|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 9 شهریورماه 1383 | August 30, 2004
● پچپچههایی از سر دلتنگی
دیشب تنها و کمی غمگين بودم برای قدم زدن به خيابان ولیعصر(پهلوی، مصدق) رفتم. از چهارراه پارکوی به سمت پايين قدم میزدم و مردم را میديدم که جای سوزناندختن در پياده رو نگذاشته بودند. به پارک ملت که رسيدم شلوغی در اوجاش بود. جوانان، دختر و پسر، گروه گروه در پارک قدم میزدند، بچهها شاد و سرحال در حال بازی بودنند. با خودم فکر کردم راستی که عجب مردم عجيب و غريبی هستيم. سال 56 کشورمان يکی از امنترين کشورهای جهان به نظر میرسيد شاه با تمام بازیگران جهانی رابطهی خوبی داشت. شوروی در ايران ذوبآهن میساخت، بالاترين حجم واردات از آلمان بود، آمريکا که اينجا حيات خلوتاش بود مشکلات مرزی با عراق حل شده بود، نفت روز به روز گرانتر میشد و ارتش ايران قویترين ارتش منطقه و ارتشی قوی در سطح جهان محسوب میشد. گروههای چريکی فدائيان و مجاهدين تقريبا از هم پاشيده بودند. اکثر کادرهایشان يا کشته شده بودند يا در زندان بودنند. مدارس مختلط، مينیژوپهای بالای زانو، حتا استخرهای مختلط و برنامههای باز تلهويزيونی... واکنش مردمی در پینداشت. مذهب کمکم داشت به حاشيه راننده میشد و اسلام حاکم و حتا اسلام مورد قبول اکثريت مردم چيزی مانند مسحيت در بين مردم آمريکا و کشورهای سکولار و لائيک بود. روشنفکران دينی منزوی بودند و هيچکس برای روحانيت تره خورد نمیکرد. اپوزيسيون علنی معنا نداشت. اگر سال 56 بنگاه شرطبندی میخواست روی سقوط رژيم شاه در سال بعد شرط ببندد بیشک يک به هزار هيچکس حاضر نبود روی سقوط رژيم شرط ببندد! با اين حال مردم ايران ناگهان احساس ناامنی کردند. احساس خفقان و با اولين اعتراضات تمام آن پوستهی نمايشی چون حبابی ترکيد. ساختار عقبمانده و ارتجاعی حکومت هيچ تناسبی با رشد نيروهای مولد نداشت. اقتصادی که میرفت تا در اقتصاد جهانی حل شود توسط هزارفاميلی وابسته به دربار اداره میشد و حداقل دموکراسی مورد نياز برای رشد سرمايهداری فراهم نبود. مردم به خيابانها ريختند و آزادی و برابری را فرياد کردند. میخواستند مرفه و آزاد زندهگی کنند. میخواستند پارلمان و دولت واقعی داشته باشند. میخواستند خودشان انتخاب کنند. و رژيم شاه با ارتش و گارد جاويدن و شرکای سرخ و سياه و سفيدش به چشم بر هم زدنی آن چنان بنيادی فروپاشيد که گویی نبوده است.
نمیدانم چقدر این ملت رامیشناسی ویا چقدر این اخوندها ؟ خوش به حالت که این امید را داری که فکر می کنی روزی این حکومت سقوط خواهد کرد واز حالا به فکر فر هنگ سازی هستی از نظر من تمام راه ها بسته است خد اوند هم که کاره ای نیست مخالفین این حکومت هم که اهل انقلاب کردن نیستند یعنی دل وجرات ندارند حکومت هم که سپاه دارد -ارتش دارد-بسیجی احمق بیشعور هم دارد
نمیدانم چقدر این ملت رامیشناسی ویا چقدر این اخوندها ؟ خوش به حالت که این امید را داری که فکر می کنی روزی این حکومت سقوط خواهد کرد واز حالا به فکر فر هنگ سازی هستی از نظر من تمام راه ها بسته است خد اوند که کارهای نیست مخالفین این حکومت هم که اهل انقلاب کردن نیستند یعنی دل وجرات ندارند حکومت هم که سپاه دارد -ارتش دارد-بسیجی احمق بیشعور هم دارد
نمیدانم چقدر این ملت رامیشناسی ویا چقدر این اخوندها ؟ خوش به حالت که این امید را داری که فکر می کنی روزی این حکومت سقوط خواهی کرد واز حالا به فکر فر هنگ سازی هستی از نظر من تمام راه ها بسته است خد اوند که کارهای نیست مخالفین این حکومت هم که اهل انقلاب کردن نیستند یعنی دل وجرات ندارند حکومت هم که سپاه دارد -ارتش دارد-بسیجی احمق بیشعور هم دارد
نمیدانم چقدر این ملت رامیشناسی ویا چقدر این اخوندها ؟ خوش به حالت که این امید را داری که فکر می کنی روزی این حکومت سقوط خواهی کرد واز حالا به فکر فر هنگ سازی هستی از نظر من تمام راه ها بسته است خد اوند که کارهای نیست مخالفین این حکومت هم که اهل انقلاب کردن نیستند یعنی دل وجرات ندارند حکومت هم که سپاه دارد -ارتش دارد-بسیجی احمق بیشعور هم دارد
چگونه ما با شهيد بهشتی فاميل شديم؟
ببخشيد که اين کامنت رو براي همه مي زنم.
