|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 22 تیرماه 1383 | July 12, 2004
● خشونت مستمر و سازمان يافته برعليه زنان
عادت ندارم صفحهی حوادث را بخوانم اما امروز وقتی روزنامهی شرق را ورق میزدم در صفحهی حوادث خشکام زد! تيتر خبرها را بخوانيد:
Mike Furir Mike 167
Mike Furir Mike 665
Mike Furir Mike 278
Mike Furir Mike 713
Mike Furir Mike 292
Mike Furir Mike 964
Mike Furir Mike 336
Mike Furir Mike 416
Mike Furir Mike 939
Mike Furir Mike 713
AUTHOR:
be name ahoray iran man yki az jayanhay iran zamin hastam IRAN BAYAD EMSAAL AZAD SHAVAD be in manzor az zayanan iran mikhahim dar in amr mara YARI KONAND WWW.TAFAKOR_ROSHAN @YAHOO.CAM
۱۷۳ عزيز ! نتوانستم بحث را از ابتدا پی بگيرم ، ولی اين واضح است که راه حل ايران ديکتاتوری سکولار است. اگه کتک نياد البته D:
دیگران کاشتند و حککا خورد، حککا میخورد تا دیگران بکارند. آیا شما را به خیر سلطنت امیدی هست!!!؟؟
ما را به خيرتان اميدى نيست، شر مرسانيد! مجتبى روشنگر ٫یکی از فعالین کارگری در ۱ مه
من فکر می کنم با فرهنگی که در کمنتهای این جا بوسیله ی چپ سرمایه داری در جریان است برای بخردان مفید واقع شود. فرهنگ همچنين مبين اخلاق و رفتار انسان در فراز و نشيبهای اجتماعی اوست؛ در نتيجه اخلاق و رفتار حاصله از اين فرهنگ در خدمت منافع اجتماعی متضاد قرار گرفته و ماهيت طبقاتی بخود می گيرد. اخلاق و رفتار غير انسانی که با تحقير، فحاشی و سرزنش ديگران عجين شده باشد عملا به سدی در مقابل رشد فرهنگ و شخصيت افراد جامعه بشری تبديل شده و بسان ديوار چينی به سر راه رشد و تحول مبارزه طبقاتی قد علم می کند. اين گونه اخلاق و رفتار منفی که يکی از ميراث های جامعه برده داری اوليه هستند، به رشد ناقص الخلقه خود در جوامع سرمايه داری حاضر ادامه داده و بوسيله ناقلين خرده بورژوا شکل بسيار حادتر بخود می گيرند. لذا ريشه کن کردن کامل اين گونه رفتار ناشايست کار آسانی نيست، چرا که علاوه بر تشديد آن توسط جوامع طبقاتی، ريشه در مسايل عميق روانی دارد. اين مسائل روانی که به شکل عادت رفتاری در ناقلين اين بيماری اجتماعی ظهور می کنند، محصول محيطهای اجتماعی واپس مانده و بی فرهنگ هستند. انسان های بی فرهنگ خرده بورژوا، به قول گورکی مانند گياهان خزنده با استعداد رشد بی پايان در تلاشند تا هر چه را که در سر راه خود می بيند محصور و خفه کنند. خواص متضاد خودمحوربينی، کيش شخصيت باعث شده، علاوه بر اينکه خود را جز « از ما بهتران» محسوب کنند، خود نيز خواسته يا ناخواسته در مقابل بت ابتذال و بی فرهنگی سر فرود آورند. انسان بی فرهنگ خلاف ساير معجزات خلفت (!؟!) دارای دو ويژگی هستند: اول: به هر واقعه و هر کسی با شک و ترديد نگريسته و اين مساله سبب می شود که عملا وجود رهبران واقعی جنبش و نيروهای بلقوه جمعيت در حال مبارزه را مطرود و به سخره گيرند. دوم: اگر هر نظری را مخالف بافته های خود يابند با الفاظی چون « غير ممکن»، « تصورات به فرض محال» و غيره سعی می کنند که با ايجاد توطئه به سرکوب مخالفان بپردازند. اين حرکات قهری از ترور شخصيت آغاز شده و در بدترين شکل خود به حذف فيزيکی منجر می شود.
