جمعه، 2 بهمنماه 1383 | January 21, 2005

و باز هم اعدام

ديروز سه نفر اعدام شدند و اين درحالی است که دارند از رياست قوه‌ی قضايه‌ی به دليل توقف حکم اعدام سه نفری که به هواپيماربایی متهم بودند تشکر می‌کنند! واقعا وضعيت اسفباری است دست قاتل را می‌بوسيم که چرا به جای 6 نفر، سه نفر را اعدام کرده است!
سخنگوی قوه‌ قضاييه با کمال وقاحت می‌گوييد:" «رئيس قوه قضائيه دستور دادند بررسى هاى دقيق ترى در پرونده اين محكومين صورت گيرد زيرا دو نفر از محكومان اين پرونده افراد زير ۱۸ سال هستند و چون تاكنون موردى نبوده كه حكم اعدام در مورد افراد زير ۱۸ سال در ايران اجرا شود، لذا دستور توقف اجراى حكم صادر شد.»" (روزنامه‌ی شرق چهارشنبه 30 دی) هنوز کفن عاطفه‌ی 16 ساله خشک نشده است و هنوز سال و ماهی نمی‌گذرد که افراد زير 18 سال اعدام می‌شدند و هنوز هم می‌شوند و بعد با وقاحت تمام می‌نويسند "موردی نبوده که حکم اعدام در مورد افراد زير 18 سال اجرا شود!" و حالا يکی نيست بپرسد. اگر حکم قاضی غيرقانونی و برخلاف موازين بوده است آيا مجازات خواهد شد؟ آخر اين چه اوضاعی است که متهم پای‌چوبه‌ی‌دار باشد و تازه با التماس به عالی‌ترين مقام قضایی مشخص شود که برخلاف رويه‌ها قرار بوده است حکمی جرا شود؟ دروغ و دبنگ تا کی؟
اعدام به خودی خود عملی جنايت‌کارانه است. جنايتی در کمال خون‌سردی و در روز روشن جلوی چشم اجتماع و اين سخيف‌ترين نوع جنايت است اما در قوانين ايران اعدام به بدترين و بدوی‌ترين شکل ممکن در جريان است. به خبری که در روزنامه‌ی شرق پنج‌شنبه اول بهمن منتشر شده توجه کنيد:
"يکی از متهمان که "عين‌الله" نام داشت چندی پيش نيز برای اجرای حکم پای چوبه‌ی‌دار رفته بود که با تلاش مسئولان اجرای احکام، خانواده‌ی مقتول به او برای توافق مهلت دادند، اما خانواده اين قاتل در مهلت تعيين شده نيز اقدامی برای جلب رضايت اوليای دم نکردند و سرانجام صبح ديروز حکم قصاص اين قاتل اجرا شد."
خود خبر به تنهایی و بدون هيچ شرحی عمق فاجعه را نشان می‌دهد. برای لحظه‌یی بی‌پنهاه‌یه "عين‌الله" را تجسم کنيد! يک‌بار تا پای جوبه‌دار رفته است و بعد مدتی را در بيم و اميد گذرانده و سرانجام در تنهایی مطلق و بودن اين که کسی به فکر زنده‌گی او باشد به دارآويخته شده است. راضی کردن خانواده‌ی مقتول هم معلوم است از چه راهی حاصل می‌شود مقداری پول! و آن کس که از اين نعمت! محروم است همان بهتر که بميرد. ماجرا مانند تراژدی‌های يونانی می‌ماند همه محکوم به سرنوشت شومی هستند که برای‌شان از قبل چيده شده است و دانای کل اين تراژدی پول و قدرت است.
در اين سال‌ها هزاران نفر اعدام شدند کودکان زير 18 سال، افرادی که در زمان ارتکاب جرم حتا به 15 سال هم نرسيدند بودند، اکثر اعدام‌ها مربوط به فقيرترين و بی‌پنهاه‌ترين اقشار جامعه است... و اين جنايت سازمان يافته هم‌چنان با سبوعيت تمام در جريان است...

