جمعه، 27 شهریورماه 1383 | September 17, 2004

جشنی که عزا شد!

خانه‌ی سينما نهادی صنفی-دولتی است که بنا بر تعريف برای رسيده‌گی به مسايل صنفی و هنری سينمای ايران تشکيل شده است. اين نهاد بسيار محافظه‌کار است و به هيچ‌وجه نهادی سياسی نيست. سينما به دليل ماهيت اقتصادی‌اش نمی‌تواند نهادی مترقی باشد اما به هر حال در سرزمينی که حکومت به تمام شوونات زنده‌گی فردی سرک می‌کشد هر موضع‌يی، موضع‌يی سياسی است.
روز يک‌شنبه جشن خانه‌ی سينما مانند هر سال برگزار شد. امسال وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون سينمای‌اش حيدريان هم در مراسم حضور داشتند. به مناسبت اين که امسال برگزاری مراسم با شب عيد مبعث مصادف شده بود. شريفی‌نيا کلی در اين زمينه مداحی کرد و آقای ابولحسن داودی در آغاز سخنان‌اش اين عيد را تبريک گفت. اما به هر حال فضای جشن، طبق تعريف، فضايی دولتی نبود. اين جشن، برخلاف جشنواره‌ی فجر، جشنی است که توسط اعضای خانه‌ی سينما برگزار می‌شود و جوايز بخش‌های مختلف توسط خود دست‌اندکاران سينما در صنوف مختلف تعيين و اهدا می‌شود. چند نکته امسال جشن را متفاوت‌تر کرده بود. فضا شادتر بود و سعی شده بود شب خوشی برای شرکت‌کننده‌گان فراهم شود. شرکت کننده‌گان در مراسم هم اکثرا اعضای خانه‌ی سينما بودنند. چيزی که به مذاق آقايان خوش‌نيامد اين بود که وقتی نام پيامبر برده می‌شد جمعيت صلوات غرا نمی‌فرستادند! در زمانی هم که کليپ در گذشته‌گان سال گذشته‌ی سينما پخش می‌شد وقتی يادی از ويگن يا بيک‌مانوردی و دلکش (حتا با نام عصمت باقرپور) شد، جمعيت يک‌پارچه به هيجان آمد و دست زد! وقتی فيلم بيانيه‌ی خانه‌ی سينما پخش می‌شد و سلحشور با آن قيافه‌ی هراسناک‌اش برعليه سينما حرف می‌زد و خواهان سانسور در سينما بود جمعيت واکنشی نشان نمی‌داد و صدای تمسخر جمعيت بالا می‌رفت!
طبق گزارش روزنامه‌ی شرق بهرام رادان و رضا کيانيان بازداشت شده‌اند! فکر می‌کنيد رادان در هنگام اهدای جايزه چه گفت؟ رادان گفت: "حالا که جناب وزير اينجا تشريف دارند اجازه می‌خواهم که نکته‌یی را بگوييم. در اين روزها به ورزشکاران که برای کشور افتخار می‌آفرينند جوايز نقدی بسياری داده می‌شود و از آنان تجليل می‌شود که کار خوبی است. اما ما سينماگران هم برای کشور افتخار می‌آوريم. ما جايزه‌ی نقدی نمی‌خواهيم، حتا تشويق و تجليل و تشکر خشک و خالی هم نمی‌خواهيم ما حتا نمی‌خواهيم محدوديت‌های موجود برچيده شود تنها تقاضای ما اين است که اين محدوديت‌ها در همين حد باقی بماند و زيادتر نشود اما کلاغه خبر آورده است که اين محدويت‌ها می‌خواهد اضافه شود." اين تمام حرف رادان بود و اکنون به اين دليل بازداشت شده است.
ابولحسن داوودی که فيلم‌ساز غير سياسی است و برای کودکان و نوجوانان فيلم می‌سازد به جرم ريس خانه‌ی سينما بودن مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و اکنون در بيمارستان بستری است و تحت حفاظت شديد به‌سر می‌برد!
زنان حاضر در مراسم پوششی متفاوت‌تر از زنان در خيابان‌های تهران نداشتند و هيئت مديره‌ی خانه‌ی سينما هم پس از آن که به اداره‌ی امکان برده شدند بالافاضله بيانيه دادند و از بدحجابی در مراسم تبرا جستند و ناراحتی خود را نسبت به آن نشان دادند. اما تمام اين محافظه‌کاری‌ها سبب نشد که هيئت مديره‌ی خانه‌ی سينما و رئيس آن مورد ضرب و شتم ناجوان‌مردانه قرار نگيرند و بازداشت نشوند!
حضور محمود دولت‌آبادی و اهدای جايزه‌ی فيلم‌نامه‌نويسی موضوع ديگری بود که خشم بعضی‌ها را درآورد.
دادن جايزه‌ی کيميایی توسط سعيد راد نيز موضوع ناخوشايندی برای بعضی‌ها بود و مهم‌تر اين که هرجا از بهروز وثوقی و اسفنديار منفردزاده (حتا با نام خودمانی اسفند) يادی می‌شد جمعيت يک‌پارچه به شوق می‌آمد و آن‌ها را تشويق می‌کرد.
به هر حال برای داوودی و ساير بازداشت شده‌گان بسيار متاسف هستم و اميدوارم تلاش جهانی برای آزادشدن آن‌ها صورت گيرد و اميدوارم اعضا خانه‌ی سينما و شرکت‌کننده‌گان در آن جشن بازداشت‌شده‌گان را تنها نگذارند. سينماها بايد برای هم‌بسته‌گی با بازداشت‌شده‌گان تعطيل شوند و بازيگران سرشناس در وزارت ارشاد يا محل بازداشت بازداشت‌شده‌گان تجمع کنند. مسلما تجمع آنان موجب می‌شود که دوست‌داران آنان به تجمع بپيوندند و موجبات آزادی بازداشت شده‌گان فراهم آيد.
اميدوارم اين تجربه‌ی باشد برای همه‌ی ما که هرچقدر هم که محافظه‌کار باشيم اگر اندکی، فقط اندکی خودمان باشيم و تشخص داشته باشيم. مورد هجوم قرار می‌گيريم! حالا که برای "کمترين‌"ها بايد هزينه بدهيم چرا برای "بيش‌ترين‌"ها تلاش نکنيم!

