|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 16 مردادماه 1383 | August 06, 2004
● خواندنیهای آدينه (تابوت شيشهیی بکتاش)
از من مىپرسد که آيا شروع به نوشتن کردهام يا نه. منومن مىکنم. مىگويد که سختى کارم را مىفهمد و شايد کار من از ديدار او با دنيا هم سختتر باشد، اما به هرحال چارهاى جز نوشتن ندارم و بهتر است که هرچه زودتر شروع کنم. و انگشتش را به علامت تهديد تکان مىدهد.
عمو شبح یک کلک زدم بیام اینجا پروکسی را با گوگل رد کردم شبح را سرچ کردم و آخرین نمونه ذخیره شده را وارد شدم رسیدم اینجا روش جالبی بود کلی گشتم تا فهمیدم اینجوری هم می شه اومد پیش شبح عزیز امیدوارم اگه بقیبه هم فیلترشون قوی بود با این روش بتونن فیلتر را رد کنن
اي واي!
اي واي!
اي واي!
نازی عزيز!
shabah jan: http://kargah.alirezabehnam.com/
راستش من يه وبلاگ قشنگ تازگيه پيدا کردم و فکر می کنم چقدر خويه وبلاگايی که من دوستشون دارم هم همديگرو بشناسند . به نظر من نويسندش در حين داشتن ادبيات قوی مسايل اجتماعی و سياسی اطرافش رو خيلی قشنگ با يه قلم قوی بيان کرده . اسمش نامه های ايرونيه و آدرسش هم http://iruniha.persianblog.com/
شبح گرامی
نانای عزيز!(۴۸)
شبح عزیز سلام
نادر عزيز!(29)
شبح گرامی
وحدت مادی عالم هستی
آقای بکتاش! من اصلا" نمیدونستم شما سایت دارید! عجب داهاتی هستم ها!
کنجکاو عزيز!(35)
هاله عزيز، مشکل من اين نيست که کسی از کارم تعريف بکند، مساله اصلی سکوت هولناکی است که نوشته های ادبی و سينمايی مرا احاطه کرده است. نزديک به پانزده سال می شود که من از داستان کوتاه و رمان تا نقد ادبی و سينمايی می نويسم. تمام اين دست اندر کاران و به اصطلاح حرفه ای های ادبيات و سينما مرا به خوبی می شناسند، اما دريغ از حتی يک بار ذکر نامم در نوشته يا مقاله ای.
نانای گرامی!(36)
راستی اونقدرها هم بیسواد نیستم ها ... یه وقت فکر نکنید بعد قرنی یکی از قلمتون تعریف کرد اونم بیسواد دهره! فقط خواستم بگم نویسندگان مطالب لفظ قلمی رو چندان هنرمند نمیدونم. وقتی جملات شما رو میخونم انگار مخاطبتون هستم. مثل یک yarn که دوستی خوش بیان با آب و تاب برام تعریف کنه. بلاخره جائیکه که تعریف لازمه باید گفت ولو انتقادی هم اون پشتها جا خوش کرده باشه.
راستی خوشحال میشم نوشته های دیگرتون رو هم بخونم - تا جائیکه که سواد فارسی ام اجازه بده. من اصلا" نمیدونستم تا حال که شما در مورد چیزهای دیگه هم سوای حزب مینویسید. متلک نیست ها به جدم :)
آقای بکتاش عزیز، به محض اتمام کتاب حتما" بیشتر در موردش باهاتون حرف خواهم زد. متأسفانه گرفتاری اجازه نمیده یک نفس بخونم (که خیلی هم بدم میاد - باید کتاب رو یک نفس خوند به نظر من و بعد بازگشت). فقط اینکه ... مسأله ای که عنوان کردم برام نقطه تأملی شده بود. به هر روی اگر قرار باشه آدم با صراحت نظرش رو نگه که خوب همون بهتر که اصلا" هیچ نگه. اگر هم هیچ نگه که توضیحی نمیشنوه و بلاخره دیدش مکدر میمونه. اینکه میگم قلمتون خوبه - من چندان سواد فارسی ندارم و اونچه میدونم به تلاش خودم و دور از مدرسه و معلم فارسی و به کمک پدر یاد گرفتم. داستان شما رو اما به روانی میخونم و میفهمم. در حال عادی وقتی رمانهای فارسی رو میخونم باید بعد از هر سطر فکر کنم و غالبا" تو ذهنم به انگلیسی برگردونم تا درست دستگیرم بشه. اصولا" خوندن کتابهای فارسی (بخصوص ترجمه ها) کمی تا قسمتی عذاب آور میشه معمولا" اما داستان شما رو به روانیی که نوشتید میخونم و این برام تازگی داره. به هر حال باز هم از من خواهید شنید. :)
کنجکاو عزيزم
نانا!
