یا دول اروپائی انقلاب روسیه را خفه می کنند. (سخنرانی تروتسکی نقل در کتاب جان رید)

این حرف، که البته هیچ ربطی به تازاندن مصنوعی [؟!] انقلاب به اروپا ندارد، برخلاف فهم استالینیست ها سابق (مانند حزب توده) و سانتریست های مدرن (مانند حکاکا) به منزله یک پیش بینی رمل و اسطرلابی زده نمی شد، بلکه بر اساس گرایش عینی مبارزات طبقاتی جهت گیری یک دولت کارگری انقلابی را تعیین می کرد. بر علیه منشویک ها و جناحی از خود حزب که نیروی انقلاب را در ائتلاف و سازش طبقاتی می جستند، بلشويک ها نيروی انقلاب را در مبارزه ی پرولتاريای جهانی می جستند و انقلاب خود را سرآغاز عصر انقلاب های سوسیالیستی در دنیا می دانستند. نه موضع تروتسکی و نه موضع لنین یا هر رهبر دیگری از بلشویک ها این نبود که مداوم بودن انقلاب به این معنی است که انقلاب جهانی در همه ی کشورها در یک لحظه رخ خواهد داد و بنابراین باید در هیچ کشوری انقلاب نکرد تا این لحظه ی موعود فرا برسد. اگر موضع این بود معلوم نیست اصلاً چرا قیام اکتبر را سازمان دادند. این کاریکارتوری است که استالینیزم از انقلاب مداوم ساخت، بدون اینکه تا بحال در هیچ یک از نوشته های تروتسکی نمونه ای از چنین موضعی ارائه دهند. انقلاب سوسیالیستی هرگز صرفاً به معنی کسب قدرت بدست پرولتاریا نبوده است. کسب قدرت فقط نخستین قدم در این راه است و پیروزی کامل این انقلاب، یعنی ساختن جامعه ی سوسیالیستی بدون طبقه، مستلزم تداوم انقلاب است هم به معنی بسط آن در سطح جهانی و هم به معنی بسط آن در کلیه سطوح زندگی اجتماعی. بقول خود تروتسکی "انقلاب سوسیالیستی در زمینه ملی آغاز میگردد ولی نمی تواند در این زمینه تکمیل گردد. "(انقلاب مداوم، ص 24، 1353) و این دقیقاً همان موضع لنین و حزب بلشویک بود. مسأله ای که بلشویک ها با آن روبرو بودند این نبود که اگر ارتجاع در اروپا پیروز گردد انقلاب روسیه تا چه حد معدوم خواهد شد. آیا کاملاً و تماماً دستآوردهای انقلاب منهدم شده، ارتجاع بورژوائی بازخواهد گشت و یا اگر نه تا چه حد؟ اینکه پیروزی ارتجاع در اروپا دقیقاً چه تأثیری بر انقلاب روسیه می گذاشت، يعنی تا کجا انقلاب را پس می راند، از قبل قابل پيش بینی نبود و فقط توازن نیروها در طی خود مبارزه ی طبقاتی تعیین کننده ی آن می بود. مسأله بلشویک ها این بود که چگونه از پیروزی ارتجاع در اروپا جلوگیری کنند، به چه نحوی بیشترین و مؤثرترین کمک را به بسط انقلاب در اروپا برسانند زیرا این بسط انقلاب بود که مؤثرترین راه دفاع از خود انقلاب اکتبر بود، و "تکمیل انقلاب سوسیالیستی" و جهت عینی مبارزات طبقاتی دقیقاً در این راستا بود. لنین خود در نوشته های متعددی همین نظر را بیان داشت. بطور مثال در گزارش سیاسی کمیته مرکزی به هفتمین کنگره حزب کمونیست روسیه (بلشویک) در مارس 1918 چنین گفت: ".... تاریخ اکنون ما را در موقعیت دشواری قرار داده است، در بحبوحه ی کار سارمانی بی سابقه دشواری، ناچاریم از تجربه شکستهای تلخی بگذریم. از نظرگاه جهانی- تاریخی که بنگریم، اگر انقلاب ما تنها بماند، اگر جنبش های انقلابی در سایر کشورها بوجود نیایند، بی شک هیچگونه امیدی به پیروزی نهائی این انقلاب نیست. زمانی که حزب بلشویک به تنهائی اقدام به این کار کرد، با این اعتقادِ محکم بود که انقلاب در تمام کشورها در حال رشد است و بالاخره- اما نه از ابتدا- هر چقدر مشکلاتی هم در راهمان باشد، هر چند شکست هائی هم در پیش داشته باشیم، انقلاب سوسیالیستی جهانی فرا خواهد رسید، رشد خواهد کرد، زیرا که در حال رشد است و به رشد کامل خواهد رسید. تکرار میکنم، نجات ما از تمام این مشکلات در انقلاب سراسر اروپا است. "و چند کلام بعد" بهرحال، تحت تمام شرایط قابل تصور، اگر انقلاب آلمان فرا نرسد، ما معدود خواهیم شد." (کلیات آثار لنین، به انگلیسی، جلد 27، صفحات 94،95،98)

نه تنها لنین، بین الملل کمونیست هم تا چهارمین کنگره اش بر این عقیده بود:
"چهارمین کنگره ی جهانی به پرولترهای تمام کشورها خاطر نشان می سازد که انقلاب پرولتری هرگز در یک کشور به پیروزی کامل نخواهد رسید، بلکه می باید در سطح بین المللی، به مثابه ی انقلاب جهانی، پیروز گردد." (از قطعنامه چهارمین کنگره کمینترن در باره ی "پنج ساله ی انقلاب روسیه"، متن انگلیسی، گردآورنده Jane Degras، چاپF. Cass ، 1971، جلد اوّل، ص 444).

فقط پس از شکست موج انقلاب و تحکیم ارتجاع بورژوائی در اروپا بود که تحت این فشار عظیم امپریالیزم، از دست رفتن قشر وسیعی از آگاه ترین کادرهای کارگری در طی جنگهای داخلی، رشد و تحکیم بورکراسی ، و بالاخره غصب حاکمیت سیاسی توسط این بورکراسی "نئوری" ساختمان سوسیالیزم در یک کشور (حتی به سرعت لاک پشت)، ساخته و پرداخته شد. این "تئوری" که با هرگونه تجزیه و تحلیل علمی (مارکسیستی) انکشاف نیروهای مولده و فراشد مبارزه طبقاتی در سطح جهانی مغایرت داشت، تنها می توانست به ارتجاعی ترین سیاست ها بینجامد. تروتسکی از همان ابتدای طرح این "تئوری" مبارزه شدیدی علیه آن آغاز کرد و مدتها قبل از آنکه این سیاست ها واقعاً تحقق یابند دقیقاً با بررسی منطق این گرایش این نتایج را پیش بینی کرد. در انتقاد خود از پیش نویس برنامه کمینترن که به سال 1928 توسط بوخارین نوشته شده بود و برای طرح در کنگره ششم کمینترن (ژوئیه- سپتامبر 1928) ارائه شد، تروتسکی چنین نوشت (ژوئن 1928): "دکترین نوین اعلام می دارد که صرفاً اگر مداخله ای رخ ندهد سوسیالیزم می تواند بر مبنای یک دولت ملی ساخته شود. از این می تواند و می باید (علیرغم تمام اظهارات پر آب و تاب پیش نویس برنامه) سیاست سازشکارانه ای نسبت به بورژوازی خارجی با هدف دفع مداخله منتج شود، زیرا که این چنین سیاستی ساختمان سوسیالیزم را تضمین خواهد ساخت، یعنی مساله تاریخی عمده را حلّ خواهد گرفت؛ تکليف احزاب کمينترن در نتيجه ماهيتی کمکی به خود خواهد گرفت؛ رسالت آنان حفاظت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از مداخله و نه مبارزه برای کسب قدرت می شود. البته مسأله، مسأله نیات ذهنی نیست، بلکه منطق عینی تفکر سیاسی است." (ترجمه ی انگلیسی، در بین الملل سوم پس از لنین، پاث فایندرپرس، 1970، ص 61) و در مقدمه ترجمه ی آلمانی کتاب خود، انقلاب مداوم، در 29 مارس 1930: "به این دلیل است که کل مفهوم استالینیستی در واقع به سمت انحلال بین الملل کمونیست می رود. و جداً، اگر سرنوشت سوسیالیزم بخواهد توسط بالاترین مقام ممکن- کمیسیون برنامه ریزی دولتی در ا-ج- ش-س- تصمیم گرفته شود، اهمیت تاریخی آن [کمینترن] چه خواهد بود؟ در آن صورت، تکلیف کمینترن، همراه با "رفقای اتحاد شوروی" انگشت نما، حفاظت از ساختمان سوسیالیزم در مقابل مداخله خواهد بود، یعنی، در واقع، ایفای نقش مرزبانان". (از ترجمه فارسی، کندوکاو شماره 3، ص 54) 13 سال بعد این پیش بینی تروتسکی هم به تحقق پیوست: در 10 ژوئن 1943 انحلال کمینترن رسماً اعلام شد.

آقای منوچهر ژندی فر یا باید ادعاهای خود را مبنی بر نظریات تروتسکی اثبات کند یا اتهامات بی اساس را پس گیرد.

آقای ژندی فر در همان کامنت 100 می گوید:.." (تروتسکسیت ها) تماما از صبح تا شب کارگر کارگر ميکنند ولی برای امروز و معضلات هرروزه کارگران هيچ جوابی ندارند.. مشغله آنها پشت پا گرفتن از جريانات جدی است که خواهان تغييری در زندگی مردم و طبقه کارگر هستند.فعلا همين." اگر جریانات جدی (حتما منظور حککا است) دست از جعل و تحریف تاریخ بردارد و تحت لوای «کمونیسم» و «کارگری» با جریانات راست اتحاد نکند و تزهای من درآوردهی «سناریو سفید سیاه» (اتحاد با سلطنت طلبان و نیروی بورژوا) را زیر لوای "اومانیسم" جا نزند؛ نظریات مائوئیستی رهبر خود را به عنوان آخرین کلام در مارکسیزم قالب نکند و...... باور کنید، هیچ پشت پایی برای آنها گرفته نخواهد شد! شما دوستان به عنوان یک نیروی فشار می توانید با متحدان نوین به زندگی بی درد سر ادامه داده و در تخیلات خود نقشه حکومت را در سر بپرورانید. هیچ کس با شما کاری ندارد. اما نه با نام کمونیزم و طبقه کارگر! کمونیست های واقعی این ادعا های پوچ شما را افشا خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که خیانت دیگر تحت لوای مارکسیزم و کمونیزم و طبقه کارگر (همانند خیانت حزب توده) تکرار گردد.

این درست است که حککا به عنوان یک گرایش عمدتا در خارج از کشور به فعالیت های دفاعی از پناهندگان و زنان و غیره دامن می زند (این فعالیت ها همه قابل تقدیر هستند). اما این فعالیت های را هر گروه فشاری در خارج می تواند انجام دهد و الزاما صحیح بودن خط سیاسی و انقلابی گری آن گروه را نشان نمی دهد. در مورد اینکه گرایش های سوسیالیستی انقلابی هیچ کاری نمی کنند باید گفته شود که این هم یک تحریف است.

برای نمونه در دفاع از کارگران سقز چند ماه پیش فعالان ما در «کمیته اقدام کارگری» با هماهنگی «شبکه همبستگی کارگری» دست به یک سلسله اقداماتی زد و منتظر حمایت سایر گروها مانند حککا بود که متاسفانه کمترین حمایت ها از طرف از گروهای موجود را دریافت نکرد. تعداد زیادی از گروهای سیاسی شب قبل از آغاز محاکمات به دور هم گرد آمده وشب همبستگی برگذار کردند. و اما در روز همبستگی، وقتی که همزمان در کشور هایی از سه قاره جهان بیش از 700 نفر در یک روز، متحدین بین المللی جنبش کارگری ایران در مقابل سفارتخانه های رژیم سرمایه و هرکدام با جمع آوری هزاران امضاء کارگران در جهان، به اعتراض این محاکمات برخواستند، این دوستان ظاهراً به دلیل بی خوابی ناشی از شب زنده داری شب گذشته در خواب بودند، و حتی یکی از دهها تظاهرات اعتراضی را در سایتهای و نشریات خود منعکس نکردند. تنها عده تظاهرات فعالین چپ در یکی از شهر های پاکستان به مراتب بیش از آن عده ای بودند که این گروها در مجموع در شب همبستگی توانسته بودند همبسته کنند.

از کراچی تا مکزیکو سیتی، از لاهور تا میلان و... عده زیادی از متحدین جنبش کارگری ایران با در دست داشتن عکس ها و اسامی فعالین تحت محاکمه خواهان رفع اتهام و آزادی بی قید و شرط آنها شده بودند. اما باز متاسفانه و بدبختانه عده زیادی از همین گروه ها مانند حککا حتی حاضر نشدند این اعتراضات را به عنوان خبر مهم منعکس کنند. چنان تیغ سانسور مخوفی را بر انعکاس این اخبار حاکم کردند که هر حداقل امیدی برای یک اتحاد عمل وسیع در خارج را به نامیدی کامل مبدل کردند. این نوع سانسور و حذف گرایی در مورد تظاهرات در حمایت از کارگران ایران را فقط در نشریات و سایت های رژیم جمهوری اسلامی می توانست یافته شود. این همه تنگ نظری خرده بورژوایانه، حتی به قیمت بی پشتوانه کردن جنبش کارگری در ایران، با این همه ادعای فعالیت در حوزه جنبش کارگری هیچ تناسب و سنخیتی ندارد. اکنون آقای منوچهر ادعا می کند که فقط حزب خودشان در راس کارهای کارگری قرار گرفته و دیگران فقط پشت پا می گیرند. به حق و انصاف که آقای منصور حکمت شما دوستان را خوب در آداب «کمونیستی» تعلیم داده است!

فعالیتهای دفاع از کارگران ایران

به سایر مباحثات آقای منوچهر ژندی فر در مورد تزهای راست و فرصت طلبانه منصور حکمت در مورد جمهوری دموکراتیک خلق و برنامه حزب کمونیست ایران بعدا اشاره خواهم کرد.


راستگو 6:32 @ Tue, 15 Feb 05

منوچهر ۱۰۰ گرامی
مجددا از زحمتی که کشيدید سپاسگزارم

مقاله اسطوره بورژوازی را خواندم نکات جالبی دارد که به آن بعدا به آن می پردازم. اما دوست عزیز مسئله بر سر اینست که با وجود تغییر موضع لیدرهایتان از تز راست روانه و به قول منصور حکمت خلقی (و مائوئیستی) جمهوری دموکراتیک که در سال 1357 توسط لیدرهایتان طرح شد و متعاقبا بحث هایی که نشان دهنده گسست از آن مواضع است، کماکان در «برنامه اتحاد مبارزان کمونیست فرودین 1360» (ص 25 ) همان موضع طرح شده است. اضافه بر آن در «برنامه حزب کمونیست ایران – مصوبه کنگره موسس شهریور 1362» (ص 31 ) پس از اتحاد با کومله هنوز همان موضع در برنامه که مهمترین بخش سیاسی یک جزب است درج شده است. به عبارت دیگر از سال 1357 تا 1362 (و احتمالا تا اتشعاب از حزب کمونیست ایران) این تز راست روانه در برنامه لیدرهای شما بوده است. مگر به قول شما لیدرهای شما تمام متون اقتصاد مارکسیستی را مطالعه نکردند و مقالات متعدد علیه این تز ننوشتند؟ پس چرا از برنامه شان این مطلب حذف نشد؟ مایلم نظر شما را بدانم.

در مورد انقلاب مداوم تروتسکی از آنجایی که شما که مجققا این کتاب را با دقت خواند ه اید، لطفا زحمت کشیده بفرمائید در کدام فصل و صفحه کتاب انقلاب مداوم تروتسکی چنین سخن را نوشته که گویا انقلاب قرار است "همزمان در يکسری کشورهای پيشرفته رخ" دهد؟ این لطف شما زحمت مرا کم خواهد کرد.

بسیار ممنون می شوم.


منوچهر ژندی فر 23:40 @ Mon, 14 Feb 05

راستگوی عزيز.
من کی اينها را که تو از من نقل قول کردی نوشتم.نقل قول تو:"شما می گوید که علتی که منصور حکمت به مواضع راست روانه طرح شعار جمهوری دموکراتیک رسید این بوده که به اندازه کافی مطالعات افتصادی نداشته است. اما به محضی که این مطالعات را انجام می دهد متوجه می شود که انقلاب آینده ایران یک انقلاب سوسیالیستی است. لطفا بفرمائید که به طور مشخص در چه تاریخی به این نتیجه می رسد؟"(ببخشید ولی از این نقل قولت حدس میزنم که هنوز اسطوره بورژوازی را نخوانده ای)من گفتم این نقد به یک نگرش بود که دامن همه را گرفت٫من ننوشتم منصور حکمت راست بود٫شاید این برداشت تو است٫ولی اینرا من ننوشتم٫در ضمن در زمینه اقتصاد حکمت یکی از نادر ترینها بود٫حتا در عرصه جهانی).منصور حکمت در همان زمان هم پیشرو ترین نظر را داشت.جدیترین نقد را در عرصه اقتصاد و فلسظه به این نگرش انجام داد(دقت کن میگویم نگرش).در همان کتاب اسطوره بورژوازی ملی و مترقی به سئوالات تو پاسخ گفته شده.که جرا مرحله انقلاب سوسیالیستی است.چون سیستم سرمایه داری است.
در مورد انقلاب مداوم تروتسکی اگر خيلی خلاصه بخواهم بگويم:تروتسکی به يک انقلاب جهانی اعتقاد دارد٫که همزمان در يکسری کشورهای پيشرفته رخ ميدهد.اين عين پاسيويسم و حواله دادن انقلاب سوسياليستی به محال است.اين خط بطلان و پاسيويسم را در تمامی جريانات تروتسکيسم ميشود ديد٫اينها تماما از صبح تا شب کارگر کارگر ميکنند ولی برای امروز و معضلات هرروزه کارگران هيچ جوابی ندارند.تنها مشغله آنها پشت پا گرفتن از جريانات جدی است که خواهان تغييری در زندگی مردم و طبقه کارگر هستند.فعلا همين.


راستگو 22:36 @ Mon, 14 Feb 05

منوچهر 98 گرامی
با تشکر از توضیحات شما

من در دو روز گذشته مطالبی که فرستادید مطالعه کردم اما کماکان نکاتی نا مشخص وجود دارد که امیدوارم شما بتوانید پاسخ دهید.

