شنبه، 19 دیماه 1383 | January 08, 2005

چار روزه که رفتم تو چار سال!

راستی که مثل برق و باد می‌گذره اين روزگار؛ از پيری شخصيت حقيقی‌ دل‌خوش به جوانی اين شخصيت مجازی بودم که اين هم دارد کهن‌سال می‌شود.
سه سال گذشت از آن صبحی که دوستی در محل کار بهم گفت پديده‌ی تازه‌یی پيدا شده به‌نام وب‌لاگ و همان روز ساعت 2:28 دقيقه با ارسال عبارت "من يک شبح هستم"؛ "شبح" متولد شد و آن روز يک‌شنبه 16 دی‌ماه هزار و سی‌صد و هشتاد بود. و از سر تصادف در اين سه سال 1111 مطلب پست شده ثبت است.
اين سه سال و چهار روز، بدون اغراق با تمامی زنده‌گی‌ام از حيث وسعت برخورد و آموختن و پوست‌انداختن و بزرگ شدن برابری می‌کند و از اين جهت مديون و مرهون تک‌تک دوستان عزيزی هستم که "شبح" را پذيرفتند با کج‌خلقی‌های‌اش، به گاه کج‌رفتاری روزگار، ساختند و سررشته نگه‌داشتند.
اگر در طول اين روزها به کسی بدی کردم اميدوارم مرا ببخشد و فرصت جبران را از من نگيرد، نمی‌شود "بدی" نکرد اما اميدوارم "بدی" نباشم و "بدی کردن" استثنایی باشد بر قاعده‌ی "خوب بودن".
به هر روی انسان به اميد زده است و شبح‌ها هم نيز چنين اند، و من تنها اميدم اين است که بتوانم در کنار شما و با شما قد بکشم، بخوانم و خوانده شوم تا سهمی داشته باشيم در آينده‌ی زنده‌گی بهتر انسان‌هايی که بر روی اين کلوخ سرگردان زنده‌گی می‌کنند و می‌ميرند و از خود چيزی به يادگار می‌گذارند.

January 8, 2005 05:16 PM

misty 4:09 @ Thu, 6 Jul 06

Can I share some resources with you?


Bill 22:10 @ Wed, 5 Apr 06

It is healthy, I shall come on your site more often, thank.


كارمند علي دائي 1:24 @ Thu, 10 Mar 05

خوبه..تو موفق ميشي شبح سعی کن به مرز ۱۰۴ سالگی برسونی. ۱۰۵ بشه که رکورد علی دايی زدی زمينا


فواد 14:06 @ Mon, 31 Jan 05

تولدت مبارک دوست جدید من


بهادر 20:01 @ Wed, 12 Jan 05

سلام شبح جون !
از صمیم قلب تولدت رو بهت تبریک می گم .. امیدوارم همیشه با این قلم شیوا و محکمت بنویسی و ما استفاده کنیم .


روبن شاهومیان 16:54 @ Wed, 12 Jan 05

تقدیم به شبح عزیز(سرخ) که سه ساله شد!
بهار سرخ

ـ زیستن ؟
آری زیستن
لیک تنها در بهار سرخ
آنگا که آبها یکی شده
رود ها می شوند
آنگاه که سبزی قد می کشد و انبوه می­گردد
آری زیستن
لیک در بهار سرخ.
ـ رزمیدن ؟
آری رزمیدن
لیک در بهار سرخ
آنگاه که رعدها سخت میغرند
آنگاه که آذرخش­ها
آسمان را از جای می کنند
و رزم­های هراسناک عناصر اقیانوس دیوانه آغاز می­گردد.
ـ مردن ... ؟
آری مردن
لیک تنها در بهار سرخ
آنگاه که سیل بر کوهساران زخم می زند
آنگاه که سیلاب­ها به راه می­افتند
و هر آنچه را که بی هوده است
می شویند و می برند
و هیچ نشانی از
زندگانی ی کهنه
بر جا نمی ماند...

هاکوپ هاکوپیان
بنیانگذار ادبیات کارگری ارمنستان !


زیتون 3:58 @ Wed, 12 Jan 05

چقدر خوب شد که یه سر زدم اینجا:)
شبح جان امیدورام که هزار سال چراغ وبلاگت روشن بمونه. در مورد قرن حرفتو قبول دارم ولی سن نه. اگه این‌جور بود منم چند ماهه که تو سه‌سالم که دارم می‌نویسم.
خوشم اومد داریوش باهام همفکره:) دمش گرم.

کنجکاو عزیز :
حدس می‌زدم شما نباشید. ولی اگر بودید خوشحال می‌شدم:)

و اما در مورد کامنت ارنستو:)
خیلی بدجنسی! من هیچوقت، هیچوقت و هزار بار می‌گم هیچوقت با شبح احساس رقابت نکردم. نه با شبح که با هیچکس. اصلا به خاطر رقابت به وبلاگستان نیومدم و به خون هیچکس تشنه نیستم.
اگه کسی هم منو عصبانی کرده دلیل نمی‌شه به خونش تشنه باشم و یا دلم بخواد مثلا تو کارش موفق نباشه.
هر کدوم از ما در مقوله‌ی بخصوصی می‌نویسه. شبح که کاملا جای خود داره و برای وبلاگستان بسیار لازمه.
البته می دونم شوخی می‌کنی:) اما مگه من با تو شوخی دارم؟:)))

شبح جان، شوخی‌ات در مورد خودکشی و وبلاگ زدن خیلی جالب بود:)))


زمینی 16:35 @ Tue, 11 Jan 05

شبح عزیز و مهربون
چهار سالگیت مبارک! من هم دو ساله که باهات آشنا هستم و در کنا وبلاگت بسیار آموخته ام. یکی از صفحه هایی که برایم همیشه جالب بوده و همیشه زنده و پویاست. امیدوارم همواره بنویسی و ما را در قسمتی از زندگيت سهیم کنی.


