|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 7 دیماه 1383 | December 27, 2004
● فاجعه در اقيانوس هند!
وقتی داشتيم سعی میکرديم با لبخند از شوق به زيستن با دوستان بمیمان سخن بگوييم جهان در لرزش مهيب ديگری جان هزاران انسان را گرفت.
Mike Furir Mike 734
Mike Furir Mike 288
Mike Furir Mike 610
Mike Furir Mike 371
Mike Furir Mike 504
عزيزدوردونهي عزيز!(175)
شبح جان سلام
عمو استالين يه مورد ديگه برای اينکه شما اين شعر و شعارها را برای پاداش دنيوی ميکنيد !!!! (تب و لرزت را بزار وقتی خرج کن که کسی به تو یک مویز یا نخود بدهد. ) میبینی این تفکر درونی تو است چون خودت دنبال مویز و نخود هستی خیال میکنی هرکی هرچی بگه دنبال یه نفعیه !!!!!!
عمو استالين ببينم تو که نتونستی کون خودت را از زير شلاق اخوندا نجات بدی !!!!!
ننه مصلحت.
بچه ها
مرتيکه سوسياليست ۱۶۸ نميخواد جورج بوش بزرگ و کوچک رو به لجن بکشی اگه مرد حمام زنانه نيستی
حضرت شبح سانسور چی آّهای مردم ايران :
ننه مصلحت
مرتيکه سوسياليست ديدی چه آسون مشت کثافاتی چون تو را ميتونم وا کنم مردک ... چرا بين اين همه گروه اجتماعی که گفتم فقط (کارگران ايران خود رو ) بود که بهت برخورد !!!!!!
ننه مصلحت.
یک بار و برای همیشه بپذیریم که امنیتی وجود ندارد.هیچ جا.
فکر کنم آّه کنجکاو و ارنستو منو گرفت !!!!
هاله جان اگه به هالو اسکن اعتراض کنم ميترسم که مثل افشين بگي : اي نمک نشناس حروم لقمه سرويس مفتي هالو اسکن ميگيري اونم از جهان سرمايه داري که قبولش نداري بازم دو قورت و نيمت باقيه – اگه راست ميگي برو از فيدل سرويس کامنت بگير– يا مثل دوستت پروانه بگي اگه به اين خرسها عسل هم بدي ، دستتو گاز ميگيرن . خلاصه شرمنده از بابت نمک خوردن و نمکدان شکستن – هرچند که نمکدان پلاستيکي بوده و بدرد خيريه و يا بقول شما امروزي ها آن جي او ميخورده (:
ارنی جان، باید شکایت به خود هالو اسکن بکنی که بیش از یک تعداد مشخص حروف اجازه نمیده. میتونی از اینتیشن هم استفاده بکنی ولی دو اشکال داره - یکی اینکه یونیکد رو با دیفالت نشون نمیده و باید هر بار دستی اینکودینگ رو با ماوس عوض کنی و دوم اینکه سالی به چند ماه کامنت دونیت به کل خرابه از بس سیستمشون آشغاله. من نشستم براشون طی یک ایمیل بلند بالا توضیح دادم که باید چه کار بکنن روی سرورشون برای رفع مشکل اینکودینگشون ولی بازم کاری در موردش نکردن. به هر حال به نظر من هالو اسکن از اون خیلی بهتره با اینکه همچین محدودیتی داره. والله این طومارهایی که پژمان مینویسه باید به صورت مقاله منتشر کنه، چی چیش کامنته؟ :)
پژمان عزيز
(ادامه ...) کلامِ آخر اینکه 'به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است' :) فکر می کنم تمامِ این بحثِ طولانی همانگونه که در نظرِ این بار سعی کردم نشان دهم برایِ نشان دادنِ این بود که پرسشهایِ غیر سیاسیِ نسرین و بویژه هاله در پستِ "مایاکوفسکی..." این وبلاگ موجه و درست بوده و پاسخهایِ سیاسی ای، دستِ کم به نظرِ من، که منوچهر و بویژه تو در مقابلِ آنها ارائه کردید از مشروعیت آنها نمی کاهد. در همین جا هم اعلام می کنم که به جدِّ هاله خرِ ما از کرگی دم نداشت! :) ما زمین خورده ایم، عبدیم، عبیدیم. به خدا الان که اینها را می نویسم ساعتها از نیمه شب گذشته . شب کوتاه است و قلندر بیحال:)... شاد و موفق باشی. -------------------------------------
(ادامه ...) در قسمتِدومِنظرت در موردِNGO ها که صرفا" یکی از سازمانهایِ غیرسیاسی موردِ نظر من برایِ اقدامهایِ مربوط به حقوقِ بشر است "مثالی" آورده ای که "در جريان زلزله بم با يک ان جي او بين المللي آشنا شدم . اين سازمان ميخواست کمک هايش را به بم برساند – سئوال اول : جراميخواست؟ نکته اول اینکه این فقط یکی از سازمانهایِ غیر دولتی بوده است و اگر به زعمِتو در عملکردش 'اخلاصٍ عمل' نداشته است دلیل نمی شود که همه سازمانهایِغیردولتیِ دیگر دنیا هم عملشان بر اساسِ نفعِ شخصی یا تجاری است (در منطق از جزء نمی توان کُل را نتیجه گرفت). به عنوان مثالی در ردِنظر تو می توان "کانونِ وکلایِ مدافعِ حقوقِ بشر" در ایران را مثال آورد. شادیِ صدر از همین کانون وکالت لیلا مافی را بعهده گرفت (به احتمالِ قریب به یقین مجانی)و عبدالصمدِ خرمشاهی وکالتِ افسانه نوروزی را. نکته دوم این است که به نظرِ من و با عرضِ معذرت همین مثال هم دستِ کم برایِ من شاهدی بر منظورِ تو مربوط به سودجویانه بودنِ عملکردِ "تمامی" سازمانهایِ غیردولتی نیست. در موردِ معافیتهایِ مالیاتی گفته ای و آن را وسیله ای در دستِ سرمایه داری دانسته ای " ...ماليات خلاف تعريف متداول آن براي جوابگويي هزينه هاي دولت نيست بلکه روشي است که سيستم سرمايه داري براي حل موقتي بحران هاي خود از آن بهره ميگيرد..." تا جایی که من می دانم مالیات در بیشتر کشورهایِ توسعه یافته و در علمِ اقتصادِ امروزی ابزاری برایِ رسیدن به هدفهایِ متعدد است که غیر از تامینِ هزینه هایِ دولت از مهمترینِ آنها می توان به توزیعِ متوازنِ ثروت (بیشتر گرفتنِ مالیات از افراد با درآمدهایِ بیشتر) و تشویقِ افرادِ جامعه به عملکردهایِ سودمند برایِ جامعه (توسطِ بخشودگیهایِ مالیاتی) است. یکی از مهمترین منبعهایِ درآمدهایِ پژوهشی در آمریکا و سایر کشورهایِ توسعه یافته سرمایه گذاری بخشِ خصوصی در این زمینه ها است که به درستی بخشودگیِ مالیاتی را به دنبال دارد. نفسِ آگهی دادن هم، به نظرِ من خطِ قرمز محسوب نمی شود و در دنیایِ امروزی ،چه خوب و چه بد، مهمترین وسیله جذبِ مشتری و فروش است. درآمد و رفاهِ مردم در کشورهایِ توسعه یافته مستقیم یا غیرمستقیم بیشتر از همین تجارت و خدمت دهی تامین می شود. گفته ای که " کمک هاي اين "ان جي او" بدست مردم بم نرسيد و سيستم اداري فاسد حاکم در ايران هر کدام سهمي را برداشت – جالب است که مسئول خارجي اين آن جي او هم خود ميدانست..." در نظامِ سازمانی کشورهایِ توسعه یافته معمولا شرحِ وظیفه افراد به دقت و صراحت توصیف می شود. آن مامور احتمالا وظیفه نداشته، که به فرضِ محال هم که وظیفه می داشت در مملکتِ غریب امکان و توانش را نداشت، که از به گفته تو سهم خواهیِ سازمانهایِ مختلف جلوگیری کند. بهترین کاری که او می توانسته بکند و احتمالا هم کرده گزارش وضعیت به مقامهایِ بالاترش بوده است. شاید چنین گزارشهایی یک علت این امر باشد که به گفته خاتمی "از یک و یک دهم میلیارد دلار کمکهایِ خارجی تعهد شده به بم تا امروز (سالگردِ زلزله) فقط هفده و نیم میلیون دلار رسیده است" (اگر حافظه ام درست یاری کند و عددها را اشتباه نکنم. ولی فکر می کنم نسبت چیزی در این حدود است).
