دوشنبه، 7 دیماه 1383 | December 27, 2004

فاجعه در اقيانوس هند!

وقتی داشتيم سعی می‌کرديم با لب‌خند از شوق به زيستن با دوستان بمی‌مان سخن بگوييم جهان در لرزش مهيب ديگری جان هزاران انسان را گرفت.
سريلانکا، هند، تايلند، اندونزی، مالديو، ميانمار و مالزی مورد هجوم موج‌های عظيمی که ارتفاع آن‌ها به ده متر می‌رسد قرار گرفت و هزاران انسان بی‌گناه کشته شدند!
نيازی به گفتن نيست که ارمغان سرمايه‌داری جهانی شده برای جهانيان همين است! به فراموشی سپرده شدن بخش وسيعی از مردم کره‌ی زمين! تصور کنيد اگر بودجه‌های هنگفتی که صرف جنگ و توليد سلاح می‌شود نبود! اگر آن‌چنان نظامی بر جهان حاکم نمی‌شد که بدون ديکتاتورهای ريز و درشت جهان سومی امورات‌اش نمی‌گذشت... آيا باز شاهد فجايع‌یی به اين وسعت بوديم؟
حرف بسيار است و اکنون جای اين حرف‌ها نيست بايد به کمک مردمی بشتابيم که اکنون به هر کمکی هرچند ناچيز نيازمند هستند. مرگ به شناسنامه‌ی کسی نگاه نمی‌کند و از او مليت‌ موهوم‌اش را نمی‌پرسد پس برای کمک به مردمی که اکنون گرسنه و آواره و سرگردان هستند هر کاری از دست‌مان برمی‌آيد بايد انجام دهيم.
هاله‌ی نازنين چند لينک برای کمک داده است که از تکرار آن خودداری می‌کنم به سرزمين آفتابی برويد. اميدوارم ساير دوستان هم فعال شوند و ستادهای کمک به مردم زلزله‌زده و توفان‌زده‌ی کشورهای حاشيه‌ی اقيانوس هند تشکيل دهند.

December 27, 2004 03:30 PM

Mike Furir 121 22:18 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 734


Mike Furir 606 22:17 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 288


Mike Furir 179 22:17 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 610


Mike Furir 569 22:17 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 371


Mike Furir 783 22:16 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 504


شبح 17:08 @ Sat, 8 Jan 05

عزيزدوردونه‌ي عزيز!(175)
من برای حرف‌ام دليل آوردم کاش آن دلايل را رد می‌کردی! فکر نمی‌کنی برخورد تو برخوردی دگم است؟


عزیزدوردونه 0:31 @ Fri, 7 Jan 05

شبح جان سلام
چه حرفايی ميزنی گاهی اوقات آخه چه ربطی داره زلزله به سرمايه داری جهانی
گاهی اوقات فکر نميکنی توی اين ايدئولوژی که قبول داری مثل دیندارها رفتار میکنی


nana 8:07 @ Fri, 31 Dec 04

عمو استالين

يه مورد ديگه برای اينکه شما اين شعر و شعارها را برای پاداش دنيوی ميکنيد !!!!
نه برای طبقه کارگر !!!!!

(تب و لرزت را بزار وقتی خرج کن که کسی به تو یک مویز یا نخود بدهد. )

میبینی این تفکر درونی تو است چون خودت دنبال مویز و نخود هستی خیال میکنی هرکی هرچی بگه دنبال یه نفعیه !!!!!!
مگه نه ؟
میبینی بدون اینکه بخواهی خودت با حرفات دستهات رو رو میکنی !!!!!
ولی بذار بهت بگم مویز و نخود مردم ایران برای دهانهای شما خیلی بزرگه و تو گلوتون گیر میکنه !!!!!!
میگی نه امتحان کن
من یکی از اون مردم هستم . نانا


nana 7:46 @ Fri, 31 Dec 04

عمو استالين

ببينم تو که نتونستی کون خودت را از زير شلاق اخوندا نجات بدی !!!!!
چرا قمپز در ميکنی و ميخوای بوش و باباش رو به لجن بکشی !!!!
اين قمپزا رو کسی در ميکنه که اول بتونه کون خودش را از ازار و رنج حفظ کنه !!!!!!
از همين مثالت ميتونم بگم که باقی شعارها و گنده گوزی هاتون هم همينه !!!
مگه نه ؟
واسه همین من میگم اگه زبانم لال خدا اون روز رو نیاره شماها به یه قدرتی برسید
میخواهید انتقام تمامی این درکونی ها رو که خوردید از یه مشت مردم بدبخت با استناد به نام نامی طبقه کارگر !!! بگیرید
و اون وقت از هیچ جنایتی برای حفظ اون قدرت فرو گذار نمیکنید
خالی بند هستید - تو سری خور هستید
عقده های فراوون دارید با یه همچین شخصیت هائی چه بروز مردم ایران میاورید
خدا میدونه ؟
اگه به من میگی اصلاح طلب هیچ اشکالی در ان نمیبینم و به جرات میگم که یک موی دم بیضه همین خاتمی بی عرضه به تمامی سازمان عریض و طویل شما عقده های مجسم میارزه
چون حداقل خشونت تو وجودش نیست
مگه نه ؟ نانا


جوان سوسیالیست 7:36 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت.
من خودم کارگرم و لازم نمیدانم پشت شلاق خورده خودم را مثل تشعشعات فکری تو برای جلب افراد پشت ویترین بزارم.
من نمیدونم تو صبح به صبح صورتت را با چه میشویی که اینگونه گستاخ، هم از سرمایه داری دفاع میکنی، هم ضد کمونیستی و هم اصلاح طب و تازه میخواهی چهره دمکراتی هم به خودت بدهی آنهم با فحاشی و فرمایشت صد من یه غاز.
اگر میخواستی با بیان اراجیفی که به جای فرمایشات روشنفکری به خواننده قالب کنی تا کسی را پیدا کرده احوالی ازت بپرسد لابد تا کنون در این امر موفق بودی و اگر نه گاهی استراحت و مطالعه بد نیست، این را هم امتحان کن.
لطف کرده روضه های رقیه برای ما نخون، تب و لرزت را بزار وقتی خرج کن که کسی به تو یک مویز یا نخود بدهد.
یادت نره اگر کسی از جمله شبح میخواست خود را تبلیغ کند باید به یاد افشاگری های تو بیفتد که هیچ تبلیغی از آن کارا تر نیست، برو به کارت برس، دست خاتمی به همراحت.


