|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 11 خردادماه 1383 | May 31, 2004
● اقتران دربارهی 30 خرداد و 18 تير
يکی از ويژهگیهای "وبلاگ شبح" نظرخواهی آن است. شايد دنبالهدارترين بحثهای وبلاگی در وبلاگهای فارسی در اين وبلاگ صورت میگيرد. مسلما اين ويژهگی را من مديون دوستانی هستم که به اينجا سر میزنند و از سر لطف در بحثها شرکت میکنند. چندی پيش آقای مهران محبوبی پيشنهاد کردنند موضوعی را اينجا به بحث بگذارم. متن ايميل ايشان به اين شرح است: ٣٠ خرداد و ١٨ تير: مرگ يک انقلاب و تولد انقلابى ديگر
بهزاد عزيز!(113)
شبح جان بحث را به بیراهه می بری ...
a.s عزيز از شما متشکرم
خرس مهربان عزيز!(110)
سلام شبح عزيز . چند بار نوشته هی اخيرتان را خواندم بعضی وقت ها می خواستم تو بحث ها شرکت کتم ولی راستش می ترسيدم ولی الان که پست جدیدیتان در مورد خرافه را شروع کردین و اینجا کمی خلوت شده نظرم را می نویسم :
ای .اس عزيز!(۱۰۸)
شبح عزيز ( ۱۰۳ )
نرسی عزيز!(۱۰۶) ارنستو جان!(۱۰۵)
واقعا از خواندن خاطرات انقلاب لذت بردم. ای کاش می شد تمام اینها را در یک جا جمع کرد و نسل بعد از انقلاب را از دید دیگری و خلاف آنچه تابحال شنیده اند و آموخته اند با وقایع آن دوران آشنا کرد. چندی پیش در سایت روزنه تصاویر تظاهرات ۸ مارس ۵۷ (یا ۵۸؟) را دیدم و واقعا سطح آگاهی و جنش مردم در مقایسه با امروز برایم تکان دهنده بود. شبح جان این را به عنوان یک پیشنهاد مطرح می کنم ولی می دانم انجامش کار یک نفر نیست وگفتنش آسانتر از انجام دادن آن است. بیاییم تمام این خاطرات، مقالات و عکسها را یک جا بتدریج جمع آوری کنیم و روایت بدون سانسور انقلاب را بدنیا نشان دهیم. اگر ما می خواهیم دوباره انقلاب کنیم باید از گذشته عبرت بگیریم. ملتی که حافظه تاریخی ندارد، اشتباهات گذشته را تکرار می کند.
مثل اينکه زلزله واقعی در همين جا رخ داده! کامنت ها را دو تا در ميان خواندم ولی با اجازه شبح عزیز ودوستان مواردی را مينويسم: ۱- نکته اصلی در مورد ۳۰ خرداد و مجاهدين اينست که مجاهدين بسمت قبول مبارزه مسلحانه هل داده شدند. از طرف تمام کسانی که منتظر سرکوبی طیف های سیاسی رادیکال بودند(مثل طیف های سیاسی راست گرا - ج.ا. و حتی سلطنت طلبان). رژيم برای سرکوبی بهانه لازم داشت و دنبال طعمه ای ميگشت و چه طعمه ای بهتر از مجاهدين احساساتی و جوشی و البته بی تجربه و ساده (البته بنظر من تمام سياسی ها يک سادگی در خودشان دارند که سياسی ميشوند) به نظر من قسمت هايی از درون رژيم برنامه ريزی طولانی مدتی را برای اينکه مجاهدين اعلام جنگ مسلحانه کنند را از همان سال ۵۸ شروع کرده بودند و البته موفق شدند تا بتوانند به اين بهانه سکوت ايرانيان را در مقابل جناياتشان طلبکار باشند. ۲- امکان ارتباط گروه سهند و تقی شهرام وجود دارد. اصولآ تقی شهرام در همه جا نفوذ ميکرد -پيکاری ها استاد نفوذند حتی در هسته های گزينش دانشگاهها برای اينکه حال توده ای ها را بگيرند. ۳- طالقانی همانطور که شبح گفت هرگز سخنگوی خمینی نبود و خلاف نظر بعضی دوستان مورد احترام تمامی طیف های سیاسی بود (خصوصآ پیکار چون دو تا پسرش پیکاری بودند) باز هم روی تمام طیف ها تآکید میکنم. البته این احترام بواسطه شخصیتش بود و نه بواسطه عقایدش هرچند در نهایت برای اینکه از رادیکالیسم جلوگیری کند به تمام گروهها توپ و تشر آمد و این یکی از بهانه های شروع سرکوب شد. ۴- همانطور که دوستان گفتند خمینی بشدت از وقوع ۲۲ بهمن وحشت داشت و احتمالآ در مورد آن تضمین هایی به کشورهای امپریالیستی داده بود . طرفداران خمینی بشدت از نبرد نهایی با حکومت وحشت داشتند و حزب الله از قبل از ۲۱ و ۲۲ بهمن آماده مقابله با مردم خشمگین شده بود . ۵- ۱۸ تیر و ۳۰ خرداد از هیچ نظر قابل مقایسه نیست . نه از جنبه میزان نیروهای اپوزوسیون و نه از جنبه سازماندهی و تشکیلات و نه از نظر میزان فداکاری .۱۸ تیر فرزند رفرم و ۳۰ خرداد فرزند انقلاب بود.
