|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سه شنبه، 2 تیرماه 1383 | June 22, 2004
● Stop Internet Censorship In Iran
Petition
The Iranian Government has systematically and methodically denied Iranians the ability to speak freely and communicate with each other and with people outside of the country, through suppression of the national press, television, telephone calls and now the Internet. The free expression of ideas and opinions is cherished by Iranians, and we hold this to be a fundamental human right. We condemn all efforts by governments and telecommunication firms both within Iran and outside of the country who implement restrictions to the free exchange of speech and ideas. We respectfully request that you place pressure upon both your local and the Iranian governments to reinstate free speech and communication on the Internet, and limit censorship of traffic to material that is universally, unanimously and internationally condemned. Sincerely,
حکومت ایران بطور مرتب و سیستماتیک حق مسلم آزادی بیان و مبادله آزاد اطلاعات در داخل و با خارج از ایران را سلب کرده و با توقیف و ممنوع کردن نشریات، تلویزیون، مکالمات تلفنی و اکنون اینترنت تصمیم به پایمال کردن حق آزادی بیان شهروندان خود دارد. ما آزادی بیان و تبادل آزادانه عقاید را گرامی میداریم و باور داریم و آنرا از اصول اولیه حقوق بشر انگاشته و تلاشهای دولتها و شرکتهای ارتباطاتی را که به برقراری سانسور در ایران کمک میکنند، چه در ایران چه در خارج از ایران، محکوم میکنیم. از شما تقاضا داریم با فشار آوردن به دولتهای متبوع خود و همچنین حکومت ایران ایشان را به برقراری آزادی بیان و ارتباطات ترغیب کرده تا سانسور را تنها به محتویات محکوم شده توسط جامعه بینالملل محدود نمایند. June 22, 2004 08:27 AM | TrackBack
Mike Furir Mike 710
Mike Furir Mike 328
آهاي اينجا چه خبره من پي آنارشي ميگشتم سر از حوزه دراوردم بحث سر چيه مگه جنگ كم داريم
سعید!
شبح تروتسکيزم
دماغ گنده سیاوش جان و کذا؟! بعضی وقتها فکر میکنم اگه دماغی به سایز و قدرت و ظرافت خرطوم فیل که هیچ بلکه ماستادون یا ماموت با چندین هزار عضلش هم میداشتم بازم برای برداشتن برخی معدود هوچیگر کم کار و بیعار و بی هنر و بی معرفت و دائما ولو درین کامنتدونی کافی نبود! بهرحال من هر وقت احساس کنم که يکی اين وسط بحثها/گفتمانها (و نه لزوما گفتگوها) چه از سر عمد و چه سهوا و ناشیانه ميخواد با خودشيرينی و لوسبازی (چپگرائی یا هرج و مرج) جريان مبادله فکر و بدان بخصوص تمرکزم را سلب و اکسيژن فضای تنفسی اينجا را مانع و رادع باشه اونوقته که دیگه اون روی عفریت سگ مشهدی کفريم درمياد و بارش میکنم هرچی که لایق خودشه و هفت جد و آباء و اجدادشه. ... بیکاری پسرجان خوب بردار یک کتاب بخوان بلکه چیزی یاد بگیری خیر سرت...! ... شیطونه میگه بگم کی هان ...! حالا میخواد آنفرد شخص صاحبخانه باشه یا یکی از سمپاتاش و یا اسپوتینیکهاش! اينو جدا و بدون شوخی ميگم! و در همانحالی که زیپ دهانم باز میشه