سلام ارنستویِ عزیز... در مورد قسمتِ اولِ پاسخت به آخرین نوشته من، نوشتی "دوستمان پژمان از من مرجعي براي" مرامنامه سياست" خواسته بود- پيمان عزيز ميداند که من اين ترکيب را خودم ساخت ام تا مقصودم را برسانم ، پيمان هم خودش را ميزند به کوچه علي چپ که همچين چيزي وجود ندارد: – من هم تکه هايي از "شهريار" نوشته ماکياولي را برايش قرار ميدهم:" نکته در اینجاست تو در پاسخِ اعتراضِ نسرین به حککا گفته بودی: "حکک يک حزب سياسي است براي کسب قدرت(تا امروز) ....- تا اينجا که گفتم خلافي بر اساس مرامنامه و اساسنامه سياست انجام نداده است (مگر اينکه بگويي من که مرامنامه سياست را قبول ندارم)..." یعنی به گفته خودت عملِ موردِ اعتراضِ نسرین (و هاله) را به علتِ " خلافِ مرامنامه سیاست" نبودن مجاز دانسته ای. به طورِ ضمنی در این نظر و به طورِ صریح در نظرِ بعدی ادعا کرده ای که "هر جريان سياسي که حزب تشکيل ميدهد تا قدرت سياسي را قبضه کند، يا اين مناسبات را پذيرفته و يا مجبورش ميکنند که بپذيرد ، چون از اصول پذيرفته شده اين بازي است که اسمش سياست است )" تو با تاکید ادعا کردی "مرامنامه سياسي ماکياولي را که مرامنامه تمامي ( تآکيد ميکنم تمامي) احزاب سياسي چپ و راست و ميانه و کند رو و تندرو هست" پرسشِ من به صراحت این بود که" از کجا به چنین یقینی رسیده ای که تمامِ احزابِ سیاسی بر اساسِ مرامنامه (؟) سیاستِ ماکیاولی عمل می کنند؟" آیا خودت با پژوهش به این نتیجه رسیده ای یا این حرف چکیده نظر استادانِ فن است. متاسفانه آوردنِ نقلِ قولهایی از ماکیاولی در پاسخِ این بارِ تو و این که، به زعمِ تو، و بدونِ ارائه مدرک مستند، این نکته ها می تواند "برخی" رفتارهایِ سیاسی "بعضی" از حزبها را توضیح دهد همجنان این را ثابت نمی کند که مثلا" کتابِ شهریارِ ماکیاولی "مرامنامه" تمامی حزبهایِ موجود و قبل از این بوده است. شایدِ یک علتِ ساده بر ردِ این "به تمامی" ماکیاولی بودنِ عملکردِ حزبها این باشد که در زمانِ ماکیاولی هنوز منتسکیو به دنیا نیامده بود تا کتابِ روح القوانین را بنویسد و اصلِ تفکیکِ قوا را بعنوانِ اصلِ پذیرفته شده در اکثر قریب به اتفاقِ کشورهای دنیا جا بیاندازد. حاکم به مفهومِ ماکیاولیستی و حکمرانِ مطلق آن با توجه به مفهومِ تفکیکِ قوا در حالِ حاضر در کشورهایِ مردمسالار مصداق ندارد. ماکیاولی قرنها قبل از انقلابِ فرانسه می زیسته و در زمانِ او مردم بیشتر "رعیت" بوده اند و شهروندی به معنی امروزی وجود نداشته است. در عصرِ ماکیاولی سرمایه داری صنعتی (و جدیدا" اطلاعاتی) وجود نداشته است تا او بخواهد بر اساسِ آنها نظریه پردازی کند. در عصرِ ماکیاولی و حکومتِ کلیسایی مفهومِ دولت-ملت اصولا" در ذهنِ هیچ کس نمی گنجید. بنابراین با توجه به موردهایِ گفته شده بسیار بعید است که نوشته های ماکیاولی اصولا" بتواند رفتار به نظرِ من بسیار پیچیده داخلی حزبهایِ و جامعه هایِ امروزی در کشورهایِ توسعه یافته را توضیح بدهد. امیدوارم از مقایسه من نرنجی (در مثل مناقشه نیست) ولی شاید این مسئله شبیه به ادعایِ فعلی برخی افراد باشد که دستورهایِ هزارو چهارصد سال پیشِ شرعی (مثلا قصاص یا پرداختِ دیه با شتر) می تواند مسئله هایِ قضایی و حقوقی جامعه فعلی ایران را حل کند. این هم نظری است ولی پذیرشش مشکل است و نیاز به استدلالِ محکم و مستندِ منطقی دارد. مهمترین میراثٍ ماکیاولی، به نظرِ من، مفهومِ "هدف وسیله را توجیه می کند" است که معمولا هر وقت کاری غیراخلاقی است یا پشتوانه منطقی محکمی ندارد برایِ توجیه و بویژه برایِ اقناعِ افکارِ عمومی از آن استفاده می شود (فکر می کنم تو خودت هم در توجیه عملِ حککا به این مفهوم اشاره کرده ای). مثالی از این دستِ استفاده بوش و بلر از بهانه وجودِ سلاحهایِ کشتارِ جمعی در عراق برایِ حمله به عراق، که هیچ جانِ آگاهی آن را باور نکرد و تا به امروز هم چنین سلاحی پیدا نشده است. به هر حال با توجه به موردهایِ بالا فکر می کنم پرسشِ من همچنان بی پاسخ مانده است.
تجدد ۷ ( دی ماه ۱۳۸۳) به سردبيری دادامن منتشر شد ..
ترانه جان
بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام ميدهد
بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام ميدهد
شبح جان باهات صد در صد موافقم ولی انتقاد هم باید با دوستی همراه باشد وگرنه موجب کدورت میشود. من همین امروز ایمیلی از دوستی دریافت کردم که به بند بند متن ایرادهایی وارد کرده بود - بیشتر و اضافه بر همه اینها که اینجا گفته شد و اظهار امیدواری که مبادا به دل گرفته باشم. در پاسخ گفتم وقتی از هر کلامت دنیائی خیرخواهی و دوستی میباره چرا باید به دل گرفته باشم؟ نوشتم که برام موجب افتخاره که دوستی مثل اون در کنار داشته باشم. فکر نمیکنم هیچ کدوم از ما پنج نفر، که اتفاقا" با هم خیلی هم زیبا کار کردیم، افراد خودمحوری باشیم و از شنیدن انتقاد سازنده فراری، ولی انتقاد کردن خود نیز هنریست و هر کسی ندارد (من جمله خودم). بفرما، بنشین و بتمرگ هر سه یک معنا دارد. به هر حال امید است که حرکتهای آینده بی نقص تر باشند.
هالهي نازنين!(144)
ارنستو چه گوارا گرامی! تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجــــــــــــــــــــــــــــــــــه:
بیژن خان شما که نه فرصتطلب هستید و نه بی سوات!! چرا پا پیش نمی گذارید؟
شبح گرامي:به شما اطمينان ميدهم كه تاب و تحمل هر انتقادي را دارم.....ولي وقتي منتصب به طيفي ميشوم كه هرگز شعارهايش را باور نكردم....هرگز در انتخاباتش شركت نجستم ،قبول كنيد كه رنجيده خاطر ميشوم.البته اين اتهام از سوي افرادي غير از شما مطرح شده است. فقط ميخواهم واقعيات ديده شوند واز رؤياي انفجار توده ها بيدار شويم.همين.
شمارهی ۱۴۱ من یک معذرت به تو بدهکار شدم:)
بيژن عزيز مثل اينکه اشتباه گرفتي - پيشنهاد من جايگزيني جمله زير با جمله مذکور است: 1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند. توصيه ميکنم اول متن کامنت را دقيق بخواني بعدش اظهار فضل کني! در کامنت شماره 141 اول متن نوشته شده در بيانيه را نوشتم و سپس اعتراضاتي که به آن دارم و در انتها متن پيشنهادي آورده شده است. در مورد 4 چون کل موضوع را قبول ندارم تقاضاي حذف آنرا کرده ام. ----- 4-قابل اصلاح نبود. تا اينجا که معلوم شده سواد طيف فکري شما مشکل دارد. از اين به بعد را نميدانم.
