یکشنبه، 18 بهمنماه 1383 | February 06, 2005

ايران جهانی شده

مهم‌ترين ويژه‌گی نوشتن در فضای اينترنتی داشتن بازخورد از مخاطبان است. به همين دليل من معمولا نگاهی به سيستمی که تعداد مراجعه کننده‌گان وب‌لاگ‌ام را ثبت می‌کند می‌اندازم. يکی از آمارهایی که اين سرويس می‌دهد تعداد مراجعه کننده‌گان از کشورهای مختلف است. برای من جالب است که تاکنون از 124 کشور به وب‌لاگ‌ام مراجعه شده است. البته از 35 کشور زير ده‌بار مراجعه وجود داشته است که می‌توان جزو مراجعات تصادفی در نظر گرفت و از 23 کشور کمتر از پنجاه مراجعه وجود داشته است که می‌توان مراجعه غيرپيگر ناميد اما از 66 کشور بيش از پنجاه مراجعه و از 36 کشور بيش از پانصد مراجعه ثبت شده است. کشوری نبود که نام‌اش را شنيده باشم و در اين ليست نباشد. از اين آمار می‌خواهم چه نتيجه‌یی بگيرم؟
وب‌لاگ شبح فقط به زبان فارسی نوشته می‌شود و معمولا مربوط به مسايل ايران است. پس تمام کسانی که به اين وب‌لاگ مراجعه می‌کنند قاعدتا ايرانی هستند. به جز چند دوست افغان که گاهی برای‌ام ايميل می‌فرستند و خواننده‌ی اين‌جا هستند بقيه ايرانی هستند. پراگنده‌گی ايران در سراسر کره‌ی زمين برای‌ام جالب است. اگر مراجعه به اين وب‌لاگ را به عنوان مشتی نمونه‌ی خروار نشانی از ايرانيان علاقه‌مند به مسايل ايران بدانيم خواهيم ديد در سراسر جهان هستند ايرانی‌هایی که به سرنوشت ايران حساس هستند. اين قدرت عظيم ايرانيان اگر متحد و يک‌پارچه شود و روی مرکز ثقل خواسته‌های‌شان متمرکز گردد بی‌شک تحول عظيمی در زنده‌گی ايرانيان حاصل می‌شود.
برخی عدم تحرک مردم در داخل کشور را ناشی از سرکوب و ترس از کشته شدن می‌داند اما بی‌شک اين دليل هرگز شرط لازم يا کافی برای جلوگيری از اعتراضات مردمی نبوده است. دليل هم اين که در خارج از ايران هم تحرک جدی و متحدی به چشم نمی‌خورد. اگر ايرانی‌ها می‌توانستند حول خواسته‌های مشخصی به وحدت برسند امروز در واکنش به مسايل ايران می‌شد در ده‌ها کشور جهان از شاخ آفريقا تا آلاسکا تظاهرات مردمی به راه انداخت و بی‌شک با اين روش بسياری از خواسته تحقق پيدا می‌کرد.
نتيجه‌یی که می‌خواهم از بحث خود بگيرم اين است که مهم‌ترين و شايد تنها دليل استمرار حکومت فعلی در ايران نبودن اراده‌ی وحدت بخش در بين اپوزيسيون است. در واقع هيچ‌طبقه‌یی و نماينده‌گان هيچ طبقه‌یی نتوانسته است هژمونی خود را بر ساير طبقات ثابت کند. به همين دليل است که سرمايه‌داری جهانی که فعلا امورات‌اش توسط آمريکا سروسامان می‌گيرد دارد برای طبقات مختلف در ايران برنامه می‌دهد.
هر انديشه و فکر و برنامه‌یی که بتواند اقشار مختلف طبقات گوناگون را حول منافع مشترکشان وحدت بخشد می‌تواند آينده‌ی ايران را به دست گيرد. امروز اگر مردم ايران نتواند خود اين وحدت را به‌وجود آورد فردا برای‌شان به‌وجود خواهند آورد البته آن‌وقت ديگر آن‌ها که وحدت را شکل داده‌اند بيشترين بهره را خواهند برد.

February 6, 2005 06:25 PM | TrackBack

cream fungus nail 19:44 @ Mon, 24 Jul 06

very thank


Mike Furir 701 1:23 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 251


Mike Furir 152 1:22 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 992


Mike Furir 991 1:22 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 754


Mike Furir 275 1:22 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 56


Rokko 22:06 @ Wed, 5 Apr 06

Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!


Hakee 21:59 @ Wed, 5 Apr 06

Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!


Frank 21:53 @ Wed, 5 Apr 06

Hi ! Your site is very interesting. Thank you.


پژمان (*) 13:56 @ Sat, 12 Feb 05

سلام حميدِ‌عزيز... در موردِ‌نظرِ (۱۴۲)تا جايي که من مي دانم علت ظاهريِ اصلي در رفتارِ تهاجمي آمريکا در حالِ حاضر مسئله برنامه اتمي ايران است و مسئله حقوقِ بشر بيشتر به عنوانِ دليلِ کمکي استفاده مي شود... فکر مي کنم مقاله خانمِ‌عبادي رويِ مسئله حقوقِ بشر در ايران و استفاده از آن در خطابهايِ‌آمريکا تکيه دارد و وارد مسئله برنامه اتمي ايران نمي شود . اين مسئله شايد از قدرتِ قانع کنندگي آن برايِ خواننده آمريکايي کم کند...


حمید 19:13 @ Thu, 10 Feb 05

پژمان جان سلام ...
من مقاله خانم عبادی رو خوانده بودم ... فکر کنم استدلال ایشان درباره حمله به ایران درست باشه ... در صورت حمله به ایران البته اگه آنقدر خوشبین باشیم که فکر کنیم آخوندها از ممکلت فرار نمی کنند اینا به این ماجرا رنگ و بوی ناسیونالیستی خواهند داد و اونوقته که با توجه به غیرقابل پیش بینی بودن رفتار ما ایرانی ها قضیه یه کمی پیچیده می شه ... من هم بر این باورم که هر تغییری در ایران باید بوسیله خود مردم انجام بگیره ...


shokaran 14:42 @ Thu, 10 Feb 05

●سلام
شماره ویژه مجله پارسی زبان شوکران منتشر شد
از شما دعوت می کنیم تا از مجله شوکران دیدن نمائید
پنجشنبه 22 بهمن 1383
در این شماره میخوانید
:: نامه ای برای تو...
:: نمایشنامه ی حیات وحوش !
:: روحانیت همانند دولت بوش شدیدا" بوی نفت می دهد !
:: به گیرنده های خود دست نزنید ، بله! خداست .
:: دستاوردهای پانزده سال اخیر جمهوری ...
:: گالری تصویری این هفته.
نظر خواهی شوکران
ما هرهفته با انتشار مجله شوکران نظرخواهی انجام میدهیم شما میتوانید در نظرسنجی شوکران شرکت کنید
* به نظر شما آیا شعار مرگ بر این کشور و آن کشور یک ارزش دینی است یا تقویت کردن قدرت تولید و قطع وابستگی است؟...
با سپاس از توجه شما به شوکران جوان
آدرس مجله http://www.shokaran.tk
به دوستان خود بگوئید
متشکریم●


Manochehr Zhandifar 14:24 @ Thu, 10 Feb 05

منصور حکمت

راجع به فدراليسم بگذاريد چند کلمه بگويم. ما الان همه مان (فکر کنم هر کسى که در اين اتاق است مگر اينکه آدمى واقعا عقب مانده باشد) بيست و چند سال است براى اين تلاش مى کنيم که مذهب از دولت و آموزش و پرورش و از زندگى اجتماعى ما خارج بشود و بشود امر شخصى. مذهب بشود يک امر شخصى. حالا بعد از بيست و سه سال يک عده اى پيدا مى شوند و مى گويند که بياييد قوميت را مربوط بکنيم به دولت، به آموزش پرورش و حکومت و بشود يک روش زندگى. من مى گويم همانطور که مذهب بايد امر شخصى باشد قوميت هم بايد امر شخصى باشد. ممکن است يکى قوميت داشته باشد و يکى نداشته باشد. همان طور که يکى مذهب دارد و يکى ندارد. آدم ها ممکن است قوميت هاى مختلف داشته باشند. يک عده ممکن است بخواهند از صبح تا شب به رهبران قومى اشان تعظيم و تکريم بکنند. عده اى هم بخواهند ميراث قومى اشان را از صبح تا شب مسخره بکنند (من در اين دسته دوم هستم.) اين امر شخصى ما بايد باشد.

(آيا) ما اجازه مى دهيم بعد از بيست و سه سال حکومت به اسم مذهب، با تبديل مذهب به يکى از ارکان حکومت، با تبديل کردن مذهب از يک امر خصوصى (که تازه زمان شاه هم آنچنان امر خصوصى نبود) به بنياد حکومت، بعد از بيست سال حکومت اسلام سياسى، حالا قوميت اين نقش را بعهده بگيرد؟ نه! عزيز من، قوميت آدمها، ترک و فارس و کرد و عرب و بلوچ بودنشان همانطور که شيعه و سنى و بهايى و يهودى بودنشان امر خودشان است. براى خودشان محترم است. خوش به حالشان. اجازه نبايد داد اين (جايگاه) را پيدا کند که اين مقوله به روش زندگى جمعى ما ربط پيدا کند. و نبايد اجازه داد به قوانين راه پيدا کند. و پس فردا ما را همانطور که اجازه نمى دهيم هويت مذهبى بما بدهند و بگويند شما شيعه هستيد، شما سنى هستيد، شما بهايى هستيد، شما مسيحى هستيد و يهودى هستيد پس با ديگران در اين قلمرو معين يا در آن قلمرو معين فرق مى کنيد، فردا بگويند شما لريد اينجا چکار مى کنيد شما کرديد چرا آمديد اين ور خيابان؟ شما شماره ماشين ات سمنانى است چرا در بلوار وسط شهر سنندج پارک کردى؟ نمى خواهيم قوميت ما را تبديل کنند به بخشى از هويتمان و نمى خواهيم تبديل اش کنند به جزيى از شکل حاکميت. اگر شما معتقديد که اسلام سياسى کثيف است و حکومت اسلامى و حکومت دينى و حکومتى که دين را تبديل مى کند به ايدئولوژى حاکميت و به رکن حاکميت کثيف است، بنظر من با يک ذره فکر کردن مى توانيد درک کنيد که چرا ما معتقديم حکومت قومى، و حکومت فدرالى کثيف است. به همان کثيفى است، به همان خونبارى است، به همان خشنى و به همان عقب ماندگى است.

اين موضع ما است درباره فدراليسم. اگر کسى بخواهد حکومت مذهبى را در ايران حفظ کند با ما طرف است. با همه ما که در اين اتاق هستيم طرف است. فردا هم اگر کسى بخواهد حکومت قومى در ايران بياورد سر کار، با ما طرف است. بهتر است اينرا بداند. بايد از روى ما رد شود. بايد شکنجه گاه ها و ميدان اعدام درست کند. و برود سيا(CIA) را بياورد و پشت اش را بدهد به ناتو و بعد برود بى بى سى و سى ان ان را بياورد پشت خودش. از يک نسل رد بشود تا اجازه پيدا بکند در آن کشور حکومت قومى راه بياندازد (و اعلام کند) که اين خطه مال ترک هاست، اين خظه مال لر هاست و اين خطه مال بلوچ هاست.

جالب اينجاست که جامعه فدرال شان بر مبناى تقسيم استانى جمهورى اسلامى است. خوب، اگر جمهورى اسلامى فردا آذربايجان را کرد سه تا آنوقت سه تا جمهورى خود مختار و جمهورى فدرال آذربايجان داريم يا نه؟ اگر نه، اين مرز ها را چه کسى مى خواهد بکشد؟

اينجاست که بحث (شهر) تهران نمونه است. تهرانى يعنى چه؟ هر کسى مى آيد تهران بخودش مى گويد تهرانى و درست هم مى گويد، راست مى گويد. تهران يک ملقمه اى است از آدمهايى که از جاهاى مختلف مملکت آمده اند، دارند آنجا زندگى مى کنند. فدراليزم يعنى انداختن اينها در تهران به جان هم. نه در کوه و تپه هاى لرستان و کردستان، انداختن شان به جان هم در تهران! براى آنکه کشور هاى هر کدام دارند وفاداريشان را به جمهورى فدرالى مربوط اش ثابت مى کند. مشکلى است که در سارايوو (در بوسنيا) پيش آمده است. ديديم. يوگوسلاوى جلوى ماست. اين فدراليزم است
.....


فاتحه زبان فارسى 10:03 @ Thu, 10 Feb 05

فاتحه زبان فارسى خوانده شد!!!

روشنفكران ترك خواستار رسمى شدن زبان تركى شدند:
http://persianblog.com/?date=13830409&blog=mehran1

روشنفكران كرد خواستار رسمى شدن زبان كردى شدند:
http://www.iran-chabar.de/1383/11/21/khaiati831121.htm

روشنفكران تركمن٬ زبان تركى را زبان رابط بين مليتهاى ايران اعلام نمودند:
http://www.achiq.org/eyin/turkmensehra.htm


اردبيلي 9:45 @ Thu, 10 Feb 05

اسطوره زدايي از ايدئولوژي و تاريخ «چپ»

همكاري اكثريت قريب به اتفاق نيروهاي سياسي چپ با رژيم جمهوري اسلامي برعليه جنبش خلق مسلمان در موضوع برقراري حاكميت مطلقه ولايت فقيه ، نوع و سطح ارتباطات آذربايجان با رژيم مركزي و ميزان اختيارات داخلي آذربايجان، كه با سركوب نظامي آذربايجان خاتمه يافت فصل غم انگيز و تأسف آور ديگري از تجربه تاريخي آذربايجان با جنبش چپ در ايران است. در اين جريان كل نيروهاي چپ بر عليه منافع ملي آذربايجان در كنار آيت الله خميني و حكومت مركزي صف آرايي كرده و تا حد شركت در طراحي و اجراي سركوب نظامي جنبش خلق مسلمان پيش رفتند.

برخورد بخشي از نيروهاي چپ با جنبش جديد ملي آذربايجان نيز غيرقابل فهم و غيراز سكوت معني دار كه سياست عمده در ميان اين نيروهاست، در مواردي به دشمني آشكار با جنبش مساوات طلبي آذربايجان هم منجر ميشود. امروز جرياناتي كوچك ومحدود با نخوت خود را «سراسري» ناميده و از جنبشهاي دموكراتيك ملل تحت ستم بعنوان جنبشهاي محلي (­! ؟) حامل پتانسيلهاي منفي نام ميبرند. اين جريانات بلحاظ برنامه اي مدافع ادامه وضعيت حاكم شوينيستي و مبلغ شعارهاي سيستم فارسي مدارانه هستند و بلحاظ حضور فيزيكي در سرتاسر ايران حصور ندارند، بلكه نيروي محدود طرفدارانشان، سرتاسر در خارج از ايران هستند.

چپ ايران اينك در برابر چالش مهمي قرار گرفته است. نيروهاي چپ بايستي با ارزيابي مجدد غير ايدئولوژيك از گذشته و برخوردي دموكراتيك با جنبش كنوني ملت آذربايجان در عمل نشان دهند كه به آرمانهاي عدالت خواهانه چپ وفادارند. سكوت در برابر نكات تاريك تاريخ برخورد نيروهاي چپ با آذربايجان در گذشته و سكوت معني­دارتر در برابر امواج فزاينده جنبش كنوني ملت آذربايجان با ادعاي دموكرات بودن دچار تضادي جدي است. ديگر تعلق به صاحبان جهان بيني چپ كارت سبزي براي ارتكاب اعمال غير دموكراتيك عليه آذربايجان نيست.


eqball 6:55 @ Thu, 10 Feb 05

شبح جان امیدوارم تماشای فوتبال خوش گذشته باشه. راستی شلوغ پلوغ شد؟ امروز سالروز قيام آزاديخواهانه و عدالت جويانه سال ۵۷ است این روز را به هر انسان عدالت خواهی و به تمام ستمديدگان جامعه جمهوری اسلامی زده تبريک ميگويم. انقلاب ۵۷ شکست خورد اما زنده باد يک انقلاب ديگر


پژمان (*) 5:24 @ Thu, 10 Feb 05

سلام... چند خبر که شاید دوست داشته باشید بخوانید خاتمی به جنگ لفظی ايران و آمريکا وارد شد بوش:ايران با سلاح هسته اى عامل بى ثباتى در جهان است هشدارِ رايس به ايران در مورد مذاکرات اتمی مقاله شيرين عبادی و هادی قائمی در نيويورک تايمز در مخالفت با حمله به ايران
سازمان ملل متحد اعلام كرد اطلاعات درونى خود را كه تا كنون تنها براى اعضاى اين سازمان قابل دسترسى بوده، به صورت الكترونيكى در اختيار عموم مردم قرار خواهد داد.  


جوان سوسياليست 4:40 @ Thu, 10 Feb 05

درس های ۲۲ بهمن ۱۳۵۷
از: م. رازی


nana 3:53 @ Thu, 10 Feb 05

دوستان عزيز

دو ساعت پيش سی ان ان گزارشی داشت که برای من دليل اين که ايران ادعا کرده که
امريکا در مذاکرات با اروپا دخالت کرده و راه حل را سد ميکند !!!!! چيست .
اول اين خبر را بخوانيد که برايتان ترجمه ميکنم :

The Bush administration has also recently suggested that the matter of Iran's nuclear program be referred to the U.N. Security Council -- much as it demanded a resolution that Iraq give up its alleged weapons of mass destruction or face military action.


کابينه بوش اخيرا اعلام کرده که مساله هسته ای ايران به سازمان ملل ارجاع شود
همانگونه که مورد ادعائی در عراق شد
و در آن صدام بين انتخاب خاتمه عمليات هسته ای و يا حمله نظامی
غافلگير شد .

خوب تصورش را بکنيد چه وضعيت کافکائی ئی صدام داشته
سلاح هسته ای نداشته !!!!!!
تهديد هم به جنگ از طرف امريکا ميشده !!!!

اگر اينان با او که نداشته آن کردند
با رژيم مافنگی ما که بخشی دارد و همه جهان ميدانند و مخفی هم نميکند چه خواهد کرد ؟ نانا


سينا هدا 3:09 @ Thu, 10 Feb 05

سلام!
بنظر من اون چيزي كه مردم ايران رو متحد ميكنه فهم مشترك از يك تجربه و ادراك مشتركه.
اون چيزي كه براي هر كس با هر مرام و هر ايدئولوژي بيشترين اهميت رو داره امنيت و آرامشه.
مردم در جايي كه منتفع بشن گرد هم ميان.
هر جايي كه تشخص پيدا كنن و هدر نرن.
من چند طرح دراز مدت دارم كه بنظرم نتيجه بخشه. اما كو گوش شنوا. همه ميخوان با يه معجزه و يك شبه به نتيجه برسن. يه سوار بياد و اونا رو تحت لواي پرچمهاي رنگين نجات بده.
من معتقدم شعار و منطق تو گوش مردم و عوام نميره. مردم بايد در عمل و در يك پروسه به شكل مشترك يك منطق قوي برسند.
اين دانه اي ميخواد و زميني و شرايطي كه همه ش جوره...تنها نياز به رايزني در يك ستاد موظف و متعهد داره كه حضور و تصميماتشون ضمانت اجرايي داشته باشه.
هنوز هيچ گروه منسجم واقع گرايي در فضاي سياسي بسته ي ايران ديده نميشه كه چنين قصدي داشته باشه. وگرنه راههاي مناسب و خوبي براي به نتيجه رسيدن هست. هنوز ميشه برخي از اهالي قدرت رو به آماده كردن شرايط اين اتحاد ملي ناگزير كرد. من بر اين باورم.


منوچهر ژندی فر 1:04 @ Thu, 10 Feb 05

ايران پرس نيوز: دبير كانون دفاع از حقوق كودكان به مراكز امنيتی احضار شد
گزارش دریافتی : آزاد زمانی , دبیر کانون دفاع از حقوق کودکان به مراکز امنیتی احضار شد.
اين دومين بار است كه آزاد زماني در طي هفته گذشته احضار مي شود. دفعه قبل مامورين امنيتي دليل احضار وي را مطرح كردن شعار اعدام ممنوع و شعارهايی در مورد آزادي هاي اساسي در فستيوال آدم برفي ها كه با شركت بيش از سي هزار نفر در شهرهاي كردستان در تاريخ 2 بهمن همراه بود و نيز محكوم كردن اعدام كودكان زير 18 سال در رژه كودكان كار و خياباني در روز جهاني كودك و در همايش دفاع از حقوق كودكان و ساير سمينارها بوده است.
از آزاد زماني خواسته شده كه در تاريخ شنبه 83/1/24 خود را تحويل دهد. احضار شدن آزاد زماني براي دومين بار به مراكز امنيتي باعث نگراني شديد اعضاي كانون و مردم شده است. ( فستيوال آدم برفي ها و رژه كودكان توسط كانون دفاع از حقوق كودكان سازمان دهي شده بود )


nana 1:03 @ Thu, 10 Feb 05

بچه ها

در ضمن بزاريد براتون يه تکنيک بگم که خيالتون راحت بشه
هرجا که به حل مساله اتمی ايران برخوردید
بلافاصله در ذهنتان مساله حقوق بشر
را هم اضافه کنيد
چون حتی اگر اينان همين الان سوراخ کونشان را هم در اختيار امريکا بگذارند که بگردد
بهانه بعدی برای تغيير اينان حقوق بشر و تروريزم است
بابا به پير به پيغمبر
اينا رفتند ايهاالناس !!!!!!!!!! نانا


nana 0:32 @ Thu, 10 Feb 05


دوستان عزيز

اين خبر مال يکساعت پيش و نيويورک تايمز
است .

.In Washington, President Bush
pleased with the response Rice had received from Europeans on efforts to restrain Iran's nuclear ambitions.
در واشنگتن بوش بسیار راضی است ازتلاش به بند کشیدن جاه طلبی رژیم ایران برای ساخت سلاح هسته ای

"Iran with a nuclear weapon would be a very destabilizing force in the world," he said. Bush said the United States wants the international community to speak with one voice against Iran's nuclear program
او گفت :
ايرانی با سلاح هسته ای باعث درهم ريختگی نيروها در جهان ميشود .
امريکا از تمامی جهان ميخواهد که يک صدا در برابر برنامه اتمی ايران سخن بگويند.


و برای آن ميليونها ايرانی هموطنم که در ايران با دلهره نگران اين هستند که خدای ناکرده اتفاقی نيفتد که اين جانيان بمانند !!!!!!!
به شرافت انسانی خود سوگند ميخورم که اينان همين لحظه که من اين سخنان را تایپ ميکنم مرده و رفته اند
هموطنان من اميد بيخودی به کسی نميدهم تمامی سخنان من با فکت و فيگور و استدلال است ميدانم بد بين هستيد برايتان مانند لحظه ديدار با معشوقه ای به بزرگی آزادی است که نميدانيد ميايد يا نه ؟
ولی نگران نباشيد و خود را برای جشن بزرگ و پايکوبی تاريخی اينان آماده کنيد .

تنها به خاطر بسپاريد
ما دموکراسی واقعی ميخواهيم
و حکومت مردم بر مردم

زنده و جاويد باد ايران و ايرانی . نانا


منوچهر ژندی فر 0:15 @ Thu, 10 Feb 05

شبح جان.
مرسی از اينکه به بحث پرداختی.تو در کامنتی گفتی که گويا منظور منصور حکمت در آن بحث حميد تقوايی بوده؟ نه به هيچ وجه.
اولا: کميته مرکزی تنها از حکمت و تقوايی تشکيل نشده بلکه دهها نفر (حتا در آنزمان) در آن نشسته بودند.
دوما: منصور حکمت هميشه رک و راست و بدون لکنت زبان صحبت کرده و هيچگاه با اما و اگر بحث با کسی انجام نداده.
سومن: در آن بحث (يعنی تبريک به حميد )واقعن اينطور بود چون اين ۲ نفر بعلاوه چند نفر ديگر هسته اوليه اتحاد مبارزان کمونيست را تشکيل دادند و از همه آنها در آن جلسه ک.م. تنها حميد تقوایی مانده بود.در ضمن اگر مراجعه کرده باشی اولين کتابی که در ليست آثار حکمت ميبينی متعلق به هردو است يعنی:
انقلاب ايران و نقش پرولتاريا (خطوط عمده) - حميد تقوايى و منصور حکمت سال ۱۹۷۸
راجع به جلوگیری از سونامی هم راستش منظورت را نفهمیدم٫چون من در بحث کوتاه خود خیلی سعی کردم واقعی به پراتیک امروزی بپردازم و حتا گفتم و نوشتم که هنوز خیلی کار در مقابل ماست٫هنوز از این راه ۴۰۰ کیلومتری ٫ما تنها ۳ کیلومتر آنرا پیموده ایم. هنوز باید خیلی کارها را انجام داد. اما برای اینکه ببینی ما کجاییم اول بحثهای حمید تقوایی را بخوان بعد آن لیست کارگران ایران را که من بهش لینک دادم نگاه کن.در ضمن به کارهای کناری (کم اهمیت!!!) مثل نجات جان انسانها( همین دیشب برای فرشاد و مینا احدی درمورد نجات زهرا کاملی و ۷ نفر دیگر از دیپورت از آلمان میل فرستادم ٫که فرشاد هم جواب داد که فدراسیون مشغول آن است و امروز در فرودگاه فرانکفورت اقدام خواهد شد)٫دادگاههای شریعه در کانادا که تنها ما مشغول عقب زدن این جانوران در سطح کل کانادا هستیم تا مسئله حجاب کودکان در سوئد و قتلهای ناموسی٫جنبش علیه اعدام و سنگسار .......را اضافه کن تا ببینی ما کجاایستاده ایم و چه درسهایی از بحث حکمت گرفته ایم.مطمعنن این لیست هنوز کافی نیست و دنیایی کار در مقابل حزب هست از جمله تشکلات توده ای وسیع در ایران که من تنها گذرا به آنها اشاره کردم٫و سازماندهی توده ای مردم در مقابل دو قطب تروریسم یعنی آمریکا و ج.ا.(بخصوص که این امر با حمله احتمالی آمریکا از نان شب واجب تر است)اینها مسائل حیاتی امروز است که باید به آن پرداخت و در سطح جهانی سازماندهی شوند.
شادباشی.


nana 21:11 @ Wed, 9 Feb 05

باعرض معذرت

جمله آخر پيام زير

( بايد بايد بايد از خشونت با تمامی توان و
جانمان جلوگيری کنيم .) نانا


nana 21:03 @ Wed, 9 Feb 05


رسوای گرامی

خدمتت عرض کنم که من پس از ابرخوردهائی ناخوشایند با ساواک شاه !!!!!!
در باقی زندگی سعی شديدی کردم که با سازمانهائی از اين جنس تا حد مرگ دوری کنم و در راس آنان موساد !!!!!!!

