●
علم و صنعت زير مشت و لگد
دیروز دوباره دانشگاه صحنهی عربدهکشیهای لومپنيسم سياسی بود و دانشجويان و استادان مورد تهاجم چماقدارن قرار گرفتند.
رئيس دانشگاه هر چند عضوی از حکومت ايران است و ظاهرا کنف حمايت پدرخواننده نيز قرار دارد اما در شرايط فعلی کشور هيچ جناح و شخص قدرتمندی اختيار امور را به دست ندارد و صحنهی سياسی کشور ملوک الطوايفی است و جنگ داخلی اعلام نشدهیی، با حوزههای نفوذ تعريف نشده، درجريان است.
دانشگاه همواره سنگری برای دفاع از آزادی بوده است و به جز چند سالی که مورد هجوم بانيان انقلاب فرهنگی قرار گرفت و چند سال سکوت مرگآور بعد از آن هميشه چون استخوانی در گلوی نظام گير کرده است. از سویی نيازهای رشد سرمايه و بورژوازی در کشور تاسيس و گسترش دانشگاهها را الزامی کرده است و از سوی ديگر دانشجويان به عنوان قشری فرهيخته هرگز با حکومتهای ديکتاتوری سرسازش ندارند و در قبل و بعد از انقلاب همواره منبع و مرجع و الهامبخش مبارزات ضدديکتاتوری بودهاند. اين تضاد اکنون به طرز مضحکی خود را نشان میدهد. از سوی حکومت ايران در بوق و کرنا میکند که توسط دانشمندان و متخصين داخلی به تکنولوژی هستهیی دستيافتهاند و از سوی ديگر روز روشن به دانشگاه حمله میکنند دانشجويان و استادان را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، رئيسدانشگاه را با مشت و لگد به خيابان میکشند، اتوبوس شرکت واحد را متوقف میکنند، مسافران را پياده میکنند و رئيس دانشگاه را به وزارت علوم میبرند! مهاجمين با پشتوانهی کدام قدرت اينگونه گستاخ شدهاند؟ اين دولت در دولت و اين حکومت در حکومت چيزی جز نظامی از هم گسيخته را به نمايش نمیگذارد. نظامی که پيش از فروپاشیاش فروپاشيده و پيش از سرنگونیاش سری برایاش نمانده است.
November 3, 2004 02:33 PM