September 17, 2004 12:02 PM | TrackBack

Mike Furir 65 15:30 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 404


Mike Furir 120 15:30 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 912


Mike Furir 400 15:30 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 475


Mike Furir 948 15:30 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 940


mona 10:07 @ Sun, 26 Sep 04

از ماست که بر ماست.
نمی دونم اگه اين آدمايی که برات comment
گذاشتن ، خواستار تغيير هستند ، ما هستيم و بايد يه کاری کرد می کنن، جرا هيچ کدوم آدرسی از خودشون نذاشتن.با حلوا حلوا گفتن ، فاتحه ی اين همه مشکل خونده نمی شه.


شبح 9:17 @ Sun, 19 Sep 04

فرهنگ عزيز!
من شخصا هيچ‌گونه نظر منفی نسبت به حدر ندارم. اين روزها سرم شلوغ بوده و نتونستم وب‌گردی کنم تازه وب‌لاگ حدر هم که فيلتر شده با دردسر باز مي‌شه. به هر حال اگر بايد کاري بکنيم در خدمت هستم.


فرهنگ 22:18 @ Sat, 18 Sep 04

دوست عزيز، گرچه نظر شما را در مورد حدر کمابيش می‌دانم، اما جای شما و تعدادی دیگر از دست‌اندکاران کانون وبلاگ‌نویسان را در اين "حرکت‌ اجتماعی" روز دوشنبه خالی می‌بينم. حیف. شاد باشيد.


