سه شنبه، 27 مردادماه 1383 | August 17, 2004

برکه‌یی بی‌چشمه‌سار در معرض آفتاب

خيلی‌ها فکر می‌کنند نوشتن و خوب نوشتن کار دشواری است اما اگر حقيقت‌اش را بخواهيد ننوشتن بسيار عذاب‌آورتر و تحليل‌برنده‌تر از نوشتن است. ننوشتن موجب می‌شود زير انبوهی‌ی حرف‌های که برای گفتن داری و توان واگوکردن‌اش نيست له و مدفون شوی اين را خيلی وقت پيش فهميدم... روزی که نزد شاملوی بزرگ بودم و او بر سر تعريف کردن خاطره‌یی اشک به چشم‌های‌اش نشست و از زخم انزویی که به او زده بودنند و اجازه‌ی نشر کتاب‌های‌اش و معاشرت با معشوقه‌ی افسانه‌یی‌اش مردم را به او نمی‌دادند شکايت کرد، با تمام وجود اين درد را حس کردم دردی که شاملوی بزرگ را به زانو درآورد. درد انزوا...
اما الان که می‌خواستم چند خطی قلمی يا بهتر است بگوييم تايپی کنم ديدم درد خاموش بزرگ‌تری وجود دارد. دردی که مانند خوره روح آدم را می‌خورد ولي نه صدا دارد و نه سوزش و اثری از خود به‌جای می‌گذرد. درد بی‌دردی که از درون پوک می‌کند، ذره ذره مانند آهنی در معرض رطوبت لايه‌یی زنگ زده برجای می‌گذارد...
چيزی برای نوشتن و گفتن نداشتن آن درد بی‌درد است، آن حس بی‌حسی که نابود کننده و محوکننده است مانند ...

August 17, 2004 04:52 PM

سینا 0:08 @ Sat, 26 Apr 08

هاله جان اگه ميشه با اين شماره تماس بگير ۰۹۳۶۴۳۲۹۱۹۰


امیر 17:05 @ Mon, 3 Oct 05

ترانه ی دعای هنگامه رابه همه عشاق تقدیم می کنم


محمد 22:50 @ Mon, 1 Nov 04

با سلام خدمت دوستان و ناظران گرامی با عرض خسته نباشيد
من به يک هم صحبت هستم .
(دختر)
فقط برای يک سوال


محمد 23:43 @ Thu, 28 Oct 04

زینب جون واقعن دوست دارم


محمد 23:42 @ Thu, 28 Oct 04

زینب جون واقعن دوست دارم


محمد 23:42 @ Thu, 28 Oct 04

زینب جون واقعن دوست دارم


محمد 17:27 @ Mon, 25 Oct 04

هاله همه زندگی من است .حالا که چند روز است از او دور شودام واقعا روانی شودم.به امید دیدار .عزیز دلم دوست دارم.سیامند کردستانی.


محمد 17:26 @ Mon, 25 Oct 04

هاله همه زندگی من است .حالا که چند روز است از او دور شودام واقعا روانی شودم.به امید دیدار .عزیز دلم دوست دارم.سیامند کردستانی.


تيشه 15:28 @ Sun, 22 Aug 04

به خسن آقا ۹۸: اتحاد ما در حال شکل گرفتن نيست. اتحاد ما خيلی وقت است که نطفه بسته، شکل گرفته و بزرگ شده است. عمو جان حالا باید منتظر باشی تا ثمرش را ببينی و بچشی.


تيشه 15:21 @ Sun, 22 Aug 04

تقديم به ناظر عزيزم: « شبيه ابرها هستي و بوسه هاي نيامده / چشمهايت به لوبيا مي ماند / اي گربه ! /

من دلم مي خواهد تو را به گلابي تشبيه كنم » ر . جمالي
D:


nana 19:36 @ Sat, 21 Aug 04

ارنستو
زيادی حرف بزنی ان عکس خودت را که دست به گردن مادونا و بريژيت باردو انداختی
و داری به راکفلر لبخند ميزنی در حالی
که جسد به خون الوده چه گوارا هم در عکس ديده ميشود در وبلاگم خواهم گذاشت . نانا


ارنستو چه گوارا 19:13 @ Sat, 21 Aug 04

ضمنآ کنجکاو از وقتی با وبلاگنويس ديگری بنام آريا دوست شده ديگر کسی را تحويل نميگيرد - نامبرده(کنجکاو) که يک بار در عملی شيطنت آميز يک عکس بسيار مستهجن را برای حال گیری از هاله در کامنت خودش قرار داد جزو شياطين محسوب ميشود و اين شک در مورد او بوجود آمده که صاحب وبلاگ شيطان است.
ضمنآ کنجکاو به اشعار فارسی زبانان افغان بسیار علاقه مند است و گاهی افغانی گپ میزند.


ارنستو چه گوارا 18:03 @ Sat, 21 Aug 04

هاله تا بحال چندين نفر را بوسيله غلغلک
کشته است. او معمولآ از گاز خنده آور نيز استفاده ميکند - گاهی هم از شربت زعفران استفاده ميکند که در اثر نوشيدن آن طرف آنقدر ميخندد تا بميرد.
البته وقتی جوک تعريف ميکند -کمی هم شربت زعفران بخورد شنوندگان ميدهد (با غلظت کم) تا شنوندگان به جوک بخندند.
ضمنآ هاله این روشها را در ام-آی-سیکس
یاد گرفته .