January 21, 2005 01:34 AM

katbalou 7:50 @ Mon, 24 Jan 05

شعرش خیلی زیباست. لذت بردم. دستت درد نکنه شبح عزیز.
کامنت ها رو نرسیدم نگاه کنم. کامنتهای تو ماشالله خودشون به اندازه ی دو تا وبلاگ هستند.
کامنت خودم از این قراره:
اولا راستش جریان یک متر و هفتاد صدم رو متوجه نشدم. خیلی ساده بلندی قد شاعره؟ یا به چیزی اشاره داره؟
مترجم هم ترجمه ی خوبی ارائه داده. من هیچ وقت جسارت ترجمه ی شعر یا متن ادبی رو نداشتم.
---
در مورد پست این مرتبه: پرواز را به خاطر بسپار...دقیقا همینه. مرگ اندیشه امکان پذیر نیست. مرگ انسان ولی اجتناب ناپذیره.

من هم درست نمی دونم کسی به خاطر اندیشه مجازات بشه.
هرچند در مورد اين بيت خيلی مطمئن نيستم:
with me my poetry has grown
گويا بيت:
يک قلب و صد شور هوس هم از ترجمه جا افتاده.

بزرگترين تاسف من در مورد ترجمه ی متون ادبی و خصوصا شعر اينه که هر قدر هم عالی ترجمه بشند يه سری از ظرائف در متن ترجمه جا می افتند. چاره ای هم نيست.


ardeshir 0:58 @ Sat, 22 Jan 05

کارگر سوسياليست گرامی. کامنت هايی در رابطه با بحث « سوسياليسم چيست ؟» و پاسخ به شما نوشتم. که بعلت ناهماهنگی با آخرين بحث شبح عزيز حذف شد. من کامنت های خودم را در ادامه« بحث سوسياليسم چيست ؟ »چسباندم . لذا با مراجعه به آرشيواين بحث ميتوانيد آن کامنتها را ملاحظه کنيد. در همين رابطه اقبال هم مطالبی نوشته بود که حذف شد و در دسترس شبح ميباشد. اميدوارم شبح جان در آينده بحث های جديدی دررابطه با «ا مکان انقلاب سوسياليستی در جهان کنونی و برنامه های سوسياليستی و .. راه بياندازد و بتوانيم اين بحث هارا دنبال کنيم.شاد و موفق باشيد


شبح 0:39 @ Sat, 22 Jan 05

دخترک نازنين!(21)
شرمنده ولی بهتره اول کامنت‌ات را در وردی جایی بنويسی بعد اينجا کپی کنی که اگه پريد من شرمنده نشوم.
راستی من شبح هستم!


دخترک 0:11 @ Sat, 22 Jan 05

۷۰۰ تا کامنت نوشتم تا بالاخره انگار دو تاش اومده بالا!!
چرا اینجوریه؟ سرعت من پائینه یا کامنت دونی شما مشکل داره؟!


دخترک 0:08 @ Sat, 22 Jan 05

می دونی حرص در آر ترين قسمت ماجرا کجاست؟!
اونجاست که بخونی و حالت گرفته شه عصبانی شی و بنويسی شايد ۳۰ خط بعبارتی طومار و بعد با يه صفحه The page cannot be displayed روبرو شی و موعی که با بک اسپیس به عقب برمی گردی می بینی هیچکدومشون نیست!!!!!!
***
شبه جان خیلی خسته کننده و تهوع آور شده خوندن خبرهای مربوط به اعدام و امضا کردن پتیشن های رنگارنگ.
به جرات می تونم بگم با این اعدام های پی در پی فقط می خوان ملت رو نسبت به این موضوع (اعدام) بی تفاوت کنن!!!
اوایل اخبار مربوط به اعدام رو با دقت میخوندم کلیم حرص میخوردم اما دروغ نمی گم الان وقتی یه خبر راجع به اعدام میخونم خیلی راحت می گم اه یه اعدام دیگه و بعد صفحه رو می بندم و میرم سراغ صفحه بعدی.
بجرات میگم خوندن روزنوشته های زیتون رو ترجیح می دم به خوندن اخبار مربوط به اعدام دیگه خستم کردن!!
فکر نمی کنید وقت اینه که یه راه حل اساسی تر پیدا کرد؟!!!!!
باور کنید دیگه نوشتن و امضا کردن هیچ کاری از پیش نمی بره.
***
بقیه چیزائی که نوشتم یادم نیست