نانای گرامی!
به به کنجکاو عزيزم
درست هم اکنون که من اين کامنت (32) را می خواندم روبروی خانه ام توی کوچه روی چمن ها دو تا دختر بچه به گمانم 9-10 ساله نشسته اند و غذا می خورند با پيرهن های رکابی و نازک و شورت شان هم پيداست و يکی از دخترها دست هايش را روی زمين گذاشته و باسنش را با شورت نازک صورتی پوشانده در هوا با شيطنت تکان می دهد. خوب اين کار را يا از دبستان ياد گرفته و يا از تلويزيون ديده و من اين را به پای آموخته های جنسی اش می گذارم و در اين جا می نويسم. بچه ها هم سکس دارند و عريان آن را هم بی غل و غش و دروغ (نه نمايش) نشان می دهند. مهم اين است که بزرگ تر ها چگونه با آن برخورد کنند. من پسرک خردسالی (4 ساله )را می شناسم که پيش آمده که بغلش کرده باشم و دودول راست شده اش را به سينه ام فشارده و برای من هم شگفتی آور نيست وبی آنکه بداند و به رويش بياورم می خندم و توی دل غُری می زنم، چون بارها اين حرکات را ديده ايم و می دانيم که انگيزه جنسی ندارند، چون همين بچه با بزرگ تر شدن ديگر اين چنين کاری را نمی کند و اين دختر بچه ها هم با بزرگتر شدن و (بدبختانه اجتماعی شدن / اخلاق زدگی) ياد می گيرند که جلو سد تا پنجره باز به کوچه اين کار را نکنند. گفتن و نوشتن رفتارهای جنسی کودکان برابر نيست با اين که نويسنده آن کژ انديشی کرده و با پورنوگرافی خواسته خواننده را تحريک کند.
هاله عزيز، در يکی از مقالاتم در مورد ادبيات و سينما نوشتم : فرض کنيم فيلمی را در تلويزيون می بينيم، ده دقيقه اول را از دست داده ايم و نمی دانيم کارگردان کيست، اسمها همه ناشناخته هستند و اصلا نمی فهميم فيلم کجا می گذرد، کارگردان کيست و خلاصه هيچ شناختی از اين نوع اطلاعات نداريم، بالاخره يا فيلم جذبمان می کند يا نه؛ اين نوع ملاقات یا يک اثر هنری، مستقيما به جوهر هنر يعنی انسان می رسد : مجبور می شويم بدون پيشداوری در مورد خود آن کار قضاوت کنيم. کارگردان هم آخرين کسی است که توجهمان را جلب می کند (شايد برای ديدن ديگر فيلمهای او).
خانم هاله گرامی
آقای بکتاش، بیشتر به این دلیل توجه ام جلب شد چون به سوژه های این صحنه هائی که تشریح کرده اید مردان و زنان نبودند بلکه بچه های سیزده چهارده ساله بودند. به طرز آنرمالی وارد جزئیات شده اید. نمیدونم. من آدمی coy به قول انگلیسیا نیستم، یعنی با هم با سکسوئالیته خودم راحتم و هم دیگران ولی تشریح این قسمتها کمی تا قسمتی معذبم کرد به عنوان خواننده. نه صرفا" از نقطه نظر سکس بلکه بیشتر اینکه بچه هستند. البته که طبیعیه که بچه ها در این سن به سکسوئالیته خودشون واقف میشن و به قولی به کند و کاو می افتند اما تشریحش به این صورت از طرف یک نویسنده میان سال همچین برام قابل هضم نبود. به هر حال قلم خوبی دارید.
