سه شنبه، 1 دیماه 1383 | December 21, 2004

کاش ماياکوفسکی بودم

ماياکوفسکی روز 14 آوريل 1930 با شليک گلوله‌ای به قلب خود به زندگيش پايان داد.
در نامه‌ای که در کنار او پيدا شد چنين نوشته بود:

برای همه... می‌‌‌‌‌‌ميرم. هيچکس مقصر نيست و شايعات الکی راه نياندازيد. اينجانب مرحوم از شايعه بدم می‌آيد.
مامان، خواهرانم، رفقايم، مرا ببخشيد. اين روش خوبی نيست (و به هيچکس آن را توصيه نمی‌کنم) ولی من چارهء ديگری نداشتم.
ليلی دوستم داشته باش.
رفيق دولت، خانواده‌ء من عبارت است از: ليلی بريک، مامان، خواهرانم و ورونيکا و يتولدوونا پولونسکايا. اگر زندگی آنها را فراهم کنی متشکرم.
اشعار نيمه تمامم را به خانواده‌ء بريک بدهيد. آنها می‌دانن چکار بايد بکنند.
همانطور که می‌گويند
"پرونده بسته شد"
و قايق عشق
بر صخره‌ء زندگی‌ روزمره شکست
با زندگی بی‌حساب شدم
بی‌جهت
دردها را
فاجعه‌ها را
دوره نکنيد
و يا آزارها را.
شاد باشيد.
(و. م.)
ولاديمير ماياکوفسکی، مديا کاشيگر، نشر مينا، ترجمه‌ی مديا کاشيگر

December 21, 2004 08:25 PM

پژمان 5:43 @ Sun, 26 Dec 04

منوچهرِ‌عزیز (۱۰۵)
شکی نیست که تو می توانی هر وقتی که بخواهی از ادامه بحث صرفنظر کنی اگرچه در این موردِ خاص ظاهرا طرفِ‌ بحث بیشتر من بودم تا نانا. البته فکر نمی کنم در این حالتِ‌سکوت را بتوان علامتِ‌رضا یا عدمِ‌امکانِ پاسخگویی دانست. جوابی هم اگر بدهکار باشی به گونه ای که اشاره کرده ای بیشتر به من و یا ندا نیست. همانطور که در یادداشتم (۱۰۵) در پاراگرافِ‌آخر به صراحت اشاره کردم مسئله پرسشهایِ غیرسیاسی نسرین (۸۸) و بویژه هاله (۹۶) بود. پرسشِ ندا فقط جزئی از پرسشِ نسرین بود. موفق باشی.


ba to ham rah 19:31 @ Sat, 25 Dec 04

ارنستو ۹۰
من تورا خيلی دوست دارم.
ترانه آرام ومهربان من تورا خیلی دوست دارم.
شبح التيام بخش روزهای غمگينی من . من تورا خیلی دوست دارم.


ندا 11:34 @ Sat, 25 Dec 04

آقای منوچهر، شما هم با بعضی پاچه گرفتن ها مثل انواع نانايی که شبها فراموش می کنه قرض هاش رو بخوره از ديد ديگه ای نگاه کنيد -مثلاً جنبهء مفرح بودنش- و سر بحث رو قيچی نکنيد.

البته تعيين تکليف نمی کنم ها! اما خوب.. دوست داشتم اگر توضيحی داريد برای اين اصرار حزب در اينکه فعاليت برای نجات اين و آن را از آن خودش بدونه.

من فکر می کنم سکوت نبايد کرد در مقابل همچين کاری و ‌سکوت نمی کنم.


nana 2:58 @ Sat, 25 Dec 04

منوچهر

گيرم که من شعبان بی مخ
کی گارانتی ميکنه که فردا اگه آدمائی مثل تو و دوستانی که به ياری طلبيدی !!!!!
رفتين تو قدرت و شروع به گه کاری کرديد
اگه مردم ايران به تو وامثال تو بگن بابا چرا داری گه کاری ميکنی ؟
برنگردی بگی شما بی تربيت و بی ادب و شعبان بی مخ هستيد من يک طرفه مکالمه را قطع ميکنم !!!! هان کی اين گارانتی رو ميکنه .
تو نه برای اينکه من شعبان بی مخ هستم بلکه برای اينکه تو دروغگو و بزدل هستی و حتی با بدادم برسيد و امدن دوستان گرمابه و گلستان به ياری نتونستی جواب منطقی بدی درشو گذاشتی وگرنه وقتی به شر و ور
گفتن ميرسه روی هر روده درازی رو کم ميکنی و اينو من شعبان بی مخ همينجا به همه خواننده های بيطرف ثابت کردم .
واسه اين هم که خيالت را راحت کنم ادامه خواهم داد .
برو که دست استالين پشت و پناهت . نانا


منوچهر ژندی فر 2:47 @ Sat, 25 Dec 04

پژمان عزيز۹۹.
من هميشه از ديالوگ متمدنانه استقبال کرده ام و اينرا ديگر دوستان در اين سايت ميتوانند تاييد کنند. ديالوگ اصولن يعنی بحث با انسانی ديگر با انديشه ای ديگر. اين بسيار متمدنانه است که انسانها با يکديگر بحثی سازنده انجام دهند.که اگر من اشتباهی در تفسیر دنیا داشتم باهمان جرات در جریان بحث به تو بگويم اشتباه کردم٫این همیشه منظق من بوده .اما زمانی که ببينم حرمت انسان و بحث کننده زير پا گذاشته ميشود٫با اجازه شما يک طرفه بحث را قطع ميکنم٫چون برای خودم و ديگران اينقدر احترام قائل هستم که بحث به فحاشی کشيده نشود.من الزامن مجبور به بحث با شعبان بی مخ (مونث و يا مذکر با مدرک آکادمیک و یا بدون مدرک) نيستم. من برای احترامی که به تو و دیگر دوستان قائل بودم٫ضروری ديدم که اين جواب را به تو دوست خوبم بدهم٫که تصور نکنی من به تو بی احترامی کردم-زیرا به صحبتهای تو نپرداختم-.اين جواب را به تو و ديگران(مانند ندا) بدهکار بودم.در مورد صحبتهای تو هم کلی بحث داشتم٫اما چون اينجا آب گل آلود شد٫ترجيح دادم که سکوت کنم.اميدوارم اينرا به حساب بی ادبی من نگذاری.مخلصت منوچهر.


پژمان 21:06 @ Fri, 24 Dec 04

نانایِ‌ عزیز (۱۰۲) هر نوشته ای دو جنبه دارد شکل و محتوا. فکر می کنم صحبتِ‌ من بیشتر در موردِ شکل و پرورشِ مطلب بود تا محتوا. روشنگری حتی در هنگامِ اختلافِ عقیده تا جایی که من می دانم الزاما به معنی درشتی در کلام نیست. بهر حال مسلما تو می توانی هر گونه می خواهی بنویسی و این از احترامِ من به تو یا دیگران کم نمی کند.

