سه شنبه، 22 دیماه 1383 | January 11, 2005

نگذاريم اين شعله خاموش شود.


چند روز است که موج جديدی از فيلترينگ آغاز شده است. مسئولين و سوپروايزرهای ای‌.اس.پی‌ها را در تهران به شکل حقارت‌آميزی در خيابان بخارست در جایی که مجرمان به قول حکومت ايران منکراتی و دارای فساد اخلاقی را می‌بردند، احضارکرده‌اند و تهديد کرده‌اند که مسئوليت سانسور اينترنت با شماست! حتا آن‌قدر جربزه ندارند که رسما و قانونا اعمال حکومت کنند‍! سايت اورکات و پرشين‌بلاگ را دستور داده‌اند که مسدود کنند و خواسته‌اند سايت‌های ديگر نيز با دستورالعمل‌های احمقانه و غيرمنطقی مسدود شود. شرکت ندارايانه که برای فيلترکردن اورکات مقاومت کرده بود پلمپ شد و بعد از اين که تعهد داد که فيلترينگ گسترده‌ی دادستانی را اعمال نکند فک پلمپ شد.
در اين ميان واکنش سخن‌گوی دولت از همه جالب‌تر است آقای رمضان‌زاده ديروز در ميان خبرنگاران اعلام کرد فيلترينگ اخير را دولت قبول ندارد و مورد موافقت مخابرات هم نيست و مستقيما به فيلترشدن اورکات و پرشين‌بلاگ اعتراض کرد! بسيار مضحک است که دولت حتا در حوزه‌يی به اين کوچکی اختيار ندارد و هيچ ابزاری برای اعمال قدرت خود نمی‌شناسد و در اختيارش نيست و البته به دليل ماهيت‌اش نمی‌تواند اقدام راديکالی انجام دهد که اگر در هشت سال گذشته انجام داده بود الان پست رياست جمهوری اينقدر خوار و ذليل نشده بود.
در خوش‌بينانه‌ترين و محافظه‌کارانه‌ترين تحليل‌ها هم نمی‌شود به کوچک‌ترين اصلاحی در ساختار حکومتی ايران دل‌بست تنها و تنها زور و اعمال قدرت اين‌ها را سرجای‌شان می‌نشاند و وادار به عقب‌نشينی می‌کند و البته نشان داده‌اند که بسيار هم بزدل هستند و با اندک مقاومتی عقب می‌نشينند.
کارهايی که در اين مرحله از دست ما برمی‌آيد به نظر من اين‌ها هستند:
1- با امضای توماری که چند وقت پيش تهيه شده است و ارسال آن به مجامع بين‌المللی سعی کنيم حکومت ايران را برای کاهش و حذف فيلترينگ تحت فشار قرار دهيم! واقعا تاسف‌بار و عجيب است که برای تغيير نام خليج فارس اين همه امضا جمع شود و آن‌وقت برای مقابله با فيلترينگ تعداد امضا‌ها اينقدر کم باشد. خجالت آور نيست؟
2- از کشورها و شرکت‌های بزرگ مخابراتی خواسته شود ايران را در زمينه مخابراتی و ماهواره‌يی تحريم کنند. شرکت‌هایی که کانال‌های مخابراتی در اختيار صدا و سيما و شرکت مخابرات ايران قرار می‌دهند تهديد شوند که چنانچه هم‌کاری خود با اين موسسات را مشروط به حذف فيلترينگ نکنند افشا شوند و مورد تحريم ايرانيان خارج کشور و ساير مردم آزادانديش جهان قرار گيرند.
3- حکومت ايران نياز به انيترنت دارد ما به بهای قطع شدن اينترنت‌مان بايد از گره‌هایی که اينترنت ايران را به جهان وصل می‌کنند بخواهيم ايران را در صورت عقب‌نشينی نکردن از اين فيلترينگ گسترده تحريم کنند و دست‌رسی به اينترنت را برای ايران غيرممکن کنند. 24 ساعت اگر اينترنت قطع شوند به زانو در می‌آيند. البته نمی‌دانم اين پيشنهاد از نظر فنی امکان‌پذير است يا نه در اين مورد دوستان مطلع بايد نظر دهند اما اين را می‌دادم که اين‌ها بدون اينترنت سيستم بانکی و تجاری‌شان مختل می‌شود و زمين‌گير می‌شوند.
4- ای‌.اس‌.پی‌هایی که برای خودشيرينی و خوش‌رقصی حکم جاسوس را در بين ساير ای‌.اس.پی‌ها بازی می‌کنند بايد افشا شوند.
5- مهندسين جوانی که در آی‌.اس‌.پی‌ها کار می‌کنند و خودشان از اين وضع ناراضی هستند اطلاعات مربوط به فيلترينگ را به نحوی که امنيت‌شان به خظر نيفتدد به خارج کشور منتقل کنند تا توسط دوستان خارج کشور منتشر و بی‌اثر شود.
6- تمام دوستانی که توان تکنيکی برای نوشتن برنامه‌های ضدفيلتر دارند اقدام به اين کار کنند و اگر هزينه‌هایی اين کار در بر دارد صندوقی برای پروژه‌ی ضد فيلترنيگ ايجاد شود و با جذب کمک‌های داوطلبانه نسبت به اين کار اقدام شود.
اين‌ها ابتدایی‌ترين پيشنهاداتی بود که به فکر من رسيد مطمئنا روش‌های راديکال‌تر و موثرتری هم وجود دارد که با رشد جنبش مردم در دستور کار قرار خواهد گرفت.
اگر در مقابل اين موج احمقانه‌ی فيلترينگ که راه افتاده است سکوت و مماشات کنيم هر چه در اين سال‌ها رشته‌ايم پنبه می‌شود. مقاومت امروز ما برعليه فيلترينگ ضامن آزادی بيان در امروز و فردای کشورمان است. اجازه ندهيم اين حکومت يا هر حکومتی که پس از آن برسرکار آيد بتواند اين حق اوليه را از ما بگيرد.

