دوشنبه، 27 مهرماه 1383 | October 18, 2004

وقتی فرشته‌ی کور عدالت کر می‌شود!

روزی که شاهرودی بالاترين مقام قضايی کشور را تصاحب کرد جمله‌يی از او تيتر خبرگزاری‌های شد: "من ويرانه‌يی را تحويل گرفتم!" شايد در نگاه اول توصيف سيستم قضایی کشوری به "ويرانه" انتقادی تند بنظر برسد اما شاهرودی در واقع داشت از سيستم قضايی ايران تعريف می‌کرد! زيرا اين سيستم نتنها ويرانه نيست بلکه بسيار هم کارآمد است. سيستم قضايی ايران شگفت‌انگيز است. در سيستمی که در ماه گذشته 12 نفر اعدام شده‌اند و 8 کودک در انتظار اعدام به‌سر می‌برند و همين چند وقت پيش دختری 16 ساله را که طبق شواهد بسيار عقب‌مانده‌ی ذهنی هم بود به اعدام محکوم کردند و دختری 14 ساله به نام ژيلا ايزدی با نوزاد تازه به‌دنيا آمده‌اش به جرم زنا در زندان است و ده‌ها روزنامه‌نگار و وب‌لاگ‌يست و کارگر و روشن‌فکر و نويسنده فقط به دليل عقايدشان در زندان به‌سر می‌برند. در همين سيستم قضایی ضاربين مشاور رئيس جمهور راست راست می‌چرند. عاملين قتل‌های زنجيره‌یی هنوز حکم نگرفته‌اند. و قاتل زهرا کاظمی، خبرنگاری که در چنگال همين سيستم قضایی به قتل رسيده است، مشخص نشده است و اکنون برگ زرين ديگری به پرونده‌ی سيستم قضایی جمهوری اسلامی ايران افزوده شد. در مدت کمتر از سه روز در دادگاهی غير علنی پرونده‌ی قتل کودکان در پاک‌دشت که در تاريخ جنايت بشری کم نظير است بسته شد و متهم رديف دوم علی غلامپور، معروف به باغی از اکثر اتهامات تبرئه شد و به 15 سال زندان محکوم شد!
وقتی با عجله عاطفه را در نکاء اعدام کردند همان موقع نوشتم:" اینگونه مواقع فقط یک حدس است که منطقی به‌نظر می‌رسد قاضی و مسئولین شهر به دلیلی می‌خواسته‌اند از شر این پرونده خلاص بشوند! تا ماجرا بالانگیرد و حقایقی روشن نشود. در این‌گونه موارد بعدها معلوم می‌شود که پای خود حضرات در بین بوده است" تازه چند روز بعد بود که معلوم شد حدس ما درست بوده است البته نياز به هوش و حس ششم يا تحليل دقيق نيست تا فهميد وقتی اين‌گونه با عجله پرونده‌یی را می‌بندند حتما کاسه‌یی زير نيم‌کاسه است و اين بار مشخص است که باندی مخوف و مافيايی از جنايت پاک‌دشت حمايت می‌کند.
جالب است بدانيد اين آقای علی غلام‌پور همان است که قبلا دستگير شده بود و با وثيقه‌ی صد ميليون تومانی آزاد شده بود! کسی که می‌گويند کارگر کوره‌های آجرپزی است از کجا وثيقه‌ی صد ميليون تومانی آورده است؟ جالب است بدانيد مردم خود او را دستگير کرده‌اند و تحويل داده اند؟
رازهای سر به مهر زيادی اين پرونده‌ی شوم دارد که چند نکته در اين مقاله باز شده است: نخ نامرئي در جنايت پاکدشت کار خود را کرد!
و اين مقاله در گويا: محمد بيجه و سربازان امام زمان، عباس احمدی
به هر حال در سرزمين و حکومتی که جريان آزاد اطلاعات وجود ندارد حق آن است که هميشه به همه چيز مشکوک باشيم. اکثرا بعدها معلوم شده است ماجرا حتا از آن‌چه ما فکر می‌کرديم مخوف‌تر و با ابعادی گسترده‌تر بوده است. روزی که می‌خواستند اعضای کانون نويسنده‌گان ايران را با اتوبوس به دره بياندازند اين طرح آنقدر مسخره و مضحک به نظر می‌رسيد که کسی باور نمی‌کرد و به خيال‌پردازی نويسنده‌گان سوار بر اتوبوس انتصاب‌اش می‌داند اما ديديم که چنين بود.
تنها نتيجه‌ی منطقی که از ماجرای پاک‌دشت می‌توان گرفت اين است که باندی مخوف در کار تجارت اعضای بدن در کشور وجود دارد که دارای نفوذ زيادی در بخشی از حکومت است و از ترس افشا نشدن حقايقی‌یی علام‌پور به اعدام محکوم نشده است و بيجه يا بسيجه که عامل اجرایی کم‌اطلاع ست اعدام می‌شود و اين پرونده نيز به خيل پرونده‌های ناگشوده‌ی ديگر می‌پيوندد. بعيد نيست که غلام‌پور با واجبی يا سيانور خودکشی کند تا اين راز هم‌چنان سر به مهر باقی بماند.
افکار عمومی با ناباوری به اين حکم نگاه می‌کند و بايد به خانواده‌ی قربانيان کمک کرد تا بتوانند از طريق مراجع بين‌المللی موضوع قتل فجيع فرزندان خود را پی‌بگيرند. افکار عمومی جهان را بايد برانگيخت تا دولت‌های خود را بازخواست کنند و از آن‌ها بخواهند برای چه منفعتی چشم خود را بر روی اين جنايات می‌بندند؟!

October 18, 2004 02:39 AM

جوان سوسياليست 16:01 @ Sun, 31 Oct 04

رژيم ايران: همسايه خوب ولی «مغرور» آمريکا http://www.javaan.net


manochehr 23:43 @ Thu, 21 Oct 04

کارگران برج ميلاد در اعتصاب بسر ميبرند.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2410/241021WK.html


جن تئاترشهر 20:02 @ Thu, 21 Oct 04

شک ندارم اینی که می‌گی درسته چون به قول خودت فهمیدن این قضیه احتیاجی به حس ششم نداره و کارت‌های جمهوری اسلامی دیگه برای همه رو شده ، به نظرم تو قضیه خفاش شب هم همچین چیزی صادق بود، من‌هم یه چیزی در این زمینه نوشته‌ام .


dadaman 17:12 @ Thu, 21 Oct 04

کدام گزینه را می پسندید ریگانیزم یا کارتریسم ... در رای گیری دستگاه دادا شرکت کنید ....
انتخابات آمریکا ، خطر تکرار کارتریسم
... جین بولتن