هاله 16:04 @ Sat, 21 Aug 04

البته باید بگم ارنی به گردن کلفتی بهزاد کانگورو صفت نبود. کار خیلی ساده تر بود. شبح سر ارنی رو در دریاچه های جنگلهای بولیوی زیر آب میکرد و من غلغلکش میدادم.


ارنستو چه گوارا 13:23 @ Sat, 21 Aug 04

ناظر جان
اينکه من را سربه نيست کرده اند را که درست ميگويی -سالها پيش آنهم در جنگلهای بوليوی اين کار را انجام دادند. اينکه هاله و شبح من را سربه نيست کرده اند را بازهم از جهتی درست ميگويی هرچند آنها از سر به نیست شدنم در جنگلهای بولیوی اظهار ناراحتی کردند ولی ته دلشان گفتند از شر این خرمگس راحت شدیم - همش ساز مخالف میزد . (: (:


هاله 10:31 @ Sat, 21 Aug 04

ناظر جان بسی سرگرم کننده مینویسی ولی تنها به اندازه همان یکبار خواندنت می ارزی. بقول شاعر برو این دام بهر مرغ دگر نه، خوب پسر جان؟

:))


خواننده قدیمی 5:18 @ Sat, 21 Aug 04

شبح عزيز يعنی انصافا حواست نيست اين برادر ((ناظر)) خود خسن آقا ست که داره جنگ زرگری راه ميندازه تا باز توجه جلب کنه؟
بعد از درگيريهای زيادش با هودر و بچه های زوزه و مهشيد و بقيه که ديد حسابی خيط کاشته از چشم همه افتاده ، داره با اين حرکتهای اطلاعاتی پليسی توجه ها را به خودش جلب ميکنه.
اينم يه دليل ديگش، اون موقع که انجمن وبلاگنويسها خواست راه بندازه و کسی تحويلش نگرفت ، فهميد بايد پوششی عمل کنه و پشت يه سری سنگر بگيره .

اين آدم بی آبرو تر و حقه بازتر از اين حرفهاست. مراقبش باشيد.


ناظر 4:03 @ Sat, 21 Aug 04

جناب زيتون . بهتر است شما حرف نزنيد .چون اسم شما هم در وبلاگ انتي بهزاد امده بود و جز كساني بوديد كه قرار بود به همراه شبح توسط بهزاد ايات شيطاني به شهادت برسيد!!!!

به هر حال نظر خاصي در مورد شما نئارم چون من ادم خوش بيني هستم.


خُسن آقا 3:20 @ Sat, 21 Aug 04

آقای ناظر یا شاید هم خانم ناظر! شما گویا تصمیم دارید با این کارتان در حقیقت به خُسن آقا ضربه بزنید چون همیشه گفته اند آگر خواستی کسی را تخریب کنی از او دفاع نادرست بکن.
حالا حکایت کار شما ست. شما همه را می کنی مامور جمهوری اسلامی فقط این وسط مارا می گیری میکنی شهید ایستاده. همین چندوقت پیش به طرق دیگری به خُسن آقا حمله می کردید چون دیدید اثری بر روی دوستان ندارد و لطفشان از خُسن آقا کم نمی شود حالا شروع کردید به این روش. حالا چند توضیح دیگر هم بدهم تا رویت یک مقدار کم شود.
اولآ درمورد آی پی من هیچ کجا ننوشتم که " هر كس كه در اروپا زندگي ميكند ميداند كه حداقل، subnet اي پي(IP) براي هر كس ثابت است "
این جمله از اصل بطور فنی حرف غلطی است و چیزی بنام subnet آی پی ثابت برای اروپا" اصلآ معنی نمی دهد لااقل اگر می خواهی دلیل بیاوری برو ترمینولوژی فنی این کار را یاد بگیر بعد بیا اینجا روضه بخوان.
دوم اگر می خواستی درست بنویسی باید می نوشتی که آی پی افراد در اروپا ثابت است که این هم دقیقآ صحت ندارد.
گرچه من گاهی اوقات آی پی ام تا مدتها عوض نمی شود ولی گاهی اوقات هفته ای یک بار عوض می شود.
و معمولآ اگر هم عوض نشود من خودم آنها را عوض می کنم چون برای ایمنی بهتر است تا اینکه آی پی ثابت داشتن.
در مورد آی پی هم من هیچگاه با آی پی خودم در وبلاگهایی که نمی شناسم مطلب نمی نویسم(مخصوصآ در وبلاگ آقای درخشان) گرچه همیشه با نام خودم می نویسم ولی آی پی را مخفی میکنم. حالا جهت اطلاعت می گویم البته می دانم که آنهایی که تو را سر این کار گذاشتن برایت توضیح خواهند داد تو خودت در مدت امروز با دو آی پی مختلف مطلب نوشتی که هر دوی آنها از آمریکا بود:
65.161.65.104 Tampa
216.127.82.97 Dalas
درضمن نوشتن خُسن آقا یک سبکی است که هیچ کس بجز خُسن آقا نمی تواند به این سبک بنویسد. خُسن آقا کُس را با صاد می نویسد و این خودش کار همه کس نیست. البته ممکن است ماموران بی سواد حکومت ملایان از عهده ی چنین کاری بر بیایند ولی دوستان فرهیخته ما حداقل از این کار عاجزاند.
برو آقا جان روزی ات را جای دیگر بستان.
دوست یا دشمن عزیز خدا روزیت را جای دیگر حواله کند.
دوستان عزیز به این آدم حشیشی یا مامور حکومت محل نگذارید اینها می خواهند اتحادی را که در شرف شکل گرفتن هست بهم بزنند.


