|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 18 بهمنماه 1383 | February 06, 2005
● ايران جهانی شده
مهمترين ويژهگی نوشتن در فضای اينترنتی داشتن بازخورد از مخاطبان است. به همين دليل من معمولا نگاهی به سيستمی که تعداد مراجعه کنندهگان وبلاگام را ثبت میکند میاندازم. يکی از آمارهایی که اين سرويس میدهد تعداد مراجعه کنندهگان از کشورهای مختلف است. برای من جالب است که تاکنون از 124 کشور به وبلاگام مراجعه شده است. البته از 35 کشور زير دهبار مراجعه وجود داشته است که میتوان جزو مراجعات تصادفی در نظر گرفت و از 23 کشور کمتر از پنجاه مراجعه وجود داشته است که میتوان مراجعه غيرپيگر ناميد اما از 66 کشور بيش از پنجاه مراجعه و از 36 کشور بيش از پانصد مراجعه ثبت شده است. کشوری نبود که ناماش را شنيده باشم و در اين ليست نباشد. از اين آمار میخواهم چه نتيجهیی بگيرم؟
very thank
Mike Furir Mike 251
Mike Furir Mike 992
Mike Furir Mike 754
Mike Furir Mike 56
Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!
Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!
Hi ! Your site is very interesting. Thank you.
سلام حميدِعزيز... در موردِنظرِ (۱۴۲)تا جايي که من مي دانم علت ظاهريِ اصلي در رفتارِ تهاجمي آمريکا در حالِ حاضر مسئله برنامه اتمي ايران است و مسئله حقوقِ بشر بيشتر به عنوانِ دليلِ کمکي استفاده مي شود... فکر مي کنم مقاله خانمِعبادي رويِ مسئله حقوقِ بشر در ايران و استفاده از آن در خطابهايِآمريکا تکيه دارد و وارد مسئله برنامه اتمي ايران نمي شود . اين مسئله شايد از قدرتِ قانع کنندگي آن برايِ خواننده آمريکايي کم کند...
پژمان جان سلام ...
●سلام
منصور حکمت راجع به فدراليسم بگذاريد چند کلمه بگويم. ما الان همه مان (فکر کنم هر کسى که در اين اتاق است مگر اينکه آدمى واقعا عقب مانده باشد) بيست و چند سال است براى اين تلاش مى کنيم که مذهب از دولت و آموزش و پرورش و از زندگى اجتماعى ما خارج بشود و بشود امر شخصى. مذهب بشود يک امر شخصى. حالا بعد از بيست و سه سال يک عده اى پيدا مى شوند و مى گويند که بياييد قوميت را مربوط بکنيم به دولت، به آموزش پرورش و حکومت و بشود يک روش زندگى. من مى گويم همانطور که مذهب بايد امر شخصى باشد قوميت هم بايد امر شخصى باشد. ممکن است يکى قوميت داشته باشد و يکى نداشته باشد. همان طور که يکى مذهب دارد و يکى ندارد. آدم ها ممکن است قوميت هاى مختلف داشته باشند. يک عده ممکن است بخواهند از صبح تا شب به رهبران قومى اشان تعظيم و تکريم بکنند. عده اى هم بخواهند ميراث قومى اشان را از صبح تا شب مسخره بکنند (من در اين دسته دوم هستم.) اين امر شخصى ما بايد باشد. (آيا) ما اجازه مى دهيم بعد از بيست و سه سال حکومت به اسم مذهب، با تبديل مذهب به يکى از ارکان حکومت، با تبديل کردن مذهب از يک امر خصوصى (که تازه زمان شاه هم آنچنان امر خصوصى نبود) به بنياد حکومت، بعد از بيست سال حکومت اسلام سياسى، حالا قوميت اين نقش را بعهده بگيرد؟ نه! عزيز من، قوميت آدمها، ترک و فارس و کرد و عرب و بلوچ بودنشان همانطور که شيعه و سنى و بهايى و يهودى بودنشان امر خودشان است. براى خودشان محترم است. خوش به حالشان. اجازه نبايد داد اين (جايگاه) را پيدا کند که اين مقوله به روش زندگى جمعى ما ربط پيدا کند. و نبايد اجازه داد به قوانين راه پيدا کند. و پس فردا ما را همانطور که اجازه نمى دهيم هويت مذهبى بما بدهند و بگويند شما شيعه هستيد، شما سنى هستيد، شما بهايى هستيد، شما مسيحى هستيد و يهودى هستيد پس با ديگران در اين قلمرو معين يا در آن قلمرو معين فرق مى کنيد، فردا بگويند شما لريد اينجا چکار مى کنيد شما کرديد چرا آمديد اين ور خيابان؟ شما شماره ماشين ات سمنانى است چرا در بلوار وسط شهر سنندج پارک کردى؟ نمى خواهيم قوميت ما را تبديل کنند به بخشى از هويتمان و نمى خواهيم تبديل اش کنند به جزيى از شکل حاکميت. اگر شما معتقديد که اسلام سياسى کثيف است و حکومت اسلامى و حکومت دينى و حکومتى که دين را تبديل مى کند به ايدئولوژى حاکميت و به رکن حاکميت کثيف است، بنظر من با يک ذره فکر کردن مى توانيد درک کنيد که چرا ما معتقديم حکومت قومى، و حکومت فدرالى کثيف است. به همان کثيفى است، به همان خونبارى است، به همان خشنى و به همان عقب ماندگى است. اين موضع ما است درباره فدراليسم. اگر کسى بخواهد حکومت مذهبى را در ايران حفظ کند با ما طرف است. با همه ما که در اين اتاق هستيم طرف است. فردا هم اگر کسى بخواهد حکومت قومى در ايران بياورد سر کار، با ما طرف است. بهتر است اينرا بداند. بايد از روى ما رد شود. بايد شکنجه گاه ها و ميدان اعدام درست کند. و برود سيا(CIA) را بياورد و پشت اش را بدهد به ناتو و بعد برود بى بى سى و سى ان ان را بياورد پشت خودش. از يک نسل رد بشود تا اجازه پيدا بکند در آن کشور حکومت قومى راه بياندازد (و اعلام کند) که اين خطه مال ترک هاست، اين خظه مال لر هاست و اين خطه مال بلوچ هاست. جالب اينجاست که جامعه فدرال شان بر مبناى تقسيم استانى جمهورى اسلامى است. خوب، اگر جمهورى اسلامى فردا آذربايجان را کرد سه تا آنوقت سه تا جمهورى خود مختار و جمهورى فدرال آذربايجان داريم يا نه؟ اگر نه، اين مرز ها را چه کسى مى خواهد بکشد؟ اينجاست که بحث (شهر) تهران نمونه است. تهرانى يعنى چه؟ هر کسى مى آيد تهران بخودش مى گويد تهرانى و درست هم مى گويد، راست مى گويد. تهران يک ملقمه اى است از آدمهايى که از جاهاى مختلف مملکت آمده اند، دارند آنجا زندگى مى کنند. فدراليزم يعنى انداختن اينها در تهران به جان هم. نه در کوه و تپه هاى لرستان و کردستان، انداختن شان به جان هم در تهران! براى آنکه کشور هاى هر کدام دارند وفاداريشان را به جمهورى فدرالى مربوط اش ثابت مى کند. مشکلى است که در سارايوو (در بوسنيا) پيش آمده است. ديديم. يوگوسلاوى جلوى ماست. اين فدراليزم است
فاتحه زبان فارسى خوانده شد!!! روشنفكران ترك خواستار رسمى شدن زبان تركى شدند: روشنفكران كرد خواستار رسمى شدن زبان كردى شدند: روشنفكران تركمن٬ زبان تركى را زبان رابط بين مليتهاى ايران اعلام نمودند:
اسطوره زدايي از ايدئولوژي و تاريخ «چپ» همكاري اكثريت قريب به اتفاق نيروهاي سياسي چپ با رژيم جمهوري اسلامي برعليه جنبش خلق مسلمان در موضوع برقراري حاكميت مطلقه ولايت فقيه ، نوع و سطح ارتباطات آذربايجان با رژيم مركزي و ميزان اختيارات داخلي آذربايجان، كه با سركوب نظامي آذربايجان خاتمه يافت فصل غم انگيز و تأسف آور ديگري از تجربه تاريخي آذربايجان با جنبش چپ در ايران است. در اين جريان كل نيروهاي چپ بر عليه منافع ملي آذربايجان در كنار آيت الله خميني و حكومت مركزي صف آرايي كرده و تا حد شركت در طراحي و اجراي سركوب نظامي جنبش خلق مسلمان پيش رفتند. برخورد بخشي از نيروهاي چپ با جنبش جديد ملي آذربايجان نيز غيرقابل فهم و غيراز سكوت معني دار كه سياست عمده در ميان اين نيروهاست، در مواردي به دشمني آشكار با جنبش مساوات طلبي آذربايجان هم منجر ميشود. امروز جرياناتي كوچك ومحدود با نخوت خود را «سراسري» ناميده و از جنبشهاي دموكراتيك ملل تحت ستم بعنوان جنبشهاي محلي (! ؟) حامل پتانسيلهاي منفي نام ميبرند. اين جريانات بلحاظ برنامه اي مدافع ادامه وضعيت حاكم شوينيستي و مبلغ شعارهاي سيستم فارسي مدارانه هستند و بلحاظ حضور فيزيكي در سرتاسر ايران حصور ندارند، بلكه نيروي محدود طرفدارانشان، سرتاسر در خارج از ايران هستند. چپ ايران اينك در برابر چالش مهمي قرار گرفته است. نيروهاي چپ بايستي با ارزيابي مجدد غير ايدئولوژيك از گذشته و برخوردي دموكراتيك با جنبش كنوني ملت آذربايجان در عمل نشان دهند كه به آرمانهاي عدالت خواهانه چپ وفادارند. سكوت در برابر نكات تاريك تاريخ برخورد نيروهاي چپ با آذربايجان در گذشته و سكوت معنيدارتر در برابر امواج فزاينده جنبش كنوني ملت آذربايجان با ادعاي دموكرات بودن دچار تضادي جدي است. ديگر تعلق به صاحبان جهان بيني چپ كارت سبزي براي ارتكاب اعمال غير دموكراتيك عليه آذربايجان نيست.