ترجمه : دادامن

مجادله ی انتخاباتی آمریکا و یقه گیری های دو سویه ی احزاب از چند منظر قابل تحلیل است . به نظر نگارنده پرزیدنت بوش در مرحله ی پروپاگاند روانی انتخابات ، کارزار را به نفع دموکراتها برگردانده است . جان کری مهره ی خنثای دموکرات از منظر عملی چیزی در چنته ندارد بدین دلیل با موضع نفی عملکرد 4 ساله ی جرج بوش حتی نیازی به ارائه ی راهکار آتی کابینه ی خود حس نمی کند . تاکید بر اشتباهات بوش ، و به لجن آلودن تمامی فعالیتهای ضد تروریستی او محمل ذهنی افکار عمومی آمریکا را به این سو می کشاند که جرج بوش عملا و به عمد معضلات داخلی را به پای جنگ خانمان سوزش به فراموشی سپرده است . تاکید بر مشکلات داخلی ایالات متحده مانند معضل بی کاریهای گسترده ومساله بیمه، راه را بر آشفتگی توده و ترس آن از تکرار عملیات تروریستی می بندد و این خطر که پشت گوش آمریکاست با دروغپراکنی های دموکراتها به نسیان غریبی می رود . سناتور کری حراف مسلکی ایده آلی دارد ، چیزی که جرج بوش در آن به عیان الکن است . مناظره های سه گانه یک به یک به واسطه ی وعظ برتر جان کری به نفع او پایان یافت و معادلات پیروزمندانه ی بوش را به فنا برد . متاسفانه ملت آمریکا اسیر همین دون کیشوت بازی های مضحک است ، شاید اصلا به چشم نیاورد که چه حزبی موضع پراتیک کارسازی را برای آینده ی ایالات متحده برنامه ریزی کرده است . جرج بوش مرد حرف نیست او یک پراگماتیست حرفه ای است و موضع سود طلبانه ی او هر چه که باشد حداقل با منافع برخی از کشورهای خاورمیانه مشترک است ، به یقیین می توان گفت که اکثریت افکار عمومی خاورمیانه به یک معنا بوشیست هستند و بخت جرج بوش را قبله ی رهایی خود می بینند . این رهایی هر چند که کمی افسارگسیخته و طولانی مدت است اما جدالش در مدت کوتاهی به نفع مقطوع آمریکا به پایان می رسد . سیاست مذاکره ی پشت پرده ی دموکراتها که به گونه ای یادآور سیاستهای (میخ و نعل) اتحادیه ی اروپاست تا به حال سوخت افزونی به موتور تروریسم ریخته است ،تروریسم را باید با پتک رادیکال و سوزان به عدم فرستاد و این تنها از دستان عملگرای جرج بوش بر می آید . او مرد موعظه نیست ، از منبر مذاکره ی بی حاصل بر می خیزد و دست به آتش می برد . آمریکای امروز درگیر دو موضع خطیر و آینده ساز است . 4 سال آتی به قدری حیاتی است که هم می تواند محمل یازده سپتامبری دیگر شود و هم می تواند صلح و توسعه ی پایداری را در ایالات متحده شکل بخشد . محور تمامی این اتفاقات دو سویه معضل خاورمیانه است که اگر ناتمام و دست نخورده با قی بماند شقه ی اول مصیبت را با عواقبی به مراتب سهمگین تر از فاجعه ی یازده سپتامبر متجلی می کند . باید به انتظار ماند و دید، حافظه ی تاریخی ملت آمریکااین سرزمین را به چه سوی می برد . آیا کارتریسم تکرار می شود . شاید باید منتظر ریگان مقتدر دیگری باشیم ؟


14:02 @ Thu, 21 Oct 04

51
akh cheshmam


شبح 10:48 @ Thu, 21 Oct 04

منوچهر جان!(44)
تو دل‌نازکی من را ببخش! به هر حال هر دو داريم يک حرف را می‌زنيم. مسلما بجز تشکل به بهانه‌های مختلف راهی نداريم. بايد تشکل‌های صنفی، اجتماعی، فرهنگی،... در کشور گسترش پيدا کند در آينده در اين مورد خواهم نوشت.


مهران محبوبی 9:49 @ Thu, 21 Oct 04

رفقا و دوستان خطابم به کسانی است که خود را مارکسيست می دانند. مخصوصا صاحب اين وبلاگ که عکس بسيار زيبای مارکس و همسرش را زده است!
اگر خود را مارکسيست می دانيد تنها به يک تک نوشته انگلس به مارکس توجه کنيد که وقتی از انگليس نامه به مارکس می دهد از وضع فلاکت بار و بزه کاری و دزدی و جنايت های هر روزه در خيابان و جامعه فراوان ياد می کند و نتيجه می گيرد که اين جا برای سوسياليسم بسيار وضع مساعد است! يعنی در اتوبوس و خيابان از حرف های خوب سوسياليسم فرهنگ بالای جامعه اين نتيجه را نمی گيرد که سوسياليسم در دو قدمی است بلکه دقيقا از وضع نا بسامان جامعه به چنين نتيجه ای می رسد! يعنی اين مسئله اينقدر بين اين دو يار آشکار بوده که از چه مشاهداتی در جامعه انگليس به آمادگی سوسياليسم می رسند! حال خود قضاوت کنيد مارکسيست های مدل امروز مارا!
بعد هم هر هسته ای برای رشد جوانه هايش نياز به شکاف دارد مگر اينکه هسته مرده باشد و نيازی به رشد نداشته باشد! انشعاب در حزب کمونيست کارگری معلول همين جوانه زدن در جامعه ای است که راز بقايش را از آن می گيرد نه از لشکر کشی برای جنگ دمکراسی که نيازی به جمع آوری لشکر در تشکيلات خارج کشور اش را داشته باشد! راديکاليسم نياز به خط راديکال در يک حزب سياسی که اين خط را بدرون اين جامعه ببرد دارد! حزب کمونيست کارگری به هيچ وجه راديکاليسم اش را فدای عرض و طول تشکيلات خارج کشورش نمی کند! اين جامعه در حال طغيان است با وضعی که موجود است تنها راديکاليسم از سوی حزبی نياز اين روند جامعه است که دست ببرد به ريشه ای ترين راه حل های برگرداندن اين جامعه روی سرپايش! قدرت سياسی سوالی باز رو سر اين جامعه می چرخد! گير و گرفت های جامعه امروزی ايران نه نيروهای مولده است و نه قحطی و مصيبت های طبيعی ! اقليتی از راه سياسی گريبانگير اين مردم را گرفته است بايد بزير اش کشيد! اين از حزب سياسی که اين هدف اش است بر می آيد! حزبی که موازنه قوا را می شناسه و به پايين نظر دارد ! حزبی که در برنامه اش دولت مطلوب مردم با يک يک خواسته های آن مردم را گنجانده است!


جوان سوسياليست 4:26 @ Thu, 21 Oct 04

رقابت امپرياليستها عامل بحران اخير در دارفور - سودان
http://www.javaan.net


مديار 3:34 @ Thu, 21 Oct 04

سلام
شبح عزيز و دوستان ديگر
خرسند باشيد که رستگار شديم. اگر اسمتان در ليست نيست بجنبيد که جزو مرتدان می شويد:)))
http://islamicarmy.persianblog.com/


داريوش 23:43 @ Wed, 20 Oct 04

سلام گرامي شبح :
ما رو نمي بيني خوشي يا نه ؟!
آقا جان كار ما از اين حرفها گذشته !
به كجاي اين شبِ تيره بياويزيم ، قباي ژنده و كپك زده خود را !
شبح عزيز اين روزها كثافت از سر و روي اين مملكت ميباره !
از يه طرف منابع كشور به قيمت يارگيري در پرونده انرژي هسته اي داره به يغما ميره، ز يه طرف هر روز يه جنايتي تو مملكت رخ ميده .(از اعدام هاي اخير و قضيه پاكدشت بگير تا كشتن 2 بچه بي گناه توسط مادر و فاسقش در حمام خانه)
راست گفتي كه شيرازه مملكت از هم گسسته !
فقط يك اتفاق ! يك اتفاق ! يك اتفاق ميتونه طوفاني بر پا كنه! طوفان !


