شنبه، 12 دیماه 1383 | January 01, 2005

آرزوهای بزرگ

چند ساعتی است که تمام کشورهای جهان که از گاه‌شماری ميلادی استفاده می‌کنند نخستين روز سال جديد را آغاز کرده‌اند. بشر در حالی پنجمين سال قرن جديدش را آغاز می‌کند که مرگ و نيستی کرکس‌وار بر جهان سايه‌انداخته است.
آمار کشته شده‌گان سونامی از مرز صدوسی‌هزار نفر گشت و ميليون‌ها انسانی که از معرکه جان سالم به در برده‌اند در آستانه‌ی مرگی فجيعی بر اثر گرسنه‌گی و بيماری قرار دارند.
بايد سال جديد را تبريک بگويم و بايد آرزوی سالی به‌تر از سال قبل داشته باشم اما چه چيز را می‌توان تبريک گفت؟ چگونه می‌توان اميدوار بود؟
اگر سطحی به ماجرا نگاه کنيم لايه‌های زمين جابه‌جا شده‌اند و امواجی ويران‌گر موجب مرگ انسان‌های بی‌شماری شده است، همان‌گونه که سال گذشته همين جابه‌جایی لايه‌ها ده‌ها ‌هزار نفر را در بم به کام مرگ کشاند. اما نگاهی عميق‌تر به ماجرا جهت نگاه ما را از لايه‌های درون زمين به سمت و سوی ديگری می‌کشاند به سمت اداره‌کننده‌گان اين جهان بدون اداره‌کننده!
اکنون پليدترين ديکتاتوری‌یی که بشر تاکنون بر خود ديده است به نام دموکراسی و به نام "جهان آزاد" سايه‌ی شوم‌اش را بر جهان انداخته است: ديکتاتوری بورژوايی!
اين ديکتاتوری در کشورهای مرکز آزادی بيان و تشکيل حزب و حرف زدن برای آن که فلان پل بر سر فلان خيابان محله‌ی‌مان زده شود يا زده نشود را در شرايط عادی محقق می‌کند.(البته می‌بينيد که حتا وقتی کمی اوضاع بحرانی می‌شود در کشوری مانند آمريکا همين آزادی دروغين را هم با طرح‌هایی مانند "ميهن‌پرست" از مردم می‌گيرند و سطح آزادی‌ها به قرون وسطا تقليل پيدا می‌کند.) اما سياه‌ترين نوع ديکتاتوری در جای ديگری در جريان است. ديکتاتوری توليد. اين که چه چيز و به چه ميزان توليد شود در اختيار سرمايه‌داران و مديران عامل و هيئت‌های مديره است و يک منطق بيشتر ندارد: سود.
گرايش به سود برای انسان خودمحور که فقط خودش را می‌بيند موجب شده است تنها چيزهايی توليد شوند که سودآورند و اين اصل ساده‌باورانه‌ی آدام اسميتی که هر چه سودآور است مفيد هم است علت اصلی کشاندن بشر به پرت‌گاه نابودی است.
سری به شاپينگ سنترها بزنيد! ويترين‌ها پر است از کالاهایی که برای توليد هر کدام‌شان ذره‌یی زمين گرم‌تر شده است، لايه ازون فراختر شده است، جنگلی نابود شده است و ذخاير زيرزمينی از بين رفته است، درياها و اقيانوس‌ها آلوده شده‌اند، نسل بعضی از حيوانات منقرض شده‌اند، زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگونی بکلی از صحنه‌ی روزگار محو شده اند... اما از اين شاپينگ سنترها بخش بسيار کوچکی از مردم جهان بهره‌مند می‌شوند که اگر عميق‌تر نگاه کنيم حتا همان‌ها هم بهره‌مند نمی‌شوند. آيا انسان‌هايی که در کشورهای فوق‌صنعتی کنونی زنده‌گی می‌کنند خوش‌بخت‌اند؟ استرس، افسرده‌گی، ميگرن و سطحی‌نگری و ابتذال جهان را فراگرفته است. به هنر امروز نگاه کنيد! جای داوينچی‌ها و موزارت‌ها و ون‌گوگ‌ها، چاپلين‌ها، بونوئل‌ها، پيکاسوها، جان لنون‌ها و... چه کسانی و چه هنری گرفته است؟
جهان سرمايه‌داری به پايان خود رسيده است. ابتذال تمام عرصه‌های فعاليت بشری را فراگرفته است. آيا فيلسوفی هم طراز کانت و هگل و مارکس می‌شناسيد؟ آيا آهنگ‌سازی که بتواند با باخ و بتهوون برابری کند سراغ داريد؟ آيا دانشمندی مانند پووانکاره و مادم کوری و انيشتن و کخ و پاستور میتوانيد نام ببريد؟ آيا فيلمی از فيلم‌سازی در قد و قواره‌ی فلينی و برگمن و کازان و باستر کيتون و حتا لورل و هاردی ديده ايد؟
تمام تمدن‌های پيشين همين‌گونه نابود شده‌اند در اوج قدرت حکومتی و در حضيض توليد فکر و فرهنگ و هنر!
نمی‌خواهم نقدی پست‌مدرنيستی يا حتا مارکسيستی از اوضاع فعلی جهان ارائه دهم. اين‌ها فرياد در گلو ماننده‌ی انسان معترضی است که نمی‌تواند شرايط حاکم براين جهان مبتذل و بی‌منطق را تاب آورد.
بياييد برای يک لحظه تصور کنيم توليد اجتماعی به جای اين که توسط سرمايه‌دارن و برای سودبيشتر سازمان‌دهی شود توسط تمامی انسان‌هایی که اين توليد را انجام می‌دهند و به منظور رفاه جمعی همه انسان‌ها سازماندهی شود.
بياييد تصور کنيم اين‌همه بمب اين‌همه کالاهای بی‌مصرف که سلامت انسان‌ها و محيط زيست‌شان را به خطر می‌اندازد توليد نمی‌شد؛ آيا گرسنه‌گی و بيماری‌های اپيدميک از صحنه‌ی زنده‌گی بشری محو نمی‌شد؟
بياييد تصور کنيم اين همه دانش‌مند که برای ساختن سلاح‌های کشتار جمعی تمام توان فکری خود را به کار می‌بندند در خدمت رفاه انسان‌ها بودند. اگر اين‌همه ماهواره و پايه‌گاه جاسوسی در هواشناسی و زلزله‌شناسی به کار گرفته می‌شد آيا باز ده‌ها‌هزار انسان در زلزله‌یی جان خود را از دست می‌داند؟ باز ميليون‌ها انسان در خطر مرگ قرار می‌گرفتند؟
نه باور نمی‌کنم بن‌لادن و صدام و خامنه‌یی و کيم ايل سونگ و کاسترو مانع رفاه بشريت‌اند و بوش و بلر و شيراک و پوتين و جانورانی (با پوزش از جانواران) از اين دست در فکر سعادت و رفاه انسان‌ها!
جهان در سيطره‌ی سرمايه‌دارن است و نوچه‌های با و بی جيره‌مواجب‌شان در جهان سوم نوازنده‌گانی در اين سمفونی وحشت هستند.
مبارزه‌ی ما برای رهایی سرزمين‌مان از چنگال حاکمانی که جزیی از اين نظام مخوف بين‌المللی هستند تنها زمانی معنا و مفهوم پيدا می‌کند که رهایی کل بشريت را هدف قرار داده باشد.
تنها کورسوی اميد من به رهایی بشر امروز، انقلابی انسانی و فراگير در جایی و گوشه‌یی از جهان است که کسی انتظارش را نمی‌کشد. تاريخ به ما می‌آموزد تاريخ هميشه در جایی راه عوض کرده است که انتظارش نمی‌رفته است.
اگر قرار است در سال نو آرزویی کنيم بياييد همه با هم جهانی انسانی را که بر مدار انديشه می‌گردد و سود و جهل و قتل و غارت در آن جایی ندارد آرزو کنيم.

