|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه شنبه، 1 دیماه 1383 | December 21, 2004
● کاش ماياکوفسکی بودم
ماياکوفسکی روز 14 آوريل 1930 با شليک گلولهای به قلب خود به زندگيش پايان داد.
منوچهرِعزیز (۱۰۵)
ارنستو ۹۰
آقای منوچهر، شما هم با بعضی پاچه گرفتن ها مثل انواع نانايی که شبها فراموش می کنه قرض هاش رو بخوره از ديد ديگه ای نگاه کنيد -مثلاً جنبهء مفرح بودنش- و سر بحث رو قيچی نکنيد. البته تعيين تکليف نمی کنم ها! اما خوب.. دوست داشتم اگر توضيحی داريد برای اين اصرار حزب در اينکه فعاليت برای نجات اين و آن را از آن خودش بدونه. من فکر می کنم سکوت نبايد کرد در مقابل همچين کاری و سکوت نمی کنم.
منوچهر گيرم که من شعبان بی مخ
پژمان عزيز۹۹.
نانایِ عزیز (۱۰۲) هر نوشته ای دو جنبه دارد شکل و محتوا. فکر می کنم صحبتِ من بیشتر در موردِ شکل و پرورشِ مطلب بود تا محتوا. روشنگری حتی در هنگامِ اختلافِ عقیده تا جایی که من می دانم الزاما به معنی درشتی در کلام نیست. بهر حال مسلما تو می توانی هر گونه می خواهی بنویسی و این از احترامِ من به تو یا دیگران کم نمی کند. در نظرِ ۹۹ خطِ اول از پاراگرافِ آخر "هاله (۹۶)" درست است.
پژمان ۸۹ نميدونم ديگه به چه زبونی بگم که بفهميد دوستان عزیز جوان من که مانند من فکر میکنید چشمان خود را باز کنید هنگامی که رژیم اسلامی با تلاش مردم ایران به قدرت رسید اگر روزی هویدا نخست وزیر شاه را در دادگاهی یک روزه پشت درب های بسته محاکمه و بلافاصله کشتند مردم انقلاب کرده به خیابانها میریختند و اعتراض میکردند هرگز این جنایتکاران اسلامی قادر نبودند که برنشست کرده و بعدها از کشته ها پشته بسازند هیچ نکته کوچک غیر دموکراتیکی نادیده نگیرید و به قدرت طلبان فرصت تحمیق مردم را ندهید هر که که میخواهند باشند و هر شعار خررنگ کنی که میخواهند بگویند. والسلام
و اما در رابطه با مایاکوفسکی و بحثٍ شیرینِ خودکشی :) : بعد از این همه نوشتن (۹۸و ۹۹) احساسِ بدی دارم. امشب شبِ عیدِ میلادِمسیح است (در واقع بود). خانواده ها به رسمِ همه سال دورِ هم، معمولا پیشِ بزرگترهایِفامیل مثلِ رسمِشبِ عید یا چله ایران، جمع می شوند و با خوشی می خورند و می نوشند و شادی می کنند. من در دیارِ غربت و دور از خانواده نشسته ام و به این گفته مارگوت بیگل (ترجمه و صدایِ زنده یاد احمد شاملو) فکر می کنم که "از جنگِ بی شکوه احساسی اندک دارم، اما آنچه به تمامی درمی یابم چیزی است که دراین بازی نهفته است"....
اما اينکه حزب می گه اين فقط کار ما بود يه جور دزدی هست.
راستی، يک وقت سوء تفاهم نشه، من مقصودم اين نيست که حککا قصد دزدی مالی داره.
پژمان عزيز اونچه من نتونستم خوب جمع بندی کنم تو بسيار روشن کننده گفتی.