داريوش 23:42 @ Wed, 20 Oct 04

سلام گرامي شبح :
ما رو نمي بيني خوشي يا نه ؟!
آقا جان كار ما از اين حرفها گذشته !
به كجاي اين شبِ تيره بياويزيم ، قباي ژنده و كپك زده خود را !
شبح عزيز اين روزها كثافت از سر و روي اين مملكت ميباره !
از يه طرف منابع كشور به قيمت يارگيري در پرونده انرژي هسته اي داره به يغما ميره، ز يه طرف هر روز يه جنايتي تو مملكت رخ ميده .(از اعدام هاي اخير و قضيه پاكدشت بگير تا كشتن 2 بچه بي گناه توسط مادر و فاسقش در حمام خانه)
راست گفتي كه شيرازه مملكت از هم گسسته !
فقط يك اتفاق ! يك اتفاق ! يك اتفاق ميتونه طوفاني بر پا كنه! طوفان !


داريوش 23:41 @ Wed, 20 Oct 04

سلام گرامي شبح :
ما رو نمي بيني خوشي يا نه ؟!
آقا جان كار ما از اين حرفها گذشته !
به كجاي اين شبِ تيره بياويزيم ، قباي ژنده و كپك زده خود را !
شبح عزيز اين روزها كثافت از سر و روي اين مملكت ميباره !
از يه طرف منابع كشور به قيمت يارگيري در پرونده انرژي هسته اي داره به يغما ميره، ز يه طرف هر روز يه جنايتي تو مملكت رخ ميده .(از اعدام هاي اخير و قضيه پاكدشت بگير تا كشتن 2 بچه بي گناه توسط مادر و فاسقش در حمام خانه)
راست گفتي كه شيرازه مملكت از هم گسسته !
فقط يك اتفاق ! يك اتفاق ! يك اتفاق ميتونه طوفاني بر پا كنه! طوفان !


داريوش 23:38 @ Wed, 20 Oct 04

سلام گرامي شبح :
ما رو نمي بيني خوشي يا نه ؟!
آقا جان كار ما از اين حرفها گذشته !
به كجاي اين شبِ تيره بياويزيم ، قباي ژنده و كپك زده خود را !
شبح عزيز اين روزها كثافت از سر و روي اين مملكت ميباره !
از يه طرف منابع كشور به قيمت يارگيري در پرونده انرژي هسته اي داره به يغما ميره، ز يه طرف هر روز يه جنايتي تو مملكت رخ ميده .(از اعدام هاي اخير و قضيه پاكدشت بگير تا كشتن 2 بچه بي گناه توسط مادر و فاسقش در حمام خانه)
راست گفتي كه شيرازه مملكت از هم گسسته !
فقط يك اتفاق ! يك اتفاق ! يك اتفاق ميتونه طوفاني بر پا كنه! طوفان !


manochehr 22:40 @ Wed, 20 Oct 04

شبح نازنينم.
تو نوشتی:"شما می‌گوييد ناله و شکايت بس است تشکل ايجاد کنيد! نه رفيق اين گونه برخوردها رفيقانه نيست. و مشکل ما هم همين است."
نازنین٫ من کی اینها را نوشتم!اگر بیانم اینگونه وانمود کرد که رفیقانه برخورد نکردم٫مرا ببخش٫قصدم این نبود.گرچه لحن بدی در نوشته ام ندیدم.بهرحال.اما تمام تلاش من که در همان کامنت قبلی هم اشاره کردم٫اين بود که نوشته تو را بهانه قرار دهم که به بحثی زنده٫زمينی٫کارساز٫راه گشا دامن بزنم و بگويم(حال به روايت خودم) که چه بايد کرد چيست. من آگاهانه بحث تو را قلقلک دادم تا با هم آنرا سيقل دهيم٫از گپ روشنفکرانه آنرا جدا کنيم و به نسل جوان بگوييم راه اين است و نه آن. در آن بحث کوتاه من نه از ح.ک.ک. اسم بردم و نه کسی را تهيیج کردم. فکر ميکنم اگر بحث را کاناليزه بکنيم بطرف عمل بسيار راهگشا خواهد بود. مخلصت منوچهر.


sepanta 21:24 @ Wed, 20 Oct 04

shabah jan ba shoma movafegham....manam dar in zamine posti ferestadam.....be har hal in ghabil mojazatha hich dardi ro dava nemikone


پائیزآبی 18:57 @ Wed, 20 Oct 04

واقعاَ كه سيستم قضاوتي ما تو دنيا تكه البته تو كثافتكاري! اين قاضي هاي هرزه ايراني كه به راحتي آب خوردن هر غلطي مي كنن و راحت تر او اون حكم صادر مي كنن / خانوم جواني كه شوهرش تو زندان بود پيش قاضي واسه طلاق رفته بود و قاضي بهش پيشنهاد.... و گفته بود من همه جوره تامينت مي كنم فقط تو با من باش اين اتفاقيه كه واسه يكي از آشنايان افتاده بود ....... بابا شبح جان اين قاضي هاي ما آخر صلاحيت هستن البته بازم تو گند كاريهاشون / نمي دونم ما تا كي بايد شاهد اين فجايع باشيم پس اين ملت كي كاسه صبرشون لبريز ميشه!


شبح 13:36 @ Wed, 20 Oct 04

ترانه‌ی نازنين!(35)
من در بيست سال گذشته در تاکسی و اتوبوس و اداره و مهمانی‌های خانواده‌گی و همين وب‌لاگ هميشه گفته‌ام راه حل نجات بشريت در سوسياليزم است و درک‌ام از سوسياليزم هم. پايان دادن به کار مزدوری و از خود بيگانه‌گی و نفی تمام اشکال سرمايه‌داری چه دولتی و چه بازارآزاد و چه برژنفی و چه مائویی و... بوده است.
اما حرف من چيز ديگری است. با غلو کردن و با تمام مبارزه را به نام خود کردن با سکتاريسم نمی‌توان به سوسياليزم رسيد.


شبح 13:32 @ Wed, 20 Oct 04

منوچهر عزيز!
برای نمونه چند پراگراف از نوشته‌های قبلی خود را نقل می‌کنم:
ضمنا اين را هم بگويم که قيد مجادله ندارم. حرف‌ات را قبول دارم که مردم بايد به شکل‌های مختلف متشکل شوند.
" مرگ يک بار شيون يک‌بار! هيچ انقلاب و جنگی اين همه خسارت -که بی‌لياقتی و فساد حاکم بر جامعه موجب شده است- به بار نخواهد آورد. حالا که مردن سرنوشت شوم ما شده است چه به‌تر که آگاهانه و به‌اختيار برگزينيم‌اش و چون گنجشکی که برق نگاه افعی فلج‌اش کرده است منتظر نشويم تا زير آورا يا در تصادف راننده‌گی جان بسپاريم."
"هرچقدر که اقشار مختلف مردم، جوانان، معلمان، کارمندان، زنان،... و کارگران متشکل‌تر شوند آينده‌ی‌شان تضمين شده‌تر است. به هر بهانه‌یی بايد مردم را دور هم جمع کرد."
" کارگران کارخانه می‌توانند برای يک ريال اضافه شدن به دست‌مزدشان مبارزه کنند. نبايد به اين بهانه که کار مزودری را بايد نفی کرد جلوی آن مبارزه را گرفت يا آن مبارزه را به رسميت نشناخت. مبارزه‌ی علنی و مخفی می‌تواند مکمل هم باشد و می‌تواند سد هم ديگر شود. موضوع در اين است که چه مشی را در مبارزه‌ی مخفی و در مبارزه‌ی علنی پی‌بگيريم که اين مبارزات خنثا کننده‌ی يک‌ديگر نباشند و همديگر را حمايت کنند"