January 1, 2005 04:05 PM

Mike Furir 685 1:30 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 984


Mike Furir 95 1:30 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 217


Jane 22:05 @ Wed, 5 Apr 06

Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!


Diesel 21:56 @ Wed, 5 Apr 06

Hello admin, nice site you have!


Hero 21:54 @ Wed, 5 Apr 06

Hi ! Your site is very interesting. Thank you.


شبح 23:52 @ Tue, 4 Jan 05

دوستان عزيز!
همان‌طور که می‌بينيد. متاسفانه نانا تصميم ندارد دست از استفاده از اين نظرخواهی برای دعواهای شخصی‌اش بردارد.
به همين دليل آی‌پی ايشان را بستم و هر نظری که در دفاع يا برعليه ايشان باشد را حذف می‌کنم.
بارها نوشته‌ام که در اين نظرخواهی در باره‌ی چهار چيز می‌توان نوشت.
1- در ارتباط با مطلب.
2- خبر يا اطلاع‌رسانی‌های عمومی درباره‌ی مسايل روز.
3- اظهارنظر در مورد کامنت سايرين.
4- ارتباط دوستانه و کمک به يک‌ديگر در حدی که کل نظرخواهی را تحت شعاع قرار ندهد. (مانند گفت‌وگو در باره‌ی چگونه‌گی برجسته نويسی، يا احوال‌پرسی از دوستی که مدتی نبوده...)
نوشتن درباره‌ی دعواهای شخصی يا توهين کردن به يک‌ديگر در اين مقوله نمی‌گنجد. اشتباه گرفتن اينجا با چت‌روم هم‌چنين.
خواهش می‌کنم دوستان رعايت کنند.


nana 9:55 @ Tue, 4 Jan 05

سهند
متاسفم که بگم خيلی از مرحله پرتی
اين زن و دوستش کاسه صبری از من لبريز
کرده اند که ديگر راهی بازگشتی برام نداره
من تصميم خودم را گرفته ام
ديگه صبر با اين دو کافيه
ماجرائی که باهاشون شروع کردم هر قيمتی
داشته باشه میپردازم و برام هيچ چيز مهم
نيست سايتم را سايت پورنوئی خواهم کرد
با داستانهای شيرين که به شکل سايکو اناليسسز!!!!!!!! رو دست کارهای مارکی دو ساد بزنه
کاری خواهم کرد که مجبور به بستن محفل های بنفش و زردشون کنند .
حالا خواهی ديد .
خوشبختانه تفاله های سايت زوزه هم همگی عاشق داستانهای پورنو هستند
بخصوص که قهرمانانش را از نرديک بشناسند . نانا


ardeshir 5:39 @ Tue, 4 Jan 05

ترانه عزيز. دنياهمواره به جنبش چپ و انديشه های سوسياليستی نياز خواهد داشت. اميدوارم که اخبارخوبی از سلامتی دوست مفقود شده ات دريافت کنی. در غير اينصورت ما را در غم خويش سهيم بدان


شبح 4:47 @ Tue, 4 Jan 05

نانای عزيز!
ممکن است حق با تو باشد و آن نويسنده‌ی ناشناس همانی باشد که حدس زده‌یی ولی قبول کن که با حدس و گمان نمی‌شود حداقل در اين نظرخواهی در مورد کسی حرف زد.
از شما خواهش می‌کنم اين بحث را در اين‌جا ادامه نده و اساسا چرا آدم عاقل در دامی بيفتند که مخالفين‌اش برای‌اش پهن می‌کنند؟
اين دعواها برنده ندارد.


شبح 4:39 @ Tue, 4 Jan 05

با شرمنده‌گی حدود 30 کامنت که اين‌جا را با چت روم اشتباه گرفته بودند حذف شد.
ضمنا کامنت‌هایی که از اشخاص نام برده شده بود نيز حذف شد.
مسلما عمل آن شخص ناشناسی که با بدبيراه‌گویی قصد مقابله با بدوبيراه‌گویی را داشت از بدوبيراه‌گوينده نخست بدتر است.
خواهش می‌کنم. نانای عزيز ناشناس گرامی تمنا می‌کنم در وب‌لاگ خودتان اين بحث‌ها را و اين‌گونه حرف زدن‌ها را ادامه دهيد!
جالب است يکی در وب‌لاگ خودش نظرخواهی نمی‌گذارد آن ديگری بدون نام می‌نويسد و حتا حاضر نيست از نام خود هزينه کند و بعد من بايد هيزم‌کش دوزخ شوم.
آخه انصافه 4 صبح بشينم خسته و کوفته کامنت پاک کنم!؟
حداکثر 9 صبح هم مجبورم سرکار باشم. بابا مرهم زخم‌مان نيستيد ديگه چرا نمک می‌پاشيد!؟


nana 4:01 @ Tue, 4 Jan 05

سهند عزيز

حرفهايت بسيار معقول و درست است .
بسيار خوشحالم که ادمی بالغ اين سخنان را مينويسد .
ولی متاسفانه بعضی از ما ها بدون ميل قلبی وارد لجن زاری ميشويم که عده ابله
برايمان به وجود مياورند
من شخصا بسيار متاسفم که نميتوان خونسرد باشم و با اين خونسردی ادم مفيد تری باشم .
باور کن سعی خود را ميکنم
ولی نکبت هائی چون ... دست بر نميدارند
از توصيه دوستانه شما ممنونم و سعی خواهم کرد اين جريانات با اين زن را به وبلاگ
خودم منحصر کنم .
ولی همانطور که ميبينيد او اين ماجرای عقده های شخصی خود را با من به اينجا ميکشاند .
بهر حال من از شما و شبح و همگی خوانندگان پوزش ميخواهم و حال او را زين
پس در وبلاگم به جا خواهم اورد . نانا
------------------------
در قسمت نقطه‌چين از شخصی نام برده شده بود که نام شخص حذف شد. شبح


Sahand 3:53 @ Tue, 4 Jan 05

Khanoom Nana: I visited this site just for a couple time and I really feel sorry for you. How much and for how long you are going to waste your energy and your precious time attacking others. ? Believe me, I am not trying to be rude, but do not you get tired of all these nonsense? Do not you think, it would be better to read some books and once a while to share with others?


احمد افرادی 3:08 @ Tue, 4 Jan 05

شبح عزیز از راهنمایی شما تشکر می کنم. به هاله عزیز ایمیل می زنم!!
----------------------------------------
به دليل نام بردن از شخص حقيقی حذف شد.
احمد عزيز اول پياله و بدمستی؟!


