|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه شنبه، 10 آذرماه 1383 | November 30, 2004
● حقارت ملی
میخواستم در رثای ليلا بنويسم ديدم صورتک عزيز و گزارشگر روزنامهی اعتماد (زهره ترکمانی از اراک) به خوبی حق مطلب را ادا کردهاند چيزی ندارم به آن اضافه کنم متن مريم عزيز را عينا اينجا کپی میکنم. با اين يادآوری که هالهی عزيز توماری تهيه کرده است. تومار هالهی نازنين هماکنون توسط 456 از دوستان امضا شده است اين در حالی است که تومار مربوط به تغيير نام "خليج فارس" را 54468 نفر امضا کردهاند. به عنوان کسی که تومار اعتراض به تغيير نام "خليج فارس" را امضا کردهام از دوستانی که آن تومار را امضا کردهاند اما هنوز اين تومار را امضا نکردهاند میپرسم به راستی کدام مهمتر است نجات جان دختری 18 ساله از مرگ يا اعتراض به نوشته شدن نام ديگری از خليج فارس در پرانتز؟!
dsبياذبيdsdsاذبيسلسيليسلييرسيرسييس
AUTHOR:
AUTHOR:
جناب مرحوم مغفور حاج افشین زند – مجید زهری قعلی – و خدا می داند کدام مارمولک آینده..
قیصر عزیز خسته نباشی بخاطر افشاگری قهرمانانه!
عجب..
یکنفر میاد به جای مجید زهری (شماره ۱۰) کامنت میگذاره و شماها به جای اینکه مطمئن بشین خودش بوده بلافاصله همگی میریزید سرش و عقده های تمام نشدنی تان را سرش خالی می کنین؟ بامزه است:)
یکنفر میاد به جای مجید زهری (شماره ۱۰) کامنت میگذاره و شماها به جای اینکه مطمئن بشین خودش بوده بلافاصله همگی میریزید سرش و عقده های تمام نشدنی تان را سرش خالی می کنین؟ بامزه است:)
تحليل سياسی/ تاريخی از گذشته جنبش چپ نه تنها آسان نيست بلکه احتياج به شهامت و صداقت دارد ! از اينرو بعضي ها سکوت کردن را ترجيح ميدهند و به آسانی از گذشته ها بدون هيچ انتقادی ميگريزند : چند نمونه : چرا و چگونه شد که تزار نيکلای دوم و خانواده اش ( همسر و کودکان خردسالش ) که در اسارت بلشويکها بودند (در سال ۱۹۱۸) بطور ناگهانی و ظاهرا خودسرانه بقتل رسيدند !؟؟ نقش حدوداْ ۵۰ عضو کميته مرکزی در اين جنايت چه بود ؟ آيا حاضريم که حتی در حد لنين را [ بخاطر اين جنايت هولناک] زير سوال ببريم ؟ يا سکوت را ترجيح ميدهيم و بخود ميگوييم : « ميليونها انسان هلاک شدند ، جان چند تا بچه سوسول تزاري چه ارزشي داشت؟! ». بار ديگر سکوت ! image بلشويسم را نميبايست از بين ميبرديم ! دهها تن از اعضای کميته مرکزی (تروتسکی، رايکف ، کامنف، بوخارين، زينويف و... ) در مقابل يکسری جنايتها سکوت کردند [ بطوريکه بر اساس اسناد حتی روشنفکران و هنرمندان بزرگی مانند گورکی و ماياکوفسکی هم خشمگين شدند !!] و خود همان رهبران حزب ، قربانی تبعيد ، ترور و اعدام، استالين ... شدند و سکوت ابدی کردند !! و ايکاش بحث بر سر چند تا بچه قد ونيم قد تزاری و يا چند تئوريسين حزبی بود !! ميليون ها انسان دگر انديش وادار به خاموشی شدند !! و باز هم سکوت !! lmage استالين کبير و دولت پرولتاريا ، مهم تر از جان ۲۰ ميليون شهروند « ضدانقلابی » بود ! عکس العمل پيش کسوتان کمونيسم ايران، بغير از سکوت چه بود ؟؟!! سبيل استالينی مد کردند ! و جالب اينجاست که صدها انقلابی پرشور ايرانی ، بخاطر همان « سمبل ، سبيل استاليني/ کمونيستي » توسط رژيم شناسايی و اعدام شدند ! حتی سبيل استالين هم بعد از مرگش ، مرگ آور بود ؟! و باز هم سکوت ! ، صحبت از گذشته های استالين جايز و آسان نبود !image شوروی مهم تر بود ! چرا بايد پس از گذشت ۳۰-۴۰ سال مجبور به لب گشاييی شويم ! [ البته نه همه! حزب کار ايران- توفان همچنان مريد و عاشق رفيق استالين ميباشد !! ] و آيا مائو بهتر از رفقای روسي اش بود ؟! ميليونها چينی به بهانه « انقلاب فرهنگي » خاموش شدند ! مائوئيستها از او بت درست کردند و پيراهن يقه مائوئی مد کردند. چرا و چگونه بود که در مقابل جنايات ارتش سرخ سکوت کرديم !؟؟ ( تجاوز به ۲ ميليون آلمانی در ۱۹۴۵، کوچ اجباری ميليونها انسان از کشورهايی که بعدها سوسياليستی شدند !! و جنايات ضد انسانی در مجارستان ، چکسلواکی و ... ! و باز هم سکوت و يا توجيه !! و به خود گفتيم : « همه ارتش ها تجاوز ميکردند ! » « حقشان بود ( قصاص سوسياليستی !) » « نازيستها و فاشيستها هم جنايت ميکردند !ا» و... سکوت تاريخي ما در مقابل اين جنايات تاريخي از آن رو بود که نميخواستيم image ارتش سرخ از بين رود !؟؟ ولي کسي از خويش نپرسيد که :« پس فرق ارتش سرخ با ارتشهاي کاپيتاليستي در چه بود ؟ يکي سرخ بود و ديگري سفيد ! ولي براستي همگيشان روسياه بودند؟! و وقتی که صحبت از فروش اسلحه به ديکتاتورها ،تا به لجن کشاندن ورزش و شعر وفرهنگ و آزادی بيان و انديشه و ... ميشود : جز شادی و سکوت و توجيه چه کرديم !!!؟؟؟؟ وقتی که دراول انقلاب اسلامی « طاغوتيان » را در دادگاهای صحرای وبدون داشتن وکيل مدافع اعدام کردند چه کسی اعتراض کرد ؟.وقتی وزير سابق آموزش و پرورش خانم پارسا به جرم دزدی و فحشا ؟؟؟ اعدام شد کدام رهبر سياسی از کيانوری تا حکمت و نگهدار دست به اعتراض و شکايت زد. در مقابل جنايات رژيم در کرستان و ترکمن صحرا فرياد اعتراض زديم چونکه اعتبارسياسی ميداد ولی در مقابل شکنجه و اعدام صدهاخلبان وهمافر دستگيری شده در« کودتا نوژه » سکوت کرديم ، چرا که دفاع از حقوق افسران شاهی ، بی اعتباری سياسی داشت. هزاران اقليت بهايی زندانی و شکنجه و اعدام شدند ، کدام نيروی چپ فراخوان تظاهرات ، اعتصاب و تحصن و يا دستکم جمع آوری امضای اعتراضی کرد. هيچکدام ! چرا که حمايت از مذهبی های ايدهآليست با برچسب های فراماسيونی و جاسوسی ، افت پرستيژ سياسی برای پيشتازلن پرولتاريا داشت وبازهم سکوت !! وقتی قتل عام راديکال های چپ شروع شد ، چه کار کردند آقايان اکثريتی و توده ای !! هيچ اعتراضی نکردند ، چونکه همه مخالفان « تربچه های پوک آمريکايی » بودند. و چند سال بعد وقتی که افريت مرگ به سراغ توده اها واکثريتيها آمد ، باقی مانند بقيه در خارج کشورچه کار کردند.جز شادی وخنده نيش دار « کون لق توده ای های کاسه ليس » !!! پس اومانيست چپ واقعی کجا بود. پس فرق اينان با آنان چه بود ؟ پيرمردی ( هر چند توده ای) در زير شکنجه درد ميکشد ، ديگری منتظر اعدام است ،جز سکوت چه کرديم. و اين در حالی بود که اومانيسم غربی ، به دهها هزار تن از سر سخت ترن دشمنان سرمايه ، امنيت وحق زيستن آزاد داد. آی آدمها که در آسايش بوژوازی ميزيستيد و امکان اعتراض داشتيد، بجز سکوت چه کرديد ؟؟. آنان هم آرمانی داشتند و عزيزی !!!! زمانی سياسيون چپ اعتصاب غذا ميکردند که هم سلولی « جنده و ترياکی» نداشته باشند [ اشاره به زمان شاه ] و حالا مد امضا جمع کردن راه انداخته ايم که يک تن از صدها هزار و ميليونها قربانی نظام پليد اسلامی را بطور موقتی نجات دهيم. آخر شب هم به رفيقی ای ميل ميزنيم « که امروز من خيلی !!! اومانيست بودم ، با يه انگشت ؟؟!!! ، امضايی کردم و انسانی را نجات دادم !!!» .نه دوستان عزيز ، صحبت از گذشته ها هميشه آسان نميباشد.
دوستان . احساسات و تمايلات ناسيوناليستی با مرتجع بودن فرق دارد ، حتی يک بورژوا ليبرال يا طرفدار مشروطه ميتواند انسان شريفی باشد . انسانيت را هميشه نمی توان با درجه بندی های ايدئولوژيک سنجيد .مبنای سوسياليسم مبارزه برای عدالت و ارزش های انسانی است. اما رفتارو عملکرد انقلابيون چپ هميشه و بطور پيوسته انسانی و اصولی نبوده است و در اين رابطه حتی به لنين هم ميتوان انتقادات اساسی کرد. دفاع از مبانی حقوق بشر ، فقط دفاع از منافع همفکران نيست. به نظر من هر کس که به عقايد مارکسيستی انتقاد دارد ، ضد انقلاب و يا مرتجع نميباشد . اگر اين اصول اوليه را بپذيريم ميتوان بحث سالم را ما بين دوستان ادامه بدهيم . متاسفانه تاريخ نشان ميدهد که جنبش چپ کم يا بيش توانايی برخورد انتقادی به گذشته خويش را نداشته است و در بسياری از موارد نسبت به اشتباهات و در مواردی جنايات خويش سکوت کرده است. طبيعتا انتقاد به اشتباهات جنبش چپ ، نبايد به عنوان آب تطهير ريختن به جنايات جهان امپرياليستی قلمداد شود.