دنيایی عزيز!
بهزاد عزيز!(87)
پيمان عزيز!(۹۸)
روشن جان!(۹۲)
آقا بنده نوازی می فرمايين!
ببخشید فراموش کردم آدرس جمعیت را بدهم : جمعيت کاهش خطرات زلزله ايران (تشکل غير دولتی) به آدرس سايت www.ehrsi.com برای پاسخگويی ابهامات ايرانيان در خصوص زلزله بوجود آمده است
شبح جان سلام . دوستان عزيز هم سلام . ميبخشيد که اجبارا ميبايست مطلبی را در ميان بحث شيرين شما بنويسم که به مقاله مربوط نميشود.. در وبگردی برای تمام فصول مطلبی از کتابدار در مورد زلزله گذاشته شده بنام راهنمای عملی زنده ماندن.. ميبايست به اطلاع جناب عالی برسانم اين مطلب ترجمه ناقص يک متن خارجی است که متاسفانه دارای اشتباهات فاحشی ميباشد که ممکن است موجب لطمات جبران ناپذيری به عزيزان ايرانی بگردد . خروج از تهران پس از زلزله و قبل خارج کردن بستگان درجه اول - بيرون آوردن مجروحی که در زير آوار گير کرده بدون توضيح در خصوص لطمات وارده به ستون فقرات او - ايجاد اظطراب قبل از زلزله بدون آگاهی دادن در خصوص نحوه شناخت نقاط امن در منزل و نکان ديگری که احتياج به وقت کافی و حوصله دارد . لذا خواهشمندم در صورت امکان با سر زدن سايت جمعيت کاهش خطرات زلزله ايران اطلاعات تخصصی مورد نياز را جايگزين این مطلب فرمائيد با تشکر پيمان
اسناد تاريخی
سلام شبح خيلی عزيز...شرمنده که واقعا گرفتارم...دلم لک زده بود برای يه دل سير خوندن اينجا با کامنتاش...به هر حال اينجا سر کار هم ذکر خير شما اغلب هست...به هر حال گفتم که در جریان باشی غیبتت نباشه یه وقت...؛) راجع به اين پستت نظری ندارم فعلا...يعنی الان شرایطی دارم که از بوی سياست هم دچار تهوع ميشه احساسم...گرچه هيچوقت آدم سياسی ای هم نبودم!
سلام .. بنظر من اول باید طرز فکر خودمان را عوض کنیم و تغییر دهیم (انقلاب فکری) اینکه گروه و همعقیده ما اگر دست به فلان کار زند، چونکه حقیقت را اجاره کرده، مجاز هست و اگر دیگری کند جنایت هست. اینکه فقط یک ایدئولوژی و فرضیه میتواند تحولی بوجود آورد و بربری و مواسات برقرار سازد و بخاطر همین دنبال رهبر و رئیس براه بیفتیم و روش را نادیده بگیریم، حتی اگر این روش همان روش حکام سابق باشد، اشتباه هست. انقلاب و مبارزه برای تساوی آنروزی که شخصی و قشری قدرت و ثروت را به خود منحصر کرد شروع شد و تا روزی که عدالت واقعی و برپا نوشد و همه حقوق مساوی نداشته باشیم ادامه خواهد داشت. اول خود را تغییر دهیم و تکان بخوریم و بخود اجازه ندهیم دیگران را بزور تکان دهیم بلکه بکوشیم تا آگاه شوند و بدانند باید از روی میل خود تکان بخورند تا جامعه بلرزد، تا روزی که ما متحدانه نشان ندهیم که خواست ما برقراری عدالت اجتماعی هست، تا روزی که ما فقط پافشاری کنیم که فرضیه و ایدئولوژی ما تنها راه برقرای عدالت اجتماعی هست، حکام نظام و طرفداران استثمار باپرجا خواهند ماند. این دوروز را باید بیاد داشت اما برای رسیدن به هدف و یا نرسیدن به ان و به کجراهه رفتن فقط و فقط طرز فکر مان موثر و مقصر هست.