شما می گوید که علتی که منصور حکمت به مواضع راست روانه طرح شعار جمهوری دموکراتیک رسید این بوده که به اندازه کافی مطالعات افتصادی نداشته است. اما به محضی که این مطالعات را انجام می دهد متوجه می شود که انقلاب آینده ایران یک انقلاب سوسیالیستی است. لطفا بفرمائید که به طور مشخص در چه تاریخی به این نتیجه می رسد؟ سال 1357 اعتقاد به جمهوری دموکراتیک خلق (نظریه مائوئیستی) داشت در چه زمانی این طرح را مردود اعلام کرد. در آستانه تشکیل حزب کمونیست ایران؟ درآستانه انشعاب از حزب کمونیست ایران و تشکیل حزب کمونیست کارگری؟ چند سال این بحث ها به درازا کشید؟

در ضمن مقالات ایشان در رد نظریات پوپولیستی و خلقی این موضوع را نشان نمی دهد.

سوال دیگری هم که بی پاسخ گذاشتید این بود که اختلاف نظر شما به نظریه انقلاب مداوم تروتسکی چیست؟ انقلاب سوسیالیستی منصور حکمت چه تفاوتی با آن دارد؟

با تشکر


منوچهر ژندی فر 20:42 @ Sun, 13 Feb 05

راستگوی عزيز.
بسيار سئوالات جالبی مطرح کردی و راستش پاسخ به تمام آنها فکر ميکنم از فضای اينجا فراتر ميرود. بهرحال سعی میکنم به تک تک آنها (تا آنجا که در توانم هست)پاسخ دهم.
۱-تا آنجا که به تفکر اولیه حکمت برمیگردد٫جوانه های کمونیسم کارگری را میتوان در همان نوشته های اول هم دید٫منتهی هنوز به فرمولگی آخرین نوشته هایش نیست.انتخاب ج.دمکراتیک بعنوان مرحله انقلاب تفکر حاکم بر آن زمان بود که حکمت هم از آن بری نبود.اما با اولین نوشته های اقتصادی خود به این رسید که انقلاب سوسیالیستی دیر هم شده.اگر مارکس در ۱۳۰ سال قبل (از نگارش اسطوره بورژوازی ملی و مترقی توسط حکمت)ميگفت سوسياليسم همین امروز ٫اين سئوال در مقابل همان هسته(اتحاد مبارزان کمونیست) در اوايل انقلاب نیز قرار گرفت. پس بايد دست به ريشه میبرد و تمامی نگرش حاکم بر جنبش چپ در ايران را نقد میکرد٫نگرشی که خود را در تمامی دستگاه فکری از فلسفی و اقتصادی تا سياست نمايش ميداد.اين اولين گام در نقد نه تنها تفکر ديگران که نقد خود هم بود.
۲- این دستگاه فکری(منظور کمونیسم کارگری است٫که آنزمان خود را مارکسیسم انقلابی مینامید) به صورت خام میدانست که تروتسکیسم و مائوئیسم و مبارزه مسلحانه و امثالهم با دستگاه فکری مارکس و لنین قرابطی ندارد ولی هنوز سر این فرموله نبود٫پس باید دست به کار ٫کار تئوریک( البته نه بصورت آکادمیک و بدون ارتباط با پراتیک) زد.این نقد دستگاه فکری همانطور که گفتم تنها نقد دیگران نبود بلکه نفد تفکر حاکم بر جنبش آنزمان بود. این نقد دامن همه را گرفت.در امتداد این نقد همه جانبه بود که اصولا برنامه کمونیستی برای آینده داشتن در دستور کار قرار گرفت و آنها برنامه خود را برای انقلاب آتی ارائه دادند.اساس این گسست همان نقدهایی است که این جریان انجام داد و نتیجه آن گسست برنامه حزب کمونیست ایران بود که به خوبی خود را نشان میدهد٫منتهی به نظر من هنوز این نیمی از راه بود٫تکامل کامل این دستگاه فکری را در برنامه یک دنیای بهتر میتوان دید و آنجایی که کمونیسم کارگری متولد میشود و در عرصه جهانی میگوید ما که هستیم و تفاوتهای ما با دیگران(که همه خود را کمونیست میدانستند٫از مائوئیسم گرفته تا کمونیسم اروپایی و خط چریکی و......) در چیست؟تو اینها را میتوانی در متون زیر ببینی:

مصافهای کمونيسم امروز٫درباره دلائل جدائی از حزب کمونيست ايران
مارکسيسم و جهان امروز
وبخصوص در اين جزوه:
تفاوتهای ما-درباره کمونيسم کارگری
دقت کن که اين جزوات و متون همه در دوران فروپاشی شوروی سابق است و بروبروی جهان غرب که ميگفت سوسياليسم مرد٫دقيقا در اين دوران حکمت به عنوان یک متفکر در عرصه جهانی بورژوازی را به مصاف طلبيد و گفت آنچه که مرد کمونيسم نبود سرمايه داری دولتی بود که مرد.اینها جواب به سئوال ۲ بود.امیدوارم که توانسته باشم پاسخ دهم.
تو میپرسی:"۳- آیا به نظر شما اساس تئوریک تز سناریوی سفید و سیاه لیدر فقیدتان منصور حکمت بر پایه همان تز جمهوری دموکراتیک خلق بنیاد نهاده نشده است؟ (تاکید می کنم اساس تئوریک و نه تحلیل وضعیت جهانی). "
اساس مقاله سناریوی سیاه و سفید اومانیسم فکری منصور حکمت بود و نه چیز دیگری٫ببین عزیز جان تا قبل از کمونیسم کارگری٫کمونیسم در سطح جهان( حال هرنوعش٫مائوئیسم یا نوع چریکی و استالینی و یا انواع دیگر)یک کمونیسم خشن و اخمو بودکمونیسمی که تحت نام خلق دست به هر کاری میزد٫حکمت آمد گفت ما باید از نابودی جامعه جلوگیری کنیم٫مدنیت جامعه را حفظ باید کرد انسانها را باید از کشت و کشتار مصون نگه داشت و این تنها کار ماست(ک.ک.)تو نمونه این خانه خرابی را در یوگوسلاوی و عراق میتوانی ببینی٫که چه گونه انسانها را به جان هم انداخته اند٫اساس سوسیالیسم حکمت انسان است و نه نابودی انسان.این هیچ ربطی به ج. دمکراتیک و امثالهم ندارد٫ما زندگی بهتر و امن تر برای مردم میخواهیم و نه سیاه روزی(سیاه روزی را احزاب مختلف بورژوازی میخواهند٫مثل سلطنت طلبان و مجاهدین-که جدیدا دارند با سیا کار میکنند- و سازمانهای سیاه دیگر مثل اسلامیستها) ٫بر همین اساس اگر ما بتوانیم یک میلیمتر به زندگی مردم امنیت بیشتری دهیم٫ آنرا خواهیم خواست.اساس آن مقاله حکمت تنها سپری بود برای جلوگیری از خانه خراب شدن٫کشته شدن و در بدر شدن مردم .ما جلوی اینها میایستیم و تا آنجا که توان داشته باشیم نخواهیم گذاشت که مردم را نابود کنند.
۴-سئوال ۴ تو برمیگردد به انشعاب اخیر و نظریات٫این دوستان.تو میپرسی:" آیا به نظر شما رفقا و لیدرهای سابقتان (حکمتیست ها) نظرتشان در تداوم منطقی و صادقانه همان نظریات منصور حکمت بر اساس سناریوی سفید و سیاه و تز جمهوری دموکراتیک خلق نیست؟ "انشعاب اخير به نگرشها وبرداشتهای مختلف از حکمت بيشک ربط دارد٫منتهی به نظر من اين دوستان برداشتی راست از اين نظريات داشتند و دارند.ببين حکمت يک عمر زحمت کشيد که بشر به يک دنيای بهتر برسد٫برای آن تبليغ کرد٫تهييج کرد سخنرانی کرد٫تز داد و نقد کرد و تئوری نوشت.منتهی حکمت يکبار از سوسياليسمش و اين ماکسيماليسمش کوتاه نيامد.حکمت کنفرانس برلين را ساخت.اين هم حکمت است که راديکال است و کوتاه نميآيد.تصويری که منشعبين از حکمت ميدهند٫تصويری اعتصاب شکن است٫تصويری است که با راستترين جناهای بورژوازی ميخواهد مجلس موئسسان تشکيل دهد٫ و به دولت موقت(یعنی همان مجلس موئسسان با آقای حجاریان) هم قول ميدهد که کارگران را ساکت کند که اعتصاب نکنند٫اين يعنی اصول برنامه ای ما را زير پا گذاشتن٫ما در برنامه نوشته ايم:حق اعتصاب. بعد آقای کورش مدرسی از قول خودش ميگويد که ما کارگران را ساکت ميکنيم که اعتصاب نکنند تا دولت موقت سروسامان بگيرد٫ ؟؟؟!!! اين هیچ ربطی به تفکر انقلابی حکمت ندارد.اين ضد تفکر اوست.ما قول داده ايم که مدنيت جامعه را حفظ کنيم ولی نه با اين بازيها.ما قول داده بوديم مردم را با ماکسيماليسمان -يعنی همان سوسياليسم٫که درد همه چيز است-دور خود جمع کنيم و نه با ارفاق به بورژوازی.اين ديگر نوع آوری است از جانب آقای مدرسی٫ و هيچ ربطی به حکمت ندارد.حکمت ۲۵ سال شبانه روز از سوسياليسم دفاع کرد و آنرا تبليغ و ترويج کرد و الان ثمره کارش را داريم ميبينيم٫حال آقای مدرسی ميگويد مردم از سوسياليسم رم ميکنند.اين حکمتيسم نيست٫آنتی حکمتيسم است.
اميدوارم که توانسته باشم٫تا حدودی به سئوالات تو پاسخ دهم.البته ابن بحث را زمانی ميشود بهتر ادامه داد که تو هم بخشی از مقالات را خوانده باشی تا به يک ديالوگ دو طرفه تبديل شود٫چون در آن صورت ميتواند پربار تر باشد.بهرحال از پرسشهای تو ممنونم٫بسيار صادقانه بود.مخلصت٫منوچهر.


gadfly 18:55 @ Sun, 13 Feb 05

حق با شماست. انقلاب ايران يکی از حرکت های بزرگ در تاريخ مبارزات سياسی دنيا بود. حيف که دچار انحراف شد و نتيجه ای که نصيب مردم شد اونو به پستی و بی ارزشی کشوند.


راستگو 18:26 @ Sun, 13 Feb 05

منوچهر 90 و 93 عزیز

با تشکر از کامنت های شما. بله متوجه شدم که منصور حکمت نه در سابق مائوئیست بوده و نه پس از تغییر موضع تروتسکیست شده است. منظورم از استفاده از این واژه ها این نبود که نشان دهم لیدر شما عضو این جریان ها بوده و یا در سایر مسایل با آنها اختلاف نظر نداشته است.منظور من اختلافات گرایشات نظری بین المللی است که پس از سال 1950 بر سر دولت آتی پس از سرنگونی سرمایه داری وجود داشته است. گرایشات مائوئیستی از جمهوری دموکراتیک خلق و گرایشات تروتسکیستی از انقلاب سوسیالیستی دفاع کرده است.
شاید منصور حکمت یک نظر مستقل از اینها را در سطح بین المللی داشته که از آن بی اطلاع هستم. اگر چنین هست مرا رهنمایی فرمائید.

دوست گرامی با تاسف شما هنوز به سوالات من پاسخ نداده اید:

1- بر اساس چه نظریاتی منصورحکمت به جمهوری دموکراتیک خلق گرایش پیدا کرد. اگر این نظریه اولیه نظریه مائوئیستی نبود پس چه بود و از کجا آماده بود؟ چه استدلاهایی در پذیرش این تز ارائه داده شده بود. (تعداد بنیادگذاران اولیه جریان شما 3 یا 300 نفر در پاسخ به این سوال تعیین کننده نیست)
2- در مورد گسست منصور حکمت از نظریه جمهوری دموکراتیک خلق و پذیرش انقلاب سوسیالیستی و جمهوری شورایی لطف کردید مطالبی فرستادی. من حتما آنها را با دقت خواهم خواند. اما دوست عزیز استدلالهای این تغییر موضع از این لحاظ مهم است که اگر گسست اساسی صورت نگرفته باشد، راه بازگشت به همان نظریات سابق بسیار سهل خواهد بود. شما به عنوان مدافع این گرایش به زبان خودتان همینجا توضیح دهید که اساس این گسست نظری مهم از نقطه نظر شما چه بوده است؟
3- آیا به نظر شما اساس تئوریک تز سناریوی سفید و سیاه لیدر فقیدتان منصور حکمت بر پایه همان تز جمهوری دموکراتیک خلق بنیاد نهاده نشده است؟ (تاکید می کنم اساس تئوریک و نه تحلیل وضعیت جهانی).
4- آیا به نظر شما رفقا و لیدرهای سابقتان (حکمتیست ها) نظرتشان در تداوم منطقی و صادقانه همان نظریات منصور حکمت بر اساس سناریوی سفید و سیاه و تز جمهوری دموکراتیک خلق نیست؟
5- فرمودید که با تز انقلاب مداوم تروتسکی اختلاف نظر دارید. لطفا توضیح دهید این تز چیست و اختلاف شما با آن بر سر چیست؟ نظر انقلاب سوسیالیستی شما با نظریه انقلاب مداوم تروتسکی چه تفاوت هایی دارد؟


با تشکر فراوان مشتاقانه در انتظار پاسخ مفصل خواهم بود


ترانه 10:57 @ Sun, 13 Feb 05

جوان سوسياليست عزيز!
moteasefaneh data man ghati kardeh va man nemitavanam az an estefadeh konam. in ra ham ba data Asal(dokhtaram) neveshtam keh ba mozilla khat farsi hata dar payamgir shabah kar nemikoneh. neveshteh tora dar matlab jadid Shabah keh gofteh kopi mikonam va tebghe khaste Shabah edameh midim ba tashakor . Taraneh


پژمان (*) 5:54 @ Sun, 13 Feb 05

اقبالِ عزيز ... در موردِ نظرِ (۸۱) تو اول اينکه مطمئن نيستم آن نوشته را خوانده باشي. چون در نظرت صرفاً عنوان نوشته مطرح شده است.

دوم اين که همان طور که در همان نوشته به شکلي کارشناسي و به نظرِ من بي طرف توضيح داده شده بود اول بايد تعريف شود که بيان چيست و چه چيزهايي در محدوده بيان مي گنجد. آيا مثلاً نوشتن مقدارِ قابلِ توجهي فحش و صحنه نگاريهايِ جنسي در ميانه يک بحثٍ‌کارشناسي، مثلاً در موردِ جنگ، 'بيان' محسوب مي شود و جلوگيري از آن سلبِ آزاديِ بيان يا نه....

در مثال مناقشه نيست ولي اگر خدايِ ناخواسته کسي در خيابان جلويِ خانواده تو را بگيرد و شروع به رکيک گويي و نمايشِ عضوهايِ بدنش بکند، تو بعنوانِ طرفداري از آزاديِ بيان مانعش نمي شوي و مي ايستي تماشا مي کني؟

سوم اين که در نوشته تو از اساس چيزي در باره نوشته و محتواي آن نيست و صرفاً به عنوانِ نوشته پرداخته شده. اگر دقت کرده باشي، نوشته در باره تعريفِ بيان و اين که به چه چيزي مي توان بيان گفت و به چه چيزي مي توان بيان نگفت، خوبي ها و بدي هايِ آزاد بودنِ هر نوع گفته و بياني و دليلهايِ موافق و مخالف محدود کردنِ بيان (و نه سلبِ آن) بود. در پايان هم نتيجه گيري اي کوتاه و کارشناسي داشت.

و بالاخره چهارم اين که فکر مي کنم بهترين پاسخ به نوشته تو در خودِ نوشته توست. فکر مي کنم وقتي کسي به صرفِ خوش نيامدنش از عنوانِ يک نوشته، کلِ فلسفه و فيلسوفان را 'مضحک' و نوشته اي کارشناسي را بدونِ دليل و مدرک 'مضحک و مشمئز کننده' مي داند، فقط مي توان به بيانِ خودش گفت:" شب خوش":)


منوچهر ژندی فر 4:04 @ Sun, 13 Feb 05

راستگو جان.
ببخشيد به سئوالاتت پاسخ ندادم.
سئوال :"آيا آنها درابتدا مائوئيست بودند؟ و تحت تاثير عقايد چين کمونیست قرار داشتند؟"
نه عزیز جان مائوئیست نبودند٫این گروه خط کشی جدی با تفکرات مائوئیستی داشتند و اینرا در آثار تئوریک همانزمان مثل اسطوره بورژوازی ملی و مترقی و سه منبع سه جزء سوسیالیسم خلقی میتوان دید.
سئوال بعدیت:"آیا این تز سنتا تروتسکیستی نبود؟"
تا آنجایی که به تروتسکی برمیگردد یک تفکر سیاه و سفید در آنزمان(که نشات از تفکر استالینیستی داشت) در مورد تروتسکی موجود بود٫من و ما این تفکر را قبول نداریم.تروتسکی مانند بسیاری از رهبران آنزمان روسیه متفکری قابل و تئوریسینی توانا بود٫بسیاری از آثارش بسیار با ارزشند همانطور که در مواردی هم به صحرای کربلا زده مثل انقلاب مداوم و یا دیدگاهش از انقلاب سوسیالیستی٫زمانی که به اقتصادیات سوسیالیستی و لغو کار مزدی٫ جواب میدهد همان جواب استالین است که ما با این تفکرش تفاوت جدی داریم.بهرحال استالین بسیاری از بهترین انسانهای دوران خود را نابود کرد از جمله تروتسکی را که این فاجعه ای برای انقلاب سوسیالیستی و طبقه کارگر بود.امیدوارم جوابت را داده باشم.
مخلصت منوچهر.


