دوشنبه، 22 تیرماه 1383 | July 12, 2004

خشونت مستمر و سازمان يافته برعليه زنان

عادت ندارم صفحه‌ی حوادث را بخوانم اما امروز وقتی روزنامه‌ی شرق را ورق می‌زدم در صفحه‌ی حوادث خشک‌ام زد! تيتر خبرها را بخوانيد:
× مردی همسرش را سربريد.
× حميدرضا: مادر و خواهرم را با جوراب خفه کردم.
× توافق برای قتل يک‌ديگر.

حالا اين اخبار را کنار دو خبر ديگر که در همين صفحه درج شده است بگذاريد:
× نقض حکم سنگ‌سار چهار متهم.
× رفع تبعيض از سهم الارث همسران بين دو مجلس.

جزئيات اخبار.
حادثه‌ی اول چيز پيچيده‌ی نيست مردی چهل و پنج ساله به زن‌ چهل و دو ساله‌اش مشکوک شده است که با مرد ديگری رابطه دارد نيمه شب سر او را می‌برد و فردا صبح دو پسر اين مادر مقتول با جسد سر بريده‌ی شده‌ی مادرشان که در خواب و بدون صدا سرش بريده شده است روبه‌رو می‌شوند. شوهر غيرتی به سراغ مردی که مشکوک بود با همسرش رابطه دارد رفته و او را هم مجروح کرده است که حال‌اش وخيم است و اميدی به زنده ماندن‌اش نيست.
گزارش پزشکی قانون عمق اين خشونت بی‌رحمانه را نشان می‌دهد:
"مقتول به علت بريدگى به طول ۲۰ سانتى متر و عمق ۱۵ سانتى متر روى گردنش به قتل رسيده است و به دليل پارگى شريان هاى حياتى فوت كرده است.[1]"
حالا تصور کنيد موضوع برعکس بود و اين آقا با زنی رابطه داشت. قانون، عرف و دين رايج همه پشت سر مرد بودن و به زن توصيه می‌کردند مدارا کند يا چه کرده است که همسرش هوايی شده است. اما پريشب که کبرا فرحزادی بی‌صدا زير تيج تيز چاقوی جهل و تعصب همسرش جان می‌داد قانون، عرف و مذهب رايج پشت سر مرد قرار داشتند و قوت بازوی‌اش بودند تا بتواند جنايت خود را در کمال خون‌سردی انجام دهد.
حادثه‌ی دوم هم حکايت تکراری ديگری است. حميدرضا که سرباز است مادر و خواهر خود را با جوراب خفه کرده است. "اين سرباز آذرماه سال ۸۲ هنگامى كه با مخالفت خانواده‌اش براى ازدواج با دخترخاله‌اش روبه رو شد، با طرح نقشه اى قبلى پس از گرفتن مرخصى از پادگان به خانه خود در پاك‌دشت رفته بود. متهم ابتدا با جوراب مادرش را خفه كرده و خواهرش را نيز با همان شيوه به قتل رسانده است. حميدرضا پس از قتل از خانه خارج شده و بعد از تهيه بنزين اجساد آنها را به آتش كشيده است. مأموران از طريق پدر اين جوان از ماجرا اطلاع يافتند."
ماجرای سوم ماجرای دردناک و عجيب اما تکراری است.
"ايسنا: زنى از اهالى بردسكن از توابع خراسان ۴۸ ساعت پس از عقد، پس از توافق با همسرش براى قتل يكديگر، توسط همسرش حلق آويز شد. نيلوفرى رئيس دادگسترى بردسكن اظهار داشت: اين زوج كه پس از جلب رضايت والدين خود اقدام به عقد كرده بودند به علت عذاب وجدان ناشى از اشتباهات گذشته كه براساس محتويات پرونده ارتباط نامشروع است، اقدام به قتل توافقى كرده اند. وى گفت: براساس اعترافات شوهر مقتوله، قتل به صورت توافقى با هدف از بين بردن هر دو نفر بوده اما زن ابتدا به قتل رسيده است."
ساب‌تکست ماجرا را به ساده‌گی می‌توان حدس عروس باکره نبوده است و حلق‌آويز شده است شايد داماد راست بگويد و حلقه‌آويزشده‌گی داوطلبانه باشد و اين فقط عمق دردناک ماجرا را بيش‌تر می‌کند.
خشونت افسارگريخته عليه زنان که در لابه‌لای تک‌تک واژه‌های اين خبرها موج می‌زند نياز به شرح و بسط بيشتری ندارد اما آن دو خبر بعدی نياز به کنکاش بيشتری دارد.
تيتر خبر نخست به خودی خود خوش‌حال کننده است. انسان‌هایی که قرار بوده است به طرز فجيعی به قتل برسند از مرگی فاجعه‌بار جان سالم به‌در می‌برند اما با دقت در خبر فوق اين خوش‌حالی ذايل می‌شود و تبعيض جنسيتی و حکومتی در آن مشاهده می‌شود. اين‌بار مردانی قرار بوده است سنگسار شوند مردانی که پرسنل نيروی انتظامی هستند! اين حکم نقض می‌شود چون متهمين از دو امتياز برخوردار هستند اول آن که مردند و دوم آن که از رانت نيروی انتظامی و پليس بودن برخوردارند.
اما آخرين خبر وضعيت حقوقی زنان را به تصوير می‌کشد. در حالی که زنان هر روز مورد تجاوز قرار می‌گيرند و توسط پدران و برادران و شوهران خود به قتل می‌رسند گام بزرگ(!) مجلس ششم اين بود که بخواهد حق بديهی و بسيار جزیی را به آنان برگردانند. قوانين ارث‌بری در جمهوری اسلامی به شدت ضد زن و جنسيتی است. اما يکی از آن قوانين آن‌قدر مضحک است که وجودش با هيچ معياری قابل توجيه نيست. "در قانون موجود چنانچه مرد تنها وارث زن باشد، پس از مرگ همسر كليه ماترك زن به مرد انتقال پيدا مى كند ولى چنانچه مرد فوت كند، تنها يك چهارم از اين ماترك به زن انتقال مى يابد و سه چهارم بقيه در اختيار دولت قرار مى گيرد.[2]"
بحث حقوقی در اين مورد از حوصله‌ی اين مطلب خارج است. اما خوب است بدانيد که ارث بردن زن از مرد هزار خان رستم دارد. اگر مرد وارث درجه اول داشته باشد فقط يک هشتم دارایی به همسرش تعلق می‌گيرد. اما اگر مرد به‌جز زن‌اش هيچ وارثی نداشت به جای آن که تمام ارث مرد به زن برسد يک چهارم آن به زن می‌رسد و مابقی را حکومت تصاحب می‌کند! تمام تلاش مشعشع مجلس ششم اين بود که اين قانون را به نحوی اصلاح کند که زنان نيز مانند مردان درصورت فوت همسرشان در صورت نداشتن وارث، گيرم درجه‌ی چندم، تمام ماترک او را به ارث ببرند! می‌بينيد حقوق زنان چيست و کدام است و تلاش برای چه حقوق اوليه و نازلی صورت می‌گيرد اما اين مضحک‌ترين قسمت ماجرا نيست. مضحک‌تر آن که مجلس هفتم ااصلاح اين قانون را از دستور کار خارج کرده است و مضحک‌ترين اين که رئيس فراکسيون زنان خانم نفيسه‌ فياض‌بخش چنين موضع می‌گيرد:"روز شنبه تصويب مسئله ارث زن و اصلاح ماده چهارم قانون مدنى را «خطر بزرگى» دانست كه «مجلس هفتم را تهديد مى كرد»، وى خبر از آن داد كه «تصويب اين قانون با عنايت امام زمان از دستور كار مجلس خارج شد. "
می‌بينيد در چه کشوری زنده‌گی می‌کنيم و در اين سرزمين حقوق زنان تا چه پايه مورد ظلم و تعدی قرار می‌گيرد؟ آيا هيچ اصلاحی اين دوزخ را اندکی قابل تحمل خواهد کرد؟
-------------------------------------------------------------------------------
[1] - کليه نقل قول‌ها از روزنامه‌ی شرق امروز دوشنبه 22 تير 1383 صفحه‌ی حوادث (13) نقل شده است.
[2] - به نقل از الهه کولايی عضو فراکسيون زنان در مجلس ششم.