ولی علیرغم این کوشش به وبلاگت به نام موساد رفته و متاسفانه در آن جز چیزهائی با خط میخی زمان حضرت ابراهیم به چیزی برخود نکردم !!!!!!!!!!
و از آنجا که من قادر به خواندن این نوع خط میخی نیستم
اگر حرفی با من داری اینجا بنویس

و اما راجع به فرمایشات شما راجع به خشونت باید خدمتتان عرض کنم
که دقیقا اینجاست که تعهد ما به فرزندان و نوادگان خود شروع میشود
به این معنی که فرد فرد ما برای جلوگیری از خشونت مسئول هستیم و این اولین و حیاتی ترین وظیفه ماست .

برای من در اين لحظه رژيم ايران رفته است
و مرده است
ولی ميدانم که تمامی مردم ايران در دلهره اين که جوری شود که اينان بمانند بسر ميبرند
به همين دليل که من يک فاز از شما جلو تر
هستم با جرات ميتوانم بگويم :
اينان قبل از هر خشونی خود به آرامی کنار
خواهند آمد و کنار خواهند رفت چرا؟
زيرا اينان دو نمونه تاريخی در شرق و غرب
خود دارند مگه نه ؟
اينان ديدند که چه بر سر صدام و ملا عمر امد
اينان بزدل تر و زبون تر از آن هستند که فرار نکنند من اينو به همه قول ميدم .
بنابر اين هنگامی که من ميگويم بايد برای جکومت مردمی تلاش کرد تمامی فاکتورها را در نظر ميگيرم و ميگويم يعنی
در درجه اول عدم گرويدن به خشونت که
حياتی ترين و پايه ای ترين ايجاد جامعه ای دموکراتيک است
چون اگر افراد يک جامعه عقل را به احساس ترجيح دهند اين به معنی آن است که آماده قبول مسئوليت برای يک جامعه دموکراتيک هستند و
اين ُقبول مسئوليت هم اولين قدم تغيير از طرف شهر وندان يک جامعه مدنی و دموکراتيک ميباشد
و از آن گريزی ندارند
چرا گريزی ندارند ؟
زيرا از حال که فهميديم که دموکراسی يعنی چی و خواستيمش چون از خودمون برای خودمون است
ماها هم بايد شروع به تغيير و نگاه بی سو ظن به جکومتمون کنيم و شروع به کار و سازندگی کنيم تا کشورمون رو بسازيم

بايد بايد بايد با خشونت تا حد جان و توانمان
جلوگيری کنيم . نانا


Rosva 20:30 @ Wed, 9 Feb 05

شبح عزيز
متأسفم که تو و نانا از شعر زيبای توللی که نقل کردم برداشت غلطی کرديد.عنصر اصلی این شعر امید تفییر بوده و نه جزا و انتقامجویی! اميدوار بودم که بعد از مدتها که در اينجا نظر پرانی ميکنم شناخته باشيد که من حتی برای دشمنانم هم ارزوی مرگ و ويرانی و ْقصاصْ نکرده ام.تفنگ بدست گرفته ام اما ارزوی من هميشه صلح برابری و برادری بوده و انتقام گرفتن را چاره ساز مشکلات ندانسته ام.
اما اگر تصور ميکنيد براندازی رژيم اسلامی روندی صلحجويانه يا ارام و دور از خونريزی خواهدبود اشتباه ازان شماست نه من.اگر روزی روزگاری دری به تخته ای خورد و اين دستگاه سرنگون شد نه من و نه شما نخواهيم توانست روند خشونت برای پاکسازی بازمانده های سيستم اخوندی را متوقف کنيم.اين لازمه تغيير و تحول بنيادی است و تنها در صورتی پديد نخواهد امد که تعوبض رژيم از راههای دمکراتيک و از طريق انتخابات ازاد انجام پذيرد( که بنظر با عقل جور در نمی ايد).نه من نه شما خواستار چنين تحولی نيستيم ولی سد سازی جلوی موج تسونامی ساده لوحی است.
نانا جان:شما هم برای جواب به URL من مراجعه کنيد.


کارگر سوسياليست 20:18 @ Wed, 9 Feb 05

کمونيزم و «حزب کمونيست کارگری»


nana 19:33 @ Wed, 9 Feb 05


دوستان

رويتر ۴۵ دقيقه پيش گزارش داد:

US pressure aims to kill Iran-EU nuke talks--Iran

که ترجمه اش ميشود

امريکا فشار و نشانه گيری خود را بر روی کشتن مذاکرات ای يو و ايران نهاده .

در ضمن باید به همه شما یاد آوری کنم که بحث اصلی در مذاکرات اروپا و ایران اکنون دیگر توقف سلاح هسته ای نیست بلکه کنار رفتن این رژیم جانی با وساطت اروپا است که کار به خین و خین ریزی نکشه .

من به زنان محترم ایرانی پیشنهاد میکنم
که هیمه هائی از چوب و بوته فراهم کرده در
حیاط خانه نهاده تا به محض رفتن اینان تمامی روپوش ها و روسری ها را بسوزانیم
اگرچه میتوان روپوش و روسرها را به آن زنانی که اعتقاد به پوشش اسلامی دارند بخشید و از حیف و میل جلوگیری کرد !!!!!
ولی این یک رقم ـ(حیف و میل ) عجب چیز
لذت بخشی است
و مطلقا باور ندارم که هیچ مرد ایرانی یعنی به معنی مطلق هیچ مرد ایرانی
این لذت را درک خواهد کرد
تنها و تنها زنانی که این دو تکه ننگ عدم اختیار همواره آتشی سوزان از نفرت در انان روشن کرده .
هم جنسان عزیزم
این آتش سوزان قلبی نفرت از پوشش اجباری اسلامی را به شعله های آتش خواهیم سپرد . نانا


nana 18:55 @ Wed, 9 Feb 05


دوستان

فقط اين مطلب را بخوانيد تا من در زيرش نظرم را برايتان بنويسم .


طبق آمار دفتر رهبری بيشتر از 61 درصد و طبق آمار وزارت اطلاعات بيشتر از 67 در صد مردم در ايران و خصوصا تهران خواهان دخالت نظامی آمريکا در ايرانند. اين آمار شک عظيمی را هم در لايه های اصولگرای و هم اصلاح طلب وارد کرده است. جمعی از اصولگرايان و اصلاح طلبان به اين نتيجه رسيده اند که بايد برای نجات خودشان از حکومت اسلامی خارج شوند، تا شايد بتوانند کاری نيز برای پيشگيری حمله آمريکا که ساعتش روز به روز نزديک می شود بکنند. رهبری گفته اند که اگر آمريکا قرار است به ما حمله کند ما هر کاری بکنيم او حمله خواهد کرد، پس بهتر است ما در برابر او مستقيم بايستيم


نظر من اين است
که اين مردک مافنگی ترياکی يک دست (‌واحد اليد ) به قول شمر عزيز (مج) اولين
نفری خواهد بود که فرار خواهد کرد
هان اين شرط و اين نشان . نانا


nana 18:24 @ Wed, 9 Feb 05


دوستان

يکسال و چند ماه پيش که به ايران آمدم شبی در يک ميهمانی با خبرنگار مجله
اشپيگر مدتی گپ زدم
او به من گفت :
اگر تصور ميکنی که بالاترين رقم قاچاق اجناس به ايران توسط سپاه پاسدارن انجام ميگيرد
سخت در اشباهی
بالاترين رقم قاچاق به ايران قاچاق اسلحه است که از مرزها وارد شده و به دست افرادی در ايران ميرسد .
شايد چهار پنج ماه پيش اين مطلب را در وبلاگم نوشتم ميتوانيد بيابيدش

پس با دقت توجه کنيد چه ميگويم :
من احساس اين را دارم که سازمان مجاهدين خلق احتمالا نقش بزرگی را در
در صورت با آرامش کنار نرفتن اين ماموت ها
بازی خواهند کرد
من اين سازمان را بخشی از مردم ميدانم که مبارزه کرده - کشته داده اند ولی اگر
بخواهم با شما روراست باشم مطلقا اعتمادی به آنان ندارم
با دادن شعار
ما دموکراسی واقعی ميخواهيم
ما حکومت مردم بر مردم ميخواهيم
بايد نهايت سعی خود را کرد که به قدرت رسيدن تنهای اين سازمان با ساپورت امريکا
تا جان در بدن داريم جلو گيری کنيم
آنان ميتوانند مانند تمامی گروها و سازمان ها در قدرت سهیـــم باشند
ولی نه تنهائی قدرت را داشته باشند
فراموش نکنيد
تنها و تنها
سهیــــــــــــــــــــــــــــــــــــم . نانا


nana 18:12 @ Wed, 9 Feb 05

به نام نامی مردم ایران

دوستان

روزنامه سن فرانسیسکو کرونیکل کمتر از یک ساعت پیش این مقاله را نوشته که بخشهائی را برایتان ترجمه میکنم . نانا

In recent weeks, the Bush administration has toughened its stand against the fundamentalist Shiite Muslim government of Iran, calling it one of America's key enemies.

در هفته های اخیر کابینه بوش موضع خود را در برابر رژیم فاندمنتالیست مسلمانان شیعه ایران سخت تر کرده و آنان را یکی از
دشمنان کلیدی امریکا نامیده

But the administration has not yet presented a clear-cut strategy for dealing with Iran, instead hinting alternately that the solution may be European-led negotiations with Tehran, an Israeli military attack or a rebellion led by the Iranian opposition.

اما مقامات امریکائی هنوز یک راه روشن برای روبرو شدن با این رژیم معرفی نکرده
اما اشاره کرده که راه حل میتواند مذاکرات اروپا با تهران باشد - یا حمله اسرائیل و یا
شورشی توسط مخالفین


Vice President Dick Cheney warned that Israel might attack Iran's alleged nuclear weapons sites. President Bush called Iran "the world's primary state sponsor of terror." Secretary of State Condoleezza Rice called the Iranian regime "something to be loathed." And the White House left unchallenged media reports that U.S. commandos had been conducting spy missions inside Iran since last summer to prepare for a possible attack.

معاون رئیس جمهوری دیک چینی اخطار کرد که اسرائیل ممکن است که تاسیسات هسته ای ایران را مورد حمله قرار دهد
بوش ایران را مهمترین حمایت کننده تروریسم نام نهاد و کاندولیسا رایس رژیم ایران را چیزی چندش آور نامید .
و کاخ سفید هیچگونه انکاری با خبر این که امریکا از تابستان پیش مشغول عملیات جاسوسی در خاک ایران بوده تا زمینه را برای حمله احتمالی اماده کند ابراز نکرد .

Europeans are unable to meet Iran's key demand -- the guarantee that it will not be attacked by the United States or Israel.

اروپائی ها قادر به دادن ضمانت به خواست کلیدی ایران برای اینکه امریکا به آنان حمله نمیکند را نیستند

In Europe last week, Rice expressed general support for the Iran negotiations. However, she declined her hosts' request to join the talks or to indicate willingness to offer Iran a security guarantee

در اروپا هفته گذشته حمایت کلی خود را از
مذاکرات ایران و اروپا اعلام کرد
ولی به درخواست پیوستن به مذاکرات پاسخ منفی داد و همچنین به علاقه امریکا برای دادن گارانتی امنیتی .

بچه ها
با این که به قول معروف پیر هستم و میلرزم
برای همگی یه فلامینکوی جانانه وسط
استادیوم صد هزار نفری
به مناسبت رفتن این جانیان خواهم رقصید . نانا


nana 17:42 @ Wed, 9 Feb 05

شبح گرامی ۱۱۱

برو خدا را شکر کن که اين روزها حالم خوبه و شنگولم و احساس عشقم به مردم ايران دوباره فوران کرده .
وگرنه خدمتت با اين پيام ۱۱۱ و بحث روش فردی و ديکته کردن روش خودت به من !!!!!!!!
را حسابی ميرسيدم !!!!!!
بگذريم

به نام نامی مردم ايران

دوستان فاحشه شماره ۳ رژيم اسلامی
پيش آمده و دست به دامان تخم های ژاپنی ها شده !!!


رويتر به نقل از يک مقام ژاپني که نامش را فاش نکرد نوشت آقاي خرازي از ژاپن خواست تا بکوشد تنش ميان تهران و واشنگتن بر سر برنامه هسته اي ايران را کاهش دهد. مقام ژاپني همچنين گفت آقاي خرازي در آستانه ملاقات با همتاي ژاپني خود حامل دعوت محمد خاتمي، رئيس جمهوري اسلامي از آقاي کوئيزومي براي ديداري رسمي از تهران بود و آقاي کوئيزومي در پاسخ به اين دعوت گفت است اميدوار است زمينه چنين سفري فراهم شود.

که تحلیلش این است که درخواست خرازی را که به گوز خر هم حساب نکرده (البته از ترس امریکا)و پاسخ آقای کوئیزومی هم مبنی بر زمینه چنین سفری فراهم گردد!!!!!!!
این است که این سفر را زمانی خواهد کرد که با افرادی جز خرازی ها و رفسنجانی ها و خامنه ای ها و...........
در ایران روبرو شوند .
و آن مقامات رژیم مردمی (جمهوری ایران )
باشد
نه رژیم آبرو باخته کنونی . نانا


Farid 16:40 @ Wed, 9 Feb 05

اقبال ۱۰۲

می گویی کینه به حکمت همان کینه ی روستاییان به تحصیل کردگان دیار فرنگ است.
اقبال عزیز تو دیگر چرا ؟ می خواهی بگویی تو یکی از جماعت ح ک ک دهاتی نیستی ؟
مگر جناح جوادعلیست های حزب تان نمی گویند که جناح حکمتیست ها همه از عشایر کردستانی هستند ؟ مگر حکمتیستها در پاسخ نمی گویند که در بین جواد علیست ها یک نفر هم فارسی را بی لهجه سخن نمیگوید؟
اقبال عزیز ! چرا برای پنهان کردن اصل ونسب ات به روستاییان توهین می کنی ؟
به روح هر چه لیدر است قسم اگر کمی مطالعه چاشنی ابراز نظراتتان باشد کسی با جا و مکان تولدتتان کاری ندارد. به مباحثات درون گروهی تان نگاه کنید! حمید تقوایی می گوید حکمتیست ها هلپرکه می کردند. و حکمتیست ها می گویند حمید تقوایی و جواد علی گوزیدن را امری مدرن می دانستند و لذا سر سفره هم از این عمل پرهیز نمی کردند.


شبح 16:24 @ Wed, 9 Feb 05

منوچهر عزيز!(92)
در مورد حزب و جامعه: از گروه فشار تا حزب سياسى منصور حکمت می‌خواهم مطلب مستقلی بنويسم به نظر من منشا انشعاب حککا را می‌توان در اين سخنرانی جست‌وجو کرد و البته نظراتی که جوان سوسياليست عزيز(78) در اين مورد نوشته به نظر من درست است هر چند من از زاويه‌ی ديگری با نظرات جوان سوسياليست عزيز مخالف هستم. به طور کلی به نظر می‌رسد حکمت می‌خواهد چيزی را بگوييد اما هنوز آن‌قدر پخته نشده است تا بگوييد يا شايد می‌ترسد موجب انتقادات زيادی شود.
در مورد کامنت 92 تو به نظر می‌رسد با کوپه‌های شن می‌خواهی جلوی سونامی را بگيری! فاکت‌های که تو می‌آوری در مقابل تحوالاتی که پيش رو داريم آن‌چنان اندک است که بايد دعوا کنی انقلاب آن‌قدر عقب بيفتد که اين فاکت‌ها به چيز قابل توجهی برسد.
قرار بود حرف نزنم اين‌جور نيمه نصفه حرف زدن فقط موجب سؤتفاهم می‌شود.


جوان سوسياليست 15:36 @ Wed, 9 Feb 05

اقبال 102 عزیز
از درس هایی که در مورد برخورد سیاسی به من دادید سپاسگزارم. واقعا که شما تحصیل فرنگی هستید و ما دهاتی! دوست عزیز یکی از ایرادهای اساسی نظرات لیدرتان اینست که افرادی مثل شما را که کوچکترین اطلاعای حتی در مورد برنامه و عملکرد حزب خودتان و عقاید رهبران ندارید به عضویت می پذیرد و با انتشار چند عکس اینترنتی آنها را رهبر جنبش معرفی می کند. این افراد هم تصور می کنند به تمام پاسخ های اجتماعی دست یافته و در مورد تمام مسایل اظهار نظر می کنند. دوست عزیز شما چگونه بدون مطالعه و بدون اینکه توان پاسخ به نقد رهبرانتان را داشته باشید به عضویت یک حزب در آمده اید؟ این چه حزبی است که بدون اینکه آموزش اصول پایه ای مارکسیزم را به شما داده باشد شما را کادر و رهبر می کند؟ آیا انتشار دیدن چند عکس اینترنتی از خودتان آنقدر جذابیت داشت؟ (نمی دانم واقعا کی دهاتی است؟)
بهرو می پردازیم به بحث اصلی. نظر لیدر شما در مورد وضعیت ایرانیان در خارج و شیوه دخالت در ایران به عنوان یک حزب که متکی بر نظریات لنین و بلشویزم است اساسا انحرافی و حتی مضحک است. این نظریات به مواضع سوسیال دموکراسی غربی اوایل قرن بیستم که در خدمت بورژوزای می خواهد قرار بگیرد نزدیکتر است تا به اعتقادات یک حزب کمونیستی. اساس نظریات منصور حکمت برای کسب قدرت سیاسی اشتباه است.
منصور حکمت خطاب به «پلنوم وسيع کميته مرکزی» (در انترناسيونال 29 -مه 1999) مدعی است زمينه برای تسخير قدرت در ایران آماده است. ما فرض را بر اين می گذاريم که چنين استدلالی درست باشد. نخستين سؤال ما از رهبران شما اين است که چرا ايشان حزب خود را از «سوراخ» بيرون نيآورده و «دفتر مرکزی حزب» را «فردا» به «وسط تهران» منتقل نمی کنند تا کارگران به حزب شان «به پيوندند»؟ اگر ايشان چنين جسارت و شهامت را در حزب شان ديده و وضعيت را برای تسخير قدرت سياسی آماده می بينند، در خارج از کشور چه می کنند؟ آيا ايشان می خواهند «رهبران برجسته» خود را به پناهجويان و پناهندگان در خارج بشناسانند و آرای آنها را جمع کنند و يا می خواهند کارگران ايران را برای انقلاب آماده کنند؟ اگر «رهبران» و «کادرهای» درجه اول اين حزب که همه در خارج از کشور هستند، چگونه ايشان موعظه تسخير قدرت و شناساندن «رهبران» به مردم ايران را می خوانند؟
دوم، تحليل ايشان در مورد زمان تسخير قدرت سياسی نادرست است. بديهی است که همين «فردا» امکان اعلام علنی اين «حزب» (يا هر حزب ديگر) در ايران نخواهد بود. زمانی که طرفداران رئيس جمهور با 20 ميليون از آرای جوانان و زنان، مورد ضرب و شتم قرار گرفته، موقعی که ده ها نشريه موافق «جامعه مدنی» و مخالف باند «راست» در درون هيئت حاکم؛ زير تيغ سانسور قرار می گيرد؛ زمانی که جوانان مسلمان طرفدار نظام جمهوری اسلامی دستگير و به زندان می روند و غيره، بديهی است که چنين «حزب»ی هر چند سردرگم و بدون چشم انداز، در درون ايران تحمل نخواهد شد و چند ساعت پس از اعلام موجوديت «علنی»اش نابود می گردد.
شايد منظور ايشان ترسيم يک چشم انداز دراز مدت باشد. اگر چنين است، آيا بهتر نيست که «رهبر حزب» صبورانه و متواضعانه به تدارک کادرهای خود و مرتبط کردن خود به پيشروی کارگری بسنده کند؟ آيا بهتر نيست که در موقعيتی که توزيع نشريات حزبی فقط در حد اینترنتی است، از چاپ عکس های 6 در 4 اعضای خود و علنی کردن نام و چهره و نشانی آنها (که در وضعيت کنونی تنها مورد استفاده وزارت اطلاعات رژيم و پليس بين المللی قرار می گيرد) پرهيز کند؟
واضح است که «امروز» مسئله کسب قدرت سياسی در ايران مطرح نيست. زمينه برای کسب قدرت سياسی برمبنای «آرزوها»ی انسان ها بوجود نمی آيد که حاصل يک سلسله شرايط عينی و ذهنی در جامعه و در سطح بين المللی است. طبيعی است که هر سازمان انقلابی بايد از همين «امروز» خود را برای چنين وضعيتی آماده کند. اما، اين به مفهوم راه انداختن «جار و جنجال»های کاذب و غيرواقعی نبايد تلقی گردد. ارزيابی هايی نظير اينکه مثلاً تا سال ديگر رژيم سرنگون شده و در صورتی که «5 درصد» آرای مردم ايران به «حزب» تعلق گيرد، تسخير قدرت سياسی صورت خواهد پذيرفت و غيره، نه تنها سخنان پوچ و بی اساسی هستند (به ويژه از جانب کسی که تا چند سال پيش معتقد بود «شيرازه مدنيت» در ايران به خطر افتاده و بايد همراه با سلطنت طلبان و خائنين به طبقه کارگر در يک «جبهه سفيد» متحد شد!)، که نقش مهمی در دلسرد کردن و غيرسياسی کردن همان «رهبران» و «کادرهای» برجسته حزب در دوره آتی ايفا خواهد کرد. و مهمتر از اينها اينگونه سخنان اغراق آميز، کمک بسياری به بی آبرو کردن عقايد «کمونيست»ی و «کارگر»ی می کند. زيرا همه اين حرف ها، به کذب، تحت عنوان عقايد «بلشويسم» و «کمونيسم کارگری» منعکس می گردند.
اين روش از «جار و جنجال»های کاذب و برخوردهای نابخردانه در بهترين حالت نشانه استيصال عده ای خرده بورژوا است که از کار سياسی متشکل و صبورانه خسته شده و خيال ترک صحنه سياسی را در سر می پرورانند. اما، در عين حال در حال تخريب و به هم پاشيدن کليه سنن انقلابی بوده تا ثابت کنند «بلشويسم» در ايران به درد نمی خورد.
ايشان مدعی اند که حزب شان پا در راه بلشويزم نهفته و به تقليد از نشريه آن حزب، نشريه خود را نيز «ايسکرا» نام نهاده اند. اما، همانطور که تفاوت کيفی ای بين آن ايسکرا و اين «ايسکرا» وجود داشته، تفاوت بين آن حزب و اين «حزب»، هم در استراتژی و تاکتيک و هم در برنامه و هم در عمل، بسيار است. در واقع اين «حزب» مقلد قلابی آن حزب است. بيشتر توضيح می دهيم.
برخلاف نظريات «رهبر حزب»، لنين و بلشويک ها در دوره پيشا انقلاب اکتبر 1917، هيچگاه خواهان تشکيل يک حزب بی در و پيکر و بی ثبات و «علنی» نبودند. درست برعکس وجه تمايز بلشويک ها با اکونوميست ها و هم چنين با منشويک ها در اين مسئله کليدی نهفته بود. با نگاهی به نوشته معروف لنين در 1902 (چه بايد کرد) اين تفاوت به وضوح مشاهده می شود. او در مقابل اکونوميست ها که خواهان تشکيل يک «حزب کارگری» عمومی در روسيه بودند چنين نوشت:
"سازمان کارگران بايد اولاً صنفی باشد، ثانياً حتی الامکان بيشتر گسترده باشد و ثالثاً حتی الامکان کمتر پنهان کار باشد. برعکس سازمان انقلابيون بايد پيش از هر چيز و بطور عمومی کسانی را که فعاليت انقلابی حرفه آنهاست، در برداشته باشد... اين سازمان الزاماً بايد نه چندان گسترده و حدالامکان بيشتر پنهان کار باشد... يکی از اصول جدی سازمانی کارگران جنبش ما مخفی کاری اکيد، انتخاب اکيد اعضا و تعليم انقلابيون حرفه ای بايد باشد".
حال اين سخنان، که نقش الفبای سازماندهی سياسی در کشوری اختناق آميزی مانند روسيه آن دوره (و ايران کنونی) را ايفا می کند، را با سخنان «رهبر حزب» مقايسه کنيد:
ايشان در مورد اصول «مخفی کاری» چنين می فرمايند:
"نتيجه گيری من اين است که فعاليت سياسی بايد در بعد علنی، وسيع و جلوی چشم مردم صورت بگيرد... اگر می خواهيد مردم دنبال شما بيايند بايد خود را نشان بدهيد"!
در مورد تعليم کادرهای «حرفه ای» چنين می گويند:
"من معتقدم هرکس دوست دارد عضو حزب کمونيست کارگری بشود بايد بتواند بشود. فرض من اين است که همه انسان ها با شرفند. هرکس خودش می داند که چرا عضو شده است. لابد از نظرات و سياست های حزب خوشش آمده است"!
در نتيجه مشاهده می شود که پيرامون يکی از اصول بنيادين بلشويزم تفاوت فاحشی بين «حزب» و حزب بلشويک وجود دارد.
البته ايشان وجه تمايزی بين اعضا و «کادر» قايل می شوند که آن هم بی مورد است. زيرا تفاوت کيفی ای بين اعضا و کادرهای يک حزب نبايد وجود داشته باشد. اعضای حزب می بايستی به چنان درجه ای از آگاهی و تعهد و جديت (چه در سطح نظری و چه در عملی) نايل آمده باشند که بتوانند در درون يک سازمان انقلابی جای بگيرند. کادرها تنها اعضای تجربه دارتر و پرمسئوليت تر يک حزب را تشکيل می دهند و بس. «رهبرحزب» به منظور «رشد» دادن بادکنکی حزب اش هر کسی را تمايل نشان دهد، «عضو» کرده است و او را تنها به «شرفش»(!) قسم می دهد که متعهد باشد!
لنين در مورد چنين «روش»ی از «حزب سازی» می نويسد:
"روش هميشگی اپورتونيست ها اين است که اثبات کنند معتدل ترين شعارها معقول ترين شيوه است، زيرا که بيشترين تعداد عناصر اجتماعی را متحد می سازد. خير رفقا! در محاسبات سياسی مسائل قدری پيچيده تر از صرف تجمع همه ی نيروهای مخالف هستند. اضافه کردن مخالفين متزلزل... به عناصر واقعاً انقلابی و رزمنده نه تنها هميشه منجر به جمع بزرگتری نمی شود، بلکه، معمولاً به معنای کاهش نيروهاست." (بحران سياسی، ورشکستگی تاکتيک های اپورتونيست ها، جلد 10، ص 156).
هر فردی با کمی شعور سياسی می تواند متوجه شود که «حزب کمونيست کارگری» نه تنها در راه حزب بلشويک گام ننهاده که صرفاً يک حزب بادکنکی ای است که دير يا زود منفجر شده و يا به کجراه خواهد رفت. بهررو اين حزب به درد «انقلاب کارگری» نمی خورد.
(بر اساس مقالات نقد نظریات حکمت)