بی فرهنگی در نظام سرمايه داری با دوران مقابل اين نظام متفاوت است چراکه آبشخور و ادبيات گفتاری و آن بوسيله نظام سرمايه داری تغذيه می گردد؛ در نتيجه ناقلين بيماری بی فرهنگی دانسته يا ندانسته خود از مروجين اين نظام خواهند بود حتا اگر برای خود لباس سرخ و دستان پينه بسته مهيا کنند. ناقلان بيماری بی فرهنگی معمولا در چالش بين تصاوير خيالی ذهن شان با واقعيتهای واقعا موجود در جهان، آچمز شده و از آنجائی که کاربن و اساس تفکرشان را در معرض نابودی می بينند، رهنمودهای بی ارتباط با شرايط اجتماعی موجود را در دستور کار خود قرار می دهند. کار بجای می رسد که بی فرهنگ خرده بورژوا حکم تمرين شنا هنگام غرق شدن را صادر می کند. بی فرهنگ خرده بورژوا يک انسان مغلوب است. دن کيشوتی که در جنگ با آسيابها، پيش از جدال شکست خورده است. لذا بی آنکه خود بخواهد به عروسک خيمه شب بازی تبديل شده که عروسک رقصان او معمولا « شيطان» است. شيطانی انحصار طلب و خودمحوربين که سعی دارد خود را در غالبی از کلمات غامض و متناقض مصون دارد. اهريمنی که آگاهانه ايدئولوژی حاکم را پذيرفته و سعی دارد که به قول مارکس « کلاهها را تبديل به ايده کند". اما راه برخورد با بی فرهنگی چيست؟ 1) بازشناسی خود، گام اول در خودشناسی است: اولين راه درمان فرد ناقل به بيماری بی فرهنگی بازيافت اغتشاشات روانی و ذهنيتهای نادرستی است که از طريق زندگی و آگاهی کاذب حاکم بر جامعه، ناقل را مورد تاثير مخرب خود قرار می دهد. معالجه ديناميک و رنده، با بازيافت اين سياه و روشنها است که عملی می گردد. 2) زبان ترجمان روان آدمی است: زبان به مثابه کانال و ابزاری برای تفکر و انديشه مورد استفاده قرار می گيرد. صحبت دقيق و صحيح نشان دهنده تفکر دقيق و حساب شده است. در فردی که به بيماری بی فرهنگی دچار است، زبان اهميت خودش را از دست داده و جملات در يک شکل تکراری و انتزاعی بدون تفکر عميق زده می شود. لذا تحميل تعويض ترمولوژی گفتاری در اين افراد بسيار کارسازخواهد بود. 3) هر که نيست ادب لايق صحبت نبود: اگر فرد ناقل به بيماری بی فرهنگی به برخوردهای غير اصولی خود بطور سيستماتيک ادامه داد بايد از سوی سايرين منزوی شده، و در مقابل هر عمل نادرستش، عکس العملی مناسب صورت گيرد.
کوتاه مطلبی برای آنهايکه جويای حقيقت هستند، نه آنهای که حقيقت را ذبح می کنند. 1- شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران، تشکل يک عده جوان سوسياليست و انقلابی است که بعد از سالها مبارزه و کار پيگير شکل گرفته است. تشکل ما به هيچ وجه در حکم يک سازمان، گروه و يا حزبی که می خواهد از بالا مسائل يک مشت بوروکرات را پيش ببرد و در بالای هرم خود يک مشت پير و پاتل را جمع کند نيست. اين سنت بوسيله ی گروههای استالينيستی، مائويستی و تروتسکیستی عمدتا در طی پنجاه و شصد سال اخير رايج بوده و جنبش چپ را به انحطاط کشانده است. 2- در مورد آقای « نويد اخگر» و اتهامات کذبی که ايشان به رفيق عزيز ما « رنوا راسخ» وارد ساخت ذکر اين نکته ضروری است: 3- در مورد افشاگری که قرار است رزا جوان از ما بکند، ملالی نيست! اين عمل پليسی را فعالین سایت کارگر سوسیالیست در افشای فعالين سياسی ( حککا) از اول ماه مه امسال آغاز شده است.
