●
برکهیی بیچشمهسار در معرض آفتاب
خيلیها فکر میکنند نوشتن و خوب نوشتن کار دشواری است اما اگر حقيقتاش را بخواهيد ننوشتن بسيار عذابآورتر و تحليلبرندهتر از نوشتن است. ننوشتن موجب میشود زير انبوهیی حرفهای که برای گفتن داری و توان واگوکردناش نيست له و مدفون شوی اين را خيلی وقت پيش فهميدم... روزی که نزد شاملوی بزرگ بودم و او بر سر تعريف کردن خاطرهیی اشک به چشمهایاش نشست و از زخم انزویی که به او زده بودنند و اجازهی نشر کتابهایاش و معاشرت با معشوقهی افسانهییاش مردم را به او نمیدادند شکايت کرد، با تمام وجود اين درد را حس کردم دردی که شاملوی بزرگ را به زانو درآورد. درد انزوا...
اما الان که میخواستم چند خطی قلمی يا بهتر است بگوييم تايپی کنم ديدم درد خاموش بزرگتری وجود دارد. دردی که مانند خوره روح آدم را میخورد ولي نه صدا دارد و نه سوزش و اثری از خود بهجای میگذرد. درد بیدردی که از درون پوک میکند، ذره ذره مانند آهنی در معرض رطوبت لايهیی زنگ زده برجای میگذارد...
چيزی برای نوشتن و گفتن نداشتن آن درد بیدرد است، آن حس بیحسی که نابود کننده و محوکننده است مانند ...
August 17, 2004 04:52 PM
۱- زبان تركى٬ زبان اول ايران داراى سه گروه لهجه اساسى "آذربايجانى" (شامل قشقائى٬ اينانلو و ...)٬ "خراسانى" و "سنقرى" است٬ يعنى وضعيتى مشابه زبان كردى در ايران٬ كه داراى سه گروه لهجه اساسى كرمانجى٬ سورانى و لهجه هاى جنوب (لك٬ كلهرى٬ كرمانشاهى و...) است (براى اطلاع بيشتر در باره لهجه هاى زبان تركى در ايران نگاه كنيد به دو نوشته قبلى: تركى به معنى عام و تركى به معنى خاص٬ لهجه هاى شاخه اوغوزى زبان تركى):
الف- "گروه لهجه سنقرى" ٬ كم متكلمترين لهجه زبان تركى است. لهجه سنقرى منحصرا در يك منطقه مشخص٬ در استان كرمانشاهان بكار ميرود.
ب- "گروه لهجه هاى آذربايجانى" ٬ پر متكلمترين لهجه زبان تركى و زبان اكثريت مطلق خلق ترك در سراسر ايران است. اين گروه لهجه ها كه در شمال غرب (آذربايجان)٬ در مركز و در جنوب ايران رايج است به اين اعتبار٬لهجه اى منطقه اى نبوده٬ بلكه سراسرى است. گروه لهجه هاى آذربايجانى تركى٬ از جمله در استان خراسان نيز رايج است. متكلمين به لهجه هاى آذربايجانى زبان تركى در استان خراسان را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد: نخست گروههاى مهاجر متكلم به لهجه هاى آذربايجانى كه به ويژه در قرون نوزده و بيست از آذربايجان و ديگر نقاط ايران به خراسان مهاجرت نموده اند. دوم٬ گروههاى تاريخى و بومى ترك منطقه كه از ديرباز ٬ به ويژه بين دو دوره امپراتوريهاى تركى خوارزمشاهى-غزنوى-سلجوقى و قاراقويونلو-آغ قويونلو-صفوى در خراسان سكونت داشته و به يكى از لهجه هاى آذربايجانى ويا لهجه هاى گذرى بين آذربايجانىو خراسانى سخن مىگويند. در واقع در شمال شرق ايران٬ علاوه بر لهجه هاى آشكارا آذربايجانى و خراسانى٬ بسيارى از لهجه هاى تركى را مىتوان در حد فاصل لهجه هاى خراسانى و آذربايجانى جاى داد.
