|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 30 شهریورماه 1383 | September 20, 2004
● ديروز و امروز و فردا هميشه شبح خواهم ماند!
ای کاش میتوانستم ای کاش برای اتحاد جانام را میدهم اما نامام را هرگز!
Mike Furir Mike 898
Mike Furir Mike 192
Mike Furir Mike 701
Mike Furir Mike 600
(ادامه) کسی که نوشته های شما را دنبال کند خیلی زود احساس میکند صداقت در نوشته هایتان نیست. از یک سو می گویید: ما خواهان آزادی "حنيف مزورعی" هستيم و اگر فردا پسر "مرتضوی" هم توسط اين جناح بازداشت شود خواهان آزادی او هم خواهيم بود! " .. و از طرف ديگر وقتی پای اعتراضی يا سخنی پيش می آيد که با منافعتان نميخواند و شما ليدر آن نيستيد شروع به مخالف خوانی می کنید و خط و نشان می کشيد. از يک سو می گوييد ما مخالف اعداميم و از طرف ديگر بوی خون و انتقام از کلمه کلمه تان به مشام می رسد. از طرفی ميگوييد باید شهامت اعتراف به اشتباهات را داشت و اگر به کسی زيانی رسيده است معذرت خواست... و از طرف دیگر یک بار نمیگویید که چه کسانی اولین بار پس از پیروزی انقلاب دست به اسلحه بردند و دانشگاه را اتاق جنگ کردند و این همه مردم بی گناه را در خیابانها ترور کردند تا فضای جامعه چنین رادیکالیزه شود. ممکن است بگویید من در این جریانها نبوده ام و مسئول کار دیگران نیستم ولی آیا یکبار برای اینها از رفقای کمونیست و یا مجاهدین درخواست عذرخواهی کرده ايد. بيگناهان که فقط در خاوران نيستند. اکثر آنهايی که در درگيريهای خيابانی کشته شدند يا توسط تیمهای ترور ترور شدند بيگناه بودند. راست ميگوييد تاريخ را نبايد تحريف کرد ولی افسوس که اين حرف خود ابزاری است در دست شما برای تحريف وقايع.لطفا اگر خواستيد به اينها پاسخی بدهيد پيش و بيش از اينکه اتهام دست داشتن در قدرت و همدستی با جنایتکاران و انگهای ديگر که روش معمول شماست را برای من بکار بريد، استدلال بياوريد.
آقای شبح عزیز
یه نفر بدون اسم مثل اینکه از بلاگ من یه جمله نقل کرده در شماره ی 60
شبح نازنین : قربانت
شبح عزیز من هم مثل تو فکر می کنم
لردشارلون عزيز!(88)
سلام شبح عزيز خسته نباشين . شماره ۶۲ هم نقل قولی از وبلاگ افسون افسرده بود . بالاخره بحث خوبی بود به قول شما هم گفتنی ها گفته شد . به اميد اينکه همه ما در اين کار ها پخته تر بالغ تر نقدپذيرتر باشيم و به امید فردایی انسانی تر
وای که چه افتضاحی! ده بار کامنتَم را فرستادهام. معذرت میخواهم، و لطفاً خودتان پاکَش کنيد. البته احتمالاً میدانيد که خيلی هم تقصير ندارم. از فرای فيلترشکن به اينجا دسترسی دارم و احتمالاً يک گندهايی است که ايشان زدهاند!
گفتی بهتر نيست هر روز نامتان را به يکی از اين سايتها تغيير بدهيد؟ چرا شبح جان بهتر است. من همين کار رو می کنم. هر با که بسام کافی نت اسم يه سايت خبری رو می گذارم روی وبلاگم. ممنون فکر خوبی بود.
خوب شبح جان، حرفت را گرفتم و به نظرم تا حد خوبی درست میگویی. مسلماً بهتر بود که اسمِ وبلاگهایمان را به چیزی مثل آزادی بیان تغییر میدادیم. چرا ندادیم؟ در موردِ من یکی، خیلی راحت اعتراف کنم که به عقلَم نرسید و در موردش فکر نکرده بودم. اگر من یا شمایی که به هیچ وجه "امروز"یها را قبول نداریم زودتر به چنین فکری میرسیدیم، خوب انجامَش میدادیم. وبلاگِ شما را هم من با فیلترشکن میخوانم. یا خیلی وبلاگها یا سایتهای سیاسی دیگر. چرا به فکر هیچکداممان نرسید که چنین پیشنهادی دهیم؟ ولی آن سنگِ درخشان وقتی چنین چیزی به فکرش میرسد، خوب طبیعی است که به نفع خودش استفاده خواهد کرد. (و خودش البته دغدغهی مثلاً جبهه مشارکت را بیشتر دارد تا آزادی بیان را) پس اول اینکه ایراد تا حدودی به خودمان برمیگردد.