کسانی که امروز روز برای خود دستک دمبک ساخته و دارند، کسانی که با کپی کردن نوشتارهای ديگران برای خود اعتبار می خرند، کسانی که کتب ترجمه شده بوسیله ی دیگران را بدون ذکر مشخصات مترجم آنها چاپ می کنند و طوری وانمود می کنند که کار آنهاست! کسانی که .... بايد بدانند زمان ريش سفيدی گذشته است. در اين روزها جای اقتدارگرايان را فقط می شود در موزه ها پيدا نمود. اقتداگرائی سد مبارزه است. مبارزه با رژيم سرمايه داری ( از هر نوع آن) جدا از مبارزه با افکار کهنه و پوسيده ی خودمحوری و امام صفتی نيست. به قول بزرگی، مساله فقط مبازه با بت ها و بت شکنی نيست، بلکه بايد به آن تفکراتی که خالق بتها هستند نيز به چالش و مبارزه پرداخت. آينده از آن ما جوانان است!
۱۶۷ جوان مبارز
يه نگاهی به تفاوت اين ۲ فرهنگ بندازيد: در ديانت زرتشتی تاکيدی بر جنسيت اهورا نيست همانگونه که هيچ تاکيدی بر مرد يا زن بودن اهريمن نيست. زير دست اهورا ۶ فرشته هستند که ۳ تای آنها مرداند و ۳ تای آنها زن. اولين دعای اوستا ، نيايش مادر زندگی است. زرتشت در طول عمر خود تنها ۱ زن اختيار کرد... در دنبالهء چنين آيينی بود که کوروش نيز تنها ۱ همسر اختيار کرد و در هر ۳ سلسلهء ايرانی پيش از اسلام (هخامنشی - اشکانی - ساسانی )زنان از حقوقی برابر با مردان برخوردار بوده اند. بسياری از آنها در کارهای دفتری کار می کرده اند، بسياری از آنها قاضی بوده اند ، بسياری در ارتش خدمت می کرده اند، بسیاری فرمانده هان سپاه بوده اند و حتی در دورهء ساسانی زنانی به ریاست حکومت رسیده اند. ــــــــــ اما در دیانت اسلام ، قرآن صریحاً می گوید:«الرجال قوامون علی النساء» (مردان بر زنان برتری و حق نگهبانی دارند) و می گوید:«نساءکم حرث لکم»(زنان شما کشتزار شما هستند) محمد ۴۰ همسر اختیار می کند. عایشهء ۹ ساله به عقد محمد ۵۳ ساله در می آید و غیره(که بهتر از من می دانید) . در دنبالهء چنین آیینی است که ناصرالدین شاه ۲۰۰ زن می گیرد. وقتی محمد ۴۰ تا گرفته است چرا از ناصرالدین شاه ایراد می گیرید؟! می گویند محمد برای متحد کردن قبایل اینهمه ازدواج کرده است. آیا حق نداریم بپرسیم : چرا برای این مقصود زیباترین زنان قبایل را انتخاب می کرد؟! می گویند : برای تحت پوشش گرفتن بیوه های جنگ اینقدر ازدواج کرده . آیا حق نداریم بپرسیم : زنان خودش چه گناهی کرده بودند که پس از مرگ محمد کسی حق نداشت آنها را تحت پوشش بگيرد؟! واقعاً اوج رذالت نيست که يک مرد ۵۳ ساله با دختر ۹ ساله ازدواج کند؟ توی همين مملکت اسلامی (که باور کنید به مراتب از حکومت محمد و علی بهتر است) اگر دختر ۹ ساله خودش هم راضی باشد اين ازدواج تجاوز به حساب می آيد. (جدّاً چقدر احمق اند که اينچنين خوکی را می پرستند! ) همه چيز ناشی از فرهنگ است. وقتی محمد خودش شمشير می کشه و آدم می کشه ديگه از شاه اسماعيل صفوی چه توقعی می شه داشت؟! شاه اسماعيل وقتی ازبکستان رو فتح می کنه توی کاسهءسر پادشاه ازبکستان شراب ميريزه و سر می کشه! اون وقت باز همين آدم(بخوانيد سگ) ميشه مرد حق! کسی که اسلام را نجات داد!! (واقعاً هم درست است ، چون اسلام جز توحش معنی ديگری نمی دهد) حقوق زنان، دمکراسی، عدالت و هرچيزی که فقط اسمش رو شنيديم تنها با محو کامل اسلام بدست مياد. چون تا قرآن هست اين خطر هست که همين آقارضا بقال سر محل اين کتاب رو بخونه و عضو القاعده بشه. کسی نازيسم يادش مياد؟ اسلام نسخهء محکمترشه. بسيار ريشه دارتر و غيرقابل تغييرتر.