دخترک 0:00 @ Sat, 22 Jan 05

شبه عزيز به جرات می تونم بگم ديگه حالم بهم ميخوره از اينکه هر روز بايد خبر اعدام بخونم هر روز برای جلوگيری از اعدام بايد پتيشن امضا کنم!!
همه خوب می دونيم که قانون اعدامم مثل باقی قوانين فقط مخصوص عوامه نه ...
بيخيال چرا برای چيزهائی که می دونيم نتيجه ای نداره بايد گلومونو پاره کنيم؟


آرمین گیله مرد 20:36 @ Fri, 21 Jan 05

سلام ... پولدار باشی زنده ماندنت سودآور هست و نداشته باشی فقط مرگت فایده دارد ...لعنت!


nasrin 20:21 @ Fri, 21 Jan 05

شبح جان
واقعا تاسف انگيزه ...
مخصوصا وقتی میدونیم که قاتلان قتل های زنجیره ای آزادانه می گردند و تازه بعضی ارتقاع مقام هم گرفتند .
قاتل زهرا کاظمی همینطور ...
آقا پسر جناب فلاحیان همینطور ...
و ...


katbalou 19:02 @ Fri, 21 Jan 05

شبح عزيز.
امرشما به روی چشمم. آخر هفته می خونمش که سر صبر مزمزه اش کنم.


nana 18:30 @ Fri, 21 Jan 05

شبح گرامی و دوستان

باری ديگر ميخواهم با دليل و برهان برايتان بنويسم که شايد اين آخرين اعدام های اين رژيم جنايتکار است !
درست مانند ديوانه ای که از خانه ای بيرونش کرده اند و هنگام رفتن دوسه لگد هم به گل و گلدان میپراند .
اکنون ديگر برای من مسلم شده که نه تنها امريکا به عنوان قدرت قلدر يکه دنيا بلکه باقی کشورهای جهان هم خواستار جارو شدن اينان هستند .
کل خبرهائی که من با دقت دنبال ميکنم حاکی از اين است که برای ايران دو گزينه اصلی وجود دارد
۱- رفرم کامل اين رژيم و جايگزينی عناصری عاقل از درون خود آنها با کليه چهره هائی که دستشان به خون مردم ايران آغشته است . ( که ظاهرا غير ممکن به نظر ميرسد)
۲- حمله هوائی اسرائيل و يا امريکا و يا هردو به بخشی از تاسيسات هسته ای ايران و بمباران آن بدون پياده کردن نيرو و دخالت مستقيم به اميد سرنگون کردن اين جانيان به دست مردم ايران .
و به احتمال قريب به يقين برای کمک به مردم پياده کردن کل افراد سازمان مجاهدين خلق برای شروع عمليات نظامی و حمله به مراکز رژيم جنايتکاران
چون همانطور که خبر داريد مدتهاست که کل افراد اين سازمان تحت نظر امريکا هستند و چه مردم ايران خوششان بيايد چه بدشان نه برای امريکا فرقی ميکند و نه برای افراد اين سازمان
تمامی اين برنامه ها به رهبری اسرائيل نقشه ريزی ميشود و در مورد ايران بخصوص کله گنده های نئو کانها که صد در صد وابستگی شديد به اسرائيل و منافع ان دارند حرف آخر را ميزنند .
مهمترين خبری که در رابطه با سياست خارجی امريکا و اسرائيل که احتمالا نميدانيد و من ميتوانم به شما بگويم اين است
اسرائيل توانسته بوده در تمامی نهاد های امريکا از حزب دموکرات و جمهوری خواه گرفته تا حتی خود پنتاگون نفوذ کند و تنها قسمتی که حتی تا امروز نتوانسته نفوذ کند سازمان سيا بوده و همانطور که ميبينيد کاری کرده که سيا سازمانی با آن همه اهن و تلپ به گوشه ای رانده شده و مانند بچه توسری خورده ای تنها ميتواند گاه گاهی نقی بزند يا خبری را به بيرون درز دهد ( نمونه مقاله سيمور هرش ) .
به هر حال به نظر من کار از کار گذشته و ما به زودی شاهد تغييرات اساسی در ايران خواهيم بود .
به همين دليل شايد وظيفه اساسی مردم ايران هرچه سريعتر تشکيل هسته های مردمی برای جلوگيری از به قدرت رسيدن افراد فرصت طلب ( نيم پهلوی - مجاهدين -
گرگهای در لباس ميش و .......) است
تشکل ها و روشنفکران و دانشجويان در اين مقطع خطرناک بايد با چشمانی باز نه تنها از
سرنگونی اينان استقبال کرده بلکه برای آلتر ناتيو مردمی کوشا باشند . والسلام نانا