شماره ۱۴۱ و شرکا! بدبخت ملت ما که چهارتا آدم فرصتطلب بیسواد برای اسم در کردن شدهاند پیشقراول آزادیشان.
دوستان متأسفانه حرفهای نسبتا" تلخ و نازیبائی دیروز اینجا رد و بدل شد که واقعا" لزومی نداشت. امیدوارم که هر یک از ما اولویت رو به یاد داشته باشیم که همانا تلاشمان برای آزادی است. من به سهم خودم اگر حرفی زدم که موجب رنجش دوستی شد معذرت میخوام.
ممنون ارنستو جان. دفعه دیگه هم در مورد نوشتن متن پیش از ترجمه و هم خود ترجمه با تو و شبح مشورت خواهیم کرد به شرطی که به طور اکتیو همراهی کنید نه اینکه فقط بگید این باید ویرایش بشه ولی پیشقدم نشید برایش. حالا یادم نیست کی ولی امیر متن رو هفته ها قبل به ایمیل کانون فرستاد اگر اشتباه نکنم و هیچکس هیچ نگفت (یا مثل شبح که یک کلمه گفت این باید ویرایش بشه. همین.). در مواردی مثل 'پروسه' و اصولا" ترجمه - گفتم که من خوب بلد نیستم به فارسی سلیس ترجمه کنم و اینکار رو فقط به خاطر هیاهوی دیشب کردم. متن رو برای دوستی فرستاده بودم که اون هم به علت گرفتاری میلش رو چک نکرده بود - امروز او هم ترجمه ای آلترناتیو برام فرستاده که احتمالا" جایگزین این فعلی خواهد شد. متأسفانه من برای فارسی ترجمه کردن باید یک دستم دیکشنری باشه حال اونکه برای ترجمه به انگلیسی این مشکل رو ندارم.
آقای ارنستو
Lawrence گرامی!(135و136)
متن ترجمه شده که جايگرين متن فارسي شد بسيار بهتر از متن اولي است ، ولي مواردي را که بنظرم ميرسد به اطلاع دوستان ميرسانم ( باز هم ميگويم که اين انتقادات در همان طيف فکري نويسنده متن انجام ميگيرد و من انتقادات اصلي خودم را هنوز عنوان نکرده ام ولي در صورت تصحيح موارد فوق و با توجه به ضرورت حيات دموکراتيک يک جامعه ،من هم متن را امضا خواهم کرد): 1-ساختار دمکراتيک هر کشوري متشکل از مجلس و نمايندگاني است که توسط ملت و در محيطي آزاد انتخاب شده باشند. دولتهائي منتخب اينچنين قادرند قوانيني مشروع و مطابق با قوائد بين المللي وضع کرده و تصميمات سياسي بگيرند. الف) ذکرهم مجلس و هم نمايندگان ضروري نيست 1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند. 2-اين وضعيت در کشورهاي در حال توسعه و بخصوص خاورميانه مشهود ميباشد. 3- در طي تاريخ ايرانيان از چنين اوضاعي رنج برده اند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دمکراسي را خلق کرده اند. به جاي انتخابات آزاد، شوراي نگهبان، که خود مؤثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد، پروسه نمايندگان منتخب از قبل را اجرا کرد. اين يک پروسه کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است. الف) ذکر اينکه در طي تاريخ ايرانيان .... اولآ که طي تاريخ نيست و طول تاريخ است ، ثانيآ با ذکر اين جمله حمايت طيف هاي نزذيک به سلطنت را از دست ميدهيدو ثالثآ مگر خوذ اروپايي ها در طول تاريخ حکومتهاي دموکراتيک داشته اند – اگر دموکراسي را به مفهوم مدرن آن هم در نظر بگيريد بيش از يک قرن هم قدمت ندارد. 3- رنجي که ايرانيان در طول تاريخ از چنين اوضاعي برده اند موجب شده که همواره براي تغيير اين اوضاع مبارزه کنند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دموکراسي را براي جهانيان بوجود آورده اند. شوراي نگهبان، که خود متآثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد با اعمال نفوذ در روند انتخاب و گزينش ، نمايندگان خود را به عنوان نمايندگان مردم به جهانيان معرفي نمود . اين يک روند کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است. 4-قابل اصلاح نبود. 5- کمک کنيد تا فرياد شصت ميليون ايراني براي دمکراسي، آزادي فردي ..... الف) شما به چه مجوزي از طرف 60 ميليون ايراني حرف ميزنيد
امير عزيز!(116)
لطفا مطلب جديد مرا تحت عنوان آقای منتظری لطفا فرضيه ولايت فقيه خود را ژس بگيريد بخوانيد و در صورت امکان نظر خودتان را هم برايم بنويسيد.
وای خدا من با اين نانا خيلی حال ميکنم. با اينکه لحن تند و تيزی داره اما خيلی خوب بلده جواب نادان را بده .مرسی نانا جون چاکرتم
راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
عجيبه من دو تا کامنت گذاشته بودم الان نيست!! آقای صاحب وبلاگ سانسور مخالف خيلی کار زشتيه!
به ارنستو چگوارا ۱۲۲: تو و دار و دسته اراذل و اوباش کمونیست اگه از کاپیتالیسم بدتون میاد غلط زیادی می کنید میاد غرب، خوب برید کوبا یا چین!!
خسن اقا ۱۲۱
ارنستوی عزيز
خُسن آقا جان! خسته و وارفته ام تنها بدان که در می يابمت با هرآن چه که همراه ايم و يا (...) نيستيم!!. من هنوز به "نوشته" شما برخوردی نکرده ام. دوست هم ندارم برخوردی داشته باشم، راستش برايم مهم نبود، چه باور کنی و چه نکنی. دوستان هستند و برخورد می کنند و گاه هم چون اِرنی گرامی ديدگاهی کم و بيش يک سان (در اين باره) داريم و اين بسنده می کند. هدايت در جستاری در باره خيام می نويسد که حافظ "انسانش" آرزو بود؛
ارنستوی عزیز به جای اینکه اینهمه دست روی گوشهات بگذاری و حرف خودت رو فریاد بکشی حرفهای دیگران رو هم بشنو. تو شماره ۷۷ گفتم که متن انگلیسی خیلی بعد تر از متن فارسی تهیه و به کلی ویرایش شده است. تو شماره ۱۰۷ هم ترجمه دقیق متن رو گذاشتم. باز دو ساعت نشستی متنی رو که دقیقا" گفتم مطابق با اصل نیست نقد میکنی؟ اونچه که برای پارلمان اروپا فرستاده میشه متنی است که در شماره ۱۰۷ میبینی! الو؟ الو؟ کسی هست اون جا؟ متن شماره ۱۰۷ (گرچه تو هر چه رو که اینجور از هم بپاشونی میتونی از توش صدها ایراد در بیاری - اگر اونم مطابق میل شما نوشته شده بود باز کس دیگری پیدا میشد که مخالفت کنه که مخالفت کرده باشه). اگر میشد که همه حرکتها مو به مو مطابق میل همگان (راست و چپ و شمال و جنوب) باشد تا حال بساط این حکومت برچیده شده بود. این امکانش نیست ولی آدمی فکرش رو به کار میندازه و میبینه خوب فلان بیانیه فلان درصدش در جهتی هست که میتوان بهش برچسب آزادی خواهی زد پس میشه ازش حمایت کرد. انقدر کور دل و سیاه و سفید نباش دوست عزیز. خیلی ها تا حال ده ها جور بیانیه از گروههای چپی و راستی و همه جوره امضا کرده اند که با جزء جزء اش موافق نبوده اند ولی به حکم منطق و شعور دریافته اند که مسیر یکیست. دوستان دیگر: متأسفانه وقتی که ازتون نظر خواسته میشه حوصله همکاری ندارید ولی برای انتقاد کردن همگی حی و حاضر. روزها میگذاره کسی چیزی نمیگه ولی یک دیروز که چهار نفر کاری کردند ملت همه کار و زندگیشون رو خوابوندند تا از کار اونا انتقاد کنن. من شخصا" هیچکدوم از کارهایی که تا حال کردم و خواهم کرد برای خوش آمد چند نفر نکردم که حال احساس دلزدگی کنم. نه شعارهای کتابی به خورد ملت میدم و نه استناد دائم به حرفهای این و آن رئیس حزب و انقلابی معروف میکنم (من آنم که رستم بود پهلوان؟). کار خودم رو میکنم در حد توانم. به قول حسن آقا گر تو بهتر میزنی بستان بزن (ببخشید، در مثل مناقشه نیست) ... اگرم نه که بنشین ساز مخالف خودت رو کوک کن برای سری بعدی که بی هیچ چشمداشتی از وقتشون و خودشون مایه میگذارند. در دنیای کوچک خود شاد باشید.