پیرمرد سوسیالیست! در مکتب م.رازی این باب است که اگر کسی عملکرد شما را به زیر سوال برد هر را از پر تشخیص نمیدهد و نادان است. شما از فرقه ای هستید که توده ها را نادان و خود راهمه چیز می پندارید. م.رازی چند نفر را دور خودش جمع کرده و خودش را رهبر و تیوریسین معرفی می کند. انتقاد از فرقه شما هیچ معنایی ندارد و باورتان بر این است منتقدین عوامل دشمن هستند. نقد در نزد شما گناهی نا بخشودنیست و هر گونه انتقاد را با ترور شخصیت و اگر هم قدرتش را داشته باشید با حذف فیزیکی پاسخ می دهید. در این راه اگر هم شده با دشمن هم پیمان بسته تا مخالفین خود را حذف کنید. سابقه تاریکتان در اکثریت اثباتیست بر این مدعا. ترس بزرگ شما ایجاد تشکلات مستقل جوانان است زیرا ماهیت خود را در خطر می بینید. عنان گسیخته به لمپنیسم پناه برده و ماهیت خود را اشکار می کنید. حال هم که می بینید در این محیط بسیار کوچک کامنتدونی دارید رسوا می شوید, بعد از سوالهای مکرر میخواهید جواب افتضاحی را که بار اوردید بدهید!! www.javaan.blogspot.com
ملاحظاتى در مورد "قطعنامه مراسم روز جهانى کارگر"
کودک مبارز!
پیر مرد سوسیالیست قرار بود که شما رسوایی را که در مراسم گلگشت به پا کردید پاسخ دهید! چرا از جواب دادن طفره می روید. خودتان هم خوب می دانید که رزیلانه و برای زهر چشم گرفتن از حککا دست به پلیسی بازی مفتضحانه ای زدید و برای همین هم با اینکه این سوال بارها تکرار شد که قصدتان از ذکر جزییات فعالین داخل کشور که در صورت دستگیری با خطر مرگ روبرو هستند چه بود؟!!! ایا این مزدوری برای وزارت اطلاعات نیست؟!! .(اتحادیه در اطلاعیه ایی دیگر (البته با نام جمعی از کارگران شرکت کننده در مراسم چالوس) به تاریخ 15/02/1383 اعلام می کند که " لازم به توضیح است، در حالیکه در ساعت 14:45 مراسم در حال برگزاری بود دو تن از افراد گروه فشار موسوم به حزب کمونیست کارگری با در دست داشتن یک نایلون سبز رنگ وارد جمعیت شدند و کاغذی که ظاهرا قطعنامه ای بدون امضا بود، بدون هماهنگی با مسوولین برگزاری مراسم و بدون اینکه از قبل از جمع حضور داشته و یا کوچکترین نقش و ارتباطی با برگزاری مراسم داشته باشند، در بین جمعیت حرکت کرده و آن را در جیب افراد قرار دادند، پس از پنج دقیقه با یک دستگاه پیکان محل را ترک نمودند. این عمل آنان با اعتراض جمعی از شرکت کنندگان و مسوولین برگزاری قرار گرفت") راستی فکر میکنی اگر یک اطلاعاتی می خواست که گزارش مراسم را بدهد گزارشش چقدر با گزارش شما شبیه بود؟!!!! www.javaan.blogspot.com
داريوش از تورنتو
داريوش از تورنتو
آقای رنوا راسخ من از تو خواستم که پاسخ دهی که چرا دانما علیه کمونیستها کار پليسی می کنی؟ آيا اخلال حواس پيدا کرده ای يا مزدور رژيم هستی؟ دلقک بازی را بگذار کنار!!! هر کدام از اينها باشی مهم نيست چوت نتيچه يکی است. هدف تو بی اعتباری کردن نيروی های انقلابی زير نقاب «جوان مبارز» و «شورای انقلابی جوانان»!!!!
