یکشنبه، 11 بهمنماه 1383 | January 30, 2005

جنگ! هميشه نه!

وقتی می‌گويم مخالف "اعدام" هستم ديگر چون و چرا و اگر و مگر و ماده و تبصره برای‌اش نمی‌گذارم. اعدام تحت هر شرايطی و هر انگيزه و هر "هر" ديگری غلط است و من مخالف آن هستم. ساير اصول بنيادی که به آن رسيدم هم همين‌طور است. مانند "آزادی بيان"، "حقوق کودکان"،... و "جنگ". من مخالف جنگ هستم هر جنگی! "جنگ رهایی‌بخش" و "جنگ دفاعی" و ... هر جنگی در جهان بايد متوقف شود. موشک و بمب و توپ و تفنگ بايد به موزه‌ها سپرده شود. پس هر وقت بشنوم جنگی در جایی صورت گرفته است و کسی دارد برسر کسانی بمب می‌ريزد و کشوری را اشغال می‌کند بدون آن که طرف‌های درگير چه کسانی هستند اصل جنگ و کشتار را محکوم می‌کنم. در جنگ هيچ نعمتی نيست که سراسر نکبت است. اين از حرف اول‌ام.
شايد بگوييد با ديدی رمانتيک برعليه جنگ می‌نويسم. راست می‌گوييد اگر بخواهيم کشته شدن انسان‌ها را ملاک قضاوت خود قرار دهيم بايد مدافع حمله‌ی نظامی آمريکا به ايران باشيم. کشته‌هایی که ما طی يک‌سال در تصادفات راننده‌گی، زلزله، انفجار قطار، ريزش کوه، آتش گرفتن مدرسه، قتل‌های ناموسی... در کشورمان داشته‌ايم بيش از هر جنگی بوده است و مسلما در اولين سالی که حکومتی تااندازه‌یی کارآمد برسرکار بيايد جبران تمام اين‌ها می‌شود. حکومتی که سيستم حمل‌ونقل جاده‌یی را اصلاح کند و ميزان مرگ و مير و تصادفات را 50 درصد کاهش بدهد از مرگ 13 هزار نفر در سال جلوگيری کرده است. آيا مردم عراق 13 هزار کشته طی حمله‌ی آمريکا داده اند؟
اما بحث در اين نيست. صادق‌ترين مدافعين حمله‌ی آمريکا به ايران به اين خيال خوش دل‌سپرده‌اند که آمريکا حکومت ايران را فلج می‌کند و بعد مردم می‌توانند انقلاب کنند و قدرت را به‌دست بگيرد اين خيالی خوش بيش نيست. آمريکا برای حاکميت مردم به جايی لشکر نمی‌کشد که اگر حکومتی که دنبال منافع ملی هم باشد (اگر اصولا قايل به چنين منافعی باشيم.) در ايران برسرکار باشد منافع آمريکا و جهان سرمايه‌داری از آن‌چه اکنون است بسيار کمتر خواهد بود. کدام وضعيت بهتر است حکومت ديکتاتوری که نيروی کار را استثمار می‌کند و منابع زيرزمينی را به يغما می‌برد و مستقيم و غيرمستقيم ارزش اضافه‌ی توليد شده را به کام سرمايه‌داری جهانی می‌ريزد يا حکومت دموکراتيکی که توسط مردم کنترل می‌شود و نمی‌تواند به استثمار مضاعف بپردازد و درجه‌ی استثمارش در حد ساير کشورهای سرمايه‌داری است؟
آمريکا برای تسهيل انقلاب به ايران حمله نمی‌کند اگر روزی به ايران حمله کند برای جلوگيری از انقلاب است. آمريکا مجبور است بين "بد" و "بدتر" يکی را انتخاب کند يا حکومت ايران را به حکومتی باثبات در چارچوب سرمايه‌داری جهانی تبديل کند و انقلاب پيش‌رو را به عقب بياندازد؛ يا منتظر انقلابی باشد که شايد برای هميشه ايران را از نظام سرمايه‌داری خارج کند. آمريکا از اين فاجعه می‌ترسد. آمريکا از انقلاب وحشت دارد زيرا انقلاب حتا وقتی شکست می‌خورد خواسته‌ها و حقوقی را ايجاد می‌کند که پرداخت‌اش برای سرمايه‌داران دشوار است.
به هر حال تغيير حکومت‌ها از بالا و توسط ديگران هرگز منافع درازمدتی برای مردم هيچ‌کشوری فراهم نياورده است تنها و تنها تغيير از پايين و توسط خود مردم می‌تواند تغييرات وسيع در زنده‌گی اجتماعی ايجاد کند.
دو نکته:
1- در اين متن کوتاه به اين موضوع که آيا آمريکا به ايران حمله می‌کند يا نه اشاره نشده است. اين بحث ديگری است.
2- وقتی صحبت از آمريکا يا جامعه‌جهانی سرمايه‌داری يا... می‌کنم مسلما اين نکته را از نظر دور ندارم که ما با کليت واحدی روبه‌رو نيستيم. يعنی مفهومی مانند آمريکا منافع واحدی را نماينده‌گی نمی‌کند به همين دليل در دل آن تضادهای خاص خودش وجود دارد و مسلما در بين صاحبان قدرت در آمريکا يا حتا حکومت آمريکا اختلاف‌نظرهای زيادی وجود دارد. وقتی از آمريکا نام می‌برم برايند جهت‌گيري کلی‌اش مورد نظر است.

January 30, 2005 03:36 PM | TrackBack

parsa 18:14 @ Fri, 4 Mar 05

helo
how are u?
fine?
i,m parsa and 19 years old.i want to read the article about that the god is not true,i would be much oblige if type them on your site.please write about your reason ,why the god is noy true and there is no god?


فرمان 0:41 @ Thu, 10 Feb 05

براي من جالبه
هميشه يه منتقد سرسخت چپ در وبلاگ شبح پيدا ميشه، هميشه هم همون حرفهای تکراری را می زنه.. گولاک، کره، استالين و...
(ايکس عزيز) فکر نمی کنی که اينکه هر بار با يک اسم يک مشت حرف تکراری را پشت سرهم قرقره کنی خیلی بدجور تابلوست؟ ازآدم خردگرایی مثل تو اینطور ((گاف)) دادنها بعید است..


دختر همسايه 17:17 @ Wed, 9 Feb 05

نبودن اتحاد ایرانیها به دليل اينه که همه گروهها ميخوان فقط خودشون اون قدرت اصلی و کذايی رو به دست بگيرن...هیچکدوم نمیدونن که این دمکراسی نیست..وگرنه اتحاد و حکومت دمکراسی که ميشه قدرت در دست احزاب ....میشه با هم کنار امدن به نفع ملت ....و نه حزب مخصوص....همه اين گروهها هم اين رو ميدونن ولی!!!!! سواد سياسيشون هنوز کمه....به اين دليل اتحاد نيست.....


مدیار 4:10 @ Fri, 4 Feb 05

خانه ی تازه ی من.........
http://8MDR8.blogspot.com


شبح 10:53 @ Thu, 3 Feb 05

بهرام عزيز!
موضوع خيلی ساده است. زنده‌گی آزادانه و مرفه در آمريکا مابه‌آزایی دارد که آن همين جهانی است که می‌بينی درک اين موضوع بسيار مهم است. اگر در شمال شهر تهران عده‌یی در رفاه و برخوردار از آزادی‌های نسبی بسر می‌برند و در جنوب شهر تهران اوضاع اين‌گونه نيست. دليل‌اش اين نيست که مردم جنوب شهر نمی‌فهمند زنده‌گی آزاد و مرفه چيست دليل‌اش اين است که رفاه مردم شمال شهر روی دوش مردم جنوب شهر بنا شده است. آمريکا اگر دنبال اين بود که نظامی مانند نظام آمريکا را در جهان تکثير کند الان بايد بسياری از کشورهای دنيا که مستقيم و غيرمستقيم زير نفوذ آمريکا هستند بهشت دموکراسی می‌بودند.اين از اين.
گرفتن آزادی به دو شيوه امکان‌پذير است يکی با چماق ديگری با بلندگو! در طول تشکيل دولت آمريکا کم‌وبيش هميشه دو حزب که جای‌شان را به هم می‌دادند بوده است. ديديدم سيستمی مانند سيستم شوروی امکان سقوط بدون خونريزی‌اش بود. کمونيست‌های روسی سقوط کردند و ليبرآل‌ها جای‌شان را گرفتند تقريبا بدون خونريزی! کاری ندارم که بعدها يلتسين و پوتين چقدر جنايت کردند. آيا امکان دارد که نظام آمريکا بدون خونريزی و از راه انتخابات به رژيمی کمونيستی تبديل شود؟ کمونيستی سرشان را بخورد آيا امکان دارد حزبی به‌جز جمهوری‌خواه و دموکرات برسرکار بيايد؟ پول و قدرت و مافيا و رسانه‌ها... رئيس‌جمهور تعيين می‌کنند و بعضی وقت‌ها که موضوع خيلی جدی هست، مانند کندی، رئيس‌جمهور را ترور می‌کنند و بعضی‌وقت‌ها کار به تقلب و سوراخ شماری می‌افتد اما هميشه همين دو حزب هستند و هيچ حزب سومی نمی‌تواند قد راست کند. اين هم از اين.
من با حکومت ايدئولوژيک مخالف هستم و به نظر من حکومت کمونيستی نمی‌تواند حکومت ايدئولوژيک باشد! اما تو که ضدعرب هستی به حکومت ايدئولوژيک معتقدی مثلا اگر منافع ملی با اين دشمنی‌ات با عرب‌ها در تضاد باشد آن‌وقت منافع ملی را زيرپا می‌گذاری تا به دشمنی‌ات بپردازی! ايدئولوژی نژادپرستانه‌ی تو يکی از خطرناک‌ترين نگرش‌های است که آينده‌ی ايران را تباه خواهد کرد. عرب‌ها هم يکی از اقوام ايرانی محسوب می‌شوند و هم همسايه‌های ما هستند اگر با آن‌ها اينگونه دشمن باشيم که حکم قتل‌شان را صادر کنيم. چه جهنمی درست خواهد شد.


شبح 10:25 @ Thu, 3 Feb 05

کنج‌کاو عزيز!(98)
حرف‌های متين و مستدل‌ات مثل هميشه به دل نشست. البته در مورد نظر شاملو درباره‌ی فردوسی کمی چون‌وچرا دارم که بماند سر وقت‌اش.


شبح 10:22 @ Thu, 3 Feb 05

نانا جان!(110)
بی‌انصافی می‌کنی! در مورد حرف‌های تو اينجا بحث شده است و حرف‌های تو خوانده می‌شود و خود من هر جا لازم باشد در موردش می‌نويسم. اما قبول کن نمی‌تونم روی همه‌ی ماسيل متمرکز بشم. ضمنا پاسخ تو را دادن دل‌شير می‌خواهد که خيلی‌ها ندارند. مثلا ببين اين اقبال را چطور تيکه پاره کردی؟ دو جمله در مورد تو درست يا غلط نوشت و تو آن‌چنان تومارش را پيچاندی که بيا و بنگر! به هر حال اگر ما می‌خواهيم جامعه‌ی دموکراتيکی داشته باشيم که عقايد مختلف آزادانه در ان مطرح باشد بايد ضريب تحمل خود را افزايش دهيم.


nana 8:27 @ Thu, 3 Feb 05

اقبال گرامی ۱۱۳

آخه من ديگه چی بگم با اين خزعبلاتی که نوشته ای ؟
خودت بگو !!!
اولا تو چگونه ميتونی بگی که من دشمن کمونيست ها هستم !!!!!
من هيچ دشمنی با کمونيست ها ندارم خودم هم قبلا کمونيست بوده ام بابا باور کن !! و چون کمونيست بوده ام و درمان يافته ام ( چون معتقدم که ايده ئولوژی يک
نوع بيماريست ) به روشنی ميتوانم اشکال و علائم اين بيماری را ببينم .

چطور ميتوانيد بيماری ئی را که نميشناسيد درمان کنيد ؟
بهر حال این بیماری آنچنان هم خطرناک نیست زیرا ما اکنون در ایران میلیونها ایرانی مخالف این رژیم و ستم کشیده داریم که به نوع دیگر بیماری تو دچارند و این نوع نوع مذهبی آن است .

حضرت آقا
البته که برای من رفتن خامنه ای و تشکیل جکومتی از نمایندگان همه گروهها و احزاب نهایت آرزوست
چرا که نباشد هان چرا نباشد مگر من مانند تو در توهماتم زندگی میکنم که فقط یک سری شعار تو خالی بدهم ؟
و به انتظار روزی که حداقل حالا حالاها نخواهد آمد گودو وار یک دایره را دور بزنم ؟
میدونی دوست گرام اشکال امثال تو این است که همانگونه که اخوندها برای مردم یک لولو به نام گناه و پرهیز از گناه و گناهکار و خلاصه لولوئی به نام گناه رو میکنند تا آنان را کنترل کنند
امثال تو هم یک لولو به نام سرمایه وسرمایه داری و کاپیتالیسم رو میکنید که با ترساندن مردم از سرمایه داری بتوانید ایده های صد سال پیش - گند زده در مرحله تحقق خود را به مردم بفروشید .

میخواهد خوشت بیاد میخواهد بدت بیاد هر دوی این کارها از نظر من فریب مردم است و بس
برای بار هزارم میگم کشور ایران دارای گروه های مختلفی از ( مــــــردم )است که نماینده هر گروه باید در قدرت بعدی سهیم باشد .
حتی نماینده پرت و پورتهائی چون تو و همفکرانت . نانا


جوان سوسیالیست 6:11 @ Thu, 3 Feb 05

بهرام لیبرال
تو حق داری بگی کمونیسم بد است، کسی هم از تو دلیل نخواهد خواست. مگر نه اینکه کمونیسم مخالفین خود را از بین نا آگاه ترین و از خود بیگانه ترین نا آگاهان میابد؟ ولی حق نداری بگی کاپیتالیسم خوب است چون همه از تو دلیل خواهند خواست و تو دلیلی نخواهی داشت.
آنجائیکه از لیبرالیسم دفاع میکنی باید بتوانی از حکومت چین امروز دفاع کنی، منظورم همون چین است که در آن مالکیت خصوصی محترم شمرده میشود، همان که اقتصاد بازار آزاد سرمایه داری- لیبرالیستی در آن حاکم است. همون چین را میگم که استفاده از اینترنت در آن جرم محسوب میشود.
من مطمئنم کشف تو از کشور های کمونیستی بر اساس اسامی یک سری از کشور ها از روی کتاب های اطلس و یا دانستنیها است. در این تیپ کتاب ها جلوی اسم هر کشور نوع حکومت را مینویسه ولی به قدری احمقانه که آدم های ساده هم فکر میکنند درستش همونه که اونجا نوشته. مثلاً جلوی اسم کشور چین مینویسه « حکومت کمونیستی»!( در گوشت میگم برای اینکه بحث بر انگیز نشه. بعد از یک دوره مطالعه عمیق و نه سطحی، اگر مایل بودی میتونیم بلند بلند با هم بحث کنیم. جامعه کمونیستی اصلاً حکومت نداره! کمونیسم سیستم اجتماعیی است که در آن و حتی پیش از برپایی آن چیزی به اسم «حکومت» از بین رفته باشه.) ولی برای رسیدن به آن کارگران که صاحب مالکیت نیستند بر علیه سرمایه داران که صاحب مالکیت هستند قیام میکنند و مالکیت را از دستشون و آنهم با زور میگیرند. چون سرمایه دارها به دمکراسی تا اونجا اعتقاد دارند که نه مالکیتشون را از دست بدهند و نه خطری اونو تهدید کنه. اگه باور نداری از لیبرالیست های همین الان حاکم در ایران بپرس. و بعد مالکیت را به جای خصوصی عمومی میکنند و دولت کارگران را تشکیل میدهند که در یک روند منطقی و مورد نیاز، اساس دولت و حکومت را از بین ببرند. در نیمه راه ممکن است به کمک کشور های سرمایه داری قوی که بهش امپریالیزم هم میگویند شکست بخورند. آخه کشور های اینگونه مایل نیستند که اکثریت جمعیت فقیر و مزد بگیر، نوع دولت دلخواهشان را تشکیل بدهند. آخه این که دمکراسی نیست! باید نوع دولت دلخواه کشورهای بزرگ سرمایه داری را تشکیل بدهند تا دمکراسی باشه! چون این نوع دولت ها به آن کشور ها اجازه نمیدهند که نوع چپاول دلخواه آنها در کشورشان صورت بگیرد. پس این کشور ها که لیبرال و امپریالیستی هستند به آنها حمله میکنند و میگویند اینجا دمکراسی نیست و ما نمیتوانیم منافعی داشته باشیم. باید یکجور دمکراسی اینجا برقرار باشه که نوام چامسکی بتونه هرچه میخواد بگه، به درک، ولی ما هم بتونیم هرچه بخواهیم ببریم، باز هم به درک.
لیبرالیستها نه تنها در اقتصاد ولنگ و باز هستند بلکه در سیاست و تحلیل سیاسی از آن هم بدترند. وقتی که میخواهند شق القمر کنند و جامعه کمونیستی را تحلیل کنند، میگردند از ونزوئلا گرفته تا چین، از یوگسلاوی گرفته تا کوبا، از شوروی ( سابق و کنونی) گرفته تا کره شمالی را نمونه میاورند تا به این نتیجه برسند کمونیسم بد و لیبرالیسم خوب است! چه خوب، بسیار عالی! حالا برای چند لحظه فرض میکنیم همین است که میگویند. یعنی این کشور ها کمونیستی بودند و بد! سوال اینه که کدام یک از این کشور ها از کمونیستی بودنشون پشیمون شدند و حالا لیبرالیست شدند و وضع بهتری از سابق دارند؟
چرا کمونیست ها باید یکبار تاوان غیر کمونیست بودن این کشور ها را بدهند، خودشان در مبارزه کمونیستی با آنها به دست همین حکومت ها شکنجه و کشته شوند و یک بار پاسخگوی این باشند که چرا این کشورها بعنوان کشور کمونیستی بد هستند!؟ چرا لیبرالیست های تنبل که همیشه واقعیت را واژگون میکنند تا بتوانند واژگونی آن را رد کنند، قادر نیستند توضیح دهند اگر روزگاری این کشور ها ادعای کمونیستی میکردند اینک ادعای لیبرالیستی دارند؛ و از نفی وضعیت کنونی آنها، یعنی وضعیت تا خرخره کاپیتالیستی و لیبرالیستی آنها به نتیجه بد بودن ادعای سابقاً کمونیستی آنها میرسند. خنده دار ترین بخش اینجاست که مثلاً کشور چین که رسماً و قانون کشوری است سرمایه داری از نوع لیبرال، استفاده از اینترنت را جرم محسوب میکند و این نه تنها صدمه ای به لیبرالیزم نمیزند بلکه یقه دورانی از تاریخ کشور چین را میگیرد که ادعای کمونیستی داشته است. یعنی دوره ای که اصولاً اینترنت وجود نداشته!
حالا که با فرض قرار دادن موقتی مبنی بر کمونیستی بودن کشور های یاد شده دستمان باز است، تا زمان این فرض به اتمام نرسیده خوب است با عجله از لیبرال های خجول بپرسیم، کشور هایی که سابقاً رسماً ادعای کمونیستی میکردند، بعدها رسماً این ادعا را پس گرفته و با قانونی کردن مالکیت خصوصی به بازار آزاد و سیستم رسمی سرمایه داری پیوستند. مثلاً در شوروی سابق که از نظر من کشوری با دولت منحط کارگری بود و نه مطلقاً کمونیستی، حتی با همین وضعیتش نه یک فرد بی خانه و نه یک فرد بی کار و نه یک فرد بی سواد یافت نمی شد، پس از تبدیل رسمی این کشور به یک کشور تمام عیار سرمایه داری، آنهم از نوع لیبرالی آن، هزاران بیکار، هزاران بی خانمان و هزار بزهکاری و فحشا و هزاران بار وضعیت بدتر از سابق در آن حاکم میشود؟ لیبرال شعبده باز وضعیت کنونی این کشور سرمایه داری را میبیند و با یک چشم بندی آن را به حساب کمونیستی بودن این کشور میگذارد!
لیبرال ها فقط شعبده باز نیستند، به یکباره جادوگری میشوند که میتواند دریا را به دو نیم تبدیل کند تا راه میان بر ایدئولوژی اسارتش را آسان کند. آنها از دمکراسی موجود در کشور آمریکا و امکان آزادی بیان در آنجا به این نتیجه میرسند کمونیسم بد است، بعد به زانو افتاده از این کشور سرمایه داری ضد کمونیست خواهش میکنند با بمب های دمکراسی اش بر فرق ما و کودکان و مادران و عزیزانمان بکوبد تا ما را از شر دولت کنونی نجات دهد! ولی نمیگویند که دولت کنونی آیا دولتی کمونیستی است یا همان سرمایه داری. آنها شجاعت بیان این را ندارند که بگویند دولت صدام حسین در عراق و سایرین در محور شیطان رجیم، همگی دولت های سرمایه داری اند نه کمونیستی. آنها فکر میکنند هرچه به آمریکا نزدیکتر میشوند سرمایه داری را بیشتر دیده و ثروت مند تر میشوند اما نمیخواهند بگویند که زیر ریش خامنه ای و ز یر عمامه رفسنجای میلیاردها سرمایه پنهان است که پاسداری از آنها را کشور های سرمایه داری لیبرال غربی به عهده دارند.
شعبده بازان لیبرال به تعریف از کشور های نظیر ایران که میرسند به کمک صد من سیریش سعی میکنند این حکومت ها را «آخوندی، دیکتاتوری» و امثالهم نامگذاری کنند بدون آنکه بگویند چنین حکومت هایی بر اساس چه نوع اقتصادی و برای حراست از چه نوع سیستمی خون مردم را در شیشه کرده اند. مگر سیستم اقتصادی حاکم در این کشور ها چیزی جز سیستم سرمایه داری است؟ اینجاست که جِر زنی لیبرال ها تازه شروع میشود. میگویند سیاست حاکم بر این حکومت از نوع لیبرالیستی نیست برای همین نوام چامسکی نمیتواند آزادانه نظر دهد. ولی نمگویند که چنین سیاست هایی نه قادر است و نه امکان دارد که در این کشور ها پا بگیرد. برای پا گرفتن سیاست لیبرالی در ایران هشت سال فرصت خاتمی کم بود؟ لیبرال تنبل برای راحتی کار خودش این شکست را به گردن ده نمکی میاندازد بدون آنکه بفهمد حیات لیبرالیزم، آن هم از نوع آمریکایش، فقط در کشوری شانس بقا دارد که توانسته باشد قبلاً ثروت دهها کشور نظیر ایران را چپو کرده باشد. در غیر این صورت تبدیل نوع غیر لیبرال سرمایه داری به نوع لیبرال آن باید با حضور و حمله نظامی همان آمریکا صورت بگیرد. شکلک لیبرالیستی در عراق و افغانستان با اعمال دیکتاتوری لجام گسیخته آمریکا و حضور دائمیش در این کشور ها تامین میشود و لیبرال های میهن پرست دفعتاً پرستشگاه خود را آب و جارو میکنند برای رژه چکمه پوشان آمریکایی تا از این پس در مساجدشان به جای دعای کمیل سوگند جرج بوش را بشنوند که راست میگوید و از دروغ بیزار است! دیکتاتوری سرمایه داری کنونی که با دست کش سفید مردم را خفه میکرد را به دست لیبرال ها بسپارد تا از این پس همین کار را با دست کش سفید انجام دهد. این همه تغییرات مورد نظر لیبرالیسم است و همه شعار لیبرالیست ایرانی این است که مرتب تکرار کند " سرباز آمریکایی، سر بازی لیبرال بازی، زد سر صدامی را شکست! "


eqball 4:52 @ Thu, 3 Feb 05

دوستان واقعا وقت ندارم در بحث شرکت کنم اما همه کامنتها را خواندم.