زیتون 3:15 @ Sat, 21 Aug 04

اومده بودم بگم شخصی به نام ناظر در نظرخواهی من نظرات مشعشعانه‌ای داده.. که ديدم اينجا هم هست:)) بابا عجب آدم بيکاريه اين.. بالاخره نفهميدم حسن‌آقا رو دوست داره و نگرانشه يا خوشحاله که مرده:)) دور از جون البته:) چقدر هم به قتل و جنايت علاقه داره.. فکر کنم استعداد نوشتن فيلمنامه‌های جنايی داره:)) فکر کنم بره پيش لاريجانی استخدامش کنه:)
مرسی شبح جان که می‌نويسی..


شبح 2:18 @ Sat, 21 Aug 04

دوستان عزيزی که در کامنت 94 اين جناب ناظر به آن‌ها توهين شده است اميدوارم پوزش مرا بپذيرند و اجازه بدهند کامنت ايشان را حذف نکنم. راست‌اش را بخواهيد بعد از مدت‌ها دل‌مرده‌گی يک دل‌سير خنديدم!


شبح 1:54 @ Sat, 21 Aug 04

زيتون جان!(75)
اين کامنت‌ات اينقدر شرمندم کرد که نشستم کلی نوشتم!
شبح به اين بی جنبه‌یی نوبره والا!
خلاصه خيلی مخلص ايم!


هاله 20:23 @ Fri, 20 Aug 04

حسن آقا منکه خیلی دلم میخواد بفهمم ناظر عزیز چی زده ما هم بگیریم بزنیم حالی بکنیم. :)

حالا راستی راستی خودتی کاکو یا اینکه سرتو کردن زیر آب؟


خُسن آقا 19:55 @ Fri, 20 Aug 04

از قرار معلوم بنا به نوشته آقا یا خانم ناظر سر ما رو هم زیر آب کردن خودومون خبر نداشتیم.

آخه ناظر جان حالو گیرم دیگرون ندونن که سر خُسن آقا زیر آبه یا رو آب! خود خُسن آقا که حداقل می دونه که سرش کجوی آبه که!
دیدی اومدی نسازی! می خوای حشیش بزنی بزن نظر دادن توی وبلاگها رو حداقل بزار بری مواقعی که سرحال هستی.

تازه گیرم خُسن آقا توی نظرخواهی این دوتا وبلاگی که گفتی نظر نوشت. فکر می کنی آی پی خُسن آقا همیشه همونی هست که تو یک بار دیدی!؟ آخه عقل هم خوب چیزی هست. آی پی خُسن آقا خود خُسن آقا هم همیشه نمی دونه چی چی هست حالا شما ادعا می کنی که آی پی مارو می دونی؟
راستی راستی عجب روزگاری شده.


ترانه 14:24 @ Fri, 20 Aug 04

جوان سوسیالیست عزیز!
در مورد کانون ارنستو جان توضیح داد می دانی که من وبلاگی ندارم که شخصن اقدام کنم اما می توانم از شبح عزیز و هاله مهربان سوال کنم آیا امکان ندارد سوای اینکه هر کسی در وبلاگش مطرح کند مثل قبل ها پتیشنی برای اینکار درست کرد؟
امیدوارم دوستان این ملاحظه را نداشته باشند که این کار در این شرایط می تواند بموقعیت کانون لطمه بزند. این حسابگری ها اگر عقبگرد نباشد در جا زدن است. ترانه
پ ن . دوست عزیز برای من سکوت بمنزله «نابودی» است. فعلن در بعضی موارد این سکوت عین حرف زدن است.


ترانه 14:07 @ Fri, 20 Aug 04

هاله عزیز 59
می دانم که محبت داری و می دانی که منهم همین احساس خوب را بتو دارم عشق با شکوه ترین احساس بشری است!
باعشق
می توان،
مثل بهار،
براوجِ خواب های سپیداروارِ بیدار بودن بر گذشت.
(نمی دانم چرا هروقت از خویی چیزی می نویسم یاد «رهگذر» در خاطرم می نشیند)
بگذیم.
هاله جان قصد تعارف ندارم. کم کم یاد گرفتم که خودم را از قید هایی رها کنم این یادگیری ثمره سالهای بودن و ایستادن است . اینکه بانو نباشم اینکه به فرهنگ – صنف- وطن و جامعه ای خاص تعلق نداشته باشم . بریدن از این دادها و دیده شدن ها حاصل اش ترانه است. ترانه بمعنی سرود و نه نام یک زن!
هنوز راه درازی در پیش است و رفتن این راه پر پیچ و خم، سخت تر از آنست که ادعایی باشد برای همین اینجا هستم. گرچه دیگر زیاد هم انگیزه اش را ندارم. مازوخیست نیستم. ترانه باید بتواند سرود زنده گی داشته باشد تا این راه سخت را تنها با پای پیاده برود . سوار ژیان هم نشود. سوخت من انرژی گرفتن ازانرژی دادن است.