نسرین جان، ارنستوی عزیز: کاش خودشون یک تک پا تشریف می آوردند یک کلام میگفتند کمکهای مالی کجا میرود - هم برای این کمپین و هم برای کمپینهایی که تا حال برایشان پول جمع کرده اند. اعتراض من هیچوقت به اینکه چرا پول جمع میکنند نبود و نیست. حرف من: ۱. دقیقا" برای چه پول جمع میکنند؟ پلانی که داده اند (اسکان دادن ژیلا و بختیار و بچه شان!) فعلا" به جز خیالی نیست. توضیح بدهند مخارج کمپین شامل چه چیزهائیست؟ ۲. چرا کمکها به حسابی شخصی در انگلیس واریز میشوند حال اونکه محل کمپین اسکاندیناوی است - تازه این هم مهم نیست اما کمکهای مالی باید به حساب رسمی سازمان ریخته بشود در غیر آنصورت جای حرف دارد. ۳. در صورتیکه هیچ زمان بختیار (طفلی عجب بی مسمائی هم دارد) و ژیلا رنگشون رو هم کسی ندید تکلیف پولهای داده شده چه خواهد شد؟ ۴. کمکهای مالی جمع شده برای کمپینهای دیگر چه به سرشان آمده؟ ببینم، اگر این سؤالها از سازمانی شد و ایشان نتوانستند جوابی محکمه پسند ارائه بدهند آیا به ملت ایراد وارد است اگر خودشان نتیجه گیری بکنند؟
پژمان جان و نسرين عزيز من نگفتم خودم مرامنامه سياسي ماکياولي را که مرامنامه تمامي ( تآکيد ميکنم تمامي) احزاب سياسي چپ و راست و ميانه و کند رو و تندرو هست، را قبول دارم (مسلما هر جريان سياسي که حزب تشکيل ميدهد تا قدرت سياسي را قبضه کند، يا اين مناسبات را پذيرفته و يا مجبورش ميکنند که بپذيرد ، چون از اصول پذيرفته شده اين بازي است که اسمش سياست است ) -من گفتم در چهارچوب کار سياسي خلافي انجام نشده و اگر هم فکر ميکنيد انجام شده ، اينکه شما به آن اعتراض ميکنيد کاملآ موجه است و بايد اعتراض کنيد - همينطور طرف مقابل هم اعتراضش به جريانات سياسي که بدون ذکر خط مشي مشخص در پشت اعتراضي پنهان ميشوند ، موجه است. پژمان عزيز براي من در مورد همزيستي مسالمت آميز طبقات اجتماعي موعظه کردي - آن چيزي که به هيچ وجهي قبول ندارم چون مابازايي خارجي ندارد. جنگ طبقاتي وجود دارد که هر کس بر مبناي ماهيت طبقاتي اش درگير آنست. مابقي هم – از جمله همکاري دموکراتيک نيروهاي اجتماعي و يا همزيستي مسالمت آميز طبقات اجتماعي و تمام اپوزوسيون بزير يک پرچم و حتي تمام پوزوسيون بزير يک پرچم چرندياتي است که نه در ايران بلکه در هيچ کشوري و نه فقط طيف چپ بلکه هيچ نوع گرايش سياسي راست هم در هيچ کجاي دنيا آنرا قبول ندارد و حرف مفتي بيش نيست. کدام حزب سياسي در کجاي دنيا مدعي است که حزبش تمام طبقات اجتماعي را در بر ميگيرد – اگر هم پيدا کردي بدان که فريبت داده اند.
پژمان جان.
ارنستو جان ؛ سلام هاله گلم اما در مورد مرامنامه سياست و کسب قدرت که نوشته ای ٫ نه ارنستو جان نه من و نه هاله نه سياست مداريم و نه دغدغه کسب قدرت داريم .