نانای ۱۱۲ عزيز؛ شعار "همه با هم" میدهید؟ برای شما فقط جمهوری اسلامی نوع خامنه ای برود کافیست چرا که پیشروی بیش از این را به صلاح نظام سرمایه نمیدانی! علت دشمنی شما با انقلاب و کمونيستها همين است.


nana 23:59 @ Wed, 2 Feb 05

آخه قربونتون برم
مگه مثلا حسن کمونيست کيه يکی لنگه تقی خیلی مسلمون
حتی در حسن کمونیست میشه نقش مذهب و دخالتش را برای تعیین اسم امام
از طرف مذهب ببینید
بابا تمامی ماها از پيش تاريخ مذهبی ميائيم
من که پدر و مادری بیخداداشتم مادربزرگی بشدت مذهبی داشتم که عليرغم اين که مرا میپرستيد به خاطر فحش دادن به خمينی مرا از ورود به خانه خود منع کرد !!!!!!!
کلی از کمونیست های ما در کودکی احتمالا نماز هم میخوانده اند !!!!! بنابر این از هم دیگه نترسید تمامی شما یک نفع دارید و آن برقراری حکومتی دموکراتیک است که کمونیست و مذهبی دبش امنیت ادامه حیات داشته باشند
از همدیگه نترسیم دشمنی و ترس ما باید از خامنه ای و دار و دسته آدمخوران باشه که در برابر کل این مجموعه عظیم ایستاده اند و
گردن خم نمیکنند . نانا


nana 23:20 @ Wed, 2 Feb 05

بحث هاي ما

يک مرد در ايستگاه اتوبوس با زن و ۹ فرزندش ايستاده بود
مرد کوري هم با عصا کنارشان ايستاد
هنگامي که اتوبوس رسيد جاي کافي براي همه نداشت و
زن و ۹ فرزند سوار شدند و اين دو مرد تصميم گرفتند که
پياده بروند
مدتي که رفتند تيک تيک عصاي کور سبب عصبانيت شوهر
شد و بالاخره گفت
-- نميشد تو يه تيکه پلاستيک سر اين عصات ميزدي که اين همه
تيک و تيک نکنه ؟
کوره بلافاصله ميگه :
ـ نميشد تو يه تيکه پلاستيک سر عصاي شخصي !!!!! خودت
ميبستي ؟ چون در اون صورت هر دوي ما تو اتوبوس راحت
نشسته بوديم !!!!! پس خفه خون بگير !!!!!!!

خيلي وقتها فکر ميکنم که ما ايراني ها نمونه اين دو مرد هستيم
تمام مدت داريم خطاهاي همديگر را ميگيريم !!!!!!
مگه نه ؟ نانا


nana 22:53 @ Wed, 2 Feb 05


بچه ها
الان دارم از خنده غش ميکنم !!!!!!!
يه هوئی به نظرم رسيد که من هر روز ميام اينجا و يه فصل ميرم سر مبنر !!!!!!
و ميرم
بدون اينکه هيچ کسی پاسخی به من بده !!!!!!!!!!

به نظر شما اينطور نيست ؟
احتمالا بازم پاسخم را نخواهيد داد !!!!!!!!!! نانا


کنجکاو 21:36 @ Wed, 2 Feb 05

نه گرامی! (106) برداشت بد نشه. پيشينه اينترنت هم همين است و به ويژه وب لاگ نويسی هم همين بوده است که تنها دارنده وب لاگ شناسنامه خود را در روندی (بسته گی به زمان دارد) به خوانندگانش می نماياند و خوانندگان در باره نوشته ايشان ديدگاه های خويش را می نويسند. شناسنامه هم در اين جا باورها و برداشت های نويسنده در باره هر آن چه که به آن می انديشد و می نويسد است، کوتاه کاشت و برداشت نويسنده از زندگی که من به آن "فرهنگ شخصی" می گويم و نه شماره تلفن و نشانی کوچه و خيابان (که اگر اين کار را کرد گناه نابخشودنی را انجام داده و بايد پيش قاضی مرتضوی برای نمونه از سکس با هم کارش بگويد!!). خواننده را نه نيازی و نه زوری به نوشتن پيشينه خويش است. من گفتم "روا " است، دوستانه است که خواننده هم کمی باز / رو - بازی کند .


nana 21:34 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام ۱۰۴

ببينم دوست گرامی مگر قرار است که بعد از اخوندا کمونيست ها قدرت را بگيرند ؟
نگران نباش کمونيست ها هم بخشی از اين مردم هستند با اعتقاد خود .
بايد در حکومت آينده ايران همه گروههای اجتماعی نماينده داشته باشند
انچنان پيشروی ميکنم که ميگويم حتی حزب الهی ها !!!!!
زيرا وجود نماينده حزب الهی در جکومت ضامن وجود نماينده کمونيست - ليبرال - سلطنت طلب ميشود و تمامی اين نمايندگان از تمرکز قدرت در دست يک نفر جلوگيری ميکنند .
خوشبختانه اپوزيسيون ايران متشکل از يک گروه عظيم متفاوت است و احتمالا با هر
وسيله ای که اين رژيم پائين کشيده شود
جايگزين به حمايت مردم خواهد توانست اين اولين قدم دموکراسی را برداشت . نانا


nana 21:19 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام ۱۰۶

ديدگاههات رو دوست داشتم منهای
معتقد به از بين بردن نژاد عرب که بوی
خيلی خيلی بدی ميداد
و يه هوئی جلوی چشم من پرچم صليب شکسته هيتلر جلوه گر شد !!!!!!!!!!!!! نانا


بهرام 21:09 @ Wed, 2 Feb 05

کنجکاو عزیز منظورت رو از شناسنامه نفهمیدم یعنی خودم رو معرفی کنم گفتم که ۱ تا حدودی معتقد به لیبرال دمکراسی امریکائی دشمن شماره یک کل جهان اسلام معتقد به نابودی نژاد عرب کاملا مخالف با هر گونه حکومت ایدئولوگ از کمونیسم بگیر تا اخر این شناسنامه من سن من هم ۳۵ کتاب مقدس من هم راه سوم نوشته انتونی گیدنز


کنجکاو 21:04 @ Wed, 2 Feb 05

شبح جان!
به گمانم تو و خوانندگانت به اين جمله های بی سرو ته من خو کرده ايد، اين یکی هم روی همه آن ها. از همه بدتر اين "بُرش و به چسب" "کات پيست" ها هم آمد که کار را آسان کند، که خود افتاد مشکل ها را.


بهرام 21:00 @ Wed, 2 Feb 05

کنجکاو عزیز مک فارین هم یک دزد فرصت طلب عین ریگان من روی صحبتم این است بابا ما هر چی میکشیم از ایدئولوگ بودن حکومتهایمان میکشیم دست از ایدئولوژی بردارید فقط ازاد منشی نه حرفهای دروغ و گمراه کننده نه جعل تاریخ امریکا ازاد ترین حکومت دنیاست برای مردم خودش نگفتم برای دنیا میگم حکومت ایران فردا رو من جمهوری از نوع امریکائیش دوست دارم نه اینکه امریکا بیاد بگه این کن یا اون نکن به فقط لیبرال دمکراسی یا مشروطه پارلمانی مثل انگلستان که احدی از حدش تجاوز نکنه نه مثل کره شمالی که مردم از گرسنگی بمیرن بعد یک قاتل روانی با بمب هسته ای از دنیا باج بگیرد چرا اینهمه از هیروشیما میگوئید از جنایات ارتش زاپن در چین نمیگوئید که از چینیها بعنوان موش ازمایشگاهی استقاده میکرد از دیکتاتوریهای هولناک در لهستان کمونیست زده نمیگوئید امریکا داخل کشورش برای مردمش گولاگ و سیبری یر پا کرد اگر کرده بگید من احمق از خواب بیدار شم در اوج جنگ ویتنام جین فاندا به ویتنام سفر کرد وبا رهبران ویت کنگها دیدار کرد و بعد هم برگشت کشورش ایا گرفتن مادرش رو به عزاش گذاشتن بابا پس چرا تو هیچ کشور کمونیستی از این خبر ها نیست من کورم کرم بگید تا بشنوم چرا نمیگید اگر استفاده از اینترنت در سوریه علیه کسی ثابت شود حد اقل ۱ سالد زندان دارد ایا در چین سایتهای سیاسی فیلتر میشود یا در امریکا باز هم میگن بهشت موعود مارکس کو چینه شوروی کره شمالی کوبا ویتنام در امریکا به زور سر نیزه لباس یک شکل تن ادم میکردند یا در امریکا بگید دیگه چرا از اشغال نظامی تبت توسط ارتش سر کوبگر چین نمیگید بابا همه اینها رو بگید من گفتم امریکا تمام کارهاش درست کی گفتم الان هم میگم تا بوده عرب دشمن با بوده عرب هیچ وقت چشم دیدن ایرانی رو نداره دست از سادگی بردارید تاریخ این رو ثابت کرده من الان هم میگم امریکا الان به مرحله دشمنی اشکار با رژیم خمینی رسیده و من استقبال میکنم که در سر نگونی این رژیم فاشیست به ما کمک کنه چرا این حکومتهای کمونیستی یک چوب در زمینه دانش به بشریت تقدیم نکرد اگر هم بوده میزان اختراعات و اکتشافات در مقایسه با حکومتهای لیبرال بسیار نا چیز بوده همین چین از وقتی که نوع اقتصاد بازار ازاد رو قبول کرد روز به روز پیشرفت کرده ۱۰ دانشگاه برتر جهان ۷ تای اول امریکائی ۲ تا انگلیسی و اخری ژاپنی بوده اینها همه دروغه؟ پس چرا تمام کشورهائی که اقتصاد کمونیستی داشتند ورشکسته شده و رفتند چرا دتیا امروز سیستم اقتصاد بازار ازاد رو پذیرفته همه اینها یعنی ابلهند فقط کمونیستها عاقلتد و ۱۰۰۰سوال دیگر دال بر غلط بودن مکتب کمونیسم


شبح 20:49 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام عزيز!(93)
خوش‌حال می‌شوم ايميل‌ات را بخوانم. اجازه گرفتن نداشت.
کنج‌کاو جان!(100)
شرمنده! متن اصلاح شده را بده تا بذارم جاش!


کنجکاو 20:41 @ Wed, 2 Feb 05

اِرنی جان!
در پيوند با نوشته 98
يادم آمد کتاب "مرگ کسب و کار من است" با برگردان شاملو را می گويم.


nana 20:40 @ Wed, 2 Feb 05

درود بر کنجکاو

بسيار عالی نوشته ای من هم لحظه ای قبل داشتم به اين مساله هندوستان و حمله هر کشوری به ان مردم صلح طلب فکر ميکردم .
حقيقتش را بخواهی ميخواستم بنويسم
هندوستان برای ما ايرانی ها مانند ماشين های ای تی ام امروزه بود که ميروی از آن پول نقد ميگيری !!!!!!
و از اسکندر و شاه عباس و هرکی که فکرش را بکنی همواره برای پول نقد و جواهرات به اين بيچاره ها حمله ميکردند !!!!
بهر حال فکر کردم جوکی برای همه بنويسم تا شايد کمی بخنديد و به شباهت خود با اين جوک کمی تعمق کنيد .

در افريقای جنوبی در يک اتوبوس مسافر بری
که عده ای سفيد در رديف های جلو نشسته بودن و عده ای سياه در عقب بين
سفيدها و سياها درگيری و جر و بجث عميقی درگرفت و هنگامی که شروع به پرتاپ کتاب و قلم به هم نمودند راننده با عصبانيت نگه داشت و گفت همه پياده
در بيرون اتوبوس با انان مدتی حرف زد و گفت:
بابا ناسلامتی همه تون انسان هستيد اين سفيدها بدن سياها خوبن يا سياها بدن سفيدها خوبن چيه در اورده ايد همتون انسانيد اصلا بيائيد فکر کنيم همه تون سبز هستيد حالا مثل بچه ادم بريد سوار اتوبوس شيد
سبزهای مغز پسته ای بشينن رديف های جلو و سبزهای يشمی بشينن دريف های
آخر !!!!!!!!!!!!! نانا


کنجکاو 20:26 @ Wed, 2 Feb 05

شبح جان !
من آمدم يکی دو جمله را در نيمه راه فرستادن درست کنم و روی اين دکمه "انصراف" زدم که کاری از دستش بر نمی آيد.


بهرام 20:25 @ Wed, 2 Feb 05

چه گورا ببخشید یک مقدار از اصول ادب دور شدم شبح جان از تو هم معذرت میخواهم


کنجکاو 20:21 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام گرامی!

من هم خيلی دوست دارم آدم رو راست باشه و گذشته را آن چنان که هست بنويسه و نه آن چنان که خودش دوست دارد! ياد ماشالا آجودانی افتادم که در يک سخنرانی، تا آنجا که به ياد دارم می گفت "ما ايرانی ها هر کدام بخشی از تار يخ را آن چنان که دوست داريم می نويسم و گزارش می کنيم، تاريخ را تکه پاره می کنيم ".
من هم بر اين باورم که از گذشته گانمان سوسياليست و کمونيست می سازيم ( آن چنان که ميرفطروس می کرد) و يا فردوسی را فئودال می خوانيم (آن چنان که شاملو کرد) و همه آن دستاورد بزرگ "شاهنامه" را ناديده می گيريم و برداشتی طبقاتی از تاريخ به دست می دهيم. کوتاه اسطوره و تاريخ را از هم جدا نکنيم، آن چنان که هم شاملو کرد و هم شايد خود فردوسی!
تو هم در اين جا نيمی از آن چه را که خودت دوست داری می بينی و من هم نه بی کارم . نه.... که بخواهم در اين گفت و گو های نخود لوبيايی تن بدم که آمريکا خوب است و شوروی بد و ببخشی زر زدن و شکوه آن چه را که خود نيستيم به رخ هم بکشيم. گيريم آمريکا فرشته پاک و بی گناه سياست دويست سال گذشته باشد و .... به من و تو چه که قمپز در کنيم در همان هنگامی که درون هزاران تُن گه شناوريم. باری با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نميشه. باری تو به افسانه هايت بچسب و شبح را با خيال پردازی هايش تنها بگذار. تنها چيزی که در شبح می توان دانست اين است که داری يک شناسنامه است و تو نه، بنابر اين تو هم با رو کردن شناسنامه ات می توانی هر آن چه را که بر آن باور داشتی و نداری و از اين دست، می توانی گفت و گو را کمی دوستانه و يا "روا " کنی. چون شبح با دست باز بازی می کند و بار گذشته اش را هم با خود می کشد.
يک نکته کوچک هم در باره تاريخ نويسی تو بگويم، بخش های تاريک و روشن را بايد نوشت برای نمونه تو رفتار آمريکا را در ماجرای ايران/کنترا چگونه می بينی و داستان فروش ابزار جنگی اسرائيل به ايران ، آليور نورث، و شرف ياب شدن مک فارلين با قرآن و تپانچه!؟
اين نمونه هم برای اين آوردم که تاريخ امروزمان که خود به چشم ديده ايم و در پيوند با کشورمان است برمی گردد و گرنه هزاران نمونه هست که نوشنشان را در اين جا کشتن وقت ارزش مند خود می دانم.

اِرنی جان!

يکم اين که، تنها اميدوارم که آن تاريخ را حافظ اسد ننوشته باشد. هاها. دوم هم اين که به گمانم در که لغزش نوشتاری پيش آمده باشد که ما را در يهود ستيز خوانده باشی. چون اگر هم اين رخ داد روی داده باشد باز هم به گذشته برمی گردد و ارج گذاری به کشته گان در يک جنگ و نمی توان از آن به نژاد!! ستيزی ياد کرد. اگر آن چه را تو می گويی درست باشد بايد هندی ها هم ما را هرگز نبخشند، چون ايرانی ها هر بار پول کم داشتند!! و خرج جنگ کم می آمد به هند لشکر کشی می کردند و باج گيری می کردند.
باری ايران آخوندی و فرهنگش را پس از صفويه را می توان "گبر" زردشتی، یهودی، بهايی و ترسايی ستيز ناميد.
سوم اين که من به تاريخ باور ندارم و تارِخ نويسان امروزين را، چه برسد به سدها و هزاران سال پيش، در به ترين حالت گماشته گان توانمندان ، زورمداران و پيروز مندان می دانم. درست يادم نيست که اين جمله را از کتاب کوستلر!! با برگردان شاملو خوانده بودم که نوشته بود "تاريخ را پيروز مندان می نويسند". اين هم از بدبختی های "لايت آلزايمر" ی است که دچار من شده.
نگاهی به همين تاريخ دو دهه گذشته و فروپاشی شوروی بکن که در باختر چه گونه از آن ياد کردند؟ و يلتسين، آن مردک کودتاچی را قهرمان تاريخی جا زدند . در باختری که قانون ارزش مند ترين پيمان نامه به شمار می آييد را به چشم خود ديديم که يلتسين برای گرفتن امضای خويش چگونه در مجلس آن کشور نامه کودتا چيان را به چهره گورباچف می کوبد که بر آن دستينه گذارد و باختر زمين برای قهرمان اش دست افشانی می کند و روزی ده ها بار آن را در تل ويزيون هايش به نمايش می گذارد. داستان يوگسلاوی و... را هم که سر دراز دارد .