nana 6:09 @ Fri, 31 Dec 04

بچه ها
اگر نميدانيد بگذاريد به همه شما بگويم
در زمان استالين که به اسم جکومت کارگران ميليونها انسان را ادمهائی از قبيل همين جوان سوسياليست و شبح و.....
گردن زدند
ديوانه خانه ها پر بود از ادمهائی مانند من که تنها به جرم زدن حرف حق و خلاف منافع انان در پشت ميله های تيمارستان برای تمام عمر زندانی شدند
به عنوان مدرک ميتوانيد به کتاب
مجمع الجزاير گولاک اثر سولژنيتسين رجوع کنيد .
هيچ عجب نيست که شبح چپ رياکار استناد به تب بالای من ميکند
ميبينيد جتی روشهای کثيف خود را هم ادامه داده اند و انقدر خرد ندارند که روشی تازه برای برچسپ زدن اختراع کنند . نانا


nana 6:00 @ Fri, 31 Dec 04

مرتيکه سوسياليست ۱۶۸

نميخواد جورج بوش بزرگ و کوچک رو به لجن بکشی اگه مرد حمام زنانه نيستی
برو تو خيابون جلوی شلاق زدن کارگران مورد ادعای خودت را بگير !!!!!!
همه تون با نام مستعار از پشت مانيتور
خون ريز و شجاع هستيد ولی حتی تخم اينکه اسم واقعيت را بياری نداری !!!
پس درش رو بگير برای من قهرمان بازی
الکی در نيار
تمامی شما بزدلان بی خايه را مانند کف
دستم ميشناسم . نانا


nana 5:51 @ Fri, 31 Dec 04

حضرت شبح سانسور چی
ببينم گفتن اينکه من خودم را موجب استفراغ اين و ان ميکنم فحاشی نيست نه !!!!!
خوب بدون فحاشی مينويسم تا ببينم ديگه چه بهانه ای داری

آّهای مردم ايران :
اين گروه های چپ از هر قسمی کوچکترين ربطی به کارگران ندارند
اينان ميخواهند همانگونه که اخوندها به عنوان کفالت از طرف خدا پدر همه را در اوردند و يک مملکت را به خاک و خون کشيدند
اينبار به نام کارگران و به کفالت نداده از طرف انان گردن همه را بزنند و صد درجه بدتر از انان هستند
به عنوان مدرک ميتوانيد به فجايعی که پول پوت به نام کمونيزم در کامبوج کرد رجوع کنيد
اين جوان سوسياليست در پيام من که يک حادثه ساده سرماخوردگی خود را شرح داده بودم و به شکل سمبوليک گفته بودم که به همه فحش ميدم
از بين تمامی گروه ها و ادمهائی که نام بردم رگ گردنش فقط و فقط برای کارگران بيرون زد
برای او باقی ادمها ادم نيستيد و احتمالا لايق فحش خوردن هستند
شبح کمونيست سرگردان که بين ايده های اينان و نميدونم چه افکاری تلوتلو خوری ميکند هم دست به دست اينان داده و پيام مرا سانسور کرد
من کلمه گا ...... را برای مردم ايران از طرف اخوندا و بعد از انان کمونيستها نوشته بودم
و شبح سانسور چی اين پيام روشنگرانه را به بهانه فحاشی پاک کرد .
شبح و تمامی چپ ها اين را بدانيد که من بيدی نيستم که از بادهائی چون شما بلرزم
و به همه شما قول ميدهم که تمامی شما را افشا کرده و به زانو در خواهم اورد . نانا


جوان سوسیالیست 5:26 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت
من مدافع جواهر فروشی مظفریان نیستم، چلوکبابی شمشیری و سوهان حاج آقا و پسران و ... همه را به حساب لوس بازی های شخصیت تو گذاشتم، کاری که بیشتر مورد توجه همون مرد آمریکایی است که موهایش را به یکطرف شانه می کرده تا کچلیش دیده نشه که تو بتونی در مهمانی او خوش باشی. هر کس دلش خواست از آنها دفاع کند خودش زحمت اینکار را بکشد. اما در مورد فحاشی به کارگران شریفی که روزانه شیره جانشان توسط کسانی که تو به آنها عشق میورزی ریخته میشود، من در مقابل تو ایستادن که سهل است، جرح بوش بزرگ و کوچکت را در لجن نشان میدهم.


nana 4:38 @ Fri, 31 Dec 04

مرتيکه سوسياليست

ديدی چه آسون مشت کثافاتی چون تو را ميتونم وا کنم
حتی وقتی که قصدش را ندارم !!!!!
حتی وقتی که فقط يک حادثه را شرح ميدم
ميخوای بدونی چطور ؟ بهت ميگم :

مردک ... چرا بين اين همه گروه اجتماعی که گفتم فقط (کارگران ايران خود رو ) بود که بهت برخورد !!!!!!
يعنی اونای ديگه آدم نيستند و ميشه بهشون فحش داد آره ؟
----------------------------------------
به دليل فحاشی که ظاهرا از تب بالای اشاره رفته در کامنت 164 ايشان ناشی می‌شود بقيه اين کامنت حذف شد.
اميدوارم هر چه زودتر ايشان سلامتی خود را باز يابند.
شبح


جوان سوسیالیست 4:16 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت.
قصه ها و افکار تو به قدر کافی تهوآور هست، نیازی نیست به کارگرانی فحش بدی که شب و روز مورد فحاشی کارفرما ها و عناصر سازمان امنیت و پلیس ضد شورش هستند. کارگران ایران ناسیونال روزانه آنقدر تحت فشار، آزار و مورد فحاشی هستند که دیگه فحشهای آپاراتچی هالیود از اون سر ینگه دنیا براشون باد هواست.
خودت را بیشتر از این بهانه استفراغ این و آن نکن، بگرد دنبال دستمال حریری که همیشه در خدمت تر و خشک کردن اصلاحات دم دست داشتی و ببند به سرت تا موجب سردرد بقیه نشی.


mtashk@gmail.com 0:14 @ Fri, 31 Dec 04

یک بار و برای همیشه بپذیریم که امنیتی وجود ندارد.هیچ جا.


nana 23:30 @ Thu, 30 Dec 04

فکر کنم آّه کنجکاو و ارنستو منو گرفت !!!!
با تب بالا و برانشيت شديد اين شب عيد
ارامنه !!!! به رختخواب افتاده ام و دارم از دم
به سرمايه داری !!! سوسياليزم !!!!! اسلام !!!
مادونا - بهروز وثوقی - جواهر فروشی مظفريان - ليلا فروهر - چلو کبابی شمشيری - کارگران ايران خودرو -
رقاصه های کاباره ليدو
مونيکا لوينسکی - کاپولا و ماشين وولوو....
فحش خواهر مادر ميدم . نانا


ارنستو چه گوارا 22:58 @ Thu, 30 Dec 04

هاله جان

اگه به هالو اسکن اعتراض کنم ميترسم که مثل افشين بگي : اي نمک نشناس حروم لقمه سرويس مفتي هالو اسکن ميگيري اونم از جهان سرمايه داري که قبولش نداري بازم دو قورت و نيمت باقيه – اگه راست ميگي برو از فيدل سرويس کامنت بگير– يا مثل دوستت پروانه بگي اگه به اين خرسها عسل هم بدي ، دستتو گاز ميگيرن .