فیریزلند 8:56 @ Tue, 11 Jan 05

س. حاتملوی

هشتاد و دو میلیون و 10 هزار نفر

کمتر کسی از ایرانیان اسم ملت فیریز را شنیده است. حتی یقیناً این اسم بگوش خیلی از اروپائیها نیز نخورده است. ولی چنین ملتی وجود دارد.

فیریز ها ملت کوچکی هستند با فرهنگ، زبان و مشخصات ملی مخصوص بخود که در سواحل و جزایر دریای شمال ما بین سه کشور اروپائی هلند، آلمان و دانمارک زندگی می کنند. زبان آنها مخلوطی از زبانهای انگلیسی، آلمانی و دانمارکی است که در گذشته بسته به محل سکونت آنها، زبان فورینگی و زولرینگی و امروزه بطور کلی زبان فیریزی نامیده می شود. سرزمین فیریزلند غربی در کشور هلند و قسمت اعظم فیریزلند شمالی در آلمان و بخش کوچکی از آن نیز در کشور دانمارک واقع شده است.

محل سکونت اصلی فیریزها در آلمان، فیریزلند شمالی نامیده می شود که مرکز آن شهر برداشتت ( Bredstedt) است. فیریزلند شمالی در ایالت شلزویگ هولشتاین* واقع است. از 10 هزار نفر فیریزی ساکن آلمان فدرال، تعداد کمی نیز در ایالت نیدرزاگسن ساکن هستند. ضمناً جزایر هلگولند، زولت و آمروم نیز جزو مهمترین مراکز سکونت فیریزها محسوب می شوند.

با اینکه از سال 1998 میلادی فیریزها در آلمان فدرال همانند یک اقلیت ملی به رسمیت شناخته شده و زبان آنها در 26 مدرسه و یک دانشگاه (فلنسبورگ) تدریس می شود، ولی آنها هرگز به این حداقل قانع نبوده و بعد از سالها مبارزه**، با تصویب «قانون فیریزی» در پارلمان محلی ایالت شلزویگ هولشتاین(نوامبر 2004)، به عنوان یک ملت به رسمیت شناخته شدند. بر اساس این قانون، اینک در بخش فیریزلند شمالی و جزیره ی هلگولند، زبان فیریزی در کنار زبان آلمانی، زبان رسمی دولتی محسوب شده و در این منطقه تابلوهای شهرها و دهات دو زبانه خواهند شد. همچنین حین استخدام در ادارات دولتی، برای پست های معینی، فیریزها بر آلمانیها ارجحیت خواهند داشت. و از همه مهمتر، این قانون اجازه ی استفاده از پرچم سه رنگ- طلائی، قرمز و آبی- فیریزلند شمالی را به این ملت کوچک می دهد. همچنین آنها دربالای نامه های اداری شان، نشان دولتی خودشان را بکار خواهند برد.

بعد از تصویب این قانون، رئیس انستیتوی فیریزلند شمالی، آقای توماس اشتنزن در این باره می گوید: فیریزها نمی توانند اجازه بدهند که دولت در باره مسائل محلی آنها دخالت کرده و تصمیم بگیرد.. آنها می خواهند که در اداره ی امور داخلی خود اختیارات کامل داشته باشند. آقای لارس هارمسن نماینده ی فیریزها در پارلمان محلی می گوید: بعد از تصویب این قانون، حال باید زبان فیریزی به عنوان یک ماده ی درسی در مدارس تدریس شده و در رادیو و تلویزیون نیز برنامه های به زبان فیریزی افزایش یابد. آقا ی نیزن هان دبیر سازمان اتحاد فیریزها حتی از این نیز فراتر رفته و از حق داشتن پاسپورت فیریزی سخن می گوید.

با همه ی اینها تصویب قانون فیریزی در زندگی فیریزها تغییرات رادیکالی بدنبال نخواهد داشت. زیرا که در سیستم دمکراتیک و فدرال کشور آلمان، فیریزها دارای حقوق برابر با سایر شهروندان آلمانی بوده اند و در این کشور ستم ملی، جنسی و دینی حتی بر اقلیت کوچک فیریز نیز وجود ندارد. آنها همیشه نماینده ی خود را در پارلمان محلی ایالت محل سکونت شان داشته اند و زبان آنها نیز در کنار زبان آلمانی در بعضی از مدارس تدریس شده است. منتها تصویب این قانون، در حقیقت تائید حق شهروندی آحاد ملتی است که تا به امروز یا به عنوان آلمانی و یا دانمارکی شناخته می شده اند. در حالیکه فیریزها همیشه تاکید بر این داشته اند که ملیت آنها نه آلمانی و نه دانمارکی است. آنها در حقیقت خود را به عنوان کسانی که ملیت فیریزی ولی تابعیت آلمانی دارند، می شناسند. پارلمان ایالت شلزویگ هولشتاین با تصویب این قانون ثابت کرد که در یک کشوری که هشتاد میلیون نفر از سکنه ی آن آلمانی می باشند، حتی یک اقلیت ناچیز 10 هزار نفری نیز حق دارد بصورت یک ملت با پرچم و سرود مخصوص خود به رسمیت شناخته شود. و این قبل از هر چیزی به معنای به رسمیت شناخته شدن حقوق اساسی انسانها می باشد.