جوان سوسياليست سلام. ا. من قصد توهين به هيچ کسی ندارم. اما بکار بردن طنز برای شفاف کردن بعضی مسائل را جايز می شناسم. ۲. زياده روی کردن در هر چيزی منفی است. اگه احساس ميکنی که من زيادهروی کردم عذر خواهی ميکنم ۳. نوشته های شما را جالب و با کيفيت ميدانم .پيروز باشيد
دوست گرامی اردشیر 141
جوان کمونيست مطالب قشنگی مينويسی ولی به نظرمن بيشترجنبه آرمانی و تخيلی دارد. در جايی مينويسی که « مبارزات ضدامپرياليستی توسط جناح های سرمايه داری ميهنی هيچ مفهومی ندارد » آيا منکر ميشويد که انسانهايی مانند گاندی و مصدق بزرگترين لطمات را به امپرياليسم استعمار گر زدند !! و يا امضا کردن اينترنتی را برای نجات فلان کودک معصوم را مبارزه تمام عيار امپرياليستی ميناميد . در دوران ما ترورانقلابی فلان مستشار آمريکايی مبارزه راستين ؟؟ قلمداد ميشد و اکنون از طريقی کاملا قانونی ،و ليبرالی ،کليک کردن يک دگمه برای حمايت از فلان سمبل بی عدالتی، اوج مبارزاتی سوسياليستی/ اينترنتی قلمداد ميشود. از طريق اينترنت اعلام موجوديت ميکنيد ، سپس با فشار دادن روی صفحه عضويت حزب » به صفوف پرولتاريا می ييونديد . با کمک اينترت دانش سياسی ياد گرفته و از رنج طبقاتی ميليونها انسان ( گاهی با عکس و تفسيرات ) آشنا ميشويد ، ييشنهادات ايتنرنتی به کنگره ارسال ميدهيد و بطور زنده در مباحث کنگره شرکت ميکنيد. سالی چند بار هم برای فلان پناهجواخراجی و يا سالگرد روزی مقدس دست به تظاهرات مسالمت آميز ( و طبيعا زير پوشش و امنيت پليس بورژوازی ) ميزنيد. و خيال پرورانه هرروز وعده انقلاب سوسياليستی و رهايی طبقه کارگر را ميدهيد !! و اگه کسی هم به هرعلتی به تلاشهای روبنايی و سطحی شما برای نجات فلان قربانی اجتماع توجهی نکنه خشم و کينه طبقاتی را نثارش ميکنيد ؟ جديدا هم مد شده که هر ماه يک قربانی جديد (که به نظر من حالت سمبوليک دارد) معرفی کرده و هياهوی نجات اينترنتی آغاز ميشود.و هرگروهی که بيشتر داد زد و بيشتر امضا گرفت خودشرا پيشتازتر و مبارزتر ميسنجد. البته سوء تفاهم نشود ، من تلاش به کمک به هر انسانی و در هر جای دنيايی را گام مثبتی ميدانم اما اين گونه هياهوهای اينترنتی هم که بيشتر جنبه پروپاگاندا دارد تلاشی بورژوا ليبرال گونه برای کاستن غم و خجالت زده گی نسلی روشنفکر غرب نشين ميدانم که بدنبال هويت مبارزاتی ميگردد. اينگونه تلاشها که الهام از جوامع بورژوازی گرفته چيز جديدی نيست ، خانم اپرا در آمريکا هر هفته ميليونها انسان را ميخ تلويزيون ميکنه و با به صحنه کشاندن مثلا فلان دختر فاحشه ومعتاد که ناپدريش بهش تجاوز ميکرد و صنعت سينمايی سکس هم از او استفاده کرده و .. احساسات ميليونها نفر را جريحه دار ميکند و چند ميليون دلار هم جمع آوری ميکند ، و تا هفته بعد اين قصه ادامه دارد. ..دوستان ! کل انسانهای که انقلابيون اينترنتی ايرانی تاکنون نجات ( البته بطور نصفه ) دادهاند ، حتی در حد يک هزارم خدمات فلان راهبه های مذهبی در کلکته ويا شاخ آفريقا که هزاران دختر و پسر بی سرپرست و بيمار را زير پوشش حمايت انسان دوستانه ( وهمزمان محدود و ناکافی )خود دارند نيست.. اما راستی حالا که صحبت از نجات فلان دختر مفلوک شد چرا هيچکدام از دوستان تا آخر خط به ياری آن دختر و کوک بيمارش نميزنند ،[ مثلا از طريق ازدواج مصلحتی و گرفتن اقامت در يک کشور ثروتمند کاپيتاليستی]. مگه نبودند کسانی مانند پالمه نخست وزير سابق سوسيال دمکرات سوئد که در جوانی، دختری را از طريق اينگونه ازدوجها ازبلوک شرق نجات داد !! اما همانطور که مطرح کردم مبارزات اينترنتی و امضا کليک کردن بسياری از دوستان در درجه اول از روی ارضاء منافع تبليغاتی گروهی و يا احساسات شخصی ميباشد و نه تلاشی عميق تر برای وحدت خلقهای ستم ديده و عدالت طلب ايرانی که حتی به کمترين رفاه اجتمائی موجود در غرب راضيند.
جوان سوسياليست به مخالف سياسی خويش ميفرمايند : « در هر حال وقت رفتن برای اينکه کسی هنرت را نبينه لطف کن سيفون را بکش! » دوست جوان اين چه طرز بحث سياسی کردن است. اماچون به شعر علاقه داری پس پاسخ شما « ای دوست دلم از کرده سيفون خون است .../ برخاستن و دست به سيفون زدن از عهده برون است / .. منکه به هزار زور براوردم هنری را / حيف است رفيقان نبينند هنرم را . ( اين شعر بشتر جهت خنده بود و نه توهين به کسی )
جوان سوسياليست عزيز
قسمت دوم: در جمعبندی باید بگویم که هیچ دوره ای تا کنون نیاز به دگرگونی بنیادی در سطح جهان اینگونه احساس نمی شد که اینک میشود. رادیکالیزم انقلابی هر روز بیشتر از قبل در سطح جامعه رشد میکند. هنوز در شیپور انقلاب دمیده نشده است و بدا به حال ما زمانی که شیپور انقلاب به صدا در میاید هنوز در توهم تغییرات از بالا و رفراندوم برای تغییر قانون اساسی و کلاً اصلاحات نظام موجود باشیم.
نسرین گرامی 132 در مورد اجرای سوسیالیزم و تکلیف مشکلات کنونی: من به هیچ وجه مخالف مبارزات کنونی برای رسیدن به مطالبات کنونی نیستم. بحثی که من قبلاً در مورد ساختمان سوسیالیزم کرده بودم نه تنها نمیتواند منافاتی با مبارزات روزمره داشته باشد بلکه تنها از گسترش همین مبارزات و ارتقاء آن در سطح مبارزات طبقاتی است که شرایط ایجاد ساختن ساختمان سوسیالیزم فراهم میشود. چنین بحثی را در مقابل شعار " اَجی مَجی لا تَرجی "حککا مطرح کرده بودم . آنها در جاهایی خیلی ضد ناسیونالیست میشوند ولی چون به خلوت میروند بدجوری ناسیونالیست میشوند. یک دفعه یک دنیای بهتر را از فردای انقلاب در ایران مستقر میکنند بدون کمترین رابطه همان دنیا با «ایران». با یک فوت کوزه گری سوسیالیزم میسازند! این روش فرصت طلبانه است و نه به هیچ وجه انگیزه های صادقانه تو هرچند در مسیر اشتباه.
نسرين جان. رفراندوم، طرحى در مقابل جنبش سرنگونى حميد تقوائى http://www.rowzane.no-ip.com/000_maqalat/2412/41203HT.html
نسرین جان، سخن از دل ما میگویی! :) ...يک ذره عملی رفتار کردن، بهتره از يک دنيا آرمانی حرف زدن
منوچهر عزيز
راه حل چه هست٫چه بايد کرد؟
به تمام جريانات مدافع حقوق انسان ! نگزاريد فرزندانم را از من بگيرند! دوشنبه ٩ آذر ١٣٨٣- ٢٩ نوامبر ٢٠٠٤ شب هنگام ماموران اطلاعات جمهورى اسلامى در شهر بوکان، به خانه ام ريخته، بعد از کلى ازار و اذيت و بى احترامى به ما و به هم زدن خانه ام، سه فرزند عزيزم را به نامهاى ياسين، محسن و عزالدين حسينى را با زور با خود به اطلاعات بردند. روز سه شنبه به ما گفتند که فرزندانم پيش آنهاست، اکنون هر روز به اطلاعات و ديگر ادارات دولتى مراجعه مى کنيم، ولى از وجود فرزندانم اظهار بى اطلاعى مى کنند. من شديدا نگران جان فرزندانم هستم و مى ترسم عزيزانم را از من بگيرند. بچه هاى من هيچ جرمى ندارند و به شهادت تمام مردم بوکان آنها از شريفترين انسانهاى اين شهر هستند، شايد جرم فرزندانم همين باشد. فرزندانم را مرکز اطلاعات جمهورى اسلامى در بوکان دستگير کردند و لذز جمهورى اسلامى مسئول جان آنان است. من بعنوان يک مادر از تمام مراکز مدافع حقوق انسان، از تمام کسانى که يک ذره انسانيت سرشان مى شود و از تمام مادران و کسانى که احساس انسانى دارند، تقاضاى کمک دارم. به جمهورى اسلامى فشار بياريد و نگذاريد جان عزيزانم را بگيرند. از همه شما تقاضا دارم صداى اعراض من را به گوش جهانيان برسانيد و به کمک بچه هايم بشتابيد. بوکان فوزيه حسامى مادر ياسين، محسن و عزالدين حسينى جمعه ١٣ آذر ١٣٨٣ - ٣ دسامبر ٢٠٠٤
جوان سوسياليست عزيز (۱۲۲) و (۱۲۵)
اطلاعيه شماره 5
رفراندوم، طرحى در مقابل جنبش سرنگونى حميد تقوائى http://www.rowzane.no-ip.com/000_maqalat/2412/41203HT.html
حمله به سفارت انگليس در تهران شرق آن لاين: تجمعى كه ظهر ديروز با مجوز استاندارى تهران از سوى بسيج دانشجويى برگزار شد به خشونت گراييد.