و خودم بهش سخت مذعنم ولی ولی ولی شدیدا مراعی حرمت حفظ فاصله از خط قرمز هم هستم و ميدانم که ستون فقرات جنبشهای محق را همين تجاوزات از خط مزبور است که ميشکند و نه دشمن آن! آقاجان من خیلی لری میگم که اگه مشاهده کنم درینجا کسی از هوش خودش و استعدادش از برای فهم مطالب مایه نمیذاره و بلکه بر عکس خودشو به خینگی میرنه و با آن مضایقش وقت خود و دیگران را میخواد بگیره هر چی که لایقشه بارش میکنم ولو بقیمت بلاک شدن آی. پیم! من در همينجا از بکار بردن زبان ابهام و و دو پهلوی سینا هدی و بدان تخريب شبح و نحوه کارش و دخالت ناشیانه و فضولانه در شيوه ای که برگزيده تا بنا به فهم و شعور و توان خویش آنهم مبتنی بر ارزشها و منافعش اجاق اين جنبش را بنوبه خود گرم نگه و کامنتدونیش را نرم واسه برخی طاعن تیر به تاریک انداز در مقابل آقای بهمان ازش دفاع کردم. همه شما میدانید که آن برخورد فقط از سر اصول/پرنسیپ بود و نه مبتنی بر گرایشی عاطفی یا ایده ئولوژیک که لابد بر خود شبح و دیگران اختلافاتمان پر واضحه! کما اینکه اختلاف من با امید میلانی هم آخه کمتر از مورد شبح نیست ولی بلا نسبت هر ازگل از خانه ننه قهر کرده ای که بخواد شک و ریب در پرکاری و تلاش این جوون دراندازد اصلا نباید در دجالیتش شک نمود. ضمن آنکه من تقریبا یقین دارم که امید و شبح هردوشان مسیر نامربوطی را برگزیده اند و دارند اتلاف انرژی میکنند. حالا بگذریم و خلاصه وقتی ديدم برخی (که بر همگان آشکاره چه کسانی) درينجا با خودشيرينی و بلبل زبانی در پی تخريب روشها و افراد ديگر بودند آنهم با شيوه طعن و تهمت و غيبت و نفرين بدون یکجو صداقت و ارائه مدرک و بیان و دلایل و برهانشان و کذا خدا وکيلی اگه دستم بهشان ميرسيد چهارتا کشيده محکم بعلاوه چندتا ادنگی حسابی ازم ميخوردند و هزینه بعدیش هم واسم مهم نبود. اينهم از نامه من!
سعيد عزيز، ميگم تو چه كار ميكني كه اين همه خاطر خواه داري. ببين حتا اين شبح عزيز هم چادر سرت كرد تا كسي دماغ گندهات را نبينه. در ضمن ضوابط و نه ظوابط(ظوابطش).
شراگیم جان، هر دوی این عزیزان ماه هستن.
هاله جان کجای اين شبحی نازه آخه...!؟ همين شماها هی گفتين شبحی ناز شبحی ناز پر روش کردين ديگه که امروز تو روی مهشيد وايساده...!!:(
ميگم پشت دستمو داغ کرده بودم تا لينک مهشيد برنگرده سر جاش نيام وبلاگت...ولی حالا اين يه بار فقط محض اطلاع عرض ميکنم که ما هم امضا کرديم...تا وقتی هم لينک مهشيد رو نذاشتی سر جاش با من حرف نزن! :(
سلام شبحی ناز :) میگم تو این همه برو بیای سانسور هیچ از آقایون ح ک ک خبری نبوده. رهگذر جان، چرا شبحی رو بی انصاف خوندی؟
ره گذر ثانی عزيز!(95)
حیف! دیگه از هیچ چیز شگفتزده نمیشم.
جوان مبارز (یا شورای انقلابی) ۴۱
ارنستوی عزيز!(95)
شبح جان هرچند فکر ميکنم با پاک کردن بدو بيراه سعيد بيش از اينکه هوای من را داشته باشی هوای سعيد را داشته ای چون فحاشی حرفی کلی است ولی خود کامنت وارد جزئیات شده بود ولی اگر متنش هنوز دم دست است و از نظر خودت موردی برای وجود آن در وبلاگت وجود ندارد -از نظر شخص من موردی برای حذف آن نیست. سعید جان اینکه من به پاک کردن کامنت تو اعتراض نکردم فقط به پاس حرمتی است که برای صاحب خانه قائلم.