حال با یک مقایسه ی کوچک می توان پرسید: چگونه است در یک کشوری که بیشتر از 99.98 درصد آن آلمانی می باشند، یک اقلیت 0.012 در صدی می تواند به عنوان یک ملت در همه ی عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قابلیت های ملی خود را به نمایش بگذارد و لی در کشوری مثل ایران، ملت آذربایجان که نزدیک به نصف حمعیت هفتاد میلیونی کشور را تشکیل می دهد، از همه ی حقوق ملی خود بی بهره باشد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که اِلیته ی سیاسی جامعه ی ایران بدور از غرض و مرض های رایج، در این عرصه به یک گفتمان همه جانبه ئی دست زده و پی جوی راههای متمدنانه ی رفع ستم ملی گردد؟

_______________________________________________________

* نام ایالت هولشتاین، در ایران بخاطر گاوهای شیرده مرغوبش مشهور می باشد.

** سازمان «اتحاد فیریزها» که برای حقوق ملی فیریزها مبارزه می کند، در سال 1923 تشکیل شده است.


سايت وطنداش 0:40 @ Tue, 11 Jan 05

سايت وطنداش فيلتر شد

بر اساس آخرين گزارشهاي دريافتي از تبريز, اكثر ISP هاي تبريز همانند سونرا, هزاره, شاتل و... سايت وطنداش را فيلتر نموده اند و دسترسي به اين سايت عملا غير ممكن شده است.

سايت وطنداش از يك سال پيش حضور مستمري در ميان سايتهاي اينترنتي آذربايجان داشت و مهمترين و چشمگيرترين فعاليت اينترنتي اين سايت انعكاس اخبار قلعه بابك امسال و شكستن بايكوت خبري اين همايش باشكوه آذربايجانيان بود. از همان تاريخ به بعد آقاي جمشيد نيازي بارها به ادارات اطلاعاتي و امنيتي احضار شده و پرونده سازيهايي بر عليه ايشان انجام گرفت. سايت وطنداش در انعكاس وقايع اخير آذربايجان خوش درخشيد و در راه اندازي مراسم يادبود باقرخان, صمد بهرنگي, شيخ محمد خياباني و همايش آسياب خرابه نقش مهم و مركزي داشت.

اين سايت پس از دستگيري آقاي جمشيد نيازي از ادامه فعاليت بازماند و شخص آقاي نيازي از طرف ادارات اطلاعاتي و امنيتي تحت بازجوييهاي مستمر قرار گرفت. ايشان از همان تاريخ به بعد ممنوع القلم شد و پس از مصاحبه روشنگرانه و راهبردي خويش با تلويزيون آنايوردي مجددا به دواير اطلاعاتي فراخوانده شد و اينبار ممنوع المصاحبه شد!.

سايت وطنداش يگانه سايت شناسنامه دار در داخل مرزهاي جغرافيايي آذربايجان بوده و عملا به صورت شفاف و آشكار عمل مي نمود. اخيرا نيز كتابهاي آقاي نيازي جمع آوري شد و ايشان كه از طريق كتابفروشي در كنار خيابان امرار معاش مي نمودند عملا بيكار شدند. فشارهاي رواني, سياسي, اجتماعي و تضييقات شغلي كه در خصوص آقاي نيازي اعمال شده است تا كنون سابقه نداشته و هيچ يك از فعالان سياسي آذربايجان چنين مورد فشار قرار نگرفته بودند.


آرمین گیله مرد 22:29 @ Mon, 10 Jan 05

سلام و تبریک


امير 21:20 @ Mon, 10 Jan 05

سلام شبح عزيز:پيام تبريك مرا هم پذيرا باشيد.
در مورد نامه اعتراضي به قاضي دادگاه تفتيش عقايد،آيامن خفته غافلي هستم ؟يا قرار بر اينست كه ما هم به مدد سازمان ديده بان حقوق بشر و در كنار همان اصلاح طلبان داخلي (بخوانيد آنروي سكه ج.ا)كه بارها از ايشان بعنوان سوپاپ اطمينان ياد شده موج سواري كنيم؟.....بعيده كه دوستان نتوانند ببينند به فرض گرفتن كله مرتضوي توسط يكي از نامزدان ، كه به احتمال قوي از سوي جناح خاصي سازمان دهي خواهد شد،چه هل هله اي در بازار انتخابات بوجود خواهد آمد!
پيروز باشيد.


ندا 20:38 @ Mon, 10 Jan 05

شبح جان ۴۴

وقتشه که بشينيم پای کرسی و ماجراهای عاشقانهء شبحی گوش کنيم.

بعدشم باور کن برای اون يه تيکه از دستت که "جا مونده" بهت جواب رد داده.
جالا هی من بگم تو گوش نکن.


مصي 18:42 @ Mon, 10 Jan 05

شبح عزيز! از اينكه روز تولدت تونستم به اينجا سر بزنم خيلي خوشحالم. آخه ميدوني؟ من اغلب از محل كارم آن ميشم و در نتيجه اينجا هميشه تو فيلتره. اميدوارم تولدهاي بعدي در روزهايي بهتر ثبت بشن. تولدت مبارك!


Mahshid 15:40 @ Mon, 10 Jan 05

شبح عزيز.
تولد سه سالگی و آغاز ۴ سالگی تون رو تبريک ميگم.
فقط یک نکته کوچک : انسان به اميد زنده است.