شرق آن لاين: اميد معماريان و شهرام رفيع زاده از بازداشت شدگان پرونده سايت هاى اينترنتى پس از سپردن قرار وثيقه ۵۰ ميليونى آزاد شدند.
مطمئنم شبح رفته در مورد ۱۶ آذر بنويسه! خسته نباشی شبحی
Pooya ایستا 124
کشمکش را بر سر فقر و غنا باید نمود. هیچ انسان دوست و خواهان تحول اجتماعی نمیتواند بدون عبور از پاسخ به چگونگی «رهایی انسان از استثمار» میزان انسان دوستی خود را ثابت کند. هرگونه تلاش برای خدشه دار کردن مرز طبقاتی به بهانه حفظ مرز های ملی و میهنی اولین ضربه خود را به همان کسانی خواهد زد که قرار است پوست و گوشت خود را دیوار حفظ مرز ها کنند. همان کسانی که هر روزه استثمار میشوند و از مرز و میهن چیزی بجز رنج و محنت دریافت نکرده اند.
چپ چپچپی که فکر می کند که مدرن است ولی اعقابش به صد سال پیش برمی گردد و رئیسشان باکونین است بايد با همه چيز مخالفت کند. توطئه امپرياليسم و بورژوازی را در هر حرکتی کشف کند. بهتر است حشیش خود را بکشد و به هنر رو آورد که در این عرصه موفق تر است وگرنه تبدیل به یک جک می شود آنهم از نوع بی مزه آن.
نامه مادر خانواده حسينی که 3 پسر وی اخيرا توسط نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی در بوکان دستگير شدند : نگذاريد فرزندانم را از من بگيرند!
کد خبر: 20527 توجه: استفاده از اخبار پيک ايران با ذکر منبع بلامانع است!
نسرین عزیز 37
هشدار به نهادهاى بين المللى: خطر جانى اين سه برادر را تهديد ميکند به کميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا به کميسيون حقوق بشر آلمان رونوشت : مطبوعات امروز پنجشنبه دوم دسامبر، اطلاع يافتيم که در شهر بوکان روز دوشنبه همين هفته ٢٨ نوامبر، مامورين حکومت اسلامى، در شهر بوکان به خانواده حسينى يورش برده و سه برادر به نامهاى عزالدين، ياسين و محسن حسينى را با خود برده اند. در جريان پيگيرى علت دستگيرى اين افراد و وضعيت آنها، سازمان اطلاعات رژيم از اين دستگيرى اظهار بى اطلاعى کرده و ظاهرا کسى پاسخگوى اين دستگيرى و خطرات احتمالى بعدى نيست. دستگيرى افراد و سپس انکار آن ياد آور موارد متعدد ديگريست که مامورين حکومت در ايران دست به آدم ربايى و شکنجه و قتل افراد زده اند بدون اينکه مسئوليت آنرا بپذيرند. اين خطر بالاى سر اين سه برادر نيز قرار دارد و بايد تا دير نشده کارى انجام داد. بهمين دليل ما در مورد سرنوشت اين سه برادر به همه نهادهاى مدافع حقوق انسانى و به شما کميسيونهاى حقوق بشر در اتحاديه اروپا از هم اکنون هشدار ميدهيم و خواستار عکس العمل فورى شما هستيم. اميدوارم که فورا در مورد اين سه برادر به حکومت اسلامى اخطار داده و خواهان روشن شدن اين امر و آزادى عزالدين، محسن وياسين حسينى شويد. با احترام مينا احدى دوم دسامبر ٢٠٠٤
سلام ... میخاستم یک نکته بگم: در خارج از ایران (بغیر ا ز دنیای عرب ) میگویند خلیج فارس البته اونهایی که میشناسند که بگویم اکثران نمیشنساند و ایرانی را فقط به سنگسار و اعدام و شکنجه و ترور و تروریست میشناسند و برین باورند که اکثریت یا همه ایرانیان موافق این اعمال هستند چونکه اعتراضاتی هم که میشود به گوش و ذهنشان نمیرسد. البته اعتراض خلیج فارس به گوششان رسید ... .
ارنستو جان
بالاخره اين آقای ارنستو يک حرف درست زد و اون هم اين که ايشون فقط مونولوگ ميتونن بگن و در ديالوگ نمی تونن شرکت کنن . خوب البته کسی که گوش هاش را گرفته و مرتب يک حرف را تکرار ميکنه نميتونه در ديالوگ شرکت کنه . قبلا هم گفتم کسی را که خوابه ميشه بيدار کرد ولی کسی که خودش را به خواب ميزنه نه !
با ۱۱۴ کاملا موافقم
ن نظر من مشکل ارنستو يا هر چپ افراطي ديگه اينکه کمي پارانويد تشريف دارن، و مثل اخوندها فکر ميکنن همه بر عليه اون ها اتحاد کردن و .......... در کامنت قبلي هم گفتم اگر اجازه نديم کسي قسمتي از خاک ايران رو يک جورديگه اسم گذاري کنه به معني ناسيوناليسم يا وطن فروشي يا موافقت با حمله آمريکا نيست . تنها نکته مثبتصحبت هاي اين دوست عزيز ارنستو اينکه اين گفتگو هارو يک طرف ميدونه چون ايشون از قرار معلوم هيچ کدام از
ن نظر من مشکل ارنستو يا هر چپ افراطي ديگه اينکه کمي پارانويد تشريف دارن، و مثل اخوندها فکر ميکنن همه بر عليه اون ها اتحاد کردن و .......... در کامنت قبلي هم گفتم اگر اجازه نديم کسي قسمتي از خاک ايران رو يک جورديگه اسم گذاري کنه به معني ناسيوناليسم يا وطن فروشي يا موافقت با حمله آمريکا نيست . تنها نکته مثبتصحبت هاي اين دوست عزيز ارنستو اينکه اين گفتگو هارو يک طرف ميدونه چون ايشون از قرار معلوم هيچ کدام از
امآ هدف من از اين مونو لوگ ها(من اسمش را ديالوگ نمي زارم) چه بود؟ امآ هدف گرايشات ناسيوناليستي از حمله همه جانبه و ايجاد نفاق در بين گرايشات مختلف چپ چيست؟ اينکه چپ سنتي تا چه حد در معامله با اپوزوسيون راست موفق باشد (با توجه به موضع انفعالي مشخص است که موفق نيست) و يا اينکه ناسيوناليسم تا چه در به دامن زدن به احساسات ناسيوناليستي تکيه ميکند و جامعه ايراني را تا چه حد در تعصب و انحطاط اخلاقي افکار راسيستي فرو ميبرد و يا اينکه گرايش راديکال انقلابي تا کجا ميتواند توده هاي فرودست و عاصي جامعه ايراني را حول محور سوسياليزم متشکل کند و يا اينکه از طرفي ديگر بناپارتيسم و ميليتاريسم سپاه تا چه حد ميتواند نوع ديگري از فاشيسم را تثبيت کند ، آينده نشان ميدهد ولي آن چيزي که مسلم است اين است که خواست ما ايرانيان آينده را رقم ميزند- پس در انتخاب خود آگاهانه عمل کنيد. شبح جان پرچانگي ايندفعه را ميبخشي .
مثلا اين ارنی خان يک تصور غلط از ميهن دوستی داشت که بر اساس ان برای خودش يک حکم درست کرده بود اما اينجا ديد که حداقل سه نفر که نظرات ميهن دوستی دارن کاملا اون حکم ايشون را نقض کردن ولی وقتی ديد اين نظرش اشتباه بوده نه تنها قبول نکرد بلکه هنوز بر سر حکم قبلی اش پافشاری ميکنه که خوب اين خيلی در نوع خودش قابل تامل است .
شبح جان .. من توهينی به چپ نکردم اگر دقت کنی حتی گفتم برايشان احترام قايلم و لی شديدا معتقدم که اشتباهات بدی کردند و خوب البته خودم هم به تفکر کمونيسم اعتقادی ندارم ( اينکه توهين نيست ) . خدا را شکر که اقلا خودت مطالب را ميخوانی ومنطقی هستی . انصافا مطالب ارنستو و منوچهر خان را بخوان ببين چه گفته اند وچه ربطی داشته به مطلب من .
حملات گرایشات خرده بورژوایی علیه مارکسیزم انقلابی مسئله جدیدی نیست. از زمان کارل مارکس گرایشات خرده بورژوا برای بی اعتبار ساختن نظریات مارکسیستی از هیچ عملی دریغ نکرده اند. ...(استالينيزم و تروتسکيزم)
سلام عزیزم....در مورد رفراندوم و حائن محمد محسن سازگارا اطلاعاتی داده ام....گول حرف های این دوزد ناموس و مامور رژیم را نخورید
سلام عزیزم....در مورد رفراندوم و حائن محمد محسن سازگارا اطلاعاتی داده ام....گول حرف های این دوزد ناموس و مامور رژیم را نخورید
سلام عزیزم....در مورد رفراندوم و حائن محمد محسن سازگارا اطلاعاتی داده ام....گول حرف های این دوزد ناموس و مامور رژیم را نخورید
ارنی جان اگر تا حال با شناختی که از من داری ندانی جواب این سوالت رو دیگه باید بگم حسابی خنگی :)) عزیز دل، صراحتا" فقط برای دل نازک خودت میگم که کاملا" مخالف هر نوع دخالت آمریکا در امورات ایران اعم از نظامی و غیر نظامی هستم. اتفاقا" همین چند وقته سر همین با یکی از نزدیکان بسیار عزیزم بحثی داشتم که عاقبت منجر به اوقات تلخی شد. به هر حال تصور میکنم میخواهی نتیجه ای از این سوالت بگیری، پس سراپا گوشم جانا.
کاسای عزيز!(86)
ام عزيز!(67)
ادامه ...در مورد تعصب نسبت به مرز و بوم و خاک دستِ کم برای من سرزمينِ ایران خاک و آب و خلیج فارس و کویر لوت نیست. روحی است که در همه اینها جاری و ساری است و این روح جدایِ از خاک و آب میراث هزاران هزار انسانی است که در این کشور زندگی کرده اند و هر یک به نوبه خود سهمی در آن داشته و دارند.دفاع از خلیج فارس برایِ من دفاعِ از میراثٍ زنان و مردان ایرانی است و برایِ بهبود و سربلندی ایرانیان و فرزندان آنها نه به معنی جنگ بر سرِ تملک نامِ یک آبراه. و فکر می کنم ارمغان هر دولت-ملتی، یا هر مدعیِ حکومتی، نه فقط تامین امنیت و رفاه برای تمامِ مردمِ کشور بلکه تامین رفاه و امنیت و عدالت برایِ تک تک آنها باید باشد. بنابراین تقاضانامه خلیج فارس و تقاضا نامه ليلا، به فرضِ صحیح بودنِ اطلاعاتِ گزارش، هر دو دو رویِ یک سکه اند، سکه مسئولیت فردی / جمعی انسانهایِ ایرانی.