والا چه بگويم. با تو و همفکرانت موافقم. وقتی «گل کو» ميگويد «حافظه تاريخی ما اندک است» درست ميگويد. در طول تاریخ ناراحت کننده اين دیار این داستان زياد تکرار شده است. ميشود پرسيد چرا؟ آيا ميتوان گفت «خوب ما مردم همان مردميم دیگر»؟ آنهايی که مثل شما چشمانشان تيز تر است تعدادشان هم کمتر است و نتیجه میشود این! به کوچکترين تحريکی تحريک ميشويم مخصوصا اگر دست روی نقاط حساس بگذارند.
زيتون عزيز!(79)
عزيزدوردونهی عزيز!(77)
خرس مهربان عزيز!(70)
نام من هويت من است ، اگر آن را هم از دست بدهم که ديگر هيچ نخواهم داشت.
شبح جان!
سلام شبح عزيز
شبح جان گرچه با کمی از نظراتت موافق نيستم که خیلی جای بحث نيست. اما به نظرم شما حرف خودت را نقض می کنی بلاخره روزی بايد چشمها را شست.
یه ضرب المثل هم هست که میگه:
من هنوز نظرها رو نخوندم..حتی نوشتهی تورو هم باعجله خوندم..تا قطع نشدم بگم که منم با کلمهی امروز موافق نبودم..حتی به محض ديدن متن هودر و وقتی رفتم در وبلاگ ايگناسيو برای ديدن اسمها و شايد نامنويسي٬ همونجا تو نظرخواهيش پيشنهاد دادم ایکاش کلمهی بهتری مثلا (( آزادی)) رو برای اسم وبلاگها انتخاب میکرديم..ولی وقتی ديدم همه با امروز موافقن نخواستم Black Leg باشم(اعتصاب شکن)
بقول مارمولک اشهد ان لا اله الا .... در ثانی ما قرار نیست بگوییم با کسی موافقیم یا نیستیم ما میخواهیم بگوییم در حرکت دموکراسی خواهی همه با هم برابرند
ندا جان!(43)
سلام نانای عزيز اکثريت مردم همان هايی هستند که تو گفتی . فقط حضرت عباسی بر من خشم مگير چون وقتی نانا عصبانی ميشود ديگر هيچکدام در امان نيستيم راستی چرا در مقابل این اکثریت ، این چند صد نفری را که به سانسور اعتراض می کنند دستشان خروس قندی می دهی نا انصافی نکن .
پويان عزيز!(68)
حضرت اقای شبح در مرحله دوم وقتی پيراهن قهوه ای های المانی تو خيابونا شروع به زدن و شکستن شيشه های مغازه کليمی ها کردن مردم المان نگاه کردن حتی وقتی به خونه هاشون حمله کردن با خوش بينی فقط نگاه کردن و گفتند يه مرحله است ميگذره !!!!
شبه عزيز اتفاقا من دارم روی يه گزارش در مورد تعطيلی آی اس پي ها و فيلترينگ.
موضوعی را هم در اين مورد از وبلاگم اينجا می اورم چون به نوعی به تلاش های اخير شما هم مربوط ميشود:::: ۵- وبلاگ هايمان را ازاد کنيد تا کنون دو تومار به با معرفی الپر و شبح را در اين مورد امضا کرده ام . خوشبختانه اين امکان را تکنولوژی به ما داده است. بيش از پيش وبلاگ ها فرصتی را پيش اورده است که ما از زير سرکوب و خفقان بيرون بيائيم و شايد بتوانيم چيزهايی را که در دنيای واقعی نمی توانيم تمرين کنيم در اينجا تمرين کنيم . برخی از دوستان کانون وبلاگ نويسان را پيشنهاد کرده اند که تقريبا مشابه کانون نويسندگان باشد . به نظر من وبلاگرها بسيار موفق تر بوده اند کانون نويسندگان از همان اغاز شروع به کار دچار باندبازی و يارگيری ها بود و تا اخرش هم نتوانست جمع کثيری را نمايندگی کند ( البته با ادای احترام به بيش از چند دهه تلاش کانونيان برای ازادی ) . وبلاگ ها چنان شبکه گسترده و رنگارنگی تشکيل داده اند که باورنکردنی هست نمونه اش شبح و الپر هست که با ان همه تفاوت های جدی با هم دادارند به همديگر لينک داده اند و با اينکه دو تومار متفاوت تهيه کردند ولی هيچگونه رقابت يا تخريبی در کار نبود هر کس سعی می کرد حقانيت متن مورد نظر خود يا کاستی های متن ديگری را نشان دهد و البته عده زيادی هم هر دو متن را امضا کردند مثل خرس مهربان . روابط وبلاگ ها کاملا انسانی و همراه با احترام هست اين وبلاگها در لينک های خود چنان وبلاگ های متنوعی را معرفی می کنند که باور نکردنی هست اين چنين روابطی قبلا حتی در کانون نويسندگان تجربه نشده است که هيچ حتی تا اخراج يا پرونده سازی برای همديگر هم پيش رفتند . با عضويت در کانون وبلاگ نويسان به تمرين دموکراسی بين خودمان بپردازيم .