شبح عزيز
از حق پناهندگی سربازان فراری امریکایی در کانادا دفاع کنیم . http://www.petitiononline.com/resister/petition.html
یک خبر بد ... زیتون هک شده ...
نه خير..
شبح ۷۹
کمونیست۸۱
شبح گرامی (۸۶)! يک سينه سخن دارم ... با همه اينها غير مرتبط بودن حرفم با بقيه کامنتها را نمی پذيرم ...حرف من مرتبط بود فقط کمی کلی تر ...
شبح (68)! شبح جان شور آزادی خواهیت به اوج رسید گرت راهی نماید راست چون تیر ( معلوم می شود سعدی هم کمونیست بوده !!!؟) شبح جان از تنور این دیکتاتوری یا هر دیکتاتوری دیگر هم شما شاید نان خورده باشید خب عزیز من چرا از این رژیم ناراحتی ...
بهزاد عزيز!(85)
شبح (۶۶)! شبح جان مرگ آنقدرها هم زشت نیست: (مرگ برای فرزند آدم زیباست هم چون گردنبندی در گردن دختری زیبا و جوان ) می دانم که دوستان عزیز جو گیر شده به این سخن پرمغز پی نخواهند برد و ساده لوحانه آن را مبلغ مرگ و مرگ پرستی خواهند دانست اما : شب پره گر وصل آفتاب نخواهد البته حق می دهم که بعضی سر انگشت اشاره را ببینند و متوجه ماه نشوند... از این که نوشتی : دوام شما در دوام جهل است . اصلا تعجب نکردم ... اندیشه های سیاست زده عادت دارند هر حرفی را یک جریان حساب شده بپندارند... بحث کردن کار بدی نیست اما فقط بحث کردن آنهم برای این که بحث کرده باشیم کار بدی است ...
کمونيست ۸۲ عزيز شما يکی از شاهدين تضاهرات ۳۰ تير بوديد لطفا در اين مورد بيشتر بنويسيد و حتا به اينجا اکتفا نکنيد و خاطراتتان را بنويسيد و بچاپ برسانید. تعداد کسانی که از آن مقطع از مبارزه جان سالم بدر بردند انگشت شمارند منتظر ديگران نباشيد و خود قلم به دست گيريد که نسل جوان باید بداند چگونه انقلاب ۵۷ شکست خورد. نحوه سازماندهی آن تظاهرات و دلايل شکست آن و از جمله سازش از بالا را توضييح دهيد. زنده باشی
محب العلما(۶۴) آن جا که گفتم : اينها را به موزه ببريد به جان عزيزت تعارف بود...
در ۲۴ خرداد که جبهه ملی تظاهرات گذاشت انقدر حمله حزب اللهی ها زیاد بود که حتی ۴۰ نفر هم نتوانستند دور هم جمع شوند. سازماندهی تظاهرات ۳۰ خرداد که خود شاهد ان بودم یکی از شاهکارهای تاریخی بود که در زیر گلوله باران پاسداران شکل گرفت. سازماندهندگان این تظاهرات از جمله سعید غیور همگی بعدا کشته شدند. امیدوارم کسی بتواند روزی این تظاهرات را برای مردم توضیح بدهد تا همه بدانند جنبش مردم با چه ابتکاراتی و با چه فداکاریهایی بدلیل سیاست سازش از بالا شکست خورد.