در نظرِ‌ ۹۹ خطِ‌ اول از پاراگرافِ آخر "هاله (۹۶)" درست است.


nana 20:16 @ Fri, 24 Dec 04

پژمان ۸۹

نميدونم ديگه به چه زبونی بگم که بفهميد
من با هيچ کس و هيچ جريانی هيچ دوستی و رفاقتی ندارم
جز -حقيقت عريان - و از آنجا که از دروغ و ريا بشدت گريزانم در اين راستا هرکی که حرفهايش اندکی بو بده روبروم ايستاده و از برخورد باهاش ابائی ندارم .
حالا اينانی که حرفای بو دار ميزنند هم حقشونه که روبروی من بّه ايستند و با من برخورد کنن. والسلام
ارنستو
برای نشان دادن نقش يک حزب و روش های ان برای گرفتن قدرت سخنانی گفتی که با استناد به سخنان تو بايد برات بگويم به همين دلائل هرکسی که نگران آينده ايران است وظيفه حياتی نه تنها به مبارزه با رژيم جنايتکار اسلامی بلکه همزمان به مبارزه با اين جريان که با روش هائی که تو به ان اشاره ميکنی قصد گرفتن قدرت سياسی !!!!! دارد است نمايد .
از حزب ح ک ک ميگذرم و به جريانی به نام سازمان مجاهدين خلق میپردازم که برای رسيدن به قدرت سياسی از هيچ کاری رويگردان نبوده و نخواهند بود .
افراد از جان گذشته ای از اين سازمان مانند موسی خيابانی ها و اشرف ربيعی ها و رضائی ها با مرگ خود موجب يافتن حيثيت برای اين سازمان شدند ولی انانی که برای رسيدن به قدرت ميکوشند کوچکترين ربطی به هيچ يک از اين جان باختگان نداشته و ندارند و همان گونه که قبلا هم گفتم :
جنايتکارانی از قسم رفسنجانی و خامنه ای کشته های خود را کشته
دزدی های خود را کرده
دروغ ها را گفته اند
ولی کسانی که با روشهای به قول تو پوپوليستی !!!!! قرار است قدرت سياسی را بگيرند همگی جوان و سرزنده و شاداب !!!! رديف با دهانهای باز و دندانهای تيز آماده دريدن ملتی بدبخت و ستم کشيده که قرنهاست يوغ مشتی جنايتکار به گردن آنان است ميباشند .

دوستان عزیز جوان من که مانند من فکر میکنید چشمان خود را باز کنید هنگامی که رژیم اسلامی با تلاش مردم ایران به قدرت رسید اگر روزی هویدا نخست وزیر شاه را در دادگاهی یک روزه پشت درب های بسته محاکمه و بلافاصله کشتند مردم انقلاب کرده به خیابانها میریختند و اعتراض میکردند هرگز این جنایتکاران اسلامی قادر نبودند که برنشست کرده و بعدها از کشته ها پشته بسازند هیچ نکته کوچک غیر دموکراتیکی نادیده نگیرید و به قدرت طلبان فرصت تحمیق مردم را ندهید هر که که میخواهند باشند و هر شعار خررنگ کنی که میخواهند بگویند. والسلام


پژمان 20:00 @ Fri, 24 Dec 04

و اما در رابطه با مایاکوفسکی و بحثٍ شیرینِ خودکشی :) :

بعد از این همه نوشتن (۹۸و ۹۹) احساسِ بدی دارم. امشب شبِ عیدِ میلادِ‌مسیح است (در واقع بود). خانواده ها به رسمِ همه سال دورِ هم، معمولا پیشِ بزرگترهایِ‌فامیل مثلِ‌ رسمِ‌شبِ‌ عید یا چله ایران، جمع می شوند و با خوشی می خورند و می نوشند و شادی می کنند. من در دیارِ غربت و دور از خانواده نشسته ام و به این گفته مارگوت بیگل (ترجمه و صدایِ زنده یاد احمد شاملو) فکر می کنم که "از جنگِ بی شکوه احساسی اندک دارم، اما آنچه به تمامی درمی یابم چیزی است که دراین بازی نهفته است"....


ندا 19:47 @ Fri, 24 Dec 04

اما اينکه حزب می گه اين فقط کار ما بود يه جور دزدی هست.
که من فکر می کنم منفعت های احتمالی بعدی هم پشت اين حرف در نظر گرفته شده باشه.


ندا 19:45 @ Fri, 24 Dec 04

راستی،‌ يک وقت سوء تفاهم نشه، من مقصودم اين نيست که حککا قصد دزدی مالی داره.
گرچه پاسخ خانم رياضی من رو هم اصلاً‌ مجاب نکرد و بيشتر شبيه کولی بازی بود تا پاسخ.
اما اينکه می گه اين فقط کار ما بود يه جور دزدی هست.
که من فکر می کنم منفعت های احتمالی بعدی هم پشت اين حرف در نظر گرفته شده باشه.


ندا 16:58 @ Fri, 24 Dec 04

پژمان عزيز اونچه من نتونستم خوب جمع بندی کنم تو بسيار روشن کننده گفتی.
يک چيز ديگه هم اين هست که کسانی که اين پتيشن ها رو درست می کنن، براش تبليغ می کنن و امضاء می کنن هدفشون جلوگيری از قتلهای قانونی و نجات جان محکومين به اون هست.
اما هدف اين حزب فقط انگار مطرح کردن خودش هست.
وگرنه هيچ کدوم از بلاگر ها چه اونی که اولين بار خبر اعدام يا سنگسار قريب الوقوعی رو می ده چه اونی که پتيشن رو می سازه و ... هيچ وقت ادعايی نداشته.
اما وقتی يکی بياد بگه اين فقط نتيجهء فعاليت ما بود و بس، با خودت می گی اين از اين حرفش حتماً استفاده ای می خواد بکنه وگرنه چه فرقی می کنه اگه نجات جون مردم مهمه ديگه منم منم معنی نداره.


هاله 16:55 @ Fri, 24 Dec 04

نسرین جان، ارنستوی عزیز:

کاش خودشون یک تک پا تشریف می آوردند یک کلام میگفتند کمکهای مالی کجا میرود - هم برای این کمپین و هم برای کمپینهایی که تا حال برایشان پول جمع کرده اند. اعتراض من هیچوقت به اینکه چرا پول جمع میکنند نبود و نیست. حرف من:

۱. دقیقا" برای چه پول جمع میکنند؟ پلانی که داده اند (اسکان دادن ژیلا و بختیار و بچه شان!) فعلا" به جز خیالی نیست. توضیح بدهند مخارج کمپین شامل چه چیزهائیست؟

۲. چرا کمکها به حسابی شخصی در انگلیس واریز میشوند حال اونکه محل کمپین اسکاندیناوی است - تازه این هم مهم نیست اما کمکهای مالی باید به حساب رسمی سازمان ریخته بشود در غیر آنصورت جای حرف دارد.

