دوشنبه، 22 تیرماه 1383 | July 12, 2004

خشونت مستمر و سازمان يافته برعليه زنان

عادت ندارم صفحه‌ی حوادث را بخوانم اما امروز وقتی روزنامه‌ی شرق را ورق می‌زدم در صفحه‌ی حوادث خشک‌ام زد! تيتر خبرها را بخوانيد:
× مردی همسرش را سربريد.
× حميدرضا: مادر و خواهرم را با جوراب خفه کردم.
× توافق برای قتل يک‌ديگر.

حالا اين اخبار را کنار دو خبر ديگر که در همين صفحه درج شده است بگذاريد:
× نقض حکم سنگ‌سار چهار متهم.
× رفع تبعيض از سهم الارث همسران بين دو مجلس.

جزئيات اخبار.
حادثه‌ی اول چيز پيچيده‌ی نيست مردی چهل و پنج ساله به زن‌ چهل و دو ساله‌اش مشکوک شده است که با مرد ديگری رابطه دارد نيمه شب سر او را می‌برد و فردا صبح دو پسر اين مادر مقتول با جسد سر بريده‌ی شده‌ی مادرشان که در خواب و بدون صدا سرش بريده شده است روبه‌رو می‌شوند. شوهر غيرتی به سراغ مردی که مشکوک بود با همسرش رابطه دارد رفته و او را هم مجروح کرده است که حال‌اش وخيم است و اميدی به زنده ماندن‌اش نيست.
گزارش پزشکی قانون عمق اين خشونت بی‌رحمانه را نشان می‌دهد:
"مقتول به علت بريدگى به طول ۲۰ سانتى متر و عمق ۱۵ سانتى متر روى گردنش به قتل رسيده است و به دليل پارگى شريان هاى حياتى فوت كرده است.[1]"
حالا تصور کنيد موضوع برعکس بود و اين آقا با زنی رابطه داشت. قانون، عرف و دين رايج همه پشت سر مرد بودن و به زن توصيه می‌کردند مدارا کند يا چه کرده است که همسرش هوايی شده است. اما پريشب که کبرا فرحزادی بی‌صدا زير تيج تيز چاقوی جهل و تعصب همسرش جان می‌داد قانون، عرف و مذهب رايج پشت سر مرد قرار داشتند و قوت بازوی‌اش بودند تا بتواند جنايت خود را در کمال خون‌سردی انجام دهد.
حادثه‌ی دوم هم حکايت تکراری ديگری است. حميدرضا که سرباز است مادر و خواهر خود را با جوراب خفه کرده است. "اين سرباز آذرماه سال ۸۲ هنگامى كه با مخالفت خانواده‌اش براى ازدواج با دخترخاله‌اش روبه رو شد، با طرح نقشه اى قبلى پس از گرفتن مرخصى از پادگان به خانه خود در پاك‌دشت رفته بود. متهم ابتدا با جوراب مادرش را خفه كرده و خواهرش را نيز با همان شيوه به قتل رسانده است. حميدرضا پس از قتل از خانه خارج شده و بعد از تهيه بنزين اجساد آنها را به آتش كشيده است. مأموران از طريق پدر اين جوان از ماجرا اطلاع يافتند."
ماجرای سوم ماجرای دردناک و عجيب اما تکراری است.
"ايسنا: زنى از اهالى بردسكن از توابع خراسان ۴۸ ساعت پس از عقد، پس از توافق با همسرش براى قتل يكديگر، توسط همسرش حلق آويز شد. نيلوفرى رئيس دادگسترى بردسكن اظهار داشت: اين زوج كه پس از جلب رضايت والدين خود اقدام به عقد كرده بودند به علت عذاب وجدان ناشى از اشتباهات گذشته كه براساس محتويات پرونده ارتباط نامشروع است، اقدام به قتل توافقى كرده اند. وى گفت: براساس اعترافات شوهر مقتوله، قتل به صورت توافقى با هدف از بين بردن هر دو نفر بوده اما زن ابتدا به قتل رسيده است."
ساب‌تکست ماجرا را به ساده‌گی می‌توان حدس عروس باکره نبوده است و حلق‌آويز شده است شايد داماد راست بگويد و حلقه‌آويزشده‌گی داوطلبانه باشد و اين فقط عمق دردناک ماجرا را بيش‌تر می‌کند.
خشونت افسارگريخته عليه زنان که در لابه‌لای تک‌تک واژه‌های اين خبرها موج می‌زند نياز به شرح و بسط بيشتری ندارد اما آن دو خبر بعدی نياز به کنکاش بيشتری دارد.
تيتر خبر نخست به خودی خود خوش‌حال کننده است. انسان‌هایی که قرار بوده است به طرز فجيعی به قتل برسند از مرگی فاجعه‌بار جان سالم به‌در می‌برند اما با دقت در خبر فوق اين خوش‌حالی ذايل می‌شود و تبعيض جنسيتی و حکومتی در آن مشاهده می‌شود. اين‌بار مردانی قرار بوده است سنگسار شوند مردانی که پرسنل نيروی انتظامی هستند! اين حکم نقض می‌شود چون متهمين از دو امتياز برخوردار هستند اول آن که مردند و دوم آن که از رانت نيروی انتظامی و پليس بودن برخوردارند.
اما آخرين خبر وضعيت حقوقی زنان را به تصوير می‌کشد. در حالی که زنان هر روز مورد تجاوز قرار می‌گيرند و توسط پدران و برادران و شوهران خود به قتل می‌رسند گام بزرگ(!) مجلس ششم اين بود که بخواهد حق بديهی و بسيار جزیی را به آنان برگردانند. قوانين ارث‌بری در جمهوری اسلامی به شدت ضد زن و جنسيتی است. اما يکی از آن قوانين آن‌قدر مضحک است که وجودش با هيچ معياری قابل توجيه نيست. "در قانون موجود چنانچه مرد تنها وارث زن باشد، پس از مرگ همسر كليه ماترك زن به مرد انتقال پيدا مى كند ولى چنانچه مرد فوت كند، تنها يك چهارم از اين ماترك به زن انتقال مى يابد و سه چهارم بقيه در اختيار دولت قرار مى گيرد.[2]"
بحث حقوقی در اين مورد از حوصله‌ی اين مطلب خارج است. اما خوب است بدانيد که ارث بردن زن از مرد هزار خان رستم دارد. اگر مرد وارث درجه اول داشته باشد فقط يک هشتم دارایی به همسرش تعلق می‌گيرد. اما اگر مرد به‌جز زن‌اش هيچ وارثی نداشت به جای آن که تمام ارث مرد به زن برسد يک چهارم آن به زن می‌رسد و مابقی را حکومت تصاحب می‌کند! تمام تلاش مشعشع مجلس ششم اين بود که اين قانون را به نحوی اصلاح کند که زنان نيز مانند مردان درصورت فوت همسرشان در صورت نداشتن وارث، گيرم درجه‌ی چندم، تمام ماترک او را به ارث ببرند! می‌بينيد حقوق زنان چيست و کدام است و تلاش برای چه حقوق اوليه و نازلی صورت می‌گيرد اما اين مضحک‌ترين قسمت ماجرا نيست. مضحک‌تر آن که مجلس هفتم ااصلاح اين قانون را از دستور کار خارج کرده است و مضحک‌ترين اين که رئيس فراکسيون زنان خانم نفيسه‌ فياض‌بخش چنين موضع می‌گيرد:"روز شنبه تصويب مسئله ارث زن و اصلاح ماده چهارم قانون مدنى را «خطر بزرگى» دانست كه «مجلس هفتم را تهديد مى كرد»، وى خبر از آن داد كه «تصويب اين قانون با عنايت امام زمان از دستور كار مجلس خارج شد. "
می‌بينيد در چه کشوری زنده‌گی می‌کنيم و در اين سرزمين حقوق زنان تا چه پايه مورد ظلم و تعدی قرار می‌گيرد؟ آيا هيچ اصلاحی اين دوزخ را اندکی قابل تحمل خواهد کرد؟
-------------------------------------------------------------------------------
[1] - کليه نقل قول‌ها از روزنامه‌ی شرق امروز دوشنبه 22 تير 1383 صفحه‌ی حوادث (13) نقل شده است.
[2] - به نقل از الهه کولايی عضو فراکسيون زنان در مجلس ششم.

July 12, 2004 07:18 PM | TrackBack

Mike Furir 443 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 167


Mike Furir 328 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 665


Mike Furir 384 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 278


Mike Furir 602 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 713


Mike Furir 411 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 292


Mike Furir 633 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 964


Mike Furir 76 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 336


Mike Furir 471 18:41 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 416


Mike Furir 702 18:41 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 939


Mike Furir 486 18:41 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 713


0:52 @ Sun, 12 Sep 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.219.121.3
URL:
DATE: 09/12/2004 12:52:18 AM


navid 14:24 @ Fri, 13 Aug 04

be name ahoray iran man yki az jayanhay iran zamin hastam IRAN BAYAD EMSAAL AZAD SHAVAD be in manzor az zayanan iran mikhahim dar in amr mara YARI KONAND WWW.TAFAKOR_ROSHAN @YAHOO.CAM


تيشه 10:43 @ Mon, 19 Jul 04

۱۷۳ عزيز ! نتوانستم بحث را از ابتدا پی بگيرم ، ولی اين واضح است که راه حل ايران ديکتاتوری سکولار است. اگه کتک نياد البته D:


جوان سوسیالیست 2:28 @ Mon, 19 Jul 04

دیگران کاشتند و حککا خورد، حککا میخورد تا دیگران بکارند. آیا شما را به خیر سلطنت امیدی هست!!!؟؟


manochehr 16:55 @ Sun, 18 Jul 04

ما را به خيرتان اميدى نيست، شر مرسانيد!

مجتبى روشنگر ٫یکی از فعالین کارگری در ۱ مه
http://www.mahane.com/No_01/01mojtaba.htm


جهانگیر راستین 16:18 @ Sun, 18 Jul 04


مقاله زیر را رفیق ما «رنوا راسخ» در مورد لمپنیزم و فرهنگ منحط خرده بورژواها نوشته است.

من فکر می کنم با فرهنگی که در کمنتهای این جا بوسیله ی چپ سرمایه داری در جریان است برای بخردان مفید واقع شود.


انسان بخرد به اقتضای شرايط محيطی با اکتساب خواص التزامی و بعضا اختياری، با مفاهيم بغرنج از جمله « فرهنگ» روبرو ست. فرهنگ جامعه بشری نه از سرشت تغيير ناپذير انسانی و نه از محيط طبيعی او سرچشمه گرفته، بلکه اين جوامع بشری هستند که به او طبعی اجتماعی و به ظاهر تغيير ناپذير اعطا کرده و محيط را به زير سلطه ی او در آورند. فرهنگ عصاره ی زندگی اجتماعی است که که در تمام افکار، اميال، اخلاق و الفاظ ما منعکس می شود. حتا در اطور و حرکات گوناگون چهره ما، راه دارد. لذايذ زندگی را بسط داده و خود نيز بسط می يابد.

فرهنگ همچنين مبين اخلاق و رفتار انسان در فراز و نشيبهای اجتماعی اوست؛ در نتيجه اخلاق و رفتار حاصله از اين فرهنگ در خدمت منافع اجتماعی متضاد قرار گرفته و ماهيت طبقاتی بخود می گيرد.

اخلاق و رفتار غير انسانی که با تحقير، فحاشی و سرزنش ديگران عجين شده باشد عملا به سدی در مقابل رشد فرهنگ و شخصيت افراد جامعه بشری تبديل شده و بسان ديوار چينی به سر راه رشد و تحول مبارزه طبقاتی قد علم می کند.

اين گونه اخلاق و رفتار منفی که يکی از ميراث های جامعه برده داری اوليه هستند، به رشد ناقص الخلقه خود در جوامع سرمايه داری حاضر ادامه داده و بوسيله ناقلين خرده بورژوا شکل بسيار حادتر بخود می گيرند. لذا ريشه کن کردن کامل اين گونه رفتار ناشايست کار آسانی نيست، چرا که علاوه بر تشديد آن توسط جوامع طبقاتی، ريشه در مسايل عميق روانی دارد. اين مسائل روانی که به شکل عادت رفتاری در ناقلين اين بيماری اجتماعی ظهور می کنند، محصول محيطهای اجتماعی واپس مانده و بی فرهنگ هستند.

انسان های بی فرهنگ خرده بورژوا، به قول گورکی مانند گياهان خزنده با استعداد رشد بی پايان در تلاشند تا هر چه را که در سر راه خود می بيند محصور و خفه کنند. خواص متضاد خودمحوربينی، کيش شخصيت باعث شده، علاوه بر اينکه خود را جز « از ما بهتران» محسوب کنند، خود نيز خواسته يا ناخواسته در مقابل بت ابتذال و بی فرهنگی سر فرود آورند.

انسان بی فرهنگ خلاف ساير معجزات خلفت (!؟!) دارای دو ويژگی هستند:

اول: به هر واقعه و هر کسی با شک و ترديد نگريسته و اين مساله سبب می شود که عملا وجود رهبران واقعی جنبش و نيروهای بلقوه جمعيت در حال مبارزه را مطرود و به سخره گيرند.

دوم: اگر هر نظری را مخالف بافته های خود يابند با الفاظی چون « غير ممکن»، « تصورات به فرض محال» و غيره سعی می کنند که با ايجاد توطئه به سرکوب مخالفان بپردازند. اين حرکات قهری از ترور شخصيت آغاز شده و در بدترين شکل خود به حذف فيزيکی منجر می شود.


اخلاق خرده بورژوای بی فرهنگ بسيار به دور از پيش بينی است؛ زمانی، او سعی دارد با هيبتی مستقل نما در مقابل کار دسته جمعی و کارساز قد علم کرده و با چوب لای چرخ گذاشتن حرکتهای برنا، عملا جمعيت فعال را منفل نمايد؛ و زمانی ديگر، در حکم يک سازنده از عدم همکاری ديگران بخود می پيچد.

بی فرهنگی در نظام سرمايه داری با دوران مقابل اين نظام متفاوت است چراکه آبشخور و ادبيات گفتاری و آن بوسيله نظام سرمايه داری تغذيه می گردد؛ در نتيجه ناقلين بيماری بی فرهنگی دانسته يا ندانسته خود از مروجين اين نظام خواهند بود حتا اگر برای خود لباس سرخ و دستان پينه بسته مهيا کنند.

ناقلان بيماری بی فرهنگی معمولا در چالش بين تصاوير خيالی ذهن شان با واقعيتهای واقعا موجود در جهان، آچمز شده و از آنجائی که کاربن و اساس تفکرشان را در معرض نابودی می بينند، رهنمودهای بی ارتباط با شرايط اجتماعی موجود را در دستور کار خود قرار می دهند. کار بجای می رسد که بی فرهنگ خرده بورژوا حکم تمرين شنا هنگام غرق شدن را صادر می کند.

بی فرهنگ خرده بورژوا يک انسان مغلوب است. دن کيشوتی که در جنگ با آسيابها، پيش از جدال شکست خورده است. لذا بی آنکه خود بخواهد به عروسک خيمه شب بازی تبديل شده که عروسک رقصان او معمولا « شيطان» است. شيطانی انحصار طلب و خودمحوربين که سعی دارد خود را در غالبی از کلمات غامض و متناقض مصون دارد. اهريمنی که آگاهانه ايدئولوژی حاکم را پذيرفته و سعی دارد که به قول مارکس « کلاهها را تبديل به ايده کند".

اما راه برخورد با بی فرهنگی چيست؟

1) بازشناسی خود، گام اول در خودشناسی است: اولين راه درمان فرد ناقل به بيماری بی فرهنگی بازيافت اغتشاشات روانی و ذهنيتهای نادرستی است که از طريق زندگی و آگاهی کاذب حاکم بر جامعه، ناقل را مورد تاثير مخرب خود قرار می دهد. معالجه ديناميک و رنده، با بازيافت اين سياه و روشنها است که عملی می گردد.

2) زبان ترجمان روان آدمی است: زبان به مثابه کانال و ابزاری برای تفکر و انديشه مورد استفاده قرار می گيرد. صحبت دقيق و صحيح نشان دهنده تفکر دقيق و حساب شده است. در فردی که به بيماری بی فرهنگی دچار است، زبان اهميت خودش را از دست داده و جملات در يک شکل تکراری و انتزاعی بدون تفکر عميق زده می شود. لذا تحميل تعويض ترمولوژی گفتاری در اين افراد بسيار کارسازخواهد بود.

3) هر که نيست ادب لايق صحبت نبود: اگر فرد ناقل به بيماری بی فرهنگی به برخوردهای غير اصولی خود بطور سيستماتيک ادامه داد بايد از سوی سايرين منزوی شده، و در مقابل هر عمل نادرستش، عکس العملی مناسب صورت گيرد.


جهانگير راستين 16:08 @ Sun, 18 Jul 04

کوتاه مطلبی برای آنهايکه جويای حقيقت هستند، نه آنهای که حقيقت را ذبح می کنند.

1- شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران، تشکل يک عده جوان سوسياليست و انقلابی است که بعد از سالها مبارزه و کار پيگير شکل گرفته است. تشکل ما به هيچ وجه در حکم يک سازمان، گروه و يا حزبی که می خواهد از بالا مسائل يک مشت بوروکرات را پيش ببرد و در بالای هرم خود يک مشت پير و پاتل را جمع کند نيست. اين سنت بوسيله ی گروههای استالينيستی، مائويستی و تروتسکیستی عمدتا در طی پنجاه و شصد سال اخير رايج بوده و جنبش چپ را به انحطاط کشانده است.

2- در مورد آقای « نويد اخگر» و اتهامات کذبی که ايشان به رفيق عزيز ما « رنوا راسخ» وارد ساخت ذکر اين نکته ضروری است:
آقای نويد اخگر در زمانی که نوشته ی پر از اتهامات کذب را بر عليه رفيق ما « رنوا راسخ» نوشت، يکی از هواداران سازمان مجاهدين و شورای ملی مقاومت بود. از آنجائی که رفيق « رنوا راسخ» به افشای ماهيت راست روانه مجاهدين بارها و بارها پرداخته بود، اين مساله سبب رنجش آقای اخگر شد و ايشان مطلبی پر از اتهامات را بر عليه رنوا راسخ منتشر ساخت. بعدها که ماهيت راست روانه ی مجاهدين در تغيير مواضع و پذيرش رفراندوم آشکار گشت و پيش بينی های رفيق ما به صحت رسيد، آقای اخگر شروع به انتقاد به سازمان مجاهدين نمود و بعضی از هواداران اين سازمان نيز شروع به حملات غير اصولی ( نوشتاری و گفتاری) به ايشان نمودند.

3- در مورد افشاگری که قرار است رزا جوان از ما بکند، ملالی نيست! اين عمل پليسی را فعالین سایت کارگر سوسیالیست در افشای فعالين سياسی ( حککا) از اول ماه مه امسال آغاز شده است.


کلام آخر:

کسانی که امروز روز برای خود دستک دمبک ساخته و دارند،

کسانی که با کپی کردن نوشتارهای ديگران برای خود اعتبار می خرند،

کسانی که کتب ترجمه شده بوسیله ی دیگران را بدون ذکر مشخصات مترجم آنها چاپ می کنند و طوری وانمود می کنند که کار آنهاست!

کسانی که ....

بايد بدانند زمان ريش سفيدی گذشته است. در اين روزها جای اقتدارگرايان را فقط می شود در موزه ها پيدا نمود. اقتداگرائی سد مبارزه است. مبارزه با رژيم سرمايه داری ( از هر نوع آن) جدا از مبارزه با افکار کهنه و پوسيده ی خودمحوری و امام صفتی نيست.

به قول بزرگی، مساله فقط مبازه با بت ها و بت شکنی نيست، بلکه بايد به آن تفکراتی که خالق بتها هستند نيز به چالش و مبارزه پرداخت.

آينده از آن ما جوانان است!
جهانگير راستين


راستگو 4:24 @ Sun, 18 Jul 04

۱۶۷ جوان مبارز
آقای رنوا راسخ من از تو خواستم که پاسخ دهی که چرا دائما علیه کمونیستها کار پليسی می کنی؟ آيا اخلال حواس پيدا کرده ای يا مزدور رژيم هستی؟ دلقک بازی را بگذار کنار!!! هر کدام از اينها باشی مهم نيست چوت نتيچه يکی است. هدف تو بی اعتباری کردن نيروی های انقلابی زير نقاب «جوان مبارز» و «شورای انقلابی جوانان»!!!!
جوانان را نادان تلقی نکن!!!!