ته تغاری مبارز! 159
جوان سوسیالیست! خودت بهتر می دانی که منظورما از اکثریتی چیست!!!!!! راستگو رفیق سرمایه دار اگر تا چند روز دیگر به روانشناس خودت رو معرفی نکنی بیماری روانیت -اسکیزوفرنی- از اینکه هست بدتر خواهد شد و احتمالا به خودکشی روی خواهی اورد!! میدانم وجود یک تشکل مستقل برایت واقعا رنج اور است و به خاطر همین از طرف فعالین شورای انقلابی پیشاپیش برای این ضربه روحی پوزش می خواهیم!! مواظب خودت باش که به هنگام کامنت نوشتن در پای کامپیوترت سکته نکنی نه تنها جامعه ایران بلکه جامعه جهانی به نابغه ای همچون شما احتیاج دارد. در ضمن به حزب کمونیست چین و به مایوی کبیرتان قسم که من رنوا نیستم و خوشحال می شوم اگر فحاشیتان را به نسبت من انجام دهید. به امید درمان شما و پیرمردان سوسیالیست
حهانگير راستين=جوان مبارز!!!=رنوا راسخ!!! دست از تغيير نام های مضحک بردار! سوال من از تو اینست که چرا هویت یکی از رفقای پالتاک را لو دادی؟ و عملا در اختیار پلیس گذاشتی؟ آنهم برای خوش رقصی برای مجاهدین؟ چرا شاعر و نویسنده محترم نويد اخگر ترا يک عنصر مشکوک و مخرب معرفی کرد--تو که بشتر از او برای مجاهدين حمايت جلب می کردی؟ در اطاق های پالتاک آنها عليه کمونیستها موضع می گرفتي؟ تا روشن نشدن کارهای مشکوکی که طی ۱۰ سال در خارج از کشور انجام داده ای جايی میان جوانان انقلابی و مبارز نداريی. برو در ميان همان دوستان مجاهدينی ات!!
جهانگیر راسخ 156
کوتاه مطلبی برای آنهايکه جويای حقيقت هستند، نه آنهای که حقيقت را ذبح می کنند. 1- شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران، تشکل يک عده جوان سوسياليست و انقلابی است که بعد از سالها مبارزه و کار پيگير شکل گرفته است. تشکل ما به هيچ وجه در حکم يک سازمان، گروه و يا حزبی که می خواهد از بالا مسائل يک مشت بوروکرات را پيش ببرد و در بالای هرم خود يک مشت پير و پاتل را جمع کند نيست. اين سنت بوسيله ی گروههای استالينيستی، مائويستی و تروتسکیستی عمدتا در طی پنجاه و شصد سال اخير رايج بوده و جنبش چپ را به انحطاط کشانده است. 2- در مورد آقای « نويد اخگر» و اتهامات کذبی که ايشان به رفيق عزيز ما « رنوا راسخ» وارد ساخت ذکر اين نکته ضروری است: کسانی که امروز روز برای خود دستک دمبک ساخته و دارند، کسانی که با کپی کردن نوشتارهای ديگران برای خود اعتبار می خرند، کسانی که کتب ترجمه شده بوسیله ی دیگران را بدون ذکر مشخصات مترجم آنها چاپ می کنند و طوری وانمود می کنند که کار آنهاست! کسانی که .... بايد بدانند زمان ريش سفيدی گذشته است. در اين روزها جای اقتدارگرايان را فقط می شود در موزه ها پيدا نمود. اقتداگرائی سد مبارزه است. مبارزه با رژيم سرمايه داری ( از هر نوع آن) جدا از مبارزه با افکار کهنه و پوسيده ی خودمحوری و امام صفتی نيست. به قول بزرگی، مساله فقط مبازه با بت ها و بت شکنی نيست، بلکه بايد به آن تفکراتی که خالق بتها هستند نيز به چالش و مبارزه پرداخت. آينده از آن ما جوان است!