شبح 11:58 @ Wed, 20 Oct 04

منوچهر عزيز!(36)
متاسفانه يا من نتوانسته‌ام حرف‌ام را درست بزنم يا تو برداشت درستی از حرف من نداشتی! از "ای کاش" گفتن هدف‌ام اين نبود که بگويم بايد بنشينيم و هی بگوييم "اي کاش" چنين می‌شد. موضوع خيلی مشخص است. اگر مرحله‌ی جنبش آن مرحله‌یی بود که ده‌ها هزار نفر فرياد می‌زدند "سوسياليزم به پا خيز برای رفع تبعيض" ديگر وظايف و عمل‌کرد ما چيزی ديگری می‌شد. همان بود که تو و دوستان ديگرمان رسالت خود را همين می‌ديدند که بگويند به حککا بپيونديد و بعد مي‌گفتند حککا کادر و تشکيلات و توان رهبری جنبش مردم را دارد بهترين حرف‌ها را هم می‌زند و مترقی‌ترين خواسته‌ها را دارد و قانون اساسی‌اش را هم که در "يک دنيای بهتر" ارائه داده است. فقط مي‌ماند که مردم به آن بپيوندند که آن هم با ايجاد کانال ماهواره‌یی ميسر است و مردم هم گروه گروه به آن مي‌پيوندند و در دانشگاه و کارخانه هزار هزار شعار سوسياليزم مي‌دهند! بعد ديديم ای بابا خود کادر مرکزی حککا به خودش نپيوست و اکثريت يا حداقل نيمی از آن جدا شد!
حالا تو داری همان حرف‌هایی را می‌زنی که بارها و بارها در اين وب‌لاگ زده شده است. هميشه همين را مي‌گفتيم که مردم، جوانان، کارگران ناجی شما آن سوی آب ننشسته است. تشکيلات داخلی ايجاد کنيد به هر بهانه. برای‌ام عجيب است که حرف خودمان را در انتقاد به خودمان برگردانی! جوری وانمود می‌کنی که انگار من شده‌ام نوحه‌‌سرا وقتی دارم موضوعی را افشا می‌کنم و همين افشاگری‌ها اينجا و آن‌جا موجب شد که قوه‌ی قضاييه عقب نشينی کند و بگويد پرونده‌ی پاکدشت بسته نشده است. شما می‌گوييد ناله و شکايت بس است تشکل ايجاد کنيد! نه رفيق اين گونه برخوردها رفيقانه نيست. و مشکل ما هم همين است.


manochehr 23:25 @ Tue, 19 Oct 04

يک روز بعد از لغو حکم سنگسار ژيلا، حکم سنگسار سيما لغو شد!

اخطار به جمهورى اسلامى ايران : شکست خود را رسما بپذيريد!
مينا احدی.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2410/241019SIMA.html


manochehr 22:16 @ Tue, 19 Oct 04

شبح عزیزم.(این دیالوگ فقط با شبح نیست٫شبح عزیزم فقط بهانه ای برای بحث دستم داد.)
تو مینویسی:"کاش حرف‌های مهران عزيز درست بود و ده‌ها هزار نفر در پارک ملت شعار "سوسياليزم به پا خيز برای رفع تبعيض" را سر داده بودند!
کاش هر روز در اتوبوس و تاکسی و محل کار "سوسياليزم" به عنوان تنها راه‌حل بيرون رفت از اين وضعيت خفت‌بار مطرح می‌شد و درموردش حرف زده می‌شد!"
قربانت بروم.کمونیستها با "ای کاش " گفتن هیچ گلی سر کسی نزده اند.تمام داستان زندگی ما تغییر است.تغییر دنیا٫همین امروز.بهمین راحتی.اگر ما فقط "ای کاش" گو بمانیم دو یا چند نسل دیگر جامعه شناسان در حین حفاری تاریخ به پدیده هایی مثل ما بر میخورند و در مورد ما خواهند گفت: آدمهای خوبی که عاشق انسانیت بودند.همین٫نه بیشتر و نه کمتر. ولی نه تعریف تو و نه تعرف من از خودمان اینست.من در کامنت فبلی گفتم که ما اینرا به نسل جدید بدهکاریم٫و باید زود اقدام کنیم که این کفتاران کمتر ما را و نسل آینده را لت و پار کنند.تا کی میخواهیم فقط نقل کننده فجایع باشیم.پس نقش روشنفکر در تاریخ چه شد؟
من در کامنتهای مختلف خواندم که دوستان زیادی از ته قلب از ما میپرسند: چه کنیم؟ من دردم میاید٫زمانی که ما به عنوان عناصر پیشرو فقط بگوییم :ای کاش. شبح جان تو بهتر از من میدانی مردم٫خسته شده اند و دنبال راه حل هستند.باید پاسخ داد که چه جوری باید مبارزه کرد؟ من پاسخ عملی خودم را دادم٫بايد به نسل جديد راه حل مبارزه را نشان داد٫تا متشکل شوند و طعم شيرين قدرت را که در تشکل است بچشند.
تشکلی که به محض اینکه دولت خواست به فردی از آن دست ببرد٫دنیا را خبر دار کند٫که مردم متمدن نگذارید به این انسان دست درازی شود.اگر ما امروز هزارتا تشکل دفاع از حقوق کودک داشتیم که با هم در تمام ایران ارتباط داشتند٫سمینار میگذاشتند و به داد بچه ها میرسیدند٫امروز ج.ا.نمیتوانست با این وقاحت دست به ژیلای ما بزند و حتا اسم فامیلی او را منتشر کند٫این یعنی دفاع از حرمت انسان و بطور مشخص از ژیلا و کودکش. اگر ما تشکل دفاع از حقوق کار گران داشتیم که فقط در ۲۰ شهر بود و توانسته بود در هر شهر ۱۰۰۰ نفر را مثل زنجیر بهم ببافد٫ خیلی از اتفاقات نمی افتاد چون سریع سخنگویش با اتحادیه های کارگری در دیگر کشورها تماس میگرفت و دنیا را سر اینها خراب میکرد. باید سریع اقدام کرد و بافتن این انسانها را بهم از همین امروز شروع کرد.دیر شده باید جنبید.
فعلن همين.مخلصت منوچهر.