شبح 10:10 @ Mon, 10 Jan 05

زينک عزيز!(42)
خوش‌حال هستم که تو دوست قديمی اين وب‌لاگ باز هم اينجا را مي‌خونی بعضی وقت‌ها همين جوری يه ردی بذاری بدک نيست.
در مورد ندا والا چه عرض کنم. ندا اولين جایی بود که با آن به اينترنت وصل شدم اگه بسته باشنش بايد کاری بکنيم!

پژمان جان!(33)
والا اين طفلی سعی مي‌کنه بگه جنسيت نداره اما بعضی وقت‌ها گوشه‌ی سبيل‌اش از زير کلاه مخملی‌اش ميزنه بيرون!


Dariush 9:59 @ Mon, 10 Jan 05

SHABAH TABRIK
yek pishnehad
rasti agar neveshtehayat dar mored mozoate betore moshakhas tedavom doshat behtar nebood yeani balafasele baed az mozoye qabli mozoye jedid bood "shakast khordegan enqelab 57" va bead miavardi"enqelab 57 neqtezeafha va qovatha" midani chera choon temam in koshte va mordeh domocrasi in shakastkhordegan hastan ke beraye tojeh khod har rozi be yak rang dar miayand


سياهكل 9:02 @ Mon, 10 Jan 05

عمو شبح عزيز اين خيلی بد که من نمی تونم صفحه زيتون و بامداد را ببينم . ميتونی کمکم کنی آخه تو يک شبحی مگه نه!!!


شبنم 4:53 @ Mon, 10 Jan 05

شبح خیلی عزیزم! تولد سه سالگی یا حالا چهار سالگی خیلی مبارک! یادمه اولین باری که وبلاگت رو دیدم مطالبت رو راجع به عشق و ازدواج یک جا خوندم، و بعدشم یک میل طولانی برات نوشتم!:) از اون موقع همیشه مهمان خونه ات هستم و من یکی که هیچ بدیی ازت ندیدم (حد اقل در مورد خودم، اونهای دیگه رو خدا به دادشون برسه!کلی چشمک!؛))‌ راستی زیتون جان ۱۸، اینها خود شیرینی نیست ،چون ما خودمون شیرین هستیم خود به خود! (باز هم کلی چشمک!)‌ ...کامنت ارنستو ۲۹ هم عالی بود!:)))


Feministguy 4:03 @ Mon, 10 Jan 05

Salam Shabah Aziz
Thanks for your kind comment my friend
I saw that text in Tereza's weblog and I have no idea either who has written it.
It is nice anyways
thanks again


Master 3:39 @ Mon, 10 Jan 05

سلام
من ادمين سايت www.PersianHacker.Org
به 1 مقاله در مورد زندگی نامه أاریوش کبیر و جنهاش دارم که حد اقل 10 تا ورق A4 باشه فقط جوابش رو بهم بده اگر می تونی ممنون میشم


ترانه 3:08 @ Mon, 10 Jan 05

شبح جان ببخشید دیدم که لینک نامه به مرتضوی را در وبلاگت گذاشته ای. می دانم که قبلن گفته ای گذاشتن هر لینکی در وبلاگت بمعنی تائید تو نیست اما منهم می خواهم بگویم که مطلب زیر را در وبلاگ خُسن آقا گذاشتم اینجا هم می گذارم:

درست زمانيکه بايد از اينترنت و فضای وبلاگستان استفاده شود تا هرچه توهم نسبت به فردگرایی همکاران - همدستان حکومتی است افشا شود تا فضای انتخابات بعدی مقايسه ميليمتری تفاوت اين افراد با يکديگر را ماخذ يک انتخاب قرار ندهند موجی خفيف همه را دارد غرق می کند. چرا خواست ها اينهمه کوچک و بی مقدار شده؟آیا نامه بعدی برای خامنه ای نخواهد بود؟


پاییز 1:26 @ Mon, 10 Jan 05

سلام
نامه مرا هم به دادستان بخوانيد.
ممنون


nasrin 1:21 @ Mon, 10 Jan 05

شبح جان
کامنت پائینی بیشترش شوخی و مزاح بود برای تنوع و به مناسبت سالروز تولد ؛شبح؛ !
موضوعاتی رو هم که مطرح کردم بیشتر بهانه ای برای شوخی بود و تا ارنستوی عزیز هم نیومده چیزی بگه ٫ بگم که مطمئنم که ارنستو هم منو خیلی دوست داره ٫ چون دل به دل را داره :)


شبح 0:54 @ Mon, 10 Jan 05

نسرين نازنين!(50)
حکمتی نداره اين "عزيز" و "نارنين" اما فکر مي‌کنم از ميان "نسرين جان" خوش‌آهنگ‌تر باشه!
و اما به قول بابا طاهر:
چه خوش بی مهربوونی هر دو سر بی
که يک سر مهربوونی دردسر بی!
ضمنا معلومه که آدم يه کسایی را دوست داره بدون اين که اونا دوسش داشته باشن يا نه! مگی دوستی تجارته که هر چی مي‌دی بگيری!؟
خوش‌حال ام که در علقه‌ی من به خودت شک نکردی!


