|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 13 شهریورماه 1383 | September 03, 2004
● خواندنیهای آدينه!
تبعيد مبتنی است بر هستی و عشق و دلبستگی فرد به زادبوماش. آنچه دربارهی همه گونه تبعيد حقيقت دارد اين نيست که موطن و عشق از دست میرود بلکه نکته اينجاست که اين از دست رفتن ذاتی وجود موطن و عشق است و از آنها جدايیناپذير است.
پس آخرش تو گروگانگیری روسیه کشت و کشتار شد؟:( چقدر وحشتناک! چرا باید همیشه بچهها قربانی دیوونهبازیهای بزرگترا و تروریستها بشن؟
ممنون شبح جان از جوابت در نظرخواهی قبلیت.. نظر نسرین و ترانه رو خوندم.. چه قشنگ گفتهند هر دو..لعنت به کسایی که باعث شدن همهمون اینهمه از هم دور بشیم..هر کسی در جایی..ولی می دونم دلهامون باهمه!
نامه جمعى از نويسندگان و شعراى آذربايجانى به حضرت حجت الاسلام جناب آقاى خاتمى٬ رياست محترم جمهور بسمه تعالى
زبان و ادبيات تركى اين مردم٬ جزء فرهنگ گسترده ايران محسوب مىشود و جا دارد مانند تمام ميراث فرهنگى اين مرز و بوم مورد حراست قرار گيرد. اين زبان نيز مانند زبان فارسى به مرزهاى ايران محدود نمىشود و در پهنه وسيعى از دنيا به عنوان زبان توده مردم و زبان علم و مدنيت تداول دارد. همچنين بايد توجه داشت كه اسلام در طول تاريخ به وسيله سه زبان عربى٬ فارسى و تركى در جهان گسترده شده است. از اينرو تركى يكى از زبانهاى اسلام است. زبان بيشتر تركان ايرانى آذربايجانى است . اما يكى از تبعيضهاى مهم فرهنگى حاكم بر كشورمان كه تداوم سنتهاى غيراسلامى دوران پهلوى است٬ بىاعتنائى مسئولين به اين بخش از فرهنگ غنى ايرانى است. در حاليكه امروزه در خارج از ايران صدها هزار عنوان كتاب به زبان تركى آذربايجانى تاليف يا از زبانهاى ديگر بدان ترجمه شده است و در حاليكه كرسيهاى زبان و ادبيات تركى آذربايجانى تقريبا در همه كشورهاى دنيا داير است٬ متاسفانه در ايران حتى يك كانون آموزشى زبان تركى آذربايجانى وجود ندارد. در دانشگاه تبريز غير از زبان فارسى٬ كرسى بيشتر زبانهاى دنيا نظير عربى٬ انگليسى٬ فرانسه٬ آلمانى٬ روسى٬ كردى و حتى اسپرانتو وجود دارد اما در اين دانشگاه امكان گذراندن دو واحد درسى راجع به زبان مردم خود آن شهر وجود ندارد. علاوه بر اين تمام بخشهاى زندگى اجتماعى مردم از زبان مادريشان بريده شده است. راديو تلويزيون٬ مطبوعات٬ تابلوهاى شهر٬ اعلاميه هاى عروسى و ترحيم و حتى سنگ قبرهاى ما همه و همه به زبان غير مادرى ما حرف مىزنند. اگر هم در راديو تلويزيون يا مطبوعات محلى مطلبى به زبان تركى عنوان مىشود٬ در حقيقت تنها كارى كه اين نوع برنامه ها به خوبى از عهده انجامش بر مىآيند٬ تحقير ملت و زبان و بر هم زدن قواعد آن مىباشد. در مجموع متاسفانه زبان ما را راديوهاى بيگانه خيلى صحيحتر و شيواتر از راديوهاى خودمان صحبت مىكنند و متاسفانه اين موضوع حقيقت دارد كه ايران تنها كشور دنياست كه زبان ميليونها نفر انسان مطلقا به حساب آورده نمىشود.
زبان تركى يكى از قديمىترين زبانهاى جهان است كه در ايران نيز داراى تاريخ باستانى است. اما پرسيدنى است كه اگر دشمنان كشور عزيز ما ايران٬ سياستى را پياده كنند كه مردم نسبت به زبان فارسى بىاعتناء بشوند٬ آيا ما اين رويداد را به فال نيك مىگيريم؟ آيا ما كسانى را كه زبان فارسى را تحقير مىكنند٬ انسانهاى با شرفى به حساب مىآوريم؟ يا براى رفع اين نقيصه بزرگ و زدودن آثار اين پديده شرم آور قيام مىكنيم؟ در اينجا به جاست سخن شيوائى را كه اخيرا يكى از فرهيختگان فارسى زبان در يك جمع ادبى به زبان آورد٬ نقل كنيم تا مرهمى اندك بر زخمها شود. ايشان به هنگام صحبت راجع به استاد شهريار گفتند: اگر من حيدر بابا اثر شهريار را درك نمىكنم٬ تقصير شهريار نيست. بلكه تقصير من است كه تركى نمىدانم. انسان چطور مىتواند اسم خود را ايرانى بگذارد ولى زبان تركى را نداند؟ به يقين جامعه مدنى با ناديده گرفتن زبان و ادبيات مردم و سپردن آن به دست حوادث منافات دارد. از آنجا كه ماده ١٥ قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران راهگشاى حل مساله زبانهاى قومى است٬ و با عنايت به آيه شريفه "و لو شاء الله لجعلكم امه واحده و ليكن ليبلوكم فيما آتيكم فاستبقو الخيرات"٬ اميد است در اثر سعه صدر جنابعالى و كوشش همه دست اندر كاران دلسوز٬ نيل به خواسته هاى مشروع زير در آينده نزديك امكان پذير شود: ١- تدريس رسمى و اجبارى زبان تركى آذربايجانى به روش علمى در دبستانها و دبيرستانهاى همه شهرهائى كه سكنه ترك زبان دارند٬ در كنار زبان فارسى. با تجديد احترام
من و ثبت و احوال و دختري بي نام نازمحمد پقه
پاینده باشی شبح جان
18 سال پیش وقتی از پنچره هواپیما که کم کم فاصله اش را با زمین کم می کرد بیرون را نگاه کردم غیر از آسمان خاکستری ِ غم آلود، زمینی را دیدم سرسبز، اما انجا که سبز نبود خاک هم خاکستری بود و دریاچه اوره سوند هم سیاه و توفانی! اینجا قراربود خانه من باشد. نمی دانم چرا یاد ناپلئون بناپارت افتادم و سنت هلن! ادامه فکرم به دزیره کشید و تعریف اش از هوای سوئد در کتابی بهمان نام.