July 12, 2004 07:18 PM | TrackBack

Mike Furir 443 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 167


Mike Furir 328 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 665


Mike Furir 384 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 278


Mike Furir 602 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 713


Mike Furir 411 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 292


Mike Furir 633 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 964


Mike Furir 76 18:42 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 336


Mike Furir 471 18:41 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 416


Mike Furir 702 18:41 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 939


Mike Furir 486 18:41 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 713


0:52 @ Sun, 12 Sep 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.219.121.3
URL:
DATE: 09/12/2004 12:52:18 AM


navid 14:24 @ Fri, 13 Aug 04

be name ahoray iran man yki az jayanhay iran zamin hastam IRAN BAYAD EMSAAL AZAD SHAVAD be in manzor az zayanan iran mikhahim dar in amr mara YARI KONAND WWW.TAFAKOR_ROSHAN @YAHOO.CAM


تيشه 10:43 @ Mon, 19 Jul 04

۱۷۳ عزيز ! نتوانستم بحث را از ابتدا پی بگيرم ، ولی اين واضح است که راه حل ايران ديکتاتوری سکولار است. اگه کتک نياد البته D:


جوان سوسیالیست 2:28 @ Mon, 19 Jul 04

دیگران کاشتند و حککا خورد، حککا میخورد تا دیگران بکارند. آیا شما را به خیر سلطنت امیدی هست!!!؟؟


manochehr 16:55 @ Sun, 18 Jul 04

ما را به خيرتان اميدى نيست، شر مرسانيد!

مجتبى روشنگر ٫یکی از فعالین کارگری در ۱ مه
http://www.mahane.com/No_01/01mojtaba.htm


جهانگیر راستین 16:18 @ Sun, 18 Jul 04


مقاله زیر را رفیق ما «رنوا راسخ» در مورد لمپنیزم و فرهنگ منحط خرده بورژواها نوشته است.

من فکر می کنم با فرهنگی که در کمنتهای این جا بوسیله ی چپ سرمایه داری در جریان است برای بخردان مفید واقع شود.


انسان بخرد به اقتضای شرايط محيطی با اکتساب خواص التزامی و بعضا اختياری، با مفاهيم بغرنج از جمله « فرهنگ» روبرو ست. فرهنگ جامعه بشری نه از سرشت تغيير ناپذير انسانی و نه از محيط طبيعی او سرچشمه گرفته، بلکه اين جوامع بشری هستند که به او طبعی اجتماعی و به ظاهر تغيير ناپذير اعطا کرده و محيط را به زير سلطه ی او در آورند. فرهنگ عصاره ی زندگی اجتماعی است که که در تمام افکار، اميال، اخلاق و الفاظ ما منعکس می شود. حتا در اطور و حرکات گوناگون چهره ما، راه دارد. لذايذ زندگی را بسط داده و خود نيز بسط می يابد.

فرهنگ همچنين مبين اخلاق و رفتار انسان در فراز و نشيبهای اجتماعی اوست؛ در نتيجه اخلاق و رفتار حاصله از اين فرهنگ در خدمت منافع اجتماعی متضاد قرار گرفته و ماهيت طبقاتی بخود می گيرد.

اخلاق و رفتار غير انسانی که با تحقير، فحاشی و سرزنش ديگران عجين شده باشد عملا به سدی در مقابل رشد فرهنگ و شخصيت افراد جامعه بشری تبديل شده و بسان ديوار چينی به سر راه رشد و تحول مبارزه طبقاتی قد علم می کند.

اين گونه اخلاق و رفتار منفی که يکی از ميراث های جامعه برده داری اوليه هستند، به رشد ناقص الخلقه خود در جوامع سرمايه داری حاضر ادامه داده و بوسيله ناقلين خرده بورژوا شکل بسيار حادتر بخود می گيرند. لذا ريشه کن کردن کامل اين گونه رفتار ناشايست کار آسانی نيست، چرا که علاوه بر تشديد آن توسط جوامع طبقاتی، ريشه در مسايل عميق روانی دارد. اين مسائل روانی که به شکل عادت رفتاری در ناقلين اين بيماری اجتماعی ظهور می کنند، محصول محيطهای اجتماعی واپس مانده و بی فرهنگ هستند.

انسان های بی فرهنگ خرده بورژوا، به قول گورکی مانند گياهان خزنده با استعداد رشد بی پايان در تلاشند تا هر چه را که در سر راه خود می بيند محصور و خفه کنند. خواص متضاد خودمحوربينی، کيش شخصيت باعث شده، علاوه بر اينکه خود را جز « از ما بهتران» محسوب کنند، خود نيز خواسته يا ناخواسته در مقابل بت ابتذال و بی فرهنگی سر فرود آورند.

انسان بی فرهنگ خلاف ساير معجزات خلفت (!؟!) دارای دو ويژگی هستند:

اول: به هر واقعه و هر کسی با شک و ترديد نگريسته و اين مساله سبب می شود که عملا وجود رهبران واقعی جنبش و نيروهای بلقوه جمعيت در حال مبارزه را مطرود و به سخره گيرند.

دوم: اگر هر نظری را مخالف بافته های خود يابند با الفاظی چون « غير ممکن»، « تصورات به فرض محال» و غيره سعی می کنند که با ايجاد توطئه به سرکوب مخالفان بپردازند. اين حرکات قهری از ترور شخصيت آغاز شده و در بدترين شکل خود به حذف فيزيکی منجر می شود.