تا انجایی که به یاد دارم در خیابانها طرفداران خمینی در روزهای ۱۹و ۲۰ بهمن به مردم می گفتند به دستور امام به پادگانها حمله نکنید ولی کسی اعتنا نمی کرد. این حکم امام را عده ای اخوند و حزب اللهی ریشو روی مقوا نوشته و به مردم نشان میدادند و مردم هم بی اعتنا رد میشدند. روز ۲۲ بهمن از دپو ارتش که مردم برمی گشتند و همه دستشان اسلحه بود توسط حزب اللهی ها در نزدیکی ها ی سه راه آذری شاهد بودم که جلو موتور مرا گرفتند و اسلحه نفر پشت سر مرا بزور گرفتند اما دیگر دیر شده بود. ۳۰ خرداد حتی به نقل از کتاب مجاهدین که خاطرات عده ای را نقل کرده است و هم اکنون در سایت انها می باشد مجاهدین انتظار چنین جمعیتی را نداشتند. جمعیتی بیش از نیم ملیون نفر توی خیابان باد. به یاد دارم که به میدان فردوسی که رسیدیم ته جمعیت به نزدیک سه راه شمیران میرسید. اگر این جنبش اجتماعی نبود پس چه بود. خود شاهد بودم که در حالیکه پاسداران از بالای کمیته نبش خیابان فردوسی به سمت بهارستان با تیر بار به جمعیت شلیک می کردند جمعیت با شعار حزب چماق بدستان باید بره گورستان با دست خالی ماشینها را چپه می کردند تا پناه بگیرند ولی حاضر به ترک صحنه نبودند. متاسفانه مجاهدین سازمانده این تظاهران چندین بار شعار مرگ بر خمینی را که جمعیت سر می داد با همان شعار بالا قطع می کردند. اگر خط سازشکارانه مجاهدین در سازش با بنی صدر و استفاده از جمعیت برای جلب حمایت از ارتش نبود این جمعیت می توانست رژیم را واژگون کند. دهها نفر در همان میدان فردوسی با گلوله پاسداران کمیته کشته شدند در حالیکه با پرتاب یک نارنجک براحتی تیر بار بالای کمیته از کار می افتاد. مجاهدین بعد از ۳۰ خرداد نشان دادند که قدرت نظامی محافظت از این تظاهرات را داشتند ولی برای اینکه قصدشان انقلاب نبود و هدف تسخیر قدرت با جلب حمایت ارتش و از بالا بود عملا جنبش اجتماعی بزرگی را به مسلخ رژیم بردند. به نظر من این کارشان به عکس العمل حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد شباهت داشت.
با سلام .
آشنای عزيز!(77)
اينجا خيلی شلوغ است ولی اميدوارم که نوشته من ديده شود. مقاله ۳۰ خرداد مرگ يک انقلاب از همان ابتدا وارد مسير غلطی شده است . ۳۰ خرداد آغاز مبارزه مسلحانه برعليه رژيم آخوندی بود. و آنچه که طی حدود ۲۰ سال تا ۱۸ تير طی شد گويا هيچ نبوده است . در صورتيکه اگر در آن مدت آنهمه کار را گروه های مختلف اپوزيسيون وبخصوص اپوزيسيون مسلح انجام نداده بودند جامعه به اين نقطه يا نقطه ۱۸ تير نرسيده بود. تاريخ يک تداوم است نميشود از نقطه ای يکهو به نقطه ديگری با ۲۰ سال فاصله پرش کرد
جناب آقای مهران محبوبی ۷۱
سلام.. خدارو شکر!!!!.. داشتم ميمردم از نگرانی!!!.. زيتون جان اميدوارم سلامت باشی..
سلام شبح جان.. اومدم تو وبلاگ خودم چيزی بنويسم ديدم بسته شده. نمی دونم از کی؟ خودم از ديروز نتونستم بيام.
منوچهر ۶۲ عضو حزب قبل از هر چيز يک انسان مستقل است و ميتواند هر نظری داشته و طرفدار هر چيزی باشد و هر جا که دوست داشت برود و هر چه که دوست داشت بگويد. افراد٬ عضو این حزب نمیشوند که آزادی بيان و انتخاب و انديشه شان را تقديم حزب کرده و به انتظار بشینند. ما آزاديم که هر نظری که داريم بيان کنيم بدون اينکه نگران باشيم که نظر حزبمان چيست چونکه قرار نيست در يک حزب سياسی همه چشم به دهن دفتر مرکزی حزب باشند٬ بنظرم شما ح.ک.ک. را در سطح ديگر تشکلات قرار داده ايد و نگران ديسیپلين اعضا شده ايد. میدانم کميته کانادا چيزی بيشتر از اين نظر ندارد. موفق باشی رفيق
manochehr zhandifar ۶۲
کمونیست ۶۰ و ۶۱
آشنا ۶۹
سینا هدا ۴۹
جناب مهران محجوبی ۳۷
دوستان عزيز!