برای کسی که بالا کامنت گذاشته می نويسم . تا وقتی که تمام سياست و کياست ما در گرو تنبون مردم باشه وضع مملکت ما همينه . آخه تو کدوم مذهبی سه چهارم متن رساله مربوط به کمر به پائينه . پس فکر و انديشه کجاست ؟ اون هم حتما تو تنبون اين ملاهاست که واسه مردم روضه می خونند و خودشون چه کار ها که نمی کنند .
زيتون عزيز!(48)
نکنه تو هم می خواهی جلای وطن کنی و بری به تبعيد؟:( هر کی اينجوری گفته آخرش رفته! يواش يواش تو مملکت خودمون احساس غربت میکنم!
عمو شبح ميدونی چیه؟! راستش من برای اینکه وبلاگ تو رو به چند تا از وبلاگهای بر و بچه های هم شهریم دریکی از شهرهای ایران معرفی کنم اون رو در قسمت لینکدونی ام نوشتم و به اسم معرفی وبلاگ در بخش نظر خواهی ها در چند تا وبلاگ گذاشتم.... بعد وقتی خواستم برای خودت نظرم رو بنویسم ..دقت نکردم که اون رو پاک کنم و اینطور شده که حالا که برام نوشتی لینک داده بودم یا نه، متوجه شدم.. چون اصلا من وبلاگ ندارم..اگه دوست داری میتونی وبلاگ مسمومیت مطلق رو بری بخونی و ببینی که این کار رو کردم آدرسش هم اینه:http://www.babakshaker.persianblog.com/
ژکوند نازنين!(37) شهلای عزيز!(32) پاييز آبی عزيز!(38)
دادامان عزيز!(39) نانا جان!(42)
آرمين جان!
برای شبح و تمامی دوستان چپ از هر گروهی مطلبی در وبلاگم نوشته ام
یادم رفت :
سلام ....بیخیالی در کل دنیا رواج پیدا کرده... حتی در آلمان گاهی من از حقوق بشر حرف میزنم بهم میخندند و میگند این که حقوق بشر نیست ... خیال میکنند من را نزن تنها حقوق بشر هست ... یعنی تا وقتی که دستت را روی من دراز نکنی حقوق بشر را رعایت کردی و اگر دستت را روی کسی دیگری دراز کردی حتما حقش بوده چونکه مثل آدم رفتار نکرده ....اما حب بهت حق میدم آگاه کردن درست هست اما فقط حرف زدن فایده ندار د و بایستی عمل کرد و نشان داد میشود بشر بود و ماند ... هرچه بعضی دوستان بهانه میاورند و به من میگویند عمل هم فایده نخواهد داشت اما من حداکثر را میخواهم
شبح عزيز سکولاريسم دو سويه دارد يک سويه اش سکولاريسم ذهنی است subjective ... وظیفه ی سازمانهای مترقی و روشنفکران در مرحله ی اول بایستی این باشد که درک مردم را از تاویل مسائل بر مبنای مذاهب بکاهند اگر این مسیر درست طی شود سکوتها که اکثرا از سر ناآگاهی و خودنگری ایجاد شده است می شکند و مردم به سکولاریسم عینی و حکومتیobjective سامان می دهند ... البته این دو نحله ی سکولاریستی خود به زیر پایه ی موزون اقتصاد وابسته است ... جنبش ۵۷ دو نقص عمده داشت یکی اینکه مبحث سکولاریسم با اینکه به صورت سطحی در استراتژی حکومت شاه پیاده می شد اما در نزد مردم به صورت ذهنی نهادینه نشده بود بنابراین بازتابی جز ایدئولوژی و حکومت خمینیستی نداشت .. وگرنه اگر سکولاریسم ذهنی نزد مردم پذیرفته شده بود اوضاع و سامان اقتصادی مرفه ایران انقلاب ۵۷ را به سکولار ترین انقلاب جهانی پیوند می داد . حال اما زیر پایه ی اقتصادی به قدری فلج و افسار گسیخته است که با شکستن ایدئولوژی دینی صرف نمی توان بذر سکولاریسم را به آسانی کاشت و برداشت کرد . این مشکل متاسفانه بسیار بنیانی است !