Dariyash 1:33 @ Tue, 4 Jan 05

SHABAH AZIZ

man mataleb shoma ra ba kemo bish mikhanam ama ba takheer.ama matlab asli,feker nemikoni bead az inhemeh mojadele va tajrobiyat webelogi lazem aset ke karhayat ra ba sazemandehi behtar va deqate behteri anjam dehi.va in hasel nemishevad megar dast be risheh beberi. mosaleman in hemeh ra razi nemikonad ama dar dasgahe internet va mejazi ke har kesi mitevanad be chandin esm hata ba IP haye motefvat(ba dashtan chand khate interneti, ketabkhaneh,kafishop,)benevisad har kas mitavanad bahz ra be enheraz va bar asas mil khod be keshanad. harkesi ham ke dar in weblog minevisad agar be shekhsiyatash be eqayedash be sazemanash tohin shevad be terafe moqabel barkhord khahad kard ke nemoneash ra besyar didehye va barkhordeh motemadenaneh va lompeni ra mishevad be khobi tashkhis dad . man migoyam azadi beyan ham marzhaye shnakhte shodeh khod ra darad. chera? zira dar in azadi nebayad be shakhsiyathaye heqiqi va hoqoqi va be temoskhor gereften edolojeha va eqayed va eteham zedanhayi be sazemanhaye siyasi shevad. dost aziz shabah in ashkhase lompen mesle nana ya freed partovi mostefi hefsal jolotere az haka canada dar inja be qasde behz kardan nemiayand belke be qesdad bar ham zedan bahs va azar va tohin be digeran miayand. mahshid ra bekhater miaveri didi ke cheqadr az azadi beyanash defae kardi didi ke eqayad lompeniash daman khood ra gereft choon intoor afrad eqayadeshan jehate vezeshe bad ast didi ke nader bektash be khatar hemin barnameh mahshid az in weblog rafat eo yek tehlilgar bood ve nevisandeh. albateh mehshid az roo neraft ta inke lompeni qevi va por zortar mesle nana oe ra ba erab biroon kard aslan in lompenha beraye erab miayand ta inke kesi jorat nekonad eqayad khod ra ashaye bedehad. didi ke anmoqe heme bekhosos nader bektash az nana dar moqabele mahshid defay kardand hal netijeash ra mibinand. migoye pas rahe hal chist. dar jevab migiyam agar khodat ham waqt nedari shayad be yeki haman Hale beyo ke har comente netanha tohin amizi balke kesi ke mikhahad behs ra be enheraf bekeshanad ra hezf konad va akidan dar khast koon har kesi ke mikhad be kesi ya sazemi fohsh bedehad ya reqabet siyasi konad berevad dar weblog khodash anjam dehad shabah faqad khodat hasti ke mitavani dar hefze in weblog va selameti behshaye an bekoshi hech kese digeri nemitevanad. shebah aziz hemin nana ke miayad inja va be heme tohin mikonad mesle mahshid dirooz chan lompenhaye por zortar az khodash be oe fohshhaye rekiki dadand ke nezarkhahi ash ra bast. hal mikhahad ba zoor va erab beraye khood jeye paye baz konad. dar weblog shabah oe khodash eteraf mikonad ke yak lompen ast. ya ferid ke be raye be temeskhor grreftan hekak be inja miayad broo be temam neveshte haye qeblish negah koon agar chizi az oe diddi joz barkhord lompeni. in ra bedan qanon gozashtan ke be kesi shekhsiyat heqiqi va hoqoqi tohin neshevad weblog sahne takhto taze sazemanye siyasi neshevad sansor nist in ane azadi azt movafaq bashi.k


جوان سوسياليست 0:43 @ Tue, 4 Jan 05

ديکتاتوری پرولتاريا - از بوخارين
نيکولای بوخارين (1888- 1938) يکی از برجسته ترين متفکران و تئوريسين های بلشويکها بود که بين سالهای 1918 تا 1929، سردبيری روزنامه پراودا (حقيقت) را بر عهده داشت. او همچنين يکی از بنيانگذاران بين الملل سوم (کمينترن) بود. سرانجام بوخارين در بيدادگاههای استالين (1938) به اتهام کذب خيانت محکوم و تيرباران شد.
مقاله را بخوانید:http://www.javaan.net


ترانه 23:55 @ Mon, 3 Jan 05

اردشیرجان96!
دوست مهربان نه شما مرا میشناسی و نه من شمارا! آنچه از شناخت ها تصور می شود نوشته هایمان است. تو تصویری از بالا دادی که همه امکانات و شرایط سد راه از بالا برداشته شده است. من نوشتم از اینها گذشته برعکس نگاه تو و نظر بعضی ها که.... .
من دشمنی تو با انسانیت را حدس نزدم من نگاه از بالا ترا مثال زدم و ندیدن اعتراض را! لطفن بحث را به افترا و اخلاقیات نکشان.
چرا می خواهی من بتو چک سفید بدهم که انقلاب چه خواهد کرد و تا کجایش دقیقن درست پیش می رود. من یک مبارز هستم! و انقلاب به توان نیروی انقلابی – شرایط مبارزه ربط مستقیم دارد. اعتراض به بی عدالتی جهانی موجود است این را نمی توان ندید و من به این نیرو تعلق دارم من جنبش را جهانی می بینم و در این راه مبارزه می کنم همرا من میلیون ها انسان مبارزه می کنند که شاید یک بار هم خودشان را کمونیست ندانند اما این از اعتراض ستم جهانی ایشان کم نمی کند. شاید تابحال مدل ایده آلی از یک سیستم عدالت اجتماعی برای همه تاکنون نبوده اما این از اعتبار اینکه انسان قرن حاضر شایسته زنده گی بهتری است نمی کاهد اگر تو واقعن خودت را به انسانیت متعهد می دانی امید رهایی انسانها را بارور می کنی نه اینکه بگذاری از حرفهایت سو استفاده منفی بشود. نوشته ای : دوست گرامی نميخواهم حال خوشت را بگيرم . باید بدانی بعداز 8ساعت کار روزانه و غم از دست دادن دوست دخترم در تایلند( برای چه گوارا در وبلاگش نوشته ام) چندان حال خوشی ندارم که تو بخواهی بگیری. این دنیا باندازه کافی حال مارا می گیرد. ضمنن ذوق نکن که نیروی چپ چه کم است( اینرا برای شوخی نوشتم) من تمام کسانیکه به انسانیت بها می دهند جزو نیروی چپ حساب می کنم! ترا هم همین تور! موفق باشیم! ترانه