nasrin 0:21 @ Mon, 10 Jan 05

خوب شبح جان ٫ اول يکی از اون سؤال های؛ ترانه ای ؛ ازت بپرسم ٫ معنی اين ؛نازنين؛ و ؛عزيز؛ در خطاب به دوستانت چیه ؟:)
نکنه این وسط حقی از من ضایع شده باشه ؟:))
در مورد رهگذرثانی عزیز هم باید بگم که من بعضی از آدم ها رو دوست دارم حتی اگه اونها منو دوست نداشته باشن ٫ اینو جدی میگم !
رهگذر ثانی عزیز یکی از اونهاست ٫ گرچه مطمئنم که رهگذر عزیز هم منو دوست داره (چشمک:)) ٫ چون با قلب بزرگی که او داره نمی تونه کسی رو دوست نداشته باشه .
یکی دیگه از این افراد ارنستوی عزیزه که نمیدونم چرا منو دوست نداره ( بازم چشمک :)) ولی من همچنان دوستش دارم .
البته حالا از شوخی گذشته مطمئنم که تو هم رهگذر ثانی عزیز رو خیلی دوست داری و همین دلگیری و گله ای هم که می کنی خودش به دلیل علاقه ای است که به او داری .
راستی نمیشه آدرس مقالات رهگذر عزیز رو به ما هم بدی بخونیم ؟


ترانه 0:09 @ Mon, 10 Jan 05

شبح جان نوشتم: دل منم هوای «رهگذر» دارد.
بعبارتی: منهم «رهگذر» هستم

برای رهگذر ثانی نامهربان دلم تنگ نشده می دانم سرش گرم است و با ما نمی پرد.

برایت شادی و سربلندی آرزو دارم! ترانه


شبح 23:55 @ Sun, 9 Jan 05

ترانه‌ی نازنين!(43) نسرين عزيز!(41)
جای رهگذر عزيز البته بسيار خالی است اما از دست او کمی تا قمستی ناراحت هستم! مگر می‌شود آمد و بذر محبتی را در دل هایی کاشت بعد ناگهان غيب شد!؟
دل‌ام برای‌اش تنگ شده مثل همه‌ي شما! هر چند بعضی وقت‌ها از دور خبری ازش می‌شنوم و مقاله‌یی مطلبی چيزی می‌خوانم...
جای چند دوست ديگه هم خاليه که حالا نمی‌خوام ازشون اسم ببرم... از دست بعضی‌هاشون هم خيلی دل‌گيرم... هيچی بدتر از اهلی کردن آدم‌ها و بعد رفتن و رها کردنشون نيست...


منوچهر ژندی فر 23:48 @ Sun, 9 Jan 05

شبح جان.
تولد وب لاگت را از صميم قلب تبريک ميگويم.و اميدوارم که جشن ۵ سالگی وب لاگت را در کافه ای در تهران بگيريم و بحث سوسياليسم چيست را شفاها ادامه دهيم.
با بهترين آرزو ها برای تو.
منوچهر ژندی فر


شبح 23:46 @ Sun, 9 Jan 05

کنج‌کاو عزيز!(22)
به قول زيتون لازم نيست بگم حضورت چقدر برام ارزشمنده... پس نمی‌گم. فيلم Ghost Dog را متاسفانه نديدم ولی حتما به‌زودی خواهم ديد مرسی!


شبح 23:38 @ Sun, 9 Jan 05

و اما ماجرای سن و سالی که زيتون عزيز(18) راه انداخت!
وقتی قرن بيستم داشت تموم می‌شد جنجالی راه‌افتاد که قرن بيست کی تموم می‌شه و قرن بيست و يکم کی شروع می‌شه. طبق معمول همه می‌گفتن خب سال دوهزار شروع قرن جديد اما بعضی‌ها هم اسندلال می‌کردند که نخير! سال اول که سال صفر نبوده سال اول سال يک بوده يعد صد سال بعد می‌شه سال صد و پايان سال صد و آغاز سال صد و يک می‌شه پايان قرن اول و آغاز قرن دوم حالا همين‌طور بگيريد بيايد جلو پايان سال دوهزار می‌شه پايان قرن بيستمه اما خب کسی گوش به حرف منتقدين نکرد و همون اول سال دوهزار تحويل هزاره را جشن گرفتن!
اما حال يه سوآل از زيتون نازنين! الان تو قرن چندم ميلادی هستيم!؟ احتمالا پاسخ می‌دی بيست و يکم! و من می‌پرسم مگه بيست و يک قرن از مبدا تاريخ ميلادی می‌گذره؟ چطور وقتی دوهزار و 5 سال گذشته تو داری می‌گی قرن بيست و يکم!
حالا هم من نوشتم چار روز رفتم تو چار سال! نگفتم چار سال‌ام شده گفتم رفتم تو چار سال! خب رفتم تو چار سال ديگه! تو سه سال که نرفتم سه سال‌ام تموم شده!


شبح 23:15 @ Sun, 9 Jan 05

می‌دونيد دوستان عزيز!
اگه قرار باشه کسی که داره خودکشی می‌کنه رو منصرف کنم بهش می‌گم بيا وب‌لاگ راه بنداز! انوقت مسلما خودکشی نمی‌کنه چون وقت نمی‌کنه!
حالا از همه‌ی اين حرف‌ها گذشته بايد بگم خوندن اين کامنت‌ها اشک تو چشام نشوند.
دوست‌تون دارم عميقا...
در جوانی روزی پس از آن که در نخستين عشق زنده‌گی‌ام پاسخ منفي گرفتم بدون آن که حتا گفته باشم "دوست‌ات دارم" جمله‌یی نوشتم به اين مضمون:
"وقتی در دلی خورشيدی غروب می‌کند هزار هزار که‌کشان می‌رويد."
و حالا خوش‌حال‌ام در آسمان دل‌ام هزار هزار خورشيد می‌درخشد.