اخلاق خرده بورژوای بی فرهنگ بسيار به دور از پيش بينی است؛ زمانی، او سعی دارد با هيبتی مستقل نما در مقابل کار دسته جمعی و کارساز قد علم کرده و با چوب لای چرخ گذاشتن حرکتهای برنا، عملا جمعيت فعال را منفل نمايد؛ و زمانی ديگر، در حکم يک سازنده از عدم همکاری ديگران بخود می پيچد.

بی فرهنگی در نظام سرمايه داری با دوران مقابل اين نظام متفاوت است چراکه آبشخور و ادبيات گفتاری و آن بوسيله نظام سرمايه داری تغذيه می گردد؛ در نتيجه ناقلين بيماری بی فرهنگی دانسته يا ندانسته خود از مروجين اين نظام خواهند بود حتا اگر برای خود لباس سرخ و دستان پينه بسته مهيا کنند.

ناقلان بيماری بی فرهنگی معمولا در چالش بين تصاوير خيالی ذهن شان با واقعيتهای واقعا موجود در جهان، آچمز شده و از آنجائی که کاربن و اساس تفکرشان را در معرض نابودی می بينند، رهنمودهای بی ارتباط با شرايط اجتماعی موجود را در دستور کار خود قرار می دهند. کار بجای می رسد که بی فرهنگ خرده بورژوا حکم تمرين شنا هنگام غرق شدن را صادر می کند.

بی فرهنگ خرده بورژوا يک انسان مغلوب است. دن کيشوتی که در جنگ با آسيابها، پيش از جدال شکست خورده است. لذا بی آنکه خود بخواهد به عروسک خيمه شب بازی تبديل شده که عروسک رقصان او معمولا « شيطان» است. شيطانی انحصار طلب و خودمحوربين که سعی دارد خود را در غالبی از کلمات غامض و متناقض مصون دارد. اهريمنی که آگاهانه ايدئولوژی حاکم را پذيرفته و سعی دارد که به قول مارکس « کلاهها را تبديل به ايده کند".

اما راه برخورد با بی فرهنگی چيست؟

1) بازشناسی خود، گام اول در خودشناسی است: اولين راه درمان فرد ناقل به بيماری بی فرهنگی بازيافت اغتشاشات روانی و ذهنيتهای نادرستی است که از طريق زندگی و آگاهی کاذب حاکم بر جامعه، ناقل را مورد تاثير مخرب خود قرار می دهد. معالجه ديناميک و رنده، با بازيافت اين سياه و روشنها است که عملی می گردد.

2) زبان ترجمان روان آدمی است: زبان به مثابه کانال و ابزاری برای تفکر و انديشه مورد استفاده قرار می گيرد. صحبت دقيق و صحيح نشان دهنده تفکر دقيق و حساب شده است. در فردی که به بيماری بی فرهنگی دچار است، زبان اهميت خودش را از دست داده و جملات در يک شکل تکراری و انتزاعی بدون تفکر عميق زده می شود. لذا تحميل تعويض ترمولوژی گفتاری در اين افراد بسيار کارسازخواهد بود.

3) هر که نيست ادب لايق صحبت نبود: اگر فرد ناقل به بيماری بی فرهنگی به برخوردهای غير اصولی خود بطور سيستماتيک ادامه داد بايد از سوی سايرين منزوی شده، و در مقابل هر عمل نادرستش، عکس العملی مناسب صورت گيرد.


جهانگير راستين 16:08 @ Sun, 18 Jul 04

کوتاه مطلبی برای آنهايکه جويای حقيقت هستند، نه آنهای که حقيقت را ذبح می کنند.

1- شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران، تشکل يک عده جوان سوسياليست و انقلابی است که بعد از سالها مبارزه و کار پيگير شکل گرفته است. تشکل ما به هيچ وجه در حکم يک سازمان، گروه و يا حزبی که می خواهد از بالا مسائل يک مشت بوروکرات را پيش ببرد و در بالای هرم خود يک مشت پير و پاتل را جمع کند نيست. اين سنت بوسيله ی گروههای استالينيستی، مائويستی و تروتسکیستی عمدتا در طی پنجاه و شصد سال اخير رايج بوده و جنبش چپ را به انحطاط کشانده است.

2- در مورد آقای « نويد اخگر» و اتهامات کذبی که ايشان به رفيق عزيز ما « رنوا راسخ» وارد ساخت ذکر اين نکته ضروری است:
آقای نويد اخگر در زمانی که نوشته ی پر از اتهامات کذب را بر عليه رفيق ما « رنوا راسخ» نوشت، يکی از هواداران سازمان مجاهدين و شورای ملی مقاومت بود. از آنجائی که رفيق « رنوا راسخ» به افشای ماهيت راست روانه مجاهدين بارها و بارها پرداخته بود، اين مساله سبب رنجش آقای اخگر شد و ايشان مطلبی پر از اتهامات را بر عليه رنوا راسخ منتشر ساخت. بعدها که ماهيت راست روانه ی مجاهدين در تغيير مواضع و پذيرش رفراندوم آشکار گشت و پيش بينی های رفيق ما به صحت رسيد، آقای اخگر شروع به انتقاد به سازمان مجاهدين نمود و بعضی از هواداران اين سازمان نيز شروع به حملات غير اصولی ( نوشتاری و گفتاری) به ايشان نمودند.

3- در مورد افشاگری که قرار است رزا جوان از ما بکند، ملالی نيست! اين عمل پليسی را فعالین سایت کارگر سوسیالیست در افشای فعالين سياسی ( حککا) از اول ماه مه امسال آغاز شده است.


کلام آخر:

کسانی که امروز روز برای خود دستک دمبک ساخته و دارند،

کسانی که با کپی کردن نوشتارهای ديگران برای خود اعتبار می خرند،

کسانی که کتب ترجمه شده بوسیله ی دیگران را بدون ذکر مشخصات مترجم آنها چاپ می کنند و طوری وانمود می کنند که کار آنهاست!

کسانی که ....

بايد بدانند زمان ريش سفيدی گذشته است. در اين روزها جای اقتدارگرايان را فقط می شود در موزه ها پيدا نمود. اقتداگرائی سد مبارزه است. مبارزه با رژيم سرمايه داری ( از هر نوع آن) جدا از مبارزه با افکار کهنه و پوسيده ی خودمحوری و امام صفتی نيست.

به قول بزرگی، مساله فقط مبازه با بت ها و بت شکنی نيست، بلکه بايد به آن تفکراتی که خالق بتها هستند نيز به چالش و مبارزه پرداخت.

آينده از آن ما جوانان است!
جهانگير راستين


راستگو 4:24 @ Sun, 18 Jul 04

۱۶۷ جوان مبارز
آقای رنوا راسخ من از تو خواستم که پاسخ دهی که چرا دائما علیه کمونیستها کار پليسی می کنی؟ آيا اخلال حواس پيدا کرده ای يا مزدور رژيم هستی؟ دلقک بازی را بگذار کنار!!! هر کدام از اينها باشی مهم نيست چوت نتيچه يکی است. هدف تو بی اعتباری کردن نيروی های انقلابی زير نقاب «جوان مبارز» و «شورای انقلابی جوانان»!!!!
جوانان را نادان تلقی نکن!!!!