تيشه 3:37 @ Sun, 18 Jul 04

يه نگاهی به تفاوت اين ۲ فرهنگ بندازيد: در ديانت زرتشتی تاکيدی بر جنسيت اهورا نيست همانگونه که هيچ تاکيدی بر مرد يا زن بودن اهريمن نيست. زير دست اهورا ۶ فرشته هستند که ۳ تای آنها مرداند و ۳ تای آنها زن. اولين دعای اوستا ، نيايش مادر زندگی است. زرتشت در طول عمر خود تنها ۱ زن اختيار کرد... در دنبالهء چنين آيينی بود که کوروش نيز تنها ۱ همسر اختيار کرد و در هر ۳ سلسلهء ايرانی پيش از اسلام (هخامنشی - اشکانی - ساسانی )زنان از حقوقی برابر با مردان برخوردار بوده اند. بسياری از آنها در کارهای دفتری کار می کرده اند، بسياری از آنها قاضی بوده اند ، بسياری در ارتش خدمت می کرده اند، بسیاری فرمانده هان سپاه بوده اند و حتی در دورهء ساسانی زنانی به ریاست حکومت رسیده اند. ــــــــــ اما در دیانت اسلام ، قرآن صریحاً می گوید:«الرجال قوامون علی النساء» (مردان بر زنان برتری و حق نگهبانی دارند) و می گوید:«نساءکم حرث لکم»(زنان شما کشتزار شما هستند) محمد ۴۰ همسر اختیار می کند. عایشهء ۹ ساله به عقد محمد ۵۳ ساله در می آید و غیره(که بهتر از من می دانید) . در دنبالهء چنین آیینی است که ناصرالدین شاه ۲۰۰ زن می گیرد. وقتی محمد ۴۰ تا گرفته است چرا از ناصرالدین شاه ایراد می گیرید؟! می گویند محمد برای متحد کردن قبایل اینهمه ازدواج کرده است. آیا حق نداریم بپرسیم : چرا برای این مقصود زیباترین زنان قبایل را انتخاب می کرد؟! می گویند : برای تحت پوشش گرفتن بیوه های جنگ اینقدر ازدواج کرده . آیا حق نداریم بپرسیم : زنان خودش چه گناهی کرده بودند که پس از مرگ محمد کسی حق نداشت آنها را تحت پوشش بگيرد؟! واقعاً اوج رذالت نيست که يک مرد ۵۳ ساله با دختر ۹ ساله ازدواج کند؟ توی همين مملکت اسلامی (که باور کنید به مراتب از حکومت محمد و علی بهتر است) اگر دختر ۹ ساله خودش هم راضی باشد اين ازدواج تجاوز به حساب می آيد. (جدّاً چقدر احمق اند که اينچنين خوکی را می پرستند! ) همه چيز ناشی از فرهنگ است. وقتی محمد خودش شمشير می کشه و آدم می کشه ديگه از شاه اسماعيل صفوی چه توقعی می شه داشت؟! شاه اسماعيل وقتی ازبکستان رو فتح می کنه توی کاسهءسر پادشاه ازبکستان شراب ميريزه و سر می کشه! اون وقت باز همين آدم(بخوانيد سگ) ميشه مرد حق! کسی که اسلام را نجات داد!! (واقعاً‌ هم درست است ، چون اسلام جز توحش معنی ديگری نمی دهد) حقوق زنان، دمکراسی، عدالت و هرچيزی که فقط اسمش رو شنيديم تنها با محو کامل اسلام بدست مياد. چون تا قرآن هست اين خطر هست که همين آقارضا بقال سر محل اين کتاب رو بخونه و عضو القاعده بشه. کسی نازيسم يادش مياد؟ اسلام نسخهء محکمترشه. بسيار ريشه دارتر و غيرقابل تغييرتر.


جوان مبارز 2:03 @ Sun, 18 Jul 04

پیرمرد سوسیالیست!

در مکتب م.رازی این باب است که اگر کسی عملکرد شما را به زیر سوال برد هر را از پر تشخیص نمیدهد و نادان است. شما از فرقه ای هستید که توده ها را نادان و خود راهمه چیز می پندارید.

م.رازی چند نفر را دور خودش جمع کرده و خودش را رهبر و تیوریسین معرفی می کند. انتقاد از فرقه شما هیچ معنایی ندارد و باورتان بر این است منتقدین عوامل دشمن هستند. نقد در نزد شما گناهی نا بخشودنیست و هر گونه انتقاد را با ترور شخصیت و اگر هم قدرتش را داشته باشید با حذف فیزیکی پاسخ می دهید. در این راه اگر هم شده با دشمن هم پیمان بسته تا مخالفین خود را حذف کنید. سابقه تاریکتان در اکثریت اثباتیست بر این مدعا.

ترس بزرگ شما ایجاد تشکلات مستقل جوانان است زیرا ماهیت خود را در خطر می بینید. عنان گسیخته به لمپنیسم پناه برده و ماهیت خود را اشکار می کنید.

حال هم که می بینید در این محیط بسیار کوچک کامنتدونی دارید رسوا می شوید, بعد از سوالهای مکرر میخواهید جواب افتضاحی را که بار اوردید بدهید!!

www.javaan.blogspot.com


manochehr 0:14 @ Sun, 18 Jul 04

ملاحظاتى در مورد "قطعنامه مراسم روز جهانى کارگر"
از کورش مدرسی.
اين نوشته نقدي است به پيشنويس قطعنامه دوم خطاب به يکي از سازماندهندگان اين حرکت که در همان وقت در اختيار سازماندهندگان اول مه قرار گرفت. اين نقد از يک طرف موجب تغييراتي در متن نهائى قطعنامه دوم شد و از طرف ديگر مبنائى براي تهيه قطعنامه اول.
http://www.mahane.com/No_01/01molahezat.htm


جوان سوسیالیست 0:12 @ Sun, 18 Jul 04

کودک مبارز!
تو که آخه هِر و از بِر تشخیص نمیدهی، تو که از خود حککا نگرانتری! تو که حالیت نیست مسئله ایمنی اصلاً یعنی چی و به همین دلیل ایمنی سیاسی را به خطر میاندازی و باز به این دلیل فرد مشکوکی هستی. تو که یا از فرط گیجی روشنفکری حالیت نیست احظاریه ها و مواردی که تو عمداً اصرار به بیان آن داری چه رابطه ای با هم دارد. با اینحال من به زودی به چیزی که تو اسمش را میگذاری سؤال که در واقع همان بازجویی است فقط به این دلیل جواب خواهم داد و فقط تا جایی که مشکل تو حل شود و نه پاسخ به بازجویی های امنیتی تو، برای اینکه تو دیگه بهانه ای برای پنهان کردن مدارک اسنادت دال بر اتهاماتی که ما زدی نداشته باشی . بعد از این موضوع دیگر اساساً فرق خواهد کرد.


جوان مبارز 23:20 @ Sat, 17 Jul 04

پیر مرد سوسیالیست

قرار بود که شما رسوایی را که در مراسم گلگشت به پا کردید پاسخ دهید! چرا از جواب دادن طفره می روید. خودتان هم خوب می دانید که رزیلانه و برای زهر چشم گرفتن از حککا دست به پلیسی بازی مفتضحانه ای زدید و برای همین هم با اینکه این سوال بارها تکرار شد که قصدتان از ذکر جزییات فعالین داخل کشور که در صورت دستگیری با خطر مرگ روبرو هستند چه بود؟!!! ایا این مزدوری برای وزارت اطلاعات نیست؟!!

.(اتحادیه در اطلاعیه ایی دیگر (البته با نام جمعی از کارگران شرکت کننده در مراسم چالوس) به تاریخ 15/02/1383 اعلام می کند که " لازم به توضیح است، در حالیکه در ساعت 14:45 مراسم در حال برگزاری بود دو تن از افراد گروه فشار موسوم به حزب کمونیست کارگری با در دست داشتن یک نایلون سبز رنگ وارد جمعیت شدند و کاغذی که ظاهرا قطعنامه ای بدون امضا بود، بدون هماهنگی با مسوولین برگزاری مراسم و بدون اینکه از قبل از جمع حضور داشته و یا کوچکترین نقش و ارتباطی با برگزاری مراسم داشته باشند، در بین جمعیت حرکت کرده و آن را در جیب افراد قرار دادند، پس از پنج دقیقه با یک دستگاه پیکان محل را ترک نمودند. این عمل آنان با اعتراض جمعی از شرکت کنندگان و مسوولین برگزاری قرار گرفت")

راستی فکر میکنی اگر یک اطلاعاتی می خواست که گزارش مراسم را بدهد گزارشش چقدر با گزارش شما شبیه بود؟!!!!

www.javaan.blogspot.com


ناظر 19:18 @ Sat, 17 Jul 04

داريوش از تورنتو
اولن به تو هيچ ربطي نداره كه براي ديگران تعيين تكليف ميكني. دوم اينكه، مگه تا حالا مرده بودي كه صدات در نمي اومد.اگه تو اين اطلاعات ناب رو داشتي، بايد از همون روز اول (دو ماه پيش ) اين حرف ها رو ميزدي. تا حالا خواب بودي.؟! امثال تو از اين جنگهاي زرگري توي وبلاگستان لذت ميبرند.براي همين است كه الان كه همه چي رو شده ، تو صدايت در اومده!


ناظر 19:18 @ Sat, 17 Jul 04

داريوش از تورنتو
اولن به تو هيچ ربطي نداره كه براي ديگران تعيين تكليف ميكني. دوم اينكه، مگه تا حالا مرده بودي كه صدات در نمي اومد.اگه تو اين اطلاعات ناب رو داشتي، بايد از همون روز اول (دو ماه پيش ) اين حرف ها رو ميزدي. تا حالا خواب بودي.؟! امثال تو از اين جنگهاي زرگري توي وبلاگستان لذت ميبرند.براي همين است كه الان كه همه چي رو شده ، تو صدايت در اومده!


راستگو 15:06 @ Sat, 17 Jul 04

آقای رنوا راسخ من از تو خواستم که پاسخ دهی که چرا دانما علیه کمونیستها کار پليسی می کنی؟ آيا اخلال حواس پيدا کرده ای يا مزدور رژيم هستی؟ دلقک بازی را بگذار کنار!!! هر کدام از اينها باشی مهم نيست چوت نتيچه يکی است. هدف تو بی اعتباری کردن نيروی های انقلابی زير نقاب «جوان مبارز» و «شورای انقلابی جوانان»!!!!
جوانان را نادان تلقی نکن!!!!


جوان سوسیالیست 14:20 @ Sat, 17 Jul 04

ته تغاری مبارز! 159
اولاً قرار نیست من خودم بهتر یا بدتر بدونم که منظور تو از اکثریتی چیست، تو که خودت هرگز نمیتونی منظور خودت را بدانی و با هر فصل بر اساس مد روز منظور جدیدی پیدا میکنی چگونه من باید بدونم منظور تو چیست؟ ثانیاً قرار این بود که تو اتهامی به ما زدی و حالا نوبت ارائه مدرک و سند است که آن را ثابت کنی. ثالثاً قرار است این مدارک را در سطح علنی اعلام کنی، در همان سطحی که اتهام زدی ونه کشف منظور تو توسط من. اگر نتوانی این کار را بکنی نشان میدهی که فقط خواستی با اتهام افتراق ایجاد کنی و بر کسی پوشیده نخواهد ماند که چنین افتراقی فقط توسط وزارت اطلاعات ساپورت میشود. فرصت زیادی نداری، با اثبات اتهاماتی که زدی ثابت کن که کار پلیسی که در آن سابقه هم داری انجام نداده ای، در غیر این صورت نوبت ما خواهد رسید که با همین سوابق ته تغاری راسخ در سطح وسیع افشایت کنیم.


جوان مبارز 12:52 @ Sat, 17 Jul 04

جوان سوسیالیست! خودت بهتر می دانی که منظورما از اکثریتی چیست!!!!!!

راستگو رفیق سرمایه دار اگر تا چند روز دیگر به روانشناس خودت رو معرفی نکنی بیماری روانیت -اسکیزوفرنی- از اینکه هست بدتر خواهد شد و احتمالا به خودکشی روی خواهی اورد!! میدانم وجود یک تشکل مستقل برایت واقعا رنج اور است و به خاطر همین از طرف فعالین شورای انقلابی پیشاپیش برای این ضربه روحی پوزش می خواهیم!!

مواظب خودت باش که به هنگام کامنت نوشتن در پای کامپیوترت سکته نکنی نه تنها جامعه ایران بلکه جامعه جهانی به نابغه ای همچون شما احتیاج دارد.

در ضمن به حزب کمونیست چین و به مایوی کبیرتان قسم که من رنوا نیستم و خوشحال می شوم اگر فحاشیتان را به نسبت من انجام دهید.

به امید درمان شما و پیرمردان سوسیالیست


راستگو 12:25 @ Sat, 17 Jul 04

حهانگير راستين=جوان مبارز!!!=رنوا راسخ!!! دست از تغيير نام های مضحک بردار! سوال من از تو اینست که چرا هویت یکی از رفقای پالتاک را لو دادی؟ و عملا در اختیار پلیس گذاشتی؟ آنهم برای خوش رقصی برای مجاهدین؟ چرا شاعر و نویسنده محترم نويد اخگر ترا يک عنصر مشکوک و مخرب معرفی کرد--تو که بشتر از او برای مجاهدين حمايت جلب می کردی؟ در اطاق های پالتاک آنها عليه کمونیستها موضع می گرفتي؟ تا روشن نشدن کارهای مشکوکی که طی ۱۰ سال در خارج از کشور انجام داده ای جايی میان جوانان انقلابی و مبارز نداريی. برو در ميان همان دوستان مجاهدينی ات!!


جوان سوسیالیست 9:31 @ Sat, 17 Jul 04

جهانگیر راسخ 156
تو که بالاخره پست مدرن شدی و دگر اندیشیت را دگر باره دگرگون کردی، یادت رفت در قسمت 4 – بنویسی. چشم ما به زودی برای اتهاماتی که به شما زده ایم اسناد و مدارک ارائه میکنیم.
همین فراموشکاری که باعث میشه به زودی به سراغ یک دگر دیگر بروی، همانطور که مرتب و مواج از دگر مجاهد به دور خودت چرخیدی تا حالا که با خوش رقصی برای حککا به دگر مائوئیست لیبرال تبدیل شدی.


جهانگير راستين 2:31 @ Sat, 17 Jul 04

کوتاه مطلبی برای آنهايکه جويای حقيقت هستند، نه آنهای که حقيقت را ذبح می کنند.

1- شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران، تشکل يک عده جوان سوسياليست و انقلابی است که بعد از سالها مبارزه و کار پيگير شکل گرفته است. تشکل ما به هيچ وجه در حکم يک سازمان، گروه و يا حزبی که می خواهد از بالا مسائل يک مشت بوروکرات را پيش ببرد و در بالای هرم خود يک مشت پير و پاتل را جمع کند نيست. اين سنت بوسيله ی گروههای استالينيستی، مائويستی و تروتسکیستی عمدتا در طی پنجاه و شصد سال اخير رايج بوده و جنبش چپ را به انحطاط کشانده است.

2- در مورد آقای « نويد اخگر» و اتهامات کذبی که ايشان به رفيق عزيز ما « رنوا راسخ» وارد ساخت ذکر اين نکته ضروری است:
آقای نويد اخگر در زمانی که نوشته ی پر از اتهامات کذب را بر عليه رفيق ما « رنوا راسخ» نوشت، يکی از هواداران سازمان مجاهدين و شورای ملی مقاومت بود. از آنجائی که رفيق « رنوا راسخ» به افشای ماهيت راست روانه مجاهدين بارها و بارها پرداخته بود، اين مساله سبب رنجش آقای اخگر شد و ايشان مطلبی پر از اتهامات را بر عليه رنوا راسخ منتشر ساخت. بعدها که ماهيت راست روانه ی مجاهدين در تغيير مواضع و پذيرش رفراندوم آشکار گشت و پيش بينی های رفيق ما به صحت رسيد، آقای اخگر شروع به انتقاد به سازمان مجاهدين نمود و بعضی از هواداران اين سازمان نيز شروع به حملات غير اصولی ( نوشتاری و گفتاری) به ايشان نمودند.

3- در مورد افشاگری که قرار است رزا جوان از ما بکند، ملالی نيست! اين عمل پليسی را فعالین سایت کارگر سوسیالیست در افشای فعالين سياسی ( حککا) از اول ماه مه امسال آغاز شده است.


کلام آخر:

کسانی که امروز روز برای خود دستک دمبک ساخته و دارند،

کسانی که با کپی کردن نوشتارهای ديگران برای خود اعتبار می خرند،

کسانی که کتب ترجمه شده بوسیله ی دیگران را بدون ذکر مشخصات مترجم آنها چاپ می کنند و طوری وانمود می کنند که کار آنهاست!

کسانی که ....

بايد بدانند زمان ريش سفيدی گذشته است. در اين روزها جای اقتدارگرايان را فقط می شود در موزه ها پيدا نمود. اقتداگرائی سد مبارزه است. مبارزه با رژيم سرمايه داری ( از هر نوع آن) جدا از مبارزه با افکار کهنه و پوسيده ی خودمحوری و امام صفتی نيست.

به قول بزرگی، مساله فقط مبازه با بت ها و بت شکنی نيست، بلکه بايد به آن تفکراتی که خالق بتها هستند نيز به چالش و مبارزه پرداخت.

آينده از آن ما جوان است!
جهانگير راستين


جوان مبارز 1:55 @ Sat, 17 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

قضاوت را به عهده خودت می گذارم از یک قدیم اکثریتی که امروز داعیه انقلابی بودن را دارد میشود بیشتر از این انتظار داشت؟ کمونیستها چیزی برای مخفی نگه داشتن ندارند تنها کسانی از پاسخگویی طفره می روند که ریگی در کفشششان باشد! www.javaan.blogspot.com


جوان مبارز 1:54 @ Sat, 17 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

دوست گرامی مبارز نقد حککا و ماهيت رفرميستی ان مقوله ای جداست. با حرفت هم که گفتی حککا در میان کارگران اعتباری ندارد کاملا موافقم. ولی اينجا بحث بر سر عملکرد پلیسی اتحادیه سوسیالیستها در ماجرای گلگشت می باشد. البته همین طوری که می بینید از جواب دادن به سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می کند طفره می روند. قضاوت با خود شما اگر واقعا ریگی در کفش ندارند چرا از پاسخگویی طفره می روند؟!! چرا به جای پاسخگویی به فحاشی دست زده و به خیال خود دست به ترور شخصیت میزنند؟ به نظر تو اگر پاسخ قانع کننده ای داشتند ان را در اینجا درج نمی کردند؟ البته در مکتب م.رازی پاسخ گویی معنایی ندارد و هر کس جرات کند و انها را زیر سوال ببرد عامل دشمن است! دریغا که اینها یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که جامعه جوانان ایران با این ترفندهای مفتضح به خوبی اشنا است. قضاوت را به عهده خودت می گذارم. www.javaan.blogspot.com


1:53 @ Sat, 17 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

دوست گرامی مبارز نقد حککا و ماهيت رفرميستی ان مقوله ای جداست. با حرفت هم که گفتی حککا در میان کارگران اعتباری ندارد کاملا موافقم. ولی اينجا بحث بر سر عملکرد پلیسی اتحادیه سوسیالیستها در ماجرای گلگشت می باشد. البته همین طوری که می بینید از جواب دادن به سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می کند طفره می روند. قضاوت با خود شما اگر واقعا ریگی در کفش ندارند چرا از پاسخگویی طفره می روند؟!! چرا به جای پاسخگویی به فحاشی دست زده و به خیال خود دست به ترور شخصیت میزنند؟ به نظر تو اگر پاسخ قانع کننده ای داشتند ان را در اینجا درج نمی کردند؟ البته در مکتب م.رازی پاسخ گویی معنایی ندارد و هر کس جرات کند و انها را زیر سوال ببرد عامل دشمن است! دریغا که اینها یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که جامعه جوانان ایران با این ترفندهای مفتضح به خوبی اشنا است. قضاوت را به عهده خودت می گذارم. www.javaan.blogspot.com


Dariush Torento Canada 1:47 @ Sat, 17 Jul 04

Shabah va sayea Dostan bekhosos Fareed va Khale Sheheen
kasi az hevadaran hakaa haq nedarad be kesi ateham bezenad bekhosos Hamid # 101 toheen be Farid.

qabl az har chiz nezar khood ra dar bareh nezarkhahi begooyam an chizi ke Terane yeni tebeqeh kargar royi an tekeed kardeh bood. jenbeshhayi ajtemiye mesle zenan va jevanan bekhshi az an dar jemeah normal sarmayedari javab migeerad ama dar jayi mesle iran bekhtere tesalote islame syasi tezadhaye hade eyjad kardeh ke beraye boroon rafte an regim hich rah hali bejoz sarkoob nedarad va jonbeshe tebeqeh karegar ke jayi khood darad. ama dar moorede ateham zeni be degeran. panj sal qabl gorohi az Hezbeh Komonist Kargeri estefa dadand tekeed mekonam estefa ne ensheab ke por vazeh ast be har delili mitevanad bashad az naresayeti siyasi ta khaste shodan va donbal zandegi raftan. ama az jomle anha chand neferi boodand ke khili adeayeshan mishod. man dar inja nemikhaham address kesi ra bedeham. ama in namhi saysi khoodeshan ke dar nashriyat qabl az estefa ast a asl asnad behsha moojod ast. beazi anhaye ke khili edeayeshan mishod shoroo kardand be fahashi va tehmat zeni Mansoor Kekmat dar jevab anha gooft shoma hazb doros koon nisteed hamin hata berayi mohem terineshan Reza Mooqadam arzooyi piroozi dar mobarezeh ajtemyi kard. ama hameen FAREED (Fareed Patovi az sharqe Canada ba hamin isme syisi meqaleh ne chandan mohemi dar HAMBASTEGI be sardeberi Farhad Besharat dasrad) bejaye mobareze ke khili edeayash mishood dar inja karash faqt va faqat atham va tehmat zeni shoodeh ast. hamchineen Khaleh Sheheen(kemi shahamat dashte besh va asme siyasi khood ra dar mooqeh astefa bego) ke dar inja be atham zane va fahashi adame medehi HAKAA ra dar redife shevak qerar midehi. tu qerar bood berevi hezb be sazi chootor shood az Berlan va konferans dovoom khoordadiha sar dar avardi va berayi anha tebliq mikooni. az qeza Farhad Besharat dar heman mooqeh ke shoma fahashi mikardeed va eteham mizadid etelaye metboati dad va az Mansoor Hekmat defa kard (dar haftenameh Nimrooz). dobareh takeed mikoonam manzoor man dar inja besyari afrad sherif mesle TERANE va digerani ke mikhastand berevan danbal kar ve zedegishan nist. dar ojeh atehamat dar haman moqeh Asqer Kerimi etelaye dad va gooft khak bar seretan hezb sakhtenetan hameen bood choon Moorteza Afshari az qarbe Canada eteham zedeh bood ke HAKAA az Esraeal pool migirad( berayi kesani ke mikhahand bedanad Moorteza afshari miqeeye ke dar Turkee bood va ahtiyaj dasht be koomake Hambastegi Faderation of refugees be keshvere salesi berevad khood ra havadar qlamdad mikard(azharatesh dar Karger Amrooz be sar debiri Naser mooqadam mojood ast) ama moqeehi ke be qarb canada be koomak HFRI amad va kharesh az pol gozasht HAKAA vabeste be Esreal shood. aghi Fareed Partovi va Bestelah khale Sheheen ke karetan dar injehi bejayi mobareze kardan shode fahashi va eteham zeni brevid kemi fekr kooneed sorakh daea ra gom kerde yed shoma qerar bood berevid hazb besazid ser az dovoom khardad dar avardeed. hal Shabah va degar khanandegan weblog mosaleman qezavat khahand kard. be omid rooz qezavat mardom va teshkhis sereh az nasereh.