خدمت رفيق ارنستوی چه گوارا که با کلاهی بره از مخمل قرمز و ابروانی در هم کشيده طومار بالا بلندی در رد پتيشنی نوشته ۱ - خوب نوشتن آزاد که نوشتن مگه دروغ گفتن خوب کشور سرمايه داری پيشرفته آزادن ديگه !!!!!!! خوب دوست داشتی چی بنويسن بنويسن کشورهای کثيف سرمايه داری که من و چندتا چپ و چوس ديگه شما را آزاد نميدانيم و برايتان حقانيتی قائل نيستيم هان اينو بنويسن تا تو راضی بشی ؟ ۲ - بچه هاشما غلط کردید که تاکید کردید که پارلمان دموکراتیک مگه نمیفهمید که دموکراسی و دموکراتیک واژه های چندش اوری هستند که برای گول زدن طبقه کارگر !!!! بکار میروند .
ارنستو اگه نفهم بودی دلم نمی سوخت
یه روزی یه چوپانی نشسته بود توی صحرا و برای گله بره هاش نی می نواخت، یک مرتبه از کونش بادی (*گوزی) خارج شد. نی را گرفت به طرف کونش و گفت "گر تو بهتر می زنی بستان بزند" * این گوز را کذاشتم توی پرانتز تا یک مرتبه کنجکاو عزیز نیاید بگوید چرا صریح نمی نویسی.
دوستان عزيز در اينجا اشارات مختلفی به رابطه سياست و به ويژه نظام سرمايه داری با فجايع طبيعی مانند زلزله کردند که قابل بحث و توجه بود ، عده ای به رابطه مستقيم شدت فاجعه با سيستم اقتصادی . اجتمائی جامعه کردند و کسانی از جمله نانای عزيز اشاره به ربط دادن « گوز به شقيقه » .[ و به عبارت ديگر استفاده سياسی از هر پديد ه ای منجمله زلزله برای اثبات مطلق تمامی مفاهيم سياسی کردند. .من شخصا معتقدم که رگه هايی از حقيقت در بحث های همه دوستان وجود دارد . برای نمونه ۱. در فاجعه زلزله طبس ( چند ماهی قبل از انقلاب اسلامی ! )روشنفکران و مخالفان رژبم بدروغ سعی کردند که با اتهامات کاملا کاذب « چال کردن تفاله های اتمی آمريکا توسط شاه خائن و نوکر امپرياليسم در منطقه» بعنوان علت اصلی فاجعه !!؟؟؟؟، بنزينی بر آتش خشم مردم بريزند. [ و يا در حادثه غرق شدن صمد بهرنگی و اتهام به ماموران رژيم شاهنشاهی، همين نوع نيرنگ و عوامفريبی جهت تبليغات سياسی، بمدت ۳۰ استفاده شد. و احتمالا اگه فروغ فرخزاد کمی سياسی تر بود ، از او هم « شهيدی» ساخته ميشد !.] ۲. در عين حال فرمايش دوستانی که به مشکلات و کمبود های جوامع عقب افتاده کاپيتاليستی به هنگام وقوع مثلا زمين لرزه طبيعتا قابل انکار نيست
اِن الله علیه الراجعون!! (گمان کنم درستش اين باشد)
اِن الله علی الراجعون!!
رفيق!! ارنستوی چپ اکنون عازم دکتر هستم
اگه اينو ننويسم دق ميکنم من با کسی نيستم و دارم با خودم اينجا نق نق ميکنم . بيچاره بدبخت پارلمان اروپا و کشورهای اروپائی که يه مشت گری گوری اره و اوره و شمسی کوره رو از کشورهای ديکتاتور زده خودشون پناه دادن خانه دادن کار دادن تحصيلات دادن با اينکه همشون بين خودمون بمونه غربتی هستند شهر وندشون کردن و داخل ادمشون حساب کردن !!!!!!
در انتها تآکید میکنم اين متن و امضا هاي آنرا دستاويزي براي چانه زني بيشتر اروپايي ها و گرفتن امتياز بيشتر از حکومت ايران ميدانم- مگر اينکه شما فکر کنيد اگر امتياز بيشتري از طرف ج.ا. به اروپايي ها داده شود به نفع مردم ايران است.
می دونید توی این همه بحث امشب من فقط یکی دو جمله یاد گرفتم که آن هم از کنجکاو بود آنهم اینهاست:
اسد عزيز(۱۱۲)،فکر ميکنم اشتباه رسوندم منظورم رو، چون نوشته بودی چرا اين نامه به پارلمان اروپا فرستاده ميشه و نه مثلا جای ديگه، ولی قرار نيست که مخاطب نامه آنگليکا بير باشه، البته امير (۱۱۶)توضيح بهتری نوشته که ديگه احتياجی نيست من بيشتر بگم
ببخشيد فعل سطر ماقبل آخر اصلاح ميشود:
خوب ارنستو جان ٫ اما حالا چرا با اشاره و کنایه ؟!
ترانه جان در مورد برداشت های متفاوت من و هاله هم از يک جمله هم که همين استدلال خودت پاسخ اش رو ميده ٫ یعنی هر کسی نظر خودش رو داره و همون رو هم بیان می کنه و توضيح ام را در مورد تند بودن آن در بالا دادم . مسئله به هيچ عنوان عدم تحمل نظر مخالف نيست ٫ و خودت ديدی که در همين بحث شبح هم انتقاداتی کرد و نه تنها من ٫ بلکه دوستان ديگر هم انتقادات او را پذيرفتيم و آمادگی خود را برای رفع ايرادات اعلام کرديم . ضمنا نکته ای که در کامنت قبلی يادم رفت به آن اشاره کنم و در واقع با کمال بی ميلی هم اين کار رو می کنم چون جزو اون مباحثی است که دوست ندارم اصلا واردش بشم ٫ اما چون تو در یک جای عمومی مطرح کردی و در آخرش هم نوشتی : ؛ بی انصاف نباش ؛ ٫ خودمو مجبور به پاسخگوئی می دونم .
با سلام خدمت شبح گرامي و ساير دوستان معترض:
اسد جان ترجمه متن رو همین پائین گذاشتم. درخواست ها مشخصند.
اسد جان نامه خطاب به خانم بیر نیست، خطاب به پارلمان اروپا است و کپی اش برای انجمن دوستی ایران یا هر چیز دیگه که اسمش هست فرستاده میشه (که خانم بیر رئیسش باشه)
چرا ترانه جان، منم حرفت رو توجه کردم ولی چون دوستت دارم گله نکردم. :)
هاله جان،
نسرين جان
نسرين گل۱۰۶
عاليجناب کنجکاو در مطلبی برای سياوش نوشته ارزان نبايد بار هم کنيم !!!!!
سپس خطاب به لعبت والا چنین نوشته :
متوجه شدی برای اولین بار با تمام آنچه که خودت را می خوانی صدايت کردم ؟
تاکید می کنم من بحرف و نوشته خیلی ها اهمیت نمی دهم يادت باشد تو برای من انقدر همدم بودی که وقتی حادثه ای برایم پیش آمد تنها برای تو بازگو کردم. بی انصاف نباش لزومی ندارد که بگویم کجای زنده گیم و بقیمت از دست دادن چه انسان باشکوهی که همه عشق زنده گیم بود این کار را نکردم. هاله مهربان ! در شش پیام پنج مورد گزافه و چرت و پرت گوئی در عرض یک ساعت!!!!