تيشه 3:37 @ Sun, 18 Jul 04

يه نگاهی به تفاوت اين ۲ فرهنگ بندازيد: در ديانت زرتشتی تاکيدی بر جنسيت اهورا نيست همانگونه که هيچ تاکيدی بر مرد يا زن بودن اهريمن نيست. زير دست اهورا ۶ فرشته هستند که ۳ تای آنها مرداند و ۳ تای آنها زن. اولين دعای اوستا ، نيايش مادر زندگی است. زرتشت در طول عمر خود تنها ۱ زن اختيار کرد... در دنبالهء چنين آيينی بود که کوروش نيز تنها ۱ همسر اختيار کرد و در هر ۳ سلسلهء ايرانی پيش از اسلام (هخامنشی - اشکانی - ساسانی )زنان از حقوقی برابر با مردان برخوردار بوده اند. بسياری از آنها در کارهای دفتری کار می کرده اند، بسياری از آنها قاضی بوده اند ، بسياری در ارتش خدمت می کرده اند، بسیاری فرمانده هان سپاه بوده اند و حتی در دورهء ساسانی زنانی به ریاست حکومت رسیده اند. ــــــــــ اما در دیانت اسلام ، قرآن صریحاً می گوید:«الرجال قوامون علی النساء» (مردان بر زنان برتری و حق نگهبانی دارند) و می گوید:«نساءکم حرث لکم»(زنان شما کشتزار شما هستند) محمد ۴۰ همسر اختیار می کند. عایشهء ۹ ساله به عقد محمد ۵۳ ساله در می آید و غیره(که بهتر از من می دانید) . در دنبالهء چنین آیینی است که ناصرالدین شاه ۲۰۰ زن می گیرد. وقتی محمد ۴۰ تا گرفته است چرا از ناصرالدین شاه ایراد می گیرید؟! می گویند محمد برای متحد کردن قبایل اینهمه ازدواج کرده است. آیا حق نداریم بپرسیم : چرا برای این مقصود زیباترین زنان قبایل را انتخاب می کرد؟! می گویند : برای تحت پوشش گرفتن بیوه های جنگ اینقدر ازدواج کرده . آیا حق نداریم بپرسیم : زنان خودش چه گناهی کرده بودند که پس از مرگ محمد کسی حق نداشت آنها را تحت پوشش بگيرد؟! واقعاً اوج رذالت نيست که يک مرد ۵۳ ساله با دختر ۹ ساله ازدواج کند؟ توی همين مملکت اسلامی (که باور کنید به مراتب از حکومت محمد و علی بهتر است) اگر دختر ۹ ساله خودش هم راضی باشد اين ازدواج تجاوز به حساب می آيد. (جدّاً چقدر احمق اند که اينچنين خوکی را می پرستند! ) همه چيز ناشی از فرهنگ است. وقتی محمد خودش شمشير می کشه و آدم می کشه ديگه از شاه اسماعيل صفوی چه توقعی می شه داشت؟! شاه اسماعيل وقتی ازبکستان رو فتح می کنه توی کاسهءسر پادشاه ازبکستان شراب ميريزه و سر می کشه! اون وقت باز همين آدم(بخوانيد سگ) ميشه مرد حق! کسی که اسلام را نجات داد!! (واقعاً‌ هم درست است ، چون اسلام جز توحش معنی ديگری نمی دهد) حقوق زنان، دمکراسی، عدالت و هرچيزی که فقط اسمش رو شنيديم تنها با محو کامل اسلام بدست مياد. چون تا قرآن هست اين خطر هست که همين آقارضا بقال سر محل اين کتاب رو بخونه و عضو القاعده بشه. کسی نازيسم يادش مياد؟ اسلام نسخهء محکمترشه. بسيار ريشه دارتر و غيرقابل تغييرتر.


جوان مبارز 2:03 @ Sun, 18 Jul 04

پیرمرد سوسیالیست!

در مکتب م.رازی این باب است که اگر کسی عملکرد شما را به زیر سوال برد هر را از پر تشخیص نمیدهد و نادان است. شما از فرقه ای هستید که توده ها را نادان و خود راهمه چیز می پندارید.

م.رازی چند نفر را دور خودش جمع کرده و خودش را رهبر و تیوریسین معرفی می کند. انتقاد از فرقه شما هیچ معنایی ندارد و باورتان بر این است منتقدین عوامل دشمن هستند. نقد در نزد شما گناهی نا بخشودنیست و هر گونه انتقاد را با ترور شخصیت و اگر هم قدرتش را داشته باشید با حذف فیزیکی پاسخ می دهید. در این راه اگر هم شده با دشمن هم پیمان بسته تا مخالفین خود را حذف کنید. سابقه تاریکتان در اکثریت اثباتیست بر این مدعا.

ترس بزرگ شما ایجاد تشکلات مستقل جوانان است زیرا ماهیت خود را در خطر می بینید. عنان گسیخته به لمپنیسم پناه برده و ماهیت خود را اشکار می کنید.

حال هم که می بینید در این محیط بسیار کوچک کامنتدونی دارید رسوا می شوید, بعد از سوالهای مکرر میخواهید جواب افتضاحی را که بار اوردید بدهید!!

www.javaan.blogspot.com


manochehr 0:14 @ Sun, 18 Jul 04

ملاحظاتى در مورد "قطعنامه مراسم روز جهانى کارگر"
از کورش مدرسی.
اين نوشته نقدي است به پيشنويس قطعنامه دوم خطاب به يکي از سازماندهندگان اين حرکت که در همان وقت در اختيار سازماندهندگان اول مه قرار گرفت. اين نقد از يک طرف موجب تغييراتي در متن نهائى قطعنامه دوم شد و از طرف ديگر مبنائى براي تهيه قطعنامه اول.
http://www.mahane.com/No_01/01molahezat.htm


جوان سوسیالیست 0:12 @ Sun, 18 Jul 04

کودک مبارز!
تو که آخه هِر و از بِر تشخیص نمیدهی، تو که از خود حککا نگرانتری! تو که حالیت نیست مسئله ایمنی اصلاً یعنی چی و به همین دلیل ایمنی سیاسی را به خطر میاندازی و باز به این دلیل فرد مشکوکی هستی. تو که یا از فرط گیجی روشنفکری حالیت نیست احظاریه ها و مواردی که تو عمداً اصرار به بیان آن داری چه رابطه ای با هم دارد. با اینحال من به زودی به چیزی که تو اسمش را میگذاری سؤال که در واقع همان بازجویی است فقط به این دلیل جواب خواهم داد و فقط تا جایی که مشکل تو حل شود و نه پاسخ به بازجویی های امنیتی تو، برای اینکه تو دیگه بهانه ای برای پنهان کردن مدارک اسنادت دال بر اتهاماتی که ما زدی نداشته باشی . بعد از این موضوع دیگر اساساً فرق خواهد کرد.