شبح جان امیدوارم تماشای فوتبال خوش گذشته باشه. راستی شلوغ پلوغ شد؟ امروز سالروز قيام آزاديخواهانه و عدالت جويانه سال ۵۷ است این روز را به هر انسان عدالت خواهی و به تمام ستمديدگان جامعه جمهوری اسلامی زده تبريک ميگويم. انقلاب ۵۷ شکست خورد اما زنده باد يک انقلاب ديگر
سلام... چند خبر که شاید دوست داشته باشید بخوانید خاتمی به جنگ لفظی ايران و آمريکا وارد شد بوش:ايران با سلاح هسته اى عامل بى ثباتى در جهان است هشدارِ رايس به ايران در مورد مذاکرات اتمی مقاله شيرين عبادی و هادی قائمی در نيويورک تايمز در مخالفت با حمله به ايران
درس های ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
دوستان عزيز دو ساعت پيش سی ان ان گزارشی داشت که برای من دليل اين که ايران ادعا کرده که The Bush administration has also recently suggested that the matter of Iran's nuclear program be referred to the U.N. Security Council -- much as it demanded a resolution that Iraq give up its alleged weapons of mass destruction or face military action.
خوب تصورش را بکنيد چه وضعيت کافکائی ئی صدام داشته اگر اينان با او که نداشته آن کردند
سلام!
ايران پرس نيوز: دبير كانون دفاع از حقوق كودكان به مراكز امنيتی احضار شد
بچه ها در ضمن بزاريد براتون يه تکنيک بگم که خيالتون راحت بشه
اين خبر مال يکساعت پيش و نيويورک تايمز .In Washington, President Bush "Iran with a nuclear weapon would be a very destabilizing force in the world," he said. Bush said the United States wants the international community to speak with one voice against Iran's nuclear program
تنها به خاطر بسپاريد زنده و جاويد باد ايران و ايرانی . نانا
شبح جان.
باعرض معذرت جمله آخر پيام زير ( بايد بايد بايد از خشونت با تمامی توان و
خدمتت عرض کنم که من پس از ابرخوردهائی ناخوشایند با ساواک شاه !!!!!! ولی علیرغم این کوشش به وبلاگت به نام موساد رفته و متاسفانه در آن جز چیزهائی با خط میخی زمان حضرت ابراهیم به چیزی برخود نکردم !!!!!!!!!! و اما راجع به فرمایشات شما راجع به خشونت باید خدمتتان عرض کنم برای من در اين لحظه رژيم ايران رفته است بايد بايد بايد با خشونت تا حد جان و توانمان
شبح عزيز
کمونيزم و «حزب کمونيست کارگری»
رويتر ۴۵ دقيقه پيش گزارش داد: US pressure aims to kill Iran-EU nuke talks--Iran که ترجمه اش ميشود امريکا فشار و نشانه گيری خود را بر روی کشتن مذاکرات ای يو و ايران نهاده . در ضمن باید به همه شما یاد آوری کنم که بحث اصلی در مذاکرات اروپا و ایران اکنون دیگر توقف سلاح هسته ای نیست بلکه کنار رفتن این رژیم جانی با وساطت اروپا است که کار به خین و خین ریزی نکشه . من به زنان محترم ایرانی پیشنهاد میکنم
فقط اين مطلب را بخوانيد تا من در زيرش نظرم را برايتان بنويسم .
يکسال و چند ماه پيش که به ايران آمدم شبی در يک ميهمانی با خبرنگار مجله پس با دقت توجه کنيد چه ميگويم :
به نام نامی مردم ایران دوستان روزنامه سن فرانسیسکو کرونیکل کمتر از یک ساعت پیش این مقاله را نوشته که بخشهائی را برایتان ترجمه میکنم . نانا In recent weeks, the Bush administration has toughened its stand against the fundamentalist Shiite Muslim government of Iran, calling it one of America's key enemies. But the administration has not yet presented a clear-cut strategy for dealing with Iran, instead hinting alternately that the solution may be European-led negotiations with Tehran, an Israeli military attack or a rebellion led by the Iranian opposition.
معاون رئیس جمهوری دیک چینی اخطار کرد که اسرائیل ممکن است که تاسیسات هسته ای ایران را مورد حمله قرار دهد Europeans are unable to meet Iran's key demand -- the guarantee that it will not be attacked by the United States or Israel. اروپائی ها قادر به دادن ضمانت به خواست کلیدی ایران برای اینکه امریکا به آنان حمله نمیکند را نیستند In Europe last week, Rice expressed general support for the Iran negotiations. However, she declined her hosts' request to join the talks or to indicate willingness to offer Iran a security guarantee در اروپا هفته گذشته حمایت کلی خود را از بچه ها
شبح گرامی ۱۱۱ برو خدا را شکر کن که اين روزها حالم خوبه و شنگولم و احساس عشقم به مردم ايران دوباره فوران کرده . به نام نامی مردم ايران دوستان فاحشه شماره ۳ رژيم اسلامی
که تحلیلش این است که درخواست خرازی را که به گوز خر هم حساب نکرده (البته از ترس امریکا)و پاسخ آقای کوئیزومی هم مبنی بر زمینه چنین سفری فراهم گردد!!!!!!!
اقبال ۱۰۲ می گویی کینه به حکمت همان کینه ی روستاییان به تحصیل کردگان دیار فرنگ است.
منوچهر عزيز!(92)
اقبال 102 عزیز دوست عزیز اقبال شما هم مانند سایر اعضای این حزب باید به زودی تکلیف خودتان را روشن کنید: یا می خواهید یک حزب خرده بورژوایی بی درو پیگر و آلت دست بورژوازی مدرن و غرب بسازید (البته به کذب تحت عنوان کمونیسم کارگری و مدرنیته) و یا می خواهید به بلشویزم و کمونیسم واقعی بپیوندید؟ ما هم انتقادات بسیاری به فرقه های در بسته و سکت های چپی داریم اما روش کار شما آن روی سکه همان انحرافات است. اگر بسیاری از نیروی های چپ دچار فرقه گرایی شده اند شما دچار فرصت طلبی شده اید و اصول و روش مارکسیستی را زیر سوال برده اید. انتخاب با شماست یا آگاهانه این گسست را انجام می دهید (که امیدوارم اعضای صادق و فعالتان چنین کنند) و یا وضعیت عینی آتی ایران برای چندین بار شما را تکه تکه خواهد کرد. دوست عزیز اقبال در این انشقاقات متاسفانه بیشتر و بیشتر شماها به گرایش های راست خواهید رفت (از راست روی حکمتیست درس بگیرید- آنها نظریات منصور حکمت را به نتیجه منطقی اش رساندند!) موفق باشید به امید روزی که افراد صادق حزب شما مانند شما اقبال عزیز این گسست از نظریات انحرافی منصور حکمت را انجام دهید.
درس های ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ جنبش کارگری به طور عمومی نقاط ضعف فراوانی در دوره قیام 1357 داشت. پیش از آن 25 سال اختناق نظام سرمایه داری شاهنشاهی طبعاً تاثیرات خود را در جنبش کارگری و سوسیالیستی نیز گذاشته بود. سرکوب و ارعاب و کشتار، شکنجه، دخالت های ساواک و غیره، بنیادهای یک نیروی قوی، متشکل و مجرب کارگری را تضعیف کرده بود.اما؛ انقلاب بهمن 1357 ايران بيش از هر چيز، بيانگر آغاز يک دوره مداخله توده های ميليونی در تعيين سرنوشت نظم اجتماعی بود.
چاوز «ونپال» را ملی کرده و تحت کنترل کارگری در آورد
ماهنامه ی تجدد ۸ (بهمن ۱۳۸۳) به سردبیری دادامن منتشر شد :
شبح عزيز ٬ سلام از لطف و محبتت ممنونم
شبح جان
نانای عزيز!(83)
الچه(109) به اين بدگمانی نوبره والا!
شبح جان زیر آبی رفتی ها چرا newspectre را آپ دیت نکردی؟ کنجکاو جان منم 129 رو ادیتش میکنم میزارما (:
اولين بار كه تركيه رفتم جوانك بيست و دو سه ساله اي بودم كه حديث قِصوي شده اش در آزاده خانم آمده. مشوق اصلي جوان بسيار خوش چهره اي بود كه در منزل اسفنديار رضواني در تبريز ديده بودم، اين آخري بود كه چند سال پيش تر يادم داده بود چطور موسيقي كلاسيك گوش كنم، و همو پسردايي آن جوان خوش چهره، يعني منوچهر (همان جلال) خسروشاهي بود، كه در استانبول در جلسات خصوصي و عمومي هم شعرهاي سه كتاب اول فرخزاد را ميخواند، و هم كمپارسيتا ميرقصيد. اسفنديار كه چند ماهي پس از من به تركيه آمد، به دنبال عشق، درس موسيقي و درس دكتري ادبيات انگليسي آمد، بعد هر سه را رها كرد و برگشت ايران. حديث سفر ترك، حديث مفصلي است. به سرعت از شهرهاي وسط راه رد ميشديم و با قطار دو سه ساعتي حوالي صبح از دور، و به تدريج از نزديك در سواد شهري فرو ميرفتيم كه در آن زمان درك نميكرديم و حالا ميفهميم كه زيباترين شهري است كه زمان و تاريخ به خود ديده است. و من شهر فراوان ديده ام، شهر بزرگ و كوچك.