.... نانایِ عزیز (۷۷)...گفته زیبایی از مادر ترزا هست که "اگر در موردِ دیگران قضاوت کنی دیگر نمی توانی آنها را دوست داشته باشتی"...این گونه که تو بی پروا شمشیر از رو بسته ای و گاه حتی به صرفِ اظهارِ نظری چند خطی در مورد عقیده و حتی شخصیتِ دیگران قضاوت می کنی نه تنها در شان تو است که بعید هم می دانم حاصلی جز گسستنِ دوستیها و از میان بردنِ انگیزه ها داشته باشد منوچهرِ عزیز(۶۸) به نظر حرفِاصلی شما این است که اعلامیه سازمانِ رهایی زن " يک اعلاميه بود که به تمام انسانهای متمدن تبريک گفته بود.که ما(يعنی همه ما يعنی:شبح٫ ترانه٫هاله٫ارنستو٫ندا...........)نگذاشتيم يک انسان سنگسار شود.ما نگذاشتيم.در آن اعلاميه نه اسم حزبی بود و نه اسم جريان خاصی." نانا به خوبی نشان داد که در آن اعلامیه هم اسمِ حزب بود و هم اسمِ جریان و فردِ خاص. ولی جدایِ از این صحبت بد نیست نگاهی به نامه سرگشاده یک از مسئولانِ سازمانِ رهاییِ زن به یکی دیگر از فعالینِ حقوقِ زن که هم عقیده ایشان نیست بیاندازید
متنِ کاملِ نامه را می توان در نشانیِ زیر دید
نسرین جان نظر من را میخواهی بدانی، باشد چشم. حکک یک حزب سیاسی است برای کسب قدرت(تا امروز) از تمامی روش های غیر خشوت آمیز استفاده کرده است و میکند - تا اینجا که گفتم خلافی بر اساس مرامنامه و اساسنامه سیاست انجام نداده است (مگر اینکه بگویی من که مرامنامه سیاست را قبول ندارم) تمام این مشکلات بدلیل اینست که در نبود آزادی در ایران احزاب سیاسی جایگاه واقعی خودشان را پیدا نکرده اند - حزب کمونیستی که باید بدنبال تشکیلات کارگری باشد بدنبال حقوق انسانی (هیومن رایت ) است و ممکن است از آن بهره برداری سیاسی هم بکند - من خلافی در این بین نمی بینم - احزاب لیبرال چپ که باید بدنبال حقوق انسانی باشند ، اصلآ وجود ندارد ( هاله و نسرین قرار است تشکیل دهند) ..............
دوستان عزيز
شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)
شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)
شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)
شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)
شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)
ترانهی نازنين!(80)
اين کامنتها را که خواندم ياد قسمتی از کتاب "با آخرين نفسهایام" نوشتهی لويس بونوئل افتادم:
شایدم دعای روز کریسمس ما بشه:)))) «اگر انسان، انسان باشد و روابطش با دنیا روابطی انسانی، آنگاه می توان عشق را فقط با عشق، اعتماد را با اعتماد و عیره معاوضه کرد. اگر بخواهیم از هنر لذت ببریم، باید هنرمندانه پرورش یافته باشیم؛ اگر می خواهیم بر دیگران تاثیر گذاریم، باید قادر به برانگیختن و تشویق دیگران باشیم. هر کدام از روابط ما با بشر و طبیعت باید نمود ویژه ای باشد که با عین ها یا ابژه های اراده و زنده گی فردی واقعی مان منطبق باشد. اگر عشق می روزی ولی ناتوان از برانگیختن عشق هستی یعنی اگر عشقت، عشقی نمی آفریند، اگر با نمود زنده خود به عنوان آدمی عاشق، محبوب(دیگری) نمی شوی، آنگاه عشقت ناتوان است و این عین بدبختی است.» کریسمس خوبی برای همه آرزو می کنم و می بوسمتان! ترانه
اِرنی جان!
کنجکاو جان ولی واقعآ که خرد نابی -کنجکاو عزیز - مواظب باش هندوانه ها نیافتد (: من فکر میکردم تو و نانا به روزنامه "آهنگر" میگویید "چلنگر" (: یک حرفی هم با بچه های حککا دارم - حزبی که ادعای کسب قدرت سیاسی دارد باید تحمل این چیزها(انتقادات و ...) را هم داشته باشد - که اینبار خوب تحمل کردید -جای شکرش باقی است.
ندا ۷۴ تو هم بجای شلوغ پلوغ کردن بی جا بدو برو تو وبلاگت دوسه مطلب راجع به دزديهای
کنجکاو عزيزم من غلط بکنم که انگشتم را به اين بچه بازی ها که سر نخش تو دستای رژيم جنايتکار است آبی کنم !!!!
بابا جان تو که دست به پتی شن ات خوب است يکی هم به ره بری "جوان سوسياليست" برعليه حککا راه بنداز و خيال ما را از اين گفت و گو های فرسايشی و بی هوده آسوده کن، قول می دم نانا گرامی هم برای يک بار که شده انگشت اش را آبی کند. . آ... زنده باشيد. مرگ بر حککا، زنده باد تومار. آی بچه های قديمی تر ياد قطب زاده نمی افتيد، آهنگر به آن بدبخت می گفت تومار زاده.
آقای منوچهر. لطفاْ خودتون رو به کوچهء دست چپی نزنيد.