به نقل از www.marxist1360.persianblog.com قضاوت را به عهده خودت می گذارم از یک قدیم اکثریتی که امروز داعیه انقلابی بودن را دارد میشود بیشتر از این انتظار داشت؟ کمونیستها چیزی برای مخفی نگه داشتن ندارند تنها کسانی از پاسخگویی طفره می روند که ریگی در کفشششان باشد! www.javaan.blogspot.com
به نقل از www.marxist1360.persianblog.com دوست گرامی مبارز نقد حککا و ماهيت رفرميستی ان مقوله ای جداست. با حرفت هم که گفتی حککا در میان کارگران اعتباری ندارد کاملا موافقم. ولی اينجا بحث بر سر عملکرد پلیسی اتحادیه سوسیالیستها در ماجرای گلگشت می باشد. البته همین طوری که می بینید از جواب دادن به سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می کند طفره می روند. قضاوت با خود شما اگر واقعا ریگی در کفش ندارند چرا از پاسخگویی طفره می روند؟!! چرا به جای پاسخگویی به فحاشی دست زده و به خیال خود دست به ترور شخصیت میزنند؟ به نظر تو اگر پاسخ قانع کننده ای داشتند ان را در اینجا درج نمی کردند؟ البته در مکتب م.رازی پاسخ گویی معنایی ندارد و هر کس جرات کند و انها را زیر سوال ببرد عامل دشمن است! دریغا که اینها یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که جامعه جوانان ایران با این ترفندهای مفتضح به خوبی اشنا است. قضاوت را به عهده خودت می گذارم. www.javaan.blogspot.com
به نقل از www.marxist1360.persianblog.com دوست گرامی مبارز نقد حککا و ماهيت رفرميستی ان مقوله ای جداست. با حرفت هم که گفتی حککا در میان کارگران اعتباری ندارد کاملا موافقم. ولی اينجا بحث بر سر عملکرد پلیسی اتحادیه سوسیالیستها در ماجرای گلگشت می باشد. البته همین طوری که می بینید از جواب دادن به سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می کند طفره می روند. قضاوت با خود شما اگر واقعا ریگی در کفش ندارند چرا از پاسخگویی طفره می روند؟!! چرا به جای پاسخگویی به فحاشی دست زده و به خیال خود دست به ترور شخصیت میزنند؟ به نظر تو اگر پاسخ قانع کننده ای داشتند ان را در اینجا درج نمی کردند؟ البته در مکتب م.رازی پاسخ گویی معنایی ندارد و هر کس جرات کند و انها را زیر سوال ببرد عامل دشمن است! دریغا که اینها یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که جامعه جوانان ایران با این ترفندهای مفتضح به خوبی اشنا است. قضاوت را به عهده خودت می گذارم. www.javaan.blogspot.com
Shabah va sayea Dostan bekhosos Fareed va Khale Sheheen qabl az har chiz nezar khood ra dar bareh nezarkhahi begooyam an chizi ke Terane yeni tebeqeh kargar royi an tekeed kardeh bood. jenbeshhayi ajtemiye mesle zenan va jevanan bekhshi az an dar jemeah normal sarmayedari javab migeerad ama dar jayi mesle iran bekhtere tesalote islame syasi tezadhaye hade eyjad kardeh ke beraye boroon rafte an regim hich rah hali bejoz sarkoob nedarad va jonbeshe tebeqeh karegar ke jayi khood darad. ama dar moorede ateham zeni be degeran. panj sal qabl gorohi az Hezbeh Komonist Kargeri estefa dadand tekeed mekonam estefa ne ensheab ke por vazeh ast be har delili mitevanad bashad az naresayeti siyasi ta khaste shodan va donbal zandegi raftan. ama az jomle anha chand neferi boodand ke khili adeayeshan mishod. man dar inja nemikhaham address kesi ra bedeham. ama in namhi saysi khoodeshan ke dar nashriyat qabl az estefa ast a asl asnad behsha moojod ast. beazi anhaye ke khili edeayeshan mishod shoroo kardand be fahashi va tehmat zeni Mansoor Kekmat dar jevab anha gooft shoma hazb