January 11, 2005 08:16 PM

مصی 13:52 @ Sat, 15 Jan 05

به امید روزی که جز امضای تومار کار دیگه ای هم بتونیم انجام بدیم


ترانه 18:44 @ Fri, 14 Jan 05

شبح دوست داشتنی و مهربانم!
از قطعه ای که در اختيارم گذاشتی که احساس کنم کنار رفيق نازنينی(هیچ کلمه ای نتونستم معادلش پيدا کنم که تمام صميميت و شور ترا به تصوير بکشه)چون تو می توان بود ممنونتم! صورت نديده ات را می بوسم و دستهای با محبتت را می فشارم! اگر رهگذري ام تمام شد و عمری باقی؛ سلامی دوباره خواهم کرد. اميد هميشه زيباست! پس با اميد به ديداردوباره... ترانه


شراگیم 15:34 @ Fri, 14 Jan 05

سلام شبح جان...ما آمدیم...! از کجا آمدیم؟ خوب معلوم است که نباید هم بدانی که از کجا آمدیم...چون مدتهاست به وبلاگ ما نیامدی...به قول شاعر پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود...مهرورزی تو با ما شهره ی آفاق بود...حالا بگذریم...ما از تبریز آمدیم...با هواپیما هم امدیم...خوش آمدیم...:)
اما در مورد فیلترینگ...من یادم نیست اون طومار رو قبلا امضا کرده بودم یا نه...چه کنم؟


eqball 8:07 @ Fri, 14 Jan 05

اختلافات نظری بجای خود٬ در يک اتحاد عمل راديکال و فعال برای سرنگونی جمهوری جنايت و سرکوب اسلامی در انقلاب در حال شکل گيری جامعه ايران شرکت کنيم و تا برقراری رفاه و خوشبختی برای همه و آزادی بی قيد و شرط بيان و قلم و تشکل فردی و اجتماعی از پای ننشينيم. در اين راه دست هر کسی را ميفشارم.


شبح 12:22 @ Thu, 13 Jan 05

دنیای عزیز!(23)
دور از جون تو بی بی سی طبق معمول شکر خورده الان تست کردم اورکات بسته بود.