شراگيم 22:59 @ Fri, 16 Jul 04

ممنون شبح جان از توجهت...ميخواستم سر فرصت و مفصل در اين مورد و پاسخی که به نوشته ام دادی بنويسم که فرصتش پيش نيومد...گفتم لااقل تشکری کرده باشم...!:)


راستگو 22:29 @ Fri, 16 Jul 04

۱۴۸جوان مبارز

آقای رنوا راسخ شما فقط يک نفر در خارج هستيد يک وبلاگ قلابی به نام جوان مبارز و يک سايت قلابی به نام شورای اتقلابی جوانان چند ماه قبل برای فحاشی به گروههای سیاسی راه انداخته ايد. شما نبايد تصور کنيد جوانان داخل ايران نادان و بیشعور هستند. راستی آقای نوید اخگر شاعر و نویسنده که شما را در خارج شناخته است؛ چندی قبل شما را یک عنصر مشکوک اعلام کرد. چرا؟ چرا شما در بیش از یک دهه در خارج کاری جز افتراق و اتهام زنی انجام نداده اید؟ اینهمه افتراق انگِزه ها به چه منظوری است؟ اگر یک عنصر مشکوک نیستید حتما دچار مشکلات عمیق روانی هستید. شما یک نفر در خارج از کشور را بیابید که از شما به نیکی یاد کند! فقط ۱ نفر! مردم فريبی نکنيد و فضل فروشی ها رايج خارج از کشوری را برای افراد بيشعور نگهداريد. شما آقای رنوا راسخ يک فرد مخرب و غير قابل اعتماد هستيد که جوانان داخل کشور بايد راجع به شما بدانند. یک دهه افتضاحات در خارج ار کشور کافی است!!


manochehr 17:52 @ Fri, 16 Jul 04

نامه سرگشاده دبيرخانه فدراسيون واحد ترکيه به خانم GESCHE KARRENBROCK رئيس کميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل در ترکيه در خصوص پناهندگان شمال عراق.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2407/240715Turkey.html


جوان مبارز 17:26 @ Fri, 16 Jul 04

رفیق سرمایه دار راست گو:

امیدوارم که قادر به درک تشابهات خود و فردی را که در زیر توصیف میشود درک کنی:

انسان اقتدارگرا دارای يک چارچوب فکری جزمی و ايستا ست. او نمی تواند خارج از چارچوب فکرش، حرف ديگری را تحمل و يا درک نمايد. نفی اين چارچوب به معنی نفی هويت و ماهيت اقتدارگراست لذا مقاومت در مقابل مخالف تا سر حد نابودی او در دستور کار فرد اقتدارگرا قرار می گيرد. از نظر اقتدارگرا آن کسی که مثل او نمی انديشد کافر و مستوجب کيفر است. او پيش از برپايی هر دادگاهی برای طرف مخالف اش، با پيش داوری در بيدادگاه ذهنی اش طرف مخالف را محکوم می کند.

اقتدارگرا اگر قادر باشد، از قوه فيزيکی اش برای خفه کردن نيروی مخالف بهره می برد و اگر امکان اين امر از طريق قانون يا از طروق ديگر از وی سلب شده باشد، دست به ترور شخصيت افراد می زند.

دوستان ديروز فرد اقتدارگرا اگر با بافته های وی سر ستيز بردارند، در فردا دشمنان سلبی او خواهند بود. در راستای پيشبرد همين برداشت است که اقتدارگرا با استفاده از واژه های نظير « مزدور» ، « خائن» و غيره سعی در غير فعال کردن انديشه مخالف می نمايد.

در مرکز انديشه اقتدارگرا که هميشه « مذهبی» يا « ايدئولوژيک» است يک فرد قرار دارد که بوسيله هر جمعی از اقتدارگرايان حقيقت مطلق محسوب می شود. افرادی نظير: هيتلر، موسولينی،فرانکو، استالين، مائو، خمينی، بوش و غيره بت های هستند که هر جماعت اقتدارگرا بايد بر حسب انديشه های فرقه گرايی خود در مقابل آنها سر تعظيم فرود آورده و انديشه های آنها را بدون هيچ گونه کنکاش و نقدی بپذيرند. از اين جاست که خصوصيت استفاده ابزاری از جمع (مردم) توسط اقتدارگرا برای نفی مفهوم جمع گرايی بکار گرفته می شود.

www.javaan.blogspot.com


راستگو 16:24 @ Fri, 16 Jul 04

۱۴۴ جوان مبارز (رنوا راسخ)
چقدر صحبت های شبیه منوچهر خان حککا یی است! راستی آقای نوید اخگر شاعر و نوسنده که شما را در خارج شناخته است؛ چندی قبل شما را یک عنصر مشکوک اعلام کرد. چرا؟
چرا شما در بیش از یک دهه در خارج کاری جز افتراق و اتهام زنی انجام نداده اید؟ اینهمه افتراق انگِزه ها به چه منظوری است؟ اگر یک عنصر مشکوک نیسنتد حتما دچار مشکلات عمیق روانی هستید. شما یک نفر در خارج از کشور را بیابید که از شما به نیکی یاد کند! فقط ۱ نفر!


nasrin 16:09 @ Fri, 16 Jul 04

ترانه جان !
من از اين علامت (!) بدم نمياد ٫ خودم هم زياد ازش استفاده می کنم ٫ منتهی بعضی جاها تکرار بيش از حد ٫ يا حرف يا علامتی رو بی اثر می کنه و يا اینکه به کلی معنی اش رو عوض می کنه !
در بحثی که ما داشتیم تکرار بیش از حد این علامت ( از طرف هر دوی ما ) معنی آن را عوض می کرد ٫ که به نظر من در خور هیچیک از ما نبود و به همین دلیل خواهش کردم که از ادامه آن خودداری کنیم ٫ فقط همین !
امیدوارم به دل نگرفته باشی !
اتفاقا قصد من این بود که تا به مرحله دلخوری نرسیده ٫ هر دو از این عمل اجتناب کنیم !


ترانه 14:16 @ Fri, 16 Jul 04

نسرين عزيز!
چطوري گل؟ مبصری که مدرسه را ول کنه خوب وضع کلاس از اين بهتر نمی شه!...
آه يادم رفت تو از اين علامت(!) خوشت نمی آد:)))
نسرين جان بيا بريم دنبال همكلاسي هاي سابق موافقي؟
از إرني شروع مي كنيم. همين الان با هم مي ريم پای کوه( وبلاگ إرنستو چه گوارا) می کشيم اش (نخونی می کُشيم اش) بيرون. بريم؟ اونجا مي بينمت.
مي بوسمت گلم. ترانه جمعه


جوان مبارز 13:48 @ Fri, 16 Jul 04

راستگو ۱۳۹ امید است با خواندن متن زیر به خود امده و برای درمان اسکیزوفرنی خود که در مرحله خطرناکی می باشد خود را به یک روانشناس در اسرع وقت معرفی کنید:

از وبلاگ جوان مبارز:

فرقه گرایی مرضی شایع در میان گروههای چپ سنتی ایران است, رهبران این گروهها اقتدار گرایانی بیش نیستند که ارزش انسانی و استقلال فکری را از بقیه گرفته و این انتظار را دارد که بقیه بدون چون و چرا همه چیز را بپذیرند. چه بسیار کسانی که به خود اندیشیده و جرات پرسیدن سوالاتی را کردند که با تعصب و کوته بینی انها را عوامل نفوذی دشمن معرفی نمودهاند.

ایجاد تشکلات مستقل ماهیت فرقه گرایان را به خطر می اندازد , زیرا می دانند که فلسفه وجودی انها با در عدم تشکل تو ده هاست. رندانه و با توسل به هر چیزی سعی در جلوگیری از تشکیل گروه های مستقل را دارند و در این راه از ادبیت لمپنی خود استفاده کرده و حتی از نقش ستون پنجم بازی کردن برای دشمن هم خودداری نمیکنند.

www.javaan.blogspot.com


nasrin 13:47 @ Fri, 16 Jul 04

ترانه جان !
غيبت ها رو فعلا به نيت خير می گيريم !!
در عوض حضور فعال تو در اين روزها چشمگير و مغتنمه !
ضمنا نگران نباش روزهای خوب در راه اند ...
پايان شب سيه سپيد است !


13:46 @ Fri, 16 Jul 04

راستگو ۱۳۹ امید است با خواندن متن زیر به خود امده و برای درمان اسکیزوفرنی خود که در مرحله خطرناکی می باشد خود را به یک روانشناس در اسرع وقت معرفی کنید:

از وبلاگ جوان مبارز:

فرقه گرایی مرضی شایع در میان گروههای چپ سنتی ایران است, رهبران این گروهها اقتدار گرایانی بیش نیستند که ارزش انسانی و استقلال فکری را از بقیه گرفته و این انتظار را دارد که بقیه بدون چون و چرا همه چیز را بپذیرند. چه بسیار کسانی که به خود اندیشیده و جرات پرسیدن سوالاتی را کردند که با تعصب و کوته بینی انها را عوامل نفوذی دشمن معرفی نمودهاند.

ایجاد تشکلات مستقل ماهیت فرقه گرایان را به خطر می اندازد , زیرا می دانند که فلسفه وجودی انها با در عدم تشکل تو ده هاست. رندانه و با توسل به هر چیزی سعی در جلوگیری از تشکیل گروه های مستقل را دارند و در این راه از ادبیت لمپنی خود استفاده کرده و حتی از نقش ستون پنجم بازی کردن برای دشمن هم خودداری نمیکنند.

www.javaan.blogspot.com


ترانه 13:31 @ Fri, 16 Jul 04

هاله جان باور كن همين الان آفتاب شد عزيزجان!!


هاله 13:16 @ Fri, 16 Jul 04

سلام ترانه جان - الان داشتم به کامنت ها میرسیدم. آبرومو بردی دخترجان. :)

والله درک من از خفن اینه که یعنی خوب.


راستگو 12:58 @ Fri, 16 Jul 04

۱۳۰ حوان به اصطلاح مبارز (رنوا راسخ مسن و خارج کشوری مشکوک)
شما آقای محترم که تبديل شده ايد به خدمتکار ححکا ! همان حرفهای مشکوک ناظر را می زنيد. اتحادتان با اتهام زنان و افراد واخورده خارج از کشور مبارک!!!


شبح 12:17 @ Fri, 16 Jul 04

ترانه جان!(۱۳۷)
خفن از واژه‌های جديديه که بين بچه‌های اين دوره زمونه رايج شده از دخترم الان پرسيدم گفت يعنی خيلی باحال! البته من به معناهای ديگه هم شنيدم مثل خيلی جالب و عجيب اين‌جور چيزا... خلاصه سوآل خفنی بود!


ترانه 12:09 @ Fri, 16 Jul 04

شبح جان! نخندی ها!!

«خفن» يعنی چي؟

ظاهرن كلماتي بوجود اومده كه قبلن کاربرد نداشته يا شايدم بوده بگوش من نخورده. در هر حال از هاله آفتابي پرسيدم تا حالا جوابي نشنيدم گويا همانطور که آفتاب هم با ما درسوئد قهر کرده آفتاب هاله هم شامل حال ما نمی شه:))
راستی شبح جان از إرنستو عزيز چه خبر؟ گمانم پای کوهها نشسته و ريزش کوه ها را چشم و دل انتظار!D

مبصر كجايي حاضر غايب كني؟؟
آتش ؟ غايب!
کنجكاو؟ كلاس تخصصي!
.....؟ ......
.....؟ در راه...
جمعه هاي شما شامل حال ما هم شده امروز...!
به اميد« آنروز» که «اين روز ها »گذشته باشد!!!


شبح 11:39 @ Fri, 16 Jul 04

شراگيم جان!(120)
الان داشتم مصاحبه‌یی از بونوئل می‌خوندم جمله‌ی جالبی از اون ديدم:
"در دنيای ما، دنيايی اينقدر بد، فقط يک راه وجود دارد: طغيان"


10:13 @ Fri, 16 Jul 04

درود بر ۹۰٪‌ اگاه مردم و درود بر خلق قهرمان شبح . شبح به اين خوش بينی نوبره


شبح 9:53 @ Fri, 16 Jul 04

شراگيم عزيز!(120)
حرف‌های‌ات عجيب و دور از انتظار نيست. درواقع پس از هر شکست و سرخورده‌گی چنين حال و روزی قابل انتظاره. دوم خرداد برای نسل تو فريب بزرگی بود اميدوارتان کرد و بعد بی‌پناه رهای‌تان کرد و اکنون بر زمين و زمان ناسزا می‌گویی و انسان‌ها را گوسفند می‌پنداری و آن‌چنان خود را در برج عاج می‌نشانی که گویی جوهره‌ی آگاهی عالم وجودی! نه شراگيم عزيز. انسان‌های دوربر تو گوسفند نيستند انسان‌اند ناآگاه هم نيستند در بسياری از موارد زنده‌گی آگاه هم هستند يعنی در واقع اين‌ها همان‌ها هستند که بودند اين تو هستی که تغيير کردی... چه تغييری؟ الان می‌گويم خسته شده‌یی و دنبال بهانه می‌گيردی و چه بهانه‌یی بهتر از اين که 90 درصد مردم گوسفند هستند؟ به هر حال اين روزها به زودی می‌گذرد و روزهای اميدوار کننده و پرشوری در راه است. اکنون برای تو بهترين فرصت برای دانستن است. به جای اين که دل‌ات برای آگاه کردن مردم بسوزد سعی کن خودت را آگاه کنی. کتاب خواندن يکی از اين کارهاست، کتاب‌خواندن جمعی و زنده‌گی در دل کارگران، کارگرانی که بار رشد مادی جامعه را به دوش می‌کشند تو را از اين ياس فروکاهنده رها خواهد کرد.


جوان مبارز 7:45 @ Fri, 16 Jul 04

اتحادیه فرقه گرایان (اتحادیه پیران)

فرقه گرایی بدین معناست که کسی از فرقه یا گروهی متعصبانه و کوته فکرانه پیروی کند و هر گونه انتقاد را با فحاشی و حذف مخالفین پاسخ دهد. انتقاد از خود برای یک فرقه گراهیچ معنایی ندارد ................

www.javaan.blogspot.com


مهران محبوبی 6:23 @ Fri, 16 Jul 04

دوستان عزیز لینک منوچهر ۱۳۱ منو چهر ۱۱۸را بخوانید!
محمود صالحی با این دو نامه نوعی اعلام جرم علیه جمهوری اسلامی کرده است و این شکایت را به سازمان های عظیم کارگری جهانی برده است! جمهوری اسلامی باید محکوم شود! این بیانیه براستی اعلام جرم کارگران و مردم ایران علیه جمهوری اسلامی است و سزاوار هر حمایتی از هر انسان دوست و آزادی خواهی است!
خواهش می کنم همه به این نامه ها و سر نوشت این رهبران کارگری در ایران دقیق شوند !
لحظات حساسی است سرنوشت مردم در حال شکل گیری است! پیشروان این مردم را تنها نگذارید!


manochehr 5:52 @ Fri, 16 Jul 04

نامه محمود صالحی به آقای گای رايدر٫دبير کل کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگري.
http://www.cpiran.org/sagaz/mahletju.pdf


جوان مبارز 4:54 @ Fri, 16 Jul 04

اتحاد مقدس مایو یستهای ترشیده به اکثریتهای سابق!! مبارکتون باشه راستگو و
پیرمرد سوسیالیست!

قضاوت با خود شما چه کسی مشکوک است. خواندن ۲ پاراگراف زیر که از مطالب سایت www.javaan.net برگرفته شده است گویای ماهیت واقعی این به اصطلاح جوانان است که بالای 40 سال عمر دارند:

۱. (اتحادیه در گزارشی به تاریخ 12 اردیبهشت 1383 ابراز می دارد که " لازم به یاداوری است که در پایان مراسم عده ایی فرصت طلب از حزب کمونیست کارگری با به اشوب کشیدن سالن قصد بر هم زدن مراسم را داشتند که با اعتراض برگزارکنندگان روبرو شد.
۲.(اتحادیه در اطلاعیه ایی دیگر (البته با نام جمعی از کارگران شرکت کننده در مراسم چالوس) به تاریخ 15/02/1383 اعلام می کند که " لازم به توضیح است، در حالیکه در ساعت 14:45 مراسم در حال برگزاری بود دو تن از افراد گروه فشار موسوم به حزب کمونیست کارگری با در دست داشتن یک نایلون سبز رنگ وارد جمعیت شدند و کاغذی که ظاهرا قطعنامه ای بدون امضا بود، بدون هماهنگی با مسوولین برگزاری مراسم و بدون اینکه از قبل از جمع حضور داشته و یا کوچکترین نقش و ارتباطی با برگزاری مراسم داشته باشند، در بین جمعیت حرکت کرده و آن را در جیب افراد قرار دادند، پس از پنج دقیقه با یک دستگاه پیکان محل را ترک نمودند. این عمل آنان با اعتراض جمعی از شرکت کنندگان و مسوولین برگزاری قرار گرفت")

با اینکه می دانستید که افراد نامبرده در محیط پلیسی ایران فعالیت می کنند به ذکر جزییات ماجرا پرداختید. چند سوال مطرح می شود که خوب است یا جواب ان را بدهید یا در یک اعلامیه به اشتباه خود اذعان کرده و قصد واقعی خود را از به خطر انداختن جان افراد اعلام کنید
قصد واقعی شما از ذکر مدل ماشین یا رنگ نایلون چه می تواند باشد؟ ایا خواسته یه نا خواسته نقش ستون پنجم را در ماجرای گلگشت بازی نکردید؟

خود را انقلابی می نامید ولی در هنگام عمل ماهیت مستبدانه خود را نشان می دهید راستی چرا تا گذشته تان افشا شد اینچنین کنترل خود را از دست دادید؟ اگر واقعا ریگی در کفشتان نبود چرا اینچنین هول کردید؟؟!!!!!!!!!!


کارگر سوسياليست 4:31 @ Fri, 16 Jul 04

اهميت دفاع و حمايت از کارگران احضار شده به دادگاه سقز
http://iwsn.topcities.com/farsi.htm


کارگر سوسياليست 4:02 @ Fri, 16 Jul 04

مفهوم روابط آزاد بين زن و مرد در مارکسيزم و تفاوت آن با مفهوم بورژوائی «سکس آزاد»
http://www.javaan.net/kargari_nashr/Sara_Ghazi/m.zan/m.zan2.pdf


رزا جوان 3:51 @ Fri, 16 Jul 04

جوان مبارز 121
شما به ما اتهام زدی : « شمایی که زمانی با دیگر رفقای اکثریتی داد میزدید که سپاه پاسداران را به اسلحه سنگین مسلح کنید, شمایی که رژیم خمینی را رژیمی ضد امپیریالیست می نامیدید و با ان زد و بند می کردید و سابقه همکاریتان با رژیم بر همگان روشن است خود را مبارز می نامید؟»
چنانچه ظرف چند روز آینده نتوانی این اتهامات سنگین را با ارائه مدرک و سند ثابت کنی در اینصورت تو را در سطح علنی به عنوان پلیس سیاسی معرفی و افشا خواهیم کرد. هرچند قبلاً نوید اخگر تو را افشا کرده بود و هرچند کارنامه فعالیت و« مبارزه ات!!» در سایت من و پالتاک همچنان موجود میباشد. تا کنون تصور بر این بود که طول درمان و مرحله باز یافتن تعادل روحی تو میتواند امکان مساعد زندگی شرافتمدانه را برایت فراهم کند اما اکنون باید پذیرفت که اگر نتوانی اتهامات به یک نیروی انقلابی را با مدارک و اسناد ثابت کنی و همزمان اگر نتوانی با ارائه مدارک پزشکی سلامت روحی خود را به اثبات برسانی تنها مورد باقی مانده این خواهد بود که در فاز دیگری یعنی کار رسمی پلیسی قرار گرفته ای که اینبار از اعلام علنی این موضوع صرفنظر نخواهیم کرد.
رزا جوان، سر دبیر نشریه جوان سوسیالیست


راستگو 3:36 @ Fri, 16 Jul 04

حوان مبارز ۱۲۱
به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

آقای رنوا راسخ يا به اصطلاح «جوان مبارز»!!! یا «شورای انقلابی»!!! تا روشن نشود که شما چرا نام اصلی يکی از فعالين را در خارج لو داده ايد بحثی با شما نداريم. شما يک فرد مشکوکی هستيد!