ترانه 22:26 @ Sun, 9 Jan 05

نسرين گل
دل منم هوای «رهگذر» دارد. برات ای ميل مي فرستم. شبح گفته اینجا چت نکنيم.


zinc 22:01 @ Sun, 9 Jan 05

با تبریک به شبح

به اطلاع می رساند که در این روز فرخنده ندا به کلی بسته شده

تا چه شود


nasrin 21:34 @ Sun, 9 Jan 05

ترانه جان
اين کارت تبريکت منو ياد بعضی پيامهای رهگذر ثانی بسيار عزيز انداخت .
جايش مخصوصا در این سالروز تولد ؛ شبح ؛ خيلی خیلی خاليست !


ترانه 20:46 @ Sun, 9 Jan 05


سروی چو تو می باید تا باغ بیاراید «سعدی»

سروی چو تو می باید تا باغ ببار آید!

در باغستان( شبح) ، در انتهای هر باغی، قطعه زمینی است که می توان نهالی کاشت.

این کارت تبریک 3 سالگی با امضا پیامهای زیر
بامداد جوان سوسیالیست با دنیایی اقبال، کت بالو عزیزدوردونه را ندا داد که اِرنی با عالیجناب منتقد ِ کنجکاو باتوهمراه هستند که گل نسرین را برای لیلای ساحل دوربرده پیمان صادق آبنوس جن تئاتر شهر را در سکوت مرگ سیاهکل با هاله امشاسپندان سوسکی شهلا مهر داد. اسد پژمان را نوشی چو حمید داریوش تا ترانه بیاید با شاخه زیتون...
شبـــــــــــــــــــــــــــــــح جـــــــــــــــــــــــــان تولــــــــــــــــدت مـــــــــــــــبـــــــــــــــــــــارک!


داريوش 17:34 @ Sun, 9 Jan 05

سلام گرامی شبح:
چه زود گذشت! نه؟!
من هم تولد ۳ سالگی‌ات را تبريک ميگم.
خانوم يلدا خب معلومه ديگه، 3 ساله شدند!
شما وقتي بچه‌اي به دنيا مي‌آد كه تولد يك‌سالگي نمي‌گيريد كه!
من 100 در 100 با اين جمله‌ات موافق هستم :
...اين سه سال و چهار روز، بدون اغراق با تمامی زنده‌گی‌ام از حيث وسعت برخورد و آموختن و پوست‌انداختن و بزرگ شدن برابری می‌کند ... من خودم هم همين طور!
عجب دنيائي بود (و هست!) اين وبلاگستان!


Ba to ham raha 17:26 @ Sun, 9 Jan 05

شبح جان سالگرد وب لوگ پر محتوی و با ارزش تو را تبريک می گويم .. شبح برامون بمون و بنويس .. دوست دارم


sooski 17:10 @ Sun, 9 Jan 05

عمو شبح جونم
تولد ۳ سالگيتو بهت تبريک ميگم و اميدوارم که روزی جهانی شدن انسانيت رو در وبلاگشهر و دنيای واقعی جشن بگيريم...
با مهر،
--سوسکی


yalda 16:39 @ Sun, 9 Jan 05

شبح جان حالا 4 سالگيت رو تبريك بگم يا3 سالگي؟:)))))) اين زيتون هم كه با اين نكته سنجيهاش كار آدمو مشكل ميكنه:)....بهر جهت تو اين مدتي كه وبلاگتو خوندم كلي به دانسته هاي اندكم اضافه شد...ممنون كه هستي و مينويسي!


Hamid 16:30 @ Sun, 9 Jan 05

Agha Mobarakeh... Omidvaram ke hamisheh movafagh va pirouz bashi


// 14:51 @ Sun, 9 Jan 05

توضیح: در نظرِ قبلی منظور وبلاگِ شبح بود نه صاحبِ وبلاگ...


پژمان 14:44 @ Sun, 9 Jan 05

صد سال به این سالها... خدا سایه پدر و مادر رو از سرش کم نکنه :).... حالا این کوچولویِ سه ساله شما دختره یا پسره؟ :) ...


نوشی 11:28 @ Sun, 9 Jan 05

تبريک.


ارنستو چه گوارا 10:48 @ Sun, 9 Jan 05

صد سال بعد در چنين روزي:

…… شبح و زيتون از غولهاي وبلاگنويسي بودند . اين دو هرچند در عرصه وبلاگنويسي تشنه به خون هم بودند و رقابت سختي در مورد جذب مخاطبان داشتند ولي در وبلاگستان فارسي زبانان هميشه رفتاري بسيار دوستانه با همديگر داشتند. در سالهاي اول وبلاگنويسي زيتون توانست با بکار گيري دو مکانيزم جدا از هم يعني بکار گيري پرسوناژ "سبيل باروتي" و "ناپديد شدن هاي مقطعي" کم و کيف مخاطبان خودش را حفظ کند و شبح نيز با استفاده از تنوع مسائل مطروحه در وبلاگ خودش بخوبي از عهده اين رقابت بر مي آمد. در آن دوران وبلاگها عرصه جديد مبارزه براي آزادي بيان بودند و با توجه به قابليت هاي خود، سر فصل جديدي را در زمينه علوم ارتباطات و ارتباط جمعي باز کرده بودند. اکنون که ما به آن دوران مينگريم ، تولد يک روش ارتباطي جديد را ميتوانيم مشاهده کنيم . طفل نوپايي که اکنون خودش را بعنوان يکي از روشهاي ارتباط جمعي در ميان هر فرهنگ و فرهنگهاي مختلف اثبات کرده است.