سلام شبح عزيز . دشمن تان شرمنده و شرمگین باشد ! شبح عزيز آن چند کامنت را من بدون اجازه ان عزيزان به صورت تصادفی اينجا کپی کردم که نشان دهم همه انان به يک گونه نيستند و با انگيزه های متفاوتی اين اعتراض را انجام دادند . من خود به چند دليل اين کار را نکردم اولين دليلش کلياتی که شما نوشته اين بالاخره فاصله زيادی بين انها و ما هست دوئمش هم اصلا از نطر فنی بلد نيستم اين کار ها را بکنم ان پتيشن ها را هم به زور بعد از چند بار تلاش می تونم امضا کنم . شبح عزيز پس من هم اين کار را نکردم ولی دليلی ندارد که ديگران را خراب کنيم هر کس از هر راهی می تواند به وضعيت موجود اعتراض کند دستش درد نکند . گاهی ما دوست داريم و گاهی نه ! تو اون جريان اعتراض به فيلترينگ هم هم دو نوع پتيشن درست شد يکی شما و دوستانتان ديگدی الپر و دوستانش عده ای هر کدام را جداگانه امضا کردند و عده ای هر دو را چه اشکالی داشت .
نانای عزيز!(58)
ميدوني شبح ، من ي تيريپ با نظر هاله موافقم. شماره 11 رو ميگم. بقيه نظرات رو هم نخوندم كه ببينم چي نوشتن ولي همينقدر بگم كه اصلا مهم نيست كه كي اين كارو شروع كرده و اصلا كار چيه. خود من نه از امروز خوشم مياد ، نه تا اين جريان اصلا به سايتشون ميرفتم. اين فقط براي مبارزه با سانسور ِ و بس. كه اين هم ي نوعش بود. تو خودت اگه نوع ديگه اي بلدي بيا وسط. متاسفانه فكر ميكنم چون اين كار از طرف حسين درخشان بود (كه تو و دوستات باهاش مخالفين و آبتون تو ي جوب نميره باهاش) داري با اين كار مخالفت ميكني. وگرنه چرا واسه هر موضوعي ي پتيشن ميزني و كلي شلوغ بازي در مياري و ... ، خوب اين هم ي نمونه مثل اونا براي ضايع كردن مرتضوي. كه امروز هم فقط ي بهانه بود. مثل شادي بعد از فوتبالها كه ي بهانست فقط براي اعتراض. پس اين دليل نميشه كه بگيم امروز فلان يا اصلاح طلبها اينجوري يا هر چيز ديگه اي. بهر حال هر كسي آزاد ِ با هر ديدي كه ميخواد به اين قضيه نگاه كنه. يكي مثل تو جنبه منفي شو ميگيره و يكي هم مثل ماها از اين كار استقبال هم ميكنه.
خروس قندی ها مطهر بنا به درخواست اين جانب نانا ملقب به زولا
دوست عزيز بینام!(62)
پراونهی عزيز!(57)
بی نام شماره ۶۳ اخرين باری که ايران امدم در عرض ۲۰ روز سه بار درگير شدم
نانا ۵۷.
تغییر نام این وبلاگ، یک حرکت نمادین اعتراضی است نسبت به هر نوع اعمال محدودیت در پهنهی اینترنت. بر علیه کسانی که پس از دریدن روزنامهها، دانشجوها و... اکنون به ساکنان اینترنت هجوم آوردهاند. بر علیه کسانی است که سایتها و نویسندگان و بستگان نویسندگان را به گروگان میگیرند. این یک حرکت اعتراضی است در حمایت از هر چیزی یا هر کسی که به واسطهی بیان حقایق یا نشر عقاید در اینترنت، در بند هستند. در حمایت از حقوق همهی آنهایی است که به واسطهی فعالیتهایشان در اینترنت رنج دیدهاند. برای این است که به آنها بفهمانیم که نمیتوانند از این جلوتر بیایند. سانسور و توقیف در اینترنت خیال خام خشک مغزانی چون مرتضوی است. اینجا را نباید با روزنامه و مجله اشتباه بگیرند. برای این است که نشان دهیم شبکهی گستردهی وبلاگها اگر بخواهند باز هم میتوانند این چنین موجهایی را به وجود آورند. این موجها بد هراسی را بر دل آنها میاندازد. آنها از موجهایی که توجه خبرنگاران و سازمانها و گروههای حقوق بشر را جلب میکند، از هر چیزی بیشتر میترسند. البته نیازی هم به بیان این مسئله نیست، که ما را هیچ غرابت و سازگاری با امروز، اصلاح طلبان درون حاکمیت و جمهوری اسلامی خواهان نیست. این حرکت دسته جمعی صرفا یک اعتراض نسبت به اعمال محدودیت و سانسور در اینترنت است. هرگونه سانسوری که گریبانگیر هر کسی شده است محکوم است. درود بر آزادیخواهان و ننگ بر شب پرستان!