شبح 12:19 @ Thu, 13 Jan 05

ترانه جان!(25)
اگه توجه کنی چند روز پیش لینک تومارش رو در قسمت تومارهام گذاشتم. حال هم چشم می رم مطلب بامداد عزیز را می خونم و بهش لینک می دم.


moony 20:45 @ Wed, 12 Jan 05

اين فيلترينگ هم يه چيز مسخره است واسه اينکه نذارن بر ضدشون کاری انجام شه يا حرفی زده شه . ولی تقريبا نود درصد کسانی که توی اينترنت زياد ميان بلاخره از يه راهی از فيلتر رد می شن . وقتی ازشون علت فیلترینگ رو پرسيدن گفتن ما فقط سايت های غيراخلاقی رو فيلتر کرديم که جوانان منحرف نشوند ! واقعا دليل جالبيه !


امیرحسین 17:40 @ Wed, 12 Jan 05

با سرمایه گذاری برای شکست فیلتر ها به شدت موافقم.
علیرغم وقاحت بی اندازه آقایان با تمسخر و خوار و خفیف کردنشان با ابزار های موثری مثل کاریکاتور و جوک و طنز و نظم هم موافقم.
و باید دانست که اینها وضعی بسیار متزلزل دارند و این کارها از سر بیچارگی است اما به یاد هم داشته باشیم که از این بیچاره ها هیچ سبعیتی بعید نیست.
پس باید نه تنها این اعمالشان را بی اثر کرد بلکه باید برای بدتر از اینها هم آمادگی داشت و راه یافت.
فقط کاش حریفمان آدم حسابی بود، آخر حالمان از سعید مرتضوی و امثالش به هم می خورد، ولی خوب چه می شود کرد امکانات همین حد است.


جوان سوسياليست 17:09 @ Wed, 12 Jan 05

آواز یک سار (زرا جوان)
htt://www.javaan.net


amir 15:36 @ Wed, 12 Jan 05

با سلام شبح ... ای نوبر وبلاگستان
فقط آمدم بعد از مدتها سلامی عرض کنم و بگویم که با بازگشتی دوباره و چند باره ... به وبلاگشهر آمدم؟
به نظر میاد اینجا مثل گذشته باز هم شلوغ پلوغه و هیچ چیز عوض نشده با این تفاوت که جدیدا را زیاد نمیشناسم !!؟
مخلصیم


سروش دانش 15:12 @ Wed, 12 Jan 05

سلام شبح جان. منم باهات کاملا موافقم. و منم از این حرکات ناسيوناليستی اظهار تاسف می کنم.


امیرحسین بهبهانی نیا 14:48 @ Wed, 12 Jan 05

سلام مجدد شبح عزيز!/ ممنون از آمدن ات!/ و ممنون که خواندی ام!/ قصه ی ممنوع الکار شدن شبنم طلوعی را که حتما شنيده ای!/ خبری را در اين مورد در سياها منعکس کرده ام!/ باز هم منتظرت هستم!/ تا بعد...


aftabparast 13:06 @ Wed, 12 Jan 05

انقدر خنثی و بی غيرت شديم که اگه کلاْ چشمامونم فيلتر کنن صدامون در نمياد!...يکی از بچه ها پيشنهاد تحريم اينترنتی کرده بود!!! اصلاْ اين مقدوره؟! راه حلای خوبی ارائه دادين.


rouzbeh 11:05 @ Wed, 12 Jan 05

شبح عزيز من هم از همين درد نوشتم


افغانستانى 9:52 @ Wed, 12 Jan 05

افغانستانى


اى كاش من هم يك افغانستانى بودم:

کتابهای درسی افغانستان بازنویسی می شوند، روزنامه شرق،سه شنبه هشتم دی ماه سال 1383،ص هشت:

طبق آخرین اطلاعات کتابهای جدید درسی به چهار زبان پشتو، دری، ازبکی و پاشایی چاپ شده آماده توزیع است.

در حال حاضر به موجب قانون اساسي جديد و فدراتيو افغانستان دو زبان پشتو و دري، سراسري و رسمي بوده و چهار زبان ديگر از جمله ازبکي در ايالات ازبک نشين رسمي شده است که احتمال دارد در انتخاب و اطلاق اسامي جغرافيايي شيوه اي متفاوت از کابل را در پيش بگيرند.


