|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 7 دیماه 1383 | December 27, 2004
● فاجعه در اقيانوس هند!
وقتی داشتيم سعی میکرديم با لبخند از شوق به زيستن با دوستان بمیمان سخن بگوييم جهان در لرزش مهيب ديگری جان هزاران انسان را گرفت.
Mike Furir Mike 734
Mike Furir Mike 288
Mike Furir Mike 610
Mike Furir Mike 371
Mike Furir Mike 504
عزيزدوردونهي عزيز!(175)
شبح جان سلام
عمو استالين يه مورد ديگه برای اينکه شما اين شعر و شعارها را برای پاداش دنيوی ميکنيد !!!! (تب و لرزت را بزار وقتی خرج کن که کسی به تو یک مویز یا نخود بدهد. ) میبینی این تفکر درونی تو است چون خودت دنبال مویز و نخود هستی خیال میکنی هرکی هرچی بگه دنبال یه نفعیه !!!!!!
عمو استالين ببينم تو که نتونستی کون خودت را از زير شلاق اخوندا نجات بدی !!!!!
ننه مصلحت.
بچه ها
مرتيکه سوسياليست ۱۶۸ نميخواد جورج بوش بزرگ و کوچک رو به لجن بکشی اگه مرد حمام زنانه نيستی
حضرت شبح سانسور چی آّهای مردم ايران :
ننه مصلحت
مرتيکه سوسياليست ديدی چه آسون مشت کثافاتی چون تو را ميتونم وا کنم مردک ... چرا بين اين همه گروه اجتماعی که گفتم فقط (کارگران ايران خود رو ) بود که بهت برخورد !!!!!!
ننه مصلحت.
یک بار و برای همیشه بپذیریم که امنیتی وجود ندارد.هیچ جا.
فکر کنم آّه کنجکاو و ارنستو منو گرفت !!!!
هاله جان اگه به هالو اسکن اعتراض کنم ميترسم که مثل افشين بگي : اي نمک نشناس حروم لقمه سرويس مفتي هالو اسکن ميگيري اونم از جهان سرمايه داري که قبولش نداري بازم دو قورت و نيمت باقيه – اگه راست ميگي برو از فيدل سرويس کامنت بگير– يا مثل دوستت پروانه بگي اگه به اين خرسها عسل هم بدي ، دستتو گاز ميگيرن . خلاصه شرمنده از بابت نمک خوردن و نمکدان شکستن – هرچند که نمکدان پلاستيکي بوده و بدرد خيريه و يا بقول شما امروزي ها آن جي او ميخورده (:
ارنی جان، باید شکایت به خود هالو اسکن بکنی که بیش از یک تعداد مشخص حروف اجازه نمیده. میتونی از اینتیشن هم استفاده بکنی ولی دو اشکال داره - یکی اینکه یونیکد رو با دیفالت نشون نمیده و باید هر بار دستی اینکودینگ رو با ماوس عوض کنی و دوم اینکه سالی به چند ماه کامنت دونیت به کل خرابه از بس سیستمشون آشغاله. من نشستم براشون طی یک ایمیل بلند بالا توضیح دادم که باید چه کار بکنن روی سرورشون برای رفع مشکل اینکودینگشون ولی بازم کاری در موردش نکردن. به هر حال به نظر من هالو اسکن از اون خیلی بهتره با اینکه همچین محدودیتی داره. والله این طومارهایی که پژمان مینویسه باید به صورت مقاله منتشر کنه، چی چیش کامنته؟ :)
پژمان عزيز
(ادامه ...) کلامِ آخر اینکه 'به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است' :) فکر می کنم تمامِ این بحثِ طولانی همانگونه که در نظرِ این بار سعی کردم نشان دهم برایِ نشان دادنِ این بود که پرسشهایِ غیر سیاسیِ نسرین و بویژه هاله در پستِ "مایاکوفسکی..." این وبلاگ موجه و درست بوده و پاسخهایِ سیاسی ای، دستِ کم به نظرِ من، که منوچهر و بویژه تو در مقابلِ آنها ارائه کردید از مشروعیت آنها نمی کاهد. در همین جا هم اعلام می کنم که به جدِّ هاله خرِ ما از کرگی دم نداشت! :) ما زمین خورده ایم، عبدیم، عبیدیم. به خدا الان که اینها را می نویسم ساعتها از نیمه شب گذشته . شب کوتاه است و قلندر بیحال:)... شاد و موفق باشی. -------------------------------------