شبح جان .. ممنونم .. می بينم بکتاش خان هم اينجاس
نادر بکتاش عزيز هنوز وقت نکرده ام کتاب سرگذشت خانواده رستگار را برای بار دوم و سوم بخوانم و در نتيجه نميتوانم اظهار نظر درستی انجام دهم ولی نيم ساعنه بخش های مختلفش را خواندم و محدود نبودن فضا سازی ها توجهم را جلب کرد. احمد محمود معمولآ اينکار را در کتب های مختلفش با یک قهرمان انجام میداد و نه در يک کتاب .
دو نکته: مهمترين چيزی که بلافاصله به نظرم آمد، تيتری است که شبح انتخاب کرده *تابوت شيشه ای بکتاش*؛ نميدانم دليلش چه بوده، اما بسيار هوشمندانه است. دومين وجه، دو تکه ای است که انتخاب کرده، آن هم دقيق و معنا دار است و نشان می دهد که تصويری روشن از کل فرم رمان دارد. در مورد الفاظ محرک : خاصيت اصلی جمهوری اسلامی اين است که همه پروسه ها را تسريع و حاد کرده، شکل گيری زبان بی پرده و *وقيح* در روابط اجتماعی يکی از آنهاست. من اين را در خارج کشور از طريق برخورد با ايرانيانی که از داخل آمده بودند فهميدم (از هر قماش و قشر اجتماعی). غالبا اين زبان و رفتار و نگاه نسبت به جنسيت در قالب جوک خودش را نشان می دهد، جوکهايی که هنگام شنيدنشان من سرفه می کردم و می گفتم ببخشيد، من بايد بروم!!!
پيش از آوردن اين رمان روی سايت، من دربدر به دنبال کسانی می گشتم که اين رمان را بخوانند و نظر بدهند. رمانی که در اين کشورها پشت ويترين کتابفروشی می آيد توسط چند ده نفر خوانده می شود، از دوستان و فاميل نويسنده تا منتقدين آشنايش و از ژورناليستها تا ويراستاران و متخصصين انتشاراتی.
هالهی عزيز!(9)
من از فيلمهای مخملباف اسلامی و کيارستمی محافظه کار و ارتحاعی، کتاب عابدينی توده ای هم تعريف کرده ام. اثر هنری را بايد مسقل ارزيابی کرد. همين اواخر هم در رابطه با **خواندن لوليتا در تهران** در جواب به نانا که در روزنه هست، از اين روش برخورد دفاع کرده ام.
شبح عزيز، با تشکر از توجهت به اين رمان. اميدوارم که وقت کنی و مفصل در مورد اين رمان بنويسی.
همدانلی عزيز!(12)
فقط تعظيم در برابر شبح بزرگ
ممنون از نوشته زيبات دوست عزيز
دوست بینام گرامی!(15)
سلام دوست خوبم . من يکی از کسانی هستم که در قصد دارند در باز کردن سايت رياضی کمک کنه . خواستم تشکر کرده باشم از اينکه نظر عزيزتون رو برای ما نوشتيد . دوست عزيز اگه ممکنه به اين سايت لينک بديد تا ما بتونيم اينکار رو شروع کنيم . منتظر ديدار شما دوست خوبمون هستيم .
شبح عزيز هميشه بی صدا وبلاگت را با صدای بلند ميخوانم . مواظب خودت باش
ما که محروميم مگر به مدد فيلتر شکن که دوره مجانی آن داره تمام ميشه و نمی دونيم چطور ميشه خريد .
http://nazemmr.blogspot.com
http://nazemmr.blogspot.com
اين حککايی ها از جمله نادر بکتاش مشتی مادر... اند. شبح جان تو را چه به نقد اين ها؟؟؟؟؟نوکرحککا شده ای؟؟؟؟
اينقدر اين شراگيم منو به خنده انداخت که اصلا نادر بکتاش و اينا يادم رفت :) خوندن دوباره اين تيکه از داستان نادر بکتاش خالی از لطف نبود شبح نازنين :) اتفاقا منهم همین نسخه پی دی افش رو خونده بودم البته من زياد ازين نويسنده چيزی نمیدونستم و نخوندم ! ...جز يکی دوتا ...راستش آنچنان علاقه خيلی خيلی زياد هم بهش ندارم ! به هر حال انتخابت خيلی خوب بود :) ما اگر اين آدينه ها را نداشتيم چه ميکرديم ؟ !!!