هلن 3:50 @ Sun, 13 Feb 05

اين کامنت را يک نفر با امضای حمید در پيامگير يکی از وبلاگهای کیلویی حضرات سلطنت طلب گذاشته بود که مطابق معمول همه حضرات مدافع آزادی بيان سانسور شد! اميدوارم شبح عزيز اجازه بدهد اينجا باقی بماند (ببخشید دفعه پیش ناقص کپی شد):

تدریس تاریخ در کلاس مجید زهری:
درس اول: نظام تک حزبی چیز بسیار خوبی است. چون در بسیاری از کشورهای جهان نظام تک حزبی وجود داشته است. یکی از این کشورهای خوب کوبا است، دیگری شوروی سابق است. البته آقا مجید خوب می داند که چرا در کوبا انقلاب نمی شود.
به نظر شما اگر یک نفر که تصادفا شاه یک مملکت است در قرن 20 یک روز به سرش بزند و اعلام کند که یک حزب مسخره داریم، هر کس که عضو آن نباشد باید پاسبورتش را بگیرد و از کشور برود با او چه می کنند؟ در یک جامعه متمدن این آدم را به تیمارستان می فرستند.تدریس تاریخ در کلاس درس مجید زهری. درس دوم:
این که بگوییم نظام شاه دیکتاتوری بود، یک حرف تاریخ مصرف گذشته است!! لابد باید بگوییم که نظام شاه یک نظام دموکراتیک بوده! البته از متفکرین تاریخ ساز و up to date این حرفها و کشفیات بعید نیست.
البته واقعیت این است که رژیم پهلوی به خصوص از سال 1350 به بعد حکومت یک مستبد نیمه دیوانه بود که فکر می کرد جای کوروش نشسته، هر روز یک مسخره بازی جدید خلق می کرد، با پول نفت باورش شده بود که می تواند دنیا را فتح کند، به نصیحت هیچ کدام از خیرخواهان گوش نمی کرد ( (رجوع کنید به خاطرات علی امینی، شاپور بختیار و دیگران...) برای سرکوب مخالفانش تظاهر به مذهبی بودن می کرد و عکس با لباس حج چاپ می کرد و دستبوسی آقایان علما می رفت. در عین حال پایه های حکومتش آن چنان لرزان بود که با روی کار آمدن دولت کارتر همه چیزش فرو ریخت. و به گورستان تاریخ رفت
جناب مجید زهری خوب است کمی بیشتر در مورد خودتان و سن و سالتان برای خوانندگانتان صحبت کنید، ببینم شما از آن دسته نیستید که قبل از انقلاب به یمن حکومت محمدرضا شاه پست و مقامی داشتند، و بعد از انقلاب مجبور به ترک ایران شدند؟
راستی واقعا شما نمی دانید که چرا انقلاب شد؟ بروید از آنها بپرسید که یک شبه بیش از 150 روزنامه را تعطیل کردند، بروید از آنها که زندان اوین را درست کردند، ساواک را درست کردند (و بعد از انقلاب همان ساواک در خدمت رژیم تازه درآمد و از پرونده هایش استفاده فراوان شد) برای پلیس باتوم و سپر ضد شورش خریدند که هنوز پس از گذشت 25 سال در نیروی انتظامی ج.ا به خوبی از آنها استفاده می شود بپرسید که چرا انقلاب شد. بروید از آنهایی بپرسید که داریوش فروهر را فقط به جرم این که به جدایی بحرین اعتراض کرده بود 7 سال تمام به زندان انداختند، از آنهایی بپرسید که در روز روشن با سرنیزه به دانشگاه تهران حمله کردند و سه نفر را کشتند.. بروید از آنهایی بپرسید که ارتشبد آریانا را فقط برای یک اعتراض ساده خانه نشین کردند، از آن چاپلوسانی که دست شاه را می بوسیدند، از آن کسانی که در اطلاعات شهربانی (کمیته بعدی، زندان توحید و موزه عبرت فعلی) به دانشجویان تنها به جرم فعالیت در نهضت آزادی باتوم استعمال کردند بپرسید که چرا انقلاب شد، بروید از آنهایی بپرسید که به فرمایش شاهنشاهتان با پول مملکت بورس گرفته بودند و برای آموختن شکنجه سفید به خارج از ایران رفته بودند از آنها که از آپلو استفاده می کردند بپرسید.. که چرا انقلاب شد. از آنهایی که خودشان را سگ درگاه، غلام خانه زاد و جان نثار اعلی حضرن می دانستند و چون قافیه تنگ شد فلنگ را بستند بپرسید چرا انقلاب شد.. بیشتر تاریخ بخوانید برایتان خوب است


هلن 3:47 @ Sun, 13 Feb 05

اين کامنت را يک نفر با امضای حمید در پيامگير يکی از وبلاگهای کیلویی حضرات سلطنت طلب گذاشته بود که مطابق معمول همه حضرات مدافع آزادی بيان سانسور شد! اميدوارم شبح عزيز اجازه بدهد اينجا باقی بماند:

تدریس تاریخ در کلاس درس مجید زهری. درس دوم:
این که بگوییم نظام شاه دیکتاتوری بود، یک حرف تاریخ مصرف گذشته است!! لابد باید بگوییم که نظام شاه یک نظام دموکراتیک بوده! البته از متفکرین تاریخ ساز و up to date این حرفها و کشفیات بعید نیست.
البته واقعیت این است که رژیم پهلوی به خصوص از سال 1350 به بعد حکومت یک مستبد نیمه دیوانه بود که فکر می کرد جای کوروش نشسته، هر روز یک مسخره بازی جدید خلق می کرد، با پول نفت باورش شده بود که می تواند دنیا را فتح کند، به نصیحت هیچ کدام از خیرخواهان گوش نمی کرد ( (رجوع کنید به خاطرات علی امینی، شاپور بختیار و دیگران...) برای سرکوب مخالفانش تظاهر به مذهبی بودن می کرد و عکس با لباس حج چاپ می کرد و دستبوسی آقایان علما می رفت. در عین حال پایه های حکومتش آن چنان لرزان بود که با روی کار آمدن دولت کارتر همه چیزش فرو ریخت. و به گورستان تاریخ رفت
جناب مجید زهری خوب است کمی بیشتر در مورد خودتان و سن و سالتان برای خوانندگانتان صحبت کنید، ببینم شما از آن دسته نیستید که قبل از انقلاب به یمن حکومت محمدرضا شاه پست و مقامی داشتند، و بعد از انقلاب مجبور به ترک ایران شدند؟
راستی واقعا شما نمی دانید که چرا انقلاب شد؟ بروید از آنها بپرسید که یک شبه بیش از 150 روزنامه را تعطیل کردند، بروید از آنها که زندان اوین را درست کردند، ساواک را درست کردند (و بعد از انقلاب همان ساواک در خدمت رژیم تازه درآمد و از پرونده هایش استفاده فراوان شد) برای پلیس باتوم و سپر ضد شورش خریدند که هنوز پس از گذشت 25 سال در نیروی انتظامی ج.ا به خوبی از آنها استفاده می شود بپرسید که چرا انقلاب شد. بروید از آنهایی بپرسید که داریوش فروهر را فقط به جرم این که به جدایی بحرین اعتراض کرده بود 7 سال تمام به زندان انداختند، از آنهایی بپرسید که در روز روشن با سرنیزه به دانشگاه تهران حمله کردند و سه نفر را کشتند.. بروید از آنهایی بپرسید که ارتشبد آریانا را فقط برای یک اعتراض ساده خانه نشین کردند، از آن چاپلوسانی که دست شاه را می بوسیدند، از آن کسانی که در اطلاعات شهربانی (کمیته بعدی، زندان توحید و موزه عبرت فعلی) به دانشجویان تنها به جرم فعالیت در نهضت آزادی باتوم استعمال کردند بپرسید که چرا انقلاب شد، بروید از آنهایی بپرسید که به فرمایش شاهنشاهتان با پول مملکت بورس گرفته بودند و برای آموختن شکنجه سفید به خارج از ایران رفته بودند از آنها که از آپلو استفاده می کردند بپرسید.. که چرا انقلاب شد. از آنهایی که خودشان را سگ درگاه، غلام خانه زاد و جان نثار اعلی حضرن می دانستند و چون قافیه تنگ شد فلنگ را بستند بپرسید چرا انقلاب شد.. بیشتر تاریخ بخوانید برایتان خوب است


منوچهر ژندی فر 3:39 @ Sun, 13 Feb 05

راستگوی عزيزم.(۸۹)
در آن دوره بحثهای خيلی حادی سر سيستم سرمايه داری ایران و مسئله ارضی (انقلاب سفيد شاه) ٫بورژوازی ملی و مترقی و ديدگاه فلسفی حاکم بر جنبش چپ آنزمان بود.گروه کوچکی که شامل چند نفر بيشتر نميشد(از جمله: منصور حکمت٫خسرو داور-برادر حکمت- حميد تقوايی و چند نفر ديگر که کشته شده اند و یا فعلا فعالیتی ندارند) بنام اتحاد مبارزان کمونيست با انتشار نشريه ای تئوريک بنام بسوی سوسياليسم که در ۵ شماره منتشر شد به اين بحثها پرداخت و ولوله ای در جنبش چپ آنزمان انداخت که در آخر منجر به تشکيل حزب کمونيست ایران شد.این تاریخ خیلی خیلی موجز آن زمان است. در مورد آثار تئوریک و بحثها راستش یک کوه ادبیات است٫از آنجا که خیلی زیاد است من آدرس صفحه حکمت را برایت میفرستم٫خودت نگاه کن.آثاری که خیلی مهم هستند را در زير ذکر ميکنم:
۱-اسطوره بورژوازی ملی و مترقي(۱)
۲-اسطوره بورژوازی ملی و مترقی(۲)
۳-دورنمای فلاکت و اعتلای نوين انقلاب-تزهايی درباره اهميت سياسی بحران اقتصادی
۴-نظری به تئوری مارکسیستی بحران و استنتاجاتی در مورد سرمایه داری وابسته(۱+۲)
۵-کمونیستها و چنبش دهقانی پس از حل امپریالیستی مسئله ارضی
۶-سه منبع سه جزء سوسیالیسم خلقی ایران
۷-دو جناح در ضد انقلاب بورژوا امپریالیستی
.
.
به این آدرس برای دیدن این کتابها مراجعه کن٫در قسمت:لیست آثار
ليست آثار منصور حکمت


راستگو 2:56 @ Sun, 13 Feb 05

منوچهر ۸۶ گرامی
با تشکر از پاسختان. اما پاسخ تمام سوالات مرا نداديد. من ۲ سوال از شما دارم:
۱- بر اساس چه تحليلی ليدرهای حزبتان حکومت آتی ايران را جمهوری خلق ارزيابی می کردند. آيا آنها درابتدا مائوئيست بودند؟ و تحت تاثير عقايد چين کمونیست قرار داشتند؟
۲- چه تحليل هايی در رد اين موضوع ارائه دادند. اين تحليل ها را لطفا لينک بدهيد. حتما بحث های جالبی بوده است. چگونه به تز انقلاب سوسیالیستی رسیدند؟ آیا این تز سنتا تروتسکیستی نبود؟

با تشکر


nana 2:12 @ Sun, 13 Feb 05

خانم عزيز!
با هم قراری داشتيم!
لطفا قرارمان را رعايت کن! می‌دانم از عمل جراحی برگشتی و درد داری اين‌جور مواقع در وب‌لاگ خودتان مطلب بنويسيد.
اينجا محل بحث و گفت‌وگو است لطفا رعايت کنيد.
شبح


Sahand 2:02 @ Sun, 13 Feb 05

I will write with ever languege I want to and that is no body's bussiness.
من هم ای‌پی شما را می‌بندم و that is no body's bussiness.


منوچهر ژندی فر 0:43 @ Sun, 13 Feb 05

راستگوی عزيز.
اولا آن کامنت از من بود.
دوما٫ اين نوشته در سال ۵۷ نوشته شده و اولين نوشته آن گروه بود.اما بعد از مبارزات تئوريکی که همان آدمهای نويسنده داشتند به ضرورت فوری سوسياليسم رسيدند و خود خط بطلان به ج.دمکراتيک کشيدند.مهمترين نکته ای که باعث شد من اين جزوه تاريخی را در اينجا بلينکم!!!محتوای آن جزوه بود و نه شعار آخر جزوه.بهرحال از پرسش ات ممنونم.کاملن بجا بود.مخلصت منوچهر.


راستگو 0:12 @ Sun, 13 Feb 05

دوست ۸۳
لطفا شما آقا یا خانم ۸۳ (بدون هویت) يا دوستان ديگر حزب کمونيست کارگری منظور ليدرهايتان آقای منصور حکمت و تقوايی را از جمله زير توضيح دهيد:

بايد تاکيد کنيم که شعار برقرارى جمهورى دموکراتيک خلق که با قاطعترين و جامعترين شکل شرايط لازم براى حفظ و دفاع از دستاوردهاى انقلاب را در بر ميگيرد، شعار مبارزاتى در مرحله کنونى است.

آيا اين شعار را هنوز اعتقاد داريد؟ اگز اعتقاد نداريد لطفا بفرمائيد آن زمان منطورتان چه بود و چرا آنرا تغيير داده ايد؟

با سپاس فراوان


manochehr Zhandifar 21:07 @ Sat, 12 Feb 05

ببخشی کامنت قبلی از من بود.


21:05 @ Sat, 12 Feb 05

(انقلاب ايران و نقش پرولتاريا-خطوط عمده-منصورحکمت و حميدتقوايی)


Sahand 20:43 @ Sat, 12 Feb 05

به دليل نوشتن به زبان غير فارسي حذف شد!
اين وب‌لاگ فارسی است و کساني که آن را مي‌خوانند حتما اينقدر فارسي بلد هستند که کامنت فارسي بگذارند!
جناب سهند اين آخرين اخطار است اگر تکرار شود ای‌پی شما را خواهم بست.
در ضمن شما مي‌توانيد با حروف لاتين فارسی بنويسيد.


eqball 20:37 @ Sat, 12 Feb 05

پژمان ۷۲ عزيز: چرا آزادی بيان مهم است؟ مثل اين است بپرسی چرا زندان و شکنجه غلط است؟ من اگه کسی اين سئوال را ازم بپرسد ميگم: شب خوش جناب. ميدانی چرا؟ چون مضحک و مشمئز کننده است که در باره رهایی و آزادی فلسفه و دليل ردیف کرد. برای کسی که خود در زندان است و با سلولهای فيزيکی و احساسيش معنای آزادی را ميداند بله مشمئز کننده است. آره مضحک اند آن فلاسفه ( چه نويسنده اش و چه مترجمش).


جوان سوسياليست 16:37 @ Sat, 12 Feb 05

چه باید کرد؟
ترانه 76 عزیز
در پاسخ به سوال «چه باید کرد» شما از من؛ چند نکته را می خواستم مقدمتا ذکر کنم.
اما قبل از آن باید بگوییم که ما نبابد به دنبال پاسخ های و فرمول های چند خطی فوری بگردیم. پاسخ به «چه باید کرد» خود یک پروسه تبادل نظر و کار مشترک و از همه مهمتر دخالتگری در جنبش کارگری را طلب می کند.
به اعتقاد من با تعميق بحران اقتصادی و سياسی در ايران و گسترش تخاصم های طبقاتی، مسئله چگونگی ايجاد ابزارهای ضروری برای مقابله با رژيم سرمايه داری و نهايتاً سرنگونی و جايگزينی آن با يك حكومت كارگری، به مسئله محوری جنبش كارگری تبديل شده است. يكی از مهمترين ابزارها، برای برانداز‍ی دولت سرمايه داری، بنابر تجربه انقلاب های پيروزمند قرن اخير، حزب انقلابی پرولتری، «حزب پيشتاز انقلابی»، است. شايد كليه جريان های سياسی با ضرورت طرح و تشكيل «حزب كارگری» توافق عمومی داشته باشند، اما بر سر چگونگی ايجاد، تركيب و ساختار درونی آن نه تنها توافقی وجود ندارد كه اختلاف های عميق و متضادی موجود است. به همين علت هنوز نه تنها «حزب كارگری» سراسری در ايران وجود ندارد كه حتی نطفه های اوليه آن نيز شكل نگرفته است. نيروهای «چپ» هنوز در افتراق و پراكندگی كامل بسر می برند.
در ميان مدعيان ساختن حزب انقلابی، عموماً دو انحراف وجود دارد. اول، جريان هايی كه بر اين اعتقاد هستند كه حزب طبقه كارگر را می توان توسط عده ای «روشنفكر كمونيست» حتی جدا از پيشروی طبقه كارگر ساخت، به شرطی كه اين «حزب» و يا «سازمان» مجهز به «برنامه انقلابی» باشد. بر اين اساس، طبق روال هميشگی حزب های مشابه، «برنامه انقلابی» خود را تدوين، اعضای «انقلابی» خود را جلب و «حزب» خود را اعلام كرده و می كنند. به زعم آنها اين حزب از طريق نشريه ای می تواند «خط مشی» صحيح را به درون طبقه كارگر برده و آن طبقه را نيز طی دوره اعتلای انقلابی جذب كند. آنها بر اين باورند كه ساير افراد و جريان ها برای انجام كار متشكل سياسی بايستی به آنها بپيوندند! اين انحرافات مشخصا در «حزب کمونیست کارگری» (که ترانه عزیز ذکر کرد) و همچنین سایر سازمان های سنتی (راه کارگر؛ حزب کمونیست و کومله، اقلیت و غیره) می توان مشاهده کرد.
انحراف دوم، برخورد افراد و محافلی است كه به علل مختلف به كار متشكل سياسی با ترديد می نگرند. آنها حتی آغاز كار متشكل به شكل نطفه ای را نيز موكول به «بحث» بيشتر و «جمع بندی» عميق تر می كنند! آنها بر اين اعتقاد استوارند كه تنها در انتهای مرحله ای (نامعلوم!) از «بحث» و «جمع بندی»، همه جريان های اپوزيسيون چپ می توانند به يك تشكل «نوين» و «پاكيزه» از همه عيوب گذشته برسند! این شامل حال بقیه کسانی است که در اپوزیسیون چپ موجودند.
گرچه اين انحراف ها در ظاهر در مقابل يكديگر قرار گرفته اند، اما نكات بسيار مشتركی نيز با يكديگر دارند. هر دوی اين انحراف ها وضعيت كنونی جنبش كارگری و مبارزات قشر پيشروی كارگری را، حداقل در دهه گذشته، ناديده می گيرند. از اين زاويه، روش كار هيچ يك منطبق با وضعيت كنونی نيست. هر دو نقش محوری رهبران طبيعی طبقه كارگر را از محاسبات خود حذف می كنند. انحراف اول، ساختن «حزب كارگری» را بدون رهبران طبيعی كارگران تجويز می كند و خود را محور كل جنبش كارگری قرار می دهد. انحراف دوم خود رااز نيازهای ملموس اين قشر، مبنی بر ضرورت حياتی ايجاد نطفه های اوليه حزب پيشتاز انقلابی، جدا می كند. انحراف اول، راه را برای ايجاد يك حزب واحد كارگری كه امر سازماندهی و سرنگونی رژيم حاكم را بايستی در دستور كار خود قرار دهد، كاملاً می بندد. انحراف دوم، در انتظار «ناجی» نشسته و امر تدارك اوليه ساختن «حزب» را به تعويق می اندازد.
انحراف اول، روشی است كه سازمان های سنتی اتخاذ كرده و به هيچ وجه پاسخگوی نياز جنبش كارگری نيست. اينها نهايتاً نيروهای خود را نيز تحليل برده و به فرقه های در بسته بدون پايه توده ای تبديل خواهند شد. اضافه بر اين «برنامه» اينها «برنامه»ای انقلابی نيست. زيرا كه اكثر اين برنامه ها به انحراف های تاريخی جنبش كمونيستی در قرن اخير آغشته اند؛ و هيچ يك هنوز از انحراف های برنامه ای گذشته برش قاطع نكرده اند. از اين گذشته، حتی بهترين «برنامه»ها نيز بدون آزمايش در درون مبارزات زنده روزمره طبقه كارگر، صرفاً مطالب «خوبی» بر روی كاغذ باقی خواهند ماند وبس!
انحراف دوم، روشی است كه «محافل»، «كادرها»، «اعضا»ی سابق سازمان های سنتی و يا فعالان جنبش كارگری كه چوب اين سازمان ها را خورده اند، پيش گرفته اند. ترديد به ايجاد نطفه های اوليه (هسته های متشكل) و بی اعتمادی به هر حركت متشكل، از مشخصات بارز اين طيف است. اينها به بهانه های مختلف امر دخالتگری سياسی را به تعويق انداخته و عمدتاً با خرده كارهای بی حاصل سر خود را گرم می كنند. «پروژه»ها و «طرح»های تخيلی اين «محافل» و «دسته» ها نيز همه به شكست انجاميده است. امروز مشغولیات اینترنتی جایگزین این کارها شده است. بدیهی است که وبلاگ سازی کاری است بسیار مهم در وضعیت اختناق اما این کار تمام وقت و انرژی افراد فعال را نباید بگیرد.
من با هر دوی اين روشها مخالفم. زيرا اينها دو روی يك سكه اند. روش كار ما با هر دوی اينها متفاوت است. زيرا كه هيچ يك از اين برخوردها را منطبق با وضعيت كنونی جنبش كارگری ايران نمی بينيم.
به اعتقاد من از يكسو، «حزب پيشتاز انقلابی»، تشكيلاتی كه جدی ترين، فعالترين و متعهدترين عناصر طبقه كارگر را دربر می گيرد، بايستی در كنار مبارزات طبقه كارگر ساخته شود. «برنامه انقلابی» اين حزب بايد بطور روزمره در مبارزات كارگران عليه كارفرمايان و نظام سرمايه داری، صيقل خورده و تدقيق شود. حزبی كه قرار است كل كارگران و زحمتكشان و قشرهای تحت ستم در جامعه را برای سرنگونی رژيم سرمايه داری و تسخير قدرت سازمان دهد، نميتواند توسط چند «روشنفكر» آنهم در خارج از كشور ايجاد و يا اعلام شود.
از سوی ديگر، دست روی دست گذاشتن و انتظار روز موعود كشيدن درست نیست. وضعيت جنبش كارگری در ايران در واقع وظايف ما را به بهترين نحوی تعيين كرده است. سازماندهی مخفی كميته های عمل كارگری در دهه گذشته، همراه با ايجاد هسته های محلی در نقاط مختلف ايران، روش سازماندهی را در اين مرحله از مبارزات، نشان می دهد. ما نيز بعنوان بخشی از جنبش كارگری، بايستی در درون هسته های كارگری سوسياليستی خود را متشكل كرده و امر ارتباط گيری با پيشروی كارگری و محافل کارگری را از طريق انتشار نشريات كارگری همراه با آنها عملی كنيم. هسته هایی که به آموزش مارکسیستی دست می یابند و خود و جامعه را برای انقلاب آتی تدارک می بینند.
اما، در وضعيت كنونی با اوج گيری مبارزات كارگران و زحمتكشان در ايران و وخيم تر شدن بحران اقتصادی، بايد ساختار تشكيلاتی ای فراتر از اينها ايجاد كرد. ساختاری كه در درون آن، هسته ها(چه در خارج و چه در ايران) خود را برای تشكيل گروه انقلابی آتی، در سطح عملی و نظری، آماده كنند. ساختاری كه در واقع به مثابه پلی است در راستای ايجاد يك «حزب پيشتاز انقلابی» در ايران.
در نتيجه، اين تشكيلات نه يك «حزب» می تواند باشد و نه يك «محفل بحت» «حزب» يا «گروه» بايد در ايران همراه با پيشروی کارگری ايجاد کرد، و دوره ی «محافل بحث» نيز به پايان رسيده اند. كليه افراد و نيروهايی كه خود را «سوسياليست انقلابی» می دانند بايد كار متشكل خود را در راستای ايجاد «حزب پيشتاز انقلابی» از هم اكنون آغاز كنند. «بحث» ها و «جمع بندی»های اضافه تر، می توانند در درون يك ساختار تشكيلاتی دمكراتيك، ضمن كار متشكل، ادامه يابند. گرايش ها و افرادی كه اعتقاد به «انقلاب سوسياليستی» دارند. كسانی كه در گفتار و كردار «سوسياليست انقلابی»اند، يعنی و چه تمايز خود را از استالينيزم، سانتريزم، آناركو- سنديكاليزم به روشنی بيان و از خرده كاری های بی نتيجه پرهيز كرده و در عمل خواهان پيوند با كارگران پيشرو در ايران در راستای ايجاد «حزب پيشتاز انقلابی»اند، بايستی در يك ساختار تشكيلاتی مشخص گرد هم آيند. این ساختار باید در پیوند تنگاتنگ با کارگران و جوانان پیشرو باشد. ساختارهای اینترنتی فقط می توانند به عنوان نهاد کمکی باشند و نه اساس نهاد تدارکاتی برای انقلاب آتی.
ترانه عزیز امیدوارم این آغاز بحثی باشد بین افرادی که از انحرافات موجود رنج می برند و در صدد یافتن واقعی برای تدارک انقلاب هستند.