ardeshir 23:07 @ Mon, 3 Jan 05

ترانه عزيز. شما مينويسی : « بر عکس نگاه تو و بعضی ها که عملکرد روزانه هزاران خسته از اين جهنم را نديده گرفته مبارزات اکثريت جامعه را بهيچ می پندارند به شعور اين انسانها احترام نمی گذارند. خواست زنده گی انسانی را حق اين گروه نمی دانند» ..... دوست گرامی نميخواهم حال خوشت را بگيرم ، اما افترا کار پسنديده ای نيست. تو از من و گذشته من هيچ نميدانی ، با اين وجود حدس ميزنی که من دشمن انسانيت هستم. و بطرز غير اخلاقی برخورد !!! سياسی ميکنيد ،کسی که ميخواهد يک نظا م اجتمائی را تغيير بده بايد بتواند به همه سوالاتی که در رابطه با انقلاب پيش ميآيد پاسخ دهد. من بطور تخيلی بهترين شرايط ممکن را در رابطه با انقلاب پيش روی شما گذاشتم ولی باز شما عاجز از پاسخ دادن هستيد.ترانه عزيز ! من منکر ظلم وستم ، استعمار و استثمار و ارتجاع نيستم. من طرفدار امپرياليسم ، فاشيسم ،نازيسم و صهيونيسم و فالانژيسم و ناسيوناليسم نيستم. من هم بعنوان يکی از اعضای خانواده شهدای راه آزادی مخالف نظام ارتجائی ج. اسلامی هستم. لذا برای يکبار هم که شده بحث را به انسانيت و نياز بشريت و ريشه ضلم و ستم و جنايات ديکتاتورها نکشان ، چرا که من منکر اين مسائل نيستم. سوال من اينه که با اين همه دانش سياسی که داريد چگونه ميشه انقلاب کرد ، چگونه ميشه قدرت را نگه داشت و چه مشکلاتی را پيش بينی ميکنيد. حالا فرضيات را بگذاريم کنار و سوالاتم را بر اساس واقعيات مطرح ميکنم. که باز ترانه عزيز بيشتر سر حال بيايد ، و به اميد اينکه اين دفعه از پاسخ دادن طفره نروی و انسانيت مرا زير سوال قرار ندهی !!! ۱. در کشور ی که اکثرا بيسواد و کم سواد هستند و ۹۵ درصد مردم هنوز روی بکارت و غيرت و ناموس و استفاده از توالت فرنگی و گوشت غير حلال و ....مشکل دارند و در کشوری که نه فرهنگ ييشرفته سياسی دارد و نه تجربه طولانی آزادی دارد . و در کشوری که نه صنعت مادر دارد و نه اتحاديه های منسجم و ييشرفته کارگری و نه پرولتاريای سياسی، نه اقتصاد و کشاوزی پيشرفته دارد ، نه از لحاظ علم دانش و تحقيقات در دنيا مطرح است و نه از لحاظ نظامی قدرتمند است[ بر خلاف روسيه تزاری که عليرغم بحران در رابطه با جنگ اول جهانی ،جزو ۵ قدرت نظامی دنيا بود ] و باز در کشوريکه از لحاظ مذهبی جزو عقب افتاده ترين کشور های دنيا بشمار ميآيد و در کشوری که بعد از مهاجرت ۲۰ ساله ۲ـ۳ ميليون ايرانی خارج از کشور هنوز هيچ نيروی چپی نتوانسته بيشتر از ۵۰۰ عضو در آن واحد در يکجا جمع کند [ رکورد در دست حککا با حدود ۵۰۰ نفر ، مقام ۲ حکمتيست های انشعابی حدود ۲۰۰ـ ۳۰۰ نفر مقام ۳ فداييان اکثريت حدود ۱۵۰ نفر و بزرگترين ؟؟؟؟ احزاب چپ ديگر يعنی راه کارگر ، حزب توده ، راه توده ، ح کمونيست ايران ، اتحاد فداييان خلق و مائوئيست ها چيزی ما بين ۵۰ تا ۱۵۰ نفر را ميتواند سازماندهی !!! کنند و اين در حالی است که گوگوش و داريوش ۵ تا ۱۰ هزار نفر را برای ديدن کنسرت پولی [ در هر شهر و کشوری ]. ميتوانند جمع کنند. خلاصه کلام با چنين جنبش چپی که ۸۰ درصد بالای ۴۰ ـ ۵۰ سال هستند [ و اکثرا قوم و خويش ] و در عين حال هيچکدام چشم ديدن ديگری هم ندارد و از لحاظ بين اللمللی هم ارتباط قويی با جنبش چپ ندارند ، و باز خلاصه در چنين شرايطی ترانه خانم و اقبال و همفکران ميخواهند انقلاب کنند ، ضدانقلاب و امپرياليسم و سگ های زنجيريش را با تير و کمانچه شکست دهند ، مشکل مذهب و خرافات و اعتياد ۵ ميليون ايرانی و بيکاری و .... را بدون کمک هيچ نيروی امپرياليستی و کاپيتاليستی حل کنند و اولين و پيشرفته ترين بهشت سوسياليستی دنيا را در عصر کامپيوتر بوجود بياورند . دوستان قصد جسارت ندارم و لی بقول عاميانه « نشاشيدی شب درازه ». البته قصد من از اين حرف ها اين نيست که هر انقلابی اشتباه هست و يا بايد فقط دست رو دست گذاشت و کاری نکرد. من شخصا معتقدم که با توجه به شرايط ايران و عدم وجود آلترناتيو و حمايت سوسياليستی در دنيا ، کشورهای سوپر ديکتاتوری مانند ايران نميتوانند تحت يک پروسه ضربتی و انقلابی سيستم دمکراتيک ( و بدون جنگ داخلی ) بوجود بياورند. تجربه شيلی ، آفريقای جنوبی [ در دهه ۹۰، اسپانياو يونان ( در دهه ۷۰ ) و احتمالا حتی ترکيه در ۲۰ـ ۳۰ سال آينده نشان ميدهد که ابزارهای مبارزاتی در تحت بعضی شرايط ميتواندچيز ديگری غير از انقلاب خونين طبقاتی باشد. البته در مورد ترکيه با توجه به ادامه شکنجه و سرکوب کرد ها هنوز خيلی ميشه شک کرد. اما نبايد پيشرفت های گسترده فرهنگی ، سياسی و اجتمائی اين کشور را انکار کرد و بزودی حتی مجازات اعدام هم ممنوع ميشود . و صدها تن از مبارزين سوسياليست هر ماه از زندان آزاد ميشوند. و اين در حالی است که چپ روی جنبش چپ ايران برای انقلاب سوسياليستی بعنوان تنها آلترناتيو نتايج وحشتناکی در ۱۰۰ ساله گذشته و از زمان تاسيس فرقه عدالت و حزب کمونيست ايران در زمان رضا خان گرفته تا جنبش چريکی و جنبش اينترنتی کنونی داشته است !!!! متاسفانه بعضی دوستان با فرهنگ خرده دهقانی به اروپا آمدهاند و از رفاه و امنيت هر چند ناقص اينجا استفاده ميکنند و خيال ميکنند که اروپا يه شبه و با يک انقلاب ضربتی اينجوری شده است . البته دوستان مشکل پسند حتی دمکراسی بورژوازی و امکانات تحصيل و مسکن و بيمه اينجا را در حد فروکش کردن باد دماغشان کافی نميدانند و با قهر و کينه طبقاتی رويايی تشکيل اوليـــــــن حکومـــت شورايـــی و سوسياليستـــــی دنيا را دارند !!!!! در راهتان پيروز باشيد


آرمین گیله مرد 22:24 @ Mon, 3 Jan 05

سلام ... اميدوارم ...