يونس پارسا بناب 18:10 @ Sat, 18 Sep 04

شوونيسم ملي حاكم بر بخش بزرگي از ادبيات و فرهنگ كنوني ايران، ارثيه ي ننگيني است كه نويسندگان و محققين پان ايرانيست از دوران پهلوي ها به ارث برده اند. مروري به نوشته ها و آثار اين نويسندگان در هفتاد سال گذشته نشان ميدهد، كه اكثر اين نويسندگان نه تنها حق تعيين سرنوشت فرهنگي مليتهاي مختلف ايران را به رسميت نميشناسند، بلكه در زير علم "وحدت ملي" و يا در زير پوشش هايي چون "يكپارچگي" و "امنيت كشور" به نفي موجوديت اين مليتها پرداخته و ادعا ميكنند كه زبانهاي بلوچي، لري، و كردي "زبان" نبوده، بلكه "لهجه هاي محلي زبان فارسي" هستند و يا اين كه تركي آذري، تركي تركمني و عربي زبانهاي بيگانگان بوده و توسط اعراب و مغولان بر مردم ايران تحميل شده اند.

اين نويسندگان، ايراني بودن را با آريايي بودن و تكلم به زبان فارسي يكي دانسته و "اشتراك ملي" را با "اشتراك كشوري" يكسان تلقي ميكنند. آنها تلاش ميكنند تا در اذهان مردم، "تك زباني" را نشانه ي "وحدت ملي" قلمداد كنند و زبان رسمي را هم چون واحد پول رسمي نشانه ي هويت ايرانيان بدانند.

سياستهاي خشن انحصاري كردن يك زبان و توهين به اقليتهاي زباني، كه از دوره ي رضاشاه آغاز شده و بي رحمانه تاكنون تعقيب گشته، طوري سازمان يافته عملي شده اند كه حتا بخشي از روشنفكران نيز در دام آن فرو غلتيده اند. بي ترديد سياست تك زباني كردن يك جامعه ي چند زباني، غالبا از روي يك برنامه ي حساب شده ي استبدادي انجام ميگيرد.

در جمهوري اسلامي، ستم ملي يكي از اصول خدشه ناپذير سياست گذاري كلان ميباشد. اين سياست يكي از موانع اصلي گذار و دستيابي به دمكراسي در ايران است. در اين عرصه، زبان به ابزار سياسي مبدل ميشود و اثرات هم چون سياستهايي بر خلاف نظر روشنفكران پان ايرانيست، نه به وحدت ملي، كه به دشمني و تشتت ملي ميانجامد. با محروم كردن ميليونها انسان از ابتدايي ترين حقوق انساني خويش، فقط بر دامنه ي تشنج و دشمني ملي افزوده ميشود؛ چرا كه انحصاري اعلام كردن يك زبان و تكرار افسانه وار برتري آن به كاپيتولاسيون فرهنگي و سطح نابرابري هاي اجتماعي و فرهنگي ميافزايد.


حميد 16:49 @ Sat, 18 Sep 04

سلام شبح جان ... شنيدم كه وقتي خانم گوهر خيرانديش براي دادن جايزه روي صحنه اومده محمدرضا شريفي نيا به كساني كه روي سن بودند گفته كه همه از خانم خيرانديش فاصله بگيرند كه يه موقع احساسات ايشون غليان نكنه بپره يكي رو ماچ كنه دوباره دردسر درست بشه ... به قول معروف گنه كرد در بلخ آهنگري ؛ حالا اينا بيچاره داوودي رو گرفتن ...


حميد 16:48 @ Sat, 18 Sep 04

سلام شبح جان ... شنيدم كه وقتي خانم گوهر خيرانديش براي دادن جايزه روي صحنه اومده محمدرضا شريفي نيا به كساني كه روي سن بودند گفته كه همه از خانم خيرانديش فاصله بگيرند كه يه موقع احساسات ايشون غليان نكنه بپره يكي رو ماچ كنه دوباره دردسر درست بشه ... به قول معروف گنه كرد در بلخ آهنگري ؛ حالا اينا بيچاره داوودي رو گرفتن ...