دوستتان دارم! ترانه


ارنستو چه گوارا 14:06 @ Fri, 20 Aug 04

جوان سوسياليست عزيز
کانون هنوز رسمیت نیافته و هنوز منشور و اساسنامه به تصویب اعضا نرسیده است.

من شخصآ در وبلاگم خواهم نوشت - بدون شک پیشتازی طبقه کارگر در مبارزه الگو و راهنمای ما خواهد بود. بی دلیل نیست که این حکومت از به میدان آمدن کارگران واهمه دارد و بی دلیل نیست که تمام حکومت ها از به میدان آمدن کارگران -چه در کشور خودشان و چه در سایر کشورها واهمه دارند.
بی دلیل نیست که طبقه مرفه وقتی که به مبارزه کارگران میرسند -سکوت میکنند.


جوان سوسیالیست 13:32 @ Fri, 20 Aug 04

رفیق شبح:
حالا که ما به قول ناظر کمی با هم فامیل درآمدیم لطفاً نظرت را راجع به کامنت 62 بنویس.
رفیق ال- چه:
ما روی تجربه شما حساب میکنیم، لطفاً نظرت را راجع به کامنت 62 بنویس.
هاله: به این کم حرفی« نوبره والا»
ترانه: به این پر احساسی ولی بعضی وقتها در سکوت هم« نوبره والا»
سایر عزیزان: لطفاً نظرتان را را جع به کامنت 62 بنویسد.
با تشکر از همه کسانی که به این مسئله توجه کردند و با تشکر اخص از رفیق گرامی میلیشیا.


شبح 13:06 @ Fri, 20 Aug 04

هاله جان!
قربون‌ات بسه ديگه افشا نکن قرار نيست که تمام سازمان اطلاعاتيمون رو لو بدی!
ولي راست راستی جاسوس به اين خوشگلی نوبره والا آدم را ياد فيلم‌های جميزباند ميندازه!


هاله 11:59 @ Fri, 20 Aug 04

شبح جان من باور نمیکنم یک نفری از پس آرش کسی بر بیاد. به این سرخی ... حتما" دیگرانی هم کمکت کرده اند. حالا که وقت اعترافات شده بگو ببینم دست چه کسان دیگه ای در کار بود؟


شبح 10:46 @ Fri, 20 Aug 04

هاله‌ی عزيز!(83)
ولی من واقعا متاثر شدم. وقتی برای بار سوم آرش سرخ را زمين زدم و بی‌درنگ خنجر را در قلب‌اش فرو کردم... پشيمان و نادم بودم... نمی‌دانی چه ناله‌های سوزاناکی می‌کرد... افسوس نوش‌داروی نبود برای نجات او... واقعا چه شغل کثيفی داريم ما...
اما خداييش اول صبح جمعه‌یی کلی خنديدم دست‌ات درد نکنه ناظر عزيز طنزپرداز خوبی از آب درميایی!
اين هم آی‌‍ی جديد:
IP Address: 216.127.82.97
Name: ناظر


هاله 7:50 @ Fri, 20 Aug 04

ناظر جان، حالا که مچمو گرفتی دیگه وقت اعترافه.

بهزاد آیات شیطانی کار من بود. خیلی هم به سختی سرشو زیر آب کردم. لامصب مثل یه کانگوروی گردن کلفت دست و پا میزد.

:))

راستی ناظر جان، ظرف بیست و چهار ساعت آینده سری به وبلاگ من بزن. افشاگری همراه با عکس و تفضیلات.


ناظر 7:35 @ Fri, 20 Aug 04

انجمن وبلاگ نويسان كه توسط اين باند ادمكش تشكيل شده است و بر غير سياسي بودن ان تاكيد شده است ابزاري است تا وبلاگستان را به جهت هاي غير سياسي و بي ضرر براي حكومت سوق دهد.با توجه به مرحله جديدي از اوضاع ايران كه شرايط جديدي از سركوب و خفقان در حال شكل گيري است

در ضمن اتحاديه سوسياليستها كه يكي از سركردگان داخلي ان شبح(كارگر سوسياليست) است، محفلي است متشكل از توده اي ها و اكثريتي هاي سابق براي جذب و شناسايي نيروها و طرفداران چپ در جامعه و نيز فضاي اينترنت تا در شرايط حساس مانند لحظه وقوع انقلاب همه را سر به نيست كنند همان بلايي كه در سال 57 تا 60 بر سر نيروهاي چپ اوردند

اقاي منوچهر نسرين خانم ترانه خانم مهران محبوبي و .. خواهش ميكنم همين امروز قضيه حسن اقا را پيگيري كنيد من به شما به ديد وبلاگيست نگاه ميكنم نه عضو حزب x يا y

يك سوال از اقاي منوچهر:ايا (اقبال) در ايران زندگي ميكند يا در خارج از ايران؟


ناظر 7:12 @ Fri, 20 Aug 04

در ضمن اتش و بهزاد ايات شيطاني نيز توسط عوامل وزارت اطلاعات و با همكاري وبلاگ نويسان عامل انها دستگير و يا سر به نيست شده اند


ناظر 7:08 @ Fri, 20 Aug 04

ياد اوري ميكنم حسن اقا هر سال تابستان به ايران سفر ميكند.