سلام... بحثِ داغِ اینجا در موردِ ارجح بودن وطن دوستی بر مردم دوستی یا برعکس و اینکه مردم دوستی به معنی دوست داشتنِ تمامِ مردم است یا فقط 'خودیها' من را به یادِ. مردم کيستند ! حسن اقاي عزيزم واقعا به من بگو مردم کيستند به دليل اشنائيت ولي براي ازادي خواهان مردم اين مجموعه کامل هستند
هاله جان لطف کن در مورد استراتژی ناسیونالیسم ایرانی مبنای تحریک جناح های تندرو ایالات متحده برای حمله نظامی به ایران است موضع خودت را صراحتآ روشن کن.
ارنی عزيز هر وقت خواستی کسی حرفت را گوش بده يا لااقل در پاسخ بهت توهين نکنند اول بايد اعلام کنی که نه فقط با حکک نيستی بلکه اونارو دشمن ميدانی. هواست باشه که ملی - مذهبيهای شکست خورده با تو مشکل ندارند با کمونيستها مسئله دارند. خوب ميدانند مانع خواب و خيالهاشون ( مثلا رفراندوم ) کی هست.
سلام و درود بر اين نظر بازان . چند مطلبی در باره رفراندوم جمع کردم و تو وبلاگم گذاشتم که به خوندنش ميارزه . شرکت در همه حرکت های اعتراضی را که مربوط به وطن و هم وطنانم باشد را بر خود فرض ميدانم گر چه تيمسار مدنی دلارهای آمريکايی را گرفت و صدايش را هم در نياورد و بعدا مجبور به معذرت خواهی شد . به نظر اين حقير کسی که به سرنوشت دموکراسی در ايران اهميت ميدهد بايد در اين فراخوان شرکت کند و در مسير خواستهای خود را بيان نمايد .
ارنی جان طبق محاسبات تو پس اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران (غیر کمونیست ها) خائن و وطن فروش هستند و باید حذف بشوند (و اتحاد با ایشان گناه کبیره است)! از وطن دوستان بد میگوئی، از سلطنت طلبان بد میگوئی. از مذهبیون بد میگوئی. از مصدقی ها بد میگوئی. خلاصه آنچه از حرفهات دستگیر میشود اینست: هر که گرایشات چپی ندارد ول معطل است ... ایران پس باید به دست چه کسی آزاد بشود؟ هان؟ اگر وطن و ایران و ایرانی برات مهم نیست پس چرا اینهمه حرص آزادی اش را میزنی؟ چرا برای برای آزادی مردم چه میدانم گامبیا تلاش نمیکنی؟ چرا برای ایرانی دل میسوزانی؟ سیستمی که مصدق برای ایران در نظر داشت در اقصی نقاط جهان پیاده شده با موفقیت ... چرا سیستم کمونیستی تا حال در هیچ کجا با موفقیت پیاده نشده؟ هر کجا هم تلاشی برایش شده در نهایت به شکست برخورده؟ حتی نمونه های سیستم سلطنتی موفق (مطابق با اصول خودش) در دنیا هست ولی کمونیستی؟ من که نشنیده ام. من با تئوری چپ هیچ مشکلی ندارم. هیچ هیچ. ولی قابل انجامش نمیدونم دقیقا" به همین دلیل که تا حال کسی موفق به اجرایش نشده به مفهوم واقعی. یک کم از این دید یک بعدی ات در این رابطه احساس غم میکنم. ارنی جان، من برای آزادی مملکتم با مارکسیست، سلطنت طلب، حزب اللهی، ملی، ملی مذهبی، چپی، راستی، شمالی و جنوبی دست بیعت میدهم تا مادام که هدف مشترکمان همانا آزادی ایران باشد.
دوست عزيز شما نوشته های من و خودتان را بخوانيد و ربطش را توضيح دهيد . در هر حال من مطمئن شدم که انتظار منطق از شما داشتن انتظار بسی بی جايی است . و آب در هاون کوبيدن است ! دريغ از يک کلمه حساب و منطقی از دوستان چپ در پاسخ به اشتباهاتشان ! و البته مسلم است که حرف حساب جواب ندارد .
آقای پزشک ام.
جناب منوچهر زندی
آقایی که اسم یک مرده انقلابی را روی خودت گذاشتی (# 72)، آقای چه گوارا!
آقایی که اسم یک مرده انقلابی را روی خودت گذاشتی (# 72)، آقای چه گوارا!
ضمنا ارنستو جان ٫ من منکر سوء استفاده برخی ٫ از نامهای به قول تو ؛دو آتشه ناسيوناليستی؛ نيستم ٫ اما همين سوء استفاده را در گروه مخالف (چپ) با نام های ؛دوآتشه مردمی؛ هم می بينم !
ارنستو جان
باز هم در باره مقوله ميهن!
نسرین جان بهرصورت من رفقای حککا را در اینترنت شناختم و بسیار به آنها ارادت دارم - و به اندازه کافی در مورد آن تظاهرات مشترک با ایشان در همین وبلاگ بحث کرده ام - البته تو آنموقع در این وبلاگ مطلب نمی نوشتی- موضع گیری های صریح و بی پرده حککا بر علیه سلطنت طلبان (هر دو جناح) نشان داد ارتباط دادن آنها به هم از طرف بعضی نیروها بزرگنمایی شده بود - بهرصورت مشترکات حککا با سلطنت طلبان بسیار کمتر از مشترکات ناسیونالیست ها با سلطنت طلبان است و این جای هیچ شبهه ای ندارد. من در اینجا سعی کردم خلاف سنت مرسوم که کمونیست ها را همیشه در محاق اتهام قرار میدهند - ناسیونالیست ها را در محاق اتهامی کاملآ قابل مشاهده از طرف هر نوجوان ایرانی قرار دهم. بهرصورت قضاوت این امر را به عهده وجدان های آگاه میگذارم.
سلام ... پاسخی به ام تومارهای قبلی در مورد اعدام و زندانیان سیاسی چی؟؟ مگر آنموقع حرفی از خلیج فارس بود؟؟؟
می بخشيد دو خط آخر را که از کامنت ارنستوی عزيز کپی کرده بودم می خواستم پاک کنم اما اشتباها فرستاده شد !
ارنستو جان ؛ من هم سئوالی از دوستان ناسیونالیست دو آتشه وطنی دارم و میخواهم نظرشان را در مورد حمله احتمالی ایالات متحده به ایران بدانم - تجربه به من ثابت کرده همیشه وطن فروش ها پشت نقاب ناسیونالیسم پنهان میشوند!!!!! ؛ خوب جواب من این است که من به شدت با حمله نظامی آمریکا به ایران مخالفم و برایم جالبه که بدونم تو این تجربیاتت را از کجا به دست آورده ای !!!!! باز هم نوشته ای : ؛ همیشه در وبلاگ ها دیده ام وطن فروش ترین آدم ها اسم های ناسیونالیستی دو آتشه انتخاب کرده اند و میکنند - ارتباط بین ناسیونالیست دو آتشه بودن و وطن فروش بودن را لطفآ کسی برایم توضیح دهد.؛ جواب : من ارتباطی نمی بینم ! نوشته ای : ؛عجیب است که اکثریت قریب به اتفاق ناسیونالیست های وطنی طرفدار حمله بی قید و شرط ایالات متحده آمریکا به ایران هستند -از این رهگذر آشتی دادن این ناسیونالیسم و فراهم آوردن امکان حمله نظامی آمریکا به ایران همواره برایم جای سئوال داشته و دارد.؛ جواب :برای من چنین برداشتی از طرف تو عجیب است و جای سؤال دارد . در جای دیگری نوشته ای : ؛ ولی در همین فراخوان شما اسامی وارثان دکتر مصدق یعنی جبهه ملی را در کنار سلطنت طلب ها می بینید ؟ تعجب می کنم ارنستوی عزیز ٫ هنوز مدت زیادی از تظاهرات مشترک سلطنت طلبان و حکک نمی گذرد و به یاد ندارم که تو در آن مورد دنبال پیدا کردن؛ مناسبتی برای ّهم آوایی ؛ بوده باشی !!!
جناب شبح سلام .
در ضمن چرا شما از ديگران ميخواين پاسخگو باشن در صورتی که خودتون اصلا پاسخگو نيستين ؟!!!
اونچه که تو فکر ميکنی با اونچه که هست ممکنه خيلی فرق داشته باشه مگه نه ؟؟؟ مي بينی تو هيچ جوابی برای اونچه که من ميگم نداری و حتی با اينکه من رسما دارم يک چيز ديگه ميگم اصرار داری که همون برداشت اشتباه خودت را از ميهن دوستی تکرار کنی . شاد باشی و خداحافظ
ببین ام عزیز
ارنی جان فکر نکن من همسن مصدق هستم . من هم يک جوون هستم که قبل از انقلاب را به سختی به ياد ميارم اما خوب خيلی مطالعه کردم . و درضمن خيلی اعتقاد دارم اگه ادم تاريخ را بدونه خيلی چيزها در اون هست که روشنگر را ه آينده ميتونه باشه . در ضمن بسياری از مشکلات امروز ما ريشه در اتقاقات ديروز داره . پس حداقل کار اينه که از اون ها درس بگيريم که تاريخ ديگه تکرار نشه
ام عزیز من در مورد همین امروز روز صحبت میکنم شما من را حواله به دوران جنگ سرد میدهید . من در مورد امروزی صحبت میکنم که برای جوان ایرانی ملموس و حی حاضر است. مسلمآ امروز بسیار با ارزش است برای پاسخگویی شما
دوست عزيز من سخنگو يا حتی طرفدار جبهه ملی نيستم که توضيح بدهم . ولی مسلم ميدانم اگر کسی طرفدار واقعی افکار مصدق باشد هيچگاه نميخواهد که کشورش مورد حمله کشوری قرار گيرد . مصدق آنقدر آگاه و تحصيل کرده بود که بتواند را ه حل های درست که به نفع کشورش باشد پياده کند . من فقط خواستم به تو نشان دهم که هميشه در تاريخ درس های زيادی برای يادگيری هست . اگر به وقايع تاريخی ايران در چند سال گذشته مراجعه کنی و البته از منابع مختلف آنها را بخوانی و نه فقط از منابع خودتان آنوقت اگه بدون تعصب و پيش داوری و با دقت بخوانی مطمئنم که برای خودت هم بسيار سوال پيش خواهد آمد و خودت هم متوجه خواهی شد که جنبش چپ ايران اشتباهات بسيار کرد که دودش به چشم ملت ايران رفت و برای همين است که ملت ايران به چپ اعتقاد و اعتمادی ندارد . فقط خواهشم اين است که عجولانه جواب نده . اين کامنت های من را خواهش ميکنم اگه زحمت نيست يک بار با آرامش بيشتر ی بخون و بعد هم يک مقدار در مورد وقايعی که گفتم تحقيق کن .
