●
خرافات(يادآوری و فراموشی)
تاريخ به اندازهی کافی در خرافات حل شده است، اکنون خرافات را در تاريخ حل خواهيم کرد. (کارل مارکس[1])
پس از آن که ميليونها نفر از شمال تا مرکز ايران و در دو شهر بزرگ تهران و کرج لرزيدند بازار شايعات در مورد زلزله گرم شد. اين موضوع مرا برآن داشت که در مورد خرافات و باورهای خرافی مطالبی را با دوستان در ميان بگذارم برای پراکنده نشدن بحث سعی میکنم در هر مطلب فقط به يک موضوع بپردازم.
خرافات چيست؟
باورهای خرافی باورهایی هستند دربارهی وجود و ماهيت "چيز" يا "واقعه" يا "عمل"يی که وجودش با سلسله روابط علت و معلولی متعارف قابل توجيه نباشد.
اجازه دهيد اين تعريف را به صورت سردستی قبول کنيم اگر ديديم ناکارامد است بعدا عوضاش میکنيم.
بسياری از باورهای خرافی به دليل اصل بسيار سادهیی تثبت میشوند.
1- يادآوری و فراموشی
يکی از رايجترين باورهای خرافی در بين مردم ما ارتباط بين عطسه و اتفاق شوم است. چطور ممکن است چنين رابطهی کاملا پرت و غيرمنطقییی تثبيت شود؟ به دليل مکانيزم عمل اصل سادهیی که از آن به "يادآوری و فراموشی" ياد شد. به صورت تصادفی و آماری احتمال اين که دو اتفاق کاملا نامربوط مانند "عطسه کردن" و "وقوع حادثهیی ناخوشايند" به صورت متوالی و در يک روز برای شخصی حادث شود. احتمالا کمی نيست اما اين احتمال وقتی در تعداد آدمهای معتقد يا نيمه معتقد ضرب شود به عدد بزرگی میرسيم. اين احتمال کم از دو جهت هم تقويت میشود. فرض کنيد شما موقع خروج از خانه عطسه میکنيد و اطرافيان به شما میگويند صبر کن و نرو و شما گوش نمیدهيد و احتمالا آنها را مسخره میکنيد و میرويد و هيچ اتفاقی هم برای شما نمیافتد. اين ماجرا ماجرای عادی و غير قابل بيانی است که جایی نقل نمیشود و به زودی فراموش میشود. اما اگر شما به اخطار اطرافيان گوش ندهيد و بيرون برويد و اتفاقی برای شما بيفتند حال ما با ماجرایی جالب و قابل بيان روبهرو هستيم که دهان به دهان نقل میشود و موجب تثبيت باور خرافی آغازين میشود. به عبارت ديگر هر چند وقوع همزمان "عطسه" و "حادثهیی شوم" مثلا ده درصد است و عملا هم در طول زندهگی يک نفر 9 بار عطسه میکند و هيچ اتفاق شومی هم نمیافتد و يک بار هم اتفاق میافتد اما اين يکبار به ياد میماند و نقل میشود و آن نه بار نقل نمیشود و فراموش میشود. تازه فراموش نکنيد در اينجور مواقع "اتفاق شوم" هم مورد توجه بيشتر است. مثلا اگر در حالت عادی اتومبيل شما تصادف سادهیی میکرد و به فرض آيينهی آن میشکست اصولا "اتفاق شوم" تلقی نمیشد اما حالا به عنوان اتفاقی شوم که به دليل عدم توجه به اخطار عطسه حاصل شده است به آن نگاه میشود.
خود من در مورد فال حافظ اين تجربه را دارم. به دليل علاقه به حافظ و بهخصوص حافظ شاملو معمولا فال حافظ میگيرم. طبيعی است که مواردی پيش میآيد که اين فالها به صورت دقيق با نيت شخص در ارتباط هستند. اما در موارد زيادی هم کاملا بیربط هستند بگذريم که تفسيرپذيری و چند بعدی بودن شعرهای حافظ کمک میکند تا با ضرب دگنک اين شعرها را با نيت همراه کرد اما به هرحال آن موارد مشخص که ارتباط قوی با نيت دارند به ياد میمانند و نقل میشوند و موارد معمولی يا بیربط کاملا فراموش میشود. (خاطرات من در اين مورد جالب است که شايد يکبار نوشتم.)
در مورد زلزلهی اخير هم همين جو خرافی دامنگير همه شده است. خانم يکی از دوستان با صدای لرزان زنگ میزند و میگويد تهران را ترک کنيد چون بلژيکیها که در دانشگاه شريف مستقر هستند اعلام کردهاند گسلهای جنوب تهران فعال شدهاند و فردا زلزلهی بزرگی تهران را نابود میکند. هر چند اين خانم آدم معقول و تحصيل کردهیی است اما ذهناش توان تجزيه و تحليل منطقی حوادث را ندارد و نمیتواند علمی با موضوع برخورد کند. حالا کافی است فردا زلزلهی خفيفی هم رخ دهد تا ديگر همه چيز برای او مسجل شود. احتمال وقوع زلزله در تهران هميشه وجود داشته است از نظر علمی تا جایی که من میدانم اين احتمال در روزهای اخير افزايش پيدا نکرده است ممکن است من هنوز نوشتن اين متن را تمام نکرده باشم که زلزلهیی بيايد و تهران را و مرا ويران کند اما اين دليل نمیشود که به توصيهی آن بانوی نازنين با صدای لرزان عمل کنم و امشب را در کوه و جنگل بگذرانم.
منشا بسياری از باورهای خرافی را میشود با کمی کنکاش و جستوجو يافت و ريشهيابی کرد. اميدوارم حول اين موضوع و فقط از زاويهی "بهيادآوری و فراموشی" مسئلهی شکلگيری و تثبيت باورهای خرافی در نظرخواهی بحث شود و دوستان فکتهای تجربی خود را بيان کنند.
به هر حال من امشب را مانند چند شب پيش با آرامش میخوابم و دلام برای کسانی که تنشان تا صبح میلرزد و يا زير اين باد زوزهکش تا صبح گرده عوض میکنند میسوزد. اما اگر زلزله بيايد و من حتا فرصت گرفتن قبض را نداشته باشم آنوقت آنها يک عمر میگويند: "ما بهش گفتيم اما گوش نکرد جاناش را پای کلهشقیاش گذاشت!" اين به آن در!
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - کارل مارکس، دربارهی مسئلهی يهود گامی در نقد فلسفهی حق هگل، ترجمهی دکتر مرتضا محيط، ويراستارن: محسن حکيمی- حسن مرتضوی. نشر اختران ص 19 بخش دربارهی مسئله يهود.
June 3, 2004 01:25 AM