جوان سوسياليست 15:04 @ Sat, 12 Feb 05

چشم انداز انقلاب: بورژوایی یا پرولتری؟


شبح 14:11 @ Sat, 12 Feb 05

ترانه‌ی عزيز!(76)
من تصميم دارم در اين مورد بنويسم حتمالا در چند روز آينده. فکر مي‌کنم بحث‌ها را بگذاريم برای آن‌وقت.


پژمان (*) 13:33 @ Sat, 12 Feb 05

باز هم سلام... شاید دوست داشته باشید نگاهی به محلِ وب 'موسسه کنترلِ [سلاحهای] هسته ای' که شورایِ سیاستگذاریِ ایران جزئی از آن است بیاندازید. به نظر می رسد به طورِ منظم خبرهایِ مربوط به بحرانِ هسته ای ایران را از جاهایِ مختلف جمع می کند و در محلِ وبش می گذارد. (لینکِ صفحه)


ترانه 12:32 @ Sat, 12 Feb 05

شبح جان شاید انتظارم از تو و وبلوگ ات زیاده! منتظر بودم در کنار ستایش انقلاب به عوامل تغییر مسیر انقلاب هم پرداخته بشه! گرچه دوستانی مقالات و مطالبی از تئوریسین های سیاسی لینک داده اند اما با بحث زنده زوایای بهتری مورد نگرش قرار می گیرد. خودت گفته بودی که به دلایل انشعاب حزب با خواندن مقاله ای بهتر پی برده ای آیا این بحث تو جایش الان نیست؟ اینکه چتور وقتی بحث حزب و جامعه در حزبی به تصویب و توافق نظری دفتر سیاسی و کمیته مرکزی اش می رسد و رهبر وقتش- کورش مدرسی سند فراخوان به دیگر نیروهای سیاسی می دهد خودش حزب را از درون می ترکاند! اگر بحث حزب و جامعه نبود اگر هر کسی خیلی راحت فقط با پذیرش برنامه حزب عضوش نمی شد، می شد گفت این حزب پوسته انداخت تا مفاهیم سوسیالیسم را بهتر جا بیاندازد. اما نگاهی به آنچه شد و پیش می رود توافق اصلی هر دو حرب برای عضو گیری هنوز پذیرش یک برنامه است هنوز هردو حزب به رهبری منصور حکمت اتکا می کنند اما جنگ با یگدیگر را با جنگ با هم، برای چاله هایی که دنیای سرمایه داری برای هر دو تدارک دیده ترجیح می دهند! هنوز در دالان تنگ قدرت سیاسی رهبری یک حزب گیر کرده اند! شرایط کنونی مورد بحث جدی حزبی که مدعی قدرت سیاسی است نیست هنوز حضور همان اعتراض برای عقب و جلو بردن حقوق زنان و کودکان و پناهنده و زندانی سیاسی و .... ادامه دارد.
نمی گویم این ها بد است می گویم اینها کافی نیست!!!! قطر چکانی نیرو جمع کردن جوابگو نیست!!!
آیا کسی هست که از ایشان ( هر دو مدعی. هر دو رهبری) سوال کند پس سند فراخوان برای جمع آوری نیرو ها چه شد؟؟؟؟؟
من از شبح از جوان سوسیالیست از اِرنستو از کنجکاو و بالاخره همه کسانی که بتوانند این بحث را بدور از چنگ و دندان باز تر نمایند می خواهم برای جلوگیری از تکرار دو باره تاریخ بگویند/بنویسند چه باید کرد؟؟؟!!


Mahshid 12:15 @ Sat, 12 Feb 05

شبح جان سلام
اينهمه نويسندگان و اهل قلم در زندان ها به سر ميبرند. شايد بتوانيم از زندانی شدن يکی از اين بچه ها جلوگيری کنيم. کسی که بيشتر اهل قلم بود تا اهل بيزنس .
اين لينک همه چيز را برايتان توضيح ميدهد

http://www.maniha.com/ravanshid.sos.htm

در ضمن. حرکتی هم در حمايت از آرش سيگارچی در دست است. اينجا هم لينک آن است.

http://www.maniha.com/sigarchiArashKhabar.htm


سیاهکل 11:38 @ Sat, 12 Feb 05

به یاد انقلاب ربوده شده مردم . شبح عزیز خیلی دوست دارم نظر شما عزیز را در باره مطلب آخر وبلاگم بدانم ..شادباشی


شبح 9:59 @ Sat, 12 Feb 05

دوست 70 و 71
چرا عصبانی می‌شويد آزادی بيان يعنی همين که سهند هم بتواند لينک مورد نظر خود را اينجا بگذارد شما هم اگر لينکی در پاسخ داريد قرار دهيد اين که عصبانيت ندارد.


پژمان (*) 9:18 @ Sat, 12 Feb 05

سلام...خوب یا بد، بحثِ آزادی بیان در این وبلاگ و این نظرخواهی بالا گرفته است و پیش از این هم بارها مطرح شده است. شاید دوست داشته باشید مطلب زیر را با ترجمه عزت الله فولادوند مترجمِ نام آشنایِ متنهایِ فلسفی، در مورد آزادیِ بیان و حد و حدودش بخوانید: چراآزادى بيان مهم است؟(لینکِ نوشته) 


6:55 @ Sat, 12 Feb 05

ناسيونال - شووينيست کثيفت را ببر جای ديگر سهند !!! بگذار مردم زندگی کنند


6:53 @ Sat, 12 Feb 05

سهند پان ترکيست!! حالا برای ما لينک خزعبلات گلمراد مرادی توده ای ميگذاری؟؟؟ تاريخ مصرف تو و توده ای گذشته دست و پای الکی نزن برو لا دست الهام علی اف!!


Sahand 5:13 @ Sat, 12 Feb 05

http://www.iran-chabar.de/1383/11/22/moradi831122.htm


nana 5:04 @ Sat, 12 Feb 05


دوستان توجه کنید

اين خبر زير را برايتان مينويسم که شاد و راحت بخوابيد
اين خبر را به دقت بخوانيد
اين رژيم به تاريخ پيوسته است


«گزینه های سیاستگذاری آمریکا در قبال ایران»: پیشنهاد گزینه حمایت دولت آمریکا از مخالفان حکومت بجای دو گزینه نظامی و گفتگو [ ۱۳۸۳ جمعه ۲۳ بهمن ]
کمیته تازه تاسیس در واشنگتن پایتخت آمریکا بنام کمیته سیاستگذاری ایران روز پنجشنبه نشستی با عنوان گزینه های سیاستگذاری آمریکا در قبال ایران ترتیب داد. در این نشست سخنرانان در برابر دو گزینه نظامی و گفتگو گزینه سومی را پیشنهاد کردند که حمایت دولت آمریکا از مخالفان حکومت ایران محور اساسی آن را تشکیل می داد. ریموند تنتر استاد دانشگاه و عضو پیشین شورای امنیت ملی در آغاز از شش تهدید سخن گفت که از ناحیه ایران متوجه جهان است: تهدید هسته ای، حمایت از شبکه های تروریستی، مخالفت فعالانه با روند صلح خاورمیانه، نقش بی ثبات سازی در عراق، تبلیغ ایدئولوژی افراطی و محروم کردن مردم ایران از حقوق بنیادینشان. پال لونتال کارشناس مسائل هسته ای گفت تهدید هسته ای ایران حتمی و جدی است. دکتر نویل لوینگستون از موسسه گزینه جهانی گفت ایران در حمایت از تروریسم بین المللی طی دو دهه پیشتاز بود. سرلشکر پال لاوانیر که به تازگی از فلوچه آمده، گفت در فلوجه اسناد مداخله نظامی ایران، سوریه، روسیه، روسیه سفید و حزب الله لبنان به دست آمده. کلر لوپز عامل مخفی CIA در دهه گ امير آرمين (rm) صدا | (wma) صدا [ 9:04 mins ]

. نانا


nana 4:49 @ Sat, 12 Feb 05

منوچهر گرامی ۵۹

توجه کن ببين چه ميگويم

اينانی که خطابشان قرار داده ای هم هرچه که ميگويند بگذار بگويند
خوب اعتقادشان را ميگويند
مگر نه ؟
حال اگر این اعتقاد به نظر تو فاشیستی میرسد و ترا عصبانی میکند دوست من راهی برای عصبانی نشدن خودت پیدا کن
ما که نباید از عقیده ها و ایده ها بترسیم
ما باید با عقیده ها و ایده ها بحث و جدل کرده و بادلیل و منطق افراد مخالفمان را مجاب کنیم .دوست من این نشان دهنده این است که تو ازادی بیان را نمیشناسی
دوست من ناراحت نشو من قصدم آزار تو
نیست من با این حرف میخواهم به تو چیزی یاد بدهم

دقیقا مفهوم آزادی بیان این است که ما بتوانیم با کسانی که به قول تو عقاید فاشیستی دارند بحث و مجادله کنیم
ورنه اگر کسانی حرفهای خود ما را به ما میزنند که نامش بحث و مجادله نیست
میدانی نامش چیست ؟
خود گوزی و خود خندی عجب مرد هنرمندی است . این را در کله ات فرو کن . نانا


Sahand 4:18 @ Sat, 12 Feb 05

Nana, man agar jayeh shoma bodam, har cheh zodtar, khodemeo be avvalin timarestaneh mahaleh mi rasondam. Vaghean che dari divone mishii. badan ne ghi che ma be at na ghoftim. didan yeh zaneh Iraniyeh divoneh to khiyabanhayeh Amrica khili vahshatnakeh. man keh moham sikh , sikh misheh. khili khili pasti


nana 2:50 @ Sat, 12 Feb 05

۶۴ گرامی

چرا از بين رفتنی نيست !!!!!!
دلائلت را بنويس

ولی شک دارم که خودت هم به اين جمله ات اعتمادی داشته باشی !!!!چون اگر داشتی احتمالا نامی تقلبی برای خودت انتخاب ميکردی

نمونه رفتن اينان همين است که من شايد ده روزی است مزاحم وبلاگی که الت تناسلی خود را به ديگر وبلاگ نويسان نشان دهد نميبينم !!!!!!!!
احتمالا ان گروه الت های خود را در دست گرفته و بشدت مشغول يافتن سوراخ های موشی برای پنهان شدن هستند که وقت
ايجاد مزاحمت برای ما را ندارند !!!!!!
تو فکر نميکنی اين باشد !!!!!!!!!نانا


2:38 @ Sat, 12 Feb 05

این انقلاب از بین رفتنی نیست


nana 2:37 @ Sat, 12 Feb 05

لند ليدی گرامی ۶۲

اگر چه خطاب به شبح نوشتی اجازه بده من برايت به شکل خلاصه دليل رنگ مذهبی گرفتن و سپس کاملا مذهبی شدن اين خيزش مردم ايران را در سال ۵۷ بنويسم

دوست عزيز در ايران آن زمان به دليل روند مدرنيسم قلابی که شاه در پيش گرفته بود
دو گروه انسان بودند جدا از عقيده و مذهب و هر اختلاف ديگری

يک دسته اينان تمامی مردمی بودند که با شهر و نهاد شهری يعنی بيمارستان و دانشگاه و سينما و عرق خوردن و رقصيدن و اروپا رفتن و اشنا بوده ولی در قعر وجود خود اندکی مذهبی هم بودند !!!! و از تمامی لايه های اجتماعی هم بودند
به اين معنا که اون کارگر فقير هم به سينما ميرفت و تلويزيون نگاه ميکرد واکسن ميزد و ..... ودر اين دسته بود يعنی زن يک کارگر مذهبی تعجبی از ديدن دختری با مينی ژوپ نميکرد و با مسالمت او چادرش و ان يکی مينی ژوپش را تن ميکردند !!!!

دسته دوم
تمامی روستائیان و حاشیه نشینان شهری که به گروهی که به عنوان لشگر اضافی کارمعروفند و همواره در کشورهای سر مایه داری به وجود میایند چرا؟
زیرا از ده کنده شده و به دنبال کار به شهر میایند و چون بیکار است و نتوانسته با نهاد شهر وندی رابطه ای بر قرار کند در جاشیه های شهر ها چادر زده و یا حلبی ابادهائی میسازند بودند
خرداد ۴۲ جنبش جنبش عقب مانده آنان
بود برای خمینی و شاه ایران به آسودگی سر آنان را زیر آب کرد و خمینی را هم با لگدی روانه خارج
و آب هم از آب تکان نخورد
چرا ؟
زیرا دسته اول که شهر نشینان بودند مشگلی با اخراج یک اخوند بی سوادی چون خمینی با شاه نداشتند و این قدرت را به شاه داد که این گونه با حاشیه نشینان گروه دوم برخورد کند

ولی متاسفانه بدبختی کل مردم ایران در سال ۵۷ این بود که این دو دسته با هم متحد شدند هر یک از ظن خود و کار شاه را تمام کردند

ظن شهروندان خواست پایان یافتن استبداد شاهی و ایجاد دموکراسی و ازادی بود

ظن حاشیه نشینان پایانی بر ویلانی و سرگردانیشان و زندگی بهتر بود
به همین دلیل همزمان با شروع اعتراض شهر وندی و در این مورد خاص دانشکده پلی تکنیک تهران که من شاهدش بودم
که مال شهر وندان بود

در قسمت حاشیه نشینان شهری در خارج از محدوده تهران شروع با دار زدن سوپورهای شهرداری که معتقد بودند جاسوس شهرداری شاه هستند نمودند
و گره خوردن این اعتراض همه را باهم کرد

چرا شکل مذهبی کامل گرفت

فقط میتونم از صدها دلیل یکی را قابل فهم تر برایتان است بنویسم

آن درمانده از روستا آماده ویلان در حاشیه شهر
با وحشت و تعجب به تمامی فسق و فجور و اعجاب و حیرت شهر و نهادهایش
نگریست
و تنها نقطه مشترکی که با اون پولدار شهروند صاحب مغازه یا تاجر دید
دولا راست شدن هر دو بدون هیچ اختلافی
در حین نماز بود
و هنگامی که خمینی جنایتکار شعار
این انقلاب اسلامی است را داد همه روستائیان و حلبی آبادها نوای لبیک سر دادند

و شهر وندان تقلبی و سطحی ما به جای گرفتن موضع دوری از اینان که فسیل های ماقبل تاریخی بودند و جدا کردن راه خود برای آزادی و عدالت اجتماعی با توهم این که آخوند که چیزی سرش نمیشود به زیر عبای خمینی جنایتکار رفتند و
چند سال بعد دریافتند که
نه تنها
نهادهای شهر وندی بلکه یک یک شهروندان را خدمت کرده و به کردن !!!! ادامه میدهند .

