|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 8 آبانماه 1383 | October 29, 2004
● شبحِ زيتون
به زبان سنگ با تو سخن خواهم گفت دلا خوبان دل خونين پسندند
دوستان عزيز! دوشنبه 11 آبان 1383 در ساعت 9:42pm"
ام عزيز!(۸۶)
سلام شبح عزيز خوبی خسته نباشين . شبح عزيز هی خط و نشان می کشی که بايد امضا کنين رای گيری هست وقت تمام شد و از اين حرف ها . اولا که اصلا من بلد نيستم تو اون گروه يا هو برم که من چند بار رفتم و نشد و بعد اينکه اقا چرا فقط از انجا بايد امضا کنيم بنده ان را امضا می کنم وبه شما چه گوارا زمينی اسد يا هر کدام از دوستان عزیز وکالت می دهم که از ان قسمت مخصوص از طرف من هم امضا کنن يا يک راه اسان تری بگذارند که ما پير و پاتال ها هم بتونيم امضا کنيم
والله توبا این کامنت آخریت بعداز8 ساعت وننوشتنه متن جدید و تفکیر طولانی شبح، تو اگه شبح زیتونی نیسی ما میدونیم که تو شبح امی هستی رسپکت یادت نره.
يکی از مشکلات مهمی که زندگی در سيستم های ديکتاتورشيپ و همچنين فرهنگی که با اين سيستم در طی قرون بوجود امده به انسانها تحميل ميکند پديده سوظن و عدم اعتماد و يک نوع تفکر پارانوييد است که فرد به سادگی به چيزی اعتماد نمی کند و هميشه دنبال کشف توطئه و يا مچ گيری است . اين مشکل را ميتوان در کامنت دوست X ( شماره 84) دید. دوست عزیز من نه تنها شبح نیستم بلکه حتی با شبح هم فکر و هم نظر نیستم . کسانی که این وبلاگ را از مدت های خیلی قبل میخوانند میدانند که من با شبح و دوستان ایشان اختلاف نظر بنیادی دارم . ولی خوب خواننده وبلاگ ایشان هستم مثل خیلی از وبلاگ های دیگر . و رفتار شناسی انسان ها و روانشناسی موضوعات مورد علاقه ام است که به اینگونه مسایل ناخود اگاه واکنش نشان میدهم . و این انگیزه ای بود برا ی گذاشتن کامنت قبلی من . و من نه قصد دفاع از کسی را داشته و دارم و اصولا به این کار معتقد نیستم و فکر نمیکنم که شبح هم به این نیاز داشته باشد . این فقط یک کامنت ساده بود که من به عنوان خواننده گذاشته بودم و فکر می کردم من که خواننده قدیمی تری هستم شاید بهتر بتوانم به دوستی که دچار سو تفاهم شده ( از نظر من البته ) نظرم را بگویم ...
سایت مانیها (صدای ادبیات غیر رسمی ایران) در رابطه با نجات داریوش مهبودی درخواست کمک کرده است. ایشان یکی از نظریه پردازان شعر امروز ایران است که به ایشان نسبت دیوانگی زده اند و در تیمارستان روزبه تهران بستری اش نموده اند. لطفاً کاری برای آزادیش انجام دهید. اسم و رسمی ندارد و صدایش به جایی نمی رسد. لطفاً برای آزادیش پتیشن درست کنید. ممنون. http://www.maniha.com/mehboodi.roozbeh.htm
من نمیدونم چرا این آقای شبح نمیخواد قبول کنه که به شخصیت دیگران احترام قائل باشه وبرای جواب دادن به دختر همسایه با اسم m کمنت بذاره
