یکشنبه، 24 آبانماه 1383 | November 14, 2004

شبح شکارچی

ساعت 9 شب، فردا پنج‌شنبه است و من هيچ برنامه‌ی به‌خصوصی ندارم تلفن زنگ می‌زند.
- ايکس هستم.
- به سلام. ياد ما کردی؟
- فردا ظهر می‌خواهيم برويم درياچه‌ی نمک و رمل‌های اطراف آن. هستی؟
- هستم اگر می‌روم گر نروم نيستم.
- کيسه‌خواب و کيسه‌ی زباله و ديگر هيچ!
- دخترم هم می‌تونه بياد؟
- دخترت و پسرت هم می‌تونن بيان خوش حال می‌شيم.
- پسرم که مسافرته...
- آره حيف شد جاش خليی خاليه...
اينجوری شد که راهی مرنجاب نزديکی کاشان شديم تا بريم رمل‌های اطراف اونجا را ببينيم و خودمونو آماده کنيم برای سفر به مرکز ريگ جن!
قبلا در عروسک کوکی مينای عزيز سفرنامه‌ی کوير مرنجاب را نوشته بود و من خيلی مشتاق بودم که اونجا را ببينم.
آخر کار سه تا ماشين شديم. سنين مختلف، اجناس گوناگون و طرز تفکر رنگ‌وارنگ. شب را در کاشان منزل يکی از دوستان مانديم و صبح رفتيم به سمت کاروانسرای مرنجاب.
وقتی به مرنجاب رسيديم بعد از حدود 60 کيلومتر راننده‌گی توی جاده‌ی خاکی بدون هيچ نشانی از آب و آبادی، ديدن درختان گز و استخر پر از آب با قناتی با آب زلال و البته کمی شور بسيار چسبيد. بازسازی کاروان‌سرای مرنجاب بهتر از آن بود که انتظار داشتيم بد و بيراه گفتن‌مان که: حتما زدن با آجر سه‌سانتی خراب کردن کاروان‌سرا را؛ اشتباه از آب درآمد!
وقتی به کاروانسرا رسيديم چند ماشين از دل درياچه‌ی نمک به سمت مرنجاب آمدن؛ گروه با حالی بودن از بچه‌ی دو سه ساله تا مردان و زنان بالای پنجاه سال. آقايی به سمت ما آمد و بی‌رودرواسی سلام و عليک کرد و مقصد و هدف ما را پرسيد من گفتم: "می‌خوايم بريم ريگ جن" و او گفت: "ريگ جن کجاست؟" من شروع کردم به توضيح دادن که ديدم يکی آن آقا را صدا کرد با شنيدن نام او يکه خوردم و پرسيدم: "شما آقای علی پارسا هستيد؟" و ايشان گفتند: "بله!" و من تازه فهميدم که چه سوآل بی‌ربطی در مورد ريگ جن پرسيدم! مهندس پارسا که تصور می‌کردم در آمريکا زنده‌گی می‌کند کويرشناس بزرگ ايرانی است او بيشترين اطلاعات را در مورد ريگ جن دارد و درواقع اين او بود که ريگ جن را به جهانيان معرفی کرد. از اين که اين مرد بزرگ اينقدر متواضع است و هيچ نخوتی در وجودش نيست از خودنمایی کودکانه‌ام در مورد ريگ جن شرم‌گين شدم.
جوانی در بين‌شان بود که جی‌پی‌اس داشت و جوان ديگری که با دوربين کانن فوق‌العاده‌اش عکس‌های ديدنی گرفته بود و افتخار داد تا من هم عکسی با دوربين‌اش بياندازم. مرد نازنين ديگری هم در بينشان بود که موبايل ماهواره‌یی داشت از دل کوير زنگ زدن هم عالمی داره. خلاصه گروه سطح بالایی بودن! آن‌ها شب قبل در کاروان‌سرا خوابيده بودند و صبح زود رفته بودند طلوع خورشيد را کنار رمل‌ها تماشا کنند و بعد هم به جزيره‌ی سرگردانی وسط درياچه‌ی نمک رفته بودند و حالا داشتند آماده می‌شدند که برگردند و ما تازه رسيده بوديم. در بين آن‌ها با آقایی که به نظر می‌رسيد موهای‌اش پيش از موعد سفيد شده است و بسيار خوش‌صحبت بود در مورد نقاط مختلف اطراف گپ زديم گفت که صبح زود که برای تماشای رمل‌ها رفته بودند زاغ‌بور ديده است. او تمام نقاط ايران را ديده بود و من تعجب کردم که چرا زودتر او را نديده بودم! يکی از هم‌راهان می‌گفت در اين منطقه هوبره هم پيدا می‌شود که ما نديديم. بالاخره از اين گروه جالب دل‌کنديم و خداحافظی کرديم و رفتيم سراغ رمل‌ها!
رمل‌های اينجا زياد مرتفع نبودند اما بسيار ديدنی هستند. همه‌ی جای اين سرزمين که آب‌وهوای متنوعی دارد ديدنی است اما کويرش چيز ديگری است. افق نامحدود و سکوت دل‌نشين‌اش بی‌نظير است و وقتی اين‌ها با هم‌راهانی دوست داشتنی هم‌راه شود ديگر شاذ و دست‌نيافتنی می‌شود.
بعد از تماشای رمل‌ها و مقداری رمل‌نوردی به جزيره‌ی سرگردان رفتيم. چيزی که در جزيره‌ی سرگردان جالب توجه بود سنگ‌های آذرين بود. معلوم نيست منشا اين سنگ‌ها در دل درياچه‌ی کوير چيست؟ اعتقادی شبه خرافی در بين اهالی وجود دارد که اين جزيره جابه‌جا می‌شود و شايد دليل نام‌گذاری آن هم همين باشد و به‌نظر می‌رسد به دليل جلو و عقب رفتن درياچه‌ی نمک در ماه‌های مختلف سال توهم سرگردان بودن جزيره شکل گرفته است.
تا شب در آن اطراف پرسه زديم و دم‌دمای غروب به سمت تهران حرکت کرديم برای صرف شام به رستوران مدرن بعد از قم به نام آفتاب مهتاب رفتيم. ديدنی‌ترين بخش اين اقامت‌گاه توالت آن است! حيف که نشد از توآلت‌اش عکس بگيرم! توالت مردانه‌ی ايستاده با شلنگ تلفنی و دوشی که معلوم نيست چه چيز عظيمی را بايد بشورد!(برای ديدن عکس توالت‌ها به اينجا رجوع کنيد.) ديدن اين رستوران شيک و تروتميز در کنار شهر مقدس قم از ديدن زاغ‌بور در کنار رمل‌های مرنجاب هم ديدنی‌تر بود!
جای همه‌ی‌تان به‌خصوص پسر گل‌ام خيلی خالی بود هر چند دخترم همه‌جا کنارم بود و هم‌راهی او سفر را دوچندان لذت‌بخش‌تر کرد. به اميد روزی که همه با هم به نقاط ديدنی سرزمين تماشایی‌مان برويم و اين روزهای رنج‌بار خاطره‌یی دوردست شود.
--------------------------------------
چند لينک خواندنی و ديدنی در مورد کاروانسرای مرنجاب و کوير و درياچه‌ی نمک:
کوير مرنجاب (هفت سنگ)
چشم اندازی از بهشت كوير مرنجاب، در غرب دشت بزرگ كوير. (کاپوچينو)
-------------------------------------
پی‌نوشت: شکارچی که وب‌لاگ شکار و طبيعت را می‌نويسد. خداحافظی کرده است و اين بدترين خبر بد وب‌لاگستان در اين روزها برای من بود. اين دوست خراسانی نازنين که علی‌رغم اسم خشن‌اش! دلی بسيار صاف و رئوف دارد و شخصيت دوست‌داشتنی و عشق بی‌کران‌اش به طبيعت مثال زدنی است اين روزها تصميم گرفته ننويسد. تصميم‌اش را محترم می‌شمارم اما آرزو می کنم باز بنويسد و ما را با طبيعت و جانوران سرزمين‌مان آشنا کند.
-------------------------------------
پی‌نوشت2: مرنجاب را سرچ می‌کردم ديدم دوست ديگری هم به مرنجاب رفته است و از آن توالت کذايی عکس گرفته است. و اطلاعات خوبی هم در مورد مرنجاب و کوير داده است پس سری به وب‌لاگ "همه‌فن‌حريف" بزنيد تا چشم‌تان به جمال آن توالت کذایی روشن شود. نايب زياره باشيد!