اميد خان نوشتهاند، تماس بگيرم. گفتيم چشم، حاصل نامهای شد که متن آن را اينجا میآورم. گمان میکنم بعد از اين نامه،من هم از حيطهی نظر دست بردارم و وارد عمل شوم، از محسن عمادی عزيز به خاطر پاسخ به نامهام به رغم آنهمه مشغله و اميد خان به خاطر ايجاد پيوندهای گسسته تشکر میکنم. اميدوارم باقی دوستان از من دلخور نباشند. روی همه را میبوسم. گفتی چيزی بنويسم برايت و می نويسم. آری، حرفت به جا بود، ولی پيرمرد انگار زمانه تو را هم بی حوصله کرده است. آرام تر دوست من، لازم نيست اينهمه تند بروی. اما در باب بيانيه، من از جايگاه شخصی خودم، بيانيه اميد را امضا کرده ام و وقتی نوشته می شد، حضور داشتم.اميد را می شناسم، و شايد هيچکس چون من نداند که چقدر همه فعاليتهای ما، از سايت شاملو، تا خوشه، کتابخانه ديجيتال فارسی و هر کار ديگری از اين سنخ مديون حضور و همت اوست. شخصا به دوستی چون او افتخار می کنم و می بالم. تعجب می کنم وقتی چنين بی محابا از او می نويسند، دست دور از آتش داشتن همين مصيبتها را هم می آفريند. ممنون از محبتت،
شبح و ارنستو برويد ازين بيانهای سرتاپا تهمت به دوستان خودتان /حالا بمن که جای خود دارد/ خجالت بکشيد. حالا من شدم تفرقه انداز ؟! در کدامین کامنت درینجا فردی شاهد تلاش من به ایجاد /تفرقه/بود؟! آیا کامنتهای ارنستو و دیگران که سرتاپا مفرق این جنبش نیم بند در مقابل رژیم آخوندی است آنهم درباره امید میلانی و فلانی را من اینجا نوشتم؟! شما خودتان بجان هم میافتید و بعد کاسه و کوزه اش را بسر من خراب میکنید؟! عجبا و جل الخالق...! شبح خان این توئی که پا میشی میری اینطرف و آنطرف و بخاطر یک اعلامیه فسقلی (که دیدی در انتها هم با تفاوت چندانی از همان مورد خودت درنیامد) رفتار حزب اللهی ازت سر میزنه. من اگر به کسی فحش ميدم حداقل از خط قرمز /تهمت و افترا و نسبت دروغ/ هرگز عبور نکرده ام. و جدا مسخره نيست که شبح پاسخ ارنی را به کامنت من باقی ميگذارد اما در همانحال و بدروغ ميگد که من سعی در تفرقه داشتم يا فحش دادم. آخه گفتن /بتوچه/ یا /حالمو بهم میزنی/ کجاش فحشه...؟! مرد حسابی واسه شعور و قوه داوری خوانندگانت يکجو احترام قائل باش حالا بگذریم از انصافی که درت نیست!
سلام شبح عزيز،
شبح جان، موفق باشي/ باشيم
javan mobarez 41
نسرين عزيز!(81)
رهگذر عزيز ۷۷ شبح جان !
هالهی عزيز!(85)
اسد عزيز!(62)
شبح جان، من اگر وقت بیشتری هم داشتم بازم متن بهتری از آب در نمیومد. تو کلامت شرمندگی میبینم که به نظرم هیچ موردی نداره. ما از وقت و کارمون مایه گذاشتیم و کار خیلی خوبی هم ارائه دادیم.
شبح جان و رهگذر جان، چه فرقی میکنه؟ اول اینکه به نظر من متن خیلی هم خوبه و من چالنج میکنم کس دیگه ای متن بهتری بنویسه. اینم واسه این نمیگم که خودم دست توش داشتم بلکه به عنوان یه آدم ناظر - بعدم ترو جدتون به جای اینکه بشینیم دوباره مثل بیانیه امید از لابلای هر حرفش یک ایراد بکشیم بیرون بیشتر به وسعت دادن حرکت فکر کنیم. اصلا" فکر میکنید کسی هم این پتیشن ها رو میخونه؟ این پتیشن ها فقط و فقط به درد همراه کردن ملت با هم میخوره و بس. اینکه بگن ما آدمیم و زیر بار زور نمیریم و داداشامونم میاریم همراهمون اگه زیادی بخواین قلدری کنین.
ويسآبادی عزيز!(76)
رهگذر ثانی عزيز!(77)
شبح عزيز ! -----------------------------------------------
هاله عزیز! به ایت سادگیها نیست که بشود به نازی و خوشتیپی بخشید:) و اما دو نکته : نقش اصلی نهادهای جهانی در دفاع از حقوق بشر بسیج افکار عمومی در دفاع از حقوق بشر است. افکار عمومی جهانی ابزار قدرتمند وادار کردن دولتها به رعایت حقوق بشر است، چه از راه تاثیر بر دولتهای متبوع و تغییر سیاستهایشان در رابطه با دولت نقضکننده و چه از راه تاثیر مستقیم بر دولت نقصکنندهیِ حقوق بشر. حرکت ما درست در این راستاست. بسیج افکار عمومی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به رعایت حق آزادی بیان!