رسيدي به ادبيات ِ ما ها كه آقاي شبح! كار ت درسته. ولي اسم ِ اين ادبيات، ادبيات ِ زيتونييه آيا؟ يعني بقيه هيچ؟ توي يادداشت ِ قبلي ت در مورد ِ پن لاگ نوشته بودي كه ما از نظام ِ توتاليتر به نظام ِ توتاليتر ِ ديگري سقوط كرده ايم و اين براي ِ ما تمرين ِ دموكراسي است. راستي خودت هم قبول داري كه اين حرف ات چه قدر شعاره؟ تمرين ِ دموكراسي برايِ چي؟ من اگه بخوام جمع بزنم ميگم شما و نسل تان هم كساني هستيد كه از همون موقعها كه دموكراسي بچه بود تو ايران، تمرين ِ دموكراسي كرديد. اوستاي ِ بيانيه و اساسنامه و مرامنامه نوشتن شديد. اما فقط همين. و سعي نكرديد از اين مرحله يِ تمرين يه مرحله بالاتر بريد و كيس ِ سختتري رو تمرين كنيد. مردم ِ ما (كه به وضوح حسابشان از حساب ِ شما قشر ِ فرهيخته سوا ست) در حال ِ گذار هستند و سنت زده. و شما هم بچههاي ِ تمرين ِ دموكراسي. فقط آن هم در حد ِ تمرين. يادم مي آيد هر طوماري بوده اسم ِ تو هم زير ِ آن بوده شبح و در مورد ِ آن نوشتهيي. اما خسته نشدي از طومار نويسي؟ و از كار ِ تشكيلاتي؟ يك گروه جمع كنيم و هميشه بگوييم ما آدم نميشيم و عرضهيِ كار ِ دستهجمعي نداريم. و باز بيازماييم و باز بيازماييم. من احساس ميكنم اين ديگه شده يه تفريح براي ِ شما! و شايد تنها كاري كه بلد هستيد! سن كه بالا ميره ضريب ِ هوشييِ آدمها بسيار متوسط ميشه و يادگيري بسيار اندك. به رئيسكارگاه مون يه بار ميگفتم كه شما بچههاي نسل دوم آدمهاي كم سوادي هستيد بر خورد اول بهاش. اما بحث كه كرديم با اين شرط كه خود ش استثنا ست قبول كرد. به من ميگه شما پلوراليست هستيد و در نهايت آنارشيست و از نشنيدنِ انكار ِ من كه آقا آنارشيسم چيز ِ بدي كه نيست دمق نميشود! و حرف حرف ِ نوروزي يه! به دل نگير. راستي اون دختر ِ زيبا كييه شبح؟ كه وبلاگ هم داره. آخه يه ضربالمثلي هست كه ميگه دختر ها دو نوع اند: يا بسيار زيبا هستند، يا وبلاگ دارند! اين چه معجوني بوده كه هر دو را داشته. شبح. هر وقت ديدي دلات نميآد اين كامنتها و كامنتهايي كه بد دهن هستند پاك كني بدون روشنفكر شدي. شما روشنفكر از نوع ِ ايراني هستيد كه گر هنرمند از اوباش جفايي بيند ... . به بزرگيتان ببخشيد. وبلاگ را براي آموزش دادن و بالابردن ِ سطح ِ فرهنگ ِ جامعه مينويسيد نه؟ خيلي تابلوه. راستي؛ شما آن دختر را دوست داريد. عشقي از آن نوعي كه فرويد گفته. دختر ِ زيبا! جايي در خلوت ِ انديشه اش، دلِِ شبح را لرزاندهايد. بگو آره. بگو كه دل به عشق ِ تو گرفتاره. و قربانات.
شبح جان ببخشيد که چند بار تکرار شد . در ضمن من وبلاگ دختر همسايه را هم ديدم . دختر همسايه کلا دختر خيلی جدی است و بخصوص در زمانی که از ايران رفته وقتی بوده که اصولا کسی زياد شوخی نميکرده . برای همين زياد با شوخی ميونه نبايد داشته باشه . بخصوص که فضای چند روز اخير وبلاگش هم که نشون ميده که خيلی دلتنگ است و در نتيجه ديگه اصلا حال و حوصله شوخی نداره . .... خلاصه این فضولی من هم باعث شد که بعد از مدت ها اینجا کامنت بذارم و هم با وبلاگ خوب دختر همسایه آشنا بشم .
اين دختر همسايه ظاهرا با طنز تو آشنايی نداره و به اصطلاح طنز کلام تو را نگرفته برای همين بهش برخورده.
اين دختر همسايه ظاهرا با طنز تو آشنايی نداره و به اصطلاح طنز کلام تو را نگرفته برای همين بهش برخورده.
اين دختر همسايه ظاهرا با طنز تو آشنايی نداره و به اصطلاح طنز کلام تو را نگرفته برای همين بهش برخورده.
مشکل بعضی از انسانها اینه که حد و حدود خودشون را نمیشناسند وتو هم یکی از اونها.متوجه نشدی ؟این هم یک مشکل دیگه که هرگز متوجه نخواهی شد.