November 14, 2004 01:07 PM | TrackBack

قوشاچايلی مهرداد 10:13 @ Sun, 9 Jul 06

با درود بی پايان به تمام مليتهای دربند شونيسم پارسسسی
من از تمام عزيزان و هموظنان محترم ترک ، کرد ، فارس ، بلوچ ، عرب ، لر ، گيلک ، مازنی ، ترکمن ، خواهشمندم با استفاده از موقعيت و تجارب خود ما را در رسيدن به جامعه ای دور از تبعيض و برخوردار از حقوق شهروندی مساوی و يا بعبارت بهتر فدراليسم ياری داده و با حمايتهای خود از خلق ترک زبان ايران در مبارزه بحق خود با مزدوران و حلقه بگوشان نظام فاسد و نژاد پرست شاهنشاهی 2500 ساله و جرثومه های طاغوت که خواهان نابودی اسلام و مسلمين جهان و ايران ميباشند ( کما اينکه با کمکهای نظامی و تسليحاتی و اقتصادی و سياسی خود به ارمنستان غاصب 25% خاک کشور همسايه مسلمان شيعه نشين آذربايجان را پس از نسل کشیهای فراوان زن و مرد و پير و جوان و کودک علناً از کشوری اسلامی منفک و به کشور کافرنشين واگذاردند )، زمينه ساز رشد فرهنگی و نيل به فدراليسم در کشور کثير المله ايران و نه فارسستان باشيم به امير آنروز.


peter 21:14 @ Sun, 30 Oct 05

من در مورد جمعیت شهر ساوه سوال داشتم


زمینی 23:06 @ Wed, 17 Nov 04

سلام شبح جان
نمی دونم کویر را وقتی بارون بزنه دیدی؟ یک اقیانوس به عمق نیم سانت! فوق العاده است. همیشه به سفر. دفعه ی بعد شاید ما رو هم ببینی:)


Hasti 4:17 @ Wed, 17 Nov 04

مشتاق شدم آنجا را ببينم...