۳. در صورتیکه هیچ زمان بختیار (طفلی عجب بی مسمائی هم دارد) و ژیلا رنگشون رو هم کسی ندید تکلیف پولهای داده شده چه خواهد شد؟

۴. کمکهای مالی جمع شده برای کمپینهای دیگر چه به سرشان آمده؟

ببینم، اگر این سؤالها از سازمانی شد و ایشان نتوانستند جوابی محکمه پسند ارائه بدهند آیا به ملت ایراد وارد است اگر خودشان نتیجه گیری بکنند؟


ارنستو چه گوارا 16:24 @ Fri, 24 Dec 04

پژمان جان و نسرين عزيز

من نگفتم خودم مرامنامه سياسي ماکياولي را که مرامنامه تمامي ( تآکيد ميکنم تمامي) احزاب سياسي چپ و راست و ميانه و کند رو و تندرو هست، را قبول دارم (مسلما هر جريان سياسي که حزب تشکيل ميدهد تا قدرت سياسي را قبضه کند، يا اين مناسبات را پذيرفته و يا مجبورش ميکنند که بپذيرد ، چون از اصول پذيرفته شده اين بازي است که اسمش سياست است ) -من گفتم در چهارچوب کار سياسي خلافي انجام نشده و اگر هم فکر ميکنيد انجام شده ، اينکه شما به آن اعتراض ميکنيد کاملآ موجه است و بايد اعتراض کنيد - همينطور طرف مقابل هم اعتراضش به جريانات سياسي که بدون ذکر خط مشي مشخص در پشت اعتراضي پنهان ميشوند ، موجه است.
اينرا ميگويند حيات دموکراتيک يک جامعه و چپ ها آنرا از تبعات مبارزه طبقاتي ميدانند.
البته پندي که نسرين براي کسب وجهه و اعتبار براي يک جريان سياسي عنوان ميکند، حرف درستي است(البته چند تا هندوانه هم تحويل ما داد تا صدامان در نيايد) و حکک اگر بخواهد مقبوليت سياسي کسب کند بهتر است آنرا گوش کند ولي موضوع اينست که اصولآ ما احزاب سياسي قدرتمند ايراني نداريم – حکک هم تمام تبليغاتش براي اين نيست که توده هاي هوادار خود را نگاه دارد- براي اينست که در اين معادلات سياسي موفق تر عمل کند. چون خلاف تمام تبليغات حکک طرفدارانش زياد نيستند- حککا استاد تبليغات سياسي است –(من خيلي از پررو بودنشان و از رو نرفتنشان خوشم ميآيد- چون مناسب حال ساير جريانات سياسي است) – البته کم هم نيستند با توجه به سابقه اش ، به نظر من رشد بسيار خوبي در جنبش چپ داشته – يعني فقط توانسته چپ هاي پراکنده را جمع کند ولي مقبوليت چنداني در بين کارگران ندارد – نه اينکه حکک ندارد – هيچ گروه چپ ندارد – هيچ گروه سياسي راست و ميانه رويي هم ندارد. اينکه حکک گاهي پوپوليست ميشود از اين بابت است که نيروهاي اجتماعي را سازماندهي کند وگرنه خودش هم ميداند که اين نوع تبليغات تآثير چنداني بروي طبقه کارگر ندارد. طبقه کارگر تا کاري برايش انجام ندهي و تا براي کاهش ستمي که بر او ميرود ، مبارزه اي را سازماندهي نکني و موفق نشوي –تره هم براي کسي خورد نمي کند –اين واقعيتي است که در هيچ کتابي نوشته نشده است.

پژمان عزيز براي من در مورد همزيستي مسالمت آميز طبقات اجتماعي موعظه کردي - آن چيزي که به هيچ وجهي قبول ندارم چون مابازايي خارجي ندارد. جنگ طبقاتي وجود دارد که هر کس بر مبناي ماهيت طبقاتي اش درگير آنست. مابقي هم – از جمله همکاري دموکراتيک نيروهاي اجتماعي و يا همزيستي مسالمت آميز طبقات اجتماعي و تمام اپوزوسيون بزير يک پرچم و حتي تمام پوزوسيون بزير يک پرچم چرندياتي است که نه در ايران بلکه در هيچ کشوري و نه فقط طيف چپ بلکه هيچ نوع گرايش سياسي راست هم در هيچ کجاي دنيا آنرا قبول ندارد و حرف مفتي بيش نيست. کدام حزب سياسي در کجاي دنيا مدعي است که حزبش تمام طبقات اجتماعي را در بر ميگيرد – اگر هم پيدا کردي بدان که فريبت داده اند.


منوچهر ژندی فر 13:56 @ Fri, 24 Dec 04

پژمان جان.
تنها نکاتی را يادآوری ميکنم که شايد قضيه قدری روشن شود.ولی من اين بحث فرسايشی را ادامه نميدهم.اعلاميه ای که من آوردم متعلق به "سازمان آزادی زن" بود و نه "سازمان رهايی زن" اين دو سازمان مختلف هستند با رهبری و نشريه مختلف.
رفيق ناهيد رياضی متعلق به سازمان رهايی زن است و ربطی به کمپين مينا احدی برای لغو حکم سنگسار حاجيه ندارد. دقت کن هم اکنون دو کمپين راه افتاده يکی در مورد لغو حکم سنگسار حاجيه (که آن اعلاميه مربوط به اين حکم ميشد) و ديگری در مورد لغو حکم اعدام ليلا.


nasrin 13:41 @ Fri, 24 Dec 04

ارنستو جان
برای اينکه موضع من در مورد حکک برات روشن بشه (البته برای تاکيد اگر نه بار ها همين جا اعلام کرده ام) ٫ کپی کامنتی را که در پيامگير هاله در بحث مربوط به پاسخ خانم رياضی گذاشته بودم يک بار ديگر در اينجا می گذارم .

؛ سلام هاله گلم
جواب خانم ریاضی رو خوندم . حق با توست اصلا قانع کننده نبود !
باور کن از صمیم قلبم اینو میگم که امیدوار بودم پاسخ قانع کننده ای برای این موضوع داشته باشند . میدونی که من حتی گاهی به عنوان یک شخص بی طرف در مقابل انتقادات بدون دلیل و مدرک بر علیه حکک موضع گرفته ام چون تمام نیروهایی که بر علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کنند با هر عقیده و مرامی برای من محترم هستند اما این بار این پاسخ و حتی روش پاسخ گویی به هیچ عنوان قابل دفاع نیست . متاسفم !؛

اما در مورد مرامنامه سياست و کسب قدرت که نوشته ای ٫ نه ارنستو جان نه من و نه هاله نه سياست مداريم و نه دغدغه کسب قدرت داريم .
ولی آيا هدف حکک فقط جلب حمايت افراد سياسی مثل ارنستو چگوارا است يا توده مردم مثل من که آگاهی چندانی از سياست و سياست بازی و اساسنامه و مرامنامه سياست ندارند ؟
تمام سعی من اين است که بگويم اينگونه روش های مبالغه آمیز و تحريک کننده نه تنها حمايت ديگران (افراد عادی مثل من را که یک حزب سیاسی شدیدا به آرای آنان برای کسب قدرت نیاز دارد ) را جلب نمی کند بلکه آنان را می گريزاند !
ضمنا من هیچ مخالفتی با جمع آوری کمک های مالی برای احزاب سیاسی ندارم ٫ اما اینگونه درخواست ها باید شفاف و روشن باشند نه با سوء استفاده از احساسات مردم و برای اهداف پنهان !


پژمان 13:07 @ Fri, 24 Dec 04

....