شبح جان!
بهزاد عزيز!(۶۳)
حرف زدن در بارهی انقلاب بهمن و سرنوشتاش بسيار مهم است. تحليل درست بدون اين که بخواهيم انتقامکشي کنيم و قصد تحريب گروهها را داشته باشيم می تواند سرنوشت ما را در انقلابی که در دستور کار قرار دارد موفق کند.چپروی و راستروی و احساساتیگری ونداشتن تحليلهای علمی و دقيق موجب میشود احزاب عمل مناسبی انجام ندهند و سرانجام برخوردهای غيرمتشکل و تودهیی سرنوشت انقلابها را رقم بزند.
حضرت مستطاب بهزاد العلما
اصلا به اين پزهای روشنفکری و احمقانه شما اهميت نمی دهم ... اما حرف آخر با شبح ...
آقای اقبال.
در پیام پیش مهرداد درویش پور درست است.
برای اطلاع تقی شهرام پس از آنکه بخش منشعب مجاهدین با انتقاد به رهبری اعلام موجودیت کرد از عضویت این تشکیلات نیز به کنار گذاشته شد. بخش منشعب که بوسیله سپاسی آشتیانی و قایدی رهبری میشد در سال ۱۳۵۷ به سه قسمت تقسیم شد. سازمان پیکار که سپاسی در مرکزیت ان بود؛ اتحاد مبارزه در راه ازادی طبقه کارگر که قایدی در مرکزیت ان بود و سازمان نبرد که ستوان احمدیان افسر زمان شاه که تقی شهرام را از زندان ساری فراری داده بود. تقی شهرام تا موقع دستگیری در تهران عضو هیچ تشکیلاتی نبود. هسته سهند یک اعلامیه به هواداری از بخش منشعب داد و سپس هوادار آرمان گردید و پس از ان به همراه قایدی اتحاد مبارزان را تشکیل دادند. بعد ها بخشی از پیکار که مهران درویش هم با آنها بود و سازمان نبرد در جریان تشکیل حزب کمونیست به کنگره تشکیل حزب پیوستند.
من هيچ جمله توهين اميزي در صحبتهاي مهران محبوبي نديدم.از دوستان تعجب ميكنم كه چنين اتهاماتي به او ميزنند.
دوست عزيز! جوان سوسياليست محترم!
جناب آقای منوچهر ۵۱ خيلی براتون متاسفم. لطفا بجای اسم حزب را تکرار کردن ياد بگيريد که اگر درست قضاوت نميکنيد لااقل مواظب توهين و تهمتهايتان باشيد. بنظر من هرکس نظر خودش را ميدهد٬ چه عضو حزب چه دشمن حزب. و شما اشتباها داريد مهران را به نام اصلاح و توصیه به سانسور و سکوت دعوت ميکنيد.
با پوزش از غلط های تایپی و املایی در کامنت های 55 و 54
سینا هدا
قسمت دوم
دوستان عزيز!
شبح جان : علی ن
آقای مهران محبوبی.
ظاهرا توبه ي گرگ خوشخيالي و حسن نيت ما(؟!) به شنيدن دو كلمه حرف حساب(؟!) از سوي رفقاي مدعي انقلاب در اين مكان مرگ است.
شبح عزيز اين پست را به خاطر درخواست شما گذاشته است. و خودتان خواسته ايد كه نظرات را بدون بد و بيراه و گوشه كنايه بيان كنيم تا به نتيجه اي برسيم. بنده نظراتم را در كامنتهاي۱۲و۲۳و۲۶و۲۸و۲۹ خدمتتان عرضه داشتم اما شما تنها بدون وارد شدن به جزييات و بحث دقيق در چاسخ آن چند صد كلمه كه بابتش وقت صرف شده در كامنت ۴۰ميفرماييد : متاسفانه نظري از آقاي منوچهر در كامنت ۴۶ راجع به شما خواندم كه نميخواهم بپذيرم كه شما بدون پرداخت هزينه ي ديالوگي سالم فقط حرف ميزنيد. به هرحال قابل توجه شبح عزيز همينكه ديدي رفيق به چه چيزهايي بها ميدهي؟ لااقل يكي از صاحبنظران حزب كك هم بر خود نميبيند كه با دليل و انديشه به بحث ضرورت يا عدم ضرورت انقلاب و نظرات اعلام شده حرفي در خور شنيدن نه فحش و بد وبيراه و گوشه و كنايه بزند؟
manochehr zhandifar۴۶
manochehr zhandifar۴۴
نانای عزيز۴۵.