خلاصه شرمنده از بابت نمک خوردن و نمکدان شکستن – هرچند که نمکدان پلاستيکي بوده و بدرد خيريه و يا بقول شما امروزي ها آن جي او ميخورده (:


هاله 22:37 @ Thu, 30 Dec 04

ارنی جان، باید شکایت به خود هالو اسکن بکنی که بیش از یک تعداد مشخص حروف اجازه نمیده. میتونی از اینتیشن هم استفاده بکنی ولی دو اشکال داره - یکی اینکه یونیکد رو با دیفالت نشون نمیده و باید هر بار دستی اینکودینگ رو با ماوس عوض کنی و دوم اینکه سالی به چند ماه کامنت دونیت به کل خرابه از بس سیستمشون آشغاله. من نشستم براشون طی یک ایمیل بلند بالا توضیح دادم که باید چه کار بکنن روی سرورشون برای رفع مشکل اینکودینگشون ولی بازم کاری در موردش نکردن. به هر حال به نظر من هالو اسکن از اون خیلی بهتره با اینکه همچین محدودیتی داره.

والله این طومارهایی که پژمان مینویسه باید به صورت مقاله منتشر کنه، چی چیش کامنته؟ :)


ارنستو چه گوارا 20:47 @ Thu, 30 Dec 04

پژمان عزيز
ممنون از پاسخ مفصل تو- ذخيره ميکنم تا اگر بعدآ (پس از اين هياهو) خواستم در موردش بنويسم –پاسخت را داشته باشم. بهرصورت ميداني که تفاوت ديدگاهها از زمين تا آسمان است و زيبايي اين گفتگو هم به همين است و از آن زيباتر آموزنده بودن پاسخ هايت است که فکر و انديشه را بسط ميدهد. ممکن است ادامه بحث را بي فايده بدانم ولي مسلمآ نوع نگاه يک حقوقدان فرهيخته پرو کاپيتاليزم را در خاطرم زنده نگاه ميدارم و از آن بهره ميگيرم.
در مورد پيغام گير وبلاگم هم از دوست مشترک هاله بازخواست کن – نه از من – دوست مشترک کاري کرده است که وبلاگ من پيغام هاي بلند و بالا را سانسور کند تا با دستاويز قرار دادن آن –من را به حمايت از سانسور متهم کند (باز هم بگو غير سياسي است – اگر يک ماکياوليست در اين ميان باشد ، همان دوست مشترک است)
در مورد لينک دادن به کامنت هاي تو که خودم در وبلاگم توضيح داده ام که به صرف ام نيست که کامل کپي کنم (:


// 19:50 @ Thu, 30 Dec 04

(ادامه ...) کلامِ‌ آخر اینکه 'به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است' :) فکر می کنم تمامِ این بحثِ طولانی همانگونه که در نظرِ این بار سعی کردم نشان دهم برایِ نشان دادنِ این بود که پرسشهایِ غیر سیاسیِ نسرین و بویژه هاله در پستِ "مایاکوفسکی..." این وبلاگ موجه و درست بوده و پاسخهایِ سیاسی ای، دستِ کم به نظرِ من، که منوچهر و بویژه تو در مقابلِ آنها ارائه کردید از مشروعیت آنها نمی کاهد.

در همین جا هم اعلام می کنم که به جدِّ هاله خرِ ما از کرگی دم نداشت! :) ما زمین خورده ایم، عبدیم، عبیدیم. به خدا الان که اینها را می نویسم ساعتها از نیمه شب گذشته . شب کوتاه است و قلندر بیحال:)...

شاد و موفق باشی.

-------------------------------------
لازم است تشکری هم از صاحبخونه این وبلاگ بکنم که از گشاده دستی اش در پذیرفتنِ نظرهایِ بلندبالا سوء استفاده کردم
. نظر خواهیِ وبلاگِ ارنستو از چند خط به بالا را حذف می کند. مثلِ صاحبِ خوشِ انصافش:) می ماند که وقتِ نقلِ ماجرایِ بحثٍ من دیگران با خودش گفته هایِ خودش را تا نقطه آخرِ خط نقل می کند ولی به گفته هایِ من که می رسد لینک می دهد آنهم به ابتدایِ نظر خواهی ای با 109 نظر.!رفیق ارنستو، ما که چیزی نمی گیم ولی اینه عدالتِ سوسیالیستی؟ :)


// 19:35 @ Thu, 30 Dec 04

(ادامه ...) در قسمتِ‌دومِ‌نظرت در موردِ‌NGO ها که صرفا" یکی از سازمانهایِ غیرسیاسی موردِ نظر من برایِ اقدامهایِ مربوط به حقوقِ بشر است "مثالی" آورده ای که

"در جريان زلزله بم با يک ان جي او بين المللي آشنا شدم . اين سازمان ميخواست کمک هايش را به بم برساند – سئوال اول : جراميخواست؟
نقل قول از کارمند "ان جي او" معتبر: چون يک شرکت معتبر تجاري اين آن جي او را حمايت ميکند و در واقع اين ان جي او را تشکيل داده و اگر بتواند مثلآ ايکس مقدار بعنوان کمک هزينه کند و معادل آن و يا درصدي از آن را صرف تبليغات کند ، ميتواند از معافيت هاي مالياتي بهره برداري کند که خيلي بيشتر از هزينه انجام شده است..."

