پنجشنبه، 10 دیماه 1383 | December 30, 2004

سوزان سانتاگ آرام گرفت.

susan_sontag.jpg
"ما بايد بياموزيم كه بيشتر ببينيم، بيشتر بشنويم و بيشتر احساس كنيم." سوزان سانتاگ[1]
در آستانه‌ی سال نو ميلادی هستيم. بايد آغاز سال جديد را به هم تبريک بگوييم اما خبردار می‌شويم:تعداد کشته شده‌گان زلزله‌ی اخير(سونامی) از مرز 120 هزار نفر گذشت! و طبق برآورد سازمان ملل اگر يک ميليارد پوند برای کمک به آسيب‌ديده‌گان اين زلزله‌ی مخوف اختصاص پيدا نکند تعداد کشته شده‌گان از ميليون‌ها نفر تجاوز می‌کند... و در اين هياهو خبر ديگری نجوا می‌شود: سوزان سانتاگ درگذشت. Susan Sontag (1933-2004)
سانتاگ صدای وجدان بيدار بشريت در عصر حاضر بود. وجدان بيدار و جسوری که هم‌واره برعليه سلطه‌ی جهانی قدرت‌های مخوف قد علم می‌کرد و زمانی که کرعمومی دفاع از چيزی جهان را فرا می‌گرفت او سازناکوک‌اش را به صدا در می‌آورد و به دروغ در جريان می‌تاخت.
اين نويسنده، کارگردان، منتقد و روشن‌فکر متعهد در آمريکا به دنيا آمد و از برجسته‌ترين روشن‌فکران و منتقدان جامعه‌ی آمريکایی و سرمايه‌داری جهانی بود. او بر عليه جنگ ويتنام مبارزه‌ی خسته‌گی ناپذيری را سامان داد و در زمانی که بعد از يازده سپتامبر در آمريکا همه گيج بودند يا جرات انتقاد نداشتند او به تنهایی برعليه بوش و سياست‌های جنگ‌طلبانه‌اش ايستاد.
وقتی که سلمان رشدی با فتوای آيت‌الله خمينی به قتل محکوم شد باز اين سوزان سانتاگ بود که شجاعانه برعليه اين فتوا قد علم کرد.
پربيراه نگرفته است دکتروف او ماده‌شير آزادی‌خواهی بود که بی‌هيچ مصلحتی از آزادی دفاع می‌کرد.
سانتاگ در 1933 در نيويورک به دنيا آمد اما رمان‌ها و نوشته‌های او رنگ و بوی اروپایی دارد و بيش‌تر به سنت روشن‌فکری اروپايی وابسته بود.
اگر بشريت به حرف انسان‌هایی مانند سوزان سانتاگ گوش داده بودند و جهان شکل ديگری به خود می‌گرفت اکنون شاهد مرگ هزاران انسان در سراسر جهان به دليل جنگ و فقر و بی‌حفاظی در مقابل بلايايی طبيعی و بيمارهای اپی‌دميک نبوديم.
اکنون که سرطان خون سانتاگ را از بشريت گرفت يادش را گرامی بداريم و بيش از پيش به حرف‌های‌اش فکر کنيم. باشد روزی جهان برمدار انديشه و عشق بگردد و از قدرت و سرمايه نجات پيدا کند.
فرانكفورتر روندشاو: خانم سانتاگ! معتقديد كه ما بيشتر به خاطر آفرينش هنر و زيبائی و افزايش دانش خود زندگی می‌كنيم؟ يا به خاطر مبارزه با بی‌عدالتی؟
سوزان سانتاگ: من هرگز از خودم نمی‌پرسم كه ما چرا زندگی می‌كنيم و برای چه به دنيا آمده ايم. زندگی بسيار غير قابل تعريف‌تر و پيچيده‌تر از آن است كه بتوان برای آن يك فرمول پيدا كرد. برای زندگی كردن راه های بسياری وجود دارد.[2]
کامونيتی‌های Communitiesسوزان سانتاگ در اورکات
کاميونيتی برزيلی
کاميونيتی ايرانی

لينک‌های مرتبط:
سوزان سونتاگ متفکر آمريکايی درگذشت
اهدای جايزه صلح ناشران آلمان به يک منتقد آمريکايی
جايزه صلح كتابفروشان آلمان براي سوزان سانتاگ ( وجدان بيدار آمريكا)
عمر روشن‌فکری تمام شد.
هنر بزرگترين سرچشمه خوشبختى است.
مطلب کوتاهی از پولاد همايونی به همراه چند لينک ديگر درباره‌ی سوزان سانتاگ
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - سوزان سانتاگ، ضد تفسير ترجمه‌ی رحيم قاسميان، نقد چيست، منتقد کيست، به کوشش مسعود فراستی، ص 128
[2] - گفت‌وگوي فرانكفورتر روندشاو با سوزان سانتاگ ، برگردان: جواد طالعى (دفتر اروپايی شهروند) چهارشنبه ١٧ مهر ١٣٨١

December 30, 2004 11:59 PM

آريا 12:42 @ Tue, 26 Feb 08

سلام دوستان من داشتم دنبال يك مطلب در مورد اين خانم دوريان ميگشتم تصادفا وارد فروم شما شدم جالبه. ولي چرا اينقدر دعوا ؟


شبح 15:12 @ Sun, 2 Jan 05

خسن‌آقای عزيز!(89)
الان چک کردم ديدم. 21/12/2004 تا حالا حدود 66 کامنت با همين ای‌پی نوشته شده است که به جز دو مورد ياد شده همه نام و ايميل نانا را دارد.
ضمنا از 24/08/2004 تا اکنون که کنترل کردم 130 کامنت به نام و با ايميل نانا آمده است. تماما با 70 شروع می‌شود و سه بخش اول ثابت است و تنها بخش آخر تغيير می‌کند.
اگر مايل باشی مي‌توانم تمام کامنت‌هاي نانارا برای‌ات بفرستم تا خودت کنترل کنی.
به هر حال من اين ای‌پی را باز کردم و اميدوارم نانا ديگر اين کار را انجام ندهد.


جوان سوسیالیست 8:13 @ Sun, 2 Jan 05

خُسن آقا 89 گرامی
موضوع این نیست که آی- پی کسی در زمان های مختلف چه بوده و به چه آی-پی دیگری تغییر کرده یا تغییر میکند. مسئله این است که سلسله کامنت های فرد مذکور در صفحه کامنت مورد نظر همان شماره آی-پی را داشته که در کامنت های بی نام برای تشویق و هورا کشیدن داشته.
با تشکر از توجه شما.
خطاب به کسانی که فکر میکنند شبح در معرفی این مسئله صادقانه رفتار نکرده، به سهم خود باید بگویم که اولاً او ادمین وبلاگ است و بقیه با این پیش فرض و اعتماد به روش ادمینی او است که میتوانند انتخاب کنند به این وبلاگ رجوع و در بحث های آن شرکت کنند یا خیر. ثانیاً شبح آی- پی تکراری ولی با نام های مختلف و بدون نامی را که نظر دهی کرده یا بحث در چار چوب های عرفی و تعیین شده داشته اند را معرفی نکرده بلکه نام های مختلف با آی-پی های تکراریی که فحاشی کرده و آن را تائید میکنند را معرفی کرده که نشان دهد روش فحاشی کردن آنگونه که میل فقط یک فرد فحاش است، طرفدارانی حتی در همین حد که افرادی با نام های مختلف و یا بی نام از آن حمایت میکنند ندارد. این کار یعنی تعداد چندین رای مثبت دادن به فحاشی توسط فقط یک فرد که با هر عرف و سنتی مقایر است. این یعنی شارلاتانیسم؛ و اما اگر حتی فقط در تائید نظر دهی باشد میتوان نام آن را با تخفیف به تقلب تقلیل داد، درصورتیکه با این روش اگر قرار باشد فحاشی را دارای طرفدارانی نشان داد و آن را همه گیر و عرفی کرد باید با آن برخورد شود. مسئولیت چنین برخوردی علاوه بر همه موازین ادمینی وبلاگ، از نظر وجدانی نیز به عهده مسئول و ادمین وبلاگ است.
شاید چنین واکنشی خوشایند فرد فحاش و احتمالاً کسانی از دوستان او نباشد اما همه مراجعه کنندگان به وبلاگ را علاقه آنها تعیین نمیکند. احترام به علاقه عمده ترین بازدیدکنندگان این وبلاگ اهمیت درجه اول دارد، خاصه آنکه اختلاف بر سر فحاشی و روش برخورد انسانی باشد. در این بین قطعاً فرد فحاش راضی نخواهد بود اما رضایت و آرامش اکثریت بازدیدکنندگان این وبلاگ ملاک است که شبح به خوبی آن را تامین کرد.
من به سهم خود از این کار او تقدیر کرده و به او برای فعالیت مداومش در اداره این وبلاگ با ارزش خسته نباشید میگویم.


خُسن آقا 3:32 @ Sun, 2 Jan 05

اطمینان داری که این (70.240.225.153) آی پی ناناست تا آنجا که من اطلاع دارم آی پی نانا با عدد 60 شروع می شود


شبح 0:46 @ Sun, 2 Jan 05

جناب people (87)
مسلما تعداد کسانی که از من بيزار هستند بسيار بيشتر از يک نفر است اگر غير از اين بود تعجب می‌کردم اما شک دارم کسی پيدا شود حتا بدترين دشمنان‌ام که ادعای تو را باور کنند.
به هر حال کاش همه‌ی ما چيزی به نام وجدان داشتيم تا در خلوت خود با سخن می‌گفت و اجازه نمی‌داد اينقدر ساده و به‌ساده‌گی دروغ بگوييم و افترا بزنيم.


