سه شنبه، 2 تیرماه 1383 | June 22, 2004

Stop Internet Censorship In Iran

Petition
To:
Human Rights Watch
International PEN
Reporters without Borders


We, the undersigned, hereby express our condemnation of the forthcoming legislation to implement blanket filtering of Internet traffic in Iran.

The Iranian Government has systematically and methodically denied Iranians the ability to speak freely and communicate with each other and with people outside of the country, through suppression of the national press, television, telephone calls and now the Internet. The free expression of ideas and opinions is cherished by Iranians, and we hold this to be a fundamental human right. We condemn all efforts by governments and telecommunication firms both within Iran and outside of the country who implement restrictions to the free exchange of speech and ideas.

We respectfully request that you place pressure upon both your local and the Iranian governments to reinstate free speech and communication on the Internet, and limit censorship of traffic to material that is universally, unanimously and internationally condemned.

Sincerely,

The Undersigned


توماری به:
سازمان دیده‌بان حقوق بشر
PEN بین‌الملل
سازمان گزارشگران بدون مرز


ما امضا کنندگان این بیانیه بدینوسیله مخالفت شدید خود را نسبت به قوانینی که جهت سانسور اینترنت در ایران درشرف تصویب است را اعلام می‌داریم.

حکومت ایران بطور مرتب و سیستماتیک حق مسلم آزادی بیان و مبادله آزاد اطلاعات در داخل و با خارج از ایران را سلب کرده و با توقیف و ممنوع کردن نشریات، تلویزیون، مکالمات تلفنی و اکنون اینترنت تصمیم به پایمال کردن حق آزادی بیان شهروندان خود دارد.

ما آزادی بیان و تبادل آزادانه عقاید را گرامی می‌داریم و باور داریم و آنرا از اصول اولیه حقوق بشر انگاشته و تلاش‌های دولت‌ها و شرکت‌های ارتباطاتی را که به برقراری سانسور در ایران کمک می‌کنند، چه در ایران چه در خارج از ایران، محکوم می‌کنیم.

از شما تقاضا داریم با فشار آوردن به دولت‌های متبوع خود و همچنین حکومت ایران ایشان را به برقراری آزادی بیان و ارتباطات ترغیب کرده تا سانسور را تنها به محتویات محکوم شده توسط جامعه بین‌الملل محدود نمایند.

امضا

نظری دارید در اینجا بنویسید

June 22, 2004 08:27 AM | TrackBack

Mike Furir 774 16:09 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 710


Mike Furir 953 16:09 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 328


گربه 3:34 @ Mon, 28 Jun 04

آهاي اينجا چه خبره من پي آنارشي ميگشتم سر از حوزه دراوردم بحث سر چيه مگه جنگ كم داريم


رضا 5:27 @ Fri, 25 Jun 04

سعید!
اول اينکه صفت دجال لايق محمد بن عبدالله و خانواده اش است که ادمهای پر رويی چون تو را در جامعه توليد کرده است.
دوم .
اين را بدان که کشيده و سیلی را تو و بقيه اراذل و اوباشان حزب اللهی در کوچه و خيابانها خواهی خورد . بزودي. هر چند که تو سعی میکنی ماهیت اخوندی خودت را پشت الفاظ پنهان کنی.
سوم
هر کس بیانیه سیاسی میدهد باید صابون نقد را به تنش بمالد. نیازی نیست که اوباش زاده ای چون تو برای امید میلانی دل بسوزاند.
چهارم
اينجا محل ابراز وجود فرهنگ خانوادگی که در ان بزرگ شده ای نيست.پس به تو توصيه ميکنم درب مستراح فرهنگ اسلام ناب محمديت را بگذاری.


جوان سوسياليست 4:35 @ Fri, 25 Jun 04

شبح تروتسکيزم
http://www.javaan.net


Saeed 19:34 @ Thu, 24 Jun 04

دماغ گنده سیاوش جان و کذا؟! بعضی وقتها فکر میکنم اگه دماغی به سایز و قدرت و ظرافت خرطوم فیل که هیچ بلکه ماستادون یا ماموت با چندین هزار عضلش هم میداشتم بازم برای برداشتن برخی معدود هوچیگر کم کار و بیعار و بی هنر و بی معرفت و دائما ولو درین کامنتدونی کافی نبود! بهرحال من هر وقت احساس کنم که يکی اين وسط بحثها/گفتمانها (و نه لزوما گفتگوها) چه از سر عمد و چه سهوا و ناشیانه ميخواد با خودشيرينی و لوسبازی (چپگرائی یا هرج و مرج) جريان مبادله فکر و بدان بخصوص تمرکزم را سلب و اکسيژن فضای تنفسی اينجا را مانع و رادع باشه اونوقته که دیگه اون روی عفریت سگ مشهدی کفريم درمياد و بارش میکنم هرچی که لایق خودشه و هفت جد و آباء و اجدادشه. ... بیکاری پسرجان خوب بردار یک کتاب بخوان بلکه چیزی یاد بگیری خیر سرت...! ... شیطونه میگه بگم کی هان ...! حالا میخواد آنفرد شخص صاحبخانه باشه یا یکی از سمپاتاش و یا اسپوتینیکهاش! اينو جدا و بدون شوخی ميگم! و در همانحالی که زیپ دهانم باز میشه و خودم بهش سخت مذعنم ولی ولی ولی شدیدا مراعی حرمت حفظ فاصله از خط قرمز هم هستم و ميدانم که ستون فقرات جنبشهای محق را همين تجاوزات از خط مزبور است که ميشکند و نه دشمن آن! آقاجان من خیلی لری میگم که اگه مشاهده کنم درینجا کسی از هوش خودش و استعدادش از برای فهم مطالب مایه نمیذاره و بلکه بر عکس خودشو به خینگی میرنه و با آن مضایقش وقت خود و دیگران را میخواد بگیره هر چی که لایقشه بارش میکنم ولو بقیمت بلاک شدن آی. پیم! من در همينجا از بکار بردن زبان ابهام و و دو پهلوی سینا هدی و بدان تخريب شبح و نحوه کارش و دخالت ناشیانه و فضولانه در شيوه ای که برگزيده تا بنا به فهم و شعور و توان خویش آنهم مبتنی بر ارزشها و منافعش اجاق اين جنبش را بنوبه خود گرم نگه و کامنتدونیش را نرم واسه برخی طاعن تیر به تاریک انداز در مقابل آقای بهمان ازش دفاع کردم. همه شما میدانید که آن برخورد فقط از سر اصول/پرنسیپ بود و نه مبتنی بر گرایشی عاطفی یا ایده ئولوژیک که لابد بر خود شبح و دیگران اختلافاتمان پر واضحه! کما اینکه اختلاف من با امید میلانی هم آخه کمتر از مورد شبح نیست ولی بلا نسبت هر ازگل از خانه ننه قهر کرده ای که بخواد شک و ریب در پرکاری و تلاش این جوون دراندازد اصلا نباید در دجالیتش شک نمود. ضمن آنکه من تقریبا یقین دارم که امید و شبح هردوشان مسیر نامربوطی را برگزیده اند و دارند اتلاف انرژی میکنند. حالا بگذریم و خلاصه وقتی ديدم برخی (که بر همگان آشکاره چه کسانی) درينجا با خودشيرينی و بلبل زبانی در پی تخريب روشها و افراد ديگر بودند آنهم با شيوه طعن و تهمت و غيبت و نفرين بدون یکجو صداقت و ارائه مدرک و بیان و دلایل و برهانشان و کذا خدا وکيلی اگه دستم بهشان ميرسيد چهارتا کشيده محکم بعلاوه چندتا ادنگی حسابی ازم ميخوردند و هزینه بعدیش هم واسم مهم نبود. اينهم از نامه من!


سياوش 15:01 @ Thu, 24 Jun 04

سعيد عزيز، مي‌گم تو چه كار مي‌كني كه اين همه خاطر خواه داري. ببين حتا اين شبح عزيز هم چادر سرت كرد تا كسي دماغ گنده‌ات را نبينه. در ضمن ضوابط و نه ظوابط(ظوابطش).


هاله 14:46 @ Thu, 24 Jun 04

شراگیم جان، هر دوی این عزیزان ماه هستن.


شراگيم 14:45 @ Thu, 24 Jun 04

هاله جان کجای اين شبحی نازه آخه...!؟ همين شماها هی گفتين شبحی ناز شبحی ناز پر روش کردين ديگه که امروز تو روی مهشيد وايساده...!!:(


شراگيم 14:42 @ Thu, 24 Jun 04

ميگم پشت دستمو داغ کرده بودم تا لينک مهشيد برنگرده سر جاش نيام وبلاگت...ولی حالا اين يه بار فقط محض اطلاع عرض ميکنم که ما هم امضا کرديم...تا وقتی هم لينک مهشيد رو نذاشتی سر جاش با من حرف نزن! :(


هاله 13:41 @ Thu, 24 Jun 04

سلام شبحی ناز :)

میگم تو این همه برو بیای سانسور هیچ از آقایون ح ک ک خبری نبوده.

رهگذر جان، چرا شبحی رو بی انصاف خوندی؟


شبح 13:26 @ Thu, 24 Jun 04

ره گذر ثانی عزيز!(95)
اينجا بيش و پيش از اين که متعلق به من باشد متعلق به تو و ساير دوستان فعال است.
پس اگر گلايه‌ی است به همه‌ی ماست و گلايه‌ها بايد مطرح شود تا در دل نماند!
پس نازنين بگو تا بهره ببريم.


رهگذر ثانی 12:41 @ Thu, 24 Jun 04

حیف! دیگه از هیچ چیز شگفت‌زده نمی‌شم.
با همه‌یِ این‌ها باید بگم شبح به این بی‌انصافی نوبره والا!
من یکی از کسانی هستم که از فضای نظرخواهی‌یِ وبلاگ شبح گلایه دارم!


sar be zir 12:38 @ Thu, 24 Jun 04

جوان مبارز (یا شورای انقلابی) ۴۱
خالی بند
http://www.mano-paltalk.com/tanz5/marjan1406.htm


شبح 11:30 @ Thu, 24 Jun 04

ارنستوی عزيز!(95)
درست حدس زدی من برای دفاع از آن سعيد که دوست‌اش داريم و آدم بااطلاعی هم هست و هميشه آرزو داشتيم بتواند آن سعيد پرخاشگر نامهربان را سرکوب کند تا بتواند نقش مثبت و تاثيرگذاری داشته باشد. آن کامنت را حذف کردم.
به هر حال اکنون که هر دو طرف اصرار دارند آن کامنت را دوباره قرار دهم من نقش متولی را بازی نمی‌کنم و کامنت را اين‌جا قرار می‌دهم. فقط اين نکته را هم بگويم که اگر دقت کرده باشيد کسانی که بيشتر از همه از جو اين‌جا گلايه می‌کنند خود به‌وجود آورنده‌ی و دامن زننده به اين جو هستند.
و اما کامنت سعيد گرامی در(48)
{ارنستو حالمو سخت بهم میزنی گاهی اوقات. آخه بتوچه؟! مرد حسابی حريم شخصی را که درش کامنتدونی باز نميکنند دیوانه! و جزو همان دو دو تا چهارتای دموکراسی که من نه فهميدم ربطش را بتوی مارکسیست و نه تضادش را با کامنتهای من و نيام همينه ديگه: نقد و اين همان بود که شاهدی. حالا نميفهمیشون خوب اگه ساکت باشی واسه فشارخونت بهتر نيست؟! در ضمن همین توی سوپر دموکراتيک ناازخودبیگانه نبودی که در همينجا آنهم ناجوانمردانه در کنار فلانی ... گند و بوی تهمت را بر عليه بهمانی ... آنهم لابد بخاطر همان دموکراسئی (که من اصلا ربط و ظوابطش را با ايده ئولوژی تخته خورده تو و امثال!
هم نميفهمم) که ازش لاف ميزنی آنهم موذیگرانه و فاقد هرگونه مدرک معتبر. آقای ارنستوخان هر آتال آشغالی و ایسم و ایست کوفت و زهرماری که ميخوای باش فقط از دروغ و تهمت و دجاليت بدور باش! همين!}


ارنستو چه گوارا 8:10 @ Thu, 24 Jun 04

شبح جان

هرچند فکر ميکنم با پاک کردن بدو بيراه سعيد بيش از اينکه هوای من را داشته باشی هوای سعيد را داشته ای چون فحاشی حرفی کلی است ولی خود کامنت وارد جزئیات شده بود ولی اگر متنش هنوز دم دست است و از نظر خودت موردی برای وجود آن در وبلاگت وجود ندارد -از نظر شخص من موردی برای حذف آن نیست.

سعید جان اینکه من به پاک کردن کامنت تو اعتراض نکردم فقط به پاس حرمتی است که برای صاحب خانه قائلم.