نکته اول اینکه این فقط یکی از سازمانهایِ غیر دولتی بوده است و اگر به زعمِ‌تو در عملکردش 'اخلاصٍ عمل' نداشته است دلیل نمی شود که همه سازمانهایِ‌غیردولتیِ‌ دیگر دنیا هم عملشان بر اساسِ نفعِ‌ شخصی یا تجاری است (در منطق از جزء نمی توان کُل را نتیجه گرفت). به عنوان مثالی در ردِ‌نظر تو می توان "کانونِ وکلایِ مدافعِ حقوقِ بشر" در ایران را مثال آورد. شادیِ صدر از همین کانون وکالت لیلا مافی را بعهده گرفت (به احتمالِ قریب به یقین مجانی)و عبدالصمدِ خرمشاهی وکالتِ افسانه نوروزی را.

نکته دوم این است که به نظرِ من و با عرضِ معذرت همین مثال هم دستِ کم برایِ من شاهدی بر منظورِ تو مربوط به سودجویانه بودنِ عملکردِ "تمامی" سازمانهایِ غیردولتی نیست. در موردِ معافیتهایِ مالیاتی گفته ای و آن را وسیله ای در دستِ سرمایه داری دانسته ای

" ...ماليات خلاف تعريف متداول آن براي جوابگويي هزينه هاي دولت نيست بلکه روشي است که سيستم سرمايه داري براي حل موقتي بحران هاي خود از آن بهره ميگيرد..."

تا جایی که من می دانم مالیات در بیشتر کشورهایِ توسعه یافته و در علمِ اقتصادِ امروزی ابزاری برایِ رسیدن به هدفهایِ متعدد است که غیر از تامینِ هزینه هایِ دولت از مهمترینِ آنها می توان به توزیعِ متوازنِ ثروت (بیشتر گرفتنِ مالیات از افراد با درآمدهایِ بیشتر) و تشویقِ افرادِ جامعه به عملکردهایِ سودمند برایِ جامعه (توسطِ بخشودگیهایِ مالیاتی) است. یکی از مهمترین منبعهایِ درآمدهایِ پژوهشی در آمریکا و سایر کشورهایِ توسعه یافته سرمایه گذاری بخشِ خصوصی در این زمینه ها است که به درستی بخشودگیِ مالیاتی را به دنبال دارد. نفسِ آگهی دادن هم، به نظرِ من خطِ قرمز محسوب نمی شود و در دنیایِ امروزی ،چه خوب و چه بد، مهمترین وسیله جذبِ مشتری و فروش است. درآمد و رفاهِ مردم در کشورهایِ توسعه یافته مستقیم یا غیرمستقیم بیشتر از همین تجارت و خدمت دهی تامین می شود.

گفته ای که

" کمک هاي اين "ان جي او" بدست مردم بم نرسيد و سيستم اداري فاسد حاکم در ايران هر کدام سهمي را برداشت – جالب است که مسئول خارجي اين آن جي او هم خود ميدانست..."

در نظامِ سازمانی کشورهایِ توسعه یافته معمولا شرحِ وظیفه افراد به دقت و صراحت توصیف می شود. آن مامور احتمالا وظیفه نداشته، که به فرضِ محال هم که وظیفه می داشت در مملکتِ غریب امکان و توانش را نداشت، که از به گفته تو سهم خواهیِ سازمانهایِ مختلف جلوگیری کند. بهترین کاری که او می توانسته بکند و احتمالا هم کرده گزارش وضعیت به مقامهایِ بالاترش بوده است. شاید چنین گزارشهایی یک علت این امر باشد که به گفته خاتمی "از یک و یک دهم میلیارد دلار کمکهایِ خارجی تعهد شده به بم تا امروز (سالگردِ زلزله) فقط هفده و نیم میلیون دلار رسیده است" (اگر حافظه ام درست یاری کند و عددها را اشتباه نکنم. ولی فکر می کنم نسبت چیزی در این حدود است).


پژمان 19:02 @ Thu, 30 Dec 04

سلام ارنستویِ عزیز... در مورد قسمتِ اولِ پاسخت به آخرین نوشته من، نوشتی

"دوستمان پژمان از من مرجعي براي" مرامنامه سياست" خواسته بود- پيمان عزيز ميداند که من اين ترکيب را خودم ساخت ام تا مقصودم را برسانم ، پيمان هم خودش را ميزند به کوچه علي چپ که همچين چيزي وجود ندارد:

– من هم تکه هايي از "شهريار" نوشته ماکياولي را برايش قرار ميدهم:"

نکته در اینجاست تو در پاسخِ اعتراضِ نسرین به حککا گفته بودی:

"حکک يک حزب سياسي است براي کسب قدرت(تا امروز) ....- تا اينجا که گفتم خلافي بر اساس مرامنامه و اساسنامه سياست انجام نداده است (مگر اينکه بگويي من که مرامنامه سياست را قبول ندارم)..."

یعنی به گفته خودت عملِ موردِ اعتراضِ نسرین (و هاله) را به علتِ " خلافِ مرامنامه سیاست" نبودن مجاز دانسته ای. به طورِ ضمنی در این نظر و به طورِ صریح در نظرِ بعدی ادعا کرده ای که

"هر جريان سياسي که حزب تشکيل ميدهد تا قدرت سياسي را قبضه کند، يا اين مناسبات را پذيرفته و يا مجبورش ميکنند که بپذيرد ، چون از اصول پذيرفته شده اين بازي است که اسمش سياست است )"

تو با تاکید ادعا کردی

"مرامنامه سياسي ماکياولي را که مرامنامه تمامي ( تآکيد ميکنم تمامي) احزاب سياسي چپ و راست و ميانه و کند رو و تندرو هست"

پرسشِ من به صراحت این بود که" از کجا به چنین یقینی رسیده ای که تمامِ احزابِ سیاسی بر اساسِ مرامنامه (؟) سیاستِ ماکیاولی عمل می کنند؟" آیا خودت با پژوهش به این نتیجه رسیده ای یا این حرف چکیده نظر استادانِ فن است. متاسفانه آوردنِ نقلِ قولهایی از ماکیاولی در پاسخِ این بارِ تو و این که، به زعمِ تو، و بدونِ ارائه مدرک مستند، این نکته ها می تواند "برخی" رفتارهایِ سیاسی "بعضی" از حزبها را توضیح دهد همجنان این را ثابت نمی کند که مثلا" کتابِ شهریارِ ماکیاولی "مرامنامه" تمامی حزبهایِ موجود و قبل از این بوده است.