People 0:28 @ Sun, 2 Jan 05

شبح ۸۵
بازی های تو برای همه شناخته شده هست و فقط باعث مضحکه شدن بيشترت می شه! اينکه تا هر جا کم آوردی دو تا کامنت جعلی بگذاری و بعد آی پی مخالفت را زيرش بزنی و طرف را متهم کنی که صداقت اخلاقی نداشته (با تمام مخالفهات همین کار را کرده ای)، يا اينکه مخالفت مردم نسبت به خودت را فقط به يک نفر نسبت بدی، بازیهای کودکانه ای را میمانه که فقط به وبلاگستان خوراک خنده می ده :)
راستی تو چرا فکر می کنی فقط يکنفر از تو بيزاره؟


15:48 @ Sat, 1 Jan 05

نظر شما حذف شد!!
چون آی‌پی نانا را بسته‌ام و ايشان توان پاسخ‌گویی در اين نظرخواهی را ندارند. نظراتی که برعليه ايشان نوشته شود را پاک می‌کنم.
ببخشيد مرا ولی راه ديگری به نظرم نمی‌رسد.
شبح


شبح 13:51 @ Sat, 1 Jan 05

جناب 83!
کاش همه ی ما این شهامت اخلاقی را داشتیم که فقط با یک نام شناخته شده بنویسیم!
مبارزه با جمهورِ اسلامی یا جد بزرگ اش آمریکا و انکلیس شهامت چندانی نمی خواهد اما دیدن خود در آیینه شهامت می خواهد.
من آدم شجاع یی نیستم اما به شما اطمینان می دهم که همیشه و و هم واره فقط و فقط با نام "شبح" نوشته ام و نظر داده ام. چرا شما جرات اخلاقی این را نداری که با نامی که می شناسیم نظر بدهی و با نام های جعلی کامنت می گذاری؟


جوان سوسیالیست 12:56 @ Sat, 1 Jan 05

yyyyyyyyyyeeeeeeesssssssssssss
زنده باد شبح


People 11:56 @ Sat, 1 Jan 05

جناب شبح کمونیست!
تو با وجودی که پشت نقاب قایم شدی حتی از کامنت های یک زن تنها که ده هزار کیلومتر دورتر از تو زندگی می کنه، اونهم توی دنیای مجازی نه واقعی وحشت داری،‌ اونوقت می خوای با جمهوری اسلامی بجنگی؟!! زکی!

همه را از خودت فراری دادی، سعی کن بیشتر از این توی فرو نری


eqball 11:45 @ Sat, 1 Jan 05

ميشود فاشيست بود و آن را اعلام کرد. ميشود شاه پرست بود و آن را تبليغ کرد. ميشود مردم را نادان و خود را دانا دانست. تا اينجا حق فرد است و هيچ حکومت و قانونی نميتواند آزادی بيانش را بگيرد. اما نميشود رفت از آمريکاييها خورد و ظرفيت را بالا برد و بعد افراد معينی را به توهين بست و ناراحت کرد و گفت اين آزادی بيان من است. اين داستان ننه بود. در ضمن ميتوانيد برويد در وبلاگ شخصيتان هر کاری دوست داريد با خودتان بکنيد.


People 11:42 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو ۷۴
يک مهمانی خصوصی در کشور آزادی مثل آمريکا، گنگره حزب کمونيست کارگری نيست که جلوی در از مردم کارت شناسايی بخوان! عده ای دوست و آشنا دور هم جمع می شن که هر کدوم نگرش خاصی به جهان و سياست دارن و وقتی سرها گرم شد، هر کی پا می شه و يک چيزی می گه!
تا حالا چرت و پرت زیاد شنیده بودم، ولی آدمی به بیسوادی و بیخردی تو ندیده بودم!!!
هر چی امثال تو دهن کمتر باز کنن، آبروی چپها کمتر ريخته می شه:)


شبح 10:21 @ Sat, 1 Jan 05

دوستان عزيز!
ای‌پی نظردهنده‌گان 77 به نام فضول و 78 بدون نام هر دو اين شماره است: IP Address: 70.240.225.153و اين ای‌‌پی نانا ست.
نظر 77
IP Address: 70.240.225.153
Name: foozool
نظر 78
IP Address: 70.240.225.153
Name:
نظر 75

IP Address: 70.240.225.153
Name: nana
و همان‌طور که می‌بيند ای‌پی که از نانا در کامنت 29 نوشتم همين ای‌پی است.
من تصور می‌کردم ايشان فقط ناسزا می‌گويند اما اکنون می‌بينم بدون نام می‌آيند نظر می‌دهند! به خودش آفرين می‌گويد به دوستی توهين می‌کنند و بعد خودش می‌آيد بدون نام به آن شخص پاسخ می‌دهد! دموکراسی اين اشخاص اين‌گونه است! در خانه‌ی خود نظرخواهي نمي‌گذارند و می‌آيد حسادت‌های شخصی‌شان را در قالب بحث سياسی و فحاشی ارائه می‌دهند و از ان بامزه‌تر که به خود آفرين هم می‌گويند.
به هر حال به دليل تغيير ندادن روش ناسزاگويي و به دليل عدم صداقت گذاشتن پيام به نام‌های مختلف. ای‌پی ايشان تا اطلاع ثانوی بسته شد.


شبح 10:04 @ Sat, 1 Jan 05

جوان سوسياليست عزيز!(41)
وقتی می‌بينی کسی که با او وارد بحث می‌شوی شرايط روحی و عصبی متعادلی ندارد بايد بحث را ادامه ندهی ادامه دادن بحث و تحريک کردن طرف مقابل برای پرت‌وپلاگويی ممکن است از نظر بی‌آبروکردن حريف ارزش‌مند باشد و موجب شود اگر حرف حسابی دارد شنيده نشود اما خب اين کار از نظر رشد آگاهی مخرب است. هر چقدر ما بتوانيم در فضای سالم‌تری بحث کنيم و هرچقدر حريف ما قوی‌تر و مسلط‌تر باشد بحث و گفت‌وگو روشن‌گرانه‌تر است. هرگز از داشتن حريفی نادان خوش‌حال نشو.


8:37 @ Sat, 1 Jan 05

فضول
مهشيد نيست هاله است
از اين گيری کرديم هاش ميشه فهميد


foozool 8:28 @ Sat, 1 Jan 05


زنده باد نانا
افرين خيلی عالی مينويسی
شماره ۷۶ که فکر کنم مهشيد هستی
تو خفه .


8:19 @ Sat, 1 Jan 05

ای بابا.........
من پيشنهاد ميکنم اينجا شبح يه رای گيری بکنه که آيا خوانندگان مايل به خواندن سخنان نانا هستند يا نه؟
نميشه گفت اگه دوست نداريد نخونيد. ما به خانهء شبح مياييم که تمام مطالبش را بخوانيم.
گيری کرده ايم ها!


nana 8:18 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو
نشد اقا جان دو باره که شروع به شلوغ بازی کرد مگه بهت نگفتم با من اين کار رو نکن ؟

هرکسی که من تصوير کردم
هر کسی که اين فرد بوده
در هر پوزيسيونی که سخنرانی کرده
هر حرفی که زده
يه طرف . خوب

اين که من تو ميهمانی نئو کانها بودم ؟
رو تو از کجات در اوردی !!!!!!!

اين اتهام به شکل مجرد از پست من و تصوير من و تخيلات تو و خر بودن امريکائی ها و اعدام کمونيست ها و شاه خائن و ......

خيلی خيلی فاصله داره هرکاری هم تو بکنی نميتونی اين گوز را به شقيقه من
ربطش بدی !!!!
بنابر اين از انجا که حداقل در مورد شما مردان سبيل کلفت مبارز به هيچ وجه
قبول نخواهم کرد که کفالت يکديگر را به
عهده بگيريد برخورد من با هرکسی به من
و ان کس مربوط است و ربطی به تو نداره

باز هم تکرار ميکنم
يا برای اتهامت به من سريعا پوزش بخواه
و يا بی شرفی - دروغگوئی - حرامزادگی
حقه بازی را به جان بخر و مامبو جامبو بگو . نانا


ارنستو چه گوارا 8:08 @ Sat, 1 Jan 05

نانا

آن آدمی که تو تصوير کردی يک نئو کان تمام عيار است - وقتی هم پشت ميز سخنرانی ميکند به معنی اينست که مهمان بخصوصی است.
استنباط من همين است.

اگر که تو از تک تک افراد اینجا معذرت خواهی کردی - من هم از این اتهام که تو را یک ترسو ایرانی که از ترس نئوکان ها حاضر است تمام کمونیست ها را جلو گلوله ردیف کند -معذرت خواهی میکنم.


nana 8:02 @ Sat, 1 Jan 05

گوش کن ارنستو

برای پوشاندن شيوه های حقه بازی استالينيستی خودت چرت و پرت نگو !!!!
يکی يکی
خيال نکن اگه شلوغش کنی کنترلی از دست من خارج ميشه !!!!
اينو کور خوندی .

تو مرا متهم به بودن در يک ميهمانی شام که نئو کانها بوده اند کردی . درست

من ازت خواستم بنويسی از کجا ميدونی من تو همچين ميهمانی بوده ام ؟

تو گفتی خودم نوشته ام !!!!

من گفتم - آدرس بده ؟

ادرس دادی و من برات نوشتم کجای اين مطلب من نوشته ام ميهمانی نئو کانها !!!!

تو بخشی از پست مرا از روی دغل بازی کپی کردی که اين توهم را بدهی که مثلا من با نئو کانها هستم !!!!!