نيام 6:59 @ Thu, 24 Jun 04

اميد خان نوشته‌اند، تماس بگيرم. گفتيم چشم، حاصل نامه‌ای شد که متن آن را اينجا می‌آورم. گمان می‌کنم بعد از اين نامه،من هم از حيطه‌ی نظر دست بردارم و وارد عمل شوم، از محسن عمادی عزيز به خاطر پاسخ به نامه‌ام به رغم آنهمه مشغله و اميد خان به خاطر ايجاد پيوندهای گسسته تشکر می‌کنم. اميدوارم باقی دوستان از من دلخور نباشند. روی همه را می‌بوسم.
-------------------------------------
نيام عزيز،

گفتی چيزی بنويسم برايت و می نويسم.
تو، همه روزهای کوی دانشگاه را با ما بوده ای، من از يک پيرمرد تعجب می کردم چطور با آنهمه حرارت میآيد و همه جا هست و هی يادداشت برمی دارد. از همه چيز، انواع شعارها، سن و سالها، فحشها و سخن ها.
آن روزها چهارمين مجله دانشجوييمان هم تعطيل شده بود. دلمان خون بود از همه چيز، با اين حال، سعی می کرديم، از هرکسی سنگ دستش بود بخواهيم بيايد، پوستر شعری از شاملو را بردارد.
از آن روزها بود که من به مواضع دوستان داخلی و خارجی که دم از درک واقعيتهای جامعه و جوانان می زدند، شک کردم. من اهل سر و صدا و هو و جنجال نيستم، دوست دارم بنشينم اين گوشه و کارم را بکنم.
ببين نيام جان، انجمن دوستداران احمد شاملو، طيفهای متنوعی دارد، گروه داخل ايران خودش هزار جور فکر سياسی دارد، گروه دوستان خارج کشور هم که تو می دانی،
ولی چيزی که بين همه مشترک است، شاملوست. همه فرزندان و دوستان شاملو هستند و اين يعنی می شود کار کرد. اهل شعبه شدن و دسته بازی هم نيستيم،
حرف هر کسی در جای خودش و با عنوان خودش معتبر است. هيچکس ديگری را نمی زيد با اين حال همه شاملو را می زيند.
موضوع کار ما شاملوست، نه سياست روز، وظيفه‌ی ما فقط کار است، نه انواع مانيفست .
اين بحثها را که می خواندم و آن نوشته ی تو را، دلم به درد آمد. با خودم گفتم ما که از اين حرفها زياد شنيده ايم. وقتی از خاطرات ياران رفته گفتی، يادم آمد همه ی نامه های حسين را پيش از مرگ،
و آن نامه ای که به تمامی ديوان حافظ بود و بند به بندش را با اگر و اما به هم پيوند داده بود و انگار او خود حافظ است که زمانه ی ما را می خواند. و آن بيت غريب در واپسين خط وصيت نامه اش که هروقت به اين بن بست کج و پيچ سرما فکر می کنم
اميدم می دهد:
از کران تا به کران لشگر ظلم است ولی/ از ازل تا به ابد فرصت درويشان است.

آری، حرفت به جا بود، ولی پيرمرد انگار زمانه تو را هم بی حوصله کرده است. آرام تر دوست من، لازم نيست اينهمه تند بروی.

اما در باب بيانيه، من از جايگاه شخصی خودم، بيانيه اميد را امضا کرده ام و وقتی نوشته می شد، حضور داشتم.اميد را می شناسم، و شايد هيچکس چون من نداند که چقدر همه فعاليتهای ما، از سايت شاملو، تا خوشه، کتابخانه ديجيتال فارسی و هر کار ديگری از اين سنخ مديون حضور و همت اوست. شخصا به دوستی چون او افتخار می کنم و می بالم. تعجب می کنم وقتی چنين بی محابا از او می نويسند، دست دور از آتش داشتن همين مصيبتها را هم می آفريند.
پيشنهاد می کنم، آنها که به او انگ حکومتچی می زنند بروند و خوشه را بخوانند. يکی از دوستان که از ياران قديمی شاملو بوده و سالهاست آمريکا زندگی می کند، از آن اينطور نوشته:
"در باب سایت خوشه بگویم. نمی دانستم به مبحثِ آنارشیسم علاقه منديد. حق دارید خیلی در حق آن ظلم شده- بد فهمیده شده، بد ترجمه شده، و خلاصه چندتا بد دیگر.
چپ ها در این باب بی تقصیر نیستند، و می دانم که حالا دیگر کلیشه شده و نباید گفت، امّا باید بگویم به خصوص توده ای ها، و همه گرایش های دولت زدهء دیگر.
من فکر می کنم هر روشنفکری که سرش به ته اش بیارزد باید عیاری از آنارشیسم داشته باشد. نداشته باشد، سنبه که پرزور شود می شود، بر حسب مزاج و عقیده، این یا آن نوع توجیه گر قدرت. "
و اميد به گمان من، عيارش از آنارشيسم خيلی بالاست. با اين حال فکر می کنم، هدف اميد و شبح در اين باب متفاوت است، اميد در فکر آن است که بتواند به سايه ی اکثريتهای خاموش شکلی دهد، سازمانی دهد و برای همين منظور است که متن او جز يک طيف تندرو، همه معترضين به اين حکايت را گرد هم جمع می کند.
نمی دانم شبح، دقيقا چه مقصدی را پی می گيرد. با اين حال حس می کنم که متن مورد نظر او خيلی از معترضين واقعی داخلی را می تاراند. من به شخصه، با اميد موافق ترم. بخصوص اينکه به عنوان يک آدم فنی، می دانم که اگر يک بيانيه نتواند اعتبار اسمی امضاهای خود را تضمين کند
چندان کارا نيست. اميد زحمت کشيده و سيستمی طراحی کرده که امضاهای افراد از طريق ايميلشان تاييد شوند. به دوستان ديگر هم پيشنهاد می کنم، اگر در کار خود جدی هستند، وقت بگذارند و سيستم تاييد امضای خود را درست کنند.
خوب، باز هم فکر می کنم که سانسور فقط مشکل هم مسلکهای ما نيست، کم نيستند، کسانی که وجود جمهوری را قبول دارند ولی با سانسورش مشکل دارند، همين اصلاح طلبان داخلی مثلا. مسئله ی سانسور فراتر از اين حرفهاست. يک تهديد همگانی است. شايد پيش از آنکه بگوييم " ما، مردم" بايد درکی از اين "ما" داشته باشيم.
بگذريم.
"به نام مردان زندانی،
به نام زنان تبعيدی،
به نام همه آن ياران
که گردن ننهادن به ظلمت را
به شهادت و قتل آمده اند...."

ممنون از محبتت،
محسن.


Saeed 3:57 @ Thu, 24 Jun 04

شبح و ارنستو برويد ازين بيانهای سرتاپا تهمت به دوستان خودتان /حالا بمن که جای خود دارد/ خجالت بکشيد. حالا من شدم تفرقه انداز ؟! در کدامین کامنت درینجا فردی شاهد تلاش من به ایجاد /تفرقه/بود؟! آیا کامنتهای ارنستو و دیگران که سرتاپا مفرق این جنبش نیم بند در مقابل رژیم آخوندی است آنهم درباره امید میلانی و فلانی را من اینجا نوشتم؟! شما خودتان بجان هم میافتید و بعد کاسه و کوزه اش را بسر من خراب میکنید؟! عجبا و جل الخالق...! شبح خان این توئی که پا میشی میری اینطرف و آنطرف و بخاطر یک اعلامیه فسقلی (که دیدی در انتها هم با تفاوت چندانی از همان مورد خودت درنیامد) رفتار حزب اللهی ازت سر میزنه. من اگر به کسی فحش ميدم حداقل از خط قرمز /تهمت و افترا و نسبت دروغ/ هرگز عبور نکرده ام. و جدا مسخره نيست که شبح پاسخ ارنی را به کامنت من باقی ميگذارد اما در همانحال و بدروغ ميگد که من سعی در تفرقه داشتم يا فحش دادم. آخه گفتن /بتوچه/ یا /حالمو بهم میزنی/ کجاش فحشه...؟! مرد حسابی واسه شعور و قوه داوری خوانندگانت يکجو احترام قائل باش حالا بگذریم از انصافی که درت نیست!


غزل 3:33 @ Thu, 24 Jun 04

سلام شبح عزيز،
مثل هميشه تمام کامنتها رو خوندم، از اين چند دستگي دلم مي گيره، چندي پيش براي گلکوي عزيز نوشتم که خانه از پايبست ويران است و تعدادي از ما بر سر رنگ پرده هاي آن دعوا داريم و اينطوري داريم کار معمار رو تاييد مي کنيم.
بهر حال خيلي مختصر و اونجوري که بلد هستم نظر کوتاهي نوشته ام که اميدوارم بخوانيد.
با آرزوي دوستي و همبستگي.


اسد 3:18 @ Thu, 24 Jun 04

شبح جان،
خدا شاهد است كه بخاطر خوش گذشتن اين‌جا نمي‌آيم:)
آن چه كه در اول نوشته‌ام آوردم هم احساس من است و بيانش كردم. فكر مي‌كنم كسان ديگري هم باشند كه با همين احساس از اين‌جا مي‌روند و بر تو نيز پوشيده نيست...
نيام عزيز از نظر من بر حقايق هولناكي انگشت گذاشت كه حق‌اش بيشتر از آن است كه با نام بي‌حرمتي آن‌ها را نديده بگيريم!
حيف است! خواستي خودت يك‌بار ديگر، وقتي كه اين قضاياي طومارها و اختلافات سردتر شد، بدون اينكه توجه كني كه خطابش به تو است بخوان، مي‌دانم آنقدر انصاف خواهي داشت و داشته‌اي
....
‌خواستم چيزي‌هاي ديگري بگويم، ولي بگذريم، باشد براي وقتي كه مناسب‌تر است.
در مورد زحمت هم، وظيفه‌ام بود عزيز و تا باشد از اين زحمتها:)

موفق باشي/ باشيم


sar be zir 3:00 @ Thu, 24 Jun 04

javan mobarez 41
http://www.mano-paltalk.com/tanz5/sar2206.htm


شبح 0:59 @ Thu, 24 Jun 04

نسرين عزيز!(81)
جای‌ات بسيار خالی است. اينجا شديدا احتياج به داوری با کارت‌های زرد و قرمز و البته سبز و آبی داره!
ترانه‌ی نازنين!(88)
از تو جز اين انتظار نمی‌ رفت! میدانی که دل‌ها به هم راه دارند!
هاله‌ی عزيز!(85)
اين را يادم رفت بگم. من از اين که هم‌کار تو بودم در نوشتن اين متن شرمنده که نيستم هيچ افتخار هم می‌کنم. اين همکاری يکی از لذتبخشترين لحظات را برایام به ارمغان آورد از تو بی‌نهايت سپاسگزارم.


ترانه 0:28 @ Thu, 24 Jun 04

رهگذر عزيز ۷۷
گرچه با حرفهات موافقم اما نسبت به اين قسمت« بخشی هم به‌عنوان یک نظر سیاسی، بر این باورند که می‌توان نظام را از درون دگرگون کرد. » بنظرم با بخشي که «باور نادرست سیاسی دارند مبارزه‌ی نظری داریم.» نمی تواند راهکار باشد اين طيف حتا پشت سر مردم هم نیستند و در فردای سقوط ج. ا. رنگ/ راه عوض مي كنند اينجاست كه بنظرم بايد وقت و نيرو را صرف سازماندهي نيروي واقعي مبارزه كرد.

شبح جان !
برايت ای ميلی فرستادم . صبح که آمدم خانه اولين کارم امضا تومار بود ۳۷۰ شاد باشی !


شبح 0:28 @ Thu, 24 Jun 04

هاله‌ی عزيز!(85)
دشمن‌مان شرمنده باشد. من میخواهم بگويم.ممکن است اين متن اشکالاتی هم داشته باشد و هيچ اشکالی نداره نقد بشه. خب واقعا اگر فرصت بيشتری داشتيم و اگر بعضی از دوستان شلوغ نکرده بودند حتما به نتايج بهتری می‌رسيديم و صد البته هميشه راه برای رشد و کمال باز است. ضمنا هر کس ندونه من می‌دونم اگر صبوری و مهربانی و تلاش و پشت‌کار تو نبود اين متن هرگز آماده نمی‌شد.


شبح 0:23 @ Thu, 24 Jun 04

اسد عزيز!(62)
من از تو انتظار نداشتم در مقدمه‌ات بنويسی:" معمولن هروقت به وتلاگ شبح رفته‌ام با طعمي گس در دهانم برگشته‌ام و گاهي نيز با باري از توهين و تحقير بر دوشم و اعصابي فرسوده..." اين بی‌انصافي است تو دوران خوش هم داشته‌یی وگرنه مگر مازوخيست هستی که به اين‌جا سر بزنی. انتظار ديگری هم که از تو داشتم اين بود که حالا که می‌خواهی آن نظر را بنويسی لااقل در مقدمه نسبت به بی‌حرمتی‌های انجام شده در آن تبری می‌جستی! اگر دوست‌ات نداشتم از تو متوقع هم نبودم و هيچ دل‌خوری از تو نداشتم.
به هر حال از اين که زحمت افتادی و تمام نظرات را گذاشتی متشکرم.