DARIYASH 60
شماره ۷۰ خدمتت عرض کنم تو همان بهتر که بری کريسمست را جشن بگيری
منوچهر باز هم ميگويم مردک بيشرم چرا خط اول پيام قبلی خودت را پاک کردی و باقی را گذاشتی برای اين که يادت بيارم اظهار فضله ات را اين زير کپی ميکنم خط به خط (ما پيروز شديم! جمهورى اسلامى زانو زد! ) شرم کن از خودت جمهوری اسلامی کجا زانو زد که فقط تو دیدی !!!!!!!! منظورت اینه که تمامی ادمهائی که تلاش کردند به امامزاده شما کمک کردند !!!!!!! اینا کین که گفته بودند که نمیگذارن و نگذاشتند هان اینا کین بازم منظورت امامزاده شما است !!!!!! (گفته بوديم نميگذاريم جمهورى اسلامى حاجيه را سنگسار کند و نگذاشتيم) و از همه مهمتر اینا کین دختر عمه های من که نیستند شاید دختر عمه تو باشن !!!!!! minaahadi@aol.com پروين کابلى: ٠٢٠ ٧٤٤ ٧٠٧-٠٠٤٦ www.azadizan.com میبینی چقدر عقب مونده هستی چندی پيش اين شعر مولوی را در وبلاگم نوشتم : ميخوام به تو و حزب تو و شماره ۵۹ و افرادی که به ياری طلبيدی هم بگم :
نانا 66! 2- تاریخ را جنبش ها و مبارزات انسانها می سازند و البته برده گی انسانها هم در آن نقش دارد که شاه و شیخ می آفریند. من تاریخ شاه و شیخ نمی خوانم! من از هر بهانه ای برای شادی استفاده می کنم و این روزها را هم خیال دارم از تعطیلاتم استفاده کنم. تو هم امیدوارم کریسمس خوبی داشته باشی! هر کس حق دارد از تفسیر حرف من نتیجه دلخواه خودش را بگیرد. ترانه
اينرا هم از سايت زيتون عزيز کپی ميکنم که ليست و کلکسیون فحاشيها تکميل شود.البته اين آقا منرا محکوم به مرگ کرده. با هم بخوانيم:
دزدی مدال انسانيت. اين پيروزى را به همه کسانيکه در اين کمپين جهانى ما را کمک کردند، به هزاران نفر که از شهرهاى مختلف ايران و از سراسر جهان طومار امضا کردند، خبر را به گوش همگان رساندند، ميتينگ سازمان داده و در ميتينگها حضور يافتند، به همه شما عزيزان صميمانه تبريک ميگوييم. اين پيروزى را به يک سکوى پرش مهم در پيشبرد مبارزاتمان عليه اعدام و سنگسار و عليه حکومت اسلامى تبديل کرده و روز مرگ اين حکومت را نزديکتر ميکنيم."
مصاحبه شبکه الجزيره قطر با پنج تن ازمدافعان حقوق ملل و اقوام ايران درتهران در اين مصاحبه آقايان يوسف عزيزي بني طرف (عرب الاحواز)،اکبر آزاد(ترک آذربايجان)، حسن عباسيان(عرب الاحواز)،فرزاد صمدلي(ترک آذربايجان)ونوروز حمزي (عرب الاحواز) شرکت داشتند.