بهرام 19:45 @ Wed, 2 Feb 05

چه گورا این جعل تاریخی تو در هیچ کدام از نوشته های هرتزفلد گیرشمن ماری کخ پیرنیا و کریستین سن نیامده حتما تمام اینها سرمایه دار و مزدوران امپریالیسم موهوم در ذهن چپیها هستند تو به من تاریخ سرزمینم رو نگو که حد اقل مثل پیشینیان تو در فکر فروختن کشورم به امثال استالین و خورشچف نبودم و حتی اگر این ماجرای ۱۳ بدر ۱۰۰ در صد درست باشد یک مقطع از تاریخ ایران بوده تجاوزات مکرر اعراب در ابتدای به قدرت رسیدن اردشیر ساسانی رو چی میگی اتش زدن عظیمترین کتابخانه های ایران رو هم بگو کشتار بزرگ ری و طبرستان رو هم بگو سهروردی رو چه کسانی شهید کردند فردوسی از سوی چه کسانی تکفیر شد قصد جان ناصر خسرو را چه کسانی ۱۰۰۰بار کردند چه کسانی درفش کاویانی را دزدیدند یا شاید هم با امثال پور پیرار هم فکری اگر طبق گفته تو یهودیها یک بار یه ایران بد کردند نزاد کثیف سامی ۲۰۰۰ سال هم بیشتر که در حال تجاوز و زیاده خواهی علیه ایران هست حتما اون موقع هم امریکا در حال توطئه علیه ایران بوده همین اعراب بودند که انقدر با کتاب بر سر رازی کوبیدند تا کور شد یعنی اجداد همین فلسطینیهای قاتل سراسر تاریخ احزاب چپ گرا در تاریخ ایران پر بوده از خیانت و وطن فروشی یادتون رفته در سال ۵۷ زیر علم خمینی داشتین خودتون رو پاره میکردین تا بعد ایران رو به شوروی بفروشین


بهرام 19:44 @ Wed, 2 Feb 05

چه گورا این جعل تاریخی تو در هیچ کدام از نوشته های هرتزفلد گیرشمن ماری کخ پیرنیا و کریستین سن نیامده حتما تمام اینها سرمایه دار و مزدوران امپریالیسم موهوم در ذهن چپیها هستند تو به من تاریخ سرزمینم رو نگو که حد اقل مثل پیشینیان تو در فکر فروختن کشورم به امثال استالین و خورشچف نبودم و حتی اگر این ماجرای ۱۳ بدر ۱۰۰ در صد درست باشد یک مقطع از تاریخ ایران بوده تجاوزات مکرر اعراب در ابتدای به قدرت رسیدن اردشیر ساسانی رو چی میگی اتش زدن عظیمترین کتابخانه های ایران رو هم بگو کشتار بزرگ ری و طبرستان رو هم بگو سهروردی رو چه کسانی شهید کردند فردوسی از سوی چه کسانی تکفیر شد قصد جان ناصر خسرو را چه کسانی ۱۰۰۰بار کردند چه کسانی درفش کاویانی را دزدیدند یا شاید هم با امثال پور پیرار هم فکری اگر طبق گفته تو یهودیها یک بار یه ایران بد کردند نزاد کثیف سامی ۲۰۰۰ سال هم بیشتر که در حال تجاوز و زیاده خواهی علیه ایران هست حتما اون موقع هم امریکا در حال توطئه علیه ایران بوده همین اعراب بودند که انقدر با کتاب بر سر رازی کوبیدند تا کور شد یعنی اجداد همین فلسطینیهای قاتل سراسر تاریخ احزاب چپ گرا در تاریخ ایران پر بوده از خیانت و وطن فروشی یادتون رفته در سال ۵۷ زیر علم خمینی داشتین خودتون رو پاره میکردین تا بعد ایران رو به شوروی بفروشین


nana 19:31 @ Wed, 2 Feb 05

دوستان
بسيار عاليست که همگی داريد با نقطه نظرهای مختلف حرفهاتون رو ميزنيد .
تنها فراموش نکنيد تمامی اين حرفها به گذشته ربط داره و نقاط قوت و ضعف روش های مختلف
سعی کنيد گاهی هم به آينده فکر کنيد و ديدگاه های خود را از درسهای تاريخی بگيد
که چه کارهائی بايد کرد و چه کارهائی نبايد کرد ؟
درس های گذشته به من ميگه بايد تلاش در به وجود آوردن جامعه ای دموکرات کرد
شما چی ميگيد ؟
در ضمن من امشب بلافاصله بعد از نطق بوش که به نظر من احتمالا کلی از مسائل در رابطه با ايران روشن خواهد شد نظرم را
اينجا خواهم نوشت و سعی خواهم کرد
براتون حرفهاش را تجزيه تحليل کنم البته تا
آنجا که عقلم قد ميدهد . نانا


Rosva 19:15 @ Wed, 2 Feb 05

ارنستوی گرامی(۸۸)
اولاْ معلوم نيست اين باصطلاح ْحقايقْ تاريخی درمورد قتل عام ۸۰۰۰۰ نفر ايرانی بيگناه بدست يهوديان خونخوار را از کجا بدست اورده ای (يا جعل؟).اما به عقل ناقص من قد نميدهد که چگونه يک اقليت چندهزار نفری ميتوانند در عرض ۳ روز ۸۰۰۰۰ تن از اکثريتی را که به انها سلطه دارند ْبيرحمانهْ قتل عام کنند (حتی با وسايل امروز!).
ثانياْ عيد پوريم بياد روزهايی جشن گرفته ميشود که دسيسه ی دشمنان يهود برای قتل عام یهودیان برهبری ْهامانْ وزير خشايارشاه توسط استر (هداسا) شهبانوی يهودی نژاد ايرانی خنثی شد.تنها کسانی هم که از بين رفتند خود هامان و ۸ پسرش بودند که بفرمان خشايارشاه بدار اويخته شدند.رجوع کنيد به:
www.ibs.org/bibles/farsi/ot/17_esther.pdf
(شايد هم ۸۰۰۰۰ پسر داشته؟)
ولی همانطور که قبلاْ گفتم چه فرقی دارد حقيقت چه باشد؟در هر صورت يهوديان مقصر هستند!


بهرام 19:05 @ Wed, 2 Feb 05

شبح اگر اجازه میدی یکسری حرف با خودت داشتم میتونم یک میل برات بفرستم ؟


19:03 @ Wed, 2 Feb 05

در ضمن نحوست ۱۳ و تقدس ۷ در ادیان ایرانی فلسفه ای به قدمت تاریخ ایران دارد نه اقای محترم به ۱۳ بدر راستی شبح جان من رو از محاکمه در یک کشور دمکرات که احتمالا منظورت ونزوئلا یا یکی از همین جنس کشور هاس نترسون چون اولا من در ایران هستم در عمرم خارج نرفتم چون مثل شما عزیزان پول باد اورده نداشتم الان هم از کار زیاد در ایران پدرم داره در میاد ولی اگر در ایرانی زمانی لیبرالیسم بر قرار شد قرارنیست من شما رو یا شما من رو بکشی بلکه همه کنار هم هستیم اونهائی که داغ و درفش به راه انداختن فاشیستهای امثال هیتلر و مائو و کاسترو بودند نه لیبرالها البته باز هم بگم در کشور خودشان


بهرام 18:55 @ Wed, 2 Feb 05

چه گورا خوب پس گوش بده این هم جواب تو و شبح اول خوب شد نمردیم و فهمیدیم که ۱۳ بدر از دوران هخامنشی شروع شده اقای عزیز ۱۳ بدر ۳۰۰۰ سال هم بیشتر قدمت داره تو انوقت داری تا دوره اردشیر دوم کوتاهش میکنی این یک جعل تاریخ یعنی کار همیشگیتون دوم کیه که ندونه مزدور شوروی پیشه وری قصد تجزیه ایران رو داشت پس توی چپی نمیخواد ژست وطن پرستی بگیری سوم کیه که ندونه شبح عزیز یکی از متحدان اصلی شاه و امریکا در کودتای ۲۸ مرداد تود ه ایها به همراه کاشانی و عربده کشهای در بار بودن شبح جان در انتخاب دوباره اقای چاوز ۴۲ در صد طبق گقته خود مقامات ونزوئلا مخالفین رای اوردند خفه کردن صدای این ۴۲ در صد یعنی دوکراسی البته از نظر چپیها که فقط در فکر قبضه قدرت هستند چرا هیچ کس اسمی از این اقلیت نمیاره و فقط میگین چاوز برد با ۱۰۰ در صد ارا برد در ضمن ببین شبح من کی گفتم در زمان شاه ازادی بود مطبوعات ازاد بود که این حرف رو به من میچسبونی من اینو میگم اولا خودم رو تا حدودی لیبرال میدونم در یک کشور لیبرال دمکرات درست بر عکس سیستمهای کمونیستی ازادی بیان کامل بر قراره یک نمونه برای من مثال بزن که در یک حکومت کمونیستی نوع بیان ادمی مثل اقای چامسکی تحمل بشه اگر هست بگو سفسطه نکن من نگفتم امریکا دنیا رو ازاد کرده میگم امریکا وکلا لیبرالیسم یعنی ازادی بیان اگر چامسکی در چین یا همین ونزوئلا بود احتمالا تا حالا ریز ریز شده بود هر خکومتی برای منافع خودش اقدام میکنه شکی در این نیست امریکا هم همینطور در مورد اندونزی هم تو مطمئنی تمام اون یک میلیون چپی رو که کشتن وحی منزل ازادی بودن سوهارتو کلی هم غیر چپی کشت اما جیک امثال شما در نمیاد اقای عزیز هر اتقاقی رو همون طور که هست بیان کن من از شما چند سوال پرسیدم بدون اینکه یک دونه رو جواب بدی فقط مثل چه گورا سفسطه کردی تو امریکا میشه پرچم جعلی رژیم خمینی رو از در ور دیوار اویزون کرد اما توایران میشه پرچم امریکا رو اویزون کرد یا توی ونزوئلا فقط به منظور مثال اینها رو گفتم مثل اینکه اراجیف سوزان سانتاگ رو در حمایت غیر مستقیم از همین اعراب دجال که بانیان ۱۱ سپتامبر بودند نخوندی ایا دستگیر و شکنجه شد اگر شده بگو تعارف نکن من نژاد پرستم یا اون عرب بی پدر که همه دنیا رو از جمله توی کمونیست ومن لیبرال رو نجس میدونه نازیها در بحبوحه جنگ دوم به سفارت هیچ کدام از کشورهای دشمن حمله نکردند ولی اشغال سفارت امریکا و زیر پا گذاشتن تمام قوانین جهانی که بعد توسط مزدوران خمینی اجرا شد توسط چپیها اول مطرح شده بود چه کسانی تا زمانی که خمینی نشون داد هیچ کس رو در قدرت شریک نمیکنه با اون همه جا همکاری کردن تا سهمی از قدرت داشته باشن کی به غیر از چپیها و مجاهدین که اونها هم نوعی مارکسیتن تازه من فقط اینو میگم حکومت امریکا برای مردم خودش ازادی کامل اعطا کرده نگو نه که با ۱۰۰۰ دلیل میتونم ثابت کنم اما این حرفت رو که برای بقیه مردم دنیا بعضی جاها غلط عمل کرده رو کامل قبول دارم اینو نگفتی ۸ سال با عرب بی پدر جنگیدیم یا اسرائیل فقط نگو اتیش جنگ رو امریکا روشن کرد که هیچ کس تو این شک نداره که صدام همیشه رویای اشغال ایران رو داشته این حرف دیگه الان یک جوکه که امریکا صدام رو تحریک کرد در ضمن در مورد یهودیها و رابطشون با ایران بهتره چه گورا کتاب کوروش بزرگ ژرار ایسرائیل رو بخون بعد تاریخ رو جعل کن که دشمنی ما با اونها تاریخی و سعی کنی من ایرانی اریائی رو با عرب جنایتکار توی یک صف بزاری


18:11 @ Wed, 2 Feb 05

سمفونی جنگ
www.atash3.blogspot.com


17:57 @ Wed, 2 Feb 05

با عرض سلام●
احتراما" به عرض میرسانیم شماره بعدی مجله پارسی زبان شوکران منتشر شد
از شما دعوت میشود تا از مجله شوکران دیدن نمائید
پنجشنبه 15 بهمن 1383
در این شماره میخوانید
* !کسانی که مصونیت آهنین دارند
* ! فرارروشنفکران به دنیای مجازی
* !درساعت 22 پنجشنبه 17 تیرماه با من باش
* ! قلمی کردن قوائد بازی خدایان
* ! مجردها بخوانند
* ! پیک بدون شرح
* ! نگاهی متفاوت
* ! برای آزادیمون حبس ابد بریدن آزادی آزادی آزادی
نظر خواهی شوکران
ما هر دو هفته یکبار با انتشار مجله شوکران نظرخواهی انجام میدهیم شما میتوانید در نظرسنجی شوکران شرکت کنید
به نظر شما آیا... *
با سپاس از توجه شما
امید آن دارد که کماکان الطاف و راهنمایی های شما عزیزان ره توشه ارتقاء این اثر قرار گیرد .
آدرس مجله http://www.shokaran.tk
به دوستان خود بگوئید
متشکریم●


ارنستو چه گوارا 16:44 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام جان
همانطور که دوستي در کامنت 82 گفت حرفهاي تو ارتباطي به نوشته من نداشت ولي فرض کنيم که بهرام
راستاي ديدگاه من را گرفته باشد و به آن نتيجه گيري رسيده باشد . پس جوابش را ميگويم ولي ادامه نميدهم چون فکر ميکنم تلاش بهرام اين بوده که بحث را به جايي که خودش مد نظرش هست بکشاند و بحث اصلي که حمله آمريکا به ايران است را مخدوش کند:

من هيچ ضديتي با اسرائيل ندارم ولي ديدم که اينجا را جولانگاه فاکت تاريخي براي کوبيدن چپ ها کردي خواستم بگويم شايد که تاريخ ضديت با چپ را خوب يادت داده اند ولي از تاريخ کشورت که ظاهرآ خيلي سنگش را به سينه ميزني چندان نميداني – راستي فلسفه سيزده بدر را ميداني ؟

"فلسفه‌ي سيزده‌بدر:
در سيزدهمين روز فروردين‌ماه، ايرانيان از خانه و کاشانه‌ي خود بيرون مي‌روند و به‌دامن سرشت5، پناه مي‌برند. پناه‌بردن به آغوش پاک و سرسبز سرشت با دو آماج گونه‌گون رخ مي‌دهد که هرکدام يادآور گوشه‌اي از کارنامه‌ي سرزمين ماست. و يادماني را در ما زنده نگاه مي‌دارند.
1- به‌در نمودن نافرخندگي سيزده:
ايرانيان باستان روز پنجم هر ماه را اسپندارمذ يا اسپندارمذگان مي‌ناميدند و آن را "روزبه زنان" بود. انگيزه‌ي نام‌گذاري اين بود که در اين روز هدسه يا استر، شهبانوي هخامنشي به کين‌خواهي کشتار هشتادهزار تن از ايرانيان پاک‌نهاد که يهوديان سال‌گرد آن‌را هرساله زير نام "عيد پوريم" جشن مي‌‌گيرند و به شادي و پاي‌کوبي مي‌پردازند؛ به‌دست پري‌زاد مادر اردشير دوم زهرخورده و کشته شد. ليک سيزده فروردين و نافرخندگي آن! نافرخندگي اين روز از آن‌جا سرچشمه مي‌گيرد که اردشير دوم هخامنشي، در اين‌ روز، سيزدهم فروردين‌ماه با هدسه يا استر زناشويي نمود و وي را زير نام شهبانوي فرمان‌روايي پارس برگزيد!
افزون‌براين، سيزده‌بدر، بزرگ‌داشت ياد نزديک به هشتاد هزار تن ايرانيان بي‌پناهي‌ست که در آن سه‌روزه‌ي کشتار ددمنشانه‌ به دست يهوديان، از خانه و کاشانه‌ي خود مي‌گريختند و به‌ دامن کوه و دشت پناه مي‌بردند! سيزده به‌در و شماره‌ي سيزده از آن روز نافرخنده است که نزديک به هشتاد هزار تن از هم‌ميهنان ما در اين روز کشتار گروهي شدند. آن هم به دست گروهي که به پذيرفتاري خود و رهبران‌شان به‌دست ايرانيان از گرفتاري و دربندي هفتادساله‌ي بابل رهايي يافته اند.
سيزده نافرخنده است و از اين روي مي‌بايست به دامن سرشت و دشت پناه برد. زيرا که در اين روز هم‌ميهنان گرامي ما از هراس شهبانو و کشتار يهوديان به بيابان‌ها گريخته بودند.
2- سبزه‌گره‌زدن:
آفرينش نخستين آدمي در تاريخ ايران داراي ارزش بسياري‌ست. در اوستا چندين و چند بار از کيومرث، سخن به ميان آمده و او را زير نام نخستين پادشاه و نخستين آدم روي زمين شناسانده است. مشيه و مشيانه، دختر و پسر هم‌زاد کيومرث در روز سيزده فروردين با هم زناشويي نمودند. و اين نخستين پيمان و پيوند زناشويي ميان آدميان بود که رخ مي‌داد. آن دو پيمان زناشويي خود را با گره‌زده دو شاخه‌ي گياهي که به گفته‌ي پاره‌اي از پژوهندگان، گياه ريواس بوده؛ جاودانه نمودند. از اين روي در روز سيزده‌بدر دختران و پسران دم‌ بخت با آرزوي زناشويي در سال نو، دو شاخه‌ي گياه را به هم گره مي‌زنند!"

همانطور که ميبيني يهود ستيزي ايرانيان ريشه در اعماق تاريخي دارد که ارتباطي با مسئله فلسطين ندارد به همين واسطه متحد بلفعل دانستن اسرائيل و ايران در تقابل با اعراب بر خلاف نظر تو اعتبار تاريخي چنداني ندارد – هدفم از ارائه اين بحث به هيچ وجه دامن زدن به گرايشات راسيستي متداول در ايران نبوده و نيست و فقط خواستم اين موضوع را عنوان کنم که حتي اگر بخواهيم در حيطه گرايش مشخص بهرام مسئله ايران و يهوديان و اعراب را مورد تحليل قرار دهيم ، با همان مباني و نظريات مشخصي که بهرام دارد ، موضوع متحد بودن ايران و اسرائيل اعتبار ندارد.

بهرام که گور ميگرفتي همه عمر- ديدي که چگونه گور بهرام گرفت


شبح 15:44 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام عزيز!(76)
من گفتم آمريکای لاتين آيا به نظر تو ايالات متحده جزو آمريکای لاتين است؟ تو برای نمونه کوبا را با بوليوی که آمريکا در آنجا چه‌گوارا را به قتل رساند مقايسه کن! آيا بوليوی آمريکایی آزاد و مرفه است؟ همين چند وقت پيش حدود 60 معدن‌چی گرسنه را به رگبار بستند و کشتند که اگر در کوبا اين اتفاق افتاده بود کوش فلک را کر می‌کردند!
البته کوبا اشکالات فراوانی دارد و من نوع حکومت سياسی آن را قبول ندارم. اصولا حکومتی که احزاب مختلف در آن آزاد نباشند حکومت مورد نظر من نيست. اما نه آنقدر که آمريکایی‌ها تبليغ می‌کنند. مردم برزيل و آرژانتين و هايتی و السالوادور و پاناما... چه خيری از آمريکایی بودن بردند که مردم کوبا نبردند؟ بهتر نيست آمريکا بجای جنگ‌ اين کشورهایی را که حاکمان‌اش دست‌نشانده‌ی آمريکا هستند بهشت کند بعد به کوبا و ونزوئلا بپردازد؟
جالب است که کودتای آمريکایی برعليه چاوز عملی دموکراتيک است اما هواداری مردمی که استقلال کشورشان را مي‌خواهند از رئيس‌جمهور منتخب‌شان چاوز عملی ديکتاتورانه!
آمريکایی‌ها مي‌گويند دموکراسی خوب است به شرط اين که طرفداران آمريکا بر سر کار بيايند و منابع کشورشان را مفت به دامن آمريکا بريزند! اگر مخالفين آمريکا را کشتند دمشان گرم اما اگر هواداران امريکا را زندانی کردند داد و هوار که آزادی نيست!
فراموش نکنيم حکومت اندونزی هوادار آمريکا با کمک سفارت آمريکا يک ميليون آزادی‌خواه و کمونيست را کشت و کک هيچ کس گزيده نشد. فراموش نکنيم آمريکا هفت ميليون بمب بر سر مردم ويتنام فرو ريخت! يادمان نرود تنها کشوری که از بمب اتمی استفاده کرد و دو تا از آن‌ها را روی شهرهای غيرنظامی انداخت آمريکا بود و صد البته جنايات چين و شوروی و هيتلر و موسيلنی و استالين را هم فراموش نکنيم.
من می‌گويم آزادی برای همه بدون قيد و شرط!


سیاهکل 15:42 @ Wed, 2 Feb 05

خيلی خو به که مثل هميشه اينجا پر از نظر های متفاوت هست .با اينکه کمتر می تونم بيام دنياي مجازی .ولی ايجا پر از حرف و حديث است. من مثل هميشه مخالف امريکا هستم و ... پر اميد باشی عزيز


شبح 15:34 @ Wed, 2 Feb 05

مينای عزيز!(70)
ظاهرا شما فارسی بلد نيستيد! يک بار ديگر متن من را بخوانيد و بعد اين‌گونه حمله کنيد! ضمنا می‌خواستم بنويسم هی آبجی! ديدم توهين را نبايد با توهين پاسخ داد.


شبح 15:32 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام عزيز!
اول به تو توصيه می‌کنم کمی آرام‌تر بحث کنی و براعصاب خودت مسلط باشی تا ادامه‌ی گفت‌وگو ميسر باشد. اگر حقيقتی نزد تو باشد نياز نداری اين حقيقت را با کلفت‌شدن رگ گردن بيان کنی. با اين روحيه چگونه می‌توانی مدافع آزادی باشی؟ رفتارت بيشتر مانند شعبان بی‌مخ است تا مثلا پوپر و جامعه‌ی بازش!
می‌بينی در اينجا نظرات تو سانسور نمی‌شود و می‌توانی راحت حرف‌ات را بزنی! هرچند به دليل توهين‌های نژادپرستانه‌ات به اعراب اگر در کشور دموکراتيکی زنده‌گی می‌کردی محاکمه می‌شدی! وقتی تو می‌نويسی:"ببینم یک عده چپی همون دروغها رو دارن برای قبضه قدرت میگن مطمئن باش هر طور شده جلوشون رو میگیرم" (77) منظورت از اين "هرطور" چيست؟ يعنی می‌کشيمان ديگر؟ می‌بينی جمهوری اسلامی هزاران نفر را به جرم کمونيست بودن کشت و شاه نيز صدها نفر را به جرم کمونيست بودن کشت و حالا تو هم می‌خواهی بيایی ما را بکشی؟
من يک بار به تو گفتم چين يا شوروی استالينی يا کره‌ی شمالی را کمونيست نمی‌دانم اگر تو از آن نوع کمونيست بيزاری خب من مخاطب‌ات نيستم و با تو در اين بيزرای شريک‌ام. اما در حکومت مورد نظر من آن‌ها هم آزاد هستند که عقايد خود را بيان کنند و حزب تشکيل بدهند. تو هم آزادی. همه کس در ابراز نظر و بيان خود آزاد هستند. آيا آمريکا چنين حکومتی برای ما می‌خواهد؟ آيا آمريکا سال 32 در ايران کودتا کرد و شاه را به قدرت رساند برای ايران دموکراسی آورد؟ احزاب آزاد بود؟ روزنامه‌ها و نشر کتاب آزاد بود؟ راديو و تلويزيون خصوصی و آزاد وجود داشت؟ صبح تا غروب نبايد در مدح شاه و شهبانو مديحه‌سرایی می‌کردند؟
آمريکا دنبال منافع خودش است و منافع او با آزادی و دموکراسی در کشورهای پيرامون در تضاد است. اگر منتظر نشسته‌یی که آمريکا آزادت کند خيال باطلی در سر داری. مردم ايران بايد خودشان اين حکومت را سرنگون کنند و خودشان کشوری آزاد و دموکراتيک تشکيل دهند و بعد البته با آمريکا و اسرائيل و هر کشور ديگری در جهان ارتباطی بر اساس منافع متقابل داشته باشند و باج به آمريکا و چين و روسيه و سگ و گربه ندهد. اما اگر آزادی خود را با کمک کشوری مانند آمريکا به دست آورند بايد هميشه جيره‌خوارش باقی بمانند. از تو که دعوی وطن‌دوستی داری تعجب می‌کنم که هوادار حمله‌ی آمريکا به کشورت باشی. وطن‌پرست‌های ما هم نوبرند!