جوان سوسياليست شماره ۱۶ را بخوانید
رهگذر جان - دو نکته. اول اینکه آزادی بیان قانون نیست که کسی بتونه کسی رو *وادار* به رعایتش بکنه. دوم اینکه این مراجعی که بهشون این متن نوشته شده ارگانهای رسمی دولتی نیستند که بتونن کسی رو *وادار* به کاری بکنند. سازمانهای حقوق بشر و غیره تنها میتونن تحقیق کنن و بگن در فلان جا حقوق بشر داره پایمال میشه ولی قدرت اجرائی نه خودشون و نه دولتهای مربوط بهشون دارند. همین دیگه ... به تصور من ما هم داریم به این وسیله از حکومت ایران درخواست آزادی میکنیم. با یک تفاوت ... اینکه مال ما با واسطه است و بیانیه امید و دوستانش بی واسطه. کمی تا قسمتی خنده ام گرفت همین الان. به هر حال این متن ترجمه فارسی متن پتیشنه که نمیتوان عوضش کرد. به نازی و خوش تیپی خودت باید ببخشی این یکبار رو. :)
اگر اشتباه نکنم، من اولین نظر در مخالفت با بیانیه اعتراضی اول را در وبلاگ مهشی و به دنبال آن در وبلاگ شبح در متن پیش از متن مربوط به سانسور وبلاگها، نوشتم. دلیل مخالفت خودم را هم با این بیانیه بیانکردم و در همین زمینه هم با هاله گفتوگویی داشتم. متن دوم را هم در شماره ۹ امضا کردم. اما به دو نکته میخواهم اشاره کنم. به نظر من برخورد بیشتر مخالفین با بیانیه اول، با تهیهکنندگان و امضاکنندگان این بیانیه بسیار تند بود و جای هیچگونه گفتوگویی را باقی نمیگذاشت. من همچنان از نظری که در پیش دادم دفاع میکنم. بخشی از تهیهکنندگان و امضا کنندگان این بیانیه به اِشکال اساسییِ آن، یعنی خواستن قانون درست از جمهوری اسلامی توجه نداشتند. بخشی هم بهعنوان یک نظر سیاسی، بر این باورند که میتوان نظام را از درون دگرگون کرد. پرخاش با هیچ یک از این دودسته روا نیست. دستهی اول را از نظر درست میرماند. و دستهیِ دوم را به پافشاری بر باور نادرستشان وا میدارد. ما با کسانی که باور نادرست سیاسی دارند مبارزهی نظری داریم. تیغ آهیخته نارواگویی در مبارزه نظری دیگر کند و زنگزده شده است. نکته دوم اینکه به نظر من بخش دوم جمله پایانی بیانیه دوم نادرست است و باید حذف شود. در حقیقت جملهیِ «از شما تقاضا داریم با فشار آوردن به دولتهای متبوع خود و همچنین حکومت ایران ایشان را به برقراری آزادی بیان و ارتباطات ترغیب کرده تا سانسور را تنها به محتویات محکوم شده توسط جامعه بینالملل محدود نمایند.» باید در ترغیب کند، پایان یابد. و تازه خواست ما ترغیبکردن جمهوری اسلامی به رعایت آزادی بیان نیست، وادارکردناش به رعایت آزادی بیان است. بخش دوم جمله، تلطیفشده خواست قانونگزاری درست بیانیه اول از جمهوری اسلامی است که کار ما به عنوان معترض نیست. ما در این حرکت، تنها باید پایمالکردن آزادی بیان را محکوم کنیم و بخواهیم جامعهي جهانی جمهوری اسلامی را به رعایت آن وادار کند. کار ما این نیست که بخواهیم جمهوری اسلامی چه و که را سانسور کند. با این خواست جایگاه ما عوض میشود.