ببین دوست عزیز ام من منظورم شخص شما نیست ولی در همین فراخوان شما اسامی وارثان دکتر مصدق یعنی جبهه ملی را در کنار سلطنت طلب ها میبینید؟ بهرصورت تناسبی بین دو وجود دارد که این هم آوایی بوجود آمده. ضمنآ جبهه ملی جدیدآ در مورد حمله نظامی آمریکا موضع گیری نکرده است لطفآ توضیح دهید.
دوست من . من مسوول وبلاگ ها ی مورد اشاره شما نيستم و نمی شناسم .
موضوع این نیست ایالات متحده به ایران حمله میکند و یا خیر موضوع اینست که استراتژی ناسیونالیسم ایرانی در سیاست بر مبنای تحریک جناح های تندرو ایالات متحده برای حمله به ایران است . چطور ناسیونالیسم ایرانی این دو مقوله چگونه است که مفهوم وطن فروشی را به گونه ای دیگر تعریف میکند؟ ناسیونالیسم ایرانی چرا سعی دارد با فرافکنی مفهوم وطن فروشی را به نیروهای چپ منصوب کند ؟
شما میتوانید یک مطالعه آماری کنید بیش از 80 درصد وبلاگهای ناسیونالیست طرفدار حمله نظامی آمریکا به ایران هستند . جواب شما چیست؟
دوست محترم ۷۲ چرا اينقدر عصبانی و عجولانه ؟!
دوست محترم ۷۲ چرا اينقدر عصبانی و عجولانه ؟!
دوست محترم ۷۲ چرا اينقدر عصبانی و عجولانه ؟!
من هم سئوالی از دوستان ناسیونالیست دو آتشه وطنی دارم و میخواهم نظرشان را در مورد حمله احتمالی ایالات متحده به ایران بدانم - تجربه به من ثابت کرده همیشه وطن فروش ها پشت نقاب ناسیونالیسم پنهان میشوند!!!!! همیشه در وبلاگ ها دیده ام وطن فروش ترین آدم ها اسم های ناسیونالیستی دو آتشه انتخاب کرده اند و میکنند - ارتباط بین ناسیونالیست دو آتشه بودن و وطن فروش بودن را لطفآ کسی برایم توضیح دهد. عجیب است که اکثریت قریب به اتفاق ناسیونالیست های وطنی طرفدار حمله بی قید و شرط ایالات متحده آمریکا به ایران هستند -از این رهگذر آشتی دادن این ناسیونالیسم و فراهم آوردن امکان حمله نظامی آمریکا به ایران همواره برایم جای سئوال داشته و دارد. این موضوع برایم شرطی شده است که وقتب ناسیونالیستی میبینم اول بررسی کنم ببینم که بدنبال تحریک ایالات متحده به حمله به ایران هست و یا خیر و اکثرآ هم نتیجه مثبت است.
سلام شبح عزيز
ببخشید - کامنت قبلی از آن من بود.
ام نازنین، نسرین جان و شبحی ناز :) حق تا حد زیادی با هر سه تائی شماست ولی بیشتر با ام و نسرین :) من هر دو پتیشن رو امضا کردم. اگر پتیشن خلیج فارس درست نشده بود احتمالا" خودم راهش می انداختم. هم از هویت ملیم دفاع میکنم و هم از عدالت. هم از حق دیگری و هم از آب و خاک که آنهم برایم مهم هست.
دو تا مثال هم از اشتباهات تاريخی چپ بگم : ۱- در ماجرای مصدق و کودتای ۲۸ مرداد . که ديگه همه ميدونيم چپ ها چه اشتباهی کردن . آيا صرف اينکه چپ ها با مصدق ملی گرا موافق نبودن دليل بر اين کار ميشد ؟
شبح عزيز شايد انچه که الان ميخواهم بگويم کمی به نظر از موضوع اصلی دور باشد اما چون به نظرم درواقع يکی از دلايل ديگر عدم استقبال زياد از اين قبيل پتيشن ها باشد ازت اجازه ميخوام که بگم اونموقع دوستان شما به من گفت هميچين چارچوب فکری اصلا وجود نداره وهی خواستن به من انگ انديشه های مختلف را بزنن . مگه نميشه ادم خارج از چهارچوب های قبلی فکر کنه ؟؟!!! من هميشه ياد گرفتم که از ديد خودم به يک چيز نگاه کنم يعنی مطالعه . مشاهده و همه چيز ها را بشنوم ولی اگه قانع نشدم دليلی نداره که بپذيرم واگه خودم يک فکر به نظرم ميرسه دليلی نداره که بيانش نکنم يا اين اعتماد به نفس را نداشته باشم که بهش اعتقاد شخصی نداشته باشم .
ام عزيز!(62)
نسرين جان!(64)
شبح جان (۵۰)
يک پيشنهاد هم دارم
شبح عزيز
آرش جان (۵۶)
شبح جان
ام عزيز!(58)
با اينکه ميدونم دوستان چپ از خوندن مطالبی غير از نظرات خودی ناراحت ميشن . ميخواستم به چند نکته اشاره کنم که علت کم بودن امضا در پتيشن هايی مانند پتيشن ليلا است .بالاخره گاهی شنيدن نظرات ديگران هم بد نيست . چون شما همه تون از ديد واحدی ملت را ميبينيد که برخلاف اينکه فکر ميکنين بهترين ديدگاه است واقعا و الزاما اينطور نيست . بهترين ديدگاه وقتی است که يک موضوع از چندين ديدگاه و چندين وجه به دست بياد که لزوم اون هم جمع بندی نظرات با ديدگاه ها و تجربيات مختلف است .
١٦ آذر سرخ ميخروشد! از اعتصاب و تحصن ١٢٠٠ دانشجو در قزوين حمايت کنيم! از روز دوشنبه، ٩ آذر ماه، دانشجويان دانشگاه بين المللى قزوين دست به تحصن و اعتصاب زده اند. دانشجويان خواستار استعفاى معاون دانشجويى، رييس کميته انضباطى و مسئول رفاهى دانشگاه هستند. بنا به خبر، اعتراض دوشنبه شب با تجمع دانشجويان در محوطه کوى دانشگاه آغاز شد. روز سه شنبه، ١٠ آذر ماه، دانشجويان با اجتماع در محوطه دانشگاه حرکت اعتراضى بزرگى را برپاداشتند. صدها دانشجو در اعتراض به وضع بد رفاهى و صنفى و همچنين مخالفت با کميته ها انضباطى، کلاسهاى درس را بايکوت کردند و با سينى هاى غذاى خود کلمه بزرگ اعتصاب را نوشتند. جمعيت دانشجويان اعتصابى بالغ بر ١٢٠٠ نفر مى شود. امروز چهارشنبه، ١١ آذر ماه، دانشجويان همچنان در اعتصاب بودند و بنا به خبر زد و خورد و درگيرى ميان دانشجويان و مامورين حراست روى داده است. گفته مى شود که حراست دانشگاه همه کارمندان دانشگاه را ممنوع الخروج کرده است بنحوى که کارمندان مجبور هستند که شبها هم در دانشگاه بخوابند. دانشجويان قرار بوده است که بمدت سه روز به تحصن خود ادامه دهند ولى گفته مى شود که دانشجويان معترض حاضرند تا مبارزه خود را تا حصول به تمام خواستهاى خود ادامه دهند. تا کنون مقامات و مسئولين دانشگاه جواب سربالا به درخواستهاى دانشجويان داده اند. محمد حسينى، معاونت دانشجويى دانشگاه بين المللى قزوين، گفته است که "به تمام اين اعتراضات پاسخ قانع کننده مى دهيم، اما در جو ناآرام تحصن امکان پاسخگويى وجود ندارد." اين بى توجهى مسئولين به خواست دانشجويان خشم همگى را برافروخته است و انتظار مى رود که تحصن دانشجويان به يک حرکت اعتراضى وسيع و گسترده همانند آنچه که در سال ١٣٨٠ در دانشگاه زنجان روى داد، بدل شود
نسرين عزيزم
مرسی ارنی جان. جوابمو گرفتم. :)
دوستان امضا کنيد
سلام دوستان يه خبر خوش بعد از ازادی خانم محبوبه عباسقلی زاده الان پرستو تو وبلاگش نوشت که(( اميد معماريان و شهرام رفيع زاده هم آزاد شده اند))) به اميد ازادی همه زندانيان سياسی
سياوش عزيز!(45)
شبح به اين عقب موندگی نوبره والا! [:
هاله جان و ارنستوي نازنين و نسرين عزيزو ساير دوستان!
شبح جان : سلامت زی
سلام شبح جان...!
سلام شبح عزيز و دوستان . من نيز اين پتيشن را امضا کردم به همان دلايلی که شبح هم نوشته . پتيشن مربوط به ليلا را هم امضا کرده ام چون پتيشن های قبلی در رابطه با دانشجويان زندانيان سياسی سانسور و احکام اعدام . ولی اين پتيشن مربوط به خليج فارس با بقيه متفاوت شد . نسبت امضا کنندگان این پتیشن نسبت به پتیشن لیلا یا بقیه ۱ به ۱۰۰ هست دارم به اين نسبت فکر می کنم نسبت ۱ به ۱۰۰ ده ها هزار نفری که روزی ازادی امجديه خزانه باغشمال را پر می کردند با ميليون ها نفری که انها را قتل عام کردند فردا هم همين در انتظار ماست ميليون ها نفر بعدی با ما هزاران تن چه خواهند کرد ظاهرا اين نسبت تغييری نمی کند ديروز امروز فردا . شبح و هاله زمينی نسرين و چند نفر دثگر چون من چه نسبتی با آ ۶۰ هزار نفر داريم ؟
سلام ... ۶۰هزار شدند ... میدانم که برای اکثریت باعث افتخار هست اما منیکی دارم خجالت میکشم، چونکه تابحال خیال میکردم دوستان با امضا کردن مخالفند اما حالا میبینم که چنین نیست ...