شبح عزيز تبریک میگم... شما مزايده بزرگ وبلاگ من رو برديد...ابعاد مورد نظر خودتون رو اعلام بفرمائيد تا جايزه تون رو در اسرع وقت از طريق پست سفارشی دو قبضه براتون ارسال کنم!؛)
شبح گرامى ٬ بحث مفصل و دوستانه در باره مساله ملى را در فرصتى ديگر مناسب دانستى٬ بىصبرانه منتظر آن بحث خواهم بود. اما تا آن بحث دو نكته مختصر: - نه نظرم شما كارگر نيستى٬ اما مسائل و حقوق كارگرن را كه بخشى از مردم ايران را تشكيل مىدهند در هر فرصتى بحث و از آنها حمايت مىكنى. من هم معتقدم كه مساله كارگران و حقوق آنها يكى از اساسىترين مسائل جامعه ايرانى است و حل و بحث آن شرط حركت به سوى جامعه اى عادلانه٬ مرفه و انسانى در ايران و منطقه است. - شما مونث هم نيستى. اما مسائل و حقوق زنان را كه نيمى از جمعيت ايرانند در هر فرصتى بحث و از آنها حمايت مىكنى. من هم معتقدم كه مساله زنان و حقوقشان يكى از اصلىترين مسائل جامعه ايرانى است و بحث و حل آن لازمه ايجاد جامعه اى انسانى و مدنى و عادلانه. - شما همينطور به نظر مىرسد كه جز اقليتهاى دينى٬ محكومين به اعدام و عراقى و .... هم نيستى. اما در هر فرصتى تكرار و تكرار به مساله اين گروهها و حل و بحث آنها مىپردازى. من هم معتقدم كه حل و بحث حقوق گروههاى اعتقادى و لغو حكم اعدام و گذر كشورهاى همسايه به دمكراسى و اشغالشان كه از مهمترين ترين مسائل ايران و منطقه اند براى رسيدن به جامعه اى عادلانه و انسانى و مرفه لازم است. - شما به گمانم ترك نيستى شايد به لحاظ مليت از ايرانيان فارس باشى. اما ديده مىشود كه استثناءا مسئله ملى و حقوق ملل ايرانى غيرفارس و به عبارت ديگر راسيسم آريايى دولتى و قوميتگرايى افراطى فارسى رسمى -كه در وجود آن در كشورى كثيرالمله كه در آن حتى يك كودكستان به زبان ملل غيرفارس وجود ندارد و رهبرش از زبان قوم فارس به نام شرف ايرانيان نام مىبرد و رئيس جمهورش از نژاد اصيل آريايى سخن مىگويد٬ كوچكترين شك وشبهه اى وجود ندارد- در ميان پستها و نگارشاتت چندان جائى ندارد٬ و لزومى به پرداختن٬ حل و بحث مكرر و مكررشان حس نمكىكنى!!!!!٬ حتى وقتى كه از اين مشكل اساسى مردم ايران سخن مىرود آنرا به زمان و مكان ديگرى حواله مىدهى!!!شايد شما مساله ملل ايرانى و راسيسم آريايى-قوميتگرايى فارسى دولتى را مساله همه ايرانيان نمىدانى و يا حتى آنرا به عنوان مساله قبول نمىكنى و يا حل و بحث آنها را براى ايجاد جامعه اى عادلانه و انسانى و مرفه لازم و ضرورى نمىدانى. اما من معتقدم كه مساله ملى و حقوق ملل ايرانى كه بيش از نصف مردم ايران را تشكيل مىدهند ٬ و به عبارت ديگر راسيسم آريايى و قوميتگرايى افراطى فارسى در هر دو فرم دولتى (جمهورى اسلامى) و غير دولتى آن (نخبگان و نيروهاى سياسى مذهبى٬ مليتگرا و چپ فارسى)٬ مانند بنيادگرايى فارسى (در هر دو فرم اسلام زده و زردشت زده آن) يكى از اصلىترين ٬ حتى در شرايط فعلى ايران و منطقه و جهان همراه با دولت لائيك اصلىترين مساله ايران است. و بحث و حل آن قابل حواله كردن به مكان و زمان ديگر نيست. كه اگر شود نتيجه همان مىشود كه هست: دولت بنيادگراى شيعى و شونيست فارس جمهورى اسلامى در قرن بيست و يكم