جن تئاترشهر 10:38 @ Sun, 9 Jan 05

شبح به این متولدی نوبره والله!
شبح عزیز چهار سالگی‌ات مبارک و همیشه کوشا و نویسا!


rouzbeh 9:43 @ Sun, 9 Jan 05

شبح عزيز عزيز عزيز ..تبريک می گم اين موضوع رو البته به مخاطبانت ..ار ورزی که باب لاگت اشنا شدن انسانيتی کم نظير در تو ديدم که باعث شده صميمانه دوستت داشته باشم و با افکارت گره بخورم و اون ها رو ذره ذره در دلم انبار کنم .. وبلاگ هميشگيت و خودت رو با اين که نديدم خيلی خيلی دوست دارم ..فضای سايبر با وجود تو وسيع تر زيبا تر و عاقلانه تر است


سياهكل 9:38 @ Sun, 9 Jan 05

عمو شبح عزيز وجودت دلگرمی اهالی وبلاگستان است. به اميد روزی که در جشن پيروزی انسان دست در دست هم پايکوبی کنيم


سياهكل 9:36 @ Sun, 9 Jan 05

عمو شبح عزيز وجودت دلگرمی اهالی وبلاگستان است. به اميد روزی که در جشن پيروزی انسان دست در دست هم پايکوبی کنيم


سکوت مرگ 8:04 @ Sun, 9 Jan 05

وجود شما در کنارمون یه افتحار
من که همیشه مثل یه پدر شما رو دوست داشتم و به احساس مسولیتی که دارید و از همه حمایت می کنید ممنونم ؛ چون کمتر شبحی به این خوبی پیدا می شه که خودشو گم نکنه و دست همه رو بگیره اما الان خیلی از وبلاگ نویس ها اینجوری نیستن
قربانت شبح جان


آبنوس 4:18 @ Sun, 9 Jan 05

تقريباً از اولين روزهاي تولد شبح, با شبح آشنا شدم, و هنوز هم از آشنايي ام احساس خرسندي مي كنم. سالروز شبح را به نويسنده شبح تبريك ميگم, و برايش آرزوي بهروزي دارم.


کنجکاو 4:15 @ Sun, 9 Jan 05


شبح جان! نمی دانم تا چه اندازه جای شادباش گفتن به کسی که نوشته های روزانه اش را (که بدبختانه و نا دل به خواه با سياست درهم شده) می نويسد، دارد. اما اگر تو خوشنودی از اينکه می توانی سخنانت را با هم زبانانت!!؟(1) در ميان بنه ايی و خرسند باشی، من هم، چون خواننده اين نوشته ها به تو شادباش می گويم اين وب لاگ و نوشته هايش فراز و نشيب های داشته، اما بايد بگويم که هميشه گيرايی و کشندگی ويژه ی خودش را داشته و من يکی، ديدنِ روزانه و طاق بازِ آن در "براوزر"م خو کرده ام. شبح گرامی خواستم نگاهی تاريخی به من و وب لاگ تو داشته باشم ، اما درازگويی می شد و بی هوده. بدان هميشه به روزی تو را خواهانم چه باشم و بنويسم و يا نه.

- نويسه : به گمانم زيتون درست می گويد، من هم هنوز پديده های "نسل"، "سده" و "سال روز" را درنيافتم . جا دارد به زيتون هم بگويم کسی به نام "کنجکاو" چند ماه پيش در پيام گير تو با اين نام چيزهايی نوشته بود که بايد بگويم من نبودم. بايد بگويم من گاه وب لاگ تو را می خوانم، اما تا کنون در آن جا چيزی ننوشته ام. جا دارد از شمر هم سپاس گزار باشم که جلوی نام من يک (R) "رجيستِرِد" گذاشته بود.


1 _ ديدن فيلم Ghost Dog را به تو پيش نهاد می کنم ، آن جا که "در يافت"، نيازی به زبان ندارد، دريافت فرا تر از زبان می شود. مرد بستنی فروش فرانسه زبان با شخصيت داستان هم دل و هم زبان می شوند بی آنکه به يک زبان سخن بگويند. زبان ابزار است، اما "دريافت"، از هم زبانی، هم دردی و بينشِ ژرف تری سخن می گويد که گاه ميان هم زبانان نيست. نيازی نيست که "هابرماس " را بشناسيم و از تئوری های "کاميونیکيتيو اَکشن" سر در بياوريم به پيرمرد بی "دانش" دور و برمان بگوشيم که آموخته هايش به ما چه می گويد. نيازی نيست که بدانيم در "کاميونيکيشن" در باره " لوکوشن" ،"ايلکوشن" و " پرلوکوشن" چه می گويد، بياموزِم چه کسی می خواهد با زبانش به من و تو چه بچپاند. (کوتاه و کوتاه شده) .


Peyman 2:12 @ Sun, 9 Jan 05

سلام دوست عزيز
موفقيت هاي بيشتر را از خدا برايت آرزومندم.


ليلاي ساحل افتاده 0:43 @ Sun, 9 Jan 05

سلام شبح عزيز.امشب براي اولين بار موفق شدم وبلاگ شما رو بخونم.هيچ شبي اين سايت باز نمي شد.از وبلاگ هاله به اينجا اومدم.تولد سه و چهار و ... سالگي وبلاگ مبارك.