هاله 23:59 @ Wed, 23 Jun 04

شبح جان، من اگر وقت بیشتری هم داشتم بازم متن بهتری از آب در نمیومد. تو کلامت شرمندگی میبینم که به نظرم هیچ موردی نداره. ما از وقت و کارمون مایه گذاشتیم و کار خیلی خوبی هم ارائه دادیم.


هاله 23:53 @ Wed, 23 Jun 04

شبح جان و رهگذر جان، چه فرقی میکنه؟ اول اینکه به نظر من متن خیلی هم خوبه و من چالنج میکنم کس دیگه ای متن بهتری بنویسه. اینم واسه این نمیگم که خودم دست توش داشتم بلکه به عنوان یه آدم ناظر - بعدم ترو جدتون به جای اینکه بشینیم دوباره مثل بیانیه امید از لابلای هر حرفش یک ایراد بکشیم بیرون بیشتر به وسعت دادن حرکت فکر کنیم. اصلا" فکر میکنید کسی هم این پتیشن ها رو میخونه؟

این پتیشن ها فقط و فقط به درد همراه کردن ملت با هم میخوره و بس. اینکه بگن ما آدمیم و زیر بار زور نمیریم و داداشامونم میاریم همراهمون اگه زیادی بخواین قلدری کنین.


شبح 23:52 @ Wed, 23 Jun 04

ويس‌آبادی عزيز!(76)
نياز به گفتن ندارد من هم اين دوستان را وابسته به نظام و جاسوس و اين‌جور حرف‌ها نمی‌دانم اين را ده‌بار گفتم و نوشتم اما متاسفانه دوستان اين دوستان سعی می‌کنند حرف توی دهن من بذارن و بگن آن‌ها را وابسته به نظام و اطلاعاتی و اين‌جور چيزها می‌دانم البته برای من مشخص است چرا اين کار را می‌کنند می‌خواهد انتقاد اصولی ما را مخدوش کنند! چه می‌شود کرد بعضی‌ها اين‌جوری‌ان ديگه!


شبح 23:30 @ Wed, 23 Jun 04

ره‌گذر ثانی عزيز!(77)
انتقاد تو به واژه‌ی "ترغيب" درست است. اما خب انتقادی شکلی است. مسلما اگر فرصت بيشتری داشتيم و روی متن بيشتر کار می‌کرديم به نتايج درست‌تری می‌رسيدم متاسفانه تازه شروع کرده بوديم به اين کار که عده‌یی با پيش کشيدن آن بيانيه و تغيير جهت دادن گفت‌وگو اجازه ندادند با آرامش کارمان را بکنيم. من در کامنت‌های نظرخواهی قبلی نوشتم که می‌خواهيم زمان را فدای دقت کنيم. اما خب اين‌جوری شد ديگه. حالا تجربه شده که جمع هم‌گون انتخاب شود تا اين اتفاقات نيفتند.
اما در مورد جمله‌ی آخر می‌خواستيم به اين موضوع اشاره داشته باشيم که گفته‌ی حکومت در اين رابطه که سايت‌های مخالف با موازين بين‌المللی را سانسور می‌کند دروغ محض است. می‌پذيرم که شايد بايد به اين موضع دقيق‌تر اشاره می‌شد. به هر حال مهم جهت‌گيری کلی و روح اين متن است که درست و اصولی است و بايد نسبتا به تک تک واژه‌های آن هم نقد خود را بنويسيم تا برای کارهای بعدی تجربه شود.


nasrin 23:26 @ Wed, 23 Jun 04

شبح عزيز !
دو روزه که کامپيوترم اشکال پيدا کرده و به اينترنت دسترسی ندارم ٫ الان هم از جای ديگری می نويسم . خوشبختانه بيانيه را همون روز اول امضاء کرده بودم ٫ شماره ۳۸ .
با رهگذر ثانی عزيز (۷۷) هم کاملا موافقم .

-----------------------------------------------
ترانه جان ٫(۵۸) همونطور که در بالا نوشتم اشکال از کامپيوترمه اميدوارم زودتر برطرف بشه تا بيشتر با شماها باشم !


رهگذر ثانی 22:57 @ Wed, 23 Jun 04

هاله عزیز!

به ایت سادگی‌ها نیست که بشود به نازی و خوش‌تیپی بخشید:)

و اما دو نکته :
آزادی بیان حق است و می‌توان و باید دولت‌ها را به رعایت آن وادار کرد.

نقش اصلی نهادهای جهانی در دفاع از حقوق بشر بسیج افکار عمومی در دفاع از حقوق بشر است. افکار عمومی جهانی ابزار قدرتمند وادار کردن دولت‌ها به رعایت حقوق بشر است، چه از راه تاثیر بر دولت‌های متبوع و تغییر سیاست‌هایشان در رابطه با دولت نقض‌کننده و چه از راه تاثیر مستقیم بر دولت نقص‌کننده‌یِ حقوق بشر.

حرکت ما درست در این راستاست. بسیج افکار عمومی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به رعایت حق آزادی بیان!


جوان سوسياليست 22:46 @ Wed, 23 Jun 04

جوان سوسياليست شماره ۱۶ را بخوانید
http://www.javaan.net


هاله 22:29 @ Wed, 23 Jun 04

رهگذر جان - دو نکته.

اول اینکه آزادی بیان قانون نیست که کسی بتونه کسی رو *وادار* به رعایتش بکنه. دوم اینکه این مراجعی که بهشون این متن نوشته شده ارگانهای رسمی دولتی نیستند که بتونن کسی رو *وادار* به کاری بکنند.

سازمانهای حقوق بشر و غیره تنها میتونن تحقیق کنن و بگن در فلان جا حقوق بشر داره پایمال میشه ولی قدرت اجرائی نه خودشون و نه دولتهای مربوط بهشون دارند.

همین دیگه ... به تصور من ما هم داریم به این وسیله از حکومت ایران درخواست آزادی میکنیم. با یک تفاوت ... اینکه مال ما با واسطه است و بیانیه امید و دوستانش بی واسطه. کمی تا قسمتی خنده ام گرفت همین الان.

به هر حال این متن ترجمه فارسی متن پتیشنه که نمیتوان عوضش کرد. به نازی و خوش تیپی خودت باید ببخشی این یکبار رو. :)


رهگذر ثانی 22:18 @ Wed, 23 Jun 04

اگر اشتباه نکنم، من اولین نظر در مخالفت با بیانیه اعتراضی اول را در وبلاگ مهشی و به دنبال آن در وبلاگ شبح در متن پیش از متن مربوط به سانسور وبلاگ‌ها، نوشتم. دلیل مخالفت خودم را هم با این بیانیه بیان‌کردم و در همین زمینه هم با هاله گفت‌وگویی داشتم. متن دوم را هم در شماره ۹ امضا کردم.

اما به دو نکته می‌خواهم اشاره کنم. به نظر من برخورد بیشتر مخالفین با بیانیه اول، با تهیه‌کنندگان و امضاکنندگان این بیانیه بسیار تند بود و جای هیچ‌گونه گفت‌وگویی را باقی نمی‌گذاشت. من هم‌چنان از نظری که در پیش دادم دفاع می‌کنم. بخشی از تهیه‌کنندگان و امضا کنندگان این بیانیه به اِشکال اساسی‌یِ آن، یعنی خواستن قانون درست از جمهوری اسلامی توجه نداشتند. بخشی هم به‌عنوان یک نظر سیاسی، بر این باورند که می‌توان نظام را از درون دگرگون کرد. پرخاش با هیچ یک از این دودسته روا نیست. دسته‌ی اول را از نظر درست می‌رماند. و دسته‌یِ دوم را به پافشاری بر باور نادرست‌شان وا می‌دارد. ما با کسانی که باور نادرست سیاسی دارند مبارزه‌ی نظری داریم. تیغ آهیخته نارواگویی در مبارزه نظری دیگر کند و زنگ‌زده شده است.

نکته دوم این‌که به نظر من بخش دوم جمله پایانی بیانیه دوم نادرست است و باید حذف شود. در حقیقت جمله‌یِ «از شما تقاضا داریم با فشار آوردن به دولت‌های متبوع خود و همچنین حکومت ایران ایشان را به برقراری آزادی بیان و ارتباطات ترغیب کرده تا سانسور را تنها به محتویات محکوم شده توسط جامعه بین‌الملل محدود نمایند.» باید در ترغیب کند، پایان یابد. و تازه خواست ما ترغیب‌کردن جمهوری اسلامی به رعایت آزادی بیان نیست، وادارکردن‌اش به رعایت آزادی بیان است. بخش دوم جمله، تلطیف‌شده خواست قانون‌گزاری درست بیانیه اول از جمهوری اسلامی است که کار ما به عنوان معترض نیست. ما در این حرکت، تنها باید پایمال‌کردن آزادی بیان را محکوم کنیم و بخواهیم جامعه‌ي جهانی جمهوری اسلامی را به رعایت آن وادار کند. کار ما این نیست که بخواهیم جمهوری اسلامی چه و که را سانسور کند. با این خواست جایگاه ما عوض می‌شود.
امیدوارم توانسته باشم مقصودم را بیان کنم.


زهرخند 22:01 @ Wed, 23 Jun 04

شبح گرامی!
خسته نباشی. از اينکه هر بار که به وبلاگ حقير سر ميزنی اذيت می شوی هم واقعا شرمنده ديگر نمی دانم چه کنم .
در مورد بحث حاضر فکر ميکنم ديگر به اندازه کافی پنبه اش زده شده و حلاجی شده باشد به گونه ای که هر اظهار نظری در ماهيت قضييه تکرار مکررات است تا حدی که يک مرتبه ميبينی حرف يک طرف از دهان طرف مقابل بيرون می آيد.

"حتما می‌دانيد که مشکل ما از اين و آن قانون نيست.مشکل ما شبکه پيچيده و به هم پيوسته‌ی قدرتی تاريخی‌است."

خب این جمله بسیار عمیق است و اگر مطلبی را که من در وبلاگم نوشتم و لطف کردید و خواندید را بخواهیم خلاصه کنیم چیزی بیش از این نیست.این جمله یعنی گفتمان فاسد است یعنی ظرف آلوده است و بنابراین حتا اگر غذای آلوده فعلی را با بهترین غذا جایگزین کنیم باز نصیبی جز آلودگی نخواهیم برد. و به اعتقاد من بالاتر از این مشکل حتا با تغییر حکومت حل نمی شود.
اصلاح طلبانش هم دروغگویانی گرفتار همان گفتمان فاسد بودند و هستند ، تغییر اصولی گفتمان نیز بسیار زمان بر است.و اما این اعتراض برای من صرف اعتراض است و الا منتظر نتیجه ای از آن نیستم اما یک نکته هم اضافه کنم و آن اینکه اصولا از اینکه تهیه کنندگان و امضا کنندگان آن بیانیه را خائن و وابسته به نظام بدانم بسیار پزهیز دارم و این را نیز سابقا مکرر گفته ام تنها نگرش سیاسی شان را غلط میدانم.
شادکام باشی.
م.ویس آبادی


اسد 20:12 @ Wed, 23 Jun 04

شبح عزيز،
فكر مي‌كردم بعد از اين مدت همديگر را آنقدر مي‌شناسيم، كه بدانيم ما دشمن شخصي همديگر نيستيم و تنها افكار متفاوت و گاه مخالف هم داريم!
واقعا فكر مي‌كني من از آن رو كه مخالف تو هستم، نظر نيام عزيز را آنجا گذاشته‌ام؟؟
مي خواستم حتي آن جاهايي كه خطاب به تو است نقطه چين بگذارم ولي ديدم تمام متن به هم مي‌خورد و رسم امانت نيستد. هنوز هم نمي‌توانم باور كنم كه تو اين نقل قول مرا به دشمني با شخص خودت تعبير مي‌كني.
من نظر شماره 46 تو را هم در زير نظر نيام عزيز مي‌گذارم.
و يا اصولا تمام صحبت‌هاي ردوبدل شده بين شما را در زير هم مي‌آورم.


سروش دانش 18:59 @ Wed, 23 Jun 04

مرگ بر نظام محدوديت


بهزاد 18:22 @ Wed, 23 Jun 04

چه تابلو!!! کم جا امید بودم عمرا دیگه روم میشد حرف بزنم:)) مرسی از سایت شاملو که اومدن تکذیب کردن:))


yalda 17:53 @ Wed, 23 Jun 04

ممنون از راهنماييت!


سام اسماعيليان 17:27 @ Wed, 23 Jun 04

در ميان اين همه شلوغي و بحث و جدل و غيره! تنها نوشته اي كه باعث ارامش من شد همين مطلب نيام عزيز بود.
ديدم بهتر است همين جا با اجازه ي ـ صاحب وبلاگ ـ از او تشكر كنم.براي نقد صحيحش.ممنونم.