17:50 @ Fri, 21 Jan 05

تلويزيون ٢٤ ساعته تركى براى ايران از آمريكا: “GUNAZ” TV

New TV channel in Azeri- turkic language begin to activate in USA 13.01.2005 / WASHINGTON . In march new TV channel in Azeri- turkic language will be transmitted in USA . APA was informed about this, from Azerbaijan Diaspora circles in USA.TV channel called “GUNAZ” TV will be transmitted during 24 hours. At present, technical works within the preparation to transmission are held .Azerbaijan Diaspora circles announced a competition within the preparation of the logo of TV channel. Web designers from Azerbaijan can take part in the competition. /APA/


manochehr zhandifar 17:39 @ Fri, 21 Jan 05

فستيوال باشکوه آدم برفيهاى سنندج در دفاع از حقوق کودکان

بيش از سه هزار نفر در اين مراسم شرکت دارند.
http://www.rowzane.no-ip.com/000_etelayeha/2501/250121adambarfi.html


manochehr zhandifar 14:40 @ Fri, 21 Jan 05

استمداد، سعید ماسوری را دارند زره زره می کشند

سعید ماسوری زندانی سیاسی است که به مدت چهار سال است، در زندان اوین، زیز تیغ حکم اعدام است. سعید را بعد از اعتصاب غذای زندانیان در اوین، به انفرادی انتقال داده اند. به مدت بیش از سه ماه است که سعید در انفرادی به سر می برد. بعد از تلاشهای بسیار خانواده، بلاخره بعد از 50 روز بی خبری، به مادر سعید اجازه دادند که وی را فقط به مدت 5 دقیقه، ملاقات کرد. در این مدت هیچ گونه جوابی به سوالهای خانواده که چرا سعید را به انفرادی، منتقل کردند، چرا ملاقاتها و تلفنهای وی را قطع کردند، چرا لباسها و وسایل بهداشتی که خانواده می آورند، به سعید نمی دهند، داده نشد. خود سعید در همین آخرین ملاقات خود به مادرش گفته، از اینها می پرسم، برای چی اینجام؟ می گویند که خودت بهتر می دانی، می پرسم، به خاطر اعتصاب، می گویند،نه، و خلاصه هر سوالی می کنم، جوابی نمی گیرم و بعد از سه ما، هنوز نفهیدم که چرا در انفرادی هستم. مادر سعید بعد از این ملاقات اظهار داشت که سعید را هر دفعه ضعیفتر از دفعه قبل، می بینم، نگرانم که دارند، سعید را زره زره می کشند. مادر سعید به حق نگران جان سعید است. جمهوری اسلامی شهامت اعدام سعید را ندارد. از سعید به خاطر نقشش در اعتثصاب غذای زندانیان و افشای جمهوری اسلامی در سطح جهان، توسط کمپین لغو حکم اعدام سعید، به شدت عصانی است و می خواهد از سعید انتقام بگیرد و خودش را ازشر سعید خلاص کند.