ولی غم مخورید
گفتم سماورها را روشن کنید دارم میام ایران تا آزادی را جشن بگیریم . نانا


landlady 1:51 @ Sat, 12 Feb 05

جناب آقاي شبح
شما میگین انقلاب ایران ریشه و پایه مذهبی نداشته و فقط برای رهایی از ظلم بوده. پس چرا رهبری اون به دست مردی مثل خمینی داده میشه آخوندی کاملا مذهبی. پس چرا در لابه لای شعارهای ملت (البته طبق اون چیزی که در تلویزیون پخش میشه) شعارهای مذهبی هست. البته شنیده ام که در اون سالها حزبها و گروهای دیگری هم مثل توده ایها بودن و برای سرنگونی شاه تلاش کردن. شاید اگه از بیشتر مردم اون زمان بپرسی که چرا انقلاب کردن بگن بخاطر برقرای حکومت ای بر پایه قرآن و اسلام، البته در فیلم مستندی از آقای ترابی ایشان این سوال رو از کسی که برای رای دادن به جمهوری اسلامی رفته بود میپرسه و دقیقا این جواب رو میگیره. چرا مردم در 12 فروردین به حکومتی رای میدن که سردم دارش یک عبا عمامه ای مثل خمینی، حکومتی با افرادی کاملا مذهبی. اکثر مردم کشور ما مذهبی هستند و شاید واقعااینها رو نایب بر حق خدا و پیامبر میدانتسه اند.
اگر واقعا این انقلاب یکبعدی و فقط برای آزادی بود چرا سر انجامی مثل انقلاب مشروطه پیدا نکرد. انقلاب مشروطه انقلاب برای آزادی بود چون انقلاب شیخ فضل الله نوری نبود، انقلاب صوراسرافیلها، ملک المتکلمینها، ستارخان و باقرخان و صائب بود. انقلابی که درون هدف چپاول مملکت نبود، هدف آزادی ملت بود.
انقلاب 57 انقلابی با ریشه مذهبی بود و مذهب البته وسیله ای بود برای اغفال این ملت. و صد البته بازی گردان این بازی کس دیگریست و فرسنگها دور تر.


Sahand 1:48 @ Sat, 12 Feb 05

Manochehr Jedi far, the only fascist and reactionary person here is you and no body else. You are damn no body to tell, the site’s owner what he should and should not. Keep you order for your boyfriend. I can see you running around like a mad dog, because we are awaken and you are sacred. Get a life moron. I hope you will get heart attack. I always wish death to my enemies.


nana 1:15 @ Sat, 12 Feb 05


خوب دوستان عزيز

مقاله ای خواندم در گوگل که نتيجه مذاکرات ای يو با ايران را که پايان يافت تحليل کرده بود .
از آنجائی که دملم درد ميکند تنها آنچه را من برداشتم برايتان مينويسم .

در اين مقاله نوشته بود مذاکرات به اين جا
رسيد که ای يو به ايران پيشنهاد کرده که انها ميتوانند يک دستگاه کامل راکتورآب سبک برای احتیاجاتشان که ادعا میکنند
در اختيار آنان بگذارد و آنها را وارد بازار جهانی کند اگر
تمامی برنامه های اتمی خود را برای ابد متوقف کنند .
ايران هم جواب داده که مابايد رويش فکر کنيم

خوب تا اينجا که چيزعجيبی نيست قبلا هم اميتازاتی به رژيم پيشنهاد کرده بودند
مگه نه ؟
چیزی که رژیم را تا درونی ترین استخوان پوسیده اش میترساند این است که

دقت کنید
این است که سه کشور اروپائی به ایران گفته اند هیچ یک از این امتیازات رو قبلا به شما نمیدهم و تازه برای دادن هم(اپرو )موافقت
امریکا لازم است !!!!!!!!!!!!
و تازه احتمالا مذاکره دیگری هم این جوری پیش بره نمیکنیم !!!!!!!!!!!


سماورها رو روشن کنید که دارم میام ایران . نانا


منوچهر ژندی فر 1:02 @ Sat, 12 Feb 05

شبح عزيز.
شما ميتوانيد به اصل آزادی بيان احترام بگذاريد٫ولی درعين حال میتوانید به این اطاق جهت دهید.سکوت شما در مقابل جنایتکارانی که ۱ میلیون ارامنه را کشته اند و امروز هنوز آدم کشی و ضدیت با بشریت را در اطاق شما تبلیغ میکنند٫به نظر من جایز نیست.این شبیه به این میماند که فاشيستی در ميهمانی شرکت کند و مرتب تبليغ عقايد ضد انسانی اش را بکند و صاحب خانه هم به ايشان هيچ نگويد.من فکر ميکنم تنها فردی در اينجا هستم که نسبت به افکار اين ويروس(فاشیست ترک) حساسيت نشان ميدهم.دوستان وجدان شما را برای هزارمين بار خطاب قرار ميدهم.سکوت نکنيد و اين ويروس را افشا کنيد.اگر در خيابان تظاهرات فاشيستها را ميبينيد و بی تفاوت از کنارش رد ميشويد٫حداقل در اينجا از خود واکنش نشان دهيد.
ياد شعر برشت افتادم:
..
..
زمانی که آمدند و یهودیان را بردند٫گفتم به من چه٫ من که یهودی نیستم.
زمانی که آمدند و کمونیستها را بردند٫گفتم به من چه٫ من که کمونیست نیستم.
.
.
زمانی که آمدند و من را بردند٫ديگر کسی نمانده بود.(از ذهن)
برتولد برشت در مورد فاشيسم هيتلری.


قيزيلباش 23:57 @ Fri, 11 Feb 05

برخلاف انديشه رايج٫ سرزمين آذربايجان يعنى وطن ملت آذرى نه به دو٫ بلكه به سه پاره تقسيم گشته است:

أ‌- آذربايجان شمالى: كشور جمهورى آذربايجان و بخشهاى كوچكى كه به خاك داغستان روسيه٫ ارمنستان و گرجستان ضميمه شده است.

ب‌- آذربايجان غربى ويا آذربايجان تركيه: شامل استانهاى قارس٫ ايغدير٫ آرداهان٫ ارزروم٫ ارزينجان٫ بايبورد و گوموش خانا.

ت‌- آذربايجان جنوبى ويا آذربايجان ايران: سرزمين پيوسته اى در شمال غرب ايران كه اكثريت ساكنين آنرا آذريها تشكيل مىدهند. اين سرزمين تمام استانهاى آذربايجان شرقى٫ اردبيل و زنجان٫ بخش اعظم استانهاى آذربايجان غربى٫ همدان و قزوين٫ و بخشهاى كوچكى از استانهاى گيلان٫ مركزى٫ تهران٫ قم٫ كردستان و كرمانشاهان را شامل مىشود.

در ايران بين توركهاى آذرى اين كشور جريانات سياسى پان توركيست نه در گذشته و نه در امروز وجود نداشته است. آنچه ديده مىشود دو جريان فعلا دموكراتيك ناسيوناليسم آذرى و بعضا پان آذريسم است.

پان آذريسم خواهان اتحاد فرهنگى و سياسى تمام سه بخش آذربايجان مىباشد. ايده تشكيل آذربايجان واحد و يكپارچه مانند ايده تشكيل كردستان واحد و يكپارچه فارغ از قيدهاى زمانى و مكانى به خودى خود نه انديشه اى مترقى و نه انديشه اى ارتجاعى است. با اينهمه در جمهورى آذربايجان و آذربايجان ايران فعلا هيچ حركت سياسى واقعا پان توركيست كه خواهان وحد ت سياسى با ملل توركى مثلا تاتار و يا قيرقيز حتى تركمن باشد٫ وجود ندارد. نيز در سياست و گفتمان رسمى آذربايجان در حال حاضر نه پان توركيسم و نه پان آذريسم جائى ندارد.


قيزيلباش 23:52 @ Fri, 11 Feb 05

اروپا در مقابل نقض حقوق بشر و زير پاگذاردن حقوق گروههاى ملى و اعتقادى در ايران و ارمنستان از سوئى و تركيه و آذربايجان از سوى ديگر استاندارد جداگانه اى بكار مىبرد. براى درك بهتر اين سياست و استاندارد دوگانه به عنوان مثال مقايسه كنيد حساسيت البته به جاى اروپا در مورد حقوق ارامنه و نقض حقوق بشر در تركيه را با نديدن قتل عام آذريان اورميه٫ سلماس و خوى در آغاز قرن بيستم توسط ارامنه و آسورىها (به سازمان دهى خودشان)٫ قتل عام آذريان شمال توسط ارامنه در پايان قرن بيستم٫ سكوت در مقابل قتل عام زندانيان سياسى٫ ترور مخالفان٫ سنگسارها٫ اعدام هاى جرثقيلى دسته جمعى و خيابانى توسط رژيم ملاها و غ.

در حاليكه اروپاى دموكرات بدرستى و يكپارچه بر عليه كوچكترين نقض حقوق بشر در تركيه نيمه لائيك-نيمه دموكرات بسيج مىگردد٫ همان اروپاى دموكرات امروز نيز مانند دوره پهلوىها پشتيبان و تكيه گاه اصلى٫ متحد استراتژيك سياسى-نظامى و بزرگترين پارتنر اقتصادى و صادر كننده سلاح به باند مافيايى سراپا ضد (حقوق) بشر و ميليتاريست - فوندامنتاليست - شوونيست حاكم بر تهران است.

نيز پس از برقرارى رژيم شوروى سوسياليستى و قرار گرفتن توركستان و قفقاز تورك يعنى تمام شمال ايران در داخل اين كشور و تمايل روزافزون ملل توركى و روشنفكران ايشان در افغانستان٫ ايران و عراق يعنى قيرقيزها٫ ازبكها٫ تركمنها و آذرىها به سوسياليسم در كشورهاى جنوب- تا آن حد كه آخرين پادشاه آذرى ايران زنده ياد احمدشاه قاجار نيز عملا و آشكارا مشرب سياسى سوسيال دمكرات داشت- اين ملل توركى (توركيك) داراى پتانسيل شورش٫ مساوى با و كانال اشاعه سوسياليسم و فدراليسم و ستون پنجم شوروى سوسياليستى در ايران تلقى شده اند. با افزوده شدن اين انگيزه نو به سائقه تاريخى آنتى آذرى-ترك موجود٫ نابودى همه جانبه ملل توركى ايران (آذرىها)٫ دولت قاجار و آذربايجان در دستور كار دول امپرياليستى غرب و در راسشان دولت بريتانيا و بعدها آمريكا قرار گرفته است.


Sahand 22:30 @ Fri, 11 Feb 05

Manochehr-Jendi far (I tried my best but finally your last name spelled like that.) social Imperialist, fascist, communist you need to shut up that dirty mouth of you. You have every right to be paranoid, because your time is up.


nana 22:00 @ Fri, 11 Feb 05

خوب دوستان عزیز

امریکا از آنتراکت خارج شد و اعلام کرد :


کاخ سفيد درخواست کره شمالي براي گفتگوهاي دوجانبه با آمريکا بر سر برنامه هسته اي آن کشور را رد کرد. اسکات مکللن سخنگوي کاخ سفيد روز جمعه ضمن اعلام بي ميلي آمريکا به انجام مذاکرات هسته اي دوجانبه با کره شمالي گفت: اين کشور در چارچوب مذاکرات شش جانبه فرصت هاي بسياري براي گفتگوي مستقيم با آمريکا داشته است. سخنگوي کاخ سفيد گفت: برنامه هسته اي کره شمالي مشکل ايالات متحده و اين کشور نيست. برنامه هسته اي کره شمالي يک مشکل منطقه اي است.

که تحلیلش این است
که اگر چه شما چشم بادامی های کمونیست !!!!!! در لیست اشرار هستید ولی تمامی جهان با شما طرفند نه امریکا به تنهائی بنابر این
بروید درش را بگذارید که فعلا !!!!! ما را باشما کاری نیست
و در این لحظه کار ما تنها با جانیان موکل شما رژیم تبهکار اسلامی است و بس
و تا آنان را از بیخ و بن خارج نکرده و جهان و خود را در مرحله نخست از شر این کثافات
راحت نکنیم به شرور دیگر نمیپردازیم !!!!!

در ضمن همانگونه که حدس میزدم که با حمله همه جانبه امریکا به رژیم ایران و این چنین به گه کشیدنش در تمامی جهان
امریکا به هیچ چیز کمتر از تغییر رژیم ایران قانع نخواهد بود
در مطلبی خواندم که هر گونه حتی در نظر گرفتن نرمشی با ایران از طرف امریکا منجر به از دست دادن حرمت او در جهان خواهد شد !!!!!!!
بنابر این با شادی و شعف باز هم میگویم
دوستان اینان رفته اند و خود نمیدانند . نانا


شراگيم 21:34 @ Fri, 11 Feb 05

سلام دوباره شبح جان...! ممنون از کامنتت...برات یه جوابی نوشته بودم ولی دیدم جو اینجا خیلی سنگینه و جواب مطایبه آمیز من در خور چنین مجلسی نیست...! اینه که تو همون وبلاگ در پیت خودمون گذاشتمش...! به هر حال موفق باشی...:)


nana 20:53 @ Fri, 11 Feb 05


با درود بر دوستان عزيز

خدمت همگی عرض کنم که خبر دندان گيری فعلا نيافته ام
احتمالا امریکا در مرحله نفس تازه کردن است و
به نظر ميرسه همه طرف ها مشغول
مزه مزه
کردن اين اعلام داشتن بمب هسته ای کره شمالی هستند !
به هر حال هر شکلی که مواضع گوناگون بگيرد برای من يک چيز مسلم است .
اگرچه کره شمالی زرت و پرت هائی به عنوان دفاع از رژيم تبهکاران اسلامی کرده !!!!!
و بنا به مثال معروف :
جاکشی عصا کش جاکش ديگر شده !!!!!!!!

ولی شخص من با مغز ناقص خود تحليل کرده و به همه شما ميگويم
که اين حمايت کره شمالی بسيار به ضرر رژيم جانيان اسلامی خواهد بود
چرا؟
زيرا اکنون تمامی کشورهای اروپائی را هم درگير اين خواهد کرد که هر گونه شده با چنگ و دندان از به وجود آمدن ايرانی هسته ای با اين جانيان جلوگيری گردد
چون دقيقا کره شمالی هم همه جهان را با وقت کشی مشغول و از زير بمب خود را ساخت!!!!!!!!!

دوستان عزيزم
عليرغم اين که دملی بسيار دردناک و چرکين در نشيمنگاه من چون بمب هسته ای فيزيکی به وجود آمده و نفسم را از درد بريده ( بخصوص هنگام نشستن روی صندلی )
ولی نظر به حساسيت لحظه اين جانب تمامی سعی خود را ميکنم که بر روی صندلی نشسته و اخبار را از اقصی نقاط جهان خوانده برايتان بنويسم
لطفا شما هم
تمامی سعی خود را برای جا انداختن و فرياد زدن
ما خواهان رفتن اين رژيم با آرامش هستيم را بفرمائید . نانائی با دمل چرکين


منوچهر ژندی فر 20:03 @ Fri, 11 Feb 05

«جنبش فدرال- دموکرات آذربايجان» - هيئت اجرائيه موقت
+داداش ۴۸ و۴۹
دوستان عزيز.
من چند بار وجدان شما را خطاب قرار دادم و گفتم که نگذاريد اين ويروسها مهندسی افکار کنند.اين ويروس باز هم در اينجا کامنت فاشيستی٫قوم پرستانه گذاشته.سکوت نکنيد اينها فردا جنايت ميافرينند.اينها همان اکثريتيهايی هستند که سالها عناصر انقلابی را لو داده اند و حالا ميخواهند باز هم سالها سر مردم را با قوم پرستی مشغول کنند و سر ديگران را ببرند٫سابقه اينها را ما در يوگوسلاوی ديده ايم.سکوت نکنيد٫جلوی اين ويروس که حتا جرات ندارد با اسم اينجا پيام بگذارد بايستيد.من به عنوان کسی که از خانواده ترک ميايد ميگويم جلوی اين فاشيست ترک را بگيريد.


شبح 19:22 @ Fri, 11 Feb 05

لرد شارلون عزيز!(20)
در همان دانشگاه که علم حرف اول را می‌زند. در طول تاريخ تفکری مسلط آن‌چنان عرصه را تنگ می‌کند که اجازه‌ی بروز نگاه‌های جديدی داده نمی‌شود و فقط با انقلابی اساسی و گسست است که علم گامی به جلو برمی‌دارد. تاريخ علم بدون انقلابات علمی هيچ نيست.
و اما در مورد اين که قوی‌ترها در انقلابات به قدرت می‌رسند و آن‌ها لمپن‌ها هستند اين واقعيت ندارد لمپن‌ها آدم‌های ترسوی هستند يعنی وقتی انقلاب برپا می‌شود اتحاد جمعيت هراس‌انگيز است. اين که در انقلاب ايران لمپن‌ها به قدرت رسيدند دليل ديگری داشت و آن هم گسترده بودن حاشيه‌نشين‌های شهری... خلاصه انقلاب مانند تولد نوازد می‌ماند و کدام نوزادی با درد و خون و کثافت متولد نمی‌شود اما آيا به دليل آن همه کثافت‌کاری در هنگام تولد بايد از تولد نوزاد جديد ضرفه‌نظر کرد؟
من که هميشه از موسيقی‌های معرفی شده توسط تو لذت می‌برم. البته متاسفانه اين يکی بالا نيامد که نيامد.


خطاهاى انقلاب 18:51 @ Fri, 11 Feb 05

«جنبش فدرال- دموکرات آذربايجان» - هيئت اجرائيه موقت

انقلاب بهمن در نوع خود حادثه اى بيهمتا و شگرف در تاريخ ايران بود. هيچ واقعه تاريخى را با آن نمىتوان قياس کرد. حادثه اى چنان سترگ،مىتوانست جهان را سقف بشکافته و طرحى نو دراندازد. با اينهمه، انقلاب بهمن، پيش از تولد خود مرده بود و خود مىرفت تا نه پيام طلوع آفتاب روزگارى نو، بل سايه شوم ظلمتى تازه و سياهى و مرگ را بر تمامى ايران بگسترد. دريغا، پيش از آنکه در جشن شادمانى ميلاد فرخنده اى پاى کوبيم، در سوگ قرباينان خود به ماتم نشستيم، و اکنون از آن آتشفشان بزرگ، خاکستر سرد قربانيان و گروهى جغد بر جاى مانده است.