manochehr zhandifar 1:24 @ Wed, 17 Nov 04

تقاضا برای جمع آوری کمک مالی.
از آنجا که يکی از خوانندگان اين سایت اينترنتی شديدن از ناراحتی روحی رنج ميبرد که چرا در جهان ۶ ميليارد نفر٫غیر ترک میباشند و شبها به همه بد وبيراه ميگويد که چرا ترکهای دنيا کم هستند٫لازم ديدم که برای نجات اين انسان خرد شده در اين دنيای غير ترک انجمن حمايت از ايشان تشکيل دهم تا بتوانيم با هم به ايشان کمک کنيم.لازم به ذکر است که ما تنها از ترکها کمک مالی قبول ميکنيم و کمکهای مالی احتمالی از ديگران مثل "مردم" چين٫ژاپن و...بخصوص فارسهای شووينيست پس از گوشمالی به آنها که چرا به خودشان اجازه داده اند که به ما کمک کنند٫ اين مبالغ به حساب ۱۰۰یکی از امامان ترک٫ واريز خواهد شد.

نابود باد همه آدمهای غير ترک.
کارگران ترک متحد شويد٫تا بتوانيم با کمک هم ٫حساب ۶ ميليارد بقيه "انسانها" را برسيم.
زنده باد دنيايی که تنها از ترکها درست شده.

*توضيح:از آنجا که ما هيچ کس را بجز ترکها آدم حساب نميکنيم واژه های مردم و انسانها را در گيومه قرار داديم.


علويان ترك -اهل حق 17:00 @ Tue, 16 Nov 04

انسان كامل- شراب و قزلباشها

قيزيلباشلارين (تورك علوىلرين-على اللهىلرين-گورانلارين) گيزلين يازىلاريندان:

از نوشته هاى قزلباشها (علويان ترك٫علىاللهىها٫ گورانها):

آدام٫ ارباب-ى كلام !
آدام٫ اهل-ى عيرفان!
آدام٫ اهل-ى ديل!
آدام اهل-ى دم!
آدام٫ اهل-ى موحيببان!

يالاواج حضرتيميز بويورموشدو: "خورما آغاجلارينين يئميش لريندن و اوزوملريندن ايچكى دوزه لديب گؤزه ل بير آزيق الده ائدين!" دييه! بو آزيغين بير آدى دا "دم" دير. كيمى جانلار (قيزيلباشلار) بونا "آغ يازىلى" دييه رلر. اوجاقلى علوى جانلار دا بونا "على دمى" دييه رلر. يئزيدلر ايسه بو گؤزه ل آزيغى "عرق=آراق" دييه آدلانديرارلار.

هن! آدام دم اهلى! و ده عئينى آدام٫ كئيف اهلى. ذاتن بير آدام هم سؤز اوستاسى٫ هم ارميش-اره نلردن٫ همى ده اوره ك اهلى و ده كئيف اهلى اولدو مو٫ اونا "بوتؤو ار" دييه رلر...
-----------------

ترجمه:

آدم٫ ارباب كلام
!آدم٫ اهل عيرفان!
آدم٫ اهل دل! آدم اهل دم!
آدم٫ اهل موحيببان!

حضرت پيغامبرمان فرموده بود كه: " از ميوه هاى درختان خرما و انگور شرابى ساخته روزى اى زيبا بدست آوريد" . يكى از نام هاى اين رزق " دم" است. شمارى از جانها (قزلباشان) به اين رزق " آغ يازىلى" مىگويند. جانان علوى اوجاقلى (اجاقلو) هم آنرا " دم على" مىنامند. حال آنكه يزيديان اين روزى زيبا را " عرق" مىخوانند.

آرى٫ آدم اهل دم. و نيز همان آدم اهل كيف. بواقع اگر انسانى هم ارباب كلام٫ هم اهل عرفان٫ و هم اهل دل و اهل كيف باشد٫ آن انسان٫ انسان كامل است.!!!!!!

گئرچه يه هو !!


ساوه –آذربايجان 16:42 @ Tue, 16 Nov 04

اورمولو بگ اوغلو ايلن ساوالى خان قيزى

نوشته زير داستان زيباى مردمىاى مربوط به دو شهر آذربايجانى اورميه و ساوه٬ اثر يك ساوه اى است. اين داستان را دكتر سلام الله جاويد٫ وزير كشور حكومت ملى آذربايجان در سرى "آذرى فولكلورو صحيفه لرى" نقل كرده است. داستان "اورمولو بگ اوغلو ايلن ساوالى خان قيزى" نمونه اى جالب از ادبيات فولكلوريك تركى است كه رگه هايى از ائروتيسم نيز در آن حضور دارد. جنبه ارزشمند ديگر اين داستان به تصوير كشاندن يگانگى و داد و ستد فرهنگى فعال بين شمال غربىترين و جنوب شرقىترين نقاط آذربايجان٬ شهرهاى اورميه و ساوه است٬ وحدت و تبادل فرهنگىاى كه امروزه به شدت آسيب ديده است.
---------
آشاغيداكى يازى ايكى آذربايجان شهرى٬ اورمو و ساوا ايله علاقه لى٬ بير ساوالى طرفيندن يازيلميش گؤزه ل بير خالق سؤلجه يىدير. بو يازىنى آذربايجان ميللى حؤكومتىنين ايچ ايشلر ناظيرى دوكتور سلام الله جاويد "آذرى فولكلورو صحيفه لرى"ينده نقل ائتميشدير. "اورمولو بى اوغلو ايلن ساوالى خان قيزى" سؤلجه يى٬ تورك خالق ادبيياتينين٬ اؤزونده ائروتيسم ايزلرى ده داشييان گؤزه ل بير نومونه سىدير. بو ناغيلين باشقا ده يرلى بير يؤنو٬ آذربايجانين ان گونئى دوغوسو و ان قوزئى باتىسى آراسيندا- اورمو و ساوا شهرلرى آراسيندا- وار اولان (آمما گونوموزده جيددى بيچيمده يارا آلميش) فععال مدنى آليش وئريش و عئينىلييى گؤرونتوله مكدير.
---------