گزارشِ روزنامه USA Today در موردِ احتمالِ انتخابِ رفسنجانی به ریاست جمهوری: ایران بارِ دیگر 'سرگروهِ پرتجربه' را در نظر مي گيرد (لینکِ نوشته)
شبح جان زیر آبی رفتی ها چرا newspectre را آپ دیت نکردی؟ من دیدیم نانا توی وبلاگش نوشته که داره توی وبلاگ شبح آتیش میسوزونه گفتم حتمآ یک خبرهایی توی وبلاگ اصلی هست.
FRID 32
سلام...چند خبر که شاید دوست داشته باشید بخوانید جلسه شعر خوانیِ سيمين بهبهانی در لندن(لینکِ نوشته)
جرج پرکوويچ يکي از تحليلگران بنياد صلح بين المللي کارنگي در آمريکا مي گويد: ترديدي ندارد که پرزيدنت بوش و مشاورانش معتقدند که راه حل هم مساله برنامه هاي هسته اي ايران و هم رويارويي با تروريسم و بهبود شرايط زندگي مردم ايران در تغيير رژيم نهفته است. اما مساله چگونگي انجام آن است. حال بايد منتظر شد و ديد که نتيجه دور جاري گفتگوها که دو روز ديگر به طول خواهد انجاميد چه خواهد بود. که شخص من فکر میکنم احتمالا به اشغال ایران و یا حتی بمباران نخواهد کشید و این رژیم مزور تر و زبون تر از ان است که ایستادگی بیشتری کند کار زیادی لازم نیست بکنید همین الان شیرین عابدی شروع کرده
جوان سوسياليست ۹۸: دوست من, ميدانی يکی از قواعد يک بحث سياسی مفيد آن است که نگردی ببينی اين فرد پير است يا جوان؟ ترک است يا کرد؟ زن است يا مرد؟ داخل زندگی ميکند يا خارج؟ عضو حزبی هست يا مستقل( منفرد) ؟ شاغل است يا بيکار؟ پدر و مادرش مذهبيند يا نه شهر بدنيا اومده يا روستا؟ دانشگاه رفته است یا مکتب ندیده و دهها نکته از اين دست. ميدانی اينو؟ چرا کنار گذاشتن اين نکات لازمه؟ برای اينکه شما به اصل قضيه بپردازی و حاشيه نزنی. شما هنوز وارد ميدان نشده مرا با دستنوشته های فراوانی روبرو کردی که حتا يک سطرشان به من مربوط نميشه. گويا چون من ۵ سال پيش حزبی را انتخاب کرده ام متهمم و بايد جوابگو باشم. دوست عزيز اگر حرفی برای گفتن داری همينجا جلو چشم دوست و دشمن مطرح کن. بحث سر جهانی شدن ايران يا در جهان پخش شدن ايرانيهاست. در اين مورد مشخص منصور حکمت ابراز نظر کرده که من کاملا با آن موافقم و دارم در آن چهارچوب کار سياسی ميکنم. لطفا شما ابتدا بياييد سر اين نکته بحث کرده اگر موافق نيستی دلايلت را بگو و اگر دليلی نداری که مخالف باشی قبول کن که طرح درستی است. گام بعدی ميتوانيم سر هر مسئله ای که بنوعی مطرح شود حرفهايمان را بزنيم. مثال: يکی از آن به اصطلاح انتقادات ( ۵۰۰ صفحه) نوشته سارا قاضی است. ايشان مدعی شده اند که سايت روزنه با لینک ندادن به نوشته های م.رازی ايشان را سانسور( معلوم شد که این روشنفکرهای آل احمدی حتا معنی سانسور را نمیدانند) کرده است. مسئول سايت روزنه پاسخ اين اتهام را بروشنی داد: ...اگر شما را به يک مهمانی دعوت کنند مسواک و بيژامه تان را هم با خود ميبريد؟ .... خلاصه دوست من نگاه شما به مقولات سياسی نيست اخلاقيه. شما نسبت به منصور حکمت کينه داريد. همان کينه ای که يک روستايی نسبت به يک تحصيل کرده در دیار فرنگ داشت ( که ديگه نداره).
سلام علی
طومار اعتراضی کارگران ایران به سازمانهای بین المللی کارگری و سازمان جهانی کار برای خواست حق تشکل. http://www.kargaran.no-ip.org/07campaine/ilo/asame.mht
ترانه ۶۹ در ضمن يه وقت خدا نکرده زبانم لال فکر نکنيد که من از سياست های امريکا دفاعی چيزی ميکنم ها!!!!!! اشتباه متوجه نشويد من تنها بر مبنی واقعيات همين لحظه نظر ميدم به همین دلیل به مردم ایران پیام میدهم که بجنبید و خود را ارگانایز کنید که دموکراسی را برایتان با بسته پستی نیاورند !!!!!!
اقبال ۸۲ گرامی در حدود ۵۰۰ صفحه نقد به تمام نظريات انحرافی رهبرانتان منصور حکمت در لینک درج شده است. برای رعايت اصول دموکراسی نظريات تا کنونی ليدرهای فعلی و اسبق شما نيز درج شده است. اگر دقت کنيد می بينيد که آنها هستند که «از اصول و مبادی و مبانی يک بحث سياسی خارج» شده اند. اميدوارم شما پرنسیپ هایی را که آنها رعایت نکردند مراعات کنید. اين گوی و اين ميدان نقد نظریات حزب کمونیست کارگری
ترانه ۹۶ از آنجائی که در انتهای پيام خود نوشته ايد
با زبانی ساده خدمتتون عرض ميکنم تازه کی گفته که هیچ برنامه ای ..........
شبح مهربان!
دوستان اين خبر مال سه ساعت پيش است . حسن روحانی گفت : Mr. Rowhani said Iran is not seeking tensions with the United States, but that Washington is blocking all efforts to resolve differences ايران به دنبال تنشن با امريکا نيست ولی امريکا تمامی سعی در حل اختلافات را سد ميکند !!!!!! که معنيش اين است که همگی رژيم از بالا تا پائين به خود ريده و قاطی کرده اند !!!!! و معنيش اين است که تازه تازه داره دوزاريشون ميفته که موضوع پليس خوب و بد نبود !!!!!!!!! اون رهبرتون رو هم با منقل و وافور در فرار کمک کنيد آخه اون بيچاره فقط يک دست داره و عاجزه !!!!!!!!!!! نانا
دوستان چپ برای اين که ميزان آپ تو ديت بايد خودتون رو آپ تو ديت نگه داريد که به ايده های اصلی شما رنگ و جلا بده به عنوان نمونه
رويتر چهار ساعت پيش خبر داد : Iran signals که تحليل آن اين است که اين حرامزادگان که بيش از نميدانم چند سال است که به شيوه آخوندی با اروپا و ای يو موش و گربه بازی ميکردند و وقت ميخريدند ولی اون ممه را لولو برد ای خاک عالم بر سرتون که خيال ميکنيد همه مثل شما هر دمبيل ميان و ميرن بابا نفهم ها اين دار و دسته بوش بيست سال است که دارند روی اين برنامه خاورميانه دموکراتيک کار ميکنند و اين برنامه برای ربع اول قرن بيست و يکم است تنبان منبان ها و شليته و تنکه زن و بچه هاتون رو از رو بند رخت برداريد و فرار را بر قرار ترجيح بدهيد که دارن ميان کارتون رو تموم کنن نفهم ها !!!! نانا
شبح عزيز.(۷۶)
اين هم لينك خبر دستگيرى و بازداشت عليرضا
دوستان عزيز به اميد موفقيت در جلوگيرى از ديپورت عليرضا و همسرش
رسوای ۸۸ مرض داری وقت منو ميگيری مگه بابا!!!!! اول به اين جمله خودت يه کم فکر کن : باين صورت احتياجی به مجازات قصاص انها ..... ببين تو حتی بدون اينکه بخواهی داری با فرهنگ رژيم حرف ميزنی (قصاص!!!!!!) آخه خدا بگم چيکارت کنه !!!!! اگه قرار باشه ما هم همون کارهای اونا رو بکنيم که ديگه همه اين حرفها بيخوده خوب بذاريم اونا باشن ديگه !!!!! مگه مرض داريم اونا برن ماها که همون طرز تفکر را داريم بريم جاشون بشينيم . ذليل مرده تمام صحبت اينه که ما مردم که حکومتی مردمی ميخواهيم با آن قانون ميخواهيم و عدالت و آزادی نه رسوا جان ما مردميم و ميخواهيم جامعه دموکراتيک بسازيم برای آينده فرزندان خود و در اين جامعه از وجشيگری و انتقام و کشت و کشتار و جر واجر کردن خبری نيست برو يه دهن آهنگ من که رسوای توام مرضيه رو بخون بذار باد بياد . نانا
نانا جانم(۸۳)
Shabah khanoom, Nietzsche ghofteh che “ mard ra az gholesh mi shenasand.’ Just look at the one line poem at the top of your comment section and then be ashamed of yourself. You do not believe and follow what you advertise and that is called hypocrisy. If you are not man enough why not to have a sex exchange so to make your out look compatible with your inner world. Do not worry about the fees, thanks God our government is very generous and is paying %75 of the operation cost and I will purchase all women clothing and any lingerie which you would prefer to wear. You are a just a big, ugly fat charlatan and a liar. Go and block my IP. You are a morally corrupt person. By the way, after the operation, change your name to Shehin, which is very close to your male name.
فاحشه های اسلامی يکی يکی ميان جلو حال حسن روحانی : (وی گفت ما دنبال افزایش تنش با آمریکا نیستیم. ما دنبال حل و فصل مسائلمان با آمریکا هستیم. ) ولی من خیال شماها را راحت کنم با لهجه - جمهوری اسلامی باید برود !!!!!!!!!!!! این ابلهان نمیفهمند که ایران بخش ناچیزی از سیاست کلی نظم نوین جهانی است من به این حرف روحانی هم میگم
دوستان اين هم حرفهای کاندوليسا رايس کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه آمریکا در مصاحبه با نشریه آلمانی «بیلد» گفت حکومت ایران مخالف هر گام اصلاحي است که هم اينک در خاورميانه وجود دارد. وی افزود: در ايران برخي که منتخب مردم نيستند، خواستههاي مردم را به هيچ ميگيرند.
