|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 14 شهریورماه 1383 | September 04, 2004
● مدرسهی بسلان لکهی ننگی بر هزارهی سوم
چه جمعهی نحسی بود دیروز. صبح خبر درگذشت دلکش را شنيدم و دلام شکست که اين بانوی بزرگ فقط به جرم زن بودن و به جرم داشتن صدایی سحرانگيز سه دههی آخر زندهگی خود را در انزوا گذراند و در انزوا مرد. او در هر سرزمين ديگری بهجز اين سرزمين نفرين شده بهدنيا آمده بود سالهای آخر عمر خود را در شکوه تقديری هر روزه از سوی ميليونها ايرانی که با صدای او عاشق شده بودن با صدای او گريسته بودند و با صدای او بالغ شده بودند سپری میکرد و اکنون بايد در مراسمی باشکوه بدرقه میشد تا تسلایی باشد برای بازماندهگاناش و اميدی باشد برای ساير هنرمندان... اما چنين نشد و خبر درگذشت او سه روز بعد از فوتاش آنهم از رسانههای خارجی شنيده شد. در غم در گذشت او بودم که خبر فاجعه در جمهوری خودمختار اوستيای شمالی در جنوب فدراسيون روسيه را شنيدم... وقتی در اورنيوز جنازهی کودکان بیگناهی که در جهل کور و بیمنطق بشريت ديوانهی اين عصر پرپر شده بودند را میديدم بیاختيار میگريستم چه فرق میکند آن دختر غرقه به خون دختر من بود و میديدم چگونه دخترم وحشتزده و تنها میميرد بدون آن که بدان چرا، چه کرده است؟ تقاص کدام گناه ناکرده را دارد پس میدهد؟ هيچ ميلی به زندهگی در اين جهان ديوانهی خشن که پول و سرمايه و جهل و خرافات رهبری آن را به دست گرفتهاند ندارم...
سلام. یه سوال-> اینجا مربوط به خانم افسانه رسائی هست؟
رسوای عزيز!(88)
هر چند قصد پاسخگويی نداشتم اما تذکر چند نکته لازم است:
شبح 85
شبح عزيز
ايرانی عزيز!(83)
نسرين جان!(82)
شبح 80
شبح جان ! راستی حالا ما نشنيده گرفتيم !:))
مسئله حق ملل در تعيين سرنوشت خويش
نسرين عزيز!(77)
چقدر دوست داشتم من هم پليس بودم و در بيرون آوردن آن دخترکان بی لباس ا زآن مدرسه شوم کمک می کردم امضا:نان به نرخ روز خور
چقدر دوست داشتم من هم پليس بودم و در بيرون آوردن آن دخترکان بی لباس ا زآن مدرسه شوم کمک می کردن
شبح عزيز !
نانای عزيز!(63)
يه نفر عزيز!(72)
نسرين عزيز!(62)
نسرين عزيز!(62)
روس ها در چچن شنيع ترين جنايت ها را کردند کسی صدايش در نيامد. ارتش روسيه طی یک باجگیری آشکار در چچن جوانان خانواده ها را گروگان گرفت و در ازای پول و جواهرات آنها را آزاد کرد، حتی در برخی موارد سربازان روسی اموال غیر نظامیان را بدون هیچ توضیحی مصادره و غارت کردند. نیروهای روسی امدادگران سازمان ملل را اخراج کردند تا بی سر و صدا چچنی را بکشند، کسی اعتراض نکرد. همين هفته پيش در يک ايست بازرسی در چچنی سربازان روس یک ماشین را به گلوله بستند و يک زن بيگناه را با بچه اش کشتند چون تنها به او مشکوک شده بودند که شايد قصد عمليات انتحاری داشته باشد. بارها از طرف ناظران بی طرف هشدار داده شد که ارتش روسیه سلاحهای ممنوع را در چچن آزمایش می کند، با اسرای چچنی بدرفتاری می شود. فعالین سیاسی در چچن ربوده شده اند و خبری از آنها نیست. دنیا چشمهایش را بست. گزارشاتی وجود دارد که سربازان روسی در برخی از دهکده های چچن تمام غیر نظامیان را قتل عام کرده اند تنها به این جرم که جوانانشان به شبه نظامیان مخالف روسها پیوسته اند. آنها صدها بار غيرنظاميان چچنی را مورد حمله قرار دادند، بمباران کردند، کشتند، اعدام کردند به زنان و دخترانشان تجاوز کردند. کسی معترض نشد. اما حالا کسانی که تا ديروز حتی نمی دانستند چچن کجاست مدافع ارتش روسيه شده اند.