- يوسف عزيزي بني طرف آقيا يوسف عزيزي بني طرف که يکي از فعالان مدني و نويسندگان مشهور عرب در ايران است در اين مصاحبه با تاکيد بر مقوله زشت عرب ستيزي در ميان شوونيستهاي ايران ، بروز چنين حملاتي را ناشي از پندارها و کينه هاي گروهي پان آريانيست دانست . وي با تاکيد بر تاريخ درخشان اعراب در ايران به دورانهايي اشاره کرد که ملل و اقوام فلات ايران در طول تاريخ به دفعات در قالب نظامهاي فدرالي توانستند همگام با حفظ قدرتمندانه وحدت ملي ، منشا اثرات مثبت و تعيين کننده اي درترقي و عمران کشور خود شوند. بني طرف خاطر نشان کرد نظام سياسي حاکم بر ايران تا قبل از کودتاي پهلوي اول و انقراض سلسله قاجاريه تحت عنوان نظام ممالک محروسه ايران شناخته مي شد که اين خود نشان دهنده ريشه دار بودن بحث فدراليسم در ايران است. - اکبر آزاد سپس آقاي اکبر آزاد بعنوان يکي ازنويسندگان و فعالان مدني شناخته شده آذربايجان که در زمينه دفاع از حقوق کودکان تلاشهاي تحسين برانگيزي داشته است ضمن بيان اين جمله که « تحصيل به زبان مادري حق و کار کودکان است» اظهار داشت: زماني که چند سال قبل آقاي خاتمي رييس جمهورمحترم،براي سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل به نيويورک رفته بودند بر اين مسئله تاکيد کردند که«ايران کشوري کثير المله است» . هر چند اظهار اين بيانات نتايج داخلي خاصي در بر نداشت ولي براين واقعيت بصورت رسمي صحه گذاشت که ايران ترکيبي است از ملل مختلف والبته متحد.از جمله اين ملتهاي همبسته مي توان به ملل ترکهاي آذربايجان،فارس ، کرد، عرب، تورکمن و بلوچ اشاره کرد. آزاد با اشاره به اينکه ترکهاي آذربايجان به تنهايي در حدودنيمي از اهالي ايران را تشکيل مي دهند و علاوه بر اين ترکان ترکمن،قشقايي،خراسان،خلج و سايرين نيز با جمعيتهاي مشهودي در ايران حضور دارند اظهار داشت منافع ترکها در ايران با ساير ملتهاي اين کشور به ويژه اعراب مشترکات متنوع و گسترده اي دارد.وي معتقد بود ستمي که بصورت تاريخي طي هشتاد سال گذشته بر ترکان رفته بنوعي بر اعراب نيز تحميل شده است. اکبر آزاد اظهار داشت بنده با کمال افتخار مي گويم که بانوان آذربايجاني نخستين بار در تاريخ ايران و خاورميانه ، در زمان شهيد بزرگ سيد جعفر پيشه وري توانستند از حق راي دان برخوردار شوند. همچنين اين آذربايجانيها بودند که در 29 بهمن سال 1356 قادر به خلق يکي از عظيمترين قيامهاي ملي تاريخ ايران در تبريز شدند. وي هدف خود از بيان اين مقدمات را معرفي آذربايجانيها بعنوان بنيانگذاران پارلمانتاريسم در ايران و يکي از فعالاترين ملل اين کشور در امر انتخابات دانست. - حسن عباسيان آقاي حسن عباسيان بعنوان رييس هيات مديره جمعيت عربهاي خوزستاني مقيم تهران(بيت العرب)،نويسنده وديپلمات سابق سومين فعال شناخته شده در زمينه حقوق اقوام وملل ايران بودند که با عباس ناصر خبرنگار شبکه الجزير به گفتگو نشستند.وي با اشاره به مواد 15و19 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران توضيح داد در اين دو قانون بجاي ترکيب معمول «ملت ايران» در هر دوماده از ترکيب« مردم ايران »استفاده شده است.چراکه نويسندگان قانون اساسي به اين امر توجه داشته اند که ايران از ملتهاي مختلف و گروههاي قومي متعدد تشکيل شده است.حتي قانون گذار کوشيده تا در اصل نوزده از کلمه قبيله در کنار کلمه قوم استفاده کرده و به اين ترتيب به اين گروههاي اجتماعي نيز احترام حقوقي قائل شود. عباسيان اظهار داشت به رغم وجود اين دو ماده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران متاسفانه از تدريس زبانهاي قومي در مدارس و يا همچنين استفاده از اين زبانها در مطبوعات و رسانه هاي گروهي خودداري مي شود و به اين ترتيب روح مساوات طلبانه حاکم بر اين دو اصل نديده گرفته شده است. وي با تاکيد بر عدم وجود مساوات در ميان اقوام و ملل ايران اظهارداشت که همين امر موجب شده تا به هنگام توزيع مناصب ،پستهاي حساس در اختيار گروه قومي حاکم قرار گيرد.