خبر امروز که مال دوساعت پيش است بسيار مهم ميباشد
دوستان بچه ها به جنبید
رسوا ۷۴ خدمتت عرض کنم که فريدون توللی شکر خورده با تو بيخود از اين شعر ها رو نکن
جوان سوسياليست ۷۸ عزيز: اگر قول بدی که از اصول و مبادی و مبانی يک بحث سياسی خارج نشوی حاضرم باهات يا در اينجا يا در وبلاگ خودم يا هر جا که شما پيشنهاد دهيد بحث کنم. رفقا اين گوی اين ميدان. ميگن يزد دور گز که نزديکه. مخلص
شبح عزيز يک خواهش با دو فوريت: مطلب بعديت را به انقلاب ۵۷ اختصاص بده اين يک خواهش است. فوريت اول در گراميداشت ياد روزهای آزادی ( روزهای بهمن ۵۷) و فوريت دوم در گراميداشت طلوع افق انقلاب ديگری در ايران. لطفا اين کار را بکن که مخلصت بشم.
پژمان جان!(70)
شبح جان دوستانی که می گويند مردم ما مذهبی هستند من آنان را با ۱ ازمايش ساده به چالش می کشم. جدا می خواهم ببينيم اگر بطور کل مذهب از تمام سيستم و ارگان های دولتی ووابسطه به آن جدا شود باز می گوییم کاری نمی شود کرد مردم ما مذهبی هستند؟ البته شبح جان منظور من شما نیستید اما کم هم نیستند کسانی که می گویند به احساسات مذهبی مردم احترام بگذاریم یواش راه برویم . نرم بگوییم ملاحظه کنیم در حالیکه می دانیم واقعیت جدا از این است.
نقدی به مواضع منصور حکمت در مورد قدرت شورايی و حزب. «کسب قدرت» بدون شوراهای کارگری .......منصور حکمت مسئله کسب قدرت سياسی را تنها از زاويه تغيير تناسب قوا به نفع حزب خود ارزيابی می کند. در صورتی که يکی از دستاوردهای انقلاب اکتبر 1917 و بلشويزم، سازماندهی انقلاب توسط شوراهای کارگران، دهقانان و سربازان بود. ايشان چنان مجذوب «کسب قدرت» شده که فراموش کرده اند که اين قدرت را برای چه کسانی و به چه منظوری بايد در دست گرفت. ايشان تصور می کنند همين که «حزب» در صدی از آرای مردم را به خود اختصاص دهد، کافی است که قدرت سياسی را در دست گيرد! ظاهراً ايشان خود را برای يک انتخابات بورژوا دمکراتيک در يک کشور غربی آماده کرده و نه يک انقلاب کارگری در ايران. بديهی است که از زاويه چشم انداز يک حزب واقعی کمونيستی، کسب قدرت سياسی برای به قدرت رساندن «شوراهای کارگری و دهقانی» و برای حل تکاليف انقلاب صورت می گيرد. از آنجايی که برنامه شوراهای کارگری پاسخگوی نيازهای توده های عظيم مردم می گردد، آنها نيز به حمايت از شوراهای کارگری و انقلاب جلب می گردند (و نه به خاطر قيافه اعضای يک حزب!). وظيفه يک حزب کارگری کمونيستی (حزب پيشتاز انقلابی)، هيچگاه تسخير قدرت بدون آماده کردن طبقه کارگر نيست. چنانچه کارگران پيشرو و فعالان جنبش کارگری (و نهايتاً شوراهای کارگری) به لزوم تسخير قدرت نرسيده باشند، حتی انقلابی ترين حزب های سياسی نمی توانند «به جای» کارگران و به نيابت از آنها «قدرت سياسی» را به چنگ گيرند. حتی اگر چنين امری به وقوع بپيوندند، زودگذر و بدون نتيجه خواهد بود. در تاريخ حزب های زيادی با برنامه های مشابه «حزب» (اما بسيار قوی تر، پرنفوذتر و سياسی تر از آن)، چنين کرده و همه شکست خورده اند (مثلاً ساندنيست ها در نيکاراگوآ). مسئله تسخير قدرت سياسی برای کمونيست ها زمانی به شکل مشخص طرح می گردد که زمينه کافی برای به قدرت رسيدن شوراهای کارگری وجود داشته باشد (حداقل در چند شهر عمده صنعتی). يعنی زمانی که، حداقل، بخش تعيين کننده ای از کارگران فعال و پيشرو به لزوم سرنگونی و تشکيل حکومت کارگری براساس يک برنامه انقلابی در درون حزب کارگری خودشان رسيده باشند. ما «امروز» در ايران در چنين موقعيتی نيستيم. اما بايد از همين امروز امر سازماندهی و گسترش شوراهای کارگری را تبليغ و ترويج و در صورت امکان به اجرا بگذريم. نخستين گام در چنين راهی، جلب اعتماد کارگران پيشرو است. کارگران پيشرو بايد متکی بر «خود»، سازمان سياسی شان را انتخاب و يا بازسازی کنند. وظيفه ی کمونيست ها ايجاد تسهيلات برای چنين امری است و بس! سخنان «رهبر حزب» همه ناوارد و هم بی ارتباط به اين مسئله محوری کارگران پيشروی ايران است؛ و از اين زاويه در کليت آن غيرعلمی و مغاير با منافع کارگران بوده و بايد مردود اعلام گردند. برای مطالعه کل مقاله به لینک زیر رجوع کنید:
دوست عزيز اينکه نوشتين تحرک جدی نبوده موافقم ولی دلايل اون رو بهش نپرداختی يکی از دلايل اصلی اون خستگيه مردمه دقيقا مث اين ميمونه که شما بخوای بعد از يه جنب وجوش حسابی استراحت کنی مردم هم حالا در حال استراحت کردن هستند مطمئنا وقتی انرژيشون دوباره جمع بشه حرکت خواهند کرد
منوچهر عزيز!(44)
شعر ۷۴ از فريدون توللی بود
خواب ميديدم به ايران گشته بر پا انقلابی
Manochehr Zhandifar ٥٨- ٥٩ּ شما دارى گفته هاى محمدرضا پهلوى را اينبار به اسم كمونيسم كارگرى عينا تكرار مىكنىּ چه كسى گفته است كه قوميت گرايى در بين مردم ايران ريشه و طرفدار ندارد و ناسيوناليسم در ايران بيمارى سياسى - فرهنگى رايج نيست؟ پس توى ميكروقوميتگراى فارس چى هستى؟ جوابت را از آليانس كردى بگير! شونیستهای فارس تجزیه طلبان ایرانند - حسین کردنژاد
این خبر جا افتاد:) ماهانه 300 کودک در حرم امام رضا رها می شوند(لینکِ نوشته)
باز هم سلام... چند نوشته که شاید دوست داشته باشید بخوانید:
سلام... یک خبرِغیر نظامی و غيرِ سیاسی:)... می دونستید شبح گروهِ موسیقی داره و کنسرت می گذاره؟ :)اینجا رو ببینید (لینکِ نوشته)
امروز يک مفسر سياسی خبره قديمی U.S که ترجمه اش میشود :
"طومار اعتراضی کارگران به سازمانهای بين المللی کارگری و سازمان جهانی کار برای خواست حق تشکل."
نظر به اینکه حسن اقا در پیامگیر خودش هم به من عتاب و خطابی کرده بود حسن اقا تا اين و به کل خاورميانه و کشورهای حالا دموکراتيکش انگشت شصت خود را بالا گرفته و خواهد گفت :
حسن آقای گرامی بايد اول از همه بهت ياد آوری کنم که پيامت خطاب به من تنها سر سوزنی به گفتن اين که من جاسوس امريکا هستم و از سيا حقوق ميگيرم فاصله داشت !!!!!!! ولی حتی اگر اين را فرض بگيريم ميخواهم برايت بنويسم که من از تو سئوالی ميکنم ؟ من به عنوان جاسوس امریکا و حقوق بگیر سیا !!!!!! بهت میگویم این آلترناتیو فریاد بلند مردم ایران است برای
دوستان توجه کنيد هم اکنون بحث مهمی در جريانه که در تلويزيون ميبينم بين حرفهايش گفت : سياست خارجی ما در گذاشته حمايت از ديکتاتورها بوده و به آنان ميگفتيم (حرامزاده است ولی حرامزاده ماست ) اکنون اين سیاست تغيير يافته و استراتژی دولت ايجاد کشورهای دموکراتيک است . و حسن اقای عزيز
agahyeh Manoucher, most probably like most of communists you live in one of European capitalist countries and enjoying your mouthy welfare check and free medical and dental insurance and who knows even may be getting free education. In either case, you must be aware that in most of these countries the national issues is solved, so national issues is not t a virus to get rid of it. Viruses are people like Mansor Hekmat and yourself, which need to get rid of by spraying strong pesticide. Mansor Hekmat and other communist are worse and dirtier than even the dirtiest parasites. I have heard too many lies from communists like Mansor Hekmat that I have come to the conclusion that a street whore must have more integrity than your communist leaders.
There is no doubt in my mind that not a single ideology, political view, political trend etc, possess the whole truth, some are just more accurate than the others, so they all should be given the right to free expression. But these corrupt communists which believe that, they are the only one to possess the truth and they are the only one which really want to free the suppressed people should look back at their dirty, miserable, failed work performance and be ashamed of themselves. These communists had done so many crimes, which had made Fascism a liberal ideology. After Mojahedin, these communists have the thickest skin in the universe. They are the best dumb which I have ever seen. They are as closed mind and as fanatic as Taleban. Not that, I do not know them, I myself was one of them but were free enough to put my past behind me. Shame on you communists, how dare you can talk about freedom, while ten of thousands of communisst perished in Siberia just because they had criticized the regime?