کنجکاو 16:55 @ Wed, 23 Jun 04

در کامنت 69
"چيزی نزديک به يک پنجم و يک ششم واردات کشور." درست است که ناخواسته جا به جا شده.


کنجکاو 16:46 @ Wed, 23 Jun 04

آن چه که نيام(؟ 33) می گويد، اگر چه نازک بينی درش است ( در باره بند آخر نوشته، که به گمان من هم زياد دقيق نيست)، اما بايد اين نازک انديشی را برای چاره جويی به کار انداخت و اين گونه داوری کردن ها ( که ما اين ايم و آن ايم، "مستضعف ايم و...") که به باورم خيلی کهنه شده، چون به شيوه ها و زبان های گوناگون از زبان اين و آن شنيده ايم، را ه به جايی نبرده است و تنها نق زدن های هميشگی مان است.
اما در باره اين دو بيانيه؛
گيريم که هردو اين نوشته ها يکی است. تو اين دو را می پذيری يا نه؟ هردو درست هستند يا هردو نادرست اند؟ چرا اين يکی بهتر از آن يکی است و ....
پرسش اين است خوب که چه؟ چاره چيست؟ کدام يک را درست تر می دانی و به کاربران اينتر نت چه پيش نهادی را داری، کدام يک را امضا کنند يا نکنند؟ ( بسياری هم بر اين باورند که اين کارها راه به جايی نمی برد).
آنچه که هم که من و ديگران و به ويژه شبح بارها گفته اند اين است که درخواست نامه ايی که آنها نوشته اند روی کردش به حکومت است و اين يکی به نهادهای جهانی است. آنها خواهان کنترل اينترنت و "قانونی" کردنش به دست حکومت هستند و اين يکی ( با اين که بند آخر را هم زياد درست نمی دانم/ نيازی به آوردنش نيست) خواهان آزادی دست رسی به اينتر نت با سقف جهانی/ استاندارد های جهانی آن هستند.
سقف جهانی هم به گمانم تا آن جا که من می دانم جلوگيری از پای گاه های اينترنتی که به تبليغ و بازتاب پورنوگرافی کودکان و نژادپرستی می پردازند، و يا کسانی به پای گاه ها اينترنتی دست بُرد می زنند (هک) را بزه کار می دانند. قانون هايی هم در اين و آن کشور هميشه برای حق کپی رايت وجود داشته و
برای نمونه سوزاندن CD برای کاربرد فردی را درست می دانند، اما ماليات را بر روی CD ها افزوده اند. تلاش برای دهانه بستن بر روی برنامه های P2P هم شده که ناتوان مانده اند (برنامه هايی که کاربران آن می توانند موسيقی، فيلم، نوشته و نرافزار و... را از راه اينترنت به هم بدهند) و تاکنون نشنيده ام که کاربر ( و نه سازندگان) اين گونه برنامه ها را دستگير کرده و يا به دادگاه کشانيده باشند.

باری، در کشوری که بزه کارش دولت و دست اندرکارنش هستند (نمونه مرتضوی و ...) و قاچاق چی هايش هم نيرو های کشوری و لشکری (سپاه پاسداران که نزديک به 4.5 تا 6 ميليارد دلار کالا قاچاق وارد کشور می کند) چيزی نزديک به 1/6تا 1/5 واردات کشور. اين يعنی قانون تخم. سانسور و سخن از آزادی نوشتن و اينترنت را به آن ها و کارشناسان شان سپاردن تنها دروغ و چهره حکومت را آراييدن است و برخی از آنان که آن نوشته را بيرون داده اند در اين عمر کوتاه اينترنتی که آنها را می شناسيم، در اين کار دست بلندی دارند.


Mahshid 16:44 @ Wed, 23 Jun 04

تست
۱۶:۳۵


شبح 16:09 @ Wed, 23 Jun 04

از مسئولين سايت احمد شاملو به سهم خودم تشکر می‌کنم و اميدوارم هر چه زودتر نام اين سايت از زير بيانيه برداشته شود.


سايت رسمی احمد شاملو 15:35 @ Wed, 23 Jun 04

دوستان و عزيزان،
1- سايت رسمی احمد شاملو مطابق قراردادی با نظر و موافقت احمد شاملو شکل گرفت و همه فعاليتش منطبق بر همان قرارداد است.ما به دو اصل تاکيد داريم، ادب و غير سياسی بودن.
2- سايت احمد شاملو، فقط در مورد شاملو صحبت می کند و هيچ بندی از قرارداد سايت را مجاز نکرده است که به جای احمد شاملو فکر کند يا موضع گيری نمايد. اعضای سايت خارج از سايت می توانند با نام خودشان هر نظر و گرايش سياسی که دارند، را دنبال نمايند.
3- هر اظهار نظری از سايت فقط در سايت احمد شاملو اعتبار دارد.
4- موضوع فعاليت ما احمد شاملوست و لاغير،همه آثارشان، کتاب کوچه و هر اثر و نشانه ای که بتواند به صورت الکترونيکی منتشر شود.
5- سايت شاملو از تلاش همه ی دست اندرکاران فنی خود، من جمله اميد ميلانی نهايت تشکر را دارد، اما اگر قصد امضای مطلبی يا بيانيه ای را داشته باشد، اينکار را در خود سايت انجام می دهد و نه درخارج از سايت.

با سپاس
سايت رسمی احمد شاملو.


شبح 15:01 @ Wed, 23 Jun 04

يلدای عزيز!(۴۵)
ببخش که دير پاسخ دادم.
میتوانی برای امضای تومار به اينجا ايميل بزنی:
liberty_for_iran@yahoo.com
از لطفات به سهم خود متشکر میکنم.


ترانه 15:01 @ Wed, 23 Jun 04

موبی ديک عزيز ۵۹
اگر از نوشته من احساس اصلاح طلبی و قيم مآبی استنباط کردی پوزش می خواهم بنظرم وقتی نوشتم «نمي توانم بفهمم مردمي بجان آمده..» عدم ناتوانی خودم را از تحمل شرايط موجود اعلام كردم و نه چيزي بيشتر!
توضيح کوتاه اينکه من مطالب قبلي شبح و پيام ها مربوط به آنرا پشت سرهم خواندم تا اين مطلب و نوشته ام فقط به نظرهای اين مطلب نبود.
دوست مهربان همه تلاش انسان ها برای ساختن يک دنيای خوب و با احساس است و منهم داشتن چنين روزي را براي همه آرزو مي كنم. بد نيست بداني روزي مجبور شدم با دختر ۱ ساله ام در شرايط غير دلخواه زندگی را در جاي ديگری از اول شروع کنم و در جريان زلزله رودبار همين دختر كوچك را تنها گذاشتم و با ريسگ مرگ در کنار کسانی بودم که شب و روزم با فکرشان می گذشت. من می دانم و می فهمم زندگی در ايران همان جهنم ترسيم شده است دلم بخاطر همين درد مياد و فكر مي كنم بايد كاري كرد! بنظر تو اشتباه می کنم نبايد کاری کرد؟ ترانه


امیرحسین بهبهانی نیا 14:50 @ Wed, 23 Jun 04

دوستان در انجمن تئاتر ایران - کارگردان های تئاتر/بازی گران تئاتر/ نویسنده های تئاتر و .../ محفلی برای اطلاع رسانی ی تئاتر/ نقد تئاتر و بحث و تبادل نظر در مورد تئاتر ایران!- به آدرس زیر عضو شوید,چنان چه قبلا عضو سایت ارکات نشده اید به ای میل من درخواست نامه ای بفرستید تا برای شما دعوت نامه ای فرستاده شود! با تشکر! آدرس انجمن تئاتر ایران:
http://www.orkut.com/Community.aspx?cmm=110307


اسد 14:44 @ Wed, 23 Jun 04

نيام عزيز، ممنون!
نظر شما را با يك مقدمه كوتاه و دادن لينك اينجا در وبلاگم گذاشتم.
خود من هرگز اين دو اعتراض را در مقابل همديگر نديده‌ام و تنها دو اعتراض به سانسور برآورد كرده‌ام كه به دو آدرس مختلف ارسال شده و بنابراين در كنار هم و دوشادوش هم هستند و هر دو را هم امضا كردم.
اعتراض اولي داراي پتانسيل فراگيري بزرگتري است و مي‌توانست/ مي تواند جمع بيشتري را با خود همراه كند و منشا حركتي اجتماعي در درون خود جامعه بشود.


شبح 14:18 @ Wed, 23 Jun 04

نيام گرامی!(60)
قانون را چه کسی می‌نويسد و چه کسی اجرا می‌کند؟
وقتی می‌نويسيد:" قانونی عاقلانه و اجرایی برای جرائم اینترنتی تهیه شود." شما بفرماييد چه کسی قرار است قانون تهيه کند! قوانين در ايران يا به‌صورت لايحه است که دولت يا قوه قضاييه از طريق دولت به مجلس ارائه می‌شود يا از طرح است که توسط نماينده‌ گان تهيه می‌شود. خب اين قانون عقلانه و اجرایی را شما می‌خواهيد تهيه کنيد؟ اجرایی يعنی چه؟ چه کسی قرار است آن را اجرا کند؟
بعد عنوان اين اعتراض چيست؟ "اعتراض به پیش‌نویس نامناسب و کارشناسی نشده قانون جرائم اینترنتی" دوست عزيز که فارسی می‌دانی در اين‌جا به نامناسب بودن و غيرکارشناسی بودن پيش‌نويس قانون اعتراض شده است نه فيلترينگ غيرقانونی و نه قانون نوشتن و تصويب کردن توسط نهاد‌های غيرقانونی!
خوب است که شما هم ظاهرا قبول داريد با نام "سايت رسمی احمد شاملو" پای اين بيانيه را امضا کردن کار خوبی نيست!
اگر بخواهم در مورد اين "سايت رسمی" حرف بزنم حرف زياد دارم. اين صفت "رسمی" را از کجا به عنوان اين سايت چسبانده‌اند! به هر حال من تاکنون هيچ مطلبی برعليه اين سايت ننوشته‌ام از اين پس قصد جنين کاری را ندارم و از زحمت اين دوستان تشکر هم می‌کنم. اما مطمئن هستم آيدای عزيز از اين جريان کاملا بی‌اطلاع است و اين کار خودسرانه و بدون هم‌آهنگی با اعضا انجام شده است.


نيام 13:43 @ Wed, 23 Jun 04

شبح خان،
1- گمان می کنم همه آنقدر دستور زبان بلدند که بدانند رابطه فعل مجهول و فاعل چیست."تهيه شود" فعل مجهول است، رفيق.
2- مسئله ی عنوان شده در آن طومار، فقط قانون فوق الذکر نيست. به ترتيب جمله ها توجه کنيد: ابتدا به مسئله ی سانسور اشاره شده و بعد من باب مثال از اين قانون کذايی مصداق آورده اند. گمان می کنم حواس تنظيم کنندگان بيشتر از حضرتعالی جمع بوده است.
3- بعله! بنده هم می دانم که شاملو خاتمی را به رسميت نشناخت هرگز. "ای بابا، اينم آلن دلونشونه!". خوب است که يک قدم عقب نشينی کرده ايد و آن سايت را به عدم حفظ پرنسيب متهم کرده ايد. دلم می خواهد يک روز از تحول واژگان بورژوازی بنويسم.
4- اميد خان، حس می کنم بايد از تو دلخور باشم، با اينکه نمی شناسمت. تا آنجا که من از اين سايت فهميده ام، هيئت مديره ای دارد و انجمنی پشتش هست. معمولا رسم بر اين است که هيئت مديره تصميمی می گيرد و اعلام می کند. بزرگانی که دست اندرکار آن جريان اند، بهتر از من و شما شاملو را می شناسند و با او زندگی کرده اند. بی شک آنها بی کار ننشسته اند، می دانم سرشان شلوغ است، ولی بد نيست اگر آنها گاهی حرفی بزنند و به سوءاستفاده چيان اجازه ی قلم پراکنی ندهند.
5-آن جوان، عمادی را من چند سالی می شود نديده ام، اما خوب می شناسمش. از آن معدود آدم هايی است که هروقت با شور وشوقش روبرو می شدم کم می آوردم، آن سالها که گروهی جمع می شديم تا ياد و خاطره ی رفتگانمان را در کوهها پاس بداريم، می ديدمش. آنوقتها مدام در سفر از اين روستا به آن روستا بود. ترانه و قصه جمع می کرد.می نوشت، مجله در می آورد و مدام توقيف می شدند. آن روزها به تنهايی انرژی و سوادش بر همه ی جمع می چربيد.
شنيده ام، شعرهايش را کلارا خانس ترجمه کرده است ، حق اوست که يک سروگردن بالاتر از ما بايستد. به چشم.
5- من خودم را متعلق به هيچ جريانی از مارکسيزم دولتی نمی دانم. بنابراين جواب آن اشتباهات را من نبايد بدهم با اينکه معتقدم، همه مقصريم.