حميد 16:48 @ Sat, 18 Sep 04

سلام شبح جان ... شنيدم كه وقتي خانم گوهر خيرانديش براي دادن جايزه روي صحنه اومده محمدرضا شريفي نيا به كساني كه روي سن بودند گفته كه همه از خانم خيرانديش فاصله بگيرند كه يه موقع احساسات ايشون غليان نكنه بپره يكي رو ماچ كنه دوباره دردسر درست بشه ... به قول معروف گنه كرد در بلخ آهنگري ؛ حالا اينا بيچاره داوودي رو گرفتن ...


حميد 16:48 @ Sat, 18 Sep 04

سلام شبح جان ... شنيدم كه وقتي خانم گوهر خيرانديش براي دادن جايزه روي صحنه اومده محمدرضا شريفي نيا به كساني كه روي سن بودند گفته كه همه از خانم خيرانديش فاصله بگيرند كه يه موقع احساسات ايشون غليان نكنه بپره يكي رو ماچ كنه دوباره دردسر درست بشه ... به قول معروف گنه كرد در بلخ آهنگري ؛ حالا اينا بيچاره داوودي رو گرفتن ...


حميد 16:48 @ Sat, 18 Sep 04

سلام شبح جان ... شنيدم كه وقتي خانم گوهر خيرانديش براي دادن جايزه روي صحنه اومده محمدرضا شريفي نيا به كساني كه روي سن بودند گفته كه همه از خانم خيرانديش فاصله بگيرند كه يه موقع احساسات ايشون غليان نكنه بپره يكي رو ماچ كنه دوباره دردسر درست بشه ... به قول معروف گنه كرد در بلخ آهنگري ؛ حالا اينا بيچاره داوودي رو گرفتن ...


nas 15:01 @ Sat, 18 Sep 04

شبح عزیز
ميشه خواهش کنم که بگين کدام يک از اين وب سايتها يا وب لاگها در ايران نوشته می شوند؟ مثلا بيک ايران آيا در ايران نوشته می شود و يا خارج از ايران؟
خيلی ممنون می شوم که در اينجا نام آنهايی را که می دانيد برايم بنويسيد.
به اميد آزادی


rouzbeh 14:37 @ Sat, 18 Sep 04

هدف هر حکومت تماميت گرايی ايجاد فضا محافظه کاری و ترس در بين اقشار جامعه است و متاسفانه اين فضا در ايران به شدت تقويت شده و به کوچکترين حرفی لب و دهان دوخته می شود .اما اگر دهان ها بيشتر از سوزن و نخ ها شود ايا باز هم مجال دوختن و بستن دارند ؟؟


golku 13:08 @ Sat, 18 Sep 04

شبح عزيز
گل گفتی. محافظه کاری نه تنها هیچ مشکلی را حل نمیکند بلکه فقط اينها را جری تر ميکند. اوايل انقلاب مجاهدين انقلاب اسلامی خودشان سردسته چماقدارها بودند. حالا حتی آنها هم در امان نيستند. يعنی اينها وقتی به آنچه می خواهند ميرسند و قدرت را قبضه ميکنند به محافظه کار که سهل است به ايادی خودشان هم رحم نميکنند. به اين نکته مهم بايد خيلی خوب توجه کرد.


mahya 11:07 @ Sat, 18 Sep 04

نميدونی شبح جان وقتی اين جريان رو از ربان دوستی که انجا بود شنيدم از خنده ريسه رفتم !!!! واقعا نميدونم چرا ...ولی الانم که اينارو از اينجا خوندم بازم دارم از خنده غش ميکنم !!!! ديگه همه چيزه اينا خنده دار شده ...


جوان سوسياليست 3:01 @ Sat, 18 Sep 04

نامه سرگشاده به پریزیدنت شاوز در مورد دادگاه سقز
http://www.javaan.net


Arashe sorx 23:28 @ Fri, 17 Sep 04

شبح جان! جشن خانه‌ی سينما جای مارم خالی کنيد!
بيايد وبلاگ منو بخونيد، رفقا!