مردم شریف و آزاده

سازمانها و گروهها حقوق بشر

خانواده سعید ماسوری از شما استمداد می طلبد. به جمهوری اسلامی و رهبران آن فشار بیاورید، تا سعید را به بند خودش برگرداند. همچنین خانواده سعید، سردرگمند و خواستار این هستند که سعید از بلاتلکیفی خلاص شود و مسولین امر، لغو حکم اعدام سعید را علنآ، اعلام کنند. توقف حکم اعدام سعید، به دنبال حمایت شما از کمپین نجات جان سعید صورت گرفت، اینبار هم سعید، برای نجات جانش، به حمایت و فشار شما به رهبران جمهوری اسلامی نیاز دارد

با احترام.

از طرف خانواده ماسوری

منوچهر ماسوری

20050115

manochermasori@yahoo.com

0046704917494


جوان سوسیالیست 13:43 @ Fri, 21 Jan 05


یک قتل در اجتماع، یک جنایت دولتی

بیست و دوسالگی برای ما اوج جوانی است، سرشار از شور زندگی، می کوشیم تا آینده ای هرچه روشن تر برای خویش تدارک ببینیم. به ادامه ی تحصیل می اندیشیم، به استقلال و شریکی که زندگی را زیباتر از پیش کند. بلند پروازیهای ما سقفی ندارند، حتی اگر دست نایافتنی باشند بازهم دنبال کردنشان لذت بخش است، چراکه هر یک از ما تصور می کند سالهایی بسیاری را پیش رو خواهد داشت. اما برای امثال کبرایی که پشت میله های زندان، در انتظار اجرای حکم مرگ خود، روزهایی عذاب آور را تجربه می کند، جوانی هیچ ندارد جز شمارش ثانیه هایی که از دست می روند و هرلحظه تلخی مرگ را مجسم می سازند.

کبرای بیست ودوساله از زندگی چیزی جز رنج و فقرندیده است. او در فلاکت زاده شده و به همین جرم تن خود و به همراه آن جوانی اش را به بهای ناچیز نجات از گرسنگی خانه ی پدری به مردی فروخته است که می تواند جای پدرش باشد. به هر تحقیری برای لقمه ای نان، برای سرپناهی که از مصیبتهای زن خیابانی شدن حفظ اش کند تن داده است. کتک خورده ، بردگی کرده و بارها بعد ازآن که از خانه ی بختش! بیرونش کرده اند، با التماس و خواهش به جهنم بازگشته، چرا که جایی برای رفتن نداشته است.

خانواده ی کبری در یکی از پست ترین محلات جنوب تهران، اسیر چنگال فقرند و نمی توانند دختر جوان خود را حمایت کنند. مصیبت کبری دو چندان است، او زن است و ستم جنسی فرهنگ سنتی اجتماع را نیز بر دوش دارد. ترس از متارکه کردن و مهر مطلقه بر پیشانی اش خوردن او را وامی دارد که بماند و با شرایط بسازد. اما یک روز کبری دیگر نمی تواند خفت را تحمل کند، جانش مورد تعرض قرار می گیرد و او برای نجات خود راهی جز دفاع متقابل پیش روی خود نمی بیند، می کشد تا کشته نشود، مادر شوهری را به قتل می رساند که بارها با چاقو بر بدن کبری جراحت وارد ساخته است.