(ادامه ...) در قسمتِدومِنظرت در موردِNGO ها که صرفا" یکی از سازمانهایِ غیرسیاسی موردِ نظر من برایِ اقدامهایِ مربوط به حقوقِ بشر است "مثالی" آورده ای که "در جريان زلزله بم با يک ان جي او بين المللي آشنا شدم . اين سازمان ميخواست کمک هايش را به بم برساند – سئوال اول : جراميخواست؟ نکته اول اینکه این فقط یکی از سازمانهایِ غیر دولتی بوده است و اگر به زعمِتو در عملکردش 'اخلاصٍ عمل' نداشته است دلیل نمی شود که همه سازمانهایِغیردولتیِ دیگر دنیا هم عملشان بر اساسِ نفعِ شخصی یا تجاری است (در منطق از جزء نمی توان کُل را نتیجه گرفت). به عنوان مثالی در ردِنظر تو می توان "کانونِ وکلایِ مدافعِ حقوقِ بشر" در ایران را مثال آورد. شادیِ صدر از همین کانون وکالت لیلا مافی را بعهده گرفت (به احتمالِ قریب به یقین مجانی)و عبدالصمدِ خرمشاهی وکالتِ افسانه نوروزی را. نکته دوم این است که به نظرِ من و با عرضِ معذرت همین مثال هم دستِ کم برایِ من شاهدی بر منظورِ تو مربوط به سودجویانه بودنِ عملکردِ "تمامی" سازمانهایِ غیردولتی نیست. در موردِ معافیتهایِ مالیاتی گفته ای و آن را وسیله ای در دستِ سرمایه داری دانسته ای " ...ماليات خلاف تعريف متداول آن براي جوابگويي هزينه هاي دولت نيست بلکه روشي است که سيستم سرمايه داري براي حل موقتي بحران هاي خود از آن بهره ميگيرد..." تا جایی که من می دانم مالیات در بیشتر کشورهایِ توسعه یافته و در علمِ اقتصادِ امروزی ابزاری برایِ رسیدن به هدفهایِ متعدد است که غیر از تامینِ هزینه هایِ دولت از مهمترینِ آنها می توان به توزیعِ متوازنِ ثروت (بیشتر گرفتنِ مالیات از افراد با درآمدهایِ بیشتر) و تشویقِ افرادِ جامعه به عملکردهایِ سودمند برایِ جامعه (توسطِ بخشودگیهایِ مالیاتی) است. یکی از مهمترین منبعهایِ درآمدهایِ پژوهشی در آمریکا و سایر کشورهایِ توسعه یافته سرمایه گذاری بخشِ خصوصی در این زمینه ها است که به درستی بخشودگیِ مالیاتی را به دنبال دارد. نفسِ آگهی دادن هم، به نظرِ من خطِ قرمز محسوب نمی شود و در دنیایِ امروزی ،چه خوب و چه بد، مهمترین وسیله جذبِ مشتری و فروش است. درآمد و رفاهِ مردم در کشورهایِ توسعه یافته مستقیم یا غیرمستقیم بیشتر از همین تجارت و خدمت دهی تامین می شود. گفته ای که " کمک هاي اين "ان جي او" بدست مردم بم نرسيد و سيستم اداري فاسد حاکم در ايران هر کدام سهمي را برداشت – جالب است که مسئول خارجي اين آن جي او هم خود ميدانست..." در نظامِ سازمانی کشورهایِ توسعه یافته معمولا شرحِ وظیفه افراد به دقت و صراحت توصیف می شود. آن مامور احتمالا وظیفه نداشته، که به فرضِ محال هم که وظیفه می داشت در مملکتِ غریب امکان و توانش را نداشت، که از به گفته تو سهم خواهیِ سازمانهایِ مختلف جلوگیری کند. بهترین کاری که او می توانسته بکند و احتمالا هم کرده گزارش وضعیت به مقامهایِ بالاترش بوده است. شاید چنین گزارشهایی یک علت این امر باشد که به گفته خاتمی "از یک و یک دهم میلیارد دلار کمکهایِ خارجی تعهد شده به بم تا امروز (سالگردِ زلزله) فقط هفده و نیم میلیون دلار رسیده است" (اگر حافظه ام درست یاری کند و عددها را اشتباه نکنم. ولی فکر می کنم نسبت چیزی در این حدود است).