جوان مبارز 23:20 @ Sat, 17 Jul 04

پیر مرد سوسیالیست

قرار بود که شما رسوایی را که در مراسم گلگشت به پا کردید پاسخ دهید! چرا از جواب دادن طفره می روید. خودتان هم خوب می دانید که رزیلانه و برای زهر چشم گرفتن از حککا دست به پلیسی بازی مفتضحانه ای زدید و برای همین هم با اینکه این سوال بارها تکرار شد که قصدتان از ذکر جزییات فعالین داخل کشور که در صورت دستگیری با خطر مرگ روبرو هستند چه بود؟!!! ایا این مزدوری برای وزارت اطلاعات نیست؟!!

.(اتحادیه در اطلاعیه ایی دیگر (البته با نام جمعی از کارگران شرکت کننده در مراسم چالوس) به تاریخ 15/02/1383 اعلام می کند که " لازم به توضیح است، در حالیکه در ساعت 14:45 مراسم در حال برگزاری بود دو تن از افراد گروه فشار موسوم به حزب کمونیست کارگری با در دست داشتن یک نایلون سبز رنگ وارد جمعیت شدند و کاغذی که ظاهرا قطعنامه ای بدون امضا بود، بدون هماهنگی با مسوولین برگزاری مراسم و بدون اینکه از قبل از جمع حضور داشته و یا کوچکترین نقش و ارتباطی با برگزاری مراسم داشته باشند، در بین جمعیت حرکت کرده و آن را در جیب افراد قرار دادند، پس از پنج دقیقه با یک دستگاه پیکان محل را ترک نمودند. این عمل آنان با اعتراض جمعی از شرکت کنندگان و مسوولین برگزاری قرار گرفت")

راستی فکر میکنی اگر یک اطلاعاتی می خواست که گزارش مراسم را بدهد گزارشش چقدر با گزارش شما شبیه بود؟!!!!

www.javaan.blogspot.com


ناظر 19:18 @ Sat, 17 Jul 04

داريوش از تورنتو
اولن به تو هيچ ربطي نداره كه براي ديگران تعيين تكليف ميكني. دوم اينكه، مگه تا حالا مرده بودي كه صدات در نمي اومد.اگه تو اين اطلاعات ناب رو داشتي، بايد از همون روز اول (دو ماه پيش ) اين حرف ها رو ميزدي. تا حالا خواب بودي.؟! امثال تو از اين جنگهاي زرگري توي وبلاگستان لذت ميبرند.براي همين است كه الان كه همه چي رو شده ، تو صدايت در اومده!


ناظر 19:18 @ Sat, 17 Jul 04

داريوش از تورنتو
اولن به تو هيچ ربطي نداره كه براي ديگران تعيين تكليف ميكني. دوم اينكه، مگه تا حالا مرده بودي كه صدات در نمي اومد.اگه تو اين اطلاعات ناب رو داشتي، بايد از همون روز اول (دو ماه پيش ) اين حرف ها رو ميزدي. تا حالا خواب بودي.؟! امثال تو از اين جنگهاي زرگري توي وبلاگستان لذت ميبرند.براي همين است كه الان كه همه چي رو شده ، تو صدايت در اومده!


راستگو 15:06 @ Sat, 17 Jul 04

آقای رنوا راسخ من از تو خواستم که پاسخ دهی که چرا دانما علیه کمونیستها کار پليسی می کنی؟ آيا اخلال حواس پيدا کرده ای يا مزدور رژيم هستی؟ دلقک بازی را بگذار کنار!!! هر کدام از اينها باشی مهم نيست چوت نتيچه يکی است. هدف تو بی اعتباری کردن نيروی های انقلابی زير نقاب «جوان مبارز» و «شورای انقلابی جوانان»!!!!
جوانان را نادان تلقی نکن!!!!


جوان سوسیالیست 14:20 @ Sat, 17 Jul 04

ته تغاری مبارز! 159
اولاً قرار نیست من خودم بهتر یا بدتر بدونم که منظور تو از اکثریتی چیست، تو که خودت هرگز نمیتونی منظور خودت را بدانی و با هر فصل بر اساس مد روز منظور جدیدی پیدا میکنی چگونه من باید بدونم منظور تو چیست؟ ثانیاً قرار این بود که تو اتهامی به ما زدی و حالا نوبت ارائه مدرک و سند است که آن را ثابت کنی. ثالثاً قرار است این مدارک را در سطح علنی اعلام کنی، در همان سطحی که اتهام زدی ونه کشف منظور تو توسط من. اگر نتوانی این کار را بکنی نشان میدهی که فقط خواستی با اتهام افتراق ایجاد کنی و بر کسی پوشیده نخواهد ماند که چنین افتراقی فقط توسط وزارت اطلاعات ساپورت میشود. فرصت زیادی نداری، با اثبات اتهاماتی که زدی ثابت کن که کار پلیسی که در آن سابقه هم داری انجام نداده ای، در غیر این صورت نوبت ما خواهد رسید که با همین سوابق ته تغاری راسخ در سطح وسیع افشایت کنیم.


جوان مبارز 12:52 @ Sat, 17 Jul 04

جوان سوسیالیست! خودت بهتر می دانی که منظورما از اکثریتی چیست!!!!!!

راستگو رفیق سرمایه دار اگر تا چند روز دیگر به روانشناس خودت رو معرفی نکنی بیماری روانیت -اسکیزوفرنی- از اینکه هست بدتر خواهد شد و احتمالا به خودکشی روی خواهی اورد!! میدانم وجود یک تشکل مستقل برایت واقعا رنج اور است و به خاطر همین از طرف فعالین شورای انقلابی پیشاپیش برای این ضربه روحی پوزش می خواهیم!!

مواظب خودت باش که به هنگام کامنت نوشتن در پای کامپیوترت سکته نکنی نه تنها جامعه ایران بلکه جامعه جهانی به نابغه ای همچون شما احتیاج دارد.

در ضمن به حزب کمونیست چین و به مایوی کبیرتان قسم که من رنوا نیستم و خوشحال می شوم اگر فحاشیتان را به نسبت من انجام دهید.

به امید درمان شما و پیرمردان سوسیالیست


راستگو 12:25 @ Sat, 17 Jul 04

حهانگير راستين=جوان مبارز!!!=رنوا راسخ!!! دست از تغيير نام های مضحک بردار! سوال من از تو اینست که چرا هویت یکی از رفقای پالتاک را لو دادی؟ و عملا در اختیار پلیس گذاشتی؟ آنهم برای خوش رقصی برای مجاهدین؟ چرا شاعر و نویسنده محترم نويد اخگر ترا يک عنصر مشکوک و مخرب معرفی کرد--تو که بشتر از او برای مجاهدين حمايت جلب می کردی؟ در اطاق های پالتاک آنها عليه کمونیستها موضع می گرفتي؟ تا روشن نشدن کارهای مشکوکی که طی ۱۰ سال در خارج از کشور انجام داده ای جايی میان جوانان انقلابی و مبارز نداريی. برو در ميان همان دوستان مجاهدينی ات!!