ارنستو جان
اعضای محترم پارلمان اروپا، ساختار دمکراتیک هر کشوری متشکل از مجلس و نمایندگانی است که توسط ملت و در محیطی آزاد انتخاب شده باشند. دولتهائی منتخب اینچنین قادرند قوانینی مشروع و مطابق با قوائد بین المللی وضع کرده و تصمیمات سیاسی بگیرند. متأسفانه برخی از این دول تنها تظاهر به دمکرات بودن دارند و در عمل دولتهایی توتالیتر و دیکتاتور منش میباشند. اینان نمایندگان واقعی ملت هایشان نبوده و با سوء استفاده از قوای مقننه پیشبرد مقاصد خویش را دنبال میکنند. این وضعیت در کشورهای در حال توسعه و بخصوص خاورمیانه مشهود میباشد. در طی تاریخ ایرانیان از چنین اوضاعی رنج برده اند. بعنوان مثال انتخابات فوریه ۲۰۰۴ نشان میدهد که مقامات حکومتی تنها توهم یک دمکراسی را خلق کرده اند. به جای انتخابات آزاد، شورای نگهبان، که خود مؤثر از گروههای سخت گیر مذهبی حاکم میباشد، پروسه نمایندگان منتخب از قبل را اجرا کرد. این یک پروسه کاملا" غیر دمکراتیک برای بقای موجودیت حکومتی مذهبی و مردود شده توسط اکثریت مردم ایران است. مردم ایران دیر زمانی است زیر فشار اختناق رژیم حاکم بوده و حال در نهایت نا امیدی به دنبال حمایت جهانی هستند. آنان هیچ وسیله نقلیه و مکانیزمی برای ایجاد تغییر در داخل ایران ندارند. خسته از این جستجوی بی ثمر، مردم ایران تحت سلطه سیستمی هستند که تقریبا" تمامی آزادی های فردی و اجتماعی آنان را ربوده است. علی رغم ماهیت دیکتاتوری سردمداران مذهبی در ایران، به نظر می آید که دول دیگر دنیا با مستحکم تر کردن روابط اقتصادی خود با این حکومت، آنرا به عنوان یک مجمع سیاسی معتبر شناخته اند. ما از شما نمایندگان پارلمان اروپا درخواست میکنیم تا از روح آزادی و دمکراسی در ایران حمایت کرده و در مقابل حکومت غیر دمکراتیک جمهوری اسلامی موضعی شفاف اتخاذ کنید. آنان لیاقت حقانیت و شناختی جهانی را ندارند. کمک کنید تا فریاد شصت میلیون ایرانی برای دمکراسی، آزادی فردی و پایانی بر بیداد مذهبی شنیده بشود.
ترانه جان (۹۱) در مورد برخورد شخصی هم که باز هم من در همونجا جواب دادم ٫ و حقیقتا من این گفتگوها رو به هیچ عنوان در تضاد با روابط دوستانه ای که ممکنه هر یک از ما با وجود اختلاف عقیده با هم داشته باشیم ٫ نمی دونم . مطمئن باش که دوستی تو برای منهم خیلی با ارزشه و امیدوارم که این بحث خدشه ای در اون وارد نکنه ! به هر حال امیدوارم که تو هم نظرات من رو در همین حد دفاع از حرکتی که در کل درست میدونمش و خودم هم سهمی در انجامش داشتم ارزیابی کنی ٫ و نه بیشتر !
سياوش گرامی! (90) باری! من هر چه گشتم اين "راست" بی گناه را که تو می گويی نيافتم، زمانی که تو چپ!!؟ را "خيانت کار" می نامی. اين را هم بگويم که تو را به چيزی متهم نکردم. خواستم بگويم ارزان نبايد بار هم کنيم. همين.
ندا جان با تو نبودم دختر جان. با بقیه بودم. :)) الان دارم متن رو ترجمه میکنم ولی برام خیلی دشواره و خیلی جاهاش ترجمه لغت به لغت در اومده. به هر حال تا جائیکه مقدوره دارم مطابق اصل ترجمه میکنم که هر کس خواست خودش هم میتونه چک کنه.
هاله جون من بعد از اينکه نظر دادم توضيح تو رو خوندم.
ارنستو چه گوارا عزیز98! بهت گفته بودم گاهی وقتها مثل ترمز دستی می مونی در سرازيری ها. يادت می آد؟؟
ببخشید لحن تند شد. دیگه بحث نمیکنم.
کنجکاو خوب و عزيز!
ملت، شماها کجای این رو متوجه نمیشید؟ "برای مثال" بابا جان ... برای مثال مجلس هفتم! گفتیم هیچ چیز این مملکت مثل آدمیزاد نیست ... برای مثال! مجلس هفتم. ممکن بود بگیم برای مثال اعدام عاطفه، یا برای مثال هر کوفت دیگه. دارید یعنی چون اسم انتخابات اخیر توی این متن اومده یعنی فقط به اون تکیه شده؟ ازش به عنوان مثال استفاده شده! واقعا" من دیگه حرف نمیزنم چون شماها مثل اینکه به عمد میخواهید سوء برداشت کنید! واقعا" بحثی شد فرسایشی برای من یکی. دسته جمعی شدید حکایت اونکه میگه این انقدر درخت داره که نمیذاره آدم جنگل ببینه. اصل کار رو ول کردید که اینها چوب کردن تو ماتحت ملت سر یک جمله دارید اینجا دو ساعت بحث میکنید. اصلا" فرضا" که این پتیشن در لفافه داره حمایت از حکومت میکنه! اگر متن بهتر مینویسید بنویسید - اینم امضا نکنید. از این ساده تر؟
با کمي تصحيح:
ترانه نازنين!
خُسن آقاعزیز 89 !
خُسن آقا جان! (89)
ترانه عزيز به پاس دوستی ات با نسرين بحث ميکنی و کار خوبی ميکنی که هيچ چیز با ارزش تر از آن نيست ولی: متن مذکور(آزادی برای ایران) مخاطب خودش را دارد - چه در ايران و چه در اروپا - جملاتی که در متن استفاده شده بطور کاملآ مشخص و مبرهن از طرف يک طيف سياسی خاص استفاده ميشود و بازگو کردن و بسط بار معنايی هر کلمه در اين بين ضروری نيست.
به نظر من هم اگر تاکيد روی جريان مجلس هفتم نباشه خيلی بهتره چون درسته که خيلی با پررويی بود به قول خودشون فتح مجلس و ما بايد اين مسئله رو هم عنوان کنيم اما خيلی چيزهای ديگه هم هست که بهتره اين يکی اون ها رو تحت الشعاع قرار نده و اين شبهه رو ايجاد نکنه که مشکل ما فقط مجلس هست.
در مورد متن هم حق با شبح است من همان اول هم نوشتم که این جمله مجلس هفتم شائبه ایجاد می کند و به نفع اسهال طلبها تلقی می شود
نسرين جان ۸۵
كنجكاو عزيز(76)، اين كه بحث موضوع خيانتهاي احزاب چب يك بحث بيهوده ميباشد، به گمان من كاملن در اشتباهيد. اين نه يك موضوعيست كه براي طاقچه و احيانن تاريخنگاري و نامهنگاري بايد در نظر گرفته شود، بلكه براي عبرت و روشن نمودن راه آينده است كه به كار خواهد آمد. متاسفانه شمايد كه بايد نگاه كنيد به آنچه كه تفكر خود مينمايد. اگر ايرادي بر سوسياليسم و اردوگاه آن گرفته ميشود، اول اين كه نبايد آن را به موازات دفاع از جنگافروزي و گسترش فقر و حراج منابع ملي كشورهاي تحت ستم و غيرو نوشت و دوم اين كه مهر تاچري به او الحاق كرد. بعد اين كه دوست من، نگاه من به آرمانهاي آزاديخواه و دمكراسي طلب و حقوق اوليه جهاني بشر، هيچكدام همخواني بنا به گفته شما، با "پيمان های سود آور حکومت اسلام با اروپای ليبرال/دمکرات و روسيه پوتين و گفتگو های دل برانه با آمريکای کلينتن" ندارد. من و شما بايد يك نكته را قبول كنيم، و آن اين است كه تمدن غربي امروز، دستآوردهاي مهمي براي بشريت به ارمغان آورده. 1. تكنولوژي 2. دمكراسي 3. حقوق شهروندي 4. رفاه و آسايش 5 و غيرو، حال اگر با سياستهاي بوش، كلينتون، تاچر و غيرو مخالفيم، نميتواند شك و شبههاي بر اين دستآوردها باشد.