دوست عزیز اقبال شما هم مانند سایر اعضای این حزب باید به زودی تکلیف خودتان را روشن کنید: یا می خواهید یک حزب خرده بورژوایی بی درو پیگر و آلت دست بورژوازی مدرن و غرب بسازید (البته به کذب تحت عنوان کمونیسم کارگری و مدرنیته) و یا می خواهید به بلشویزم و کمونیسم واقعی بپیوندید؟

ما هم انتقادات بسیاری به فرقه های در بسته و سکت های چپی داریم اما روش کار شما آن روی سکه همان انحرافات است. اگر بسیاری از نیروی های چپ دچار فرقه گرایی شده اند شما دچار فرصت طلبی شده اید و اصول و روش مارکسیستی را زیر سوال برده اید. انتخاب با شماست یا آگاهانه این گسست را انجام می دهید (که امیدوارم اعضای صادق و فعالتان چنین کنند) و یا وضعیت عینی آتی ایران برای چندین بار شما را تکه تکه خواهد کرد. دوست عزیز اقبال در این انشقاقات متاسفانه بیشتر و بیشتر شماها به گرایش های راست خواهید رفت (از راست روی حکمتیست درس بگیرید- آنها نظریات منصور حکمت را به نتیجه منطقی اش رساندند!)

موفق باشید به امید روزی که افراد صادق حزب شما مانند شما اقبال عزیز این گسست از نظریات انحرافی منصور حکمت را انجام دهید.


کارگر سوسياليست 14:20 @ Wed, 9 Feb 05

درس های ۲۲ بهمن ۱۳۵۷

جنبش کارگری به طور عمومی نقاط ضعف فراوانی در دوره قیام 1357 داشت. پیش از آن 25 سال اختناق نظام سرمایه داری شاهنشاهی طبعاً تاثیرات خود را در جنبش کارگری و سوسیالیستی نیز گذاشته بود. سرکوب و ارعاب و کشتار، شکنجه، دخالت های ساواک و غیره، بنیادهای یک نیروی قوی، متشکل و مجرب کارگری را تضعیف کرده بود.اما؛ انقلاب بهمن 1357 ايران بيش از هر چيز، بيانگر آغاز يک دوره مداخله توده های ميليونی در تعيين سرنوشت نظم اجتماعی بود.
متن کامل
درس های ۲۲ بهمن ۱۳۵۷



جوان سوسياليست 13:53 @ Wed, 9 Feb 05

چاوز «ونپال» را ملی کرده و تحت کنترل کارگری در آورد
htto://www.javaan.net


دادامن 13:50 @ Wed, 9 Feb 05

ماهنامه ی تجدد ۸ (بهمن ۱۳۸۳) به سردبیری دادامن منتشر شد :
تجدد ارگان جنبش دادائيستی ايران ...
در اين شماره می خوانيد:...
۱ . سرزمین من کلاس آدم سوزی است...
۲ .آرش را آزاد کنيد(مریم هوله ) ...
۳ . اپوزيسيون ايران و سير صعود و نزولش ...
۴ . بيانيه ی جنبش دادائيستی ايران در باب رفراندوم (ائتلاف سوخته ُ برای خواستگاه حداقلی )...
۵ و. شعر ماه : تخمی ترين ايماژ
۶ . اخلاق از ديدگاه روسو و ولتر
۷ . بدبخت ملتی که قهرمان ندارد
و ....
تجدد ابتدای هر ماه منتشر می شود
این نشریه را می توانید در سایتهای زیر مطالعه فرمایید :
www.tajadod.5u.com
www.dada.co.sr
www.dadaman.5u.com


alireza 12:52 @ Wed, 9 Feb 05

شبح عزيز ٬ سلام از لطف و محبتت ممنونم


ارنستو چه گوارا 11:25 @ Wed, 9 Feb 05

شبح جان
این کنترل اف 5 عجب جالبه- تازه فهمیدم چرا بعضی وقتها پست بعضی وبلاگها با 10 تا کامنت بروز میشه - فکر میکردم خودشون کامنت مینویسن (:
البته میدیدم که کامنت ها مال خودشون نیست - با خودم میگفتم این اینترنتم عجب پیچیدست.


شبح 11:14 @ Wed, 9 Feb 05

نانای عزيز!(83)
حرف‌ات را باور نمی‌کنم وقتی می‌نويسی:"اگر ما عقل را بکار ببريم که از تحريکات اين گونه امثال تو خود را مصونيت بدهيم در اين بکار بردن عقل جائی برای دار برپا ميکنيم و چشم و چال در مياوريم و روده بيرون ميکشيم خبری نخواهد بود"
می‌دانی چرا چون نمی‌شود با فحش و داد و بی‌داد بر عليه فحش و دادوبيداد کردن برخاست. کسی که نوشته‌اش را با توهين به مخاطب‌اش شروع می‌کند برای‌اش صلح و دوستی و انسان‌گرایی درونی نشده است. تو می‌توانستی اين‌گونه پاسخ دهی: داخل پرانتی‌ها آبشنال است.
رسوا (عزيز) شايد تو و توللی و مردمی که در اين سال‌ها ظلم‌های زيادی کشيده‌اند حق داشته باشيد که آرزو کنيد روزی فرارسد که " بر سر هر کوی و بازاری بپا گرديده داری/ گردن هر نابکاری رفته در خم طنابی" اما آيا اين دور باطل شستن خون با خون نيست؟ بيايد همه با هم متعهد شويم که ديگر هرگز هيچ داری در اين سرزمين برپا نشود. و بر مرگ هيچ‌کس گيرم دشمنان‌مان شادی نکنيم! ديگر ديدن عکس جنازه‌ی هيچ کس به هلهله‌ی‌مان نيندازد. ما شاعران شعر زيبای زنده‌گی هستيم و برای سعادت نوزاد دشمنان‌مان می‌رزميم.


شبح 10:17 @ Wed, 9 Feb 05

ال‌چه(109) به اين بدگمانی نوبره والا!
من به‌روز کردم تو بايد کنترل اف‌5 می‌گرفتی تا از کش بگذری!


ارنستو چه گوارا 9:17 @ Wed, 9 Feb 05

شبح جان زیر آبی رفتی ها چرا newspectre را آپ دیت نکردی؟

کنجکاو جان منم 129 رو ادیتش میکنم میزارما (:


رضا براهني 8:59 @ Wed, 9 Feb 05

اولين بار كه تركيه رفتم جوانك بيست و دو سه ساله اي بودم كه حديث قِصوي شده اش در آزاده خانم آمده. مشوق اصلي جوان بسيار خوش چهره اي بود كه در منزل اسفنديار رضواني در تبريز ديده بودم، اين آخري بود كه چند سال پيش تر يادم داده بود چطور موسيقي كلاسيك گوش كنم، و همو پسردايي آن جوان خوش چهره، يعني منوچهر (همان جلال) خسروشاهي بود، كه در استانبول در جلسات خصوصي و عمومي هم شعرهاي سه كتاب اول فرخزاد را ميخواند، و هم كمپارسيتا ميرقصيد. اسفنديار كه چند ماهي پس از من به تركيه آمد، به دنبال عشق، درس موسيقي و درس دكتري ادبيات انگليسي آمد، بعد هر سه را رها كرد و برگشت ايران.

حديث سفر ترك، حديث مفصلي است. به سرعت از شهرهاي وسط راه رد ميشديم و با قطار دو سه ساعتي حوالي صبح از دور، و به تدريج از نزديك در سواد شهري فرو ميرفتيم كه در آن زمان درك نميكرديم و حالا ميفهميم كه زيباترين شهري است كه زمان و تاريخ به خود ديده است. و من شهر فراوان ديده ام، شهر بزرگ و كوچك.


پژمان (*) 8:57 @ Wed, 9 Feb 05

 گزارشِ روزنامه USA Today در موردِ احتمالِ انتخابِ رفسنجانی به ریاست جمهوری: ایران بارِ دیگر 'سرگروهِ پرتجربه' را در نظر مي گيرد (لینکِ نوشته)
  


ارنستو چه گوارا 8:35 @ Wed, 9 Feb 05

شبح جان زیر آبی رفتی ها چرا newspectre را آپ دیت نکردی؟

من دیدیم نانا توی وبلاگش نوشته که داره توی وبلاگ شبح آتیش میسوزونه گفتم حتمآ یک خبرهایی توی وبلاگ اصلی هست.


کنجکاو جان منم 129 رو ادیتش میکنم میزارما (:


Dariush 7:57 @ Wed, 9 Feb 05

FRID 32
BA AJAZEHE SHABAH
to dobareh amadi kine shotori khod ra beyan koni magar nemitevani mesle digeran motemadenaneh behs koni haft sal jolotar estefa dadi az HAKA HONOZ kin bedel dari inja bahs dar bareh galabaasion ast va shabah ham mokareran alam kardeh ast ke kesi haq nedarad be kesi ya jeryani dar inja tohin konad lompontar az to dast az kareshan bardashtand magar to nemayandeh hadi khorsandi hasti oo az meli mezhebiha ast to az tebeqe kargar hemayat mikoni ya az sarmayedari. kodam. khorsandi ham pool migirad ke jok begoyad. hal mikhahad dar in mored az mozdori
mesle ABRAHIM NEBEVI KEHAMPALEGIYASH ast defaye kardeh
bashad HADI KHORSANDI KE TA CHAND SAL PISH barnamehsaze radio ISRAYEL BOOD hal oo mozdor israyal ast ya ALI JAVADI . JAVADI tamam zendeyash ra vaqfe mobarezeh kardeh ast in ra mardom iran migoyand padesh ra jomhori islami anqedar eziyat kard ta mord.


پژمان (*) 6:01 @ Wed, 9 Feb 05

سلام...چند خبر که شاید دوست داشته باشید بخوانید
 ابومازن و شارون آتش بس اعلام کردند (لینکِ نوشته) روحانی: در صورت حمله، تأسيسات اتمی را به زير کوه منتقل می کنيم(لینکِ نوشته)
 بلر: ايران حامی تروريسم است(لینکِ نوشته)  واکنش رسمی ايران به اظهارات بلر(لینکِ نوشته)
 گفتگو با سفير ايران پيش از طرح اتهام 'حمايت از تروريسم'(لینکِ نوشته)
 قوه قضائيه، اعتصاب غذا در زندان رجايی شهر را تکذيب کرد(لینکِ نوشته)  ازدواج احمد باطبی درمرخصی و بازگشت به زندان پس از دوهفته(لینکِ نوشته)

 جلسه شعر خوانیِ سيمين بهبهانی در لندن(لینکِ نوشته)


nana 4:36 @ Wed, 9 Feb 05


خبر جانانه ديگری

جرج پرکوويچ يکي از تحليلگران بنياد صلح بين المللي کارنگي در آمريکا مي گويد: ترديدي ندارد که پرزيدنت بوش و مشاورانش معتقدند که راه حل هم مساله برنامه هاي هسته اي ايران و هم رويارويي با تروريسم و بهبود شرايط زندگي مردم ايران در تغيير رژيم نهفته است. اما مساله چگونگي انجام آن است. حال بايد منتظر شد و ديد که نتيجه دور جاري گفتگوها که دو روز ديگر به طول خواهد انجاميد چه خواهد بود.

که شخص من فکر میکنم احتمالا به اشغال ایران و یا حتی بمباران نخواهد کشید و این رژیم مزور تر و زبون تر از ان است که ایستادگی بیشتری کند
عمامه مماها را زیر بغل زده و فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد .
بچــــــــــه هــــــــــــا بجنبـــــــــــــــــید .

کار زیادی لازم نیست بکنید همین الان شیرین عابدی شروع کرده
یه چیزهای دو پهلو گفتن
فقط شعار ما دموکراسی واقعی میخواهیم را اگه تو کله هرچی بیشتر آدم فرو کنید مقاومت جلوی پاپت زیاد تر میشه
ما فقط حکومت مردم بر مردم میخواهیم
نه فرد و گروه و حزب . نانا


eqball 4:31 @ Wed, 9 Feb 05

جوان سوسياليست ۹۸: دوست من, ميدانی يکی از قواعد يک بحث سياسی مفيد آن است که نگردی ببينی اين فرد پير است يا جوان؟ ترک است يا کرد؟ زن است يا مرد؟ داخل زندگی ميکند يا خارج؟ عضو حزبی هست يا مستقل( منفرد) ؟ شاغل است يا بيکار؟ پدر و مادرش مذهبيند يا نه شهر بدنيا اومده يا روستا؟ دانشگاه رفته است یا مکتب ندیده و دهها نکته از اين دست. ميدانی اينو؟ چرا کنار گذاشتن اين نکات لازمه؟ برای اينکه شما به اصل قضيه بپردازی و حاشيه نزنی. شما هنوز وارد ميدان نشده مرا با دستنوشته های فراوانی روبرو کردی که حتا يک سطرشان به من مربوط نميشه. گويا چون من ۵ سال پيش حزبی را انتخاب کرده ام متهمم و بايد جوابگو باشم. دوست عزيز اگر حرفی برای گفتن داری همينجا جلو چشم دوست و دشمن مطرح کن. بحث سر جهانی شدن ايران يا در جهان پخش شدن ايرانيهاست. در اين مورد مشخص منصور حکمت ابراز نظر کرده که من کاملا با آن موافقم و دارم در آن چهارچوب کار سياسی ميکنم. لطفا شما ابتدا بياييد سر اين نکته بحث کرده اگر موافق نيستی دلايلت را بگو و اگر دليلی نداری که مخالف باشی قبول کن که طرح درستی است. گام بعدی ميتوانيم سر هر مسئله ای که بنوعی مطرح شود حرفهايمان را بزنيم. مثال: يکی از آن به اصطلاح انتقادات ( ۵۰۰ صفحه) نوشته سارا قاضی است. ايشان مدعی شده اند که سايت روزنه با لینک ندادن به نوشته های م.رازی ايشان را سانسور( معلوم شد که این روشنفکرهای آل احمدی حتا معنی سانسور را نمیدانند) کرده است. مسئول سايت روزنه پاسخ اين اتهام را بروشنی داد: ...اگر شما را به يک مهمانی دعوت کنند مسواک و بيژامه تان را هم با خود ميبريد؟ .... خلاصه دوست من نگاه شما به مقولات سياسی نيست اخلاقيه. شما نسبت به منصور حکمت کينه داريد. همان کينه ای که يک روستايی نسبت به يک تحصيل کرده در دیار فرنگ داشت ( که ديگه نداره).


هزار حرف نگفته 3:06 @ Wed, 9 Feb 05

سلام
شبح جهانی شده
وبلاگ ها جهانی شده اند
فریاد ما جهانی شده
گریه ما جهانی شده
صدای ما را جهان می شنود
صدای آزادی خاموش شدنی نیست

علی


منوچهر ژندی فر 2:18 @ Wed, 9 Feb 05

طومار اعتراضی کارگران ایران به سازمانهای بین المللی کارگری و سازمان جهانی کار برای خواست حق تشکل.

http://www.kargaran.no-ip.org/07campaine/ilo/asame.mht


nana 2:06 @ Wed, 9 Feb 05

ترانه ۶۹

در ضمن يه وقت خدا نکرده زبانم لال فکر نکنيد که من از سياست های امريکا دفاعی چيزی ميکنم ها!!!!!! اشتباه متوجه نشويد
اگه به من بود ميگفتم همه مرزها را بردارند و کل ثروت دنيا را بين مردم تقسيم کنند تا دوباره روز از نو و روزی از نو يه عده شروع کنند سر يه عده ديگه را کلاه بذارن و پولدار و قوی بشن و .......الی اخر

من تنها بر مبنی واقعيات همين لحظه نظر ميدم
و خوشبختانه از نظر دادن نميترسم چون به اين نظرها با فکر خودم و کمک از خواندن ميرسم و ميگويم که چه ميخواهد بشود
ورنه مرا چه به امريکای جهانخوار !!!

به همین دلیل به مردم ایران پیام میدهم که بجنبید و خود را ارگانایز کنید که دموکراسی را برایتان با بسته پستی نیاورند !!!!!!
خودتان بسازیدش .
حال اشتباه میکنم - عامل سیا هستم -
مردم را فریب میدهم
واله چه عرض کنم اله اعلم . نانا


جوان سوسياليست 1:42 @ Wed, 9 Feb 05

اقبال ۸۲ گرامی

در حدود ۵۰۰ صفحه نقد به تمام نظريات انحرافی رهبرانتان منصور حکمت در لینک درج شده است. برای رعايت اصول دموکراسی نظريات تا کنونی ليدرهای فعلی و اسبق شما نيز درج شده است. اگر دقت کنيد می بينيد که آنها هستند که «از اصول و مبادی و مبانی يک بحث سياسی خارج» شده اند. اميدوارم شما پرنسیپ هایی را که آنها رعایت نکردند مراعات کنید.

اين گوی و اين ميدان

نقد نظریات حزب کمونیست کارگری


nana 1:31 @ Wed, 9 Feb 05

ترانه ۹۶

از آنجائی که در انتهای پيام خود نوشته ايد
فرصت کوتاه است
من با کمال شرمندگی از موضع روشنفکری
خودم با آوردن اين بخش از سخنان شما :


هیچ انديشه و فکر و برنامه‌یی که بتواند اقشار مختلف طبقات گوناگون را حول منافع مشترکشان وحدت بخشد نمی‌تواند آينده‌ی ايران را به دست گيرد!!! پشتیبانی از اعتراضات و اعتصابات کارگران را همه اقشار طبقات گوناگون نمی خواهند! همانطور که پشتیبانی از سرمایه داری جهانی را کارگر معترض نمی تواند بخواهد

با زبانی ساده خدمتتون عرض ميکنم
امريکا تو سرشون ميزنه که اين وحدت رو به
وجود بيارن !!!!!!!!! و قدرت رو در دست بگیرن
حالا اگه حزب شما چون مخالف سرمایه داری است داره یه سعی های دیگه میکنه
به برنامه و نقشه امریکا مربوط نیست اون راه خودشو میره چه حزب شما بخواد یا نخواد .
خوشبختانه من برای نظراتم هیچگونه حواله ای به وقت گل نی نمیدم ( کاملا بر عکس شما) من از وقایعی که در لحظه داره جلوی چشمای بینا و نیمه بینای خودمون اتفاق میافته حرف میزنم
و نتیجه را هم نه ده سال دیگه بلکه شاید تا چندین هفته دیگه ببینیم

تازه کی گفته که هیچ برنامه ای ..........
مگه شما علم غیب دارید یا همه دان عالم هستید که این گونه با قاطعیت آیه نازله
صادر میکنید که هیچ اندیشه و فکر و......
یا نکنه زبونم لال شما تمامی اندیشه هاو فکر ها و............ را میشناسید و ما خبر نداشتیم !!!!!!!!!!! نانا


ترانه 1:09 @ Wed, 9 Feb 05

شبح مهربان!
" ایران جهانی شد" ترا تفسیر دیگری هم هست.
جهان قطبی شده!! این دیگر فقط به وضعیت ایران بر نمی گردد حوادث جهان چشمهای نگرانی دارد که روند این حوادث را بدون در نظر گرفتن کشورمحل تولد- ملیت دنبال می کند! نمونه اش اعتراض جهانی به حمله امریکا علیه عراق! و حتا تظاهرات امریکایی های معترض به حمله امریکا!!
اینکه تظاهرات مردم امریکا برای دخالت حکومتگران و سیاستمداران امریکا به خشونت کشیده شد خود گویای رویای خود فریبی است که دخالت امریکا در ایران چه نزدیکی و دستاوردی برای مبارزات مردم ایران خواهد داشت. از این مقوله فعلن می گذرم! تنها یاد آور می شوم در تمام سالهایی که عراق در محدودیت بازرگانی جهانی قرار داشت قشر درمانده مردم عراق بودند که تاوان محاصره اقتصادی را می پرداختند و تهیه دارو وشیر خشک و غیره برایشان مقدور نبود اما تسلیحات نظامی بهر قیمتی تهیه می شد و مابه ازا آن قمیت های کمر شکن بود که زنده گی را بر این جماعت تنگ تر می کرد و نگاهی به زنده گی کارتون خوابهای امریکایی، بیکاری ، دزدی و تن فروشی در امریکا حقیقت رویای قهرمانی حمله امریکا را بیشتر بمعرض تماشا می گذارد.
چشمها را باید بازتر کرد تا واقعیت ها را دید!!!
هیچ انديشه و فکر و برنامه‌یی که بتواند اقشار مختلف طبقات گوناگون را حول منافع مشترکشان وحدت بخشد نمی‌تواند آينده‌ی ايران را به دست گيرد!!! پشتیبانی از اعتراضات و اعتصابات کارگران را همه اقشار طبقات گوناگون نمی خواهند! همانطور که پشتیبانی از سرمایه داری جهانی را کارگر معترض نمی تواند بخواهد!! اینجا تفاوت و اختلاف یک مدافع طبقه کارگر پیشرو و یک روشنفکر نمایان می شود. همانکه همیشه گفته ام "من روشنفکر نیستم!"
شبح جان وقت آن است که این صف آرایی بیشتر واقعی باشد!! فرصت کوتاه است!


nana 23:35 @ Tue, 8 Feb 05

دوستان

اين خبر مال سه ساعت پيش است .

حسن روحانی گفت :

Mr. Rowhani said Iran is not seeking tensions with the United States, but that Washington is blocking all efforts to resolve differences

ايران به دنبال تنشن با امريکا نيست ولی امريکا تمامی سعی در حل اختلافات را سد ميکند !!!!!!

که معنيش اين است که همگی رژيم از بالا تا پائين به خود ريده و قاطی کرده اند !!!!!

و معنيش اين است که تازه تازه داره دوزاريشون ميفته که موضوع پليس خوب و بد نبود !!!!!!!!!
بيست و پنج سال مداوم هر کاری که خواستيد با يک ملت بدبخت رنج کشيده کرديد .
هر زير پا گذاشتن قانون بين المللی که ميتونستيد با کشورهای ديگر جهان کرديد
و برای لحظه ای فکر نکرديد که اين کارها بالاخره يه جوابی هم دارده !!!
مگه نه ؟
ولی اين کار امريکا مانند چوب بيسبالی بود که از زير به ماتحت يک يک شما اخوندهای به قول خودتون مکار رفت و نفهميديد که از کجا خورديد

اون رهبرتون رو هم با منقل و وافور در فرار کمک کنيد آخه اون بيچاره فقط يک دست داره و عاجزه !!!!!!!!!!! نانا


nana 23:09 @ Tue, 8 Feb 05


انتقادی بر دوستان چپ

دوستان چپ برای اين که ميزان آپ تو ديت
بودن خودتون رو امتحان کنيد !!!!!!
با خودتون فکر کنيد چند در صد شما اين طرح نئوکانها که بلافاصله با پايان جنگ دوم شروع شد و حداقل بيست سال مدام است که برای ساختن اسرائيل قوی در خاورميانه و دموکراتيزه کردن خاورميانه را شنيده - خوانده - و تحليل کرده بوديد !!!!!!!!!