ارنستوى گرامى: سلام. نخست آنكه من با بكار بردن ترمينولوژى رسمى دولتى (نئوفاشيسم فارسى و راسيسم آريايى) مانند قوم ناميدن ملل ايرانى مخالفم. من هم با تو موافقم كه در عالم سياست براى مبارزه ملل در كشورهاى كثيرالمله بر عليه شونيسم دولتى و راسيسم خط قرمزى وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد٬ همان راسيسم و شونيسم است. يعنى خط قرمزى كه مثلا قوميتگرايى فارسى در قالب دو دولت پهلوى و جمهورى اسلامى مدتهاست از آن گذشته است!! در مورد نظر مساعد دولتهاى امپرياليستى به حركت ملى دمكراتيك ملل ايرانى با تو موافق نيستم. اولا هر دولتى چه امپريالسيتى چه غير امپرياليستى در مورد حركات ملى منطقه مىتواند و حتا بايد موضعى داشته باشد٬ حمايت و يا مخالفت. اين لازمه دولت بودن است. دوما دولتهاى امپريالسيتى به حركت ملى ملل منطقه با نظر يكسانى نگاه نمىكنند. به همه آنها با نظر مثبت نگاه نمىكنند و يا مسئول سركوب همه آنها هم نيستند. مثلا قوميتگرايى فارسى-راسيسم آريايى در طول قرون ١٩ و ٢٠ و به نظر مىرسد كه ٢١٬ هميشه مورد حمايت دول امپرياليستى بوده است. اساسا قوميتگرايى افراطى فارسى و پان ايرانيسم زائيده اميال كولونياليستى امپرياليسم بريتانيا٬ صهيونيسم بين الملل٬ اليگارشى پارسى-زردشتى هندوستان و محافل فراماسونى ..... است. و فراموش نشود كه نخستين دولت قوميت گراي فارس و آريامحور يعنى رژيم آريامهرى پهلوى٬ توسط كودتاهاى متعدد امپرياليسم بريتانيا و آمريكا و حمايتهاى اسرائيل و كشورهاى ايتاليا-فرانسه-آلمان ايجاد و سرپا نگاه داشته مىشد. دو قوميتگرايى افراطى ديگر منطقه كه از حمايت امپرياليسم و دولت استعمارى منطقه برخوردارند (اعم از آمريكا٬ بريتانيا٬ روسيه٬ كشورهاى اروپايى و....) حركت ارمنى و اخيرا كرد است. كه اولى منجر به بسط ذهنيت صليبى و بنيادگايى مسيحى در منطقه٬ ميليتاريزه شدن آن٬ قتل عام تركان آذرى٬ از جمله در خوجالى٬ اشغال اراضى جمهورى آذربايجان و ايجاد فلسطينى دوم در منطقه و دومى تبديل آرام آرام حركت كرد در عراق به ماشه امپرياليسم جهانى و اهداف اسرائيل در منطقه شده است. (جالب توجه است كه چپ فارسى هيچ گونه ايرادى به سه قوميتگرايى فارس٬ ارمنى و كردى كه عملا بازيچه و ماشه دول امپرياليستى در منطقه اند وارد نمىكند). حركت قومى ترك آذرى مخصوصا در ايران هرگز نه تنها از حمايت دول امپريالسيتى و اروپايى برخوردار نبوده بلكه اين دولتها آنرا دشمن خود مىشمارند. اساسا نبايد فراموش كرد كه پايان دادن به حكومت تركى-آذربايجانى قاجار (احمد شاه دمكرات) در ايران دسيسه امپرياليسم انگليس٬ همچنين انقلاب مشروطيت آذربايجان٬ حركت كلنل پسيان در خراسان٬ خيابانى در آذربايجان٬ صولت الدوله قشقايى در جنوب٬ حكومت ملى آذربايجان در جنگ دوم و .... همه و همه يا مستقيما و يا بدست عوامل انگليس و آمريكا و ...سركوب شده است و اين ضربه هاى پىدرپى جادارد كه گفته شود كمر حركت ملى دمكراتيك ترك-آذربايجانى را در ايران شكسته است. از طرف ديگر ملل تحت ستم ملى حق دارند كه در مبارزه بر عليه دول فاشيست٬ راسيت و شونيست از امكانات بين المللى از جمله حمايت افكار عمومى جهانى و ديگر دول بهره مند شوند٬ اين نه تنها امرى مذموم نيست بلكه استفاده نكردن از آن بى تجربگى و كوتاه نگرى سياسى است و امرى مذموم است. امروزه ارمنىها و كردها و البته كه فارسها بيش از يك قرن است كه از حمايت دولتهاى ريز و درشت خارجى براى كسب قدرت و خاك و حفظ آنها استفاده مىكنند٬ شايد يكى از دلايل عدم موفقيت يك سد ساله خلق ترك و آذربايجان در كسب حقوق ملى خودش٬ عدم توجه به همين نكته و در خود فرورفتن است.