دوستان عزيزم لطفا از حسن اقا ( واقعي يا قلابي) در خواست كنيد در وبلاگ هاي مورد نظر كامنت بگذارد و حتما اين كار را طي چند ساعت اينده انجام دهيد در غير اينصورت بي اثر خواهد بود

در ضمن من از ماجراي ارش سرخ در همين اوايل تابستان مطلع شدم.


nana 6:17 @ Fri, 20 Aug 04

ناظر
تو خر تر از اونی که فکر ميکردم
اخه احمق تو خبر نداری که ما همگی نه تنها کارمند وزارت اطلاعات هستيم بلکه
دسته جمعی ارش سرخ و حسن اقا را کشته و جسدش هايشان را مخفی کرده
و هم اکنون در تدارک برنامه ريزی برای سر به نيست کردن يک فقره الاغ که تو باشی هستيم .
بهت پيشنهاد ميکنم دم الاغيت را روی کولت گذاشته فرار را بر قرار ترجيح بدهی
چون اگه نميدونی بدون که من به حرفی که بزنم عمل ميکنم .
در ضمن من در خارج از ايران مسئول تقسيم حقوق وبلاگ نويسان ايرانی خارج از کشور هستم که پولهائی که وزارت اطلاعات ميفرسته به دست بچه ها ميرسونم و شبح
هم در ايران به همين کاری که من ميکنم مشغول است . بهت پيشنهاد ميکنم اين اعتراف نامه را قاب کن بزن بالای سرت . نانا


ناظر 5:26 @ Fri, 20 Aug 04

حسن اقا ، يكبار در وبلاگ حسين درخشان به مناسبت مطلبي كه هودر عليه او نوشته بود كامنت گذاشت و من IP او را از انجا نوشتم چون در وبلاگ او IP ها نمايش داده ميشود


زیتون 1:35 @ Fri, 20 Aug 04

ا.. شبح جان به زور وبلاگتو باز کردم اينو بخونم؟ اگه فوری نوشتی که نوشتی. وگرنه....:))
بابا یکی از دلخوشی‌های ما خوندن وبلاگ شماست..
اصلا ببينم با اين سرعت کم کامنتم می‌ره:)
يه ساعته مطلب خودم آماده‌ست ولی هرکاري می‌کنم نمی‌ره که نمی‌ره..


جن تئاترشهر 1:30 @ Fri, 20 Aug 04

اتفاقن مخالف‌ام شدید ! یعنی فکر می‌کنم هیچ لذتی بالاتر از چیزی برای نوشتن نداشتن نیس ! خیلی ساده‌اس خوب آدم چیزی نمی‌نویسه و از گزند دنیا و آخرت در امونه ...


همدانلى 0:14 @ Fri, 20 Aug 04

روسواى ٦٤-
نوشته اى كه به آن اشاره كرديد در باره زبان تركى در ايران٬ لهجه هاى عمده آن و سراسرى بودن اين زبان در ايران و لزوم رسمى و دولتى شدن آن است. چه ايران جز آذربايجان باشد چه آذربايجان جز ايران و چه اين هر دو جز افغانستان و يا تركيه...

به همه حال چه شما غمگين بشويد و يا افسرده واقعيات ايران فرقى نمىكند٬ زبان تركى در شمال٬ غرب و جنوب ايران رايج است و بنا به بسيارى از منابع زبان اكثريت نسبى مردم ايران و به اين دليل و دلايل بسيار ديگر در ايران زبانى دولتى و رسمى خواهد شد مانند گذشته...

و اما نتيجه گيرى شما از اين نوشته به اين شكل كه ايران جز آذربايجان است٬ اگر طنز نباشد رسوايى است (و چه اسم با مسمايى داريد). چرا كه نشان مىدهد برخى از ايرانيان پس از هشتاد سال آموزش اجبارى زبان فارسى هنوز هم در درك ساده ترين جملات و متون نوشته شده به اين زبان داراى مشكلات جدى اند.


nana 23:20 @ Thu, 19 Aug 04

شبح عزيزم
برای اينکه بدانی من نه از کسی کينه ای دارم و نه به کسی بدبين هستم و بحث های من اصولی تر از اين حرفهاست .
مطلبی را که امروز در وبلاگم نوشتم کپی کرده برای تو و ارنستو وباقی مي اورم.نانا


یاد اوری غمگنانه

اولين باري که با خانمي به نام ترانه اشنا شدم در پيام گير
شبح بود و دفاع من از حق ازادي بيان او بدون سين جيم
شدن از طرف ابلهي با ادب بود .