شایدِ یک علتِ ساده بر ردِ این "به تمامی" ماکیاولی بودنِ عملکردِ حزبها این باشد که در زمانِ ماکیاولی هنوز منتسکیو به دنیا نیامده بود تا کتابِ روح القوانین را بنویسد و اصلِ تفکیکِ قوا را بعنوانِ اصلِ پذیرفته شده در اکثر قریب به اتفاقِ کشورهای دنیا جا بیاندازد. حاکم به مفهومِ ماکیاولیستی و حکمرانِ مطلق آن با توجه به مفهومِ تفکیکِ قوا در حالِ حاضر در کشورهایِ مردمسالار مصداق ندارد. ماکیاولی قرنها قبل از انقلابِ فرانسه می زیسته و در زمانِ او مردم بیشتر "رعیت" بوده اند و شهروندی به معنی امروزی وجود نداشته است. در عصرِ ماکیاولی سرمایه داری صنعتی (و جدیدا" اطلاعاتی) وجود نداشته است تا او بخواهد بر اساسِ آنها نظریه پردازی کند. در عصرِ ماکیاولی و حکومتِ کلیسایی مفهومِ دولت-ملت اصولا" در ذهنِ هیچ کس نمی گنجید. بنابراین با توجه به موردهایِ گفته شده بسیار بعید است که نوشته های ماکیاولی اصولا" بتواند رفتار به نظرِ من بسیار پیچیده داخلی حزبهایِ و جامعه هایِ امروزی در کشورهایِ توسعه یافته را توضیح بدهد. امیدوارم از مقایسه من نرنجی (در مثل مناقشه نیست) ولی شاید این مسئله شبیه به ادعایِ فعلی برخی افراد باشد که دستورهایِ هزارو چهارصد سال پیشِ شرعی (مثلا قصاص یا پرداختِ دیه با شتر) می تواند مسئله هایِ قضایی و حقوقی جامعه فعلی ایران را حل کند. این هم نظری است ولی پذیرشش مشکل است و نیاز به استدلالِ محکم و مستندِ منطقی دارد.

مهمترین میراثٍ ماکیاولی، به نظرِ من، مفهومِ "هدف وسیله را توجیه می کند" است که معمولا هر وقت کاری غیراخلاقی است یا پشتوانه منطقی محکمی ندارد برایِ توجیه و بویژه برایِ اقناعِ افکارِ عمومی از آن استفاده می شود (فکر می کنم تو خودت هم در توجیه عملِ حککا به این مفهوم اشاره کرده ای). مثالی از این دستِ استفاده بوش و بلر از بهانه وجودِ سلاحهایِ کشتارِ جمعی در عراق برایِ حمله به عراق، که هیچ جانِ آگاهی آن را باور نکرد و تا به امروز هم چنین سلاحی پیدا نشده است.

به هر حال با توجه به موردهایِ بالا فکر می کنم پرسشِ من همچنان بی پاسخ مانده است.


دادامن 18:05 @ Thu, 30 Dec 04

تجدد ۷ ( دی ماه ۱۳۸۳) به سردبيری دادامن منتشر شد ..
تجدد ارگان جنبش دادائیستی ایران ..
در اين شماره می خوانيد :
۱. سه آذر شهيد هم آنجا بودند....
۲.فراخوان بر گذاری رفراندوم و چند پرسش بی پاسخ.......
۳ . رفراندوم . پروژه ی چاوز را بشناسيم .....
۴ . انتخابات رياست جمهوری و رفراندوم ملی....
۵. تمام آنچه او گفت TATU
۶. داستان من و ديوار (کيانوش سنجری )....
۷.ناصر خسرو حاشیه ای در متن ......
و ....
www.tajadod.5u.com
www.dadaman.5u.com


nasrin 16:34 @ Thu, 30 Dec 04

ترانه جان
منهم سال نو رو بهت تبريک می گم و سفر خوشی برات آرزو می کنم !
راستی منم مسافرم ٫ نکنه هم سفريم ؟:)


جوان سوسیالیست 15:11 @ Thu, 30 Dec 04

بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام مي‌دهد

خبرگزاري فارس: بانك جهاني با اختصاص دو وام 10 ميليون دلاري به دو بانك ايراني موافقت كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت امور اقتصادي و دارايي، هيات مديره شركت مالي بين‌المللي (IFC) وابسته به بانك جهاني ، جمعا مبلغ 20 ميليون دلار را به بانكهاي سامان و كارآفرين اختصاص داد. مدت بازپرداخت اين وامها پنج ساله بوده و دوره آن نيز دو سال است. بر اساس اين گزارش، اين وامها همانند وام اضطراري بازسازي بم به صورت Strean Line به هيات مديره ارايه شد و بدون بحث به تصويب رسيد. شايان ذكر است كه تنها راي منفي براي اعطاي اين وام، كرسي ايالات متحده آمريكا بوده است
منبع . پيک ايران،


جوان سوسیالیست 15:08 @ Thu, 30 Dec 04

بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام مي‌دهد

خبرگزاري فارس: بانك جهاني با اختصاص دو وام 10 ميليون دلاري به دو بانك ايراني موافقت كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت امور اقتصادي و دارايي، هيات مديره شركت مالي بين‌المللي (IFC) وابسته به بانك جهاني ، جمعا مبلغ 20 ميليون دلار را به بانكهاي سامان و كارآفرين اختصاص داد. مدت بازپرداخت اين وامها پنج ساله بوده و دوره آن نيز دو سال است. بر اساس اين گزارش، اين وامها همانند وام اضطراري بازسازي بم به صورت Strean Line به هيات مديره ارايه شد و بدون بحث به تصويب رسيد. شايان ذكر است كه تنها راي منفي براي اعطاي اين وام، كرسي ايالات متحده آمريكا بوده است
منبع . پيک ايران،


هاله 15:00 @ Thu, 30 Dec 04

شبح جان باهات صد در صد موافقم ولی انتقاد هم باید با دوستی همراه باشد وگرنه موجب کدورت میشود. من همین امروز ایمیلی از دوستی دریافت کردم که به بند بند متن ایرادهایی وارد کرده بود - بیشتر و اضافه بر همه اینها که اینجا گفته شد و اظهار امیدواری که مبادا به دل گرفته باشم. در پاسخ گفتم وقتی از هر کلامت دنیائی خیرخواهی و دوستی میباره چرا باید به دل گرفته باشم؟ نوشتم که برام موجب افتخاره که دوستی مثل اون در کنار داشته باشم.

فکر نمیکنم هیچ کدوم از ما پنج نفر، که اتفاقا" با هم خیلی هم زیبا کار کردیم، افراد خودمحوری باشیم و از شنیدن انتقاد سازنده فراری، ولی انتقاد کردن خود نیز هنریست و هر کسی ندارد (من جمله خودم). بفرما، بنشین و بتمرگ هر سه یک معنا دارد.