نانایِ عزیز (۷۷)...گفته زیبایی از مادر ترزا هست که "اگر در موردِ دیگران قضاوت کنی دیگر نمی توانی آنها را دوست داشته باشتی"...این گونه که تو بی پروا شمشیر از رو بسته ای و گاه حتی به صرفِ اظهارِ نظری چند خطی در مورد عقیده و حتی شخصیتِ دیگران قضاوت می کنی نه تنها در شان تو است که بعید هم می دانم حاصلی جز گسستنِ دوستیها و از میان بردنِ انگیزه ها داشته باشد

منوچهرِ عزیز(۶۸) به نظر حرفِ‌اصلی شما این است که اعلامیه سازمانِ رهایی زن

" يک اعلاميه بود که به تمام انسانهای متمدن تبريک گفته بود.که ما(يعنی همه ما يعنی:شبح٫ ترانه٫هاله٫ارنستو٫ندا...........)نگذاشتيم يک انسان سنگسار شود.ما نگذاشتيم.در آن اعلاميه نه اسم حزبی بود و نه اسم جريان خاصی."

نانا به خوبی نشان داد که در آن اعلامیه هم اسمِ حزب بود و هم اسمِ جریان و فردِ خاص. ولی جدایِ از این صحبت بد نیست نگاهی به نامه سرگشاده یک از مسئولانِ سازمانِ رهاییِ زن به یکی دیگر از فعالینِ حقوقِ زن که هم عقیده ایشان نیست بیاندازید


"بى رودربايستى خانم ....: هر چه موفقيت و دستاورد در اين جنبش [حقوقِ زنان] براى لغو اعدام اين يکى و لغو سنگسار آن يکى، از زندان بيرون کشيدن اين و ممانعت از دستگيرى آن هست، دستاورد جنبش ماست [سازمانِ رهاییِ زن]"

متنِ کاملِ نامه را می توان در نشانیِ زیر دید


ارنستو چه گوارا 12:53 @ Fri, 24 Dec 04

نسرین جان

نظر من را میخواهی بدانی، باشد چشم.

حکک یک حزب سیاسی است برای کسب قدرت(تا امروز) از تمامی روش های غیر خشوت آمیز استفاده کرده است و میکند - تا اینجا که گفتم خلافی بر اساس مرامنامه و اساسنامه سیاست انجام نداده است (مگر اینکه بگویی من که مرامنامه سیاست را قبول ندارم)
شما اگر میخواهی یک حزب سیاسی که در یک مقطع مواضعتان هماهنگ است، مبارزاتت را مصادره نکند برو خودت حزب تشکیل بده هر چند هاله هم حق دارد بگوید ، حکک همه چیز را به نام خودش مصادره میکنید و خیلی بی شرم هستید . خانم ریاضی هم حق دارد کمک مالی جمع کند و شما هم حق دارید بگویید دارد کلاشی میکند.
اگر هاله (و نسرین که حزب تشکیل داده) هم یک روزی کمک مالی برای گرسنگان بیافرا جمع کردند من هم حق دارم بگویم هاله جان تو کلاشی - ضمنآ حق دارم بگویم چرا از جایزه نوبل خانم عبادی خرج نمیکنی -مگر پول مفت دارم که بدهم به تو.

تمام این مشکلات بدلیل اینست که در نبود آزادی در ایران احزاب سیاسی جایگاه واقعی خودشان را پیدا نکرده اند - حزب کمونیستی که باید بدنبال تشکیلات کارگری باشد بدنبال حقوق انسانی (هیومن رایت ) است و ممکن است از آن بهره برداری سیاسی هم بکند - من خلافی در این بین نمی بینم - احزاب لیبرال چپ که باید بدنبال حقوق انسانی باشند ، اصلآ وجود ندارد ( هاله و نسرین قرار است تشکیل دهند) ..............


nasrin 12:21 @ Fri, 24 Dec 04

دوستان عزيز
ارنستو ٫ کنجکاو و نانا
منهم به فعالیت حکک در کنار دیگر گروه های سیاسی بر علیه جمهوری اسلامی ارج میگذارم و بار ها در مقابل اتهامات بدون دلیل و مدرک نسبت به حکک موضع هم گرفته ام .
ولی توجه داشته باشيد که اين بار انتقادات به حکک عکس العملی بود به ادعای حکک مبنی بر اينکه لغو حکم اعدام ليلا را تنها نتيجه تلاش های خود دانسته بودند و بس .
این آنها هستند که دیگران را به حساب نمی آورند نه دیگران آنها را ٫ و عکس العمل دوستان هم از موضع دفاعی بود ٫ نه حمله !
علاوه بر اين هاله عزيز در مورد درخواست کمک مالی از طرف خانم رياضی انتقاد کرده بود و ايشان هم پاسخی داده بودند که به نظر عده ای از جمله خود من قانع کننده نبود .


yalda 12:18 @ Fri, 24 Dec 04

شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)


yalda 12:16 @ Fri, 24 Dec 04

شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)


yalda 12:15 @ Fri, 24 Dec 04

شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)


yalda 12:14 @ Fri, 24 Dec 04

شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)


yalda 12:13 @ Fri, 24 Dec 04

شبح جان خوشحالم كه فقط ؛شبح؛تصميم گرفته بجاي ماياكوفسكي باشد نه خود ـ حقيقيت:)....اگر فكر خوانواده كوچكت را نميكني حد اقل بايد به فكر دوستداران شبحي ات باشي و سرحالتر و قبراق تر از قبل برايمان از درد ها و درمانشان بگويي! خيلي خودخواهم نه؟:)...ظاهرا ما به اصطلاح دوستانت هم تو رو براي خودمان ميخواهيم نه بخاطر خودت:(((((....پس شبح جان با تمام وجود به احساست ارج ميگذارم! اما مطمئنم بعد از ابرازشون در اينجا كمي سبك شده اي...ضمنا تهديد هاله رو هم جدي بگير:)


شبح 12:08 @ Fri, 24 Dec 04

ترانه‌ی نازنين!(80)
خيلی خواندن دوباره و چند باره‌ی نقل قولی که از مارکس آوردی چسبيد!
خب بايد بگم ترانه به اين تيزهوشی و خوش‌قلبی نوبره والا!


شبح 12:04 @ Fri, 24 Dec 04

اين کامنت‌ها را که خواندم ياد قسمتی از کتاب "با آخرين نفس‌های‌ام" نوشته‌ی لويس بونوئل افتادم:
خيلی دلم می‌خواد وقتی که مردم، هر ده‌سال يک‌بار از ميان مردها بيرون بيايم، خودم را به يک کيوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانه‌های جمعی دارم، چند تا روزنامه بخرم. اين آخرين آروزی من است: روزنامه‌ها را زير بغلم می‌زنم بعد کورمال کورمال به قبرستان برمی‌گردم و از فجايع اين جهان باخبر می‌شوم، سپس با خاطری آسوده در بستر امن کور خود دوباره به خواب می‌روم.


ترانه 11:54 @ Fri, 24 Dec 04


نازنین ترین شبح دنیا!
دیشب قبل از خواب به این بخش از دست نوشته های اقتصادی و فلسفی 1844 رسیدم. یادم هست یه بار برامون نوشته بودی. بهرحال برات دو باره می نویسم.