اخرين باري که با او مستقيما روبرو شدم بخاطر محدود کردن
ازادي ستايش من در لباس پند و اندرز دوستانه از جانب او بود !!!!!
چه اختلاف غم انگيزي . نانا


تيشه 21:44 @ Thu, 19 Aug 04

سياهکل عزيز. خوب بود در پاسخ گويی عجله نمی کردی. مهمترين درسی که می توانی از حرفهای نانا بگيری شايد اين باشد که ايمان مذهبی ات را به مارکسیسم کنار بگذاری.


تيشه 21:31 @ Thu, 19 Aug 04

کامنت ناظر را خواندم، چنان قهقهه ای زدم که همهء اعضای خانواده از خواب بيدار شدند. ((: ناظر جان . مهم نیست که تو چه توهمی از شبح و هودر و ... داری. مهم این است که محمد علی ابطحی در وبلاگش نوشته است:« چرا زن، لباس او و حتي نام او در ذهن جمعي مساوي با خلاف است؟ هنوز براي آن نتوانسته ام پاسخ پيدا کنم.» همين برای شبح و هودر و ... کافی است. همين کافی است که يک نفر را به تفکر واداشته اند. همين ابطحی اگر دنبال پاسخ سوالش بيافتد به زودی عبا و عمامه اش را با دست خودش می سوزاند.


شبح 21:13 @ Thu, 19 Aug 04

نانا عزيز!
می‌بينی وقتی جو دوستان به جوی بدبيانه تبديل می‌شود سروکله‌ی حضرات پيدا می‌شود.


شبح 21:08 @ Thu, 19 Aug 04

جناب ناظر خان!
قبول ما اطلاعاتی کثيف هستيم و حتما جناب سعيد اسلامی که با داروی نظافت (واجبی) به ديار حق شتافتند اطلاعاتی تميز بودند!
جهت اطلاع دوستان آی‌پی جناب ناظر اين‌ است:
65.161.65.104


Iranica 19:31 @ Thu, 19 Aug 04

کاريکاتوری در باره ايران


nana 18:37 @ Thu, 19 Aug 04

من شخصا هنگامی که ابلهی ازمن دفاع
نمايد بشدت غمگين ميشوم . نانا


Rosva 18:32 @ Thu, 19 Aug 04

۶۳ عزيز
نوشته ئ بسيار مستند و جامعی نوشتيد. نهايتاْ دستگيرمان شد که ايران جزيی از اذربايجان است و نه اذربايجان جزيی از ايران!
خدا بيامرزد مش قاسم را که ميگفت:ْتو تمام ولايت ايران يک جا مثل مملکت غياث اباد پيدا نميشهْ..!
اين هم برای شاد کردن دل شبح عزيز ....


سؤزوموز 16:50 @ Thu, 19 Aug 04

۱- زبان تركى٬ زبان اول ايران داراى سه گروه لهجه اساسى "آذربايجانى" (شامل قشقائى٬ اينانلو و ...)٬ "خراسانى" و "سنقرى" است٬ يعنى وضعيتى مشابه زبان كردى در ايران٬ كه داراى سه گروه لهجه اساسى كرمانجى٬ سورانى و لهجه هاى جنوب (لك٬ كلهرى٬ كرمانشاهى و...) است (براى اطلاع بيشتر در باره لهجه هاى زبان تركى در ايران نگاه كنيد به دو نوشته قبلى: تركى به معنى عام و تركى به معنى خاص٬ لهجه هاى شاخه اوغوزى زبان تركى):

الف- "گروه لهجه سنقرى" ٬ كم متكلمترين لهجه زبان تركى است. لهجه سنقرى منحصرا در يك منطقه مشخص٬ در استان كرمانشاهان بكار ميرود.

ب- "گروه لهجه هاى آذربايجانى" ٬ پر متكلمترين لهجه زبان تركى و زبان اكثريت مطلق خلق ترك در سراسر ايران است. اين گروه لهجه ها كه در شمال غرب (آذربايجان)٬ در مركز و در جنوب ايران رايج است به اين اعتبار٬لهجه اى منطقه اى نبوده٬ بلكه سراسرى است. گروه لهجه هاى آذربايجانى تركى٬ از جمله در استان خراسان نيز رايج است. متكلمين به لهجه هاى آذربايجانى زبان تركى در استان خراسان را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد: نخست گروههاى مهاجر متكلم به لهجه هاى آذربايجانى كه به ويژه در قرون نوزده و بيست از آذربايجان و ديگر نقاط ايران به خراسان مهاجرت نموده اند. دوم٬ گروههاى تاريخى و بومى ترك منطقه كه از ديرباز ٬ به ويژه بين دو دوره امپراتوريهاى تركى خوارزمشاهى-غزنوى-سلجوقى و قاراقويونلو-آغ قويونلو-صفوى در خراسان سكونت داشته و به يكى از لهجه هاى آذربايجانى ويا لهجه هاى گذرى بين آذربايجانىو خراسانى سخن مىگويند. در واقع در شمال شرق ايران٬ علاوه بر لهجه هاى آشكارا آذربايجانى و خراسانى٬ بسيارى از لهجه هاى تركى را مىتوان در حد فاصل لهجه هاى خراسانى و آذربايجانى جاى داد.