شبح 15:29 @ Wed, 2 Feb 05

شراگيم عزيز!(65)
اين که من توضيح واضحات بدهم چندان تعجب ندارد اما اين که شما متوجه اين توضيح واضحات نمی‌شويد کمی جای تعجب دارد.
موضوع از اين قرار است که کسی نمی‌گويد برای منفعت‌طلبی داريم جنگ می‌کنيم تا بگوييم خب اين خيلی واضح است که اين گونه جنگ‌ها محکوم است. مسئله اينجاست که حکومت‌ها به جنگ‌های‌شان ظاهری آزادی‌خواهانه و انسان‌دوستانه می‌دهند اما در پس اين ظاهر می‌توان نشان داد که منفعت‌طلبی وجود دارد و حکومت‌های جنگ‌طلب پشت قضيه هستند. اين از اين.
وقتی می‌گويم با هر جنگی حتا جنگ دفاعی مخالف هستم ديگر انتظار ندارم که پاراگرافی به آن طولانی بنويسی و اما و اگرهای فرضی را مطرح کنی! بايد خيلی ساده سوآل کنی پس چگونه می‌خواهی در مقابل کشورهای جنگ‌طلب از خود دفاع کنی؟ تا برای‌ات توضيح بدهم که البته قبلا داده‌ام و فقط بايد با ديدی غير لجوجانه و بحث برای بحث بخوانيش تا دريابی.
اين که نوشته بودم با اسلحه خالی سر پست می‌رفتم به اين دليل ساده بود که آن جنگ را قبول نداشتم و مجبور شده بودم در آن شرکت کنم.
جنگ ادامه‌ی ديپلماسی جنگ‌طلبانه است. کشورهایی که توسط نظاميان و دلالان اسلحه اداره می‌شوند به بهانه‌های واهی تمام منابع کشور را در خدمت نظامی‌گری قرار می‌دهند. شاه بخش وسيعی از بودجه‌ی کشور را برای خريد سلاح و گسترش ارتش اختصاص داده بود او مانند کودکانی که دنبال جمع کردن اسباب‌بازی هستند هر جا اسلحه‌یی می‌ديد می‌خريد. اما آيا اين برای ايران امنيت به بار آورد؟ مسابقه‌ي تسليحاتی مسابقه‌ی ابلهانه‌یی است که هيچ منطقی ندارد. فرض کن حکومت مردمی و مورد نظر من در ايران برسرقدرت باشد. آيا بايد برود روزبه‌روز از نظر نظامی قوی‌تر شود؟ برای چه؟ برای اين که به آن حمله نکنند؟! چقدر قوی شود تا بتواند جلوی آمريکا را بگيرد؟ کوبا از نظر نظامی قوی‌تر است يا عراق؟ کوبا 90 مايلی آمريکاست و آمريکا اگر فوت کند کوبا را باد خواهد برد چرا نمی‌تواند اين کار را بکند؟
بزرگ‌ترين امنيت برای کشورها وحدت و يک‌پارچه‌گی آگاهانه و آزادانه است. ديکتاتورها اگر تمام سلاح‌های جهان را هم داشته باشند سقوط خواهند کرد. مگر شوروی را سلاح‌های اتمی‌اش از سقوط و فروپاشی نجات داد؟
اين را خيلی دوستانه به تو می‌گويم فرق است بين بحث آگاهانه با جدل. سعی کن جوهره‌ی حرف‌ها را دريابی و جهت‌گيری‌ها را تشخيص بدهی و سطح بحث را به مصاديق نکشانی.


doost 15:22 @ Wed, 2 Feb 05

۷۹ عزيز نوشته ۷۸ را يکبار ديگر خوب بخوان ..
مطالبی که شما نوشتيد بيربط است .


بهرام 14:05 @ Wed, 2 Feb 05

راستی شبح عزیز نمیدونی مثل اینکه جانشن کاسترو قراره برادرش رائول باشه به این میگن دخالت مردم در حکومت درست عین رژیم خمینی دمه اینجور دمکراسی واقعا گرم


بهرام 13:57 @ Wed, 2 Feb 05

من اینو میدونم که تاریخ میگه چپی جاعل تاریخ هست هیچ وقت نگران سرنوشت کشورش نیست ذاتا فرد گرا است و قدرت طلب درست عین خمینی در واقع دو روی یک سکه در ظاهر معتقد به ازادی بیان در باطن دشمن شماره یک ازادی بیان همه فقط باید مدح و ثنای اعضائ حزب و اراجیف انها را تکرار کنند و بگویند یاز هم عین رژیم خمینی امریکا و اسرائیل دشمنان خارجی را میکشنداما کمونیستها هم وطنان خود رادنیا برای انها سفید و سیاه است باز هم عین اسلامگراها نمونه ای از جعل تاریخ هم که گفتم همین دشمنی با اسرائیل به گواه تاریخ هولناکترین دشمنان ایران اعراب هشتند چپیها میگن دوست ما هستند ۸ سال عرب جوانا ما رو کشت مملکت رو ویران کرد ما انوقت باید با عرب دوستی کنیم عرفات در طول جنگ بار ها از صدام حمایت کرد و همیشه میگفت ایرانیها دوستان ما اما عراقیها برادران ما هستند کدام نزدیکتر میشود به اقای عرفات حتما از نظر شما چپیها ایرانیها کجا یک فلسطینی از شما چپیها به خاطر حمایتهاتون مننون بوده فلسطینی خشک مغز سایه شما چپیها رو بخاطر بی دینی با تیر میزنه اسرای ما رو عرب شکنجه کرد و کشت یا یهود حتما از نظر شما اسرائیل اخوند مسلمان وعرب صفت در حال غارته یا یهودی حتما اخوندها یهودین ما نمیدونیم در طول تاریخ همیشه عرب ارزوی غارت ایران رو داشته واین کار رو کرده یا یهودی . الان در عراق ازادی مذهبی هست یا مثلادر اذزبایجان تحت حکومت جلادان کمونیست الان عراقیها برای حسن و حسین میتونن جشن بگیرن یا عزاداری کنن یا در دوران صدام ضد امپریالیست شما ازادیخواهان کمونیست زمانی که دولت عرب سودان ۲۰۰۰۰۰۰سیاهپوست جنوب رو بخاطر نزاد متفاوت از اعراب قتل عام کرد چرا راسیست راسیست راه ننداختید فلسطینی مفت خور بره ۱۵تا ۲۰ تا جوون اسرائیلی رو در دیسکو تک دود کنه بفرسته هوا شما ها همه خر کیف میشین چرا چون صهیونیست غاصب رو کشته بعد به خودتون میگین انسان بعد اسرائیل ۴ تا از این جانور ها رو به درک بفرسته همه دنیا میگن راسیست راسیست شما ها هم از همه بد تر خودتون رو جر میدین الان هم تمام غصه شما از حمله امریکا به ایران اینه که اگر امریکا بیاد عقاید مختلف ابراز میشه و دیگه همه به زوز سر نیزه فاشیستهای کمونیست نباید مثل کوبا ۲۴ ساعته از جلادان حاکم بشینن تعریف و تمجید کنن


بهرام 13:26 @ Wed, 2 Feb 05

چه گورا این همه سنگ فلسطینی به سینت نزن چون عرب اصلا توی ایرانی رو ادم نمیدونه گر چه شما چپیا اصلا برای ملیت ارزش قائل نیستید ناهار در تهران شام در تل اویو رو نشنیدی این اعراب دجال میگن در کار خلقت اصلا خلقت ایرانی اشتباه بوده این رو عزیز جون فلسطینیها هم میگن فلستینیها همه شیفته جلادی مثل صدام بودن و اصلا حمایت تو ایرانی یا من رو به حساب نمیارن یادمون نره عرفات در طول جنگ از کی حمایت کرد اره داداش از صدام در طول تاریخ با مدارک مستدل وحشتناکترین دشمنان ما اعراب بودن نه یهودیها اعراب ۳ کتاب خانه بزرگ تاریخ بشری رو اتش زدند در دودان ساسانی . یهودیها هنوز هم ممنون کوروش بزرگ هستند . ۸ سال اعراب جوانا ما رو کشتند و به ناموس ما تجاوز کردند نه اسرائیل در طول تاریخ هیچ قومی به اندازه یهود برای ما بی ازار نبوده هر چه دشمنی بین ما و یهود هست ساخته ذهن مشتی عرب جانور صفت است حتما من الان جاسوس و مزدور اسرائیل شدم در هر صورت من مزدوری برای دوستان رو به دشمنان قسم خورده کشورم ترجیح میدهم شما چپیها همیشه تاریخ رو وارونه نشون میدین وزیران در بار پادشاهان هخامنشی تعدادیشان یهودی بودند در زمان حمله تازیان سگ صفت باز هم در بین سپاهیان ایران یهودی هم بوده شما چپیها تا کی اب در اسیاب دشمنان قسم خورده ایران خواهید ریخت جعل تاریخ تا کی فلسطینی دشمن شماره ۱ ایران بوده و خواهد بود


ارنستو چه گوارا 13:00 @ Wed, 2 Feb 05

امآ حمله آمريکا :

بياييم فرض کنيم با افزايش قيمت نفت از نزديک 9 دلار به نزديک 40 دلار ايران به فکر نيروي اتم نمي افتاد و ما به تفاوت قيمت نفت را در تآسيسات اتمي اش هزينه نميکرد و آنرا در راستاي شعار هاي عدالت طلبانه اي که ميدهد در مسير بسط عدالت اجتماعي هزينه ميکرد – بياييم فرض کنيم که ايران يکي از بزرگترين بازارهاي هواپيماهاي جنگي نبود و بعضي از سالها بخش مهمي از در آمد نفتي اش را صرف خريد هواپيماهاي جنگي مدرن نکرده بود و بياييم فرض کنيم که بزرگترين با لاسري توليد ناخالص ملي ايران و لاجرم در آمد سرانه ايران ارتش و نيروهاي نظامي بسيار پر هزينه اش نبود و اين در آمدها صرف گسترش سيستم هاي بهداشتي و زير ساخت هاي اقتصادي و فرهنگي و صنعتي ميشد و از طرفي فرض کنيم که همان سالها که با انتخاب خاتمي نيز مصادف گشت يک سيستم نسبتآ دموکراتيک و آزاد در ايران بوجود مي آمد ( آرزو بر جوانان عيب نيست) – اگر اين فرض هاي محال اتفاق ميافتاد مسلمآ دوست گرامي رسوا نميتوانست تبليغ به اصطلاح "تنها دموکراسي خاور ميانه " را اينجا انجام دهد و همه ما به او مي خنديديم که فکر ميکند دموکراسي معني اش اينست که زندانهايش مختلط باشد و يا اختلاط دموکراسي و ميليتاريسم از ارزش دموکراسي نميکاهد.
اما اين اتفاقات نيافتاد و ما لاجرم همان کاري را انجام داديم که ايالات متحده آمريکا به آن نياز داشت – ايالات متحده به همان اندازه ولي فقيه خودمان احتياج به دشمن دارد -و تا حد امکان بنيه نظامي ايران را قوي نشان دادند ، براي اينکه آمريکا ما را نشان دهد و بگويد : ببينيد اينها اورانيم تلخيص ميکنند – ببينيد اينها چقدر پول پاي انرژي اتمي ميدهند – ببينيد اينها چقدر هواپيماي جنگي خريده اند .......... و ايران شد يکي از سه پايه شر توي دنيا تا ايالات متحده بتواند به بهانه وجودش ، گلوباليزم مورد نظرش را بسط و گسترش دهد و کشور دوست و برادر اسرائيل در مذاکراتش با ايالات متحده براي کم کردن فشار روي فلسطيني ها ، حمله به ايران را وجه المصالحه قرار دهد تا اثبات کند که بزرگترين دموکراسي خاور ميانه ناگذير بزرگترين قدرت هسته اي و ميليتاريست خاور ميانه هم بايد باشد و اين موضوع را در ذهن هاي ايرانيان انعکاس دهد که صلح اسرائيلي - فلسطيني موجب حمله به ايران شده است تا تلافي حمايت تاريخي ايراني ها از فلسطيني ها شده باشد و از جهتي اين تهديد را که هميشه ايراني ها اعلام ميکنند " چون ما زورمان به آمريکا نميرسد يک موشک ميفرستيم اسرائيل " براي هميشه از بين ببرد ( اين يکي را ديگر اسرائيلي ها درست ميگويند چرا ج.ا. ایران کشورپاکستان را تهديد نميکند و همش گير ميده به اسرائيل ولي اسرائيل هم فراموش ميکند که ايالات متحده هم به نا گزير روزي خود اسرائيل را وجه المصالحه براي نزديکي به اعراب قرار خواهد داد – از همين اکنون ناقوس زوال نفوذ يهودي ها در سياست خارجي آمريکا نواخته شده است و با قدرت گيري جناحهاي بيشتر راسيست آمريکايي دامنه نفوذ يهودي ها در آمريکا به کلي قطع ميشود)
امآ اينکه آمريکا به تاسيسات هسته اي و موشکي ايران حمله ميکند و ريسک شروع يک جنگ جديد را ميپذيرد سئوال اصلي است – چون همانگونه که خود ايالات متحده بارها اعلام کرده هدفش از اين حمله صرفآ هدفي تاکتيکي براي تحت فشار قرار دادن ايران در جهت خواستهاي کاهش تمرکز بر نيروي اتمي و موشکي است و نه شروع يک جنگ با ايران که استراتژيست هاي آمريکايي آنرا منع کرده اند- بدلايلي که در بالا ذکر کردم.


بهرام 12:38 @ Wed, 2 Feb 05

در ضمن من کمونیست کش نیستم چون کمونیسم سالهاس که نابود شده اما اگر زمانی همون طور که خمینی با دروغهاش مردم رو فریب داد ببینم یک عده چپی همون دروغها رو دارن برای قبضه قدرت میگن مطمئن باش هر طور شده جلوشون رو میگیرم یعنی نباید هیچ وقت از چاله ادمکشان اسلام گرا به چاه قصابان کمونست افتاد


بهرام 12:21 @ Wed, 2 Feb 05

شبح جان گفتی میزان دخالت مردم در کوبا نسبت به سایر کشور های امریکای لاتین بالاتر است خوب من یک مقایسه ای در اینکه کوبا ازاد است یا امریکا انجام میدهم گفتی امریکا در دنیا کمونیست کشی کرده ولی کمونیستها همگی از مردم خودشان قتل عام کردهاند در روز سوگند ریاست جمهوری اقای بوش ببخشید که این رو میگم دوربین مردی رو در جلوی پلیس نشون داد که روی سگش یک پارچه انداخته بود و روی اون بزرگ نوشته بود اقای بوش میتونی کون پشمالوی سگ منو ببوسی حتما در دوران استالین و یا کوبا این لفظ رو میشه به کار برد در ملا عام و حتما کاسترو به اون شخص مدال شجاعت میده یا همین چاوز بعد از انتخاباب دوباره تصمیم داشته تمام ایستگاههای رادیوئی رو که موزیک راک پخش میکنن رو تعطیل کنه و مدیران اون رو بازداشت کنه شبح جان من حتما تمام این حرفهام چرنده مگه نه ذات کمونیسم ازادی کش با ۱۰۰۰ دلیل ذاتش سرکوب گر هر جا کمونیسم رفته فجایعی پدید اورده که تا سالها مورد بحث بوده این ازاد بودن در جوامع کمونیستی کجاس که من کور نمیبینم نشونم بده عزیز


بهرام 12:02 @ Wed, 2 Feb 05

بله شبح من همه اینها را میدانم مک کارتی را هم میدانم ولی یک چیز پس چرا نوام چامسکی با اینهمه رجز خوانی اعدام نشده ببین اینکه شما خودرا به کوچه علی چپ میزنید و منکر ازاد بودن امریکا میشوید واقعا نهایت دروغ پردازی است است کمی هم از گولاگ و سیبری بگو کمی هم از قتل عام هائی که لنین و دار و دسته اش در ابتدای به قدر ت رسیدند کردند بگو از اشغال افغانستان بگو از قتل عام ردم مجارستان در ۱۹۵۶ توسط ارتش سرخ بگو از خیانتهای حزب توده بگو شاید فراموش کردی از تیانان من بگو از سرکوب فالون گونگ بگو باز هم بگم عزیز جان


بهرام 12:02 @ Wed, 2 Feb 05

بله شبح من همه اینها را میدانم مک کارتی را هم میدانم ولی یک چیز پس چرا نوام چامسکی با اینهمه رجز خوانی اعدام نشده ببین اینکه شما خودرا به کوچه علی چپ میزنید و منکر ازاد بودن امریکا میشوید واقعا نهایت دروغ پردازی است است کمی هم از گولاگ و سیبری بگو کمی هم از قتل عام هائی که لنین و دار و دسته اش در ابتدای به قدر ت رسیدند کردند بگو از اشغال افغانستان بگو از قتل عام ردم مجارستان در ۱۹۵۶ توسط ارتش سرخ بگو از خیانتهای حزب توده بگو شاید فراموش کردی از تیانان من بگو از سرکوب فالون گونگ بگو باز هم بگم عزیز جان


حميد 10:04 @ Wed, 2 Feb 05

رسوا جان اولا من خطاب به شخص شما چيزي ننوشته ام ... اينجا بحث كلي ست ... شما دعوت كرديد به بحث مستدل بنده هم براي تمام كساني كه اين مطلب را خوانده اند لينكي داده ام كه مطالعه كنند و نظر دهند ... در جواب ميل من شمات از آفريقاي جنوبي مثال آورديد بنده هم لينك مصاحبه آقاي دزموند توتو را كه از همان كشور بوده و به شرزمين معود شما سفر كرده اند رو براتون گذاشتم كه اتفاقا در روزنامه اي معتبر چاپ شده ... اينكه شما جوابي نمي دهيد شايد نشان دهنده اين باشد كه جوابي براي گفتن نداريد ... شايد هم داريد و بنده در اين سطح نيستم ... احتمالا اين تعبير نشان دهنده آزاد بودن بحث است ...
شما بنا به تعبير خودتان حمله به يك كشور مانند ايران رو حق مسلم خود مي دانيد ... بنده هم بنا به همان تعبير خودتان گفتم اين حق براي كشورهاي ديگر هم بايد قايل بود ... كجاي اين حرف اشتباه است ؟؟؟ اگر كلا اين حق نكوهيده ست پس براي دولت شما هم چنين حقي نبايد وجود داشته باشد ... اينكه شما تمام واقعيتهايي را كه جلوي دوربينهاي تلويزيوني و جلوي چشم خبرنكاران اتفاق مي افتد كتمان مي كنيد به عقيده من توهين به شعور كساني ست كه اين مطالب را مي خوانند ... شكستن دست جوانان به جرم سنگ انداختن - كشتن جوانان و نوجوانان با تير مستقيم حتا اگر فريب خورده هم باشند با اين استدلال دقيقا همان كاريست كه آخوندها در مملكت ما با روزنامه نگاران و وبلاگنويسان كرده و مي كنند شما كه داعيه دموكراسي داريد با اين اعمالتان چه فرقي با دولت ايران داريد ؟؟؟ عزيز جان شما گفته ايد ميل من سراسر تهمت و افترا بوده در حاليكه نبوده ... همين چيزهايي كه اينجا مطرح شده در آن ميل هم مطرح شده ...آيا اين مسايل تهمت و افتراست ؟؟؟ آيا كشته شده راشل كوري كه سال گدشته گل كو مفصل درباره آن نوشته بود هم تهمت و افتراست ؟؟؟ رسواي عزيز بهتر است كه به دور از تعصبات ديني و مدهبي و حتي ملي به اين مضوعات نگاه كني شايد به نتايج ديگري برسي... من هم مثال شبح مخالف هر كگونه جنگي هستم ... و حق زندگي مرفه و در آرامش رو فقط براي فرزندان هود نمي خواهم ( هرچند هنوز فرزندي ندارم ) ... فرقي بين يك بچه ايراني يا اسرائيلي يا آفريقايي وجود ندارد ... همين...