الان داشتم تو وبلاگت مطلب تاسف انگيز عاطفه رو دوباره مرور مي كردم ، يه چيزي رو مي دوني اين بي عدالتي ها رو هيچ جاي ديگه به اين صورت نمي توني ببيني ، اين حماقتها فقط مال مردهاي ايرانيه ، اونايي كه اون بالا نشستن و به اسم دين سر مي برند ولي خودشون از هرزه ترين مردهاي دنيان..!!! ، اينم از تساويه حقوق زن و مرد ، يه مطلب نوشتم البته مال قبل از اين حادثه تاسف باره ولي بي ربط به موضوع هم نيست در مورد مردهاي احمق ايرانيه ، معذرت مي خوام قصد توهين ندارم ، مطلب رو بخونيد متوجه ميشيد !
امیدوارم هر چه زودتر سرحال بشی عمو شبح!... ژکوند رو که یادت میاد!
بحثت درست اما خيلی کلی بود.اگه نظر منو بخوای که می گم بی خيالی و اگر کمی منطقی تر باشم (که نيستم) می گم :خوب؟بايد چه کرد؟ اگر می خواهيم مردم ما کاری انجام دهند بايد تلنگری به احساساتشان زد.در طول تاريخ هر پيروزی که بدست آورديم احساسات نقش عمده ای داشته.
سلام
مطلبت خيلی احساسی ولی محکم بود نميدونم از نفس کشيدنم بيزار شدم خوصوصا که يک ساعتی ميشه از يک مساله اداری و کاغذ بازی خونم جوش اومده
به هر روی من لینکت را در سایتم وارد کردم....
سپاس از پيامت ...ولی اگر راستش را بخواهی منظورت را نفهميدم از.... شهلا به اين شهلايی نوبره والا ....چيست؟
درود بر شبح ٬ این نیک مرد ایران زمین شور بختانه سخنانت خود خود حقیقت درون ایران است ... ترسم از آن روزی است که این بیگانگان سر نگون شوند و گروهی شارلاتان تر به جایشان بنشینند...
درود بر شبح ٬ این نیک مرد ایران زمین شور بختانه سخنانت خود خود حقیقت درون ایران است ... ترسم از آن روزی است که این بیگانگان سر نگون شوند و گروهی شارلاتان تر به جایشان بنشینند...
آی گفتی / مطلبت خيلی به دلم نشست چون حرف دل خودم بود
شبح عزيز؛ حرف دل من رو زدید.نوشته ی شما راجع به آموزش مردم کاملاْ منطقی و درسته. آموزش درست و اساسی تنها راه و همین طور بهترین راه برای نجات مردمه و به نظر من تا به حال هیچ کس روی اين مورد کار نکرده. کاشکی همه مثل شما اهمیت این مورد رو بفهمند!
چرا نبايد به حزب کمونيست کارگری پيوست؟
ترانهی نازنين!(19)
موافقم به شدت :D
سفري به ايران رفتم! سفري ده روزه. ساده و بي دردسر! در ميان ا نبوه نوشته هاي اديبانه و فاضلانه و جهانشمول سايت هاي ايراني، در يک کنج دنج اينترنتي، دقايقي کنار چشمه آب باريک و زلالي نشستم و کف دستي آب نوشيدم و به سر و رو زدم! فيل هوا نکرده اين بانو. دنبال شهرت نيست. اسم ندارد. ميگويد ساکن هلند است. حتماً جائي در اروپاست، حتي هلند! (احتياطاً گفتم) به نظر نميآيد چيزي را دروغ بنويسد. simayezan.persianblog.com نوشته اش بوي زندگي ميدهد. مثل نان تازه، ساده و گرم است و خوشخوراک. ناني که آدم در فاصله نانوائي تا خانه ميخورد. از صبحانه و شام و ناهار خوشمزه تر!
