شبح
براي حافظه ضعيف تو مجبور شدم يک به يک دلائل درگيري خودم را
از شروع کپي کرده برايت بنويسم
۱ - شراگيم در پيامي بي مقدمه خود را لوس کرد و اينرا نوشت .
(به جان خودم نباشه به مرگ همين نانا همین آش بود و همین کاسه!
واقع بین باش...)
من پاسخ زير را به او دادم
شراگيم
ايندفه اگه خواستی بری سر منبر
يادت باشه تو نظراتت گه گنده تر از دهانت
نخوری و مرگ مرا قسم نخوری
چرا مرگ نه نه ات را که گاهی اينجا ميامد
را نميخوری !!!!! هان
يا چرا رفيقای زن وبلاگ نويس لنگه خودت را !!!!!
مگه من با تو شوخی دارم ابله . نانا
سپس فريد خطاب به من اين را نوشت :
(اگر قادر به درک محتوای آن جوش و خروش انسانی بودی ، آن جوش و خروش از پس گذشتن از منشور شقیقه تو به عر و گوز ضد سوسیالیستی تبدیل نمی شد.)
که متمدنانه با او وارد گفتگو شدم و نظراتم را نوشتم و برخوردي به وجود
نيامد .
سپس من اين پيام را نوشتم :
فکر کنم آّه کنجکاو و ارنستو منو گرفت !!!!
با تب بالا و برانشيت شديد اين شب عيد
ارامنه !!!! به رختخواب افتاده ام و دارم از دم
به سرمايه داری !!! سوسياليزم !!!!! اسلام !!!
مادونا - بهروز وثوقی - جواهر فروشی مظفريان - ليلا فروهر - چلو کبابی شمشيری - کارگران ايران خودرو -
رقاصه های کاباره ليدو
مونيکا لوينسکی - کاپولا و ماشين وولوو....
فحش خواهر مادر ميدم . نانا
و جوان سوسياليست در پاسخ اين جواب توهين اميز را براي من نوشت:
(ننه مصلحت.
قصه ها و افکار تو به قدر کافی تهوآور هست، نیازی نیست به کارگرانی فحش بدی که شب و روز مورد فحاشی کارفرما ها و عناصر سازمان امنیت و پلیس ضد شورش هستند. کارگران ایران ناسیونال روزانه آنقدر تحت فشار، آزار و مورد فحاشی هستند که دیگه فحشهای آپاراتچی هالیود از اون سر ینگه دنیا براشون باد هواست.
خودت را بیشتر از این بهانه استفراغ این و آن نکن، بگرد دنبال دستمال حریری که همیشه در خدمت تر و خشک کردن اصلاحات دم دست داشتی و ببند به سرت تا موجب سردرد بقیه نشی.)
و من در پاسخ او پيام زير را گذاشتم که تو سانسور کردي !!!!!!
مرتيکه سوسياليست
ديدی چه آسون مشت کثافاتی چون تو را ميتونم وا کنم حتی وقتی که قصدش را ندارم !!!!!
حتی وقتی که فقط يک حادثه را شرح ميدم
ميخوای بدونی چطور ؟ بهت ميگم :
مردک پوفيوز چرا بين اين همه گروه اجتماعی که گفتم فقط (کارگران ايران خود رو ) بود که بهت برخورد !!!!!!
يعنی اونای ديگه آدم نيستند و ميشه بهشون فحش داد آره ؟ ميبينی پفيوز- پفيوزه و فرقی هم نميکنه از چه گروه ودسته چپ باشه !!!!!
ميبينی وقتی ميگم بايد به خايه همين اخوندا چسبيد از ترس شماها حق دارم !!!!
ميبينی اگه بيائين سر قدرت به اسم منافع
کارگران گردن همه رو ميزنيد !!!
ميبينی آزادی اظهار نظر براتون کشکه !!!!!
آهای مردم گوش کنيد :
اين پفيوزهای چپ کمونيست هيچ ربطی به کارگران ندارند اينان خود را وکيل کارگران فرض کرده و همچنان که اخوندا به وکالت از طرف خدا نه نه بابای يک يک شما را گائيدند اينان اين بار به وکالت از طرف کارگران نه نه بابای باقی ايرانيان جوان و پير را خواهند گائيد .
عمر من به اواخرش رسيده شما که جوان هستيد با تمامی قدرت اين پفيوزها را از خود رانده به قبرهای تاريخی ۱۹۱۷ روسيه ترازی برای آرامش بفرستيد . نانا"
از اينجا به بعد من يک طرف
تو - حوان سوسياليست - اقبال - ارنستو يک طرف ديگر
درگير شديم !!!!!!
در اين درگيري شخص تو مرا مريض - تب دار -خواندي و تهديد به بستن اي پي من
کردي و خطاب به دوستانت گفتي که با من که ديوانه هستم سر و کله نزنند !!!!!!
خوشبختانه من قادر به پاسخ دادن به هر چهار شما بودم و تمامي مدارک حي و
حاضر است .
ولي انچه که هنوز باعث شرم براي تو است اين است که با تمامي اين مدارک
تو مرا کسي ميداني که ميخواهم کسان ديگر را مرعوب !!!! کنم
اگر من به عدل و انصاف تو شک نکنم چه کنم ؟
اگر من به تو نگويم که شرم کن چه بگويم ؟
اگر تو از اعمال خود خجالت نميکشي پس از چي خجلت زده ميشوي ؟
دوست دارم بدانم . نانا