مصاحبه با م.رازی برای وبلاگ شبح
درباره فراخوان رفراندوم
قسمت اول
جوان سوسیالیست: رفیق م. رازی ؛اخیراً عده ای طرحی را مطرح کرده اند،" کمیته اقدام همه پرسی" اعلام کرده اند برای رفراندوم. یک سلسله بحث هایی در این مورد، چه در درون و چه در خارج از ایران ایجاد شده؛ نظر شما در این مورد چیست وانگیزه واقعی طراحان این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟
م.رازی: طرح رفراندوم البته طرح نوینی نیست، این موضوع بارها و در سالهای گذشته توسط بسیاری از نیرو هایی که در اپوزسیون رژیم قرار گرفته اند طرح شده؛ مثلاً در دوره گذشته این طرح توسط طبرزدی و جبهه دموکراتیکش بارها طرح شده است. در حدود دوسال است که این جبهه خواهان برگزاری رفراندوم بوده است. اکنون در این مورد خاص این فراخوان اخیر مرتبط با قانون اساسی است. چندی پیش هم این موضوع از طرف اکبر گنجی و عبدی نیز طرح شده بود. همچنین آقای طبرزدی هم که در زندان هستند. اینکه آنها در زندان هستند و این مسئله را طرح میکنند هیچ تفاوتی در ماهیت امر بوجود نمیآورد. آقای سازگارا هم چندی پیش در زندان بود و آزاد شد و حتی ممکن است دوباره به دلیل این فراخوان دستگیرش کنند. اینکه کسی در زندان باشد و یا به این دلیل به زندان بیافتاد حقانیت پیشنهاد او را توجیه نمی کند.
بهرحال انگیزه واقعی اصلاح طلبان از طرح مسئله رفراندوم این است که به رژیم شکلی ظاهری معقول بدهند. یعنی ظاهری مورد قبول دول غربی، بویژه کشورهای اروپایی و آمریکا. باید در نظر بگیریم که پس از تهاجم آمریکا و متحدینش به افغانستان و سپس عراق، ترس و واهمه ای در دل اطرافیان رژیم و حتی شخصی مثل رفسنجانی انداخت. ترس و واهمه از اینکه نکند این بلا بر سر رژیم هم بیاید، یعنی آمریکا بیاید و قلدر منشی را به اینجا هم بکشاند که این رژیم را هم سرنگون کند و یکسری تحولاتی ایجاد کند. بنابر این مسئله رفراندوم را بطور جدی خود رفسنجانی طرح کرد، در حدود یکسال پیش، در مجله راهبرد. و اعلام کرد که ما نیاز به این داریم که رفراندومی داشته باشیم تا رابطه امان را با آمریکا تعیین کنیم. و این رفراندوم مستلزم این است که عده زیادی از مردم در آن شرکت کنند، رای گیری کنند وغیره، در واقع سیاست آتی مملکت را تعیین کنند.
در نتیجه آنها به دنبال پیدا کردن راه حل هایی هستند که از اینگونه وقایع جلوگیری کنند. چهره ای به ظاهر دموکراتیک به خود دهند. به ظاهرانتخابات آزاد میگذارند و قانون اساسی را تعیین میکنند ولی در باطن همان عناصر رژیم، همان سیاست های اسلامی ولی با ظاهری دموکراتیک را بوجود بیاورند. این تاکتیک می خواهد که این از یکسو از تحولات غیره مترقبه جلوگیری کند (از این نوع حملات نظامی و غیره ) و از سوی دیگر زمانی که یک رژیم مقبول برای کشورهای امپریالیستی باشد؛ واضح است که انتقال سرمایه تحقق یافته و یک طبقه سرمایه دار مورد قبول غرب در ایران بوجود میاید. این امر در واقع کمک می کند که رژیم در مجموع در موقعیتی بهتر قرار بگیرد. و از این طریق طبقه کارگر و زحمتکشان را استثمار بیشتر می شوند.
بنا براین، انگیزه واقعی این افراد همانطور که اشاره شد چیز تازه ای نیست. انگیزه واقعیش این است که شرایط را برای یک نظام سرمایه داری مدرن مورد قبول اروپا و بخصوص آمریکا آماده کنند. یک نظام استثمارگر است، یک نظامی که طبقه کارگر را استثمار مضاعف خواهد کرد. سرکوب را مقداری تعدیل میدهند و به شکل دیگری انجام میدهند که در واقع آنچنان مثل سابق تو ذوق دول غربی نزند. بنا براین، پیشنهاد چیز جدیدی نیست و در چارچوب سلسله واکنشاتی است که جناح معقول سرمایه داری در ایران از آن حمایت کرده و میکند. اما شخصیت ها و مهره ها متفاوت میشوند؛ گاهی این را آقای گنجی مطرح میکند و آقای عبدی و گاهی آقای طبرزدی مطرح میکند، گاهی رفسنجانی مطرح میکند، این روزها هم خانم مهرانگیز کار و آقای محسن سازگارا مطرح کردند. ضمن اینکه باید در نظر گرفت که اینها همه از مهره های اصلی، از بنیانگذاران اصلی رژیم بودند و به دلایل مختلفی در اپوزسیون قرا گرفته اند، منتهی اپوزسیون ضد دولتی نیستند، اپوزسیون در واقع مدافع دولت و نظام کنونی هستند. فقط کافی است که رجوع شود به مصاحبه اخیری که آقای سازگارا با بی بی سی انجام داده (2 اسفند 1383). در این مصاحبه طولانی او مشخصاً اشاره کرده است که مراحل مختلف رفراندوم که او مد نظر دارد چگونه باید باشد برای تغییر قانون اساسی. پنج مرحله اعلام کرده؛ مرحله اول این است که این مسئله را در اذهان عمومی طرح میکنند (که میگوید اکنون طرح شده). مرحله دوم این است که تبلیغ میکنند (که الان وارد تبلیغش شدند). مرحله سوم این است که یک اتحاد عمومی در سطح جامعه ایجاد میکنند. برای اینکار تلاش می کنند تا جبهه ای به دور این ساخته شود. و مرحله چهارم این است که یک سلسله مقاومت ها صورت میگیرد در مقابل رژیم. اینجا از او سؤال کردند که منظورتان این است که باید واکنشی مثلاً به شکل قهرآمیز داشته باشند که سازگارا میگوید نه، مسئله قهرآمیز مطرح نیست، یک سلسله اقداماتی باید صورت بگیرد که این اقدامات میتواند به صورت تجمعات و یا اعتصاب باشد. اعتصاب هم نه از نوعی برای مختل کردن نظام، تنها برای فشار گذاشتن. مرحله پنجم هم این است که رفراندوم اعلام می شود و قانون اساسی تعیین میشود که چگونه باید باشد.
بنا بر این یک چنین بحثی تنها از طرف بخش ها یا مهره هایی از درون خود رژیم که به دلایلی در مخالفت با دولت قرار گرفتند ولی در چارچوب نظام فعلی، طرح می گردد. برای این مخالفت ها هست که اینها زندان می روند و تنبیه می شوند. ولی خیلی آسان از زندان بیرون میآیند. مثلاً آقای سازگارا رفت زندان، اعتصاب غذا کرد، بیماری قلبی هم دارد اما زنده و سالم آمد بیرون و همینک هم سر حال است. و همچنین آقای گنجی زندان است و بیرون میاید، کتاب مینویسد. به هر حال زندان یک نوع حالت هتل برایشان هست.