من تمامی مطلب را در پاسخت برای نشان دادن دغل بازی تو و ماهيت امثال شما کپی کرده اينجا گذاردم .

حالا از انجا که دوست داری شلوغ پلوغ کنی که گند اين اتهام بی اساست به من در نياد پای شاه و امريکائی ها و اعدام و ..... ميکشی وسط !!!!!!!

ميبينی با من نميتونيد در بيفتيد چون گفتم پاسخها تون رو فوت آبم و کلک هاتون رو ميدونم .

بذار اينجوری بگم :
گور پدر شاه
گور پدر نئوکانها
گور پدر امريکائی ها

اين اتهام تو به من که در ميهمانی نئو کانها بودم را از وسط لنگ کی در آوردی ؟

اگه مدرک داری رو کن
ولی اگه نداری و شرف داری و خودت رو داخل آدم ميدونی و ميخواهی که ادمهائی که اين نوشته رو ميخونن بهت احترام بذارن
سريعا از زدن اين اتهام به من پوزش بخواه .

و يادت باشه که با نانا نميتونی بی دليل و منطق چرت و برت بگی . نانا


ارنستو چه گوارا 7:49 @ Sat, 1 Jan 05

من میتوانم شاه را هم مانند تو با دست لرزان توی یک مهمانی آمریکایی تصور کنم. دقیقآ همین احساسی که به تو در آن مهمانی دست داد به شاه هم دست داده بود و بعد از آن بود که موج سرکوب ها شروع شد.


ارنستو چه گوارا 7:45 @ Sat, 1 Jan 05

نانا
مطلب را نگرفتي - اينبار آي کيو کم آوردي.
ترس و خشم تو از همان مرد آمريکايي است که موجب ميشود به فکر سرکوب چپ ها بيافتي.
فکر ميکني شاه آنطوري که بعضي ادعاي ميکنند يک سر سپرده تمام عيار آمريکايي ها بود - نه خير - به قول دوريان گري (معرف حضور که هست، مآمور سيا و مسئول ارتباطات سيا با خميني) ، شاه براي نشان دادن حسن نيتش به آمريکايي ها تمام اعدام ها و سرکوب ها را انجام داد و نه بخاطر ترسش از چپ ها .


nana 7:22 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو
ميخواهی به شيوه های استالينی لجن پراکنی کنی برو که دارمت .

خوانندگان چون اين ارنستوی دغل نيمه نصفه پست مرا کپی کرده و اينجا گذاشته که توهم ايجاد کنه
من تمامی پست را اينجا ميگذارم تا ببينيد اولا من کجا گفتم ميهمانی نئو کانها !!!!!!
دوما عکس العمل من به ابلهی امريکائی چی بوده
ميدونی ارنستو واسه همين گونه حرامزادگی هاست که ميگم خدا به مردم ايران رحم کنه اگر دغل بازانی چون شما به قدرت برسيد !!!!!!


ناناي لرزان

دوست امريکائي من که پارنتر بريجم است ديشب مرا
به يک ميهماني دعوت کرده بود که طبق سنت در هفته
اخر سال اغلب اينجا رسم است .
عليرغم ان که ميدانستم که با مشتي افرادي که از
مصاحبتشان لذتي نخواهم برد روبرو خواهم بود ولي به
دليل اصرار از حد فزون او رفتم .
از ترسيم محيط و افراد ميگذرم چون حوصله ندارم
ولي سر ميز شام هنگامي که سوپ سرو ميشد مرد
امريکائي سرخ و سفيد و گردن کلفتي که نميدانم شوهر
کي بود سر منبر رفت و شروع کرده به اين گونه حرفها :

-- آري اين خاورميانه را بايد با آتش و خون يکي کرد مشتي
مردم وحشي عقب مانده که به آزادي ما غبطه ميخورند
همگي تروريست هستند بايد همه را بمباران کرد و رحمي
نداشت و در اين راستا اگر لازم باشد بوش را براي بيست
سال در افيس نگاه داشت و ......

در حالي که سرم در بشقاب سوپم بود ولي قاشق سوپ خوري
به همراه دستم باشدت شروع به لرزيدن کرد دوستم از ان ور
ميز گفت :
Nana...don't...please....breath


ارنستو چه گوارا 7:15 @ Sat, 1 Jan 05

نانا
نه خیر-- حتمآ فکر میکنی مردم آمریکا همینی است که تو میخواهی نشان دهی:

ولي سر ميز شام هنگامي که سوپ سرو ميشد مرد امريکائي سرخ و سفيد و گردن کلفتي که نميدانم شوهر کي بود سر منبر رفت و شروع کرده به اين گونه حرفها :

-- آري اين خاورميانه را بايد با آتش و خون يکي کرد مشتي مردم وحشي عقب مانده که به آزادي ما غبطه ميخورندهمگي تروريست هستند بايد همه را بمباران کرد و رحمي نداشت و در اين راستا اگر لازم باشد بوش را براي بيست سال در افيس نگاه داشت و ......


nana 6:57 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو
تو هم که خودتو ميزنی به خريت بابا
تو ديگه کی هستی !!!!
من نوشتم رفتم ميهمانی خونه دوستان امريکائی
کجا نوشتم نئو کانها !!!!!!

مگر اينکه تو ان چنان عقب مونده هستی که فکر ميکنی همه امريکائی ها نئو کان هستند آره اينطوره !!!!!! نانا


ارنستو چه گوارا 6:34 @ Sat, 1 Jan 05

ناناي لرزان
Wednesday, December 22, 2004

کچل استقراضي
Thursday, December 23, 2004


nana 6:26 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو
لطف کن تاريخ و عنوان مطلب اون ميهمانی نئو کانها که من نوشته ام درش بودم برام
بنويس .
چون من همچين چيزی يادم نمياد
منتظرم . نانا


People 6:12 @ Sat, 1 Jan 05

شماره ۵۸ نوشته ( مي بينيد که از تفرقه در ميان صفوف کمونيست ها چه کسانی سو استفاده ميکنند ؟ )!!!!!!!!

برو بابا در کونت رو بذار!


ارنستو چه گوارا 6:03 @ Sat, 1 Jan 05

نانا
خودت توی وبلاگت نوشتی


nana 6:01 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو

خوشحالم که طيف چپ در اقليت هستند
چون اگر تغييری در ايران داده بشه صد در صد انان حق حيات و ادامه کارشان را خواهند داشت .

ضمنا در اين ميهمانی نئو کانها که نام بردی مرا ديدی
تو اونجا چيکار ميکردی !!!!!!!!!
نکنه خدا نکرده تو هم بعــــــله . نانا


ارنستو چه گوارا 5:51 @ Sat, 1 Jan 05

نانا
نگرانی تو بی مورد است - طيف چپ يک اقليت مطرح ولی نه چندان زياد در جامعه ايرانی است.
اکثریت اوزوسیون را هم تا آنجایی که من میدانم دوستان سلطنت طلب تو که با هم به مهمانی نئو کانها میروید تشکیل میدهند.


nana 5:43 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو ۵۹

بنابر اين چون اين شارلاتانها !!!! به نام ازادی و دموکراسی نقشه دارند که شماها
را از بين ببرند
شما نتيجه ميگيريد که بايد با زور به نام طبقه کارگر قدرت را به دست بگيريد و تمامی کسانی را که دهان خود را به واژه کثيف آزادی و دموکراسی الوده کرده اند
از دم تيغ بگذرانيد !!!!!!
من هرگز در تاريخ آزادی خواهی سراغ ندارم که کمونيست ها را کشته باشه
ولی موارد زيادی سراغ دارم که کمونيست ها
ازادی خواهان را از دم تيغ گذرانده اند . نانا


nana 5:36 @ Sat, 1 Jan 05

دوستان عزيز

در چين - شوروی - کامبوج
عده ای از رفقای کمونيست تمامی افرادی را که خواست ازادی داشتند سر به نيست کرده و از بين برده اند
و به تمامی انان برچسب ضد انقلاب زده اند
همچنان که دار و دسته خمينی اين کار را با دگر انديشان کردند .

بنابر اين
نه قم خوبه نه کاشان
لعنت به هر دوتاشان


ارنستو چه گوارا 5:35 @ Sat, 1 Jan 05

رفقای عزيز جوان سوسیالیست و اقبال

مي بينيد که از تفرقه در ميان صفوف کمونيست ها چه کسانی سو استفاده ميکنند ؟
این واقعیت فردای جامعه ایرانی است اگر به آن توجه نکنید با همین نوع شارلاتان بازی ها تمام کمونیست ها را سرکوب خواهند کرد و اینبار نه بنام شاه و میهن و نه بنام اسلام و انقلاب بلکه بنام آزادی و دموکراسی همه کمونیست ها را تیرباران خواهند کرد.


ارنستو چه گوارا 5:30 @ Sat, 1 Jan 05

رفقای عزيز جوان سوسیالیست و اقبال

مي بينيد که از تفرقه در ميان صفوف کمونيست ها چه کسانی سو استفاده ميکنند ؟
این واقعیت فردای جامعه ایرانی است اگر به آن توجه نکنید با همین نوع شارلاتان بازی ها تمام کمونیست ها را سرکوب خواهند کرد و اینبار نه بنام شاه و میهن و نه بنام اسلام و انقلاب بلکه بنام آزادی و دموکراسی همه کمونیست ها را تیرباران خواهند کرد.


nana 5:21 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو
خواهش ميکنم اين لحن آقا مديری رو بلافاصله از خودت دور کن چون اصلا
خوشم نمياد
و اين وبلاگ هم ملک طلق بابای تو نيست
تو در اين وبلاگ نه سر پيازی نه ته پياز
يکی هستی مثل من !!!!!!
متوجه شدی . نانا


ارنستو چه گوارا 5:07 @ Sat, 1 Jan 05

نانا
من ضرورتی به این بحث ادامه داده شود - لطفا این نوع بحث های خشونت آمیز را هر چه سریعتر تمام کن.
شما نظم این وبلاگ را بهم میریزید.