پ- "گروه لهجه هاى خراسانى" زبان تركى٬ عمدتا در شمال استان خراسان رايج اند. عمدتا٬ زيرا مانند گروه لهجه هاى آذربايجانى كه در خارج آذربايجان نيز رايج اند٬ گروههايى چند از خلق ترك كه به لهجه خراسانى زبان تركى و يا لهجه هاى نزديك به آن متكلمند – مانند تركان ابيوردى - در خارج خراسان در ديگر نقاط ايران نيز يافت مىشوند.
٢- بسيارى از قوميتگرايان فارسى٬ گروهى از شرقشناسان غربى و تركى شناسان اروپايى و حتى تركيه اى٬ زيرگروههاى لهجه اى٬ طائفه اى٬ جغرافيايى و مذهبى خلق ترك در ايران را به صورت اقوام و خلقهايى جداگانه (به عنوان مثال به شكل آذرى٬ آذربايجانى٬ خراسانى٬ قشقائى٬ افشار٬ شاهسون٬ خمسه٬ همدانى٬ سنقرى ٬ ابيوردى٬ اينانلو٬ اراكى ...... ) تقديم و تبليغ مىكنند. اين نگرش علاوه بر بىپايگى علمى٬ به لحاظ روند ملت شدن٬ يگانگى ملى٬ زبانى و هويتى و تاثير بسيار منفى بر روند احقاق حقوق ملى و دمكراتيك خلق ترك در ايران نيز٬ نگرشى فوق العاده زيان آور است. اينها نه زبانها و اقوام و خلقهاى جداگانه٬ بلكه همگى "زيرگروههاى لهجه اى و طائفه اى و جغرافيايى زبان و خلق واحد ترك" در ايرانند. در ايران فارغ از محل سكونت٬ وابستگى طائفه اى٬ باورهاى مذهبى و يا خصوصيات لهجه اى٬ يك خلق ترك٬ با يك زبان ملى واحد تركى و با يك هويت ملى واحد ترك وجود دارد (كه شامل خلق تركمن نمىشود٬ خلق ترك در ايران غير از خلق تركمن است). هدف از بررسى زيرگروههاى لهجه اى و جغرافيايى و مذهبى و طائفه اى و... خلق ترك در ايران٬ نه سعى براى تراشيدن هويت قومى جداگانه براى هر كدام٬ پررنگ نمودن آنها و تجزيه خلق واحد ترك در ايران ٬ بلكه كمك به تعميق شناخت و آگاهى از زبان و فرهنگ و تاريخ و ... مليت ترك٬ افزايش شناسايى و دانش متقابل زيرگروههاى پراكنده اين خلق از يكديگر٬ تسهيل آميزش و نزديكى آنها با هم و اشتراكشان در ايجاد و شكل دهى به زبان ادبى-ملى٬ فرهنگ ملى و هويت فراگروهى ترك در ايران است.
٣- يكى از فوائد بررسى زيرگروههاى لهجه اى و جغرافيايى زبان و خلق ترك در ايران٬ مشاهده گستردگى پهنه حضور زبان٬ خلق و فرهنگ ترك در سراسر ايران٬ از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق٬ كمك به درك سراسرى بودن آن است. بسيارى از قوميتگرايان فارس و البته مقامات رسمى تحت تاثير و يا مدافع قوميتگرايى فارسى٬ گسسته از واقعيات جهان خارج٬ در مورد زبان تركى در ايران هنوز در تعبيرات و تلقياتى مانند "زبان محلى" درجا مىزنند. غافل از آنكه زبان تركى در ايران زبانى سراسرى است نه محلى. و يا اينكه زبان تركى٬ زبانى محلى است كه محل كاربرد و رايج بودن آن سراسر ايران است. سراسرى بودن - كه هيچ كدام از ديگر زبانهاى ملى ايران از آن برخوردار نيستند- خصوصيتى كليدى براى زبان تركى است. زيرا كه زبان تركى در ايران مىبايد كه از حقوق يك زبان سراسرى و از جمله رسمى و دولتى شدن نيز برخوردار باشد.