نانا خانم شما لطف کنید یک نگاه به افزایش بودجه دفاعی آمریکا بفرمایید.
دوستان عزيز اين پست را که شخصی بود در وبلاگ خودم گذاردم و سپس فکر کردم کاملا ميتواند به اين بحث ما مربوط باشد بنابر اين فکر نکنيد که خدای ناکرده قصد تبليغی برای وبلاگم دارم ها !!!!!!!!! خوب دوستان عزيزم عمر من و جريان زنده روح من در روز۲۳ بهمن سال در اين مطلب براي شمر نوشتم که امکان تحقق دموکراسي در ايران وجود دارد
به اين تلاش مذبوحانه توجه کنيد !!!!!!!! (علی اکبر هاشمي رفسنجاني رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوري اسلامي در مصاحبه با روزنامه آمريکايي USA Today بر ضرورت مذاکره ميان واشنگتن و تهران تاکيد کرد، اما افزود که براي اين کار آمريکا بايد پيشگام شود. وی در این مصاحبه از خود به عنوان کسي ياد کرد که مي تواند روابط جمهوري اسلامي با آمريکا را بهبود بخشد) سپس به اين جمله که در پيام زير برايتان
و با توجه به این مساله که خوشبختانه امریکا مانند رژیم ایران نیست که حرفی را که زده پس بگیرد و گهی را خورده تظاهر به نخوردن کند و با هزار و یک دلیل هدفش برای سود خود تغییر دیکتاتورها است و برای این هدف همه کار خواهد کرد نتیحه بگیرید که چقدر این اخوندها و امثال رفسنجانی ابله و پرت هستند که چنین پیشنهادی میدهند !!!!!!!!
انترناسيونال: در بيانيه آمده است که طرح شعار فدراليسم توسط برخى احزاب ابدا انعکاسى از وجود چنين مطالبه اى در ميان مردم نيست. در اين صورت انتشار اين بيانيه چه لزومى داشت؟ منصور حکمت: نه فقط شعار فدراليسم جايى در ذهنيت و زندگى مردم ندارد، بلکه هويت قومى و قوميگرى بطور کلى هم در بين ميليونها مردم ساکن ايران محلى از اعراب ندارد. اما اين متاسفانه براى مصون داشتن مردم از فجايع و تراژدى هايى که قوم پرستى و قوم پرستان ميتوانند ببار بياورند کافى نيست. به دنياى اطراف خود نگاه کنيد و رويدادهاى اين دو سه دهه اخير را مرور کنيد. حکومت شرع و دولت آخوندى چه زمينه اى در ايران قرن بيستم داشت؟ ظاهرا هيچ. اين مردمى بودند که هشتاد سال پيش تر مشروعه چيان را به روزى انداختند که ميدانيم. آخوند يک قشر انگل بى آبرو و اسباب مضحکه مردم در شهر و ده بود. دختران دو نسل قبل از ما بى حجاب مدرسه ميرفتند. موسيقى و سينما جزء لايتجزاى زندگى مردم بود. با اينحال، امروز در آن جامعه جنون الهى و جهالت دينى و جانوران اسلامى حکم ميرانند. يوگسلاوى، يک جامعه مدرن صنعتى و با هر استاندارد امروزى جامعه اى متمدن بود. يوگسلاوها از اين صحبت ميکنند که چگونه قبل از اين ماجراها قوميت و مليتشان يادشان نبود. تصور چنين اوضاعى برايشان ممکن نبود. که هنوز هم باورشان نميشود و نميدانند چه شد که چنين شد. در ضمن من منبعد بصورت خيلی آکتيو جلوی اين ويروس که هر از چند گاهی اينجا کامنتهای فاشيستی٫قومی ميگذارد خواهم ايستاد.از بقيه هم انتظار دارم که جلوی آدم کشهای آينده بايستند.نظاره گر نباشيد تا اين ويروسها از ايران يوگوسلاوی درست کنند.
"فدراليسم شعاری ارتجاعی است."
دوستان عزيز احتمالا همچون من همگی شما تشنه خبر هستيد مطلبی خواندم که نظرات ديک چينی و رامسفيلد را مطرح کرده بود که خط به خط کپی کرده و ترجمه اش را برايتان مينويسم . اگر ترجمه زیبا نیست ببخشید زیرا وقت برای تلف کن فرم ندارم لب مطلب را ترجمه میکنم . نانا I think the Iraqis have watched the Iranians operate for years and create a religious theocracy that has been a dismal failure from the standpoint of the rights of individuals," Mr Cheney said on US television. "They fought a bloody eight-year war between the Iraqis and the Iranians against that kind of theocracy and I think there are a great many people involved in the political process in Iraq who will seek some kind of balance." - آنان برای هشت سال جنگی خونین را بین ایران و عراق تخمل کردند و بر علیه چنین رژیم الهی مردم بسیاری هستند که اکنون توازن میخواهند He said he believed the Shia politicians leading in the electoral count opposed a premature US military withdrawal and were also keen to involve the minority Sunni sect involved in writing a constitution. Defence Secretary Donald Rumsfeld also rejected the idea that Iraqi clerics would push the Iranian model, saying they were Iraqis first and Shia second. "A country that sets half of its population -- the women -- on the side and doesn't have them participate fully in their society is not going to have much success," he said. Mr Rumsfeld said Mr Bush had meant that Iraq needed to be able to defend itself from internal attack, not be able to repel an invader such as Iran. اقای رمسفیلد گفت : که معنی این حرف آخر رمسفیلد این است
بیانیه اعلام موجودیت حرکت ملی ترکمنستان ایران (ترکمنصحرا) 4. مشخصات عمومی دولت جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران مواردی که در قانون اساسی باید قید شوند: 1.4- دولت جمهوری فدرال (دولت متحده) و دمکراتیک ایران مجموعه ای از دولتهای ملی ـ سرزمینی ملیتهای تشکیل دهنده ی ایران است. 2.4- جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران از دو مجلس یعنی مجلس مردم و مجلس ملیتها (ایالات) تشکیل می شود. قوانین پس از تصویب هردو مجلس رسمیت پیدا می کند. 3.4- قانون اساسی جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران زبان همه ی ملیتهای ایران اعم از فارسی، ترکی، کردی، ترکمنی ، بلوچی و عربی را به رسمیت می شناسد. 4.4- مصوبات مجلسین، قوانین و اسناد و مدارک رسمی کشوری به همه زبانهای رسمی کشور نوشته می شود. 5.4- هویت ملیتی شهروندان ایرانی به رسمیت شناخته می شود. 6.4- ارتش موظف به دفاع از کشور در برابرتجاوزات خارجی است. موارد ویژه آنرا قانون معین می کند. 7.4- جدایی کامل دین و ایدئولوژی از دولت. 8.4- برابری حقوق زن و مرد در تمامی عرصه ها. 9.4- برسمیت شناختن میثاقهای حقوق بشر و لغو حکم اعدام و هر گونه شکنجه. 10.4- برسمیت شناختن پلورالیسم، آزادی احزاب، شوراها، فعالیتهای سندیکایی، صنفی ، وسایل ارتباط جمعی و پخش اطلاعات. 11.4- تامین اجتماعی و رفاه عمومی، بیمه های بیکاری و از کار افتادگی
.5مشخصات عمومی دولت ایالتی ترکمنستان ایران 1.5- ایالت ترکمنستان ایران محدوده ی ملی - سرزمینی است که تمامی مناطق زیست و بهم پیوسته ی ملیت ترکمن در ایران را شامل میشود. این محدوده ی ایالتی با توافق و آراء ساکنین آنجا تعیین میشود که توسط دولت فدرال نیز تایید خواهد شد. 2.5- پارلمان ایالتی ترکمنستان ایران مرجع قانونگذاری است که اعضای آن توسط ساکنین ایالت انتخاب می شوند. 3.5- امور اداری، قضاوت، مالیات، فرهنگ و هنر، انتظامات، تعیین سرود و پرچم ملی ملیت ترکمن در اختیار دولت ایالتی ترکمنستان ایران است. 4.5- زبان اداری ایالت ترکمنی است. مکاتبات اداری، اسناد و مدارک ایالتی و سیستم آموزشی به این زبان خواهد بود. کارکنان ادارات دولتی بایستی به این زبان مسلط باشند. ایالات دیگر ایران می توانند به زبانهای ترکی و فارسی نیز با این ایالت مکاتبه کنند. ملیتهای غیر ترکمن ساکن ایالت ترکمنستان ایران حق آموزش به زبان خویش را دارند.دولت ایالتی موظف به تامین امکانات و تاسیس انستیتوهای آموزش زبان آنهاست. 5.5- دولت ایالتی در حد توان برنامه ی اقتصادی تنظیم و اجرا خواهد کرد.