شایدم دعای روز کریسمس ما بشه:))))

«اگر انسان، انسان باشد و روابطش با دنیا روابطی انسانی، آنگاه می توان عشق را فقط با عشق، اعتماد را با اعتماد و عیره معاوضه کرد. اگر بخواهیم از هنر لذت ببریم، باید هنرمندانه پرورش یافته باشیم؛ اگر می خواهیم بر دیگران تاثیر گذاریم، باید قادر به برانگیختن و تشویق دیگران باشیم. هر کدام از روابط ما با بشر و طبیعت باید نمود ویژه ای باشد که با عین ها یا ابژه های اراده و زنده گی فردی واقعی مان منطبق باشد. اگر عشق می روزی ولی ناتوان از برانگیختن عشق هستی یعنی اگر عشقت، عشقی نمی آفریند، اگر با نمود زنده خود به عنوان آدمی عاشق، محبوب(دیگری) نمی شوی، آنگاه عشقت ناتوان است و این عین بدبختی است.»
« دست نوشته های اقتصادی فلسفی 1844 کارل مارکس ص223»

کریسمس خوبی برای همه آرزو می کنم و می بوسمتان! ترانه


کنجکاو 11:25 @ Fri, 24 Dec 04

اِرنی جان!
من گفتم قديمی ها اما نگفتم مردگان!!. باور کن هنوز هم نوجوانی بيش نيستم که می توانم با يک بچه 4 ساله سه ساعت در باره قطار و مدل های جور واجورش گفت و گو کنم و لذت ببرم.


ارنستو چه گوارا 11:13 @ Fri, 24 Dec 04

کنجکاو جان
من همش یاد شبح می افتم که توی این غم تراژیکی که دچارش شده این بحث ها را میخواند و خنده ام میگیرد.

ولی واقعآ که خرد نابی -کنجکاو عزیز - مواظب باش هندوانه ها نیافتد (:

من فکر میکردم تو و نانا به روزنامه "آهنگر" میگویید "چلنگر" (:

یک حرفی هم با بچه های حککا دارم - حزبی که ادعای کسب قدرت سیاسی دارد باید تحمل این چیزها(انتقادات و ...) را هم داشته باشد - که اینبار خوب تحمل کردید -جای شکرش باقی است.


nana 11:05 @ Fri, 24 Dec 04

ندا ۷۴

تو هم بجای شلوغ پلوغ کردن بی جا بدو برو تو وبلاگت دوسه مطلب راجع به دزديهای
آقازاده های رفسنجانی بنويس که برای همه
مسلمه و روشن .
چون اين اتهامی که تو و يه مشت هياهو کن نادان به ح ک ک ميزنيد هيچ کجايش مسلم و واضح نيست .
قبل از خوابيدن هم يادت نرده دندونت رو مسواک کن بدو ببينم !!!!!!! نانا


nana 10:59 @ Fri, 24 Dec 04

کنجکاو عزيزم

من غلط بکنم که انگشتم را به اين بچه بازی ها که سر نخش تو دستای رژيم جنايتکار است آبی کنم !!!!
هميشه تو شلوغ پلوغيه که اين رژيم توانسته استفادهاش رو ببره .
با حزب کمونيست کارگری هم مشکلی ندارم و وجودشون برام قابل تحمله تا وقتی که آدرس غلط ندهند .
سرهمه را با يه سری هياهوی اينجوری گرم
کرده اند تا خودشون بحران هاشون رو با امريکا و اروپا زير لحاف حل کنند .
تازه خودت خوب ميدونی که از اول ماجرا خودم مرتب گفتم گول نخوريد
و حالا ميبينم که بين اين توهم قهرمانی بین يه مشت کودک دعوا شده !!!!!!
من رلی تو اين ماجرا نداشته و ندارم همانگونه که قسمتی از حرفهای منوچهر مزخرف است قسمت زيادی از حرفهای انانی که به ح ک ک میپرند ناروا و چرت و پرت است
مثل بچه مدرسه ايها همه به خود باد داده اند ه ما بوديم نجات دهنده !!!!!!
همگيتون درش را بگذاريد که ساده لوحيد . نانا


کنجکاو 10:42 @ Fri, 24 Dec 04

بابا جان تو که دست به پتی شن ات خوب است يکی هم به ره بری "جوان سوسياليست" برعليه حککا راه بنداز و خيال ما را از اين گفت و گو های فرسايشی و بی هوده آسوده کن، قول می دم نانا گرامی هم برای يک بار که شده انگشت اش را آبی کند. . آ... زنده باشيد.

مرگ بر حککا، زنده باد تومار.

آی بچه های قديمی تر ياد قطب زاده نمی افتيد، آهنگر به آن بدبخت می گفت تومار زاده.


ندا 9:21 @ Fri, 24 Dec 04

آقای منوچهر. لطفاْ‌ خودتون رو به کوچهء‌ دست چپی نزنيد.
اين مدال انسانيت که می فرماييد تصادفاً‌ يک سرش وصل شده به يک حساب بانکی که خانم رياضی عزيزتان فرمودند برای جمع خرج سفرهای بشر دوستانهء همين حزبيان بيش از حد انسان دوست است.
ببينيد، شما با يک سری آدم بالغ طرف هستين،‌متوجه می شين؟
بعد هم حزبتون چطور اوايل پتيشن درست کردن رو مسخره می کرد؟ حالا چرا می خواد طوری وانمود کنه انگار اصلاً‌ خودش از اول... اه بابا ولش کن.


Farid 7:42 @ Fri, 24 Dec 04

DARIYASH 60
aval begoo ke az kodam HKKA defa mikoni ?
hkka ( Hekmatist ) ?
Ya
hkka ( shishaki ) ?


nana 5:16 @ Fri, 24 Dec 04

شماره ۷۰

خدمتت عرض کنم تو همان بهتر که بری کريسمست را جشن بگيری
و اگر گاهی گداری اينجا آمدی هم همان کپی تقلبی شعرهای شعرای بيچاره را که ميسازی قرقره کنی !!!!!
و وقتی هم که از تعطيلاتت برگشتی يادت باشه نانا اينجا نشسته و مواظبه که بوی دروغ و ريا به مشامش بخوره . نانا


nana 5:06 @ Fri, 24 Dec 04

منوچهر
باز که امدی شلوغش کردی از يابوئی که سوارش هستی پياده شو با هم بريم يکی يکی .
اگه از زهرا خانم حرف ناگواری نشنيدی شايد علتش اين باشه که اون روزا حرفای گوارا برای زهرا خانمها ميزدی و الان يادت رفته . اين يک
دوما وقاحت به اين شکل من نديده بودم که يک مرد گنده اشگش در اد و به قوای کمکی خود خطاب کنه که بيائيد از من دفاع کنيد چون نانا بر عليه من چيز نوشته خجالت هم خوب چيزیه مرد گنده نا سلامتی تو مبارزی و بايد بتونی خودت از حرفات اگه صد تا يه غاز نيست دفاع کنی چرا هوار ميکشی که به ياری من بشتابيد به عوض تخمه شکستن
اين هم دو

باز هم ميگويم مردک بيشرم چرا خط اول پيام قبلی خودت را پاک کردی و باقی را گذاشتی برای اين که يادت بيارم اظهار فضله ات را اين زير کپی ميکنم خط به خط

(ما پيروز شديم! جمهورى اسلامى زانو زد! )

شرم کن از خودت جمهوری اسلامی کجا زانو زد که فقط تو دیدی !!!!!!!!
این مائی که این زیر نوشته ای منظورت کیا هستند
(اين پيروزى را به همه کسانيکه در اين کمپين جهانى ما را کمک کردند، )

منظورت اینه که تمامی ادمهائی که تلاش کردند به امامزاده شما کمک کردند !!!!!!!