Aşağıdakı yazı iki Azərbaycan şəhəri, Urmu və Sava ilə əlaqəli, bir Savalı tərəfindən yazılmış gözəl bir xalq sölcəyidir. Bu yazını Azərbaycan Milli Höküməti’nin İçişləri Naziri Doķtor Səlamullah Cavid “Azəri Folķloru Səhifələri”ndə nəql etmişdir. “Urmulu Bəyoğlu ilən Savalı Xanqızı” sölcəyi Türk xalq ədəbiyatının, özündə erotism izləri daşıyan gözəl bir numunəsidir. Bu nağılın başqa dəyərli bir yönü, Azərbaycan’ın ən güneydoğusu və ən quzeybatısı arasında- Urmu və Sava şəhərləri arasında- var olan (amma günümüzdə ciddi biçimdə yara almış) fə’al mədəni alış-veriş ve eyniliyi görüntüləməkdir


ساوه –آذربايجان 16:31 @ Tue, 16 Nov 04

ابراز انزجار جمعی از دانشگاهیان اراک از حمله نیروی انتظامی به شرکت کنندگان در مراسم گرامیداشت دومین سالگرد وفات صفرخان قهرمانیان نماد مقاومت جهان


همه چيز از درون پوسيده است!

اخبار تاسف باری از نحوه برخورد نیروهای انتظامی با شرکت کنندگان در دومین مراسم سالگرد ارتحال صفرخان قهرمانیان منتشر شده است.

در واقع هجوم ناگهاني و غير قانوني نيروي انتظامي به اتوبوسهاي حامل شرکت کنندگان در این مراسم و توقيف اهانت آميز وسايط نقليه ، بازداشت خودسرانه جمعي از هويت طلبان آذربايجاني و مصادره برخي از اموال آنان ، مبين نوعي آدم ربايي و سرقت دولتی است که متاسفانه اخيرا در جامعه ايران به دليل ظهور و رشد انواع مفاسد اجتماعی از سرایتی مشهود به دستگاهها ونهادهای برخوردار بوده و به نظر مي رسد عن قريب به معضل ملي بسيار خطرناکی منتهي خواهد شد!!!

اينکه در روز روشن ، درمسير اتوبان تهران - کرج ، اتوبوس حامل شرکت کنندگان درمراسم گراميداشت وفات ابر مرد تاريخ مقاومت جهان را متوقف و سپس جمعي از شهروندان آزاد يک کشور را مستقيما به پاسگاه نيروي انتظامي ببرند نامي جز آدم ربايي ندارد!

الناس علي دين ملوکهم!

حضرت رسول اکرم (ص) چه نيکو فرموده اند که مردم بر طريق حاکمان خود هستند.بي شک هنگامي که نيروهاي انتظامي يک کشور بعنوان برترين عاملين وضابطين حفظ نظم در امتداد صيانت از منافع و اوهام حاکمان، مرتکب اين قبيل اقدامات متجاسرانه اي مي شوند ديگر از خفاشهاي شب، بيجه هاي پاکدشت و گرازهاي تهران و دهها نمونه عيان و نهان اين قبيل جنايتکاران چه انتظاري مي توان داشت!؟

اين چه کشوری است که نيروهاي روشنفکر و آزاديخواه را از هر طيفي ، تحت خرد کننده ترين فشارها قرار داده اما قادر و يا اساسا مايل به مواجه با درندگان بغايت وحشي عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي،اقتصادي و امنيتي کشور نمي باشد!؟

آش دست پخت فاشيستها و شوونيستها به حدي شور شده که حتي بنوعي صداي آشپزهاي خودي مطبخهاي تصميم گيري نيزدر آمده است!

سي دي هايي که اخيرا در مورد اظهارات جنجالي فلان استراتژيست دانشگاهي در مورد انبوه نابسامانیهای ملی ويا مستندهاي پر سرو صداي بهمان تئوريسين محفلي در خصوص شدت فقر و فحشا ، دست به دست مي گردد بخوبي نشان دهنده آن است که همه چيز از درون پوسيده است!