شبح گرامی! "حتما میدانيد که مشکل ما از اين و آن قانون نيست.مشکل ما شبکه پيچيده و به هم پيوستهی قدرتی تاريخیاست." خب این جمله بسیار عمیق است و اگر مطلبی را که من در وبلاگم نوشتم و لطف کردید و خواندید را بخواهیم خلاصه کنیم چیزی بیش از این نیست.این جمله یعنی گفتمان فاسد است یعنی ظرف آلوده است و بنابراین حتا اگر غذای آلوده فعلی را با بهترین غذا جایگزین کنیم باز نصیبی جز آلودگی نخواهیم برد. و به اعتقاد من بالاتر از این مشکل حتا با تغییر حکومت حل نمی شود.
شبح عزيز،
مرگ بر نظام محدوديت
چه تابلو!!! کم جا امید بودم عمرا دیگه روم میشد حرف بزنم:)) مرسی از سایت شاملو که اومدن تکذیب کردن:))
ممنون از راهنماييت!
در ميان اين همه شلوغي و بحث و جدل و غيره! تنها نوشته اي كه باعث ارامش من شد همين مطلب نيام عزيز بود.
در کامنت 69
آن چه که نيام(؟ 33) می گويد، اگر چه نازک بينی درش است ( در باره بند آخر نوشته، که به گمان من هم زياد دقيق نيست)، اما بايد اين نازک انديشی را برای چاره جويی به کار انداخت و اين گونه داوری کردن ها ( که ما اين ايم و آن ايم، "مستضعف ايم و...") که به باورم خيلی کهنه شده، چون به شيوه ها و زبان های گوناگون از زبان اين و آن شنيده ايم، را ه به جايی نبرده است و تنها نق زدن های هميشگی مان است. باری، در کشوری که بزه کارش دولت و دست اندرکارنش هستند (نمونه مرتضوی و ...) و قاچاق چی هايش هم نيرو های کشوری و لشکری (سپاه پاسداران که نزديک به 4.5 تا 6 ميليارد دلار کالا قاچاق وارد کشور می کند) چيزی نزديک به 1/6تا 1/5 واردات کشور. اين يعنی قانون تخم. سانسور و سخن از آزادی نوشتن و اينترنت را به آن ها و کارشناسان شان سپاردن تنها دروغ و چهره حکومت را آراييدن است و برخی از آنان که آن نوشته را بيرون داده اند در اين عمر کوتاه اينترنتی که آنها را می شناسيم، در اين کار دست بلندی دارند.
تست
از مسئولين سايت احمد شاملو به سهم خودم تشکر میکنم و اميدوارم هر چه زودتر نام اين سايت از زير بيانيه برداشته شود.
دوستان و عزيزان، با سپاس
يلدای عزيز!(۴۵)
موبی ديک عزيز ۵۹
دوستان در انجمن تئاتر ایران - کارگردان های تئاتر/بازی گران تئاتر/ نویسنده های تئاتر و .../ محفلی برای اطلاع رسانی ی تئاتر/ نقد تئاتر و بحث و تبادل نظر در مورد تئاتر ایران!- به آدرس زیر عضو شوید,چنان چه قبلا عضو سایت ارکات نشده اید به ای میل من درخواست نامه ای بفرستید تا برای شما دعوت نامه ای فرستاده شود! با تشکر! آدرس انجمن تئاتر ایران:
نيام عزيز، ممنون!
نيام گرامی!(60)
شبح خان،
ترانه مهربان اي وجود پر ترنم و احساس!
شبح ۵۵ ميگويد: شبح نازنين!
اميد عزيز!(۵۳)
از خوششانسی خودم خوشام آمد الان بهطور تصادفی يکی از نظرخواهیهای شادی شاعرانهی عزيز را باز کردم ديدم عجب دو نظر به نام شبح آنجا داده شده است بسيار تعجب کردم. البته نظرات جوری نوشته شده بود که بعيد نبود نظر من باشد اما خب نبود! اين هم خيلی ما را بیپناه کرده است. حالا خدا پدرش را رحمت کند که فحش و ناسزا ننوشته بود!
ارنستو جان۵۴
ترانه جان انتقاد بود یا تآیید؟
اگر صاحبِ پیامگیر کامنت را پاک نکند استفادهیی شخصی از اینجا ببرم. نیامجان، اگر مایل بودی با محسنِ عمادی به آدرسِ mohsen@shamlou.org تماس بگیر.