شبحی که کراوات بزند از کمیابترین اشباح روزگار است. تمامی درد این است که چیزی در خور نه گفتهایم و نه برنوشتهایم. و ما برههای رامی بيش نيستيم که سالهاست در چهاردیواری بزرگ حبسامان کردهاند و به جای چرا و علف تازه، زبالههای بیمارستانی بهخوردمان دهند و نیک میدانیم که گر دهان به فریادی بازکنیم، سلاخ مهربان رنج هستی از این پستی بردارد.
حقوقدان عزيز!(73)
دختر همسايهی عزيز!(70)
عالی بود حالا نوبت زيتونه که شبح بشه ...:))
سلام شبح خوبی
سلام برای عرض ارادت اومدم یه سری بزنم قربانت
سلام برای عرض ارادت اومدم یه سری بزنم قربانت
انتظارنداشتم ,ان دو کامنت آخری بی مزه ات حالمو به هم زد
آرش جان در مورد شناسائی اغلب فعالان سياسی در دوران انقلاب از وضع ظاهر و طرز لباس پوشيدنشون هم کاملا حق با توست ٫ اون موقع ها دختران مجاهد يا چپی را که از يک کيلومتری ميشد تشخيص داد ٫ همه اورکت می پوشیدند یا پیراهن مردانه با شلوار ٫ دسته اول با روسری و دسته دوم هم که بدون روسری و اغلب با موهای کوتاه . پسرها البته بايد کمی جلوتر ميامدند در حدی که پرپشتی سبيل هاشون قابل تشخيص باشه !
شبح گرامی:
خانم نانا ۵۱، خيلی از لطفت ممنونم. شبح جان يادم نمياد آدرس وبلاگ جديد که کپی همان از بالای ديوار است بهت داده ام يا نه. به هر حال اين است: http://abovethewall1.blogspot.com/
خوب اگه معنی اش اعتماد به نفس باشه خوبه...
سلام بر رفقا!
مريمی عزيز!(37)
سلام بر رفقا!
مديار(57)
ندا جان!(48)
این مطلب و پیام ها، شادی بیشتری دارد جایی که خبر انتقال پناهنده گان مستقر درمنطقه بدون صاحب با امکانات ناچيزى که کميسارياى پناهندگان سازمان ملل در ابتدا کوچکترين مسئوليتى در قبال زندگى اين پناهندگان احساس نکرده بود به مکانهای دیگری دریافت می کنیم! (خبر منوچهر عزیز ۵۸):۳۸۲ پناهنده ايرانى در مرز اردن به سوئد انتقال ميابند. ارنی جانم۲۶! جِِدَن فِعلَن سرم کُلن خیلی شلوغه اما قَلبَن همتون رو دوست دارم! باشه تا بعدن بیشتر خدمت برسم همتون را می بوسم و شبح راهم که تازه گی خیلی هوس بغل و ماچ و این چیزا رو داره و کم کم هم داره ظاهر می شه فِعلَن می بوسم:)))!
:)
۳۸۲ پناهنده ايرانى در مرز اردن به سوئد انتقال ميابند اين پيروزى را در فرودگاه استکهلم جشن مى گيريم.
شبح جان و دوستان عزیز
طبق همیشه این جا حسابی گرم است! شبح جان بگم اون خانوم خوشگل من بودم ؟! :)) حالا کیه که باور کنه! و اما زیتون نویسیت بد نیست، اما خوب زیتون کجا ؟ و شبح کجا؟ بازی قشنگی رو شروع کردی!ولی جدی خسته نباشی برای پن لاگ و دیگر فعالیت های فرهنگی.
بازم سلام
بازم سلام
بازم سلام
بازم سلام
خانم ندا شماره ۴۸ بگذاريد من تعبير خواب شما را بنويسم
راستی در مورد سيگار کشيدن، اينجا -می دونی که خيلی مملک سنتی ای هست) زن ها هرگز در جاهای عمومی سيگار نمی کشن. يک خارجی هم اگه بکشه مثل يک زن بی شرم و حيا نگاهش می کنن.
ببخشيد شبح جان تعجب می کنم می گی : طبيعتاْ اون نمی دونست من کيم.. اين که خيلی غير طبيعيه!
چه فکر جالبی کردی در مورد ولاگ نوشتن های جمعه. می شه اون کتاب زيگموند رو بخونی ببينی يکی که همه اش خواب می بينه خوشگل شده (نه جدی) کجای ناخودآگاهش تعميری شده؟
آينده مارکسيسم ارنست مندل www.javaan.blogspot.com
شبح جان، نمیدونم قضیه اون مسابقه چارلی چاپلین رو شنیدی یا نه. مسابقه گذاشته بودن که هر کی از همه بیشتر مثل چارلی بازی در بیاره جایزه میگیره. خود چاپلین تو مسابقه شرکت میکنه دوم میشه! حالا حکایت سبک زیتون نوشتنته. انقدر زیتون وار نوشتی که خودش ممکنه دوم بشه.