«ويروس هايی» که زير «آفتاب» رشد بادکنکی می کنند و سپس می ميرند!
اگه اجازه بديد من بهتون لينک دادم .
قضيه اينه که مردم تلاش ميکنن . ولی هر چی بيشتر تلاش ميکنن کمتر به زندگی مرفه و آزاد نزديکتر ميشن ... / ضمنآ ! آخر و عاقبت تلاش رو هم در نظر داشته باش . زندانيان سياسی قطعآ داشتن يه تلاشی ميکردن ... /
سايت ايرانيان علاوه بر سرقت خبر رويتر در باره رضازاده (درج خبر بدون منبع آن و بنام خود) قسمتهاى مربوط به زبان مادرى و فرهنگ تركى وى٬ نزديكى زبان مادرىاش به زبان تركيه و شيفتگى وى به موسيقى آذربايجانى را سانسور كرد!!!! Journalistic Irresponsibility and Chauvinism
شبح همیشه نازنین! می بینی کوه هم که آتشی در دل دارد می تواند مدتی ساکت بماند اما روزی آتشفشان خواهد کرد! اینرا خوبست یادمان نرود!
با کامنت های شما ميشه يه وبلاگ درست کرد :)
کوچکتر که بودم داستان قشنگی خواندم. اسمش هانی کوچولو و آقا غوله بود. حکایت خلاصه چنین بود که شبی هانی کوچولو در خواب صدای عجیبی شنید و یهو از تختخواب خود پایین افتاد.چند روزی گذشت تا یه روز وقتی هنگام صبحونه هانی کوچولو از مادرش نون بیشتری طلب کرد با ممانعت مامانش طرف شد. چند روز بعد هم غصه رو تو چشمای پدرش دید و بعدترها میدید که مامان بابای با نشاطش تو روز مدام خمیازه می کشنو یه خستگی عجیبی بی حوصلشون کرده چندان که رنگ خنده هم از لباشون پریده بود. هانی تصمیم میگیره با دوستاش از موضوع سر دراره که یه شب اهالی رو سیاه به سیاه دنبال میکنن و میرن تا میرسن به اینجا که میفهمن همه ی داراییشون داره صرف غولی میشه که بیرون شهر جا خوش کرده! خلاصه هانی کوچولو و دوستاش تصمیم میگیرن تمام بادکنکاشونو باد کنند و به لباس پر از دکمه ای که والدینشان واسه غوله دوخته بودند هنگام خواب بیاویزند. آی شبح بچه ها اینکارو میکنند و غوله رو میفرسن به جهنم.
همانتيک عزيز!(14)
شبح عزيز سلام
سلام شبح عزيز...توي وبلاگ مهشيد زنانه ها كامنت تقريبا نامفهومي از شما خواندم..
ميگم تو که زدی ما رو با خاک يکسان کردی شبح جان...!!:))
سلام شبح عزیز ِ دلتنگ ... هیچی ، اونقدر سن و سال ندارم که سال 56 رو دیده باشم و چند سال بعدشو به خاطر بیارم ؛ نمیدونم چه به مردم گذشت و چه امیدی در قیام و تحول دیدین ! ...
سلام شبح عزیز ِ دلتنگ ... هیچی ، اونقدر سن و سال ندارم که سال 56 رو دیده باشم و چند سال بعدشو به خاطر بیارم ؛ نمیدونم چه به مردم گذشت و چه امیدی در قیام و تحول دیدین ! ...
آی گفتی شبه جان!...هر چند که انقدر مسائل پشت صحنه نقش داشتن و دارن که شايد تعجبی هم نداشته باشه!
بحران حککا نهفته در نظریات منصور حمکت!