پ- "گروه لهجه هاى خراسانى" زبان تركى٬ عمدتا در شمال استان خراسان رايج اند. عمدتا٬ زيرا مانند گروه لهجه هاى آذربايجانى كه در خارج آذربايجان نيز رايج اند٬ گروههايى چند از خلق ترك كه به لهجه خراسانى زبان تركى و يا لهجه هاى نزديك به آن متكلمند – مانند تركان ابيوردى - در خارج خراسان در ديگر نقاط ايران نيز يافت مىشوند.

٢- بسيارى از قوميتگرايان فارسى٬ گروهى از شرقشناسان غربى و تركى شناسان اروپايى و حتى تركيه اى٬ زيرگروههاى لهجه اى٬ طائفه اى٬ جغرافيايى و مذهبى خلق ترك در ايران را به صورت اقوام و خلقهايى جداگانه (به عنوان مثال به شكل آذرى٬ آذربايجانى٬ خراسانى٬ قشقائى٬ افشار٬ شاهسون٬ خمسه٬ همدانى٬ سنقرى ٬ ابيوردى٬ اينانلو٬ اراكى ...... ) تقديم و تبليغ مىكنند. اين نگرش علاوه بر بىپايگى علمى٬ به لحاظ روند ملت شدن٬ يگانگى ملى٬ زبانى و هويتى و تاثير بسيار منفى بر روند احقاق حقوق ملى و دمكراتيك خلق ترك در ايران نيز٬ نگرشى فوق العاده زيان آور است. اينها نه زبانها و اقوام و خلقهاى جداگانه٬ بلكه همگى "زيرگروههاى لهجه اى و طائفه اى و جغرافيايى زبان و خلق واحد ترك" در ايرانند. در ايران فارغ از محل سكونت٬ وابستگى طائفه اى٬ باورهاى مذهبى و يا خصوصيات لهجه اى٬ يك خلق ترك٬ با يك زبان ملى واحد تركى و با يك هويت ملى واحد ترك وجود دارد (كه شامل خلق تركمن نمىشود٬ خلق ترك در ايران غير از خلق تركمن است). هدف از بررسى زيرگروههاى لهجه اى و جغرافيايى و مذهبى و طائفه اى و... خلق ترك در ايران٬ نه سعى براى تراشيدن هويت قومى جداگانه براى هر كدام٬ پررنگ نمودن آنها و تجزيه خلق واحد ترك در ايران ٬ بلكه كمك به تعميق شناخت و آگاهى از زبان و فرهنگ و تاريخ و ... مليت ترك٬ افزايش شناسايى و دانش متقابل زيرگروههاى پراكنده اين خلق از يكديگر٬ تسهيل آميزش و نزديكى آنها با هم و اشتراكشان در ايجاد و شكل دهى به زبان ادبى-ملى٬ فرهنگ ملى و هويت فراگروهى ترك در ايران است.

٣- يكى از فوائد بررسى زيرگروههاى لهجه اى و جغرافيايى زبان و خلق ترك در ايران٬ مشاهده گستردگى پهنه حضور زبان٬ خلق و فرهنگ ترك در سراسر ايران٬ از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق٬ كمك به درك سراسرى بودن آن است. بسيارى از قوميتگرايان فارس و البته مقامات رسمى تحت تاثير و يا مدافع قوميتگرايى فارسى٬ گسسته از واقعيات جهان خارج٬ در مورد زبان تركى در ايران هنوز در تعبيرات و تلقياتى مانند "زبان محلى" درجا مىزنند. غافل از آنكه زبان تركى در ايران زبانى سراسرى است نه محلى. و يا اينكه زبان تركى٬ زبانى محلى است كه محل كاربرد و رايج بودن آن سراسر ايران است. سراسرى بودن - كه هيچ كدام از ديگر زبانهاى ملى ايران از آن برخوردار نيستند- خصوصيتى كليدى براى زبان تركى است. زيرا كه زبان تركى در ايران مىبايد كه از حقوق يك زبان سراسرى و از جمله رسمى و دولتى شدن نيز برخوردار باشد.


شبح 13:22 @ Thu, 19 Aug 04

هاله جان!(59)
ببين ديگه آدم بايد چقدر گرفتار باشه و سرش شلوغ باشه که مودمشو بزن تو پريز برق! وقتی تق صدا کرد تازه فهميدم چه کردم. از صبح هم که دنبال مودم بودم!


شبح 13:11 @ Thu, 19 Aug 04

دوستان عزيز!
شرمنده من دی‌شب مودم‌ام سوخت! زدمش به پريز برق! حالا هنوز کامنت‌ها را نخواندم.
همين ديگه ببخشيد!


هاله 11:33 @ Thu, 19 Aug 04

بانوی هوشمند عزیزم، با ارنستو موافقم. جواهری، جواهر. هر چه هم انکار کنی از جواهر بودنت کاسته نمیشه.

خیلی دوست دارم اینکه اینجور عملا" و بدون منم منم و حرف فراوون سرت به کارهای بزرگ گرمه. خسته ام از کسانی که یکدنیا حرفند، آنهم از نوع اراجیفش و تنها قضاوت و انتقاد و حسادت سر تا پای بودن رقت بارشون رو گرفته.