در ضمن شايد هم همگی شما حق داريد
علی ن عزيزم
نانا جان باهت مخالفم با این حال نانا جان دوستت دارم
شبح عزيز سلام
مفقود شدن يک وبلاگ نويس: http://theinnersilence.persianblog.com/ http://khabarnameh.gooya.com/politics/archives/015784.php
ريچارد آرميتاژ معاون وزير امور خارجهي آمريكا: در تبريز تعداد آذريها بيشتر از جمهوري آذربايجان است. ريچارد آرميتاژ معاون وزير امور خارجهي آمريكا در مصاحبه اي با هفتهنامهي بيزينس ويك به مسايل قوميتي ايران پرداخته و گفت: مسايلي در ايران وجود دارد كه بايد آنها را در نظر گرفت. جمعيت شناختي يكي از اين مسايل است. در حال حاضر فارسي زبانان در ايران تقريبا در اقليت قرار دارند (٥٢ درصد يا رقمي در همين حدود). در تبريز تعداد آذريها بيشتر از تعدادشان در جمهوري آذربايجان است و اين با گذشت زمان بر تغيير مسايل تاثير ميگذارد. آرميتاژ ابراز داشت: ايرانيها از زمان بعد از انقلابشان تاكنون هيچ زيربناي جديدي را توسعه ندادهاند و اين مانع از حركت آنها به سمت جلو به عنوان يك جامعه ميشود. Deputy Secretary of State Richard L. Armitage
نقدی بر «سناريوی سياه، سناريوی سفيد» منصور حکمت
دوست بزرگوار از دردی مطلع شدم و نوشتم که بايد ببينی و بفهمی کثيفتر از خودمون هيچ جا نيست اون هم يه روستايی ديگه چه برسه به شهر نشينان مدرنش
شبح عزيز
ايرانی بسيار عزيز
ارومی، کی ز آفت خواهد آسود؟ (تقى رفعت) از طرف ديگر و همزمان با وقايع عثمانى٬ ارمنيان باز با تحريك خط دهى و كمك دول استعمارى غرب-مسيحى به هوس الحاق بخشهايى از خاك آذربايجان جنوبى (آذربايجان ايران) به دولت خويش افتادند. و باز در زمينه سازى اين هدف٬ نيروهاى مسلح دولت ارمنستان و شبه نظاميان ارمنى به سوداى بدست آوردن برتريت جمعيتى عددى و خاك٬ دست به قتل عام و نسل كشى تركان آذربايجان در آذربايجان ايران (جنوبى) زدند. قتل عام فجيع و نسل كشى بيش از صد هزار تن از تركان آذربايجان جنوبى (اورميه٬ سولدوز٬ خوى٬ سلماس٬ مرند٬...) در سالهاى جنگ اول جهانى توسط نيروهاى مسلح مسيحى ارمنى-آسورى٬ به حوادث جليولوق-قاچاقلار معروف است. پس از فرو پاشيدن اتحاد جماهير شوروى و گرفتار آمدن آذربايجان در دامن جنگ داخلى و ناآرامىهاى قومى و در اثر غفلت رهبران و ساده لوحى مردم آذربايجان٬ ارمنيان دوباره فرصت را غنيمت شمرده استقلال منطقه عمدتا ارمنىنشين قره باغ عليا را از آذربايجان اعلام نمودند. و بدنبال آن سناريوى قتل عام تركها و اشغال اراضى آذربايجان در سالهاى جنگ جهانى اول در شرق تركيه٬ جنوب قفقاز و آذربايجان ايران توسط ارمنيها و با حمايت ها و تشويهاى آشكار و نهان روسيه و دول بزرگ غربى٬ بار ديگر و عينا تكرار شد. با پيشروى ارتش ارمنستان و نيروهاى روسيه در داخل خاك آذربايجان٬ ارتش اين كشور علاوه بر قره باغ عليا، قره باغ سفلي ترك نشين را نيز متصرف و افزون بر آن هفت استان ديگر جمهوري آذربايجان را اشغال نمود. جنگ خونين در گرفته بيش از پنجاه هزار كشته و يك ميليون بي خانمان ترك برجاي گذاشت. در ادامه به عنوان تاكتيكى براى فرارى دادن اهالى ترك٬ ارتش ارمنستان با حمايت هنگ ٣٦٦ ارتش روسيه شهر خوجالي آذربايجان را اشغال و به كشتار جمعى توده ترك غيرنظامي اقدام نمود. در قتل عام خوجالى صدها غيرنظامي شامل زنان و كودكان به طرز فجيعى كشتــه شدند. (گزارشات منابع حقوق بشرى و بين المللى بىطرف پر از فجايع انجام شده در اين قتل عام توسط نيروهاى ارمنى٬ مانند دريدن شكم و بريدن گوشـهاي زنان و مردان٬ شليك تيـر خلاص به سـرهاي كودكان و نوجوانان٬ كشتار تمامى اعضاء بسيارى از خانواده ها٬ مثلــه كردن سـربازان اسير و به دار آويختنشان مىباشد).