شبح 9:26 @ Wed, 2 Feb 05

رسوای عزيز(63)
تصور می‌کنم گفت‌وگوی متمدانه مرا تو را به هم نزديک کرد من تقريبا 80 درصد حرف‌های تو را در اين کامنت اخير قبول دارم. تمام حرف من يک چيز است.
من در ايران بايد برعليه جنگ‌طلبان و دگم‌ها و ضديهودهای کشور خودم مبارزه می‌کنم از تو هم انتظار دارم در اسرائيل برعليه جنگ‌طلبان و دگم‌های کشور خود مبارزه کنی. اين‌جوری دنيا را صلح فراخواهد گرفت. از اين که برای فرزندان من آرزوی زنده‌گی در دنيای انسانی داری تشکر می‌کنم به اميد روزی که صلح و توجه به کودکان سراسر جهان را فراگيرد.


شبح 9:20 @ Wed, 2 Feb 05

بهرام عزيز!(61)
من کشورهایی مانند کره‌ی شمالی را کمونيست نمی‌دانم! کره‌ی شمالی حکومت سلطنتی است که پسر جای پدر می‌نشيد! يک حکومت مذهبی است که کيم ايل سونگ خدای‌اش است! حکومت کره‌ی شمالی حکومت سرمايه‌داری دولتی است که اعضای عالی يک حزب کنترل سرمايه را به عهده دارند نه کارگران.
در مورد کوبا حرف بسيار است اگر تاريخ کوبا را بخوانی خواهی ديد که سياست‌های آمريکا بود که کوبا را به اين سمت و سو کشاند هر چند به هر حال انتقادات جدی نسبت به کاسترو دارم و حکومت او را هم کمونيستی نمی‌دانم اما تصور می‌کنم هم‌اکنون با تحريم‌های و تهديداتی که آمريکا برعليه کوبا اعمال می‌کند باز کوبا نسبت به بسياری از کشورهای آمريکای لاتين از رفاه و بهداشت و تحصيلات و دخالت مردم در حکومت از درجه‌ی بسيار بالاتری برخوردار است.
و اما در مورد آمريکا! در آمريکا تا کنون چندين نفر به جرم کمونيست بودن اعدام شده‌اند يکی‌اش جو هيل، می‌دانی چارلی چاپلين به جرم کمونيست بودن از آمريکا اخراج شد؟ اما از همه‌ی اين‌ها گذشته آمريکا اين‌همه انسان را در سراسر جهان به جرم کمونيست بودن کشته است و مطمئن باش روزی که کمترين خطر را احساس کند در کشور خود نيز اين کار را می‌کند.
حالا از همه‌ی اين‌ها گذشته شخصی با اعتقادات تو اگر روزی در ايران به قدرت برسد دست به کمونيست‌کشی دست نخواهد زد؟
و آخرين سخن اين که مخالفت حمله‌ی آمريکا به ايران بودن چه ربطی به کمونيسم دارد؟


mina 6:49 @ Wed, 2 Feb 05

hey amoo, havaaset baashe raaje be 60 milion tasmim nagiri va hrfe moft nazani ke alaan chand nafar daraan dar haadeseie raanandegi koshte mishan yaa har chi.....yani inghadr ahmnghai ke farghe inke mardom tooie tasadof koshte mishan yaa jang ro enmifahmi?????ki be to ejaaze daade ke baraaie afraadi ke gharaare bad az jang be khiaayel vaahie to aazadi peidaa konan ie ede ro bekoshi???baa in estedlaal ke ghablan ham dar tasaadof momken bood koshte beshid...moshkele keshvare maa aadamaaii mesle to hastand....yaadet baashe raaje be in chizaa dige chizi nanevisi...aslan selaahiyat nadaarim maa ke baraaie joune 60 milion ide bedim va tasmim begirim va beheshoun bebgim ke haalaa ke dar tasaadof va ...koshte mishid dar jang koshte beshid....


پژمان (*) 6:04 @ Wed, 2 Feb 05

باز هم سلام...سرمقاله کوتاهی ازسردبیرِ در آخرین شماره لوموندِ دیپلماتیک  که شاید دوست داشته باشیدبخوانید :هدف : ايران (لینکِ نوشته)   


nana 1:56 @ Wed, 2 Feb 05

در ضمن دوستان

وقتی که ميگم حول محور هر چيزی !!!!
منظورم حتی اين گونه کارهاست

کانون مدافعان حقوق بشر و جامعه مسقل وکيلان دادگستري ايران، عليه شهردار اصفهان اعلام جرم مي کنند . رادیو فردا

چون اعتراض به ساختن یک ساختمان در کنار بنائی تاریخی هم مساله ای اجتماعی است و به میراث تاریخی که به یک ملت تعلق دارد نه فرد مشخص
ربط پیدا میکنه . نانا


nana 0:35 @ Wed, 2 Feb 05

دوستان دقت کنيد

دعوای کمونيست اخه و بده
و ليبرال اخه و گه و خره
و چند در صد مردم مذهبی ين يا نه و
بی خداها چند درصدن نيست عزيزان من !!!!!
صحبت اينه که تمامی اين گروه هائی که شما ميگيد و مخالف نظر هم هستند يک
نفع بزرگ دارند که نقطه اشتراک اوناست و اون ( نفرت همه از دار و دسته خامنه ای ) است .
مگه نه ؟
خوب بايد تمامی اين ادما را با( يک شعار )
حول محور هرچيزی
از رفراندوم گرفته تا هر چيزی که شما فکرش
را ميکنيد ؟ گرد آورد
اين تنها راه حل معضلی به نام جمهوری اسلامی و بازگشت آزادی به ايران است .
و هرکس که تفکری جز اين دارد احتمالا دچار توهم است و بس
بايد بايد بايد در ايران رژيمی سرکار بيايد که
از همه گروه های اجتماعی و احزابی که تشکيل ميشوند نماينده در قدرت داشته باشد تا از تکرار شرم آور شکست های تاريخی ما جلوگيری شود و تحت لوای اين گونه حکومت مردم شروع کنند يواش يواش
به روند شرکت خود در سرنوشت خود خو بگيرند و بهمراهش مسئوليت - وجدان کار -
وقت شناسی و هزارن چيز ديگر که لازمه شهروند جامعه ای دموکراتيک بودن است را
فراگيرند .
تجربه ۲۲ بهمن بمن ميگه که حرکتی که از تمام قشرهای مردم در پروسه قيام شرکت کننده و رهبر پر قدرت داشته باشه خودش
ضامن دموکراتيک بودن مراحل بعدی خواهد بود .
و درست در همان زمان نخستين است که اين رهبران دسته جمعی بايد بايد بايد قانون اساسی دموکراتيک را بنويسند و نزارن به قول معروف وسطش باد بخوره !!!!!!
اينا نکته های کوچکی است که عواقب بسيار بزرگی در پی خواهد داشت . سعی در اتحاد همه کنيد و به اين وسيله حيات سياسی خود را گارانتی کنيد
خيلی مهمه حيات سياسی هر گروه و دسته ای . نانا


شراگیم 23:08 @ Tue, 1 Feb 05

ارنستوی عزیز(64)
اگر ایرانی به خاطر مغایرت سوسیالیسم و یا کمونیسم با مذهب از قبول آن سر باز زند و اگر لیبرالیسم نیز به اندازه ی کمونیسم رایج با مذهب سر جنگ داشته باشد(که ندارد) مردم انتخاب دیگری به غیر از این دو خواهند داشت...منتها چیزی که در اذهان مردم باقی مانده است و وجود دارد این است که کمونیستها انسانهای بی خدا و لامذهبی هستند ولی چنین دیدی نسبت به لیبرالیسم و لیبرال ها وجود ندارد...!
به نظر من اگر قرار باشد روزی چپ ها در ایران با رای مردم به قدرت برسند طیفی از چپها به قدرت خواهند رسید که کمترین تعارض را با مذهب داشته باشند و حتی خود را مذهبی معرفی کنند...چیزی مثل همان مارکسیستهای اسلامی!


شراگیم 23:03 @ Tue, 1 Feb 05

شبح عزیز(52)
با این حساب من منظور تو را بد متوجه شده ام یا بهتر است بگویم تو منظور خود را بد بیان کرده ای...!جنگی که بین دو دولت به خاطر منفعت طلبی و سود جویی طرفین روی دهد مسلم است که بد و نکوهیده است و هیچ کسی هم چنین جنگی را تایید نکرده و نمی کند و با این حساب کل مطلبت جز توضیح واضحات چیز دیگری نبود...ولی نوشته تو و به خصوص بعد از اینکه گفتی که در زمان جنگ با خشاب خالی سر پست می رفتی این ذهنیت را ایجاد می کرد که شبح آدمیست که اگر بر رویش هفت تیر هم بکشند می ایستد و نگاه می کند و شاید هم لبخند می زند...
با این تفاصیل تو نمی توانی و نباید بودجه دفاعی مملکتی را که در آینده اداره خواهی کرد! صرف مصارف انسان دوستانه بکنی و نیز نباید توپ و تانک و مسلسل را به موزه ها بسپاری...همچنین به دلایل کاملا منطقی تو نمی توانی وقتی می دانی که کشور همسایه ات (فرض کن رژیم طالبان)که دشمنان قسم خورده ی کشور تو هستند در حال تدارک یک حمله ی وسیع میّاشند و یا در یک قدمی دستیابی به بمب اتمی هستند ساکت بنشینی و منتظر شروع جنگ بمانی...تو باید با هر استراتژی مفید (که ممکن است حتی حمله پیشگیرانه باشد) علاج واقعه را قبل از وقوع بکنی و حتی در شروع کردن جنگ هم پیش قدم شوی و با هواپیماها و موشکهایت تمامی تاسیسات اتمی فرضا طالبان را با خاک یکسان کنی و صدها و بلکه هزارن نفر از حتی غیر نظامیانی را که در تاسیسات هسته ای به کار مشغولند و یا در اطراف آن ساکن هستند را قتل عام کنی...!
قبول کن در چنان شرایطی تو هم همان کاری را می کردی که آمریکا کرد...مهم این نیست که در عراق سلاح کشتار جمعی یافت نشد مهم این است که بهانه ی آمریکا برای لشکر کشی به عراق قابل قبول و درست بود...نمی خواهم از عملکرد آمریکا در حمله به عراق دفاع کنم می خواهم این را بگویم که تا وقتی به قدرت نرسیده باشی می توانی بر علیه جنگ و جنگ افروزی شعار بدهی و سخنرانی کنی و کتاب بنویسی و تجمع اعتراض آمیز به راه بیندازی...ولی وقتی به قدرت رسیدی لازمه ی حفظ آن این است که به اقتضای موقعیت هم شروع کننده ی جنگها باشی و هم غیر نظامیان را قتل عام کنی و هم تمام کارهایی را انجام دهی که امروز قدرتها انجام می دهند و تو فریادت از آنها بلند است.
...اگر بخواهی در این بازی شرکت کنی باید قواعد بازی را رعایت کنی...!در این بازی دو دسته برنده اند...جلاد ها و دروغگوها...! پس چرا اصرار به شرکت در بازی ای داری که می دانی حتی اگر برنده هم شوی باز بازنده ای!؟


Rosva 20:11 @ Tue, 1 Feb 05

راستی اين کيبورد همزه ندارد؟


Rosva 20:02 @ Tue, 1 Feb 05

شبح جانم
اول از همه عرض کنم جوابی برای اقای حميد ندارم چون چندی پيش نامه ای سراسر تهمت و بد و بيراه برايم فرستاده بود ولی حتی حاضر به خواندن جواب مستند من نشده بود(اين را ميگويند بحث ازاد!!!) اما در مقابل لينکی که داده:
www.carasso.com/roger/Israel/dershowitz.html
www.isop.ucla.edu/article.asp?parentid=5071
و اما جواب شما:
۱.المان نازی تا ابد لکه ننگی بر دامان بشريت و بخصوص دنيای ازاد خواهد ماند.روی کار امدن هيتلر از راههای دمکراتيک نه توجيه جنايتهای او وامثال او ونه دليلی بر رد دمکراسی و حقانيت رای مردم است.
۲. اسراييل کشوری سکولار و جدا از مذهب است.خود من مانند بسياری از مردم اسراييل اته ايست(يا بهتر بگويم اگنوستيک) هستم ولی اين ذره ای از مليت من که يهودی است کم نميکند.در مورد ارتباط مليت يهود و مذهب يهود رجوع کنيد به بحث قبلی.
۳.يکی از اشتباهات رايج شما نسبت دادن تشکيل اسراييل به سياست انگليس يا امريکا و غيرهم است.جنبش بازگشت يهوديان (اکثراْ سکولار-چون بسياری از يهوديان مذهبی از ورود به ارض موعود تا زمانی که ناجی موعود ظاهر نشده ابا داشتند)از اواخر قرن نوزدهم و در دوران عثمانيان گسترش پيدا کرد.دولت انکليس در دوره ی اشغال فلسطين (۱۹۱۷ تا جنگ استقلال ۱۹۴۸) برغم اعلاميه ی بالفور بزرگترين سد و مانع اصلی ورود و اسکان يهوديان به اين سرزمين محسوب ميشد و سياست ان بواضح (و به اعتراف خود اعراب) بسمت مواضع عربی گرايش داشت.
۴.درباره ی مردم غير يهودی اينجا -ريشه ی انها و اينکه چقدر از انها ْفلسطينيْ و چقدر ْديگرانْ و مهمانانی بودند که برای مفتخوری خودشان را به اوارگان چسباندند و اصولاْ چرا مساله ی اوارگی درست شد رجوع کنيد به بحث قبلی.
۵.ْکشتار کودکان بيچاره ی سنگ پرانْ از کثيفترين افتراهايی است که هر روز بدون پايه و اساس علم ميشود و هر کسی ان را بدون اطلاع درست نقل ميکند.تنها کودکان فلسطينی که در اين ميان از بين ميروند انهايی هستند که ْقهرمانانْ بزدل انقلاب فلسطين از انها بعنوان سپر انسانی برای حمله به ما استفاده ميکنند .هر جا که تيراندازی شروع ميشود انها را به خط اول ميفرستند و خون انها را پيرهن عثمان ميکنند.محمد الدوره هم يکی از همين بخت برگشته ها بود که وسط تيراندازی دو طرف گير کرد و جانش را تقديم جهاد اسلام نمود. گروه بيطرف المانی که مرگ او را بررسی کردند نتواتستند تايين کنند تيری که به او خورد از سوی کداميک از طرفين شليک شده بود اما چه فرقی ميکند؟اصل کار اينست که يهوديان مقصر هستند!
۶.در پايان؛شبح عزيز..
ارزوی من برای بچه های تو وخودت اين بود که به سطح ازادی و رفاه ما برسيد.اين لزومی ندارد که هيچ يک از ما بچه های ديگری را از بين ببريم.ارزوی من اينست که روزی فرزندان من و تو با هم در خيابانهای تهران ازاد و بی دغدغه گردش کنند.


ارنستو چه گوارا 19:44 @ Tue, 1 Feb 05

شراگيم جان اول اينکه اکثريت مسلمانان جهان تا انجا که من ميدانم ايراني ها را به معني واقعي کلمه چندان مسلمان نميدانند و شيعه ايراني بودن نوعي طنز به حساب ميآيد و ريشه غير مسلمان دانستن ايراني شيعه را بايد در تاريخ جستجو کني . شايد يکي از دلايلي که ايراني ها در جريان انقلاب مسلمان بودن را انتخاب کردند اين تحقيري است که جهان اسلام هميشه نسبت به ايراني شيعه داشته است - ولي فرض کنيم که اکثريت ايرانيان که شيعه 12 امامي هستند را کاملآ مسلمان بدانيم – حال تو ميگويي اين شيعه 12 امامي شما خصومتش با کمونيزم بيشتر از خصومتش با کاپيتاليزم و ليبراليزم است – از کجا ميگويي و اصولآ روش اداره يک حکومت ارتباطي با عقايد مذهبي ندارد – بعنوان مثال من مدعي ميشوم که مباني کاپيتاليزم و ليبراليزم بسيار بيشتر از مباني سوسياليستي با اين شيعه 12 امامي شما سر جنگ دارد. پس نتيجه ميگيرم که نميتواني با ادعاي مسلمان بودن ايراني ها به اين نتيجه برسي که ايراني با سوسياليزم سر جنگ دارد .


بهرام 19:12 @ Tue, 1 Feb 05

روی سخن من با تمام کسانی است که سنگ مشتی دجال ادمکش ایدئولوگ بنام کمونیست را به سینه میزنند من از شما شبح جان یک سوال دارم و خواهش میکنم سفسطه هم نکن شما در وسط امریکا بایست و هر چه دلت خواست به امریکا بگو ایا تو بازداشت و تهدید به مرگ میشوی ایا در امریکا مانند کره شمالی که سر کر دگانش بعنوان بزرگترین دشمنان مطبوعات معرفی شدند استفاده از اینترنت و موبایل جرم سنگین محسوب میشود ایا در امریکا مانند پل بوت با مخالف رفتار میکنند فقط یک کشور کمونیستی نام ببر که در ان کلمه ای بتوان در مخالفت با حکومت بیان کرد یک کشور کمونیستی نام ببر که در ان رسانه های مستقل وجود داشته باشد در کوبا ۴۰سال هست که یک دیکتاتور با حرکات ابلهانه اش زندگی را بر مردمش جهنم کرده بگذریم که جلادان کره ای و چینی و کوبائی از حامیان اصلی رژیم اخوندی هستند وارونه کردن حقایق تا کی


بهادر 17:36 @ Tue, 1 Feb 05

مرسی شبح عزیزم از دعوتت .... من مطمئن هستم که شکم به یقین تبدیل می شه ... حتما میام استاد.


شبح 16:52 @ Tue, 1 Feb 05

رسوای عزيز!(56)
1- مسلما وقتی در فضای کوچکی مانند نظرخواهی بحث مي‌کنيم جوهره‌ي نظرات خود را می‌گوييم. به نظر من هم ماجرای شکل‌گيری اسرائيل پيچيده است. شگل‌گيری کل منطقه توسط انگليس و کشورهای پيروز در جنگ جهانی دوم هم قابل بحث است. اين که چگونه سعودی‌ها از جنوب عربستان به رياض آمدند و کشوری به نام عربستان سعودی شکل گرفت، اين که هاشمی‌ها را از مکه به اردن بردند و حکومت اردن هاشمی را بنا نهادند. و پايه‌گذاری دولت اسرئيل محل بحث است اما به هر حال کشتار مردم فلسطين به دست صهيونيست‌ها حقيقتی است که نمي‌توان آن را کتمان کرد. همان‌طور که کشتن مردم اسرائيل توسط تندروهای مسلمان حقيقتی قابل انکار نيست و محکوم است. ما آن‌ها را محکوم می‌کنيم اميدوارم تو هم کشتار مردم فلسطين را محکوم کنی و درصدد توجيه و تفسيرش برنيایی!
2- اين 18 يا 20 درصد غير يهودی چگونه به اين تعداد رسيده است. آيا ساکنين فلسطين همين‌ها بودند؟
3- کشتن کودکانی که از سر استيصال فقط سنگ می‌پرانند! آيا کشتن افراد مسلح است؟ الدوره که با تير مستقيم کشته شد! اسلحه در دست داشت؟ فيلم به قتل رساندن‌اش را ديده‌یی؟ هميشه برای اين که بدانيم چه کسی اول تفنگ‌اش را به روی ديگری نشانه گرفته است بحث بسيار است. هيتلر هم می‌گفت يهودی‌ها توطئه می‌کنند و بايد بيرون‌شان کرد و کشت‌‌شان تا توطئه نکنند. اگر صادق باشی خواهی ديد اين حکومت‌ها هستند که اسلحه دست ما می‌دهند تا هم را بکشيم بدون اين که کينه‌یی از هم داشته باشيم.
ضمنا مسلمانان هم می‌گويند برای دفاع از خود به روی شما اسلحه کشيده‌اند می‌بينی اين منطق راه به جایی نمی‌برد. من مخالف حمله به اسرائيل هستم و برعليه حکومت جنگ‌طلب کشور خود مبارزه می‌کنم اميدوارم تو هم مخالف جنگ باشی و با حکومت يا جناح جنگ‌طلب حکومت اسرائيل مبارزه کنی.
4- اين جمله‌ي تو را نمی‌فهم‌ام:" من هم باميد روزی هستم که فرزندان تو هم به حد فرزندان من برسند " يعنی تو تصور می‌کنی بجه‌های تو از من بالاتر هستند؟ بچه‌های جزو مردمان مترقی چهان هستند. شنبه‌ها کار می‌کنند گوشت خوک می‌خورند و مخالف اعدام و جنگ هستند! حالا نمی‌دانم چه بايد بکنند تا حدشان بالابرود!. خجالت نکشن بگو:" ولی برای اينکه فرزندان من به این فردای روشن برسند لازم است امروز ..." بچه‌های تو را بکشم. نه دوست عزيز هيچ سعادتی برگور ديگران ساخته نمی‌شود.
------------
اما تو به سوآل اصلی من پاسخ ندادی! مگر هيتلر با رای مردم آلمان برسرکار نيامد؟ مگر آلمان در دوران او بسيار پيشرفت نکرد. آيا اين اکثريت حق داشتند اقليت يهود را بکشند و آواره کنند؟
و نکته‌ی آخر اين که يهودی‌های زيادی را مي‌شناسم که ضد جنگ هستند، ضد صهيونيسم هستند. (دوست يهودی دارم که مدتی در اسرائيل زنده‌گی کرده بود و از دست حزب‌اللهی‌های يهودی کتک خورده بود او می‌گفت تو اگر حزب‌الهی‌های ما را ببينی آن‌وقت می‌فهمی که حزب‌الهی‌های شما در مقابل‌شان خيلی هم خشن نيستند.) ضمنا من يهودی‌های شناسانه‌يی می‌شناسنم که اساسا يهودی نيست و هيچ مذهبی ندارد. شوهر خواهر يکی از دوستان‌ام از اين قسم يهودی‌هاست او آته‌ايست است و با زنی آته‌ايست که از نظر شناسنامه‌یی مسلمان است ازدواج کرده است و زنده‌گی بسيار خوبی هم دارند و الان هم در آمريکا زنده‌گی می‌کنند.