من نمی فهمم این چه استدلالی است که عده ای مثل ترانه دارند و اگر به اینها (اروپایی ها) نامه نوشتیم یعنی که نمی خواهیم رژیم را سرنگون کنیم.
شبح جان !
شبح جان (۸۰)
کنجکاو خوب و عزيز!
ترانه عزيز (۷۸)
هاله جان!(75)
هالهی عزيز!
ترانه گرامی!
A recent example would be the manipulated elections in February 2004.
نسرين جان!
ببخشید اشاره به انتخابات هفتم داره ولی تنها به عنوان مثال - نوشته شده انتخابات اخیر ....
شبح جان و دوستان دیگر ... لطفا" متن فارسی رو نادیده بگیرید تا متن جدید تهیه بشه. اگر به انگلیسی آشنا باشید خواهید دید که متن انگلیسی هیچکدوم از این اشکالاتی که دارید به خاطرش استخوان خرد میکنید ندارد و کاملا" هم پخته و با محتوا نوشته شده (اگر تعریف از خود نباشد). شبح جان فکر نمیکنم نیاز باشه که هر نوشتاری رو از نظر کمیته بگذرونیم. ما پنج نفر آدم تصمیم به کاری گرفتیم، یا حمایت میکنید یا نمیکنید. والسلام.
تير در تاريکی گاهی می تواند به جايی به خورد. اما اگر اين تير را به سوی من نشانه گرفته بودی، بگويم که سد و هشتاد درجه بايد می چرخيدی، آن گاه شايد به من هم می خورد و يا از چند ميلی متری من رد می شد. می دانم تو هم کم کم به تاريخ "شبح" خوان ها پيوسته ايی، اما اگر کمی زودتر به اين جا می آمدی، بارها کتک کاری من را با گروه نام برده در همين جا می خواندی .می گی نه! برو از "رامش" (56 ) بپرس. نگاه بکن! سال هاست که سوسياليسم اردوگاهی مرده و گفتگو در اين باره اگر برای تاريخ نگاری نباشد، کار بی هوده ايی است. مردم ايران خود از قربانيان بزرگ جنگ سرد بوده اند، چون در هم سايگی يکی از همان نيروها بوده اند . داستان های قديمی چون آب های گرم خليج فارس و توشه بزرگ نفتی و جای گاه استراتژيک ايران و... هم نياز به بازگويی ندارد. همين نمونه ايی را که تو آورده ايی بازتاب کوچکی از آن جنگ سرد می باشد، به دين سان که کارکرد خود همين (سازمان) ها هم که خود کوشندگان "اکتور" اردوگاه بوده اند را به نمايش می گذارد. آن ها به آسودگی سود و هوده مردمی را زير پای دشمنان شان(خمينی و دارو دسته)، برای سود اردوگاه شان انداختند، مانده داستان را هم تو می دانی و هم من.
شبح جان، در متن انگلیسی (یعنی طومار که برای آنها فرستاده میشود) هیچ اشاره ای به پارلمان هفتم ندارد. اینو توی مطلبم هم توضیح داده بودم که متن انگلیسی بعدا" ویرایش شده و مطابق متن فارسی نیست. از دوستی خواسته ام که متن انگلیسی رو به فارسی سلیس ترجمه بکنه که اگر ازش خبری نشد خودم این کار رو میکنم. متن فارسی دچار اشکالاتی هست که متن اصلی (انگلیسی) نیست.
شبح جان
ترانه عزيز (۵۷) ؛ آیا شایسته است خاک به چشم این معترضین بپاشیم و بجای در کنار این صدای معترض برای پارلمان اروپا نامه بنویسیم؟؛ من دلم می خواد بدونم تو نامه نوشتن به چه ارگانی رو خاک پاشيدن به چشم اين ملت نمی دونی ! من این کار تورو خاک پاشیدن به چشم عده ای که کاری را که از دستشون بر میومده انجام دادن می بینم .
هالهی نازنين!
http://www.sharghnewspaper.com/831007/html/sport0.htm
http://www.sharghnewspaper.com/831007/html/sport0.htm
هاله جان! پارلمان اروپا خيلی مايل است هم در انظار جهانی ظاهرن چهره بشر دوستانه داشته باشد و هم بتواند به روابط اقتصادی خود با ْدولت ها ْ به توافق برسد. چهره ظاهرن بشر دوستانه را نمی تواند بنمايش بگذارد وقتی دولت ها و حاکمانِ نظير رژيم ايران نقص حقوق بشر را تاحد توحش دوران بربريت پيش مي برند. روابط اقتصادی هم بدلیل بافت این نوع حاکمیت بستر مناسبی برای سرمايه گذاری خارجی ایجاد نمی کند. بخشی از حاکمیت ایران هم به این موضوع واقف هستند که ساختارهای حکومتی باید تغییر داده شود. جدال جناح های حکومتی بیشتر برای ثبات این رژیم است اما این جدال در درون به ضعف بیشتر می کشد. بخشی از این جناح حرفش با عملش یکی نیست چون نه می خواهد پشتیبانی حزب الله را از دست بدهد نه نفوذ و اعتبار خود را در حاکمیت .حال اگر پارلمان اروپا پا در میانی کند و شرایط مناسبتری از این حکومت با بهانه خواست اعتراضی مردم(این جاست که اين اعتراض مورد معامله قرار می گيرد چرا که خواست اعتراض هدف نهایی پارلمان نیست ) پيشنهاد و مطالبه کند کليت حاکميت مجبور به عقب نشينی تا خواست جناح راست ( رفسنجانی ) می شود و ظاهرن هم دزد راضی و هم بز راضی.(مطمئن نیستم ضرب المثل درست باشه)
دوستان عزيز!
كنجكاو عزيز، اونهايي كه نام برديد، همهگي جزو نيو كنسرواتيوها(New Conservative يعني محافظهكاران جديد) و نيو ليبرالها(New Liberal) هستند و بودنند. قهرمانان من جزو همآن ورژن قديمياند. باور كن اينقدر حرف در اين ذهن كوچك من در گردشه كه نميدونم از كدامين صحبت كنم. يادم ميآد يكسال از انقلاب گذشته بود كه روي يك ديواري در شهرم آبادان با خط درشت، كه از 100 متر دورتر هم قابل خواندن بود، نوشته بودنند"ياسداران را به سلاح سنگين مسلح كنيم. سچفخا" من اون روز معني اين شعار را نميدونستم و به هم چنين معني سچفخا را. بعدن فهميدم كه سچفخا يعني"سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران".
ترانه جان، اینکه پارلمان اروپا نتونه یا نخواد کمکی به حال ما ملت بدبخت بکنه رو میفهمم ولی بهره برداری از اعتراض ما؟ چه جور بهره برداری فکر میکنی بکنن؟
ترانه جان اول مرسی از حرفهای خوبت. میدونی که منم خیلی خیلی مخلصتم. ببین عزیزم حرفت رو قبول میداشتم اگر ما فقط و فقط به امید اینان بودیم، ولی نیستیم. اگه فکرشو بکنی میشه با یک قاشق هم طی سالها یک چاله خیلی گنده حفر کرد. میشه هم با بکار گرفتن ابزار و افراد بیشتر کار رو سریعتر انجام داد. کمک و داد خواستن از پارلمان اروپا و خره و سگه و سوسکه هر کدوم ابزاریه که به اتفاق اونا به هدف ممکنه نزدیکتر بشیم. تازه اونم ممکنه ... من شخصا" به خاطر همون امکانش بازم هر دری رو میزنم (البته تا جائی که حقانیتم کاملا" محفوظ بمونه و در ازاء اش نخوام از حقوقم مایه بگذارم).
هاله مهربان !
ما سالهاست داریم از هزار راه همصدائی میکنیم ترانه جان.
ترانه جان این کار بنا نیست جای صدای یک پارچه ما را بگیرد. این بناست بخشی از صدای یک پارچه ما باشد. عزیز دل، مسلما" حقت میدونم که امضا نکنی ولی انتقادت رو بهش اصلا" نفهمیدم. اینجور که من میبینم متن طومار خواستار به رسمیت نشناختن حکومت توسط ممالک دیگه است. این رو مغایر با همه اینها که نوشتی ندیدم. نه تنها حق داری امضا نکنی بلکه حق هم داری دلیلی ارائه ندهی. :)
ضمنن هاله عزيزم من اعتراضی به کار شما نکردم. فقط توضيح دادم چرا اين اعتراض را امضا نمی کنم. می دانم که اين را حق من می دانی!