بنی طرف 9:14 @ Wed, 12 Jan 05

استعمار انگليس، رضاخان را روی کار آورد. يکی ازعوامل روی کار آمدن رضاشاه، اردشير جی ريپورتر از پارسيان وزرتشتيان هند واز اسلام ستيزان وعرب ستيزان بنام تاريخ ايران است. وی که در زمان ناصرالدين شاه به ايران آمد از عوامل درجه يک استعمار انگليس در هند وسپس در ايران بود.
گرچه ايران مثل هند مستقيما مستعمره انگليس نبود اما به طورغيرمستقيم واز طريق واسطه ای به نام اردشير جی وارد عمل شد. وی از روشنگران ناسيوناليست وافراطی آن دوره، به ويژه ميرزا آقاخان کرمانی متأثر بود. اردشير جی ريپورتر پدر شاپور جی است که مأموريت پدر را درسرسپردگی به رژيم استبدادی محمد رضا شاه تکميل کرد. اردشير جی که از پارسيان هند بود، انديشه های کاملا پان فارسيستی داشت. وی با روی کار آوردن رضاشاه وبه کمک همفکران ونظريه پردازان ناسيوناليستی چون محمد علی فروغی ومحمود افشار زمينه های سخت افزاری و نرم افزاری سرکوب ديگر قوميت های ايرانی را فراهم کردند.

رضا شاه که نه چند مليتی بودن ايران را قبول داشت ونه به دموکراتيک بودن انقلاب مشروطيت اعتقادی داشت، هر دو وجه انقلاب مشروطيت را زير پا نهاد و دولت - ملت ابتر وناقصی را پديد آورد. در واقع nation- state رضاخانی بر مبنای زور وسرکوب همه خلقها وملل ايران بنياد نهاده شد.

در دوره رضا شاه - که هويت ملی شکل نوينی به خود گرفته بود- زبان فارسی در راس نماد دوگانه "فارسی – شيعی " قرار گرفت. وی می کوشيد بخش نخست اين نماد را با زور سرنيزه به عامل هويت ملی و وحدت ملت- دولت ايران تبديل کند. رضا شاه درواقع برخلاف دوران پيش از خود کوشيد زبان فارسی را بر مذهب شيعه مرجح سازد. اما در واقع هردوی اين دو رکن مشخص کننده ملت ايران يا در واقع قوميت حاکم بر ايران بودند.

زيرا ملت ايران رکنهای ديگری هم دارد که بايد دو رکن يادشده را تکميل کنند وگرنه تعريف ملت ايران ونمادهای هويتی آن ناقص خواهد بود. مذهب شيعه می تواند در برگيرنده اکثريتی از مردم ايران باشد ولی همه مردم ايران را در بر نمی گيرد. وضع زبان فارسی از آن هم بدتر است زيرا فقط نيمی يا کمتر از نيمی از ملت ايران را پوشش می دهد.

اکنون و درعصر جهانی سازی و تعميم مردم سالاری در سرتاسر جهان اين نماد دو رکنی بيش از پيش دچار بحران شده است و نمی تواند گويای هويت ملی همه قوميتها وملل ايرانی باشد. ما در ايران ميان 10- 15 مليون سنی داريم و شمار قوميتهای غير فارس از پنجاه درصد جمعيت ايران بيشتراست.

اکنون در عراق صحبت از قانون اساسی دموکراتيک وفدرال می شود، در افغانستان زبان تاجيک که زبان سرکوب شده ای بود در کنار زبان پشتو قرار می گيرد وبه عنوان زبان رسمی شناخته می شود. زبانهای ترکمن و ازبک و بلوچ ونورستانی به عنوان زبانهای رسمی در مناطق خودشان به رسميت شناخته می شوند. درعراق زبان کردی در کنار زبان عربي، به عنوان دومين زبان رسمی شناخته می شود؛ گر چه کردهای عراق کمتر از بيست در صد از جمعيت عراق هستند. در قانون اساسی موقت عراق زبان ترکمنی و آشوری وزبان ارمنی – برای حدود دو سه هزار ارمنی عراقي- در مناطق خودشان به رسميت شناخته شده است.

رضا شاه به کمک استعمار انگليس، نظام "ممالک محروسه ايران" را که يک نظام فدرال سنتی بود به نظام " کشور شاهنشاهی ايران" تبديل کرد که سيستمی شديدا سانتراليستی بود.
رضاشاه " دولت – ملت" ايران را بر اساس اراده خود واز همه بالاتر برمبنای خواست استعمار انگليس بنا نهاد ونه برمبنای واقعيتهای قومی وتاريخی اين سرزمين.