ارنستو چه گوارا 5:01 @ Sat, 1 Jan 05

از رفقا اقبال و جوان سوسياليست و سایر رفقا و دوستان ميخواهم به بحث با نانا ادامه ندهند.


nana 5:01 @ Sat, 1 Jan 05

ارنستو
برو از اول اين بحث ها توی پيامگير مطلب
قبلی بخون و بيا جلو ببين چه موردی از اين
برخوردهای خشن را من شروع کرده ام !!!!!
اگر يافتی برايم بنويس
من حق اظهار عقيده برای همه قائل هستم
به شرطی که آدمهای ديگه اين حق را برای مخالفان خود قائل باشند .
چپ و راست و ميانه همه حق دارند که نظر خود را بنويسند و همچنين همه حق دارند به نظرهای هم برخورد کنند .

اين حرفها را آرام و مثل انسان متمدن نوشتم
ولی باز هم ياد آوری ميکنم که اگه کسی بخواد با من خشن برخورد کنه از جواب در نمی مانم
و درخاتمه اضافه کنم که اين به هيچ عنوان حق تو نيست که بخواهی من نظرم را در وبلاگ خودم بنويسم
چون به دوستان تو اينجا بر ميخوره
من هم مانند تمامی دوستان همفکر تو اين حق را دارم که اگه دلم خواست در اين بحث ها نظرم را بگويم و خواهم گفت . نانا


ارنستو چه گوارا 4:54 @ Sat, 1 Jan 05

جناب هیرش با ای دی بی نام نشان

شما که حتی ایمیلی از خودت باقی نمیگذاری و میترسی اسم وبلاگت را بنویسی- بی جهت در مورد لینک حرف نزن.


ارنستو چه گوارا 4:51 @ Sat, 1 Jan 05

نانا
خواهش ميکنم حرفهایت را در وبلاگ خودت بنویس - هر طور که دلت میخواهد و به هر زبانی که می پسندی - لطفآ نظم اين وبلاگ را که برای آن خيلی زحمت کشيده شده حفظ کن.
با این کارها فقط نفرت ایجاد میکنی.


هيرش 3:51 @ Sat, 1 Jan 05

نانا عزيز:
اين مشکل تو بوده که وبلاگ شبح را زيادی جدی گرفتی که حالا اينطور شوک شدی!
اگه از اول فضای اينجا را با ديد امروزت می ديدی هيچوقت اينقدر متعجب نمی شدی.
فکر می کنی چند نفر تو اينهمه نویسنده و وبلاگ، شبح را جدی می گيرند؟ چرا کسی به نوشته های شبح لینک نمی ده و جایی معرفی نمی کنه؟


nana 3:27 @ Sat, 1 Jan 05

بچه های غير چپ

حواستون هست که يکی از يکی گردن کلفت تر تقاضای کمک ميکنند !!!!!
يا ميرن تو وبلاگ همديگه درد دل ميکنند !!!!

که چی ؟
يه زن ۵۰ ساله قزميت بی سواد غير سياسی کتاب نخونده

به اونا گفته بابا اشتباه ميکنيد درد جامعه ما انقلاب نيست !!!!!!! نانا


nana 3:23 @ Sat, 1 Jan 05

درد نامه مبارزی در راه انقلاب طبقه کارگر !!!!!!
به همکيش !!!!!!! چپولش . نانا


اقبال جان.بسيار غمگين شدم.بسيار.بعد از مرگ نادر اينقدر عصبی نبودم که در اين ۲ روز.اگر به شبح مراجعه کنی ميبينی که تمامی مرا به فحش ناموسی گرفته اند چون تنها ايرادم اين بود که اعلاميه مينا را در آنجا گذاشتم.ترانه٫ارنستو٫شبح و ديگرانی که فکر ميکردم دوستم هستند در اين سنگسار اينترنتی مرا تنها گذاشتن.بسيار متاسف شدم و غمگين.انسانی از سنگسار بخاطر زحمات شبانه روزی عده ای آزاد ميشود و آن ديگری که تنها تبريکی را پيام ميدهد سنگار ميکنند٫در ضمن به سایت زیتون هم مراجعه کن که مارا تحدید به مرگ کرده اند٫البته این اولین بار نیست٫آخرین هم نخواهد بود.واقعن که دنيای کثيفی است.اين فقط درد دل بود.مخلصت منوچهر.


nana 3:18 @ Sat, 1 Jan 05

روز شمار انقلاب

اين تيتر يکی از وبلاگ هاست

ميگن شتر در خواب بيند پنبه دانه
گهی لپ لپ خورد گه چون چپو لها!!! نانا


nana 3:10 @ Sat, 1 Jan 05

زر زر مفتی از اقبالی با مخ گندیده

( شخصيتهای شريفی مثل زرافشان و کار هم با اين پرچمند اما خواست اين روشنفکران عقب تر از جامعه هستند.)

همچین که به روشنفکرای شریفی که در باره شون گه زیادی نمیتونن بخورن میرسه
میگن
عقب تر از جامعه !!!!!!!!!

وای که اگه جامعه توئی اقبال من یکی میخوام بریم تو دوره غار نشینی مردم ایران رو هم با خودم ببرم . نانا


eqball 1:09 @ Sat, 1 Jan 05

شبح ۲۹: من در کامنت ۲۳ هيچ توهينی نميبينم.

ننه ۴۲: در قلب شما حقيقتی نیست و در عوض در دهنتان آلات متفاوته ای قرار دارد. شايد از اين آلات لذت بيشتری ميبريد خوب بنظر من هر کاری جايی داره بريد در وبلاگ خودتون و فرصت تلافی را هم بدهيد.


جوان سوسیالیست 0:54 @ Sat, 1 Jan 05

دوستان راستی آیا کسی میداند جمله « من آدمی نیستم که فلان کنم » تعریف از دوم شخص مفرد یا همون اول شخصی که فلان نمی کرد؟


جوان سوسیالیست 0:51 @ Sat, 1 Jan 05

هیچکس زاغچه ای را سر مزرعه جدی نگرفت.
سهراب سپهری یکی از شاعران معاصر ایران


0:01 @ Sat, 1 Jan 05

يه نفر گفته بود بايد کمک جمع کنيم بفرستيمت برای معالجه.
کاش واقعا ميشد اينکار رو کرد. کاش...


nana 23:41 @ Fri, 31 Dec 04

ببين عمو استالين

من يه پست گذاشتم و نوشتم که مريض هستم و دارم به زمين و زمان فحش ميدم
از گذاشتن اين پست هيچ منظوری نداشتم
ولی به دلائلی که در زير مينويسم تو وجشت زده شدی و تصميم به پريدن به من گرفتی !
اول اين جمله خودت رو بخون :

(من نمیدونم تو صبح به صبح صورتت را با چه میشویی که اینگونه گستاخ، هم از سرمایه داری دفاع میکنی، هم ضد کمونیستی و هم اصلاح طب و تازه میخواهی چهره دمکراتی هم به خودت بدهی آنهم با فحاشی و فرمایشت صد من یه غاز.)

ميبينی حتی تو مخيله تو نميگنجه که يه آدم ميتونه همه اينا که تو نوشتی باشه !!!!!
و اگر بود گستاخی کرده !!!!!! البته از نظر تو

تو با يک همچين ايده ای که من گستاخی
کرده ام و امده ام اينجا و به خودم جرات داده ام که حرفهای ضد کمونيستی بزنم !!!!
به لعبت والای شما حمله کرده ام !!!!! قلقلکی هم به فکوران شما داده ام !!!!
تصميم به گرفتن بهانه از فحش دادن من به
کارگران ايران ناسيونال گرفته و وسط ميدان پريدی !!!!
غافل از اين که در وسط اين ميدان نانائی ايستاده که به اين آسونيها نميتونی از رو ببريش و شرش را کم کنی !!!!!!!
چرا ؟
زيرا دروغ نميگه
زيرا هدف زير جلکی نداره
زيرا به هيچ دسته ای بند نيست
زيرا شهامت زدن حرفهائی را داره که ديگران ندارند
زيرا باهوشه و ميدونه از چی حرف ميزنه

و برای اينکه لطفی در حق تو و ديگرانی که از من خوششون نمياد و صابون من به تنشون خورده بکنم يه رمزی رو برات ميگم :

رمز قدرت من در مباحثه اين است که هرگز شما نميتوانيد مطلبی از من بيابيد که راجع به خودم و منافع شخصی خودم در ان حرف زده باشم .

