جمعه، 17 مهرماه 1383 | October 08, 2004

خواندنی‌های آدينه! انيشتنانه!

اگر می‌خواهيد در باره‌ی روش‌هایی که فيزيک‌دان‌ها به کار می‌برند چيزی از آنان فرا گيريد، از من بشنويد و به اين اصل پای‌بند بمانيد: به حرف‌های‌شان گوش ندهيد، به کارهای‌شان توجه کنيد. در نظر کسی که در اين پهنه کاشف است، فرآورده‌های نيروی تخيل‌اش چنان ضروری و طبيعی می‌نمايد که آن‌ها را عين واقعيت می‌شمارد نه آفريده‌های فکر، و دوست دارد که ديگران نيز چنين تصور کنند.
طنين اين کلمات چنان است که گويی از شما دعوت می‌کند که جلسه‌ی سخنرانی را ترک کنيد. با خود خواهيد گفت که اين مردک فيزيک‌دانی دست‌اندر کار است و بايد مسايل مربوط به ساخت علم نظری را به معرفت‌شناسان واگذارد.
در برابر اين انتقاد من می‌توانم از ديدگاهی شخصی به دفاع از خود برخيزم و به شما اطمينان می‌دهم که به تقاضای خود به اين‌جا نيامده‌ام، بلکه به دعوت پر مهر ديگران و به يادبود مردی که در سراسر عمر برای وحدت علم جانانه جنگيد به پشت ميز خطابه رفته‌ام. اما از ديدگاهی عينی، اين کار مرا می‌توان چنين توجيه کرد که، به هر تقدير، شايد بد نباشد بدانيم کسی که عمری با تمام توان کوشيده است تا مبانی شاخه‌ای از علم را روشن سازد و اصلاح کند، نسبت به آن چگونه می‌انديشد.
شيوه‌ای که او برگذشته‌ و حال علم می‌نگرد ممکن است تا حد زيادی بسته به اميدهایی باشد که برای آينده‌ی آن می‌پرورد و در حال بدان‌ها نشانه رفته است؛ اما اين سرنوشت ناگزير کسی است که خود را هرچه نستوه‌تر به دنيای انديشه‌ها مشغول داشته است. سر گذشت او مانند سرگذشت مورخی است که به همان روال، ولو ناهشيارانه، رويدادهای واقعی را بر گرد آرمان‌هایی جمع می‌کند که برای خود در موضوع جامعه‌ی انسانی ساخته است.
آلبرت آينشتاين، فيزيک و واقعيت، ترجمه‌ی محمدرضا خواجه‌پور، انتشارات خوارزمی، 1363، ص 24
On the Method of theoretical physics. The Herbert Spencer Lecture deliverd at Oxford, 10 June 1933.

October 8, 2004 02:45 PM

raha 12:16 @ Mon, 11 Oct 04

salam man az pache khari khosham nemiad mikham moarefi besham age doost dashti linkamo bezar mer30


شبح 11:02 @ Mon, 11 Oct 04

ارنستوی عزيز!(15)
از کجا فهميدی که ضرب را در مبانی 10 انجام دادم. به حضرت عباس در همان مبنای 3 انجام دادم و نتيجه شد 11!
از نظر فيزيک کوانتوم که البته انيشتن تا آخر عمر زير بار نرفت! در جواب هميشه عدم قطعيت وجود داره و اين عدم قطعيت مستقل از آزمايش کننده است و به ذات ماده برمی‌گرده.


manochehr 15:26 @ Sun, 10 Oct 04

کمپين اضطرارى براى نجات جان فاطمه حقيقت پژوه

http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2410/241010-FATEME.html


ارنستو چه گوارا 11:10 @ Sun, 10 Oct 04

شبح جان قرار نشد ضرب را در مبنای ده دهی انجام دهی و نتیجه را در مبنای باینری اعلام کنی- بنده خدا انیشتین منظورش این بوده که 2x2مساوی چهار و خورده ایست البته میتوانی بگویی2X2 همیشه جواب یکسان ندارد - همین یکسان نبودن جواب است که سرنوشت را تغییر میدهد. (:


Mr.Been Laden 6:24 @ Sun, 10 Oct 04

سلام شبح جان ...این آدرس جدیدت رو تازه دیدم...خوشحالم دوباره بی فیلتر می بینمت...موفق باشی


شبح 22:39 @ Sat, 9 Oct 04

منوچهر عزيز!(11)
من هم به هاکنيز علاقه‌ی خاصی دارم اما فيزيک-رياضی‌‌دان محبوب من پل آدرين موريس ديراک ه.
به صفحه‌یی که گفتی در لينکدونی لينک دادم. متاسفانه اين روزها وقت نوشتن خيلی کم پيدا می‌کنم.