اما این لحظه آغاز تمامی هراسها و روزهای سختی است که کبری باید در بیدادخانه ی نظام قضایی ایران از سر بگذراند تا در اوج جوانی طناب قصاص را بر گردنش بیاویزند. او به جرم قتل پیرزنی که بارها از جانب وی شکنجه جسمی و روحی شده و مرگ را پیش چشم خود دیده به اعدام محکوم شده است. این در حالی است که عدالت پوسیده ای که یک سویه به مسائل می نگرد، با توجیه احکام بربریت خود، برای آن همه تعدی و جنایت که در حق کبرای زنده صورت گرفته است، مکافاتی ندارد.

کبری بیست و دوساله دچار سرنوشت بسیاری دیگر از زنانی می شود که در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ، پیشاپیش محکومند. چرا که زن هستند وهمین خود جرم بزرگی است. در نظر روحانیون ایران تازیانه و سنگسارکمترین سزای زنانی است که از قانون الهی زیردست بودن تخطی می کنند و طعم سیب ممنوعه را می چشند.

کبری رحمانپور و امثال او قربانی نظام طبقاتی در ایران هستند. زنانی که مورد تجاوز قرارگرفتن، تحقیر و ضرب و شتم را تحمل می کنند، گزینه هایی که برای انتخاب آینده پیش رو دارند غیر انسانی است، یا با دریافت دستمزدی بسیار اندک به بیگاری برای صاحب کاران سودجو گماشته می شوند و در اکثر موارد مورد سوء استفاده ی جنسی آنها قرار می گیرند و یا در هیات زنان خیابانی به فروش سکس یا تن خود می پردازند و سلامت خود را از دست می دهند و گاهی نیز آنهایی که آب و رنگی دارند با رویای زندگی بهتر، در سنین پایین با مردانی مسن از طبقه مرفه ازدواج می کنند و در شرایطی اسف بارتر قرار می گیرند. درست مانند کبرایی که کابوس چوبه ی دار، خوره ی بیست و دوسالگی اش شده است.
نفرت به چنین ظلمی به زن


نفرت به نظام طبقاتی ایجاد کننده تبعیض جنسیت

رزا جوان
دوازدهم اسفند هشتاد دو


شهلا 13:26 @ Fri, 21 Jan 05

این رمز کارشان است؛
تا توانی جانی از بین بر تا بیشتر ماندن توانی......
ننگت باد ای رژیم پلید اسلامی ننگت باد.


zeitoon 11:19 @ Fri, 21 Jan 05

سلام شبح جان... متاسفانه هر روزه در بيشتر زندانها دارن آدما رو گر و گر اعدام می‌کنن و دو زندانی که بيشترين اعدام‌ها توشون انجام می‌شه قزل حصار و گوهردشت کرجه... زندانهای زاهدان و شهرهای مرزی که ديگه هيچی... در جمهوری اسلامی تنها چيزی که ارزش نداره جون آدميزاده... براشون بستر فساد و خیانت و جنایت رو آماده کن بعدا خودت بيا و بکششون!
دو روز وبلاگم نميومد... همين الان اومدم اينجا بنويسم> که يهو ديدم اومد. قدم نظرخواهيت خوبه...


شراگيم 9:28 @ Fri, 21 Jan 05

سلام شبح جان...به هر حال در مورد اعدام یک اختلاف نظری با تو دارم...یعنی من برعکس تو و خیلی های دیگر از بیخ و بن حکم اعدام را منتفی نمی دانم...در این مورد خیلی نوشته ام و نمی خواهم باز وارد درست بودن یا نا درست بودن حکم اعدام (حکمی که فقط برای جرم قتل عمد قابل اجراست) به صورت کلی شوم...ولی به هر حال اعدام هواپیما ربا دیگر از آن کارهائیست که مختص این جنایتکاران است و در حکومتی که انسانها را به جرم تن فروشی و یا به خاطر خصوصی ترین جنبه ی زندگیشان اعدام و سنگسار می کنند نباید بیش از این توقع داشت...اما در مورد کامنتت در وبلاگم...اممممم...بگذریم...ایندفعه رو باشه طلبت!:) منو بگو که فکر کردم الان شبح به اونهمه لطایف و ظرایفی که توی پست آخرم بود لینک هم داده...زهی خیال باطل!:( همین کارا رو می کنین که استعداد جوونا شکوفا نمی شه دیگه!


