|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 29 تیرماه 1383 | July 19, 2004
● آرمسترانگ، ناصر زرافشان، زهرا کاظمی، وقايع اتفاقيه
سی و پنج سال پيش در چنين روزی 19 جولای 1969 انسان بر روی ماه گام نهاد. حيوانی که پوزه در خاک داشت قد راست کرد و سر به آسمان ساييد. عاملی که انسان را از اعماق غارهای تاريک بر تارک آسمان منظرگاهاش نشاند ميل دائم و بیوقفهی او به بهتر زيستن و تلاش برای رهایی از جبرهای طبيعت بود. انسان هوشمند، انسان نوع بين فداکار، اين راه دشوار و صعب را گام به گام طی کرد و در مقابل انسانهای نوع گريز خودبين هميشه سدی در راه اين پيشرفت بودهاند. پینوشت:
رهگذر ثانی، منوچهر،فرید ،علی،نانا..........عزیزانم این ها رو با گریه می نویسم گریه برا ی دوستانم و عزیزانی که با کینه این جلادان نشکفته به خاک افتادند.منوچهر جان من هم مثل تو معتقد به محاکمه انها هستم .ولی متا سفانه دردادگاهی دیگر خود محاکمه خواهم شد به خاطر کینه و انتقام و انتخاب ساده ترین و در عین حال خطر ناک ترین نوع مبارزه برای رهایی خلق.من متنظر اون دادگاهم با اینکه خودنیزمحکوم خواهم شد.
شبح نازنين!
دانه های باران به شيشه ها پشت شيشه ها دارم «هفتاد سال عاشقانه» مختاری را می خوانم. ترا هم همين که هستي می بينم و اين ديدن هم باشكوه است. خوشحالم كردي!
شور و شعور وشعر! دیرزمانی است آموختهام دیگری را در دیگربودنش ببینم، بپذیرم و دوست داشته باشم. بهویژه آن دیگری که با من ما را میسازد. همچنان با ژیان قراضهام آرام آرام به پیش میرانم. گرچه با گامهای غولآسا به سوی پهنهيِ دریاها میتازی، ولی دنیا را چه دیدی، شاید از کنارت، خسته در زیر درختی گشن خفته، گذشتم و پیش از تو پاهایم را در آب به بازییِ موجها سپردم. مطمئن باش جایی روی ساحل، مشرف بر افقهای دوردست برایت آماده خواهم کرد که در کنار هم کمی آببازی کنیم! دریا هنوز گرم است
زندانیان سیاسی اعتصابی را تنها نگذاریم اعتصاب غذای زندانیان سیاسی که از تاریخ ١٥ تیرماه در اعتراض به موج دستگیریها و سرکوبهای اخیر بویژه ضرب وشتم وآواره کردن خانواده ی پیمان پیران آغاز شده بود، همچنان ادامه دارد ٫ در این میان رژیم فاشیستی ایران می کوشد با توسل به تهدید، زندانیان سیاسی را وادار به شکستن اعتصاب غذا کند ٫ روشن است که سلامتی زندانیان سیاسی برای رژیم پوسیده ی ایران هیچ اهمیتی ندارد و اگر به شکستن اعتصاب غذا ی آنها اصرار دارد به خاطر رسوایی های بیشتری است که می تواند اعتصاب غذای زندانیان سیاسی سرشناس برای او به بار آورد٫ انسانهای آزاده ! زندانیان سیاسی ایران با رژیمی روبرو هستند که برای ماندن از توسل به هیچ جنایتی روگردان نیست ٫ آنها راتنها نگداریم ٫ از هر طریقی که می توانید صدای زندانیان سیاسی ایران را پژواک دهید و برای آزادی آنها جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهید ٫ کانون خاوران www.khavaran.com
منوچهر عزیز! بیا سوته دلان گرد هم آییم سپاس از همدلیات. من هم میفهمم تو چه میگویی و یقین دارم دوستان دیگری هم که در اینجا با من و تو همدلاند و خوشبختانه چنین تجربههای تلخی را نداشتهاند، من و تو را میفهمند و ما در همدلییِ آنها تسلایِ خود را مییابیم. بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