فقر استخوان سوز بيش از نيمي از جامعه، بيکاري ديوانه کننده جوانان، تورم عنان گسيخته و سياه،ارقام نجومي هزينه هاي درماني و تحصيلاتي، بذل و بخششهاي عجيب و غريب از بودجه ملي به بيگانگان، افت شديد علمي، سيطره آپارتايد قومي و مذهبي بر نظام آموزشي و ارکان اقتصادي کشور، مهاجرتهاي تحميلي وسيل آساي روستائيان و عشاير به شهرها،غلبه حاشيه نشيني بر شهر نشيني، رشد شگفت انگيز سرقتهاي مسلحانه، مرگ دلخراش دهها هزار نفر در سال در تصادفات رانندگي، گسترش کمر شکن رانت خواري و انحصار طلبي،اوضاع مغشوش بازار و انبوهي از چکهاي برگشتي، جولان بلامانع آدم کشها و آدمخوارها در خيابانها و جاده ها، بروز طبقه وسيع و شنيعي از فحشا، ظهور فزاينده سکس زرد در جامعه، افزايش بي سابقه متکديان و شبگردهاي بيخانمان،هجوم زمين خواران به اراضي عمومي، وفورهولناک انواع مهلکي از مواد مخدر،رواج گسترده مشروبات الکلي ارمني کِش، شيوع نفرت انگيز ارتشاء و نزول خواري، انفجار مرض ايدز در جامعه، حيف و ميل بي سابقه اموال بيت المال، تخريب و قاچاق شوکه کننده مواريث فرهنگي، نابودي جنگلها و مراتع و آلودگي شديد محيط زيست، عدم مديريت صحيح در توزيع منابع اب، بي اعتنايي به انهدام تدريجي شهرها و روستاهاي کشور در اثر وقوع زلزله هاي نه چندان قوي و سيلابهاي قابل کنترل،... هرکدام فاکتهاي تعيين کننده اي هستند که عدم مهار تنها يکي از انها مي تواند سرنوشت ملتي را با نيستي عجين کند!

اما درجنگ با اين بحرانها و فجايع، تصميم گيرندگان قشری ، سطحي نگر و منفعت طلب حاکم بر ايران چه کرده اند!؟

آنها براي کشوري که اگر منابع ثروت مادي و معنويش از مديريت صحيحي برخوردار باشد جهان را خيره عظمتش خواهد کرد چه برنامه اي دارند!؟

ما امضا کنندگان اين بيانيه معتقديم:

در حال حاضر مثلث شوم توتاليتاريسم تاريخي، فاشيسم مذهبي و شوونيسم قومي همچون اژدهاي سه سري برمقدرات کشورمان چنبره زده است.

وظيفه ما قطع رئوس اين اژدهای ایران خوار است!

جمعي از دانشگاهيان اراک


سپيده 16:11 @ Tue, 16 Nov 04

آدم دلش نمياد از اين توالتا استفاده كنه. فكركنم واسه ديدنه نه استفاده. بالاخره به اينجور مكانهاي توريستي تو اين مملكت كه همه جاهاي ديدنيش در حال خراب شدنه احتياج پيدا ميشه البته نه جهت قضاي حاجت!!!


جوان سوسياليست 12:34 @ Tue, 16 Nov 04

بیست و نه آبان را روز همبستگی با کارگران زن سازيم http://www.javaan.net


سیاهکل 8:41 @ Tue, 16 Nov 04

دلم از رفتن عمو شکارچی بدجوری گرفت


حقوقدان 2:06 @ Tue, 16 Nov 04

سفرنامه يک طرف عکس توالت که بعد از يکربع انتظار باز شد يکطرف . بابا بيچاره ها اومدن کلاس بزارن ديگه ولی از اونجا که اکثر مديران و مسئولان از پشت کوه اومدن نميدونن چی برای کجا استفاده ميشه احتمالاٌ فکر کردن وان که توی خونه استفاده ميشه مقياس بزرگتر اين جيشدونه سفريه برای همين دوش تلفنی گذاشتن


nana 21:11 @ Mon, 15 Nov 04

با اجازه شبح عزيز

دوستان رژيم اسلامی همانند سگی که دم خود را لای پاهايش گذارده و از ترس به گوشه ای رفته و نشسته و منتظر تنبيه خود باشد عمل کرده است
برای تشريح چرائی ان اينگونه بگويم
در مذاکره با سه کشور اروپائی فرانسه و المان و انگليس رژيم درخواست اميتازاتی اقتصادی کرده بود و همچنين شش ماه مهلت که هردوی اين خواست قاطعانه رد شده و همانطور که اين سه کشور خواسته اند اقدام فوری به متوقف کردن کار بمب هسته ای خود نموده هياتی از اژانس در ايران هستند و باقی خواهند بود
بايد خدمت يکايک شما عرض کنم که اين ماجرا به هيچ عنوان به مساله هسته ای ختم نخواهد شد صرف بودن اين گروه در ايران و چشمان جهانيان که به ايران دوخته شده باعث عقب نشينی اين رژيم برای باز کردن فضای سياسی هم خواهد بود زيرا
اتحاديه اروپا به ايران پيام داده که مساله برای امريکا بمب هسته ای است ولی برای
ما حقوق بشر و بمب هسته ای
امروز کلين پاول هم اشاره ای به اين که ما نميخواهيم رژيم را تغيير بدهيم مردم ايران بايد اين رژيم را تغيير دهند !
بهمين دليل اکنون بهترين فرصت برای تمامی اتجاديه ها و کانون ها و کليه تشکل ها است که فرياد اعتراض خود را سر دهند
انعکاس اين فرياد بازتابی گسترده خواهد داشت و رژيم را به عقب نشينی بيشتری وادار خواهد کرد . نانا


nasrin 21:08 @ Mon, 15 Nov 04

شبح جان
ممنون !


آرمین گیله مرد 19:45 @ Mon, 15 Nov 04

سلام ... متاسفانه بعد ازينهمه تعريف فقط وبلاگی که عکس توالت را داشت باز شد ...بقیه ارتباط برقرار نمیشود ، دلیلش هم طبق معمول نامعلوم هست و اگر از یکی درین دانشگاه ما بپرسی همیشه این چواب رو میشنوی: فن و دانشگاه فنی!!!