جوان سوسیالیست 9:31 @ Sat, 17 Jul 04

جهانگیر راسخ 156
تو که بالاخره پست مدرن شدی و دگر اندیشیت را دگر باره دگرگون کردی، یادت رفت در قسمت 4 – بنویسی. چشم ما به زودی برای اتهاماتی که به شما زده ایم اسناد و مدارک ارائه میکنیم.
همین فراموشکاری که باعث میشه به زودی به سراغ یک دگر دیگر بروی، همانطور که مرتب و مواج از دگر مجاهد به دور خودت چرخیدی تا حالا که با خوش رقصی برای حککا به دگر مائوئیست لیبرال تبدیل شدی.


جهانگير راستين 2:31 @ Sat, 17 Jul 04

کوتاه مطلبی برای آنهايکه جويای حقيقت هستند، نه آنهای که حقيقت را ذبح می کنند.

1- شورای انقلابی جوانان سوسياليست ايران، تشکل يک عده جوان سوسياليست و انقلابی است که بعد از سالها مبارزه و کار پيگير شکل گرفته است. تشکل ما به هيچ وجه در حکم يک سازمان، گروه و يا حزبی که می خواهد از بالا مسائل يک مشت بوروکرات را پيش ببرد و در بالای هرم خود يک مشت پير و پاتل را جمع کند نيست. اين سنت بوسيله ی گروههای استالينيستی، مائويستی و تروتسکیستی عمدتا در طی پنجاه و شصد سال اخير رايج بوده و جنبش چپ را به انحطاط کشانده است.

2- در مورد آقای « نويد اخگر» و اتهامات کذبی که ايشان به رفيق عزيز ما « رنوا راسخ» وارد ساخت ذکر اين نکته ضروری است:
آقای نويد اخگر در زمانی که نوشته ی پر از اتهامات کذب را بر عليه رفيق ما « رنوا راسخ» نوشت، يکی از هواداران سازمان مجاهدين و شورای ملی مقاومت بود. از آنجائی که رفيق « رنوا راسخ» به افشای ماهيت راست روانه مجاهدين بارها و بارها پرداخته بود، اين مساله سبب رنجش آقای اخگر شد و ايشان مطلبی پر از اتهامات را بر عليه رنوا راسخ منتشر ساخت. بعدها که ماهيت راست روانه ی مجاهدين در تغيير مواضع و پذيرش رفراندوم آشکار گشت و پيش بينی های رفيق ما به صحت رسيد، آقای اخگر شروع به انتقاد به سازمان مجاهدين نمود و بعضی از هواداران اين سازمان نيز شروع به حملات غير اصولی ( نوشتاری و گفتاری) به ايشان نمودند.

3- در مورد افشاگری که قرار است رزا جوان از ما بکند، ملالی نيست! اين عمل پليسی را فعالین سایت کارگر سوسیالیست در افشای فعالين سياسی ( حککا) از اول ماه مه امسال آغاز شده است.


کلام آخر:

کسانی که امروز روز برای خود دستک دمبک ساخته و دارند،

کسانی که با کپی کردن نوشتارهای ديگران برای خود اعتبار می خرند،

کسانی که کتب ترجمه شده بوسیله ی دیگران را بدون ذکر مشخصات مترجم آنها چاپ می کنند و طوری وانمود می کنند که کار آنهاست!

کسانی که ....

بايد بدانند زمان ريش سفيدی گذشته است. در اين روزها جای اقتدارگرايان را فقط می شود در موزه ها پيدا نمود. اقتداگرائی سد مبارزه است. مبارزه با رژيم سرمايه داری ( از هر نوع آن) جدا از مبارزه با افکار کهنه و پوسيده ی خودمحوری و امام صفتی نيست.

به قول بزرگی، مساله فقط مبازه با بت ها و بت شکنی نيست، بلکه بايد به آن تفکراتی که خالق بتها هستند نيز به چالش و مبارزه پرداخت.

آينده از آن ما جوان است!
جهانگير راستين


جوان مبارز 1:55 @ Sat, 17 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

قضاوت را به عهده خودت می گذارم از یک قدیم اکثریتی که امروز داعیه انقلابی بودن را دارد میشود بیشتر از این انتظار داشت؟ کمونیستها چیزی برای مخفی نگه داشتن ندارند تنها کسانی از پاسخگویی طفره می روند که ریگی در کفشششان باشد! www.javaan.blogspot.com


جوان مبارز 1:54 @ Sat, 17 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

دوست گرامی مبارز نقد حککا و ماهيت رفرميستی ان مقوله ای جداست. با حرفت هم که گفتی حککا در میان کارگران اعتباری ندارد کاملا موافقم. ولی اينجا بحث بر سر عملکرد پلیسی اتحادیه سوسیالیستها در ماجرای گلگشت می باشد. البته همین طوری که می بینید از جواب دادن به سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می کند طفره می روند. قضاوت با خود شما اگر واقعا ریگی در کفش ندارند چرا از پاسخگویی طفره می روند؟!! چرا به جای پاسخگویی به فحاشی دست زده و به خیال خود دست به ترور شخصیت میزنند؟ به نظر تو اگر پاسخ قانع کننده ای داشتند ان را در اینجا درج نمی کردند؟ البته در مکتب م.رازی پاسخ گویی معنایی ندارد و هر کس جرات کند و انها را زیر سوال ببرد عامل دشمن است! دریغا که اینها یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که جامعه جوانان ایران با این ترفندهای مفتضح به خوبی اشنا است. قضاوت را به عهده خودت می گذارم. www.javaan.blogspot.com


1:53 @ Sat, 17 Jul 04

به نقل از www.marxist1360.persianblog.com

دوست گرامی مبارز نقد حککا و ماهيت رفرميستی ان مقوله ای جداست. با حرفت هم که گفتی حککا در میان کارگران اعتباری ندارد کاملا موافقم. ولی اينجا بحث بر سر عملکرد پلیسی اتحادیه سوسیالیستها در ماجرای گلگشت می باشد. البته همین طوری که می بینید از جواب دادن به سوالاتی که به ذهن هر کسی خطور می کند طفره می روند. قضاوت با خود شما اگر واقعا ریگی در کفش ندارند چرا از پاسخگویی طفره می روند؟!! چرا به جای پاسخگویی به فحاشی دست زده و به خیال خود دست به ترور شخصیت میزنند؟ به نظر تو اگر پاسخ قانع کننده ای داشتند ان را در اینجا درج نمی کردند؟ البته در مکتب م.رازی پاسخ گویی معنایی ندارد و هر کس جرات کند و انها را زیر سوال ببرد عامل دشمن است! دریغا که اینها یا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که جامعه جوانان ایران با این ترفندهای مفتضح به خوبی اشنا است. قضاوت را به عهده خودت می گذارم. www.javaan.blogspot.com