من باشم نگران شبح نمیشم. الان گرفتاری از سر و کولش بالا میره و داره با چند جور مسئله مهم دست و پنجه نرم میکنه (هیچیک بد نیستند - فقط گرفتاری دیگه). گفتم فضولی کنم ببینم چه جوریه که انقدر بعضیا بهش اعتیاد دارن. :))


ترانه 10:37 @ Thu, 19 Aug 04

شبح نازنين!
نازنين ترين! هر قدر هم سرگرم و مشغول باشم از غيبت تو نگران و ناراحتم!
امیدوارم اوضاع وضعیت زرد یا قرمز نباشه.


ترانه 10:28 @ Thu, 19 Aug 04

ارنستوی عزیزم!
برای من نگران نباش! خوشبختانه این روزها بقدری خوشحال و مشغولم که وقت سر خاراندن ندارم. برایت می نویسم که تو هم شاد شوی. در سفریکه به منقطه ... داشتیم تدارک یک مدرسه برای بچه های پناهنده آن منطقه را پروژه همراه. (بعضی از دوستان در جریانش بودند) در مدتی که آنجا بودم وضعیت کودکان بشدت روی من اثر گذاشت بهمین خاطر خیلی جدی روی این پروژه کار می کنم و اقدامات مثبتی هم انجام شده است. ضمن اینکه از طریق سازمان نجات کودک اقدام به بررسی هر چه زودترپرونده این گونه خانواده ها را دنبال می کنم.

پ ن. ارنی جان بانو خودتی من بــــــــــــی( نو) هستم . چکار کنم وقتی بعضی چیزها نیستم حالا هر چه هم بودنش امتیاز داشته باشه. این چه آزادی بیانی است که من حق ندارم بگم من بانو نیستم امیدوارم بانوان عزیز این را توهین و تحقیر بخودشان تلقی نکنند و برایم پتیشن درست کنند . اجازه بدید خودم انتخاب کنم چی هستم و چی نیستم. ترانه بی نو


سیاهکل 9:06 @ Thu, 19 Aug 04

انتظار داشتم با توجه به متنت گفته هات بر سلولهای خاکستری مغزم اثر بگذارد ولی . نگذاشت.متاسفانه هیچ کجای متنت در سلول های خاکستری مغزم تاثیر نداشت ای کاش کمی...


nana 6:59 @ Thu, 19 Aug 04

ناظر
ميدونی چرا به من ميگی احمق
چون گول چرت و پرت های تو را نخوردم
حالا فهميدی احمق کيه !!!
واسه اينکه خيالت راحت شه بهت ميگم همگی ما وبلاگ نويسان عاملين وزارت اطلاعات هستيم خوبه راحت شدی برو يه کار شرافتمندانه تر برا خودت پيدا کن
خدا يه عقلی به تو و يه نابودی به رژيم ايران اهدا کند . نانا


ناظر 5:45 @ Thu, 19 Aug 04

ضمنا فحشهايي هم كه در كامنتهاي وبلاگ تو نوشته ميشد كار هاله و علي ن بود.كه البته براي من ثابت شد صد درصد لايق انها هستي.


ناظر 5:41 @ Thu, 19 Aug 04

نانا اي ادم احمق

لايق فحشهايي بودي كه هاله و علي ن در بخش كامنت ها به تو دادند.

ميخواهم ياداوري كنم بدبختي مردم ايران نه كمونيستها بلكه وجود احمقهايي مثل تو است


nana 5:08 @ Thu, 19 Aug 04

جناب سياهکل
قبل از هر چيز بايد اذعان کنم پيامی بسيار زيبا و شاعرانه نوشته ای که روی تارهای
احساسی هر بشری بشدت اثر ميکند .
ولی متاسفانه ما ايرانی ها به اندازه کافی با احساس و احساسات سر و کار داشته و از ان صدمه ديده ايم که حالا ديگه شايد زمانی باشه که پيامهائی که روی سلولهای فکری مغزمون اثر ميکنه بيشتر تمرکز کنيم .
سعی ميکنم يکی بيک پاسخ هائی کوتاه بهت بدم .
اولا من شخصا هرگز در زندگی اجازه ندادم که مرغ هيچ عزا و عروسی باشم اگر نوشته های مرا از روز اول بخوانی تنها چيزی که در مطالب من نيست حس دل سوزی به خود و يا خريدن ترحم و دلسوزی ديگران انچه من گفتم دفاعی از روشنفکران ايرانی بطور جنرال بود نه خودم .
از سياهکل و مردم گفته ای و پشيمانی مردم
ميدانی از کودتای ۲۸ مرداد به اين ور يک ملت برای اهمال خود از پشتيبانی دکتر مصدق خود را نفرين ميکند .
اگر يک ده برای سياهکلی ها خود را نفرين ميکنند با يک ملت قابل قياس نيستند و نخواهند بود اين چيزی را عوض نکرده و برای اين ملت تنبان نميشود !!!
راجع به سعيد سلطانپور که تو از شعرهايش ميگوئی بگذار چيزی برايت بگويم
که شوکه شوی اين اقای سعيد سلطان پور
در گذشته هائی دور به من نامه ای از ساواک نشان داد که در ان برايش نوشته بودند