عزیز دوردونه : این فقط حرکتی برای دموکراسی خواهی و مبارزه با سانسور اینترنت در ایران است نه حمایت از شخص یا گروه خاصی
هزار حرف نگفته : نه به خاطر اصلاح طلبان و سایتشان که امروز نام داشت و نه به خاطر سازگاری فکری و سیاسی که اصلا با آنها ندارم و حالم از بی عرضه گیشان به هم می خورد فقط و فقط به خاطر آزادی بیان و اندیشه و آزادی در رفتار نام سایت خود را به امروز تغییر خواهم داد تا هم صدا با دیگر دوستانم که غم ایران و سرنوشت اش را دارند برای آزادی طلسم شده در این مرز و بوم تلاش کرده باشم .
تلاش برای ازادی دموکراسی حقوق بشر حق همه هست ملک طلق کسی نيست هيچ کس را به خاطر اشتباه گذشته اش نميشود از حق اش برای تلاش برای زندگی بهتر محروم کرد مگر بقيه اشتباه نکردند ولی گذشته را هم نميشود پاک کرد يا تحريف کرد .
شبج عزيز
شبح عزيز سلام. مرسی از اينکه کامنت مرا در سرزمين آفتابی جواب داديد. شبح جان از اول بگم که من با شما و عقايدتان آشنا هستم يعنی ۱ سالی می شه که می خوانم . کامنت دونی شما تنها کتابهای سياسی من بوده اند. شبح عزيز اگر مرا به عنوان خواهر کوچکترتان که سال ۵۷ هشت ساله بوده و وارد به بازيهای سياسی نمی باشم قبول داريد دلم می خواد به چند سوال من جواب دهيد.(اگر هم نميخواهيد تروخدا بگيد ) شما می گوييد اتحاد درسته؟شبح جان اتحاد که ديگه شرط و زد و بند ندارد . شما می گيد اتحاد گله وار آنطور که من فهميدم يعنی يک عده پشت کسی(چوپان) .شبح جان اتحاد یعنی گله شدن .يعنی چند نفر در خط و مشی برابر . عبارت روستايی می شود گله. حالا شما به من بگيد اتحاد مورد نظر شما يعنی چی؟اتحاد نه گله وار چیست؟ آيا انقلاب منحوس ۵۷ باعث نشده که شما کسانی که در انقلاب دستی داشتيد از هر حرکت جديدی دست و دلتان بلرزد و مدام بترسيد که اشتباهات گذشته تکرار شود؟.تغيير نام به امروز يک حرکت سمبوليک بود تنها يک روز نه برای ابد . من متوجه نمی شوم لطفا به من بگيد برای اتحاد جانم را می دهم ولی نه نامم را يعنی چه؟(اين پرسش است خدای ناکرده توهين تلقی نشود) شما می گوييد نامی که سکه فردا بر آن ضرب شده به امروز تغيير دهيم. آيا استعاره نيست؟ شبح خوب و ناز اينطور نيست که شما در آخر مقاله تمامی اختلافات خود با اصلاح طلبان (که ننگ ابدی را تا ابد بر خود خريدند) را متذکر شديد ؟ آيا اين بدين معنا نيست که شما از اول درهای اتحاد با اين ها را بسته ايد و هيچگونه قصدی هم برای اتحاد نداريد؟ شبح جان اگر اين سوال ها ابتدايی است و من خنگ پس بدانيد اين سوال ها را ممکن است چند ها ايرانی مثل من نيز داشته باشند ولی رويشان نشود که بپرسند زيرا که آماج حملات متفکرین قرار بگيرند. شبح جان من به شما اطمينان دارم صد در صد .هر جوابی به من دهيد به ديده منت پذيرايم فقط قربونتون جوری بگيد که بفهمم. سرتان را درد آوردم خدا کند توانسته باشم منظورم را بفهمانم . شبح جان اشکال داشتيد تعارف نکنيد بپرسيد.(بقول هاله چشمک)
نهادی برای دادن مجوز به سايت ها وجود ندارد ! : http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=18641
ترانه جان
سلام .... حرفت درست اما من خطری که میگی نمیبینم. خطرناک وقتی هست که همه کسانی که اسامیشان را عوض کردند با آزاد شدن سایت امروز، ساکت و راضی بشوند که من مطمئنم که اکثریت شرکت کنندگان درین حرکت راضی نخواهند شد و سکوت نخواهند کرد. آیا تو خیال میکنی میشود ما را با آزاد کردند یک سایتی که میدانیم مال خودشان هست و من حتی این دعوی را یک جنگ زرگری میدانم ما راضی خواهیم شد؟؟؟؟؟
سرکار خانم يلدا انگونه که من گفتم زندگی کردن برای شما مهم نيست
شبح گرامی! سلام.