اینا کین که گفته بودند که نمیگذارن و نگذاشتند هان اینا کین بازم منظورت امامزاده شما است !!!!!!

(گفته بوديم نميگذاريم جمهورى اسلامى حاجيه را سنگسار کند و نگذاشتيم)

و از همه مهمتر اینا کین دختر عمه های من که نیستند شاید دختر عمه تو باشن !!!!!!

minaahadi@aol.com

پروين کابلى: ٠٢٠ ٧٤٤ ٧٠٧-٠٠٤٦

www.azadizan.com

میبینی چقدر عقب مونده هستی
دروغ میگی - فریاد به من کمک کنید سر میدی -- برای منافع حزبت تبلیغ میکنی و اخر همه نانای بیچاره را با زهرا خانم مقایسه میکنی
میبینی اون دهان گشادت کار دستت میده
برو شرم کن
بذار باری دیگر بهت چیزی را یاد اوری کنم
من هیچ پدر کشتگی با تو و حزبت ندارم همچنان که هیچ پدر کشتگی با هیچ کس دیگه ندارم پدر کشتگی من با دروغ و ریا است در هر لباس و هر سخنی

چندی پيش اين شعر مولوی را در وبلاگم نوشتم :
دگر باره بشوريدم بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بر بندی بدرانم به جان تو

ميخوام به تو و حزب تو و شماره ۵۹ و افرادی که به ياری طلبيدی هم بگم :
برای تحميق مردم قدمی برداريد من اينجا نشسته ام با تيغ قلمم و دست و پا و بدنتان را اش و لاش خواهم کرد
و خوبيش هم اين است که مانند کسان ديگر دهانم را به چرت و پرت باز نميکنم و دست همه را با استدلال و منطق رو ميکنم
مواظب سخنانتون باشيد . نانا


ترانه 4:42 @ Fri, 24 Dec 04

نانا 66!
1- حرمت هر کس محترم است. به اسم آزادی‌؛ انسان صاحب نام را مثل زندانی یا حیوان شماره نمی زنند!

2- تاریخ را جنبش ها و مبارزات انسانها می سازند و البته برده گی انسانها هم در آن نقش دارد که شاه و شیخ می آفریند. من تاریخ شاه و شیخ نمی خوانم!
3- مگر تو سازمان اطلاعات هستی که دنبال اعتراف می گردی تا انسان را محکوم کنی؟
4- چه اصراری داری نوشته های خسته کننده و یاوه گویانه من را بخوانی همان بذله گویی های آخوندها را بخوان و بیشتر حال کن!
5-. تو حق داری برای امثال من حقی قائل نباشی. برای من تعجب آور نیست هرچی هم دلت می خواهد بنویس. من طرف تو نیستم دیگر هم به این بحث ها ادامه نمی دهم این هم حق من است!

من از هر بهانه ای برای شادی استفاده می کنم و این روزها را هم خیال دارم از تعطیلاتم استفاده کنم. تو هم امیدوارم کریسمس خوبی داشته باشی!

هر کس حق دارد از تفسیر حرف من نتیجه دلخواه خودش را بگیرد. ترانه


منوچهر ژندی فر 3:26 @ Fri, 24 Dec 04

اينرا هم از سايت زيتون عزيز کپی ميکنم که ليست و کلکسیون فحاشيها تکميل شود.البته اين آقا منرا محکوم به مرگ کرده. با هم بخوانيم:
آقای ژندی فر :
...........................آخه بگو ....استغفرالله يه چيزی به اين جوجه فرچه بگم ها.راستی راستی فکر کردی حکم رو تو و هم پالکيات عوض کردی؟اين رفعت و گذشت دين مبين اسلام هستش که تو و امثال تو دارين راست راست تو مملکت ميچرخين.من بودم همتونو ميذاشتم سينه ديوار و فقط يک فشنگ از رده خارج تو کله پوکتون خالی ميکردم.اگر حکام اشتباه اون ملعون(شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتش داران) رو تکرار ميکنن که سر مخالفين رو زير آب نميکنن،دليل نميشه تو جوجه دور بر داری.در ضمن از راه دور صدای عر عر و واق واق شما خائنين خيلی خيلی ضعيف به گوش ميرسه...اگر جرات داری کمی بيا جلـــــــــــــوتر


منوچهر ژندی فر 3:15 @ Fri, 24 Dec 04

دزدی مدال انسانيت.
قبل از هر چيز از تمامی دوستانی که مرا مورد مرحمت فحاشي قرار دادند تشکر ميکنم٫خسته نباشید(باور کنيد تا بحال کسی اينگونه منرا مورد فحاشی قرار نداده بود٫حتا زمانی که در دوران جوانی با زهرا خانم جلوی دانشگاه بحث می کردم٫حتی زهرا خانم به من فحش نداد.اما در اينجا حتا استاد دانشگاهی در آمريکا-نانا-آنچنان کرد که ديديد٫اشکالی ندارد). من به جرم خود اعتراف ميکنم.من محکوم به سنگسار اينترنتی شدم.و دوستانم -که فکر ميکردم دوستانم هستندـ تخمه شکستند و به سنگسار من تنها نگاه کردند.از آنها هم متشکرم. اما محکوميت من بر سر چه بود؟چرا بايد منرا سنگسار ميکردند-و کنجکاو و ترانه و ارنستو و شبح ونسرين و.....-تنها نظاره گر باشند؟
اتهام من انتشار يک اعلاميه بود که به تمام انسانهای متمدن تبريک گفته بود.که ما(يعنی همه ما يعنی:شبح٫ ترانه٫هاله٫ارنستو٫ندا...........)نگذاشتيم يک انسان سنگسار شود.ما نگذاشتيم.در آن اعلاميه نه اسم حزبی بود و نه اسم جريان خاصی.
يکبار ديگر باهم و با اعصاب راحت بخوانيم:
"اين پيروزى انسانيت بر ارتجاع اسلامى بود. هزاران نفر از سراسر دنيا با شرکت در يک کمپين بزرگ جهانى، با ارسال صدها نامه اعتراضى به سران جمهورى اسلامى، با امضاى طومار اعتراضى و با رساندن خبر اين جنايت به مردم، با اعلام خواست لغو فورى حکم سنگسار و اعدام حاجيه و آزادى فورى او، با اعلام همبستگى با زنان در ايران و با ابراز انزجار و نفرت از سياستهاى ضد انسانى حکومت اسلامى، جمهورى اسلامى را وادار به عقب نشينى کردند. انسانيت در همه جا بسيج شد تا مانع جنايت سران رژيم اسلامى شود.