ترانه 19:24 @ Tue, 19 Oct 04

شبح نازنین 26
شاید حرفت درست باشد و ده هزار نفری که جمع شدند همه شعار سوسیالیسم بپا خیز را نداده باشند که عجیب هم نیست. از خودت مثل یک سوسیالیست سوال کن شعارت چیست و چرا در تاکسی یا اتوبوس بزبان نمی اوری آیا باور نداری که درمان بیماری بحران جامعه که بقول نانا عزیز1 فقط به ایران هم مربوط نیست اما در ایران بشکل چندش آوری نمایان است سوسیالیسم است و من و تو مثل سوسیالیست نباید صبر کنیم که مردم فقط آگاهی فرهنگی پیدا کنند؟ آیا ارنستوها بغیر از این که دنبال علت برخورد رژیم باشند باید سوسیالیسم را آلترناتیو اینهمه نکبت و بدبختی بدانند و در این صورت است که کم کم شعار سوسیالیست ها از گوشه پنهان قلب و مغزشان به زبان آورده میشود و میتواند همگانی شود؟ شبح جان! من وتو و ارنی ها اگر نیرویمان را جمع (متشکل) نکنیم ما سرخودمان را گرم کرده ایم با این سوسیالیست بودنمان!

إرنستوی عزیز!
زیاد دنبال معمای چرا؟ برای رفتار حکومت نگرد! حداقلش اینست که سرکوبش را می کند و ماها/ سوسیالیست ها و آزادی خواهان هم برای یک ذره کمتر شدن این سرکوب و خشونت مبارزه میکنیم و سرمان هم به امضا جمع کردن و اعتراض کردن در همین اندازه گرم است و وقتی میفهمیم قرار نیست ژیلا سنگسار شود کلی هم ذوق می کنیم. آخر جان یک نفر هم ارزش مبارزه دارد و من این را رد نمی کنم و منکر این هم نیستم که ج. ا. را هم محکوم می کنیم اما آیا سازمان های بین المللی حاضرند از منافع خود بگذرند و مدافع حقوق مردمی چون ایران ، عراق، فلسطین، افریقا باشند ؟؟؟ شاید بهتر است عادت کنیم خواسته هایمان را با صدای بلند بیان کنیم و برایش تبلیغ کنیم!!!


خدابيامرز 17:59 @ Tue, 19 Oct 04

راهابه= آبراهه(شرمنده چپکی تایپ کردم)


خدابيامرز 17:57 @ Tue, 19 Oct 04

سلام عليکم
آقای شاهرودی که آن حرف را زد فکر کرديم چه خبر است و چه می خواهد بشود .به خصوص با فضای جاری آن روزها (يادتان که هست؟) .بعد منظور ايشان آشکار شد! ويرانه را مخروبه کرد!
وقتی آقای ياسر عزيز!!!(رفسنجانی) برای خريد و انتقال اشيای عتيقه سوار هليکوپتر می شوند و با اسکورت تشريف می برند!
که اگر دست بی نوای ديگری در کار باشد شبانه سر به نيست است. وقتی خاويار قاچاق را اگر از کسی بگيرند اعدامش می کنند و دست آقايان در کار است .تکليف اعضای بدن و مواد مخدر و اين قبيل ديگر مشخص است.مگر می شود که سهم آنها را ناديده گرفت؟
ممکن است که اين طور هم باشد!
اما حاکميت در ايران به نظر من هنوز انسجام دارد.هنوز هم غريبه را به آن راهی نيست. اما بالاخره با اين همه فشار سد می شکند! اينقدر احمق هستند که با وجود تجربه شاه و با وجود اين که نمی خواهند آن اتفاق بيافتد باز دارند به همان سمت می روند. به هر حال مجبورند يک راهابه ای ايجاد کنند. اما در دقيقه نود. و اين به ضرر خودشان خواهد بود


nana 17:19 @ Tue, 19 Oct 04

ارنستوی عزيز
من کاملا با حرفات موافقم و اين جريانات را
زمينه برنامه ای ميدانم
خبرهائی که از گوشه و کنار ميشنوم يه جوری بو ميده که تحليلی براش ندارم .
در گويا اين مقاله را هم بخوان. نانا


25 مهر » کشمکش فزاينده نظاميان و آخوندها در حاکميت، .


محمد جواد طواف 17:06 @ Tue, 19 Oct 04

شبح عزیز .. فکر می کنم در مقطعی حساس در تاریخ کشورمان هستیم.. هیچ چیزی ÷نهان نمی ماند.. و اطلاعات به سرعت بین مردم منتشر می شود.. فکر می کنم باید کاری کرد.. نمی دانم چه کاری.. نمی دانم چگونه می شود مبارزه را سامان داد.. بدون تشکیلات... ولی می دانم باید کاری کرد.. راههای نافرمانی مدنی هنوز باز است...


16:07 @ Tue, 19 Oct 04

شاید نیاز به گفتن نباشد که فائزه رفسنجانی رئیس باند قاچاق اعضاء است. او یک سری آدم های علاف را در جلوی بیمارستان ها می گذارد و از این طریق کسانی را که نیاز مبرم به پول دارند و برای فروش کلیه آمده اند شناسایی می کنند و با نصف قیمت بازار اعضاء آن ها را خریداری می کنند و به بیمار نیازمند هم به قیمت بازار می فروشند. در این راستا حتا عده ای خبر نگار و... که تا ته نخ را پی گیری کرده بودند گم و گور شدند.


dadaman 15:40 @ Tue, 19 Oct 04

نشریه ی( تجدد) شماره ی 5 (آبان83) . (اکتبر2004) به سردبیری دادامن منتشر شد .
(تجدد ارگان جنبش دادائیستی ایران )
در این شماره می خوانید :
1. رقص اهورا و هورای پوزیسیون
2. زن ستیزی عیان دولت نوین ترکیه
3. مصاحبه تجدد با هومن عزیزی مدیر مسئول سایت ادبی مانیها
4 . بلوای امروز ، خنده ی مشارکت!
5. تحلیلی بر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان
6. ساختار شناسی رنگ در سه گانه ی کیشلوفسکی
7. گزارش : چگونه دختران طبقه ی فرودست لباس پسرانه به تن می کنند
و ... تجدد را می توانید از آدرسهای زیر دریافت کنید :
www.tajadod.5u.com
www.dadaman.5u.com
www.dada.co.sr


شبح 12:37 @ Tue, 19 Oct 04

ارنستوی عزيز!(25)
اما اين معما پاسخ ساده‌تری هم دارد شيرازه‌ی کار از دست حکومت در رفته است. حکومت کاملا يک‌پارچه‌گی خود را از دست داده است و هر گوشه‌ی آن سازی را می‌زند. درواقع الان چيزی به نام حکومت مرکزی قدرت‌مند در کشور وجود ندارد!
چطور ممکن است فرودگاهی در کشوری توسط نيروهای مسلح اشغال شود و آب از آب تکان نخورد!؟
فساد و رشوه‌خواری تمام ارکان نظام را گرفته است.
خلاصه ممکن است قسمتی از نظام دنبال نظامی کردن حکومت باشد که اساسا قتل‌های زنجيره‌یی در همين جهت بود و در جهت ناامن کردن جامعه بود برای بسط ديکتاتوری اما اين فقط بخشی از نظام است که اين را می‌خواهد. قتل عاطفه کار خودسرانه‌یی بود که منافع چند نفر را در پي داشت مانند قتل زهرا کاظمي اما فساد چون در تمام ارکان نظام رخنه کرده است توان حذف بخشي از خود برای زنده نگه‌داشتن کل نظام را ندارد.
حالا که دارن سنگسار را متوقف می‌کنن و بوش مي‌آد که اعدام زير 18 سال را هم عملا متوقف کنند. اما باز تا دعواشون مي‌شه يا اتفاقی مي‌افته سر مردم بی‌پناه خالي مي‌کنن.