موبي ديك 13:41 @ Wed, 23 Jun 04

ترانه مهربان اي وجود پر ترنم و احساس!
پرسيدي:
نمي توانم بفهمم مردمي بجان آمده تا سر حد خفگی از يك حاكميت فشار چطور مي تواند نيرويش را صرف جنگ با همديگر/بغل دستي کند و بگذارد باز هم فشار خفه تر اش كند؟
سوال خوبي كردي فقط خواهش ميكنم يكبار ديگر اين نظرها را دوباره اما اينبار به دقت بخوان و براي خودت مصاديق تهمت و اضافه گويي را مشخص كن. اگر هنوز سوالي باقي بود بيزحمت به ايران بيا و كمي با ما زندگي كن.فكر ميكنم جواب سوالت را ( كه البته از لحنت پيداست با نظر داشتن به جوابي كه آماده داري آن را طرح كرده اي ) اينبار دقيقتر بيابي. حيف كه ما براي هميشه از سوراخي گزيده ميشويم كه بارها و بارها گزيده شده بوديم. لطفا تكليف خودت را با اصلاح طلبي و قيم مآبي مشخص كن اين فكر ميكنم راهنماي خوبي براي پاسخ به سوالت باشد البته اگر واقعا به دنبال پاسخي واقعي هستي .
در پايان بگويم حيف كه همه مثل تو خوب و با احساس نيستند.


ترانه 13:04 @ Wed, 23 Jun 04

شبح ۵۵ ميگويد:
«حالا خدا پدرش را رحمت کند که فحش و ناسزا ننوشته بود!»
شبح جان کارت...! مبصر كجايي؟

شبح نازنين!
از شوخی گذشته در سفر يک بار كه كنار ساحل زيباي سيسيل بودم (ايتاليا رويای هميشگی من) شادی بيش از حد با غم گنگ دلتنگی ساحل شمال ايران و خاطرات کودکی دلم را «پر» کرد... دريا ها هم مثل ما يک جور نيستند
دوستی کتابی برايم آورده بود که همسفرم باشد « آنسوی سراب» نوشته هوشنگ معین زاده و چاپ آلمان. نمی دانم کتابش را دیده/ خوانده اي ؟ نظرت چيه؟ حتمن نسرين عزيز خوانده. كتاب جالبي است مخصوصن براي كسانيكه توهم به مذهب دارند.


شبح 12:30 @ Wed, 23 Jun 04

اميد عزيز!(۵۳)
اين کار تو را استفاده‌ی شخصی نمی دانم و هيچ اشکالی ندارد.
اما دوست عزيز سوآلی دارم که ممنون می‌شوم پاسخ بدهی.
آيا شاملو هرگز خاتمی را تاييد کرد؟
آيا او حاضر حتا به مصاحبه با روزنامه‌های دوم خرداد شد؟
آيا تو مشی سياسی شاملو را قبول داری؟
آيا تو شنيده‌ی که اولين اظهار نظر شاملو بعد از انتخابات رياست جمهوری اين بود که سگ‌زرد برادر شغال است.
اينها را اگر پاسخ دادی بعد با هم در اين مورد گفت‌وگو می‌کنيم.


شبح 12:25 @ Wed, 23 Jun 04

از خوش‌شانسی خودم خوش‌ام آمد الان به‌طور تصادفی يکی از نظرخواهی‌های شادی شاعرانه‌ی عزيز را باز کردم ديدم عجب دو نظر به نام شبح آن‌جا داده شده است بسيار تعجب کردم. البته نظرات جوری نوشته شده بود که بعيد نبود نظر من باشد اما خب نبود! اين هم خيلی ما را بی‌پناه کرده است. حالا خدا پدرش را رحمت کند که فحش و ناسزا ننوشته بود!


ترانه 12:25 @ Wed, 23 Jun 04

ارنستو جان۵۴
در مورد تومار مراتب تشكر!
در مورد بحث هاي پربار هميشگی تو تاييد!
در مورد تهمت و اضافه گويی انتقاد!
در مورد فشار خفگی حقيقت!


ارنستو چه گوارا 12:16 @ Wed, 23 Jun 04

ترانه جان

انتقاد بود یا تآیید؟


امیدِ میلانی 12:13 @ Wed, 23 Jun 04

اگر صاحبِ پیام‌گیر کامنت را پاک نکند استفاده‌یی شخصی از این‌جا ببرم.

نیام‌جان، اگر مایل بودی با محسنِ عمادی به آدرسِ mohsen@shamlou.org تماس بگیر.


ترانه 12:07 @ Wed, 23 Jun 04

دوستان دست اندرکار تومار و شبح عزيز!

خسته نباشيد! می دانم خيلی سخت و توانفرساست بجاي استفاده و لذت از حقوق / آزادی فردی و اجتماعي هميشه در گير مبارزه براي پايمال شدنش بود. جايي كه بسر بردن ـ دركنارهم بودن بدون فشار قانون مثل آمدن زلزله و شبي در پارک بودن خاطره انگيز است زندگی تجسم زندان است.

من هنوز بعداز بيش از يك سال كامنت نويسي /خواني نمي توانم بفهمم مردمي بجان آمده تا سر حد خفگی از يك حاكميت فشار چطور مي تواند نيرويش را صرف جنگ با همديگر/بغل دستي کند و بگذارد باز هم فشار خفه تر اش كند؟

تجربه بمن نشان داده كه هيچ جا و هيچ كس به اندازه «ما» پر مدعا فرديت نيست و هيچ كس هم به اندازه «ما» بابت اين ادعا بها/هزنيه نمي پردازد.


ارنستو چه گوارا 11:26 @ Wed, 23 Jun 04

رسوای عزیز

جواب ایران-کنترا و کپی رایت اسرائیل بروی برنامه مذکور را که باید خودت بدهی .

جواب سال 57 و هم آوایی حزب توده و روشنفکران مذهبی با خمینی را هم باید نیام و سعید بدهند .

من این وسط کاره ای نیستم.

ضمنآ خرید این برنامه از اسرائیل را هم من توی همان سایتی که ذکر کردم خواندم.


ارنستو چه گوارا 10:42 @ Wed, 23 Jun 04

سعيد جان

وقتی که با شمشير زنگار بسته خودتان به مقابله با تمام اين نوع قيم مآبی مدرن ميآيم چرا ديگر عصبانی ميشوی. چیزی که در طول تاریخ عوض داره دیگه گله نداره.

ضمنآ وبلاگ حریم شخصی است میخواهی قبول کن میخواهی نه و شما پدر بزرگها هنوز یاد نگرفته اید که به حریم ها احترام بگذارید -اشکالی ندارد اقتضای سن است.
ببین پدر جان من نوعی خوشم نمیآید اسمم برود کنار حسین درخشان چرا متوجه نمیشوی . موضوع خیلی ساده است.

لابد این طرز صحبت را هم در مهد دموکراسی یاد گرفته ای که مانند سامرائی ها حمله میکنی به منطقی نمیتوانی جوابش را بگویی.


Rosva 10:33 @ Wed, 23 Jun 04

Ernestoye aziz (38)
Baad az salam va chagh salamti, commentat kheili jaleb bud.Mesle in ke shoma az "dakhel" be in jarayan vared hastid, hala ya az tarighe Esraili ha ya az tarighe maghamate ejraii dar Iran.
Vali ba in harfet movafegh hastam ke siasat pedaro madar nadare.Masalan negah konid be jarayane "Iran-Contra" dar sale 1986 'ya hamkariye rofaghaye communist ba Khomeini dar 1357.


Saeed 10:26 @ Wed, 23 Jun 04

به علت فحاشی حذف شد!
جناب سعيد گرامی چنانچه بخواهيد به سنت پيشين و شناخته شده‌ی‌تان اينجا را محل ناسزاگويی و تفرقه‌افکنی کنيد. آی‌پی‌ شما بسته خواهد شد!
شبح


شبح 9:45 @ Wed, 23 Jun 04

موبی ديک عزيز!
چون تعداد کامنت‌هایی که فرستادی زياد بود حدس زدم از فيلترشکن استفاده کرديد. خوشبختانه نظرخواهی چون از فضای ديگری است فيلتر نشده با اين نشانی می‌توانيد مستقيما به نظرخواهی بياييد:

http://66.36.230.31/mt/mt-comments.cgi?entry_id=27615


شبح 9:36 @ Wed, 23 Jun 04

بابای عزفان عزيز!
من عادت ندارم به کامنت‌های که پرخاش‌گرانه صحبت می‌کنند پاسخ بدهم. مگر ان که از نسل جوان باشند پرخاشگری از کسی که پنجاه سال دارد ديگر پذيرفتنی نيست البته به دليل ارادتی که به شما دارم و شما از اين کامنت دفاع کرده‌ايد به شما پاسخ می‌دهم!
چه کسی هوچی‌گر ازست من يا اين دوست گرامی شما؟
بيانيه‌یی نوشته شده است. آيا اين بيانيه خطاب به حکومت نيست؟ مخاطب اين جمله چه کسی است؟
"ما امضاکنندگان این بیانیه، به تصویب چنین قانونی عمیقاً معتریض ایم، و خواستار آنیم، که تا فرصت هست، با کارشناسی بیش‌تر، و مشاوره با آگاهان امور و کاربران اینترنت، قانونی عاقلانه و اجرایی برای جرائم اینترنتی تهیه شود."
چه کسی بايد اين قانون را کارشناسی کند؟ کسی جز قوه قضاييه که اين پيش‌نويس آن را تهيه کرده است؟
آيا واقعا دعوا بر سر انشا و املاست؟ به اندازه‌ی کافی در اين مورد حرف زده شده است پس تکرار مکررات نمی‌کنم.
پای بيانيه‌ی آقای ميلانی و دوستان‌اش امضای سايت شاملو که سعی می‌کند خود را ادامه دهنده‌ی راه شاملو بداند پای بيانيه آمده است. من نسبت به اين که امضای شاملو پای اين بيانيه قرارداده شود اعتراض کردم اعتقاد من اين است که اگر شاملو زنده بود هرگز پای چنين متنی را امضا نمی‌کرد و تصور ديگرم اين است سايتی که نام شاملو بر آن نهاده شده است حداقل اين پرنسيب‌های اساسی شاملو را حفظ کند. شاملو هرگز جريان اصلاحات را به‌رسميت نشناخت. هميشه برعليه خاتمی صحبت کرد. حاضر نشد کوچک ترين هم‌کاری با دولت يا حتا طيف اصلاح‌طلب بکند او حتا راضي به مصاحبه با روزنامه‌ی جامعه يا ساير روزنامه‌های اطلاح‌طلب نشد. خب آيا درست است حالا عده‌یی بيايند و نام او را زير بيانيه‌ها بگذارند؟ اين خلاف حقيقت‌مداری نيست؟ حالا من به اين موضوع اعتراض کردم منصفانه کامنت 23 را بخوان می‌نويسد:"محتمل است جناب شبح با سايت شاملو مشکل دارند. شايد به اين دليل که ايشان خود را متولی امامزاده شاملوشان می دانند و نمی توانند تحمل کنند يکی ديگر بيايد و چند سالی کارد روی جگر گوشه ی امام بکشد. اينجور وقتها با خودم می گويم الهی قربان گلوی بريده ات بشوم شبح."
آيا اگر کسی بيايد بگويد شاملو زير اين بيانيه را امضا نمی‌کرد پس کسانی که خود را ادامه دهنده‌‌گان و مروجان نام او میدانند نبايد به نام او زير بيانيه را امضا کنند شاملو را اما‌م‌زاده میکند!؟
اين دوست شما مرا هوچی‌گر خوانده است اما دوست عزيز واقعا چه کسي هوچی‌گر است؟ کسی که وسط بحث ناگهان حرف‌های را پيش میکشد که هيچ ربطی به بحث ندارد هوچی‌گر نيست؟ آيا او فرار به جلو نمی‌کند؟
يک بار به اين جمله نگاه کن:" مرد حسابی، همه‌جای دنيا قانون وضع می‌کنند. کار سخيف دولتها جز اين نيست. دم و دستک اداره‌جاتشان به همين قانون‌ها بند است. اين حضرات هم، امروز و فردا قوانينشان را می‌گذارند. کاری که اعتراض‌ها به پيش می‌برند وارد کردن نيرويی است تا جايی برای مردم باز شود. شما حتما می‌دانيد که مشکل ما از اين و آن قانون نيست.مشکل ما شبکه پيچيده و به هم پيوسته‌ی قدرتی تاريخی‌است. برنامه‌ی حضرتعالی برای اين شعبده بازی تاريخی چيست؟ برای اين شبکه‌ی تودرتو که تا اعماق وجود ايرانيانی که ما باشيم ريشه دوانده. همين ديکتاتوری که در وجود تو، من، اميد و هر فرد استبداد زده‌ای زندگی می‌کند."
آيا هوچی‌گری چيزی جز اين است که حرف‌های درستی را بزنی و جوری وانمود کنی که گويا مخالف‌ات اين حرف‌ها را قبول ندارد و دارد چيز ديگری را می‌گويد. اتفاقا من می‌گويم مشکل ما فلان قانون و بهمان قانون نيست که حالا از قوه قضاييه و مجلس عير قانونی هفتم بخواهيم قانون کارشناسی شده و اجرایی! تصويب کند؟
آيا اين روحيه قيم‌مابانه که میخواهد ما ايرانیها را ديکتاتور بنامد درست است؟
آيا حدود سه سال کارنامه‌ي اين وب‌لاگ چيزی جز ترويج سخن گفتن و نفی استبداد و استبداد زده‌گی است؟
بله من هم می‌گويم بايد به تاريخ خود رجوع کنيم و اتفاقا از دوستان جوان تقاضا می‌کنم تاريخ اول انقلاب را مرور کنند ببينند چه جريان خود را پيرو خط امام خواند و زير عبای ديکتاتوری رفت و سر رفقای خود را بريد! از دوستان جوان تقاضا می‌کنم حرف تمام گروه‌ها اول انقلاب را بخوانند و چپ و راست‌اش را تحليل کنند ببيندد روش و منش حزب توده که کتاب چاپ کرد و از 17 سال در خط امام بودن خود نوشت چه بود؟ببينند آن وقت چه می‌گفتند از چه ادبياتی استفاده می‌کردندند و حالا چه می‌گويند.
جرم من تنها يک چيز است و آن اين است که می‌گويم وقتی میخواهيد پای بيانيه‌یی را امضا کنيد آن را دقيق بخوانيد و ببينيد چه می‌گويد. جرم من اين است که می‌گويم اشکال اين پيش‌نويس قانون در غيرکارشناسی و غيراجرایی بودن آن نيست در اين است که می‌خواهد اينترنت را هم مانند ساير رساناها به بند بکشد بياييد به آن اعتراض کنيم و افکار عمومی جهانيان را برعليه آن بشورانيم.