مهران محبوبی ۳۶
آقای محبوبی.
ساحل شمال ۴۲
با بحثی که شبح عزیز ، به گفته خودش ، به پیشنهاد دوست عزیز ،مهران محبوبی ، راه انداخته ، موافقم . خودش گفته اختصار نویسی را تمرین کنیم ، یعنی کوتاه و موجز باشد . بنطرم اولین کسی که باید در این ارتباط بیشترین تمرین را بکند پیشنهاد دهنده بحث ها یعنی دوستمان محبوبی است . ایشان که خود را گویا صاحب بحث فرض کرده اند ، در مورد هر نظری اظهار نظر و پلمیک می کنند و چه طولانی هم .
manochehr zhandifar39
سینا هدا ۲۹
آقای محبوبی اطلاع درست نداری٫لطفن حرف نزن.
حسن آ قا ۳۲
آشنا ۳۱
نانا ۳۵
اقای مهران محبوبی ۲۴ بهر حال ا گر هرچه که در پس پرده گذشت را کنار بگذاريم و به عمل کرد نيروی چپ و روشنفکر بپردازيم انچه مسلم است انچنان طوفان خروش مردم سريع و زنجير وار و اما راجع به سازمان مجاهدين خلق
با سلام و عذر تقصير از بابت تاخير.
با سلام به دوستان عزيز
آقای مهران محبوبی (11) از کجای نوشته من چنین برداشت کرده اید که من خمینی را رهبر انقلاب خوانده ام و دیگر اینکه شما چرا به کوچه خاکی می زنید قربان مگر چیز خلافی نوشته ام چرا طالقانی و .. به میان می آورید. اصل مطلب من این بود که گروهای چندگانه ای که در پیشبرد انقلاب شرکت کرده بودند برای یک کیلو قدرت بجای مبارزه باسانسور و خفقان دوزانو جلو خمینی جلاد زانو زدند و به گدایی قدرت رفتند همین نه کمتر نه بیشتر. دوست گرامی چرا سعی می کنید بحث اصلی من را از مسیر اصلی اش که همانا انتقاد از گروهای سیاسی است از خط خارج کنید.
جناب مهران محجوبی ۱۱
بر ما چه گذشت و چه بايد کرد؟ سخنرانان: جلال حسینی، محسن حکیمی، محمود صالحی زمان: پنج شنبه ٣ ژوئن ساعت ٨ شب بوقت اروپاى مرکزى
جناب آقاي محبوبي!
نوشته ها ي قبلي (كامنتهاي ۲۶ و ۲۳ و ۱۲ )خطاب به آقاي محبوبي، تقوايي و طرفداران حزب ك ك قلمي شد كه همگي بي پاسخ مانده است.
تاريخ شکست نخوردگان از منصور حکمت را بخوانيد.
انقلاب (با جهان بيني) عاقبتش ميشود انقلاب اكتبر و انقلاب اسلامي؛ و بدون جهان بيني هم ميشود انقلاب فرانسه...در هر دو حالت عمر من و شما به بار نشستن هيچكدام را شاهد نخواهد بود و تضميني هم ندارد كه بدون تمرين رفتارها تشكيلاتي اين مردم به چنان اتحادي ايدئولوژيك نايل آيند يا نه! آن انقلابي كه از سرمايه هاي عاطفي و دين موروثي و ايمان درون جان مردم بهره برد عاقبتش اين شد كه ميبينيم، من نميدانم شما با كدام پشتوانه سرمايه اي به طبقات مردم آسيب ديده ي ما دل بسته ايد، مگر وقتي از اينجا مانده و از آنجا رانده شديم بايد به هر سمتي مبهمي با هر عاقبتي فرار كنيم كه شما مردم را به انقلاب سوسياليستي ترغيب ميكنيد؟
به همه شاد باش می گوییم یک پیروزی دیگر در راه بزمین زدن جمهوری اسلامی برای ۱۸ تیر امسال!http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240530-golerose2_3.pdf
نانا۱۴
سلام مجدد به دوستان و شبح عزيز! آقاي مهران محبوبي(۱۳)
بيست سال گذشت: ۳۰ خرداد ۶۰
خيلی پيچيده شده... بعدا نظر ميدم
نشريه اتحاد شماره ۱ نشريه سراسری مبارزان در ايران منتشر شد.