ترانه 22:06 @ Mon, 3 Jan 05


شبح جان!
من قبلن توضیح خودم را وقتی که نامم را می نویسم و کسی مرا شماره می کند نوشتم . نانا شماره80 -82 و 84 با سو استفاده از آزادی یک طرفه که همیشه بنفع خودش است؛ برایم قابل قبول نیست. نانا کامنت دونی خودش رو فقط بخاطر اینکه بهش توهین می کردند بست نمی دانم آنموقع آزادی نویسنده گان آن پیام ها کجا بود که حالا آزادی نویسنده مهم است اما اینکه من چه چیزی را توهین می دانم مهم نیست. تا کی باید این یک بام و دو هوا او را تحمل کرد.


شبح 21:41 @ Mon, 3 Jan 05

احمد عزيز!(67)
فکر کنم بايد از هاله‌ی عزيز اين درخواست را بکنی! ما همه از روی دست او می‌نويسيم!
هاله جان آقای احمد افرادی را درياب!


شبح 21:37 @ Mon, 3 Jan 05

ترانه ی عزيز!(83)
لطفا مشخصا بگو کدام کامنت را می‌گويي!
من وقت نمي‌کنم تمام کامنت‌ها را بخوانم طبيعتا بعضی از کامنت‌ها فقط نام‌اش را می‌بينم و حداکثر جمله‌یی از آن را می‌خوانم متاسفانه عمر آدمی محدود است.
به همين دليل لطف کن و شماره‌ی کامنت مورد نظرت را بگو تا بخوانم.


nana 21:14 @ Mon, 3 Jan 05

دوست عزيز اردشير ۶۹

آيا شما اين شعر را شنيده ايد !

چون قافيه تنگ آيد
شاعر به جفنگ آيد . نانا


nana 20:42 @ Mon, 3 Jan 05

شماره ۸۳

اين که شما چه چيزی را توهين ميدانيد يا چه چيزی را توهين نميدانيد مهم نيست
بلکه ازادی انتخاب نويسنده است که مهم است .
اگر خاطر مبارک باشد خمينی جمله معروفی
گفت که تمامی اعمال او را توجيه کرد :
او گفت :
همه آزادند به شرطی که توطئه نکنند !!!!!
و سپس به هر صدائی انگ توطئه زده همه را خفه کردند!!!

من نميگويم شما خدای ناکرده خمينی هستيد
ولی گفتن اين که من اين را توهين ميدانم و ان را توهين نميدانم ميتواند چون سخن خميني باشد که به پيامگير شبح امده و ميگويد :
همه ازادند به شرطی که توهين نکنند !!!!!!
متوجه شباهت که شديد !!!!!
اگر هنوز مصصم هستيد که شبح کامنت مرا که شما را با شماره خطاب کرده ام پاک کند
پس قبول بفرمائيد تشابهاتی با امام خمينی راحل داريد . نانا


ترانه 20:13 @ Mon, 3 Jan 05

شبح دوست داشتنی!
گفتی اگر کسی احساس کرد توهینی به او می شود می تواند از تو بخواهد کامنت مزبور را برداری. شاید برای تو کلمات رکیک جنسی بدترین توهین باشد برای من این تور نیست. می دانم با این مسئله نمی توانم مبارزه کنم این فرهنگ بهمراه بقایای تفاله های لمپنیسم ازمیان می رود. اینرا قبلن زمانیکه کسی حرفهای رکیکی هم بمن زد از تو خواهش کردم کامنتش را پاک نکنی. شاید چیزی در خاطرت باشد( بابا لنگ دراز). شبح جان برای من دردناک ترین اینست که مثل حیوان یا زندانی داغ شماره بخورم بخشی از مبارزه من هویت انسان بودن است من اینرا در وبلاگ تو نمی پذیرم!هرکس آزاد است در وبلاگ خودش هرچه می خواهد بنویسد من برایم اهمیتی ندارد اما وبلاگ ترا خانه خودم می دانستم و می دانم و این عمل را نمی پذیرم. ترانه


nana 19:40 @ Mon, 3 Jan 05


در جای ديگری شماره ۷۷ چنین میگوید !!!!!

(اگر از سرحالیت کم نمی شود باید یادت بیاندازم که هر بندی که از دست و پای انسان محرومی تا بحال باز شده بر اساس مبارزه بوده نه بخشش! )

قطعا از سرحالی اردشير کم نخواهد شد !!
ولی بند و مبارزه و محروم !!!!
چه دخلی به کمونيست ها دارد ؟

مگر اين که فکر کنيم تمامی مبارزات بشر از
دوران غار نشينی به بعد مبارزه ای کمونيستی بوده باشد !!!!!!
که البته بعيد نيست !!!! نانا


nana 19:22 @ Mon, 3 Jan 05


بسيار جالب و خنده دار است !!!!
شماره ۷۹ پس از شرح شعار گونه مفصلی
بر اين مبنا که ما کمونيست ها مردم را اله ميدانيم و بله ميدانيم و ......
در پاسخ اردشير که اگر يک ميليارد آدم بريزند در ايران چکار ميکنيد به سادگی و کوتاهي ميگويد :

ايران مهاجر پذير نيست !!!!!!!

نانا


nana 19:11 @ Mon, 3 Jan 05

شماره ۷۷

از اين جمله منظور شما چیست ؟

(اینهمه تبلیغ منفی برای نشان دادن چهره زشت از کمونیسم نه برای یافتن راه رهایی این گروه است بلکه فقط برای سرکوب صدای معترضین می باشد)

آيا منظور شما اين است که تمامی معترضين خدای ناکرده کمونيست ها هستند !!!!!!!
و ما در ايران معترض ديگری ندارم و همه مردم غير کمونيست شاد و شنگول مشغول لذت بردن از رژيم اسلامی هستند !!!!!!!!
آری اين است منظور شما !!!!!! نانا


eqball 18:56 @ Mon, 3 Jan 05

اردشير ۶۹ عزيز سئوالات بسيار بجا و مهمی برايت مطرح شده. دوست دارم به يکی از اين سئوالات پاسخ دهم: نوشته ای بقول برنامه ح.ک.ک. "قراره مرزها هم برداشته بشه" و پرسیده ای اگه یک ملیارد گدا و گشنه و بیکار به ایران بیان چی؟ ۱) ما کمونیستها مردم را انسان میدانیم و نه کالا که آنها را با بیکار و با کار و یا با گرسنه و گدا و غیر آن دسته بندی کنیم. این تقسیم بندیها را نظام سود و سرمایه کرده است که یعنی اگر کسی بیکار است چون سیستم سرمایه او را فعلا لازم ندارد و اگر گرسنه است چون بنفع سیستم نیست که پول خرج کند و مردم گدا نباشند. ۲) ایران کشوری مهاجر پذیر نیست. اقلیم ایران٬ زبان و فرهنگ و نحوه زندگی و ترکیب غذایی ایران به نحوی نیست که فردا ملیونها مهاجر از گوشه و کنار سر برسند. نتیجه گیری شما خیلی مکانیکی است. علیرغم اینکه ما میخواهیم معیارهای جهانشمول حاکم بر جامعه باشد. ۳) جمهوری سوسياليستی مبتنی بر قوانين زمينی و شورايی است٬ از جمله اين قوانين وجود داشتن "وظايف شهروندی" است. کسی که به جمهوری شورايی وارد ميشود و درخواست ماندن ميکند فوری شهروند محسوب ميشود و وظايف شهروندی را میپذيرد. هر شهروندی در قبال برخورداری از امکانات زندگی کار ميکند. کاری که بلد است و دوست دارد و ميتواند. لذا هيچ کسی سربار ديگری نيست انسانها برای يکديگر توليد ميکنند و از امکانات جامعه برخوردار ميشوند. ۴) اگر با ارزش افزوده آشنا باشيد ميدانيد که دست انسان + فکر انسان + تکنولوژی ميتواند چندين برابر شکم انسان توليد کند.