بايد خودتون رو آپ تو ديت نگه داريد که به ايده های اصلی شما رنگ و جلا بده
و با هر تغيير کوچکی در جهان شما هم تحليل های خود را منطبق کنید .
جز این همواره همان حرفهای تکراری خسته کننده را که در یک مقطع زمانی جوان مرگ شده طوطی وار تکرار خواهید کرد

به عنوان نمونه
اگر شما تحلیلهای خود را آپ تو دیت میکردید اکنون از افتادن یک خط از منافع امریکا به روی منافع لحظه ای و حیاتی ما
مردم ستم کشیده هرگز
تعجب نکرده بلکه انتظارش را میکشیدید !!!!!!
شخص من این برنامه ها را دقیقا یادم نیست کی شروع به دنبال کردن کردم ولی
احتمالا کمتر از پنج سال پیش نیست .
باید باید باید خودتون رو آپ تو دیت نگه دارید این برای بارآئی شکوفه های ذهن تک تک شما لازم است فراموش نکنید . نانا


nana 22:43 @ Tue, 8 Feb 05


دوستان

رويتر چهار ساعت پيش خبر داد :

Iran signals
impatience as talks resume with EU
که ترجمه اش ميشود :
ايران بی تابی خود برای از سر گيری مذاکرات با ای يو را نشان داد .

که تحليل آن اين است که اين حرامزادگان که بيش از نميدانم چند سال است که به شيوه آخوندی با اروپا و ای يو موش و گربه بازی ميکردند و وقت ميخريدند
انچنان ان و گه شان با هم قاطی شده که به التماس برای مذاکره حداقل با اروپا افتاده اند که هرچی بگن بگن چشم

ولی اون ممه را لولو برد
آخه احمق ها اگه امريکا ميخواست باشما به سازش برسه که اين گونه دم از اين که شما منتخب مردم نيستيد !!!!! و نصف جمعيت ايران را که زنان هستند به حساب نمياوريد !!!!! و تصوير سياه از رژيم الهی شما به جهان ارائه کنه !!!!!!
که نميداد که مرد رندها !!!!!

ای خاک عالم بر سرتون که خيال ميکنيد همه مثل شما هر دمبيل ميان و ميرن بابا نفهم ها اين دار و دسته بوش بيست سال است که دارند روی اين برنامه خاورميانه دموکراتيک کار ميکنند و اين برنامه برای ربع اول قرن بيست و يکم است
کی ميخواهيد اينو بفهميد !!!!!!

تنبان منبان ها و شليته و تنکه زن و بچه هاتون رو از رو بند رخت برداريد و فرار را بر قرار ترجيح بدهيد که دارن ميان کارتون رو تموم کنن نفهم ها !!!! نانا


Manochehr Zhandifar 22:32 @ Tue, 8 Feb 05

شبح عزيز.(۷۶)
اولا خواهش ميکنم.
دوما در مورد اين بحث مهم حکمت نظر زياد است و هنوز بايد صحبت و بحث و جدل شود٫چون ما همه از يک سنت ديگر مياييم و اين زمين بازی برای ما(ک.ک.) جديد بود.
الان که به گذشته نگاه ميکنم يعنی از نوامبر ۹۸ که حکمت اين بحث را مطرح کرد تا امروز تغييراتی در شيوه و نگرش و پراتيک حزب داده شده ٫زمين بازی را شناخته ايم ولی هنوز از آن ((((اجتماعی))))شدن که منصور ميگفت فاصله د اريم٫قطعن سنگرهايی فتح شده ولی نبايد ایستاد بايد باز هم ديروز را نقد کرد تا فردا را بهتر فتح کنيم.
در عمومی ترين سطح بحث حکمت اشاره به يک حزب سياسی دارد٫حزبی دخالتگر٫تغييردهنده٫حزبی که مردم هرروز لمسش کنند و آنرا هرروز نقادی کنند و انتخابش کنند٫احزاب بورژوا هرروز دم دست اند و تو وجود آنها را هرروز و هر لحظه از صبح تا شب در زندگیت حس ميکنی٫روزنامه دارند٫تلويزيون دارند هرلحظه قوم تو و مذهب تو را به تو يادآوری ميکنند-که تو ترکی٫کردی٫فارسی....که تو مسیحی٫یهودی٫بودایی٫مسلمان....هستی-به عبارتی هرلحظه افکار تو را معماری ميکنند٫بدون اینکه خود دخیل باشی.اما احزاب مارکسیست که بنا به تعریف باید تغییر دهنده این سیستم فکری و بهبود دهنده وضعیت باشند تنها به جادوگران قبیله شبیهند که وردی میخوانند و فوتی به اطراف میکنند.حکمت آمد و تمام این سیستم فکری را (که راستش نو هم نیست و زمان لنین در روسیه و زمان رزا لوکزامبورگ در آلمان پراتیک میشد و سر اینها بحثی با هم نداشتند.) تغییر داد و راه نشان داد.اگر من کمونیست نتوانم روی زندگی روزمره مردم-از کودکان خیابانی٫تا مسئله اعتیاد٫تا تن فروشی٫نابرابری بین زن و مرد٫فقر٫اعدام٫کارگران پیمانکار....-تاثير بگذارم چرا مردم بايد حزب من را انتخاب کنند؟٫سئوالی که راستگو از من کرد سئوالی کاملن بجا و واقعی است٫او از من(يعنی ح.ک.ک.)میپرسد شما چندتا اعتصاب راه انداخته ايد٫چند تا حرکت راه انداخته ايد؟اينها سئوالاتی است واقعی و برحق( که راستش از ديروز داشتم سرش فکر ميکردم)
مردم يک انتظار واقعی دارند٫خيلی راحت ميگويند:سردارطلايی و رفسنجانی و اين قوم پرست در وب لاگ شبح در زندگی من بيشتر دخيلند تا شما.پس شما کجاييد؟من کجا بايد شما را انتخاب کنم؟ آيا با آمدن سوسياليسم به کودک من مهد کودک مجانی ميرسد؟مسکن من چه ميشود؟
اين سئوالات روی ميز يک حزب جدی است.حزبی که اشتهای دگرگونی را دارد بايد از همين الان تغيير دهد٫ و نه همه را حواله ۸۰۰۰ سال ديگر کند.مردم يک بار به دنيا آمده اند و در همين دنيا ميخواهند شاد باشند و يک دنيای بهتر داشته باشند.آقای بلر و بوش و حزب الله توی زندگی روزمره مردم بيشتر "تاثير"گذاشته اند تا آن چپهای هپروتی.مردم اصلن اینها را نمیشناسند.اینها اینقدر پرتند که هنوز با اسامی الف.م. و امثالهم با مردم صحبت ميکنند و نشريات را از پشت ديوار يواشکی مياندازند توی خانه مردم چون " اصول مخفيکاری بايد رعايت شود"!
یک حزب مدرن به روایت منصور حکمت باید چیز دیگری باشد.دم دست باشد٫مردم آنرا در زندگی روزمرشان حس و لمس کنند٫رای سیاسی مردم را بدون انتخابات بدست آورد٫در اعتصاب سنندج این اتفاق افتاد ولی هنوز کافی نیست باید فراتر رفت.سنگرهای بیشتری باید فتح شوند.
حزب دارد این مکانیسمها را میشناسد(تلویزیون مهمترین آنها بود).ولی سازماندهی توده ای در همین اوضاع مهمترین امر در این دوره هست.سازماندهی مردم در محله٫همانند شورای محله.در حول کارهای جمعی٫مانند کار حول حقوق کودک٫کمیته های امداد برای دختران فراری و خانه های امن برای آنها درست کردن٫کمیته علیه اعتیاد و کمک به معتادین و....اینها را درست کردن احتیاجی به صبر کردن تا جامعه سوسیالیستی ندارد.اینها شدنی است و اینها روی میز حزب و حمید تقوایی قرار دارد.
من این بحث را از جنبه های دیگری در فرصت دیگری باز میکنم.شاد باشی.


فرشاد حسينى 22:28 @ Tue, 8 Feb 05

اين هم لينك خبر دستگيرى و بازداشت عليرضا
http://www.hambastegi.org/farsi/etdabirxane/020705_Alireza.htm


فرشاد حسينى 22:26 @ Tue, 8 Feb 05

دوستان عزيز
عليرضا طاهرى وبلاگيست و عضو كانون وبلاگ نويسان ايران و همسرش روشنك عباسى در بازداشت اداره مهاجرت سوئد است. در حمايت از عليرضا و اعتراض به دولت سوئد نسبت به اخراج عليرضا اين طومار را امضا كنيد .
http://www.petitiononline.com/IFIRALI/petition.html

به اميد موفقيت در جلوگيرى از ديپورت عليرضا و همسرش


nana 22:12 @ Tue, 8 Feb 05

رسوای ۸۸

مرض داری وقت منو ميگيری مگه بابا!!!!!

اول به اين جمله خودت يه کم فکر کن :

باين صورت احتياجی به مجازات قصاص انها .....

ببين تو حتی بدون اينکه بخواهی داری با فرهنگ رژيم حرف ميزنی (قصاص!!!!!!)
ميبينی که تفکر و روش اينها چگونه در تارو پود تو جای خودش را باز کرده !!!!!

آخه خدا بگم چيکارت کنه !!!!! اگه قرار باشه ما هم همون کارهای اونا رو بکنيم که ديگه همه اين حرفها بيخوده خوب بذاريم اونا باشن ديگه !!!!! مگه مرض داريم اونا برن ماها که همون طرز تفکر را داريم بريم جاشون بشينيم .
مگه نه ؟

ذليل مرده تمام صحبت اينه که ما مردم که حکومتی مردمی ميخواهيم با آن قانون ميخواهيم و عدالت و آزادی
و در چيزهائی که ما ميخواهيم جائی برای قصاص و انتقام از گذشته نيست .
مگه ما چادر نشين هستيم که به شکل خمينی که گفت :
همه بچه مجاهدها و کمونيست ها را بکشيد که اسلام زنده بماند !!!!!!!!

نه رسوا جان ما مردميم و ميخواهيم جامعه دموکراتيک بسازيم برای آينده فرزندان خود و در اين جامعه از وجشيگری و انتقام و کشت و کشتار و جر واجر کردن خبری نيست

برو يه دهن آهنگ من که رسوای توام مرضيه رو بخون بذار باد بياد . نانا


Rosva 21:47 @ Tue, 8 Feb 05

نانا جانم(۸۳)
اولاْ خيلی از ابراز لطفت ممنون که با در فشانيهات مرا مستفيض کردی.سلام شما را به فريدون توللی هم ميرسانم.
ثانياْ من فردا صبح ميروم پيش رئيس موساد و از مأموريتی که برای ايجاد هرج و مرج و چند دستگی در ايران بعهده من گذاشتند استعفا ميدهم(يا لا اقل اضافه حقوق ميگيرم).
ثالثاْ من مطمئن هستم با وجود انقلابيون کامپيوتری و مبارزان کيبوردی مثل شما عمر اين رژيم ديگر بپايان رسيده و ازادی ملت ایران نزديک است.مطمئنم با يک ْپخْ کردن شما تمامی سران رژيم دمبشان را فوری روی کولشان گذاشته در ميروند و باين صورت احتياجی به مجازات قصاص انها يا حتی جنگ در راه ازادی و براندازی اين حکومت نخواهدبود.واقعاْ که:
با اين علما هنوز مردم
از رونق ملک نا اميدند
قربانت
رسوای اصفهانی


Sahand 21:44 @ Tue, 8 Feb 05

Shabah khanoom, Nietzsche ghofteh che “ mard ra az gholesh mi shenasand.’ Just look at the one line poem at the top of your comment section and then be ashamed of yourself. You do not believe and follow what you advertise and that is called hypocrisy. If you are not man enough why not to have a sex exchange so to make your out look compatible with your inner world. Do not worry about the fees, thanks God our government is very generous and is paying %75 of the operation cost and I will purchase all women clothing and any lingerie which you would prefer to wear. You are a just a big, ugly fat charlatan and a liar. Go and block my IP. You are a morally corrupt person. By the way, after the operation, change your name to Shehin, which is very close to your male name.


nana 20:38 @ Tue, 8 Feb 05


دوستان

فاحشه های اسلامی يکی يکی ميان جلو
اول رفسنجانی بدن چروکيده و بی موی خود را به امريکا عرضه کرد !!!!!

حال حسن روحانی :

(وی گفت ما دنبال افزایش تنش با آمریکا نیستیم. ما دنبال حل و فصل مسائلمان با آمریکا هستیم. )

ولی من خیال شماها را راحت کنم با لهجه
خمینی بخوانیدش

- جمهوری اسلامی باید برود !!!!!!!!!!!!

این ابلهان نمیفهمند که ایران بخش ناچیزی از سیاست کلی نظم نوین جهانی است
و در این نظم نوین جهانی
منافع امریکا حکم میکنه که دیگه دیکتاتور
دست نشانده وجود نداشته باشه .

من به این حرف روحانی هم میگم
تلاش مذبوحانه هنگامی که نیم کشتی رژیم اسلامی را اب فرا گرفته و در حال غرق
شدن است .
زنده باد حکومت مردم بر مردم . نانا


nana 20:20 @ Tue, 8 Feb 05

دوستان

اين هم حرفهای کاندوليسا رايس
که اگر خواستيد ميتوانيد در راديو فردا
بخوانيدش . نانا

کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه آمریکا در مصاحبه با نشریه آلمانی «بیلد» گفت حکومت ایران مخالف هر گام اصلاحي است که هم اينک در خاورميانه وجود دارد. وی افزود: در ايران برخي که منتخب مردم نيستند، خواسته‌هاي مردم را به هيچ مي‌گيرند.


nana 20:12 @ Tue, 8 Feb 05


و اما به نام نامی مردم ايران

خبر امروز که مال دوساعت پيش است بسيار مهم ميباشد
بالاخره رسما انگليس هم به امريکا پيوست و تونی بلر گفت :Print Email


Last Update: Tuesday, February 8, 2005. 11:19pm (AEDT)
Blair brands Iran a sponsor of terrorism
British Prime Minister Tony Blair has called Iran a state sponsor of terrorism تونی بلر هم ایران را با مارک ( کشور حمایت کننده تروریسم ) مفتخر کرد !!!!!


"It certainly does sponsor terrorism. There's no doubt about that at all," Mr Blair told a parliamentary committee, agreeing with US President George W Bush's view of Iran as a top sponsor of terrorism.
انها قطعا حمایت کننده تروریزم هستند
و در آن هیچ شکی نیست .
و موافقت خود را با نظر بوش که ایران در راس کشورهای حمایت کنند تروریزم است اعلام کرد .

دوستان
اینم از انگلیسیها با اون چشم های چپشون
مونده فرانسه و المان
که در یک برنامه تلویزیونی دیروز یه بابائی از این مقامات المانی میگفت :
واله این روزها تو المان مردم شوکه فساد در مورد فدراسیون فوتبال هستند !!!!!
و در مورد جاه طلبی های امریکا با خجلت
میگفت :
آخه ما میترسیم امریکا ماها را دیگه شریک
نکند !!!!!!!
البته این جور که من نوشتم نگفت ولی چون من دیگه حوصله ندارم که بگم چی گفت که من بعد از باز کردن زرورقش فهمیدم همین بود که براتون نوشتم .

بچه ها به جنبید
شعار
ما دموکراسی واقعی میخواهیم را نه تنها به گوش رژیم اسلامی بلکه به گوش جهان از هم اکنون برسانید . نانا


nana 19:55 @ Tue, 8 Feb 05

رسوا ۷۴

خدمتت عرض کنم که فريدون توللی شکر خورده با تو

بيخود از اين شعر ها رو نکن
اين حرفها و شعر ها يه مشت شعار توخالی است که باعث ايجاد خشونت در جامعه ميشود
من نميدانم تو چه نفعی از ايجاد هرج و مرج و خشونت ميبری !!!!!!!! که اين بار دوم است که حرفش را اين بار از زبان توللی ميزنی ؟
دقت کن ببين چی ميگم
اگر ما عقل را بکار ببريم که از تحريکات اين گونه امثال تو خود را مصونيت بدهيم در اين بکار بردن عقل جائی برای دار برپا ميکنيم و چشم و چال در مياوريم و روده بيرون ميکشيم خبری نخواهد بود !!!!!!
ما هيچ کسی را نميکشيم
مردم به مجرد گرفتن قدرت مجازات اعدام را لغو کرده تا کسی نتواند به آسانی سر کس ديگری را زير آب کند
سپس به تمامی کسانی که دستشان آلوده به خون نيست عفو عمومی داده و تمامی کسانی را که دستشان به خون فرزندان اين آب و خاک الوده است در دادگاهی با وکيل و عمومی محاکمه کرده و به زندان مياندازند والسلام
زيرا اگر انرژی خود را صرف انتقام گيری از يه مشت جنايتکار کنند
ديگر برای ساختن جامعه ای مترقی برايشان انرژی باقی نخواهد ماند که صرف کنند
ما متمدن بوده و با قوانين کشورهای متمدنانه پيش خواهيم رفت و
بنابر اين اين گونه پروپاگانداها را ببر جای ديگری صرف کن
زيرا مردم ما برای منافع خود و فرزندان خود نبايد به راه و روش قبيله های پيش تاريخی ميکشی ميکشم راه بيندازند
اميدوارم رسوا فهم شده باشد . نانا


eqball 18:09 @ Tue, 8 Feb 05

جوان سوسياليست ۷۸ عزيز: اگر قول بدی که از اصول و مبادی و مبانی يک بحث سياسی خارج نشوی حاضرم باهات يا در اينجا يا در وبلاگ خودم يا هر جا که شما پيشنهاد دهيد بحث کنم. رفقا اين گوی اين ميدان. ميگن يزد دور گز که نزديکه. مخلص


eqball 18:01 @ Tue, 8 Feb 05

شبح عزيز يک خواهش با دو فوريت: مطلب بعديت را به انقلاب ۵۷ اختصاص بده اين يک خواهش است. فوريت اول در گراميداشت ياد روزهای آزادی ( روزهای بهمن ۵۷) و فوريت دوم در گراميداشت طلوع افق انقلاب ديگری در ايران. لطفا اين کار را بکن که مخلصت بشم.


شبح 17:37 @ Tue, 8 Feb 05

پژمان جان!(70)
خيلی بامزه بود. مرسی!
آقای سهند گرامی!(63و64)
خواهش کردم مطالب خود را به فارسی بنويسيد اگر فوت فارسی نداريد مي‌توانيد از فوت لاتين استفاده کنيد.
به هر حال از آن‌جا که اين وب‌لاگ به فارسی نوشته می‌شود. از اين به بعد کامنت‌های غير فارسی مگر آن که ترجمه‌ی آن به فارسی قيد شده باشد حذف می‌شود.


atash 15:37 @ Tue, 8 Feb 05

شبح جان
اگر منصورحکمت در سخنرانی اش معتقد بود که مردم ايران (۶۰٪) ضد دين هستند اگر دوستان آن را نادرست می دانند من هم می گويم مردم ۸۰ ٪ انان کاری به مذهب ودین ندارند بنابرین این گفته آقای حکمت بیشتر به بی اهمیتی جامعه ونوع برخورد به آن تطابق دارد .
با آنکه روزهای عاشورا وتاسو ا خيابان ها بدون شور وحرارت عزا در زمان حکومت شاه برقرار بود و درب مساجد هميشه خالی از رونق باز بود . با آنکه حکومت شاه تلاش می کرد از مذهب جهت مقاصد سياسی خود نفع لازم را ببرد اما مردم می رفتند تا آن را بکل به حاشیه برانند .

دوستانی که می گويند مردم ما مذهبی هستند من آنان را با ۱ ازمايش ساده به چالش می کشم.
نزديک نماز جمعه در میدان بزرگ سر باز ورزشی کنسرت رقص وشادی بگذاريد ببينيم اين ۶۰٪ کجا می روند !!؛

جدا می خواهم ببينيم اگر بطور کل مذهب از تمام سيستم و ارگان های دولتی ووابسطه به آن جدا شود باز می گوییم کاری نمی شود کرد مردم ما مذهبی هستند؟ البته شبح جان منظور من شما نیستید اما کم هم نیستند کسانی که می گویند به احساسات مذهبی مردم احترام بگذاریم یواش راه برویم . نرم بگوییم ملاحظه کنیم در حالیکه می دانیم واقعیت جدا از این است.


جوان سوسياليست 15:31 @ Tue, 8 Feb 05

نقدی به مواضع منصور حکمت در مورد قدرت شورايی و حزب.

«کسب قدرت» بدون شوراهای کارگری

.......منصور حکمت مسئله کسب قدرت سياسی را تنها از زاويه تغيير تناسب قوا به نفع حزب خود ارزيابی می کند. در صورتی که يکی از دستاوردهای انقلاب اکتبر 1917 و بلشويزم، سازماندهی انقلاب توسط شوراهای کارگران، دهقانان و سربازان بود. ايشان چنان مجذوب «کسب قدرت» شده که فراموش کرده اند که اين قدرت را برای چه کسانی و به چه منظوری بايد در دست گرفت. ايشان تصور می کنند همين که «حزب» در صدی از آرای مردم را به خود اختصاص دهد، کافی است که قدرت سياسی را در دست گيرد! ظاهراً ايشان خود را برای يک انتخابات بورژوا دمکراتيک در يک کشور غربی آماده کرده و نه يک انقلاب کارگری در ايران.

بديهی است که از زاويه چشم انداز يک حزب واقعی کمونيستی، کسب قدرت سياسی برای به قدرت رساندن «شوراهای کارگری و دهقانی» و برای حل تکاليف انقلاب صورت می گيرد. از آنجايی که برنامه شوراهای کارگری پاسخگوی نيازهای توده های عظيم مردم می گردد، آنها نيز به حمايت از شوراهای کارگری و انقلاب جلب می گردند (و نه به خاطر قيافه اعضای يک حزب!). وظيفه يک حزب کارگری کمونيستی (حزب پيشتاز انقلابی)، هيچگاه تسخير قدرت بدون آماده کردن طبقه کارگر نيست. چنانچه کارگران پيشرو و فعالان جنبش کارگری (و نهايتاً شوراهای کارگری) به لزوم تسخير قدرت نرسيده باشند، حتی انقلابی ترين حزب های سياسی نمی توانند «به جای» کارگران و به نيابت از آنها «قدرت سياسی» را به چنگ گيرند. حتی اگر چنين امری به وقوع بپيوندند، زودگذر و بدون نتيجه خواهد بود. در تاريخ حزب های زيادی با برنامه های مشابه «حزب» (اما بسيار قوی تر، پرنفوذتر و سياسی تر از آن)، چنين کرده و همه شکست خورده اند (مثلاً ساندنيست ها در نيکاراگوآ).

مسئله تسخير قدرت سياسی برای کمونيست ها زمانی به شکل مشخص طرح می گردد که زمينه کافی برای به قدرت رسيدن شوراهای کارگری وجود داشته باشد (حداقل در چند شهر عمده صنعتی). يعنی زمانی که، حداقل، بخش تعيين کننده ای از کارگران فعال و پيشرو به لزوم سرنگونی و تشکيل حکومت کارگری براساس يک برنامه انقلابی در درون حزب کارگری خودشان رسيده باشند.

ما «امروز» در ايران در چنين موقعيتی نيستيم. اما بايد از همين امروز امر سازماندهی و گسترش شوراهای کارگری را تبليغ و ترويج و در صورت امکان به اجرا بگذريم. نخستين گام در چنين راهی، جلب اعتماد کارگران پيشرو است. کارگران پيشرو بايد متکی بر «خود»، سازمان سياسی شان را انتخاب و يا بازسازی کنند. وظيفه ی کمونيست ها ايجاد تسهيلات برای چنين امری است و بس!

سخنان «رهبر حزب» همه ناوارد و هم بی ارتباط به اين مسئله محوری کارگران پيشروی ايران است؛ و از اين زاويه در کليت آن غيرعلمی و مغاير با منافع کارگران بوده و بايد مردود اعلام گردند.