ره گذر بسيار عزيزم! گمان نمی کنم / ترديد دارم چيزي نوشته باشم كه ترا ناراحت كرده باشد و يا رنجانده باشد. واقعن نمي دانم. اما خودم را سخت رنجاندم. ناراحت كردم و همينطور بي خيال نمي توانم از كنارش بگذرم! صورت صبورت را می بوسم و سکوتت را دردي بر دلم تحمل مي كنم دوستت دارم !! ترانه اي خوشا در راه خود بودن:
جهانی برابر. ازاد و انسانی
آقای فريد کينه چرا؟
اما اصل مطلب چيست؟ آغاج ارى: انسان جنگلى٬ گروهى با توتم درخت آغاج ارى (Ağac əri = Ağaç eri٬ در فارسى به شكلهاى آقاجرى٬ آقاجارى٬ آغاجارى٬ آغاجرى و ...) نام يكى از اقوام باستانى ترك است. آغاج ارىها مانند كنگرها٬ بلغار-بولقارها٬ سابير-ساوورها٬ يازير-يزرها٬ خلج-قالاچها٬ آوار-آبيرها٬ خزرها٬ هون و آق هونها٬ قيپچاق-كومانها٬ پچنك-بجنه ها٬ بارسيل-بورچالىها و ....; در زمره قديمىترين گروههاى تركى شناخته شده پيش از اسلام در آذربايجان٬ ايران و آسياى صغير مىباشند. آغاج ارى تركيبى تركى به معنى انسان جنگلى و يا مردمى با توتم درخت مىباشد. در زبان تركى ائتنونيمهاى مشابه ميشر و بورتاس٬ به معنى مردم جنگلى نيز وجود دارند. نام آغاج ارى از تركيب دو كلمه آغاج-Ağac و ار-ər و پسوند مالكيت سوم شخص i–ى بوجود آمده است: آغاج+ار+ى (ağac+ər+i). آغاج-آغاش (در تركى گؤىتورك: "ايقاچ"٬ در تركى ميانه "ييقاچ") كلمه اى تركى به معنى درخت و جنگل و كلمه "ار" در تركى غربى و "اير" در تركى شرقى٬ (ir/er٬ در تركى خلج "هر"٬ در تركى چوواش "آر"٬ در تركى سارى اويغور "يئر") به معنى انسان٫ مرد٫ مردم٬ جوانمرد٫ قهرمان و .... مىباشد. "ار-اير" به شكل پسوند به كلمات ديگر افزوده شده و نام تبار و گروه و طائفه مىسازد مانند: بولر (بولقار٬ بلغار)٬ آوار، خزر، مجار، قاجار٫ سابير (سووار)٫ يازير٬ كنگر٬ افشار٬ بالكار .... برخى منابع ريشه شناسى٬ بخش دوم از نام گروههاى معروف به پروتو تركى مانند كيممر٬ سومر و .... و حتى تاتار و آذر را هم همين كلمه "ار" دانسته اند. كاربرد "ار" در نام اشخاص و در نامگذارى گروههاى مختلف انسانى در دوران تركان سلجوقى بويژه سلجوقيان غرب و حكومتهاى محلى تورك در آذربايجان و آسياى صغير٬ حتى در دوره عثمانيان بسيار رايج بوده است. به عنوان مثال: گون ارى=گونرى (مرد روز يا با توتم خورشيد)٬ قوم ارى (مرد ريگزار٬ شخصى كه در دشت زندگى مىكند)٬ آغاج ارى=آغاجرى (مرد جنگلى٬ شخصى كه در جنگل زندگى مىكند)٬ داغ ارى (شخص كوهستانى)٬ دويون ارى٬ اؤلوم ارى (محكوم به اعدام)٬ تورك ارى=تركرى (شخص تورك)٬ سو ارى (شخص نظامى)٫ قز ارى-غز ارى (شخص منسوب به اوغوزها)٫ دنيز ارى٫ قويون ارى٬ يابان ارى (بيگانه٬ شاخه اى از توركمانهاى جنوب حلب مهاجرت كرده به سيواس)٬ ايل ارى (بومى ٬ محلى)٬.... آغاج ارى نام يكى از طوايف بسيار قديمى ترك است. داده هاى تاريخى حكايت از آن دارند كه آغاج ارىها در سالهاى ٤٦٦-٤٦٠ ميلادى در تركيب هونهاى اروپايى و يا گروهى وابسته به خزرها به نواحى جنوب قفقاز آمده٬ از آذربايجان گذشته٬ به سرزمين ماد حمله برده و از طريق آذربايجان وارد خاك