فدراليسم حاکم برايران قبل از 1300 شمسی، فدراليسم سنتی بود وما اکنون به دنبال فدراليسم سنتی نيستيم. ما در پی فدراليسم مدرنی هستيم که در جهان امروز با دموکراسی وجامعه مدنی وحقوق بشرهمسانی وهمخوانی دارد.

فدراليسم درواقع بخشی از حقوق دموکراتيک جامعه چند مليتی ايران است. به نظر من حتا مفهوم مصالح ملی يا منافع ملی نيز بايد باز تعريف شود. زيرا در تعريف مدرن ملت ايران، مصالح ملی را طبق برداشت يک جناح يا يک حزب يا حتی يک قوميت مسلط تعريف نمی کنند. دراينجا مصالح ملی ايران می شود جمع جبری مصالح قوميتهای فارس وترک وعرب وکرد و ترکمن وبلوچ. دراينجا ديگر نبايد قوميتی غالب يا حزبی وابسته به آن ادعا کند که خود به تنهايی تعريف کننده مصالح ملی است. منافع ملی بايد باز تعريف شود.

ما قبل ازسال 1300 شمسي، با حکومت شديدا متمرکز و سانتراليسستی - از نوع پهلوی آن - بيگانه بوديم. در دوره قاجاريه اين کشور را ممالک محروسه ايران می ناميدند يعنی اين کشور مجموعه ای از چند مملکت بود مثل مملکت کردستان، مملکت عربستان ،مملکت خراسان ،مملکت گيلان.. اينها مجموعه ممالک محروسه ايران را تشکيل می دادند. يعنی ما درايران نوعی فدراليسم سنتی داشتيم.

طبق اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران" زبان وخط رسمی ومشترک مردم ايران فارسی است. اسناد ومکاتبات ومتون رسمی وکتب درسی بايد با اين زبان وخط باشد ولی استفاده از زبان های محلی وقومی در مطبوعات ورسانه های گروهی وتدريس ادبيات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است".

آن چه مربوط به زبان فارسی است هم اکنون به شکل کامل اجرا می شود. اما در واقع " زبان های محلی وقومي" و"ادبيات آنها" در مدارس به هيچ وجه تدريس نمی شود. يعنی زبان های ترکي، کردي، عربي، بلوچی وترکمني، نه در دوره ابتدايی ونه دردوره راهنمايی ونه در دبيرستان تدريس نمی شوند واين نقض مسلم قانون اساسی است اما چون مجريان قانون اساسی از قوميتی هستند که در اين زمينه ذينفع نيستند به صرافت اجرای اين اصل برنيامده اند بلکه در اين راه کارشکنی هم کرده اند و برای توجيه عدم اجرای آن، تفسيرهای عجيب و غريبی را مطرح کرده اند.


شبح 1:47 @ Wed, 12 Jan 05

امير عزيز!(3)
من دقيقا متوجه‌ی منظورت نشدم. اگر ممکن است يک‌بار ديگر طرح کن يا با ايميل بهم خبر بده.


شبح 0:46 @ Wed, 12 Jan 05

ترانه‌ی نازنين!(8)
کاملا موافق هستم. اميدوارم پس از پايان انتخابات در روزهای آينده. اين اولين کار پن‌لاگ باشه!


ريچارد آرميتاژ 0:27 @ Wed, 12 Jan 05

ريچارد آرميتاژ معاون وزير امور خارجه آمريکا در مصاحبه با شبکه پي بي سي در تاريخ دوم دي ماه ، با اشاره به موضوع اختلاف بر سر نام خليج عربى اظهار داشت که پرشين ها (فارسها) همچنان مي پندارند در دوران کوروش و تخت جمشيد بسر مي برند. وي در ادامه مصاحبه خود براي اولين بار از زبان يک مقام غربي قوم حاکم را متهم به نژاد پرستي نمود.

در واقع در ايران کثير المله اي که قوم فارس به رغم برخورداري از حاکميت سياسي ، به دليل اينکه حتي فاقد اکثريت نسبي در ترکيب جمعيتي امروزين آن مي باشد نمي تواند سرزميني را همچون روسيه (با اکثريت مطلق روس) و يا ترکيه (با اکثريت مطلق ترک) و مقدونيه(با اکثريت مطلق مقدونيايي) ... به تمامي منسوب به خود کند.