دخو 8:53 @ Fri, 21 Jan 05

گاهی فکر میکنم ... میلرزم ... گاهی حتا خواب ندارم... شبح جان ... میدانی که قصه بسیار فراتر از آن است که فکر می کنیم...آنقدر اعدام صورت می گیرد که حتا مثل مورد این بیچاره هیچ کس خبر هم نمی شود....


Manochehr Zhandifar 3:04 @ Fri, 21 Jan 05

به کميته بين المللی عليه اعدام کمک کنيد و ياری دهيد.اين کميته همه انسانهای آزاد و مخالف اعدام است.
http://www.stop-executions.com/


Manochehr Zhandifar 2:59 @ Fri, 21 Jan 05

اعدام شنيع ترين نوع قتل است.قتلی دولتی.دولت خود قلدرترين نوع از قاتلان است.خودش در روز روشن انسانی را (حال به هر دليل) به قتل ميرساند و از قبل هم اعلام ميکند که ميخواهد در فلان روز در فلان جا فلان انسان را بکشد. اگر قتل بخودی خود اتفاقی است در نزاعی و يا ... ولی دولت قتلی عمد انجام ميدهد با اعلام قبلی.بايد جلوی قلدری اين قاتل اعظم ايستاد.بايد جنبش عليه اعدام را بيش از اين راه انداخت و قوی کرد. به کميته هايی که در اينراه کار و فعالیت ميکنند کمک کنيد.بايد هزاران جويبار راه انداخت اين جويبارها ميتوانند به سيلی عظيم تبديل شوند.جنبش عليه اعدام را با هزاران نوع و شکل بايد تقويت و درست کرد.
هم اکنون کميته ای بين اللملی عليه اعدام درست شده بايد اين کميته را تقويت کرد٫تا بتوانيم اين جمهوری بدوی را به عقب برانيم.هم اکنون ج.ا. شديدن شکننده شده و ميشود او را به عقب نشاند٫من نميگويم دندان ندارد و گاز نميگيرد ولی با مبارزات چند وقت پيش مشخص شد که ميشود با يک حرکت متشکل و آگاهانه او را به عقب وادار کرد.
شبح جان٫زنده باشی که اين بحث انسانی را راه انداختی.


بامداد 2:46 @ Fri, 21 Jan 05

اين دست خبرا شبح جان هيچوقت تمومي نداره ...
متاسفانه ...


عزیزدوردونه 2:38 @ Fri, 21 Jan 05

سلام شبح جان
زمانه بدی است و جان بی ارزشترین چیز در آن مملکت


هاله 2:02 @ Fri, 21 Jan 05

ننگ!


eqball 2:02 @ Fri, 21 Jan 05

کاری بايد کرد. حرکتی. ميتوان پتيشن درست کرد. ميشود کميته بين المملی ساخت. ميتوانيم در دفاع از حقوق اوليه انسان با هم متحد باشيم. صفی گسترده از انسانهای شريف بايد بوجود آورد که از اقداماتشان دژخيم بخود بلرزد. ميزان انسان بودنمان به ميزان دفاع از حقوق انسانها مربوط است و از ديگر سو بدون مبارزه و پيشروی هر روزه و چشمگير نميتوان فقط منتظر آينده بهتری بود. ميشود جلو اين جنايتکاران را گرفت. اين ممکن است: با اتحاد و مبارزه و پايفشاری بر خواستهای مدنی و برحقمان و با راديکاليسم سازش ناپذير. مرسی از شبح برای دغدغه هايش






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1242
تعداد نظرات: 25233
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: may 18, 2006 10:15 am


از کجا آمده‌اند؟