سلام ارنستویِ عزیز... در مورد قسمتِ اولِ پاسخت به آخرین نوشته من، نوشتی "دوستمان پژمان از من مرجعي براي" مرامنامه سياست" خواسته بود- پيمان عزيز ميداند که من اين ترکيب را خودم ساخت ام تا مقصودم را برسانم ، پيمان هم خودش را ميزند به کوچه علي چپ که همچين چيزي وجود ندارد: – من هم تکه هايي از "شهريار" نوشته ماکياولي را برايش قرار ميدهم:" نکته در اینجاست تو در پاسخِ اعتراضِ نسرین به حککا گفته بودی: "حکک يک حزب سياسي است براي کسب قدرت(تا امروز) ....- تا اينجا که گفتم خلافي بر اساس مرامنامه و اساسنامه سياست انجام نداده است (مگر اينکه بگويي من که مرامنامه سياست را قبول ندارم)..." یعنی به گفته خودت عملِ موردِ اعتراضِ نسرین (و هاله) را به علتِ " خلافِ مرامنامه سیاست" نبودن مجاز دانسته ای. به طورِ ضمنی در این نظر و به طورِ صریح در نظرِ بعدی ادعا کرده ای که "هر جريان سياسي که حزب تشکيل ميدهد تا قدرت سياسي را قبضه کند، يا اين مناسبات را پذيرفته و يا مجبورش ميکنند که بپذيرد ، چون از اصول پذيرفته شده اين بازي است که اسمش سياست است )" تو با تاکید ادعا کردی "مرامنامه سياسي ماکياولي را که مرامنامه تمامي ( تآکيد ميکنم تمامي) احزاب سياسي چپ و راست و ميانه و کند رو و تندرو هست" پرسشِ من به صراحت این بود که" از کجا به چنین یقینی رسیده ای که تمامِ احزابِ سیاسی بر اساسِ مرامنامه (؟) سیاستِ ماکیاولی عمل می کنند؟" آیا خودت با پژوهش به این نتیجه رسیده ای یا این حرف چکیده نظر استادانِ فن است. متاسفانه آوردنِ نقلِ قولهایی از ماکیاولی در پاسخِ این بارِ تو و این که، به زعمِ تو، و بدونِ ارائه مدرک مستند، این نکته ها می تواند "برخی" رفتارهایِ سیاسی "بعضی" از حزبها را توضیح دهد همجنان این را ثابت نمی کند که مثلا" کتابِ شهریارِ ماکیاولی "مرامنامه" تمامی حزبهایِ موجود و قبل از این بوده است. شایدِ یک علتِ ساده بر ردِ این "به تمامی" ماکیاولی بودنِ عملکردِ حزبها این باشد که در زمانِ ماکیاولی هنوز منتسکیو به دنیا نیامده بود تا کتابِ روح القوانین را بنویسد و اصلِ تفکیکِ قوا را بعنوانِ اصلِ پذیرفته شده در اکثر قریب به اتفاقِ کشورهای دنیا جا بیاندازد. حاکم به مفهومِ ماکیاولیستی و حکمرانِ مطلق آن با توجه به مفهومِ تفکیکِ قوا در حالِ حاضر در کشورهایِ مردمسالار مصداق ندارد. ماکیاولی قرنها قبل از انقلابِ فرانسه می زیسته و در زمانِ او مردم بیشتر "رعیت" بوده اند و شهروندی به معنی امروزی وجود نداشته است. در عصرِ ماکیاولی سرمایه داری صنعتی (و جدیدا" اطلاعاتی) وجود نداشته است تا او بخواهد بر اساسِ آنها نظریه پردازی کند. در عصرِ ماکیاولی و حکومتِ کلیسایی مفهومِ دولت-ملت اصولا" در ذهنِ هیچ کس نمی گنجید. بنابراین با توجه به موردهایِ گفته شده بسیار بعید است که نوشته های ماکیاولی اصولا" بتواند رفتار به نظرِ من بسیار پیچیده داخلی حزبهایِ و جامعه هایِ امروزی در کشورهایِ توسعه یافته را توضیح بدهد. امیدوارم از مقایسه من نرنجی (در مثل مناقشه نیست) ولی شاید این مسئله شبیه به ادعایِ فعلی برخی افراد باشد که دستورهایِ هزارو چهارصد سال پیشِ شرعی (مثلا قصاص یا پرداختِ دیه با شتر) می تواند مسئله هایِ قضایی و حقوقی جامعه فعلی ایران را حل کند. این هم نظری است ولی پذیرشش مشکل است و نیاز به استدلالِ محکم و مستندِ منطقی دارد. مهمترین میراثٍ ماکیاولی، به نظرِ من، مفهومِ "هدف وسیله را توجیه می کند" است که معمولا هر وقت کاری غیراخلاقی است یا پشتوانه منطقی محکمی ندارد برایِ توجیه و بویژه برایِ اقناعِ افکارِ عمومی از آن استفاده می شود (فکر می کنم تو خودت هم در توجیه عملِ حککا به این مفهوم اشاره کرده ای). مثالی از این دستِ استفاده بوش و بلر از بهانه وجودِ سلاحهایِ کشتارِ جمعی در عراق برایِ حمله به عراق، که هیچ جانِ آگاهی آن را باور نکرد و تا به امروز هم چنین سلاحی پیدا نشده است. به هر حال با توجه به موردهایِ بالا فکر می کنم پرسشِ من همچنان بی پاسخ مانده است.