منوچهر ژندي فر عزيز، هر فرد منصفي ميداند كه در انتخاب كردن به گونه آزادانه كه نمود دمكراسي است، حتا آگاهانه، مردم و افراد ميتوانند در انتخاب خود اشتباه كنند. اما اين كه مردم آگاهانه و در يك روند دمكراسي به جمهوري اسلامي 99% راي آري دادنند، بايد ادعا كرد كه كاملن در اشتباهيد(آقاي خميني چهكاره بودنند كه امر كردنند و تعيين نمودنند، كه مردم بايد در يك هميرسي راي دهند كه جمهوري اسلامي آري و يا نه، آيا اين نمود دمكراسيست؟). و اين كه مردم اشتباه ميكنند، وظيفه شما و يا ديگري اين نيست كه راي آنان را ناديده و آنان را توبيخ و توهين كنيد. در دمكراسي افراد با انتخاب و راي خود مسوليتي همراه آن، به گردن خواهند گرفت و عواقب انتخاب خود را بايد و به اجبار خواهند يذيرفت. متاسفانه و يا خوشبختانه اين دمكراسي با تمامي نواقصش، يك تار مويش به تمامي كيسوي فريبنده ديكتاتوري حزبي و طبقهي كارگري شما ارزش و بها دارد.
ارنستو جان
هاله جان
ارنی جان، بالا غیرتا" و راستاحسینی یک کلام جواب منو بده ... اگه عین متن رو حککا درست کرده بود امضا نمیکردی؟ :) مسئله تو محتوای این متن نیست، بلکه آدمهاش هست. بعله ... در هر حرکتی هم ممکنه بعضی شرکت کنندگان و امیالشون مورد تأئید آدم نباشند (مثل کانون مثلا") ولی باید دید اهداف مشترکند یا نه. یعنی تو هدفی غیر از اینها که تو این متن رفراندوم نوشته اند داری؟ میتوان در هر مقطعی از یک حرکت کنار کشید ولی مسئله اینجاست که در حال حاضر هیچ و هیچ و هیچ حرکتی نیست که بشه روش حساب کرد. این شاید گسترده ترین کاری بوده که این روزها انجام شده. به هر حال اگر نظرت اینه که سکون بهتر از اینه که هیچ بحثی نیست.
M عزيز!(17) ساوش عزيز!(7)
نسرين عزيز امضا کردن يک بيانيه اقدامي "سياسي" است . يعني وقتي دوستان بيانيه اي بر عليه تغيير نام خليج فارس امضا ميکنند تمام تبعات آنرا مي پذيرند - ميتواند جنگ باشد - ميتواند تحريک هموطنان عرب و دور کردن آنها از همزيستي مسالمت آميز با ساير اقوام ايراني باشد - ميتواند تبعات بي شماري داشته باشد که ذکر آن در مورد سئوال تو بي مورد است. امآ رفراندوم -- جواب من بسيار ساده است - اگر فکر ميکنيد که درخواست متمدنانه شما براي اينکه جمهوري اسلامي از قدرت کنار گيري کند موجب کناره گيري جمهوري اسلامي از قدرت ميشود امضا کنيد - اگر فکر ميکنيد اين هياهو کردن موجب ميشود که کشورهاي غربي مناسبات خود را بر اساس اين درخواست رفراندوم اتخاذ کنند( که نميکنند -خودتان هم ميدانيد ولي اين طنز تاريخي است که ما هميشه چشم به بيرون از مرزها داشته باشيم شايد باورتان نشود ولي در هر چهار دوره تاريخي که ايران اشغال شده يعني اسکندر- اعراب-مغول - متفقين اين ايرانيان( بهر صورت ساکنين ايران )بودند که دعوت به اشغال کرده اند و اشغالگران ايران همواره به دعوت و فراهم سازي شرايط از طرف ايرانيان اقدام به اشغال نموده اند).
آرش سرخ عزيز!(9) دوستان عزيز!(10)
شبح جان مرسی که در مورد کامنت دونی گوشزد کردی. بستم و کامنت ها رو هم پاک کردم.
شبح جان ٫ ارنستو جان ٫ آرش سرخ عزیزم ٫جوان سوسیالیست عزیز و دوستان عزیز حکک بيائيد به اين حقارت ملی پايان دهيم !
سلام شبح جان. با تشکر از مهشید عزیزم، متن رو پژمان ترجمه کرد که تو وبلاگم گذاشتم - لینکش اینه: http://mithras.org/mt/001336.html دیگه چیزی فارسی بهش اضافه نکردم تا اگر دوستان خواستند لینکش رو برای دوستان خارجیشون بفرستن پاکیزه تر باشه. به امید روزی که جون هیچ انسانی اینجور به آسانی حراج نشه. به امید اون روز.
ساعت ۱۲ شب است وتنها ۷۰۳ نفر از ليلا دفاع کرده اند!
هاله در وبلاگش تقاضا کرده که اگر کسی ميتونه اين نوشته رو به انگليسی ترجمه کنه. اگر چنين کنيم ميتونيم بفرستيمش برای عفو بين الملل. راستی شماره ۳۲ . منظورت از حزب دمکرات کردستان که به عنوان نماينده مردم کرد معرفی کردی همانها هست که دستمال بدست بدنبال جرج بوش راه افتادند و بهش ميگن بيا ما را با بمباران هايت نجات بده ؟
جمهورىخواهان؟-جمهورىخواهان فارس؟ در طرح پيشنهادى گفته مىشود: ما جمهوریخواهان که از میان ملیتها و گروههای اتنیک گوناگون ایران برخاسته ایم، بر آنیم که سود ما، سود مردم ما و میهن ما نه در تفرقه و جدایی ما از یکدیگر بلکه در یگانگی ماست.
1- صرفنظر از مليت تك تك نگارندگان٫ در كشور كثيرالمله ايران نگارش هر بيانيه و اعلام هر موضعى از سوى فعالين سازمانهاى سياسى فارسى و يا سراسرى- كه بنا به تجربه يك صد ساله اخير٫ اين گروه دوم به لحاظ موضعگيرى ملى همه بى چون و چرا در نهايت تبديل به سازمانى فارس مىشوند- به نيابت از سوى مليتهاى غيرفارس ايران مطلقا غيرقابل قبول است. تشكلات و شخصيتهاى سياسى فارس در رابته با مسئله ملى نيز تنها و تنها از موضع مليتى كه بدان منسوب اند يعنى فارس و در رابطه با اين مليت٬ مىتوانند ابراز نظر نموده تصميم گيرى نمايند. 2- مليتهاى ترك٫ كرد٫ عرب٫ بلوچ٫ تركمن و ...همه در تشكيلات اجتماعى و سازمانهاى گوناگون سياسى ملى و نهادهاى فرهنگى خود -كه روز به روز بر تعدادشان افزوده مىشود- متشكل شده اند. به لحاظ عرف سياسى در حل و بحث مسائل كل ايران و بويژه مسائل مربوط به مناطق ملى٫ تنها تشكلات و ارگانهاى سياسى و فرهنگى مليتهاى غيرفارس ايرانى حق نمايندگى گروه ملى خود را دارا مىباشند. اين تشكلات صرفنظر از گرايشات ايدئولوژيك و سياسىشان البته خود توانايى و صلاحيت انرا دارند كه راسا و با ذكر منسوبيت حزبى و سازمانى خود در باره نظام سياسى كل ايران و سرنوشت خلق و منطقه ملى مربوطه خود اعلاميه اى نشر دهند و موضعگيرى نمايند. 3- ما همه تلاشها و توافقها و بيانيه هاى صادر شده اخير حول و حوش و "جمهورىخواهان ايران" را (با نامهاى گوناگون اتحاد٫ حزب٫ اجلاس٫ اجتماع٫ نشست٫ سمينار٫ همايش و طرح ....) از آنجا كه در تهيه آنها تشكيلات و تشكلات سياسى منسوب به مليتهاى غيرفارس ايرانى با حفظ هويت حقوقى و ملى جداگانه خود اشتراك ندارند٫ يك كاسه و بىاستثنا امرى مربوط به جمهورىخواهان فارس مىدانيم. 4- و اصرار صادر كنندگان آنها بر عدم ذكر منسوبيت ملى خودشان فارسى را٫ نيز به نيابت و بنام ديگر مليتهاى ايرانى سخن گفتنشان را رفتارى به شدت زيان آور٫ تنشزا٫ مذموم و غيرمشروع محسوب مىكنيم. ناديده گرفتن و دور زدن ارگانهاى سياسى و فرهنگى مليتهاى ايرانى – كه مخاطب تشكلها و ارگانهاى سياسى مليت فارس مىباشند- و سخن گفتن به نام مليتهاى ايرانى خود نشان ناسيوناليسم افراطى فارسى٫ روشى غيردمكراتيك٫ رفتارى ارتجاعى و بدور از بلوغ سياسى است. اين طرز حركت سياسى تنها به افزايش تنش بين گروههاى سياسى مليتهاى ايرانى با معادلين فارس آنها منجر خواهد شد. گروهاى سياسى و فرهنگى فارسى مىبايست از سخنگويى به نيابت از مليتهاى غيرفارس ايران اكيدا خوددارى نمايند. 5- خلق ترك گسترش جنبش جمهورىخواهى و دمكراسى در ميان خلق فارس٫ و هرچند با تاخيرى يكصدساله٫ پيوستن قشرهاى هرچه بيشتر سياستمداران و فعالين فارس را به حركت تجدد و پذيرش تكثر ملى و فرهنگى مردم ايران را به فال نيك گرفته و از آن استقبال و حمايت مىكند. 6- خلق ترك در ايران با تاسيس جمهورى آزاديستان و حكومت ملى آذربايجان٫ بيش از هشتاد سال است كه مرحله و تجربه جمهوريتخواهى دموكراتيك دنيوى را درونى حركت سياسى خود كرده و پشت سرگذارده است. در حركت ملى دموكراتيك ترك-آذربايجانى ايران هيچ جنبشى كه خواهان نظام سلطنتى و يا غيردنيوى باشد وجود ندارد. اكنون در صدر برنامه سياسى همه طيفهاى حركت ملى دمكراتيك ترك در ايران نه مسئله جمهورىخواهى بلكه مسئله ايجاد جمهورى آذربايجان قرار دارد. خلق ترك در ايران خواهان هيچگونه جمهورى كه در آن هويت ملى مليت ترك به رسميت شناخته نشده و به عنوان يكى از عناصر اصلى برپاكننده نظام اشتراك نداشته باشد نيست. بويژه هر نوع سيستم حكومتى در ايران٫ اعم از جمهورى و يا غير آن را كه در آن حاكميت٫ اقتدار و سلطه سياسى در انحصار قوم فارس باشد ضد ملى٫ غيردمكراتيك و ارتجاعى خواهد شمرد.