برای مطالعه کل مقاله به لینک زیر رجوع کنید:
http://www.javaan.net/kargari_nashr/asare.moaser/M_Razi/hkk/hkk/5.wirusha.hkk/wirusha.hkk5.htm


cont 14:35 @ Tue, 8 Feb 05

دوست عزيز اينکه نوشتين تحرک جدی نبوده موافقم ولی دلايل اون رو بهش نپرداختی يکی از دلايل اصلی اون خستگيه مردمه دقيقا مث اين ميمونه که شما بخوای بعد از يه جنب وجوش حسابی استراحت کنی مردم هم حالا در حال استراحت کردن هستند مطمئنا وقتی انرژيشون دوباره جمع بشه حرکت خواهند کرد


شبح 12:34 @ Tue, 8 Feb 05

منوچهر عزيز!(44)
پيش از هر حرفی می‌خواستم از تو تشکر کنم که باعث شدی متن پياده شده‌ی سخنرانی بسيار مهم منصور حکمت به "حزب و جامعه: از گروه فشار تا حزب سياسى منصور حکمت" نام را بخوانم. به همه‌ی دوستان به‌خصوص اقبال عزيز توصيه می‌کنم اين متن را بخوانند و اگر قبلا خوانده‌اند يک‌بار ديگر بخوانند در واقع من حرفی بهتر و دقيق‌تر از حرف‌های منصور حکمت ندارم که در پاسخ به تو و اقبال بزنم.
الان که اين‌ها را می‌نويسم متاسفانه به اينترنت دست‌رسی ندارم نمی‌دانم بعد از نوشتن آخرين کامنت‌ام چه بحث‌های اينجا صورت گرفته است. خيال ندارم فعلا در مورد اين سخنرانی چيز زيادی بگويم. حتما به زودی در مطلب مستقلی به آن می‌پردازم. يک نکته‌ی حاشيه‌یی در اين سخنرانی برای‌ام جالب بود. چرا در آغاز سخنرانی، حکمت به شکل بسيار غلو شده‌یی از حميد تقوایی تعريف می‌کند؟ آيا اين تعريف‌ها اتفاقی است؟ آيا به اين دليل نيست که می‌خواهد حرف‌های بزند که برای آقای تقوایی تازه‌گی دارد؟ آيا با او و جريانی که سعی در جلوگيری از اجتماعی شدن حککا دارد در اين سخنرانی مقابله نمی‌کند؟ اين‌ها فقط پرسش است و برخلاف ظاهرشان که پاسخ را در درون خود دارد پاسخ مشخصی برای‌شان ندارم. هنوز مطالب تقوایی را نخواندم.
يک نکته‌ی ديگر را هم بگويم و بگذرم. حرف‌های منصور حکمت تا قبل از نتيجه‌گيری نهایی‌اش را بدون و چون و چرا قبول داردم اما با حرف‌های پايانی‌اش مشکل دارم آن‌جا که از واقعيت‌های جامعه ايرانی صحبت می‌کند آن‌جا که مثلا می‌گويد:"آن مملکت ٦٠ در صد انسان ضد دين و ضد خدا دارد که از دست رژيم اسلامى کارد به استخوانشان رسيده است و همه حاميان بالقوه ما هستند."
به نظر من منصور حکمت در حال گذار بود خودش داشت از چپی سنتی به سوی چپی مدرن گذر می‌کرد و تناقضات درونی‌اش به دليل همين گذار است. افسوس که سرطان مجالش نداد و صد افسوس که چون او بسيار کم داريم.


Rosva 12:31 @ Tue, 8 Feb 05

شعر ۷۴ از فريدون توللی بود


Rosva 12:18 @ Tue, 8 Feb 05

خواب ميديدم به ايران گشته بر پا انقلابی
وز دل اين شام وحشتزا دميدست افتابی
بر سر هر کوی و بازاری بپا گرديده داری
گردن هر نابکاری رفته در خم طنابی
کوی و برزن گشته مالامال خون چون سرخ رودی
زاده اميدی زياسی زاده ابی از سرابی
رسته از هر قطره خونی نوگل خوش رنگ و بويی
زاده از هر دانه اشکی رشته در خوشابی
....................................................
....................................................
.................................................
خواب ميديدم ولی اين خواب شيرين دارد از پی
بيگمان رخشنده خورشيدی نهان اندر سحابی
اخر ای فرسوده ملت تا يکی در رنج دولت
کوششی رزمی نبردی جنبشی عزمی شتابی
جنبشی تا برکنيم از ريشه بنياد ستم را
اتش بيداد را از خون برافشانيم ابی
جنيشی تا شيخ و مير و شحنه و دزد و عسس را
در دل اندازيم از بيم هلاکت اضطرابی
ورنه خائن تا بروز حشر دست از ما ندارد
گر نبیند انتقامی کیفری زجری عقابی


حسین کردنژاد 10:52 @ Tue, 8 Feb 05

Manochehr Zhandifar ٥٨- ٥٩ּ شما دارى گفته هاى محمدرضا پهلوى را اينبار به اسم كمونيسم كارگرى عينا تكرار مىكنىּ

چه كسى گفته است كه قوميت گرايى در بين مردم ايران ريشه و طرفدار ندارد و ناسيوناليسم در ايران بيمارى سياسى - فرهنگى رايج نيست؟ پس توى ميكروقوميتگراى فارس چى هستى؟

جوابت را از آليانس كردى بگير!

شونیستهای فارس تجزیه طلبان ایرانند - حسین کردنژاد


پژمان (*) 10:25 @ Tue, 8 Feb 05

این خبر جا افتاد:) ماهانه 300 کودک در حرم امام رضا رها می شوند(لینکِ نوشته)  


پژمان (*) 10:18 @ Tue, 8 Feb 05

باز هم سلام... چند نوشته که شاید دوست داشته باشید بخوانید:
گزارشگران بدون مرز:حسن يوسفى اشکوری آزاد شد اما سرکوب مطبوعات در ايران ادامه دارد(لینکِ نوشته) احتمال انعقاد پيمان آتش بس ميان اسرائيل و فلسطين(لینکِ نوشته) گزارشگر ويژه سازمان ملل خواستار رفع تبعيض عليه زنان ايرانی شد(لینکِ نوشته) مصرف بيش از حد دارو ايرانی ها را 'تهديد' می کند(لینکِ نوشته) نگرانی اروپا از حمله احتمالی آمريکا به ايران(لینکِ نوشته) طرح تازه بريتانيا برای محدود کردن مهاجرت(لینکِ نوشته) عبدالله رمضان زاده : "مدعي‌العموم"در مقابل اهانت‌هاي گسترده‌ اخمد توکلی اقدام کند(لینکِ نوشته)
 


پژمان (*) 6:23 @ Tue, 8 Feb 05

سلام... یک خبرِغیر نظامی و غيرِ سیاسی:)... می دونستید شبح گروهِ موسیقی داره و کنسرت می گذاره؟ :)اینجا رو ببینید (لینکِ نوشته)


nana 5:58 @ Tue, 8 Feb 05

امروز يک مفسر سياسی خبره قديمی
بعد از آن که مدتی راجع به گروگان گیری و
کل رابطه ایران و امریکا گفت با چشمکی گفت :

U.S
have unfinished business to settle with Iran!!!!!!!!!

که ترجمه اش میشود :
امریکا یه حساب نیمه کاره با ایران داره
که میخواد تصفیه اش کنه !!!!!! نانا


Manochehr Zhandifar 5:03 @ Tue, 8 Feb 05

"طومار اعتراضی کارگران به سازمانهای بين المللی کارگری و سازمان جهانی کار برای خواست حق تشکل."
كميته پيگيري ايجاد تشكل‌هاي آزاد كارگري در ايران

http://www.kargaran.no-ip.org/07campaine/ilo/asame.mht


nana 4:34 @ Tue, 8 Feb 05


دوستان عزیز

نظر به اینکه حسن اقا در پیامگیر خودش هم به من عتاب و خطابی کرده بود
تصمیم گرفتم که پاسخی را برای او انجا نوشته بودم اینجا بگذارم تا شما هم بخوانید . نانا

حسن اقا
کلی پاسخت را در پيامگير شبح دادم
تنها اينجا اضافه ميکنم
تمامی فرمايشات شما راجع به پيشرفت کشورهای خاورميانه در شکل امدن دموکراسی درست است تنها يک نکته را از ماجرا ميندازی و ان زمان است

تا اين
گوساله ها بيايند گاو شوند که روی پای خود به ايستند
و برای او شاخ و شونه بکشن امريکا
اسرائيل قوی خود را ساخته
خود را به عنوان سوپر پاور در جهان جا انداخته
و در اين مدت
دقت کن در اين زمــــــــــــان ( زمانی که لازم داره )
منبع انرژی ديگری جز نفت را که بالاانقطاع در حال تحقيق و تفحص با هزينه های نجومی اینجا در امریکا پيدا کرده

و به کل خاورميانه و کشورهای حالا دموکراتيکش انگشت شصت خود را بالا گرفته و خواهد گفت :
بفــــــرما - حالا بيائين کون منو ليس بزنيد که ازتون نفت
بخرم . نانا


nana 4:15 @ Tue, 8 Feb 05

حسن آقای گرامی

بايد اول از همه بهت ياد آوری کنم که پيامت خطاب به من تنها سر سوزنی به گفتن اين که من جاسوس امريکا هستم و از سيا حقوق ميگيرم فاصله داشت !!!!!!!

ولی حتی اگر اين را فرض بگيريم ميخواهم برايت بنويسم که
۱- تصميم به تغيير سياست گرفتن توسط امريکا نه به دست تو بوده نه من ! درست
بنابراين در شرايط حاضر تو چه ميگوئی منظورم شخص خودت است ؟
فحاشی به امريکا دردی از هيچ يک از ما دوا نميکند
ما که نبايد تنها ناظر اتفاقات تاريخی باشيم
ما بايد در روند اتفاقات تاريخی تاثير بگذاريم
بايد تحليلی درست از شرايط اجتماعی و سياسی کل کشورهای جهان توازن - سود اقتصادی و تمامی پيچيدگی های اين گونه مقولات بدهيم
و سپس به پرداختن به اگر اين است اين ميشود و اگر ان نيست اين نميشود بپردازيم

من از تو سئوالی ميکنم ؟
به من بگو
در برابر اعمال شيطانی و بی رحمانه و ضد بشری کابينه بوش
چه آلترناتيوی برای خلاصی مردم از شر اينان
داری ؟
منظورم اين است که توی حسن اقا داری نه چند نظريه و شعار که از کتابی تو کله ات رفته دوست عزيز .
و چون صد در صد مطمئن هستم که نداری و اگر هم داشته باشی بر زمینه واقعیات کنونی سیاسی اجتماعی ما بنا نشده

من به عنوان جاسوس امریکا و حقوق بگیر سیا !!!!!! بهت میگویم

این آلترناتیو فریاد بلند مردم ایران است برای
عدالت خانه ای که از زمان مشروطیت تا کنون خواستارش بوده اند و هر بار فریاد آنان را تا حد خفگی در سینه آنان خفه کردند . نانا


nana 3:32 @ Tue, 8 Feb 05

دوستان توجه کنيد

هم اکنون بحث مهمی در جريانه که در تلويزيون ميبينم
در ان همه کاره اکونوميست که ادريان وودريج است و از سال ۱۹۸۸ با اکونوميست بوده

بين حرفهايش گفت :

سياست خارجی ما در گذاشته حمايت از ديکتاتورها بوده و به آنان ميگفتيم

(حرامزاده است ولی حرامزاده ماست )

اکنون اين سیاست تغيير يافته و استراتژی دولت ايجاد کشورهای دموکراتيک است . و
در این تغییر بشدت مصمم هستند .

حسن اقای عزيز
پاسخت را بعد از شنيدن کل اين مصاحبه مينويسم . نانا


Sahand 3:23 @ Tue, 8 Feb 05

agahyeh Manoucher, most probably like most of communists you live in one of European capitalist countries and enjoying your mouthy welfare check and free medical and dental insurance and who knows even may be getting free education. In either case, you must be aware that in most of these countries the national issues is solved, so national issues is not t a virus to get rid of it. Viruses are people like Mansor Hekmat and yourself, which need to get rid of by spraying strong pesticide. Mansor Hekmat and other communist are worse and dirtier than even the dirtiest parasites. I have heard too many lies from communists like Mansor Hekmat that I have come to the conclusion that a street whore must have more integrity than your communist leaders.


Sahand 3:09 @ Tue, 8 Feb 05

There is no doubt in my mind that not a single ideology, political view, political trend etc, possess the whole truth, some are just more accurate than the others, so they all should be given the right to free expression. But these corrupt communists which believe that, they are the only one to possess the truth and they are the only one which really want to free the suppressed people should look back at their dirty, miserable, failed work performance and be ashamed of themselves. These communists had done so many crimes, which had made Fascism a liberal ideology. After Mojahedin, these communists have the thickest skin in the universe. They are the best dumb which I have ever seen. They are as closed mind and as fanatic as Taleban. Not that, I do not know them, I myself was one of them but were free enough to put my past behind me. Shame on you communists, how dare you can talk about freedom, while ten of thousands of communisst perished in Siberia just because they had criticized the regime?


خُسن آقا 2:57 @ Tue, 8 Feb 05

نانا خانم شما لطف کنید یک نگاه به افزایش بودجه دفاعی آمریکا بفرمایید.
و از طرف دیگر نگاهی هم به حمایت کنندگان بوش و شرکا بفرمایید
بعد بفرمایید که وقتی یک حکومت بوسیله تولید کنندگان اسلحه حمایت شده و بودجه دفاعیش را هم بالا برده این به چه معنی است. خوش باوری هم حد و حسابی دارد.
از فردا هرچه نفت از زیر خاک عراق استخراج بشود در عوض آن سلاح های قراضه مریکایی را بجایش به عراقی بدبخت قالب خواهند کرد و در عوض در آمریکا بجای سلاحهای قراضه نو می خرند و تولید کنندگان این ابزارهای جنگی هم بخاطر حمایت خود از آقای بوش و چینی به نان و نوایی می رسند.
پس از این همه سال سیاسی بودن هنوز این پدیده به این سادگی را قادر نیستید آنالایز کنید لطفا جوانان مردم را به دست انداز نیندازید.


nana 1:58 @ Tue, 8 Feb 05

دوستان عزيز

اين پست را که شخصی بود در وبلاگ خودم گذاردم و سپس فکر کردم کاملا ميتواند به اين بحث ما مربوط باشد

بنابر اين فکر نکنيد که خدای ناکرده قصد تبليغی برای وبلاگم دارم ها !!!!!!!!!
من اصلا تقريبا آنجا را ول کرده و بيشتر وقتم را با شما اينجا ميگذرانم از همين يک قلم حساسيت لحظه را در يابيد چون من در گذشته زياد حال و حوصله بحث های صد تا يه غاز شماها همگی را نداشتم و حوصله ام زود سر ميرفت !!!!!!!!! نانا

خوب دوستان عزيزم
در اين لحظه هوس کردم کمي با شما درد دل کنم

عمر من و جريان زنده روح من در روز۲۳ بهمن سال
۱۳۵۷ چون توقف و پازي که در دستگاه کنترل از راه
دور دستگاههاي ويدوئي است پاز شد !!!!!!
اگر بخواهيد حقيقتش را بدانيد از آن روز من زندگي
نکرده ام تا امروز
اين شکست تلخ مردم ايران که من شاهد اميدشان
بود و آرزويشان براي اينده اي بهتر حتي تمامي مردم
مسلمان ايران
آنچنان ضربه اي به من زد که هرگز درمان نشد تا
روزي که من از پاز در امدم ميدونيد کي ؟
روزي که در يکسال و چند ماه پيش به ايران رفتم و
در بازگشت براي شمر عزيز مطلبي نوشتم و در وبلاگ
او گذاردم

در اين مطلب براي شمر نوشتم که

امکان تحقق دموکراسي در ايران وجود دارد
ولي اين جامعه تا مدنيت صد ها سال فاصله
دارد .

اکنون هم براي همه شما مينويسم دوستان به خاطر
رنجي که همگي ما برده ايم و تلخي شکستي که همگي
ما چشيده ايم
براي انکه فرزندان شما اين تلخي و رنج را تجربه نکنند بايد
همگي تلاش در به وجود آوردن جامعه اي دموکراتيک کنيم و
تنها و تنها حکومت مردم به مردم را بپذيريم
تا فرزندان و فرزندان ما به ما افتخار کنند ورنه باز هم نسل ديگري
طعم تلخ شکست و رنج را خواهند چشيد . نانا


nana 1:25 @ Tue, 8 Feb 05


دوستان عزيز

به اين تلاش مذبوحانه توجه کنيد !!!!!!!!

(علی اکبر هاشمي رفسنجاني رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوري اسلامي در مصاحبه با روزنامه آمريکايي USA Today بر ضرورت مذاکره ميان واشنگتن و تهران تاکيد کرد، اما افزود که براي اين کار آمريکا بايد پيشگام شود. وی در این مصاحبه از خود به عنوان کسي ياد کرد که مي تواند روابط جمهوري اسلامي با آمريکا را بهبود بخشد)

سپس به اين جمله که در پيام زير برايتان
ترجمه کردم توجه کنيد


(اقای رمسفیلد همچنین روشن کرد که شرط
خروج امریکا از عراق سخنان بوش است که هقته گذشته گفت :
کشوری که دموکراتیک است و نماینده از تمام مردم خود دارد و در صلح با همسایگانش و قادر به دفاع از خود است .)

و با توجه به این مساله که خوشبختانه امریکا مانند رژیم ایران نیست که حرفی را که زده پس بگیرد و گهی را خورده تظاهر به نخوردن کند و با هزار و یک دلیل هدفش برای سود خود تغییر دیکتاتورها است و برای این هدف همه کار خواهد کرد

نتیحه بگیرید که چقدر این اخوندها و امثال رفسنجانی ابله و پرت هستند که چنین پیشنهادی میدهند !!!!!!!!
و اگر ابله و پرت نیستند
میزان پریشان حالی و دست و پازدن بی حاصل را در مرحله غرق شدن در ناصیه
کثیف و صورت کوسه این شیاد ببینید .
کارشون تمومه دوستان
ما ایرانی دموکراتیک میخواهیم که مذهب کاری به کار روابط اجتماعی ما نداشته باشد و انتخاب و عملی شخصی باشد و هر کس که خواست به ان در خانه خود بپردازد
ما دیگر نقشی برای مذهب در روابط اجتماعی خود نمیخواهیم
برای ما بیست و شش سال گذشته کافی
بود
ما حکومت مردم بر مردم میخواهیم و بس . نانا


Manochehr Zhandifar 1:24 @ Tue, 8 Feb 05

انترناسيونال: در بيانيه آمده است که طرح شعار فدراليسم توسط برخى احزاب ابدا انعکاسى از وجود چنين مطالبه اى در ميان مردم نيست. در اين صورت انتشار اين بيانيه چه لزومى داشت؟

منصور حکمت: نه فقط شعار فدراليسم جايى در ذهنيت و زندگى مردم ندارد، بلکه هويت قومى و قوميگرى بطور کلى هم در بين ميليونها مردم ساکن ايران محلى از اعراب ندارد. اما اين متاسفانه براى مصون داشتن مردم از فجايع و تراژدى هايى که قوم پرستى و قوم پرستان ميتوانند ببار بياورند کافى نيست. به دنياى اطراف خود نگاه کنيد و رويدادهاى اين دو سه دهه اخير را مرور کنيد. حکومت شرع و دولت آخوندى چه زمينه اى در ايران قرن بيستم داشت؟ ظاهرا هيچ. اين مردمى بودند که هشتاد سال پيش تر مشروعه چيان را به روزى انداختند که ميدانيم. آخوند يک قشر انگل بى آبرو و اسباب مضحکه مردم در شهر و ده بود. دختران دو نسل قبل از ما بى حجاب مدرسه ميرفتند. موسيقى و سينما جزء لايتجزاى زندگى مردم بود. با اينحال، امروز در آن جامعه جنون الهى و جهالت دينى و جانوران اسلامى حکم ميرانند. يوگسلاوى، يک جامعه مدرن صنعتى و با هر استاندارد امروزى جامعه اى متمدن بود. يوگسلاوها از اين صحبت ميکنند که چگونه قبل از اين ماجراها قوميت و مليتشان يادشان نبود. تصور چنين اوضاعى برايشان ممکن نبود. که هنوز هم باورشان نميشود و نميدانند چه شد که چنين شد.

اينکه قوميت و قوم پرستى در جامعه ايران ريشه و زمينه قوى ندارد و اينکه خواست فدراليسم جايى ميان مردم ندارد، به اين معناست که روندها و جريانات و جنبشهاى اصلى در جامعه به اين سمت سير نميکنند. اما سوال اينست که چقدر جامعه در برابر تحرکات قوم پرستانه مصونيت دارد و چقدر از پيش در مقابل هجوم آتى اين واپسگرايى و ارتجاع قومى آمادگى دفاع از خودش را دارد. بقول نادر بکتاش ناسيوناليسم و قوم پرستى مانند ويروسهايى هستند که در حالت خفته به حيات خودشان ادامه ميدهند و تحت شرايط خاصى فعال ميشوند و حتى گاه اپيدمى ايجاد ميکنند. ناسيوناليسم و قوم پرستى در جامعه امروز ايران يک بيمارى سياسى - فرهنگى رايج نيست. اما نه ريشه کن شده و نه جامعه در برابر آن واکسينه است. وجود همين فدراليست ها و جماعات عقب مانده اى که از هم اکنون در اوج وقاحت و سفاهت صدور شناسنامه هاى قومى براى مردم در ايران را شروع کرده اند، گواه اين است که اين ويروس ريشه کن نشده است و ميتواند، بخصوص در يک شرايط متحول و متلاطم سياسى، مصائب زيادى ببار بياورد. صدور اين بيانيه براى ايجاد آمادگى و مصونيت در جامعه است. صدور اين بيانيه همچنين اعلام بى شبهه اين واقعيت به ناسيوناليستها و قوم پرستان و مليون و روشنفکران ناقص العقل پيرامونى شان است که کمونيسم کارگرى قاطعانه جلوى اين واپسگرايى ميايستد و اين جماعات و اين تمايلات ضد انسانى و ضد کارگرى را ميان مردم رسوا ميکند. نميشود مردم را بيست سال با مذهب اسير کنند و بکوبند و بعد بيست سال ديگر هم با قوميت و مليت. ما اجازه نميدهيم.
.........................
بقيه را در اينجا بخوانيد.
"فدراليسم شعاری ارتجاعی است."
قابل توجه کامنت گذار شماره ۵۶.
http://www.m-hekmat.com/fa/0930fa.html

در ضمن من منبعد بصورت خيلی آکتيو جلوی اين ويروس که هر از چند گاهی اينجا کامنتهای فاشيستی٫قومی ميگذارد خواهم ايستاد.از بقيه هم انتظار دارم که جلوی آدم کشهای آينده بايستند.نظاره گر نباشيد تا اين ويروسها از ايران يوگوسلاوی درست کنند.
خطاب من بطور مشخص به ارنستو٫شبح٫ترانه٫آتش٫اقبال٫مهران محبوبی٫جوان سوسياليست و ....است.


Manochehr Zhandifar 1:07 @ Tue, 8 Feb 05

"فدراليسم شعاری ارتجاعی است."
قابل توجه کامنت گذار شماره ۵۶.
http://www.m-hekmat.com/fa/0930fa.html


nana 1:04 @ Tue, 8 Feb 05

دوستان عزيز

احتمالا همچون من همگی شما تشنه خبر هستيد مطلبی خواندم که نظرات ديک چينی و رامسفيلد را مطرح کرده بود که خط به خط کپی کرده و ترجمه اش را برايتان مينويسم . اگر ترجمه زیبا نیست ببخشید زیرا وقت برای تلف کن فرم ندارم لب مطلب را ترجمه میکنم . نانا

I think the Iraqis have watched the Iranians operate for years and create a religious theocracy that has been a dismal failure from the standpoint of the rights of individuals," Mr Cheney said on US television.
آقای چینی در یک مصاحبه تلویزیونی گفت :
-- من فکر میکنم عراق برای سالها ایران را نگریست و دید چگونه در خلق رژیمی مذهبی و الهی بازیر پا گذاردن حقوق فردی
شکستی سیاه بوده .

"They fought a bloody eight-year war between the Iraqis and the Iranians against that kind of theocracy and I think there are a great many people involved in the political process in Iraq who will seek some kind of balance."

- آنان برای هشت سال جنگی خونین را بین ایران و عراق تخمل کردند و بر علیه چنین رژیم الهی مردم بسیاری هستند که اکنون توازن میخواهند
He said the US had to stand back and recognise Iraq was not going to look like New York or Wyoming.
او گفت :
- امریکا باید عقب بایستد و متوجه باشد که عراق نیویورک و یا وایومینگ نخواهد شد .

He said he believed the Shia politicians leading in the electoral count opposed a premature US military withdrawal and were also keen to involve the minority Sunni sect involved in writing a constitution.
او گفت :
-- سیاست مدارن شیعه مخالف رفتن ما از عراق هستند و میخواهند که برای نوشتن قانون اساسی خود از سنی ها هم دعوت به عمل بیاورند

Defence Secretary Donald Rumsfeld also rejected the idea that Iraqi clerics would push the Iranian model, saying they were Iraqis first and Shia second.
دانالد رمسفیلد هم ایده این را که اخوندهای شیعه مدلی چون ایران را پافشاری کنند رد کرد و گفت :
-- آنان نخست عراقی هستند
و سپس شیعه .

"A country that sets half of its population -- the women -- on the side and doesn't have them participate fully in their society is not going to have much success," he said.
کشوری که نیمی از جمعیت خود یعنی زنان را کنار نهد و اجازه دخالت آنان را در جامعه خود ندهد موفقیتی نخواهد داشت .
Mr Rumsfeld also clarified the conditions for a US exit from Iraq. President George W.Bush said last week that that would come when Iraq had become "a country that is democratic, representative of all its people, at peace with its neighbours, and able to defend itself".
اقای رمسفیلد همچنین روشن کرد که شرط
خروج امریکا از عراق سخنان بوش است که هقته گذشته گفت :
کشوری که دموکراتیک است و نماینده از تمام مردم خود دارد و در صلح با همسایگانش و قادر به دفاع از خود است .

Mr Rumsfeld said Mr Bush had meant that Iraq needed to be able to defend itself from internal attack, not be able to repel an invader such as Iran.

اقای رمسفیلد گفت :
- مقصود بوش این است که عراق کشوری باشد که قادر به دفاع از حمله درونی به خود باشد نه اینکه قادر به دفع حمله اشغال گرانی چون ایران .