آناتولى شده اند. ورود اين گروه كه در نوشته هاى ساسانى از آنها به شكل Ak-katlar ياد شده است٬ سومين هجوم هونهاى اروپايى از طريق آذربايجان به خاك آناتولى شمرده مىشود. (موج نخستين ورود تركها به آنادولو در تركيب هونها در سال ٣٣٦ ميلادى و از طريق ارزروم- مركز آذربايجان تركيه - و دومين ورود آنها در تركيب آق هونها به سال ٤٥٠ ميلادى بوده است. اين دو موج را ورود پىدرپى گروههاى تركى خزر٬ سابير (سابار)٬ آوار٬ بولقار٬ اوز-پچنك٬ كوتورگور٬ ساراگور٬ كومان-قيپچاق٬ گؤى تورك و ... به آذربايجان و آنادولى در قرن شش و هفت ميلادى تعقيب نموده است) .[٤] بين آغاج ارىها و سارى اويغورها (ساراگورها) كه ٨ سال پس از آنها وارد جنوب قفقاز شده اند از سويى و ارتش ساسانى از سوى ديگر در سال ٤٨٨ جنگى رخ داده است. در نوشته اى در پايكولى مربوط به دوره ساسانيان٬ به جمله اى به معنى خاقان آغاج ارىها برخورد شده است.
در ريشه شناسى كلمه آقاجرى-آغاج ارى آغاج ارىها: از تركان پيش از اسلام در آذربايجان و ايران با محكوم به اعدام شدن هاشم آقاجرى به اتهام ارتداد و ....٬ در دادگاهى در مركز استان آذربايجانى همدان٬ كلمه "آقاجرى" نه تنها در ايران بلكه در تمام سراسر جهان شروع به تلفظ شدن نمود و علاوه بر بحثهاى درگرفته در باره اصل موضوع (دگرانديشى٬ آزادى انديشه٬ پروتستانيسم اسلامى٬ وضعيت قوه قضائيه در ايران٬ و...) همزمان و در دايره اى كوچكتر بحثى جنبى در باره مليت وى و همچنين ريشه شناسى كلمه آقاجرى نيز آغاز شد. از اين جمله٬ يكى از فعالان سياسى آذربايجانى در جمهورى آذربايجان طى مصاحبه اى ادعا نمود كه هاشم آقاجرى تركى كوچرو است كه در تمدن فارسى ذوب شده است [١] و مقامات سفارت ايران در اين جمهورى نيز در مصاحبه اى متقابلا منكر ترك بودن وى گرديدند. نزديك به يك قرن است كه در ايران٬ هويت٬ زبان و فرهنگ تركى٬ يعنى هويت٬ زبان و فرهنگ بزرگترين ملت ساكن در اين كشور به لحاظ عددى٬ مورد بىمهرى دولت و در بايكوت مطلق رسمى قرار دارد. افزون بر نشناخته شدن خلق ترك به عنوان گروه ملىاى متشخص و مستقل از سوى دولت٬ و نبود نظام آموزشى و تحصيل و رسانه هاى ارتباط جمعى و نهادهاى اجتماعى-فرهنگى دولتى و غيردولتى تركى٬ در اين كشور همچنين هيچگونه نهاد آكادميك و يا موسسه آموزش عالى دولتى و يا خصوصى متخصص در بررسى زبان٬ ادبيات٬ فرهنگ٬ تاريخ٬ تبارشناسى و .... تركى نيز وجود ندارد. به موازات و همزمان با فقدان اين چنين نهادها و موسساتى٬ قريب به يك صد سال است كه در باره خلق ترك٬ زبان٬ فرهنگ٬ هويت٬ تاريخ و تبار و .... آن به طور پيوسته – و به صورت رسمى و غير رسمى- معلومات و داده هاى تماما جعلى٬ نادرست و ساختگى به ايرانيان مخصوصا تركان ايران تلقين و تعليم داده مىشود. در همين راستا٬ در عرصه ريشه شناسى كلمات و نامهاى تركى نيز؛ مىتوان گفت كه عوامفريبى٬ جهالت و جعليات به ابزارهاى غالب محققين منتسب به مليت فارس در كشور تبديل شده است. به عنوان مثال يكى از اينگونه ريشه شناسان فارس در ريشه شناسى كلمه باش تركى (به معنى سر) و اثبات فارسى بودن آن چنين مىگويد: "وقتي ميگوييم (باش) كه در زبان تركى به معني (سر) است از فارسي گرفته شده است٬ شايد تعجب كنيد. اما چون بدانيد كه حرف (را ) و (با) به زبان رمز با يكديگر عوض ميشوند٬ پس (ر-اس) يعني راش و وارونه آن يعني (سر) بدست مي آيد". يعنى اينكه چون با تبديل "ب" به "س"٬ "ش" به "ر" و "ا" به "فتحه" و وارونه نمون "رس" حاصله٬ مىتوان از "باش" به "سر" رسيد٬ پس كلمه باش تركى از كلمه سر فارسى ريشه گرفته است."!!!! [٢]