تاريخ پالتاك .....آن روزها پالتاك يه رهبر سياسى به نام " رنوا" داشت. مىامد در اتاقها بحث را منحل مىكرد كه خودش بتونه حرفهايى را كه شب قبلش از حذف كرده بود را بگه، كلى هم مريد و نوچه براى خودش دست و پا كرده بود ...رنوا شب و روز در پالتاك بود ...آخه آن روزها مثل الان رهبر حزب نشده بود و اصلا نميدونست كه به جاى وبلاگ ساختن مىتونه سايت بسازه و اداى حزب و رهبر حزب را دربياره، آنموقع ها عقلش به اينجاها قد نمىداد و سرش به وبلاگش گرم بود و از اينكه مردم به جاى رفتن به آنجا به سايت طنز من و پالتاك ميان داشت آتيش مىگرفت. حالا ديگه راهش را پيدا كرده، يه تنه تشكل زده و خودش به سئوالات خودش جواب مىده، تازه يه نشريه هم راه انداخته كه براى تك برگى راه كارگر يه جفت پا آمده..... http://www.mano-paltalk.com/tanz5/sar2206.htm


مهران محبوبی 3:06 @ Fri, 16 Jul 04

منوچهر ۱۱۸
وبلاگ شبح با اين لينک دادن تو چه رونقی می گيرد! بحثی درست حسابی که اینجا نيست اقلا اين نامه محمود صالحی با دو کلام حرف حساب و راه مبارزه نشان دادن آدم را اميد وار می کند! در صرف انرژی بايد دقت کرد که غیر ضروری جواب ياوه گويی دشمنان طبقاتی کمونيست های کارگری داده نشود!


جوان سوسیالیست 3:02 @ Fri, 16 Jul 04

جوان مبارز 121
این مطلب قبلاً در وبلاگ چنین گفت مارکس درج شده بود. http://marxist1360.persianblog.com/
جوان مبارز!!! شنیدم بعد از هرگز بالاخره تصمیم گرفتی به جای کند و کاو دل و روده زرتشت و پندار مندار نیک و همچنین « امام علی» کمی از لاف هایت کم کنی و وارد «مبارزه» بشی، سایت هم که برای تو مساوی است با حزب درست کردی، ولی متاسفانه میبینم بجای مبارزه به زیست شناسی رو آوردی و اینبار بجای از هر دری سخنی سابقت که بتونه کمی معروفت کنه دایناسور شناس شدی. پیشنهاد من اینه که خودت را اذیت نکن. اگر از زیر تپه ای بدون آلودگی محیط زیست رد شده بودی اشکالی نداشت ولی حالا که دیگه تپه ای سالم نگذاشتی کمی به کنگ فو و اینبار به جای « امام علی» به ابراهیم میرزایی بپرداز، شاید از این رهگذر هم زود معروف بشی و هم جایی کسی فکر کنه که نکنه واقعاً مبارز و احتمالاً کمونیست شدی.


کارگر سوسياليست 2:51 @ Fri, 16 Jul 04

از صفحه زنان اتحاديه سوسیاستهای انقلابی ايران ديدن کنيد:
http://www.kargar.org/zanan.htm


hamid 2:37 @ Fri, 16 Jul 04

نامه‌هایی درباره‌ی تفسیر تاریخ

http://www.shoraee.com/Theoric/Engels.htm


جوان مبارز 2:24 @ Fri, 16 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

جوان به اصطلاح سوسیالیست! شما با م.رازی و قازیهای خیالی (اسامی دیگر م.رازی) میانگین سنتان از 45 بیشتر است. شمایی که زمانی با دیگر رفقای اکثریتی داد میزدید که سپاه پاسداران را به اسلحه سنگین مسلح کنید, شمایی که رژیم خمینی را رژیمی ضد امپیریالیست می نامیدید و با ان زد و بند می کردید و سابقه همکاریتان با رژیم بر همگان روشن است خود را مبارز می نامید؟ تاریخ را به تمسخر گرفته اید یا جوانان ایرانی را نفهم و نادان قلمداد می کنید؟ مبارزه برای شما اکثریتهای سابق و به اصطلاح اتحادیه امروز همین معنا را دارد که اگر چند نفر خواستند مستقل و جدای از شما عمل کند قصد معروف شدن دارد. عملکرد شما با عملکرد چپ سنتی هیچ فرقی ندارد, خود را حزب, و حزب را جایگزین طبقه کارگر می دانید. و اگر طرز تفکر کسی را نپسندید بلافاصله به فکر حذف کردن می افتید, نمونه ان عملکرد شما در جریان مراسم گلگشت در اول ماه مه بود, که همانند ستون پنجم عمل کردید. نامه ای فرستاده شده در این باره با یک فلش در همین باره در وبلاگ جوان مبارز موجود است. www.javaan.blogspot.com


شراگيم 1:34 @ Fri, 16 Jul 04

مطلبت رو الان خوندم...کامنتها رو هم تا نصفه نيمه هاش دنبال کردم...حسش نبود بقيه رو بخونم...من چيزی ندارم بگم...دلم ميخواست بدونم دوستان مبارز و دلسوزم که از این همه ظلم و ستم به ستوه اومدن ۱۸ تير کجا تشريف داشتن...!يا نه...اصلا ميخوام بدونم که همين مردمی که سرشون مثل گوسفند هر روز بريده ميشه و هر روز و هر روز عکسشون و خونشون صفحه حوادث روزنامه ها رو برای افزایش تیراژ رنگین میکنه ۱۸ تیر و ۱۸ تیر ها کدوم گوری هستن...! شبح جان تو یه مرحله بدی گیر کردم...از یه طرف ۹۰ درصد از اطرافیانم رو گوسفند هایی میبینم که تو مزرعه حماقتشون مشغول چریدن علفهای هرزگی زندگیاشونن و اونها رو لایق دقیقا همین زندگی و همین حکومت ارزیابی میکنم و از یه طرف دیگه این سوالم رو نمیتونم جواب بدم که اگه من نوعی که ادعای روشنفکری دارم و درد رو حس میکنم بخوام حساب خودم رو از جامعه م جدا کنم و در لاک خودم فرو برم رسالتی که بر دوش دارم چه خواهد شد...آگاهی مسئوليت مياره...یعنی اگه من نوعی به دنبال آگاهي باشم بايد همزمان مسئوليت پذيری در قبال اجتماعم رو هم بياموزم...به قول فروغ :(( دنيا زشتی کم ندارد، زشتيهای دنيا بيشتر بود اگر آدمی بر آنها ديده بسته بود...اما آدمی چاره ساز است...))
به هر حال پارادوکس عجيبيه...بعضی وقتها اونقدر از ابتذال و حماقتی که دور و برم رو گرفته بيزار ميشم که تنها راه رو فرار کردن و دوری گزيدن و یا چشم بستن ميبينم...!پناه بردن به خلوت خودم و نا امیدانه ناله کردن و اعلام برائت کردن از گندابی که توش زندگی میکنم و امیدی به بهبودش ندارم...شايد برای همينه که هميشه با شاعر گوشت تلخ و غر غرو و گوشه گیری مثل اخوان همذات پنداری دارم...(البته من شناختم از ایشون محدود به اشعارشونه و نه زندگیشون) يعنی حرفهاش رو دقیقا حرفهای خودم ميبينم که استادانه و شاعرانه بيان شده...يا فروغ... وقتی که خشم و نفرت و دغدغه هاش رو از همین ابتذال رایج توی دو دفتر آخرش در قالب کلمات ریخت...
به هر حال همونجور که گفتم پارادوکس بديه...!اگه قرار باشه اعتراض و مبارزه کنم باید علیه ظالم باشه يا مظلوم...!؟ سيلی زن رو بايد محکوم کنم يا سيلی خور؟ تا حالا دیدین یه شیر بره مثلا رئیس گله ی کفتارا بشه؟ مسلمه که ندیدین...چرا باید توقع داشته باشیم که امروز کسان دیگری جز همینها بر مردم حکومت کنن؟ حداقلش اینه که با ۹۰ درصد مردمون مَچ هستن...!!!غیر از اینه...؟
اولین قدم آگاه شدن مردمه و آگاهی هم یه فرایند تدریجی و تکاملیه...فعلا که جامعه با سرعت هرچه تمام تر داره به سمت مخالف چنین تغییر و تحولاتی پیش میره...مردم هر روز بد تر و بد تر میشن...و هر روز بیشتر در کلاف حماقتها و تعصبات و آزمندیها و هوسهای حیوانیشون پیچیده میشن...فعلا فقط میشه امیدوار بود این حرکت شتابناک به سمت قهقرا معجزه ای بشه و از شتابش کاسته بشه...و بعد هم باید نشست و امیدوار بود که این شتاب به صفر برسه و سپس حرکتی لاک پشت وار و با شتاب منفی به سمت آگاهی و کمال آغاز بشه...!
فکر کنم نبیره های من(اگه روزی هوس زن گرفتن به سرم بزنه!) بتونن اگه همه چیز معجزه آسا بر وفق مراد پیش بره قاطعانه تر از من تصمیم بگیرن که با ظالم باید مبارزه کنن یا با مظلوم...!!


کارگر سوسياليست 1:29 @ Fri, 16 Jul 04

از صفحه «زنان کارگر» سايت «شبکه همبستگی کارگري» دیدن کنيد:
http://iwsn.topcities.com/kargarane-zan.htm

«شبکه همبستگی کارگري» هدفش حمابت از کارگران ایران است.


manochehr 21:04 @ Thu, 15 Jul 04

نامه محمود صالحی به ث.ژ.ت(اتحاديه کارگری در فرانسه)
http://www.cpiran.org/sagaz/mahcgt04.pdf


جوان سوسياليست 20:32 @ Thu, 15 Jul 04

موقعيت زن در عرصه تاريخ
http://www.javaan.net/kargari_nashr/Sara_Ghazi/m.zan/m.zan.htm


جوان سوسیالیست 18:42 @ Thu, 15 Jul 04

ناظر101
اگر نظارت استصوابی تو از طرف اعضاء حککا به عنوان لیدر، کادر، عضو، سمپات و هوادار، خلاصه به نوعی تعلقت به این جریان تکذیب نشود شک نخواهم کرد که همین الان که داریی این مطلب را میخوانی در اتاق ویژه اداره اطلاعات پشت یک کامپیوتر مدرن نشستی و بابت هر ساعت کار فی سبیل الله ات پاداش زیادی میگیری. اطلاعاتی بودن یا نبودن تو برای من به اندازه همه وجودت بی اهمیت است. اما اهمیت تکذیب یا تائید تعلق تشکیلاتی تو با حککا از این جهت اهمیت دارد که اگر با آنها نباشی فقط یک اطلاعاتی آماتور وناشی هستی و اگر با آنها باشی انعکاس بی پرنسیپی، هجوگویی، فحاش و بی نظری این جریان خواهی بود.


شبح 17:18 @ Thu, 15 Jul 04

ترانه‌ی عزيز!(110)
دشمن‌ات شرمنده اين‌جا برای همين حرف‌هاست ديگه.
با نظرت کاملا موافق هستم رژيم ايران نمی‌تواند حقوق زنان و کودکان و اقليت‌های قومی و مذهبی... را اعاده کند و اين اين‌ها فقط با رفتن رژيم قابل حل هستند.


شبح 17:06 @ Thu, 15 Jul 04

ارستوی عزيز!(۱۱۱)
ايميل‌ات را دريفات کردم ولی راست‌اش را بخواهی هنوز وقت نکردم بخوانم امشب خواهم خواند حتما.


ترانه 14:37 @ Thu, 15 Jul 04

جوان سوسياليست عزيز۹۵
عزيز جان همانطور كه براي منوچهرجان هم نوشتم من يك نفر هستم وقتي نوشته ات را مي خوانم دور و برم را نگاه می کنم ببينم تکثير نشده باشم با اينهمه فعل جمع كه بكار مي بري:)))D . اين شوخی را با هات کردم تا سر «موزيک قشنگ» بی حساب بشيم.
جمله زيبائی از بتهوون نوشتی و متشکر برای نظرت. در نظر ۱۱۰ منظورم را نوشتم(شايد خوانده باشی). دوست عزيز! من از کلمات برای کوبيدن استفاده نمی کنم از کلمات برای ساختن و بهتر ساختن هم می شود استفاده کرد. موفق باشی!


ترانه 13:57 @ Thu, 15 Jul 04

منوچهر عزيز ۸۷
از لطف و محبتت متشكرم. من هم صميمانه برايت احترام دارم!
حقيقتن بار اول هم می توانستم وارد جزئيات نوشته ۷۸ تو بشوم اما بدلايلی خواستش را نداشته و ندارم. من يک نفر هستم اما تو يک نفر نيستی! من اشتباهی از تو نمی بينم که بخواهم نکته به نکته برايت بگويم در مورد حزب هم آنهمه انسان که برای مبارزات سياسی راهی را انتخاب می کنند بنظر من از سر اشتباه نيست که من نکته به نکته توضيح بدهم انتخاب راه است.
اگر وقت و نيروئی برايم باقی باشد برای راه کار/فعاليت خودم می گذارم
من هيچ وقت اعتقاد ندارم همه چيز هاي موجود را خراب كنم و افراد را منفعل كنم و قتي قادر نيستم توجه جمعي را جلب كنم!


کارگر سوسياليست 13:43 @ Thu, 15 Jul 04

جايگاه مردان در ريشه کن کردن ستم جنسی بر زنان
http://www.kargar.org/zan/nameh1.htm


ARASTU 13:42 @ Thu, 15 Jul 04

mailam be dastetoon resid?


ترانه 13:38 @ Thu, 15 Jul 04

شبح نازنين وصبور!
قبل از هر سخن شرمنده گی خودم را ابراز می کنم چرا كه شرايطي بوجود آمد كه ميعادگاه ما/خانه شبح بهم بريزد.
شبح جان ممنون از نظرت! در حالت کلی همانطور است که گفتی. اما در ايران فضا را اشغال کردند جنبش هاي اجتماعي نمي توانند در اين فضا/شرايط به حداقلي كه «نياز» سرمايه داري احتياج دارد تا براي بقاي خود تن به پذيرش بدهد برسد. ساده تر بگويم ج.ا. با ويژه گی خاص خود همان گونه که برای حل تورم اقتصادي بخاطر تضاد ماهيتش درمانده است برای حل مسائل اجتماعي هم عاجز است هرگونه پاسخ به خواست جنبش هاي اجتماعي كه «نياز» جهان سرمايه داري است به نابودي اين نوع حكومت منجر مي شود. کارگران اما گرسنه اند و چاره اي جز اعتراض ندارند همين که همه روزه شاهدش هستيم. نيروی مترقی و پيشرو چنين جامعه اي بايد اينرا درك كند و خود را كنار اين اعتراض سازمان دهد. اينجاست كه پرچم دار جنبش اجتماعي هم كارگران خواهند بود
اين آنچيزي است كه من در آن يک خط نوشتم.


شبح 12:37 @ Thu, 15 Jul 04

ناظر عزيز!(101)
عجيب نيست که ناگهان با نامی ناشناس سرمی‌رسی و مرا اطلاعاتی و گرداننده‌ی فلان تشکيلات می‌خوانی و می‌روی. من مانند فريد عزيز(103) تصور نمي‌کنم تو جاسوس يا مامور باشی آدم ساده و سمپاتی مي‌دانم که به جای فکر کردن و فهميدن دنبال شعار دادن و تهمت‌زدن است. دوست عزيز من هرگز در طول فعاليت‌ام در وب‌لاگستان در اين‌جا و در هيچ‌جای ديگر به نامی جز شبح ننوشته‌ام شرلوک‌هولمزی را کنار بگذار و سعی نکن با تهمت و افترا منطق و استدلال نداشته‌ات را جايگزين کنی. حرف را با حرف پاسخ دهيد حتا اگر مامور اطلاعات و ساواما بخواهد حرفی را بزند شما بايد اين حرف را رد کنيد با گفتن اين که اين شخص سوامايی است چيزی از تاثيرگذاری آن حرف نمی‌کاهيد.


شبح 12:27 @ Thu, 15 Jul 04

ترانه‌ی نازنين(75)
اول از برخورد خوب و مفيدت تشکر می‌کنم. اين‌گونه صحبت کردن و بحث کردن ما را به نتيجه می‌رساند.
دوم از اين که دير پاسخ دادم شرمنده‌ام از ديروز تا همين چند دقيقه پيش امکان اتصال به اينترنت ميسر نبود.
و اما پاسخ:
از نظر من و در ديدی کلان کارگران به عنوان نيروی پيش‌برنده‌ی جريان توليدی نقش تعيين کننده و نهايي را برای سرنگونی نظام سرمايه‌داری بازی‌خواهند کرد و حرف آخر را می‌زنند. اما جنبش‌های اجتماعی مختلف در جوامع گوناگون شرايط و بحث خاص خود را دارند. در ايران بعد از تثبيت جمهروی اسلامی به دلايل سياست‌های ضد زن جنبش زنان نقش ويژه‌یی پيدا کرده است. به نظر من حل نهایی خواسته‌های اين جنبش با اتحاد و در جهت سرنگونی نظام سرمايه‌داری ميسر است اما در چارچوب نظام سرمايه‌داری هم اين جنبش می‌تواند به دست‌آوردهایی برسد به عبارت ديگر اين جنبش در نهايت‌اش می‌تواند به سطح خواسته‌هایی که زنان در کشورهای سرمايه‌داری دست‌يافته‌اند برسند که البته اين نهايت هنوز آغار راه است زيرا زنان در آن جوامع نيز نتوانسته‌اند به خواسته‌های خود برسند و اين جنبش هرگز در نظام سرمايه‌داری به تمام خواسته‌های خود نمی‌رسد.


خُسن آقا 12:20 @ Thu, 15 Jul 04

می بخشی شبح جان بیخبر مفقود شدم امشب همه میلها و مطالب را آف لاین خواهم خواند و فردا درصورت دسترسی به اینترنت پاسخ خواهم داد.


شبح 10:41 @ Thu, 15 Jul 04

اسم‌های جعلی دعواهای دروغين اين سرنوشت شومی است که بخش وسيعی از اپوزيسيون خارج کشور را فراگرفته است. سلمانی‌ها وقتی بيکار می‌شوند سر هم ديگر را می‌تراشند و اپوزيسون خارج کشور چون پيوندش با مبارزه‌ی درجريان و بی‌وقفه‌ی داخل قطع است به مبارزه و افشاگری بر عيله يک‌ديگر می‌پردازند و زنان هم‌چنان شکنجه می‌شوند و کودکانه در خشونتی افسارگسيخته له می‌شوند و کارگران خسته و گرسنه و شرمنده با دست خالی در تاريکی شب به خانه می‌رسند و سپيده نزده راهی کار می‌شوند... و رفقا و دوستان بر سر حرف‌های موهوم به سر وکله‌ی هم می‌زنند... من که خسته شدم شما را نمی‌دانم.


HAMID 7:42 @ Thu, 15 Jul 04

FARID

AGAR mooche maemoor atelati mikhahi begire khadat yeke az anha hasti magar dar hameen ja dar nezarkhaheehi qabli kargeran saqez ra loo nedadi magar dar haminja dar kament 69 va 81 dar hameenja be shive shreatmadar va keehan degeran ra tehqeer va savaki nemikhi broo dost tu ra hame bayad inja khandeh bashand. digar qeeyafe haq be janab negeer.


Farid 7:18 @ Thu, 15 Jul 04

بسیار اتفاق می افتد که لغزشهای زبانی
چهره و ماهیت واقعی آدمها را برملا می کند.
در کامنت قبلی فردی به نام ناظر از اصطلاح معاندین جمهوری اسلامی استفاده کرد.
در اینجا و در آخرین کامنت هم از کلمه سرکرده. دقیقا همان واژه ای که ج ا برای تحقیر رهبری جریانات سیاسی مخالف بکار می برد.
این را دیگر لغزش نمی توان نام نهاد. جمهوری اسلامی پشت نام ناظر ها دارد حضور علنی در سیستم نظر خواهی را مزه مزه می کند.