doros koon nisteed hamin hata berayi mohem terineshan Reza Mooqadam arzooyi piroozi dar mobarezeh ajtemyi kard. ama hameen FAREED (Fareed Patovi az sharqe Canada ba hamin isme syisi meqaleh ne chandan mohemi dar HAMBASTEGI be sardeberi Farhad Besharat dasrad) bejaye mobareze ke khili edeayash mishood dar inja karash faqt va faqat atham va tehmat zeni shoodeh ast. hamchineen Khaleh Sheheen(kemi shahamat dashte besh va asme siyasi khood ra dar mooqeh astefa bego) ke dar inja be atham zane va fahashi adame medehi HAKAA ra dar redife shevak qerar midehi. tu qerar bood berevi hezb be sazi chootor shood az Berlan va konferans dovoom khoordadiha sar dar avardi va berayi anha tebliq mikooni. az qeza Farhad Besharat dar heman mooqeh ke shoma fahashi mikardeed va eteham mizadid etelaye metboati dad va az Mansoor Hekmat defa kard (dar haftenameh Nimrooz). dobareh takeed mikoonam manzoor man dar inja besyari afrad sherif mesle TERANE va digerani ke mikhastand berevan danbal kar ve zedegishan nist. dar ojeh atehamat dar haman moqeh Asqer Kerimi etelaye dad va gooft khak bar seretan hezb sakhtenetan hameen bood choon Moorteza Afshari az qarbe Canada eteham zedeh bood ke HAKAA az Esraeal pool migirad( berayi kesani ke mikhahand bedanad Moorteza afshari miqeeye ke dar Turkee bood va ahtiyaj dasht be koomake Hambastegi Faderation of refugees be keshvere salesi berevad khood ra havadar qlamdad mikard(azharatesh dar Karger Amrooz be sar debiri Naser mooqadam mojood ast) ama moqeehi ke be qarb canada be koomak HFRI amad va kharesh az pol gozasht HAKAA vabeste be Esreal shood. aghi Fareed Partovi va Bestelah khale Sheheen ke karetan dar injehi bejayi mobareze kardan shode fahashi va eteham zeni brevid kemi fekr kooneed sorakh daea ra gom kerde yed shoma qerar bood berevid hazb besazid ser az dovoom khardad dar avardeed. hal Shabah va degar khanandegan weblog mosaleman qezavat khahand kard. be omid rooz qezavat mardom va teshkhis sereh az nasereh.
ممنون شبح جان از توجهت...ميخواستم سر فرصت و مفصل در اين مورد و پاسخی که به نوشته ام دادی بنويسم که فرصتش پيش نيومد...گفتم لااقل تشکری کرده باشم...!:)
۱۴۸جوان مبارز آقای رنوا راسخ شما فقط يک نفر در خارج هستيد يک وبلاگ قلابی به نام جوان مبارز و يک سايت قلابی به نام شورای اتقلابی جوانان چند ماه قبل برای فحاشی به گروههای سیاسی راه انداخته ايد. شما نبايد تصور کنيد جوانان داخل ايران نادان و بیشعور هستند. راستی آقای نوید اخگر شاعر و نویسنده که شما را در خارج شناخته است؛ چندی قبل شما را یک عنصر مشکوک اعلام کرد. چرا؟ چرا شما در بیش از یک دهه در خارج کاری جز افتراق و اتهام زنی انجام نداده اید؟ اینهمه افتراق انگِزه ها به چه منظوری است؟ اگر یک عنصر مشکوک نیستید حتما دچار مشکلات عمیق روانی هستید. شما یک نفر در خارج از کشور را بیابید که از شما به نیکی یاد کند! فقط ۱ نفر! مردم فريبی نکنيد و فضل فروشی ها رايج خارج از کشوری را برای افراد بيشعور نگهداريد. شما آقای رنوا راسخ يک فرد مخرب و غير قابل اعتماد هستيد که جوانان داخل کشور بايد راجع به شما بدانند. یک دهه افتضاحات در خارج ار کشور کافی است!!
نامه سرگشاده دبيرخانه فدراسيون واحد ترکيه به خانم GESCHE KARRENBROCK رئيس کميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل در ترکيه در خصوص پناهندگان شمال عراق.