عباسيان افزود اوضاع بقدري نگران کننده استکه در حال حاضر اگردر خوزستان يک عرب به اداره اي برود و در ان اداره با کارمند عرب ديگري روبرو شود حق ندارد با وي به زبان عربي صحبت کند و موظف است تا حتما به فارسي حرف بزند! - فرزاد صمدلي آقاي فرزاد صمدلي که در بين فعالين مدني آذربايجان بيشتر بعنوان يک خبرنگار شناخته مي شود در مصاحبه با شبکه الجزيره با تاکيد بر اهميت روز جهاني زبان مادري ( 21 فوريه- دوم اسفند) اظهار داشت: متاسفانه طي 25 سال اخير از جانب دولتهاي حاکم در قبال زبان مادري بيش از دو سوم از ايرانيهاي غير فارس زبان ، جز بعضي سخنان مثبت، ́́́اقدام حمايتي قابل توجهي مشاهده نشده است.صمدلي با بيان اينکه اساسا در دوران استبداد سياه رضاخاني،انتخاب زبان رسمي در ايران به رغم اکثريت تاريخي ترکهاي ايران، عملا بصورت آيين نامه اي و دستوري صورت گرفته است خواستار توجه جدي به همه پرنسيپهاي بين المللي در ارتباط با کشور هاي کثيرالمله اي همانند ايران شد. وي همچنين با اشاره به قانون اساسي افغانستان و نيز پيش نويس قانون اساسي عراق متذکر شد که اصولا در کشورهايي چون ايران تاکيد بر يک زبانه بودن نظام رسمي چندان قادر به پاسخگويي مطالبات حقه اقوام وملل آن کشورها نخواهد شد و تداوم اين امر سبب خواهد گرديد تا قوم يا ملتي که زبان وي بعنوان تنها زبان رسمي مملکت شناخته شده است خود را به مثابه تمثيلگر واحد هويت آن کشور بشناسد و به اين ترتيب خواسته و يا نا خواسته در امتداد حذف هويتهاي غير رسمي که البته در مواقعي غني تر و قوي تر از ان هويت رسمي نيزهستند حرکت کند . صمدلي با تاکيد بر ضرورت ورود به مبحث دو زبانگي در ايران جهت جلوگيري ازظهور شوونيسم و نيز رسميت منطقه اي تمام زبانهاي شناخته شده کشور خواهان آغاز تدريجي اين گفتگو بصورت کاملا مدني ، صبورانه و منطقي در ميان اقوام وملل ايران گرديد. - نوروز حمزي آقاي نوروز حمزي که يکي از فعالان فرهنگي عرب و همچنين از خبرنگاران شناخته شده در جامعه مطبوعاتي کشورمان مي باشد پنجمين فردي بود که با شبکه الجزير در خصوص حقوق اقوام وملل ايران مصاحبه کرد.وي با ارايه تعريف حقوقي از مفهوم اقليت باتوجه به اسناد بين المللي مربوط به حقوق اقليتها من جمله مقدمه و مواد 13و55و76 منشور سازمان ملل متحد ،ماده دوم اعلاميه جهاني حقوق بشر، مواد 18 و19و24و25و26و27ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ناظر بر رعايت حقوق همه افراد بدون هر گونه تبعيض خواستار رعايت دقيق مفاد تمام اسناد و کنوانسيونهاي بين المللي اي گرديد که دولت ايران همچون منشور ملل متحد(1324)،ميثاق بين المللي حقوق مدني - سياسي و حقوق اقتصادي- اجتماعي(1354)،کنوانسيون بين المللي منع و مجازات جنوسايد (1334) ،کنوانسيون بين المللي رفع تبعيض نژادي(1347)،کنوانسيون حقوق کودک (1372) ، کنوانسيون رفع تبعيض در امر تعليمات(1346) و همچنين مواد 15 و 19 و 20 و 48 قانون اساسي جمهوري اسلامي تاييد يا تدوين کرده است. وي همچنين با انتقاد از فرهنگ حاکم در خصوص خرده فرهنگ و يا اقليت خطاب کردن اقوام وملل ايران اظهار داشت اين اصطلاحات در حالي استفاده مي شود که هموطنان فارس زبان ما تنها يکي از اين اقوام وملل بوده و حتي فاقد اکثريت نسبي نيز هستند.وي خاطر نشان کرد که بعنوان مثال در همين طهران ، ترکها با بيش از 70 درصد ،نخستين کساني هستند که جمعيت پايتخت ايران را تشکيل مي دهند.
شماره ۵۹ اولا من هرکه را که دلم بخواد به نام و هرکه را که دلم بخواد به شماره خطاب خواهم کرد اين بخشی از-- آزادی -- من است و
دكتر ناصر فكوهي مدير گروه انسان شناسي دانشگاه تهران :
زبانهاي قومي بايد در تمام مدرسهها تدريس شوند
ايسنا- خبرگزاري دانشجويان ايران - ته | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||