در ده سال پيش از انقلاب بهمن، جنبش سياسى در ايران در بيراهه اى بزرگ قدم گذاشت و بر حول انديشه منفى آنچه نمىخواهيم گرد آمد. ايدئولوژى « ضد امپرياليستى» که صرفا « نه نه شاه» را نمودى ازتبلور مبارزه ضد امپرياليستى ميدانست، زمينه ساز پيوند با شيطان بود.. بدينسان، نسلى از زنان و مردانى که پرواى جان خود نداشت، ذره ذره در هلاک خود کوشيد. جنبش سياسى ايران پيش از انقلاب، بر واقعيتهاى جامعه چند مليتى خود، بر ضرورت دفاع از حقوق زنان، دفاع از اشکال مختلف حقوق دموکراتيک مردم، سازماندهى کارگران و زحمتکشان کشور خود و تلاش براى پىريزى يک نظام دموکراتيک چشم فرو بست. براى آزادى و سوسياليسمى تلاش کرد که در «ضد امپرياليسمى» کور قفل شده بود. از اينرو خود راه پيشروى خود را سد کرده بود. با اينهمه ظرفيت رهائى انقلاب، خيل تازه اى از جوانان را بر حول نام رفتگان و شهامت و استوارى آنانى که مانده بودند هديه کرد، و چه آسان، انديشه در زنجير، آنان را دسته دسته تقديم شيطان کرد. رها کردن سريع دفاع از حقوق جنبش هاى ملى، بى اعتنائى به حقوق زنان و آزاديهاى دموکراتيک و قربانى کردن خواسته هاى مردم زحمتکش، زمينه زوال آن و سلطه اقتدار اهريمن را بر کشور هموار ساخت.

ما بر اين اعتقاديم که نيروى ما، مقدم بر هر چيز در دفاع از دموکراسى، در دفاع و سازماندهى حقوق مليت ها، و دفاع از حقوق زنان، به عنوان بلوک هاى سازنده دموکراسى در ايران و دفاع عمومى از آزاديهاى دموکراتيک در داخل ايران نهفته است. ما بر ضرورت پىريزى يک نظام دموکراتيک که در جامعه چند مليتى ايران نمىتواند بجز يک نظام فدراتيو در شکل غالب اتنيک باشد، تاکيد داريم. ما پيشاپيش، دوست و دشمن را نشان نکرده ايم، و نمىخواهيم که دشمن جوئى راهنماى حرکت ما باشد. تنها دشمن ما، دشمن مشترک همه مردم ايران، دشمن آزادى و دموکراسى، دشمن خلقهاى ايران، استبداد توتاليتر نذهبى حاکم بر ايران است، و دست خود را براى اتحاد با همه ملتهاى ساکن ايران، براى اتحاد با همه جريانهائى که براى ساختن نظامى دموکراتيک در ايران تلاش ميکنند دراز ميکنيم. بگذاريد خطاهاى راه رفته در بهمن، در لفافه هائى ديگر تکرار نگردد.

«جنبش فدرال- دموکرات آذربايجان» - هيئت اجرائيه موقت


داداش 18:35 @ Fri, 11 Feb 05

در جهان اسلامى دنياى توركى (توركيك) در مقايسه با دنياى عربى و دنياى ايرانى (ايرانيك) وضعيتى استثنائى داشته و در مرحله پيشرفته ترى از تكامل اجتماعى و مدنيت قرار دارد.

دنياى توركى (توركيك) كه در حد فاصل بين دو دنياى اروپائى-مسيحى در شمال٫ و دنياى ايرانى (ايرانيك)-عربى مسلمان در جنوب قرار دارد٫ تاريخا از يك سو در تاثير متقابل با دنياى اروپائى-مسيحى بوده و از سوى ديگر به نوبه خود نقش حامل اين فرهنگ به جنوب اسلامى ايرانى (ايرانيك)-عربى را بازى كرده است. علاوه بر اين قرار گرفتن اكثر ملل توركى (توركيك) در سيستم سوسياليستى (در چين٫ مغولستان٫ شوروى سابق٫ رومانى٫ بلغارستان و يوگسلاوى سابق) در قرن بيستم به روند گذار ايشان از امت به ملت و اتمام اين پروسه سرعت بسيار بخشيده است. تركيه نيز به عنوان وارث امپراطورى سه قاره اى عثمانى همين مسير را اما جداگانه طى كرده است.

در ميان فارسها ناسيوناليسم و يا مليتگرايى فارس هرگز ايجاد نشده و رشد نكرده است. ناسيوناليسم فارس آن انديشه سياسى است كه خواهان ترقى و تعالى ملت فارس باشد. آنچه از آغاز حتى در ميان بسيارى از نيروهاى اسما چپ ايشان و از سوى دول اروپائى رايج گرديده شوونيسم فارس است. شوونيسم فارس آن انديشه سياسى است كه فارس سازى ملل غيرفارس ايران و محو ملىشان را به هر طريق ممكن مد نظر قرار دارد. ايدئولوژى تماما فاشيستى و ارتجاعى شوونيسم فارس امروزه بر مشى و انديشه سياسى اغلب جريانات سياسى و فرهنگى راست و مذهبى فارس و بخش عمده اى از نيروهاى چپ سنتى فارس حاكم است.

پان ايرانيسم خواهان اتحاد فرهنگى و سياسى ملل متكلم به يكى از زبانهاى ايرانى (ايرانيك) است. پان فارسيسم به معنى اتحاد فرهنگى و سياسى گروههاى فارس زبان ايران٫ افغانستان و تاجيكستان مىباشد.

پان ايرانيسم از آغاز ايدئولوژىاى استعمارى در خدمت منافع استعمارى بريتانيا بوده و از سوى خود ملل ايرانى (ايرانيك) بوجود نيامده است.


داداش 18:31 @ Fri, 11 Feb 05

جهان اسلام بر خلاف اروپا به صورت يكپارچه و همزمان رنسانس فرهنگى٫ رويزيون دينى و انقلاب صنعتى را تجربه نكرده و در نتيجه مرحله تشكل ملت ها در آن يا اصلا آغاز نشده و يا در مراحل بسيار ابتدائى قرار دارد. جهان اسلامى از اين لحاظ نسبت به اروپاى فعلى سه چهار قرن تاخير زمانى داشته و هنوز در قرون وسطى خويش بسر مىبرد. از سوى ديگر استقرار دموكراسى و يا سوسياليسم در جوامع نيمه فئودال-نيمه عشيره اى اسلامى پيش از اتمام پروسه تشكل ملى در اين جوامع امرى غير ممكن است. از اينرو به عقيده اينجانب در جهان اسلامى عصر حاضر جنبشهاى ملىگرا عموما حركاتى مترقى بشمار مىروند. تسريع و اتمام پروسه تشكل ملتها يعنى آنچه تاريخ از جهان اسلامى مضايقه نموده است٫ پيش شرط ضرورى و عاجل براى استقرار دمكراسى و سوسياليسم در جهان اسلامى است.

حل چهار مشكل اساسى سياسى ايران يعنى فوندامنتاليسم٫ استبداد٫ شوونيسم دولتى و سنتگرايى مفرط فرهنگى٫ به عبارت ديگر برقرارى نظام لائيك٫ پارلامنتاريست٫ فدراليست و مدرن در اين كشور مشروط به استقرار جداگانه دمكراسى و سوسياليسم و يا موفقيت مبارزه ضد امپرياليستى نيست. نيز اين چهار٫ گرچه بر هم تاثيرگزار مىباشند٫ وابسته به يكديگر نبوده٫ نسبت به هم تقدم و يا تاخر نداشته٫ اصلى-فرعى هم شمرده نمىشوند. به بيان ديگر اين چهار مسئله در شرايط ايران نه به صورت سرى بلكه به شكل پارالل و موازى حل خواهند شد.


شبح 17:54 @ Fri, 11 Feb 05

رسوای عزيز!(37)
ديدن عکس در ماه و مو در قرآن برمی‌گرده به اين ماه‌های آخر که ديگه همه انقلابی شده بودن. يادم مياد پدر و مادرم که قبلش از ترس اين که بلایی سر من نياد هميشه با تظاهرات رفتن من مخالف بودند و نصيحت می‌کردند که نرو تظاهرات شب کذایی که آقا در ماه ديده شد! بيرون بودن و وقتی برگشتن به من گفتن چه نشستی که عکس آقا در ماه بود! من کلی به اين موضوع خنديدم و مسخره کردم چند لحظه بعد رفتم بخاری را روشن کنم آتيش خورد تو صورتم! مادرم گفت بيا مسخره کردی صورت‌ات سوخت! در واقع اين‌ها بخش هخای انقلاب بهمن بود که بهش خنديديم اما بعدا اشکمون رو دراورد و تو چه زيبا نوشتی: اگر گريه دار نبود ْهمه با هم ْ ميخنديديم.


منوچهر ژندی فر 17:39 @ Fri, 11 Feb 05

دستگيرشدگان تظاهرات فرودگاه فرانکفورت بايد فورا آزاد شوند!


منوچهر ژندی فر 17:34 @ Fri, 11 Feb 05

دستگيرشدگان تظاهرات فرودگاه فرانکفورت بايد فورا آزاد شوند!


منوچهر ژندی فر 16:16 @ Fri, 11 Feb 05

آتش جان.
از ديدن دوباره تو خيلی خوشحال شدم.خيلی نگران بودم تا اينکه تو را دوباره در پالتاک ديدم.
زنده باشی عزيز و باز هم از ديدنت خوشحالم.


atash 15:57 @ Fri, 11 Feb 05

شبح جان
کسانی که از مضرات انقلاب حرف می زنند می خواهند به ما بگويند فکر هر گونه تغييرات بنيادی را از سر بدر کنيد. چه قدر قشنگ تو در این نوشته ات واقعیت رو ترسيم کردی .. !!


جوان سوسياليست 15:25 @ Fri, 11 Feb 05

انقلاب دموکراتیک توده ای یا انقلاب سوسیالیستی


nasrin 14:53 @ Fri, 11 Feb 05

شبح جان
سال گذشته همين جا و در همين مورد نوشته بودم :
؛؛ اگرچه سرنگونی نظام پادشاهی در ایران دست آورد بزرگی برای مردم بود ٫
ولی برای من انقلاب ۵۷ فقط يادآور ياس و سرخوردگی و درد و رنج خودم و هم ميهنانم و جانشينی بد تر به جای بد بوده و هست . ؛؛
هنوز هم همین احساس رادارم ٫ اگر چه منهم به عنوان يکی از شاهدان انقلاب آن پنج شش ماه بی نظير را به ياد دارم اما متاسفاته پيامدهای پس از آن آنقدر تلخ و ناگوار بودند که از آن روزها برای من به جز تجربه ی رويائی شيرين که به کابوسی وحشتناک ختم شده باشد نمانده .
امیدوارم که نسل بعد از ما هم چنین روزهائی را تجربه کنند ٫ و البته اینبار پایدار و مداوم باشه !


کارگر سوسياليست 14:40 @ Fri, 11 Feb 05

قیام بهمن ماه و پیامدهای آن


دختر همسايه 14:34 @ Fri, 11 Feb 05

شبح جان زيباتر از اين نميشد گفت ....واقعا احسنت بر تو ....حرف دل نسل انقلاب رو خیلی زیبا بر صفحه اوردی

همانهايي که سعی دارند نسل بعد از انقلاب رو دشمن نسل انقلاب کنند ..و ملت رو هر چه بیشتر از هم دور تر..همانها انقلاب را هم از دست ملت مثل دزدان حرفه ایی دزدیدند ....مرگشان هر چه نزديکتر


ارنستو چه گوارا 13:45 @ Fri, 11 Feb 05

شبح جان زیبا نوشتی:

چيزی را می‌خواهم از عمق وجودم و ته ته دل‌ام بگويم... يک ماه زنده‌گی در سال‌های انقلاب به تمامی عمر 40 سال‌ام می‌ارزد. زيستن در ميان آن مردم مهربان که هر چه داشتند با همسايه خود تقسيم می‌کردند بدون آن که بپرسند مذهب‌ات چيست؟
-------------------------------------------
يادش به خير - آزادی را بايد تجربه کرد تا ارزشش را شناخت.


Rosva 12:35 @ Fri, 11 Feb 05

شبح عزيز
نوشته ات مثل هميشه (تقريباْ !) از دل بر امده بود و بدل نشست.من هم ياد روزهايی می افتم که دانشجوی جوانی بودم در دانشگاه تهران و شاهد نزديک تحول اين جريانات ميشدم.روزهايی که از همه در و همسايه ميشنيدی ْاقا مياد برق و اب و گاز و اتوبوس مجانی ميشه روزی ۱۰۰۰ تومن هم ميارن در خونه ميدن!ْ روزهايی که حتی دوستان توده ای و چريک تصوير امام را در ماه ميديدند (ْ ما در پياله عکس رخ يار ديده ايمْ) و سعی میکردند بما هم بقبولانند يا تار ريش امام را در لای صفحات قران پيدا ميکردند (معلوم نيست اين امام هميشه راحل چقدر ريش داشت که به همه ميرسيد!).
بله شبح جانم...اگر گريه دار نبود ْهمه با هم ْ ميخنديديم.


پژمان (*) 10:01 @ Fri, 11 Feb 05

نانايِ‌عزيز (۳۵) ... از حسنِ‌نظرت ممنونم. لطف داري.


nana 7:49 @ Fri, 11 Feb 05


دوست عزيز پژمان

پژمان اکبر زاده کيه بابا
تو پژمان عزيز ما هستی که آهسته و عميق
و با متانت در اين گوشه و کنارها کلی زحمت ميکشی و برای ما لينک های مهم را ميابی .
مطمئن باش ما پژمان خودمون رو با صدها اکبر زاده و اصغر زاده و ....عوض نخواهيم کرد دوست عزيز شاد و سبز باشی هميشه .نانا

ن


پژمان (*) 7:39 @ Fri, 11 Feb 05

باز هم سلام...چند خبر که شاید دوست داشته باشید بخوانید (توضیح: من پژمانِ اکبرزاده نیستم):

اجلاس شرم الشيخ، خبری ناخوشايند برای جمهوری اسلامی (لینکِ نوشته)  بررسی گام های بعدی صلح توسط اسرائيلی ها و فلسطينی ها (لینکِ نوشته)  عباس فرماندهان امنيتی غزه را برکنار کرد (لینکِ نوشته)  کره شمالى براى اولين بار اعلام کرد، سلاحهاى هسته اى در اختيار دارد، ايرنا(لینکِ نوشته)
 کره شمالی دفاع هسته ای خود را 'تقويت' می کند(لینکِ نوشته) روحاني: افق مذاكره با اروپا تا جمعه مشخص مي شود(لینکِ نوشته)
 دکتر محمد ملکي رئيس پيشين دانشگاه تهران از وعده هاي انجام نشده انقلاب اسلامي مي گويد(لینکِ نوشته)
 پاسخ شمار زيادی از ايرانيان به درخواست حمايت از دولت(لینکِ نوشته)
 گزارش ديگري از تظاهرات امروز: عجیب است، حتی آدم های خودشان هم نیامده اند، ک. ک(لینکِ نوشته)
 راديوي اينترنتي تازه براي موسيقي ايران، پژمان اكبرزاده، شرق(لینکِ نوشته)
 گوگل، یک گام به زبان فارسی نزدیکتر شد، وين بتا(لینکِ نوشته)
بارش دو متر برف در رشت؛ محاصره هشت هزار مسافر در برف(لینکِ نوشته)
نظام پدر سالاري، هنوز هم حرف اول را می زند  (لینکِ نوشته)


nana 7:19 @ Fri, 11 Feb 05


هموطنان بخصوص هموطنان
داخل ايران

با کمال شادی و شعف به اطلاع شما که در ايرانيد اين دو خبر را مينويسم


ايرانيان مقيم واشنگتن در برابر دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی تظاهرات کردند: و خواستار آزادی زندانیان سیاسی و برگزاری همه پرسی شدند. B>سعيد گنجي: يکي از اعضاي اتحاديه ملي براي دموکراسي در ايران شاخه واشنگتن در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: یک دولت و حکومت غير انتخابي در ايران حکومت مي کند و ما خواهان تغغیر آن هستیم.

تظاهرات مخالفان حکومت ایران در بيست و ششمين سالگرد انقلاب ايران در آلمان برگزار شد . يکي از تظاهر کنندگان در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: خواسته تظاهرکنندگان اين است که اتحاديه اروپا و دولت آلمان بايد سياست مماشات از رژيم را خاتمه دهد. عليرضا قليپور مسئول اصلي تظاهرات دیگری در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:

به جنبید با این شعارها
به اعتراض به پیوندید
جهان باید صدای ما را بشنود و اعتراض ما را شاهد باشد
که بتوانید یک صدا
به این جانیان فشار آورد که با آرامش کنار
روند
باز هم یاد آوری میکنم
از ترس امریکا اینان جرات کشتن حتی یک نفر را نخواهند داشت نترسید
فریاد کنید


خواست ما آزادي براي همه گروه ها، آزادي براي ايران و ايجاد يک کشور دموکرات در منطقه است.

پیروز باد مردم ایران . نانا


nana 7:06 @ Fri, 11 Feb 05


بچه ها اينجا رو


(ایران با تغییر موضع سرسختانه چند روزاخیرخود، می گوید : امکان اینکه با اتحادیه اروپا به نتیجه برسد چندان هم، کم نیست. )

فقط به این چندان هم کم نیست دقت بفرمائید !!!!!!!!!!!!! نانا

.( حسین موسویان یکی از مقامهای بلند پایه ایران در مذاکرات با اتحادیه اروپا می گوید: بعلت نرمش در سیاست ایران، احتمال رسیدن به یک موافقت نامه کم نیست. )

این حسین موسویان میگه نرمش !!!!! که منظورش باز کردن سوراخ کونشون و نشان دادنش به جهان هستند !٬!!!!!!!!! نانا


(حسین موسویان افزود: ما از هر گونه ضمانت، که ثابت کنیم در آینده اقدام به ساختن بمب نخواهیم کرد، استقبال می کنیم.)

یعنی فیه ما خالدون خودمون و بیت امام و زن و بچه های کل رژیم را در اختیار شما میگذارم که وارسی کرده و اگر صلاح دیدید هرچه را که میل دارید از جمله چوب بیس بال در ان فرو کرده که مطمئن شوید !!!!!!!! نانا

( مذاکرات ژنو درحالی صورت می گیرد که فشار آمریکا برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد بیشتر شده است. حسین موسویان گفت در جلسات این هفته ما شاهد اندک تغییری در رفتار اروپاییان بودیم. وی گفت ایران درصورت نیاز آمادگی پذیرش بازرسی های بیشتر و دقیقتر را دارد. )

البته اين مردک الاغ منظورش از نرمش سخنان تونی بلر است که گفت
ما ايران را نفر اول در خط کشورهای حامی
تروريزم ميدانيم !!!!!!!!!!!! نانا

خوب بچه ها
الدرم بلدرم خاتمی را شنيديد !!!!!!
ذليل يت اين مردک را هم براتون نوشتم !!!!!!!