تجدد ۷ ( دی ماه ۱۳۸۳) به سردبيری دادامن منتشر شد ..
ترانه جان
بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام ميدهد
بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام ميدهد
شبح جان باهات صد در صد موافقم ولی انتقاد هم باید با دوستی همراه باشد وگرنه موجب کدورت میشود. من همین امروز ایمیلی از دوستی دریافت کردم که به بند بند متن ایرادهایی وارد کرده بود - بیشتر و اضافه بر همه اینها که اینجا گفته شد و اظهار امیدواری که مبادا به دل گرفته باشم. در پاسخ گفتم وقتی از هر کلامت دنیائی خیرخواهی و دوستی میباره چرا باید به دل گرفته باشم؟ نوشتم که برام موجب افتخاره که دوستی مثل اون در کنار داشته باشم. فکر نمیکنم هیچ کدوم از ما پنج نفر، که اتفاقا" با هم خیلی هم زیبا کار کردیم، افراد خودمحوری باشیم و از شنیدن انتقاد سازنده فراری، ولی انتقاد کردن خود نیز هنریست و هر کسی ندارد (من جمله خودم). بفرما، بنشین و بتمرگ هر سه یک معنا دارد. به هر حال امید است که حرکتهای آینده بی نقص تر باشند.
هالهي نازنين!(144)
ارنستو چه گوارا گرامی! تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجــــــــــــــــــــــــــــــــــه:
بیژن خان شما که نه فرصتطلب هستید و نه بی سوات!! چرا پا پیش نمی گذارید؟
شبح گرامي:به شما اطمينان ميدهم كه تاب و تحمل هر انتقادي را دارم.....ولي وقتي منتصب به طيفي ميشوم كه هرگز شعارهايش را باور نكردم....هرگز در انتخاباتش شركت نجستم ،قبول كنيد كه رنجيده خاطر ميشوم.البته اين اتهام از سوي افرادي غير از شما مطرح شده است. فقط ميخواهم واقعيات ديده شوند واز رؤياي انفجار توده ها بيدار شويم.همين.
شمارهی ۱۴۱ من یک معذرت به تو بدهکار شدم:)
بيژن عزيز مثل اينکه اشتباه گرفتي - پيشنهاد من جايگزيني جمله زير با جمله مذکور است: 1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند. توصيه ميکنم اول متن کامنت را دقيق بخواني بعدش اظهار فضل کني! در کامنت شماره 141 اول متن نوشته شده در بيانيه را نوشتم و سپس اعتراضاتي که به آن دارم و در انتها متن پيشنهادي آورده شده است. در مورد 4 چون کل موضوع را قبول ندارم تقاضاي حذف آنرا کرده ام. ----- 4-قابل اصلاح نبود. تا اينجا که معلوم شده سواد طيف فکري شما مشکل دارد. از اين به بعد را نميدانم.
شماره ۱۴۱ و شرکا! بدبخت ملت ما که چهارتا آدم فرصتطلب بیسواد برای اسم در کردن شدهاند پیشقراول آزادیشان.
دوستان متأسفانه حرفهای نسبتا" تلخ و نازیبائی دیروز اینجا رد و بدل شد که واقعا" لزومی نداشت. امیدوارم که هر یک از ما اولویت رو به یاد داشته باشیم که همانا تلاشمان برای آزادی است. من به سهم خودم اگر حرفی زدم که موجب رنجش دوستی شد معذرت میخوام.