پرفسور ژوستين مك كارتى (Justin McCarthy) مىگويد كه در ميان سالهاى ١٩٢٢-١٩١٢ كمى كمتر از ٦٠٠.٠٠٠ تن از ارمنيان آناتولى حيات خود را از دست داده اند و مىافزايد كه در همين دوره زمانى٬ دو و نيم ميليون (٢.٥٠٠٠٬٠٠٠ تن) از مسلمانان آناتولى (عمدتا ترك) نيز كشته شده اند. وى مىنويسد: " آنچه در باره حوادث شرق آناتولى٬ تبعيد و قتل و عام گفته مىشود٬ چيزى به جز داستانى يك سونگر نيست. سرنوشت پناهندگان ارمنى و مسلمان (ترك) بسيار به هم شبيه بوده است: جنگ و دسته هاى بانديت. دسته هاى اشرار٬ گرسنگى و بيمارى بين ارمنى و ترك تبعيضى روا نداشته٬ تركها و ارمنىها را بدون تبعيض هلاك كرده است. در آن سالها حدود ٢٬٥٠٠٬٠٠٠ (دو ميليون و نيم) تن ترك و كرد نيز جان خود را از دست داده اند. در سالهاى جنگ اول جهانى تقريبا همه اهالى مسلمان شرق و جنوب شرقى آناتولى يا به قتل رسيده و يا به صورت فرارى- پناهنده- مهاجر در آمده بودند. ما اكنون بر اساس اسناد و منابع موثق مىدانيم كه بين سالهاى ١٩٢٢-١٩١٢ اندكى كمتر از ٦٠٠٬٠٠٠ تن از ارمنيان آناتولى هلاك شده اند. ٦٠٠٬٠٠٠ تن به هيچ وجه رقم كوچكى نيست. ارمنيان تلفات فوق العاده اى داده اند. اما هنگام بررسى تلفات ارمنيان٬ مىبايست كه تلفات مسلمانان را نيز در نظر داشت. آمارها به ما مىگويند كه در همين حوادث بيش از ٢٬٥٠٠٬٠٠٠ تن مسلمان آناتوليايى اعم از ترك٬ كرد و عرب نيز هلاك گرديده اند. گرچه رنج ارمنيان به هيچ وجه نمىبايست كه دست كم گرفته شود٬ اما اين رنج هرگز نمىبايد جدا از فلاكت و تيره روزى مسلمانان آناتولو مطالعه گردد. از شواهد اسنادى و آمارها بدست مىآيد كه علت هلاكت مردم٬ خشونت بين دو جمعيت قومى (ترك و ارمنى)٬ مهاجرت اجبارى هر دو گروه مسلمان و مسيحى٬ بيمارى و قحطى بوده است. كشته شدگان تنها عبارت از سربازان و نظاميان دو طرف در ميدان جنگ نبوده اند٬ بلكه زنان و كودكان و مردانى نيز بوده اند كه بين آتش دو ارتش روسيه و عثمانى و جنگ قومى دو گروه ارمنى و ترك گرفتار آمده بودند. اكنون ما به طور قطع مىدانيم كه سبب اصلى تلفات٬ جنگ قومى دو جمعيت ارمنى و ترك بوده است. به طور مثال در ايالت سيواس كه ارتش روسيه هرگز بدانجا داخل نشده بود٬ به تنهائى بيش از ١٨٠٬٠٠٠ نفر ترك (توسط تجزيه طلبان ارمنى) به قتل رسيده است. كشتار مسلمانان بىگناه و معصوم توسط تجزيه طلبان ارمنى در اسناد و مدارك خود ارمنىيان نيز ثبت گرديده است". دكتر ساموئل آ. ويمس (Samuel A. Weems) در كتاب خود "ارمنستان: اسرار يك دولت مسيحى تروريست (Secrets of A 'Christian' Terrorist State: Armenia)" چنين مىگويد: "وقايع سالهاى ١٩١٥ بر خلاف ادعاى ارامنه نسل كشى نيست٬ كشتار متقابل و مقاتله است. اسناد موجود در آرشيوهاى وزارت خارجه بريتانيا و مسيونرهاى مذهبى آمريكائى كه در آن سالها در آناتولى بسيار فعال بوده اند٬ همه نشانگر آنند كه ارقامى كه امروز ارمنيان آنها را مطرح مىكنند و در افكار عمومى جهانيان جاى داده اند٬ چه در رابطه با شمار ارمنيان٬ چه در رابطه با آنهائيكه تابع تحجير شده اند٬ و يا آنهائيكه در كشتارهاى متقابل به هلاكت رسيده اند همه اشتباهند". سوالاتى كه بايد پاسخ داده شوند:
پروفسور استانفورد شاو ادامه مىدهد: "با هجوم نيروهاى روسيه در سال ١٩١٤ به شرق آناتولى در آغاز جنگ جهانى اول٬ سطح همكارى ارمنيان عثمانى با دشمن به شكل فوق العاده اى افزايش يافت. خطوط تداركاتى عثمانى توسط پارتيزانهاى ارمنى مورد حمله قرار گرفت و نابود شد٬ كميته هاى شورشى ارمنى شروع به مسلح نمودن مردم عادى ارمنى كردند و اينها هم به نوبه خود آغاز به قتل عام اهالى و همسايگان ترك و كرد مسلمان خود در وان٬ در پيشواز ورود قريب الوقوع ارتش مهاجم روسيه كه منتظر آن بودند نمودند. در آوريل سال ١٩١٥ كميته هاى ارمنى داشناك متشكل از ارمنيان قفقاز٬ در پيشواز قواى اشغال روسيه٬ در شهر وان كه در آن ارمنيان بالاترين درصد جمعيتى در همه خاك عثمانى را داشتند (٤٢٬٣ درصد) شورشى ترتيب داده و شهر را به اشغال در آوردند. مقامات محلى ارمنى كه مىدانستند جمعيت ارمنى از درگيرى طولانى با اكثريت مسلمان متضرر خواهد شد٬ در صدد آرام نمودن ارمنيان شورشى بر آمدند. اما شورشيان ارمنى قفقازى٬ موفق به جلب مردم به جانب خود - با اين وعده كه در صورت كمك به ريشه كردن اهالى مسلمان و اعلام وفادارى به تزار٬ نيروهاى ارتش روسيه به كمك آنها خواهد آمد- گرديدند. ارتش روسيه مستقر در قفقاز نيز در همين اثنا٬ با كمك داوطلبان ارمنى متشكل از پناهندگان آناتولى و اهالى قفقاز٬ شروع به تهاجم به سوى وان نمود. ارتش تزارى در ٢٨ آوريل به شرق آناتولى وارد شد و در ١٤ مه به وان رسيده به محض ورود به شهر شروع به كشتار و سلاخى همه اهالى مسلمان نمود. در طى دو روز و با بىرحمى تمام ٣٠٬٠٠٠ تن از مسلمانان ترك و كرد وان توسط ارمنىيان به قتل رسيد. بخش مسلمان نشين شهر كاملا ويران شد و متعاقب آن تاسيس جمهورى ارمنى وان تحت الحمايه روسيه اعلام گرديد. اكنون به نظر مىرسيد كه با كشتار تمام اهالى مسلمان و يا فرارى دادن آنها بتوان دولت جديد ارمنى را سرپا نگهداشت. سپاهى ارمنى ايجاد شد تا طبق اسناد ارمنى٬ "همه تركان ساحل جنوب درياچه وان را در آماده سازى براى پيشروى ارتش روسيه به سوى بيتليس٬ از اين سرزمين برانند". با سرازير شدن هزاران تن از ارمنيان موش و ديگر شهرهاى عمده شرق به سوى دولت جديد ارمنى و تا اواسط ژوئن٬ جمعيت ارمنيان تجمع كرده در ناحيه وان به ٢٥٠٬٠٠٠ تن رسيد. (قبل از اين جريانات مجموع جمعيت ترك و غير ترك وان به زحمت به ٥٠٬٠٠٠ تن مىرسيد). در اوايل جولاى ارتش عثمانى با آغاز تهاجمى متقابل٬ موفق به پس راندن ارتش روس-ارمنى شد. با عقب نشينى ارتش روسيه-ارمنى٬ دهها هزار تن از ارمنيان از ترس انتقام كردان و مجازات شدن توسط دولت عثمانى به خاطر قتل عام اهالى مسلمان – كه امكان ايجاد دولت ارمنى كوتاه عمر وان را برايشان فراهم كرده بود- با رها كردن خانه و كاشانه خود شروع به فرار به سوى قفقاز نمودند. در اين فرار نزديك به ٤٠٬٠٠٠ تن از ارمنيان هلاك شدند. البته اين تعداد هرگز در معرض تحجير و كوچ اجبارى نبوده اند و دولت عثمانى نيز كوچكترين نقشى در كشته شدنشان نداشته است". در همين اثناء و به تنهائى در ايالت سيواس كه ارتش روسيه هنوز بدانجا داخل نشده بود٬ بيش از ١٨٠٬٠٠٠ نفر از اهالى ترك توسط تجزيه طلبان ارمنى كشته شد. در همين دوره روسيه صدها هزار تن از مسلمانان قفقاز را از خانه و كاشانه خود اخراج و به سوى آناتولى روانه ساخت. (قبلا بين سالهاى ١٨٢٧ و ١٨٧٨ بيش از يك ميليون و سيصد هزار تن از مسلمانان جنوب قفقاز توسط دولت تزارى روسيه از سرزمين خود اخراج –تحجير شده بودند. تا سال ١٩٠٠ بيش از ١٬٤٠٠٬٠٠٠ نفر ديگر از مسلمانان و تركان قفقاز توسط روسها از سرزمينشان اخراج شدند. يك سوم اينان به قتل رسيده و يا قربانى قحطى و بيمارى گرديده هلاك گرديدند).