اين پيروزى را به همه کسانيکه در اين کمپين جهانى ما را کمک کردند، به هزاران نفر که از شهرهاى مختلف ايران و از سراسر جهان طومار امضا کردند، خبر را به گوش همگان رساندند، ميتينگ سازمان داده و در ميتينگها حضور يافتند، به همه شما عزيزان صميمانه تبريک ميگوييم. اين پيروزى را به يک سکوى پرش مهم در پيشبرد مبارزاتمان عليه اعدام و سنگسار و عليه حکومت اسلامى تبديل کرده و روز مرگ اين حکومت را نزديکتر ميکنيم."
اما ناگهان فردی پیدا میشود و منرا به استالینیسم محکوم میکند( و میدانید این قضیه چقدر بامزه است٫چون استالین آدمها را میکشت و ما-یعنی همه ما- آنها را از مرگ نجات میدهیم٫استالین بهترین رفقای خود را کشت و من نوعی دارم برای کسی سینه چاک می کنم و از زندگیش دفاع می کنم که حتا او را ندیده ام٫نمیدانم به چه اعتقاد دارد٫نماز میخواند و یا نه٫مسیحی است و یا بودایی-برایم مهم هم نیست٫او انسان است و من از حقش برای حیات دفاع میکنم.من تنها میدانم انسانی محکوم به سنگسار شده است.همین.من-و شما- داریم از بشریت دفاع میکنیم .ای کاش استالین اینجور بود!!!)
و اما دزدی مدال انسانیت دیگر چه صیغه ایست؟ اینرا دیگر چه شخصی درست کرده؟ من مخلص هر انسانی هستم که تنها یک قدم٫ برای انسانیت ٫برای آزادی و برابری بردارد.اگر در المپیا قرار است این مدال به هاله داده شود من خود پا پیش میگذارم و آن مدال را به او میدهم.این بحثها کودکانه است دوستان. باور کنید کودکانه است.موضوع شاید هنوز برایتان جا نیافتاده.اینجا بحث بر سر تنفس یک زندگی است. من در این مسابقه تقسیم قناعم جنگی و مدالهای انسانی شرکت نمیکنم.تنها امر مهم برای من٫نجات جان انسانی از مرگ است.فعلن همین.


مصاحبه شبکه الجزيره 1:18 @ Fri, 24 Dec 04

مصاحبه شبکه الجزيره قطر با پنج تن ازمدافعان

حقوق ملل و اقوام ايران درتهران

در اين مصاحبه آقايان يوسف عزيزي بني طرف (عرب الاحواز)،اکبر آزاد(ترک آذربايجان)، حسن عباسيان(عرب الاحواز)،فرزاد صمدلي(ترک آذربايجان)ونوروز حمزي (عرب الاحواز) شرکت داشتند.

- يوسف عزيزي بني طرف

آقيا يوسف عزيزي بني طرف که يکي از فعالان مدني و نويسندگان مشهور عرب در ايران است در اين مصاحبه با تاکيد بر مقوله زشت عرب ستيزي در ميان شوونيستهاي ايران ، بروز چنين حملاتي را ناشي از پندارها و کينه هاي گروهي پان آريانيست دانست . وي با تاکيد بر تاريخ درخشان اعراب در ايران به دورانهايي اشاره کرد که ملل و اقوام فلات ايران در طول تاريخ به دفعات در قالب نظامهاي فدرالي توانستند همگام با حفظ قدرتمندانه وحدت ملي ، منشا اثرات مثبت و تعيين کننده اي درترقي و عمران کشور خود شوند. بني طرف خاطر نشان کرد نظام سياسي حاکم بر ايران تا قبل از کودتاي پهلوي اول و انقراض سلسله قاجاريه تحت عنوان نظام ممالک محروسه ايران شناخته مي شد که اين خود نشان دهنده ريشه دار بودن بحث فدراليسم در ايران است.

- اکبر آزاد

سپس آقاي اکبر آزاد بعنوان يکي ازنويسندگان و فعالان مدني شناخته شده آذربايجان که در زمينه دفاع از حقوق کودکان تلاشهاي تحسين برانگيزي داشته است ضمن بيان اين جمله که « تحصيل به زبان مادري حق و کار کودکان است» اظهار داشت:

زماني که چند سال قبل آقاي خاتمي رييس جمهورمحترم،براي سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل به نيويورک رفته بودند بر اين مسئله تاکيد کردند که«ايران کشوري کثير المله است» .

هر چند اظهار اين بيانات نتايج داخلي خاصي در بر نداشت ولي براين واقعيت بصورت رسمي صحه گذاشت که ايران ترکيبي است از ملل مختلف والبته متحد.از جمله اين ملتهاي همبسته مي توان به ملل ترکهاي آذربايجان،فارس ، کرد، عرب، تورکمن و بلوچ اشاره کرد.

آزاد با اشاره به اينکه ترکهاي آذربايجان به تنهايي در حدودنيمي از اهالي ايران را تشکيل مي دهند و علاوه بر اين ترکان ترکمن،قشقايي،خراسان،خلج و سايرين نيز با جمعيتهاي مشهودي در ايران حضور دارند اظهار داشت منافع ترکها در ايران با ساير ملتهاي اين کشور به ويژه اعراب مشترکات متنوع و گسترده اي دارد.وي معتقد بود ستمي که بصورت تاريخي طي هشتاد سال گذشته بر ترکان رفته بنوعي بر اعراب نيز تحميل شده است.

اکبر آزاد اظهار داشت بنده با کمال افتخار مي گويم که بانوان آذربايجاني نخستين بار در تاريخ ايران و خاورميانه ، در زمان شهيد بزرگ سيد جعفر پيشه وري توانستند از حق راي دان برخوردار شوند. همچنين اين آذربايجانيها بودند که در 29 بهمن سال 1356 قادر به خلق يکي از عظيمترين قيامهاي ملي تاريخ ايران در تبريز شدند. وي هدف خود از بيان اين مقدمات را معرفي آذربايجانيها بعنوان بنيانگذاران پارلمانتاريسم در ايران و يکي از فعالاترين ملل اين کشور در امر انتخابات دانست.

- حسن عباسيان

آقاي حسن عباسيان بعنوان رييس هيات مديره جمعيت عربهاي خوزستاني مقيم تهران(بيت العرب)،نويسنده وديپلمات سابق سومين فعال شناخته شده در زمينه حقوق اقوام وملل ايران بودند که با عباس ناصر خبرنگار شبکه الجزير به گفتگو نشستند.وي با اشاره به مواد 15و19 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران توضيح داد در اين دو قانون بجاي ترکيب معمول «ملت ايران» در هر دوماده از ترکيب« مردم ايران »استفاده شده است.چراکه نويسندگان قانون اساسي به اين امر توجه داشته اند که ايران از ملتهاي مختلف و گروههاي قومي متعدد تشکيل شده است.حتي قانون گذار کوشيده تا در اصل نوزده از کلمه قبيله در کنار کلمه قوم استفاده کرده و به اين ترتيب به اين گروههاي اجتماعي نيز احترام حقوقي قائل شود.