ممنون ارنستو جان. دفعه دیگه هم در مورد نوشتن متن پیش از ترجمه و هم خود ترجمه با تو و شبح مشورت خواهیم کرد به شرطی که به طور اکتیو همراهی کنید نه اینکه فقط بگید این باید ویرایش بشه ولی پیشقدم نشید برایش. حالا یادم نیست کی ولی امیر متن رو هفته ها قبل به ایمیل کانون فرستاد اگر اشتباه نکنم و هیچکس هیچ نگفت (یا مثل شبح که یک کلمه گفت این باید ویرایش بشه. همین.). در مواردی مثل 'پروسه' و اصولا" ترجمه - گفتم که من خوب بلد نیستم به فارسی سلیس ترجمه کنم و اینکار رو فقط به خاطر هیاهوی دیشب کردم. متن رو برای دوستی فرستاده بودم که اون هم به علت گرفتاری میلش رو چک نکرده بود - امروز او هم ترجمه ای آلترناتیو برام فرستاده که احتمالا" جایگزین این فعلی خواهد شد. متأسفانه من برای فارسی ترجمه کردن باید یک دستم دیکشنری باشه حال اونکه برای ترجمه به انگلیسی این مشکل رو ندارم.
آقای ارنستو
Lawrence گرامی!(135و136)
متن ترجمه شده که جايگرين متن فارسي شد بسيار بهتر از متن اولي است ، ولي مواردي را که بنظرم ميرسد به اطلاع دوستان ميرسانم ( باز هم ميگويم که اين انتقادات در همان طيف فکري نويسنده متن انجام ميگيرد و من انتقادات اصلي خودم را هنوز عنوان نکرده ام ولي در صورت تصحيح موارد فوق و با توجه به ضرورت حيات دموکراتيک يک جامعه ،من هم متن را امضا خواهم کرد): 1-ساختار دمکراتيک هر کشوري متشکل از مجلس و نمايندگاني است که توسط ملت و در محيطي آزاد انتخاب شده باشند. دولتهائي منتخب اينچنين قادرند قوانيني مشروع و مطابق با قوائد بين المللي وضع کرده و تصميمات سياسي بگيرند. الف) ذکرهم مجلس و هم نمايندگان ضروري نيست 1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند. 2-اين وضعيت در کشورهاي در حال توسعه و بخصوص خاورميانه مشهود ميباشد. 3- در طي تاريخ ايرانيان از چنين اوضاعي رنج برده اند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دمکراسي را خلق کرده اند. به جاي انتخابات آزاد، شوراي نگهبان، که خود مؤثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد، پروسه نمايندگان منتخب از قبل را اجرا کرد. اين يک پروسه کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است. الف) ذکر اينکه در طي تاريخ ايرانيان .... اولآ که طي تاريخ نيست و طول تاريخ است ، ثانيآ با ذکر اين جمله حمايت طيف هاي نزذيک به سلطنت را از دست ميدهيدو ثالثآ مگر خوذ اروپايي ها در طول تاريخ حکومتهاي دموکراتيک داشته اند – اگر دموکراسي را به مفهوم مدرن آن هم در نظر بگيريد بيش از يک قرن هم قدمت ندارد. 3- رنجي که ايرانيان در طول تاريخ از چنين اوضاعي برده اند موجب شده که همواره براي تغيير اين اوضاع مبارزه کنند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دموکراسي را براي جهانيان بوجود آورده اند. شوراي نگهبان، که خود متآثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد با اعمال نفوذ در روند انتخاب و گزينش ، نمايندگان خود را به عنوان نمايندگان مردم به جهانيان معرفي نمود . اين يک روند کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است. 4-قابل اصلاح نبود. 5- کمک کنيد تا فرياد شصت ميليون ايراني براي دمکراسي، آزادي فردي ..... الف) شما به چه مجوزي از طرف 60 ميليون ايراني حرف ميزنيد
امير عزيز!(116)
لطفا مطلب جديد مرا تحت عنوان آقای منتظری لطفا فرضيه ولايت فقيه خود را ژس بگيريد بخوانيد و در صورت امکان نظر خودتان را هم برايم بنويسيد.
وای خدا من با اين نانا خيلی حال ميکنم. با اينکه لحن تند و تيزی داره اما خيلی خوب بلده جواب نادان را بده .مرسی نانا جون چاکرتم
راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
عجيبه من دو تا کامنت گذاشته بودم الان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||