کارل 7:11 @ Thu, 15 Jul 04

شبح جان !
برای اين شعر لينک بدهيد شعر خوبی است .
مرسی


ناظر 7:06 @ Thu, 15 Jul 04

تصحيح

با اجازه اين كامنت را اينجا ميگذارم و مرخص ميشوم
چاچاي(chacha) گرامي ودوست داشتني و يا به عبارت بهتر سركرده يا يكي از سركردگان باند به اصطلاح سوسياليست جوان!! (ياد اوري ميكنم كه من بر خلاف تو از كلمه گرامي براي فحش دادن استفاده نميكنم!))

تجربه حضورم در اينجا ماهيت روباه صفت تو را به من شناسانده است.روش كشف كردن يك حرف نازيبا در بين كلام طرف مقابلت و فرار كردن از جواب دادن به او به اين بهانه، روش هميشگي تو روباه پير وبلاگستان شده است. قصدم اين نبود كه نمك بخورم و نمكدان بشكنم.اما به نظرم چنين شد. به تو توصيه اي دوستانه ميكنم . گروه سوسياليست هاي جوان ، گروهي خطرناك است. مگر انكه خود تو يكي از سركردگان ارشد انها باشي(كه حدس خود من چنين است،حدس قريب به يقين )
گروهي كه در ميتينگهاي كارگري ، حاضر ميشود و حرفهاي سخنرانان ان ميتينگها را موشكافي ميكند( به قول خودت شرلوك هلمزبازي در مياورد) تا وابستگي حزبي ان را مشخص كند و بر همه اشكار كند.ان هم در اين فضاي خفقان اور.اين مطالب نقد نيست ، اگر نقد بود بايد بر روي جمله به جمله حرفها بحث ميكرد نه بر وابستگي حزبي سخنران.

تو اين حرفها و افشاگري ها را در اين فضاي امنيتي ، نقد ميداني. چنين فردي از نظر من نه توده اي ونه اكثريتي ونه از اين جور چرت و پرتها است. اين فرد، يك اطلاعاتي(ساواما) از نوع سوسياليست(!) جوان(!) است.

اولين (نقد دوستانه) رفقاي خبيث تو راهم كه قبلا در اينجا اوردم:

http://www.shabah.org/archives/025168.html#030801

خوشحالم كه با نام اصلي ات با من همكلام نشدي.اينجوري راحت تر و بدون رو در بايستي با تو حرف زدم.احتمالا از اين به بعد شنيدن نام وبلاگي ات در فيلمها و كارتونها، كمي موي تنم را سيخ خواهد كرد.

درسي كه از حضورم در اينجا اموختم اين بود: كمونيست چيزي نيست كه بتوان نام ان را بر روي خود گذاشت و يا ان را سر در خانه خود اويزان كرد.ولي اگر با يكي از ان كمونيستها روبرو شديد، بدانيد كه با يكي از اين دو نوع انسان طرف هستيد: 1- بهترين و درستكارترين انسانهاي روي كره زمين 2- خبيث ترين و كثيف ترين و خطرناك ترين انسانهاي روي كره زمين


تنــها 5:40 @ Thu, 15 Jul 04

من برگشتم شبح جان..


manochehr 4:27 @ Thu, 15 Jul 04

نامه "گای رايدر" دبيرکل کنفدراسيون اتحاديه های کارگری آزاد به خاتمی در اعتراض به احضار دستگيرشدگان اول ماه مه سقز به دادگاه
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2407/240713Letter_Saqez.pdf


دنیایی 4:14 @ Thu, 15 Jul 04

دومین سال تشکیل کمیته مادران ایرانی برای ازادی

http://www.iran-chabar.de/1383/04/24/008.htm


دنیایی 4:04 @ Thu, 15 Jul 04

ازادی و برابری
شاخصی برای ارزیابی نیروهای اپوزیسیون
علی جوادی
http://www.rowzane.com/000_maqalat/2407/40713Ali.html


کارگر سوسياليست 3:50 @ Thu, 15 Jul 04

chacha ۷۲
اين مقاله جالب و خواندنی است

استالين چگونه اپوزيسيون را شکست داد
لئون تروتسکی
http://www.kargar.org


جوان سوسیالیست 3:22 @ Thu, 15 Jul 04

ترانه گرامی 86
مرسی از توضیحی که دادید.
اگر در مورد خط آخر کامنت 35 شما دقیقاً منظورتان را فهمیده باشم توضیحاتی ذیلاً خواهم داد و اگر منظور شما را درست درک نکرده باشم لطفاً استنباط مرا تصیح کنید. اگر این جمله رفرنسی به گفته شخصیتی است چه خوب می بود که کل متن بحث او را هم معرفی میکردید. در هر صورت چنانچه فقط بخواهیم به این جمله اکتفا کنیم و نظری بدهیم من میتوانم با یک مثال شروع کنم.
از بتهون نقل میشود که او گفته است " آنجا که کلام به آخر میرسد موسیقی آغاز میشود". چنانچه با کمک این تشبیه جمله مورد نظر شما را بر رسی کنیم که نوشته اید : « نيروی انقلاب اجتمايی هم در قهر انقلابی کارگران است در جاييکه جنبش اجتماعی جايي برای پيشرفت ندارد!! »
میتوان اینگونه توضیح داد که قهر انقلاب اجتماعی با قهر انقلابی کارگران سخن آخر را میگوید. و یا اینکه قهر انقلابی کارگران وزنه اصلی و تعیین کننده انقلاب اجتماعی است. اما نکته مهم در این است که نیروی اصلی انقلاب اجتماعی همان نیروی قهر کارگران است. در واقع بدون چنین نیرویی انقلاب اجتماعی متصور نیست و در بهترین حالت در اعتراضات و واکنشات غریزی اقشار مختلف تشکیل دهنده انقلاب اجتماعی محدود و مسدود میشود. مثلاً بیشترین اتحاد ها بین نیروهای اپوزسیون و در ارتباط با کامنت 35 شما، بیشترین نزدیکی بین حککا و سلطنت طلبان بدون اتکا به مبارزه قهر آمیز طبقه کارگر هرگز قادر نخواهد بود از سطح یک رفرم فراتر رود. به این دلیل ساده که طیف سلطنت طلب نه تنها یک نیروی انقلابی نیست، نه تنها از راست ترین و ارتجاعی ترین بخش های اپوزسیون برانداز را تشکیل میدهد بلکه یک نیروی ضد انقلابی و سد کننده نیروی قهر کارگران است. اصولاً بخشی از موضوع قهر انقلابی مقابله با چنین گرایشاتی است. این راز مبارزه طبقاتی است و قهر انقلابی تنها تعریف کننده این مبارزه طبقاتی است.
موعظه های آشتی جویانه گرایشاتی نظیر حککا که دیکتاتوری انقلابی طبقه کارگر را ابتدا به فقط دیکتاتوری کارگران تنزل میدهد و با حذف جنبه « انقلابی» آن، پس از یک شبیه سازی با دیکتاتوری سرمایه داری و حکومت نظامی و امثالهم آن را دست و پاگیر ( به قول علی جوادی) معرفی میکنند تنها برای تسهیل راه رسیدن به چنین رفرم ها و اصلاحاتی است که لاجرم ابتدا خود انقلاب اجتماعی را اصلاح میکند، آن را به زنانه مردانه تنزل میدهد و نهایتاً جای قهر انقلابی را با رای به حزب و پذیرفتن رهبری این حزب عوض کرده و شرایط را آماده غلبه اتفاقاً به همین قهر انقلابی میکند.
آنجا که جنبش اجتماعی جایی برای پیشرفت ندارد و یا حتی پیشرفته ترین حد آن از چارچوب نظام سرمایه داری خارج نمیشود، جنبش طبقه کارگر به دلیل طبقه ای تا به آخر پیگر که صاحب برنامه سوسیالیستی است سمت دهنده اصلی کل جنبش اجتماعی میشود. وظیفه کمونیستها هر چه بیشتر خود را در کنار این طبقه قرار دادن است و هر چه بیشتر مبارزه طبقاتی ( قهر انقلابی) را دامن زدن. برای این منظور کمونیست ها با تمام تلاش بیشترین نیرو را برای کسب اعتماد به نفس طبقه کارگر به کار میگیرند. هر لحظه درکنار این طبقه و همراه با پیشروان کمونیست این طبقه برای احیاء حزب انقلاب اجتماعی این طبقه تلاش میکنند. هر تلاشی به غیر از این اگر ضد انقلابی نباشد قطعاً غیر انقلابی خواهد بود. درست به همین دلیل است که نمیتوان رهبری حککا، از بنیانگذار تا انواع لیدرهای جانشین را انقلابی معرفی کرد.
امیدوارم توانسته باشم استنباط درستی از خط آخر کامنت 35 شما کرده باشم. هرگونه بحث تکمیلی در ادامه آن جمله نظیر مبارزه مسلحانه کارگران در ادامه قهر انقلابی قابل پذیرش و یقین است.
با تشکر از توجه شما.


شراگيم 0:52 @ Thu, 15 Jul 04

عجب بابا...!! اصلا از زير دستم در رفتی...دو سه نفرن که با همه بدبختيام و با همه بدجنسیاشون هر وقت آپديت کنن و اسمشون تو اون بلگ رولینگم بره بالا میرم و میخونم و بعضا نظر ميدم...ولی اين پستت از دستم در رفت...يعنی تو سه روزه آپديت کردی؟؟!! عجب بابا...!! امشب که هيچی...فردا اگه برسم بخونم خودشو و کامنتاشو...


manochehr 0:43 @ Thu, 15 Jul 04

فصلنامه "آبــــــی"شماره ۱ از کمپين بين المللی در دفاع از حقوق کودکان را بخوانيد.
اين فصلنامه به سردبيری آذر مدرسی و در ۷۲ صفحه منتشر شد.
http://www.childrenfirstinternational.org/farsi/Abi/abihem.htm


کارگر سوسياليست 23:44 @ Wed, 14 Jul 04

شبح ۳۱
دوست عزير! ظاهرا تمام بحث های تا کنونی آقای منوچهر در ارتباط تنگاتنگ با مسئله اطاق بوده است (حرفهای تازه و غیر حککايی) که با اعتراض شما روبرو نمی گردد!
به دنبال کامنت ۳ و ۳۶ بخش سوم مقاله در نقد اصلاح طبان در مورد مسئله رنان را معرفی می کنم:

http://www.kargar.org/zan/femin3.htm


manochehr 22:13 @ Wed, 14 Jul 04

آزادى و برابرى
شاخصى براى ارزيابى نيروهاى اپوزيسيون

على جوادى
http://www.rowzane.com/000_maqalat/2407/40713Ali.html


مرجان رمانتیک 21:32 @ Wed, 14 Jul 04

اسلام دين برابری و مساوات است جون عمشون


مرجان رمانتیک 21:32 @ Wed, 14 Jul 04

اسلام دين برابری و مساوات است جون عمشون


خاله شهین 21:25 @ Wed, 14 Jul 04

منوچهر عزیز ۵۴ !
اول از اینکه شما از کجا مرا می شناسید !؟ و از کجا می دانید که من باید به روانپزشک مراجعه کنم!!؟؟
عزیز جان: من شما نمی شناسم! فقط اینرا می دانم که پرچم شیرخرشید و سرود ای ایران را فرهاد بشارت در نشریه همبستگی که سردبیر آن بود نقد کرده بود.! ( فرهاد بشارت وقتی از ح ک ک بیرون آمد حزب شما به ایشان لقب سخنگوی هیتلر را داد. همچنین چه مارک هایی که بر کسانی که از این حزب جدا شدند زده نشد!؟
البته ترانه عزیز اینها خوب می داند.!


manochehr 21:14 @ Wed, 14 Jul 04

ترانه جان ۸۵!
صحبت و بحث با يکسری انسانها برای من بسيار با ارزش است٫از جمله صحبت و بحث با تو٫شبح٫ارنی و آتش عزیزم و.....
من راستش نفهميدم که کجای حرفهای من نافی ديکتاتودی پرولتاريا بود٫شايد تعاريفمان فرق دارد٫نميدانم!
ترانه جان!من يک بحث کلی در مورد شوراها و آزادی بیان کردم.باز هم ميگويم:جمهوری شوراها از انسانهایی با تفکرات مختلفی تشکيل شده(این نظر من است) و همه هم در حزب نخواهند بود ولی طبقه کارگر دیکتاتوری خودرا با برنامه اش/چه اقتصادی و چه سياسي/پياده ميکند٫زمانی که ما ميگوييم کار مزدی ممنوع و همه قدرت به شوراها اين عين ديکتاتوری پرولتاريا هست(شايد اين کلمه ديکتاتوری کمی سايه مياندازد٫چون همه فکر می کنند که ديکتاتوری مساويست با حکومت نظامی٫در صورتی که همين الان هم در آلمان٫انگليس٫اسراییل٫آمریکا و خلاصه همه کشورهای سرمايه داری ديکتاتوری اقتصادی و سياسی سرمایه داری برقرار است ولی حکومت نظامی نیست٫ البته فعلن!)بهرحال باز هم خوشحال ميشوم که تو نکته به نکته به بحث من بپردازی و احيانن استباهات مرا بگويی.قربانت منوچهر.


ترانه 20:25 @ Wed, 14 Jul 04

جوان سوسياليست عزيز ۸۳
من هم انسان شوخي هستم و هم از گفتگوی دوستانه لذت می برم و هم فكر مي كنم مي توانيم حرمت انساني همديگر را داشته باشيم و با نظرات هم مخالفت کنيم.
اولش کمی مردد بودم نوشته ام را اينجا کپی کنم. از ايجاد فضاي سوأستفاده از متن و نوشته اي كه نتيجه مروري شخصي بود. اما اگر نتوانيم در يک فضايی مثل خانه شبح آزاد باشيم پس ديگر کجا؟
دوست عزيز! گاهی لينک هايي تو و ديگران می گذاريد که پر بار است و خواندنی!
انتظارم شايد بی جا نبود اگر نگاهی هم به خط آخر نوشته می انداختيد و نظری هم در اين مورد می دادي.
موزيك قشنگ از کارهای جان لنون بود معلوم ميشه دوست شما يه پيمانه اضافه وزن کرده.


ترانه 20:02 @ Wed, 14 Jul 04

منوچهر عزيز۷۸
راستش انتظار همچين جوابي از تو نداشتم!
مبارزه کمونيستها، با نيروي طبقه كارگر و بلآخص کارگر پيشرو و بخش مترقی جامعه تعيين تكليف مي كند! با حرفهای تو پس تکليف ديکتاتوری پرولتاريا و تفاوت های ما چه شد؟؟
مي نويسي دارد«اگر نقدی هست باید به آنها کرد که زیر "پرنسیپهای"!!! خود زده اند!و در کنار کمونیسهای آدمخوار قرار گرفته اند!»
چرا از خودت سوال نمي كني اگر نقدی هست از شما هم بايدپرسيده شود چرا زير "پرنسیپهای"!!! خود زده ايد!و در کنار
سلطنت طلبان قرار گرفته ايد؟
من با توجيهات تو اصلن نمي توانم كنار بيايم!
بحث آزادی بيان را هم اينطور می فهمم که سلطنت طلب ها هم حق دارند تبليغ نظرشان را بکنند اما می دانم در کنار من ايستادنشان معنی قبول و يا زير پرنسيبهاشان را زدن نمی دهد!


ترانه 19:41 @ Wed, 14 Jul 04

شبح نازنين!
دوست خوبم چندي قبل براي علي عزيز نوشتم «وبلاگ شبح انتظارات مرا برآورده می کند برای همين آنجا خانه كردم»

و در سر در اين خانه نوشته شده:
هر که خواهد گو بيآ و هر چه خواهد گو بگو،
کبر و ناز حاجب و دربان در اين درگاه نيست
اما هيچكدام اينها دليل نمي شود كه من از تو بابت اينكه بحث اصلي مطلب كنار رفته پوزش نخواهم!
اميدوارم ضمن قبول عذرخواهی به پیام ۷۵ من جواب بدهي!


جوان سوسیالیست 19:09 @ Wed, 14 Jul 04

ترانه35
شما در بخشی از کامنت 35 گفته اید: « از دور پرچم حزب کمونيست کارگری ايران که برگزار کننده اصلی اين تظاهرات بود ديده می شد و پرچم سه رنگ شيرخورشيد دار مشروطه خواهان( طبق گفته خودشان) که از اين تظاهرات استقبال کردند. موزيک قشنگی پخش می شد و عده ای هم روی سکوهای کمی دورتر نشسته بودند گويا که فقط برای تماشا آمده اند. سخنرانی ها وشعارها خوانده شد. نماينده حزب چپ سوئد هم با ما مشت هايش را گره می کرد و شعار ها را بفارسی فرياد می زد تماشاچيان ايرانی هم نشسته نظاره گر صحنه بودند...»
دوستی دارم بسیار شوخ طبع؛ او مانند شما به من می گفت در این آکسیون « موزیک قشنگی پخش می شد » پرسیدم چه موزیکی؟ گفت سلطان قلبها. حدث میزنم او اینبار هم شوخی کرده باشد، هرچه باشه هنوز کمی زود است که در آکسیون مشترک حککا و سلطنت طلبان چنین موزیکی پخش شود. شما آنجا بودید، آیا واقعاً موزیک قشنگی که شما از آن یاد کردید همین سلطان قلبها بود یا این دوست من باز شوخی کرده.
ضمناً گفته بودید: « از دور پرچم حزب کمونيست کارگری ايران که برگزار کننده اصلی اين تظاهرات بود ديده می شد و پرچم سه رنگ شيرخورشيد دار مشروطه خواهان »
میخواستم سؤال کنم وقتی نزدیک شدید واقعاً باز همان پرچم ها را دیدید؟
با تشکر از لطف شما


فرنو 19:07 @ Wed, 14 Jul 04

با آرمين موافقم. نفس اين مثلاْ قوانين فقط برای وابستگی کامل زنها به مردهاست. مردهای ایران اسلامی! از اینکه زنهایشان از زیر نفوذشان خارج شوند وحشت دارند. نمونه‌اش محدودیت برای ورود دخترها به دانشگاه هاست.
بماند که اگر اکثريت زنان جامعه با علاقه قيود سنتی صبر و سوختن و ساختن و متانت و سکوت رو به پای خودشون نمی‌بستند، باز کردنش کار راحت تری بود. شبح عزيز قوانين اين کشور اسلامی رو همين افراد عقب‌مانده تدوين و تصويب می‌کنند که برخاسته از همان سنت‌ها و عادات ناپسند قديمی هستند.


Farid 18:36 @ Wed, 14 Jul 04

منوچهر !

در رابطه با رابطه ی شما و سلطنت طلبان مثل اینکه عامدانه شیپور را از سر گشادش دم گرفته ای !
مساله این است که ح ک ک :

۱ - از نظر مالی تماما وابسته به طیف سلطنت طلبها شده .
۲- تشکیلات ح ک ک تماما به پیاده نظام سلطنت طلب ها برای راهپیمایی و آکسیون شده .
۳ـ تشکیلات ح ک ک با کمونیست و کارگری خواندن خود آگاهانه قصد لجن مال کردن کمونیست و کارگر را دارد و حقا که سلطنت با زر خرید کردن شما توهین به کمونیسم و کارگر را با ارزان ترین هزینه ممکنه انجام داده است.