مساله ملى 19:25 @ Mon, 15 Nov 04

با گذشت هر روز گروه بيشترى از مردم و نخبگان سياسى و فرهنگى ملل ساكن در ايران به واقعيات مساله ملى آگاهى پيدا مىكنند و آرام آرام از موضع انكار به سوى پذيرش آنها گام برمىدارند. واقعيات مساله ملى كدامند؟

ايران كشورى "كثيرالمله" است و مردم آن از مليتهاى مختلف تشكيل شده است. در درون مرزهاى ايران "چندين ملت" وجود دارد نه "اقوام گوناگون" و يا "ملت ايران". ايرانى نام ملت و يا قوم و نژاد و تبار و فرهنگ و زبان مشخصى نيست. ملت ايران تعبيرى نارسا و نادرست براى ناميدن "مردم ايران" است. كردها و تركها و فارسها... هر كدام ملتى جدا هستند البته جزء مردم ايران. دولت ايران موظف است به تمام شهروندان ايرانى از هر مليت و به تمام ملل ايرانى از هر تبار و زبان و اعتقاد سرويس بدون تبعيض و برابر دهد. ملل عمده ايران همه عناصر اصلى سازنده مردم و جامعه و هويت ايرانى اند. در ايران هيچ ملتى مخصوصا فارس زبانان داراى اكثريت مطلق نيست. مسئله ملى در ايران در قالب فرمول اقليت-اكثريت نمىگنجد. روند دمكراتيزاسيون جهانى بىشك سيستم معيوب فعلى منطقه را كه با احقاق حقوق شهروندى و ملى گرووهاى ملى مخالفت مىورزد زير و رو خواهد كرد. آنچه كه در افغانستان و عراق و تركيه و آذربايجان اتفاق مىافتد همين است. ايران تنها كشور منطقه است كه به روند پذيرش تنوع ملى كشور و مردم خود نپيوسته است. در حاليكه ۴۶ روستاى ارمنىنشين قره باغ خواهان استقلال است٫ ۳۰-۳۵ ميليون ترك را از خواندن و نوشتن به زبان مادرى و ملىاش محروم كردن٬ صندوق جريمه تركى گذاشتن و زبان قوم فارس را زبان ملى اش نشان دادن به هيچ وجه رفتارهائى عاقلانه و دورانديشانه نيستند.

بنابر اندك منابع موثق موجود در باره تركيب ملى مردم ايران٬ خلق ترك در اين كشور اكثريت نسبى جمعيت را تشكيل مىدهد. زبان تركى آذرى (مجموع كليه لهجه هاى آن) با ٢٩٬٣ ميليون متكلم٫ حداقل ٤٢٬٣% جمعيت ايران٬ از جهت شمار متكلمين زبان اول مردم ايران است. بقيه ملتها از جمله فارسها در اقليت اند. زبان تركى زبان اول مردم در شمال غرب كشور (آذربايجان جنوبى) و شمال شرق كشور (شمال خراسان) و دومين زبان در فارسستان (پرشيا) و ديگر بخشهاى كشور مىباشد. تركى زبان اكثريت مطلق مردم در استانهاى آذربايجان غربى٫ آذربايجان شرقى٫ زنجان٫ همدان٫ اردبيل٫ قزوين٬ مركزى٫ و تهران (متراكمترين ناحيه جمعيتى ايران) و دومين زبان رايج در استانهاى خراسان٫ گيلان٫ مازندران٫ قم٫ كرمان٫ خراسان٫ فارس٫ اصفهان٫ چهارمحال٫ لرستان٫ سمنان٫ كردستان و كرمانشاهان مىباشد. زبان فارسى (مجموع كليه لهجه هاى آن) با ٢٥٬٦ ميليون متكلم٫ ٬ حداكثر ٣٦٬٩% جمعيت ايران٬ زبان دوم مردم ايران است. زبان محلى قوم اقليت فارس در دشتهاى مركزى و شرقى ايران (با كمترين تراكم جمعيتى در كشور) رايج و البته زبان بومى بخشى از مردم كشور همسايه افغانستان مىباشد.


داريوش 16:06 @ Mon, 15 Nov 04

آقا هميشه به سفر !
رمل گفتي و كردي كبابم!
شديدا هوس كردم برم ... شايد هم همين هفته رفتيم.
بريم وسط كوير و توي اون سكوت پر معنا يه گلوي سير فرياد بزنيم! چه حالي ميده، نه؟!


شبح 13:35 @ Mon, 15 Nov 04

شبنم جان!(1)
ما هم از اولی شما بسيار خرسنديم! اما خوب چشم نسرين نازنين و آرش سرخ عزيز را دور ديدی؟ عزدوردونه هم که ديگه ما رو تحويل نمی‌گيره! يادش بخير هی اول می‌شد و می‌رفت روی نرو ما!

مهای عزيز!(3)
اين کامنت تو مرا خيلی خوش‌حال کرد. چون من عميقا عاشق بچه‌های‌ام هستم. از اين نظر يه ذره نژادپرست به نظر می‌رسم!

هاله جان!(4)
آقای پارسا اگه افتخار بدن و اينجا را بخونن که مايه مباهاته منه!