احزاب شركت كننده در سمپوزيوم حقوق بشر و مليتها در ايران در پايتخت سوئد : ملت ترك: ملت عرب: ملت بلوچ: ملت تركمن: ملت كرد:
سمپوزيوم حقوق بشر و مليتها در ايران در پايتخت سوئد برگزار شد روز گذشته به دعوت حزب ميانه روي سوئد سمپوزيومي تحت عنوان حقوق بشر و ائتنيسيته در ايران با شرکت شماري از احزاب مليتهاى ترك، عرب، تركمن، كرد، بلوچ از سراسر ايران در استکلهلم، پايتخت سوئد برگزار شد. ماه مي آينده نيز قرار است پارلمان اروپا ميزبان چنين گردهمايي باشد. 16 سخنران به سخنراني و ارائه نقطه نظرهاي خود پرداختند. چند نکته اساسي در طول اين سمپوزيوم مورد توجه قرار گرفت: نخست آنکه سخنرانان يکصدا از استفاده از کلمه قوميت جدا حذر کرده و به جاي آن مليت را جايگزين کرده بودند و دوم آن که جز در يکي دو مورد همگي بر اصل نياز مبرم به استقرار فدراليسم در ايران متفق القول گشته بودند. اما نکته سوم عدم حضور احزاب سياسي فارسى مشهور به سراسرى و به قول ديگري احزاب سياسي سنتي بود. عليرضا اردبيلي، از کميته تدارکات سمپوزيوم مي گويد: همه سخنرانان امروز متفق القول بودند که در ايران مليت هاي مختلف وجود دارند و نه اقوام متعدد، چون از اين کلمه اقوام براي تحقير و توهين به گروه هاي ملي ايران سوء استفاده شده.
عمو شبح جانم
این هم یک خبر خوب از همبستگی کارگری جدا از زادگاه٫قابل توجه دوست ترکمان٫که تمام دنیا را از سوراخ ملیت و زادگاهش میبیند. نامه اى از جمعهاى کارگران در آبادان و اهواز و تبريز به کارگران نساجى کردستان در سنندج http://www.rowzane.no-ip.com/000_etelayeha/2411/241130HEMAYAT3.html
m تنها، 18
شبح جان ؛ حسنی : اختيار انرژي هستهاي جهان بايد در دست يك مرجع ديني قرار گيرد:::من از يك منبع موثق شنيدهام كه آمريكاييها نميتوانند به ايران حمله كنند:::انرژي اتمي را بايد مسلمين جهان اختراع ميكردند نه ديگران ؛ خبر از پیک ایران
و اما مجيد زهری ۱۰ و وجدانهای سوراخ. آقای محترم شما میتوانید تا ابدو دهر از تفکر ضد انسانیتان دفاع کنید٫این حق شماست٫ و حتا ما کمونیستها از این حق شما هم دفاع میکنیم(دقت کنید در ج.ا. شما را به خاطر حرف مخالف حداقل اعدام میکنند٫ ولی ما کمونیستها این حق شما را در بیان برسمیت میشناسیم).این ادبیات شما آنچنان به نفرت و ضدیت با بشریت آلوده است٫که بعضی اوقات انسان در میماند چه بگوید.
در جواب ۲۱ بايد بگم که من مجيد زهری نيستم و شما به نظر مياد که دچار توهم باشين
"باید در سینه ی خود اتشی روشن کنیم که روشنتر از خورشید اسمان است (خورشید سعادت بشر ) و با گرمای آن تمام دلهای شکسته را تسکین دهیم و آنها حتما اتحاد را به وجود می اورند!!!! "
سياوش ۷.
همه اش چهار صدتا ...، که کلي اش امضاهای مکرر دوستان است.
آقای مجيد زهری يا m یا هر چه که خود را می نامید:
شبح جان کاش قبل اينکه مثل عاطفه حسرت بخوريم و آه بکشيم بتونيم جون ليلا رو نجات بديم...
گزارش نشست« جمع مبتکرين» تاسيس سازمان سياسى آذربايجانيها- ترکهاى ايران مدخل: تاريخ معاصر ايران، ازيک سو تاريخ مبارزه در راه آزادى و عدالت اجتماعى و از سوى ديگر تاريخ مبارزات آزاديخواهانه ملى ملل تورک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن ساکن ايران ميباشد. مبارزات آزاديخواهانه ملى آذربايجانيها که، با ایجاد مجلس ملی آذربايجان و انجمنهای ايالتی- ولايتی در دوران انقلاب مشروطيت شروع شده و به برقراری دولت آزاديستان به زعامت شيخ محمد خيابانی و برپائی حکومت ملی آذربايجان به رهبری سيد جعفر پيشه وری منجرگرديد، به اشکال گوناگون ادامه يافته و پس از انقلاب بهمن و در مبارزات دوره کنونى نيز انعکاس خود را يافته است. پس از توطئه و کودتای امپرياليستی عليه دولت قانونی مشروطه به دست رضاخان، سياست آسيميلاسيون شديدی در حق ملل غير فارس ساکن ايران اعمال شده و تلاش برای ايجاد ملت واحد مبتنی بر زبان فارسی به سياست رسمی دولتی مبدل گرديد. همين سياست در دوران بعد از انقلاب بهمن نيز ادامه يافته است. در هر دو دوره، مبارزه برای احقاق حقوق ملی تحت شرايط مختلف و به اشکال گوناگون راه خود را گشوده و پيش رفته است. همراه با گسترش مبارزات سرتاسری اجتماعی- سياسی و مدنی- فرهنگی سالهای اخير، مبارزات ملل غير فارس ساکن ايران در راه دستيابی به حقوق ملی نيز به سطح بالاتری ارتقا يافته است. تعميق و تکامل مبارزه در راه احقاق حقوق ملی که خود مستلزم بهره گيری هرچه بيشتر از اشکال گوناگون پيکار آگاهانه است، تشکل و سازمانيابی هر چه متنوعتری را در رده ها و سطوح گوناگون ايجاب ميکند و امر سازمان يافتگی را در دستور روز مبارزه قرار داده و به مساله مبرم آن تبديل مينمايد.با اتکا به تجربيات تاريخی ميتوان گفت که، نهضتهای اجتماعی- سياسی (جنبش ملتها، زنان، نيروهای اجتماعی و طبقات) هر قدر هم وسيع و توده گير بوده باشند بدون سازمان يابی آگاهانه و درست و در غياب تشکيلات منسجم دير يا زود از پا در آمده و به شکست ميانجامند. منطق درونی جنبش و حکم تاريخ چنين است. به نظرماضروری ترین وعمده ترین عامل حفظ وبقا،تعمیق وادامه کاری یک جنبش ودرصورت وجود شرایط مناسب پیروزی آن،تشکیلات است. لذا ما با تکيه بر موازين بين المللی حقوق بشر، به قصد ايجاد تحولات بنيادی در ساختار سياسی- اجتماعی ايران و برقراری يک سيستم دولتی غير متمرکز مبتنى بر فدراليسم ملی(اتنيک) و اصول دمکراتيک، تشکل و سازمانيابی به صورت يک جنبش سياسی را در شرايط کنونی لازم و ضروری ميدانيم و همه ترک هاـ آذربايجانيهاى آزاديخواه و وطندوست را براى تحقق اهداف زيربه مبارزه مشترک دعوت مينمائيم!
پرنسيپهاى عمومى 1- کشور ايران: ايران يک کشور کثيرالملله است. ملتهاى ساکن ايران عمدتا عبارتند از: ملت ترک - آذربايجان، ملت فارس، ملت کرد، ملت عرب، ملت بلوچ و ملت ترکمن. هم در دوران سلطنت پهلوی ها و هم دردوره جمهوری اسلامی، دولتهای مرکزی حاکم بر ايران نماينده و نيروی محرکه اصلی شونيسم و ناسيوناليسم افراطی ملت فارس بوده اند و در حق ملل غير فارس ساکن ايران سياست ستم ملى و آسيميلاسيون روا داشته اند. 2- هويت ملی: زبان ترکى (ترکی آذربايجانی) هسته اصلی و سنگ بنای هويت ملى ترکان ايران را تشکيل مي دهد. هويت ملى ما با زبان ماسرشته است. 3- مسئله ملی و مساله حاکميت: مساله ملی واز جمله مسئله ملی ترکان ايران اصولا يک مسئله سياسی است. حل مسئله ملی و امحا ستم ملى تنها از طريق تامين حق ملل درتعيين سرنوشت خويش ممکن و مقدور است. جمهوری اسلامی ايران مانع اصلی سر راه تحقق اين امر است.