شبح گرامی! سلام.
شبح گرامی! سلام.
شبح گرامی! سلام.
شبح گرامی! سلام.
شبح گرامی! سلام.
من آفتاب را باور دارم تصویر درستی که دادی بگفته اِرنی عزیز25« شبح جان من که نه قلم نوشتن این حرفها را دارم و نه توانش را ولی تو تمام و کمال نوشتی - من روی دلم مانده بود نمی توانستم بگویم- واقعآ دستت درد نکند.» ترانه را هم در بر می گیرد. واقعن دستت درد نکند!( اختلاف واقعا اِرنی را با اختلاف واقعن ترانه فعلن ندیده بگیر. این اختلاف« اتحاد» ها همیشه باقی می ماند:((( شبح جان چند روزی در سر زمین آفتابی نسرین عزیز گرم بودم. کنگره پنجم حککا! من که در کنفرانس ها و کنگره های متعددی شرکت داشته ام بجرات می توانم بگویم یکی از پر بار ترین کنگره ها را گذراندیم. کوتاه بگویم که خلا یک انشعاب را، شرکت گسترده اعضا و حمایت فعالین سیاسی غیر حزبی پر می کرد از این نظر تبریک خود را به رهبری حزب برای یک تصمیم درست سیاسی ابراز می کنم مسلمن این کنگره دستاوردهای سیاسی خود را برای این حزب همراه دارد و از موضع روشن تری براه خود ادامه می دهد! نسرین عزیز در جاده های بین شهری همه اش بیاد تو بودم ( هوای ترا نفس می کشیدم ). هاله قلب طلایی انتظار نداشتم نسرین عزیز هم «سر زمین آفتابی» داشته باشد این را نمی دانستم چگونه تفسیر کنم بهت سر زدم دیدم سرزمین ات را فعلن اجاره دادی :(((
فرض کنيد ما يک گروهيم مثل يک حزب، که خودمون رسانهء خاصی نداريم ( به جز وبلاگ های شخصی خودمون ). اما حزب ديگری، که در عقايدش با ما به طور کلی متفاوت و حتی در تضاده (و همونطور که می گيد در گذشته بد عمل کرده و چنين و چنان کرده) يک سايت خبری داره به اسم امروز. حالا حکومت در هر رسانه ای رو می خواد ببنده. اگه ما به اين يکی، از معدود ترين رسانه لينک بديم همه مون، ديگه به راحتی تخته کردن درش ميسر نمی شه. درسته يا نه؟ آیا می شه گفت که ما می خواهیم اختیار مملکت رو بدیم دست امروزی ها؟ در ضمن امروز خیلی فرق می کنه با چنگیز، امروز یعنی همین روزی که داریم زندگیش می کنیم، و متعلق به همهء ماست اما چنگیز و خسرو و ممد و تقی اینطور نیست.
شبح گرامي ممنون از توضيحت كه بسيار درست و بجا بود! البته در مورد مبارزه با سانسورمن به شما حق ميدهم كه روش مخصوص خودتان ونقطه نظرات خاص خود را داشته باشيد اما گاهي كمي انعطاف هم بد نيست:)
آقا جان ما ناممان را نداديم! چند روز تغييرش داديم که گوگل سرچ موضوع سانسور را با کلمهء امروز يکی کنه و سرچ هر دو به يکی برسه. شما انگار زياد دل به فردا بستی. فردا درست مثل امروز خواهد بود اگه هيچ کاری نکنيم.
رويا جان!(13) شبنم عزيز(40)
متاسفانه زخم اونهمه کشتار آنقدر عمیقه که من به شخصه نه تحت عنوان اتحاد و نه هیچ چیز دیگه ای نمیتونم باور کنم که امروزی ها همون دست اندکارران کشتارهای دیروز نبودن. اصلاح طلبان فقط قاتلین و چماقدارهای خوش سرو زبان هستن و نه چیز دیگه. و اگر باور کنیم که از کنده اونها دودی برای نجات مردم بلند میشه خوش باوریه و دورزدن جنایتهاشون. باید با سانسور مخالفت کرد اما سایت امروز خودش از حکومت سانسور ریشه میگیره غیر از اینه؟
راستی مگه تولدته؟؟..اگه هست،منم تبريک!