زيتون جان!(5)
من هم آرزو می‌کنم شکارچی عزيز دوباره شروع به نوشتن کنه. به اميد يه ايرانگردی دست‌جمعی. وای چقدر خوش‌می‌گذره!

کت‌بالوی عزيز!(7)
دختر قمی به ماهی کت‌بالو حضرت عباسی نوبره والا!

همه‌فن‌حريف عزيز!(9)
من هم خيلی خوش‌حال شدم که اين مطلب و اين سفر موجب آشنایی با وب‌لاگ تو شد. اما نمی‌تونم نگم که غبطه خوردم که چرا تو گروه شما نبودم. حتما کلی از دانش وسيع آقای مهندس پارسا بهره برديد!


مهيای دوست داشتنی!(11)
خوب دل مرا سوزاندی. راستی که با روح لطيف تو کوير ديدنی‌تر می‌شد.

نانا جان!(12)
اتفاقا شب را بيرون زير چتر آسمان خوابيديم و همان‌طور که می‌گویی آسمان آن‌چنان نزديک بود که می‌خواستی دست دراز کنی و آن را بچينی. شباهنگ و زهره و مشتری در آسمان بامدادی خودنمایی می‌کردند و دب‌اکبر آنچنان می‌درخشيد که حيف‌ام می‌امد بخوابم و از تماشای آن محروم شوم. طول شب حداکثر يک يا دو ساعت خوابيدم.

نسرين عزيز!(13)
اون حرفم يه شوخی بود. يعنی اين که من که همه‌ی جای ايران را گشتم چطور ايشان را نديدم.
"رمل" تپه‌های شنی است. تپه‌ها بزرگ و کوچکی که از شنی بسيار نرم تشکيل شده‌اند و هنگام توفان‌های بزرگ جابه‌جا می‌شوند. راه رفتن با پای برهنه روی رمل‌ها بخصوص در فصل پاييز يکی از لذت‌های وصف ناپذير بشری ست.


boofekoor 2:15 @ Mon, 15 Nov 04

موسسه جغرافيايی نشنال ژئوگرافی همانطور که می دانيد يکی از معتبرترين موسساتی است که در زمينه جغرافيای بومی و جهانی اعم از جغرافيای انسانی طبيعی سياسی و ... فعاليت می نمايد.

اين موسسه طی اقدامی در آخرين اطلس منتشره خود نادانسته يا به قصد خليج تا ابد فارس را خليج عربی ناميده است.از همه ی ايرانيان...


nasrin 1:34 @ Mon, 15 Nov 04

سلام شبح جان
هميشه به گردش !
سفرنامه ات خيلی جالب بود ٫ مثل هميشه .
فقط يک سؤال برای من پيش اومد ٫ اونجا که نوشتی :
؛... او تمام نقاط ايران را ديده بود و من تعجب کردم که چرا زودتر او را نديده بودم! ؛
منظورت چيست ؟
و دیگر اینکه اگر ممکنه معنی ؛ رمل ؛ را بنویس !


nana 0:05 @ Mon, 15 Nov 04

شبح عزيز

تجربه شخصی من ميگه اسمان هيچ کجای
دنيا در شب از اسمان کوير به زمين نزديکتر
نيست .
اگر در کوير در شب دراز کشيده و به اسمان
پر از ستاره نگاه کنی درست مثل اين است
که پتوی مخمل سياهی پر از ستاره های
نقره ای روی صورتت پخش ميشود .
اين از ان تجربه های کم خرج و لذت بخش
زندگی است که کسی نبايد از دست بدهد . نانا


mahya 19:45 @ Sun, 14 Nov 04

به سلامتي خوش بگذره انشالا هميشه . منم از سفري كه پارسال به اونجا رفته بودم فراوون خاطره دارم . از ديدن عكسا و خوندن اون لينكا هم حسابي لذت بردم . .:) حالا منم دخترت :( چي ميشد منم ميبردي ؟:( به دخترت حسوديم شد !!:( همينجوري بيخودي ! ميدوني كه !


همه فن حريف 18:46 @ Sun, 14 Nov 04

از عجايب دنيا يکی اينکه ما همان گروه آقای علی پارسا و دوستان بوديم که شما رو ديديم و کلی هم از شوخی ايشان با شما (همان که از شما در مورد ريگ جن پرسيد خنديديم که البته فقط شوخی بود).
به هر حال موفق باشيد و از آشنايی با شما خوش حال شدم
همه فن حريف


همه فن حريف 18:46 @ Sun, 14 Nov 04

از عجايب دنيا يکی اينکه ما همان گروه آقای علی پارسا و دوستان بوديم که شما رو ديديم و کلی هم از شوخی ايشان با شما (همان که از شما در مورد ريگ جن پرسيد خنديديم که البته فقط شوخی بود).
به هر حال موفق باشيد و از آشنايی با شما خوش حال شدم
همه فن حريف


جوان سوسياليست 18:35 @ Sun, 14 Nov 04

شکست امپرياليزم در ويتنام
http://www.javaan.net


katbalou 17:44 @ Sun, 14 Nov 04

اومديم خدمتتون عرض کنيم که قم رو دست کم نگيريد. بهترين هتل ها ی دنيا..بهترين مراکز توريستی دنيا..بهترين وبلاگر های دنيا..همه و همه ريشه ی قمی دارند قربان.
خلاصه که اول مملکت قم و بعد تمام ساير ولايات.
(چشمک)
خوش بگذره.