Aqaye Fareed Partovi shamareh 64 Shabah va sayer dostan va khanandegan in web log aqaye Fareed Partovi: dost aziz aqaye Shabah: man be shoma aateraz daram, in aqaye Freed Partovi
وباشان اسلامى در شاهرود بر بدن زنان و دختران تيغ کشيدند: نيروهاى بسيجى و انصار حزب الله با کشيدن تيغ به باسن دخترانى که مانتو تنگ و کوتاه پوشيده بودند يکبار ديگر وحشيگرى اسلامى را به نمايش گذاشتند. بر اساس خبرهاى رسيده به سازمان جوانان کمونيست تاکنون ده زن و دختر جوان به اين ترتيب مورد حمله قرار گرفته و مجروح شده و راهى بيمارستان شده اند. اين کار اوباشان اسلامى مورد نفرت جوانان و مردم قرار گرفته است....
اقبال ۱۴ !
رهگذر ثانی عزيز.
سلام شبح عزيز مدتی نبودم رفته بودم درياچه گهر حالا هم که بر گشته ام اين اخبار ناراحت کننده ، نمی دونيد اين بيشرف ها چی دارن به سر محيط زيست ما می آورند. اون درياچه بکر و زيبا وپر از ماهی زيبا قزل الا در معرض خطر است. همون طور که طبيعت بکر شمال را از بين بردند . به نوعی دگر همون بلا را سر مناطق بکر ديگرهم دارند در می آورند.
دوست عزيز کامنتتان را در بلاگمان ديديم و ما هم کامنتيديم و البته سری مجدد هم به شما زديم تا بهره ای جديد حاصل شود که خب موفق شديم متن قديمی را دوباره مرور کنيم . راستش نمی دانيم چرا به قلبمان گواهی شده مرگ نامانوس زيبا کاظمی ميتواند چند گره کور را باز کند. کمی بايد منتظر ماند.
نوشتهی رهگذر ثانی آتشم زد!
سلام شبح عزيز مرسی منم الان لينک شما رو ميزارم...يا حق
رهگذر ثانی گرامی ...چه ساده چه به سادگی ايشانرا کشتند...و ايشان را تا در خود نگريستند...جز باد هيچ به کف اندر نبود...جز باد و به جز خون خويشتن...چرا که نمی خواستند...نمی خواستند...نمی خواستند که بميرند...خوندن درد دلت حس عجيبی بهم داد. خونمو بجوش آورد .موهای تنم سيخ شد...دير است و دور نيست...نوش...نوش
نسرين هميشه گل نسرين!
ترانه جان ! شرمنده ! ترانه جان ٫ همونطور که گفتی من « نمی دانم ... »
دوستان عزيز!
برگرفته شده از مجله آرش شماره ۸۸ :
پس از گذشت شانزده سال از قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، هنوز بیشترین حقایق این کشتار بزرگ، پنهان مانده است. و تا آن زمان که حکومت اسلامی برچیده نشود، همهیِ ابعاد این جنایت تاریخی برملا نخواهد شد. ما هرساله هم چون خانوادههایی که در لعنتآباد اسلامی خاطره عزیزانشان را گرامی میدارند، در این غربت، دور هم جمع میشویم تا یاد این عزیزان از دستداده را گرامی بداریم. قطعه زیر از مجموعه سرودهای فدایی خلق حسین صدرایی(اقدامی) است که برای همرزماش، هیبتالله معینی چاغروند(همایون) –زندانییِ دو رژیم شاه وشیخ- سروده و قبل از اعدام شدناش در زندان اوین، به بیرون فرستاده است.