دوست من اين پاسخ خيلی تلخيص شده است.اميدوارم منظور را رسانده باشم و بحث را ادامه دهيم.


Farid 18:07 @ Mon, 3 Jan 05

در نظر سنجی سایت گویا آقای علی جوادی با سه درصد آرا بین خامنه ای و نبوی قرار گرفته است. البته رتبه اش از آقا بالاتر و از نبوی پایین تر شده. در سایت خودشان اطلاعیه زیر را صادر فرموده اند. (‌ نخندید ! گریه دارد !)

اطلاعیه علی جوادی !

در باره نظر سنجى سايت گويا

از ديروز پنجشنبه دوستانى به من اطلاع دادند که شواهد و فاکت هاى مسلمى هست که در نظر سنجى جارى در سايت گويا امکان همه گونه تقلب و راى سازى وجود دارد. علاوه بر امکان تقلب هاى معمول نظير راى دادن از کامپيوترهاى کافى نت ها، کتابخانه ها و موسسات، همينطور ميتوان با استفاده از برنامه هاى فيلتر شکن از يک کامپيوتر واحد تقريبا در هر دقيقه يک راى داد بدون اينکه نظر سنجى سايت گويا قادر به تشخيص راى هاى تقلبى باشد.

بدينويسله اعلام ميکنم که اين نظر سنجى بنا به شواهد مسلم، حتى بطور نسبى هم بيانگر تمايل واقعى کسانى که ظاهرا در اين راى گيرى شرکت کرده اند نيست و لذا هيچگونه ارزش آمارى و سنجشى ندارد. از مسئولين سايت گويا تقاضا دارم که نام مرا سريعا از اين ليست خارج کنند. و خواهش ميکنم که اين اطلاعيه را در سايت گويا درج نمايند.

با تشکر، على جوادى

٣١ دسامبر ٢٠٠٤


ترانه 17:40 @ Mon, 3 Jan 05

اردشیر جان سرحال69!
از سرحالی تو من هم سرحال شدم!
دوست خوب اگه تمام شرایطی که گفتی فانتزی است خوب قسمت آخر جواب (سوالاتت) را هم با فانتزی بساز بنفع
تخیلات زمان سرحالیت!
اما از اینها گذشته بر عکس نگاه تو و بعضی ها که عملکرد روزانه هزاران خسته از این جهنم را ندیده گرفته مبارزات اکثریت جامعه را بهیچ می پندارند به شعور این انسانها احترام نمی گذارند. خواست زنده گی انسانی را حق این گروه نمی دانند و همچنان ولی فقیه وار حکم به انتخاب بین بدو بدتر می دهند و با سرکوب معترضین و مبارزین باسم کمونیست و مبارزه ایده ئو لوژی صف مبارزات را جدا می کنند، این پروسه با اعتراض و شرکت همین انسانها شکل می گیرد اینهمه تبلیغ منفی برای نشان دادن چهره زشت از کمونیسم نه برای یافتن راه رهایی این گروه است بلکه فقط برای سرکوب صدای معترضین می باشد. اگر از سرحالیت کم نمی شود باید یادت بیاندازم که هر بندی که از دست و پای انسان محرومی تا بحال باز شده بر اساس مبارزه بوده نه بخشش! چرا که هر انسانی در هر حالی باید بتواند از تمام مزایا و موهبت های زنده گی یکباره خود استفاده نماید!!!


rahgozar khasteh 17:08 @ Mon, 3 Jan 05

با سلام؛ وای چه عجب! وای که کسانی که دم از روشنفکری ميزنند وقتی ميفهمند که تمام تصوراتشان فقط تصور بوده بايد به حال مردم عامی آن سرزمين خون بگريند! نميدانم يادتان هست يا نه که در کامنتی چند مدت پيش گفتم که در غرب هم خبری نيست؟؟ چه عجب بالاخره شبح وار سری هم به دنيای به اصطلاح متمدن زديد؟ چه عجب شما هم هيولاهای سرزمين متمدن را ديديد! دموکراسی ميخواهيد؟ برابری ميخواهيد؟ چه و چه و چه ... ميخواهيد؟ همه در دستان خودتان است! شما هم شنيده ايد هيچ گربه ای محض رضای خدا موش نميگيرد! من همه را گقتم واين را هم گفتم که چرا حرفهای مزخرف عده ای از وطن بريده را تکرار ميکنيد! متاسفم تا وقتی که همه چيز را فقط سياه و سپيد ميبينيم غير از اين انتظاری نيست! من ميگويم که همه سياه نيستند همانطور که سفيد مطلقی نمی بينم! من همه چيز جمهوری اسلامی را سياه نمی بينم و همه رژیم شاهنشاهی را سپید! من به شرق تاریک معتقد نیستم تا به خودم بقبولانم که همه دنيای غرب را روشن است! من بلندگوی نفی در دست نميگيرم تا هر آنکه با من نبود را تکفير کنم! من به سخن می انديشم نه به گوينده آن! حال اين سخن از آن بوعلی سينا؛ هيتلر؛ ناصرالدين شاه؛ ... و يا خامنه ای و خاتمی باشد. از آن بوش يا ماندلا يا چه گوارا يا هگل. متاسفم سخن بسيار است و وقت اندک! به همه آنهايی که حرفهايم را قبول دارند ميگويم که نيازی به تاييد ندارم و با کسانی هم که قبول ندارند هيچ پدرکشتگی ندارم!! در آخر فقط برای کسانی که بيطرفانه به سخن مينگرند دو آيه: ۱- خدا سرنوشت ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود بخواهند ۲- چرا به آنچه ميگوييد عمل نميکنيد؟


salman 16:24 @ Mon, 3 Jan 05

شور جنون

عشق آزموده است شکيبايی مرا

دل- اين غريب ساده ی صحرايی مرا

چون گردباد شور جنون در هوای دوست

افراشته ست پرچم رسوايی مرا

من از عشايرم ٫ که سفر سرنوشت ماست

منگر غريب باديه پيمايی مرا

من شاعرم ٫ به سادگی آب و آينه

کس در نيافت وسعت زيبايی مرا

بگذار سر به شانه ی ساحل نهم چو موج

تا بشنود ترانه ی دريايی مرا

بودم خموش٫ يک نفس آواز عاشقی

بيدار کرد حس همآوايی مرا

من آن پرنده ی گلی ام ٫ کو مسيح من ؟

تا بنگری عروج تماشايی مرا

ای دوست ! در شميم سحر غرق ميکند

ياد حضور تو شب تنهايی مرا

۷/۱۰/۱۳۷۹


salman 16:23 @ Mon, 3 Jan 05


برگی نميلرزد !