ارنستو چه گوارا 12:03 @ Tue, 19 Oct 04

من بازهم يک مثال مي زنم: چند وقت پيش مسئله اي در مياندوآب اتفاق افتاد که شبح به طنز آنرا جنگ سبيل ناميد و دوستان آذري را عصباني نمود- ولي داستان چه بود؟ کساني که اهل حق را ميشناسند مي دانند که اهميت سبيل برابشان تا چه حد است- مسئله نگاه داشتن سبيل آنقدر مهم است که اگر يکي از آنها سبيلش را بزند از جامعه طرد ميشود و بايد از ديارش کوچ کند و به جاي ديگري برود..يک افسر نيروي انتظامي يکي از مرادهاي اهل حق را ميگيرد و با زور سبيلش را مي زند- اهل حق هم نامردي نميکنند و يک گلوله توي سرش خالي ميکنند – چند روز بعد يک سرگزد جديد را ميفرستند تا اوضاع را آرام کند اين يکي هم ميرود کلي هارت و پورت ميکند که من فلان ميکنم و... باز هم اهل حق توي مراسم صبح گاه يک گلوله توي سرش خالي ميکنند و درگيري ميشود و بکش و بکش و يک جنگ پارتيزاني توي شهر براه مي افتد- پارتيزان ها يک داروخانه را مصادره مي کنند و ظاهرآ اوضاع هنوز نا آرام است .
چرا اين 25 ساله اخير حکومت به اهل حق کاري نداشته و حالا سعي ميکند آنها را تحريک کند؟ از نظر من بهانه ظهور امام زمان و غيره فقط يک بهانه بوده – هرساله کلي امام زمان توي ايران ظهور ميکند (ممکن است دوستان خبر نداشته باشند ولي عين واقعيت است – اکثرشان هم توي تيمارستان ها نگهداري ميشوند)


شبح 11:21 @ Tue, 19 Oct 04

منوچهر عزيز!(22)
حرف‌های‌ات برای‌ام جديد و جالب بود. بله بايد اين کارها را کرد. به شکل ديگری در اين وب‌لاگ قصد و هدف من همين است رشد آگهی جمعی. در مورد حقوق انسانی حرف زدن و بذر تفکر و نوع ديگری نگاه کردن را کاشتن!
کاش حرف‌های مهران عزيز درست بود و ده‌ها هزار نفر در پارک ملت شعار "سوسياليزم به پا خيز برای رفع تبعيض" را سر داده بودند!
کاش هر روز در اتوبوس و تاکسی و محل کار "سوسياليزم" به عنوان تنها راه‌حل بيرون رفت از اين وضعيت خفت‌بار مطرح می‌شد و درموردش حرف زده می‌شد!
قبلا در مورد آن‌چه تو گفته‌یی نوشته‌ام باز هم خواهم نوشت. من هم همين چيزها به ذهن‌ام می‌رسد تشکل علنی و صنفی و فرهنگی و اجتماعی در داخل کشور.


ارنستو چه گوارا 11:19 @ Tue, 19 Oct 04

چند وقت است که اين سئوالها ذهنم را مشغول کرده:

با توجه به اينکه مسئله پاکدشت ميتواند براي حکومت مشکل ساز باشد و موجب تحريک مردم شود چرا حکومت سعي در لاپوشاني آن دارد؟

با توجه به اينکه حکم اعدام هاي وحشيانه اي که صادر ميشود ميتواند موجب تحريک مردم شود و جو جامعه را بسمت عکس المعل هاي راديکال هدايت کند - چرا جمهوري اسلامي بروي اين نوع خشونت هاي دولتي تآکيد ميکند و از آنها ابايي ندارد؟

دو جواب به ذهنم رسيد -يکي اينکه اين کار نوعي سرکوب حکومتي است – زهره چشم گرفتن از مردم است و دوم اينکه حکومت ميداند که اين امر موجب تحريک مردم ميشود و زمينه سازي براي ورود هر چه بيشتر نظامي ها در عرصه حکومتي است. در تمام دنيا وقتي ميخواهند نظامي ها را به صحنه بياورند ابتدا با اين نوع جنايت هاي برنامه ريزي شده اثبات ميکنند که امنيت وجود ندارد و نظامي مي آيد که امنيت ايجاد کند – مثالهاي تاريخي اش هم آنقدر زياد است که در حوصله اين کامنت نيست. حضور لباس پلنگي ها در سطح شهرهاي مهم و ايجاد درگيري مشخص با موتور سوارها و ايجاد نارضايتي عمدي کاملآ مشخص است. شما ميدانيد که حکم سنگسار براي يک دختر 13 ساله چه تبعات اجتماعي سياسي در بر دارد و يا اعدام فوري عاطفه و در پي آن دستگيري قاضي و چند نيروي انتظامي که در پرونده درگير بوده اند چه تبعاتي در پي دارد آنهم در شهر کوچکي مثل نکا و حتي در بين بخش هاي بسيار سنتي جامعه مانند بازار.

بهر صورت ارتباط پرونده پاکدشت با قاچاق اعضا( که شبح به تفصيل توضيح داد) قسمتي از اين نامفهوم بودن عملکرد ها را توضيح داد. بهرصورت من هنوز هم معتقدم اين خشونت هاي سازمان دهي شده فقط براي زهره چشم گرفتن از مردم نيست.


سکوت مرگ 8:08 @ Tue, 19 Oct 04

هر چی توی این مملکت یه رازی و کوشه ی مبهمی داره که با هیچ منطقی قابل حل نیست همه اینا رو گفتی تجاوز به پسر های ۲۱ به بالا رو نگفته