شبح جان
شبح جان تا صفحه نوزده کتاب رو خوندم و قصد هم دارم بقیه اش رو بخونم. جالبترین قسمتش تا حال توجه واضح نویسنده به مساله سکس و اصولا" برهنگی از دید سکسیه. به نظر میاد ایشون از voyeurism لذت میبره (ای آقای بکتاش شیطون!). البته ایرادی نیست ها ... فقط توجه ام رو جلب کرد، همین. قلم خوبی دارند ایشون در هر صورت. گفتم بگم که گفته باشم. که فکر نکنی منم خدای نکرده از ایشون خوشم نمیاد :)
همدانلی عزيز!
شراگيم عزيز، اين كه نميدانيد چرا از آقاي بكتاش خوشتان نميآيد، جواب را خودتان دادهايد كه او را زياد(و شايد اصلن) نميشناسيد. خوب حالا به جاي اين لوسبازيها كه "نميدونم چرا زياد ازش خوشم نمياد...اممم..." ميتوانيد به كتابهاش مراجعه كنيد تا شايد كمي بيشتر با افكار و عقايد او آشنا شده و سيس از اين راز كه چرا از او خوشتان نميآيد يي ببريد. باور كن، اين نه در اصل، همسويي با آقاي بكتاش بود كه اين نظر را نوشتم، بلكه با خواندن اين دو خط كامنت شما، دلم گرفت كه چرا اين نامهرباني. البته اين حق شماست كه از كسي خوشتان بياد و يا نياد، اما اين حسها را نگهدار در محدود شخصي خودتت، و نه آن را در انظار عموم آشكار كردن. اگر جاي شما بودم، يك معذرت خواهي از آقاي بكتاش براي اين مسله ميكردم.
جالب بود. متاسفانه نادر بکتاش را نمی شناسم، بايد برم دنبال کتاب. راستی فکر کنم همه ی ما تو اون تابوت شيشه ای هستيم ولی يک تفاوت هست و اون اين که نه شيرينی پنجره ای در کار هست نه چشم منتظری...