سلام شبح عزيز :
نسرين جان!(41)
نثرمای عزيز!(24)
چه کردی شبح جان ...زيتون کجايی که ببينی چه کرد شبح با سبکت :) خيلی سبک خوبيه از هر دری سخنی و اون هم سخن شبحی ..راستی نماز روزه ها قبول باشه ..من هم روزه می گيرم البته رژيم غذاييم تحت ليسانس روزه است
ای بابا ارنستو جان پس از اين به بعد ما بايد روزی دو بار بهت سلام کنيم که ٫ تو چه چيزهائی يادته ٫ من که انقلاب ۵۷ هم به زور يادمه :)) شبح جان
شبح گرامی از کامنت قبلی پلاک 47
عمو شبح عزیز مثل همیشه زیبایی
Mahya هم بی ربط نمی گه =))
راستی هول شدم يادم رفت
شبح عزيز اين کامنت رو با ذوق و شوق فراوان برات مي ذارم . ذوق از بابت اين که يه کارت پيدا کردم که فيلترت نکرده .
سلام بر شبح ياران . ما که آخر شديم تکليفمون چيه ؟ اميدوارم کانون همچنان به راهش با موفقيت ادامه بده. فعلا تنها حرکت ِ معقوليه که بايد ادامه پيدا کنه ، سعی ميکنيم بيشتر در موردش بنويسيم . ما که فعلا زبان ِ سرخ رو محکم زنجيرش کرديم . موفق و مسدام باشی . قابل توجه خانم های خوش حجاب( ماه رمضان موی میافشان که فقيه ، / روزه خود شکند ، به گمانش که شب است)
سلام شبح جان...منم میخوام عين آرمين گيلهمرد کامنت بذارم:) ۳- چقدر بده که همهچيز خريد و فروش بشه... ۴- شب قبل از خواب ديدن پيتزا نخورده بودی احيانا؟:) ۵- اين دکتر ايکس با من قهر کرده که چرا معرفيش نکردم..انگار زورش به شبح چربیده:) ولی تو هم بدجور جالبناک معرفیش نکردی ها:) ۶-۷-۸-۹-۱۰... ۱۲-اين آرش سرخ رو من آخرش میکشم:) يه بار ديگه سربه سرم بذاره پدرشو درميارم پدرسوختهی رقاص کمونيست :) ۱۳- ...يادم رفت چی میخواستم بگم. مگه اين آرش برای آدم حواس میذاره:)
شبح جان این کامنت دونی تو هم نفتی شده دیروز دوبار کامنت منوخورد یک لیوان آب هم کرد بالاش و گفت Too many connection یا یک چیزی از این قرار.
سلام شبح جان!در مورد شماره ۲: اينجور که داستانو نوشتی به نظر مياد که خودت هم ميخواستی که لو بري!!بعدش ديدم توی يکی از کامنتها هم نوشتی همينو!:)) ..ولی به نظر من اين کار يک مقدار بی احتياطيه،با اينکه خوب واقعا خيلی وقتها آدم وسوسه ميشه،...شمره۳: واقعا هيچ زمانی اينها کالا نبوده اند؟ من واقعا نميدونم که دوران ما الان نسبت به گذشته خيلی بدتر شده باشه! تاريخ نقاط روشن زياد نداره!...شماره ۴: شبح جان، اين خواب شبحی رو که خوندم، يادم افتاد که يک بار من خواب خود شبح رو ديدم!:)و عجب خوابی هم بود! حالا اگه شد تعريفش ميکنم!:)...مواظب خودت باش
شبح جان آدرس وبلاگ اون دختر زيبا رو در گوش ما هم بگو...جای دوری نمیره!؛) البته یه وقت فکر نکنی دختر زيبا نديدهايما... ولی آخه دختر زيبای وبلاگ نويس...اممممم...نه...با عقل جور در نمياد!