حميد 15:59 @ Tue, 1 Feb 05

شبح جان باز سلام ... ببخش اگر زياد به بحثي كه شما مطرح كرده ايد ربطي ندارد اما يك لينك اينجا قرار مي دهم در مورد همان نوع دموكراسي كه اسرائيلي ها ادعاي داشتن آنرا دارند ... و اينكه اعراب در اسرائيل به مقامات بالا مي رسند ( البته مشخص نشده اعراب يهودي يا اعراب مسلمان چون مذهب هم يكي از اركان اين نظام است دقيقا مانند حكومت آخوندي خودمان ) ... فقط به عنوان توضيح اضافه مي كنم كه آقاي بيشاپ دزموند توتو برنده جايزه صلح نوبل از كشور آفريقاي جنوبي هستند ... مطلب از روزنامه لوموند مي باشد...
http://mondediplo.com/2003/11/04apartheid


شبح 14:38 @ Tue, 1 Feb 05

شراگيم عزيز!(51)
اگر اين گونه است که مي‌گویی و پس چرا اينقدر از کمونيست‌ها وحشت دارند؟ چرا ما را می‌کشند؟
در مورد اين که اکثريت جامعه ايران آته‌ايست نيستند با تو موافق هستم اما به عقيده‌ی من اکثريت جامعه اين به اين که دين بايد از سياست جدا باشد اعتقاد دارند.
دينداری و بی‌دينی هر دو بايد آزاد باشد و من تصور نمي‌کنم اکثر مردم ايران مخالف اين عقيده باشند. اما به هر حال جريان ضددينی وسيع و حکومتی راه اندختن را هم قبول ندارم. زياد نبايد اين مسايل را انگولک کرد. اول بايد طبقات را از بين برد و متناسب با آن پايه‌های فرهنگی جامعه طبقاتی را زد. روند معکوس هميشه برای حفظ طبقات صورت می‌گيرد.


Rosva 14:27 @ Tue, 1 Feb 05

شبح جانم
۱.کشمکش عرب و اسراييل بسيار پيچيده تر و عميقتر از ان است که شما باين نحو ساده لوحانه نمايش ميدهيد:ْيهوديهای غاصب امدند-عربهای بدبخت را از خانه شان بيرون کردندْ.پیشنهادمیکنم ه ريشه های تاريخی اين جدال نگاه دوباره ای بياندازيد يا لا اقل به بحثی که پارسال با ارنستو و ديگران داشتم مراجعه کنيد.
۲.دموکراسی اينجا مختص يهوديان نيست. همانطور که پيش از اين هم گفتم ۲۰-۱۸ ٪ جمعيت اسراييل را غير يهوديان (اعراب مسلمان و مسيحی-مسلمانان دروزی و چرکسی و غيره) تشکيل ميدهند که با شهروندان يهودی کاملاْ مساوی الحقوق ميباشند و بسياری از انان در ارتش با کمال افتخار خدمت کرده و به درجات افسری و اميری ميرسند.کليه مقامات کشوری بروی همه شهروندان بدون در نظر گرفتن مذهب ازاد هستند(تعجب ميکنيد؟) و عربهای قاضی دادگاه عالی کشوری يا سفير و وزير اينجا عادی شده اند.
۳.در مورد جنگ من قصد بمب انداختن بروی مردم بيگناه ايران را ندارم اما عقيده دارم اگر کسی تفنگش را بروی من نشانه گرفته و در حال چکاندن ماشه است من حق دارم از خودم دفاع کرده و باو شليک کنم .اينطور نيست؟
۴.من هم باميد روزی هستم که فرزندان تو هم به حد فرزندان من برسند و نياز به جنگ و خونريزی از ميان برود ولی برای اينکه فرزندان من به این فردای روشن برسند لازم اشت امروز از انها دفاع کنم.


شبح 14:23 @ Tue, 1 Feb 05

لولو عزيز!(48)
من با تغيير نام موافق نيستم. اما خوب است که از همه دعوت کنيم هر وب‌لاگی با زبان و شرايط خودش به اين موضوع بپردازد. اين‌جوری حرکت آگاهانه‌تر خواهد بود.


حميد 14:23 @ Tue, 1 Feb 05

شبح جان ... ببخش كه هم ايراد املايي داشت نوشته ام و هم 2 بار پست شده بود ... يكيش را پاك كن بي زحمت ...


حميد 14:20 @ Tue, 1 Feb 05

سلام شبح جان ... عزيز جان همانطوريكه خودت هم به آن اشاره كرده اي حيات دولتها و نظامهايي شبيه به دولت ايران و دولت بوش در گرو وجود دشمنان خيالي ست ... مطمئن باش كه وجود يك حكومت بشود گاه گاهي از آن به آن به عنوان دشمن ياد كرد براي هر دو طرف سودآور است ... به نظر من اين جريانات حمله و غيره جنگ زرگريه ... در مورد اسرائيل هم البته ممكنه خيال حمله به ايران را در سر داشته باشند اما اگر با اين منطق كه داشتن فلان تسليحات براي فلان كشور خطرناك است تعبير چندان معتبري نيست ... مطمئنا كشورهاي ديگر هم مي توانند با استناد به اين تعبير به اسرائيل حمله بكنند ... آيا اين حق را به كشورهاي ديگر هم مي دهيد ؟؟؟ اساختن يك كشور پيشرفته در قلب ممالك بذوي عربي احتمالا فقط با كشتار كودكان تاكيد مي كنم كودكان و زنان و مردان بي گناه در صبرا و شتيلا يا دير ياسين يا جولان و سرزمينهاي اشغالي ميسر است يا با كشيدن ديوار حايل كه نقض بارز و كامل حقوق بشر است ؟؟؟ احتمالا دموگراسي آن هم از نوع اسرائيلي با جنگ طلبي و خشونت طلبي و كشتار رابطه مستقيم دارد ...


شبح 14:05 @ Tue, 1 Feb 05

شراگیم عزیز!(41)
در مورد مسایل مختلف حرف زدی که اگر بخواهم در مورد همه‌ی آن‌ها پاسخ بگويم سخن به درازا کشيده می‌شود و حاصلی ندارد پس پاسخ خود را روی مسئله‌ی جنگ متمرکز می‌کنم.
جنگ معلوما بين دولت‌های جنگ‌طلب اتفاق می‌افتد. مثلا به جنگ 8 ساله‌ی ايران و عراق اگر توجه کنی خواهی ديد هر دو حکومت جنگ‌طلب بودند و برای هر دو جنگ نعمت بود. عراق می‌خواست از اوضاع آشفته‌ی ايران استفاده کند و مرز آبی خود با آب‌های آزاد را گسترش دهد و به منافع نفتی دست پيدا کند و حکومت ايران می‌خواست به بهانه‌ی شرايط جنگی اختناق را حاکم کند و مخالفين خود را سرکوب کند. کشورهای بزرگ غربی هم دنبال منافع خود در اين جنگ بودند از سوی عراق را تضعيف می‌کردند و از سوی ديگر انقلاب ايران را در نطفه خفه می‌کردند و در اين ميان تمام سلاح‌های مدرنی که در زمان شاه در ايران انبار شده بود از بين می‌رفت و راه برای فروش اسلحه فراهم می‌شد به همين دليل وارد جنگ فرسايشی بی‌حاصلی شدند که قرار بود برنده نداشته باشد و تا يکی از طرفين قوی می‌شد و خطر سقوط ديگری فراهم می‌آمد به کمک طرف مقابل می شتافتند وقتی هم که جنگ به مراحل خطرناکی رسيد و ممکن بود به انقلاب در دو کشور منجر شود. جنگ را تمام کردند.
حالا فرض کن دولت انقلابی و طلح‌طلبی در ايران حاکم بود. آن‌وقت در سراسر جهان برعليه جنگ اعتراضات گسترده‌یی راه می‌انداخت و به محض اين که عراق عقب‌نشينی کرد در همان ماه‌های اول جنگ و پيشنهاد صلح داد سريعا از صلح استقبال می‌کرد. می‌تواند جنگيد اما ضد جنگ تبليغ کرد. وقتی می‌گويم من ضد جنگ هستم يعنی اين که قبول ندارم به بهانه‌ی صدور انقلاب بايد جنگيد! يعنی قبول ندارم به بهانه‌ی جنگ بايد بمب و موشک برسر مردم غيرنظامی فروريخت! يعنی اگر کشوری به ايران حمله کند با اين که دفاع مشروع را حق مردم ايران مي‌دانم اما هر روز و هر لحظه برعليه جنگ خواهم نوشت و اگر بدانم دفاع بهانه‌یی برای تداوم جنگ است آن را افشا می‌کنم.
مسئله اين است که حکومت جنگ طلب را قبول نداشته باشيم و جنگ با اشغال فرق دارد. اگر مردمی جنگ‌طلب نباشد و به آن‌ها حمله شود در همان چارچوب از خود دفاع می‌کنند و در سراسر جهان از مردم آزاده و صلح‌طلب می‌خواهند که جنگ را محکوم کنند. نه آن که "نوای جنگ جنگ تا پيروزی" و "جنگ نعمت است" راه بياندازند.
ضمنا من هرگز مدافع حکومتی که اکثريت مردم قبول‌اش ندارند نيستم حتا اگر آن حکومت سعادت مردم را بخواهد و آن مردم مازوخيست باشند و سعادت برای خود نخواهد!


شراگيم 12:44 @ Tue, 1 Feb 05

اقبال عزیز(44) اشتباه شما این است که یک محفل دوستانه ی خودی را در وبلاگ شبح که به گونه ای پاتوق یک طیف فکری خاص شده است و یا محفلها و میتینگهای خودتان در خارج از کشور را می خواهی به کل جامعه داخل ایران تعمیم بدهی... این تصور که داخل ایران آتئیستها و سکولارها از قدرت و پشتیبانی مردمی برای تغییر حکومت می توانند بهره بگیرند صرفا ناشی از توهمی ست که خارج از مرزهای اینجا گریبان خوش خیال ترین جریان های چپی را گرفته است و با واقعیت جامعه ایران هزاران سال نوری فاصله دارد.
اگر قرار باشد روزی رفراندومی برگزار شود و همین شبح یا شخص شما در موضعی قرار بگیرید و بخواهید صادقانه به نفع کمونیستها و جامعه ایده آلتان تبلیغات انتخاباتی کنید و اهداف و جامعه آرمانی خود را تشریح نمائید چند درصدی بیشتر رای نخواهید آورد...الغای مذهب شما را به عنوان شیطان مجسم در اذهان مردمی که مذهب رکنی از ارکان زندگیشان شده است ثبت خواهد کرد...نفی مالکیت خصوصی برای مردمی که با الفبای کار و زندگی اشتراکی بیگانه اند و احساس مالکیت و غریضه ی تصاحب و تملیک(حتی در بین محروم ترین قشرشان) اصلی ترین غریضه است، «نفی مالکیت خصوصی»در حکم محروم ماندن از حق و حقوق اولیه و بدیهی خویش است. ...نداشتن حتی یک نمونه ی عملی موفق پیاده شده و وجود تجربه های عقیم و یا شکست خورده ی مشابه در کشورهایی مثل شوروی سابق و در مقابل وجود کشورهای سرمایه داری فوق العاده مرفه و پیشرفته(ذهنیتی که از کشوری مثل آمریکا و یا جوامع اروپای غربی در بین مردم وجود دارد) مردم (حتی سکولار ترینشان را) را از اطراف شما فراری خواهد داد.

این جنبش ضد دینی که شما تصورش را می کنید را من که داخل ایران ندیده ام. اگر منظور شما از جنبشی که هر لحظه قوانین اسلامی را زیر پا می گذارد جنبشیست که پیشگامان آن عرق خورها و خانوم باز ها و به اصطلاح خودمان اهل حال! هستند باید بگویم که خیلی از همین افراد محرم و صفر که می شود سیاه می پوشند و سینه و زنجیر می زنند و رمضان که می شود روزه می گیرند و گناه نمیکنند و خیلی از آنها هر ساله برای گرفتن و شفا و حاجت راهی مرقد امام ها و امام زاده ها می شوند و باز هم خیلی از همانها بعد از خوردن عرق دهان خود را آب می کشند و نماز می خوانند و طلب استغفار می کنند و در انتهای نمازشان هم برای ظهور آقا امام زمانشان دعا می کنند...!
درصد بالایی از مردمی که ظاهرا شعایر دینی را انجام نمی دهند عمیقا به باورهای دینی معتقدند و صرفا چون نمی توانند بر هواهای نفس خود لگام زنند با توجیهاتی که برای خود می آورند(مثل بخشنده بودن خداوند و یا تفسیرها و تاویلهای مختلف از دین) خود را راضی نگاه می دارند.
اما در مورد دو خط آخر مطلبتان...اگر به هر نحوی حکومتی چپی در ایران تشکیل شود
این حکومت حداقل باید در شهرهای مذهبی مثل قم حمام خون به راه بیندازد...چون مسلما مذهبیون افراطی که حکومت را از آن روحانیت می دانند بیکار نخواهند نشست و به انحاء مختلف به مبارزه برای سرنگونی چنین حکومتی تلاش خواهند کرد...در کنار اینها طیف ها و گروه های مختلف با ایدئولوژیهای دیگری نیز وجود خواهند داشت که هرکدام برای رسیدن به قدرت شروع به مبارزه و تلاش می کنند و شمایی که امروز طاقت بریدن سر یک گنجشک را هم ندارید به انسانهایی تبدیل خواهید شد که جز کشتار و سرکوب مخالفین برای بقای خود به چیزی فکر نخواهید کرد.


پژمان 11:37 @ Tue, 1 Feb 05

در نظرِ قبلي "..نظرِِ شماره (۴۴) ..." درست است.


پژمان 11:34 @ Tue, 1 Feb 05

سلام... اقبالِ عزیز بدونِ اظهارِ نظر در موردِ موضوعِ نظر() در موردِ جمله "... اگر شخص شما [شراگیم]مذهبی نيستيد و شبح نيست و من نيستم و نانا و پژمان و منوچهر مذهبی نيستند که نیستند... " اگر 'پژمانِ' نام برده شده من باشم، به یاد نمی آورم هیچ گاه در موردِ عقیده شخصی ام در موردِ دین و مذهب چه در این نظرخواهی و چه در جایِ دیگر صحبتی نکرده ام و دلیلی هم برایِ صحبت در باره آن نمی بینم.البته اصولاً تا تعریفِ "مذهبی بودن" مشخص نشود فکر نمی کنم بتوان گفت اصولاً کسی مذهبی هست یا نیست.با توجه به جمله بعدی تو که "... پس این نشون میده که آتئیستها و سکولارها در جامعه کم نیستند... " به نظر می رسد مذهبی نبودن دستِ کم در موردِ افراد نام برده شده به معنی "آتئیست" بودن (به معنیِ لغویِ باور نداشتن به وجودِ خدا یا انکار آن) یا سکولار بودن (با معادلِ تقریبیِ "عرفی گرایی" در فارسی و تقریباً به معنیِ لغویِ "اعتقاد به دخالت ندادنِ ملاحظه هایِ دینی و مذهبی در کارهایِ اجتماعی و آموزش عمومی") است. در موردِ دومی تا جایی که می دانم گروهِ قابلِ توجهی از دینداران مسلمان در ایران و بویژه خارج از ایران هم کما بیش و تا حدی به این موضوع معتقدند. نکته ای که هست نام بردن از شش تا هفت نفر از یک جمعِ مجازی به فرضِ اعتقادِ آنها به عقیده ای که خود جایِ بحث دارد، تا جایی که من می دانم، به معنی قابلِ توجه بودن آماری طرفدارانِ یک عقیده خاص- که دقیق هم مشخص نشده است- در یک جمعیت نزدیک به هفتاد میلیونی نیست همانگونه که صرفِ ادعایِ "تا مغزِ استخوان مذهبی بودن" این جمعیتِ هفتاد میلیونی هم، به نظرِ من، دلیلی بر صحتِ این مدعا نیست. موضوعِ نقشِ دین و مذهب ( و نه فقط قرائت حکومتی آن) در جامعه ایران، دستِ کم به نظرِ من، بحثِ مهم و گسترده ای است. نوشته ای از مجیدِ حمدی، یکی از جامعه شناسانِ شناخته شده ایران، در موردِ "ضرورتِ بی دینیِ تکثر گرایانه" دیدم که فکر می کنم شاید خیلی به موضوعِ بحثِ تو و شراگیم بی ربط نباشد و شاید دوست داشته باشيد بخوانید. ذکر این نوشته به معنیِ رد یا تایید کل نوشته یا قسمتهایی از آن نیست و در آن بی دینی هم به عنوانِ "ضد دین بودن" در نظر گرفته نشده است و نویسنده معتقد است این جنبشِ خاص لازم است حسابش را از ضدِ دین بودن جدا کند.(لینکِ نوشته).


لولو 10:29 @ Tue, 1 Feb 05

شبح عزيز!
مي‌خواستم پيشنهاد يك حركت هماهنگ در عوض كردن چند روزه‌ي اسم وبلاگ‌ها به يه عنوان ضدجنگ و انگليسي بدم... لطفا نظر و پيشنهادهاتو بگو...


شبح 10:03 @ Tue, 1 Feb 05

رسوای‌ عزيز!(34)
مسلما کشور اسرائيل از بسياری از جهات کشوری دموکرات است اما دموکراسي بين خودی‌ها! اگر اسرئيل دمکراتيک بود اول بايد ميليون‌ها انسانی که از خانه و کاشانه‌شان رانده شده‌اند به کشورشان بازگردند و بعد انتخابات برگزار شود. اين که مردم کشوری از سرزمين‌شان بيرون رانده شوند و مهاجرين با کمک مالی و نظامی بين خود دموکراسی برقرار کنند که نشد دموکراسی! حالا يک سوآل اگر تمام مردم ايران در روندی دموکراتيک حکومتی را انتخاب کنند که بمب اتمی سر اسرائيل آوار کند عملی دموکراتيک انجام داده است؟
البته الان بحث اسرائيل نيست. اما اگر مردم اسرائيل حق خود مي‌دانند که بمب سر مردم ايران بريزند آن‌وقت حتما مردم ايران هم بايد حق خود بدانند که بمب بر سر مردم اسرائيل بريزند! و اين مي‌شود دموکراسی! دموکراسی مردم متمدن اروپايی و آمريکایی را هم در جنگ جهانی دوم ديديم! مگر هيتلر به صورت دموکراتيک و با خواست اکثريت مردم آلمان به قدرت نرسيد؟ آيا حق داشت به حکم اکثريت، يهودی‌ها را اخراج کند و به قتل برساند؟


eqball 8:46 @ Tue, 1 Feb 05

نانای ۳۷ - البته که جامعه اسرائيل بسی مدرن تر ازادتر و سکولارتر از جوامع اسلام زده است اما نامیدن آن بعنوان اينکه دموکراسی کامل وجود داره واقعی نيست. مخصوصا وقتی که دموکراسی برای شما حاوی کلی حق و حقوق فردی و اجتماعی است. برای من که دموکراسی همينه که توی اروپا و آمريکا و اسرائيل هست که از تروريسم و راسيسم تا سرکوب و چپاول به ملاک منافع سرمایه ميگنجد. اما مواظب باش که به حقوق بگير اسرائيل متهم نشويد. اينو از اين بابت ميگم که ح.ک.ک. را تنها به دليل اينکه ایجاد رابطه با دولتهای عربی را رد ولی با اسرائيل رد نکرده است حقوق بگير اسرائيل مينامند مخصوصا وقتی ضديت اين حزب را با دين و مذهب و خصوصا اسلام سياسی ميبينند و دین داریشان جريحه دار شده و خاطر جمع هستند که زير نيم کاسه خبری است.


eqball 8:32 @ Tue, 1 Feb 05

با آرمين گيله مرد ۴۰ موافقم. گويا دو لشکر دو صف وجود دارد که من و تو و مردم چه در محل چه در دنيا بايد يکی را انتخاب و عليه ديگری وارد کارزار شویم. شعارشان اين است: هر کس با ما نيست عليه ماست. یا با مایی یا با دشمن مایی. هم بوش و هم صدام خطاب به مردم ميگفتند که يا با من هستی يا با تروريزمی. اما معلوم و روشن است که هر دو صف اين کشمکش تروريستند و لذا در اصل يک جبهه عليه جامعه به معنی انسانها و مدنيت هستند.
اگر جنگی ميان تروريسم دولتی آمريکا و تروريسم اسلامی ( اين بار جمهوری اسلامی) رخ دهد ما بايد پرچم ضد تروريستی جامعه را عليه هر دو بخش اين کشمکش بلند کنيم و نمايندگی کنيم و بر طبل جنگ طبقاتی بکوبیم.


eqball 7:58 @ Tue, 1 Feb 05

شراگيم ۴۱ مينويسد: "جامعه ايران تا مغز استخوانش مذهبی است." شراگيم عزيز اگر شخص شما مذهبی نيستيد و شبح نيست و من نيستم و نانا و پژمان و منوچهر مذهبی نيستند که نیستند پس این نشون میده که آتئیستها و سکولارها در جامعه کم نیستند. دوما اگر آن جامعه اختیار داشتن و نداشتن دین و مذهب داشت آنگاه میشد حساب کرد که مذهبی است یا نیست. سوم آیا جنبش خلاصی فرهنگی و ضد دینی را منکر هستی؟ جنبشی که هر لحظه قوانین اسلامی را زیر پا میگذارد و با اینهمه سرکوب و تبلیغات اسلامی کوتاه نمیاید؟ و در هر حال آیا شما هم فکر میکنید که کمو نیست یعنی خدا نیست؟ پس چرا فکر میکنی برای ساختن جامعه سوسیالیستی باید مذهبیها را از سر راه برداشت؟ ميشه لطف کنی توضييح دهی که چرا انقلاب را "از کشته پشته ساختن" ميدانی؟


eqball 7:38 @ Tue, 1 Feb 05

اول با اجازه همگی:
بازداشت یک جوان انقلابی توسط اداره اطلاعات مشهد

طی خبری که به دستمان رسیده ، مجید عبدالله زاده چند روز پیش توسط اداره اطلاعات مشهد بازداشت شده است .