زيتون 0:37 @ Sun, 9 Jan 05

شبح جان سه سالگی وبلاگت رو تبريک می‌گم:)
نمی‌خوام تو نشون دادن احساسم به وبلاگت خودشیرینی کنم... خودت می‌دونی... و تاثیرشو در خودم....
در مورد سن وبلاگت:
من نمی‌دونم چرا آقايون هميشه اين کلمه‌ی می‌رم تو سن فلان رو می‌گن. برعکس خانم‌ها ...انگار يه بچه نوزاد دنيا بياد و مادرش به همه بگه بچه‌م رفته تو يه سالگی:)))
خوب وقتی آدم مثلا ۳۰ سالشه يعنی دقيقا ۳۰ سالشه و سه ماه بعد می‌شه سی سال و سه ماه و به ۳۱ سال ربط نداره:) مثل جمهوری اسلامی که هی خودشو يه سال جلوتر می‌بره:)


عاليجناب منتقد 23:59 @ Sat, 8 Jan 05

بی شبح آقا :)) اشتباه چاپ شد


عاليجناب منتقد 23:58 @ Sat, 8 Jan 05

وبلاگستان با شبح بوی جادو می‌داد اونوقت. شبح باش هميشه و بمان . ۴سالگی مبارک


شبح 23:48 @ Sat, 8 Jan 05

اقبال عزيز!(13)
من به شما "بد" نکردم. خودت خوب می‌دانی که به هيچ‌وجه دشمن حزب شما نيستم و هيچ‌گاه ضديتی نسبت به آن نداشتم که حتا توسط بسياری به هواداری از آن هم متهم شدم!
به هر حال من کينه و ناراحتی از شما به دل ندارم اميدوارم شما هم به دل نداشته باشی. اگر موضوعی هست که بايد بيان کنی و کاری هست که من بايد انجام بدهم بفرما.


بامداد 23:40 @ Sat, 8 Jan 05

سلام دوست عزيز...
تولدت وبلاگت خيلي خيلي مبارك ...
وقبل از اون تبريك به خودت كه اگه لينك اين صفحه ء چهار سال ِ تو خيلي از وبلاگا هست فقط و فقط به خاطر قدرت نويسندش ِ ...
تبريك ...


eqball 23:33 @ Sat, 8 Jan 05

شبح عزيز با تبريک صميمانه. حالا که بحث به اينجا رسيد من بار ديگر تکرار ميکنم که شما يا منو اشتباه گرفتی و يا از سر حزبی بودن با من بد کردی. بار ديگر مدعی ميشوم که هيچگاه نه به شما و نه به کسی توهين نکرده ام. اما به تندی از مواضع سياسيت زير رسم مارکس انتقاد کرده ام٬ بارها. آيا جرم من جز اين بود؟


امشاسپندان 22:51 @ Sat, 8 Jan 05

شبح نازنین چهار ساله شدن مبارک.


ندا 22:30 @ Sat, 8 Jan 05

شبحی گراميناز (از دخو و هاله کش رفتم) تولدت مبارک.


شهلا 21:12 @ Sat, 8 Jan 05

درود بر تو شبح جونم
شادباشهای من را نیز پزیرا باش
ما هم در جوار شما دوست خوب
به اینجا رسیدیم.
به امید اینکه پاینده باشی و تندرست
تا درودی دگر بدرود.


دخو 20:59 @ Sat, 8 Jan 05

شبح گرامي
تولدت مبارک. پايدار و شادکام باشي
ارادتمند.
دخو


Sadegh 20:57 @ Sat, 8 Jan 05

با اينکه اولين باريه که به سرزمين مجازی يک شبح سر ميزنم اما خوشحالم که اين مصادف شده با روز تولد اين سرزمين!
ای شبحستان! تولدت مبارک!


هاله 20:46 @ Sat, 8 Jan 05

شبحی ناز، امیدوارم که هر روز پر انرژی تر از قبل باشی و بنویسی.


katbalou 20:44 @ Sat, 8 Jan 05

تولدت مبارک!!! :) انشالله چهارهزار ساله می شه.


اسد 20:41 @ Sat, 8 Jan 05

سالروز تولد شبح‌امان مبارك باشه.
اميدوارم سليه اشباح در مملكت ماهميشه مستدام باشند.
حيف كه توي دنياي مجازي امكان دادن هديه‌اي قابل لمس وجود ندارد، ولي تجسم كن يك شاخه گل سرخ شاداب را :)


عزیزدوردونه 20:27 @ Sat, 8 Jan 05

خوب مبارکه شروع چهار سالگی :)


جوان سوسیالیست 18:31 @ Sat, 8 Jan 05

درود به شبح عزیز و تبریک برای تولدت و امید برای پایداری در مبارزه ات . امیدوارم سالها اینچنین پر تلاش همچنان تلاش هایت را در خدمت رهایی استثمار شوندگان قرار بدهی.
با آرزوی سلامتی برای تو شبح گرامی


nasrin 18:29 @ Sat, 8 Jan 05

شبح جان
سه سالگی و کهن سالی ؟ :))
البته می دونم که منظورت نسبت به عمر وب لاگستانه و حق هم داری !
منهم درست از يک سال پيش و با تبريک دوسالگی وب لاگت شروع به نظر دهی در اين وب لاگ کردم ٫ يعنی سن وب لاگستانی من دقیقا دو سال از تو کوچک تر است ( البته سن واقعی ام مسلما خيلی کمتر از توست :))
به هر حال سه سالگی ات رو بهت تبريک می گم و به سهم خودم از تو و تمام دوستانی که در اينجا بحث می کنند تشکر می کنم .
منهم در اين مدت بسيار آموختم و آشنائی با تو ٫ وب لاگت و ساير دوستانی که از اين طريق پيدا کردم يکی از تجربيات خوب و ارزشمند زندگيم بود .
بهترين آرزوها را برای ؛ شبح ؛ و ؛ شبح دوستان ؛ دارم .


دنیایی 17:28 @ Sat, 8 Jan 05

سلام شبح جان






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25800
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 07:06 pm


از کجا آمده‌اند؟