ترانه 0:24 @ Wed, 12 Jan 05

شبح جان نــــــــــــــــــــــــــــــــبايد بگذاريم اين شعله خاموش شود!
این روزها و این زمان بیشتر از هر وقت وبلاگ ها ابزار رسوایی و افشای کلیت این رژیم خواهند بود باید فضای مضحکه انتخابات را هرچه می توانیم بیشتر عریان کنیم!
گرچه خيلی وقت پيش اين متن را امضا کردم اما حتمن از سايت های محل کارم هم می خواهم که لوگو اين اعتراض را نصب کنند تا مورد توجه و حمايت بيشتر قرار بگيره!

کاش می شد بعنوان اولین کار کانون وبلاگ نویسان از این لوگو حمایت کنیم.


جن تئاترشهر 23:34 @ Tue, 11 Jan 05

من از یه طرف ناراحتم شبح‌جان و از یه‌طرف خوش حال! ناراحت از این‌که باید به‌خاطر بدیهی‌ترین حقوق‌مون انقده عذاب بکشیم و خوش‌حال از این‌که بالاخره بعد از هشت‌سال دروغ و ریا و تزویر خاتمی پفیوز و بقیه‌ی اصلاح‌طلبا ، حکومت جمهوری اسلامی داره قشنگ روی واقعی خودشو نشون می‌ده و به‌قول خودت مث رهبرشون داره یک‌دست می‌شه، آره جانم یا رومی رومی یا زنگی زنگی، بذار همه‌ی دنیا بفهمن ما زیر یوغ چه جونورایی داریم زندگی می‌کنیم ! در ضمن حمایت خودم و بقیه‌ی اجنه‌رو هم از مطالب تو ابراز می‌کنم !


جوان سوسياليست 23:23 @ Tue, 11 Jan 05

شبح عزيز و دوستان گرامی
اضافه بر نکات ياد شده لازم است که اشاره شود که اين روزها رژيم در شرف ارتباط گيری تنگاتنگ با دول غربی است و تبليغ اين موضوع در سطح بين المللی می تواند تاثیراتی بر سیاست و تصمیم گیری های دولت وارد آورد. دولت ایران امروز بر خلاف گذشته می تواند تحت تاثیر اذهان عمومی بین المللی قرار گیرد.
سایت جوان سوسیالیست لوگوی سانسور را نصب کرده و کوشش خواهد کرد از طریق نیروها مترقی بین المللی این موضوع را در سراسر جهان منعکس کند.


شهلا 22:19 @ Tue, 11 Jan 05

درود بر تو شبح جان
٪۱۰۰ با تو موافقم ......
پایدار باشی .
تا درودی دگر بدرود.


اميرحسين بهبهاني نيا 21:40 @ Tue, 11 Jan 05

سلام شبح عزيز!/ مدت ها بود خبری از تو و اين جا نداشتم!/ دور بودم!/ بازگشت ام و بازخواندم ات!/ وقتی نوشته های ات را می خوانم تشنه ی مبارزه و فرياد می شوم!/ و چه خوب است که می نويسی!/ به ضيافت سيب سرخ مادرم: حوا در سرسرای سياها دعوت ات می کنم!/ منتظرت هستم!/ تا بعد...


امير 21:33 @ Tue, 11 Jan 05

با سلام خدمت شبح گرام! بغير مورد سوم ،بنظرم بقيه موارد عملي تر باشند.چون احتمالآ مستحضريد كه آقايان پروژه خاصي كه هم اكنون عنوان آنرا فراموش كرده ام را در دست بررسي دارند تا مستقل از شاهراه جهاني، فعاليت نمايند.
در ضمن هنوز منتظر نظر شما در خصوص دو اظهار نظرم در نظرخواهي مطلب قبلي هستم.:)
فعلآ......


nasrin 20:28 @ Tue, 11 Jan 05

موافقم شبح جان بايد کاری کرد !


nasrin 20:20 @ Tue, 11 Jan 05

سلام شبح جان
پشت در ايستاده بودم :)






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25800
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 07:06 pm


از کجا آمده‌اند؟