و اين حل بودن ايگوی شخصی من در جمع باعث شده هيچ کس نتونه بهانه ای برای کوبيدن من پيدا کنه .
هر آنچه که من تاکنون چه در وبلاگم و چه به شکل کامنت نوشته ام کانسرن به ادمهای ديگر و مردم ايران و روشنگری بوده ميگی نه برو چک کن .
خوب اين قسمت را برات نوشتم که روشن شی
و اما
من از تو توقع بيشتری داشتم يک کمونيست دو آتشه مبارز که شلاق هم در کونش خورده !!! و ميخواد بوش و باباش رو به لجن بکشه !!!!!!
ازش بعيده که داد و هوار آی بچه ها کجائيد بيائيد به دادم برسيد ی چون اين بکشه :

(کجا هستند دوستانی که مرتب مورد فحاشی های این فرد قرار داشته اند؟ اگر قرار باشد جایی تکلیف روش و برخورد های او حل شود آنجا کجا و چه موقعی است؟ )

میبینی چه بچه کوچولوئی هستی ؟
خجالت بکش از خودت !!!
اینو هم بدون که تمامی شماها با هم قادر به خاموش کردن من نخواهید بود و دلیلش هم این است که در قلب من شعله حقیقت است که زبانه میکشد .
فکر میکردم تا حالا باید همتون فهمیده باشید . نانا


جوان سوسیالیست 22:26 @ Fri, 31 Dec 04

شبح گرامی 29
کدام روش؟ لطفاً کمی بیشتر توضیح بدهید.
شما ادمین این وبلاگ هستی و هروقت که مایل بودی میتوانی آی- دی مرا بلوک کنی. اما اگر نه برای من بلکه برای دیگران توضیحی لازم است بدهی توضیح بده که مشابه آن تکرار نشود.
تا جایی که به فحاشی های نانا بر میگردد نه من و نه شخص خود شما تذکری به او ندادید وقتی که انواع فحاشی ها را به هاله و ترانه و ... می کرد. با ایما و اشاره نکاتی را راجع به رعایت ادب عنوان کردید که در نانا مستلزم داشتن حداقل هایی از درک مفاهیم است و او همین حد اقل ها را ندارد تا آنها را بفهمد. درست درجایی که بالاخره یکنفر باید به او واکنش نشان دهد، شاید برای اینکه نه سیخ بسوزد و نه کباب میخواهید به هر دو اخطار دهید!؟
من نمیدانم آیا در جایی سراغ دارید که من به کسی فحش داده باشم؟ اما نظیر این تذکر را قبلاً هم شخصاً شاهد بودم وقتی بحثی در نقد نظری و حزبی بوده است. قبل از آن باز شاهد بودم که تذکراتی به ارائه بحث مربوط به موضوع، به آی- دی کارگر سوسیالیست در مورد مبحث زنان داده بودی حال آنکه او مرتب در همین مورد نظراتی ارائه می کرد و در همان صفحه کامنت نظراتی بسیار بی ربط از طرف آی-دی های دیگر به آن مبحث مطرح می شد بدون واکنشی از طرف شما.
من میدانم اداره کردن مباحثات به طوری که همه راضی باشند کار دشواری است و اغلب دلخوری های بوجود میاید. اما در مورد مشخص فحاشی های نانا قضیه اصولاً این نیست. او واضح، رک و بی پرده و عمدتاً به دلیل ارعاب نظری فحاشی میکند بدون آنکه تهدید به بلوک شدن شود. درست در جایی که به او و اما نه حتی با روش او واکنش نشان داده میشود شما اخطار میدهید.
کجا هستند دوستانی که مرتب مورد فحاشی های این فرد قرار داشته اند؟ اگر قرار باشد جایی تکلیف روش و برخورد های او حل شود آنجا کجا و چه موقعی است؟
دوست گرامی؛ اگر این فرد به شخص من و به اعتقادم فحاشی می کرد شاید من واکنشی به او اقلاً فعلاً نشان نمیدادم. اما او به کارگران شریفی فحاشی میکند که همین اکنون خود زیر شدیدترین ضربات پلیسی و فحاشی های کارفرما قرار دارند. وقتی به او واکنش نشان داده میشود میگوید:« خواسته ام مچ شما را بگیرم» در اینجا باز در نقش پاسبان مچ گیرنده ظاهر میشود و کسی نیست به او بگوید، اولاً روش مچ گیری روش ارتجاعی متعلق به حاکمیت استالینیستی است و نه روش دموکراتیک بحث و تبادل نظر، ثانیاً چه کسی تعیین کرده که مچ گیرنده این شخص باشد، ثالثاً این فرد با اتکا به کدام منطق به عده ای فحش میکشد تا ببیند چه کسی از کدام عده دفاع میکند! با این منطق و با اتکا به این « تکنیک» اگر فردی به خواهر، مادر، دختر عمه و دختر خاله او فحش دهد تا ببیند او به کدام یک از اینها سمپاتی دارد آیا رفتاری درست انجام داده است. او هرکسی را تا حد خود تنزل داده خود را قبله عالم تصور میکند میخواهد بداند که چرا کسی در پاسخ به فحاشی های او از جواهری مظفریان و چلو کبابی شمشیری حمایت نمیکند و نام اینها را « گروه های اجتماعی میگذارد!» خوب تکیلف کسی که نخواهد صد سال سیاه سر به تن آنها باشد این وسط چیست؟ بی تفاوتی در مقابل فحاشی به کارگران؟ از این گذشته بدنه اندیشه این فرد به قدری کج و ماوج است که فکر میکند فرد دمکرات کسی است که هم از جواهری مظفریان و هم از سرمایه داری و هم چپ و هم از سوسیالیزم دفاع کند؛ تازه آنهم نه با روش پرسش مستقیم بلکه با فحاشی و منتظر واکنش بودن. به چنین کسی اگر مدتها قبل ادمین وبلاگ واکنش نشان ندهد چه کسی باید این کار را کند؟
در هر حال دوست گرامی؛ اگر فکر میکنید بحث های من با ترم دلخواه خودم بدون آنکه به کسی توهین شود و یا کسی نسبت به این فرضاً " توهین " اعتراضی کرده باشد موجب بر هم خوردن نظم پیشبرد مباحث است بدون نیاز به بلوک کردن من خود در بحث ها شرکت نمیکنم و گاهی فقط لینک های را معرفی خواهم کرد، در صورتی که شما آنها را هم مناسب ندانستید حذفشان کنید.
با امید به موفقیت در کارهایتان


ارنستو چه گوارا 21:33 @ Fri, 31 Dec 04

بیانی جان
تفسیر های شبح نباشه که کسی جواب نمیده تا تو تفریح کنی - بازم خوبه یه تفریحی سالم برای شما جوونا ایجاد شده .


بیانی 21:25 @ Fri, 31 Dec 04

جناب شبح #۳۱!
تو کامنتگیر گذاشتی برای اینکه وبلاگت بی کامنت گیر اصلن معنی نداره. اینجا همه میان تا کامنت ها و دعواها را بخونن و تفریح کنن و از صدتا مراجعه کننده شاید نودتاش اصلن نوشته های تو را نخونه و واسه تفسیرهای علمی!!! تو تره هم خرد نکنه.
کامنت گیر تو بعد از وبلاگ توت فرنگی بهترین چت روم وبلاگستان فارسی است و اینو خودت خوب می دونی.
تو اگر این کامنتدونی را ببندی، بعد از یکماه همه مراجعه کننده هات را از دست می دی .


ارنستو چه گوارا 21:22 @ Fri, 31 Dec 04

جالب است توی سایت های فیمینیستی از سوزان سانتاک خبری نیست ولی اینرو یک جایی پیدا کردم - از اون حرفهای از ما بهترونه فیمینیستیه :

اگر ما هم مثل سوزان سانتاگ بر اين باور باشيم كه مشخصه حالت ماليخوليايي خودآگاهي وارتباط نارضايت بخش با خويش تن خويش است و بپذيريم كه فرد ماليخوليايي خود را هيچگاه همانطور كه هست نمي پذيرد و براي او ضمير من متني است كه بايد رمز گشايي شود. ناخود آگاه به نقطه عزيمتي كه مي تواند همان اجبار خودآگاهي باشد كه به تحليل ورمز گشاييي يك من ( متن ) مي پردازد اشاره كرده ايم .اجبار در خوانش نفرين خاكستري نيز از همين نقطه آغاز مي شود.تركيب نام نفرين خاكستري بر پايه نوعي عينيت دادن به ذهنييت شكل گرفته است . با اين توضيح كه مي توان به جاي كلمه نفرين كه كلمه اي ذهني ودور از تصور است به چشم يا گرگ يا كلمات ديگري كه تجسم آنها امكان پذير است اشاره كرد و نامهايي مثل : چشمهايي خاكستري ؛گرگ خاكستري و غيره را به دست داد در اين جا اين نكته مطرح است كه عيني كردن نوعي فرايند ذهني( نفرين) تا چه حد مي تواند باخو دآگاهي ، ساختار و تماميت متن در ارتباط باشد.


ارنستو چه گوارا 21:03 @ Fri, 31 Dec 04

خوب دوستان بحث اصلی سوزان سونتاک است - راستش را بخواهيد من اصلن اسمش را نشنيده بودم - حتمآ فيمينست ها ميگويند عجب آدم بی محتوايی ولی نشنيده بودم - ظاهرا خيلی هم کشته مرده دارد تمام وبلا گستان در موردش نوشته اند. نکته جالبترش هم اينست که بیشترمردها در موردش نوشته اند.