مجید عبدالله زاده جوان پرشور انقلابی چندی بود که در جهت مبارزه تبلیغاتی با رژیم کثیف اسلامی در تمام سطح شهر مشهد شعارهای کوبنده و انقلابی روی دیوارها می نوشت . شعارهای انقلابی و ضد دینی و ضد سرمایه داری مجید تمام سگان بسیجی و اطلاعاتی را در مشهد گیج و عصبانی کرده بود . سگان اطلاعاتی دولت اصلاحطلب خاتمی طبق معمول تصور میکردند یک تیم بزرگ با امکانات مالی پشت سر این شعارنویسیها است. اما مجید عبدالله زاده به تنهایی و بدون کوچکترین امکانات و حتی بدون ارتباط با گروههای کوچک انقلابی مثل ما ، و بدون هیچ گونه سازماندهی توانسته بود شهر مذهبی مشهد را پر از شعارهای انقلابی و ضد سرمایه داری کند . آفرین بر این جوان شجاع انقلابی . گرچه مجید توانسته بود تنهایی و یکنفره و بدون کار حرفه ای سازمانی پلیس و مامورین اطلاعاتی یک شهر را به دردسر بیاندازد ، اما بهتر بود در چهارچوب یک حرکت برنامه ریزی شده به مبارزه علیه رژیم اسلامی وارد میشد . اگر مجید و مجیدها به هم بپیوندند و کار تشکیلاتی و سازمانی را جدی بگیرند پیروزی انقلاب ما علیه فاشیسم اسلامی و ملی و علیه سرمایه داری پیروز خواهد شد .

اما از تمامی افراد و نهادهای بشردوست میخواهیم تا برای نجات جان مجید عبدالله زاده از چنگال رژیم اسلامی تلاش کنند .

ماندن هر مبارز انقلابی در زندان یعنی از دست رفتن انرژی و نیروی فعال آماده برای مبارزه . یعنی ضعیف شدن جنبش انقلابی ما . یعنی نا امید شدن نیروهای جدید و تازه نفسی که میخواهند به عرصه مبارزه بپیوندند . مبارزین انقلابی تنها سرمایه انسانی برای انقلاب هستند . انقلاب ما تنها با وجود مجید و امثال مجید پیروز خواهد شد . نگذاریم این سرمایه های کمیاب انسانی به راحتی از دست رود .

لطفا جهت حمایت از مجید عبدالله زاده این جوان پرشور انقلابی با ما تماس بگیرید .

" اتحادیه دانشجویان مبارز در مشهد "

mfufront@yahoo.com

mfufront@gmail.com

7/11/


Manochehr Zhandifar 0:30 @ Tue, 1 Feb 05

لطفا اين طومار را امضا کنيد.اين مسئله بسيار حياتی است.

قطعنامه در حمايت از کارگران نساجى کردستان در شهر سنندج
http://www.newsandinfo.no-ip.com/nassaji.asp


شراگیم 23:08 @ Mon, 31 Jan 05

شبح عزیز...این جمله ات برای من غیر قابل هضم است:
((من مخالف جنگ هستم هر جنگی! "جنگ رهایی‌بخش" و "جنگ دفاعی" و ... هر جنگی در جهان بايد متوقف شود.))
در این که جنگ چیز خوبی نیست(بر خلاف گفته امام راحل!!) و بهتر است و یا به قول تو باید متوقف شود شکی نیست...ولی اینکه می گویی من با جنگ مخالفم جسارتا جمله ی بی معناییست...تو تنها می توانی با یکی از طرفین جنگ مخالف باشی...والا هیچ عقل سلیمی دفاع از خود را ولو به صورت قهر آمیز غیر مجاز نمی پندارد...تو با چه مخالفی؟ فرض کن همین امروز حکومت آرمانی تو در ایران تشکیل شد ولی ناگهان حکومتی مثل طالبان در گوشه ای از جهان پیدا شد و به خاک تو لشکر کشید...شخص تو در این شرایط چه می کنی؟ گوشه ی عزلت اختیار می کنی و در نکوهش جنگ شعر می سرایی؟ نه...تو (((باید))) اسلحه به دست بگیری و آدم بکشی...باید بجنگی! باید بمب و موشک داشته باشی...(تویی را می گویم که می خواهی جهان را تغییر دهی...والا شخص من یعنی شراگیم در چنین شرایطی با توجه به فلسفه ای که دارم تنها ناظر خواهم بود.)
ببین شبح جان...به نظر من گاهی زیاد در رویاهایت غرق می شوی...همین انقلابی که تو منتظرش هستی و من مطمئنم که هیچگاه به وقوع نخواهد پیوست(حداقل آنگونه که تو می خواهی! - یعنی وقوع یک انقلاب مارکسیستی و یا سوسیالیستی در جامعه ای که تا مغز استخوانش مذهبیست!) برای به ثمر رسیدنش باید از کشته ها پشته ها ساخته شود تا به ثمر برسد...وای به وقتی که بخواهی حفظش هم بکنی ...!
اگر جنگیدن به معنای مبارزه ی قهر آمیز ولو به قیمت کشته شدن انسانها برای رسیدن به آرمان هایمان باشد مخالفت تو با جنگ مترادف این معناست که تو آرمانهای خود را چنان سهل الوصول می دانی که گویی قرار است با یک من بمیرم و تو بمیری ساده وصول شود و یا شاید هم در انتظار معجزه ای نشسته ای!
تو نمی توانی با جنگ مخالف باشی...اگر اینگونه باشد تمام رویاهایت را باید فراموش کنی و مثل راهبان و تارکان دنیا به صومعه پناه ببری...! تنها در این صورت است که گفتارت با کردارت تناقض نخواهد داشت...ولی اگر خواهان این هستی که دنیای بهتری بسازی باید قدرت این کار را داشته باشی که هر مانعی را از سر راهت برداری...باید برای رسیدن به هدفت بجنگی و دشمنانت را که کمر به نابودی تو و همفکرانت بسته اند را قلع و قمع کنی...
شبح عزیز...جنگ خوب نیست ولی ناگزیر است...انسانها برای رسیدن به آرمانهایشان می جنگند و می کشند و کشته می شوند...! اگر فکر کنی روزی تمام اختلافات جهان پشت میز و با منطق گفتگو و مذاکره حل و فصل می شود شبح رمانتیکی بیش نیستی...! در دنیا همیشه آنقدر انسان خشونت طلب و جنگ افروز وجود دارد که تو برای حفظ حیات خود (((ناگزیر))) به اعمال خشونت خواهی بود...اگر روزی دیدی که همه ی انسانهای زمین با گلهایی در دست به یکدیگر لبخند می زنند و دست هم را می فشارند همان موقع نیشگونی از خودت بگیر...قطعا از خواب بیدار خواهی شد!

نظرم را در باره ی حمله آمریکا به ایران و عواقب چنین ماجرایی در فرصتی دیگر (اگر پیش بیاید) خواهم نوشت.


آرمین گیله مرد 22:35 @ Mon, 31 Jan 05

سلام ... اينيکی ان را خطرناک خطاب میکند و بنام دفاع از جان و مال، تو را به جان من می اندازد و آنیکی این را خطر خطاب میکند و برای دفع خطر من را به نابودی تو دعوت میکند. سپس اینکه تو و من توی سر و کله همدیگر زدیم و همدیگر را کشتیم، اینیکی و آنیکی با سرمایه ای که از کینه و نفرت و ترس و خوشباوریمان بدست آوردند، دور هم مینشینند و به ریشمان میخندند که چه راحت با انداختن ترس و کینه در دل و افکارمان، میتوانند ما را جدا کنند و بر ما حکفرمایی و نقشه میکشند حال چگونه فرزندانمان را به جان همدیگر اندازند تا حکومتشان ادامه یابد .... آیا باور داریم؟؟ یا میخواهیم دیگران را فریب دهیم؟؟؟‌ یا فقط با فریب دادن خود میخواهیم -زندگی- کنیم و تقصیر ز گردن برداریم!!!!


nana 22:05 @ Mon, 31 Jan 05

رسوای گرامی

من بده بستون با کسی ندارم که چيزی طلب داشته باشم !!!!!
تنها بده بستون من با حقيقت از نظر خودم است و بس . نانا


Rosva 21:40 @ Mon, 31 Jan 05

نانا جان ۳۷
شرمنده!
يکی طلبت


nana 20:49 @ Mon, 31 Jan 05

در ضمن شبح گرامی

از آنجا که به صداقت حتی در بحث سياسی !!!!!!! معتقدم

بايد سخن رسوا را که در کشور اسرائيل دموکراسی کامل وجود داره تائيد کنم و به عنوان نمونه برای ايران اسرائيل را بياورم که اين ملت با از خودگذشتگی و کمک و تعاون بخشی از سرزمينی بدوی را تبديل به کشوری مدرن در خاورميانه کرده اند و به سفری به آنجا ميتوانی به راحتی کار و انرژی و مال خود دانستن کشور خود توسط کليميان ببينی .
بنابر اين شايد حتی آنها الگوئی برای ما ايرانی ها باشند که کشوری نمونه در قلب
خاورميانه بسازيم مگه نه ؟ نانا


nana 20:24 @ Mon, 31 Jan 05

شبح گرامی

آری مقصود من تبليغ بر عليه رژيم است و اتحاد موضعی با تمامی مخالفين اين رژيم است .
اکنون زمان اتحاد است هر کسی که ولايت فقيه را مانع بزرگی برای برقراری دموکراسی در ايران ميداند بايد در راه اتحاد برای يک هدف يعنی از بين بردن ولايت فقيه و ديگر قوانين اسلامی پيوست .
اگر امريکا حمله نکنه و مشگلاتش را با رژيم حل کنه اين اتحاد زمينه بزرگ اعتراض ميشه !
اگر هم حمله کنه باز هم برای گرفتن قدرت از دست بيت امام و خبرگان و .........
اين اتحاد زمانی لازم و ضروريست برای اين
که در تشکيل حکومت بعدی تمامی کسانی که زحمت کشيده اند سهيم باشند و در عين حال هر يک مانعی برای به دست گرفتن تمامی قدرت از طرف گروه ديگر . نانا


nana 20:14 @ Mon, 31 Jan 05

هزار حرف ناگفته

دوستان توصيه ميکنم به وبلاگ بالا رفته و پست آخر
اين دوست را ببينيد بي نظير است .
قدرت تصور اين فرد و تلفيق تضاد حرف و عمل را به
زيباترين شکل ممکن و ايده اي زيبا برايتان نوشته . نانا


Rosva 17:03 @ Mon, 31 Jan 05

شبح جانم
شايد برای کسی که مانند شما هرگز طعم دموکراسی را نچشيده هضم اين ثقيل باشد ولی من حکومت کشورم را دشمن مردمم نميبينم بلکه دولتی را که با رای ازاد و اگاه مردم انتخاب شده (حتی اگر من به حزب مخالف رای داده باشم و سیاست ان باب میل من نباشد) نماينده ی خودم ميدانم.اين لب و لباب حکومت ازاد و عصاره ی دموکراسی است که ْمنْ و ْ مملکتْ را يکی بدانيم تا سود ْمنْ با ْماْ يکسان شود.
بنظر من شما بعد ايديولوژيک اين حکومت را ناديده ميگيريد و تمامی اعمال و جنايات اخوندها را صرفاْ از ديدگاه ارزش مالی و مادی انها برای سردمداران رژيم نگاه ميکنيد.با اين حال بسياری از اعمال اين دولت تنها از اين نطر قابل توجيه نيست بلکه به نقطه نظر ايده ای انها نسبت به جهان اطراف بستگی دارد.بهمين لحاظ اطمينان ندارم که سلاح اتمی اسلامی بر ضد ما ْکفارْ استفاده نخواهد شد.
(راستی ايا زندگی بچه های من برای تو با زندگی بچه های خودت مساوی است؟؟؟ايا همه اين نظر را دارند؟)


دختر همسايه 17:01 @ Mon, 31 Jan 05

شبح نازنين واقعا خوشحالم ميکنی با سر زدنهات....مرسی از لطفی که داشتی و داری ...اميدوارم تا حالا ديدارت با دختر
ناز گلت تازه شده باشه....هميشه سالم و سرو حال و خوش ببينيش..من همیشه وبلاگت رو میخونم...ولی کمتر اظهار وجود میکنم....به دلیل وقت :-(....همیشه..دلت شاد...متنت عالی بود


دختر كولي 16:16 @ Mon, 31 Jan 05

اسم اعدام كه مي‌آيد ، بيخ گردنم مي‌سوزد يادي از يك اعدام نمي‌دانم در كدامين روز و سال و دوران برايم تازه مي‌شود ... شبح جان از خوبيها و شيرينيها هم بنويس ... آنهائي كه زندگيشان پر از درد است گاهي نوشته‌هاي شيرينت را مي‌طلبند ... دلمان پر از درد است ...


شبح 15:41 @ Mon, 31 Jan 05

رسوای عزيز!(30)
حکومت اسرائيل و حکومت ايران هر دو ضد مردم‌شان و ضد کودکان من و تو هستند. برای من فرق نمی‌کند اين حکومت‌ها هم‌ديگر را تهديد می‌کنند يا نه! مهم اين است که در اين بين من حاضر نيستم بچه‌های تو را بکشم به اين بهانه که اسرائيل برای ايران و منطقه تهديد است و آرزو دارم تو هم حاضر نباشی بچه‌های مرا بکشی به اين بهانه که حکومت ايران برای اسرائيل تهديد است. مردم در کشورهای مختلف هميشه قربانی شدند در حالی که دشمن هم‌ديگر نبوده‌اند. در دوران دبيرستان دو دوست يهودی داشتم که بهترين دوستان من بودند. در زمان جنگ ايران و عراق هم هرگز مدافع جنگ نبودم. وقتی مجبور شدم سربازی بروم. مدتی را در جبهه بودم اما هرگز با خشاب پر سر پست نرفتم. آماده بودم کشته شوم اما هرگز حاضر نبودم بکشم.
ضمنا تو نوشته‌یی:"اگر ديروز بخاطر ضعف نظامی قدرت حمله به اين کشور را نداشت دليل ندارد که فردا با دستيابی به سلاح اتمی عربده ی ديگری سر نکند( بخصوص اگر موجوديتش را در خطر ببيند("
اول اين که حکومت ايران در ضعيف‌ترين دوران خود بسر می‌برد و به هيچ‌وجه قوی‌تر از سال‌های گذشته نيست. توان دست‌يابی به بمب اتمی را هم ندارد و اگر هم بمب اتمی داشته باشد توان استفاده از آن را ندارد. مگر هيچ‌کشوری تا کنون به جز آمريکا از بمب اتمی استفاده کرده است که ايران دومی‌اش باشد؟
در ثانی تصور تو مبنی بر اين که وقتی حکومتی موجوديت خود را در خطر ببيند به هر کاری دست می‌زند. تصور درستی نيست حاکمان ايران اکنون در سراسر جهان سرمايه‌ دارند و در بانک‌های سويس و ساير کشورها سرمايه‌های زيادی را خوابانده‌اند و ضمنا در داخل کشور هم مالک زمين‌ها و کارخانه‌های زيادی هستند. مطمئن باش وقتی وقت رفتن‌شان برسد سعی می‌کنند به گونه‌یی بروند که حداقل زيان به دارای‌های‌شان برسد. حاکمان فعلی يک‌لاقباهای اول انقلاب نيستند که شعارشان يا مرگ يا پيروزی باشد. آن‌ها حتا دنبال حکومت جانشينی می‌گردند که در صورت سقوط اموال‌شان مصادره نشود و خودشان نيز شروع کرده‌اند به پس دادن امال مصادره‌یی.
و اما در مورد فرزندان‌ام. به قول شاملوی عزيز که در مورد مرتضا کيوان سروده است. ما اگر از صلح و آزادی صحبت می‌کنيم تنها برای فرزندان خودمان نيست که برای "نوزاد دشمن"مان نيز هست.


شبح 15:28 @ Mon, 31 Jan 05

نانای عزيز!(24)
مردم ايران اگر بتوانند متشکل بشوند برای رهایی از دست حکومت فعلی نياز به آمريکا يا هيچ کشور خارجی ندارند. و اگر نتوانند با اشغال ايران توسط آمريکا هم چيزی عوض نمی‌شود. به هر حال حرف تو را قبول دارم که مردم ايران در هر صورت بايد خود را برای ايجاد حکومتی که آمريکا نتواند به آن حمله‌ی نظامی کند آماده کند. ضمنا من حکومت فعلی ايران را درراستای آمريکا مي‌دانم و بسيار بعيد است آمريکا به اين حکومت حمله‌ی نظامی کند. زيرا دموکراسی در کشوری مانند ايران مانع چپاول آن توسط غرب است.
مسلما نبايد در اين بازی که برای جلوگيری از حمله‌ی آمريکا بايد با حکومت ايران متحد شد وارد شويم. و اگر منظور تو اين است کاملا با تو موافق هستم.


Rosva 14:39 @ Mon, 31 Jan 05

شبح جانم
اولاْ نميدانم کدام از ما اغفال شده و فريب خورده تر حساب ميشود؟کسی که چشم به فردا دوخته و مبارزات امروز را در نظر دارد يا ان که هنوز اسير جنگهای توخالی ايديولوژيک ديروز يا پريروز مانده؟
ثانياْ خطر رژيم فعلی ايران برای اسراييل يک خطر توهمی يا جنگ زرگری از نوعی که شما سعی ميکنيد جلوه دهيد نيست.رژيم ج ا ا امروز بزرگترين و اصلی ترين دشمن اسراييل محسوب ميشود و اگر ديروز بخاطر ضعف نظامی قدرت حمله به اين کشور را نداشت دليل ندارد که فردا با دستيابی به سلاح اتمی عربده ی ديگری سر نکند( بخصوص اگر موجوديتش را در خطر ببيند)
ثالثاْ نميدانم تو دوست عزيز که مظهر فهم و شعور هستی بچه هايت را چطور ميبينی اما من بيسواد وبيشعور هنوز بين زندگی بچه هايم و خودم با زندگی ديگران فرق ميگذارم (بخصوص اگر صحبت از زندگی کسانی باشد که ارزوی نابودی من و بچه هايم را دارند)....ببخشيد


شبح 13:54 @ Mon, 31 Jan 05

مهرداد جان!(6)
خوش‌حال هستم که اينجا سرزدی. نشانی فعلا فيلترنشده من از اين قرار است:
( http://www.newspectre.blogspot.com )


شبح 13:42 @ Mon, 31 Jan 05

رسوای عزيز!(7)
تاريخ تمام جنگ‌ها بر پايه همين فريبی است که تو دچارش هستی! دشمنی‌های فرضی و خيالی! آخر حکومت ايران که تشکيل شده است سرمايه‌دارن تازه‌به‌دوران رسيده که تازه مزه‌ی پول زيردندانشون رفته چطور ميان با حمله‌ی اتمی به جای ديگر حکم مرگ خودشونو امضا کنند؟ آيا به‌جز آمريکا تا به‌حال کسی از بمب اتمی استفاده کرده تا ايران دومی‌اش باشه؟ ايران که با هشت سال جنگ فرسايشی تمام توان نظامی زمان شاه و تمام پتانسيل آزاد شده از انقلاب بهمن را به باد داد و عراق و جهان عرب را هم ضعيف کرد کم به اسرائيل خدمت کرد؟ آن‌وقت که صدام راه را باز کرد تا ايران بتواند به اسرائيل حمله کند و آن هنگام که رهبر فرهمندی چون خمينی قدرت داشت و آمريکا در ضعيف‌ترين موقيت داخلی برای جنگ بود اين‌ها کوچک‌ترين آسيبی به اسرائيل نرسدند حالا در اين وضعيت که آمريکا نفس‌کش می‌طلبد جرات اين کار را دارند؟ چرا به اين ساده‌گی فريب تبليغات کشورت را می‌خوری؟
ضمنا اميدوارم روزی به اين سطح از شعور انسانی برسی که برای‌ات بچه‌ی تو و تمام بچه‌ها يک‌سان باشند و هرگز حاضر نباشی برای نجات بچه‌ی خود جان بچه‌یی را بگيری؟ آيا حاضری برای نجات جان بچه‌ی بيمارت قلب کودک زنده‌یی را بيرون بياوری و به فرزندت پيوند بزنی؟


جوان سوسیالیست 13:35 @ Mon, 31 Jan 05

فغان ز جغد جنگ و مرغوای آن ، که تا ابد بریده باد نای آن
فکر کنم « بهار » اگه درست نوشته باشم


پژمان 13:27 @ Mon, 31 Jan 05

لینکِ این نوشته در یکی از نوشته هایِ قبلی هم بود ولی فکر کردم شاید مستقل آوردنش هم بد نباشد.نوشته از وبلاگِ سیبستان و به همراه نوشته هایِ قبل از آن  بررسی اي است در موردِ تعدادِ قابلِ توجهي از مطلبهایِ نوشته شده در موردِ احتمالِ حمله آمریکا به ایران است در وبلاگستان (لینکِ نوشته)


nana 11:07 @ Mon, 31 Jan 05

خدمت تمامی دوستان بايد عرض کنم که من هم چون تمامی شما معتقدم که جنگ بد است صلح خوب است
همچنان که کثيفی بد است تميزی خوب است
يا بی سوادی بد است با سوادی خوب است .
ولی متاسفانه واقعيتی که در جريان است نه به خواست شماست و نه من !!
شکافتن اهداف امريکا و مذمت حمله امريکا به هر کشوری يک بحث است و متمرکز کردن نگاه و حواس خود به وقايعی که ميگذرد بحثی ديگر .
به نظر من اين درگيری که پيش آمده بهترين موقعيت را به مردم ايران ميدهد که اعتراض خود را به رژيمی که به نام نمايندگی از طرف آنان دست به هر کاری که مشتی جنايتکار ميخواهند ميزند ميدهد .
در اين اعتراض تمامی مردم ايران به اضافه دار و دسته اصلاح طلب و حتی بدنه سپاه پاسداران و ارتش يک طرف هستند و در مقابل آنان مشتی اخوند پوسيده به سردستگی خامنه ای ايستاده اند .
شخص من دشمن اول خود را رژيم مخوف خامنه ای ميدانم و بعد از او به کشورهای اجنبی که نيت پليدی نسبت به سرزمين ما دارند میپردازم
من به جای محکوم کردن امريکا در اين شرايط رژيم ايران را محکوم ميکنم که با ديکتاتوری کشور ايران را به خاک و خون کشيده و با سياستهای غلط دخالت به امور کشورهای ديگر و نيت ساختن مخفيانه سلاح هسته ای مردم و خاک ايران را در معرض حمله امريکا قرار داده .
مردم ايران تنها با گرفتن موضعی اين گونه بر عليه اين رژيم جانی ميتوانند
يک- خود را از پشتيبانی اين رژيم کنار کشيده و به جهانيان نشان دهند که مخالفت انها با حمله امريکا به معنی حمايت از قاتلين فرزندان اين آب و خاک نيست .
دو - از موقعيت درگيری امريکای قلدر و اين گروه جانی استفاده کرده و اعتراضات خود را به گوش جهانی که با نگرانی به پيامدهای اين درگيری مينگرد برسانند تا شايد بتوانند مابين اين هياهو امتيازی برای نفع خود و دموکراسی و آزادی که ميخواند بدست آورند

چند روز پیش بنی صدر در مطلبی نوشته بود( که استبدادیان داخلی و شرکای جنگ طلب آنان مردم را کور و کر ولال و افلیج حساب کرده اند !!!!!!)