که معنی این حرف آخر رمسفیلد این است
که تا آن موقع در ایران اخوندی نخواهد ماند
که عراق ازش بترسه یا نه . نانا


ترکمنستان ایران 0:34 @ Tue, 8 Feb 05

بیانیه اعلام موجودیت حرکت ملی ترکمنستان ایران (ترکمنصحرا)

4. مشخصات عمومی دولت جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران

مواردی که در قانون اساسی باید قید شوند:

1.4- دولت جمهوری فدرال (دولت متحده) و دمکراتیک ایران مجموعه ای از دولتهای ملی ـ سرزمینی ملیتهای تشکیل دهنده ی ایران است.

2.4- جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران از دو مجلس یعنی مجلس مردم و مجلس ملیتها (ایالات) تشکیل می شود.

قوانین پس از تصویب هردو مجلس رسمیت پیدا می کند.

3.4- قانون اساسی جمهوری فدرال و دمکراتیک ایران زبان همه ی ملیتهای ایران اعم از فارسی، ترکی، کردی، ترکمنی ، بلوچی و عربی را به رسمیت می شناسد.

4.4- مصوبات مجلسین، قوانین و اسناد و مدارک رسمی کشوری به همه زبانهای رسمی کشور نوشته می شود.

5.4- هویت ملیتی شهروندان ایرانی به رسمیت شناخته می شود.

6.4- ارتش موظف به دفاع از کشور در برابرتجاوزات خارجی است. موارد ویژه آنرا قانون معین می کند.

7.4- جدایی کامل دین و ایدئولوژی از دولت.

8.4- برابری حقوق زن و مرد در تمامی عرصه ها.

9.4- برسمیت شناختن میثاقهای حقوق بشر و لغو حکم اعدام و هر گونه شکنجه.

10.4- برسمیت شناختن پلورالیسم، آزادی احزاب، شوراها، فعالیتهای سندیکایی، صنفی ، وسایل ارتباط جمعی و پخش اطلاعات.

11.4- تامین اجتماعی و رفاه عمومی، بیمه های بیکاری و از کار افتادگی

.5مشخصات عمومی دولت ایالتی ترکمنستان ایران

1.5- ایالت ترکمنستان ایران محدوده ی ملی - سرزمینی است که تمامی مناطق زیست و بهم پیوسته ی ملیت ترکمن در ایران را شامل میشود. این محدوده ی ایالتی با توافق و آراء ساکنین آنجا تعیین میشود که توسط دولت فدرال نیز تایید خواهد شد.

2.5- پارلمان ایالتی ترکمنستان ایران مرجع قانونگذاری است که اعضای آن توسط ساکنین ایالت انتخاب می شوند.

3.5- امور اداری، قضاوت، مالیات، فرهنگ و هنر، انتظامات، تعیین سرود و پرچم ملی ملیت ترکمن در اختیار دولت ایالتی ترکمنستان ایران است.

4.5- زبان اداری ایالت ترکمنی است. مکاتبات اداری، اسناد و مدارک ایالتی و سیستم آموزشی به این زبان خواهد بود. کارکنان ادارات دولتی بایستی به این زبان مسلط باشند.

ایالات دیگر ایران می توانند به زبانهای ترکی و فارسی نیز با این ایالت مکاتبه کنند.

ملیتهای غیر ترکمن ساکن ایالت ترکمنستان ایران حق آموزش به زبان خویش را دارند.دولت ایالتی موظف به تامین امکانات و تاسیس انستیتوهای آموزش زبان آنهاست.

5.5- دولت ایالتی در حد توان برنامه ی اقتصادی تنظیم و اجرا خواهد کرد.


Manochehr Zhandifar 23:35 @ Mon, 7 Feb 05

راستگوی عزيز.
شما در کامنت ۴۰ نوشتی و از من پرسيدی:
"لطفا ممکن است بفرمائيد چند اعتصاب و اعتراضات توده ای را در چند سال گذشته حزب شما رهبری و یا رهنمایی کرده است؟ تبلیغ و اعلاميه صادر کردن در رادیو تلویریون های متعددتان در دفاع آنها منظورم نيست. "
عزیز جان اساس سیاست حزب راه انداختن جنبش است.چنبش علیه اعدام٫جنبش علیه سنگسار٫جنبش علیه کار کودکان٫جنبش برای دفاع از حق پناهندگی٫جنبش علیه کار پیمانی٫جنبش مجمع عمومی و خیلی از جنبشهای دیگر.عزیز جان راه انداختن این جنبشها همه کار حزب بوده٫ولی الزامن تک تک انسانهای شریفی که در این حرکات شرکت میکنند عضو حزب نیستند-ای کاش که میبودند٫مثل تو-نمونه بارز این جنبش را در سنندج همین چند روز پیش میتوانستی ببینی.چند انسان شریف ۲ سال پیش یک فستیوال آدم برفیها راه انداختند و امسال ۳۰ هزار نفر در آن شرکت کردند٫البته سال پیش فقط در سنندج بود و امسال در شهرهای دیگر هم مثل بوکان و سقز و ...بود و قرار است در سال آینده در تهران و شهرهای دیگر هم برگزار شود.این جنبش را حزب سازماندهی کرده(منظورم خط سیاسی و فکریش است)٫ولی الزامن همه این انسانها عضو ح.ک.ک. نیستند.در دانشگاه تهران زمانی که خاتمی را دانشجویان هو کردند هم این خط را میتوانی ببینی و بخصوص در اعتصاب کارگران نساجی در سنندج که خود حکومت هم اذعان کرد و در مذاکرات با کارگران گفته بود: که چرا ح.ک.ک. از حرکت شما دفاع میکند و مرتب در سایتهای اینترنتی اش از شما دفاع میکند و کارگران جواب داده بودند که شما حق ما را بدهید تا حزب هم دخالت نکند..این حرکات را حزب مستقیم و غیر مستقیم هدایت(((((سیاسی))))) کرده.همین خبری که من در اینجا گذاشتم-از ایلنا-را حزب با تماس با سازمانهای کارگری سازماندهی کرده*.این آن جنبشی است که ما راه انداخته ایم.این خود بزرگ بینی و تبلیغ نیست این عین واقعیت است.

*اطلاعیه شماره ۴۱ به اینجا مراجعه کنید:
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/000Et_2005/2502/250203VNCOUVR.html


nana 22:37 @ Mon, 7 Feb 05

رسوای گرامی ۳۶

با اين جمله تو :.

هرج و مرج داخلی که از دوردست ترين نقاط کشور اغاز شده و بسوی مرکز پيشرفت کند

مطلقا مخالفم
در شرايط کنونی ما با ايجاد هر گونه هرج و مرج بايد مخالف باشيم
زيرا از درون اين هرج و مرج ميتواند هيولائی ظهور نمايد
ما هيولا نميخواهيم
ما عقل لازم داريم که بکارش بنديم
ما موقعيت انجام کاری خردمندانه لازم داريم که به ما داده شده
ما با زبان آدم به اين رژيم ميگوئيم به خواست ما مردم احترام بگذار و کنار برو
ما به امريکا ميگوئیم که مرسی برای کمکت
ولی فعلا کنار بايست و به عنوان کمک به ما از اين رژيم بخواه که به خواست ما احترام بگذارد و آرام کنار رود
و اگر نرفت انگاه خود اقدام کرده و اگر لازم دانستيم از کمک تو استفاده خواهيم کرد
فعلا از هر خشونت و هرج و مرجی جلوگیری کرده و تنها قدرت خود را به رخ رژیم جانیان
میکشیم

البته راه را هم باز میگذاریم که اگر زبان خوش سرشان نشود دیگر عواقب سرسختی که احتمالا بیش از مردم متوجه
خشونت برای آنان و نوه نتیجه آنان است را باید بپذیرند . نانا


آرمین گیله مرد 22:24 @ Mon, 7 Feb 05

سلام ...حرفت درست اما کاری بسیار سخت.....حال برای نکردن یا نتوانستن این عمل دلایل زیاد هست: تفرقه را میخواهند تا قدرت عوض شد، خود بدست بگیرند .... کینه و نفرت آنچنان افکار را مسموم کرده که مبارزه ها مهم و پیروزی بیخود شده .... ترس .... و ... و ....اول بایستی خودمان را اصلاح و آگاه کنیم تا بتوانیم متحدانه روبرویشان به ایستیم


nana 21:03 @ Mon, 7 Feb 05


با درود بر تمامی دوستان

با کپی اين خبر که از نظر من بسيار مهم است :

بازديد نمايندگان كميسيون حقوق بشر سازمان ملل از بازداشتگاه اوين، ايسنا

حتی مهمتر از فريادهای وامصيبتای سلاح هسته ای و ......
به بحث مشخص شرايط کنونی ايران و جهان میپردازم .
دوستان باور کنيد ديروز مدتی طولانی وقت خود را چون شکارچی به دنبال شکار من به دنبال تعقيب اخبار گذراندم
نتيجه گيری :
درست همانند يک بازی کن حرفه ای فوتبال
که با توپ بازی ميکند امريکا رژيم ايران را چون توپی فرض کرده و با او بازی ميکند !!!!!!!!
به مجردی که کمی اطمینان میابند ناگهان حمله روانی میزنیم میبندیم باید بروند
سر میدهد و منتظر میماند
و تا رژیم سعی در کمی تثبیت خود میکند
دوباره لگد دیگری به این توپ متشکل از گه
مینماید !!!!!
و این به نظر من چیزی نیست جز گرفتن انتقام فضولی هائی که از گروگان گیری شروع و به امروز ختم شد !!!!!!
توجه کنید
این لحظه ها و دقایق برای مردم ایران باز نخواهند گشت پس وظیفه تک تک ما برای جا انداختن این شعار
مــــــا دموکراســــــی واقعـــــــی میخواهیم
حیاتی است
درست در لحظه ای که هر یک از ما مشغول کاریست میلیونها ایرانی دیگر هم هر یک مشغول کاری احتمالا مشابه هستند دوستان وظیفه تک تک خود قرار دهید که روزی حداقل با ده بیست ایرانی دیگر راجع به خواست ( دموکراسی واقعی ) حرف زده و به شکل تصاعدی از آنان بخواهید که هر یک با ده بیست ایرانی دیگر گفتگو کنند
این راه پخش خواست و شعار مشخص برای ایجاد اتحاد است
به نظر من باید به جلوی دفتر سازمان ملل رفت و خواست رفتن این رژیم و ایجاد یک دموکراسی واقعی را مطرح کرد .
من به عنوان فردی که با تیزبینی شاهد تمامی ماجراهای منجر به روی کار امدن این رژیم در ۲۲ بهمن شد و بر مبنای تجربه به شما میگویم :
اینان در شرایطی هستند که حتی جرات خوردن تخم یک ایرانی معترض را هم دیگر
ندارند

اگر هخا و نیم پهلوی و هاله و ضیا و هر ابله دیگری را نمیخواهیم
خود مردانی چون زرافشان را شناسائی کرده و در نظر داشته باشید که گروه موقت
برای نوشتن قانون اساسی و ایجاد جامعه ای که در آن دموکراسی واقعی به وجود آید را برنامه سریع آتی خود قرار دهید

و فراموش نکنید ما از هیچ کس و گروهی نمیترسیم و تمامی نمایندگان گروه های مردم را با احترام در کنار خود میخواهیم
زیرا ما کاسه ای زیر نیم کاسه نداریم
و جز حکومت مردم بر مردم
هدفی را دنبال نمیکنیم
به همین دلیل هاله وضیا و نیم پهلوی و هخا هم بخشی از این جامعه هستند و میتوانند نماینده ای در قدرت داشته باشند
تنها نماینده ای در قدرت
و نه خود قدرت
زیرا زین پس قدرت تنها و تنها متعلق به کل
مردم ایران خواهد بودو بس
فراموش نکنید
خواستن توانستن است
یا به قول زبان انگیسی
غیر ممکن غیر ممکن است . شاد باشید نانا


پژمان (*) 19:19 @ Mon, 7 Feb 05

سلام... چند نوشته که شاید دوست داشته باشید بخوانید  سازمان حفاظت محيط زيست:حيات وحش ايران در معرض انقراض،خاويار براى مدتى طولانى ناياب خواهد شد (لینکِ نوشته)
 رفسنجانى در گفت‌وگوبا يو.اس.اى تودى:از كسانى هستم كه مي‌تواند مشكل با آمريكا را حل كند(لینکِ نوشته)
 کارشناسان کميسيون اروپا در بروکسل : آمريكا و اسرائيل آخرين بررسي‌‏هاى خود را براى آغاز حمله به تأسيسات هسته‌‏اى ايران انجام دادند (لینکِ نوشته)
 
 
 


Manochehr Zhandifar 19:16 @ Mon, 7 Feb 05

اين خبر هم در ادامه بحث من است.بعدا به آن می پردازم.
http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=171305&code1=9


Manochehr Zhandifar 19:01 @ Mon, 7 Feb 05

اين هم برای دوست ترکمان که هی اينجا از ناسيوناليسم ترک دفاع می کند.

قوميت بايد امرى شخصى باشد!

بحثى کوتاه در مورد فدراليسم

منصور حکمت

http://www.rowzane.no-ip.com/000_maqalat/000_m2005/2502/50205ZMH1.html


jay 18:20 @ Mon, 7 Feb 05

با اجازه شبح گرامی !
آرش زيادی سرخ و احساساتی و تين ايجر ! دوست عزيز ! اولا در نوشتن حکگ ! بجای حکک باورکن دست امپرياليست امريکا و انگلیس و چين و وشوروی و حتی دوستتان !!! اسرائیل در کار نبوده ! اشتباه محض تایپی فقط همين ! راستی تو زبان سومی که در سن ۱۳ سالگی ياد بگيری رو ميتونی بدون هيچ غلطی بنويسی ؟ متاسفانه من نميتونم ! ميخوای برايت يک کارت رسمی معذرت خواهی پست کنم ؟ شاید که اشتباه نوشتن اسامی پيغمبرانتان بر من بخشيده شود !
در مورد بامداد خمار من هرگز از اون کتاب دفاعی نکردم اينهم لينک مقاله من .
http://jaylondoner.blogspot.com/2004/08/blog-post_04.html

ضمننا کدوم يکی از کتابهای حکک !!! تا بحال به چاپ دوم رسيده ؟ من چاپ ۱۶ کتاب بامداد خمار رو دارم ! همين که کتابی اينقدر قابل توجه ميشه د رجامعه ای که اصلا کتاب خوان نيست خودش باعث ميشه که نگاهی به اين کتاب بياندازيم ... اينهم پا نويسی که همزمان در پستم نوشتم :
PS
من می دانم که اين کتاب اثری برجسته و با ارزش ادبی نيست ولی بنظرم با مخاطبين خود به راحتی صحبت می کند و شايد برای جامعه سنتی و محدود ايران درسهائی گرانبهائی را در بر داشته باشد
شبح جان بازم ببخش که موضوع به بحث وبلاگت ربطی نداره


Manochehr Zhandifar 17:24 @ Mon, 7 Feb 05

http://www.wpiran.no-ip.org/farsi1/archive/ht/2004/0211_ejtemaii.php
http://www.wpiran.no-ip.org/farsi1/archive/ht/2004/0211_ejtemaii_2.php
http://www.wpiran.no-ip.org/farsi1/archive/ht/2004/0911_hezb_jameh_1.php
http://www.wpiran.no-ip.org/farsi1/archive/ht/2004/0911_hezb_rahbaran.php
http://www.wpiran.no-ip.org/farsi1/archive/ht/2004/0911_hezb_alaniat.php

تعين اجتماعى بخشيدن به چپ مصاحبه راديو انترناسيونال با حميد تقوائى


eqball 17:23 @ Mon, 7 Feb 05

راستگوی ۴۰ گرامی: منصور حکمت شکل حکومت شورايی را جمهوری سوسياليستی معرفی کرده و من گفتم که قرار نبوده و نيست که کادرهای ريز و درشت ح.ک.ک. بروند در دولت جمهوری سوسياليستی خود بخود در راس امور ریز و درشت قرار داده شوند/ بگیرند. گفتم ما را عمدا با مجاهد و ... عوضی ميگيرند. شما نوشتيد که اين با ادعای منصور حکمت که حزب قدرت را ميگيرد مغايرت دارد. خوب اينجا صبر کن عجله نرو. مسائل و اوضاع و مقولات را بايد در رابطه متقابلشان و بر حسب تاثير گيری و تاثير دهيشان و در بستر زمانی و مکانيشان ديد. کل اين جمله را من ميگم ديالکتيک. بايد مسئله را در رابطه متقابلش بررسی کرد اما شما مکانيک وار حزب قدرت را ميگيرد را متناقض با دولت شورايی ميبينی. بحث حزب قدرت را ميگيرد مربوط به روزی است که جمهوری اسلامی دارد سرنگون ميشود و خلع قدرت ايجاد ميشود. خلعی که هر کس و ناکسی ميخواهد آن را پر کند. اگر طبقه کارگر و جنبش آزادی و برابری تامل کند بوش و شاهزاده و رجويها و حجاريانها و سپاه پاسداران و قوم پرستان رنگارنگ که تامل نميکنند. در اين خلع است که بله حزب به نمايندگی از جامعه ( اکثريت مردم) ( مردم يعنی آنانی که آزادی و رفاه و خوشبختی ميخواهند) قدرت را ميگيرد و منتظر هيچ پس شرط و پيش شرطی نميماند. اما آيا مسئله حل شد و تمام؟ البته که نه. چرا؟ چون گرفتن قدرت تازه آغاز قضيه است و اصل داستان بر سر پياده کردن سوسياليسم و نگه داری قدرت در دست دولت سوسياليستی است. در اينجا شورها هستند که از ته تا راس دولت را ترکيب ميکنند/ میدهند. حتما ميگويی پس حزب چه ميشود؟ آيا حزب به ميل خود قدرت را به شوراها ميدهد و ميرود و داستان استالين تکرار نميشود؟ سئوال خوبيه. نه حزب جايی نميرود. هنوز هست و هنوز در دولت شرکت و حضور دارد. اما چگونه: کادرهای حزب مثل هر فرد ديگری که وابسته به ايده ها و سازمانها و برنامه های مختلف هستند در شوراها رای ميارند. اگر برنامه شما رای آورد شورا شما را نماينده خودش ميداند و اگر برنامه من؛ من. پس ح.ک.ک. مثل تمام ديگر احزاب چه راست چه چپ چه اسلامی و ... ميرود و اگر بتواند نماينده شورا ميشود. لذا جمهوری سوسياليستی بنا به سخنان منصور حکمت و آنچه من ميگويم حکومت حزب خاصی نيست. اما بيشک حزب در آن حضور فعال دارد.


شبح 17:19 @ Mon, 7 Feb 05

منوچهر عزيز!
متشکرم. اولی را درست کردم که راحت بشه با يک کليک رفت روش!
بقيه را چون فيلتر شده بود وقت‌گير بود خودت درست کن!

حزب و جامعه: از گروه فشار تا حزب سياسى منصور حکمت


Manochehr Zhandifar 17:03 @ Mon, 7 Feb 05

شبح عزيز.
چشم.اينهم از لينکها:
http://www.m-hekmat.com/fa/1900fa.html
http://www.wpiran.org/farsi1/archive/ht/2004/0211_ejtemaii.php
http://www.wpiran.org/farsi1/archive/ht/2004/0211_ejtemaii_2.php
http://www.wpiran.org/farsi1/archive/ht/2004/0911_hezb_jameh_1.php
http://www.wpiran.org/farsi1/archive/ht/2004/0911_hezb_rahbaran.php
http://www.wpiran.org/farsi1/archive/ht/2004/0911_hezb_alaniat.php
اولی از م.حکمت است و بقیه ازح.تقوایی.


شبح 16:30 @ Mon, 7 Feb 05

منوچهر عزيز!(26)
اول اين که کاش طبق سنت خوب‌ات لينک سخنرانی منصور حکمت که از آن نقل قول‌هایی آورده شده است را قرار می‌دادی تا دوستان علاقه‌مند بروند و بخوانند.
دوم اين که من با بحث علنيت کاملا موافق هستم اما راست‌اش را بخواهی منصور حکمت بيشتر مانند مغز آدمی قطع نخاعی می‌ماند يعنی درست تشخصی دهند اما ابزارهای عملی‌اش کارآمد نيست.
اظهار نظر بيشتر در مورد نظر حکمت را می‌گذارم بعد از خواندن سخنرانی او.
اولش خيال داشتم مفصل بنويسم اما ديدم تا خود مقاله يا سخنرانی را نخوانده‌ام نوشته‌ام متکی به نقل قول‌ها خواهد بود و احتمالا خالی از اشتباه نباشد.

اقبال عزيز!(23)
سوالی را که در 22 مطرح کرده‌یی خودت در 23 پاسخ داده‌یی!
در 22 می‌پرسی:" اين تز " نمايندگان طبقات" از کجا آمد؟"
در 23 می‌گویی:"حزب کمونيستی کارگری چيزی نيست مگر بخش متشکل و سرخط طبقه کارگر"
اين يعنی همان نماينده‌گی کردن طبقه‌یی خاص.
من تصور می‌کنم منشاء سوبرداشت تو از نوشته‌ی من اين است که هر جا با "واژه"ی نماينده روبه‌رو می‌شوی ياد مجلس و پارلمان می‌افتی! احزاب طبقات مختلف را نماينده‌گی می‌کنند چه اين را اعلام کنند چه نکنند! مثلا حزب کارگزارن بخشی از بورژوازی ايران را نماينده‌گی می‌کند. گيرم خودش بگويد حزب مردم ايران است! و کارگر و سرمايه‌دار و موش و گربه و بره و گرگ می‌توانند در آن عضو شوند.


شبح 15:26 @ Mon, 7 Feb 05

زيتون عزيز!(19)
آره يادم متن شراگيم و پاسخ تو را هم يادمه! البته مسلما وب‌لاگ پربيننده‌ی تو تعداد کشورهای بيشتری رو نشون می‌ده و احتمالا مريخ هم توشه! من منظورم مشتی نمونه‌ی خروار بود و بيشتر با مقدمه‌ی فرح‌بخش می‌خواستم به اصل بحث بپردازم!


شبح 14:57 @ Mon, 7 Feb 05

آرش سرخ عزيز!(28)
می‌توان کور بود اما واقعيت‌ها را ديد و می‌توان دو چشم شهلا داشت و هيچ نديد. مهم اپتيک چشم نيست چيزی که مهم است جای‌گاه ببننده است هر کس از مواضع طبقاتی خود به منظره نگاه می‌کند. اين از اين.
وقتی نوشته‌های پرشور تو را می‌خوانم ياد نوجوانی و جوانی خودم می‌افتم! کاش موضوع به اين ساده‌گی بود که حزبی با انديشه‌های انسانی وجود داشت و فقط مانده بود اين که ما به آن بپيونديم و بعد آن حزب رهبری انقلاب را داشته باشد بعد انقلاب پيروز شود و برده‌گی انسان‌ها لغو شود و بعد جهان دو قطبی و سپس بدون قطب شود...
اما آرش جان آرزو هر چند بر جوانان عيب نيست اما برای پيرمردی مانند من عيب است!
توضيحات بيشتر را در پاسخ به منوچهر عزيز خواهم نوشت.


راستگو 14:57 @ Mon, 7 Feb 05

منوچهر ۲۶ گرامی
با تشکر فراوان از پاسخ شما.
اما دوست عزیز من از شما سوالی در کامنت ۱۸ کردم که: لطفا ممکن است بفرمائيد چند اعتصاب و اعتراضات توده ای را در چند سال گذشته حزب شما رهبری و یا رهنمایی کرده است؟ تبلیغ و اعلاميه صادر کردن در رادیو تلویریون های متعددتان در دفاع آنها منظورم نيست.

شما در واقع به سوالی که من از اقبال عزیز کردم پاسخ دادید. خوشحال می شوم اگر به سوال خودتان را نیز لطف کنید پاسخ دهید.

اما در مورد پلسخ به سوال من از دوستاتمان اقبال. من در مورد وضعیت کنونی ایران و صحت و سقم سخنان رهبر فقدیتان فعلا نظری نمی خواهم طرح کنم. تنها یک تناقض در گفته دوست عزیز اقبال و سخنرانی منصور حکمت بود که در کامنت ۲۱ اشاره کردم. آیا واقعا شما و دوستتان اقبال این تناقض آشکار را نمی بینید؟ در کامنت آقای اقبال به نقل از منصور حکمت گفته شده است که ایشان خواهان تشکیلات شورایی هستند و نه تحمیل یک حزب و اعضای آن بر جامعه. در سخنرانی آقای حکمت بر عکس گفته شده است که حزب نه تنها رهبری کننده است که تشکیل دهنده حکومت است.

یا سخنان آقای اقبال منطبق با نظریات آقای حکمت نیست و تجدید نظر در عقاید حکمت بوجود آمده است و یا ایشان نکته اشتباهی را طرح کرده اند. بهرو دوست عزیز ایرادی ندارد. فقط لطفا حداقل شعوری برای خوانندگان نظراتتان قایل شوید و نفرمائید هر دو این نظریات یکی است!

اگر این مسئله ساده و منطقی حل شود مایلم در مورد مضمون صحبت های شما و نظرات آقای حکمت هم نظر بدهم.

اینرا به بعد موکول می کنم.