nana 21:00 @ Fri, 31 Dec 04

عمو استالين

اولا مشتبه درسته نه مشتبح !!!!!!
دوما پاسخ اين روده درازيت را قبل از طرح کردن تو در وبلاگم دادم برو بخوانش .
سوما اين که چه گوارا به من چه ايسمی بده مانند گه برام بی تفاوته مگه من مانند شماها هستم که ايسم برام اعتبار بياره
بابام جون من از اولش هم گفته ام برای بار هزارم هم ميگم من با مغز خودم فکر ميکنم و نظرياتم بر مبنی خوانده هايم است به ايسم و ميسم هم کاری ندارم !!!!
راجع به لمپنيزمی هم که نوشته ای بذار اينطور بگم که در زندگی لمپنهائی ديدم که صدها هزار برابر از سياسيون و به اصطلاح مبارزين راه خلق مرد تر و شجاع تر و صادق تر و از همه مهمتر مفيد تر بودند!!!!!
اين واژه ها رو پنج تن ال عبای شماها درست کردند که باد زير غبغب طبقه کارگر بذارن ورنه کارگرای ايرانی همشون يه رگه هائی از لمپنيزم دارن و اشکالی هم در اون نميبينند واسه همينه که فيلم قيصر يه هو برای يه ملت ميشه خدا و قيصر قهرمان !!!!!
خود من هزاران بار تو ايران از دستهای زحمت کشيده همين طبقه کارگر ادعائی تو وشگونها جانانه نصيب برده ام و حرفهائی شنيده ام که لمپنهای واقعی رو از خجالت سرخ کرده .
تو کارخانه ای بنام ايران مافلر تو جاده کرج با همين کارگرای زحمت کش شريف موقع نهار نشسته و گپ زده ام و سر و ته همشون رو بهتر از تو ميشناسم
تازه از همه اين حرفها گذشته همه ما ايرانی ها نيمی يه چيز و نيمی لمپنيم حالا
اگه تو خودت رو ورای همه ميدونی و برای خود تشخص خاصی قائلی اون بحثی است جداگانه .
برو که حوصله ام رو سر ميبری .از دستت
خسته شدم چون چرت و پرت زياد ميگی . نانا


جوان سوسیالیست 20:26 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت
از آنجایی که حوصله پر چونگی های پوچ تو را ندارم نکاتی را یکبار برای همیشه میگویم بعد از آن تو میتوانی هرچه خواستی «قلمت» را برداری و قلم فرسایی کنی.
به من اتهام استالین زدن و من را به او وصل کردن را قبل از اینکه به حساب "افشاگریت " بگذارم به حساب بی سوادی و دستپاچگیت میگذارم، در هر حال اگر هم خواستی چیزی از استالین و استالینیزم و مقابله با این پدیده بدانی در هیچ سایت اینترنتی نمیتوانی مجموعه ای یکجا جمع آوری شده در این باره پیدا کنی مگر اینکه به سایت خود ما رجوع کنی. اما من میتوانم نظیر واکنشات اصلاحی تو را در هر سایت مبتذل و کم مایه پیدا کنم. تو هیچ چیزی برای گفتن نداری که نشود مشابه آن را در سایت های بازتاب و امثالهم پیدا کرد. و اما ترمینولوژی تو به مراتب حتی از آنها عقب تر است و نمیتوانی با هر شکلکی این را پنهان کنی.
در مورد فحاشی های تو که ناشی از بی سوادی و پنهان کردن آن تحت پوشش مثلاً شکلک روشنفکری تو است، قبلا در همین وبلاگ تحت عنوان « بی ادبی و مؤدب بودن» نوشته شده. از جمله ال-چه گرامی، به اشتباه با دادن امتیاز مکتب « ناتورالیسم» به تو و منتسب کردن تو به این مکتب سعی کرد کمی به تو اعتبار دهد تا شاید دست از فحاشی های ناشی از شکست اصلاحاتت برداری. ولی تو فکر کردی این یعنی آزادی فحاشی به بهانه آزادی قلم.
در این رابطه اولاً من نتوستم بفهم ال- چه، کدام « چیز» را در تو به عنوان " "اندیشه" کشف کرد که فکر کرد تو ناتورالیست هستی! همین تعریف غلط بود که امر را بر تو مشتبح کرده فکر کردی آزادی قلم یعنی نوشتن هرچیز به طور آزادانه و خطاب به هرکسی که مایل هستی.
این فرمول بیشتر از هر چیزی نجات بخش قاضیانی است که با قلمشان حکم اعدام و سنگسار عده زیادی از بیگناهان را مینویسد. این فرمول همان استالینیست بی قدرت ومستعصلی است که اگر قدرت که سهل است، فقط امکانی برای ابراز وجود پیدا کند چیزی بجز فحاشی و ارعاب ارائه نخواهد کرد. ثانیاً در رابطه با تو اصولاً مسئله ادب و رعایت ادب مطرح نیست. مشکل تو بی ادبی تو نیست که راه نجات از آن دوری جستن از دوستی با پسر نوح باشد. مشکل تو لمپنیسم تو است که شکل مؤدبانه آن میشود لمپنیسم « قلمی» که تو فکر میکنی این همان آزادی قلم است. چنین آزادی قلمی سالهاست که وجود دارد و نه تنها نیازی برای رسیدن به آن نیست بلکه نیاز به مبارزه علیه آن، « قلم» و آزادی قلم را تعریف میکند. وگرنه ده نمکی هم همانقدر طرفدار آزادی قلم است که تو هستی.
ترمینولوژی لمپنی تو پوشش دهنده و بیان هیچ مکتبی نیست مگر همان لمپنیسم و این با باادب و مؤدب بودن خیلی فاصله دارد. تو حق داری با هر ترمی که مایل هستی برای رساندن « مفهومی» از " قلم" و در بیانت استفاده کنی. اما مسئله اصلی خود «مفهوم» است که این وسط شهید طرز بیان نشود. مشکل اساسی تو نداشتن همان « مفهوم و معنا» است. هر نوشته ای که نتواند منظور و مفهوم مشخصی را بیان کند و به دنبال به دست آوردن نتیجه مشخصی از آن باشد در حد یک سری واژه های املایی باقی میماند؛ و در مورد بیان و «قلم» تو حتی از این هم عقب تر است زیرا لمپنیسم همان مفهومی است که تو میخواهی اشاعه دهی و با استفاده از ترمینولوژی مناسب آن نظر دهندگان را ارعاب کنی.
تصادفی نیست وقتی متوجه میشوی کسی با تو مخالف است با انواع فحاشی ها سعی میکنی طرف مقابل را وادار کنی که از وحشت فحاشی های تو به بحث ادامه ندهد. این روش ارعاب مربوط به استالینیست ها و حزب الهی ها است و واژه های لمپنی دم دست ترین واژه ها برای بیان آن.
بله تو آزادی که حتی لمپنیسم خود را جاری کنی. هرچند هرگز چنین آزادی در سیستم سرمایه از کسی سلب نشده که خود این سیستم بزرگترین امکان رشد آن است. ولی فراموش نکن که این آزادی نباید سلب کننده آزادی دیگران باشد. درست اینجاست آن وسیله محک زدن به اعتقاد آزادی بیان و قلم و نه به هیچ وجه آزاد گذاشتن تو برای فحاشی و ارعاب.
از آنجایی که فضا و مغناطیس حاکم بر این وبلاگ عمدتاً مبتنی بر بحث و گفتگو سالم است چنین آزادی که تو طلب میکنی وسیله ای خواهد شد برای سلب آزادی دیگران و لذا هرکس ممکن است آزادانه از تو بپرسد« چرا وبلاگ خودت را محل فحاشی ها و آنچه که نامش را آزادی قلم میگذاری نمیکنی؟» و بلافاصله این سؤال که« چرا امکان نظر دهی در وبلاگ خودت را مسدود کردی تا دیگران نتوانند حتی به زبان خودت همانگونه که تو به آنها فحاشی میکنی پاسخی درخور خودت بدهند؟» یعنی تو آزادی که فحش بدهی و دیگران آزاد نیستند جواب فحشت را همانگونه و در همان صفحه بدهند!؟
من شخصاً پایبند اخلاقیات از نوع مرسوم آن نیستم. من این نظر را تائید میکنم که اخلاقیات خود پایبند روابط اجتماعی هستند و دامنه جدال طبقاتی تا دامنه جدال اخلاقیات کشیده میشود و از اینرو اخلاق تو را که نمونه تیپیک اخلاق سلطنت طلبان است را به حساب چیزی نخواهم گذاشت مگر نقض دمکراسی و ارعاب که این بار توسط فردی سرخورده و پاسیف در یک جمع دمکرات و بعضاً رادیکال، فضای دمکراتیک حاکم را مسموم میکند.
شکست اصلاحات و به تبع آن موج سرخوردگی کسانی که به آن امیدی بسته بودن قابل درک است. در مورد تو این سرخوردگی چند باره و شکست های پیاپی نیز قابل درک است. اما اگر فکر میکنی میتوانی انتقام خودت را از چپ مارکسیست، آنهم با فحاشی بگیری باید بگویم مراقب باش که این به شکست هایت چیزی اضافه خواهد کرد و به سرخوردگیت بیشتر از آن.
اگر تو واقعاً دارای اعتقادی منسجم و قابل طرح هستی، میتوانی مطلبی نوشته و از ادمین وبلاگ خواهش کنی آن را برای اظهار نظر دیگران در وبلاگ بگذارد و از این رهگذر اعتقاداتت را طرح و از آنها دفاع کنی. اما مطمئن باش هیچ کس نوک زدن های تو به اعتقاداتش را به حساب « نظر و اندیشه» نمیگذارد. این روش ابراز وجود کردن قبل از هر چیزی توضیح دهنده بی وجودی و بی نظری است که سعی میکند با چسبیدن به این و فحاشی به آن هویت کسب کند. درست با اتکا به این روش است که باج خواهی میکنی و این و آن را تهدید به « افشا گری». ناگهان میفهمی که شبح این است و آن و از این به بعد تصمیم میگیری قلمی که بیشتر برای شخم زدن زمین به کار میاید را برای « افشاگری» استفاده کنی. این راز های نگو چه چیز بوده که تا قبل از این از گفتن آن پرهیز میکردی و اینک با حذف فحاشی هایت قصد فاش کردن آن داری. آیا از این چیزی بیشتر از باج خواهی میتوان استنباط کرد؟
بیش از این چیزی برای گفتن به تو ندارم مگر آنکه نشان دهی واقعاً بیان کننده اندیشه ای هستی، حتی همان اصلاح طلبی و حمایتت از سرمایه داری.