ديگر به پايان آمد آن شور و تپشها

امروز ما تکرار ديروز است و فردا رنگ امروز

ديگر جماعت را نه اميدی نه بيمی

خوابيده شهر خسته در آغوش رخوت

آنسان که حتی

برگی نميلرزد ز آشوب نسيمی

۵/۵/۱۳۸۰


ترانه 16:01 @ Mon, 3 Jan 05

هاله مهربان!
برای همين است که هميشه قلب طلايی هستی ممنون گلم!
پ.ن.سرکار هستم باشه تا بعد. بوس بوس!


هاله 15:40 @ Mon, 3 Jan 05

ترانه جان برات با ایمیل طرز نوشتنش رو میفرستم. اینجا کار نکرد.:)


هاله 14:50 @ Mon, 3 Jan 05

ترانه عزیزم خیلی ساده است. Your sentence به این صورت دیده میشود: Your sentence


kh 13:51 @ Mon, 3 Jan 05

به خری که اراجيف درباره ایران باستان نوشته است اينجا محکم پاسخ داده شده است:
http://commenting.persianblog.com/ucomments.asp?id=2904851


ardeshir 12:37 @ Mon, 3 Jan 05

شبح عزيز. ويکتور هوگو ميگه که درياها و اقيانوسها عظيم و پهناورند اما فکر و فانتزی انسان از اقيانوس ها هم گسترده تر هست. امروز خيلی سر حال هستم و با کمک فانتزی بهترين شرايط انقلاب را برايت بوجود می آورم.!!!! تصور کن که ايران يکپارچه مذهب و ناسيوناليسم و ليبراليسم را کنار بگذاره ؟؟؟!!!!و تمامی مشکلات قوميتی ، زبانی ، بيسوادی ، محو بشه و کليه تجهيزات مبارزاتی و مدرن ترين سلاح ها را هم داشته باشيد. در عين حال عجيب ترن واقعه تاريخی هم اتفاق بيفته و کل دنيا از آمريکا گرفته تا اروپا و کشورهای عربی به جنبش انقلابی شما تبريک بگويند و دسته گل برايتان بفرستند !!! و هيچ خطر نظامی هم شما را تهديد نکند !!! [ شرايطی که حتی لنين هم توی خواب نميديد ]. حالا دوست عزيز به من توضيح بده که ۱. چه جوری ميخواهی قدرت و سرمايه را بگيری ؟،۲. چگونه ميتوانی اقتصاد وابسته و غير مدرن را سر پا نگهداری ۳؟. با چه کسی ميخواهی تجارت کنی و اگه دنيا با ايران سوسياليستی تجارت نکنه چه ميخواهی بکنی ؟؟ صنعت !!!!! ملی شده را چگونه ميخواهی تکامل بدهی ؟؟ و در نهايت چونکه قرار مرزهای ايران هم برداشته بشه ( برای نمونه رجوع کن به برنامه حککا ) شايد يک ميليارد گدا و گشنه و بيکار به ايران سوسيال ـ انترناسيوناليستی شما کوچ کنه و شايد يک ميليارد هم بخواهد پناهنده بشه !! ( مگه ممکنه يک کشور سوسياليستی به پناهنده جواب نه بده و برعکس به همگی يک ضرب پاسپورت سرخ هم اعطا خواهد شد !!!!!) حالا بگو چه جوری قراره هم ملت را سير کنی و به همه بهداشت و درمان و تحصيل و مسکن مجانی بدهی ؟ و در نهايت اگه آن فقرای مهاجر مسلمان ( از قبل آزادی دين و بی دينی را هم به همه قول داده ايد ) از آزادی بيانشان ( که مدل بورژوازی را ميکنه تو جيبش !!) استفاده کرده و خواهان اسلامی کردن يا کاپيتاليستی کردن بهشت سوسياليستی شما را داشته باشند ، چه واکنشی نشان ميدهيد. آيا حاضريد قدرت را به خواسته اکثريت تحويل دهيد و يا رجوع به سلاح های مدرنتان ميکنيد !!!!!!


دختر كولي 12:12 @ Mon, 3 Jan 05

ما هم در همين آرزوئيم شبح جان ... شب و روزت خوش


احمد افرادی 11:50 @ Mon, 3 Jan 05

سلام شبح عزیز.
احمد افرادی هستم، نويسنده و محقق ساکن آلمان. می خواستم اول از صداقت شما در نگاه به تاریخ تشکر کنم. بعد اگر امکانش بود برایم یک وبلاگ درست کنید تا بنویسم. یا اینکه مطالبم را اینجا در وبلاگ شما چاپ کنم.
منتظر جواب هستم.


nana 9:33 @ Mon, 3 Jan 05

در ضمن شبح
فراموش کردم نکته ای را برايت بنويسم
رک و راست بگويم من با احدی دوست نيستم وبه دنبال دوستی هم در اين عرصه
مجازی نيستم .
برای اين گونه رفاقت ها و قربان صدقه رفتن ها ارزشی قائل نيستم
اگر چيزی برايم اهميت دارد رساندن صدای خود به جوانان است و بس .
تازه اين صدا را هم برای شخص جوانان نيست که ميخواهم بشنوند بلکه برای فرزندان آنان است همچنان که دو فرزند تو هم در اين دسته بندی ميگنجند .والسلام نانا


Mehran Mahbobi 9:26 @ Mon, 3 Jan 05

سلام به دوستان و رفقای انساندوست و آزادی خواه
سال نو را به همه شما تبريک می گويم و اميد وارم غم اين زلزله زدگان کم تر شود و انسانيت بار ديگر به حمايت از همديگر بشتابد!
اين سال را با شعار پر طلابت ؛ سوسياليسم بپا خيز برای رفع تبعيض ؛ شروع می کنيم ! شعاری که بايد برود اين تبغيضات و اين رنج انسانيت در این ابعاد را با برپايی سوسياليسم درمانی باشد! شعار ديگر اتفاقا همين بود ؛ سوسياليسم دوای درد مردم؛
سال ميلادی را با اين شعار های که از گلوی مردم بيرون آمد شروع می کنيم!
شاد خوش و تندرست باشيد!


nana 9:17 @ Mon, 3 Jan 05


شبح
براي حافظه ضعيف تو مجبور شدم يک به يک دلائل درگيري خودم را
از شروع کپي کرده برايت بنويسم

۱ - شراگيم در پيامي بي مقدمه خود را لوس کرد و اينرا نوشت .

(به جان خودم نباشه به مرگ همين نانا همین آش بود و همین کاسه!
واقع بین باش...)

من پاسخ زير را به او دادم

شراگيم

ايندفه اگه خواستی بری سر منبر
يادت باشه تو نظراتت گه گنده تر از دهانت
نخوری و مرگ مرا قسم نخوری
چرا مرگ نه نه ات را که گاهی اينجا ميامد
را نميخوری !!!!! هان
يا چرا رفيقای زن وبلاگ نويس لنگه خودت را !!!!!
مگه من با تو شوخی دارم ابله . نانا

سپس فريد خطاب به من اين را نوشت :

(اگر قادر به درک محتوای آن جوش و خروش انسانی بودی ،‌ آن جوش و خروش از پس گذشتن از منشور شقیقه تو به عر و گوز ضد سوسیالیستی تبدیل نمی شد.)