تقديم به شبحی دل تنگ و نگران ٫ و تمام عاطفه های ايران : افق روشن روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد « احمد شاملو »
نه عزيز من ..کارمندان ؟! اصلا رويشان حساب وا نکن ...کافيه فقط يکی دو ساعت تو يه اداره دولتی باشی و يا توی يه وزارت خونه يا سازمان دولتی ...اووووه انوقت ميفهمی که بابا اصلا با اينا نميشه شوخی کرد !!! کارگران رو هم باز حرفشو نزن ...اونايی به نون شبشون محتاجن شبح جون اينقد دغدغه پر کردن شيکم خودشون بچه هاشونو دارن که ديگه حال اعتراض ندارن از ترس اينکه نکنه اين چندر غاز حقوق کارگريشونم از بين بره ... مگه اون کارگرای بیچاره ای که اونهمه اعتصاب کردن و اعتراض الان چی شدن !؟ معلمان هم همينطور توشون بگردی شايد بتونی تنها ۱۰ درصدشون رو پيدا کنی که باهات همفکر و هم عقيده باشه ... زنان ؟! زنان هم فقط بلدن تو وبلاگاشون فرياد نادیده گرفتن شدن حقوق بشر و چه ميدونم حق فمينيستی و این چیزا بزنن .تازه اونم اون ۵۰ درصدشون که وب لاگ میدونن چیه و تحصیل کردن و میدونن زن بودن به معنی مطیع بودن برای شوهر نیست ..تازه حاضرم بازم باهات شرط ببندم که اون به اصطلاح روشنفکرا هم تو عمل بازم فقط ده بیست درصدشون پیدا بشن که واقعا حاضر باشن به خاطر اون حرف و عقیده شون بجنگن ...! با بقیه مردم هم که حرف میزنی میگن ای بابا انقلاب ماله پولداراست ...!!! آزادی و امنیت و هر چیزی تو این مملکت ماله پولداراست ... اگه دقیقم بخوای نگاه کنی راست میگن ...من به عنوان کسی که هم دبیر آموزش پرورش بوده هم کارمند یه وزارتخونه دارم بهت میگم ! همش هم عین حقیقته ! مردم گرفتاره یه تعصب خشک شدن . همشون از دم . و همون تعصب باعث میشه سکوت کنن و صداشون در نیاد و اون تعداد کم هم که صداشونو بلند میکنن سریع سرشون زیر آب بره !
شبح عزيز اين نظر شماست البته و محترم٬ اما به نظر اين حقير که خوشبختانه هيچ مشکلی در مملکت نيست٬ الحمدالله که همه جا امن و امان است٬ اصلن هيچ مورد بحران هم گزارش نمیشود٬ زلزلهی ۶ ريشتری که خوبه ۱۰ ريشتری هم بيايد آب از آب تکون نمیخورد٬ دستگاه قضايی هم بسيار عادلانه رفتار میکند ( نمونهاش دادگاه زهرا کاظمی و اعدام عاطفه و ... ) ٬ بیعدالتی هم اصلن و ابدن وجود ندارد و ( عليرغم شايعهپراکنیهای ايادی معلومالحالی نظير جنابعالی ) همه باهم زير سايهی اسلام عزيز در صلح و رفاه مشغول گذرانيم و اجازه هم نمیدهيم به بيضهی شريعت ذرهای خدشه وارد شود خدایناکرده و منالله توفیق٬ والسلام.
شبح عزيز دقيقا حق مطلب رو ادا کردی...پچ پچهت که اين باشه وای به وقتی که سر حال باشی...:)
شبحی ناراحت و نا آرام در ميان مردم تهران در گشت و گذار است و زندگی بهتر و انسانی را برايشان طلب ميکند. اين شبح کمونيسم و مارکس است. شبحی که به حق ماگزيماليست انسان فکر ميکند و طرح تشکل برای مبارزه در دست و فرمان بر قاعده نشاندن دنيای وارونه صادر کرده است. بايد با اين شبح عهد اتحاد بست و برای جلوگيری از خسارتهايی که جمهوری اسلامی هر ثانيه ببار ميآورد به فراخوان شبح پيوست. زنده باد شبح يک دنيای بهتر
آشكارا مي گويم اين وطن هرگز براي من وطن نبود
خوب گفتي شبه عزيز
ببينيد ايهالناس (درسته ؟) هرچه دامنها بالاتر هرچه مانتو ها تنگتر خطر زلزله کمتر امنيت بيشتر |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1237
تعداد نظرات: 24473 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 2, 2006 12:39 am
از کجا آمدهاند؟
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||