با تشکر


aMir.y 14:53 @ Mon, 7 Feb 05

Mehran Mahbobi عزيز ! نمی دانم شما در کجای اين دنيای بزرگ در حال پيگيری مبارزاتتان هستيد . اگر در ايران باشيد و اندک آگاهی از وضع موجود جامعه داشته باشيد و اگر اندک نظری به وضعيت جهانی بکنيد و بدانيد که اوضاع از چه قرار است و اگر به چيزی ايمان نداشته باشيد ( تاريخ . خدا يا هر چه ديگر ! ) و کمی واقع گرا باشيد احتمالا بايد بدانيد که انقلاب يا تغيير آينده در ايران آن چيزی نيست که حزب کمونيست کارگری در سر دارد . من آرمان های به حق شما را قبول دارم اما گمان نمی کنم بشود با احساسات گرايی و آرمان گرايی محض تغييری ايجاد کرد . دوست من اتفاقاتی که در تاريخ معاصر ما رخ داده است چشم هر که را که باز نکرده باشد بايد چشم چپ ها را باز کرده باشد . اگر می خواهيم همچون قبل دچار شکست و ناکامی نشويم بايد با آگاهی نسبت به واقعيات روز مبارزه کنيم .


دادامن 14:39 @ Mon, 7 Feb 05

ماهنامه ی تجدد ۸ (بهمن ۱۳۸۳) به سردبیری دادامن منتشر شد :
تجدد ارگان جنبش دادائيستی ايران ...
در اين شماره می خوانيد:...
۱ . سرزمین من کلاس آدم سوزی است...
۲ .آرش را آزاد کنيد(مریم هوله ) ...
۳ . اپوزيسيون ايران و سير صعود و نزولش ...
۴ . بيانيه ی جنبش دادائيستی ايران در باب رفراندوم (ائتلاف سوخته ُ برای خواستگاه حداقلی )...
۵ و. شعر ماه : تخمی ترين ايماژ
۶ . اخلاق از ديدگاه روسو و ولتر
۷ . بدبخت ملتی که قهرمان ندارد
و ....
تجدد ابتدای هر ماه منتشر می شود
این نشریه را می توانید در سایتهای زیر مطالعه فرمایید :
www.tajadod.5u.com
www.dada.co.sr
www.dadaman.5u.com


شبح 13:48 @ Mon, 7 Feb 05

اقبال عزيز!(22)
استفاده از واژه‌ی "مردم" در بسياری از موارد گم‌راه کننده است. وقتی تو می‌گویی:"انقلاب مردم به لغو سرمايه داری منجر ميشود و به داستان طبقات ( يکی برده يکی برده دار) خاتمه داده ميشود." بايد پرسيد کدام "مردم"؟ اگر بحث را طبقاتی کنی آن‌وقت خواهی ديد فقط طبقه‌ی کارگر می‌تواند دنبال لغو سرمايه‌داری باشد و برای آن دو پيش شرط وجود دارد اول اين که خود اين طبقه بتواند به اين باور برسد که توان به دست‌گيری قدرت سياسی و اقدام برای امحای جامعه‌ی طبقاتی را دارد و دوم اين که ساير اقشار جامعه نيز اين هژمونی را بپذيرند تا تبديل به خواست اکثريت شود.
بگذار برای‌ات مثالی بزنم. در دوم خرداد خاتمی توانست به نماينده‌گی از بخشی از بورژوازی ايران اين هژمونی را در اقشار مختلف ايجاد کند. بخش وسيعی از بورژوازی ايران و اقشار ميانی و طبقه‌ی کارگر اين هژمونی را پذيرفتند و برای رسيدن به بخشی از خواسته‌های‌شان پشت سر او قرار گرفتن که در عمل تمام اين اقشار به اين نتيجه رسيدن که حرف‌های خاتمی يا از اساس دروغ بوده است يا اين قشر از سرمايه‌داران که خاتمی نماينده‌گی‌اش می‌کرد توان حل مسايل ساير طبقات را ندارد به همين دليل اکنون خاتمی و جريان‌اش فقط شامل بخش کوچکی از بورژوازی و خرده‌بورژوازی می‌شود.


Rosva 12:15 @ Mon, 7 Feb 05

شبح عزيز
تحليل جامعی از وضع امروز اپوزيسيون ايران نوشتيد که مرا هم ترغيب کرد با اينکه معمولاْ در اينگونه موارد زبان بکام ميگيرم دو کلامی بپرانم.
پيروزی مردم ايران در تغيير رژيم فعلی لزوماْ احتیاج به ترکيب حداقل ۲ تا از ۳ عامل زير خواهد داشت:
۱.هرج و مرج داخلی که از دوردست ترين نقاط کشور اغاز شده و بسوی مرکز پيشرفت کند.
۲.پديدار شدن رهبری کاريسماتيک مانند خمينی که توده های مردم را جذب کرده و بدنبال خود بسوی هدفی (هرچه باشد) حرکتشان دهد.
۳.دخالت سياستهای جهانی و در راس انها سياست امريکا در تغيير رژيم ( که بسياری از ايرانيان برون مرزی هنوز باور دارند عامل سقوط رژيم شاه در ماجراهای ۱۳۵۷ بودند)
تا زمانی که عوامل مستعد سازنده ی تغيير در محيط پديدار نشده باشند اينده مردم ايران تحول چشمگيری در پی نخواهد داشت.


شبح 12:13 @ Mon, 7 Feb 05

علی‌رضای عزيز!(25)
موضوع شما در شورای دبيران پن‌لاگ درحال بررسی است. لطفا با ايميل اطلاعات بيشتری در اختيار شورا قرار بده تا بتونيم سريعا در اين خصوص واکنش نشون بديم.


Mehrdad 11:06 @ Mon, 7 Feb 05

شايد اگر به دنبال مضرب مشترک باشيم و نه مخرج مشترک بتوانيم به اتحاد برسيم. اين مضرب مشترک بر خلاف شعار «همه با هم» که فقط بر اساس آنچه نمی‌خواهيم تعريف شده بود بايد حداقل اصول بديهی که برای ايجاد جامعه‌ی آزاد و برابر لازم است را نيز در بر داشته باشد.
آين حرکت «فراخوان رفراندم» موقعيت خوبی بود چون اين مضرب مشترک را تعريف کرده بود (اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر) و می‌توانست مبنای اتحادی فراگير شود.
شايد به قولی اين حرفها ساده‌انگارانه باشد ولی بعضی اوقات مسائلی که پيچيده و حل نشدنی به نظر می‌آيند جوابهای ساده‌ای دارند.


rouzbeh 10:00 @ Mon, 7 Feb 05

فدای تو بشم من ايرانه اينجا ملتی ترسو بزدل خود خواه خود برتربين و تا دلت بخواد پر دبدبه و کبکبه نمونه بارزش خود من


Farid 9:39 @ Mon, 7 Feb 05


جواد علی نماد شخصیت سازی حزب کمونیست کارگری ( جوادعلیسم )

شعار پاک نشدنی و ضربه کاري به سپاهپاسداران!

« .... برويد از برادران سپاه و اطلاعات بپرسيد که در گوشه گوشه ايران هر روز مشغول پاک کردن شعار "زنده باد على جوادى" و "زنده باد حزب کمونيست کارگرى" هستند! ....»
(نه. کسی قصد مسخره کردن حزب را ندارد. نقل است از سایت رسمی حزب کمونیست کارگری
در پاسخ به مدعی و ذکر اهمیت شاباجی خانم حزب)

از مدت ها قبل بین برادران سپاه و اطلاعات نق و نوق هائی مبنی بر افزایش وظایف محوله و مأموریت های دور از مرکز و اعزام آحاد این نهادها به « گوشه گوشه ایران» به گوش میرسید. سرانجام هفته گذشته برادران با یک اعتصاب سراسری اعلام کردند که خسته شدند از بس هر روز شعار علی جوادی پاک کرده اند!
برادارن راجع به سختی و صعوبت این کار به علت کثیفی فوق العاده این شعار و شعار موازی اش، تقاضای اضافه حقوق کرده و از همینجاست که حزب کمونیست کارگری تشکیلات سپاه و اطلاعات را با مشکل مالی روبرو ساخته است. این در شرایطی است که حزب مربوطه با اینکه نه از اسرائیل و نه از هیچ سازمان دست راستی دیگری پول نمیگیرد، میتواند با برنامه تلویزیونی لس آنجلس اش دوش به دوش هخا و فولادوند و خانم هاله و حجی جون، علی جوادی اش را لانسه کند و برادران سپاه و اطلاعات را در گوشه گوشه ایران به زحمت بیندازد!
به نقل از هادی خرسندی


تورك خاتون 8:45 @ Mon, 7 Feb 05

ياخين ارتورك- بانوى ترك: گزارشگر ارشد كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور مربوط به جلوگيري از "خشونت عليه زنان"

ياخين ارتورك: بهتر است راه هاي ديگري براي اعدام پيدا كنيد و تا آن زمان مدارك و ادله زندانيان محكوم به مرگ را با دقت بيشتري مورد بازنگري قرار دهيد. كنوانسيون رفع تبعيض عليه ‌زنان را تصويب كنيد!
--------------------------------
يك ترك هفتمين زن موفق در اقتصاد اروپاּ فايننشال تايمز مجموعاً ۲۵ زن را به عنوان زنان موفق اقتصاد اروپا معرفى كرده كه نفر اول آنها يكى از مديران شركت فنلاندى نوكياست. نفر دوم هم يك زن اسپانيايى است. نفر سوم يك انگليسى است. نفرات چهارم و پنجم هم از انگلستان و سوئد هستند. نفر ششم يك زن انگليسى استּ

گولر سابانچى : وى ۴۹ سال دارد و وارث يكى از قدرتمندترين مردان اقتصاد و صنايع تركيه است. اكنون با رياست بر كل امپراتورى خانواده حدود ۶۰ شركت را تحت كنترل خود دارد. اين شركت ها از خودرو گرفته تا مواد غذايى توليد مى كنند و مجموعاً بيش از ۳۰ هزار نفر در آنها مشغول به كارند.


آرش سرخ 4:28 @ Mon, 7 Feb 05

راستی یک سوال هم از جناب لندنی!
من تابحال فکر می کردم ایشان اشتباهی می نویسد حکگ! اما امروز خواستم ازشان بپرسم این حکگ چیست؟ نکند اسم حزب دیگری است که ما نمی شناسیم!؟
حزب کمونیست کارگری می شود حکک!
دیگر حکگ چیست! خوش حال می شویم بدانیم!
البته یک اخطار بدهم که ایشان اصولا انگلیسی است و فارسی اش خیلی خوب نیست و دیگر شما به خوبی خودتان ببخشید!این اشتباه هم حتما از همان جا می آید!
البته این فارسی بلد نبودن بد دردی است! مثلا باعث می شود آدم از کتاب مزخرفی به نام "بامداد خمار" که همه ی دوستان می دانند نماینده مبتذل ترین و چیپ ترین نوع ممکن داستان نویسی در جهان! است تعریف کند.


آرش سرخ 4:24 @ Mon, 7 Feb 05

شبح جان!
مگر برای دفاع از همان کارگران سقز در پنج قاره ی جهان, خارجی ها حتی, تظاهرات نکردند؟
بله! علاقه مندی به مسائل ایران در بین همه ِی دنیا هست.
جمهوری اسلامی دارد می رود و مگر کور بود که این رفتن را ندید!
خواسته های مردم هم از هر موقعی در تاریخ یکی دو قرن اخیر, انقلابی تر و پیش رو تر است, و حزبی هم وجود دارد که به نظر من می شود حول پرچمش متشکل شد.
و نمی دانم چرا خود تو نشدی؟
باید دید این حزب می تواند دست از تیشه به ریشه ی خود زدن بردارد و در شرایط داخل ایران تاثیر بگذارد؟
این گروه فشار که دارد می رود حزب سیاسی بشود, آیا می تواند این راه را به سلامت طی کند؟
یک جواب آری به این سوال,فردای به تر و دنیای به تر برای همه مان و میلیون ها انسان دیگر است.
یک جواب آری به این سوال, جهان مان را دوباره دو قطبی می کند! (البته به این امید که این دفعه این قطب مثل آن یکی از آب در نیاید!)


آرش سرخ 4:24 @ Mon, 7 Feb 05

شبح جان!
مگر برای دفاع از همان کارگران سقز در پنج قاره ی جهان, خارجی ها حتی, تظاهرات نکردند؟
بله! علاقه مندی به مسائل ایران در بین همه ِی دنیا هست.
جمهوری اسلامی دارد می رود و مگر کور بود که این رفتن را ندید!
خواسته های مردم هم از هر موقعی در تاریخ یکی دو قرن اخیر, انقلابی تر و پیش رو تر است, و حزبی هم وجود دارد که به نظر من می شود حول پرچمش متشکل شد.
و نمی دانم چرا خود تو نشدی؟
باید دید این حزب می تواند دست از تیشه به ریشه ی خود زدن بردارد و در شرایط داخل ایران تاثیر بگذارد؟
این گروه فشار که دارد می رود حزب سیاسی بشود, آیا می تواند این راه را به سلامت طی کند؟
یک جواب آری به این سوال,فردای به تر و دنیای به تر برای همه مان و میلیون ها انسان دیگر است.
یک جواب آری به این سوال, جهان مان را دوباره دو قطبی می کند! (البته به این امید که این دفعه این قطب مثل آن یکی از آب در نیاید!)


nana 3:29 @ Mon, 7 Feb 05

بچه ها گوش کنيد

راستش رو بخواهید اگه بخوام باهاتون بی رودربايستی باشم
من اصلا و ابدا حوصله حرفهای اقبال را ندارم و تصميم گرفتم ديگر باهاش بحث نکنم !!!!!!
ظاهرا به جای جواب به من ميره لای انجيلش رو باز ميکنه و يه سری شعار مياره ميريزه رو دايره .
من توقع جواب منطقی از او ندارم ولی توقع اين که يه کم فکر کنه به حرفام دارم !!!!!

به همين دليل ميخوام اينجا اعلام کنم از آن جائی که من به نظر خودم از واقعيات همين الان جامعه ايران حرف ميزنم فکر ميکنم اگر بين شما ادمهائی هستيد که مايل به ارائه راه فوری و فوتی برای تبليغ بين مردم و تشکل جنرال برای دموکراسی واقعی باشيم
بيان وسط گود تا بحث کنيم
و اگر هم ترجيح ميدهيد که سکوت کنيد تا ببينيد چی ميشه من فقط خبر ها را براتون مينويسم و با کسی بحثی نميکنم .
هميشه ميگن جنگ اول به از صلح آخر
تموم شد و رفت . نانا


Manochehr Zhandifar 3:13 @ Mon, 7 Feb 05

راستگوی ۲۱ عزيز.
شما در خطاب به اقبال عزیز نوشتی:
"دوست عزيز فرموديد منصور حکمت به شما توصيه کرده که: کادرهای انقلابی حزب قرار نيست فردا بليط بگيرند و بر مسند اموری بنشينند. تمام قدرت بايد در دست شوراهای مردم باشد.

آيا اين فرمايش های شما در تناقض با سخنرانی «رهبر حزب کمونيست کارگری» (منصور حکمت) خطاب به «پلنوم وسيع کميته مرکزی» در انترناسيونال 29 (مه 1999) درج گرديد- نمی باشد؟ محتوای اين سخنرانی با اعتراض تعدادی از رهبران و کادرهای حزب روبرو گشته و نهايتاً منجر به ترک آنها از «حزب» گشت. در اين سخنرانی «رهبر حزب»، «مسير بيست ساله» سازمان خود را از يک «گروه فشار» به يک «حزب سياسی» مدرن تمام عيار توضيح می دهد."
خوب عزیز جان شما متوجه بحث حزب و جامعه نشده ای(با پوزش).حزب و جامعه که منصور حکمت مطرح کرد را ما الان داریم پراتیک میکنیم و دستاوردهایش را هم میبینیم.این بحث را شما در سنندج و تهران وتبریز و اهواز و ...میتوانی ببینی٫جاهایی کمتر و جاهایی بیشتر.اینکه عده ای از ک.م. مخالف این بحث بودند درست است و حقشان بود ولی نکته ای را باید متذکر شوم و آنهم اینست که این حزب یک حزب اجتماعی است و تحولات بیرون هم در این حزب خود را نشان میدهد.آن رفقایی که رفتند نتنها این بحث منصور را نگرفتند بلکه افق این بحث را هم نداشتند من آنها را نمایندگان تفکر مشخصی در جامعه میدانم که البته در اعتراض خود هم جدی نبودند و الان پاسیو شده اند( که من از این امر واقعن متاسفم) چون اگر واقعن جدی میبودند الان مشغول فعالیت در حول تفکر خود میبودند(که نیستند)آن دوستان نمایندگان همان تفکر چپ سنتی و رابطه های مریخی با طبقه کارگر و مردم بودند. بحث منصور حکمت اساسا یک بحث اجتماعی در مورد یک طبقه اجتماعی بود.طبقه ای که زمینی است ٫ زمینی زندگی میکند و زمینی دست به مبارزه میزند٫این طبقه رهبران واقعی خود را دارد رهبرانی که در حیاط کارخانه میروند روی چارپایه و سخنرانی میکنند٫بسیج میکنند و به موقعش سوت قیام را میزنند.با این طبقه یواشکی حرف زدن و سر چهار راه قرار گذاشتن و یواشکی اعلامیه و نشریه ردو بدل کردن تنها یک شوخی روشنفکریه.شوخی بیمزه ای که ضرباتش را هم به همین کارگران زده.ولی امروز در روز روشن این آدمهای زمینی روز روشن میروند اتوبوس میگیرند و در روز اول ماه مه جشن میگیرند و سخنرانی میکنند(تهران و سنندج و کرج را میگویم)این یکی از پایه های بحث کمونیسم کارگری است.
اما در مورد این ۵ درصدها که حی اینجا و آنجا به طرف ما پرت میشود: دوست عزیز در هر جمعی ٫کارخانه ای٫دانشگاهی...عده ای انسانهای پیشرو وجود دارند که میتوانند(یعنی این قابلیت را دارند) که انسانها را متشکل کنند٫جمع کنند و راه نشان دهند.این امر طبیعی را شما در هر حرکت اعتراضی میتوانی ببینی.بطور مثال در یک کارخانه بزرگی مثل ایران خودرو کافیست چند(لطفن سر تعدادش با من بحث نکن) کارگر پیشرو جلو بیافتند تا حرکتی بزرگ براه افتد(این حرکت میتواند سر حقوقهای عقب افتاده تا سرویس کارخانه و امثالهم باشد).تمام منظور حکمت هم همین آدمهای پیشرو در جامعه هست که امکان وتوانایی بسیج و سازماندهی توده ها را دارند.زمانی لنین هم میگفت به من ۱۰۰ هزار کارگر پیشرو بدهید تا انقلاب سوسیالیستی را سازماندهی کنم. این عین حرف حکمت است.اگر در ایران ۱۰۰ کارخانه موثر و کلیدی(مثل صنایع نفت ٫ذوب آهن و پتروشیمی... ) داشته باشیم و در هرکدام چند کارگر پیشرو و موثر و سازمانده خودت میتوانی حساب کنی که میشود چه کارها کرد.مگر نه اینست که کمر حکومت شاه را نفتگران شکستند؟فکر میکنی چند کارگر پیشرو در آن صنایع بودند؟ ۱ میلیون؟ نه عزیز جان اینطور نیست٫ بلکه تعداد معدودی کارگر پیشرو جلو افتادند و آن کردند که تاریخ آنرا دید و نوشت.امروز انقلاب ۵۷ با اعتصاب کارگران صنعت نفت با هم عجین شده و همه بلافاصله بعد از شنیدن انقلاب بهمن یاد این کارگران عزیز و حرکت تاریخشان میافتند.


alireza 2:36 @ Mon, 7 Feb 05

دوست و همکار گرامي سلام٬ من عليرضا طاهرپور ساکن سوئد٬ وبلاگ نويس و مدير سايت www.uresh4azadi.tk و يکي از اعضاي کانون ميباشم. متاسفانه طي توافقي بين دولت سوئد و ايران٬ توسط پليس سوئد دستگير شده و قرار است که به ايران تحويل داده شوم. شما ميتوانيد ضمن بازديد سايتwww.peykeiran.com تاريخ ۵ فوريه صحت مطالب مرا مطمئن شويد. از شما دوستان ضمن پوشش اين خبر ٬ تقاضاي کمک دارم. سر بلند باشيد


هاله 2:25 @ Mon, 7 Feb 05

سلام شبح جان و دقیقا" همین است که گفتی (در مورد اپوزیسیون). واقعا" الان در حال حاضر که حکومت در حال دست و پا زدنهای مذبوحانه است باید وضع ما این باشه که چشم به اینکه استراتژی آمریکا از کدام سو خواهد رفت بدوزیم؟


eqball 1:51 @ Mon, 7 Feb 05

راستگوی عزيز ۲۱: اين تناقض است؟ شما از اينکه ح.ک.ک. خواهان کسب قدرت سياسی است اين را فهميده ايد که يعنی کادرهای اين حزب فردا پستهای اداره جامعه را قبضه ميکنند؟ نه عزيزم شما ح.ک.ک. را با سازمان مجاهدين و نيروهای ريز و درشت مشروطه خواه و سلطنتی و با حزب دموکرات کردستان و با تمام مدافعان حمله آمريکا و دولتهای نوع افغانستان و عراق امروز اشتباه گرفته ايد.
منظور ما از کسب قدرت سياسی يعنی اعلام جمهوری سوسياليستی و دخالت دادن اکثريت مطلق جامعه در تعيين سرنوشت خودشان از طريق شوراها هستيم و بوديم. نقش حزب چيه؟ اگر تجربه انقلاب شکست خورده ۵۷ را در نظر بگيری حضور و دخالت طبقه کارگر در سرنگونی رژیم بخودی خود متضمن هیچی نیست و منجر به تحقق هيچ عدالت و رفاهی نميشود. حزب کمونيستی کارگری چيزی نيست مگر بخش متشکل و سرخط طبقه کارگر کمونیست که تا تحقق خوشبختی و رفاه و آزادی برای همه در مقابل هيچ نيرویی و به هيچ بهانه ای - با پشتيبانی شوراها- کوتاه نميايد. اميدوارم اين اشاره روشن باشد.


eqball 1:38 @ Mon, 7 Feb 05

شبح عزيز شما در نتيجه گيری به " نبودن اراده وحدت بخش در بين اپوزيسيون" و " نمايندگان هيچ طبقه ای" اشاره ميکنيد. بنظر اين خواست اتحاد اپوزيسيون حول محور براندازی جمهوری اسلامی يک خواست عمومی مردم ایران باشد. مردم چنان از سايه سياه اين سرمايه داران اسلامی به تنگ آمده اند که به چنين نتيجه ای رسيده اند. اما تکرار اين خواست از سوی شما بعنوان کسيکه انقلاب ۵۷ را تجربه کرده و اوضاع را بلد هست فقط عجيب نيست بيمورد هم است. اتحاد اپوزيسيون؟ چرا؟ برای سرنگونی؟ شما خودتان مرتبا نوشته ايد که سرنگونی کار احزاب نيست کار مردم است اما گويا وقت ميوه چيدن مردم ديگر بايد بشينند خونه و کار را به کاردان ( نمايندگان همه طبقات) بسپارند. اگر انقلاب کار مردم به رهبری يک حزب انقلابی است چرا پس از پيروزی "نمايندگان طبقات" و نه شوراهای مردمی- که در آن هر حزب سياسی بنا به اينکه چقدر ميتواند مردم را نمايندگی کند شرکت دارد- حکومت جديد را شکل دهند؟
شبح گرامی اين تز " نمايندگان طبقات" از کجا آمد؟ انقلاب مردم به لغو سرمايه داری منجر ميشود و به داستان طبقات ( يکی برده يکی برده دار) خاتمه داده ميشود. اما روشن است که اقشار اجتماعی و احزاب سياسی در شوراها حضور دارند و قرار نيست حکومتی متشکل از نمايندگان طبقات( = پارلمان) داشت و انتظار داشت چنين حکومتی چيزی بهتری نميگويم از ج.ا. بلکه حکومتهای ترکيه و ايتاليا و آمريکا باشد.
بنظرم فقط سرنگونی ج.ا. را منافع مشترک مردم و طبقات و احزاب دانستن تکرار ۵۷ است. من با کسی متحد ميشوم و فکر ميکنم مردم نيز که با صدای بلند آزادی و برابی برای همه را فرياد بزنند و نه با مجاهد و سلطنتی و دوم خردادی و ...


راستگو 1:37 @ Mon, 7 Feb 05

اقبال ۱۷

دوست عزيز فرموديد منصور حکمت به شما توصيه کرده که: کادرهای انقلابی حزب قرار نيست فردا بليط بگيرند و بر مسند اموری بنشينند. تمام قدرت بايد در دست شوراهای مردم باشد.

آيا اين فرمايش های شما در تناقض با سخنرانی «رهبر حزب کمونيست کارگری» (منصور حکمت) خطاب به «پلنوم وسيع کميته مرکزی» در انترناسيونال 29 (مه 1999) درج گرديد- نمی باشد؟ محتوای اين سخنرانی با اعتراض تعدادی از رهبران و کادرهای حزب روبرو گشته و نهايتاً منجر به ترک آنها از «حزب» گشت. در اين سخنرانی «رهبر حزب»، «مسير بيست ساله» سازمان خود را از يک «گروه فشار» به يک «حزب سياسی» مدرن تمام عيار توضيح می دهد.

او معتقد بود که برخلاف ساير جريان ها که به «فرقه ی شبه- مذهبی حاشيه ای» حزب ايشان آماده تغيير شکل و پذيرش «کسب قدرت سياسی» است.