جا براي بحث زياد داره ...
سلام ... شبح جان در مرد قضاياي ۳۰ خرداد ۶۰ و نقش يك سري كاتاليزورهايي نظير دكتر آيت در اين ماجراها (همونطوري كه مي دوني سنگ بناي اين اختلافات از درون زندانهاي شاه گذاشته شده بود و ادامه ش به بعد از پيروزي انقلاب كشيده شد ) ؛ در نشريه چشم انداز ايران به مدي مسئولي آقاي لطف الله ميثمي مطالب فوق العاده جالبي چاپ شده ... بد نيست يه نگاهي بياندازي ... پاينده باشي ...
بحث خيلی خوبی راه انداختی/حتما دنبالش ميکنم/به نکات مهمی اشاره ميشه و راهکارهای جالبی ارائه ميشه/خوشحالم اينجارو پيدا کردم/موفق باشی.
يعنی واقعا اين آقای تقوايی به چيزی که نوشته اعتقاد و باور کامل داشته؟ نميدونم شايد من مشکل دارم!!
بابا دست خوش
شمر ۸
با درود بر همه ي دوستان آزاده! متن آقاي تقوايي از سي ام خردادشصت و هيجده تير هفتادوهشت بعنوان دو نقطه ي عطف انقلاب ( اولي ختم انقلاب پنجاه و هفت ضمن تثبيت حكومت ضدانقلاب غاصب، و دومي آغاز انقلاب مردمي با شورش هدفمند دانشجويي) ياد شده است. بنظر من اگر بخواهيم با شيوه هاي قهري و انقلابي به حكومت مردمي دست يابيم شخصا با قسمت عمده اي از نظرات و تحليل جوان سوسياليست(۶) موافقم( يعني بدون داشتن برنامه و نقشه ي انقلاب مبتني بر تحليلي طبقاتي شايد صحبت از انقلاب غير منطقي و آرزويي رؤيايي، ساده لوحانه و مذبوحانه خواهد بود.) اما در شرايط كنوني من به هيچ عنوان با شيوه هاي انقلابي و قهري موافق نيستم، چرا كه شرايط لازمه براي اتحاد تشكلهاي صنفي و طبقاتي بمنظور شناخت توده ها از موقعيت طبقاتيشان تاكنون محقق نشده است و هيچ رهبريِ قابل قبول كه جداي از قدرت رهبري لااقل صاحب وجهه اي كاريزماتيك نزد توده هاي مردمي از طبقه ي كارگري گرفته تا اقشار فرهنگي و اصناف مختلف و زنان و جوانان باشد به چشم نميخورد. لرد شارلون عزيز (4) به نكته ي جالبي اشاره كرد و آن اينكه مصادف شدن هيجده تير با امتحانات باعث عدم استقبال تعداد زيادي از دانشجويان شده است، مطمئن باشيد كه پس از خوابيدن شور جاه طلبي حضرت خاتمي و يا حتي در غياب دولت او اين قضيه در سال آينده تشديد هم خواهد شد تا هيچ دانشحويي در سالگرد هيجده تير بعلت ترس از نتيجه ي امتحانات حتي فرصت و مهلت نطق كشيدن نداشته باشد. من با نظر خسن آقاي عزيز (7) موافقم كه ميگويد: عزیزان! انقلابی که مردم ایران كردند نه برای بدست آوردن این یا آن ايدئولوژی نبود، که فقط برای بدست آوردن آزادی، مساوات ، عدالت و حکومت قانون بود. بنظر من بهترين شيوه ي انتقال حكومت از غاصبان نظام اسلامي به مردم روش استحاله است نه روشهاي قهري انقلابي كه دوباره ممكن است با روحيات همان مردم بهمن 57 به استقرار شور بجاي شعور منتهي شود.( پيش از اين نمونه هاي شور انقلابي ويرانگر را در جاي جاي همين وبلاگستان و نيز همين سايت دوست عزيزم شبح ديده ايم.) به همين منظور من از حدود چند سال قبل طرحهاي مختلفي را در سر ميپروراندم تا از فرصتهاي دولتي براي تربيت و رشد و بسيج مردمي آگاه و هدفمند عليه حاكمان تماميتخواه غاصب استفاده شود كه متاسفانه فرصتها يكي يكي سوخت. هدف از چنين طرحي را من در چند مقاله تحت عناوين چه بايد كرد؟ و ده سؤال از رهبر و غيره در آدرسهاي ذيل مطرح كردم: 1-چه بايد كرد (1)بررسي اجمالي ساختار فعلي ايران : http://www.siahsepid.com/week/archives/000005.php پيش در پايان ضمن عرض پوزش از شبح عزيز و ساير دوستان، اينجانب بهترين راه حل را اقدام در جهت تشكل و اتحاد اپوزيسيون و نيز نقشه دار كردن و هدفمند كردن مبارزات آرام و تدريجي و صلحجويانه در جهت استحاله ي نظام براي برگزاري رفراندوم از كانال ظرفيتهاي موجود در قانون اساسي و نيز سخنان رهبري و مسئولين نظام از جمله شعار دهان پركن رهبر در رابطه با استقبال از آزاد انديشي مردمي ميباشد.بدينصورت هر درخواستي را ميتوان با برگزاري تظاهرات آرام ودر سكوت و بدون تشنج و اقدام به حركتهايي مثل راهپيمايي در كوه و خارج از شهر بمناسبتهاي مختلف كه حساسيت برانگيز نبوده و در جهت تثبيت فضاهاي آرام گفتگوي مستقيم مردم با رهبران نظام به سمت اعتراضات مساملت آميز خاموش گرايش ميابد هدايت كرد، و نهايتا در صورت عدم نتيجه به تثبيت تشكل مردمي جهت احقاق حقوق پايمال شده بصور مختلف نايل خواهيم شد.اين راهپيماييهاي ديالوگ با رهبر ميتواند به سمت بيت رهبري و يا دفتر رياست جمهوري و يا مجلس به انجام رسد تا بدينوسيله ضمن استقبال از پيام منحرف كننده ي رهبر پاتكي بر پيكر توطئه ها ي ضدمردمي تماميتخواهان وارد آيد.
حسن آقا ۷
کمونیست ۵
لردشارلون ۴
شبح جان!
متاسفانه باید بگویم بیخود نبود که چنین به سرما آمد وقتی که حتی بعد از 25 سال از گذشت آن دوران هنوز قادر نیستیم ببینیم که سنگ بنا کجا کج گذاشته شد، وهنوز تحلیل های گروهی تحویل مردم میدهیم نباید منتظر معجزه ای باشیم.
۳۰ خرداد ۶۰ احتیاج به بررسی بیشتری دارد. بنظر من جنبش اجتماعی که در روز ۳۰ خرداد سازمان داده شده بود و می توانست به سرنگونی رژیم منجر شود بدلیل توهم مجاهدین به رژیم و امید بستن به بنی صدر و قدرت گرفتن از بالا سرکوب شد. ۳۰ خرداد را می بایست از این زاویه نیز بررسی نمود که تا کنون انجام نشده. یاد سازماندهندگان این تظاهرات تاریخی که شاهکاری از هنر سازمان دادن تظاهرات بود به خصوص محمد ضابطی و سعید غیور دانشجوی پلی تکنیک گرامی باد.
عمو جان شبح،
قبل از هر چیز درود به شبح عزیز که این مسئله مهم را در سر تیتر بحث قرار داده.
۲۲ بهمن پيروزی انقلاب مردم ايران برای رسيدن به آزادی و خوشبختی بود نه پيروزی ج.ا. جمهوری اسلامی عليرغم دسترسی به قدرت به کمک نيروهای متعدد ملی و مذهبی اما هنوز نتوانسته بود قدرت را قبضه کند. ۳۰ خرداد ۶۰ سمبل مقطعی از تاريخ جامعه ايران است که جمهوری فاشيستی اسلامی با قتل عام هر کس که شکل و شمايلی غير اسلامی داشت تا کليه آزاديخواهان از هر تفکری٬ به تصرف قدرت دست يافت و حکومت الهيش را مستقر کرد. ج.ا. بدون اين جنايتها نميتوانست در قدرت بماند.
جنبش دانشجویی را تصفیه کنیم |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:04 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||