دولت فدرال ترکهای ايران 1- جمهوری فدرال ايران: از اتحاد داوطلبانه و آزادانه مبتنى بر موازين دمکراتيک و ساختار فدراليستی ملی (اتنيک) – واز جمله پرنسيپ دو پارلمانى - دولتهای فدرال ملل ساکن ايران و دول مناطق خود مختار و شهرستانهاى ويژه ايجاد ميشود! 2- دولت محلى ترکهاى آذربايجان در سرزمينهاى تاريخى آذربايجان (مناطق بهم پيوسته تاريخا ترک نشين) ايجاد مىشود و ترکهاى خراسان و ترکهاى قشقايستان در مناطق جنوبى ايران حق برپائى حاکميتهاى محلى خود را دارا مىباشند. 3- امور قانونگذاری، قضاوت، انتظامات، مالياتها، امور اداری و فرهنگی در اختيار دولت محلى آذربايجان است که، در چارچوب قانون اساسى آذربايجان حق داشتن دولت و پارلمان، سرود ملی و پرچم ملی را دارد. 4- ترکهاى خراسان و ترکهاى قشقايستان حق دارند براى تحقق خواستهاى ملى خويش، ارگانهاى حکومتى صلاحيتدار خود را ايجاد نمايند. -5 امور مربوط به سياست خارجی، دفاع در مقابل تجاوز خارجی، برنامه ريزی دراز مدت سياستهای اقتصادی، سياست پولی، حفظ محيط زيست و امور ارتباطاتی سرتاسری به عهدهء حکومت فدرال مرکزى خواهد بود. 6- زبانهاى ترکی (ترکی آذربايجانی)، فارسى، کردى، عربى، بلوچى و ترکمنى به مثابه زبانهاى رسمی ايران محسوب ميشوند. کليه اسناد و مکاتبات دولت فدرال ايران بايد به همه زبانهاى رسمى ايران تنظيم شود. زبان فارسى زبان رابط خواهد بود. زبان ترکى (ترکى آذربايجانى) به مثابه زبان رسمى دولتی در تمام ارگانهای دولتی آذربايجان و مناطق خود مختار ترک بوده و زبان اسناد، زبان تحصيل از ابتدايی تا سطح عالی و زبان وسايل ارتباط جمعی و فرهنگ و هنر خواهد بود. 7- تهران وشهرهای نظیرآن توسط ارگانهای حکومتی خود ویژه اداره خواهد شد تا حقوق ملی ـ فرهنگی تمامی ساکنین آنها تامین گردد. اهداف -1 کليه شهروندان، صرفنظر از وابستگيهاى جنسى، دينى، سياسى، مسلکى و موقعيت اجتماعى شان، در مقابل قانون برابرند. همه شهروندان حق انتخاب پوشش و شيوه زندگى خصوصى خود را دارند. شخصيت اجتماعى، دينى، و سياسى آشخاص درمقابل حکومت و ارگانهاى وابسته بدان خدشه ناپذير است. 2- به مثابه يک دولت فدرال مدرن و دموکراتيک، تمام ارگانهای صلاحيتدار، بدون توجه به دين، مرام و مسلک، جنسيت و ملييت، با رای مخفی و مستقيم شهروندانی که به سن 18 سالگی رسيده اند انتخاب می شود. 3- پلوراليزم و آزادی کامل عقيده ومرام بايد تحقق يابد، آزادى بى قيد و شرط تجمعات، بيان، مطبوعات و پخش اطلاعات و فعاليت تمام تشکلهای سياسی، اجتماعی، فرهنگی و حق تشکل و فعاليتهای سنديکايی، شورائى و صنفى برای همه شهروندان و از جمله زحمتکشان، کارمندان وکليه مزدبگيران فکری و يدی تامين شود. 4- جدايی کامل دين و ايدئولوژی از دولت: دين و مرام و مسلک امر خصوصی افراد است. داشتن اعتقادات دينی و يا عدم باور بدان، اعتقاد به يک مرام يا عدم اعتقاد بدان آزاد است. اجرای مراسم و آداب دينی برای معتقدين آن آزاد است. دين و مرام – مسلک بايد کاملا از سيستم تعليم- تربيتى و از دولت جدا باشد. 5- حقوق برابر زنان با مردان در تمامی عرصه های سياسی، اجتماعی و اقتصادی.همانند ساير عرصه ها بايد تحقق يابد. زنان بايد به نسبت جمعيت خود در تمامى ارگانهاى حکومتى شرکت داشته باشند. براى امحاء وضعيت واقعاً موجود نابرابر بين زنان و مردان بايد تدابير لازم از جمله تبعيض مثبت به نفع زنان اعمال شود. شرايط مناسب براى رشد همه جانبه زنان خانواده هاى زحمتکش ايجاد گردد و از برپايی تشکيلات مستقل زنان حمايت شود. 6- بايد سيستم آموزش و تحصيل اجبارى و رايگان تا پايان کلاس نهم (9 ) برقرار گردد و تمامی شهروندان بدون هيچگونه تبعيض از يک سيستم آموزشى مترقى برخوردار شوند. براى مبارزه با بيسوادی سالمندان مدارس مخصوص و آموزشگاههاى صنعتی ايجاد شده و کمکهای مالی و شرايط مساعد تحصيلى براى آنها فراهم شود. درعين حال جهت گسترش تحصيلات عالى و مجانى امکانات و شرايط لازم فراهم شود. 7- گسترش عدالت اجتماعی و بهبود شرايط زندگى دشوار زحمتکشان، کارمندان و همه مزد بگيران، تلاش در جهت ايجاد تامين خدمات اجتماعی و تعليم و تربيت و بهداشت برای شهروندان و ايجاد بيمه های بيکاری در کشور. 8- ايجاد سيستم بيمه های اجتماعی براى رفاه همگانی و اخذ ماليات به تناسب درآمد وايجاد سيستم ماليات تصاعدى بردرآمد، سود، ارث و دارائى. 9- ممنوعيت کار نوجوانان پايئن تر از 16 سال. جهت تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان متناسب با تقاضاهای دوران معاصر، بايد امکانات ورزشی و تفريحات سالم برای آنان فراهم گردد، شرايط برای شکوفايی فرهنگی و هنری ايجاد شود، تدابیرلازم برای انتشار روزنامه هاو مجلات وگشایش کتابخانه های عمومی وبرپایی خانه های فرهنگی اتخاذ گردد. و در يک کلام بايد شرايط مساعد جهت استفاده از دستاوردهاى تکنولوژيک و اينفورماتيک براى همه شهروندان و به خصوص جوانان منسوب به خانواده هاى زحمتکش ايجاد شود. 10- حفظ و بهبود محيط زيست و استفاده از آن جهت انکشاف اجتماعی و رفاه عمومی مردم. -11 ايجاد علائق دوستی و همپشتی ميان ملل ديگر ساکن ايران. 12- تامين کامل حقوق برابر شهروندى براى همه اقليتهای ملی و فرهنگی ساکن در سرزمين آذربايجان فدرال و مناطق خودمختار ترک نشين. 13- حفظ و دفاع از حقوق بشر جزو اهداف اساسى ماست. لذا ازکنوانسيونهاى بين المللى ناظر بر حقوق کودکان و زنان حمايت مى کنيم و خواهان لغو حکم اعدام و منع هرگونه شکنجه مىباشيم. 14- اقتصاد آذربايجان به خاطر اعمال 80 سال ستم ملى و خروج و فرار سرمايه متحمل عقب ماندگى شده است. بدين جهت پيشرفت اقتصادى آذربايجان از اهداف اصلى حکومت محلى آذربايجان مىباشد. اهداف فوق تنها با مبارزه يکپارچه ترک هاـ آذربايجانی ها و با همراهى دیگرخلقهاى ساکن در ايران قابل حصول است. اين امر مساله داخلى کشورما است و لذا ما مخالف با هرگونه مداخله خارجى در آن هستيم.
جوان سوسياليست عزيز امیدورام متوجه منظورم شده باشی .
فکر ميکنم اين مقايسه بسيار اشتباه است . مسلما اينکه خليج فارس خليج فارس است خيلی خيلی خيلی مهم است . همانطور که موضوع جان انسانها هم خیلی خیلی مهم است اتفاقا وقتی جان و حرمت و آزادی انسانها مورد اهانت قرار گرفت که ما هويت ملی و تاريخی خود را از دست داديم .
belakhare tumaar ba T do noghte ya taa ghalat emlayi ro beppa gir e kagh dadam haalisho bordam
شبح گرامی؛ اشتباهی در فرستادن کامنت داشتم که ناقص ارسال شد. لطفاً هم این توضیح و هم کامنت 11 را پاک کن. کامنت 14 صحیح است.
چو ایران نباشد تن من مباد یا چون تن من نباشد ایران هم مباد؟
آقای مجيد زهري، پيام جوان سوسياليست رو دوبار بخون يک بار از طرف خودش يکبار هم از طرف من. مطمئن باش که انقدر تنها خواهيد موند شمايی که لذت می بريد از اعدام انسان ها که حتی قادر به حفظ نام درياچهء گاوخونی هم نباشيد. خيلی براتون متأسفم.
مجيد عزيز
چو ایران نباشد تن من مباد یا چون تن من نباشد ایران هم مباد؟
بعنوان کسي که تومار خليج فارس را امضا کرده و اين يکي را امضا نکرده و نميکند به شما پاسخ ميدهم که آن مهمتر بوده و هست. زيرا سند افتخارات ملي ماست.
شبح جان!
خواست پراتیك بودند در مورد مسئله ملی معنایش چیست ؟ http://www.kargar.org
شبح عزيز، من كه، اگر صد هزار نفر امضا بر عليه نشنال جئوگرافی امضا كرده باشند، باز ميرم و امضا ميكنم(البته اگر امضا نكرده بودم.) و باز اگر تنها 2 نفر اعتراض به حكم ناعادلانهاي امضا جمع كرده باشند، باز ميرم و امضا ميكنم. منظورم خيلي روشن است. اين اعتراضات يك انتخاب است، و اين به آن ديگري هيچگونه ربطي نداره. و انتخاب، يعني دمكراسي. شبح عزيز يا شما نميدانيد دمكراسي يعني چه و يا اين كه برداشت من نادرسته. با اخ و تف به اين و آن، هيچ حقانيتي ثابت نميشه. اين كه 50000 نفر واسه يه اسم امضا جمع ميشه و واسه جان يك فرد 500 نفر، نتيجه اين نيست كه بقيه 49500 نفر آدمهاي هرچي ميخواي اسمشو بگذار، هستند.
شايد علتش کم تبليغ کردن باشه البته خيلی ها نوشتند اما خليج فارس رو همه نوشتند و همه لينک دادند... نمی دونم. اما تصميم دارم از اين به بعد تو هيچ حرکتی که مربوط به نام ايرانی جايی بشه شرکت نکنم. ايرانی که مردمش به جان بی گناهان اهميت ندن بهتره به يغما بره.
سلام .. به پنجاه هزار رسید ... کاشکی خلیج بودندو میخواستند اسمشان را عوض کنند ...
چيزی که برای من از همه درد اور تر بود گفته ی خود دخترک بينوا بود که گفته :ْاگر اقای قاضی مرا ببخشند ديگر قول ميدهم که به مردهای نامحرم نگاه هم نکنمْ.....يعنی خود بينواش هم خودش را گناهکار ميبيند و نه ان پفيوزهايی که او را به اين ورطه کشاندند.وای به وقتی که قربانی هم خودش را مجرم ببيند.
شبح عزيزم در مورد ليلا چه می توان گفت ...
نسرين عزيز!(1)
سلام شبح جان |
![]()
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||