دوستان دست اندرکار تومار و شبح عزيز! خسته نباشيد! می دانم خيلی سخت و توانفرساست بجاي استفاده و لذت از حقوق / آزادی فردی و اجتماعي هميشه در گير مبارزه براي پايمال شدنش بود. جايي كه بسر بردن ـ دركنارهم بودن بدون فشار قانون مثل آمدن زلزله و شبي در پارک بودن خاطره انگيز است زندگی تجسم زندان است. من هنوز بعداز بيش از يك سال كامنت نويسي /خواني نمي توانم بفهمم مردمي بجان آمده تا سر حد خفگی از يك حاكميت فشار چطور مي تواند نيرويش را صرف جنگ با همديگر/بغل دستي کند و بگذارد باز هم فشار خفه تر اش كند؟ تجربه بمن نشان داده كه هيچ جا و هيچ كس به اندازه «ما» پر مدعا فرديت نيست و هيچ كس هم به اندازه «ما» بابت اين ادعا بها/هزنيه نمي پردازد.
رسوای عزیز جواب ایران-کنترا و کپی رایت اسرائیل بروی برنامه مذکور را که باید خودت بدهی . جواب سال 57 و هم آوایی حزب توده و روشنفکران مذهبی با خمینی را هم باید نیام و سعید بدهند . من این وسط کاره ای نیستم. ضمنآ خرید این برنامه از اسرائیل را هم من توی همان سایتی که ذکر کردم خواندم.
سعيد جان وقتی که با شمشير زنگار بسته خودتان به مقابله با تمام اين نوع قيم مآبی مدرن ميآيم چرا ديگر عصبانی ميشوی. چیزی که در طول تاریخ عوض داره دیگه گله نداره. ضمنآ وبلاگ حریم شخصی است میخواهی قبول کن میخواهی نه و شما پدر بزرگها هنوز یاد نگرفته اید که به حریم ها احترام بگذارید -اشکالی ندارد اقتضای سن است. لابد این طرز صحبت را هم در مهد دموکراسی یاد گرفته ای که مانند سامرائی ها حمله میکنی به منطقی نمیتوانی جوابش را بگویی.
Ernestoye aziz (38)
به علت فحاشی حذف شد!
موبی ديک عزيز! http://66.36.230.31/mt/mt-comments.cgi?entry_id=27615
بابای عزفان عزيز!
سلام....نميدونم چرا من نميتونم صفحه امضا رو باز کنم:(...تو هر وبلاگی که رفتم نتونستم! ارور ميده...يعنی فيلترش کردن؟يا دليل ديگه ای داره؟من ميتونم بگم يکی به نمايندگی من اونجا رو امضا کنه؟....اگه امکانش هست خوشحال ميشم!
نيام محترم( كه ماهيتا بايدپوشش تيغي زنگار بسته يا شايد هم بران باشي!) !
شبح جان من هم ميخواستم همين را بگويم که انگار سايت اين آقای ضيابری ويروسی است. مراقب باشيد. در زوزه لينک داده بود و آنها فهميده بودند که ويروس دارد. او هم کتمان نکرده بود. شايد از اين هکرهای بچه سال باشد.
اساتيد گرامی جناب نيام و جناب سعيد هرکسی بروش خودش اعتراض میکند -این دیگر دو دو تا چهارتای دموکراسی است و ضمنآ دشمن دشمن من ضرورتآ دوست من نیست و نهایتآ اینکه حریم وبلاگها حریم شخصی افراد و اندییشه هایشان است -خواهش میکنم این عملیات قیم مآبانه را تمامش کنید.
نامه ایی رسیده: www.javaan.blogspot.com
شبح جان ببخشيد خارج از موضوعه ولی بدوستان اخطار می کنم مبادا روی لينکی که اين کورش ضيابری گذاشته کليک کنند. سايت مزبور حاوی ويروس VBS.Redlof.A است و اگر سيستمتان ايمن نباشد آلوده می شويد. نميدانم غرض ايشان از تحريک حس کنجکاوی ديگران و آلوده کردن کامپيوترهايشان چيه؟!