در مورد کتاب سرگذشت خانواده رستگار
همدانلی عزيز من نظرم را اينجا برايت مينويسم و بعدش سئوالی از تو دارم. ولی سئوالی از شما دارم :
شبح گرامى: رسوا از شما پرسيده است كه (بسيار مايلم که نظر شما را راجع به حرکتهای تجزيه طلبی که زير سرپوش ازادی ملل تحت سلطه ی ايرانی تبليغ از هم پاشيدن ايران را در سايت شما ميکنند بدانم). شما هم در پاسخ گفته اى كه (نياز به گفتن ندارد که من با هرگونه قومگرایی و ملیگرایی مخالف هستم و پروژه يوگسلاويزه کردن ايران را مردود میدانم. البته مسلما فارسگرایی و پان ايرانيسم و از تخم وترکه ی آريا بودن را همانقدر مضحک میدانم که قوم برتر ترک و عرب و يهود و چه و چه... البته مردم ايران آنقدر در هم آميخته اند که شووينيسم جايی در بين آنها ندارد.) - و با اين جواب خود ادعاهاى رسوا مبنى بر عدم وجود جنبش آزادى طلب ملل ايرانى همچنين تجزيه طلب بودن هرگونه جنبش آزادى طلب ملل ايرانى را تاييد كرده اى. (كه اين عين تز شونيسم نژادپرست فارسى در ايران است). - باز در جوابت از مخالفت با قوميتگرايى و ملى گرايى سخن رانده اى در حاليكه سوال در باره جنبش آزادى ملل و مساوى بودن آن با تجزيه طلبى بود٬ از اين جوابت هم مىتوان نتيجه گرفت كه جنبش دمكراتيك ملل ايرانى را مساوى با تجزيه طلبى و قوم گرايى و ملىگرايى شمرده اى كه اينهم عين تز شونيسم نژادپرست فارسى است . محض اطلاع٬ در جنبش دمكراتيك همه ملل ايران علاوه بر نيروهاى ملىگرا٬ نيروهاى مذهبى٬ ليبرال٬ و بويژه چپ از سوسيال دمكرات تا ماركسيست لنينيست وجود دارند. جنبش ملى- دمكراتيك ملل ايرانى جنبشهايى ملى گرا نيستند٬ ملىگرايان تنها بخشى از فعالين اين جنبش اند . - بعد گفته اى كه شونيسم جايى در بين مردم ايران ندارد٬ كه البته اگر نه دروغ٬ اشتباه محض است. ايران يكى از كشورهاى ندار منطقه است كه قوميتگرايى افراطى و شونيسم بشدت در ميان مردم (فارس) ريشه دوانده است. قوميتگرايى فارسى حتى شونيسم برترى طلب فارسى در همه اقشار و طبقات خلق فارس ريشه دوانده است و همچنين تقريبا هيچ جريان فارسى بنيادگرا (چه اسلامى زده٬ چه زردشت زده آن)٬ چه جريانات به اصطلاح چپ فارسى (مثلا جمهورى خواهان و حزب كمونيست كارگرى ) و چه جريانات ملى گرا ( همه طيفهاى آن از پان ايرانيست گرفته تا ملى-مذهبىها و مجاهدين) به درجات مختلف اسير قوميتگرايى افراطى و برترى طلب فارسى (تو بخوان شونيسم) هستند. شايد شنيده باشى كه حتى خاتمى بنيادگراى گفتگوى تمدنى٬ دو روز پيش در كليبر آذربايجان ادعا نمود كه تركان آريايى نژادان اصيل اند! البته كه اين علاوه بر توهين و اهانت به خلق ترك و آذربايجان٬ نژادپرستى خالص و شونيسم ناب است. - در ضمن با اين جوابت مىتوان گفت كه نوعى عوام فريبى هم شده است. چرا كه بر يكى از دو خاصيت اصلى دولت ايران و موانع گذر به جامعه اى مدنى و دمكراسى٬ يعنى شونيسم فارسى- آرياگرايى دولتى سرپوش گذارده اى (خاصيت ديگر بنيادگرايى شيعى است). و اين هم يعنى سرپوش گذاردن به وجود نژادپرستى آريايى و شونيسم فارسى در سطح دولتى و همچنين انكار گستردگى بسيار عميق قوميتگرايى فارسى در ميان خلق فارس بويژه در ميان اكثريت نخبگان فارس٬ يكى ديگر از رفتارهاى سياسى قوميتگرايان افراطى فارسى –يعنى آنچه كه ادعا مىكنى با آن مخالفى- مىباشد.
شبح گلم ... چند روزه می خوام بيام از دست اين فيلتر نمی شه مثل اينکه با همه جا قرار داد بستن که حتی بعضی ای پی ها هم اينجا رو فيلتر کردن ... بد از تست چند تا ای پی تونستم بيام اين ورا ، نادر خان هم خیلی روان حرفاشو زده - من که تا حالا نوشته اشو نخوندم اما توی همین چند خطی که شما نوشتید ، باید برم ببینم و بیشتر باهاشون آشنا بشم
اين نادر بکتاش رو زياد نميشناسم...ولی نميدونم چرا زياد ازش خوشم نمياد...اممم...به هر حال فکر نميکردم نويسنده باشه(يعنی کتاب بنويسه)...جالب بود...يعنی خوب سبک نوشتنش رو ميگم...خوشمان آمد! |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:02 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||