ميليشيا 22:53 @ Fri, 17 Sep 04

fekr mikardam baz migrdimo dast dar daste ham donyayi ra khahim sakht ke dar an az hich bi edalati booyi be masham naresad.... kam kam fahmidam bayad ghadmha ra ostovar ama daghigho ba tamol bar dasht. ama hala che? ghabool daram ke har adami zire feshar reflex motefaveti darad ama shabahe aziz in ra ham ghabool dashte bash ke adame etehad va hamishe ja zadan haye ma va inke hanooz vaghtash nist ya ... dardi ra dava nemikonad emza haye pey dar peyo eterazat majazi ta key? fekr nemikoni belakhare bayad az jayi shoroo kard? fekr nakon nafasam az jaye garm boland mishavad sharayet ra dark mikonam ama be che gheymati bayad sabr pishe kard be gheymat harche bishtaro bishtar zire pa raftan e hormat va keramate ensaniman? har khabare dastgiri taze chon khanjari bar ghalbam foroo mirava d va hamn ja mimanad midani khanjar ha ra biroon nemikesham.... salhast ke ba khod darameshan.... SEYGHAL MIDAHAM SELAHE ABAYI RA BARAYE ROOZE ENTEGHAM::::::


شبح 19:57 @ Fri, 17 Sep 04

نسرين جان!(4)
آن بيانيه زمانی منتشر شد که تمام اعضای هيئت رئيس خانه‌ی سينما در بازداشت بودنند! بيانيه‌یی که زير مشت و لگد نوشته شود بهتر از آن نمی‌شود.
البته من نمی‌خواهم از هيئت رئيسه دفاع کنم اما به هر حال اين هيئت ريسه توسط خود اعضای خانه‌ی سينما انتخاب شده‌اند و اتفاقا اساسا هيچ کدام از نيروهای ارزشی! انتخاب نشدند!


شبح 19:43 @ Fri, 17 Sep 04

کنج‌کاو عزيز!(5)
آن بيانيه را زير مشت و لگد نوشتن! اينجا به شدت زير فشار هستند تازه کار و زنده‌گی هم دارند اگر بخواهند مقاومت کنند بايد از جان دست‌بشورند و چنين توقعی کمی تا قسمتي حداقل در اين مرحله از جنبش زياد است.
در مورد موسيقی و ادبيات و سينما هرچه داريم همين است ديگر. البته در مورد سينما با تلاش فردی و گروهی انسان‌هایی که زير فشار و ديکتاتوری زنده‌گی می‌کنند فيلم‌های برجسته‌یی هم ساخته شده است. خوب يا بد اين تمام بضاعت‌مان است. مگر در خارج از ايران توسط ايرانی‌ها اتفاقی در ادبيات و موسيقی و سينما افتاده است که ما خبر نداريم. کم يا زياد زشت يا زيبا هر چه داريم همين‌هاست که در داخل تهيه می‌شود آنور که برهوت است.


غزل 19:19 @ Fri, 17 Sep 04

اينجوري که بوش مياد ،‌دارن کم کم روي طالبان رو سفيد مي کنند...البته همچين کم کم هم نيست.


کنجکاو 17:56 @ Fri, 17 Sep 04

از ميان "بيانيه خانه سينما در پي رويداد هاي اخير جشن خانه سينما"
- سينماي ايران دستاوردهاي گرانسنگ خود را مديون آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي مي داند. [ اگر بابات را نديده بودم از نديدن ننه ات دق می کردم و يا اين جور چيزهايی]
- بي شك دشمنان انقلاب و جرياناتي در خارج از كشور كه اميد بسته اند تا از هياهوي حاصله از اين موضوع بهره برداري تبليغاتي خود را نمايند اعلام مي كنيم سينماي ايران نيازي به دلسوزي هاي آنان ندارد ... [ پس ما هم شما را به ... نمی گيريم]
شبح جان تو گفته بودی محافظه کار، من به اين نوشته می گويم... ]
------------------
شبح جان! من چون همه فرآورده ها و فرآمده های ايرانی ( موسيقی اش با شجريان و دارو دسته و ادبياتش با دولت آبادی و دوستان و... و در اين ميان سينمايش را ناروا و ارزش ديدن، شنيدن و خواندن هم ندارند)، می دانم. بنابر اين چون و چندش هم آگاه نيستيم و تنها چند سال پيش، از تلويزيون دو فيلم را ديديم، که به گمانم سازندگان آن گمان می کنند مردم ايران همه زير ده سال و کودک هستند و آن داستان های آبکی و بی مايه. با خودم می گفتم شايد درست کردن اين گونه فيلم ها برای اين است که سازندگان آن ريشه در "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان " داشته اند، اما اين روند آن چنان فراگير بود که اين گونه پوزش خواهی ها بی جا است.