Mohammad 20:17 @ Fri, 31 Dec 04

چرا کاميونتی ايرانی؟ اين international هست واسه همین انگلیسیه!

Anyways very nice to meet you


nana 20:09 @ Fri, 31 Dec 04

شبح و ديگر دوستان
مطلب بسيار مهمی که نقطه نظراتم را
شکافته ام در وبلاگم نوشتم در رابطه با
بحث ها . اگر خواستيد بخوانيدش . نانا


nana 19:29 @ Fri, 31 Dec 04

شبح ۳۱

به ترتيب پاسخت را ميدهم
۱- دروغ ميگوئی اصطلاح شفقت که بکار ميبری از هراست است نه از خوش قلبيت !!!!!
۲ - من در وبلاگم پيام گير ندارم و نتيجه عدم رابطه با خوانندگانم را هم خودم قبول ميکنم .
داشتن پيام گير برای تو نه احترام به خوانندگان بلکه از نياز تو برای شنيدن تملق و خايه مالی و شبحی ناز و چه خوبی و سرت عين سر شاه است و باسنت به مارکس گفته زکی است !!!!!
وگرنه اگر تو هم اين نياز را نداشتی پيامگيرت را برميداشتی !!!!!
۳ - آری اينجا کشور نيست ولی تو وامثال تو استالين های کوچولو و خمينی های کوچولوتر هستيد !!!!!
۴ -- اين بخش از همه مهمتر است . لازم نيست بابت نوشته من از خوانندگان پوزش بخواهی توهين به خوانندگان تو گفتن پوفيوز يا گائيدن از طرف من به يک شخص ديگر نيست !!!!
توهين به خوانندگان اين است که تو و دوستان چپ تو بين اقشار مختلف مردم
که من نام بردم
از کسبه - تجار - هنرمند - کارخانه دار - خواننده - هنرپيشه - فاحشه و......
تنها رگ گردنتان برای کارگران بدبخت بيچاره ای بيرون ميزند که به نام انان برای کل اين مردم نقشه ها داريد و در حال پيش بردن اين نقشه ها هستيد
اين توهين است نه گفتن پوفيوز
آيا باز هم درک نميکنی !!!!! نانا


nana 16:30 @ Fri, 31 Dec 04

شبح۲۹

آره کامنت را ندارم بفرست ميخواهم در
وبلاگم بگذارم .

و بعد منظورت از
اگر !!!!!!
روش !!!!!!
اجازه نخواهم داد!!!!!
اداره ميکنم !!!!!!
بر نمی تابم !!!!!!!!
چيست ؟
آيا از همون اگر ها - و روش ها - اجازه ندادن ها - اداره کردن ها - بر نتابستنهای
نوع خمينی است يا نوع استالين ؟

به عبارتی روش من در مورد کل مجموعه
چپ ؟
یا روش من در مورد شخص خودت ؟
که در هر دو صورت نیازی به بهانه نداری همین اینجا اعلام میکنم که نه تنها روشم را تغییر نخواهم داد
بلکه مصممانه تر و جدی تر با تو و دوستانت
برخورد خواهم کرد .
منتظر ایمیل کامنتم هستم که برای خوانندگان در وبلاگم پست کنم . نانا


شبح 12:41 @ Fri, 31 Dec 04

خانم نانا!
اگر به اين روش خود ادامه بدهيد ای‌پی شما را خواهم بست و اجازه‌ی فحاشی کردن به شما نخواهم داد. شما آزاد هستيد در وب‌لاگ خود هرچه می‌خواهيد بنويسيد اما اينجا را من اداره می‌کنم. قبلا هم گفته بودم استفاده از واژه‌های رکيک و فحاشی را برنمی‌تابم. برای اين که همه‌ی دوستان بدانند که چه چيزی را پاک کرده‌ام خوب است که کامنت خود را در وب‌لاگ‌تان منتشر کنيد. اگر نداريد من آن را نگه داشتم می‌توانم برای‌تان ايميل کنم.
اميدوارم هر چه زودتر حالتان خوب شود و از رفتاری که در پيش گرفته‌ايد دست برداريد.
جوان سوسياليست!(23)
اگر شما هم به اين روش خود ادامه بدهيد مجبور به بستن آی‌پی‌ شما هم خواهم بود.


شبح 12:30 @ Fri, 31 Dec 04

دوست شماره‌ی 26
من اسم کسی را لو ندادم شما ظاهرا از مسائلی که در مورد مديار و مجتبا سميعی‌نژاد گذشت بی‌اطلاع هستيد. يک‌بار ديگر جمله‌ی مرا بخوان در کامنت 16 نوشته‌ام:" ما می‌دانيم شخصی به نام مجتبا سميعی‌نژاد دستگير شده است. بعضی‌ها می‌گويند اين همان مديار عزيز خودمان است و البته ما در اين خصوص هيچ کنج‌کاوی نمی‌کنيم چون ممکن است اين موضوع شرايط دوست‌مان را بدتر کند. خلاصه نمی‌خواهيم دوستی خاله خرسه کرده باشيم."
به هر حال من هيچ اطلاعی از اين که شخصی که به نام مديار می‌شناسيم نام واقعی‌اش چيست ندارم؟ و اساسا مطمئن نيستم که او در بازداشت باشد يا نه؟


yalda 11:04 @ Fri, 31 Dec 04

سلام شبح جان...مرسی از لينکهات!


Confusion 9:06 @ Fri, 31 Dec 04

شبح ۱۶، تو به چه اجازه ای اسم مديار را اينجا لو دادی؟ فکر نکردی داری با جان اين فرد بيگناه بازی می کنی؟


nana 7:32 @ Fri, 31 Dec 04

عمو استالين ( سوسياليست )

از اخر به اول پاسخت را ميدهم
شمايان اگر زبانم لال همه ما ايرانی ها مرده و ان روز را نبينيم
روزی به قدرت برسيد با استناد به فحاشی
به طبقه کارگری که امثال تو و شبح داريد شيره انان را ميکشيد
همه صداهای روزنامه نگاران و نويسندگان و دانشجويان و ازادی خواهان را با اعدام خفه کرده و به تمامی اين جنايات نام منافع طبقه کارگر می نهيد و همه انان را ضد خلق نام خواهيد نهاد .
من مانند تو از روی شکم حرف نميزنم و وعده بهشت هم به کسی نميدهم جنايات امثال شما صفحه تاريخ معاصر ما را لکه دار و سياه کرده و حی و حاضر در دسترس همه است .
و اما بگذار خيالت را راحت کنم من با قانقاريای فکری و قلم گاو ابگوشتم بلائی بر سر شما خواهم اورد که حتی جرات کوچکترین تبلیغی برای دیدگاههای عقب مانده و کپک زده خود نکنید و این کار را با دلیل و مدرک خواهم کرد .
بدبختی تو و شبح و امثال شما هم این است که من جوجه سیاسی نیستم که مشتی شعار را حفظ کرده باشم و جائی
گیر کنم
در تمامی عمرم مطالعه کرده و پاد زهر
ایده ئولوژی انواع و اقسام شما را میشناسم
به عنوان نمونه به همین پیام پائین برای شبح سانسور چی مراجعه کن و ببین وقتی از پدیده ای که نمیشناسد و برایش بیگانه است مثال میاورد
و خود در عمل خلافش را انجام میدهد چگونه پته اش را روی اب میریزم .
استالین به همه شما رحم کند !!!! نانا


nana 7:15 @ Fri, 31 Dec 04

موردی از بی نهایت موارد گول زنی شبح

شبح سانسور چی در مطلب این بارش راجع به سوزان زونتاگ این جمله را از قول دکتراوف میاورد :

(اوماده‌شير آزادی‌خواهی بود که بی‌هيچ مصلحتی از آزادی دفاع می‌کرد )

ولی خود چون خفاشی کور پيام مرا در پيامگير قبلی سانسور!!!!!! ميکند
تو را چه به سخن آزادی
مغز کوچک تو حتی قادر به درک مفهوم آزادی نبوده و نيست نمونه دم دست همين سانسور مطلب من !!!!!!!


جوان سوسیالیست 7:12 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت و آخرین نفس های پسا اصلاحاتیش.
بیچاره قلم که به دست کسانی با قانقریای فکری میفتد و بیچاره خواننده ای که فکر میکند هر آنچه « قلم» مینویسد قابل خواندن است.
اگر این « قلم » گاو برای بار کردن آبگوشتت نیست، اگر این « قلم» نقد و تحلیل نظری است! چرا به جز فحاشی چیز دیگری از آن به روی کاغذ نمیاید!؟
تمام حرف تو فحش و فحاشی است و تو سعی میکنی بی سوادیت را پشت این لوس بازی ها قایم کنی چون ذهنیت خودت را جای ذهنیت خواننده میگذاری و فکر میکنی خواننده هم مثل خود گیج و در هپروت به سر میبرد و نمیفهمد تو به جز این فحاشی ها حرفی برای گفتن نداری.
تو همیشه سعی کردی با ارعاب نظری افکاری را به کرسی بنشانی، اوج بدبختی ات در این است که خودت هم نمیدانی چه میخواهی و از چه کسی میخواهی. تناقض پشت تناقض، لفاضی و فحاشی همه آنچیزی که ته مانده تلاش اصلاحاتیت را تامین میکند و اما این همه هم با شکلک روشنفکری، از آن نوع که در بازار سبزی فروشان پای دکه هر حراجی به مفت یافت میشود را به جای نظر به خورد « قلم» بخت برگشته میدهی و فکر میکنی تهیه چنین قلمی برای دیگران کاری است دشوار.
این « قلم » و قلمدون تو اول به کارگرانی که اینگونه زیر ستم و قربانی چپاول ولی نعمتان سرمایه تو هستند هرچه بخواهد فحش میدهد. وقتی که اعتراض میشود، ننه مصلحت یکباره به آگتا کریستی تبدیل شده و میخواهد مچ بگیرد! آنهم اینگونه که ابتدا به قول خودش به همه «گروه های اجتماعی» دری وری گفته و حالا اعتراض داره که چرا آمدی فقط از یک گروه دفاع کردی! قلم شتر منطقی قوی تر از این داره که « قلم» فیلم سناریو های فیلم هندی تو داره. نویسنده خرفت « قلم » تو قدرت درک این را نداره که خودش فحاشی کرده و پذیرش آن را فرضی مسلم میداند و حالا ناراحت است که چرا فقط از یک گروه دفاع کردی! جالب اینجاست که که با همین قلم میخواهد "دیکتاتوری" را افشا کند! قلمی دیکتاتور علیه دیکتاتوری، عجب دیکته های باید خوانده شود!
ننه مصلحت، بحای بردن بقیه عِرض خود و زحمت دادن دیگران بشین این آخر عمری قصه ها و سفرنامه های خوب ننه پلو برای بچه های خوب اصلاح طلب را تمام کن تا شاید بعد ها چهارتا حمد و سوره برایت خوانده شود.