nasrema 0:41 @ Tue, 19 Oct 04

نمی دانم! مبهوتم! حيرانم ! چه مي شود؟


manochehr 0:17 @ Tue, 19 Oct 04

من فکر ميکنم در بحثهای مهران محبوبی عزيز و عده ای ديگر عناصری از حقيقت است.خوب اين فجايع متاسفانه هر روز در آن جامعه اتفاق ميافتد.ولی چه بايد کرد؟ هر بار که اتفاقی ميافتد بياييم و۱- پتيشنی امضا کنيم( که خيلی هم خوب است و نوعی از مبارزه اين قرن در کشوری مثل ايران است).ویا ۲-فقط اینکه من بگویم بیایید به حزب من بپیوندید(که خیلی هم خوب است) و ۳-.... کافی نیست.خوب است ولی کافی نیست٫چون دراز مدت نیست مقظعی ایست٫ آکسیونی است مداوم نیست٫کم بسیج میکند و....
ولی آيا کارهای علنی و توده جمع کن در همان جامعه نميشود کرد؟ نميشود در همان جامعه ارگانهايی درست کرد که توده ها را بسيج کنند٫توی محله باشد٫در دسترس باشد٫آدرس و دفتر ودستک داشته باشد٫تلفن و فاکس و ای ميل داشته باشد و هفته ای يکبار جلسه بگذارد و رای بگيرد و نظر دهد و.....
من ميگويم ميشود.مثالش هم کانونهای مختلفی که در حمايت از حقوق کودکان(این را بطور مثال میآورم) در شهرهای مختلف کار و فعاليت ميکنند٫آدم جمع ميکنند٫جشن آدم برفی چند هزار نفره ترتيب ميدهند و سخنرانی در باره حقوق کودک ترتيب ميدهند دفترش مشخص است کجاست و سخنرانش هم مشخص است. دوستان اينها شدنيست در همان جامعه خفقان زده.مثالش همين چند روز پيش در شهرهای کردستان بود.اينها فعاليتهايی هستند که قوانين همان جامعه به ما اجازه ميدهد آدم بسيج کنيم.سازمانهايی مثل: ۱-سازمان حمايت از حقوق کودکان(در محله)۲-سازمان دفاع از زلزله زدگان۳-سازمانهای دفاع از حقوق زنان فراری و حمايت فعال از آنها ۴-سازمانهای ورزشی مختلف ۵-سانمان حمایت از کارگران بیکار ۶-جمعيت حمايت از ......
دوستان بايد دراز مدت فعاليت کرد و خارج را بصورت واقعی به داخل وصل کرد بايد از مبارزات مسلن کارگران در فلان جا دفاع کرد و برای خانواده دوستی که در فلان کارخانه بر اثر فشار کار ٫خانه گير شده پيام فرستاد و خانواده اش را تنها نگذاشت.ميشود مسلن سازمان حمايت از کودکان در نازی آباد از مبارزات کارگران اپل آلمان و کودکان آنهادفاع کند و پیام بفرستد و خيلی کارهای ديگر .بايد هرچه سريعتر اقدام کرد متشکل شد وگرنه ما هر روز صفحات سياهتری را در زندگی روزمره مردم خواهيم داشت.دوستان ما اينرا به همه دختران و زنان و جوانان آن جامعه بدهکاريم٫بايد جنبيد و متشکل شد.مثل زنجير خود را به هم ببافيم٫ وصل شويم و متشکل٫ در کارخانه محله دانشگاه.ما اين را به زندگی آينده کودک ژيلا که چند روزی بیشتراز زندگيش نمیگذرد ٫شديدن بدهکاريم.مخلص شما منوچهر.


جوان سوسياليست 21:55 @ Mon, 18 Oct 04

نشريه آسيايی ديدگاه مارکسيستی
http://www.javaan.net


هاله 18:38 @ Mon, 18 Oct 04

شبح جان براستی نمیتوان باور کرد ولی هست و شده.


پژمان مقصودی 18:20 @ Mon, 18 Oct 04

« من از بال سوسک می ترسم. » (مريم هوله)


داریوش کبیر 18:13 @ Mon, 18 Oct 04

ويرانه رو تحويل گرفتن .يک کم تر و تميزش کردن . چهار تا گل و بوته کاشتن بعد هم تبديل به قبرستانش کردن


مهران محبوبی 17:32 @ Mon, 18 Oct 04

دوستان رفقای عزیز در ضمن من تنها راهی که بنظرم می رسد سوسیالیسم بپاخیز برای رفع تبعیض است شعاری که تجمع ده هزار نفری مردم جلوی پارک ملت یکی از شعار هایشان بود! یک شعار دیگر هم سوسیالیسم دوای درد مردم بود!
این خواسته ها حزب اش را در ایران دارد! به رادیو و تلویزیون و رسانه های حزب و با فعالین آن در ایران آشنا شوید این صف را وسیع تر کنیم ! ذره ذره این صف عظیم باید بهم بپیوندد! نفرت خود را نگذارید خاموش شود ! این وضع نفرت بار است ! باید لحظه ای فرا برسد که این وضع را به آخر برسانیم ! ولی این لحظه ها که همین الان با هم هستیم را کم ارزش نگیرید ! این ها همه و همه برای آن لحظه نهایی هستند! شاد و سلامت و پیروز باشید!


مهران محبوبی 17:19 @ Mon, 18 Oct 04

تصویر جهان سرمایه داری همین است ! آیا نباید همین الان دست در دست هم به تغییر این وضع بزنیم ؟ آن راهی که جلوی پای ما هست کدام است؟ قبل از این که این همه انسان های خوب در این وبلاگ ها با این همه احساس های پاک بشری نباید راهی عملی که این سیستم سرمایه را الان که موقع اش رسیده در ایران زیر رو کنند یا با دیگران دست به این کار بزنند؟ راه نشان بدهید ! وصف مصیبت ها را بگذاریم بعهده آخوند ها که این حرفه اشان هست ! چکار باید کرد ؟ این سوال است! چرا تنها گوشه ای از شاخک های حسی ما برای مدتی ارتعاش کند و ما را از خود دگر کرده بعد بدون اینکه سلول های مغزمان راهی عملی برای این وضع نیابد مدتی بگذرد بعد دوباره بپردازیم به خود فریبی و سر خود را با راهی که سرمایه جلوی پایمان گذاشته تا حداقل به تعریفی از انسان خود رسیده باشیم بپردازیم! من مدتی بود این وبلاگ را در این مسیر می دیدم ولی حال که دوباره گوشه نگاهی به فجایع به این ابعاد دارد نظر می کند باید گفت که خواهشان راه نشان دهید! دیگر اهورا ها هم دارند راه نشان می دهند شما چه راهی را پیشنهاد می کنید ! سوال قدرت سیاسی در بالای سر جامعه باز است ! چطور باید به آن پاسخ داد ؟ چکار باید بکنیم که به خرده کاری های نازل دچار نشویم؟


nader 17:10 @ Mon, 18 Oct 04

سلام بر شبح ياران . خانه از پايبست ويران است . بايد از بيخ و بن خرابش کرد . چگونه خربش کنيم و چگونه باز بسازيمش راهيست بس دراز و پر مشقت که دل شير ميخواهد و صبر ِ و از جان گذشتن که با اين مايوسان ِ دل مرده و سر خورده که به هر دجالی دخیل ميبندند ، بس دور می نمايد .


neda 16:45 @ Mon, 18 Oct 04

وای خدا راست می گی!! چرا به فکر من نرسيد؟ باند فروش اعضای بدن.. وای چقدر اينا پررو شدن! چکار بايد کرد؟چکار بايد کرد؟؟؟


غزل 16:37 @ Mon, 18 Oct 04

شبح جان ،
با اجازه به نوشته ات لينک مي دهم.


اصلاحي 16:23 @ Mon, 18 Oct 04

سلام. بعد از مدتها وبلاگ خوانی بالاخره یک وبلاگ با نیت سیاسی نویسی راه انداختم. امیدوارم با کمک و هم‌فکری هم بتونیم بهتر رشد کنیم.


nasrin 16:07 @ Mon, 18 Oct 04

شبح جان
حالا که می بینیم که این افشاگری ها تا چه حد مؤثرند پس بیائید اعتراضات خودمان را به موارد شناخته شده محدود نکنیم .
چند روز پیش سایت پیک ایران جدول زندانیان سیاسی ـ عقیدتی و مطبوعاتی :

http://web.peykeiran.com/irArtFiles/zendanian_siasi_2.pdf
و همچنین جدول زندانیان سیاسی وابسته به سازمان های مسلح :

http://web.peykeiran.com/irArtFiles/zendanian_siasi.pdf

را چاپ کرده بود ٫ که تعداد زندانیان در جدول اول ۵۳ نفر ٫ و در جدول دوم ۹۶ نفر هستند .
بعضی از این زندانیان شناخته شده و معروف هستند مثل احمد باطبی یا ناصر زرافشان و ... ولی بعضی از آنها افراد ناشناخته ای هستند و احتمالا در لیستهای سازمانهای حقوق بشر یا دفاع از زندانیان سیاسی در هنگام مراجعه به زندان ها هم جائی ندارند .
با سابقه کثیفی که جمهوری اسلامی در مورد اعمال شکنجه های وحشیانه و قرون وسطائی در مورد زندانیان سیاسی دارد چه بسا که هم اکنون بعضی از این افراد در زیر وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند ٫ نگذاریم داستان زیبا کاطمی تکرار شود بعد سر و صدا راه بیاندازیم .
کاری کنیم که رژیم مجبور شود که برای این افراد دادگاه های علنی تشکیل دهد یا اینکه آنقدر اسمهای زندانیان ناشناخته را تکرار کنیم تا حداقل رژیم نتواند به دلیل معروف نبودن این افراد هر بلائی خواست سر آنان بیاورد و کسی هم صدایش در نیاید .