yalda 9:25 @ Wed, 23 Jun 04

سلام....نميدونم چرا من نميتونم صفحه امضا رو باز کنم:(...تو هر وبلاگی که رفتم نتونستم! ارور ميده...يعنی فيلترش کردن؟يا دليل ديگه ای داره؟من ميتونم بگم يکی به نمايندگی من اونجا رو امضا کنه؟....اگه امکانش هست خوشحال ميشم!


موبي ديك 9:05 @ Wed, 23 Jun 04

نيام محترم( كه ماهيتا بايدپوشش تيغي زنگار بسته يا شايد هم بران باشي!) !
اينطور كه فضاي ترسيم شده از طرف شما راجع به پيشينه تان ميخواهد القا كند گويا چپ بوده ايد و در كليشه هاي رايج در آن روزها غوطه ور . اما اين كلمه مستضعف بد جور تو ذوق ميزند بد نيست براي تكميل اكساسوار آن را هم به واژه اي مورد قبول تر تبديل كنيد.
ضمنن فردي كه ادعا ميكند (مشکل ما از اين و آن قانون نيست.مشکل ما شبکه پيچيده و به هم پيوسته‌ی قدرتی تاريخی‌است) چرا بايد به تازندگان به كليت اين قدرت تاريخي بتازد؟
از كسي كه ادعا ميكند در حوادث نيم قرن پيش حضور داشته نشناختن ماهيت قدرتي كه گويا با آن گلاويزاست (البته اگر صادق باشد) بسيار بسيار جاي تاسف دارد.
يك نصيحت دوستانه ميكنم لطفا سطح درك مخاطبين اين نظر خواهي را درست ارزيابي كنيد و اينطور وقت و انرژي ( گرانبها)ي خود را صرف كاري كه عاقبتي جز شناخت روشهاي جديدتر تفرقه پراكني در عين كوس وحدت زدن و ... براي ما ندارد نكنيد .
كامروا باشيد.


8:18 @ Wed, 23 Jun 04

شبح جان من هم ميخواستم همين را بگويم که انگار سايت اين آقای ضيابری ويروسی است. مراقب باشيد. در زوزه لينک داده بود و آنها فهميده بودند که ويروس دارد. او هم کتمان نکرده بود. شايد از اين هکرهای بچه سال باشد.


ارنستو چه گوارا 8:11 @ Wed, 23 Jun 04

اساتيد گرامی جناب نيام و جناب سعيد

هرکسی بروش خودش اعتراض میکند -این دیگر دو دو تا چهارتای دموکراسی است و ضمنآ دشمن دشمن من ضرورتآ دوست من نیست و نهایتآ اینکه حریم وبلاگها حریم شخصی افراد و اندییشه هایشان است -خواهش میکنم این عملیات قیم مآبانه را تمامش کنید.


جوان مبارز 7:33 @ Wed, 23 Jun 04

نامه ایی رسیده:
ماجرای گلگشت و اقتدارگرایان
دلیلی که باعث شد این نامه را بنویسم اقتدارگرایی و غوغاسالاری اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی ایران (اتحادیه) در مورد مراسم اول ماه مه 1383 که در جاده مخصوص کرج و توسط شورای کارگران برگزار شد , می باشد .......

www.javaan.blogspot.com


تورج 7:25 @ Wed, 23 Jun 04

شبح جان ببخشيد خارج از موضوعه ولی بدوستان اخطار می کنم مبادا روی لينکی که اين کورش ضيابری گذاشته کليک کنند. سايت مزبور حاوی ويروس VBS.Redlof.A است و اگر سيستمتان ايمن نباشد آلوده می شويد. نميدانم غرض ايشان از تحريک حس کنجکاوی ديگران و آلوده کردن کامپيوترهايشان چيه؟!


Saeed 6:49 @ Wed, 23 Jun 04

* بابا اين نيام خيلی خيلی با حاله ! من اول فکر کردم مطلب اولش همینطوری شانسی خوب از آب درآمد :-) بعد مشاهده کردم که اصلا اکسیژنه این حرفاش. و خودش ظاهرا ازوندست شرابهای ناب دبش. کجا بودی تا بحال نيام جان ...؟!

* در مورد وضع و حال ضعيف و نزار اين کشور گفتی و من داشتم خدمت دوستم داريوش شاهد همينرا ميگفتم که خطاهای رندوم چندان جالب نيستند و مدلهای ریاضی توضیحش هم هست و اینها چیزی بدردبخور بما درباره تاریخ و بطور کلی رفتار انسانها یاد نمیدهند. حتی با آن فرایندهای نمیتوان بازار بورس را توضیح داد! اما آنچه جالبه خطاهای سيستماتيکه آنهم وقوع یافته در همین زندگی بشری. مثلا چرا يکی ملتی سه بار در طی يکقرن انقلاب ميکنه و هنوز اينجاست؟! چرا جنگ سرد با برخورد تمدنها (اسلام در مواجهه با غرب) جایگزین شد؟! در حاليکه طبعا انتظار ما از انسان و تاريخش مشاهده يک رفتار هيوريستيکي است ديگه که در میم شاملوی مرحوم با عبارتی دیگر منعکسه: /ما حافظه ی تاريخی نداريم./ خوب چرا نداریم؟! یعنی چرا ما یاد نمیگیریم که یاد بگیریم و اگر یاد میگیریم چرا در کاربردش در مقام عمل در میمانیم یا بهتره بگم رفوزه میشویم؟! حالا دلایل و علل ارتکاب این خطای سیستمیک از جانب انسانها چیستند و چگونه میشود آدرسشان داد؟!

* نیام گرامی! ضمن آنکه من عشق يا بهتره بگم دلدادگی عاطفی را نسبت به يک امر لازمه اوليه ميبينم از برای یک معضل و درد ظاهرا لاعلاج آنهم در مقام تبيين و توضيحش و احیانا درمانش (کما اينکه خودت بدان اشاره نمودی) اما این کافی و وافی به مقصود نخواهد بود. بلکه بايد با يکسری موشکافيها و پرسشهای جانسوزتری اندرآويخت. همانها که صاف طبیعت ما را آدرس میدهند صرفنظر از ریخت و لعابها و زنگ و رنگهای سطحی یا بقول داریوش: واریتیک! مثلا چرا ما انسانها بطور موثر قادر به پيش بينی وضع و آنچه که ما را خوشحال میکند نیستیم؟! چرا تئوریمان درباره طبیعتمان اینه که اگه به فلان چیز یا يا مقصود (اعم از اشیاء مثل يک کالا و يا اوضاع امور واقع مثل سرنگونی رژيم شاه یا همین مورد اخانید) دررسیدیم آنگاه توگوئی دنیا را به ما داده اند؟! و چرا همیشه این تئوری غلط از آب درمیاد؟! منشاء اين بحران درکجاست؟! نیام جان ما محتاج و تشنه معرفتيم هرچند بدان مذعن نباشیم و اين يکی اصلا پاشنه آشيل روشنفکری چپ نه تنها در سرتاسر دنیا بلکه در همين ايران خودمان است. واسه عنصر چپ يادگيری يک امر حرام و لوکس تلقی میشه! که واويلا...!!!


ارنستو چه گوارا 6:42 @ Wed, 23 Jun 04

قابل توجه رسوا

مطلبی در بلاگ ---مبارزه با سانسور اینترنت--- قرار داد شده است:
برنامه فیلترینگ ساخت امريكاست اما شركت های فروشنده آن متعلق به اسرائيل اند و كدهای تجهيزات خريده شده دراختيار اسرائيل است.

لطفآ توضیح دهید!!!!

نکند اینبار هواپیما های اسرائیلی بجای نیروگاه اتمی عراق --- کاربران اینترنتی ایرانی را هدف گرفته اند . واقعآ که راست میگویند سیاست پدر مادر ندارد.


جوان سوسياليست 4:58 @ Wed, 23 Jun 04

سانسور انترنت را محکوم می کنيم
http://www.javaan.net


كوروش ضيابري 4:13 @ Wed, 23 Jun 04

با درود به شما و عرض خسته نباشيد.
من براي شروع صحبتم نياز دارم كاملا خودم را معرفي كنم.
من كوروش ضيابري هستم 14 ساله. به اقتضاي شغل پدر و مادرم كه روزنامه نگار بودند و از سران چپ در استان گيلان به شمار مي رفتند، و نشريه ي آنها، هاتف پرتيراژترين نشريه ي گيلان به شمار مي رفت، به اين كار علاقه مند شدم و در سن 5 سالگي زبان فارسي و خواندن و نوشتن و در سن 7 سالگي زبان انگليسي را آموختم. هم اكنون نيز به ايتاليايي مسلط مي باشم.
پدرم با توجه به اينكه از اصلاح طلبان معروف شهر بوده (سيد حسين ضيابري) و مصاحبه هايي كه با راديو فردا و راديو آزادي داشته است، يك بار مورد سوء قصد قرار گرفت و با يك دستگاه ماشين با پلاك سياسي ... به او حمله شد و البته يك ماه هم توسط اداره ي كل اطلاعات استان زنداني و مورد بازجويي بود.
در هر صورت سوابق سياسي منفي و ضد رژيمي آنها براي ما دردسرهاي بسياري ساخت
من نيز به شخصه وارد كار مطبوعاتي شدم و در سالهاي 82 و 83 به عنوان بهترين خبرنگار و در همين سالها به عنوان بهترين پژوهشگر گيلاني انتخاب شدم. براي اطلاعات بيشتر لطفا به سايتم مراجعه كنيد
دوري من از مركز كشور و سكونت در شهري مثل رشت عوامل پيشرفت را بسيار از من دور كرده است. اما با سايتهاي بسيار زيادي از جمله صبحانه، عياران و برخي نشريات هندي زبان و داخلي و به طور موردي با نشرياتي مثل كاپوچينو و .... همكاري داشته ام. خيلي تمايل دارم به صورت موردي و گهگاهي براي شما مطالبي ارسال كنم. من در حال تحصيل براي اخذ مدرك ciw از مجتمع فني تهران هستم و طراحي وب مي كنم.
در مورد مطالبتان كه بايد بگويم در اين فضاي مسموم دنياي مجازي با اين همه سايتها و بلاگهاي زننده و غيراخلاقي با مطالب بي محتوا، لذت بردم از ديدن بلاگ غني شما.
اگر خواستيد به من لينك بدهيد. ممنون شما مي شوم و اگر خبرم كنيد جبران مي كنم. سپاسگزارم


نيام 2:52 @ Wed, 23 Jun 04

--نظر در تو می‌کنم ای بامداد
که چه ويران نشسته‌ای!

-ويران؟
ويران نشسته‌ام،
آری
و به چشم‌انداز اميد آباد خويش می‌نگرم.
-شاملو
اسد جان،
همه، قصه ی دردی‌است. خواستی واگويش کن.


اسد 2:34 @ Wed, 23 Jun 04

نيام عزيز،
نوشته‌ات را خواندم و دلم حسابي گرفت.
خسته نباشي و هزاربار ممنون :)
باز هم خواهم خواندش و اگر اجازه دهي در وبلاگم مي‌گذارمش.