nasrin 17:50 @ Fri, 17 Sep 04

شبح عزيز
از ماست که بر ماست !
نمی دونم بيانيه خانه سينما را ديده ای يا نه !
تا زمانی که در مقابل دستگيری و ضرب و شتم رئیس خانه سينما ٫ و دستگيری عده ای ديگر از دست اندر کاران به جای تقبيح و محکوم کردن اين کار ٫ چنين بيانيه ای صادر می کنند ٫ اوضاع از اين هم که هست بدتر خواهد شد !
نمی دونم پس ما کی می خواهیم از گذشته درس عبرت بگیریم ؟
اینکه جمهوری اسلامی از همان آغاز تشکیل تا به امروز حداکثر استفاده را از چند دستگی و تفرقه مابین مخالفان خود برده را پس کی می خواهیم بفهمیم ؟
چاره فقط و فقط اتحاد است ٫ تا زمانی که اتحاد نباشد همه را تک تک گرفته و خفه خواهند کرد .


شبنم 17:30 @ Fri, 17 Sep 04

مگه اينها به اندازه پشيزی برای انسانها و جونشون ارزش قائلن، بگذريم از اينکه چقدر برای سينما و هنر و جشن و شادی ارزش قائلن...ديگه اگه اين رفتار رو نداشته باشن آدم بايد تعجب کنه


هاله 15:06 @ Fri, 17 Sep 04

شبح جان، حدس میزنم از تعریفهات که خودت اونجا حضور داشتی. واقعا" اینها شرافت رو خورده و وجدان را قی کرده اند. نمیدونم چه میتوان گفت و کرد. هی بگیم بلاخره سزاشون رو کف دستشون میگذاریم؟ کی ؟ پس کی؟

وقتی کسی مثل من که از دور دستی بر آتش داره اینهمه شبانه روزش به کلافه گی از دست اینها میگذره داخلی ها مثل خودت چه میکشند؟ باید کاری کرد. باید کاری کرد. آخه شاه با اون استحکام رو مثل علف هرز کشیدند ملت بیرون، اینها که ریشه شون از اون هم سست تره. چرا کاری نشده، چرا کاری نمیشه؟


فاشيسم بنيادگراى فارسى 12:26 @ Fri, 17 Sep 04

دکتر عباسی سر مشاور سپاه پاسداران-:

... حکیم ابوالقاسم فردوسی وقتی فاجعه ای رخ داد و سلطان محمود غزنوی هزار سال پیش تصمیم گرفت زبان ترکی خاص قزاقستان {ماشالله بئله ساوادا !!} را زبان رسمی کند، دو کار می توانست بکند. یکی می توانست سپاهی فراهم کند، لشگر و نیرو راه بیفتد که برود با آنها بجنگد و نگذارد آنها این کار را بکنند. یک راه دیگرش این بود که آن شاهنامه را ادامه بدهد. لذا می فرماید:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
ببینید! یک استراتژیستی مثل حکیم ابوالقاسم فردوسی زمان آگاه است. احساس می کند که اگر می خواهند ایران را حفظ کنند، بهترین راهی که می تواند انجام دهد این است که زبان فارسی را تقویت کند. هویت یک ملت با زبانش است، با نژادش است، با خاکش است، با دین اش است






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:04 am


از کجا آمده‌اند؟