وقتی ميگم ان و گه شون قاطی شده همگی با هم بگيد چشـــــــــم . نانا


nana 6:53 @ Fri, 11 Feb 05

دوستان عزيز

خبری بسيار مهم

کره شمالی اعلام کرد که بمب هسته ای دارد و مايل به بازگشت به سر ميز مذاکرات نيست !!!!!!!!!! نانا


eqball 6:32 @ Fri, 11 Feb 05

يک ويژ ه گی مهم و برجسته انقلاب ۵۷ حضور کارگران نفت بود. نقش تعيين کننده کارگران نفت در سرنگونی سلطنت را در شعار " کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما" منعکس شد و مردم بسته شدن لوله های نفت را با بسته شدن شريان اقتصادی رژيم شاه و بن بست کامل آن برابر دانسته و به درستی کمونيستها از حضور پيگير طبقه کارگر در اوضاع برای ممانعت از انحراف انقلاب صحبت ميکردند.
طبقه کارگر نتوانست حضورش را در ادامه انقلاب تضمين کند و با هر قدم عقب نشينی و غيبت طبقه کليد دار اقتصادی جامعه ؛ ضد انقلاب اسلامی توانست گام پيش گذارد و قدم به قدم دستاوردهای انقلاب را پس بگيرد و انقلابيون را به سلاخی ببرد. اما در همين شرايط کمونيسمی ظهور کرد که تمام مبتنی بر اعتراض اجتماعی طبقه کار گر مبتنی بود و به هيچ چيز جز سوسياليسم به معنی لغو کار مزدی راضی نميشد . کمونيسم کارگری را منصور حکمت در تئوری و در تشکل حزبی و سپس بصورت یک جنبش اجتماعی در پاسخ به حضور رژيم بر انداز طبقه کارگر ايران در انقلاب ۵۷ آورد.


eqball 6:16 @ Fri, 11 Feb 05

آفرين بر شبح. نه برای نوشتن اين پست بلکه برای شرکت در انقلاب ۵۷. به تمام شرکت کنندگان آن انقلاب به تک تک کسانی که آن انقلاب را ساختند درود ميفرستم.

دوستان گرامی؛ مثل کل داستان تاريخ؛ آنانی که قدرت را صاحب ميشوند تاريخ را به ميل خود که نه به سليقه بلکه بنا به منافع خود مینویسند؛ تاریخ انقلاب ۵۷ تحریف شد و میشود. انقلابی که برای رفاه بود. برای حق و حقوق پایمال شده بود. برای آزادی و عدالت بود. بنام انقلاب اسلامی. انقلابی در راه خدا. انقلابی برای اجرای احکام شریعت مقدس بود و ...نامیده میشود و رزیلانه در هنگامه کشتار صد هزار زندانی سیاسی سخن از پیروزی انقلاب میزنند.

اشاره به یک خاطره: در روزهای بهمن و قبل از آن شاهد سرکوب و تهدید مبارزین توسط مامورین رژیم سلطنت بودم. در یک مورد تیر زدن یک مامور به نیمه بشکه ای که فردی بر آن شعار مرگ بر شاه میداد را برادرم تعریف کرد. روزهای سرخ ادامه پیدا کرد و انقلاب پیروز شد و روزهای دلپذیر آزادی در تمام طول اسفند ۵۷ ادامه داشت. هر روز عصر همراه برادرم در محل استانداری پای سخنرانی انقلابیون حاضر میشدم. بزودی در فروردین ۵۸ پاسداران خمینی که نتونسته بودند کل شهر را تصرف کنند و در قلعه مشرف بر مرکز شهر با وساطت ملی - مذهبیهای محلی و جناب طالقانی مستقر بوند بار دیگر شاهد تهدید به مرگ فردی بودم که از شوراهای کارگری حرف زده بود و حاضر نبود حکومت خمینی را برسمیت بشناسد.


آرش سرخ 5:18 @ Fri, 11 Feb 05

زمستان سر آمد,بهاران کجاست؟
مطلبی در مورد قیام بزرگ بهمن نوشتم.


پژمان (*) 4:51 @ Fri, 11 Feb 05

سلام... شبحِ‌عزيز شايد تو و صدا و سيما در موردِ‌ دو چيزِ‌مختلف صحبت مي کنيد... تو در باره 'انقلاب' صحبت مي کني و آنها در موردِ 'انقلابِ اسلامي'. مطمئن نيستم اين دو يکي باشند...


nana 4:30 @ Fri, 11 Feb 05


دوستان
به من بگید که من اشتباه نمیکنم و فعل
بودن را که خاتمی بکار برده و بود گفته !!!!
آیا به معنی این نیست که
او هم انقلاب اسلامی را چیزی متعلق به
گذشته میداند !!!!!!!!!!!!!!
و یا این تنها یه اشتباه لپی است و از دهانش در رفته !!!!!!!! نانا

خاتمي اظهار داشت: امتياز انقلاب اسلامي اين بود كه خواست تاريخي مردم، يعني مردمسالاري و آزادي و پيشرفت با هويت تاريخي مردم ما كه عمدتا ماهيت ديني دارد، همسو شد.


زیتون 4:09 @ Fri, 11 Feb 05

شبخ جان٬ من هر وقت فيلم‌های دوره‌ی انقلاب حتی در همين تلويزيون جمهوری اسلامی می‌بينم واقعا لذت می‌برم. مردم واقعا می‌خواستن از زير بار ظلم و جور و تبعيض و ديکتاتوری و...خلاص بشن. واقعا همه متحد بودن و می‌خواستن اون رژیم بره... دلشون یه حکومت خوب می‌خواست... اما يه عده ميوه چين‌اومدن و ميوه‌ها رو چيدن. هميشه و همه‌جا ميوه‌چينايی تو دنيا هستن... کاش اول ظرفش را پيدا می‌کردن... کاش به کاسه‌ی ترک‌خورده‌ای براي تقديم کردن اين ميوه‌ها راضی نمی‌شدن و کاش دنباله‌شو گرفته بودن. چطور شد که اينا همه چيزو مال خود کردن؟ و چطوره که ما نتونستيم ميوه‌های انقلاب رو پس بگيريم و نگه‌داريم.... آيا همين مسئله باعث نااميدی برای يک تغيير ديگه نيست و آيا باز ميوه‌چينانی منتظر ننشسته‌اند؟

جواب به کامنت قبليمو تازه خوندم:) بابا منظور من اون نبود:))


منوچهر ژندی فر 3:04 @ Fri, 11 Feb 05

(اینهم عین خبر فدراسیون.)
نگذاشتيم زهرا کاملى را ديپورت کنند!

خلبان هواپيما، از بردن زهرا کاملى امتناع کرد، وى به مامورين پليس اعتراض کرد و گفت پرواز نميکنم.

امروز پنجشنبه ١٠ فوريه از ساعت ٧ صبح تلاش و فعاليت گسترده اى براى جلوگيرى از ديپورت زهرا کاملى به ايران آغاز شد. بعد از يک هفته مبارزه فشرده، يک هفته افشاگرى و ميتينگ و اعمال فشار به دولت آلمان و دست اندرکاران محلى، بالاخره وقتى دولت آلمان قصد اجراى حکم ديپورت را داشت، تظاهرات و ميتينگ گسترده اى در مقابل فرودگاه سازمان يافت.

به فراخوان فدراسيون و چندين سازمان مدافع حقوق پناهندگى، تعداد زيادى از مردم معترض و آزاديخواه ايرانى مقيم آلمان، در محل حاضر بودند.

شعارهاى تظاهرکنندگان توجه هاى زيادى را بخود جلب کرده بود. در داخل سالن فرودگاه تعدادى از معترضين در بين مردم به افشاى اين رفتار غير انسانى دولت آلمان و خطرات احتمالى بعدى براى زهرا کاملى در ايران صحبت کرده و از مردم ميخواستند به اين رفتار اعتراض کنند.

پليس به صف تظاهرکنندگان که يک زنجير انسانى تشکيل داده بودند در مقابل فرودگاه حمله کرد و تعداد ٦٣ نفر از تظاهرات کنندگان را دستگير کردند. شهناز مرتب مسئول فدراسيون در شهر فرانکفورت نيز جزو دستگيرشدگان است.

اين رفتار به آتش خشم معترضين بيشتر دامن زده و صداى اعتراض و هو کردن و شعار دادن هر چه بيشتر شد.

در نهايت اين اعتراض پر شور باعث شد که خلبان هواپيما با ديدن صحنه مقاومت و اعتراض مردم و همچنين مقاومت زهرا کاملى در مقابل پليس که دستهاى او را گرفته و داخل هواپيما کردند، اعلام کند که من حاضر به پرواز نيستم. خلبان هواپيما با بوسه بر پيشانى زهرا اعلام کرد مقاومت کن من نميخواهم ترا به ايران ببرم.

طى تماسى تلفنى که مينا احدى با زهرا کاملى در کلينيک فرودگاه فرانکفورت داشت، وى اعلام کرد: "که قاطعانه به اعتراض خود ادامه خواهد داد. او گفت مرا در حاليکه دوپليس آلمانى و يک پزشک همراهى ميکردند، قبل از مسافرين به داخل هواپيما برده و گفتند پليس آلمان تا ايران مرا خواهد برد و تحويل پليس ايران خواهد داد. پزشک همراه ما اعلام کرد اين درست است که شما از لحاظ جسمى ضعيف هستيد، اما ما تا ايران تو را همراهى ميکنيم و امکانات دارويى لازم را همراه داريم.!!!!

اين صحنه همراه بود با مقاومت من و وقتى گفتم از اينجا خودم را به پايين پرتاب ميکنم و هنگامى که خلبان اعلام کرد حاضر به پرواز نيست و من با پليس در گير شدم، حدود ٥٠ پليس به داخل و اطراف هواپيما ريختند و با امتناع خلبان آنها کارى از دستشان ساخته نبود. ناچاراً مرا به کلينيک فرودگاه آوردند و الان همراه دوست پسرم از اينجا دارم با شما حرف ميزنم. مرا کمک کنيد اميدم به شما است. با اتکا به شما من مقاومتم را ادامه ميدهم."

همچنين طى تماس تلفنى با دستگير شدگان مطلع شديم که همه آنها را پليس فرودگاه به مرکز پليس فرانکفورت منتقل کرده است.

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى يک کارزار بزرگ اعتراضى را در آلمان شروع کرده است و با سازمان دادن اعتراض وسيع بر عليه اين حکم ديپورت، با سازمان دادن ميتينگ و تظاهرات و همچنين با تماس با مقامات دولت آلمان، با کميسيون حقوق بشر پارلمان آلمان، با مسئولين محلى، به حکم ديپورت زهرا کاملى اعتراض کرده و اين اعتراضات را تا لغو کامل حکم ديپورت و پذيرش پناهندگى وى ادامه خواهد داد.

ما از همه سازمانها و مردمى که در اين حرکت اعتراضى مهم حضور داشته و صحنه هاى هيجان انگيز دفاع از حقوق انسانى پناهجويان و همبستگى انسانى را بنمايش گذاشتند، صميمانه تشکر ميکنيم و بهمه اعلام ميکنيم که تا رسيدن به خواست اصلى خودمان لغو حکم ديپورت و پذيرش پناهندگى سياسى زهرا کاملى ما را همراهى کنند.

همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى - واحد آلمان

١٠ فوريه ٢٠٠٥

تلفنهاى تماس ٩٩١-٨٧٩-١٧٢٥-٠٠٤٩

٤١٣-٥٦٩٢-١٧٧-٠٠٤٩


nana 2:53 @ Fri, 11 Feb 05

دوستان

خبر مال ۴ ساعت پيش است از اسوشیتدپرس.

کاندوليسا رايس در سخنانی گفت :


US Secretary of State Condoleezza Rice on Thursday said that Iran's support of terrorism, nuclear ambitions and lack of democracy are out of step with trends in neighbouring nations, notably Pakistan.

کاندولیسا رایس وزیر امورخارجه امریکا امروز گفت :
حمایت ایران از تروریسم - جاه طلبی اتمی و
عدم دموکراسی ( دقت کنید ) عدم دموکراسی خارج از قواعد ملت های همسایه اوست خصوصا پاکستان !


Rice, speaking to reporters after meeting with EU officials, said Pakistan - though a nuclear power - has moved toward internal reforms, better ties with India and has joined the fight against terrorism.

او که با خبر نگاران پس از خروج از ملاقاتی با ای یو سخن میگفت ادامه داد:
علیرغم اینکه پاکستان یک کشور با بمب هسته ای است به طرف رفرم - پیمان با هند و پیوستن به جنگ بر علیه تروریسم
حرکت میکند .

"If one looks at where Pakistan was 3 1/2 years ago, (then) those trends are moving Pakistan away from extremism, toward a policy that recognizes... That extremism and modernization in Pakistan cannot exist side by side," Rice said.

رایس گفت :
اگر با دقت به جائی که پاکستان سه سال و نیم پیش داشت نگاه کنیم میبینیم که درک کرده که تندروی با مدرنیزم پهلو به پهلو نمیتوانند کنار هم باشند .

She added that Saudi Arabia, another US ally, also is making cautious moves toward democracy.

او همچنین اضافه کرد که :
یکی دیگر از متحدان امریکا یعنی عربستان سعودی هم قدم های محتاطانه ای به طرف دموکراسی بر میدارد .
.

Washington says it sees no move toward democracy in Iran and accuses Tehran of making nuclear arms. It wants Iran brought before the UN Security Council for possible sanctions.

واشنگتن هیچ گونه حرکتی به طرف دموکراسی در ایران مشاهده نمیکند و ایران را متهم به ساختن سلاح هسته ای میکند و میخواهد که ایران را به سازمان امنیت سازمان ملل بسپارد .

"Iran's internal politics are not moving in a positive direction," Rice said at a news conference on Thursday. "The development of nuclear weapons in contravention of Iran's international obligations would not be a positive development.

سیاست های داخلی ایران به سوی هدف مثبت حرکتی نمیکنند
و ساختن سلاح هسته ای و بحث و گفتگوهای تعهدات بین المللی ایران یک
تغییر مثبتی نیست .

دوستان
باز هم یاد آوری میکنم یکی از چشمان امریکا به رژیم تبهکار اسلامی است و
آن یکی ما ایرانی ها را مینگرد
یه وقت نکنه زیر این نگاههای خیره همگی به خواب رفته و در زیر بمب و آتش و خون از
خواب برخیزیم . نانا


گلمراد 2:46 @ Fri, 11 Feb 05

اگر صد رژيم ديگر عوض شود و يا نيروهای اپوريسيون روزی صدبار شعار پياده کردن دمکراسی در ايران را سر بدهند، تا زمانی که مشکل خلقها دراين کشور مبنای بحث نباشد و برای حل آن چاره جوئی نشود، در برهمان پايه زنگ زده خود خواهد چرخيد و خلقهای ايران روی خوش و آزادی و آرامش را نخواهند ديد.

اگر خلقهای ايران در انجام اين کار يعنی تشکيل جبهه مذکور کوتاهی کنند و به تفاهم نرسند و يا روشنفکران خلق حاکم بی تفاوت از کنار آن بگذرند و توجه نکنند و يا در برابر مرکزيت گرايان و ناسيوناليستها سکوت نمايند و دل به جمع آوری چند هزار امضاء برای رفراندوم خوش کنند و يا بقول رايج حل اين معضل اجتماعی را بگذارند برای بعد از پيروزی بر ديکتاتوري، در اينصورت اشتباه بس بزرگ دگری مرتکب خواهند شد وآش همان آش وکاسه همان کاسه خواهد ماند.


نی لبک 2:40 @ Fri, 11 Feb 05

شبح عزيز متمرşز بدم تا برايتان بنویسم اما...اما خواند خبر راجع به مقاومت زهرا کاملی در برابر دیپورت شدن و امتناع خلبان و بغل کردنش چنان حسی رادرمن برانگیخت که به کل تمرکزم را از دست دادم...شاید وقتی دیگر...


لرد شارلون 1:43 @ Fri, 11 Feb 05

شبح جان؛
یک- آن قسمت که نوشته بودید در صورت انقلاب ِ مذهبی بودن، چه باید گفته می‌شد اساسا ً قشنگ بود. مرسی.
دو- اتفاقاً سر شام امشب به همین داشتم فکر می‌کردم و جالب که این جا هم تکرار می‌شود، یک سوال اساسی دارم: اصولاً انقلاب به نظرتان چیز خوبی است؟ داشتم به این فکر می‌کردم که مثلاً در دانشگاهی که حرف اول را علم بزند، کسانی که علم بیشتری داشته باشند، کارشان را بهتر پیش می‌برند و چنین مدلی در جاهای مختلف دیگر با چیزهای دیگر به عنوان ِ ملاکِ برتری. خوب، آیا می‌توان نتیجه گرفت که در انقلاب هم به خاطر ذات‌ش که خشونت را در دل دارد (اصولاً این حرف درستی است؟)، کسانی که خشن‌تر باشند موفق‌تر خواهند بود؟ آیا این دلیلی نمی‌شود که لمپن‌ها انقلاب ِ ایران را مصادره کنند؟ پس کلاً چندان نباید از انقلاب‌ها نتیجه‌ی جامعه‌ای منطقی را انتظار داشت؟ می‌دانم که اصلاً حرف ِ دقیق و با پایه و اساس درست-حسابی نزدم، ولی شاید خیلی هم بی‌راه نگویم!
سه- می‌خواستم برای‌تان ای-میل بزنم و دعوت کنم، ولی خوب همین جا از بقیه هم شاید بد نباشد و بقیه هم دعوت شوند. آدرس پایین صفحه‌ی موسیقی من است، احتمالاً اگر موسیقی کلاسیک دوست داشته باشید، بدتان نمی‌آید:
http://sharlunika.com/musicolune/farsi.php
البته سرورم گاه به گاهی خراب است. ایراد ِ احتمالی به آن خاطر است.