درسهائى كه مىبايد آموخت: مظالم ارمنى اما هنوز مانعى عمده در راه تاسيس دولت ارمنى در شرق آناتولى و همچنين در جنوب قفقاز وجود داشت: ارمنىيان با آنكه در بسيارى از شهرستانهاى عثمانى و مخصوصا استانبول پخش شده بودند (وضعيتى شبيه پراكندگى ارمنىيان در ايران امروز) اما در هيچيك از شهرستانهاى عثمانى داراى اكثريت مطلق نبودند. پرفسور ژوستين مك كارتى (Justin McCarthy) استاد دانشگاه لوئيس ويل كنتاكى ايالات متحده آمريكا٬ كه متخصص مردمنگارى تاريخى است مىگويد: "علىرغم وجود ارمنيه در نقشه هاى قرن نوزده و موضعگيريهاى سياستمداران اروپائى٬ در خاك عثمانى٬ در جهان خارج و عالم واقع هرگز ارمنيه اى٬ نه به لحاظ جمعيتى و نه به لحاظ ادارى-سياسى وجود نداشته است". وى در مقاله خويش-ارمنيان در امپراتورى عثمانى- نقشه هاى توزيع جمعيتى را نشان مىدهد كه در آنها به سالهاى ١٩١٢ جمعيت ارمنى (اعم از گريگورى٬ كاتوليك و يا پروتستان) در همه شهرستانهاى آناتولى اقليتى مجزاست و مىگويد "اگر همه ارمنيان جهان هم به شش شهرستان مورد ادعاى ايشان مهاجرت مىكردند٬ باز هم اكثريت را مسلمانان (تركها) تشكيل مىدادند". راه حلى كه ارمنيان براى حل اين معضل انتخاب نمودند عبارت بود از پاكسازى فيزيكى شرق تركيه و جنوب قفقاز از تركان-مسلمانان با كشتار جمعى٬ نسل كشى و اخراج گروهى آنها. با حمله و ورود ارتش روسيه تزارى به خاك عثمانى و اشغال نمودن نواحى شرقى آناتولى كه در آنجا اكثريت مطلق با تركها بود٬ ارمنيان و دستجات مسلحشان در صفوف نيروهاى اشغالگر تزارى روسيه٬ آغاز به كشتار جمعى و نسل كشى تركها و مسلمانان به منظور تغيير بافت قومى منطقه نمودند. با انجام پىدرپى قتل عام هاى دقيقا از پيش طراحى شده بىشمار٬ ارمنىيان در صدد بودند تا پيش از الحاق قطعى اين مناطق به دولت مستقل ارمنستان آينده٬ از طرفى تا آنجائيكه ممكن بود جمعيت ترك- مسلمان آن را مستقيما با كشتار كاهش دهند٬ و از طرف ديگر توده ترك وحشتزده٬ غافلگير شده٬ بىدفاع و پريشان باقى مانده را مجبور به فرار از منطقه نموده و بدين ترتيب اكثريت جمعيتىاى را كه فاقد آن بودند بدست آورند. هدف غائى ارمنيان٬ طبق اسناد موجود خودشان٬ اين بود كه در ناحيه ارس-ايروان و الويه ثلاثه (قارس-آرداهان-باتوم) يعنى منطقه اى تماما ترك (آذرى) نشين جزء آذربايجان ائتنيك٬ حتى يك ترك مسلمان (آذرى) باقى نگذارند.
نسرين خانم
ضمنا خود من وقتی کامنت نانای عزيز را ديدم می خواستم کامنتی مشابه آنچه که زيتون عزيز نوشته بنويسم که ديدم به هر حال همان حرف ها گفته شده ٫ بنابراين کامنتی نگذاشتم .
ايرانی عزيز
دوستان عزيزي که تجلیل از يک هنرمند را مرده پرستي و بت سازي مي دانيد... صحبت از بت سازي و مرده پرستي نيست، صحبت از اعمال شخصي يک انسان نيست،صحبت از هنر است و هنرمند؛ همانطور که شبح عزيز و ديگر دوستان توضيح دادند، صداهايي بودند که در زماني شکل گرفتند که دوران سختي بود و الحق صداهايي بودند ماندگار. بد نيست يادآور شوم که در سالهاي اخير اگر خانم دلکش و يا هم دوره اي هاي ايشان در خارج از کشور کنسرتي اجرا مي کردند، جاي سوزن انداختن باقي نمي ماند و چه عده زيادي که در پشت درها نمي ماندند...و يا در همان ايران ،وقتي که هنرمنداني چون پري زنگنه و يا آقاي ايرج و ... کنسرت مي دهند جوان و پير در آن شرکت مي کنند و استقبال چشم گيري از آن مي شود...مطمئن باشيد که اين همه انسان نمي توانند بي عقل و فاقد قوه درک و شعور و حس زيبايي شناسي باشند و در اين ميان يک يا دو نفر فقط از اين احساس برخوردار باشند که جمعي را بسخره بگيرند.
برادر رسوا !
از انجايی که من اهل فحاشی و چاروادارگويی نيستم از جواب دادن به اين خزعبلات خودداری ميکنم.
- ان خواننده های زنی که در اين سالها مخفيانه رشد کردند ولی اجازه خواندن نداشتن يکی سيما بينا
نسرين خانم با كمال ميل نصيحت شما را ميپذيرم و از آنجا كه برادر رسوا به شدت از بت سازي و بت پرستي و دايناسور پرستي بيزار است و به شدت به اين منابعش هم مطمئن است در كمال آرامش به او توصيه ميكنم يكي از اين منبعها كه از همه محكمتر است را بعد از رفع مشكل سوراخها به عنوان منبع مستراح به كار بگيرد تا ضمن حفاظت از محيط زيست منابعش بيكار و بدون استفاده نمانند و بيوماس توليدي توسط ايشان هم به هدر نرود.
دوستان عزيز !
سرگرد احتياط ارتش اسرائيل برادر رسوا !
شبح عزيز و دوستان گرامی که از دلکش بت ميسازيد:
پايان دادن به تروريسم کار جنبش آزادی برابری است. با هر دو بخش تروريسم - دولتی و اسلامی - بايد جنگيد. يک جنگ اجتماعی٬ همه جانبه و سراسری.
فريد عزيز!(44)
نانای عزیز
شبح عزيزم
اينم به خاطر اقای ناظم عزيزم
من پري زنگنه رو خيلي دوست دارم نانا
شبح عزيز
راستی يه نکته الان از خاطرم گذشت!