شبح جان، من هيچوقت منظورم اين نبوده که تو با آزادی بيان(حالا آزادی بيان هر کسی) مخالفی! تا اين حد هم در موردت به اشتباه نرفتم! من حتی اين حرکت رو هم حمايت از اونها هم نميدونم،همونطور که نوشتم،و همينطور که بقيه هم بارها تاکيد کردن، که دوباره کسی پيداش نشه بگه :ببينين، اينا باز دارن از نظام (يا قسمتی از نظام)حمايت ميکنن!! اين فقط معنيش اينه که با اينترنت نميتونن همون کاری رو کنن که با روزنامه ها کردن، همين! خوب تو مشکلت تغيير اسمه،که من حتی حق ميدم بهت(من اصلا نميدونم اين تغيير اسم که حاشيه بود اصلا،چرا يک دفعه همگانی شد) و خوب اجباری نيست،اصلا لازم نيست کسی اسمشو تغيير بده، ولی باز هم فکر نمیکنم که کل حرکت اشکالی داشته باشه...البته نظر تو محترمه،و مسلمه که هر کسی که بخواد خوب شرکت میکنه، من فقط دوست داشتم که ببینم در عین مخالفت، اون نکته بینی همیشگی رو نشون میدی که این کار رو با همراهی کردن با اصلاح طلبها یکی ندونی،نمیدونم منظورم رو رسوندم یا نه...در ضمن شبح جان،من هیچوقت حساب کسی رو با کسی دیگه قاطی نمیکنم،تو چرا معذرت میخوای عزیز؟ :)
الهام عزيز!(37)
امممم
شبنم عزيز!(3)
موضع شبح درست است وكساني هم كه دراين خراب شده ميهن آريايي اسلامي زندگي مي كنندوبرداشت ذهني محض از مفاهيمي مانند دمكراسي ندارنددرستي اين موضع رادرك مي كنند.دوستان عين همين موضع را تمامي نهادهاي روشنفكران عرفي مانند كانون نويسندگان دارندآيا بايد به فرقه بازي متهم شان كرد.زيستن درفضاي سركوب چشم آدم را به سايه روشن هاي خفيف هم بينا مي كندقضيه به سادگي انتخاب ميان سياهي وسپيدي نيست!!!
شبح عزیز.
سلام شبح عزيز من باهات موافقم. فقط كافيست كه هر كس خودش باشه و در نهايت آزاده. سبز باشي.
نانای عزيز!! از لطفت خيلی ممنونم!!
شبح جان !
شبح جان ما اگر با آزادی بیان بدون قیدو شرط موافقیم باید برای مخالفان فکری خودمان هم قیدو شرطی قائل نباشیم فقط همین !
بانوی عزيز!(20)
کسی می داند پرسش شماره 20 چه می گويد؟ و يا اينکه تنها نمک دانی است که ته اش سوراخ شده و همين جور نمک ازش بيرون می ريزد؟
شبح جان من مخصوصا" به مطلبت لینک دارم چون باید همه حرفها رو شنفت و بقول تو باعث میشه آدم فکرش بازتر بشه. امیدوارم دوستان هی نیان اینجا شبحی ما رو دعوا کنن که اله و بله. :) هاله به این ارنستوئی نوبره والله!
ارنی به این چاپلوسی نوبره والله!
شبح جان
هالهی نازنين! آفتابیترين!(23)
شبح جان میدونم تو اتحاد رو راه حل میدونی فقط خواستم صدا تو در بیارم :)) عزیزم اکثر کسانی که اسم سایتشون رو گذاشتن "امروز" اشاره کرده اند که لزوما" با مرام این سایت همراه نیستن. به هر حال خیلی از حرفهاتو قبول دارم و به هیچ عنوان هم نباید گول خورد. من هر وقت میخوام پای یه طوماری رو امضا کنم تا ته و توشو در نیارم که کی راستی راستی پشتشه محال امضا کنم. در این مورد هم از کاری که ملت رو یکرنگ و یکصدا کرد خوشم اومد و دلم خواست جزوی ازش باشم، همین. اسمم هم همون هاله است و خونه امم از فردا همون سرزمین آفتابی که بود. میدونی شبح جان، این اگه یه طومار دیگه بود انقدر ملت رو سر ذوق نمی آورد.