به هر حال امید است که حرکتهای آینده بی نقص تر باشند.


شبح 14:39 @ Thu, 30 Dec 04

هاله‌ي نازنين!(144)
من تازه بعد از يادآوری نسرين عزيز يادم آمد که قبلا اين متن به کانون فرستاده شده است اما مطمئن هستم بيشتر از يک کلمه نوشتم و انتقادات خودم را مطرح کردم. بعد ديگه موضوع پي‌گيری نشد.
به هر حال در مورد تومارهایی که فوريت دارند و به جان انسان‌ها ربط دارد من زياد سخت‌گيری نمي‌کنم و تومارها را امضا مي‌کنم اما در مواردی مانند اين موضوع که قرار است نامه‌یی به نهاد مهمی مانند پارلمان اروپا نوشته شود تصور می‌کنم نبايد عجله به خرج داد و بايد با حوصله‌ی بيشتری عمل کرد.الان هم اتفاق بدی نيفتاده است نامه‌یی توسط تو و چند دوست عزيز و محترم و دوست‌داشتنی تهيه شده است که به نظر من کليات‌اش خوب است و با چند اصلاح جزیی نامه‌ی خوبی از آب در مي‌آيد. حالا از اين نامه‌ها ما بايد زياد بنويسيم مهم اين است که بتوانيم با آرامش و دوستانه، با هم در موردش گفت‌وگو کنيم تا به وحدت نظر برسيم وقتی اين وحدت نظر حاصل شد آن‌وقت مهم نيست چه کسی مي‌نويسد هميشه در خطوط کلی با هم موافق خواهيم بود و فقط در موارد سليقه‌یی ممکن است اختلاف داشته باشيم و اختلاف سليقه نبايد مانع از امضا کردن يا تبليغ برای امضای متنی باشد.
به هر حال بايد امنيت داشته باشيم که انتقاد کنيم. امنيت نداشتن در انتقاد کرد يعنی سرکوب آزادی بيان مهم نيست اين سرکوب با چه ابزاری انجام شود. آزادی بيان يعنی اين که انسان‌ها آزاد باشند حرف بزنند و فوری انگ به آن‌ها چسبانده نشود و فوری به چيزی متهم نشوند.
تو می‌دانی و مطمئن هستم می‌دانی که انتقادات من و ارنستو و ندا و ترانه‌ی عزيز و بسيار از ديگران صرفا از سر خيرخواهی است و هيچ جنبه‌ی ديگری ندارد.
برای نمونه ترانه‌ی عزيز در همين نظرخواهی چند روز پيش به توماری که حککا نوشته بود اعتراض کرد و موجب بحثی بين او و منوچهر عزيز شد امروز هم دارد به اين تومار اعتراض مي‌کند خيلی وقت‌ها هم از خيلی از تومارها حمايت کرده کرده است. آزادی بيان يعنی همين يعنی آزاد باشيم تا نظرات خود را بيان کنيم و با بيان‌شان مورد تهديد واقع نشويم!
برای من اخم تو بزرگ‌ترين تهديدهاست! پس لطفا اخم نکن تا آزادانه و البته دوستانه و صادقانه بتوانم حرف‌ام را بزنم و انتقادم را بکنم!


ترانه 14:04 @ Thu, 30 Dec 04

ارنستو چه گوارا گرامی!

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجــــــــــــــــــــــــــــــــــه:
کل متن زير طنز است!
اِرنی جان از ديروز تا بحال کلی پيشرفت فرهنگی- سياسی- اجتماعی کرده ام.
۱- فرهنگی- بلطف کنجکاو مهربان فهمیدم من بخشی از اطلاعاتم در کتابخانه ام بایگانی می شود که کمتر ازش استفاده می کنم. دیشب معنی بعضی کلمات مانند نازنین و عزیزم را بهتر یاد گرفتم که فکر می کنم از این کلمات دیگر استفاده نکنم. در مورد شبح هیچ وصفی مثل نازنین بنظر خودم احساسم را نمی رساند چیزی مثل همان وصف من از دریا. تازه فهمیدم نازنین=دارای ناز-خوش اندام-لطیف و دلربا! شبح جان ببخشید! دیگه تکرار نمی شه!
از کنجکاو مهربان هم ممنون(با حفظ معنی واقعی)! راستی من تابحال کنجکاو خسته و وارفته نه دیده و نه شنیده بودم:))))
۲- سیاسی که مقوله و بحث شیرین ودرازی است اما کامل نيست و در فرصتی مناسب نقل می کنم.
۳- ا جتمايی: کامنت های مطلب ● فاجعه در اقيانوس هند! را تا شماره ۱۱۲ که خودم خونه بودم بعنوان يک کار جمعي کپی کردم و ديشب در مهمانی که متشکل از سوئدی -ایرانی و تنی چند امریکای لاتین و ۳نفر کرد بود در دسترس دوستان گذاشتم ايرانی ها ترجمه می شد و بحث های شیرینی داشتیم. شاد شدم که یک روزم فقط به جدل سیاسی پای کامپیوتر نگذشت و ثمره آن در اجتماع غیر اینترنتی هم راه یافت:))))

سال نو را بهمه شما مهربانان و نامهربانان تبریک می گویم! ترانه مسافر
پ. ن. این کامنت را بعنوان کارت تبریک بپذیرید.


خُسن آقا 13:13 @ Thu, 30 Dec 04

بیژن خان شما که نه فرصت‌طلب هستید و نه بی سوات!! چرا پا پیش نمی گذارید؟
درحقیقت آن مثلی (128) که آوردم در مورد شما مصداق پیدا می کند تکرارش نمی کنم.