شبح 21:02 @ Sat, 9 Oct 04

ره‌گذر خسته‌ی عزيز!(3)
اول اين که اميدوارم خسته نباشی که خسته‌گی با ره‌گذر بودن جور در نمی‌آيد و ره‌گذر خسته ترکيبی پارادوکسيکال است.
و اما در مورد اين که 4=2×2 راست‌اش را بخواهی اين‌ها از نظر انيشتن مفاهيمی هستند ابداع آزاد ذهن بشری. دو، ضرب، مساوی و چهار همه مفاهيمی ابداعی ذهن انسانی هستند. در واقع ما در رياضيات می‌دانيم که دو دو تا هميشه چهارتا نمی‌شود. مثلا در مبنای سه دو دو تا ميشه يک و يک 11=2×2 ضمنا خود مفهم ضرب هم مفهوم ابداعی است. مثلا خاصيت جابه‌جایی فقط در گروه خاصی از اعمال ضرب‌ها مصداق دارد در ضرب ماتريس‌ها 2×3=3×2 نيست! تازه خود مفهوم تساوی هم قابل بحث است. مثلا در فيزيک کوانتوم جمع وزن اجزای هسته‌ی اتم از خود اون بيشتره!
ضمنا فيزيک مدرن اصولا دانشی آکسيوماتيک است و اعتبارش درونی است البته تنها نظام‌های آکسيوماتيک فيزيکی مدلی برای توضيح جهان واقعی به‌دست می‌دهند که در نقاط کرتيک و تجربه‌یی پاسخ‌های درستی ارائه دهند.


manochehr 18:11 @ Sat, 9 Oct 04

شبح نازنين.
من هم پيام تو را گرفتم.فيزيک بخشی از زندگی روزمره من است(بدليل کاری) ولی فيزيک زندگی است بهمين راحتی.حتا گرفتن چتر فيزيک است و فرم آن بر اساس قوانين فيزيک است و تمامی چيزهای ديگری که ما روزمره به کار می گيريم و شايد نميدانيم که ما داريم قوانين بديهی فيزيک را بکار می گيريم.اگر از من کسی بپرسد که چه کسانی نقش در زندگی من داشته اند٫بيشک انشتين و جدیدن هاوکینز جای خاصی در زندگی من دارند.بی رحمانه آنها را دوست دارم.عشقی به ابهت يک ابديت٫يا به عزمت يک حفره سياه در منظومه.عشقی به بزرگی تمام کهکشان.
در ضمن شبح جان.
لطف کن و اين کمپين را در سايت خوبت تبليغ کن.اگر دوست داری که می دانم داری.
کمپین دفاع از حقوق کودکان خیابانی
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2410/241008-kampin%20d.htm
مخلص هميشگی توی نازنين.منوچهر ژندی فر.


شبح 17:48 @ Sat, 9 Oct 04

لندنی عزيز!
من هم شيفته‌وار به فيزيک علاقه دارم و انيشتن را به دليل ژرف‌انديشی‌اش می‌ستايم.
البته جق با نسرين عزيز است اين نوشته را من کاملا در ارتباط با مباحث اين روزها نوشتم. نوع احساس لحظه‌یی من بود بين سياست و فلسفه!
شايد خودم هستم که دارم به نسل جديد می‌گويم به کارهای ما نگاه کنيد نه به حرف‌های‌مان.
جريانات سياسی را بايد در عمل اجتماعی‌شان شناخت در حرف‌های‌شان.
آن که از آزادی بيان دم می‌زند بايد ديد در عمل اجتماعی‌اش چقدر به اين شعار سياسی‌اش پای‌بند است.
اگر دقت هم شود شايد کلا به وب‌لاگ‌نويسی خود هم اشاره داشتم...
خلاصه انيشتن بهانه بود برای بسياری از حرف‌ها