که متمدنانه با او وارد گفتگو شدم و نظراتم را نوشتم و برخوردي به وجود
نيامد .

سپس من اين پيام را نوشتم :


فکر کنم آّه کنجکاو و ارنستو منو گرفت !!!!
با تب بالا و برانشيت شديد اين شب عيد
ارامنه !!!! به رختخواب افتاده ام و دارم از دم
به سرمايه داری !!! سوسياليزم !!!!! اسلام !!!
مادونا - بهروز وثوقی - جواهر فروشی مظفريان - ليلا فروهر - چلو کبابی شمشيری - کارگران ايران خودرو -
رقاصه های کاباره ليدو
مونيکا لوينسکی - کاپولا و ماشين وولوو....
فحش خواهر مادر ميدم . نانا

و جوان سوسياليست در پاسخ اين جواب توهين اميز را براي من نوشت:

(ننه مصلحت.
قصه ها و افکار تو به قدر کافی تهوآور هست، نیازی نیست به کارگرانی فحش بدی که شب و روز مورد فحاشی کارفرما ها و عناصر سازمان امنیت و پلیس ضد شورش هستند. کارگران ایران ناسیونال روزانه آنقدر تحت فشار، آزار و مورد فحاشی هستند که دیگه فحشهای آپاراتچی هالیود از اون سر ینگه دنیا براشون باد هواست.
خودت را بیشتر از این بهانه استفراغ این و آن نکن، بگرد دنبال دستمال حریری که همیشه در خدمت تر و خشک کردن اصلاحات دم دست داشتی و ببند به سرت تا موجب سردرد بقیه نشی.)

و من در پاسخ او پيام زير را گذاشتم که تو سانسور کردي !!!!!!


مرتيکه سوسياليست

ديدی چه آسون مشت کثافاتی چون تو را ميتونم وا کنم حتی وقتی که قصدش را ندارم !!!!!
حتی وقتی که فقط يک حادثه را شرح ميدم
ميخوای بدونی چطور ؟ بهت ميگم :

مردک پوفيوز چرا بين اين همه گروه اجتماعی که گفتم فقط (کارگران ايران خود رو ) بود که بهت برخورد !!!!!!
يعنی اونای ديگه آدم نيستند و ميشه بهشون فحش داد آره ؟ ميبينی پفيوز- پفيوزه و فرقی هم نميکنه از چه گروه ودسته چپ باشه !!!!!
ميبينی وقتی ميگم بايد به خايه همين اخوندا چسبيد از ترس شماها حق دارم !!!!
ميبينی اگه بيائين سر قدرت به اسم منافع
کارگران گردن همه رو ميزنيد !!!
ميبينی آزادی اظهار نظر براتون کشکه !!!!!
آهای مردم گوش کنيد :
اين پفيوزهای چپ کمونيست هيچ ربطی به کارگران ندارند اينان خود را وکيل کارگران فرض کرده و همچنان که اخوندا به وکالت از طرف خدا نه نه بابای يک يک شما را گائيدند اينان اين بار به وکالت از طرف کارگران نه نه بابای باقی ايرانيان جوان و پير را خواهند گائيد .
عمر من به اواخرش رسيده شما که جوان هستيد با تمامی قدرت اين پفيوزها را از خود رانده به قبرهای تاريخی ۱۹۱۷ روسيه ترازی برای آرامش بفرستيد . نانا"

از اينجا به بعد من يک طرف
تو - حوان سوسياليست - اقبال - ارنستو يک طرف ديگر

درگير شديم !!!!!!

در اين درگيري شخص تو مرا مريض - تب دار -خواندي و تهديد به بستن اي پي من
کردي و خطاب به دوستانت گفتي که با من که ديوانه هستم سر و کله نزنند !!!!!!

خوشبختانه من قادر به پاسخ دادن به هر چهار شما بودم و تمامي مدارک حي و
حاضر است .
ولي انچه که هنوز باعث شرم براي تو است اين است که با تمامي اين مدارک
تو مرا کسي ميداني که ميخواهم کسان ديگر را مرعوب !!!! کنم
اگر من به عدل و انصاف تو شک نکنم چه کنم ؟
اگر من به تو نگويم که شرم کن چه بگويم ؟
اگر تو از اعمال خود خجالت نميکشي پس از چي خجلت زده ميشوي ؟
دوست دارم بدانم . نانا


شبح 8:42 @ Mon, 3 Jan 05

نانای گرامی(58)
زنده‌گی در کل ارزش اين فخرفروشی‌ها و مجادلات را ندارد. بيا همه با هم سعی کنيم اين دو روز عمر را با هم مهربان باشيم و رفتاری انسانی و شايسته‌ی انسان با هم داشته باشيم. من منتی بر سر تو ندارم و تو هم منتی بر سر من نداری. من و تو و ساير دوستان که اينجا می‌نويسند نظراتی داريم و فضای برای بيان آن يافته‌ايم. اجازه بده اين فضا خراب نشود و همه بتوانند بدون هراس از ناسزاشنيدن حرف خود را بزنند و نظرخود را بگويند بيا به شعور خواننده‌گان اعتماد کنيم و به من و ساير دوستان کمک کن تا فضای اين‌جا فضای امنی برای سخن گفتن باشد. اجازه بده هر کس هر حرفی گيرم از نظر من و تو سطحی و مزخرف باشد بزند. به جای آن که بگوييم مزخرف می‌گویی نشان دهيم که مزخرف می‌گويد و شايد در اين نشان دادن به اين نتيجه برسيم که داوری ما اشتباه بوده و آن حرف که در وهله‌ی نخست سطحی و مزخرف پنداشته می‌شده است با ديدی عميق‌تر سخنی بخردانه بوده است.
اردشير عزيز!(60)
تو تازه آمده‌یی و برای اظهارنظرهای اين چنينی بايد به يک سال گذشته رجوع کنی! عين اين حرف تو را، و دقيق‌تر و مفصل‌تر، يک‌سال پيش زدم اما مدارا و تحمل موجب شد که وضعيت غيرقابل تحملی به‌وجود بيايد.
اميدوارم اين‌گونه نباشد که اگر کسي مخالفين نظر ما را به لجن کشيد دنبال فضيلت در او بگرديم. ضمنا انتظار تو طولی نخواهد کشيد به‌زودی سطلی از خاک‌روبه بر سرت خالی خواهد شد.
به هر حال نانای شماره 58 دوست مفيدی برای همه‌ی ماست. اما نانای که شروع به فحاشی می‌کند و بدون هيچ منطقی و صرفا به دلايل شخصی با ناسزاگويی فضا را خشن می‌کند تا مخالفان‌اش مرعوب شوند و حرف نزنند نانای بسيار مضری است، ديکتاتوری است که می‌خواهد با ترساندن مخالف‌اش آن‌ها را از ميدان به در کند. کسی که منطق قوی برای گفت‌وگو دارد هرگز رقيب خود را از ميدان به در نمي‌کند.


شبح 8:30 @ Mon, 3 Jan 05