راستگوی عزيز. *اطلاعیه شماره ۴۱ به اینجا مراجعه کنید:
رسوای گرامی ۳۶ با اين جمله تو :. هرج و مرج داخلی که از دوردست ترين نقاط کشور اغاز شده و بسوی مرکز پيشرفت کند مطلقا مخالفم البته راه را هم باز میگذاریم که اگر زبان خوش سرشان نشود دیگر عواقب سرسختی که احتمالا بیش از مردم متوجه
سلام ...حرفت درست اما کاری بسیار سخت.....حال برای نکردن یا نتوانستن این عمل دلایل زیاد هست: تفرقه را میخواهند تا قدرت عوض شد، خود بدست بگیرند .... کینه و نفرت آنچنان افکار را مسموم کرده که مبارزه ها مهم و پیروزی بیخود شده .... ترس .... و ... و ....اول بایستی خودمان را اصلاح و آگاه کنیم تا بتوانیم متحدانه روبرویشان به ایستیم
با کپی اين خبر که از نظر من بسيار مهم است : بازديد نمايندگان كميسيون حقوق بشر سازمان ملل از بازداشتگاه اوين، ايسنا حتی مهمتر از فريادهای وامصيبتای سلاح هسته ای و ...... اگر هخا و نیم پهلوی و هاله و ضیا و هر ابله دیگری را نمیخواهیم و فراموش نکنید ما از هیچ کس و گروهی نمیترسیم و تمامی نمایندگان گروه های مردم را با احترام در کنار خود میخواهیم
سلام... چند نوشته که شاید دوست داشته باشید بخوانید  سازمان حفاظت محيط زيست:حيات وحش ايران در معرض انقراض،خاويار براى مدتى طولانى ناياب خواهد شد (لینکِ نوشته)
اين خبر هم در ادامه بحث من است.بعدا به آن می پردازم.
اين هم برای دوست ترکمان که هی اينجا از ناسيوناليسم ترک دفاع می کند. قوميت بايد امرى شخصى باشد! بحثى کوتاه در مورد فدراليسم منصور حکمت http://www.rowzane.no-ip.com/000_maqalat/000_m2005/2502/50205ZMH1.html
با اجازه شبح گرامی ! ضمننا کدوم يکی از کتابهای حکک !!! تا بحال به چاپ دوم رسيده ؟ من چاپ ۱۶ کتاب بامداد خمار رو دارم ! همين که کتابی اينقدر قابل توجه ميشه د رجامعه ای که اصلا کتاب خوان نيست خودش باعث ميشه که نگاهی به اين کتاب بياندازيم ... اينهم پا نويسی که همزمان در پستم نوشتم :
http://www.wpiran.no-ip.org/farsi1/archive/ht/2004/0211_ejtemaii.php تعين اجتماعى بخشيدن به چپ مصاحبه راديو انترناسيونال با حميد تقوائى
راستگوی ۴۰ گرامی: منصور حکمت شکل حکومت شورايی را جمهوری سوسياليستی معرفی کرده و من گفتم که قرار نبوده و نيست که کادرهای ريز و درشت ح.ک.ک. بروند در دولت جمهوری سوسياليستی خود بخود در راس امور ریز و درشت قرار داده شوند/ بگیرند. گفتم ما را عمدا با مجاهد و ... عوضی ميگيرند. شما نوشتيد که اين با ادعای منصور حکمت که حزب قدرت را ميگيرد مغايرت دارد. خوب اينجا صبر کن عجله نرو. مسائل و اوضاع و مقولات را بايد در رابطه متقابلشان و بر حسب تاثير گيری و تاثير دهيشان و در بستر زمانی و مکانيشان ديد. کل اين جمله را من ميگم ديالکتيک. بايد مسئله را در رابطه متقابلش بررسی کرد اما شما مکانيک وار حزب قدرت را ميگيرد را متناقض با دولت شورايی ميبينی. بحث حزب قدرت را ميگيرد مربوط به روزی است که جمهوری اسلامی دارد سرنگون ميشود و خلع قدرت ايجاد ميشود. خلعی که هر کس و ناکسی ميخواهد آن را پر کند. اگر طبقه کارگر و جنبش آزادی و برابری تامل کند بوش و شاهزاده و رجويها و حجاريانها و سپاه پاسداران و قوم پرستان رنگارنگ که تامل نميکنند. در اين خلع است که بله حزب به نمايندگی از جامعه ( اکثريت مردم) ( مردم يعنی آنانی که آزادی و رفاه و خوشبختی ميخواهند) قدرت را ميگيرد و منتظر هيچ پس شرط و پيش شرطی نميماند. اما آيا مسئله حل شد و تمام؟ البته که نه. چرا؟ چون گرفتن قدرت تازه آغاز قضيه است و اصل داستان بر سر پياده کردن سوسياليسم و نگه داری قدرت در دست دولت سوسياليستی است. در اينجا شورها هستند که از ته تا راس دولت را ترکيب ميکنند/ میدهند. حتما ميگويی پس حزب چه ميشود؟ آيا حزب به ميل خود قدرت را به شوراها ميدهد و ميرود و داستان استالين تکرار نميشود؟ سئوال خوبيه. نه حزب جايی نميرود. هنوز هست و هنوز در دولت شرکت و حضور دارد. اما چگونه: کادرهای حزب مثل هر فرد ديگری که وابسته به ايده ها و سازمانها و برنامه های مختلف هستند در شوراها رای ميارند. اگر برنامه شما رای آورد شورا شما را نماينده خودش ميداند و اگر برنامه من؛ من. پس ح.ک.ک. مثل تمام ديگر احزاب چه راست چه چپ چه اسلامی و ... ميرود و اگر بتواند نماينده شورا ميشود. لذا جمهوری سوسياليستی بنا به سخنان منصور حکمت و آنچه من ميگويم حکومت حزب خاصی نيست. اما بيشک حزب در آن حضور فعال دارد.
منوچهر عزيز! حزب و جامعه: از گروه فشار تا حزب سياسى منصور حکمت
شبح عزيز.
منوچهر عزيز!(26) اقبال عزيز!(23)
زيتون عزيز!(19)
آرش سرخ عزيز!(28)
منوچهر ۲۶ گرامی شما در واقع به سوالی که من از اقبال عزیز کردم پاسخ دادید. خوشحال می شوم اگر به سوال خودتان را نیز لطف کنید پاسخ دهید. اما در مورد پلسخ به سوال من از دوستاتمان اقبال. من در مورد وضعیت کنونی ایران و صحت و سقم سخنان رهبر فقدیتان فعلا نظری نمی خواهم طرح کنم. تنها یک تناقض در گفته دوست عزیز اقبال و سخنرانی منصور حکمت بود که در کامنت ۲۱ اشاره کردم. آیا واقعا شما و دوستتان اقبال این تناقض آشکار را نمی بینید؟ در کامنت آقای اقبال به نقل از منصور حکمت گفته شده است که ایشان خواهان تشکیلات شورایی هستند و نه تحمیل یک حزب و اعضای آن بر جامعه. در سخنرانی آقای حکمت بر عکس گفته شده است که حزب نه تنها رهبری کننده است که تشکیل دهنده حکومت است. یا سخنان آقای اقبال منطبق با نظریات آقای حکمت نیست و تجدید نظر در عقاید حکمت بوجود آمده است و یا ایشان نکته اشتباهی را طرح کرده اند. بهرو دوست عزیز ایرادی ندارد. فقط لطفا حداقل شعوری برای خوانندگان نظراتتان قایل شوید و نفرمائید هر دو این نظریات یکی است! اگر این مسئله ساده و منطقی حل شود مایلم در مورد مضمون صحبت های شما و نظرات آقای حکمت هم نظر بدهم. اینرا به بعد موکول می کنم. با تشکر
Mehran Mahbobi عزيز ! نمی دانم شما در کجای اين دنيای بزرگ در حال پيگيری مبارزاتتان هستيد . اگر در ايران باشيد و اندک آگاهی از وضع موجود جامعه داشته باشيد و اگر اندک نظری به وضعيت جهانی بکنيد و بدانيد که اوضاع از چه قرار است و اگر به چيزی ايمان نداشته باشيد ( تاريخ . خدا يا هر چه ديگر ! ) و کمی واقع گرا باشيد احتمالا بايد بدانيد که انقلاب يا تغيير آينده در ايران آن چيزی نيست که حزب کمونيست کارگری در سر دارد . من آرمان های به حق شما را قبول دارم اما گمان نمی کنم بشود با احساسات گرايی و آرمان گرايی محض تغييری ايجاد کرد . دوست من اتفاقاتی که در تاريخ معاصر ما رخ داده است چشم هر که را که باز نکرده باشد بايد چشم چپ ها را باز کرده باشد . اگر می خواهيم همچون قبل دچار شکست و ناکامی نشويم بايد با آگاهی نسبت به واقعيات روز مبارزه کنيم .
ماهنامه ی تجدد ۸ (بهمن ۱۳۸۳) به سردبیری دادامن منتشر شد :
اقبال عزيز!(22)
شبح عزيز
علیرضای عزيز!(25)
شايد اگر به دنبال مضرب مشترک باشيم و نه مخرج مشترک بتوانيم به اتحاد برسيم. اين مضرب مشترک بر خلاف شعار «همه با هم» که فقط بر اساس آنچه نمیخواهيم تعريف شده بود بايد حداقل اصول بديهی که برای ايجاد جامعهی آزاد و برابر لازم است را نيز در بر داشته باشد.
فدای تو بشم من ايرانه اينجا ملتی ترسو بزدل خود خواه خود برتربين و تا دلت بخواد پر دبدبه و کبکبه نمونه بارزش خود من
شعار پاک نشدنی و ضربه کاري به سپاهپاسداران! « .... برويد از برادران سپاه و اطلاعات بپرسيد که در گوشه گوشه ايران هر روز مشغول پاک کردن شعار "زنده باد على جوادى" و "زنده باد حزب کمونيست کارگرى" هستند! ....» از مدت ها قبل بین برادران سپاه و اطلاعات نق و نوق هائی مبنی بر افزایش وظایف محوله و مأموریت های دور از مرکز و اعزام آحاد این نهادها به « گوشه گوشه ایران» به گوش میرسید. سرانجام هفته گذشته برادران با یک اعتصاب سراسری اعلام کردند که خسته شدند از بس هر روز شعار علی جوادی پاک کرده اند!