امير 12:59 @ Thu, 30 Dec 04

شبح گرامي:به شما اطمينان ميدهم كه تاب و تحمل هر انتقادي را دارم.....ولي وقتي منتصب به طيفي ميشوم كه هرگز شعارهايش را باور نكردم....هرگز در انتخاباتش شركت نجستم ،قبول كنيد كه رنجيده خاطر ميشوم.البته اين اتهام از سوي افرادي غير از شما مطرح شده است.
من از شما خواهش ميكنم پروفيلي از وضعيت حاكم بر فضاي اجتماعي ،سياسي كشور به دوستان ارائه فرمائيد تا با سنجش ظرفيتها و پتانسيلها!!!!!!!!........؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعيات جامعه امروز ايران را دريابند!
شبح عزيز !اينكه ميگويم شما اين زحمت را تقبل فرمائيد ،ميترسم فردا متهم شوم به اينكه :((طيف خاصي قصد دارد بذر نااميدي در دل توده هاي عظيم بپاخاسته ،بپاشد)).
من بيقين ميدانم شما هم قصد و غرض بنده را از انجام اين برخوردهاي پراكنده در نزد پارلمان اروپا و ساير محافل بين المللي درك ميكنيد!
من بسهم خودم ،ميخواهم تلاش كنم تا در فضاي داخلي محدوده اي براي تحرك داشته باشيم......................!!
عزيزان من نه طيف هستم نه جميع الانوار!

فقط ميخواهم واقعيات ديده شوند واز رؤياي انفجار توده ها بيدار شويم.همين.
پيروز باشيد.


بیژن 12:50 @ Thu, 30 Dec 04

شماره‌ی ۱۴۱ من یک معذرت به تو بدهکار شدم:)
تو آن متن را ننوشته‌ای بلکه خودت منتقد آن هستی. با پوزش مجدد.


ارنستو چه گوارا 12:44 @ Thu, 30 Dec 04

بيژن عزيز

مثل اينکه اشتباه گرفتي - پيشنهاد من جايگزيني جمله زير با جمله مذکور است:

1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند.

توصيه ميکنم اول متن کامنت را دقيق بخواني بعدش اظهار فضل کني!

در کامنت شماره 141 اول متن نوشته شده در بيانيه را نوشتم و سپس اعتراضاتي که به آن دارم و در انتها متن پيشنهادي آورده شده است. در مورد 4 چون کل موضوع را قبول ندارم تقاضاي حذف آنرا کرده ام. ----- 4-قابل اصلاح نبود.

تا اينجا که معلوم شده سواد طيف فکري شما مشکل دارد. از اين به بعد را نميدانم.


بیژن 12:27 @ Thu, 30 Dec 04

شماره ۱۴۱ و شرکا!
خواهش می‌کنم آبروی ما ملت را بیش از این جلوی اروپایی‌ها نبرید و برويد اوّل غلط‌های املایی آن بیانيه را درست کنید!
"قوائد" در پاراگراف اوّل، هم از لحاظ کاربردی غلط است و هم از لحاظ جمع مکثر عربی. در واقع "قائد" به معنی "رهبر" و جمع آن "قائدین" است. آن واژه مورد نظر که به اشتباه درج کرده‌ايد،‌ "قواعد" جمع "قاعده" بايد باشد و نه قوائد!!

بدبخت ملت ما که چهارتا آدم فرصت‌طلب بی‌سواد برای اسم در کردن شده‌اند پیش‌قراول آزادی‌شان.


هاله 12:12 @ Thu, 30 Dec 04

دوستان متأسفانه حرفهای نسبتا" تلخ و نازیبائی دیروز اینجا رد و بدل شد که واقعا" لزومی نداشت. امیدوارم که هر یک از ما اولویت رو به یاد داشته باشیم که همانا تلاشمان برای آزادی است.

من به سهم خودم اگر حرفی زدم که موجب رنجش دوستی شد معذرت میخوام.


هاله 11:56 @ Thu, 30 Dec 04

ممنون ارنستو جان. دفعه دیگه هم در مورد نوشتن متن پیش از ترجمه و هم خود ترجمه با تو و شبح مشورت خواهیم کرد به شرطی که به طور اکتیو همراهی کنید نه اینکه فقط بگید این باید ویرایش بشه ولی پیشقدم نشید برایش. حالا یادم نیست کی ولی امیر متن رو هفته ها قبل به ایمیل کانون فرستاد اگر اشتباه نکنم و هیچکس هیچ نگفت (یا مثل شبح که یک کلمه گفت این باید ویرایش بشه. همین.).

در مواردی مثل 'پروسه' و اصولا" ترجمه - گفتم که من خوب بلد نیستم به فارسی سلیس ترجمه کنم و اینکار رو فقط به خاطر هیاهوی دیشب کردم. متن رو برای دوستی فرستاده بودم که اون هم به علت گرفتاری میلش رو چک نکرده بود - امروز او هم ترجمه ای آلترناتیو برام فرستاده که احتمالا" جایگزین این فعلی خواهد شد. متأسفانه من برای فارسی ترجمه کردن باید یک دستم دیکشنری باشه حال اونکه برای ترجمه به انگلیسی این مشکل رو ندارم.


ندا 11:11 @ Thu, 30 Dec 04

آقای ارنستو
من نمی دونم شما چند وقته که ايران نبوديد اما من که تا چهار ماه پيش اونجا بودم هر جا می رفتم، تو صف بانک، تو تاکسی، تو مهمونی ها و... مردم فقط می گفتند کاش آمريکا حمله کنه اين آخوندها رو تارو ومار کنه.
ملت انقدر خسته هستند که حاضرن چيز وحشتناکی مثل حمله به کشور و جنگ رو بپذيرن که از دست اينا راحت بشن.
فکر می کنم گناه دوستانی که جرأت کردن به جای اونها حرف بزنن رو ببخشن.


شبح 10:19 @ Thu, 30 Dec 04

Lawrence گرامی!(135و136)
هيچ کامنتی در نظرخواهی اين مطلب حذف نشده است.
ضمنا اگر از ای‌اس‌پی استفاده می‌کنيد که
www.shabah.org را فيلتر نکرده است. متشکر می‌شوم با ايميل به من خبر دهيد تا از آن استفاده کنم.
و يک ضمنا ديگر! دشمنی کور بدترين نوع دشمنی است و بدتر از آن اين که کسی پشت نام قايم شود و دشمنی کند. شما اگر از دست من ناراحت هستيد اينقدر معذب نباشيد و روح و روان خود را آزرده نکنيد. برای‌ام ايميل بفرستيد و مشکل‌تان را بگوييد شايد سؤتفاهمی در بين باشد که رفع شود!


ارنستو چه گوارا 10:15 @ Thu, 30 Dec 04

متن ترجمه شده که جايگرين متن فارسي شد بسيار بهتر از متن اولي است ، ولي مواردي را که بنظرم ميرسد به اطلاع دوستان ميرسانم ( باز هم ميگويم که اين انتقادات در همان طيف فکري نويسنده متن انجام ميگيرد و من انتقادات اصلي خودم را هنوز عنوان نکرده ام ولي در صورت تصحيح موارد فوق و با توجه به ضرورت حيات دموکراتيک يک جامعه ،من هم متن را امضا خواهم کرد):

1-ساختار دمکراتيک هر کشوري متشکل از مجلس و نمايندگاني است که توسط ملت و در محيطي آزاد انتخاب شده باشند. دولتهائي منتخب اينچنين قادرند قوانيني مشروع و مطابق با قوائد بين المللي وضع کرده و تصميمات سياسي بگيرند.