mahya 13:37 @ Mon, 18 Oct 04

همون روز اول که دادگاه غير علنی برگزار شد ..همه اينا رو ميشد به راحتی حدس زد ...مگه کسی احمقه که نفهمه اينا يه ريگی تو کفش دارن ...که تازه اون علی باغی رو هم مردم دستگير کردن ؟ که همون موقع اونهمه اعتراف کرده بود !!! خيلی احمقانه ست که قاضی گفته بيجه ديگه آخر خطه و نيازی به دروغ گفتن نداره ....باور کن شبح وقت ياينو خوندم از خنده ضعف کردم !!! معمولا کسايی که آخر خطن به هر چيزی آويزون ميشن .!!! جالبه که مارو خر فرض ميکنن :)) ولی مگه ميشه کاری هم کرد ؟! اين مگه دفعه اوله ؟!؟!؟! آخر هم نيست ...مطمئن باش .


rouzbeh 13:29 @ Mon, 18 Oct 04

اينقدر در اين مملکت همه اتفاقات و بخششها و کشتار ها سر در پرده سياست کثيف دارد جای هيج تعجبی بر اين ماجرا نيست وقتی گنگستر ايرانی در ژإاپن دستگير شده و دولت ايران برای محاکمه او در ايران دارد سر و جان می دهد همگان می گويند می خواهد پولی از متهم بگيرد و او را هم مامور خريد زندان در اروپا کند.چه می توان گفت


شبح 11:16 @ Mon, 18 Oct 04

مديار عزيز!(3)
مسلما اعدام عملی غير انسانی است و در هيچ موردی آن را مجاز نمی‌دانم. در اين مطلب هم تقاضای اعدام کسی را نداشته‌ام. موضوع روشن شدن ابعاد قضيه و واقعيت ماجراست. اتفاقا اعدام زود هنگام بيجه آن سوی تبرئه‌ی باغی است. می‌خواهند صورت مسئله را هر چه زودتر پاک کنند.


شبح 10:37 @ Mon, 18 Oct 04

نانای عزيز!(1)
به درستی به موضوع قاچاق اعضای بدن در اروپا و جاهای ديگر اشاره کرده‌یی اين بربريت مدرن مرز ندارد. اما در ايران با حکومتی شدن‌اش ابعاد فاجعه‌بارتری می‌گيرد. به حق اگر از غم کسی دغ کند و بميرد بر او نمی‌توان خرده گرفت.


kathy 5:21 @ Mon, 18 Oct 04

يه چيز رو فراموش نکنين لطفا. اول برای بعد از حکم آزادی اين بچه ها يه فکری بکنين. بعد بگين ازادشون کنند. اگه بعد از آزاد شدن از هيچ کجا حمايت نشند سرنوشتی به مراتب بدتر از سنگسار در انتظارشونه. اگه برای بعد از آزاد شدنشون فکری نشه بهتره اصلا تلاشی برای آزاد شدنشون انجام نگيره. کردستان و تعصبات..همه مون حکایتش رو می دونیم.


شهلا 4:20 @ Mon, 18 Oct 04

شبح جان من برای آزادی ژیلا در بلاگم نوشتم و اکنون نیز این پیامی که داده ای به آن اضافه کردم..... به امید روزی که روشن تر از امروز باشد.....از بس که ناراحت بودم در نوشتن اشتباه کردم ..... می بخشید!!!!!!!!.


شهلا 4:17 @ Mon, 18 Oct 04

شبح جان من برای آزادی ژیلا در بلاگم نوشتم و اکنون نیز این شیامی که دادهای به آنجا اضافه کردم..... به امید روزی که روشن تر از امروز باشد.....


مديار 4:16 @ Mon, 18 Oct 04

سلام شبح عزيز
اين فاجعه يكي ديگر از آن اتفاقاتي است كه آدمي را تا انتهاي غم پيش مي برد. شكي در اينكه اين ماجرا قصه هاي پشت پرده دارد نيست . مگر مي شود اين همه كودك دلبند ناپديد شوند و هيچ اطلاع رساني درستي نشود تا راه بر تكرار خطر بسته شود؟ ......گفتني ها را گفته اي و ديگران نيز گفته اند اما گويا انتظار داشتي كه اين افراد را اعدام كنند چند تن از دوستان ديگر نيز چنين عقيده اي داشتند . مگر نه اين است كه اعدام خط اول خشونت است. مگر نه اين است با اعمال ضد انساني در ايران و هر جاي ديگري مخالفيم و اعدام را عملي غير انساني مي دانيم ، پس چطور راضي به اعدام يك كس ديگر مي شويم . اميدوارم كه منظورتان از اين مطلب كه نگاشتيد راي به اعدام بيجه نباشد كه او هم مثل عاطفه و..... قرباني فقر است . بر اعدام در هر صورتي بايد خط بطلان كشيد


این يک زن است 3:41 @ Mon, 18 Oct 04


می ترسم از آن روز که ديگر به ياد نياورم رنگ سفيد را.


nana 3:09 @ Mon, 18 Oct 04

شبح عزيز
با قلبی پر از درد اين پيام را برايت ميگذارم
مساله کودکان پاکدشت يکی از غم انگيز ترين ماجراهائی است که من در زندگی خود شنيده ام .
در وبلاگم احساس رنج و درد خود را مکررا شرح داده ام .
ولی متاسفانه اينجا ميخواهم به حقيقتی بسيار کثيف و غير انسانی اشاره کنم که اين مساله مختص به ايران تنها نيست چندی پيش فيلمی ديدم به نام ( چيز زيبای کثيف کوچولو ) در اين فيلم که ماجرايش در
لندن ميگذرد صاحب يک هتل با باندی از فروش اعضای بدن در رابطه است که اينان
در ازای دادن ويزای اقامت به افرادی که غير قانونی وارد انگليس ميشوند در همان هتل در اطاقی يکی از کليه های انان را بيرون اورده و بعد به انان اجازه اقامت داده ميشود
بعد از ديدن اين فيلم که زنی از افريقا با التماس از صاحب هتل ميخواست که اين لطف را در حق او کرده و کليه اش را در ازای اقامت بيرون اورد باور کن ميل بسيار شديدی به خودکشی در من به وجود امد که اخر ما در چه جهانی زندگی ميکنيم ايا ما
انسانيم يا مشتی جانور که درجنگلی تنها به تنازع بقا مشغوليم .
بهر حال با این پیام به هیچ عنوان قصدم همگانی کردن جنایاتی که در رژیم جنایتکار ایران اتفاق میافتد نیست تنها اشاره ای به این همه بی عدالتی و ظلم است و بس . نانا






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:03 am


از کجا آمده‌اند؟