آسيه جان!(23)
آدم موقعی چنين نظراتی را می خونه واقعا مايوس ميشه.
نانای عزيز!(31)
زيتون عزيزم
با اجازه حرفی داشتم با نانای عزيز
روسيه اگر طور ديگری برخورد می کرد بايد تعجب می کرديم. عجيب است چنين کشوری با چنين سياستمداران وحشی چطور مردمش دم بر نمی آورند!
اعتصاب دانش آموزان ومعلمان بيش از نيمي از جمعيت ايران
بابا بس کنيد ديگه
:((
ترسون ترسون، لرزون لرزون یادش به خیر بعضی وقتا آنچنان مطالبت عین افکار من هست که واقعا فکر می کنم دل به دل راه داره !! عشق را در پستوس خانه نهان باید کرد. علی ن
خبر فوت دلکش برای من هم واقعا ناراخت کننده بود .در مورد اون وقايع که بايد بگم اون قدر زيادن که اگر بخوايم برای هر کدوم ناراحت بشيم بايد همه زندگی رو به ناراحتی بگذرونيم .
شبح جان. دنيای ما پر شده از اين وقايع و فجايع. چيکار ميشه کرد؟ هيچی. تا بوده انسان همين بوده.... من هم مثل تو خيلی افسرده ميشم وقتی اينا رو می شنوم. بعضی وقتا با خودم ميگم گور بابای دنيا لذت خودتو ببر. ولی مگه ميشه؟
گزارش نحوه طي مراحل اداري سند قطعنامه کنگره زبان مادري تبريز در دفاتر بينالمللي و داخلي بدنبال برگزاري نخستين کنگره زبان مادري در تبريز توسط فرهيختگان آذربایجانی در روز جهانی زبان مادری در بیست و دوم فوريه 2004 (اول اسفند ماه 1382)، قطعنامهای در طرح مطالبات زبانی اقوام و ملل ايرانی منتشر شد. اين قطعنامه که به امضاي 3333 نفر از شهروندان کشورمان رسيده، بعنوان يک سند ملي از اولیای امور ميخواهد تا در راستای مسئولیتی که به موجب قوانين داخلي و کنوانسیونهای بينالمللي، برعهده آنان نهاده شده است، جهت تحقق حقوق زبان مادری ایرانیان راهگشایی نمایند. لازم به ذکر است که سند ملي کنگره زبان مادري تبريز به زبانهاي فارسي، ترکي، عربي و انگليسي همراه با لیست کامل اسامی و اصل امضاهای واصله طی مجلدی در ابتداي خرداد ماه 1383 به دبيرخانههاي مسئولين ذيصلاح بين المللي و داخلي تقديم شده است. اکنون با توجه به پیگیریهای مکرر شرکت کنندگان کنگره و امضا کنندگان قطعنامه (و همچنین تاکید بسیاری از شهروندانی که امکان حضور در کنگره یا امضا قطعنامه را نداشته اما مفاد آنرا تایید مینمایند)، وظیفه خود میدانیم گزارشی ازآخرین وضعیت اسناد ارسالی به دفاتر نهادها و مراجع بينالمللي و داخلي را در آستانه بازگشایی مدارس و پس از گذشت قریب به 3 ماه خدمت عموم امضا کنندگان و علاقمندان تقديم نماییم: الف : دفاتر نمايندگيهاي بينالمللي در تهران 1- دفتر نمايندگي سازمان ملل متحد 2- دفتر نمايندگي يونسکو: 3- دفتر نمايندگي يونيسف: ب: دفاتر مقامات و سازمانهای داخلي 1- دفتر محترم مقام معظم رهبري 2- دفتر محترم رياست جمهوري 3- دفتر محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام 4- وزارت محترم علوم و تحقيقات و فنآوري 5- وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي 6- شوراي محترم عالي انقلاب فرهنگي 7- وزارت محترم آموزش و پرروش 8- خبرگزاري محترم جمهوري اسلامي ايران ضمنا لازم به ذکر است که به رغم اعلام 2 شماره تلفن و آدرس مکاتباتی در تبریز همراه با اسناد تقديمي به مسئولين ذيصلاح، تاکنون هيچ تماسي با دبير کنگره صورت نگرفته است. با تقديم مراتب احترام
چه عجیب و غریب و توام با سوز مادرانه بود آه مادرم در واکنش به شنيدن خبر فوت دلکش. انگار کلی حرف داشت اين آه......
چه عجیب و غریب و توام با سوز مادرانه بود آه مادرم در واکنش به شنيدن خبر فوت دلکش. انگار کلی حرف داشت اين آه......
سلام
وقتی که بود و نبود هزاران انسان را فقط با دو سوئال بی سر ته تعيين ميکنند و هيچ چيز هم جلو دارشان نيست ؟ آيا آه و ناله و افسوس و فغان ؛ چاره کار است ؟
خيلی وحشتناک بود:( تو اين دوره و از اين وحشیبازی ها؟!!!! راستی شبح جان وبلاگم در اينجا هم کپی ميشه..http://z8unak.blogspot.com/وبلاگ منم برای خودم نمياد!