طومار جديد-اردبيل 17:25 @ Sun, 14 Nov 04

جناب آقاي حاجي
وزير محترم آموزش و پرورش ج.ا.ا.
با عرض سلام و اداي احترام

ما دانش آموزان آذربایجانی شهرستان اردبیل، با استناد به اعلاميه جهاني حقوق بشر، کنوانسیونهای بین المللی نفی آپارتاید و تبعیضهای زبانی و نژادی و مذهبی ،اصول قانون اساسي ج.ا.ا.،روح عدالت طلبانه حاکم بر این قانون و همچنین با يادآوري اين مطلب كه کشور کثیر المله ايران داراي فرهنگها و زبانهاي متنوعی می باشد اعلام می داریم:

1. طبق تحقیقات انجام شده توسط تکنولوژیستهای آموزشی، مهمترین عامل افت تحصيلي در مناطق غيرتات و فارس نشين (با 3/2 جمعیت ایران)وبخصوص سراسر آذربایجان و عموم مناطق ترک نشین (با2/1جمعیت کل کشور)،تحمیل سياست تدریس تك زبانه دروس در مدارس ميباشد. بنابراین ما خواستار توقف این سیاست نادرست و غیر علمی و تبعیت آن از سیاست بین المللی چند زبانگی در امرآموزش و پرورش هستیم.

2. ما معتقدیم مطابق اصل آسمانی «انا خلقنا كم شعوبا و قبايلا“» ،ضروری است تا تفاوت های فرهنگی و زبانی ومذهبی موجوددرمیان اقوام وملل ايراني در ساختار و سیاستهای وزارت آموزش و پرورش عمیقا به رسميت شناخته شود.

3. ما معتقدیم اجراي کامل اصول 15و 19 قانون اساسي بهمراه همه اصلهایی که از حقوق ملت دفاع می کند، به رغم تبلیغات شوونیستهای آریایی،نه تنهاهیچ مخاطره اي براي امنيت ملي نخواهد داشت بلكه موجب افزایش احترام و التزام اقوام و ملل مختلف به نظام جمهوری اسلامی وتحكيم وفاق ملي خواهد شد.

4. ما خواستار تغییر محتوای کتب دروس انسانی مدارس در امتداد تکریم هویت، تعظیم شان وتعریف تاریخ عموم اقوام و ملل ایران بوده همچنین خواهان حذف دروس و گرایشهای منحط و منحرف باستانگرایانه از این وزارتخانه می باشیم.

5. ما امضاء كنندگان این بیانیه از مسئولان ج.ا.ا. خواستاريم كه عاجلا در راستای احقاق حقوق حقه شهروندان اسلامی بويژه ملت اذربايجان، شرايط مناسب حقوقي و امكانات مادي و معنوي لازم را به منظور تدريس زبان مادري اقوام و ملل مختلف ايراني، در تمام سطوح اموزشی و پرورشی فراهم اورند.

اسامی233 تن ازامضاءکنندگان اردبیلی این بیانه عبارتنداز:


زیتون 15:55 @ Sun, 14 Nov 04

سلام شبح جان نوشته‌ی امروزت را با ولع خاصی خوندم..اول اسم شکارچی نازنين و دوست‌داشتنی که امیدوارم زودتر دوباره نوشتن رو شروع کنه و بعد سفرنامه‌ی دلچسبت.. و لينک‌های خوب...واقعا ايران‌گردی مزه داره..


هاله 15:19 @ Sun, 14 Nov 04

راستی جانب احتیاط رو از دست دادی؟ اگه آقای پارسا این حکایت رو بخونه که میفهمه شبح کیه. :)


MHA 15:16 @ Sun, 14 Nov 04


... اين که در ابتدای دعوتِ آن دوست ، سوال کردی که :ْ دخترم هم ميتواند بيايد ؟.ْ..همهّ زندگــــی بود !.


هاله 15:15 @ Sun, 14 Nov 04

سلام شبح جان. همیشه به الواتی !

من متأسفانه وقتی با اسم شکارچی برخوردم که تصمیم به رفتن گرفته بود. البته چون به شدت مخالف شکار هستم نمیدونم آبمون با هم تو یه جوب میرفت یا نه ولی خوب ... متأسفم که دیگه وبلاگ نویسی رو کنار گذاشتند.

چی باعث میشه آدم از ریختن خون حیوانات لذت ببره. بخصوص اینکه گاهی بی دلیل هم اینکار رو میکنن ملت. مثلا" اینجا میشینن ماهی میگیرن بعد که ماهی طفلی به قلاب افتاد همونجور زخمی دوباره میندازنش تو آب. بگو آخه امراض داری حیوون بدبخت رو زجر میدی؟ من خودم عاشق نشونه گیری هستم و انگلیس که بودیم میرفتم clay pigeon shooting که خیلی هم مفرح بود ولی تا یکی دو هفته کتفم آش و لاش و کبود بود از لگد تفنگ.

بگذریم، انگار سر درد دلم باز شد.


شبنم 14:13 @ Sun, 14 Nov 04

باز که اول شدم! به به! :))) ...خوش به حالت شبح جان،ما که این چیزها نسیبمون نمیشه، چقدر دل ما رو ميسوزونی آخه! ؛) ...خيلی جالب بود، و خوشحالم که بهت خوش گذشته :)






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1265
تعداد نظرات: 26686
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 14, 2006 10:49 pm


از کجا آمده‌اند؟