nana 6:32 @ Fri, 31 Dec 04

اهای مردم ايران

از ترس مار به افعی پناه نبريد
اگرچه ميدانم اين دو تا و نيمی عناصر عقب مانده چپ هيچ چيزی نيستند
چشمهای خود را باز کنيد اينان با شعارهای رنگين و گول زنک با فداکاری مردم به قدرت ميرسند و چون دروغ گوئی و قساوت در خميره ايده ئولوژی انان است
به بهانه منافع طبقه کارگر دست به اعمالی ميزنند که روی هرچه ديکتاتور و فاشيست است سفيد ميکنند
تاريخ اخير بشر پر است از نمونه های اينان
ان را با دقت مطالعه کنيد .
من در اواخر عمر خود هستم ولی شمايان جوانيد و اينده متعلق به شما
گول عناصر چپ و اول از همه شبح چپ سانسور چی را نخوريد
از اين افراد دوری کرده و انان را ايزوله کنيد
باور کنيد من تجربه دارم و از روی تجربه ميگويم و اغلب اين عناصر را از نزديک چون کف دستم ميشناسم . نانا


nana 6:23 @ Fri, 31 Dec 04

برای ديدن رياکاری شبح
به پيامگير مطلب قبلی رفته و سانسور
نوشته مرا و مطالبی را که نوشته ام
بخوانيد . نانا


nana 6:17 @ Fri, 31 Dec 04

دوستان
شبح در قسمت پياميگير مطلب قبلی
پيام مرا به بهانه فحاشی سانسور کرد
ولی فحاشی جوان سوسياليست به من را دست نزد .
به اين شبح سانسورچی اعلام ميکنم
از اين لجظه جنگی را با تو اغاز ميکنم که کلمه ای نخواهم گذاشت تو و دوستان چپت
در تحميق مردم ايران بنويسيد
تمامی رشته های فريب شما استالين های حقير را پنبه کرده و وادارت خواهم کرد يا به نفع مردم ايران نه نيروهای چپ بنويسی و يا دکان مردم خر کن را با شعارهای رنگين کمونيستی تخته کنی
زين پس من و تو و دوستان چپت و قلمم . نانا


پولاد همایونی 4:55 @ Fri, 31 Dec 04

عکس خوب شده. من هم ديروز درباره اين انديشمند و مبارز خستگی ناپذیر نوشته ام. یادش گرامی.


شبح 4:47 @ Fri, 31 Dec 04

هاله جان!(12)
من فکر می‌کنم حتا مجتبا سميعی‌نژاد هم آزاد شده است، چون ديگه هيچ خبری از او نيست. آيا کسی خبری داره؟
در مورد اون سه نفر ديگه که دستگيری‌شون اصلا ارتباطی با وب‌لاگ‌شون نداشت و خيلی زود آزاد شدند.


شبح 4:43 @ Fri, 31 Dec 04

دوست عزيز!(13)
ما می‌دانيم شخصی به نام مجتبا سميعی‌نژاد دستگير شده است. بعضی‌ها می‌گويند اين همان مديار عزيز خودمان است و البته ما در اين خصوص هيچ کنج‌کاوی نمی‌کنيم چون ممکن است اين موضوع شرايط دوست‌مان را بدتر کند. خلاصه نمی‌خواهيم دوستی خاله خرسه کرده باشيم.
تنها راه حل مسئله اين است که بستگانه درجه اول مانند پدر و مادر و خواهر و برادر در مورد او اطلاعاتی را منتشر کنند و آزادی فرزند خود را بخواهند و بعد ما می‌توانيم در ابعاد وسيع‌تری آن را انتشار دهيم.
در مورد اين که چرا به دستيگر شدن يا نشدن مديار شک دارم بايد بگويم اگر شک نداشتم عجيب بود. ما فقط با نامی مجازی سر وکار داريم. آخرين پست مديار اين است که به علت مشغله‌های کاری مدتی نمی‌نويسد. حالا ممکن است بازداشت شده باشد و بعد از چند روز آزاد شده باشد و تعهد داده باشد و اين را نوشته و مدتی پيدای‌اش نخواهد بود. آيا تو اطمينان صددرصد داری که مديار بازداشت است؟ می‌دانی در کجا و پرونده‌ی او در چه مرحله‌یی قرار دارد؟


هاله 4:41 @ Fri, 31 Dec 04

دوست عزیز شماره ۱۳ - اگر شما همون آقای ص هستید ممکنه جوابی به آف لاین من بدهید که ازتون در مورد کار مدیار پرسیدم؟ ما از کمک هیچ دریغی نداشتیم و حتی مطابق با رسم معمول برای مدیار پتیشن هم راه انداختیم ولی وقتی شما و خانواده اش تماسی نمیگیرید ما از کجا بدانیم در چه مرحله ای هستیم؟ یا آیا اصلا" این کار به حالش کمکی کرده یا نه؟


مدیار 4:23 @ Fri, 31 Dec 04

شبح جان(11)
عجيب ! شما هنوز تو دستگير شدنش شك داري؟
اسمش رو هم كه البته مي دونيد از خبر ايسنا و ايلنا (كه حتما ديدي)
عزيزم من به عنوان كسي كه مطلعم به شما اطمينان ميدم به خاطر وبلاگ گرفتنش
من هنوز در شگفتم كه چطور شما هنوز تو دستگير شدنش شك داري؟


هاله 4:15 @ Fri, 31 Dec 04

شبح جان من برای دوستش چند بار آف لاین گذاشتم (که حدس میزنم همین آقا باشد که این پیام ها را میگذارد). متأسفانه هیچ خبری نداده از حالش و حتی دریغ از یک جواب کوتاه به پیغام من. به هر حال گفتم که بدانی من هم پی جویش بوده ام ولی بی نتیجه.


شبح 4:03 @ Fri, 31 Dec 04

دوست عزيز (6)
راستی که جای مديار عزيز بسيار خالی است. هر وقت هم که پيام تو را که حکايت از گذشت زمان دربند بودن مديار دارد می‌خوانم دل‌ام آتش می‌گيرد. اما ما چه می‌توانيم بکنيم؟
کاش بسته‌گان درجه اول‌اش کاری انجام مي‌دادند و ما را هم به نحوی با خبر می‌کردند تا می‌توانستيم کاری انجام بدهيم. ما نه نام واقعی او را مي‌دانيم نه می‌توانيم صددرصد اطمينان داشته باشيم که دستگير شده است.


شبح 3:50 @ Fri, 31 Dec 04

خسن‌آقای عزيز!(5)
متاسفانه من متوجه‌ی منظور شما نشدم. البته مصاحبه را گوش دادم ولی چيز جديد و خاصی در آن نيافتم. نمی‌دانم تو با اتکا به کدام حرف من تصور می‌کنی که متوجه‌ی"سیاستهای اروپایی ها در قبال ایران" نيستم و حالا با گوش دادن به اين مصاحبه بايد پی به آن ببرم؟!


مدیار 2:55 @ Fri, 31 Dec 04

60 روز است كه مديار زنداني است


مدیار 2:52 @ Fri, 31 Dec 04

60 روز است كه مديار زنداني است


خُسن آقا 1:34 @ Fri, 31 Dec 04

شبح جان یکی دو دقیقه وقت بگذار و مصاحبه سفیر آلمان در آمریکا را گوش بده تا متوجه سیاستهای اروپایی ها در قبال ایران بشوی rtsp://realaudio.rferl.org/ch21/20041230-1030FRD.rm?start=07:03&end=09:31


زمینی 1:20 @ Fri, 31 Dec 04

شبح جان من نمی تونم عکس را ببينم البته در آدرس جديدت. و اما در مورد سوزان سونتاگ هم طبق هميشه حق مطلب را ادا کردی.


پری 0:54 @ Fri, 31 Dec 04

سلام
عکس هم مانند بقیه مطلب خوب است.


شبح 0:29 @ Fri, 31 Dec 04

دنيای عزيز!(1)
مرسی که با اين نظر به موقع کار مرا در لينک دادن به نظرخواهی در نيواسپکتر راه انداختی.
راستی آيا عکسی که گذاشتم خوب از کار درآمده؟ هر کاری کردم با فيلترشکن نتونستم ببينم.


دنیایی 0:23 @ Fri, 31 Dec 04

سلام شبح جان






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1308
تعداد نظرات: 25696
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: february 26, 2008 12:43 pm


از کجا آمده‌اند؟