رفیق سرمایه دار راست گو: امیدوارم که قادر به درک تشابهات خود و فردی را که در زیر توصیف میشود درک کنی: انسان اقتدارگرا دارای يک چارچوب فکری جزمی و ايستا ست. او نمی تواند خارج از چارچوب فکرش، حرف ديگری را تحمل و يا درک نمايد. نفی اين چارچوب به معنی نفی هويت و ماهيت اقتدارگراست لذا مقاومت در مقابل مخالف تا سر حد نابودی او در دستور کار فرد اقتدارگرا قرار می گيرد. از نظر اقتدارگرا آن کسی که مثل او نمی انديشد کافر و مستوجب کيفر است. او پيش از برپايی هر دادگاهی برای طرف مخالف اش، با پيش داوری در بيدادگاه ذهنی اش طرف مخالف را محکوم می کند. اقتدارگرا اگر قادر باشد، از قوه فيزيکی اش برای خفه کردن نيروی مخالف بهره می برد و اگر امکان اين امر از طريق قانون يا از طروق ديگر از وی سلب شده باشد، دست به ترور شخصيت افراد می زند. دوستان ديروز فرد اقتدارگرا اگر با بافته های وی سر ستيز بردارند، در فردا دشمنان سلبی او خواهند بود. در راستای پيشبرد همين برداشت است که اقتدارگرا با استفاده از واژه های نظير « مزدور» ، « خائن» و غيره سعی در غير فعال کردن انديشه مخالف می نمايد. در مرکز انديشه اقتدارگرا که هميشه « مذهبی» يا « ايدئولوژيک» است يک فرد قرار دارد که بوسيله هر جمعی از اقتدارگرايان حقيقت مطلق محسوب می شود. افرادی نظير: هيتلر، موسولينی،فرانکو، استالين، مائو، خمينی، بوش و غيره بت های هستند که هر جماعت اقتدارگرا بايد بر حسب انديشه های فرقه گرايی خود در مقابل آنها سر تعظيم فرود آورده و انديشه های آنها را بدون هيچ گونه کنکاش و نقدی بپذيرند. از اين جاست که خصوصيت استفاده ابزاری از جمع (مردم) توسط اقتدارگرا برای نفی مفهوم جمع گرايی بکار گرفته می شود. www.javaan.blogspot.com
۱۴۴ جوان مبارز (رنوا راسخ)
ترانه جان !
نسرين عزيز!
راستگو ۱۳۹ امید است با خواندن متن زیر به خود امده و برای درمان اسکیزوفرنی خود که در مرحله خطرناکی می باشد خود را به یک روانشناس در اسرع وقت معرفی کنید: از وبلاگ جوان مبارز: فرقه گرایی مرضی شایع در میان گروههای چپ سنتی ایران است, رهبران این گروهها اقتدار گرایانی بیش نیستند که ارزش انسانی و استقلال فکری را از بقیه گرفته و این انتظار را دارد که بقیه بدون چون و چرا همه چیز را بپذیرند. چه بسیار کسانی که به خود اندیشیده و جرات پرسیدن سوالاتی را کردند که با تعصب و کوته بینی انها را عوامل نفوذی دشمن معرفی نمودهاند. ایجاد تشکلات مستقل ماهیت فرقه گرایان را به خطر می اندازد , زیرا می دانند که فلسفه وجودی انها با در عدم تشکل تو ده هاست. رندانه و با توسل به هر چیزی سعی در جلوگیری از تشکیل گروه های مستقل را دارند و در این راه از ادبیت لمپنی خود استفاده کرده و حتی از نقش ستون پنجم بازی کردن برای دشمن هم خودداری نمیکنند. www.javaan.blogspot.com
ترانه جان !
راستگو ۱۳۹ امید است با خواندن متن زیر به خود امده و برای درمان اسکیزوفرنی خود که در مرحله خطرناکی می باشد خود را به یک روانشناس در اسرع وقت معرفی کنید: از وبلاگ جوان مبارز: فرقه گرایی مرضی شایع در میان گروههای چپ سنتی ایران است, رهبران این گروهها اقتدار گرایانی بیش نیستند که ارزش انسانی و استقلال فکری را از بقیه گرفته و این انتظار را دارد که بقیه بدون چون و چرا همه چیز را بپذیرند. چه بسیار کسانی که به خود اندیشیده و جرات پرسیدن سوالاتی را کردند که با تعصب و کوته بینی انها را عوامل نفوذی دشمن معرفی نمودهاند. ایجاد تشکلات مستقل ماهیت فرقه گرایان را به خطر می اندازد , زیرا می دانند که فلسفه وجودی انها با در عدم تشکل تو ده هاست. رندانه و با توسل به هر چیزی سعی در جلوگیری از تشک | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||