نيام 2:14 @ Wed, 23 Jun 04

شبح خان،
نمی‌دانم در کجای متن بيانيه اول cyber-freedom جمله‌ای خطابی به دولت و جمهوری آمده که اينطور بل گرفته‌ای.
دوست عزيز، آن امضا را اگر اميد خان يا رفقايش سرخود گذاشته باشند پای بيانيه‌شان، چيزی از چنان و چنان بودن سايت شاملو کم نمی‌کند.
لطف کن و قدری حافظه‌ی تاريخی داشته باش. شده، قصه‌ی آن جماعتی که در کافه، امروز حزبی بپا می‌کنند و فردا انشعاب راه می‌اندازند. سود اين جور هوچی بازی‌ها را فقط جمهوری می برد و لاغير. انگار هرچه می‌کشيم از دست آدم‌های تخيلی‌است.بيا روی زمين و قدری فکر کن که شما از چه مصدر اجرائی انتظار داريد تا سانسور را حذف کند، يا از سازمان‌های جهانی؛ يا از همين حضرات جمهوری؛ يا از مردم. هدف مگر جز اين است که حضرات بيايند و دست از اين معرکه‌گيری‌های مداوم بردارند، دست از سر کچل اين مردم خسته و تلخ بردارند؟ خوب دوست من، کار شما مصداق حکايت "به در می‌گويم تا ديوار بشنود" است. نه! شاملو پای هيچ بيانيه‌ای خطاب به "دولت ايران" را امضا نکرده‌است. من هم در آن طومار هطچ عبارتی خطاب به دولت نديده‌ام.
مرد حسابی، همه‌جای دنيا قانون وضع می‌کنند. کار سخيف دولتها جز اين نيست. دم و دستک اداره‌جاتشان به همين قانون‌ها بند است. اين حضرات هم، امروز و فردا قوانينشان را می‌گذارند. کاری که اعتراض‌ها به پيش می‌برند وارد کردن نيرويی است تا جايی برای مردم باز شود. شما حتما می‌دانيد که مشکل ما از اين و آن قانون نيست.مشکل ما شبکه پيچيده و به هم پيوسته‌ی قدرتی تاريخی‌است. برنامه‌ی حضرتعالی برای اين شعبده بازی تاريخی چيست؟ برای اين شبکه‌ی تودرتو که تا اعماق وجود ايرانيانی که ما باشيم ريشه دوانده. همين ديکتاتوری که در وجود تو، من، اميد و هر فرد استبداد زده‌ای زندگی می‌کند.
دوست من، همه‌چيز يک مملکت مستضعف، مستضعف است: راستش، عقب مانده‌است، چپش عقب‌مانده است. آخوند و ملايش هم عقب‌مانده است. يادم نمی‌رود که اول انقلاب ما چپ‌ها هم ترش می‌کرديم وقتی دختر ژيگولی با پسر ژيگولی برنامه می‌گذاشت. يادتان رفته آن‌همه ژست‌های عقيدتی در خانه‌های تيمی و هزار جور ماجرای ديگر...
يادتان رفته، همينکه احساس کرديم باد آزادی بهمان خورده هزار شعبه شديم...دلم از اين‌همه تکرار گرفته شبح خان...
به ياد سخنرانی شاملو می‌افتم و دلم می‌لرزد از مرور خاطرات: ما حافظه ی تاريخی نداريم.
پسر جان، ما کار اساسی را نمی‌کنيم و آنوقت سر انشا و املا گلاويز می‌شويم. هم من، هم تو، هم اميد خان، هم آن خسن آقای عجول و همه‌ی رفقا بار سنگين وظيفه بر دوشمان است. بيائيم، قدری عاقل باشيم و همه چيز را فدای خودخواهی نکنيم. کاری چنان کنيم که آن بزرگ‌مرد انتظارش را داشت: عميق‌تر باشيم، اين وقتی که اين‌جا سر شعبه ها و اخم‌وتخم کردن‌ها تلف می شود بايد سر انتشار آنچه ميراث ماست بگذرد. بايد سر بازخوانی مشترک خاطرات و درسهايمان از تاريخمان بگذرد.
آمديم اعتراض کرديم از ماجرای قطعه‌ی سی وسه، به فکرمان رسيد که خاطراتمان را از رفقا گرد بياوريم و منتشر کنيم؟ آمديم جار زديم از حکايت شصت و هفت، به عقلمان رسيد از هر رفيق رفته چند خط نامه و نوشته و بيوگرافی اقلا منتشر کنيم. فکر کنم که ما هم، متحد با آن حضرات، رفقايمان را در گور کرده‌ايم.
من نمی‌دانم، چه می‌رود بر ما. فقط می‌دانم که حکايت خوشی نيست. آقا، شبح خان، اين بن‌بست، ببرهای عاشق می‌خواهد و بس. عاشقی هم حکايت شمشيری نيست که ان نابکار در کفت می‌گذارد. چه تلخ است سرگذشت آهنی که تاريخمان در دست‌هايمان نهاد تا تيغه‌ی گاو آهن کنيم.
دريغا ويران بی‌حاصلی که مائيم.


شبح 0:50 @ Wed, 23 Jun 04

هاله جان!(22)
ظاهرا حق با توست متن تو اين ايرادها را ندارد.


شبح 23:44 @ Tue, 22 Jun 04

زمينی عزيز!(26)
از لطف‌ات متشکرم!
هاله جان! بگير تحويل دو تا "را" اضافه است! خسن‌آقا جان من درست‌اش کردم لطفا تو هم درست‌اش کن!
خب زمينی جان! مسلما "خارج" درسته نه "خرج"!
بچه‌ها با اين کار می‌خواستن نشون بدن که امضا کننده‌گان اين تومار اونو می‌خونن و با دقت هم می‌خونن! مرسی زمينی جان تازه دو تا غلط‌اش هم داريوش عزيز و کنج‌کاو عزيز گرفتن!


شبح 23:33 @ Tue, 22 Jun 04

نيام گرامی(23)
اول اين که: تومار بين‌المللی مبارزه با فيلترينگ جمهوری اسلامی که تو آن را به نام بيانيه اول ياد کرده‌یی چنان که شما می‌گوييد. بيانيه من نيست. من يکی از امضا کننده‌گان آن هستم.
شما اول چشمان مبارک‌تان را باز می‌کرديد و می‌ديديد که در پای بيانيه‌ی نخست امضای سايت شاملو را قرار داده‌اند بعد می‌فرموديد که فضای سايت شاملو چنين و چنان است! ضمنا من تاکيد کردم هيچ مشکلی با اين سايت ندارم اما با امضای اين بيانيه به نام شاملو مشکل دارم!
من ننوشتم که شاملو پای هيچ بيانيه‌یی را امضا نکرده است نوشتم که پای هيچ بيانيه‌یی که مخاطب‌اش حکومت باشد امضا نکرده است. دوست گرامی تفاوت مهم اين دو بيانيه در اين است که اولی يعنی بيانيه‌‌ی مشاوران قوه‌ی قضاييه اين قوه را خطاب قرار داده است و مشکل اين پيش‌نويس را کارشناسانه نبودن اين پيش‌نويس می‌داند و می‌خواهد اين قانون با کارشناسی بيشتری نوشته شود. بيانيه‌ی دوم به سانسور اينترنت اعتراض می‌کند و برای آن که تبليغات جمهوری اسلامی مبنی بر اين که سايت‌های پرنوگرافی کودکان يا سايت‌های از قبل را سانسور می‌کند را خنتا کند اعلام می‌دارد ما مخالف حذف اينگونه سايت‌ها نيستيم و از آزادی بيان دفاع می‌کنيم!


شهرام 23:24 @ Tue, 22 Jun 04

واقعا شما فکر می کنيد آخوند جماعت از اين امضاء ها ککشم می گزه؟اينا مارو مسخره کردن.پول ميدن آمريکا و اروپا هم کار واسش انجام ميدن.شکايت قاضی رو پيش قاضی می بريم.ولی کلا من با اين حرکت موافقم.
شيمبل


خُسن آقا 22:16 @ Tue, 22 Jun 04

نیام (23)، شما گمان می کنید که فرق آنها را کشف کرده اید. افسوس که شما هم مثل عده زیادی به همان چاهی افتادید که برایتان کنده اند البته این حق شماست اگر بخواهید با سر به چاه بیفتید، ولی فقط جهت اطلاع دیگران برای هزارومین بار تکرار می کنیم شاید گوش شنوایی باشد.
فرق اساسی این بیانیه با بیانیه دیگران این است که بیانیه ای که ما بر سر آن به توافق رسیده ایم رژیم جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی شناسد که خیلی طبیعی است زیرا اکثریت ملت ایران رژیم جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی شناسند.

درمورد شاملو هم باید به عرض شما برسانم که باید این حرفها را به آنهایی بزنید که از نام یک شاعر مردمی که در بین ما نیست برای مقاصد سیاسی خود سوء استفاده کرده اند. ما نیازی به سوء استفاده از نام شاملو نداریم.


Saeed 21:22 @ Tue, 22 Jun 04

* درود و تحیات بسیار خدمت نيام ۲۳ که گفت آنچه دقیقا مقصود من بود :-) مرسی!


زمینی 21:04 @ Tue, 22 Jun 04

شبح عزیز سلام
هاله خانوم گل و خسن آقای گرامی هم خسته نباشند.
شبح جان متن قبلی ات را هم دوست داشتم و به نکات درست و ریزی اشاره کرده بودی. خیلی دوست داشتم برایت کامنت بگذارم اما این روزها در تحریم اینترنت به سر می برم!
با این بیانیه موافق هستم و چند نکته ی ویرایشی به نظرم آمد که می نویسم:
...مخالفت شدید خود را نسبت به قوانینی که جهت سانسور اینترنت در ایران درشرف تصویب است را اعلام می‌داریم.
فکر کنم بعد از تصویب است با یک کاما و برداشتن را جمله را روان تر می توان خواند.
تکرار را به نظر اضافی است.
....مبادله آزاد اطلاعات در داخل و با خرج از ایران را سلب کرده...
و با خارج؟ و یا خارج؟ با توجه به متن انگلیسی با مد نظر بوده است و برداشتن با جمله را درست تر نمی کند؟
...همچنین حکومت ایران ایشان را به برقراری آزادی بیان و ارتباطات ترغیب کرده ...
بعد از ايران کاما نمی خواهد؟


خُسن آقا 20:54 @ Tue, 22 Jun 04

(24) روشنک عزیز این چیزی بود که پیش بینی‌اش چندان مشکل نبود سناریو از این قراره که نشریات متعلق به اصلاح طلب‌ها و کارگذاران که به بوسیله شمس الواعطین اداره میشه دارند یک شاخه وبلاگی رو ترویج میدن به رهبری آیت الله درخشان و حجت ال اسلام امید میلانی.
اینها دریافته‌اند که برای کنترل جوانان بهترین راه همین محیط وبلاگ‌ها و اطاق‌های چت هست.
حالا اگر ملت هشیار باشند فتواهای این نو آیت الله‌ها را به پشمشان هم حساب نمی‌کنند و به راه خود ادامه می‌دهند یا اینکه مثل عده‌ای از وبلاگ نویس‌هایی که تا حدودی حتی می‌توان به آنها پیشرو هم گفت در این مسیر به دام اینها افتاده‌اند. برای نتیجه گیری دقیق‌تر باید کمی دیگر صبر کرد و منتظر بود تا ببینیم چه می‌شود. روزهای آینده جنبه‌های دیگری از این مساله روشن خواهد شد.


روشنک 20:20 @ Tue, 22 Jun 04

در روزنامه اعتماد امروز مطلبی خوندم با این مضمون که بعضی از کاربران اینترنت در یک حرکت نمادین با ایجاد یک وب سایت به پیش نویس جرایم اینترنتی اعتراض کردن .نوشته بود کاربران اصل کلی وجود قانون رو لازم و ضروری میدونن و با بی قانونی و هرج و مرج مخالفن و با تنظیم قانون برای ارتباطات الکترونیکی و اینترنت موافقن و این مطالب رو با عنوان گزارش سینا نقل میکرد و نوشته بود که بیش از دویست نفر از وبلاگ نویسان اونرو امضا کردن در آخر هم آدرس سایت رو نوشته بود www.cyber-freedom.com .
عجب!! چه جوريه؟ جمهوری اسلامی هم که داره تبليغ ميکنه؟همبستگی هم امروز از زبون کوچک زاده نماينده تهران نوشته بود که توسط سايتها می خواهند لوله های قطور فاضلاب فرهنگی به ذهن مردم بريزند.عجبا !! در ادامه هم گفته آقايان معتقدند ما نبايد بر آنچه بعنوان خوراک معنوی به ذهن مردم سرازير ميشود نظارت داشته باشيم.من بعنوان يکی از زنان جامعه و نه منحصرا آقایون ميگم اصلا تو کی هستی که می خوای نظارت کنی ؟ مردم خودشون عاقلن و به قیم نیازی ندارن .من با آزادی موافقم بی قيد و شرط در همه زمينه ها .