نسرین جان من که منظورم انقلاب 57 نبود منظورم انقلاب سفید بود (: ( کم کم داره متلک ها یادم میاد (: )
نسرین جان من که منظورم انقلاب 57 نبود منظورم انقلاب سفید بود (: ( کم کم داره متلک ها یادم میاد (: )
ارنستو جان راستی اين اسم هم اصلا به من نمياد ٫چون من به جز در دوران کودکی هیچوقت مینی ژوپ نپوشیده ام ٫ نه اينکه اهل مينی ژوپ پوشيدن نبوده باشم ها (چشمک !)) ٫ فقط اين مد مينی ژوپ به سن من نرسيد يعنی زمانی که خیلی بچه بودم مد بود و وقتی که بزرگ شدم ديگه از مد افتاده بود و دامنهای بلند مد شده بود :)
خوبه باز داری آدینه نویسی می کنی... دوست داشتم اون آدینه نویسی ها رو. امیدوارم ادامه بدی باز قهر نکنی:)
ولی خودمانیم - نشانه های بدجنسی شبح در زیتون نویسی خصوصآ آنجا که در مورد دکتر ایکس مینویسد مشخص است - البته جاهای دیگر هم .
بازم سلام
شبح خان سلام
فرنو جان!(20)
آرش سرخ عزيز!(5)
ایرادِ بی خود گرفتن اصولاً کار خیلی خوبی است: >اشباح که ادای ملت را دربیاورند البته جالب است. حمایت می شود. @ ضمناً جای تان یک جایی گویی خالی است.
يکدستی خوردن شبح خيلی جالبه. آن خانم خيلی باهوش بوده که تونسته آنقدر قشنگ اعتراف بگيره. میگم زيتون نبوده؟
ميگم اگه من جای اون دختره بودم ميگفتم به يه شرط لوت نميدم که يه باره ديگه منو بغل کنی و قلمدوش بگيری :)) !!!
شبح زیتون نما نوبره والاه !! درباره ی اسمت هم خیلی ناشی بازی در آوردی . خب جلوی زبونتو بگیر حالا اگه باهش حرف نمی زدی چی می شد ؟ چرا کسی یه فکری برای این فیلترینگ نمی کنه .؟ قربانت
عجب! که شبح هم بله! حالا خودت رو ول کنُ بگو ببينم دختر کيه؟
بسيار خوشم امد از اين پست شما شايد بخاطر آن بود که کمی زيتونی شده بود همان که خودت گفتی اما به هر شکل زيبا بود و پر از پراکنده گويی ... :))) درست آخرهاش داشتم خسته ميشدم مثل وقتهايی که وبلاگ زيتون را ميخوانم :)
سلام .. حق با تو و خسن آقا هست ....
شبح جان ببخشيد در کامنت ۱۰ منظورم کراوات زدنت برای مهمانی افطار بود !
فکر نمیکنم روزه برای آدم سالم ضرری داشته باشه، اون هم بد تر از سيگار.
آرش جان
شبح جان آخرش بخاطر غم نام سرت رو به باد میدی- میگفتی شبح دیگه کیه اصلآ نمیشناسمش - خودتو راحت میکردی.
شبح جان اين جريان سيگار نکشيدن ايرانی ها در مقابل بزرگتر ها هم خودش حکايتيه .
درود بر تو شبح جان با این نوشتنت که به قول اون دختر خانوم که گفته بود؛ اون خيلی وبلاگاش سطح بالاست! خيلی باسواده... راست میگه هستی خوب و بسیار جالب می نگاری.....اگر ایران بودم که حتمن یه کاری می کردم که از نزدیک ببینمت هم خودت هم خانواده گلت رو.....به هر روی بسیار خرسندم که هنوز در ایرن افراد آگاهی چون تو وجود دارند .... من هم چند شب پیش خاب دیدم که در زندان رژیم ایران هستم و حکم اعدام برام صادر کردند ولی میدونی من نمیترسیدم و در آخر هم به کمک زنی که زندان بان بود٬ فرار کردم ....راستی من هم به روز کردم از دیدن نظرت خوشحال میشم.....تا درودی دگر بدرود.
باز هم یک چیز دیگه . ما وبلاگ آنتی لاریجانی رو بستیم. لینکش رو بردار
راستی قول داده بودی چند تا خاطره ی ناب از شاملو برام تعریف کنی. یادت که نرفته؟
سلام شبح عزیز
شيطون میگه من تصميم بگيرم اول بشم٬ روی اين نسرينو کم کنما:))
شيطون میگه من تصميم بگيرم اول بشم٬ روی اين نسرينو کم کنما:))
خب دوم
ها ها ها...اول
سلام شبح جان |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:02 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||