میراث ماست شاید این میراث ماست یا آیین توست در مرگ خویش نمردن با همگنان درد بگو مهرماه ۶۵
نسرین جان- ره گذر جان دنیا کوچک است خیلی کوچکتر از آن که فکر می کنی پراکنده گی جدایی نیست. من پرتقال فروش را پیدا کردم اما تو اشتباه کردی باز هم بگرد!
نسرین عزیز! الان پیام تو رو دیدم. بیچاره شدم. یکبار دیگه هم تکرار کردم. هیچجوری نمیشه توجیهش کرد.
فیروزه عزیز! شراگیم عزیز! دیدیم و با هم شنیدیم زمانهای بسیاری برای خودم و یا برای دوستی زمزمه کردهام : علی عزیز ارنستوی عزیز این شعرش هم در بیش از سی و پنج سال مرا همیشه به جلو رانده است :
رهگذر ثانی عزيزم !
من اگه نسرین رو نداشتم، چهکار میکردم:) حق با نسرین عزیزه. من مست بودم. ساعت هم سه صبح بود. آماتور هم که هستم و دو انگشتی تایپ میکنم. فردا شب که آمدم دیدم، چقدر غلط تایپی دارم. شبح محبت کرده بود و تعدادیش رو تصحیح کرده بود. یکی دوتا از دستش دررفته بود. البته این یکی رو فکر کنم با علاقهای که شبح به پروانه داره و میدونه پروانه هم دوست داره سر به سر من بذاره، تصحیح که نکرد، تغلیطشم کرد:)
شعري از اسماعيل خوئي در غم مرگ علي مدرس نراقي –تقديم به رهگذر ثاني بيست سال دوستي ي بي فرود
ترانه جان !
ره گذر عزيز نگی ترانه به اين بدجنسي نوبره و از اين حرفا.
رهگذر ثانی عزیزم : به نو کردن ماه
علی ن
چه کرد، ای مهربان ترسای پیر می فروش، امشب خيلی وقت بود که خوندن هيچ نوشته ای اينجور منقلب و متاثرم نکرده بود که این نوشته رهگذرعزیز متاثرم کرد...بهتون حسادت ميکنم...مثه قله هايی ميمونين که به ظاهر در دسترس مياين ولی هرچه بيشتر پيش ميرم و بيشتر بهتون نزديک ميشم بيشتر متوجه فاصله عظيمی که بينمون هست ميشم...! مستیم،مستیم،مستیم من بی تو از خود نشانی نبینم، با من بمان ای تو خوب، ای یگانه می ترسم ای سایه، می ترسم ای دوست،
تقديم به رهگذر ثانی عزيز............. ديدی ای دوست جه کردند و جه ها ضحاکان... کاوه ای کو که خروشدبه صف صفاکان... وسعت فاجعه از ساحت افاق گذشت... ابرها گريه گر خون دل غمناکان... همصدا نيست تورا لب مگشا باش خموش کوج کردند از اين کوه همه بـــژواکان ..............
هميشه شبح عزيز شما در همه چيز پيش قدم هستی و به نکاتی اشاره می کنی که کمتر کسی به يادش هست نمی دونم اين همه بچه های وبلاگ نويس هستن می نويسن هيچ تاثيری در زندگی و رويکرد جامعه با برخورد با مسائل روز نداره و فقط برای آگاه کردن همديگس و اگه کسی هم بياد و از سايت يا بلاگی خوشش نياد سريع فيلترش می کنن... چيزی هستش که اعصاب همه رو خرد کرده ... لينک هايی هم که شما گذاشتيد چنتاشون با فيلتر شکن بودش که فيلترشکن ها رو هم فيلتر کردن؟؟؟
شبح عزیز و دیگر دوستان بسیار عزیزی که با من پیالهای گرفتید، سپاسگزارم.
شبح عزیز طومار امضا شد.