* بابا اين نيام خيلی خيلی با حاله ! من اول فکر کردم مطلب اولش همینطوری شانسی خوب از آب درآمد :-) بعد مشاهده کردم که اصلا اکسیژنه این حرفاش. و خودش ظاهرا ازوندست شرابهای ناب دبش. کجا بودی تا بحال نيام جان ...؟! * در مورد وضع و حال ضعيف و نزار اين کشور گفتی و من داشتم خدمت دوستم داريوش شاهد همينرا ميگفتم که خطاهای رندوم چندان جالب نيستند و مدلهای ریاضی توضیحش هم هست و اینها چیزی بدردبخور بما درباره تاریخ و بطور کلی رفتار انسانها یاد نمیدهند. حتی با آن فرایندهای نمیتوان بازار بورس را توضیح داد! اما آنچه جالبه خطاهای سيستماتيکه آنهم وقوع یافته در همین زندگی بشری. مثلا چرا يکی ملتی سه بار در طی يکقرن انقلاب ميکنه و هنوز اينجاست؟! چرا جنگ سرد با برخورد تمدنها (اسلام در مواجهه با غرب) جایگزین شد؟! در حاليکه طبعا انتظار ما از انسان و تاريخش مشاهده يک رفتار هيوريستيکي است ديگه که در میم شاملوی مرحوم با عبارتی دیگر منعکسه: /ما حافظه ی تاريخی نداريم./ خوب چرا نداریم؟! یعنی چرا ما یاد نمیگیریم که یاد بگیریم و اگر یاد میگیریم چرا در کاربردش در مقام عمل در میمانیم یا بهتره بگم رفوزه میشویم؟! حالا دلایل و علل ارتکاب این خطای سیستمیک از جانب انسانها چیستند و چگونه میشود آدرسشان داد؟! * نیام گرامی! ضمن آنکه من عشق يا بهتره بگم دلدادگی عاطفی را نسبت به يک امر لازمه اوليه ميبينم از برای یک معضل و درد ظاهرا لاعلاج آنهم در مقام تبيين و توضيحش و احیانا درمانش (کما اينکه خودت بدان اشاره نمودی) اما این کافی و وافی به مقصود نخواهد بود. بلکه بايد با يکسری موشکافيها و پرسشهای جانسوزتری اندرآويخت. همانها که صاف طبیعت ما را آدرس میدهند صرفنظر از ریخت و لعابها و زنگ و رنگهای سطحی یا بقول داریوش: واریتیک! مثلا چرا ما انسانها بطور موثر قادر به پيش بينی وضع و آنچه که ما را خوشحال میکند نیستیم؟! چرا تئوریمان درباره طبیعتمان اینه که اگه به فلان چیز یا يا مقصود (اعم از اشیاء مثل يک کالا و يا اوضاع امور واقع مثل سرنگونی رژيم شاه یا همین مورد اخانید) دررسیدیم آنگاه توگوئی دنیا را به ما داده اند؟! و چرا همیشه این تئوری غلط از آب درمیاد؟! منشاء اين بحران درکجاست؟! نیام جان ما محتاج و تشنه معرفتيم هرچند بدان مذعن نباشیم و اين يکی اصلا پاشنه آشيل روشنفکری چپ نه تنها در سرتاسر دنیا بلکه در همين ايران خودمان است. واسه عنصر چپ يادگيری يک امر حرام و لوکس تلقی میشه! که واويلا...!!!
قابل توجه رسوا مطلبی در بلاگ ---مبارزه با سانسور اینترنت--- قرار داد شده است: لطفآ توضیح دهید!!!! نکند اینبار هواپیما های اسرائیلی بجای نیروگاه اتمی عراق --- کاربران اینترنتی ایرانی را هدف گرفته اند . واقعآ که راست میگویند سیاست پدر مادر ندارد.
سانسور انترنت را محکوم می کنيم
با درود به شما و عرض خسته نباشيد.
--نظر در تو میکنم ای بامداد -ويران؟
نيام عزيز،
شبح خان،
هاله جان!(22)
زمينی عزيز!(26)
نيام گرامی(23)
واقعا شما فکر می کنيد آخوند جماعت از اين امضاء ها ککشم می گزه؟اينا مارو مسخره کردن.پول ميدن آمريکا و اروپا هم کار واسش انجام ميدن.شکايت قاضی رو پيش قاضی می بريم.ولی کلا من با اين حرکت موافقم.
نیام (23)، شما گمان می کنید که فرق آنها را کشف کرده اید. افسوس که شما هم مثل عده زیادی به همان چاهی افتادید که برایتان کنده اند البته این حق شماست اگر بخواهید با سر به چاه بیفتید، ولی فقط جهت اطلاع دیگران برای هزارومین بار تکرار می کنیم شاید گوش شنوایی باشد. درمورد شاملو هم باید به عرض شما برسانم که باید این حرفها را به آنهایی بزنید که از نام یک شاعر مردمی که در بین ما نیست برای مقاصد سیاسی خود سوء استفاده کرده اند. ما نیازی به سوء استفاده از نام شاملو نداریم.