الف) ذکرهم مجلس و هم نمايندگان ضروري نيست
ب) دولتهايي منتخب نادرست است – در اين بين مفهوم دولت با حکومت جابجا شده است. وقتي شما به استقلال قواي سه گانه معتقديد ، ديگر قوه مقننه مستقل از قوه اجراييه ميدانيد – در اينجا بايد از لفظ حکومت و يا حاکميت استفاده شود.

1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند.

2-اين وضعيت در کشورهاي در حال توسعه و بخصوص خاورميانه مشهود ميباشد.
الف) چه کسي ميگويد فقط در خاورميانه – ذکر خاورميانه در اين بين ضروري نيست.مثل اينکه دلتان براي خاور ميانه بزرگ لک زده.

3- در طي تاريخ ايرانيان از چنين اوضاعي رنج برده اند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دمکراسي را خلق کرده اند. به جاي انتخابات آزاد، شوراي نگهبان، که خود مؤثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد، پروسه نمايندگان منتخب از قبل را اجرا کرد. اين يک پروسه کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است.

الف) ذکر اينکه در طي تاريخ ايرانيان .... اولآ که طي تاريخ نيست و طول تاريخ است ، ثانيآ با ذکر اين جمله حمايت طيف هاي نزذيک به سلطنت را از دست ميدهيدو ثالثآ مگر خوذ اروپايي ها در طول تاريخ حکومتهاي دموکراتيک داشته اند – اگر دموکراسي را به مفهوم مدرن آن هم در نظر بگيريد بيش از يک قرن هم قدمت ندارد.
ب) پروسه نمايندگان منتخب را از قبل اجرا کرد – موجب ميشود تمام کساني که کوچکترين آشنايي با زبان فارسي دارند هم اين متن را امضا نکنند(:
پ) استفاده نابجا از کلمه پروسه در جمله آخر –اگر مارکسيستها کلمه پروسه را ا ستفاده ميکنند –به جا از آن استفاده ميکنند و نه مثل اين متن . در اينجا از کلمه روند ميبايست استفاده شود.

3- رنجي که ايرانيان در طول تاريخ از چنين اوضاعي برده اند موجب شده که همواره براي تغيير اين اوضاع مبارزه کنند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دموکراسي را براي جهانيان بوجود آورده اند. شوراي نگهبان، که خود متآثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد با اعمال نفوذ در روند انتخاب و گزينش ، نمايندگان خود را به عنوان نمايندگان مردم به جهانيان معرفي نمود . اين يک روند کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است.
4-مردم ايران دير زماني است زير فشار اختناق رژيم حاکم بوده و حال در نهايت نا اميدي به دنبال حمايت جهاني هستند. آنان هيچ وسيله نقليه و مکانيزمي براي ايجاد تغيير در داخل ايران ندارند. خسته از اين جستجوي بي ثمر، مردم ايران تحت سلطه سيستمي هستند که تقريبا" تمامي آزادي هاي فردي و اجتماعي آنان را ربوده است.
الف) ذکر نهايت نا آميدي مردم ايران براي پارلمان اروپا ضروري نيست چون نشانگر تثبيت تمام عيار حکومت در ايران ميباشد و نقض قرض ميشود.
ب)وسيله نقليه ندارد يعني يک کارخانه خودرو سازي به ايران صادر کنيد ! واقعآ که آبروي زبا فارسي را برديد.
پ) خودتان خسته از جستجوي بي ثمر هستيد – مردم ايران هم به هيچ وجهي خسته از جستجوي بي ثمر نيستند.
ت) تفکيک آزادي هاي فردي و اجتماعي در متني که براي آزادي هاي اجتماعي است بسيار مسخره به نظر ميرسد و به معني اينست که اگر آزادي فرئي داشتيم از آزادي اجتماعي کوتاه ميآمديم- خواستيد بگوييد اگر رفسنجاني بيايد ما هم کو تاه ميآييم.

4-قابل اصلاح نبود.

5- کمک کنيد تا فرياد شصت ميليون ايراني براي دمکراسي، آزادي فردي .....

الف) شما به چه مجوزي از طرف 60 ميليون ايراني حرف ميزنيد
ب) باز هم تآکيد روي آزادي هاي فردي و اگر رفسنجاني بيايد ....


شبح 10:13 @ Thu, 30 Dec 04

امير عزيز!(116)
می‌دانی که من تو را هرگز متهم به چيزی نکردم و تو دوست خوب‌ام هستی و اساسا اگر انتقادی هست به تو نيست به آن متن است.
متاسفانه اين جو که ما نتوانيم از يک ديگر انتقاد کنيم و زود کار به قهر و ناراحتی و گسستن پيوندها برسد خيلی بد و خطرناک است ما بايد راحت و صادقانه با هم گفت‌وگو کنيم.
در ضمن من با جهت‌گيری اين متن و عملی که قرار است انجام بشود موافق هستم همان چند ماه پيش هم که آن را در گروپ فرستادی گفتم متن خوبی است که نياز به ويرايش و تغيير بعضی از واژه‌ها و عبارت‌ها دارد!
آيا نبايد همين انتقاد ساده را کرد؟


پاییز 9:42 @ Thu, 30 Dec 04

لطفا مطلب جديد مرا تحت عنوان آقای منتظری لطفا فرضيه ولايت فقيه خود را ژس بگيريد بخوانيد و در صورت امکان نظر خودتان را هم برايم بنويسيد.
متشکرم


Poneh 8:56 @ Thu, 30 Dec 04

وای خدا من با اين نانا خيلی حال ميکنم. با اينکه لحن تند و تيزی داره اما خيلی خوب بلده جواب نادان را بده .مرسی نانا جون چاکرتم


Lawrence 6:01 @ Thu, 30 Dec 04

راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
اينم يکی ديگه از دروغهات آقا!!


Lawrence 6:00 @ Thu, 30 Dec 04

راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
اينم يکی ديگه از دروغهات آقا!!


Lawrence 5:54 @ Thu, 30 Dec 04

عجيبه من دو تا کامنت گذاشته بودم الان