تنها با اعتراض به رژیم اسلامی است که میتوان خلاف این نظریه بنی صدر را نشان داد ورنه حتی رفقای گرمابه و گلستان خامنه ای و مرتضوی قصاب هم همین ژست
جنگ بد است و صلح خوب است را میگیرند
مگر نه ؟
پس باید فرقی بین آنان و تمامی کسانی که
تازیانه آنان به تنشان خورده باشد مگر نه ؟

به نظر من حتی محکوم کردن حمله امریکا از طرف هر ایرانی به نفع رژیم خواهد بود زیرا اگر امریکا وحشتی از کل جهان نداشته باشد و برای مقاصد گردن کلفتانه و قلدر منشی خود قصد تجاوز به ایران را داشته باشد بنحو احسن از محکوم کردن این حمله از طرف مردم ایران هم ابائی نخواهد داشت

بنابر این من فکر میکنم متمرکز شدن روی اعتراض به رژیم غاصب و جنایتکار اسلامی بهترین کاریست که ما و مردم به نفع رهای ایران میتوانیم بکنیم . نانا


seyed reza 10:27 @ Mon, 31 Jan 05

راستی ميدونستين که در تاريخ هيچ انقلابی سراغ نداريم که به دمکراسی منتهی شده باشه؟
ميدونستی که ذات دمکراسی با انقلاب در تضاده؟
همانطور که با جنگ و صادرات دمکراسی در تضاده؟


seyed reza 10:25 @ Mon, 31 Jan 05

نوشته شما را صد در صد قبول دارم
کسانی که فکر ميکنند ژاپن و آلمان دمکراسی را مديون آمريکا هستند اشتباه محض ميکنند. آمريکا اگر داخل جنگ دوم نميشد مردم آلمان و ژاپن خودشان دمکراسی را پياده ميکردند. خصوصا در ژاپن که سلطنت ریشه چند صد ساله داشت و نمونه اش هم کره شمالی است که مردم منتظرند که انقلاب کنند.
همانطور که در کره جنوبی اينکار را کردند.
حتی افغانستان هم اگر آمريکا حمله نميکرد خودشان حساب طالبان را ميرسيدند.
باور کنيد مردم برای ابد در جهل نميمانند. طالبان حکومتشان رو به اتمام بود. حتی اگر صد سال هم طول میکشید بالاخره مردم افغانستان حسابشان را میرسید.
تجربه البته نشان داده که هر چه حکومت ددمنش تر باشد عمرش طولانی تر است پسر صدام بنا به گفته ها از پدرش هم وحشی تر بود پس مطمئن هستم که اگر آمریکا به عراق حمله نمیکرد در عراق هم روزی دمکراسی حکمفرما ميشد اما بعد از مرگ پسر صدام و در صورتی که نوه صدام کمی رافت در حکومتش به کار ميبرد. یعنی حدود صد سال دیگر.
همين حکايت در سوريه هم جاری و ساری است.
از تمام این حرفها نتیجه میگریم که
آمريکا خيلی بده. که دمکراسی صادراتی مفت گرونه.
دمکراسی اونطوری خوبه که خود مردم انقلاب کنند.


پژمان 9:34 @ Mon, 31 Jan 05

باز هم سلام...دو نوشته دیگر که شاید دوست داشته باشید بخوانید
همايشی در انگلستان برای بررسی آينده ايران - روز پايانی (لینکِ نوشته) نشست يکروزه " مدنيت در خاورميانه"(لینکِ نوشته)


پژمان 8:53 @ Mon, 31 Jan 05

سلام... دو نوشته در موردِ حمله نظامیِ آمریکا به ایران که شاید دوست داشته باشید بخوانید: ترجمه اي از مقاله سیمور هرش درموردِ حمله نظامیِ احتمالی آمریکا به ایران (لینکِ نوشته) نوشته ای از خانمِ پرستو دوکوهکی در این مورد (لینکِ نوشته)


پ 8:53 @ Mon, 31 Jan 05

سلام... دو نوشته در موردِ حمله نظامیِ آمریکا به ایران که شاید دوست داشته باشید بخوانید: ترجمه اي از مقاله سیمور هرش درموردِ حمله نظامیِ احتمالی آمریکا به ایران (لینکِ نوشته) نوشته ای از خانمِ پرستو دوکوهکی در این مورد (لینکِ نوشته)


parastu 6:18 @ Mon, 31 Jan 05

منهم با جنگ مخالفم. انگلستان گويا ساليانه مبلغی حدود ۳۲۵ ميليارد پوند در امد از منابع فروش اسلحه بدست می اورد . توليد اين اسلحه ها برای ايجاد اغتشاش و ريختن خون ملت های تحت ستم و دخالت های نظامی است. منافع سرمايه داران اسلحه در خون ريزی و ويران کردن خانه ها و در بدر کردن مردم و از بين بردن منابع طبيعی و غيره است. مطالبی که نوشته ای واقعا مورد تائيد است. سپاس فراوان از نگاه واقع گرانه تان


parstu 6:14 @ Mon, 31 Jan 05

منهم با جنگ مخالفم. انگلستان گويا ساليانه مبلغی حدود ۳۲۵ ميليارد پوند در امد از منابع فروش اسلحه بدست می اورد . توليد اين اسلحه ها برای ايجاد اغتشاش و ريختن خون ملت های تحت ستم و دخالت های نظامی است. منافع سرمايه داران اسلحه در خون ريزی و ويران کردن خانه ها و در بدر کردن مردم و از بين بردن منابع طبيعی و غيره است. مطالبی که نوشته ای واقعا مورد تائيد است. سپاس فراوان از نگاه واقع گرانه تان


هاله 2:28 @ Mon, 31 Jan 05

ببخشید استفراغ منظورم بود. :)


هاله 2:27 @ Mon, 31 Jan 05

شبح جان سلام. به نظر من نه تنها از زاویه رمانتیک به مسئله جنگ نگاه نمیکنی بلکه خیلی هم واقع بینانه است.

ما هنوز نمونه ای ندیدیم اینجور حملات نتیجه ای که ملت طرفدار جنگ پیش بینی میکنند درش حاصل شده باشه. اینکه ملت عراق بلاخره تونستن در انتخابات آزاد شرکت بکنند ارزش به خاک و خون کشیده شدن ملک شون رو نداشت - تازه بدبختی ها، ترور ها، بمب گذاریها، ناامنی ها، وقتی این نیروها خاکشون رو ترک کنن شروع میشه. (البته اتنخابات هم انتخابات به خیال خودشون آزاد، وگرنه کی میدونه هر کدوم از کاندیدا ها که و چه و دست نشانده کجا هستند؟ بعد هم یورش شرکتهای غربی برای گرفتن قرار دادهای استخراج نفت و کوفت و مرض را ندیده ایم؟ آمریکا می آد بعد از اینهمه هزینه و بدبختی اجازه بده یک رهبر مردمی تو اون آب و خاک سر قدرت بشینه؟). البته این به اون معنی نیست که وضع قبلی بهتر بود ... نه! ولی این ملت بدبخت به جای اینکه جلو رفته باشند به درازای پهنا حرکت کرده اند (اگر منظورم رو رسونده باشم).

اگر با علم به اینکه ماحصل جنگهای آزادگر! قبلی چه بوده وارد این بازی بشیم ببخشید ... خیلی خیلی معذرت میخوام ... ولی مثل این میمونه که استغفراق خودمان رو باز بخوریم.

من به جنگ نه میگم.


سعيد حاتمی 1:51 @ Mon, 31 Jan 05

سلام، ما هم فقط و فقط مخالف جنگيم. به ميزبانی الهه مهر دادخواستی تنظيم کرديم در مخالفت با جنگ و چشم ياری از همه صلح طلبان دنيا داريم. اميدوارم بتونيم از راهنمايی و نظراتتون استفاده کنيم: http://nowar.21mehr.com شاد باشيد


مدیار 0:34 @ Mon, 31 Jan 05

...وقتی به شاملو ... من تاب نیاوردم تحملش را ... آرام می گریستم آرام


پيش مدرن 23:59 @ Sun, 30 Jan 05

- تجربه يك صدساله اخير ايران نشان مىدهد كه وجود احزاب موسوم به سراسرى اما به واقع فارسى٬ ابزارى در جهت نفى تشخص ملى مليتهاى ايرانى٬ مانعى در مسير بلوغ سياسى آنها٬ و در نهايت جاده صاف كن امحاء و خودكشى ملى و سياسى آنان و اساسا سدى در مقابل روند تشكل ملل ايرانى استּ حوادث حادثه در اتحاد جماهير شوروى و يوگسلاوى سابق نيز درستى اين ادعا را تاييد مىكندּ (در اين دو كشور احزاب سراسرى در نهايت تبديل به ابزار يكسانسازى قومى و سياسى ملل متبوعه توسط دولت و حزب حاكم منسوب به مليت حاكم شدند)ּ

- نمىبايست فراموش نمود كه احزاب موسوم به سراسرى در ايران پديده هايى پيش مدرن و مربوط به دوران قبل از تشكل مليتها در ايران مىباشندּ با ورود به دوران مدرنيته و با سرعت گرفتن روند ملت شدگى در نزد ملل ايرانى٬ احزاب سراسرى نيز٬ همانگونه كه شاهديم فلسفه وجودى خود را از دست مىدهندּاز اين رو اصرار بر پديده پيش مدرنى مانند حزاب سراسرى در كشور چند مليتى ايران٬ به عبارتى مخالفت با مدرنيته استּ


Manochehr Zhandifar 21:28 @ Sun, 30 Jan 05

نگاه آذر ماجدی به مقوله ی لغو اعدام

http://www.rowzane.no-ip.com/000_maqalat/000_m2005/2501/50128a%20maj.mht


امير 20:39 @ Sun, 30 Jan 05

سلام شبح گرامي:
حمله نظامي آمريكا به ايران تابع عوامل بسياريست تا اينكه محقق گردد!ولي طرح اين موضوع ،بخصوص تصور اينكه با حمله نظامي آمريكا ميتوان از شر حكومت ديكتاتور مذهبي كنوني رهائي يافت و به آزادي و دموكراسي و رفاه دست پيدا كرد، متاسفانه امروزه در جامعه رواج يافته و بيش از پيش بديهي تر بنظر ميرسد.
حال آيا اين طرز نگرش آگاهانه صورت ميگيرد يا نه ؟نيازمند پرداختن به اصل اين گرايش و در واقع فهم چرائي آن است.
رژيم هزينه اعتراضگري با توسل بر سركوب بيرحمانه و منظم ،آنچنان بالابرده است كه معدود انسانهائي حاضر بپرداخت آن هستند .حكومت طي دوران۲۶سال عمر خود با ايجاد رعب و وحشت و استحمار و استثمار توانسته جامعه اي بوجود آورد كه ظرفيت فوق العاده اي در پذيرش ظلم بدست آورده است!ملت ايران در اكثريت مطلق خود بطور ناخواسته اسير جو اختناق رژيم گشته و در مقابل ظلم استبداد بغض گلويش را ميفشارد بي آنكه جرات دم برآوردن داشته باشد!
با همه اين اوصاف معتقدم نبايد اجازه داد آن خطاي كهن دوباره تكرار شود!ملت ما بارها در طول تاريخ براي نجات از دست استبداد داخلي ، بدامن ناجيان خارجي چنگ انداخته ولي نتيجه آن شده كه همگان از آثار آن آگاهند.مردم ما بايد بپذيرند كه خود آنها بايد تعيين گر فرداي مملكت خويش باشند.
پيشروان جامعه بايد اين انديشه را به جامعه القاء نمايند كه:مردم ما همين حمايتي را كه از ورود ناجيان خارجي (ولو در باطن)بعمل مياورند ،اگر از اپوزيسيون خارج از حاكميت بعمل آورد مطمئنآ خواهد توانست از بن بست كنوني (( شايد با پرداخت هزينه اي بمراتب كمتر از حمله نيروهاي خارجي)) خارج شود.
فعلآ.....


زمینی 20:37 @ Sun, 30 Jan 05

شبح جان من هم فکر نمی کنم امریکا بیاید و حمله بکند و با اصول صلح زیستی جهان بی نهایت موافقم. نکته ی دیگر این است که راستش اصلا نمی تونم حدس بزنم که این جا قرار است انقلابی شکل بگیرد. مردم بیش از حد سرخورده شده اند و فقر هم آن را تشدید می کند. نمی دانم البته باید از کارشناسان خواند و شنید.


landlady 20:09 @ Sun, 30 Jan 05

سلام بر شبح. نسخه بدون فیلتر وبلاگتون رو امروز کشف کردم :)
و اما جنگ، همانطور که خودتون گفتین جنگ به خاطرهرچی که باشه امر جالبی نیست. وخصوصا که در تمام جنگها انسانهایی بیگناه یا گشته میشوند ویا احساسات پاک وصادقانه شان مورد سوء استفاده قرار میگیره. افرادی که مینجنگند مثل سربازها بخاطر حس وطن دوستی ، آزادی، اجبار و یا وظیفه میجنگند. اما سران کشورها و شروع کنندگان جنگ در آخر برای دو چیز بیشتر نمیجنگند ثروت و قدرت. در نتیجه مردم هیچ ارزشی برایشان ندارد و فقط وسیله اند برای رسیدن به هدف.آمریکا هم جدا از این اصل عمل نمیکنه و در آخر دنبال ثروت و قدرته،حال و وضع مردم ایران که براش مهم نیست.
از قدیم گفتن: کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
روز و شب خوش


Rosva 18:01 @ Sun, 30 Jan 05

اطمينان داشته باشيد که حتی پای يک سرباز اسراييلی (از جمله خود بنده) يا امريکايی به منظور برپا ساختن انقلاب يا تغيير حکومت ايران به انجا نخواهد رسيد.اما متاسفانه (و باز هم متاسفانه) انگار چاره ای نيست جز اينکه سربازان ما برای از بين بردن تهديد هسته ای حکومت اسلامی بر عليه شهروندان ما سری به انجا بزنند.با اينکه حمله ی نظامی اسراييل برای انهدام زير بنای هسته ای ايران مسلماْ باعث تلفات جانی و مالی سنگينی (از جمله بخاطر انفجار های اتمی و پی امد های ان در شعاع صدها کيلومتر) خواهد شد اما من شخصاْ اعتراف ميکنم که در درجه اول زندگی خودم و زن و بچه هايم برايم اهميت دارد و از ان بهر قيمتی دفاع خواهم کرد-حتی به قيمت زندکی هزاران نفر ديگر


مهرداد 17:27 @ Sun, 30 Jan 05

شبح جان اولين‌بار است كه به اين جاسرميزنم(البته بيشتر به خاطر فيلترينگ)
راستي شبح بدون فيلتر نداريم؟
در مورد مطلبت هم به قول صادق هدايت:"ته خيك همه‌ي فرنگي‌ها يه آلو كرمو هست"
موفق باشي.


arshia 17:01 @ Sun, 30 Jan 05

ممنون شبح جان
اميدوارم که هيچ وقت چنين جنگی نشه.
اين تومار را هم اگر صلاح ديدی امضا کن.
http://www.petitiononline.com/NWinIran/petition.html


شبح 16:40 @ Sun, 30 Jan 05

آرش جان!
برای من اولين کامنت حکم کيميا رو داره چون باعث می‌شه کد نظرخواهی برام اتوماتيک ايميل بشه و من بتونم لينک نظرخواهي را در وب‌لاگ آيينه‌ايم بذارم. مرسی از محبت‌ات.
در مورد نظرات در مورد جنگ هم که با الف تا ی اش موافق هستم.


آرش سرخ 16:34 @ Sun, 30 Jan 05

شبح جان! این اول بازی هم مسخره شده ها! ولی خوب گفتیم اول "اول" بشیم و بعد راجع به مطلبت بگویم!
شبح جان! اصلا رمانتیک نیست,مطلبت! خیلی هم واقعبینانه است! ده قضیه همین است که بعضی ها فکر می کنند هرچی انسانی ترباشی, رمانتیک تری! که اصلا این گونه نیست از دیدگاه من.
شبح جان!
حداقل با اطمینان می توان گفت اکنون و در دنیای امروز(ولو این که صد سال پیش این گونه نبود) به هیچ بهانه ای نباید جنگ افروزی کرد و گلوله و خمپاره بر سر مردم ریخت! نه تنها توپ و موشک که آرزو دارم روزی کلت و کالیبر جیبی! هم به موزه ها بروند.
هرگونه حمله ی احتمالی آمریکا به ایران,حتی اگر اتفاق بیافتد(که من احتمالش را نمی دهم خیلی) محکوم است و باید در مقابلش ایستاد! راستش ته قلبم, (اعترافات!) گاهی می گفتم بابا آمریکا بیاد نجاتمان بده از این بدبختی! اما حالا یک نیم نگاه کنیم به عراق! به این جهنمی که آمریکا درست کرده!
آمریکا اگر قرار باشد به ایران حمله کند, برای متوقف کردن انقلابی است که تو هم آن را می بینی و واقعا هم چشم بصیرت نمی خواهد دیدنش! آه که اگر این انقلاب هم پا بگیرد, و سوسیالیسم را تنها به دروازه ی قدرت(و نه حتی خود قدرت) نزدیک کند, دنیای ما عوض خواهد شد!


آرش سرخ 16:33 @ Sun, 30 Jan 05

شبح جان! این اول بازی هم مسخره شده ها! ولی خوب گفتیم اول "اول" بشیم و بعد راجع به مطلبت بگویم!
شبح جان! اصلا رمانتیک نیست,مطلبت! خیلی هم واقعبینانه است! ده قضیه همین است که بعضی ها فکر می کنند هرچی انسانی ترباشی, رمانتیک تری! که اصلا این گونه نیست از دیدگاه من.
شبح جان!
حداقل با اطمینان می توان گفت اکنون و در دنیای امروز(ولو این که صد سال پیش این گونه نبود) به هیچ بهانه ای نباید جنگ افروزی کرد و گلوله و خمپاره بر سر مردم ریخت! نه تنها توپ و موشک که آرزو دارم روزی کلت و کالیبر جیبی! هم به موزه ها بروند.
هرگونه حمله ی احتمالی آمریکا به ایران,حتی اگر اتفاق بیافتد(که من احتمالش را نمی دهم خیلی) محکوم است و باید در مقابلش ایستاد! راستش ته قلبم, (اعترافات!) گاهی می گفتم بابا آمریکا بیاد نجاتمان بده از این بدبختی! اما حالا یک نیم نگاه کنیم به عراق! به این جهنمی که آمریکا درست کرده!
آمریکا اگر قرار باشد به ایران حمله کند, برای متوقف کردن انقلابی است که تو هم آن را می بینی و واقعا هم چشم بصیرت نمی خواهد دیدنش! آه که اگر این انقلاب هم پا بگیرد, و سوسیالیسم را تنها به دروازه ی قدرت(و نه حتی خود قدرت) نزدیک کند, دنیای ما عوض خواهد شد!


آرش سرخ 16:28 @ Sun, 30 Jan 05

اول






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:54 pm


از کجا آمده‌اند؟