ياخين ارتورك- بانوى ترك: گزارشگر ارشد كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور مربوط به جلوگيري از "خشونت عليه زنان" ياخين ارتورك: بهتر است راه هاي ديگري براي اعدام پيدا كنيد و تا آن زمان مدارك و ادله زندانيان محكوم به مرگ را با دقت بيشتري مورد بازنگري قرار دهيد. كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان را تصويب كنيد! گولر سابانچى : وى ۴۹ سال دارد و وارث يكى از قدرتمندترين مردان اقتصاد و صنايع تركيه است. اكنون با رياست بر كل امپراتورى خانواده حدود ۶۰ شركت را تحت كنترل خود دارد. اين شركت ها از خودرو گرفته تا مواد غذايى توليد مى كنند و مجموعاً بيش از ۳۰ هزار نفر در آنها مشغول به كارند.
راستی یک سوال هم از جناب لندنی!
شبح جان!
شبح جان!
بچه ها گوش کنيد راستش رو بخواهید اگه بخوام باهاتون بی رودربايستی باشم به همين دليل ميخوام اينجا اعلام کنم از آن جائی که من به نظر خودم از واقعيات همين الان جامعه ايران حرف ميزنم فکر ميکنم اگر بين شما ادمهائی هستيد که مايل به ارائه راه فوری و فوتی برای تبليغ بين مردم و تشکل جنرال برای دموکراسی واقعی باشيم
راستگوی ۲۱ عزيز. آيا اين فرمايش های شما در تناقض با سخنرانی «رهبر حزب کمونيست کارگری» (منصور حکمت) خطاب به «پلنوم وسيع کميته مرکزی» در انترناسيونال 29 (مه 1999) درج گرديد- نمی باشد؟ محتوای اين سخنرانی با اعتراض تعدادی از رهبران و کادرهای حزب روبرو گشته و نهايتاً منجر به ترک آنها از «حزب» گشت. در اين سخنرانی «رهبر حزب»، «مسير بيست ساله» سازمان خود را از يک «گروه فشار» به يک «حزب سياسی» مدرن تمام عيار توضيح می دهد."
دوست و همکار گرامي سلام٬ من عليرضا طاهرپور ساکن سوئد٬ وبلاگ نويس و مدير سايت www.uresh4azadi.tk و يکي از اعضاي کانون ميباشم. متاسفانه طي توافقي بين دولت سوئد و ايران٬ توسط پليس سوئد دستگير شده و قرار است که به ايران تحويل داده شوم. شما ميتوانيد ضمن بازديد سايتwww.peykeiran.com تاريخ ۵ فوريه صحت مطالب مرا مطمئن شويد. از شما دوستان ضمن پوشش اين خبر ٬ تقاضاي کمک دارم. سر بلند باشيد
سلام شبح جان و دقیقا" همین است که گفتی (در مورد اپوزیسیون). واقعا" الان در حال حاضر که حکومت در حال دست و پا زدنهای مذبوحانه است باید وضع ما این باشه که چشم به اینکه استراتژی آمریکا از کدام سو خواهد رفت بدوزیم؟
راستگوی عزيز ۲۱: اين تناقض است؟ شما از اينکه ح.ک.ک. خواهان کسب قدرت سياسی است اين را فهميده ايد که يعنی کادرهای اين حزب فردا پستهای اداره جامعه را قبضه ميکنند؟ نه عزيزم شما ح.ک.ک. را با سازمان مجاهدين و نيروهای ريز و درشت مشروطه خواه و سلطنتی و با حزب دموکرات کردستان و با تمام مدافعان حمله آمريکا و دولتهای نوع افغانستان و عراق امروز اشتباه گرفته ايد.
شبح عزيز شما در نتيجه گيری به " نبودن اراده وحدت بخش در بين اپوزيسيون" و " نمايندگان هيچ طبقه ای" اشاره ميکنيد. بنظر اين خواست اتحاد اپوزيسيون حول محور براندازی جمهوری اسلامی يک خواست عمومی مردم ایران باشد. مردم چنان از سايه سياه اين سرمايه داران اسلامی به تنگ آمده اند که به چنين نتيجه ای رسيده اند. اما تکرار اين خواست از سوی شما بعنوان کسيکه انقلاب ۵۷ را تجربه کرده و اوضاع را بلد هست فقط عجيب نيست بيمورد هم است. اتحاد اپوزيسيون؟ چرا؟ برای سرنگونی؟ شما خودتان مرتبا نوشته ايد که سرنگونی کار احزاب نيست کار مردم است اما گويا وقت ميوه چيدن مردم ديگر بايد بشينند خونه و کار را به کاردان ( نمايندگان همه طبقات) بسپارند. اگر انقلاب کار مردم به رهبری يک حزب انقلابی است چرا پس از پيروزی "نمايندگان طبقات" و نه شوراهای مردمی- که در آن هر حزب سياسی بنا به اينکه چقدر ميتواند مردم را نمايندگی کند شرکت دارد- حکومت جديد را شکل دهند؟
اقبال ۱۷ دوست عزيز فرموديد منصور حکمت به شما توصيه کرده که: کادرهای انقلابی حزب قرار نيست فردا بليط بگيرند و بر مسند اموری بنشينند. تمام قدرت بايد در دست شوراهای مردم باشد. آيا اين فرمايش های شما در تناقض با سخنرانی «رهبر حزب کمونيست کارگری» (منصور حکمت) خطاب به «پلنوم وسيع کميته مرکزی» در انترناسيونال 29 (مه 1999) درج گرديد- نمی باشد؟ محتوای اين سخنرانی با اعتراض تعدادی از رهبران و کادرهای حزب روبرو گشته و نهايتاً منجر به ترک آنها از «حزب» گشت. در اين سخنرانی «رهبر حزب»، «مسير بيست ساله» سازمان خود را از يک «گروه فشار» به يک «حزب سياسی» مدرن تمام عيار توضيح می دهد. او معتقد بود که برخلاف ساير جريان ها که به «فرقه ی شبه- مذهبی حاشيه ای» حزب ايشان آماده تغيير شکل و پذيرش «کسب قدرت سياسی» است. ايشان همچنين معتقدند که در وضعيت کنونی امکان «کسب قدرت سياسی» وجود داشته به شرط اينکه «5 در صد مردم ايران فعالانه از حزب کمونيست کارگری دفاع کنند و آن را حزب خودشان بدانند تا تمام منطقه» توسط حزب ايشان تسخير گردد! و از آنجايی که «مبارزه برای قدرت سياسی يک مبارزه علنی است» و يا «فعاليت سياسی بايد در بعد علنی، وسيعی و جلوی چشم مردم صورت بگيرد»، ظاهراً آن «5 درصد از مردم ايران» بايد رهبران خود را بشناسند. اين رهبران نبايد مانند ساير گروه ها در «سوراخ» باقی بمانند. به اعتقاد ايشان اعضای حزب «نمی توانند بدون اسم و رسم و هويت و چهره سياسی اين کار را بکنند» و بايد «شخصيت» و «چهره واقعی» و «رهبران و فعالين شناخته شده» داشته باشد. زيرا که اين «روش معمول و واقعی زندگی احزاب سياسی ای است که می خواهند قدرتمند شوند»! البته اين روش از کار نيز، به زعم ايشان، در تداوم راه بلشويزم بوده، زيرا که حزب شان «يکی از معدود سازمان های کمونيستی بعد از بلشويک ها» هست که «می خواهد روی راديکاليسم و ماکزيماليسمش توده ای بشود»! لطفا این تناقض آشکار در ادعای شما و سخنرانی منصور حمکت را مفصلا توضیح فرمائید. با تشکر فراوان از بحث مبسوطی که ارائه خواهید داد.
در کامنت قبلی يه دونه باهام اضافه نوشتم... اديت نکردن نوشتهها ازين مشکلا هم داره:)
نمیدونم يادته شبح جان يا نه که دو سال پيش نوشتم که ايرانيای داخل کشور انسجام نداره و هيچ حزب سياسی نتونسته اعتماد مردم رو جلب کنه که نادر بکتاش جوابم رو داد؟؟ تا دلش بسوزه..
مهران ۱۴ لطفا ممکن است بفرمائيد چند اعتصاب و اعتراضات توده ای را در چند سال گذشته حزب شما رهبری و یا رهنمایی کرده است؟ تبلیغ و اعلاميه صادر کردن در رادیو تلویریون های متعددتان در دفاع آنها منظورم نيست. با تشکر از اطلاعاتی که خواهيد داد.
مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برای تحقق سوسياليسم در ايران دو حوزه ای است. منصور حکمت در توضيح دو حوزه ای بودن مبارزات مردم به حوزه داخل و خارج اشاره کرده و نشان ميدهد که چگونه اين دو حوزه کاملا منطبق بر هم و مکمل هم عمل ميکنند. نکته ای که شبح در گستردگی ايرانيان خارج کشور اشاره کرده بار ديگر اين نقطه قوت انقلاب را نشان ميدهد که اين نيروی عظيم ميتواند در بسيج افکار عمومی جوامعی که در آن زندگی ميکنند برای حمايت از مبارزات مردم و عليه جمهوری اسلامی نقش بازی کند و هم اينکه در فردای سرنگونی ج.ا. و استقرار سوسياليسم مانع سرکوب انقلاب توسط دولتهای سرمايه داری از راه شکل دهی به افکار عمومی مردم آن جوامع و به دخالت کشاندنشان بنفع دستاوردهای تازه مردم باشند. به اين معنا کادرهای انقلابی حزب قرار نيست فردا بليط بگيرند و بر مسند اموری بنشينند. تمام قدرت بايد در دست شوراهای مردم باشد. وظيفه ما همانا جلب حمايت عملی جامعه کشورهای جهان از انقلاب مردم و از دولت سوسياليستی خواهد بود.