تصاوير گروگان گيری واقعا تکان دهنده بود و من با دیدن این صحنه ها ساعت ها اشک ریختم و خودم را جای آن مادران چشم به راه فرزند گذاشتم...واقعا تف بر این دنیا و این زندگی...
به همه عاشق ترین زندگان ، کشته شدگان تابستان ۶۷ و همه رفیقان بازمانده: مهشید/ش
امروز به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطره عزیز زندانیان سیاسی که در تابستان ۶۷ به دستور خمینی قتل عام شدند مراسمی در استکهلم برگزار میشود...به یاد دارم که دو سال پیش که در این مراسم حضور داشتم وقتی جزئیات شکنجه ها را از زبان جان به در بردگان آن زندانها میشنیدم چطور تمام سرم بغض شده بود و نمی توانستم جلوی اشکها را بگیرم ،گاهی از گوشه ای از سالن و بین جمعیت صدای زار زدن مردی یا زنی میامد... و یا بسیاری را که با تجسم چهره و یاد هم بندان و رفقایشان برای اینکه بتوانند خود باشند و زار زار گریه کنند از سالن بیرون میرفتند و چقدر حال همه بد بود....آن موقعها آن روزهای دور هشت نه سالگی من و چهره بی رمق و زرد و پیکر پر از خون پیچیده در پتوی عمویی که صبح سحر از در پشتی خانه چند نفر کشان کشان به داخل آورده بودندش ،دیگر نمی توانست بپرسد که از اولدوز و کلاغها چه فهمیده ام و نمیشنید اگر میگفتم کلاغها چقدر برایم عزیز و قشنگند ..که عموهای مهربان ، عموهای عزیز کتاب و مهربانی و نوازش و داستان های صمد و سینمای فیلمهای خوب و حرفهای بزرگ و اندیشه های قشنگ یکهو ناپدید شدند و هر گز دیگر نیامدند ....در مراسم بودم و با خودم فکر میکردم که یاران و هم بندان زنده آنها اکنون به چه می اندیشند؟ چه چیزی برایشان درد آور است و اقعا چه؟ عزیزان و یاران ! آرمانها و راهی که به خاطرش زندگی خود را گذاشتند ..و هرگز پشیمان نیستند ..هرگز! شاید اگر آنان زنده بودند اکنون در کنار ما بودند...و آرمانها و اهداف انسانی خود را در حنجره های سوخته و داغ خود فریاد میزدند....
دلکش منو ياد مادرم می انداخت. مامان چه خوب شعرهای دلکش رو ميخوند... اما الان چشمام خيس از اشک خبریه که با تاخير از زنان ايران خوندم... زنی چهارده ساله بعد از نه ماه حبس نجات پيدا کرد. شبح گرامی اين بچه چهارده ساله بدنش بارها داغ شده و با انبر دستی گوشت تنش کنده شده. نبايد اين موضوع انعکاس جهانی داشته باشه؟ بچه ای که به ازای بدهی باباش به عقد مرد دراومده....
" تف" به نظام سرمایه داری؛ اما این کافی نیست، این نظام خود" تف مجسم" است. نابود باد نظام سرمایه داری؛ اما این هم در حد آرزو باقی خواهد ماند مگر آنکه نظام نوین، جامعه سوسیالیستی را به عنوان بدیل آن طرح کرد. اگر ضد سرمایه داری هستیم پس بکوشیم تا عمده ترین بحث ها و تبادل نظرات خود را در چارچوب مباحث مارکسیستی کانالیزه کنیم. اگر نمیخواهیم نکبت نظام سرمایه داری را هر روزه و در هر قسمت از زندگی احساس کنیم باید خود را به سلاح آگاهی سوسیالیستی مجهز کنیم، در غیر این صورت تنها در سطح بازگو کننده خیر خواه و دلسوز دردها باقی خواهیم ماند و این همچنان در درون خود از خود بیگانه شده باقی ماندن است.
خبر اون فاجعه حالم رو واقعاَ بد كرد . راستش حقيقتاَ تف به سياست و سياست بازي
برای سر حال آمدن دوستان : http://khabarnameh.gooya.com/columnists/archives/015386.php
شبح نازنین! اطلاعیه ای راخواندم که در زیر لینک اش را می گذارم من با این اطلاعیه در مورد کشتاردر شهر بسلان در جمهورى اوستياى شمالى موافقم دنیا باید علیه این گروگان گیری ها و توحش هر دو طرف برخیزد! مردم جهان! عليه تروريسم اسلامى و جنبش اسلامى به ميدان بياييد! اين جنبش را بايد در هم شکست! http://www.rowzane.com/000_etelayeha
:( " و عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد.." روزگار كثيفيست دوست من!
دلکش مرد ؟ چه صبح وحشتناکی...........
خبر مرگ دلکش برام خيلی سنگين بود . بعد از ويگن حالا دلکش .من ۲۳ سال دارم ولی با آهنگ های هکين دو نفر زنده می شم و می تونم عاشق باشم .و وقتی مرگشون رو در تنهايی و انزوا می بينم دلم می گيره .ديدن اين که يه آخوند کثافت مثل سگ جون بده و هزاز ان نفر تو سرشون بکوبن و بعد کسانی که عشق رو اموختند اينجور از بين برن خيلی ناراحتم می کنه.