مهران محبوبی 16:07 @ Wed, 14 Jul 04

شیح عزیز
بخش حوادث را بهانه ای برای بحث سیاسی و تبلیغ و ترویج سیاسی یک عقب نشینی از جوی است که جمهوری اسلامی درست کرده است! کمتر بحثی روی متن اصلی این نظر خواهی که آوردی صورت می گیرد. بهتر نیست که به مسائل روز که همین شروع بگیر بگیر های اخیر است رو کنیم ؟بهترین آن عقب نشینی مقطعی هر دو طرف رژیم و معلمین در مقابل یکدیگر و نامعلومی سرنوشت معلمین دستگیر شده یا تحلیل از ۱۸ تیر امسال و پیش بینی روی روند آتی جو سیاسی را پیشنهاد می کنم!


manochehr 15:37 @ Wed, 14 Jul 04

نامه سرگشاده به سازمانهاى مدافع حقوق انسانى و حقوق زنان در ترکيه

رونوشت به مطبوعات ترکيه

نازيلا زمانى را خطر جدى تهديد ميکند. به يارى او بشتابيد!
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2407/240713Mina_Nazila.html


manochehr 14:05 @ Wed, 14 Jul 04

ترانه عزيزم ۷۱!
تو نوشتی:"نمی شود به اسم آزادی بيان بلندگو در اختيار عوامل ج.ا. قرار داد يا به نازيسست ها فرصت تبليغ ! می شود؟ آيا فراموش شده چه حكومتي با خفقان اش با سركوب آزاديخواهان ريشه در عقب مانده گي جامعه ايران داشت كه يك روحاني رهبر انقلاب شود!"
بیا با هم چند نکته را دوباره بخوانیم و مرور کنیم.
بیشترین نقد به ناسیونالیسم و عظمت طلبی ایرانی را ما داشتیم وداریم.ماپرچم ۳ رنگ و گربه نقش شده در آن را نقد کرده و باز هم می کنیم(تنها جریانی که سرود فاشیستی "ای ایران" را نقد کرد ما بودیم)٫ح.ک.ک. نقش سلطنت و چشم دوختنش به آمریکا و کودتا و یا رژیم چنج را همیشه و همیشه دارد افشا می کند و مردم را هشیار میکند.خودت هم میدانی که در کمیته مرکزی ۴۵ نفره حزب بخشی که به سن حمید تقوایی هستند٫همه شان در زندانهای ساواک بوده اند و شکنجه شده اند٫مثل :حمید تقوایی٫کورش مدرسی٫اصغر کریمی(در هر دو رژیم) و......
افشای این "اپوزیسیون راست" کار هر روزه ماست.ولی متاسفانه بخشی از مردم/نمیدانم چند درصد/نسبت به سلطنت و ...توهم دارند٫ترانه جان! جدا از ساواکیها و تیمسارها و سرهنگهایی که میدانند چه میخواهند٫بخشی از مردم هستند که خواهان باز گشت رژیم سابق هستند(باز هم متاسفانه)٫تمام ظرافت بحث به اینجا برمیگردد٫که ما/یعنی همه کسانی که یک دنیای بهتر میخواهند/ باید چه کنیم که این انسانها(که دستشان هم خونین نیست)تو و من را انتخاب کنند.آیا باید مانند چپ سنتی فقط فحاشی کرد و بگوییم که اینها جذام دارند٫نه و صد بار نه!اینها همان انسانهایی هستند و خواهند بود که فردا سوسیالیسم را چه بخواهند و چه نخواهند خواهند ساخت٫تو سخت در اشتباهی اگر فکر کنی که فردا ۹۰ درصد جامعه با ما خواهند بود/من اینطور فکر نمی کنم/ مسلمن بخش پیشرو طبقه کارگر باما خواهند بود ولی همه شان نه!در روسیه نبود و در انقلابات دیگر هم نبوده و ایران هم مستثنا نیست٫تصور من اینست که بخش پیشرو جامعه و طبقه کارگر با ما میاییند و بقیه یا نظاره گرند و یا کف زن.
خوب حالا برگردیم به بحث تظاهرات.
عزیز من!
این تظاهرات را ح.ک.ک. در ۱۸ شهر دنیا فراخوان داد.کسی که در این تظاهرات شرکت کرد خوب میدانست که در کنار کمونیستهای کارگری قرار دارد٫اگر نقدی هست باید به آنها کرد که زیر "پرنسیپهای"!!! خود زده اند!و در کنار کمونیسهای آدمخوار قرار گرفته اند!در ثانی ما گفتیم (از ۲۵ سال پیش تا امروز)که ما خواهان آزادی بیان هستیم٫ما جلوی بیان کسی را نمی گیریم و نخواهیم گرفت٫راستش را بخواهی تمام قضیه به اینجا برمیگردد که طبقه کارگر میخواهد همه جامعه را آزاد کند و هیچ نفعی در سرکوب آزادی ندارد٫برای همین است که شعار آزادی بیان بدون اما و اگر تنها در روی پرچم طبقه کارگر حک شده٫ما باید بعنوان حزب طبقه اینرا پراتیک کنیم که میکنیم٫ما جلوی دهن کسی را نمیگیریم و فرم هم جلوی کسی که میخواهد حرف بزند نمیگذاریم/خوب بگذار حرفش را بزند٫ما یکبار بدنیا آمده ایم که حرف بزنیم٫چرا باید سد جلوی انسانها گذاشت که حتا آزادی بیانش را هم نداشته باشد/اگر ما امروز اینرا پراتیک میکنیم برای اینست که ما اعتقاد راسخی به ایده های خود داریم٫ترانه جان! همین آدمها فردا در شوراها شرکت خواهند کرد(آیا ورود این افراد در شوراها ممنوع خواهد بود؟؟؟؟؟)حکومت شورایی فقط از نخبگان!!! تشکیل نشده٫خیر از تمام انسانهایی که در جامعه هستند٫از تو ٫من و همین "کارگر جوان سوسیالیست" و میلیونها انسان ساکن آن ۴ چوب جغرافیایی.
حمید تقوایی حرف درستی میزند٫او میگوید:شما ما را با پراتیکمان بسنجید و نه با تئوریهایمان.
ترانه جان!
من بارها گفته ام٫راهی که ما ميرويم آسفالتی نيست٫ آگاهی دادن و خود را آلترناتيو کردن کار مستمر چند ساله ميخواهد(ما ۲۰ سال پيش گفتيم:آزادی٫برابری٫حکومت کارگری.امروز بعد از بيست سال مردم در خيابانها آنرا تکرار ميکنند-ميدانم حکومت کارگری را نميگويند٫ولی وقت آنهم ميرسد-)ما بايد نشان دهيم که سنگسار انسانها مسئله ما است٫مسئله انسانهایی که در افغانستان بدنیا آمده اند و ساکن ایرانند مسئله ما است٫حقوق کودک مسئله ما است٫ اعدام مسئله ما است٫شادی مردم مسئله ما است٫آزادی بيان مسئله ما است٫برابری زن ومرد مسئله ما است و........ما با آن "کمونيستهايی" اخمو و حپروتی(که چند تاشان در اينجا حظور دارند)اساسن فرق ميکنيم٫ چون ما متعلق به جنبشی ديگر هستيم٫ما متعلق به جنبش بازگرداندن اختيار به انسان هستيم.مخلص هميشگی تو منوچهر.


هزار حرف نگفته 13:07 @ Wed, 14 Jul 04

ترانه جان :

آره تقصیر خودمون بود که به این مردک ترسو به نام خاتمی دل بستیم
و به قول شاملو نمی دانستیم سگ زرد برادر شغال است

از این و اون نیست از ماست که بر ماست

علی ن


chacha 12:12 @ Wed, 14 Jul 04

ناظر جان
اين مدرنيتته كه منو كشته!
تو كه منو با اينهمه دانش و ترمينولوژي نوين و درك و استدلال مردي بابا! ادب مثال زدني هم در ادبياتت موج ميزنه يه كلاس بذار طلبه شيم!
مهران عزيز !
از شنيدن دوباره نامت خوشوقت شدم اشاره كاملا به جا و نكته سنجانه اي به حملات سازماندهي شده عليه افغانستانيهاي مقيم ايران داشتي .


ترانه 11:08 @ Wed, 14 Jul 04

شبح نازنين!
مايلم نظر ترا نسبت به خط آخر پيام ۳۵ ترانه/ خودم بدانم!

«نيروی انقلاب اجتمايی هم در قهر انقلابی کارگران است در جاييکه جنبش اجتماعی جايي برای پيشرفت ندارد!! »


شبح 10:30 @ Wed, 14 Jul 04

مهران عزيز!(66)
خسته نباشی. بخشی از ذهن مرا نام تو اشغال کرده است نوشته بودی می‌روی سفر کاری اما نمی‌دانستم اينقدر طولانی می‌شود. به هر حال خسته نباشی. بارها گفتم و نوشتم که شرايط برای همه‌ی ما به گونه‌یی است که تحت فشار عصبی شديد هستيم. بايد سعی کنيم خودمان را کنترل کنيم و حداکثر شيشه‌ی ماشين خود را بشکنيم تا دماغ دوستمان در امان باشد. به اميد روزی که انسان به انسان بازگردد و برده‌گی از جهان رخت برندد.


ناظر 9:31 @ Wed, 14 Jul 04

از نظر من هر نوع سوسياليست عقب مانده جهان سومي، كه بحثهايي مانند حمايت از حقوق كودكان و.. را بحث بورژوازيها بداند، استالينيست است.ارشيو حرفهاي خودتان در همينجا موجود است.
منظور من از استالينيست ، با ان چيزي كه تو مد نظر داري فرق ميكند.
ان تقسيم بندي هاي مسخره، كه تو از ان ياد ميكني ،به درد زمان امروز نميخورد.


chacha 9:02 @ Wed, 14 Jul 04

ناظر محترم ! نواده برحق شرلوك هلمز و اي نبوغ مجسم!
من شما را با منوچهر يكي نميگيرم . دوست محترم اين نوع برخورد جواب منطقي به نقدهاي دوستان سوسياليست كارگري نيست. دوست نابغه جهت اطلاع ابتدايي بد نيست بدانيد سوسياليسم كارگري متاثر از تروتسكيسم است و هر وصله اي به آنها بچسبد نسبت دادن آنها به استالين واقعا از آن حرفهاست!
خواهش ميكنم كمي فقط كمي مطالعه كنيد و بينش خود را به حداقل ها برسانيد تا آنگاه بتوانيد ما مردم در بند و ستم ديده را نجات دهيد!!!! خواهش ميكنم سريعتر اين كار را انجام دهيد و ما را اينقدر منتظر نگذاريد.


ترانه 8:45 @ Wed, 14 Jul 04

منوچهر عزيز۵۴
براي من بسيار دردناك بود وقتي كسي از مشروطه خواهان/سلطنت طلبان ۱۸ تير را محكوم مي كرد هر بار كه سخنران مي گفت ۱۸ تير؛ منهم فرياد مي زدم و ۱۶ آذر!
راستش يکی از بدترين آکسيونهايی بود که ديدم!
نمی شود به اسم آزادی بيان بلندگو در اختيار عوامل ج.ا. قرار داد يا به نازيسست ها فرصت تبليغ ! می شود؟ آيا فراموش شده چه حكومتي با خفقان اش با سركوب آزاديخواهان ريشه در عقب مانده گي جامعه ايران داشت كه يك روحاني رهبر انقلاب شود!
اين نوع دفاع کردن از ميکرفن بدست هر کس دادن تناقضی با عملکرد کنفرانس برلين دارد که بايد جواب بگيرد!


ناظر 7:42 @ Wed, 14 Jul 04

اتفاقا شاهد از غيب رسيد
جهت اطلاعتان ميگويم كه اولين كامنت اين جماعت شوم به اصطلاح سوسياليست(انصار استالين) كي و به چه صورت بود... در اينجا:كامنت ۲۷۷
http://www.shabah.org/archives/025168.html#030801

اتهام جاسوسي و عامل دولت اسراييل بودن از نظر من با اتهام جاسوسي براي جمهوري اسلامي هيچ تفاوتي ندارد.

قصد باز كردن مسئله را ندارم


Farid 7:11 @ Wed, 14 Jul 04

گفتم چه کنم مرید لیدر باشم ؟

گفت : عقل بگذار و بیا !

گفتم چه کنم ز باند انصار باشم ؟

گفت : عقل بگذار و بیا !


ناظر 6:44 @ Wed, 14 Jul 04

۶۷

پوزش ميخواهم.


nasrin 5:11 @ Wed, 14 Jul 04

ناظر بسيار محترم که ايکاش کمی عادل هم بوديد ! (۶۰)
نوشته ايد :

اين موضوع تقرقه افكني در وبلاگستان، از مدتها پيش وجود داشته است.فحاشي به نام شمر هم از چند روز پيش شروع شد.در همين جا هم عده اي به يكديگر اتهام ساواكي بودن ميزنند كه البته كسي را نگران نميكند!!اما در اين چند دقيقه اخر، ناگهان ياد اين موضوع ميافتند و براي ان ابراز نگراني ميكنند.به قول معروف : مرگ براي همسايه خوبه!!!

گر چه اسمی از من نبرده اید اما از آنجا که من تنها کسی بودم که در این مورد نوشتم ( کآمنت ۵۱ ) پاسختان را می دهم !
در این وب لاگستان عده ای افراد بالغ وب لاگی دارند ومطالبی می نویسند و عده ای افراد بالغ هم این مطالب را می خوانند و نظرات خود را بیان می کنند ٫ در این میان این افراد گاهی به دلایل مختلف باهم در گیر شده ٫ از هم انتقاد می کنند ٫ مشاجره می کنند ٫ و یا حتی به یکدیگر تهمت می زنند .
گاهی هم یکدیگر را تعریف و تمجید و یا تشویق می کنند .
گمان نمی کنم که هیچ یک از این افراد احتیاج به قیم داشته باشند که در مواقع لزوم از آنان دفاع یا پشتیبانی کند !
اما اینکه کسی یا عده ای اینهمه وقت صرف گذاشتن کامنت به نام یکی از وب لاگ نویسان (در اینجا شمر عزیز) در وب لاگ های دیگر کنند ٫ و تقریبا هم زمان کسی یا کسانی اقدام به تاسیس وب لاگی فقط برای طرح اتهاماتی بر علیه وب لاگ نویسی دیگر (در اینجا بهزاد عزیز) کنند ٫ دیگر از حد مشاجره مابین دو نفر فراتر رفته و بنظر من تامل برانگیز است !
اشاره من به این مسئله بود و بس ٫ شما می توانید برداشت خود را داشته باشید !

جالب اینجاست که شما ساواکی بودن را اتهام می دانيد ولی در خدمت جمهوری اسلامی بودن را نه !!! (کامنت ۴۱ و ۴۲ خودتان)
مرگ خوبه ولی برای همسايه ٫ نه ؟!!!


مهران محبوبی 3:58 @ Wed, 14 Jul 04

سلام به دوستان عزیز!
وحشی شدن و انسانی را تیکه پاره کردن برای سرمایه داری باور کنید نرم شده و اصلا تعجب نباید کرد! به وبلاگ نمی آمدم علت اش این بود که قرض بالا آوردم و با حقوق کمی که می گیرم باید دو شیفته و روز های متمادی پشت هم کار کنم! یکی از همین روز ها که چهار شیفت متمادی کار کرده بودم احساس همه این انسان های وحشی را خوب درک کردم! واقعا خودم وحشی شده بودم! خیلی سخت بود که خودم را کنترل کنم! ولی کردم و کوچک ترین اهانتی به زن و بچه هایم نکردم ! علت اش هم مارکسیست منصور حکمتی بودن ام بود! ولی فقط شیشه ماشین ام را با مشت خودم از درون شکستم! ماشینی آمده بود جلویم خسته بودم می خواستم خانه برسم! راستش تقصیر منهم بود ولی بیلاخ طرف باعث شد که من را به یک حیوان وحشی تبدیل کند ! هر چند به خودم و ماشینم خسارت زدم ولی وحشی بودن انسان را درک کردم! به شیح و منوچهر و دوستانی که براستی آستین بالا زده اند که این درد ها را در وبلاگ ها برخورد کنند بگویم که راهش به زیر کشیدن سرمایه با حکومت کارگری و جمهوری سوسیالیستی است!
شما دوست دارید به بخش حوادث نگاه کنید اشکالی ندارد ! همین خبر مجروح شدن پسر بچه ۱۱ ساله در روزنامه شرق را که به مرد افغانی نسبت داده اند را نگاه کنید که چطور کینه ورزی را در جامعه اشاعه به گروهی از مردم می کنند! واقعا شرم دارد ! این عین راسیست است! اگر کسی در عالم اعصبانیت همه کینه های زندگی اش را سر افغانی ها خالی کند باز هم باید تعجب کرد! آیا نباید گفت که علت خود سرمایه داری است و نه هیچ انسانی که تبدیل اش به یک حیوان وحشی کرده اند؟!؟

در آخر بگویم به بحث های سیاسی بپردازیم و برای بحث سیاسی احتیاج به بهانه های بخش حوادث روزنامه ها نیست!
این سر زدن به بخش حوادث و بحث سیاسی کردن یک عقب نشینی در مقابل جوی است که جمهوری اسلامی درست کرده است! الان دستگیری های معلمین و زندانیان سیاسی و غیره که در جهت تکلیف جمهوری اسلامی باید معلوم شود از اهمیت بسیاری برخودار است!
خوشحال هستم دوستان خوب مثل شبح و منوچهر و دیگران را اینجا دوباره ملاقات می کنم!


manochehr 3:45 @ Wed, 14 Jul 04

درمورد دستگيرى دو نفر از مسئولين کانون صنفى معلمان.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2407/240712-MOLM.html


جوان سوسیالیست 3:24 @ Wed, 14 Jul 04

ناظر42
اگر فکر کردی با این اراجیف میتوانی میدان را برای گروهایی باز کنی که جنبش را به هر سو که میخواهند بتوانند بکشند سخت در اشتباهی. تو خودت از ترم جمهوری اسلامی استفاده میکنی ( معاند) و من به قدر تو ساده نیستم که فکر کنم با این متن تحریک کننده ات مسئله اصلی مبارزه نه فقط با رژیم بلکه ساختار سرمایه رژیم پرور را فراموش میکنم. این صحبت های ابتدایی متعلق به عهد تیرکمان است!
اینجا کسانی مطالبی مینوسند و مبارزاتی دارند بدون هیچ ادعای قیم مبانه ای و بدون هیچ توقع هژمونی طلبانه که البته باید مرتب تشویق شوند. اما این با ادعای مبارزه با رژیم، شانه به شانه ساواک که با همان رژیم کشمکش باز پسگیری فدرت دارد بسیار تفاوت دارد.
کسی اینجا پیدا میشود که بتوان از او اجازه گرفت و پرسید آیا کسی در اینجا حق دارد مبارزه نظری داشته باشد، نقد داشته باشد و بتواند حق نقد کردن داشته باشد؟ بدون نیاز به فراگیری درس و تربیت های اخلاقی؟ بدون در لوای نصیحت کردن اما در واقع رهنمود به دیگران دادن برای بایکوت کردن لینکها؟
مبارزه با « رژِیم» یک وجه از مبارزه است، مبارزه وجوه دیگری هم دارد، وگرنه طیف ناهمگون وسیعی امروز مدعی مبارزه با رژیم هستند، باید برای مبارزه با رژیم همزمان کدام بخش از این طیف را عمده و تقویت کرد که مبارزه همه جانبه معنا پیدا کند؟ سلطنت طلبان، توده ای- اکثریتی، ملی مذهبی، جمهوریخواه؟ مگر میتوانی خود را مبارز معرفی کنی بدون افشای همزمان چنین گرایشاتی؟
گرایشات مماشات جو نظیر حککا درست در بطن مبارزه با رژیم است که میتواند خود را به نمایش بگذارد، مبارزه با رژیم کنونی به قیمت اتحاد با رژیم سابق! اما فرق حککا با سایر گرایشات سیاسی اپوزسیون در ادعای کمونیستی و کارگری این جریان است. جایی که جریانی با چنین ادعایی وارد کارزار میشود و به بهانه دفاع از کارگر و سوسیالیزم به همان کارگر و سوسیالیزم پشت کرده یا حمله میکند همانجایی است که سوسیالیست انقلابی لحظه ای از افشای آن غفلت نمیکند. درس های اخلاقیتان را بگذارید برای زنگ اخلاق و تربیت!! شما فکر کردید که اگر حککا جوابی منطقی و قابل بحث داشته باشد تعارف خواهد کرد و یا به صحرای کربلا خواهد زد؟ اینگونه موعظه های اخلاقی درست در زمانی مطرح میشود که آنها عمق بی ربطیشان را به نقد و مبارزه نظری نشان میدهند اما جای دیگر با همین ادعا وارد شده و مرتب میگویند ما نقد داریم، ما نقد داریم و نهایتاً معلوم میشود که همه نسیه است. یک نگاهی به مالیخولیای منوچهر بیاندازید، همینکه کسی نقدی و نظری مخالف حککا ابراز میکند با عربده کشی به سبک و سیاق حزبش همه را به یکنفر نسبت میدهد که هم آن یک نفر را تحت فشار بگذارد و هم نشان دهد که مخالف فکری آنها فقط یکنفر است، به همه پیشنهاد معرفی به دکتر آنهم اولین دکتر میدهد! البته کسی درس اخلاقی به او نمیدهد، شاید اینها هم برای« مبارزه با رژیم از ضروریات باشد»!!!


زمینی 1:43 @ Wed, 14 Jul 04

شبح بسيار عزيز!
می دانی من هرگز مخالف بازبينی و درست شدن قوانين نيستم ولی می گويم الان از دست من، تو و ديگران حداقل کاری که بر مياد اين است که در بستر فرهنگ اين جنايات را ازبين ببريم. نمی خواستم بگويم اما می گويم که يکی از نازنين های من به معنای واقعی کلمه متاسفانه دچار چنين سرنوشت شومی بود و شب شوهر حيوانش با چاقو او را قطعه قطعه کرد، جالب اين جاست که اين مرد سال ها در امريکا زندگی می کرده ولی از نظر روانی ناسالم بود. دوست نازنين من از گل پاک تر بود و صفای بی نظيری داشت هنوز صدايش که ترانه ها را در کوه می خواند در گوشم طنين انداز است و او فقط قربانی يک چيز شد، دل سوزی بيش از حد ! فکر می کرد می تونه اون مرد را به تعادل برسونه ... بگذريم. ببخشيد اين بغضی است که از خواندن اين خبر از صبح باهامه و منو از همه چيز انداخته و هی فکر می کنم هی فکر می کنم به جايی نمی رسم. به هيچ جا!
اين که گفتم خودمون را جای اون مرد بذاريم فقط برای اين بود که خودمون را بشناسيم که تا چه حد رفتار انسانی در برابر يک انسان ديگر خواهيم داشت. خيلی ها مدرک تحصيلی بالا دارند، به قول عوام خارج رفته اند !! و خيلی نشانه های ديگر اما دريغ از يک ذره شعور انسانی...


ترانه 1:38 @ Wed, 14 Jul 04

علي جان
رسيدن به اين حقيقت براي عده اي كه به خاتمي دل بسته بودند زمستان را طولاني تر كرد اين زمستان طولاني بهايي گران داشت. بايد ديگر از همه چيز اينها دل كند راهي ديگر بايد رفت!!!
راه رهايي!!!