Sahand 1:22 @ Fri, 11 Feb 05

“ Zemestoon tamom me sheh, roo siyahi be zoghal mi moneh,” Open any Persian magazine, visit any Persian websites and you will find issues from ancient philosophy, religion, poetry, literature all the way to modern ones. You can find translation of poetry, literature, and philosophical works from all over the globe. They try very hard to show off that the Persian “ intellectuals “ are internationals. They defend people millions of miles away, people, which they have never met, and they will never met. But they are so blind to issues at their own backyard. More than %70 of Iranian does not have the right to read and write in their own mother tongue, the most basic, God given human rights which even in worse despotic counters of Africa, is granted to its people. These blind, chauvinist, fascist Persian “ intellectuals” were tearing each other apart like a mad dog, over the death of an idiot, racist Dutch moviemaker but when it comes to defending their own people’s right, they just turn their stupid head another side. I have never seen a single article from any of these so-called “ intellectuals’ to ask the question why our Arab countrymen’s which sat over the world’s largest oil reservoir have such as miserable economical condition. They never ask themselves why our Baluch countrymen’s are so deprived of basic rights. You blind Persians “ Intellectuals” you do not need to read the latest western philosophers to understand the world. Just look at your own borders and you will see we the Turks, the Kurds, the Arabs, the Turkmen’s, and the Baluches have kept you safe by encircling your cities. We were the first line of defense against any foreign invasion. We put our own interest in favor of “ national interest” and hope that one day you will recognize our sacrifice and will fight for our right along ourselves. But we were wrong. We should have knows that you are spoiled children of the family and we cannot expect anything from a spoiled child. All these years none of you have stood at our site and never opened your mouth. No wonder you are so disgusted by others within Iranian borders and abroad, shame on you. You are nothing but Apartheid, racist,


آبنوس 1:05 @ Fri, 11 Feb 05

شبح عزيز اين جمله اي كه نوشتي "يک ماه زنده‌گی در سال‌های انقلاب به تمامی عمر 40 سال‌ام می‌ارزد. زيستن در ميان آن مردم مهربان ...." حرف دل من نيز است. ياد عزيزاني كه در راه انقلاب 57 جان دادند گرامي باد


nazanin 0:38 @ Fri, 11 Feb 05

بشت شيشه برف ميبارد... بشت شيشه برف ميبارد... درسکوت سيته ام دستی دانه اندوه ميکارد. قيام راستين ملت ايران در۲۲ بهمن ۵۷ بردزدان انقلاب نامبارک باد.


منوچهر ژندی فر 0:21 @ Fri, 11 Feb 05

خبری مهم.
امروز ۱۰ فوريه در فرودگاه فرانکفورت تظاهراتی به سازماندهی فدراسیون پناهندگان در آلمان عليه دیپورت زهرا کاملی و ۶ نفر ديگر به ایران صورت گرفت.در اين تظاهرات ۶۳ نفر از جمله شهناز مرتب از فعالان حزب و فدراسيون پناهندگان توسط پلیس آلمان دستگير شدند.
از آنجا که زهرا در هواپيمای لوفت هانزا مقاومت ميکند خلبان هواپيما از بردن ايشان به ایران خودداری ميکند و زهرا را بغل ميکند(لازم به ذکر است که اگر زهرا به ايران برميگشت احتمال سنگسارش توسط رژيم وجود داشت)در حال حاضر زهرا در بيمارستانی در فرانکفورت بستری است و به ايران فرستاده نشده.اين تظاهرات همچنان برای جلوگيری از فرستادن اين انسانها به ايران ادامه دارد.
منبع خبر:مينا احدی٫ دبير فدراسيون پناهندگان(امشب در پالتاک)


آرش سرخ 0:21 @ Fri, 11 Feb 05

شبح جان!
من هم در کنارت, یاد این انقلاب بزرگ را گرامی می دارم
من هم در موردش نوشته ام , بیا و بخوان
نوشته ی تو خیلی زیبا بود و جایی که گفتی آن یک ماه,به ترین ماه عمرت بوده, راستش گریه ام گرفت.


آرش سرخ 23:18 @ Thu, 10 Feb 05

"انقلاب ٥٧ در تاريخ فاتحين و شکست خوردگان هر دو، پله اى در عروج اسلام و اسلاميت و مسبب شرايطى است که امروز در ايران حاکم است. در تاريخ واقعى، اما، انقلاب ٥٧ جنبشى براى آزادى و رفاه بود که در هم کوبيده شد
صائب دوران پس از انقلاب در ايران را بايد بپاى مسببين آن نوشت. مردم حق داشتند رژيم سلطنت و تبعيض و نابرابرى و سرکوب و تحقيرى را که شالوده آن را تشکيل ميداد نخواهند و به اعتراض برخيزند. مردم حق داشتند که آخر قرن بيستم شاه نخواهند، ساواک نخواهند، شکنجه گر و شکنجه گاه نخواهند. مردم حق داشتند در برابر ارتشى که با اولين جلوه هاى اعتراض کشتارشان کرد دست به اسلحه ببرند. انقلاب ٥٧ حرکتى براى آزادى و عدالت و حرمت انسانى بود. جنبش اسلامى و دولت اسلامى نه فقط محصول اين انقلاب نبود، بلکه سلاحى بود که آگاهانه براى سرکوب اين انقلاب، هنگامى که ناتوانى و زوال رژيم شاه ديگر مسجل شده بود، به ميدان آورده شد. برخلاف نظرات رايج، جمهورى اسلامى وجود خود را در درجه اول مديون شبکه مساجد و خيل آخوندهاى جزء نبود. منشاء اين رژيم قدرت مذهب در ميان مردم نبود، قدرت تشيع، بيعلاقگى مردم به مدرنيسم و انزجارشان از فرهنگ غربى، سرعت بيش از حد شهرنشينى و کمبود "تمرين دموکراسى"، و غيره نبود. اين خزعبلات ممکن است بدرد کارير شغلى "شرق شناسان" نيم بند و مفسرين رسانه ها بخورد، اما سرسوزنى به حقيقت ربط ندارد. جريان اسلامى را همان نيروهايى به جلوى صحنه انقلاب ٥٧ کشيدند که تا ديروز زير بغل رژيم شاه را گرفته بودند و ساواکش را تعليم ميدادند. آنها که پتانسيل راديکاليزاسيون و دست چپى از آب در آمدن انقلاب ايران را ميشناختند و از اعتصاب کارگران صنعت نفت درس خود را گرفته بودند. آنها که به يک کمربند سبز در کش و قوسهاى جنگ سرد نياز داشتند. براى "اسلامى" شدن انقلاب ايران پول خرج شد، طرح ريخته شد، جلسه گرفته شد. هزاران نفر، از ديپلوماتها و مستشاران نظامى غربى تا ژورناليستهاى هميشه باشرف دنياى دموکراسى ماهها عرق ريختند تا از يک سنت عقب مانده، حاشيه اى، کپک زده و به انزوا کشيده شده در تاريخ سياسى ايران، يک "رهبرى انقلاب" و يک آلترناتيو حکومتى براى جامعه شهرى و تازه - صنعتى ايران سال ٥٧ بسازند. آقاى خمينى نه از نجف و قم و در راس خيل ملاهاى خر سوار دهات سر راه، بلکه از پاريس آمد و با پرواز انقلاب. انقلاب ٥٧ تجسم اعتراض اصيل مردم محروم ايران بود، اما "انقلاب اسلامى" و رژيم اسلامى محصول جنگ سرد بود، محصول مدرن ترين معادله سياسى جهان آن روز. معماران اين رژيم، استراتژيستها و سياست گذاران قدرتهاى غربى بودند. همانها که امروز از درون لجنزار نسبى گرايى فرهنگى، هيولاى مخلوق خودشان را به عنوان محصول طبيعى "جامعه شرقى و اسلامى" و درخور مردم "جهان اسلام" يکبار ديگر مشروعيت ميبخشند. کل امکانات اقتصادى و سياسى و تبليغاتى غرب براى ماهها قبل و بعد از بهمن ٥٧ براى به کرسى نشاندن اين رژيم و سر پا نگاهداشتن آن بسيج شد.."
منصور حکمت, حزب کمونیست کارگری ایران
http://www.wpiran.no-ip.org/
http://www.m-hekmat.no-ip.com/


آرش سرخ 23:17 @ Thu, 10 Feb 05

"انقلاب ٥٧ در تاريخ فاتحين و شکست خوردگان هر دو، پله اى در عروج اسلام و اسلاميت و مسبب شرايطى است که امروز در ايران حاکم است. در تاريخ واقعى، اما، انقلاب ٥٧ جنبشى براى آزادى و رفاه بود که در هم کوبيده شد."
منصور حکمت, حزب کمونیست کارگری ایران
http://www.wpiran.no-ip.org/
http://www.m-hekmat.no-ip.com/


شراگيم 23:14 @ Thu, 10 Feb 05

سلام شبح جان...واقعا فیلتر شدن هم یه جور لیاقت می خواد...خیلیا لیاقتش رو ندارن و متاسفانه فیلتر شده وبلاگهاشون...ولی الحق و والانصاف تو با این متنهای پر محتوی و قشنگت لیاقتش رو داشتی...!:)
یه چیز دیگه...نشد ما یه بار آپدیت کنیم و ببینیم تو چند دقیقه قبلش آپدیت نکردی...دست بر قضا منم گزارشی از مراسم 22 بهمن نوشتم...منتها نوعی دیگر...:) حالا نمی گم بهت چه نوعی تا تحریک شی بیای بخونی! P: ;)


nana 22:48 @ Thu, 10 Feb 05


دوستان وبلاگ نويس

نظر به شرايط حساس کنونی من مطلبی
در وبلاگم نوشتم و گذاردم
علت اين که اينجا ننوشتم اين بود که خواستم دست خود را برای توهين باز بگذارم !!!!!!!

ار تمامی شما ميخواهم که هرچه سريعتر
مطالبی خطاب به مردم در مورد اهميت
تکان خوردن و از موقعيت به نفع خود استفاده کردن بنويسيد و در وبلاگهايتان
بگذاريد
به نظر ميرسه همه در چرت هستند و منتظر
که کسی بيايد و نجاتشان دهد !!!!!!!!
اگر نجنبيد فردا کسی جز خود را سرزنش نکنيد . نانا


نگین 21:50 @ Thu, 10 Feb 05

چقدر به دل نشست اين نوشته مثل بقيه نوشته هات


earthsong 21:00 @ Thu, 10 Feb 05

بعد از چندين مدت دوری از اينترنت شبح خونی به قد يه دنيا چسبيد.


جوان سوسياليست 20:54 @ Thu, 10 Feb 05

ارزیابی درسهای قیام بهمن ماه


nana 20:46 @ Thu, 10 Feb 05

به نام نامی مردم ایران

دوستان عزیز این گزارش را برایتان ترجمه کرده و مینویسم . نانا

WASHINGTON: The US military is updating its war plans for Iran but is not in a heightened state of planning over Tehran's suspected nuclear weapons programme, a senior general said last night.

یک ژنرال عالی رتبه امریکائی گفت :
ارتش امریکا نقشه جنگ بر علیه ایران را به روز میکند ولی این نقشه در مرحله بالای فوریت نیست .

"I'm not spending any of my time worrying about the nuclear proliferation in Iran,'" Air Force Lieutenant General Lance Smith said at a Pentagon briefing.

ژنرال لنس اسمیت گفت :
من وقت خود را به نگرانی برای اقدام دسته جمعی در مورد برنامه هسته ای ایران تلف نمیکنم .

Smith is deputy commander of the US Central Command and oversees military operations in the Middle East, parts of Asia and northern Africa.

اسمیت فرمانده مرکز فرماندهی خارج از امریکا و عملیات خاورمیانه و بخشی از آسیا و شمال افریقاست .

"As far as the planning efforts, we simply go through our normal mode of updating whatever war plans we have for all parts of our region," he said.

او گفت :
در برنامه های نقشه ریزی ما به سادگی
مرتبا مشغول به روز کردن نقشه ها هستیم
علیرغم هر برنامه ای که برای جنگ در تمامی مناطق خاورمیانه هست .

.

Britain was "pursuing the policy of engagement which we've conducted with France and Germany, indeed with the US' full support", he said.

تونی بلر گفت :
- ما و فرانسه و المان ا در مذاکرات میکوشیم و البته با حمایت کامل امریکا !!!!!!

"It is important also to make clear to Iran ... that they cannot breach the rules of the atomic energy authority and they cannot develop nuclear weapons capability," Blair told lawmakers in the House of Commons during question hour.

بلر در برابر پارلمان انگلیس گفت :
-- این بسیار مهم است که برای ایران روشن کنیم که آنان نمیتوانند به سلاح هسته ای دست یابند و نمیتوانند از قوانین
سازمان انرژی اتمی سر پیچی کنند .

"German Chancellor Gerhard Schroeder also stressed Germany's commitment to using negotiations rather than the threat of military force against Iran.
گرهارد شرودر هم گفت :
-- آلمان متعهد است برای مذاکره بجای استفاده از نیروی نظامی علیه ایران .
.
Japan said it supported the European stance and wants Tehran to cease its uranium enrichment programme.

ژاپن گفت :
- ما موضع اروپا را حمایت میکنم و از تهران میخواهیم که برنامه هسته ای خود را متوقف کند .

Foreign Minister Nobutaka Machimura's urged Tokyo to help smooth ties with the US.

وزیر امور خارجه ژاپن هم توکیو را به انعطاف روابط با امریکا تعجیل کرد .
.


They doubt the CIA has been able to recruit agents with access to the small circle of clerics who control Iran's national security policy.

در ضمن امریکا به گزارش سیا شک دارد زیرا آنها نتوانسته اند به گروه کوچک اخوندهائی که امنیت ملی را تشکیل میدهند نفوذی کرده باشند .

خوب دوستان
من فکر میکنم باید شروع به اعلام مواضع خود کنیم دیروز مطلبی از عبدالکریم لاهیجی خواندم که نشان دهنده این بود که حواسش حسابی سر جایش است
چون در این مطلب تمامی نورافکن ها را جدا از مساله بمب هسته ای به بروی نقض حقوق بشر متمرکز کرده بود .
این بسیار مهم است که حال سر و صدای مردم ایران از گوشه و کنار بلند شود و
حتی بدون نام بردن از سلاح هسته ای و گاو و خر و جنگ و عقرب
خود را متمرکز کنند روی شعارهاو اعتراضاتی
که خواستن رعایت حقوق بشر در ایران است و خواست رفتن آرام و بدون خونریزی این جانیان را مطرح کنند
چون من به شما بگویم خود ما هستیم که
میتوانیم از عراقی شدن ایران جلوگیری کنیم اگر به جهان نشان دهیم که ما اینان را نمیخواهیم
و مطمئن هستم که امریکا هم منتظر حرکتی از طرف مردم ایران است که برنامه ریزی خود را عملی کند

اگر اکنون نجنبید
تقاضا میکنم بعد از بمباران بخش هائی از ایران نیائید بگید :
این امریکای خونخوار و جهانخوار و کثافت و ال و بل ما را میکشد !!!!!!
این هیولای خون آشام یعنی امریکا به تمامی ما مردم ایران فرصتی داده که خود خود را از شر فسیل های تاریخی نجات دهیم ومن صد در صد برایتان گارانتی میکنم که در صورت اعتراض یک پارچه مخالفان این رژیم تخم هیچ یک از شما را قادر به خوردن نیست
زیرا در این لحظه آنچنان چشم تمامی جهان به روی ایران است که ریختن خون حتی یک معترض مساویست با دادن بهانه به دست جهان که همگی آنان را از بن و ریشه خارج
کرده و به مستراح تاریخ بسپارند .
فریاد بزنید نترسید .
من یکی دو پیراهن از شما بیشتر پاره کرده ام و میدانم چه میگویم .
زنده باد مردم ایران . نانا


ترانه 20:36 @ Thu, 10 Feb 05

شبح نازنین، نازنین ترین! چقدر زیبا گفتی!!! کلامت مثل:
پرنده در پرواز معنا دارد.

این را فعلن داشته باش تا بعد!


آرمین گیله مرد 20:09 @ Thu, 10 Feb 05

سلام ... بعد از انقلاب یک کودتای مذهبی شد که باعث به قدرت رسیدن قشر ارتجاع مذهبی شد و این گروه بعنوان برنده تاریخنویسی کردند و این انقلاب را بعنوان انقلاب اسلامی به افکار عمومی فروختند ... نکته قابل توجه این هست که انقلاب هنوز تمام نشده تا بثمر رسیده باشد. متاسفانه ترس و وحشت از دست دادن همانی که داریم و بیخیالی و فقط به خوداندیشیدن باعث شده که این یکی از طولانی مدت ترین انقلاب ها شود ... هنوز ادامه دارد ...


nana 20:06 @ Thu, 10 Feb 05

با درود بر شبح گرامی
برای اين نوشته بسيار عالی و به دور از هر گونه تعصب و غرض ورزی

به نام نامی مردم ايران
پيام های خود را آغاز ميکنم
دوستان قبل از هر چيز برايتان گزارشی را که ا بی سی از جريان برگزاری ۲۲ بهمن نوشته خلاصله کرده و به فارسی مينويسم .
خلاصه گزارش اين است که :

دولت ايران مردم را به تشويق برای گرد آمدن در اين مراسم کرده و توانسته دهها هزار نفر را گرد آورد و بخشی از اين افراد حين دادن شعارهای مرگ بر امريکا به شدت مشغول برف بازی و زدن گلوله به سر و کله يکديگر روده اند !!!!!!!
دستگاهای خبری به مردم وعده داده بودند که غذای گرم - نوشابه - و ...... فراهم است !!!!!!
وفاداران ( دوستان توجه کنيد ) وفادارن رژيم
پوستری از بوش که روی آن نوشته بوده
مفلوج فکری !!! و پوستری از کاندوليسا رايس که روی ان نوشته بوده
من در قفسه جا ماندم !!! که معنی آن اين است که بی شوهر مانده ام !!!!! حمل ميکردند و خری سفيد را با ستاره ها و خطوط پرچم امريکا رنگ کرده بودند .


دوستان نطق خاتمی را با دقت خواندم و ميدانيد مرا ياد چی انداخت ؟
ياد روزی که شاه به راديو رفت و خطاب به مردم ايران گفت :
من صدای انقلاب شما را شنيدم !!!!!!!
که هم رای او و هم برای مردم ديگر دير شده بود .
کشور ايران مال ماست و پس از آزادی ان
خواهيم ساختش . نانا


دختر كولي 19:57 @ Thu, 10 Feb 05

شبح جان ، آن شعر اول خود دنيائي حرف داشت


jay 19:53 @ Thu, 10 Feb 05

شبح عزيز
آفرين به اين قلم پرتوان . من اون سالها کودکی بودم بدور از ايران و مسائل انقلاب ...ممنون که اون حال وهوا رو برام تعریف کردی .
قيام در خون نشسته و سرکوب شده ۵۷ برای آزادی و برابری بود و متاسفانه ملاها با بهر برداری سياسی از مذهب همه چيز رو به گند کشيدند صد البته در اين ميون نقش دولتهای خارجی که منتظر چنين حکومت بی عرضه و تو سری خوری بودن هم کم نبود ..افسوس از آنهمه اميد و آرزو که بر باد رفت ...

توفانی ديگر در راه هست ... من به این توفان ايمان دارم ...


Manochehr Zhandifar 19:48 @ Thu, 10 Feb 05

تاريخ شکست نخوردگان
چند کلمه به ياد انقلاب ٥٧

http://www.m-hekmat.com/fa/0910fa.html






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:55 pm


از کجا آمده‌اند؟