خدايا پر از کينه شد سينه ام دلم ديگر آن شعله شاد نيست خدايا! زمين سرد و بی نور شد. مگر پشت اين پرده ي آبگون، شبی جبه ديگر کن و پوستين زمين ديگر آن کودک پاک نيست. گزارشگران تو گويا دگر کسی ديگر اينجا تو را بنده نيست. علی رفت، زرتشت فرمند خفت. نمانده ست جز «من» کسی بر زمين. ...گذشت، آی پير پريشان! بس است. يکی بشنو اين نعره خشم را گر اين بردباری برای «من» است، گران است اين بار بر دوش «من» خدايا! غم آلوده شد خانه ام. م.اميد
شبح جان عجيب هم درد يم ... همين حس تلخ زنده بودن در اين دنيای وارانه هست که هيچوقت نمی تونم به حودم اجازه بدم که فرزندی داشته باشم ! که فردا به اين سرنوشت دچار بشه ؟! می دونی ..تلخه شاهد ی ناتوان بودن ... :-(
من هم همين احساس رو داشتم...اشتباه تايپی
هم همين احساس رو داشتم...از همه بدتر اين احساسه که کاری از دست آدم بر نمياد
آره شبح جان تف به اين زندگی و به همه ی وجدان های پاک بشری که برای همه ی این جنایت ها عذری موجه دارد و از هر بابت آسوده است.
براي من علاوه بر اينها که دلم رو بدجوري بدرد آورد ،خبر بد ديگري هم بود... وقتي فهميدم که کارگردان جواني که چند ماه پيش از طبقه چهارم يک آپارتمان بر اثر ورود نيروهاي انتظامي پرت شده بود ،يکي از دوستان نازنين من بوده که مدتها بود گمش کرده بودم. وحشتناک بود ، بخاطر هيچ چيز جوانهاي ما يکي يکي دارن به خاک و خون کشيده مي شن.
چی بگم عمو شبح ! آره دنیا واقعا تیره وتاره...گاهی وقتها فکر میکنم احمقانه ترین و ُبر خطر ترین کار اینه که آدم مسئول و باعث بدنیا آوردن کودکی باشه ..کودک ، نوزاد ، یک انسان! از لحظه نخست اگر من باشم تمام زندگی ام پر از استرس و فشار اینه که چطور بگم که روی مینهای متعددی که جابجا زیر پای او کاشته شده پا نگذاره و یا آیا اصلا میتونه مانعی و سپری مطمئن بلای سرش بسازه و داشته باشه که خونین و مالین نشه..آیا سهمی از آب زمین برای نوشیدن به او خواهد رسید؟ آیا به اندازه لازم و کافی غذا و کار خواهد داشت؟.و یا حتی اگر خودش در مکان آرامی زندگی کنه ، چطور آدمی میتونه و باید باشه که دچار هزاران سوء استفاده های قانونی و غیر قانونی نشه ..دچار بحرانها و منجلابهای عجیب و غریب اجتماعی نشه و حالا حتی اگر از همه این معرکه ها جان و روان سالم بدر ببره..انسانی باشه که خود خواه نباشه و بتونه به فکر هم نوع خودش باشه و خودش هم از زندگی اش لذت ببره...میدونی این راه دراز و پر پیچ و خم و پر از منجلاب و فشار و عصیان یعنی چه...فکر کن آنهم برای آدم مهاجری که در دنیای ناشناخته ای پرت شده و تاره خودش باید بدونه که کجاست!! آیا من زیادی تیره فکر میکنم؟ چقدر دلم میخواست میشد روشن فکر کرد! هیچ دوره روشنی از زندگی خودم به یادم نمیاد..شاید این یکجور اتفاق عالی بوده که خودم اینم که هستم!که منهم مثل آن دختر شانزده ساله سرم به بالای دار نرفته ، که الان گوشه زندان نیستم ، که معتاد نیستم و یا خود فروشی نمیکنم...! شاید شانس آورده ام..ویا ..آیا من زیاد ی سیاه فکر میکنم؟
عجب ها. نمی تونم تصميم بگيرم روس ها کار درستی کردند که اينطوری گروگانها رو نجات دادند يا می تونستن بهتر هم کار کنند. خلاصه که گيج و ويج موندم. فقط طفلک بچه های بی گناه.
يک نکته عجيب ...من با اکانت پارس آنلاين اومدم ...البته از دوستی قرض گرفتم !!! گفت همه چی فيلتره ...تا الان که همه چی وا بوده و از همه مهمتر وب لاگ تو :)) فکر کنم نصفه شبها خواب هستن مسئولين فيلتر ... دو اينکه خبر درگذشت دلکش واقعا برای منهم ناراحت کننده بود ..ه رچند که ايشون هيچوقت نمی ميرن و همچنان و تا زمانيکه ما صداشونو گوش ميکنيم و هنوز هم لذت ميبريم زنده هستن ...از ديشب که فهميدم دائم ساز شکسته مياد تو ذهنم و هی زمزمه ش ميکنم . راجع به گروگانگيری هم هيچی ندارم که بگم :( جز لعنت و نفرين بر انسانهای سنگدل ! که اونم جز آروم کردن دل خودم اثری نداره . چشمانت اندوهبار مباد. |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26255 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:35 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||