هزار حرف نگفته 1:31 @ Wed, 14 Jul 04

ترانه جان :
نه !
اصلا منظورم گود و لنگ کردن نبود
فقط خواستم بگویم که انتظار تا کی ؟
آخر زمستان هم ۳ ماه است و بعد بهار
اما این زمستان تمامی ندارد و بعد از هر اسفندش دوباره دی ماه شروع می شود آخر تا کی ؟

خواستم بگویم طاقت ما هم تمام شده و دیگر امیدی نیست و شابد اگر باشد بسیار کم .
برای ما همه چیز به سال ۷۵ برگشته قبل از خاتمی ترسو
چه بی خود دلبسته بودم به این مردک ترسو
چه بی خود خوشحال بودم از انتخاب دوباره اش
چه بی خود میگذرانم سالهای جوانی ام را در این کویر ماتم زده ..
چه بی خود ...
...
...

علی ن


ناظر 1:23 @ Wed, 14 Jul 04

اين موضوع تقرقه افكني در وبلاگستان، از مدتها پيش وجود داشته است.فحاشي به نام شمر هم از چند روز پيش شروع شد.در همين جا هم عده اي به يكديگر اتهام ساواكي بودن ميزنند كه البته كسي را نگران نميكند!!اما در اين چند دقيقه اخر، ناگهان ياد اين موضوع ميافتند و براي ان ابراز نگراني ميكنند.به قول معروف : مرگ براي همسايه خوبه!!!


شهرام 0:46 @ Wed, 14 Jul 04

سلام
خيلی ممنون از از اينکه لطف کردين و لينک دادين به من.شرمنده کردين شبح جان.


ترانه 0:38 @ Wed, 14 Jul 04

علي جان۵۲
شايد بگويي بيرون گود نشستم و مي گويم لنگ اش كن. اما اينطور نيست منهم شب و روز را سخت مي گذرانم و شب ها و روزهايي را سالهاي خيلي پيش با زمستان مرگ هم گذراندم... آن روز ها گذشت بهار آمد بهار هميشه بعداز زمستان مي آيد !!!
بايد استقامت داشت!!!


شبح 0:29 @ Wed, 14 Jul 04

امير عزيز!(38)
نظرات را خواندم فکر خوبی است. اگر از دست من کمکی بر بيايد در خدمت هستم. راستی برای عبور از فيلتر می‌توانی به نشانی وب‌لاگ قديمی‌ام بروی و از آن داخل نظرخواهی شوی.
ضمنا ايميل هم اختراع خوبی است!


با تو همراهم .. 0:25 @ Wed, 14 Jul 04

بابا شبح عزيز
اين که ميگن اين ها همه از فرهنگ ما نشات می گيره اشتباه ست .. درست است که نهادینه شده اما فراموش نکنیم که فرهنگ هر جامعه حقیقتا انعکاسی از فرهنگ حکومت وقت خودش است که بصورت غالب وتعیین کننده تاثیر خودش را می گذارد .. حکومت های توتالیتر وخودکامه هیچ گاه خواهان برابری وپیشرفت انسان ها نیستدونبودند . شبح عزیز انتظار من از حکومت هاست ومعتقدم برای يک فرهنگ پويا وجستجوگر نيازمند آن است که اين فضا در جامعه توسط قانون گزاران مهيا گردد. اینجا من شبح گل طرفدار نهینیسم هستم.

ترانه ۳۵
ما ازاینکه به انسان هاامید می دهی وفعالانه در اکسیون ها شرکت می کنی شادمی شویم .


خاله شهین 0:15 @ Wed, 14 Jul 04

گزارش کامل کنفرانس زنان در برلین!
http://www.shahrvand.com/


manochehr 0:13 @ Wed, 14 Jul 04

خاله شهين!(که باز اسمت راپس از توضیح شبح۳۱تغيير دادي)
تظاهرات در خارج را ح.ک.ک. فراخوان داده بود و در آن جدا از اعضای ح.ک.ک. افراد ديگری هم شرکت کرده بودند.ما جلوی دهن کسی را نمی گيريم٫اين عين اعتقاد ما به آزادی بيان است٫اگر شما با آزادی بيان اشکال داريد و ميخواهيد به روش استالين انسانها را نابود کنید٫این دیگر به جهان بینی ضد انسانی شما برمیگردد (ديدی دم خروس باز زد بيرون٫از يکطرف ميگويی استالين اينکار وآنکار را کرد ولی زمانی که به پراتيک ميرسيم خودت يک پا استالين و پولپوتي!!!)
باز هم برای شما آرزوی سلامتی روان دارم.با اعتقاد راسخ به علم پزشکی که برای اين نوع بيماريها هر چه زودتر داروئی کشف
کند.به امید آنروز.


خاله شهین 0:12 @ Wed, 14 Jul 04

عمو رحیم جایت خالی بود عزیز!


هزار حرف نگفته 0:12 @ Wed, 14 Jul 04

ترانه جان خوندم :
اما ...
اینجا زمستان است حتی تیر ماه
همه چی یخ زده
هیچ کس هیچ امیدی به آینده ی روشنی ندارد حتی من خود من نا امیدم

همه جا پر از نیروی انتظامی
حالا به لباسها هم گیر می دهند و دوست هم سنم که باید شلاق بخوره به خاطر ...
چی بگم ترانه ؟
از کدوم امید ؟
از مجلس هفتم ؟
از ریاست جمهوری سال دیگه ؟
از آینده ی شغلی اینهمه جوون؟
از بی کاری ؟
از منی که دکترم و خودم دپرس ترین آدمم ؟

وااااای که دلم چقدر می خواد یه جایی داد بزنم
یه جایی داد بزنم از اینهمه ظلم و ...

کاش می توانستم این خلق بی شمار رو
گردان گرد حباب خاک
و نشانشان هم
که خورشیدشان کجاست

ای کاش می توانستم

علی ن


nasrin 0:08 @ Wed, 14 Jul 04

شبح جان !
دوستان عزيز !
آيا شما هم متوجه حرکاتی که اخبرا جهت نفاق افکندن مابين وب لاگ نويسان انجام می گيرد شده ايد ؟
به نظر من تصادفی نيست که در چند روز گذشته در بسياری از وب لاگ ها کامنت هائی توهین آمیز نسبت به صاحب وب لاگ ٫ ظاهرا از طرف شمر عزيز گذاشته شده بود !!! و نمونه ديگرش هم همين کامنت ۴۷ و درست کردن وب لاگ آنتی بهزاد ٫ جهت افشاگری در مورد بهزاد عزیز !!!


عمو رحيم 23:50 @ Tue, 13 Jul 04

خاله شهين جان
اميدوارم كه از كنفرانس زنان در شهر برلين، نهايت استفاده را برده باشيد و با دستي پر ازبرلين باز گرديد!
در ضمن، گزارش هايتان را خوانده و استفاده نموديم!


ترانه 23:22 @ Tue, 13 Jul 04

خاله شهين عزيز ۴۶
لطفن نوشته ۳۱ شبح نازنين را بخوان!

اگر فكر مي كني اين نوع برخورد مي تواند تأثيرگذار باشد اشتباه مي كني!


روشنک 22:19 @ Tue, 13 Jul 04

سهراب گرامی علاوه بر انواع نابرابریها از دیه و ارث و سنگسار و حتی تبعیض در زمان شیر دهی ونپذیرفتن شهادت زنان برای اثبات جرم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتن زنان توسط شوهرانشون در جامعه بد نيست یادآوری کنم که همواره نیمچه فعاليتهای زنان مجلس در زمينه اشتغال زنان و شايسته سالاری و الحاق به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان و افزايش سهم الارث و جفايی که به زنان شاغل در منزل وارد ميشه و اعزام دانشجويان دختر به خارج و سقط جنين های در مانی و تابعيت زنان ازدواج کرده ايرانی با غير ايرانيان ومبارزه با طرح انطباق امور پزشکی و بالا بردن سن ازدواج و ممنوعيت استفاده ابزاری از تصاوير زنان و پرداخت اجرت المثل بعد از فوت همسر همواره با مقاومت بعضی از نمايندگان مرد مواجه شده که در صحن مجلس فرياد زدند:
خدا نسل اين زنان را از روی زمين بردارد که همه فتنه ها زير سر آنهاست.


anti behzad 22:12 @ Tue, 13 Jul 04

haghaighi az jenayate behzad


خاله شهین 21:59 @ Tue, 13 Jul 04

ترانه ۳۵
عزیز جان!
راستی چرا رد این آکسیون شرکت کردی!؟
نکنه هنوز هم فکر میکنی که اینها انقلابی هستند!؟
رفیق تو که با سلطنت طلبان مرز بندی داری تو دیگه چرا؟ درضمن به حزب چپ گفته بودید که : آقای لشگری و دیگران ساواکی تشریف داشتند و هنوز هم افتخار میکنند!!
راستی به این جماعت ک ک بگوئید که عکس های مارکس را در این آکسیون ها بالا نبرند . عکسهای رضا پهلوی و پیشوا کافی است!
در Stockholm هم آقای سیامک بهاری از ح ک ک سخنران آکسیون ساواکی ها بود!


nasrin 21:23 @ Tue, 13 Jul 04

دستگيری دو وب لاگ نويس :

http://web.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?ID=16794


شبح 21:18 @ Tue, 13 Jul 04

زمينی عزيز(23) و نسرين جان(29)
اين حرف که خشونت بر عليه زنان در سنت و فرهنگ (فرهنگ؟ بهتر است بگوييم بی‌فرهنگی) نهادينه شده است حرف درستی است اما اين که بايد نخست فرهنگ و سنت تغيير کند و سپس قوانين جای تامل دارد. قوانين حکومت فعلی ايران از سطح متوسط رشد فرهنگی جامعه بسيار عقب‌تر است در حالی که بايد ماجرا درست معکوس باشد. به عبارت ديگر خشونت عليه زنان و کودکان وقتی توسط قانون و فرهنگ رايج و حکومتی ترويج و تاييد می‌شود آن‌وقت روز به روز اين فاجعه عميق‌تر می‌شود. اکنون هر چند جامعه از نظر سطح سواد و شهرنشينی و گسترش رسانه‌های جمعی نسبت به سی سال پيش بسيار پيشرفته‌تر شده است اما قوانين و برنامه‌های راديو و تله‌ويزيونی و آموزش‌های رسمی در مدارس بسيار عقب‌مانده‌تر از سی سال گذشته است.
اما در مورد اين که من اگر چنين واقعه‌یی برای‌ام اتفاق می‌افتاد چه می‌کردم. ذره‌یی ترديد ندارم که در بدترين شرايط امکان ندارد با همسرم رابطه‌ی خشنی داشته باشم. امکان بروز چنين حادثه‌ی برای ما غير ممکن است زيرا همسرم مي‌داند هيچ ديد مالکانه‌ی نسبت به او ندارم و روزی که احساس کنم کس ديگری در روح و دل‌اش خانه کرده است بی‌ذره‌یی ترديد اين پيمان را نقض شده تلقی می‌کنم. هر چند ممکن است بسيار ناراحت و اندوه‌گين شوم اما هرگز از موضع مردسالارانه و مالکانه به اين رابطه نگاه نمی‌کنم.


جوان سوسياليست 21:02 @ Tue, 13 Jul 04

هجدهم تیرماه ، روزی است که مدتها قبل و بعد ازآن کانون توجه فعالین سیاسی قرار می گیرد......

ضرورت انقلاب سوسياليستی
http://www.javaan.net


ناظر 20:40 @ Tue, 13 Jul 04

۳۶


يكي از ان مسايل چركين، وجود گروه هايي مثل (به اصطلاح) سوسياليست جوان و افرادي از ان دست است كه تمام انرژي خود را صرف مبارزه با احزاب و گروه هاي معاند با جمهوري اسلامي ميكنند

اينگونه افراد، علنا در خدمت جمهوري اسلامي هستند


ناظر 20:39 @ Tue, 13 Jul 04

۳۶


يكي از ان مسايل چركين، وجود گروه هايي مثل (به اصطلاح) سوسياليست جوان و افرادي از ان دست است كه تمام انرژي خود را صرف مبارزه با احزاب و گروه هاي معاند با جمهوري اسلامي ميكنند

اينگونه افراد، علنا در خدمت جمهوري اسلامي هستند


pseudo-intellectuals 19:46 @ Tue, 13 Jul 04

As usual, the dominant Fars-centered media censored the event. This dominant media, particularly its extension in abroad, is run by a bunch of pseudo-democrats and pseudo-intellectuals who dismiss the legitimate demands of the non-Persian communities as backward, traitorous, and reactionary demands. They brand the democratic struggle of these communities to restore their human rights as inspired by the imperialist powers and ill-intentioned neighbours. They do not see it problematic that their language (Farsi) has masqueraded itself as the national, official, and mother tongue of the majority of people in Iran.

They regard it perfectly normal to impose their mother tongue on others. But when a non-Persian community asks for its right to education in its own language, that community becomes pan-Turkist, pan-Arabist, or pan-Kurdist. It is perfectly normal for them, for the Persians, that is, to talk about ‘the greater zone of Iranic culture,’ to share the latest literary and artistic innovations with other Farsi-speaking groups in Afghanistan, Tajikistan, and elsewhere. But when an Iranian Azeri expresses his/her love for the language, music, and literature developed by his/her co-ethnics in the Republic of Azerbaijan north of the border, this Azeri becomes a separatist, a traitor disloyal to Iran’s territorial integrity.


colonialism 19:45 @ Tue, 13 Jul 04

Anyone who knows anything about colonialism will know that the current condition of Azeris in Iran is the condition of a colonized people.

Imagine a distinct ethnic group numbering over 30 million, without a single school where they can read and write in their own language.

This is a people whose contributions are not reflected in works of history, literature, sociology, and other genres produced in the dominant Farsi language.

This is a people who is denied the right for self-definition, self-_expression, and self-identification in its own language and through its own voice.

If this is not a colonized people, then what is it?

If this is not colonialism, then what is it?


امیر 19:29 @ Tue, 13 Jul 04

سلام شبح عزیز:احتمالآ کامنت منو در کامنتدونی مطلب قبلیت ندیدی.(امیر۷۲)مشتاقم نظرتو بدونم.
فعلآخداحافظ.


طاهره و سمانه 18:55 @ Tue, 13 Jul 04

ای زن که دلی بر از صفا داری
از مرد وفا مجو مجو هرگز
او معنی عشق را نمی داند
راز دل خود به او مگو هرگز


کارگر سوسياليست 18:36 @ Tue, 13 Jul 04

شبح ۳۱
دوست عزیز با تشکر از توصیه شما که مورد قبول من نیز هست. اگر به کامنت ۳ نظر به افکنید می بینید که مقاله ای در مورد جنبش زنان در نقد به مقاله شرق (موضع اصلاح طلبان حکومتی) معرفی شده است. در اینجا بخش دوم آن را معرفی می کنم.

نوع جنبش زنان در ايران (۲)
http://www.kargar.org/zan/femin2.htm

اما دوست عزيز متاسفانه در درون جامعه ما مسایل تنها سفید و سیاه نیستند. رنگهای خاکستری نیز موجودند که باید آنها را شناخت. به ویژه رنگهای خاکستری متمایل به سیاه که سفیدها را چرکین می کند.


ترانه 17:10 @ Tue, 13 Jul 04

علي عزيز ۳۳
احساس ترا درك مي كنم!
بنظرم نبايد تسليم حوادث شد و از سر نااميدی نوشت با روحيه دردمند و بغض شکسته در گلو!
بايد راهی باشد که شوق مبارزه را و راه پيروزی را در ما به قدرت ما تبديل کند. بيائيد در اين باره بنويسيم و بگوئيم!

متن زير را چند روز قبل براي دوست نازنيني نوشتم. شايد بهتر بود براي همه مي نوشتم:

... ...
نمی دانم چرا نوشتن برام سخت شده . اما همه مدت فکرم بارها و بارها برمی گرده به همانکه ازش می گريزم . پس مي نويسم شايد مروری هم باشد برای خودم:
انتظار نداشتم 18 تير انقلاب بشه اينو نه توی ذهن خودم داشتم و نه جايی گفتم و نوشتم. اما می دونستم اگه امکان باشه حداقل 99درصد صداشون در بيآد جمع می شن و ميگن نمی خواهيمت با هر زبونی که بشه می گن نــــــــــــــــــــــــه! اما کاری کردن که آدم برای عبور از خيابان - برای رفتن سرکار بايد از هفت خوان بگذرد.
خيال ندارم و در توانم نيست تحليل کنم چی درسته و چی اشتباه ! با ای کاش ها هم ميانه ندارم که می دانم مبارزه کار می خواهد و نقشه عمل برايش!
قرار بود ما هم اينجا تظاهراتی به پشتيبانی و حمايت از سرکوب دانشجويان18 تير78 داشته باشيم. وقتی ايرانيان از راديوهای فارسی زبان از اين تظاهرات حمايت کردند, دلشاد شدم. پس راه زيادی نداريم اين احساس مسؤليت دلگرمی خوبی است برای آنها که آزادی عمل ما,دستهای باز ما , صدای رسای ما که می تواند خاموش کردن صدای فرياد در گلو اين تحت فشاران را به اوج برساند!
وقتی آماده رفتن می شدم دلم گرفت داشتم می رفتم تظاهرات اما مرتب ترين لباسم را پوشيده بودم کارت شناسايی و تلفن دستی ام بهمراه دوربين در کيفم بود. پس چرا بيش از 80درصد از مردم جهان بايد از اين کمترين حقوق محروم باشند؟ خوب دارم می روم که داد بزنيم و اينها را برای مردم ايران بخواهيم!
از دور پرچم حزب کمونيست کارگری ايران که برگزار کننده اصلی اين تظاهرات بود ديده می شد و پرچم سه رنگ شيرخورشيد دار مشروطه خواهان( طبق گفته خودشان) که از اين تظاهرات استقبال کردند. موزيک قشنگی پخش می شد و عده ای هم روی سکوهای کمی دورتر نشسته بودند گويا که فقط برای تماشا آمده اند. سخنرانی ها وشعارها خوانده شد. نماينده حزب چپ سوئد هم با ما مشت هايش را گره می کرد و شعار ها را بفارسی فرياد می زد تماشاچيان ايرانی هم نشسته نظاره گر صحنه بودند...
ياد سال 78 افتادم آنزمان هم اينجا آکسيونی برپا بود من آنموقع مسئول آکسيون بودم چندين خبرنگار با عکاس حضور داشتند کسانيکه آمده بودند تمام پلاکارتها را برداشته بودند باندورلها دست بدست می گشت و عکاس حتا از عکسبرداری يک کوچولويی که اينور و آنور می دويد هم غافل نبود. شور پيروزی چه شيرين است مثل عسل!!
نه منتظر انقلاب نبودم اما آنچه ديدم هم دو باره يادم انداخت:
نيروی انقلاب اجتمايی هم در قهر انقلابی کارگران است در جاييکه جنبش اجتماعی جايي برای پيشرفت ندارد!!
ترانه 19 تير83


مرادی 17:08 @ Tue, 13 Jul 04

بايد ميان يك وسيله و نوع افراد استفاده كننده از آن وسيله تفاوت قائل گرديد, بدين معنی كه برای بسياری از مليتهای غير فارس كشورمان, زبان فارسی بمثابه سمبل شوونيسم و ستم ديرينه ای است كه عقب ماندگيهای آنان را موجب گرديده است, اما اين خطاست كه هر گاه عامل و بانی همه اين عقب ماندگيها و تحقيرها و سرخوردگيها را با دور زدن و ناديده گرفتن سياستهای حكومتهای وقت به وبال زبان فارسی بياندازيم. زبان فارسی بعنوان زبان يكی از مليتهای ساكن كشورمان متاسفانه در طول يك قرن گذشته به اهرمی سياسی و فشار بر عليه مليتهای غير فارس كشورمان بدل گرديد

پيش بينی عواقب چنين سياستی يعنی تبليغ سياست تك زبانی در جامعه به بهانه زبان ارتباطی يا مشترك با توجه به تجربيات گذشته خود جامعه ايران و ديگر كشورهای كثيرالملله توتاليتاريستی مثل شوروی سابق با آن دركی كه نيروهای سياسی كشور از آن دارند زياد دشوار نمی باشد. در واقع نيروهای سياسی كشور بجای بازداشتن جامعه از رفتن بسوی غالبيت يك زبان و فراهم ساختن امكانات رشد برابر برای همه زبانهای كشور بر حسب جمعيت آنان, عملاً در اين رابطه از همان متدولوژی برخورد زمان شاهنشاهی پيروی نموده و بزعم آنان ميزان اعتبار حقوقی زبانهای غير فارس كشورمان تنها در همان محدوده محل زيستشان است كه رسميت دارد و خواسته و ناخواسته بر اساس طرح آنان اين زبان فارسی است كه در نهايت حرف آخر را زده و مسير حركت جامعه و سرنوشت آتی توده های مردم را تعيين ميكند.


هزار حرف نگفته 16:35 @ Tue, 13 Jul 04

شبح جان :
داغ شدم و تنفر در رگانم نسبت به ایدئولوژی مضحکی به نام اسلام موج می زند .