Dariush Torento Canada 1:47 @ Sat, 17 Jul 04

Shabah va sayea Dostan bekhosos Fareed va Khale Sheheen
kasi az hevadaran hakaa haq nedarad be kesi ateham bezenad bekhosos Hamid # 101 toheen be Farid.

qabl az har chiz nezar khood ra dar bareh nezarkhahi begooyam an chizi ke Terane yeni tebeqeh kargar royi an tekeed kardeh bood. jenbeshhayi ajtemiye mesle zenan va jevanan bekhshi az an dar jemeah normal sarmayedari javab migeerad ama dar jayi mesle iran bekhtere tesalote islame syasi tezadhaye hade eyjad kardeh ke beraye boroon rafte an regim hich rah hali bejoz sarkoob nedarad va jonbeshe tebeqeh karegar ke jayi khood darad. ama dar moorede ateham zeni be degeran. panj sal qabl gorohi az Hezbeh Komonist Kargeri estefa dadand tekeed mekonam estefa ne ensheab ke por vazeh ast be har delili mitevanad bashad az naresayeti siyasi ta khaste shodan va donbal zandegi raftan. ama az jomle anha chand neferi boodand ke khili adeayeshan mishod. man dar inja nemikhaham address kesi ra bedeham. ama in namhi saysi khoodeshan ke dar nashriyat qabl az estefa ast a asl asnad behsha moojod ast. beazi anhaye ke khili edeayeshan mishod shoroo kardand be fahashi va tehmat zeni Mansoor Kekmat dar jevab anha gooft shoma hazb doros koon nisteed hamin hata berayi mohem terineshan Reza Mooqadam arzooyi piroozi dar mobarezeh ajtemyi kard. ama hameen FAREED (Fareed Patovi az sharqe Canada ba hamin isme syisi meqaleh ne chandan mohemi dar HAMBASTEGI be sardeberi Farhad Besharat dasrad) bejaye mobareze ke khili edeayash mishood dar inja karash faqt va faqat atham va tehmat zeni shoodeh ast. hamchineen Khaleh Sheheen(kemi shahamat dashte besh va asme siyasi khood ra dar mooqeh astefa bego) ke dar inja be atham zane va fahashi adame medehi HAKAA ra dar redife shevak qerar midehi. tu qerar bood berevi hezb be sazi chootor shood az Berlan va konferans dovoom khoordadiha sar dar avardi va berayi anha tebliq mikooni. az qeza Farhad Besharat dar heman mooqeh ke shoma fahashi mikardeed va eteham mizadid etelaye metboati dad va az Mansoor Hekmat defa kard (dar haftenameh Nimrooz). dobareh takeed mikoonam manzoor man dar inja besyari afrad sherif mesle TERANE va digerani ke mikhastand berevan danbal kar ve zedegishan nist. dar ojeh atehamat dar haman moqeh Asqer Kerimi etelaye dad va gooft khak bar seretan hezb sakhtenetan hameen bood choon Moorteza Afshari az qarbe Canada eteham zedeh bood ke HAKAA az Esraeal pool migirad( berayi kesani ke mikhahand bedanad Moorteza afshari miqeeye ke dar Turkee bood va ahtiyaj dasht be koomake Hambastegi Faderation of refugees be keshvere salesi berevad khood ra havadar qlamdad mikard(azharatesh dar Karger Amrooz be sar debiri Naser mooqadam mojood ast) ama moqeehi ke be qarb canada be koomak HFRI amad va kharesh az pol gozasht HAKAA vabeste be Esreal shood. aghi Fareed Partovi va Bestelah khale Sheheen ke karetan dar injehi bejayi mobareze kardan shode fahashi va eteham zeni brevid kemi fekr kooneed sorakh daea ra gom kerde yed shoma qerar bood berevid hazb besazid ser az dovoom khardad dar avardeed. hal Shabah va degar khanandegan weblog mosaleman qezavat khahand kard. be omid rooz qezavat mardom va teshkhis sereh az nasereh.


شراگيم 22:59 @ Fri, 16 Jul 04

ممنون شبح جان از توجهت...ميخواستم سر فرصت و مفصل در اين مورد و پاسخی که به نوشته ام دادی بنويسم که فرصتش پيش نيومد...گفتم لااقل تشکری کرده باشم...!:)


راستگو 22:29 @ Fri, 16 Jul 04

۱۴۸جوان مبارز

آقای رنوا راسخ شما فقط يک نفر در خارج هستيد يک وبلاگ قلابی به نام جوان مبارز و يک سايت قلابی به نام شورای اتقلابی جوانان چند ماه قبل برای فحاشی به گروههای سیاسی راه انداخته ايد. شما نبايد تصور کنيد جوانان داخل ايران نادان و بیشعور هستند. راستی آقای نوید اخگر شاعر و نویسنده که شما را در خارج شناخته است؛ چندی قبل شما را یک عنصر مشکوک اعلام کرد. چرا؟ چرا شما در بیش از یک دهه در خارج کاری جز افتراق و اتهام زنی انجام نداده اید؟ اینهمه افتراق انگِزه ها به چه منظوری است؟ اگر یک عنصر مشکوک نیستید حتما دچار مشکلات عمیق روانی هستید. شما یک نفر در خارج از کشور را بیابید که از شما به نیکی یاد کند! فقط ۱ نفر! مردم فريبی نکنيد و فضل فروشی ها رايج خارج از کشوری را برای افراد بيشعور نگهداريد. شما آقای رنوا راسخ يک فرد مخرب و غير قابل اعتماد هستيد که جوانان داخل کشور بايد راجع به شما بدانند. یک دهه افتضاحات در خارج ار کشور کافی است!!


manochehr 17:52 @ Fri, 16 Jul 04

نامه سرگشاده دبيرخانه فدراسيون واحد ترکيه به خانم GESCHE KARRENBROCK رئيس کميسارياى عالى پناهندگان سازمان ملل در ترکيه در خصوص پناهندگان شمال عراق.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2407/240715Turkey.html


جوان مبارز 17:26 @ Fri, 16 Jul 04

رفیق سرمایه دار راست گو:

امیدوارم که قادر به درک تشابهات خود و فردی را که در زیر توصیف میشود درک کنی:

انسان اقتدارگرا دارای يک چارچوب فکری جزمی و ايستا ست. او نمی تواند خارج از چارچوب فکرش، حرف ديگری را تحمل و يا درک نمايد. نفی اين چارچوب به معنی نفی هويت و ماهيت اقتدارگراست لذا مقاومت در مقابل مخالف تا سر حد نابودی او در دستور کار فرد اقتدارگرا قرار می گيرد. از نظر اقتدارگرا آن کسی که مثل او نمی انديشد کافر و مستوجب کيفر است. او پيش از برپايی هر دادگاهی برای طرف مخالف اش، با پيش داوری در بيدادگاه ذهنی اش طرف مخالف را محکوم می کند.