نيام 18:08 @ Tue, 22 Jun 04

جناب شبح
من سعی کردم اين دو طومار مرتبط به فيلترينگ را با هم مقایسه کنم و ببينم فرق آنها با هم چيست. به نتيجه ی زیر رسيدم اميدوارم روشنم کنی:
توضيح : اولی يعنی cyber-freedom دومی يعنی مال تو.
1- اولی، عين دومی بر اهميت آزادی صحه می گذارد و مطمئن است که قانون کذايی ضد آزادی های اساسی مردم است. دست و پای آنها را می بندد و حقوق آنها را منکوب می کند.
2- اولی می گويد بيايد کارشناسی کنيد و اگر قرار است قانون بگذاريد اين قانون بد است و تصحيح اش کنيد. دومی می گويد قانون را مطابق سانسورهای جهانی بگذاريد.
اين دو مورد به من ثابت می کند که اين بيانيه جز اينکه دو انشای متفاوت دارند از نظر محتوی فرق چندانی ندارند. انشای دومی چرب و چيل تر است و سروصدابه پاکن تر و انشای اولی متين تر و بی شاخ وبرگ تر.
و از خودم می پرسم اگر همه ی دعوا سر انشاست، اين همه واويلتا که حضرتعالی بلند کرده ايد برای چيست؟
بعد اينکه من نمی فهمم چه ربطی بين اينکه احمد شاملو اين و آن بيانيه را امضا می کرد يا نمی کرد با اينکه سايت شاملو بيايد بيانيه ای را امضا کند وجود دارد؟
احساس می کنم که شما هم مثل حضرات آخوندها از شاملو يک امام شاملو ساخته ايد و خودتان را متخصص سيرت نبوی حضرت شاملو می دانيد. يک مجتهد به معنای واقعی که می داند شاملو چنين کاری را می کرد يا نمی کرد. پيشنهاد می کنم بنشينيد و رساله بدهيد.تعجيل کنيد تا ديگران به خطا نروند.
شاملو تا آنجا که من می دانم در تهيه ی بسياری از بيانيه های کانون نويسندگان در قبل و بعد انقلاب دست داشت. و آدمی نبود که اصلا بيانيه امضا نکند. از خودم می پرسم پس منشا مجادله چيست؟
1- محتمل است جناب شبح با اميد ميلانی مشکل دارند. خوب اگر مشکل، اميد ميلانی است فکر می کنم شماها می توانيد برويد يک گوشه ای و برای هم خط و نشان بکشيد يا اينکه آستين بالا بزنيد و دک و پوز هم را خورد کنيد و بی خود کثيری از ملت را مچل دعواهای شخصی نکنيد.
2- محتمل است جناب شبح با سايت شاملو مشکل دارند. شايد به اين دليل که ايشان خود را متولی امامزاده شاملوشان می دانند و نمی توانند تحمل کنند يکی ديگر بيايد و چند سالی کارد روی جگر گوشه ی امام بکشد. اينجور وقتها با خودم می گويم الهی قربان گلوی بريده ات بشوم شبح. حال و حوصله داری همت کن کاری کن که آنها می کنند. من کمتر سايت فارسی را می شناسم که چنين فعالانه و بی حب و بغض و بی مدعا بنشيند کار کند و بنويسد از شاملوی بزرگ.
3- تعجب می کنم وقتی اميد ميلانی می گويد از مسئولين سايت شاملو. رفتم سرک کشيدم به سايت تا ببينم لينکی خبری هست که از آن يا اين بيانيه دفاع کرده باشم ديدم نه خير. تازه وبلاگ شاملو را نگاه کردم و ديدم مطلب جديدشان درست جايي غير ازآنجا که شبح خان و اميد خان ايستاده اند ايستاده و به کنايت آن ضرب المثل معروف "که يک نه بگو و نه ماه رودل نکش" کنايتا به هردو نه گفته.
باز به ياد شاملوی بزرگ می افتم:
در مزار ِ شهيدان
هنوز
خطيبان ِ حرفه‌ئي درخواب‌اند.
حفره‌ي ِ معلق ِ فريادها
در هوا
خالي‌ست.
و گُل‌گون‌کفنان
به خسته‌گي
در گور
گُرده تعويض مي‌کنند....


هاله 17:03 @ Tue, 22 Jun 04

شبح جان، عیب از حسن آقائه! من که درست نوشته ام. اینجا رو ببین:

http://mithras.org/docs/censor-petition-fa.pdf


شبح 16:12 @ Tue, 22 Jun 04

کنج‌کاوعزيز(19) و داريوش جان(10)
"م" و "شين" را درست کردم! خب فکر کنم خسن‌آقا و هاله‌ی عزيز اين دو تا غلط را گذاشته بودن يا يادمون باشه دقيق بخونيم و امضا کنيم!
شبح به اين توجيه‌کاری نوبره والا!


شبح 15:52 @ Tue, 22 Jun 04

پرنيان عزيز!(14)
چند تا از دوستای ديگه خصوصی ايميل فرستادن و همين حرف تو را زدند. مرسی از شهامت تو که علنی گفتی. مطمئن هستم اگر تنها فايده‌ی اين نوشته‌ها و اين بحثها اين باشد که با دقت بيشتری تومار تهيه کنيم و با دقت بيشتری امضا کنيم کافی است و به نتيجه رسيده‌ايم. خواندن کامنت‌های از نوع اين کامنت تو چه رامشی به آدم می‌دهد و خسته‌گی را از تن در می‌کند. مرسی نازنين!
ارنستوی عزيز!(17)
مرسی اميدوارم خسن‌آقای عزيز اين لينک را در صفحه‌ي مبارزه با فيلترينگ قرار دهد. خوشبختانه ظاهرا اسم وب‌لاگ شبح در آن نبود! اما چطوره که هنوز فيلتر هستم نمی‌دانم! احتمالا ليست‌شان سياه‌تر از اين است.
زولبيای عزيز!(18)
متاسفانه سايت شما هم فيلتر شده نتونستم بيام حالا سعی می‌کنم در اولين فرصت با فيلترشکن مزاحم بشم. تمام مطالب اين‌جا هم متعلق به تمام دوستانه و استفاده از آن احتياج به اجاز نداره!


کنجکاو 15:51 @ Tue, 22 Jun 04

شايد اين ها باشند که داريوش شاهد می گويد.
-سازمان گزارش گران بی مرز ( ش افتاده)
-تنها به حتویات [!؟]محکوم شده ( واپسين خط)


زولبیا 15:01 @ Tue, 22 Jun 04

سلام ...شبح جان من از يه تيکه از مطلبيت تو پست اخرم استفاده کردم البته لينک دادم ولی خب اومدم اجازش رو هم رفته باشم...بيای مطلبم رو بخونب هم خوشحال ميسم در مورد فيلترينگ


ارنستو چه گوارا 13:33 @ Tue, 22 Jun 04

اينهم يک ليست سياه وبلاگها که ارشيای عزيز برايم فرستاده است.

http://stop.censoring.us/archives/011038..php


Rosva 13:17 @ Tue, 22 Jun 04

Shabah jan
Vaghean modatti bikar hastam va vaght daram dar bahs haye majazi ebraze aghideye majazi konam.
abaraye shoma mobarezine majazi va enghelabiune computeri arezuye movafaghiat daram .Omidvaram hazrate Marx aleihe salam moradetan ra bede


پرنيان 12:56 @ Tue, 22 Jun 04

آها پيدا کردم. ممنون.


پرنيان 12:53 @ Tue, 22 Jun 04


راجع به اون اعتراض به پيش نويس جرايم اينترنتي راست گفتي شبح جان. منم جزو كساني هستم كه نخونده اون تومار رو امضا كردم. از بس همينطور نوشته گذاشتن جلومون گفتن امضا كنين و ما هم نخونده قبول كرديم ديگه عادت شده واسمون و به صرف اينكه چند تا آدم بزرگتر از خودمون امضاش كردن پس خوبه! امضا مي كنيم. راستي كد لوگو رو از كجا گير بياريم؟


شبح 12:47 @ Tue, 22 Jun 04

علی قديمی عزيز!(۹)
از لطف‌ات متشکرم. خواهش می‌کنم به اين موضوع دقت کن که حکومت ايران از سوی مجامع بين‌المللی حقانيت و مشروعيت دارد اما زا نظر مردم ايران که کمتر از ده درصد به مجلس‌اش رای داده است حقانيت و مشروعيت ندارد. به همين دليل ما بايد اعتراضات‌مان را متوجه همان کشور کنم و بگوييم شما که اين دولت را قانونی می‌دانيد به آن فشار بياوريد تا دست از اعمال غيرقانونی‌اش بردارد.
به هر حال ما اين‌گونه فکر می‌کنيم اما برای نظر شما هم احترام قايل هستيم و به سهم خودم بابت امضای تومار تشکر می‌کنم.


شبح 12:41 @ Tue, 22 Jun 04

داريوش جان!(۱۰)
عزيزم. غلط‌هاشو بگو! تا درست‌اش کنيم.


شبح 12:40 @ Tue, 22 Jun 04

رسوای گرامی!(6)
همين که افسری اسرائيلی کار ما را بی‌حاصل می‌داند مطمئن‌مان می‌کند که کار ما بی‌حاصل نيست. وگرنه مگر شما بی‌کار هستيد که وقت و انرژی خود را صرف کنيد تا بگوييد کار ما بی‌حاصل است؟
در ضمن من مخالف سازمان‌های بين‌المللی نيستم اما اين‌ها را ناکافی برای آزادی انسان‌ها می‌دانم. در ضمن وجود آزادی و دموکراسی بنابر خواست دولت‌ها نيست دقيقا حاصل مبارزات مردم است.


داریوش شاهد 11:41 @ Tue, 22 Jun 04

شبح جان ۲ تا غلط املائی داره! ردیفش کن.


علی قدیمی 11:32 @ Tue, 22 Jun 04

دوست عزيز متن شما هم بسيار خوب و منطقی است و من آن را حتما امضا می کنم اما واقعيت اين است که ما در ايران زندگی می کنيم و دولت ايران در مجامع بين المللی رسميت دارد. و اعتراض به احکام يک نهاد دولتی در ايران با همه ی مشکلاتش عملی متمدنانه و انسانی است. چه آن نهاد مردمی باشد و چه نباشد. چه مورد محبت کاربران اينتر نت باشد و چه مورد انتقاد. ما ساکنان این کشوریم و اگر مایل به همکاری با برخی نهاد ها نیستیم این حق را داریم که در برابر تصمیمات نا عادلانه ی آن نهاد ها بایستیم . اما به هر حال من متن پيشنهادی شما را هم موثر و کارساز می دانم و با کمال ميل امضا می کنم. ممنون از توجه شما


هاله 10:52 @ Tue, 22 Jun 04

محمد (۴) - آزار داری ملتو غصه میدی؟ :)


شکارچی 10:47 @ Tue, 22 Jun 04

حالا يه چيزی شد شبح نازنين. ..
واقعا خسته نباشی.


Rosva 10:28 @ Tue, 22 Jun 04

Shabahe gerami,
Baad az khandane in toumare majazi,soalati baram matrah shod ke omidvaram javab dashte bashand:
1)Aya shoma fekr mikonid ke ba emza kardane yek toumare majazi ke dar hich kojaye donya kasi be an tavajjohi nemikonad asari dar mobareze ba regime khahid dasht?Motmaen bashid ke tanha taasire in toumar bazi tashdide jango jadal beine ahaliye weblogestane khode mast.
2)Baraye man ghabele dark nist ke shoma az donyaye "azad" taghazaye komak mikonid,dar hali ke Marxisme khode shoma az rishe ba in donyaye "azad" va tamame mazahere an az jomle dolat ha va sazman haye beinol melali mokhalefat darad.
Be har hal man sefareshe shoma ra be dolate Esrail mikonam.


روزبه 9:51 @ Tue, 22 Jun 04

شبح عزيز در بلاگم قرار دادم و به چند تا از گروه های ياهو هم ايميل کردم.روزبه


محمّد 9:39 @ Tue, 22 Jun 04

سلام :
موافقم ولی امضا نکردم !!!!


هاله 9:25 @ Tue, 22 Jun 04

خسته نباشی شبح جان.


زولبیا 9:18 @ Tue, 22 Jun 04

شبح عزيز طبق معمول با شما موافقم و امضا هم کرديم ولی سوالی عمده از شما دوست عزيز آيا تا به حال هيچ کدام از اين طومار ها و اقدامات انجام شده اثری داشته علت آن هم هماهنگ نبودن کامل بلگ استان است بهترين کاری که می توان در اين باره انجان داد تشکيل يه گروه نمايينده از چند نفر مجرب و يک وکيل برای رسيدگی به اين کارهاست


مهتاب 8:34 @ Tue, 22 Jun 04

www.javaan.net






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1249
تعداد نظرات: 26303
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 15, 2006 09:27 am


از کجا آمده‌اند؟