عزيزدوردونهی عزيز!(20)
نسرين عزيز!(19)
طبق معمول برای ذهن ما ثقيل آمد :))
شبح عزيز
مانده تا برف زمين آب شود
امیر جان!(8)
ترانهی نازنين!(14) امیر عزیز!(8)
مهيا جان!(7)
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/09/040902_pm-mk-delkash.shtml صدا و یاد اما همیشه باقی است.
و سپاس از اینهمه لطفت دوست گرامیم....
عربت درون خیلی بد تر از غربت در اجتماع است....ولی در باره عشق به میهن فقط این را میدانم که چو ایران نباشد تن من مباد .... و در غربت بد جوری دلم براش تنگ میشه..... راستی خوب شد که لینکت را در سایتم گزاشتم ها و گرنه این نوشتارت را از دست میدادم.... باز هم میام.....
کاملا درک می کنم چون خودم هم دچار يکنوع تبعيد ذاتی و غربت ذاتی هستم . بی تا
بحث هايی در چارچوب فعاليت های انقلابی زنان ايران
عمو شبح عزیزم سلام! از ادوارد سعید گفتی! چند مدت پیش از کانال دولتی سوئد فیلم مستندی از زندگی او پخش شد که آه واقعا جای همه آدمهایی که دوستداراو و اندیشه هایش هستند و نتوانستند ببینند ، خالی بود! تمام زندگی اش فعالیتهاش از دورانی که خانواده اش مهاجرت کردند و به آمریکا رفتند دوران بلوغ و جوانی اش ، مهارتش در ورزش در سنین جوانی ، تفکرات و مبارزه اش ...همه یکطرف و بعد وقتی ماهرانه پیانو میزد و به تو اجازه میداد که غرق در تفکرات و اعتقاداتش و صحبتها و سخنرانیهایش ..احساس کنی که این اوست این انسان بزرگ که اینچنین ماهرانه پیانو میزند ـ چیزی که کمتر از آن سخن گفته شده که چقدر در این زمینه هم استاد بوده ـ و تو را بر بال احساسی بی مرز به وسعت اندیشه هایش بر جاری ی ملودیها به پرواز وا میدارد ، احساس میکردی که تو یک نفر نیستی و میخواهی دست به کاری بزنی ..کاری بزرگ ، چیزی بسازی خلقی بکنی ....و عجیب و زیباست که مرگ برای چنین کسانی چقدر کوچک و حقیر است! انگار مرگ کرمی است که هر آن میخواهد زیر پای چنین اشخاص بزرگی له شود و او به رحم می آید ، پای به عقب میکشد تا مبادا کرم را له کند ...!
پخش مستقيم (پالتاك) نخستين گردهم آيى جمهورى خواهان دمكرات و لائيك ٣ تا ٥ سپتامبر ٢٠٠٤ - ١٣ تا ١٥ شهريور ١٣٨٣ ١١ صبح به وقت پاريس ٥ صبح به وقت شرق آمريكا ١٣:٣٠ به وقت تهران اتاق: /By Language/Nationality/Other/Iran.Sedaye-ma
شبح جان به اين شراگيم رو بدی تا آخر کامنت دونيتو پر ميکنه :))) اول و دوم و سوم ..حالا مياد باز ميگی نه ...ببين :) راستی من واقعا به اين خواندنی های آدينه شما اعتياد پيدا کردم ...اصلا موقعش که برسه من اتوماتيک ميام اينجا :) مرسی که بعد اندی باز نوشتی ..منظورم همين خواندنی هاي آدينه بود..راستی من نميدونم کی منو تند تند پينگ کرده بوده تو اين يه هفته .اما اگه تو هم عاصی شدی من معذرت ميخوام :) ايندفعه هم خودم پينگ کردم خودمو کسيو نفرين نکنی يه وقت :) آدينه ات سر خوش :)
خواست = خواستم (شرمنده)
سلام شبح عزیز ... خواست برات یه جمله از ترجمه های شاملو رو بنویسم ولی درستش به ذهنم نمیاد ، دقیقن حرف تو رو زده و بسیار بسیار قشنگ ...
آهان...از اون لحاظ میگفت...الان افتاد!
اه...! اين متنه چقده بد قلقه...!! هرجوری باش ور میرم درست در نمیآد! :(
به جان خودم هنوز پينگ هم نکردی...همينجوری اومده بودم اين طرفا...قسمت بود اول بشم!؛) |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1237
تعداد نظرات: 24972 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 12, 2006 12:56 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||