ALI KONKOORI 13:39 @ Sat, 9 Oct 04

D.....N.....A


nasrin 12:25 @ Sat, 9 Oct 04

شبح جان
چقدر جالب بود ٫ اين سخنان را ميشه به هر زمينه ئی بسط داد و مثلا اگر آدم موضوع بحث رو ندونه فکر ميکنه که انشتين در مورد بعضی از وقايع تاريخی ايران اظهار نظر کرده است !
انتخاب خيلي خوبی بود ٫ بخصوص در ادامه بحث های مطلب قبلی ( در نظر خواهی ) !


rouzbeh 10:21 @ Sat, 9 Oct 04

رابطه ام با فيزيک خيلی خوب بود تا جا ييکه در کنکور ۹۸.۲ در صد زدم ..ولی الان خيلی از ش دور شدم و ديگه جايی تو تاملات روزانه ام نداره


افسون فسرده 2:20 @ Sat, 9 Oct 04

من مکانیک می‌خونم. خوب به هر حال مکانیک زیر شاخه‌ای از فیزیکه.
به نظرم فیزیک می‌تونه خیلی شیرین تر از علوم انسانی باشه اگر او قسمتهایی که توش سیم داره را ازش جدا کنند.


امیرحسین 20:06 @ Fri, 8 Oct 04

نميدونم کتاب فيزيک و فلسفه رو خونديد يا نه؟..اسم نويسندش يادم نيست...ولی باور کنید با خوندن اون کتاب و نظريه های نويسنده ۱۸۰ درجه نظرم نسبت به فيزيک عوض شد..بد نيست يه نگاهی بهش بندازيد...


اميرحسين 20:03 @ Fri, 8 Oct 04

نميدونم کتاب فيزيک و فلسفه رو خونديد يا نه؟..اسم نويسندش يادم نيست...ولی باور کنید با خوندن اون کتاب و نظريه های نويسنده ۱۸۰ درجه نظرم نسبت به فيزيک عوض شد..بد نيست يه نگاهی بهش بندازيد...


rahgozar khasteh 17:46 @ Fri, 8 Oct 04

سلام؛ من فيزيکدان نيستم ولی بغايت غرق در فيزيکم! من واقعا فيزيک را مادر همه علوم ميدانم (حتی علوم اجتماعی) و مطمئنم اگر کسی مبنای فيزيک بداند همه چيز ميداند ولو اينکه در آن زمينه تخصص نداشته باشد! با فيزيک به همه چيز ميتوان رسيد! هميشه ابتدائا در طبيعت چيزی وجود داشته سپس برايش فرضيه بوجود آمده و بر اساس آن فرضيه راه حلهايی پيشنهاد شده که مجموعه آن راهها را امروز رياضيات ميگوييم!!!! ۲+۲ را طبيعت از روز اول پيدايش ۴ ناميده است ولی بشر بعد از کلی فکر کردن به اين موضوع پی برده! آيا شما هم مثل من بدنبال تفسير کل خلقت با فرمولی بسيار ساده ميگرديد؟ پس شما هم در ورای همه پيچيدگيهای سيستمهای طبيعی به سادگی خارق العاده ای معتقديد؟ فکر ميکنيد سيستمهای اجتماعی از اين فرمول ساده نبايد پيروی کنند؟ حالا فکر کرده ايد اگر اين فرمول وظيفه داشته باشد ما را از اصل وجودش دور کند تکليف علم چه خواهد شد؟ فکر نميکنيد اين همه پيچيدگی همانند داميست که بر پای کبوتری تنيده و با تقلای بيشتر پيچيدگی آن بيشتر ميشود؟ آيا اين دام دنياست و يا ....


jay 16:31 @ Fri, 8 Oct 04

شبح جان
ميدونستی انيشتن يکی از هيرو های من هست .مدت ۳ سال در های اسکول فقط فيزيک خوندم ! سال اول دانشگاه هم میجرم فیزیک بود ! بماند که بعد ها فاصله گرفتم ولی بهترین راه اثبات اکثر چیزه همون فیزیک هست . فیزیک دان نمونه زنده هم Stephen w.Hawking هست . باسواد ترين مرد زنده دنيا . به نطر من اين نابغه انگليسی که از سرطان شديد حنجره رنج ميبره در کتابهاش و سخنرانی هاش دنیا رو همانطور که هست به ما نشون میده نه آنگونه که مذهب و داستانهای خرافی نشون دادن.

موفق باشی


خرس مهربان 14:57 @ Fri, 8 Oct 04

سلام يعنی اول شدم .






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1249
تعداد نظرات: 26277
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 15, 2006 09:49 am


از کجا آمده‌اند؟