ايشان همچنين معتقدند که در وضعيت کنونی امکان «کسب قدرت سياسی» وجود داشته به شرط اينکه «5 در صد مردم ايران فعالانه از حزب کمونيست کارگری دفاع کنند و آن را حزب خودشان بدانند تا تمام منطقه» توسط حزب ايشان تسخير گردد! و از آنجايی که «مبارزه برای قدرت سياسی يک مبارزه علنی است» و يا «فعاليت سياسی بايد در بعد علنی، وسيعی و جلوی چشم مردم صورت بگيرد»، ظاهراً آن «5 درصد از مردم ايران» بايد رهبران خود را بشناسند. اين رهبران نبايد مانند ساير گروه ها در «سوراخ» باقی بمانند. به اعتقاد ايشان اعضای حزب «نمی توانند بدون اسم و رسم و هويت و چهره سياسی اين کار را بکنند» و بايد «شخصيت» و «چهره واقعی» و «رهبران و فعالين شناخته شده» داشته باشد. زيرا که اين «روش معمول و واقعی زندگی احزاب سياسی ای است که می خواهند قدرتمند شوند»! البته اين روش از کار نيز، به زعم ايشان، در تداوم راه بلشويزم بوده، زيرا که حزب شان «يکی از معدود سازمان های کمونيستی بعد از بلشويک ها» هست که «می خواهد روی راديکاليسم و ماکزيماليسمش توده ای بشود»!

لطفا این تناقض آشکار در ادعای شما و سخنرانی منصور حمکت را مفصلا توضیح فرمائید.

با تشکر فراوان از بحث مبسوطی که ارائه خواهید داد.


زیتون 1:30 @ Mon, 7 Feb 05

در کامنت قبلی يه دونه باهام اضافه نوشتم... اديت نکردن نوشته‌ها ازين مشکلا هم داره:)


زيتون 1:17 @ Mon, 7 Feb 05

نمی‌دونم يادته شبح جان يا نه که دو سال پيش نوشتم که ايرانيای داخل کشور انسجام نداره و هيچ حزب سياسی نتونسته اعتماد مردم رو جلب کنه که نادر بکتاش جوابم رو داد؟؟
مردم ايران بايد به خودباوری برسن و دنبال قهرمان وبت نباشن...
در مورد اينکه از کشورای ديگه تو وبلاگامون. يه بار اينو در جواب شوخی که شراگيم باهام تو وبلاگش باهام کرده بود که از مريخ هم ميان به وبلاگم برای شراگيم فرستادم:
http://www.nedstatbasic.net/s?tab=1&link=3&id=1874311&cou=all

تا دلش بسوزه..
البته بعضی‌هاشون به خاطر سرچ کردن کلمه‌ای ميان.. ولی اينکه خارج کشوری‌ها خيلی علاقه‌مند به مسائل ايران هستن و خواهان هر چه زودتر آزاد شدنش قبول دارم:)


راستگو 1:17 @ Mon, 7 Feb 05

مهران ۱۴
دوست گرامی نوشتيد: حزب ما از نزديک يا آنها راهنمايی می کند يا ابعاد ديگری به همه اين ها (اعتصابات کارگری) می دهد.

لطفا ممکن است بفرمائيد چند اعتصاب و اعتراضات توده ای را در چند سال گذشته حزب شما رهبری و یا رهنمایی کرده است؟ تبلیغ و اعلاميه صادر کردن در رادیو تلویریون های متعددتان در دفاع آنها منظورم نيست.

با تشکر از اطلاعاتی که خواهيد داد.


eqball 1:13 @ Mon, 7 Feb 05

مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برای تحقق سوسياليسم در ايران دو حوزه ای است. منصور حکمت در توضيح دو حوزه ای بودن مبارزات مردم به حوزه داخل و خارج اشاره کرده و نشان ميدهد که چگونه اين دو حوزه کاملا منطبق بر هم و مکمل هم عمل ميکنند. نکته ای که شبح در گستردگی ايرانيان خارج کشور اشاره کرده بار ديگر اين نقطه قوت انقلاب را نشان ميدهد که اين نيروی عظيم ميتواند در بسيج افکار عمومی جوامعی که در آن زندگی ميکنند برای حمايت از مبارزات مردم و عليه جمهوری اسلامی نقش بازی کند و هم اينکه در فردای سرنگونی ج.ا. و استقرار سوسياليسم مانع سرکوب انقلاب توسط دولتهای سرمايه داری از راه شکل دهی به افکار عمومی مردم آن جوامع و به دخالت کشاندنشان بنفع دستاوردهای تازه مردم باشند. به اين معنا کادرهای انقلابی حزب قرار نيست فردا بليط بگيرند و بر مسند اموری بنشينند. تمام قدرت بايد در دست شوراهای مردم باشد. وظيفه ما همانا جلب حمايت عملی جامعه کشورهای جهان از انقلاب مردم و از دولت سوسياليستی خواهد بود.


nasrin 0:51 @ Mon, 7 Feb 05

نگين جان (۱)
رسيدگی به تقاضا های عضويت مراحلی داره که بايد طی بشن و با توجه به نوپا بودن کانون در حال حاضر اين مراحل کمی طول ميکشن ٫ به هر حال به زودی ايميلی از طرف کانون دريافت خواهی کرد .


کنجکاو 23:02 @ Sun, 6 Feb 05

شبح جان!

من هم گويا هم زمان با تو و اما در پاسخ به اِرنی گرامی در شماره 122 نوشته ام و کم و بيش در همين راستا می توان خواندش که در بخش پيشين گذاشتم. پس از بازنويسی اش در اين جا می گذرم.


Mehran Mahbobi 23:00 @ Sun, 6 Feb 05

aMir.yعزيز شما درباره اينکه کمونيست ها نشتند تا در ايران انقلاب کارگری شود بعد دست بکاری بزنند گفتيد من که از حزب کمونيست کارگری ايران هستم اکيدا اين نظر ما نيست. نظر و نتبجتا عمل و نتايج فعاليت اين سالهای اخير ما چيز ديگری را نشان می دهد. ما اکيدا موافق انقلاب هستيم و انقلاب را قبل از بدنيا آمدن نمی شود نام گذاری کرد ولی هر نيرويی که بيشتر در آن سهيم باشد خوب از آن تاثير می گيرد. حزب ما انقلاب را نه فقط تبليغ و ترويج می کند بلکه در ساختن آن هم هستيم. راه دور برای شما نروم به اعتصاب کارگران نساجی سنندج رجوع اتان می دهم که تا همين الان حمايت سراسری کارگران از آن ادامه دارد و در اين حزب ما و تلويزيون ما مشخصا کانالی بود که اين نوع مبارازات سراسری و همه گير می شود که به نظر ما همه اين اعتصابات و تظاهرات و جمع های مردمی که در ايران صورت می گيرد و حزب ما از نزديک يا آنها راهنمايی می کند يا ابعاد ديگری به همه اين ها می دهد چيزی جز از قطره قطره جمع شدن سيلاب انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی نيست. مردم قرار نيست در باب خواسته هايشان با کسی سازش کنند و بقول کسی اتحاد کنند. مردم اتفاقا بقول خود شما باید هر چه بیشتر خواسته هایشان بگوش همه جامعه برسد و نیرو های سیاسی اگر ریگی در پا ندارند این ها را سرلوحه پلاتفرم سیاسی خود کنند. ما حزب ما این کار را کرده که هیچ بلکه خود این خواسته ها را برایش سازماندهگی توده ای می کند- نمونه اش فستیوال آدم برفی در بیش از ده شهر در کردستان بوده است. این فسیوال می رود که در سال آینده به بیش از این ها در همه شهر های ایران کسترش یابد. هر اعتصابی هر صدای اعتراضی از سوی مردم را اکو می کنیم و برایش سازماندگی خودش را می کنیم.
در ضمن من با شما از بقیه بیشتر نزدیگی دارم که اقلا این را دیده اید که درد اتحاد نیروهای سیاسی بر خواست هایی که اصلا پایگاه توده ای ندارد باشد بلکه اتحاد نیرو های سیاسی با خواست های مردم است که اصلا حرفی از آن زده نمی شود و بیشتر رو دارند به قدرت از بالا در دانال های قدرت خارج از دسترسی مردم. این اشکال است با شما در باره هم دقیقا موافقم .


يونس شاملی 22:45 @ Sun, 6 Feb 05

ايران به کجا ميرود؟

جنبش برابری طلبی ملی، در ايران کثيرالملله نيز جنبشی در حال رشد و گسترش است. اين جنبش حتی در مرحله تکوينی اش نيز تاثير خود را عليه تنگ نظری های موجود و برای گشايش بيشتر در عرصه های سياسی و فرهنگی ايران از خود بر جای گذاشته است. جنبش برابر طلبی ملی که خود را در اندام يک جنبش ملی-دمکراتيک به نمايش می گذارد خود يکی از پايه ايی ترين بنيادهای دمکراسی حقيقی است. جنبش ملی- دمکراتيک آذربايجان، و ديگر جنبشهای ملی-دمکراتيک در ايران با گسترش خود زمينه های تکثرقدرت سياسی را که همانا برهم زدن نظم متمرکز سياسی در ايران و ايجاد زمينه برای تدارک نظم غيرمتمرکز سياسی در اين کشور است، بزرگترين گام برای حرکت بسوی دمکراسی در صد سال اخير ايران است.

رويدادهای در حال جريان افغانستان در حوزه های مطرح شدهء فوق و حرکت بسوی يک سيستم فدراليستی در عراق برای اعاده حقوق برابر ملی تاثير به مناسبات داخلی در ايران را اجتناب ناپذير ميسازد.

از سوی ديگر نزديکی ترکيه برای پيوستن به اتحاديه اورپا با گزارش مثبت کمسيون اتحاديه اورپا برای پذيرش اين کشور به عنوان کانديد عضويت در آن اتحاديه، نه تنها رژيم سياسی ايران را زير فشار قرار داد، بلکه واکنش هستريک دولتمردان ايران را نيز به همراه داشت. اين نزديکی ترکيه به اتحاديه اورپا نه تنها جاری شدن حقوق مدنی و برابر شهروندی و ملی در ترکيه را سبب خواهد شد، در عين حال ايران را به مثابه يکی از همسايگان اتحاد اورپا زير آگرانديسمان خواهد برد و موجوديت جمهوری اسلامی را بيش از پيش به زير علامت سوآل خواهد کشيد.

از سوی ديگر امروزه پارهء ديگرِ تمامی ملل ساکن ايران در آنسوی مرزهای خود صاحب دولتهای سياسی خود شده اند. آذربايجانيها در جمهوری آذربايجان، کردها در عراق (دولت ايالتی)، بلوچها در پاکستان (دولت ايالتی)، عربها در آنسوی مرزهای خود صاحب دولتهای متعددی هستند. بنابراين ديگر تلاش مذبوهانه دولتمردان حاکم برای اينکه نشان دهند فارسها به خاطر اينکه صاحب دولت در ايران هستند، تنها ملت موجود در اين کشور بشمار رفته و ديگر ملل چيزی فراتر از اقوام؟! و زبان آنها چيزی فراتر از زبانهای محلی؟! که صاحب دولت نيستند، چيزی بيش از آب در هاون کوبيدن نيست. چرا که تمامی ملل ساکن در ايران در کنار مرزهای ايران و در همسايگی مان صاحب دولتهای خود هستند. اينک اين واقعيت انکار ناپذير ايران را در فراروی يک دگرگوني اساسی قرار داده است.


صادق 22:25 @ Sun, 6 Feb 05

همه بد و خوب را تشخیص می دهند اما هیچکس مرد عمل نیست، و این است تصویر ایرانی امروز...


nana 22:02 @ Sun, 6 Feb 05

حسن آقای عزيز

نه اينطور نيست مردم اميد لازم داشتند که برايشان رسيد .
حال وظيفه مبارزين است که شعار (ما دموکراسی واقعی میخواهیم )را بينشان پخش کنند .
مگر خاطرت نیست خمینی دجال فرمان شعار ما حکومت اسلامی میخواهیم را بینشان پخش کرد و چون بی تجربه بودند قبولش کردن ولی اکنون فرق دارد
ما دموکراسی واقعی میخواهیم .
حتی اگر طوطی وار زمزمه اش کنند باید در نا آگاهی آنان برای منافع اینده انان کمکشان کرد .
این نکته کلیدی است
این بار شعار ( مردم بر مردم ) باید ملکه ذهن
آنان شود و بس . نانا


nana 21:33 @ Sun, 6 Feb 05

امير گرامی ۷

سخنانت بسيار مقبول است .
تنها ميخواهم نکته ای را برايت بنويسم
آری بايد فاکتور ديگری را وارد معادلاتتان
کنيد و من برات ميگم چيست ؟

اپوزیسیون خارج از کشور را فراموش کن
اینان تا زمانی که رژیم سرنگون بشه هم
نخواهند گرفت که چه داره اتفاق میفته !!!!
من نميدانم تو کجا زندگی ميکنی ايرانی يا خارج ولی بهر حال فرقی نميکند اين فاکتور اين است که بايد تک تک ايرانیان آگاه و آزادی خواه داخل ایران از همين لحظه با يکديگر و هرچه بيشتر ايرانی در کنارش
حرف بزند و روشنگری کند
بايد صدای خود را به مردم در مابين و بين اين دندان نشان دادن امريکا و ادمخوران به
يکديگر- و شعار دموکراسی ميخواهيم نه پاپت را به گوش مردم داخل ايران برسانيد
مطلبی در وبلاگم نوشته ام از روانشناسی امريکائی ها که برای تحليل بد نيست بدانيدش .
و برای آگاهان از هر چيز حياتی تر است که به جوانان تکیه کرده و این شعار را بین آنان
جا بیندازید
تا پس از رفتن اینان همین جوانان کافیست که شعار ما دموکراسی واقعی میخواهیم نه پاپت را سر دهند که هر قلدری بفهمد که مجبور است با ایرانی که دموکراسی واقعی میخواهد طرف باشد.
ولی اینجا هم باید برایت نکته ای را روشن کنم
ببین خودتو بذار جای امریکا و دو دو تا چهار تا کن تا ببینی اون چرا داره این کارها را میکنه ؟
من کردم و جالبه براتون بنویسم

این من قلدر که دارم نفت را از کشور این دیکتاتورها میخرم و بابتش پول میدم و با این دست نشاندگان طعن و لعن جهان و عدم امنیت شهر وندانم را میخرم
مگه خرم !!!!!! خوب دموکراسی به وجود میاورم پول را میدهم به مردم و تازه با این کار ناجی یه سری ملت هم میشم و گردنم را هم کلفت میکنم و حرفهای قلنبه سلنبه ناپلئونی میزنم و ملتم را هم از زیر ضربه نفرت باقی جهان در میاورم
ا..ا..ا... عجب خری بودم ها ولی حالا روشم را عوض میکنم پول نفت را میدم مردم بخورن و بعد همه شون رو با بازاری که
دارم خدمت میکنم !!!!!!
خوب آیا با این استدلال شما فکر میکنید امریکا براش فرقی میکنه دموکراسی تو ایران بیاد ؟
من به روشنی میبینم که دموکراسی واقعی از کشور ما شروع خواهد شد و زندگیم را روی آن شرط میبندم . نانا


امشاسپندان 21:30 @ Sun, 6 Feb 05

شبح عزیز خیلی وقت است که از انچه که اپوزسیون می نامیمش نا امید نا امیدم. و متاسفانه روز بروز برایم بیشتر مسجل می شود که ایرانیان دور از ایران ابدا تحلیل درستی از اوضاع کنونی ایران ندارند. چندی پیش در یکی از همین تلویزیون های 24 ساعته نمایندگان همه طیف ها نشسته بودند و سر این بجث می کردند که رژیم عوض شد کی را بکشن و کی را زنده نگه دارند!! و آنقدر پرت و پلا می گویند که واقعن به این نتیجه رسیده ام که شعور سیاسی حسنی بالاتر است!! البته استثنا های بسیار اندکی هم هستند. و کاملن هم موافقم که ایرانیان در وحدت و انسحام دچار ضعف هایی اساسی هستند که تا ان زمان که فکری برای حل این معضل نکنند شاهد گیس کشی ها و کوبیدن ها و انگ زدن ها خواهیم بود.
من هم با جنگ به هر دلیلی که می خواهد باشد مخالفم. برای انسان و جان او ارزش قائلم و هیچ توجیهی را برای ریختن خون انسان ها و اواره کردن انها نمی پذیرم.


خُسن آقا 20:36 @ Sun, 6 Feb 05

مشکل ملت برمی گردد به این پدیده "مارگزید از ریسمان سیاه و سپید می ترسد"
حلا هم ملت ایران از این شعار "هَمَه با هَم" ترس دارد


aMir.y 20:35 @ Sun, 6 Feb 05

شبح جان مشکل وحدت نيست . مگر زمان شاه گروه های سياسی و فعال با هم وحدت داشتند ... ؟‌ بحث عدم اعتقاد به خواست مردم است . گروه های اپوزوسيون جمهوری اسلامی مبارزه نمی کنند ٬ رسما دارند خاله بازی می کنند . از اين ميان دو تا گروه هم مکه فعال هستند ايدئولوژی شان جاذب نيست يا مشکل دارند با مردم يا هر چيز ديگر ... تمامی ما به يک مرض دچاريم و آن عدم واقع گرايی است . دوستان کمونيست مان نشسته اند که کارگران متحد شده و انقلاب کارگری راه بيفتد . يا احتمالا منتظرند که وضعيت انقلابی پيش بيايد . دوستان مجاهد راه و روش شان را از همه جدا کرده اند حتی از مردم ! سلطنت طلب ها هم که اگر اپوزوسيون بدانيم ديگر جمهوری اسلامی راهی جز ماندن و حکومت کردن ندارد . اتحاد بين اين گروه ها هم به نظرم مضحک می شود . نمی دانم شايد بايد گزينه ی ديگری را داخل معادلات قرار دهيم شايد بشود از فاجعه ای که همه می دانيم چيست جلوگيری کنيم .


jay 20:00 @ Sun, 6 Feb 05

نانا جان
بیشتر در مورد ایرونی های خارج نشین منظورم بود . حتما تو
درست میگی چون به چشم دیدی ولی من زمان قيام ۵۷ ايران نبودم .تازه با سن اونموقع من ۱۰ سالگی ! اگر هم بودم چيز زيادی يادم نمي موند ولی ایرانی هائی که در خارج از ايران ديدم چه عده محدودی که قبل از اتقلاب اينجا بودند و چه اکثر کسانی که بعدها پاشون به هر دليلی به حارج از ايران باز شد ... درد اکثر اونها با درد مردمی که در ايران دارن هر روز له ميشن فرق داره ... منهم اميد دارم که هر چه زودتر جور و پلاس آخونده بهم ريخته بشه و مردم سالاری جاش بياد ... ولی راستش اميدی ندارم که به اين زودی ها اتفاق بيافته ..مگه دولت های خارجی دست از حمايت های همه جانبه از آخوند های خندان و گريان و ..بردارند ..
شاد باشی


nana 19:51 @ Sun, 6 Feb 05

جی گرامی ۴

با کاراکتر دادن به عکس العمل های مردم و روشن کردن ضعفهای شخصيتی ما ايرانی هاکاملا باهات موافقم

ولی به نظرم مياد تو بيشتر ايرانی های خارج از ايران ملاک قضاوتت است !!!!
در مورد ايرانيان داخل احدی نميتواند بگويد مردم اين کار را خواهند کرد يا نخواهند کرد ؟

من خودم چون يکبار در پروسه تغيير بودم به روشنی اکنون ميتوانم ببينم که اين سکوت امروز مردم ايران سکوتی سهمگين است .

اين سکوت با سکوت سالهای گذشته فرق
اساسی دارد آن سکوت سکوت نااميدی بود
از تغيير
اين سکوت سکوت سهمگين امید و خواست
بگذار برايت بگويم که از دل جامعه ای مطلقا مرده که مردم ايران تقريبا همه چيز داشتند و مرفه بودند ولی آزادی نداشتند
با قدر قدرتی شاه که فر به آسمان ميفروخت
ناگهان شعله خشمی برخاست که من انسانی را که هر استخوانش تا آن زمان سياسی بود چهار شاخ خيره بر جايم ميخکوب کرد .
تو باور نميکنی اگر برايت بگويم که روز ۲۲
بهمن چه ها نديدم
من خوشبخت- شاهد يگانگی ملتی بودم
که بيچاره ها با توهم اين که زین پس همه يکی خواهند بود !!!!!!!چهره هاشان ميدرخشيد و شاهد شعفی بودم که تا آن زمان در چهره هيچ يک از ايرانی هائی که ميشناختم و در خيابان از کنارشان رد شده بودم نديده بودم .
دوست عزيز نميدانی که اين توده عظيم لعنتی قادر به چه کارها که نيست .
تنها اگر به قدرت خود آگاه شود . نانا


jay 19:02 @ Sun, 6 Feb 05

شبح عزيز
کاملا باهات موافقم ..ميدونی ساليان پيش شايد ۲۰ سال پيش سال های ۸۳ و ۸۲ميلادی برنامه مجاهدين بيش از ۳ هزار نفر ر و توی يک سالن در لندن جمع می کردند مثلا برای سالگرد مراسم موسی خيابانی ..اون روزها اينهمه ايرونی در خارج از ايران نبود ..حتی مراسم سالمرگ شاه هم حداقل هزار نفر ميرفتند .. گروههای چپ با همه اختلاف نظرهاشون در مراسم ها همگی شرکت میکردند ..سیاهکل و روز کارگر همیشه بزرگترین مراسم رو توی اروپا داشت ...حالا ۲۰ سال بعد همه به نوعی سرخورده شدند ..سياست آخوند ها با هزاران دغل و کلک...تهدید ..ترور در خارج از ایران و ... و خاتمی و بهنود و نوری زاده و ...هزاران نوکر رنگ و وارنگ خارج و داخل نشين داره اثرات خودش رو نشون ميده ... طولانی شدن مدت مبارزه ... پراکندگی و توتاليتر یزم گروههای مثل مجاهدين ( رجوی ها !) حکگ و ... انشعاب چریکها فدائی و ...هزاران تجربه تلخ ولی گرانبهاست که بايد يک روزی از اونها استفاده بشه ... حرف زياده ولی من چشم اندازی نميبينم که گروههای سياسی و واقعا دلسوز مردم ايران ( وابستگان به امريکا و اسرائیل و انگلیس ...با هر نامی که هستند رو قلم ميگيرم ) بتونن به اتحادی برسند ... خيلی راه داريم تا حتی بتونم همديگه رو تحمل کنيم ! ملتی که ساليان زير چکمه شاه و بعدش هم نعلين آخوند بوده که هرگز درس دمکراسی ياد نگرفته ..خانم عبادی هم که لطف فرمودند و گفتن ُ‌اسلام با دمکراسی مخالف نيست ؟!؟! ُُ می بینی به هر طرف نگاه میکنی پارادوکس هست ... متاسفانه من امید ی زیادی ندارم و چندان خوشبین نیستم ... جهانی شدن ما ایرونی ها در قورمه سبزی خوردن و ۷ سین های خوشگل انداختن در همه جای دنیاست ! حتی توی شاه آفریقا !! برای کنسرت یک خوانند بد ادا و گند صدا هزاران نفر میرن برای سالگرد مصدق به زحمت ۱۰۰ نفر دور جمع میشن !!
پر حرفی کردم ببخش
شاد و موفق باشی


جوان سوسياليست 18:46 @ Sun, 6 Feb 05

مسئله وحدت اپوزیسیون مسئله مهمی است که نیاز به بحث بیشتری دارد. یک مقاله از م. رازی که چند سال پیش نوشته شده است را برای این بحث معرفی می کنم

چه بايد کرد؟
باز هم در باره مسئله اتحاد!

در تاريخ معاصر ايران، همواره يکی از راه حلهای ارائه داده شده توسط اپوزيسيون در مقابل رژيم های استبدادی «اتحاد» بوده است. در دوره بحرانی هر رژيم استبدادی نخستين، «منطقی» ترين و فوری ترين استدلالهايی که در ذهن همه نقش می بندد، «اتحاد» کليه نيروهای اپوزيسيون در راستای برندازی و يا کنار گذاری حکام مستبد است. استدلال می شود که در وهله نخست می بايد استبداد کنار رود و سپس نيروهای مترقی رفرنداومی در جهت تعيين حکومت بعدی ترتيب داده و در وضعيت آرام در مورد سرنوشت خود گام بر می دارند.
ادامه: http://www.kargar.org/maghalat/vahdat.htm


شبح 18:43 @ Sun, 6 Feb 05

نگين جان!(1)
بچه‌ها سرشون شلوغه کار عضويت تو تا جایی که من می‌دونم تموم شده و به‌زودی هم نامه‌اش برات مياد هم اسم‌ات می‌ره تو ليست! مگه مازوخيست هستن که با عضويت تو مخالفت کنن! دهه!
والا اين مردم که من می‌شناسم! حرف نمی‌زنن نمی‌زنن بعد يه دفعه رژيم عوض می‌کنن! هميشه وقتی سکوت می‌شه ديکتاتورها بيش‌تر می‌ترسن!


نگین 18:33 @ Sun, 6 Feb 05

شبح عزیز با مردم ما کاری کردن که جرات را ازشون گرفتن .
مرسی از ضرب المثلت اما بعضی وقتها بادمجون بمم افت داره ها !!
یک سوال من هفته پیش فرم عضویت پن لاگ را پر کردم و فرستادم اما هنوز خبری از عضویت نیست
نکنه نمی خوان منو عضو کنن(گریه )






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:54 pm


از کجا آمده‌اند؟