اقتدارگرا اگر قادر باشد، از قوه فيزيکی اش برای خفه کردن نيروی مخالف بهره می برد و اگر امکان اين امر از طريق قانون يا از طروق ديگر از وی سلب شده باشد، دست به ترور شخصيت افراد می زند.

دوستان ديروز فرد اقتدارگرا اگر با بافته های وی سر ستيز بردارند، در فردا دشمنان سلبی او خواهند بود. در راستای پيشبرد همين برداشت است که اقتدارگرا با استفاده از واژه های نظير « مزدور» ، « خائن» و غيره سعی در غير فعال کردن انديشه مخالف می نمايد.

در مرکز انديشه اقتدارگرا که هميشه « مذهبی» يا « ايدئولوژيک» است يک فرد قرار دارد که بوسيله هر جمعی از اقتدارگرايان حقيقت مطلق محسوب می شود. افرادی نظير: هيتلر، موسولينی،فرانکو، استالين، مائو، خمينی، بوش و غيره بت های هستند که هر جماعت اقتدارگرا بايد بر حسب انديشه های فرقه گرايی خود در مقابل آنها سر تعظيم فرود آورده و انديشه های آنها را بدون هيچ گونه کنکاش و نقدی بپذيرند. از اين جاست که خصوصيت استفاده ابزاری از جمع (مردم) توسط اقتدارگرا برای نفی مفهوم جمع گرايی بکار گرفته می شود.

www.javaan.blogspot.com


راستگو 16:24 @ Fri, 16 Jul 04

۱۴۴ جوان مبارز (رنوا راسخ)
چقدر صحبت های شبیه منوچهر خان حککا یی است! راستی آقای نوید اخگر شاعر و نوسنده که شما را در خارج شناخته است؛ چندی قبل شما را یک عنصر مشکوک اعلام کرد. چرا؟
چرا شما در بیش از یک دهه در خارج کاری جز افتراق و اتهام زنی انجام نداده اید؟ اینهمه افتراق انگِزه ها به چه منظوری است؟ اگر یک عنصر مشکوک نیسنتد حتما دچار مشکلات عمیق روانی هستید. شما یک نفر در خارج از کشور را بیابید که از شما به نیکی یاد کند! فقط ۱ نفر!


nasrin 16:09 @ Fri, 16 Jul 04

ترانه جان !
من از اين علامت (!) بدم نمياد ٫ خودم هم زياد ازش استفاده می کنم ٫ منتهی بعضی جاها تکرار بيش از حد ٫ يا حرف يا علامتی رو بی اثر می کنه و يا اینکه به کلی معنی اش رو عوض می کنه !
در بحثی که ما داشتیم تکرار بیش از حد این علامت ( از طرف هر دوی ما ) معنی آن را عوض می کرد ٫ که به نظر من در خور هیچیک از ما نبود و به همین دلیل خواهش کردم که از ادامه آن خودداری کنیم ٫ فقط همین !
امیدوارم به دل نگرفته باشی !
اتفاقا قصد من این بود که تا به مرحله دلخوری نرسیده ٫ هر دو از این عمل اجتناب کنیم !


ترانه 14:16 @ Fri, 16 Jul 04

نسرين عزيز!
چطوري گل؟ مبصری که مدرسه را ول کنه خوب وضع کلاس از اين بهتر نمی شه!...
آه يادم رفت تو از اين علامت(!) خوشت نمی آد:)))
نسرين جان بيا بريم دنبال همكلاسي هاي سابق موافقي؟
از إرني شروع مي كنيم. همين الان با هم مي ريم پای کوه( وبلاگ إرنستو چه گوارا) می کشيم اش (نخونی می کُشيم اش) بيرون. بريم؟ اونجا مي بينمت.
مي بوسمت گلم. ترانه جمعه


جوان مبارز 13:48 @ Fri, 16 Jul 04

راستگو ۱۳۹ امید است با خواندن متن زیر به خود امده و برای درمان اسکیزوفرنی خود که در مرحله خطرناکی می باشد خود را به یک روانشناس در اسرع وقت معرفی کنید:

از وبلاگ جوان مبارز:

فرقه گرایی مرضی شایع در میان گروههای چپ سنتی ایران است, رهبران این گروهها اقتدار گرایانی بیش نیستند که ارزش انسانی و استقلال فکری را از بقیه گرفته و این انتظار را دارد که بقیه بدون چون و چرا همه چیز را بپذیرند. چه بسیار کسانی که به خود اندیشیده و جرات پرسیدن سوالاتی را کردند که با تعصب و کوته بینی انها را عوامل نفوذی دشمن معرفی نمودهاند.

ایجاد تشکلات مستقل ماهیت فرقه گرایان را به خطر می اندازد , زیرا می دانند که فلسفه وجودی انها با در عدم تشکل تو ده هاست. رندانه و با توسل به هر چیزی سعی در جلوگیری از تشکیل گروه های مستقل را دارند و در این راه از ادبیت لمپنی خود استفاده کرده و حتی از نقش ستون پنجم بازی کردن برای دشمن هم خودداری نمیکنند.

www.javaan.blogspot.com


nasrin 13:47 @ Fri, 16 Jul 04

ترانه جان !
غيبت ها رو فعلا به نيت خير می گيريم !!
در عوض حضور فعال تو در اين روزها چشمگير و مغتنمه !
ضمنا نگران نباش روزهای خوب در راه اند ...
پايان شب سيه سپيد است !


13:46 @ Fri, 16 Jul 04

راستگو ۱۳۹ امید است با خواندن متن زیر به خود امده و برای درمان اسکیزوفرنی خود که در مرحله خطرناکی می باشد خود را به یک روانشناس در اسرع وقت معرفی کنید:

از وبلاگ جوان مبارز:

فرقه گرایی مرضی شایع در میان گروههای چپ سنتی ایران است, رهبران این گروهها اقتدار گرایانی بیش نیستند که ارزش انسانی و استقلال فکری را از بقیه گرفته و این انتظار را دارد که بقیه بدون چون و چرا همه چیز را بپذیرند. چه بسیار کسانی که به خود اندیشیده و جرات پرسیدن سوالاتی را کردند که با تعصب و کوته بینی انها را عوامل نفوذی دشمن معرفی نمودهاند.

ایجاد تشکلات مستقل ماهیت فرقه گرایان را به خطر می اندازد , زیرا می دانند که فلسفه وجودی انها با در عدم تشکل تو ده هاست. رندانه و با توسل به هر چیزی سعی در جلوگیری از تشک