نگين جان (۱)
شبح جان! من هم گويا هم زمان با تو و اما در پاسخ به اِرنی گرامی در شماره 122 نوشته ام و کم و بيش در همين راستا می توان خواندش که در بخش پيشين گذاشتم. پس از بازنويسی اش در اين جا می گذرم.
aMir.yعزيز شما درباره اينکه کمونيست ها نشتند تا در ايران انقلاب کارگری شود بعد دست بکاری بزنند گفتيد من که از حزب کمونيست کارگری ايران هستم اکيدا اين نظر ما نيست. نظر و نتبجتا عمل و نتايج فعاليت اين سالهای اخير ما چيز ديگری را نشان می دهد. ما اکيدا موافق انقلاب هستيم و انقلاب را قبل از بدنيا آمدن نمی شود نام گذاری کرد ولی هر نيرويی که بيشتر در آن سهيم باشد خوب از آن تاثير می گيرد. حزب ما انقلاب را نه فقط تبليغ و ترويج می کند بلکه در ساختن آن هم هستيم. راه دور برای شما نروم به اعتصاب کارگران نساجی سنندج رجوع اتان می دهم که تا همين الان حمايت سراسری کارگران از آن ادامه دارد و در اين حزب ما و تلويزيون ما مشخصا کانالی بود که اين نوع مبارازات سراسری و همه گير می شود که به نظر ما همه اين اعتصابات و تظاهرات و جمع های مردمی که در ايران صورت می گيرد و حزب ما از نزديک يا آنها راهنمايی می کند يا ابعاد ديگری به همه اين ها می دهد چيزی جز از قطره قطره جمع شدن سيلاب انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی نيست. مردم قرار نيست در باب خواسته هايشان با کسی سازش کنند و بقول کسی اتحاد کنند. مردم اتفاقا بقول خود شما باید هر چه بیشتر خواسته هایشان بگوش همه جامعه برسد و نیرو های سیاسی اگر ریگی در پا ندارند این ها را سرلوحه پلاتفرم سیاسی خود کنند. ما حزب ما این کار را کرده که هیچ بلکه خود این خواسته ها را برایش سازماندهگی توده ای می کند- نمونه اش فستیوال آدم برفی در بیش از ده شهر در کردستان بوده است. این فسیوال می رود که در سال آینده به بیش از این ها در همه شهر های ایران کسترش یابد. هر اعتصابی هر صدای اعتراضی از سوی مردم را اکو می کنیم و برایش سازماندگی خودش را می کنیم.
ايران به کجا ميرود؟ جنبش برابری طلبی ملی، در ايران کثيرالملله نيز جنبشی در حال رشد و گسترش است. اين جنبش حتی در مرحله تکوينی اش نيز تاثير خود را عليه تنگ نظری های موجود و برای گشايش بيشتر در عرصه های سياسی و فرهنگی ايران از خود بر جای گذاشته است. جنبش برابر طلبی ملی که خود را در اندام يک جنبش ملی-دمکراتيک به نمايش می گذارد خود يکی از پايه ايی ترين بنيادهای دمکراسی حقيقی است. جنبش ملی- دمکراتيک آذربايجان، و ديگر جنبشهای ملی-دمکراتيک در ايران با گسترش خود زمينه های تکثرقدرت سياسی را که همانا برهم زدن نظم متمرکز سياسی در ايران و ايجاد زمينه برای تدارک نظم غيرمتمرکز سياسی در اين کشور است، بزرگترين گام برای حرکت بسوی دمکراسی در صد سال اخير ايران است. رويدادهای در حال جريان افغانستان در حوزه های مطرح شدهء فوق و حرکت بسوی يک سيستم فدراليستی در عراق برای اعاده حقوق برابر ملی تاثير به مناسبات داخلی در ايران را اجتناب ناپذير ميسازد.
از سوی ديگر نزديکی ترکيه برای پيوستن به اتحاديه اورپا با گزارش مثبت کمسيون اتحاديه اورپا برای پذيرش اين کشور به عنوان کانديد عضويت در آن اتحاديه، نه تنها رژيم سياسی ايران را زير فشار قرار داد، بلکه واکنش هستريک دولتمردان ايران را نيز به همراه داشت. اين نزديکی ترکيه به اتحاديه اورپا نه تنها جاری شدن حقوق مدنی و برابر شهروندی و ملی در ترکيه را سبب خواهد شد، در عين حال ايران را به مثابه يکی از همسايگان اتحاد اورپا زير آگرانديسمان خواهد برد و موجوديت جمهوری اسلامی را بيش از پيش به زير علامت سوآل خواهد کشيد.
از سوی ديگر امروزه پارهء ديگرِ تمامی ملل ساکن ايران در آنسوی مرزهای خود صاحب دولتهای سياسی خود شده اند. آذربايجانيها در جمهوری آذربايجان، کردها در عراق (دولت ايالتی)، بلوچها در پاکستان (دولت ايالتی)، عربها در آنسوی مرزهای خود صاحب دولتهای متعددی هستند. بنابراين ديگر تلاش مذبوهانه دولتمردان حاکم برای اينکه نشان دهند فارسها به خاطر اينکه صاحب دولت در ايران هستند، تنها ملت موجود در اين کشور بشمار رفته و ديگر ملل چيزی فراتر از اقوام؟! و زبان آنها چيزی فراتر از زبانهای محلی؟! که صاحب دولت نيستند، چيزی بيش از آب در هاون کوبيدن نيست. چرا که تمامی ملل ساکن در ايران در کنار مرزهای ايران و در همسايگی مان صاحب دولتهای خود هستند. اينک اين واقعيت انکار ناپذير ايران را در فراروی يک دگرگوني اساسی قرار داده است.
همه بد و خوب را تشخیص می دهند اما هیچکس مرد عمل نیست، و این است تصویر ایرانی امروز...
حسن آقای عزيز نه اينطور نيست مردم اميد لازم داشتند که برايشان رسيد .
امير گرامی ۷ سخنانت بسيار مقبول است . اپوزیسیون خارج از کشور را فراموش کن این من قلدر که دارم نفت را از کشور این دیکتاتورها میخرم و بابتش پول میدم و با این دست نشاندگان طعن و لعن جهان و عدم امنیت شهر وندانم را میخرم
شبح عزیز خیلی وقت است که از انچه که اپوزسیون می نامیمش نا امید نا امیدم. و متاسفانه روز بروز برایم بیشتر مسجل می شود که ایرانیان دور از ایران ابدا تحلیل درستی از اوضاع کنونی ایران ندارند. چندی پیش در یکی از همین تلویزیون های 24 ساعته نمایندگان همه طیف ها نشسته بودند و سر این بجث می کردند که رژیم عوض شد کی را بکشن و کی را زنده نگه دارند!! و آنقدر پرت و پلا می گویند که واقعن به این نتیجه رسیده ام که شعور سیاسی حسنی بالاتر است!! البته استثنا های بسیار اندکی هم هستند. و کاملن هم موافقم که ایرانیان در وحدت و انسحام دچار ضعف هایی اساسی هستند که تا ان زمان که فکری برای حل این معضل نکنند شاهد گیس کشی ها و کوبیدن ها و انگ زدن ها خواهیم بود.
مشکل ملت برمی گردد به این پدیده "مارگزید از ریسمان سیاه و سپید می ترسد"
شبح جان مشکل وحدت نيست . مگر زمان شاه گروه های سياسی و فعال با هم وحدت داشتند ... ؟ بحث عدم اعتقاد به خواست مردم است . گروه های اپوزوسيون جمهوری اسلامی مبارزه نمی کنند ٬ رسما دارند خاله بازی می کنند . از اين ميان دو تا گروه هم مکه فعال هستند ايدئولوژی شان جاذب نيست يا مشکل دارند با مردم يا هر چيز ديگر ... تمامی ما به يک مرض دچاريم و آن عدم واقع گرايی است . دوستان کمونيست مان نشسته اند که کارگران متحد شده و انقلاب کارگری راه بيفتد . يا احتمالا منتظرند که وضعيت انقلابی پيش بيايد . دوستان مجاهد راه و روش شان را از همه جدا کرده اند حتی از مردم ! سلطنت طلب ها هم که اگر اپوزوسيون بدانيم ديگر جمهوری اسلامی راهی جز ماندن و حکومت کردن ندارد . اتحاد بين اين گروه ها هم به نظرم مضحک می شود . نمی دانم شايد بايد گزينه ی ديگری را داخل معادلات قرار دهيم شايد بشود از فاجعه ای که همه می دانيم چيست جلوگيری کنيم .
نانا جان
جی گرامی ۴ با کاراکتر دادن به عکس العمل های مردم و روشن کردن ضعفهای شخصيتی ما ايرانی هاکاملا باهات موافقم ولی به نظرم مياد تو بيشتر ايرانی های خارج از ايران ملاک قضاوتت است !!!! من خودم چون يکبار در پروسه تغيير بودم به روشنی اکنون ميتوانم ببينم که اين سکوت امروز مردم ايران سکوتی سهمگين است . اين سکوت با سکوت سالهای گذشته فرق
شبح عزيز
مسئله وحدت اپوزیسیون مسئله مهمی است که نیاز به بحث بیشتری دارد. یک مقاله از م. رازی که چند سال پیش نوشته شده است را برای این بحث معرفی می کنم چه بايد کرد؟ در تاريخ معاصر ايران، همواره يکی از راه حلهای ارائه داده شده توسط اپوزيسيون در مقابل رژيم های استبدادی «اتحاد» بوده است. در دوره بحرانی هر رژيم استبدادی نخستين، «منطقی» ترين و فوری ترين استدلالهايی که در ذهن همه نقش می بندد، «اتحاد» کليه نيروهای اپوزيسيون در راستای برندازی و يا کنار گذاری حکام مستبد است. استدلال می شود که در وهله نخست می بايد استبداد کنار رود و سپس نيروهای مترقی رفرنداومی در جهت تعيين حکومت بعدی ترتيب داده و در وضعيت آرام در مورد سرنوشت خود گام بر می دارند.
نگين جان!(1)
شبح عزیز با مردم ما کاری کردن که جرات را ازشون گرفتن . |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:54 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||