* درود و تحیات بسیار خدمت نيام ۲۳ که گفت آنچه دقیقا مقصود من بود :-) مرسی!
شبح عزیز سلام
(24) روشنک عزیز این چیزی بود که پیش بینیاش چندان مشکل نبود سناریو از این قراره که نشریات متعلق به اصلاح طلبها و کارگذاران که به بوسیله شمس الواعطین اداره میشه دارند یک شاخه وبلاگی رو ترویج میدن به رهبری آیت الله درخشان و حجت ال اسلام امید میلانی.
در روزنامه اعتماد امروز مطلبی خوندم با این مضمون که بعضی از کاربران اینترنت در یک حرکت نمادین با ایجاد یک وب سایت به پیش نویس جرایم اینترنتی اعتراض کردن .نوشته بود کاربران اصل کلی وجود قانون رو لازم و ضروری میدونن و با بی قانونی و هرج و مرج مخالفن و با تنظیم قانون برای ارتباطات الکترونیکی و اینترنت موافقن و این مطالب رو با عنوان گزارش سینا نقل میکرد و نوشته بود که بیش از دویست نفر از وبلاگ نویسان اونرو امضا کردن در آخر هم آدرس سایت رو نوشته بود www.cyber-freedom.com .
جناب شبح
شبح جان، عیب از حسن آقائه! من که درست نوشته ام. اینجا رو ببین: http://mithras.org/docs/censor-petition-fa.pdf
کنجکاوعزيز(19) و داريوش جان(10)
پرنيان عزيز!(14)
شايد اين ها باشند که داريوش شاهد می گويد.
سلام ...شبح جان من از يه تيکه از مطلبيت تو پست اخرم استفاده کردم البته لينک دادم ولی خب اومدم اجازش رو هم رفته باشم...بيای مطلبم رو بخونب هم خوشحال ميسم در مورد فيلترينگ
اينهم يک ليست سياه وبلاگها که ارشيای عزيز برايم فرستاده است. http://stop.censoring.us/archives/011038..php
Shabah jan
آها پيدا کردم. ممنون.
علی قديمی عزيز!(۹)
داريوش جان!(۱۰)
رسوای گرامی!(6)
شبح جان ۲ تا غلط املائی داره! ردیفش کن.
دوست عزيز متن شما هم بسيار خوب و منطقی است و من آن را حتما امضا می کنم اما واقعيت اين است که ما در ايران زندگی می کنيم و دولت ايران در مجامع بين المللی رسميت دارد. و اعتراض به احکام يک نهاد دولتی در ايران با همه ی مشکلاتش عملی متمدنانه و انسانی است. چه آن نهاد مردمی باشد و چه نباشد. چه مورد محبت کاربران اينتر نت باشد و چه مورد انتقاد. ما ساکنان این کشوریم و اگر مایل به همکاری با برخی نهاد ها نیستیم این حق را داریم که در برابر تصمیمات نا عادلانه ی آن نهاد ها بایستیم . اما به هر حال من متن پيشنهادی شما را هم موثر و کارساز می دانم و با کمال ميل امضا می کنم. ممنون از توجه شما
محمد (۴) - آزار داری ملتو غصه میدی؟ :)
حالا يه چيزی شد شبح نازنين. ..
Shabahe gerami,
شبح عزيز در بلاگم قرار دادم و به چند تا از گروه های ياهو هم ايميل کردم.روزبه
سلام :
خسته نباشی شبح جان.
شبح عزيز طبق معمول با شما موافقم و امضا هم کرديم ولی سوالی عمده از شما دوست عزيز آيا تا به حال هيچ کدام از اين طومار ها و اقدامات انجام شده اثری داشته علت آن هم هماهنگ نبودن کامل بلگ استان است بهترين کاری که می توان در اين باره انجان داد تشکيل يه گروه نمايينده از چند نفر مجرب و يک وکيل برای رسيدگی به اين کارهاست
www.javaan.net |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1249
تعداد نظرات: 26303 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 15, 2006 09:27 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||