راستی ما چقدر باید بنویسیم تا این ابلهان بر سر عقل آیند !! چند صفحه ؟ چند سال ؟ چند دهه ؟
از آنچه بر سر زنان این دیار می رود از حکم 80 ضربه تازیانه برای دوست نزدیکم برای شرب خمر از کبری و افسانه نوروزی از بغض در گلو خفته ی این ملک از کدام بگوییم ؟

کاش می توانستم
خون رگان خود را من
قطره قطره
بگریم
تا باورم کنند
ای کاش می توانستم


علی ن


شبح 15:38 @ Tue, 13 Jul 04

رسوای عزيز!(20)
کاملا با حرف تو موافق هستم و از اين که اين حرف را از تو می‌شنوم خوش‌حال هستم. اما خشونت عليه زنان در ايران در اين حد و اندازه و گسترده‌گی نه به سنت ربط دارد نه به اسلام به حکومتی بحران زده و عقب مانده مربوط است. به توتاليتاريانيسمی که زنان را هدف قرار داده است.


شبح 15:35 @ Tue, 13 Jul 04

کارگر سوسياليست عزيز!(12)
اميدوارم سخن مرا صادقانه و صميمانه تلقی کنی. برخورد شما به گونه‌یی است که گويا هيچ حرفی برای گفتن نداريد. اگر فردا حککا منحل شود شما چه حرفی برای گفتن داريد؟ همان حرف را امروز بزنيد.
در اين جا مطلبی نوشته شده است برعليه خشونت عليه زنان. منوچهر عزيز هم در کامنت 5 ضمن اعلام نظر خودش مقاله‌یی از منصور حکمت را معرفی کرده است. خب شما هم اگر مقاله‌یی در اين باره داری آن مقاله را بنويس. به نظر می‌رسد شما حکومت ايران و سرمايه‌داری جهانی و همه چيز را فراموش کرده‌ايد و چسبيده‌ايد به حککا اين کار شما کم کم دارد بی‌اثر می‌شود يعنی در خواننده‌گان انگيزه‌ی کليک کردن و خواندن مطالبتان از بين می‌رود به يک دليل ساده و آن اين که ممکن است اساسا اشتياق به خوانده آن لينک مربوط به حککا نداشته باشند و شما داريد تبديل می‌شويد به موجودی که حسات‌تان وابسته به حيات حککا است!
خلاصه دوست عزيز! اگر می‌خواهيد که حتما می‌خواهيد مبارزات مردم ايران و مردم جهان را ارتقا بدهيد خودتان باشيد و با ضديت با ديگران حتا جمهوری اسلامی معنا پيدا نکنيد شخصيت اثباتی داشته باشيد نه نفی‌یی!
اميدوارم از اين حرف من برداشت پوزيتويستی نکنيد و به جوهره‌ی آن فکر کنيد.


ZolAl 14:36 @ Tue, 13 Jul 04

کاشکی همه آقايونی که اينجا نظر دادن وقتی همچين مسئله ای برای خودشون پيش مياد هم رفتاری معقول و منطقی از خودشون نشون بدن- به اين مسئله خيلی شک دارم که بتونن خودشون را کنترل کنند.
این هم از جائی نشئت نمیگیره جز از فرهنگ غلط تربیتی و سنتی ما. رفتاری اينچنينی نشانه عجز و ناتوانی مردان در برخورد با حقيقته ولا غير.


nasrin 14:10 @ Tue, 13 Jul 04

شبح جان !
با زمينی عزيز موافقم اين فرهنگ سنتی در ميان ما ايرانيان ريشه دار تر از آن است که فقط با تعيير قوانين اجتماعی بتوان حل اش کرد .
نمونه ديگری که می توان مثال زد تعداد بسيار زيادی مردان و جوانان ايرانی هستند که در خارج از کشور و مثلا در آمريکا و اروپا زندگی می کنند و با وجودی که دختران بسيار خوبی هم اينجا هستند ٫ ترجيح می دهند برای ازدواج به ايران بروند تا با يک دختر به قول خودشان آفتاب و مهتاب نديده !! ازدواج کنند !
اگرچه تجربه نشان می دهد که تعداد بسيار زيادی از اين نوع ازدواج ها هم در نهايت سرانجام خوبی ندارند و به طلاق می انجامند ! چون پس از مدتی همين مردان با اين واقعيت مواجه می شوند که همسران آنان آب نديده بودند ٫ اگر نه شناگران ماهری هستند !
و باز عجيب تر اينکه بسياری از خانم های تحصيل کرده و ظاهرا روشنفکر مقيم خارج هم برادران و پسران خود را تشويق می کنند که برای انتخاب همسر و ازدواج به ايران بروند !
دليل آنان اين نيست هم فرهنگ بودن از بروز بعضی مشکلات در زندگی زناشوئی پيشگيری می کند که درست هم هست ٫ بلکه اغلب منظورشان همان مورد بی تجربگی ( چشم و گوش بستگی ) و به گمان خودشان نجابت دختران مقيم ايران است !!
اما زمينی عزيز پرسيده است که هريک از ما اگر به جای آن پسر يا آن مرد بوديم چه می کرديم ؟
من گمان نمی کنم که همه ما همان کار را می کرديم که آنان کرده اند ٫ و در اينجاست که علاوه بر درجه شعور و آگاهی و درجه تعصبات سنتی و مذهبی افراد ٫ قوانين و محيط اجتماعی هم بسيار مؤثرند در اجتماعی که حاکمان اش خشونت را به نمايش هم می گذارند و برايش تبليغ هم می کنند ( مثل اعدام ٫ سنگسار ٫ شلاق در ملاء عام و قطع اعضای بدن وغيره ... )
مسلما باید انتظار چنين اعمال خشونت باری از جانب افراد آن اجتماع را هم داشت .


manochehr 13:59 @ Tue, 13 Jul 04

اول کودکان شماره ۶ منتشر شد.
اول کودکان نشريه ای است در مورد حقوق کودکان.
http://www.rowzane.com/000_nashriyat/2407/240712-avalkodakan_nr6.pdf


jay 13:06 @ Tue, 13 Jul 04

شبح جان >
در مملکتی که همه چيز بر عليه انسانيت هست مشخصا حقوق زنان بيشتر از بقيه افراد جامعه پايمال ميشه . چرا که اين قوانين ارتجاعی - اسلامی دست نوشته های مردانی مستبد و خودخواه هستند و هيچوقت نمی تونم بفهمم چطور يک مرد/ انسان ( اگر بشه اسم اونها رو انسان گذاشت ! ) بخودش اجازه ميده که انسان ديگه ای رو بکشه ! حتی اگر اون زن /انسان بقول اونها با فرد ديگه ای رابطه داشته باشه ؟ این دید مرد رو صاحب و مالک زن میدونه که میتونه با ملکش هر کاری خواست بکنه ! اینهم از قوانین ارتجاعی اسلام که وقتی توسط دیکتاتورهای اجرا بشه به بدترین نحو و شیوه در میاد . شستشوی مغزی این افراد کوتاه فکر و کم سواد توسط مباغین مذهبی در طی قرن ها کار خودش رو کرده . لعنت ! تصور فاجعه ای که بر کبرا رفته قلبم رو فشار میده !


داریوش کبیر 11:42 @ Tue, 13 Jul 04

تا هست همين بوده. زن چون زنای محسنه روی او صورت گرفته بی درنگ سنگسار و مرد چون شيطان او را گول زده تبرئه(خبر سال پيش روزنامه)


شکارچی 11:18 @ Tue, 13 Jul 04

در این زندانیان هستند مردانی که مردار زنان را دوست میدارند.
در این زندانیان هستند مردانی که در رویایشان هر شب زنی از وحشت مرگ از جگر برمیکشد فریاد...
من اما در زنان چیزی نمی یابم
گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان خاموش
من اما در دل کهسار رویاهای خود
جز به آهنگ صبور این علفهای بیابانی که میرویند و میخشکند و میپوسند باچیزی ندارم گوش
مرا گر خود نبود این بند شاید بامدادی دور و لغزان میگذشتم از تراز خاک سرد پست...
جرم اینست...
جرم اینست...

سلام شبح عزیز
دلم واست تنگ شده بود. گفتم وارد میشم یه شعر بخونم. میدونی خیلی جاها فرهنگ ها عوض شده ولی نه همه جا. چند روز پیش موقع رانندگی رادیو روشن بود ( مرکز خراسان) برنامه ای داشت که همسران زنگ میزدن به رادیو و از همسر خودشون تشکر میکردن. یه خانومی از یکی از روستاها زنگ زد و از شوهرش تعریف که خیلی خوبه و اهل کاره و .و و و
بعد تو صحبتاش میگفت من از شوهرم خیلی راضیم چون اون اصلا مثه مردای دیگه منو نمیزنه!!!!!!!
واقعا برام جالب بود که توی اون روستا کاملا این فرهنگ جا افتاده که شوهر باید زنشو بزنه و وقتی نمیزنه پس مرد خوبیه!!!!
فکر میکنی چقدر دیگه وقت لازمه تا جامعه ما نسبت به زنان خوشبین تر بشه.؟


shirin 11:14 @ Tue, 13 Jul 04

شبح عزيز... تو اين جامعه ای که حتی در لباس پوشيدن من مجلس تصميم می گيره ... اون آقا هم اين حقو به خودش می ده که سر زنشو مثل گوسفند ببره... واقعا برای خودم متاسفم که زنم... ولی اينو بدون که خدای ماهم يه روز بزرگ می شه... من اينو مطمئنم...


زمینی 10:49 @ Tue, 13 Jul 04

شبح عزیز
انتقاداتی که داری کاملا درست است. فقط کاش به زمینه ی فرهنگ و تربیت خانواده هم اشاره می کردی که بسیار تاثیر گذار است و اگر این قطب قوی و درست شود جتا می تواند قانون گذاری را هم تحت شعاع قرار دهد. یک مثال عینی می زنم و آن این که هر کدام ا زما اگر جای آن مرد و جای آن پسر بودیم چه می کردیم؟ کاش واقعا می شد بدون پروا جواب داد تا ببینیم عمق سنت و خرافات تا کجا ها گسترده است. عروس آتش هم اشاره به همین سنت ها داشت و عواقبش را شاهد بودی...


مسافر هتل کالیفرنیا 10:27 @ Tue, 13 Jul 04

سلام شبح
خوبه شما يک روزنامه رو ورق زدی اگه روزنامه ی ايران يا جامه جم رو می ديديد چی می گفتيد وقتی مردی بينی همسرش رو با قيچی باغبونی بريده چی می گی؟؟؟ اينم از جامعه ما که مثل وحشی ها به جون هم افتادن


محمد جواد طواف 9:59 @ Tue, 13 Jul 04

شبح عزیز، سالهاست که خشونت عریان بر علیه زنان در جامعه ما اعمال می شود، تسامح و تساهل فقط برای مردان به کار می رود و در مورد زنان قوانین تبعیض آمیز است و حتی از ان بدتر اینکه در میان افکار عمومی هم چندان این قوانین تبعیض آمیز مورد اعتراض قرار نمی گیرد و حتی بسیاری از زنان به آن راضی می شوند! .. منظورم از افکار عمومی عامه مردم هستند نه تعدادی روشنفکر که در مقابل جمعیت کشورمان زیاد نیستند و البته اثرگذاریشان بیشتر است... امید من به پیروزی مدرنیته (با همه مشکلاتش) هست .. امید من به اگاهی و بالا رفتن سطح تحصیل و ارتباطات است ... من مطمئنم که دنیای سنت عقب نشینی خواهد کرد.. البته با سختی و هزینه بسیار.. چرا که در کشوری زندگی می کنیم که حکومتش و تلویزیونش .. خشونت علیه زنان را ترویج می کنند...


Rosva 9:42 @ Tue, 13 Jul 04

Shabahe aziz...
Tabiz va taaroz nesbat be hoghughe zanan mokhtasse eslam va jomhuriye eslami nist.Be har kojaye donya ke negah konid 'az jomle javame'e sonnatiye hend,chin,ya hatta jame'eye mazhabiye esrail zan be onvane ensane daraje 2 pazirofte mishavad va tanha hoghughi ke kasb mikonad hoghughist ke ma mardha be anha "lotf" mikonim.Hatta dar donyaye "pishrafte"ye gharbi ham hanuz zan tasaviye hoghughi ba mard peyda nakarde va hanuz "nime ensan" shemorde mishavad.Bana bar in,ba arze mazerat, andakhtane tabiz nesbat be zanan be gardane eslam tanha bayane ghesmati az moshkel ast.


DayDaD 5:41 @ Tue, 13 Jul 04

اوضاع خيطه بابا!


پائيزآبي 3:39 @ Tue, 13 Jul 04

باز هم حق پایمال شده زنان و فجایعی که تا ابد ادامه خواهند داشت ! حرف تازه ای نيست :(( ........ دوست عزيز تو لينکدونيم به مطلبتون لينک دادم / موفق باشيد


manochehr 3:35 @ Tue, 13 Jul 04

آخرين اخبار از دستگير شدگان فعالين ١٨ تير در ترکيه

نازيلا محمد حسنى زمانى مورد تهديد جدى جمهورى اسلامى قرار گرفته است.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2407/240712-Nazila-Turkey2.htm


nazi 2:44 @ Tue, 13 Jul 04

shabahe aziz:
cheghadr rahat mishe az edam ,ghatle namoosi ya sangsar shodan nevesht, va shenid, bedoone in hes ke har kodoome in vajeha che fajeei hastan,che berese be inke chenin vagheiate shoomi daran,va vaghean daran ejra mishan? oon ham be in rahati, be in sorat, mohakemehaye do se jalasei, motahamhaye ghabl az mohakeme mahkoom, va...yadete poste az sare deltangi??:((((


این يک زن است 0:36 @ Tue, 13 Jul 04

شبح عزيز به من بگو کدام از اینا که نوشتی و نقل قول کردی قابل انکار است .
ایران به زن های شجاع تری احتياج دارد زنانی که فرياد بزنند که حقوقشان پايمال شده .
اما حيف ما زنان ایرانی خيلی سازش پذيريم و متاسفانه ترسو نميدانم چرا . اما خيلی زود تن به خفت ميدهيم .همان زنی که ميگويد به دارش بزنند تا فردا مقابل حرف ديگران سر افکنده نشود يکی از ماهاست .می دانم که همه تقصير از ما نيست بيشترش از فرهنگ حاکم است که این بلا را سر ما آورده است .اما خود ما زن ها کم کاريم. يه جورايی انگاری حقمونه که این بلا ها سرمون بياد.

و اگر در این ميان کسی بر خلاف مسير حرکت کند با صد ها تهمت و افترا به حاشيه می افکنيمش . بله خود خود ما زن ها ... نه کس ديگر


چای تلخ 0:35 @ Tue, 13 Jul 04

شبح عزیزم: این یه سیاست کاملا" برنامه ریزی شده و قدیمیه. یه چیزی که زمانی توی جنگ بین دولت - شهرها و قبایل قدیمی بوده . از طریق زنان شهرها ی اسیر یا مستعمره ترس رو در سراسر یه جامعه ی تحت سلطه گسترش میدادند. معتقد بودند یه زن ترسو با احساساتش میتونه مردان رو از مقاومت منصرف کنه.در واقع احساس ترس رو از طریق زنان و کودکان به مردان منتقل میکردند که نتونند تغییری به وجود بیارند. و جالب اینه که آمار ها نشون داده وقتی جامعه توان آزادی رفتاری از خودش نشون بده قتلهای خانوادگی و ناموسی به شدت کاهش پیدا میکنه.


ghaem 0:21 @ Tue, 13 Jul 04

آقا .بخدا اينو من نگفتم فردوسي گفته :
زن و اژدها هر دو در خاک نه
جهان زين هر دو ناپاک به
زنان را در جهان بود يک هنر
نشينند وزايند شيران نر


کارگر سوسياليست 0:01 @ Tue, 13 Jul 04

منوچهر ۵
دوست عزیز! اما مواضع «ليدر»های شما در تقابل با استقلال زنان است. امیدوارم ما را متهم به بیمار روانی بودن نکنید!!! در ضمن من «جوان سوسیالیست» نیستم هر فحشی داری به خود من بده!

زنان نبايد مرعوب «حزب کمونيست کارگری» شوند!
http://www.javaan.net/kargari_nashr/M_Razi/hkk/hkk10.pdf


فرهنگ 23:55 @ Mon, 12 Jul 04

دوست عزيز، در تاييد نظرات شما، فراموش نکنيم که بسياری از اين قوانين و مشکلات در مملکت ما سابقه تاريخی چند هزار ساله و ریشه در فرهنگ پدرسالاری و عقب مانده ما دارد. اما در اين‌که قوانين اسلامی مزيد بر علت است شکی نيست. شاد باشيد.


koozeh 22:55 @ Mon, 12 Jul 04

خيلی جالب و دردناک بود...بايد همه تلاش کنيم و به بچه هايمان و به خودمان ياد بدهيم که انسانها برابرند.


sofeia 22:46 @ Mon, 12 Jul 04

چرا تعجب؟ ادعای کشوری اسلامی داشتند و دارند مو به مو قوانين دينشان را عمل ميکنند.جز اين هم انتظاری نيست


yekgharibeh 21:43 @ Mon, 12 Jul 04

شبح نازنین چه جای تعجب است ؟؟!! مگر فراموش کرده ای در طول حکومت آخوندها بندهای اسارت و بردگی زنان محکم تر شده و سران جمهوری اسلامی هر روز بيشتر با قوانين سیستماتیک قرون وسطاييشان به تبعيض عليه زنان شدت بخشيده اند. دوم خردادی ها هم که فقط وعده دادند و بس. آيا به راستی قوانين تبعيض آميز طلاق و حق سرپرستی کودکان تغيير کرده است. آيا حجاب اجباری اين نمايانترين سمبل اسارت زنان از ميان برداشته شده؟
سرکوب زنان، سنگسارشان و هر گونه ستم جنسی علیه زنان وظيفه ی شرعی حکام کثافت جمهوری اسلامی است، همانطور که شکنجه و اعدام هزاران زندانی وظیفه ی شرعیشان بود.
به اميد مبارزات پيگير زنان و جامعه ای که هيچ شکل از ستم بر زن را برنتابد.


آرمین گیله مرد 21:25 @ Mon, 12 Jul 04

سلام ... وقتی قوانین توسط مردان ترسو نوشته شود همین هست... میترسند اگر زن حقوق و ثروت داشته باشد محتاج موجودی ابله و ترسو دیگر نباشد ...کار کردن برای زنان دشوار هست (اجازه نمیگرند، منظور این نیست که نمیتوانند) و بعد هم شوهر مرد فقط آنقدر به ارث میگیرند تا بتوانند شوهر تازه پیدا کنند ...


banafshe 21:24 @ Mon, 12 Jul 04

شبح عزيز! گرفتن جان یک انسان دیگر فقط به همین سادگی؟! و وحشتناک‌تر اين‌که قانون هم پشت همه‌ی اين جنايت‌ها ايستاده است. :(( اوضاع خيلی خرابه.


manochehr 20:59 @ Mon, 12 Jul 04

شبح عزيز!
تازمانی که اسلام سياسی و سرمایه داری در قدرت هستند متاسفانه با اين فجايع هرروزه مواجه خواهيم شد.
با اجازه تو و ديگران. اگر مرا سنگسار و محکوم به کيش شخصيت نميکنید ٫مقاله ای از حکمت را در اينجا مياورم که بسيار زيبا به اين مسئله/یعنی زن بودن در جامعه سرمایه داری/ برخورد کرده.
"زن در زندگي و مرگ:از فردريک وست تا آنتونی کندی"
http://www.m-hekmat.com/fa/0710fa.html


m 20:37 @ Mon, 12 Jul 04

همه اينها معلول يک جامعه سنتی و واپس گرا است . مردان هم قربانی همين تفکرات هستند . درواقع اگر عميق بنگريد همين مردان مجرم فربانی همين تفکرات تهجرگرايانه هستند و البته به زنان ظلم مضاعف روا ميشود.


کارگر سوسياليست 19:57 @ Mon, 12 Jul 04

نوع جنبش زنان در ايران (۱)
نقدی به مقاله مندرج در روزنامه شرق
http://www.kargar.org/zan/femin1.htm


جن تئاترشهر 19:51 @ Mon, 12 Jul 04

شبح جان واقعن از تو ديگه بعيده! يعنی يه بريدگی ناقابل ۲۰ سانتی روی گردن انقدر سر و صدا داره؟! اون سرباز بی‌چاره هم که خوارمادرشو با جوراب خفه کرده آيا گناهی داشته؟! خوب حيوونی عاشق شده بوده! اگه مثلن اون بريدگی به متر می‌رسيد يا سربازه با تبر اونارو شقه می‌کرد خوب بود؟! زنای اين دور و زمونه واقعن روشون زياد شده و من اين مسئله رو از چشم شماها می‌دونم!


katbalou 19:31 @ Mon, 12 Jul 04

شبح عزيز. اينها رو که می خونم فقط عصبانی ميشم. نتونستم تا انتها دنبال کنم. به شدت روم تاثير گذاشت.
من فکر می کنم اگر جامعه واقعا چنين چيزهايی رو قبول نداشته باشه اين قوانين دوام نخواهند داشت. جامعه بايد رشد داده بشه. ایران در دورانی شبيه قرون وسطا ست. درست خواهد شد. اين يکی رو با عقايد کمونيست ها موافقم. جامعه بايد رشد کنه.باید زمان داد و به حرکتش و رشدش کمک کرد شبح عزيز.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:54 pm


از کجا آمده‌اند؟