عباسيان اظهار داشت به رغم وجود اين دو ماده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران متاسفانه از تدريس زبانهاي قومي در مدارس و يا همچنين استفاده از اين زبانها در مطبوعات و رسانه هاي گروهي خودداري مي شود و به اين ترتيب روح مساوات طلبانه حاکم بر اين دو اصل نديده گرفته شده است. وي با تاکيد بر عدم وجود مساوات در ميان اقوام و ملل ايران اظهارداشت که همين امر موجب شده تا به هنگام توزيع مناصب ،پستهاي حساس در اختيار گروه قومي حاکم قرار گيرد.عباسيان افزود اوضاع بقدري نگران کننده استکه در حال حاضر اگردر خوزستان يک عرب به اداره اي برود و در ان اداره با کارمند عرب ديگري روبرو شود حق ندارد با وي به زبان عربي صحبت کند و موظف است تا حتما به فارسي حرف بزند!

- فرزاد صمدلي

آقاي فرزاد صمدلي که در بين فعالين مدني آذربايجان بيشتر بعنوان يک خبرنگار شناخته مي شود در مصاحبه با شبکه الجزيره با تاکيد بر اهميت روز جهاني زبان مادري ( 21 فوريه- دوم اسفند) اظهار داشت:

متاسفانه طي 25 سال اخير از جانب دولتهاي حاکم در قبال زبان مادري بيش از دو سوم از ايرانيهاي غير فارس زبان ، جز بعضي سخنان مثبت، ́́́اقدام حمايتي قابل توجهي مشاهده نشده است.صمدلي با بيان اينکه اساسا در دوران استبداد سياه رضاخاني،انتخاب زبان رسمي در ايران به رغم اکثريت تاريخي ترکهاي ايران، عملا بصورت آيين نامه اي و دستوري صورت گرفته است خواستار توجه جدي به همه پرنسيپهاي بين المللي در ارتباط با کشور هاي کثيرالمله اي همانند ايران شد. وي همچنين با اشاره به قانون اساسي افغانستان و نيز پيش نويس قانون اساسي عراق متذکر شد که اصولا در کشورهايي چون ايران تاکيد بر يک زبانه بودن نظام رسمي چندان قادر به پاسخگويي مطالبات حقه اقوام وملل آن کشورها نخواهد شد و تداوم اين امر سبب خواهد گرديد تا قوم يا ملتي که زبان وي بعنوان تنها زبان رسمي مملکت شناخته شده است خود را به مثابه تمثيلگر واحد هويت آن کشور بشناسد و به اين ترتيب خواسته و يا نا خواسته در امتداد حذف هويتهاي غير رسمي که البته در مواقعي غني تر و قوي تر از ان هويت رسمي نيزهستند حرکت کند . صمدلي با تاکيد بر ضرورت ورود به مبحث دو زبانگي در ايران جهت جلوگيري ازظهور شوونيسم و نيز رسميت منطقه اي تمام زبانهاي شناخته شده کشور خواهان آغاز تدريجي اين گفتگو بصورت کاملا مدني ، صبورانه و منطقي در ميان اقوام وملل ايران گرديد.

- نوروز حمزي

آقاي نوروز حمزي که يکي از فعالان فرهنگي عرب و همچنين از خبرنگاران شناخته شده در جامعه مطبوعاتي کشورمان مي باشد پنجمين فردي بود که با شبکه الجزير در خصوص حقوق اقوام وملل ايران مصاحبه کرد.وي با ارايه تعريف حقوقي از مفهوم اقليت باتوجه به اسناد بين المللي مربوط به حقوق اقليتها من جمله مقدمه و مواد 13و55و76 منشور سازمان ملل متحد ،ماده دوم اعلاميه جهاني حقوق بشر، مواد 18 و19و24و25و26و27ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ناظر بر رعايت حقوق همه افراد بدون هر گونه تبعيض خواستار رعايت دقيق مفاد تمام اسناد و کنوانسيونهاي بين المللي اي گرديد که دولت ايران همچون منشور ملل متحد(1324)،ميثاق بين المللي حقوق مدني - سياسي و حقوق اقتصادي- اجتماعي(1354)،کنوانسيون بين المللي منع و مجازات جنوسايد (1334) ،کنوانسيون بين المللي رفع تبعيض نژادي(1347)،کنوانسيون حقوق کودک (1372) ، کنوانسيون رفع تبعيض در امر تعليمات(1346) و همچنين مواد 15 و 19 و 20 و 48 قانون اساسي جمهوري اسلامي تاييد يا تدوين کرده است.

وي همچنين با انتقاد از فرهنگ حاکم در خصوص خرده فرهنگ و يا اقليت خطاب کردن اقوام وملل ايران اظهار داشت اين اصطلاحات در حالي استفاده مي شود که هموطنان فارس زبان ما تنها يکي از اين اقوام وملل بوده و حتي فاقد اکثريت نسبي نيز هستند.وي خاطر نشان کرد که بعنوان مثال در همين طهران ، ترکها با بيش از 70 درصد ،نخستين کساني هستند که جمعيت پايتخت ايران را تشکيل مي دهند.


nana 1:16 @ Fri, 24 Dec 04

شماره ۵۹

اولا من هرکه را که دلم بخواد به نام و هرکه را که دلم بخواد به شماره خطاب خواهم کرد اين بخشی از-- آزادی -- من است و
شما نميتوانيد انرا به من ديکته کنيد .
اين درس يک
و اما راجع به درس دوم
من با خوانده های خود از تاريخ سرزمينمان به جرات ميتوانم بگويم که جائی به اين که روزی اب روانی داشتيم برنخورده ام !!!!!
ایا شما در تاریخ ما اب روانی سراغ دارید؟
يا شاهان بوده اند يا شيخان يا شاهان و شيخان با هم .
درس سوم
من به اين که شما با اکسيونيسم مخالفی و آن را چی ميدانی و جنبش انقلابی را چی نميدانی مطلقا کاری ندارم
آنچه کار دارم همين اعتراف به با غوره سرديتان نميشود و با کشمش گرميتان است که شايد به همين دليل است که انچنان طبع يکنواخت و صافی داريد که اين يکنواختی به روح شما هم نفوذ کرده و شما را پيرو يک ايده ئولوژی که برايتان از الف تا ی
جهان را توضيح داده و در برابر چشمان شما هر اتفاقی که بيفتد شما از ان الگو تخطی
نکرده و پائين و بالا نميرويد
که خوشبختانه برای من افرادی با اين نوع طرز تفکر برای شخص من حتی از اخوندها هم خسته کننده تر و ياوه گو تر هستند
چون حداقل اخوندها گاه گداری با بذله گوئی مردم را خندانده و يا اشگی از انان در مياورند که بهر حال نسبت به شما قدمی به جلو است چون پائيـــــــــن و بــــــــالا دارد . نانا


ناصر فكوهي 1:14 @ Fri, 24 Dec 04

دكتر ناصر فكوهي مدير گروه انسان شناسي دانشگاه تهران :

زبانهاي قومي بايد در تمام مدرسه‌ها تدريس شوند
و
هر دانش آموز ايراني يك زبان قومي را نيز بداند.

ايسنا- خبرگزاري دانشجويان ايران - ته