نسرين نازنين!(1)
يلدای عزيز!(17)
ای بابا نظر هر کسی محترم.اگه کسی خوشش نمياد خوب بهش حق بديد که کار خودشو بکنه.فقط يه سوال کوچيک دوستانی که اشاره به کشتارهای سال ۶۷ و غيره ميکنن خودشونوم سابقه شهادت دارن يا اينکه ...؟
هالهی نازنين!(11)
سرکار خانم يلدا
شبح عزيز مرگ فقط برای همسايه خوبه؟!! تو مرحله شعار ما مدافع بی حد و حصر آزادی هستیم اما در عمل آزادی رو تنها برای همفکرها میخواهیم؟!پس زمان یادگیری تمرين دمکراسی چه موقعه؟ نگاهی به کامنت دوستان بينداز ...خانم نانا و ديگران مردم رو به جرم اينکه دارن تو ايران زندگی ميکنن به بدترين وجهی مورد اهانت قرار دادن!..تازه ناراحتن که چرا ملت دنباله رو ايشون نيستن! اینهایی که از همين حالا نشون دادند هرکی کپی شان نيست مرگ براش بهترينه! من با نظرات هاله عزيز۱۰۰در۱۰۰ موافقم چراکه معتقدم اونقدر تنوع آرا و افکار زياده که به تنهايی هيچ حرکتی به سرانجام نميرسه و بياييم تحمل هم رو ياد بگيريم و نفرت رو از خودمون دور کنيم وحاضر نشيم حتی انصار حزب اله فعاليت فرهنگيشون محدود بشه! شعار نديم تو مرحله عمل نشون بديم! چه قشنگه وقتی تو گل به دشمنت بدی! اينو هم بگم که مردم هيچی رو فراموش نکردن فقط خسته اند و کمی سردر گم! والبته از هر نوع ايسمی بيزار! هر چندظاهرا دشمن اصلی برای بعضيها خود مردمند که با احساساتشون و نه با منطقشون انتخاب ميکنن! خوب احساس هم جزيی از وجود آدميه و نميشه مثل خیلی بدیهیات دیگه انکارش کرد !!!!!!
My posting ...is by no means an indication of my agreement with the contents of Emrooz or Rooydad or with the view points of their publishers. It is merely based on my belief in freedom of expression. A belief which is probably not even shared by the publishers of these sites... اینهمه بد و بیراه نداره...
من فکر ميکنم اتحاد برای يک هدف فراگيرتر بايد باشد. مثلا ؛مبارزه با سانسور در اينترنت؛ و يا ؛مخالفت با دستگيری نويسندگان؛ . يا ؛آزادی زندانيان سياسی؛. اتحاد بر سر محورهای اساسی همه اهداف و همه جناح ها و مردم را صرفنظر از تعلق فکری در بر خواهد گرفت. نه اينکه ؛ امروز؛ آزاد باشد و ديگران در بند و ما خوشحال باشيم که به هدفمان رسيده ايم و غافل از اينکه چاقو دسته خودش را نمی برد.
متاسفانه حافظه تاريخی ما خيلی کوتاه است. چنگيز و تيمور کشورمان را به يغما بردند اسمشان را روی کودکانمان گذاشتيم. خمينی آمد صد و بيست هزار نفر را قتل عام کرد. به همین سرعت یادمان رفته و برای نوادگانش ناراحت میشویم .در تابستان ۶۷ قتل عام زندانيان سياسی با فتوای مستقيم خمينی صورت گرفت. در آن زمان خاتمی وزير ارشاد بود. بی رودربایستی گفت که لاجوردی خدمتگزار مردم بوده و دانشجو یان یک مشت اراذل و اوباش هستند. همين اصلاح طلبان امروز قاتلين آن روزها هستند. اما از مخملباف تقدير ميکنيم که هنرمند شده. دلمان برای مجاهدين انقلاب اسلامی که خودشان سرکرده چماقداران بودند می سوزد. آيا حاضر هستيم همين انرژی را برای خانواده های زندانيان سياسی و کسانی که همين چند ماه پيش جلوی سازمان ملل دستگير شدند خرج کنيم؟ سايت های ديگر هم هستند که در ايران فيلتر ميشوند. آيا حاضريم اسممان را يک روز ديدگاه يا پيک ايران يا همبستگی ملی يا روزنه یا مجاهد یا فدایی بگذاريم؟ آيا سانسور فقط برای ؛امروز ؛ بد است و زندان فقط برای جبهه مشارکت؟
تولدت مبارک باشه:))
شبح جان، لینک ثابت آرشیوت تو بلاگر کار نمیکنه. مجبور شدم برای لینک دادن به این مطلبت ازش پی دی اف بگیرم.