هاله عزيزم! نوشتم که اين اعتراض در جای خود بد نيست و می دانم شما هم از پارلمان اروپا چه خواسته ايد. اما اين را هم نوشتم که خواسته آنها چه است و اين اعتراضات می تواند مورد سو استفاده قرار بگيرد. هاله مهربان متاسفانه گاهی وقتها ساده بينی مسائل، بيشتر مشکل درست می کنه. واقعن فکر می کنی پارلمان اروپا قادر است حکومت را عوض کند يا صدای فرياد يک پارچه خود ما؟
ترانه جان نه تنها متعجب بلکه متحیرم از اعتراضت.
ترانه جان هیچ متوجه نشدم. کجای اینکه نوشته : We ask you to take a clear stand against the undemocratic parliament of the Islamic Republic of Iran. They deserve neither legitimacy nor world recognition. با اینکه تو میگوئی مغایرت داشته؟ خیلی گیج شدم. ما خواسته ایم که پارلمان اروپا حکومت ایران رو به رسمیت نشناسه. اگرم من خنگولم که پس به زبون خنگولا بگم که بفهمم.
نسرین عزیز46
شخص مسخره ای که اسم خودت رو شبح گذاشتی تو برای ما دم از ادب و تربيت می زنی؟ زکی!!
نانا
نانا
جوان تحصيل کرده از انجا که به آزادی شديدا معتقدم ولی فراموش نکن که تو اگر يکی از ميليونها
نانا ۴۳!
خوب فريد نه کارگر نااگاه و رهبريت مشتی روشنفکر خورده بورژوا !!!!!!! متوجه اختلاف شدی پس تا آن زمان برای من مبارزه ای جز برای آزادی و عدالت اجتماعی در درون سيستم سرمايه معنائی نداره و اين آزادی و عدالت اجتماعی برای تمامی شهر وندان جوامع بشری است
خيلی خالی بندی نانای احمق. فکر نکن اگه به روت نميارن، به اين معنی است که نمی فهمن.
ببین نانا !
فريد ببين تو که از راه دور اون جوش و خروش کارگران کره ای رو اعتراضی سوسياليستی ميدونی ميشه به من بگی به من نگو که سوسیالیزم ما با مال انها فرق داره که بهت میخندم میدونی چرا ؟
نانای ناعزيز! یک کلمه با کارگران کشتی سازی صحبت کردی ؟
شبح جان
جوان سوسياليست در سفری به کره جنوبی در هتلی که نزديک دوست من اين کاروان بشری با شتاب و سرعت سرسام آوری به جلو ميرود حتی ميبينی که در کشوری چون ايران که مشتی مرده از گور برخاسته تلاش به بازگرداندن ما به هزار و چهار صد سال پيش دارند نميتوانند خود را از تاثيرات اين شتاب و سرعت کنار بکشند !!!
نانا
پس اين ديده چی شد ؟ خوب مثل اينکه نميخوای جواب بدی اگه اينطوره بذار من جواب تو رو بدم !!!!! نوشته ای توضیحی برای من نداری بسیار خوب من این را به حساب تواضع تو نمیذارم خوب بعد از تمام این حرفها بذار برم سر سرمایه داری در زبان شیرین انگلیسی ضرب المثلی است که میگوید :
تجدد ۷ ( دی ماه ۱۳۸۳) به سردبيری دادامن منتشر شد ....
ديده چه جالب که من سبب شدم انسان بی حوصله و بی علاقه به سياست را ناگهان از پشت خط هجده غور و خلسه به وسط ميدان بکشم . خوب اين سرمايه داری حقه باز ناجنس که برای سو استفاده و استثمار و استعمار !!!!!!
ببخشید
به نانا اول سلام به همه کسانی که یا واقعا از این بازی اینترنتی منظور و هدف مشخصی دارند ویا فقط فرم جدیدی از سرگرمی وتفریح را برای خود پیدا کرده اند و بازی های کودکانه دوران 14 سالگی را اکنون به شکلی مدرن تر ادامه می دهند.
به نانا اول سلام به همه کسانی که یا واقعا از این بازی اینترنتی منظور و هدف مشخصی دارند ویا فقط فرم جدیدی از سرگرمی وتفریح را برای خود پیدا کرده اند و بازی های کودکانه دوران 14 سالگی را اکنون به شکلی مدرن تر ادامه می دهند.
به نانا اول سلام به همه کسانی که یا واقعا از این بازی اینترنتی منظور و هدف مشخصی دارند ویا فقط فرم جدیدی از سرگرمی وتفریح را برای خود پیدا کرده اند و بازی های کودکانه دوران 14 سالگی را اکنون به شکلی مدرن تر ادامه می دهند.
شراگيم ايندفه اگه خواستی بری سر منبر
در پاراگراف ۵ «کمونيست» را «کمونيسم» بخوانيد! (من بی سواد هستم...ولی ديگه نه انقدر...)
شبح عزيز:
ارنستوی عزيز ۳۲ با تشکر از لطف تو نسبت به من پاسخت را يک به يک ميدهم .
نانا زولاي عزيز (بر وزن اميل زولا) 1- ميداني که من خيلي قبولت دارم – حتي اگر به من فحش هم بدهي از ارزش تو پيش من کم نميشود. شکستن ساختار زباني مودبانه را هم قبول دارم ، البته بشرطي که طرف مقابل تحمل اين ساختار شکني را داشته باشد وگرنه موجب آزار طرف مقابل ميشود. ميدانم که هميشه از معذورتي که رعايت ادب ايجاد ميکند در اين سرزمين سو استفاده شده است . ولي نکته اساسي اينست که اگر اين ساختار شکني يکطرفه باشد موجب خود سانسوري طرفي ميشود که در معذوريت رعايت ادب قرار گرفته است و در نتيجه از ماهيت دموکراتيک گفتگو بشدت کاسته ميشود. در نتيجه استفاده از زبان غير مودبانه در گفتگو با وجود اينکه نشانگر آنست که طرف مقابل تا چه حد مخالف آن نظر است ( هر چه غير مودبانه تر باشد نشانگر ميزان خشم طرف مقابل در مقابل يک نظر است) ولي با توجه به اينکه موجب يکطرفه شدن بحث ميشود بي فايده است. 2- در مورد ترانه بي انصافي ميکني ، چون ترانه اولين نفري بود که همان اعتراضي را که تو عنوان کردي دريک پست قبل از تو عنوان کرد و شعر ترانه اشاره به مضمون مورد اشاره تو نداشت. بهرصورت ترانه قبل از تو در آن مورد بخصوص اعتراض کرد.ترانه این موضوع را در وبلاگ من هم صراحتآ نوشته است.
4- در نوشته من نکته اصلي اين بود که اکثر اين کمک هاي بشر دوستانه کشورهاي توسعه يافته جهان سرمايه داري بدليل معافيت هاي مالياتي است و خود قانون معافيت مالياتي بدليل حمايت از سرمايه دار در مقابل آسيب هاي است که ماليات موجب آن ميشود .نکته بعدي اين بود که کارمند آن جي او کارش را بعنوان يک کار بشر دوستانه ارزيابي نميکرد تا در مقابل ملاخور شدن آن و همينطور پرداخت رشوه ، موضع گيري کند و در نهايت نشان دادن تمام اين کمدي هست که جهان سرمايه داري و شرکت هاي موفق آن بعنوان کمک هاي بشر دوستانه نمايش ميدهند و نکته آخر اينکه رشوه في نفسه ماهيتي سوداگرانه و سرمايه داري دارد .
کسی که سواد روخوانی یک یادداشت ساده را داشته باشه، با خوندن کامنت من (شماره ۷) می بینه به کسی توهین نشده. کسی که انصافش حتی به اندازه یک آخوند باشه، با خوندن کامنت هايی که تو وبلاگ شبح گذاشته می شه و با دیدن ناسزاهايی که به مخالفان شبح داده می شه و جناب شبح مودب ککش هم نمی گزه، و بعد با مقايسه اش با کامنت دو خطی من (شماره ۷)، می فهمه که توهینی به کسی نکرده ام و به رياکاری شبح پی می بره.