13&14 Menocher & Eqball bayad be saltenatteleban va sevakiha yaro yaver shoma tabreek goft ke Hakaa raheshan ra beraye saltenat hamvar mikonad.
سلام باز هم داستانهاي غم انگيز سرزمين آبا و اجدادي كه هيچگاه پايان ندارد. اميدوارم كه اگر خداوند نظاره گر همه اين نامردمي ها و فجايع ست خودش پشت و پناه زندانيان سياسي در حال اعتصاب و همه ايرانيان باشه. به اميد روزهاي بهتر و خوشرنگتر. (شبح عزيز اسم بسيار زيبايي داري.) شب و روزت خوش.
سلام به شما دوست خوبم خيلي خوشحال شدم وقتي به وبلاگ شما سر زدم يه کم از مطالبشو
شبح جان : علی ن
اقبال 14
شبح جان : من درد در رگانم .... بغضم ترکید علی ن
سلام شبح جان
سلام شبح جان من متاسفانه ايميلی از شما دريافت نکرده ام چنانچه ممکن است مجددا زحمت آنرا بکشید
سلام رهگذر عزیز
رهگذر ثانی گرامی ، برای دل جوان و پردرد شما که مثل قلب هزاران ايرانی ديگه واسه ایران و سربلندی اون می طپه شادی و سلامتی آرزومندم. براتون روزهای خوب و خوش رو آرزومندم هر چند که خودم از روزهای خوب و خوش صد سال نوری دورم...
رهگذر ثانی عزيز! ارغوان خوشه خون ارغوان بيرق گلگونِ بهار تو بخوان نغمه ناخوانده من
رهگذر ثانی عزيز ! به قول حافظ : چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
شبح نازنين داغون تر از اونی هستم که بتونم چيزی بگم ..نوشته رهگذر ثانی خيلی تاثيرگذارتر از اين حرفا بود انگار تمام سيستم عصبيم از کار افتاده !
مرسی شبح عزيز من هم امضا کردم.شماره ۵۴
سلام شبح عزیز بخاطر هر چیز پاک و ساده بخاک افتادند... و یادمون بمونه ... راستی دیگه نه مخمل میپوشی.... نه نوشمک مینوشی...نه بقول خودت پشمک... دیگه اصلا با ما نمیجوشی...
سلام شبح عزیز به خاطر هر چیز پاک و ساده بخاک افتاند... و یادمان باشد... راستی دیگه نه مخمل میپوشی... نه نوشمک مینوشی... و نه بقول خودت پشمک... دیگه اصلا با ما نمیجوشی....
شبح نازنين !
تبريک به جنبش آزادی و برابری: جمعی از کادرهای ح.ک.ک. بمدت دو هفته به گشت سياسی-تبليغی در حومه شهرهای سقز و بانه پرداخته و ضمن شکستن ديوار حاکميت نظامی ج.ا. در کردستان با هزاران نفر از مردم منطقه ديدار و گفتگو کردند.
زیبا کاظمی، استفان، سلمان! مستم مست شبح. نشستیم و نوشیدیم و یاد کردیم از مصطفی شانهچی گه همکلاسیمان بود از سال اول دبیرستان، و سه سال هم اطاقی من بود در کوی دانشگاه و هم پرومدهام بود، و کشتندش و کشتندش. رزا برای اولین بار من بود
مرسی شبح جان. امضا کردیم.
شبح عزيز اقدام بجای جمع آوری امضا برای حمایت از زندانيان سياسی در حال اعتصاب غذا در زندان اوِين قابل ستايش است .
آنقدر دردناک است این جريانات که آدم خفه می شود ... خوشا به حالت که تو صدايت این چنين رسا مانده است .
belekhareh bayad istad ta haghighat harfeh aval ra beznad. shayad an zaman door nabashad albateh donabaleh dah bist sl nabayad bood
سلام شبح جان ما ديگه از اين سياست چيزی براموون درنمياد اوضاعمون خرابتر از اين حرفاست عزيز
اين همه امضا ولی به کجا رسيديم؟زندانی وآزادی و...
زندانی سیاسی را ازاد کنید . امضا شد.
شبح جان !
هیچ انسانی نباید بخاطر اندیشه اش زندانی شود.زندانها را بر سر زندانبانان و زندان سازان باید خراب کرد. |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:18 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||