شبح جان، بی اینکه بخوام بحث مفصلی بکنم باید بگم یه کوچولو اشتباه میکنی. اگه بناست تن به اتحاد ندی یعنی هر چند درصد از ملت رو که طرفدار اصلاحات هستن از معادله ات حذف کردی. گفتم یادت بندازم که تنها با اتفاق جهان میتوان گرفت. اینها مردم عادی اون مملکت هستن ها ... از مریخ نیومدن. چند درصد مردم طرفدار رژیمند؟ چند درصد طرفدار سلطنت؟ چند درصد طرفدار اصلاح طلبان؟ چند درصد طرفدار مجاهدین؟ چند درصد طرفدار سگه و خره و سوسکه؟ با همه اینا که مخالفی ... چند درصد طرفدار مداخله آمریکا؟ اونم که اصلا" حرفشو نزن. تنهائی بناست مملکتو آزاد کنی شبحی ناز؟ :) تو مطمئن باش که هر چند درصد از مردم تنها و تنها هدفشون آزادی باشه بدون هیچ وابستگیی بازم تعدادشون از جمیع اینها که اسم بردم کمتره بنابر این چاره ای نیست به جز اتحاد. دو چیز دیگه رو هم یادت بندازم. یکی اینکه این حمایت از اصلاح طلبان نیست. حرکتی است ضد سانسور. مخالفی شبح جان؟ خوب جلو بیفت مثل حسین درخشان (که میدونی با نود و نه درصد و نه دهم درصد حرفاش مشکل دارم) یه نفر دیگه یا یه وبلاگ دیگه رو سر علم بکن، اگه ملت همینجور دنبالت نیومدن؟ دوم اینکه تا امروز ازت به غیر از دعوت به اتحاد نشنیده بودم و از حرفت تعجب میکنم. میدونی من چند تا از تومارهای ح.ک.ک رو تا حالا امضا کردم با اینکه اگه یه روز بنا باشه بیان سر کار واسه من یکی که ضایعه محسوب میشه. عزیز دل، باید دید هدف از یک حرکت چیه؟ بعدم شنیدی دیگه اون جمله معروف رو که ... تا پای جون باهات مخالفم ولی تا پای جون می ایستم تا حرفتو بتونی بزنی. من با اونچه سایت امروز ترویج میکنه تا پای جون مخالفم ولی حاضر نیستم هیچ زمان دستخوش سانسور بشه و به همین دلیل دارم مبارزه میکنم. حمایت از امروز یک حرکت نهادین به همین معناست و دلیل نمیشه که همه وبلاگ نویس ها یه شبه کشته مرده جناب رئیس جمهور بی بو و خاصیت شدن.
همينه ديگه شبح جان! همينه! خيلی خوشحالم که شبح موندی. چون هيچی مسخره تر از اين طور اتحاد ها نيست. ما هم سکوت کردنمون جاهلانه ست هم اعتراض کردنمون! پيرو مکتب کشک هستيم ديگه! هان؟!
شبح عزيز
درست تر بنويسم، به جای "دنباله اش چس ناله است که نمی نويسم." درستش اين است؛ اگر ادامه بدهم همان چس ناله های هميشه گی خواهد شد.
به نانا (6)!
خانم شبنم
بدبختی ما اینجاست که هنوز بعد از 25 سال فریب، هنوز قادرند فریبمان بدهند. یک بزمجه ای مثل حسین درخشان این همه جوان رو کرده منتر خودش.
شبح گرامی! "آنقدر می دانیم و آگاه هستیم، که وارد بازی کسانی نشویم که نه تنها حقیقت را فدای مصلحت کرده اند بلکه پا را از فرومایگی فراتر گذشته و هر حقیقتی را فدای مصلحت نظام اسلامیشان کرده اند. امروزیان کسانی هستند که پریروز در بیشنه جنایات حکومت اسلامی از سرکوبهای سالهای شصت و شصت و هفت شرکت کرده اند و بخشی از دستگاه سرکوب حکومت بوده اند و دیروز و امروز با قداست بخشیدن به چهره کریه آدمکشی چون خمینی، ابلهانه کوشش در حفظ حکومت اسلامی دارند."
شبح جان، ميبخشی که من يک کمی مقر ميام(درست نوشتم؟:) )...ولی شبح عزيز ،حالا اين اسم که اونقدر مهم نيست!خوب اسمت رو عوض نکن،ولی باز هم میشه حمایت کرد... من فکر نميکنم که اين کار رو بشه با جريان انقلاب مقايسه کرد عزيز، تو پيام کسانی که همراهي ميکنن بخون، حد اقل اين جمع کوچکی که اين کار رو کردن ميدونن اوضاع از چه قراره، و انقدرا هم کور نشدن، تجربه قبلی به اين زوديها که يادمون نميره! فقط مساله اينه که نشون بديم اينترنت رو به اين آسونی نميشه زير سانسور بکشن، همین، اين چه اشکالی داره؟
سعيد مطلبی آزاد شد ! http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=18613
شبح جان !
|
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:04 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||