و اما شبح ۲۳ از يکسال و چندی پيش که من با تو و اين وبلاگستان اشنا شدم هرگاه افرادی از نوع زيرا در برابر بی ادبی منوچهر هائی که به مردم توهم دروغ به زانو در امدن رژيم اسلامی را ميدهند و به نظر من زشت ترين نوع بی ادبی و دروغ است سکوت ميکنی !!!!!
شبح جان!
سياوش گرامی! 1- گويا دست ژاپنی ها هم نمک ندارد .
ارنستو ۲۱ گوش کن دوست من تو در قالب يک حادثه (تا اين جهان پر از فاصلهی طبقاتی و اين نظام سراسر بیمنطق اميدوارم متوجه شده باشی . نانا
این وبلاگ برای چگونگی کمک به زلزله زدگان جنوب شرقی اسیا است ( به انگلیسی)
این زمین لرزه همدردی با بم بود.
سال 93 يا 94 بود كه يك بابايي(كه متاسفانه نامش يادم نيست.) كه بر حسب قضايا اين آقا هم نماينده مجلس دانمارك بود(عضو حزب ميانهرو به نام سنتقوم دومكرقاتانه Centrum Demokraterne يعني دمكراتهاي ميانه بود) و هم از گليميان كشور دانمارك. اون روزها هميشه صحبت از نيونازيستها(New Nazisme) بود، و يك روز اين آقا تاب تحملش سرريز شد و تو مجلس گفت كه نه اينطور نيست، اين نژاديرستها و فاشيستها امروز، همآن ورژن قديمياند(البته با چند فحش آبدار از نوع دانماركيش) و نه هيچ چيز ديگه. حالا اين دوست عزيزمان، يعني آقاي جوان سوسياليست است، كه هر وقت نامش را ميبينم، به ياد گفته اون آقا ميافتم كه اي بابا اين حتا خودش هم جوان نيست تا چه برسه به كمونيست و سوسياليستش. اين يسوند جوان تنها براي خر كردن يكي مثل من است كه تفهميم كند كه اين كمونيست و سوسياليست، نوعش تازه و جوان است و با اون استالين، فيدل، كيم ايل و بقيه فاميل و اعوان فرق دارد.
الههي عزيز!(7)
الههي عزيز!(7)
نانا جان کوتاه است همین جا کپی میکنم: در جريان زلزله بم با يک ان جي او بين المللي آشنا شدم . اين سازمان ميخواست کمک هايش را به بم برساند – سئوال اول : جراميخواست؟
نانا جان یک سری به وبلاگ من بزن - یک خاطره در مورد زلزله بم نوشته ام - میخواهم نظرت را بدانم - ببینم از نوع گوز و شقیقه است و یا از نوع دیگر.
منشاء بيماری هموطن ستيزی و تجزيه طلبان فارس : ناصر پورپيرار در سدهی اخير، کار متمايلان به مداومت غلبهی داريوشی، که عمدتا کسوت سياسی سلطنت طلبی میپوشند و ادعای برتری فارسيان را دارند، حتی به نفی حضور باستانی عمده ترين گروههای نژادی ايران انجاميده است. اين توقف مسلم انديشه ورزی و اين تسليم بیقيد و شرط به عوامگرايی، تا آنجا رشد کرده است که میتوان مدعی شد در حال حاضر باستان پرستان ما فاقد تاريخ ملی پيوستهاند و از جمله نمی توانند با دورانهای متعدد و دراز مدت مديريت مقتدرانهی ترکان، بر سرزمين ايران، از غزنويان و سلجوقيان تا صفويه و قاجار، تعيين تکليف کنند و نمیدانند که آن ادوار و حکومتها را ادامهی حيات ملی بنامند و يا دوران انقياد و اشغال و حاکميت بيگانه بيانگارند؟!!! حالا اين قوم فارس، که از زمان قدرت يابیاش، به زمان رضا شاه ، جز موجب پراکندگی ملی نبوده و عالیترين شخصيت های سياسی صاحب منصب آن، جز به خدمت مطامع بيگانگان و پراکندن انديشهی جدا سری قومی و ملی کمر نبستهاند و شخصيتهای فرهنگی دولتی برخاسته از ميان آنان، جز به تاييد اوراق جعلی فراهم شده در دانشگاههای کليسايی اروپا و آمريکا در موضوع تاريخ و ادب و باستان شناسی و هويت سازی مشغول نبودهاند و تقريبا از ميان آنان سيمايی را نمی شناسيم که در سده ی اخير، عرض اندام چاره سازی در مقابله با تلقينات جدا ساز يا در جهت قوام سياست ملی کرده باشد، هنوز هم مدعی است که ديگر اقوام و بوميان کهن ساکن اين سرزمين، از کرد و بلوچ و گيلک و لر و ترک و خوزی و مازندرانی، گرچه تمام آن ها اسناد اثبات حضوری ديرينه، لااقل به قدمت پنج هزاره در اين سرزمين دارند، اما به جرم نداشتن هويت قلابی و دروغين آريايی- به نوعی مديون و مغلوب فارسيان اند و ضروری است در مقابل آنان گوش به فرمانی کنند و دست به سينه بايستند.
جوابهای نانا را که می خوانم می فهمم چرا کمونيستها مثل همه مذاهب ديگر از دشمنان قديمی شان کمتر از ياران بريده خود می ترسند. هیچکس مثل اینان به مکانیسم فکری حاکم براین مذاهب آشنا نیست. سنگین ترین حکم ها نیز علیه اینان صورت گرفته ( کافر- مرتد- مطرود - رویزیونیست و ...) نه آنها که به ظاهر این مذاهب برای مقابله با انان (سرمایه داران و قدرتمداران) ایجاد شده است.
جوان سوسياليست ظاهرا ابدا متوجه حرفهای من نشدی !!!!!
شبح عزیز خیلی وحشتناکه. کاش بشه یک راه مطمئن برای این جا درست بشه. منظورم کمک رسانی است. دارم دیونه می شم. گاهی طبیعت چقدر خشن و وحشتنک می شه. :((
hichi nemitoonam benevisam......eteraf mikonam shabah azizam modatist ke dar yek halat bitafavoti motlagh be sar mibaram . hich chiz khoshhal ya narahatam nemikonada, fekr mikonam bimaram............bita
نانا12
رهبر معظمتان(خامنه ای جنایتکار) و برادر بزرگوارتان رحیم صفوی و احمدی نژاد(شهردار سپاهی و همان کسی که دست های کثیف تعدادی از وبلاگ نویسان به بهانه پناه دادن خیابان خوابها در دست او قرار گرفت) ، هم جزیی از سیستم سرما یه داری جهانی است.خواستم یاد اوری کرده باشم!
جوان سوسياليست بسيار پاسخ دندان شکنی به الهه دادی ساختن خانه محکم برای افراد بشر که هيچ
Rosva عزيز ۵
الهه 8
الهه ۸ آيا تاکنون اين مثل زيبای ارتباط گوز و شقيقه را شنيده ای ؟ نانا
اگه زلزله به خاطر سرمايه داری جهانی باشه، پس لابد آخوندها هم راست می گن که هرجا بلايی نازل ميشه، به خاطر کفر مردم اونجاست:)
اگه زلزله به خاطر سرمايه داری جهانی باشه، پس لابد آخوندها هم راست می گن که هرجا بلايی نازل ميشه، به خاطر کفر مردم اونجاست:)
سلام.. واقعا اتفاق وحشتناکی بود و اصلا باورم نمی شد که باز يه فاجعه ی ديگه واسه ی يه سری کشور فقير و بيچاره اتفاق افتاد. ديروز اتفاقا به يک رستورانی رفته بوديم که بيشتر پيشخدمت هاش از يک دهکده ی سريلانکايی بودند.بی اختيار گريه می کردند و از گمشده هاشون برامون گفتند و خيلی ناراحت کننده بود.. یکیشون برادرش گم شده بود و یکی دیگه شون بچه ی کوچیک خواهرش که فرار کرده بود بالای یه درخت از تو دستش افتاده بود توی آب. وقتی خیلی ساد ه انگارانه گفتم که چرا جای خونه شون رو از کنار دریا عوض نمی کنند یکی شون جواب داد آخه با چه پولی؟!
شبح جانم
شبح عزيزم
درودبر تو
سلام،
لينک وبلاگ هاله رو بايد تو هر جا می تونيم بذاريم |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:53 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||