|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 3 خردادماه 1383 | May 23, 2004
● تومارنويسی و وبلاگستان
... در چند روز گذشته موضوع تهيه توماری برای اعتراض به تخريب قطعهی 33 بهشت زهرا موضوع بحثهایی در وبلاگستان شد. در اين نوشته سعی کردهام چند نکته را مطرح کرده و به گفتوگو در بارهی آن بپردازيم.
Your site is very cognitive. I think you will have good future.:)
Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!
نسرين جان همانطور که قبلا هم نوشته بودم بايد ببينيم چه اختلافی بين من و تو ايکس و ايگرگ هست که از اختلافمان با ملاها و خواسته مان برای يک زندگی انسانی فراتر است. من ميگويم هيچ. اما عملی کردن این اتحاد هم خیلی مهم است.
نسرين جان.۱۶۰
منوچهر عزيز ! (۱۴۶)
شبح جان !
گلکو جان ! (۱۵۱) و (۱۵۲)
نسرين جان!(154)
نسرين جان ۱۴۸
"فيلسوفان تنها جهان را به شيوه های گوناگون تعبير کرده اند. مسأله اما بر سر دگرگون کردن جهان است." گرچه «تز» بالا از سوی «اپوزيسيون چپ» به کرّات نقل شده، اما مفهوم کامل آن، که ستون فقرات فلسفه مارکسيزم را تشکيل می دهد، هيچ گاه به بحث جامع گذاشته نشده، است. مقاله «فلسفه عمل مارکس» نوشته م. رازی را بخوانید: http://www.javaan.net/kargari_nashr/M_Razi/falsafe/falsafe.htm http://www.javaan.net
شبح جان !
به به فيروزه جان!(۱۴۵)
اتفاقا اين گروهها هستند که بايد با اتحادشان به مردم نشان بدهند که امکان متحد شدن هست. محور اتحاد بايد حداقل خواست های مردمی باشد که اتفاقا فکر ميکنم جدايی دين از دولت حتما بايد جزو آن باشد. گروههای سياسی از مردم جدا نيستند وهر کدام سالها تجربه مبارزاتی و هواداران و فعالان خود را دارند.
نسرين عزيزم تا وقتی ما با هم متحد نشده باشيم اين حکومت با خيال راحت قلع و قمع خواهد کردو ما هر کدام در گوشه ای ساز خودمان را خواهيم زد. می بینی که حکومت با عوامل محتلف بر علیه انقلابیون و مبارزین شایعه پراکنی میکند تا مردم را به آنها بدبین کند. وزارت اطلاعات سایتهای محتلف اینترنتی و امکانات فراوان برای چنین منظوری در احتیار دارد تا همه را به هم بدبین کند و از هر اتحادی جلوگیری کند. بنابراين بحثی که تو پيش ميکشی به نظر من کاملا ضروری است. فيروزه عزيز
نسرين جان من در رابطه با کارهای گروهی بود که فاتحه نسل گذشته رو خوانده ميبينم. اتحاد و همبستگی وحرکتهای خود جوش مردمی که هميشه کارساز بوده منظور من از اتحاد ..... اتحاد گروههای محالف سياسی بود که دريک دوره مقطعی وکوتاه شايد کارساز باشه اما در لانگ ترم کار بردی نداره .
فيروزه عزيز ! (۱۴۵)
آتش جان ! ( ۱۴۷ ) فکر نمی کنم که حداقل در اين جمع خودمان اين سؤال و جواب بطور جدی مطرح باشد ٫ و فکر نمی کنم حتی لازم به توضيح باشد که منهم کاملا با جدائی دين از حکومت موافقم .
فيروزه ۱۴۵ نسرين جان
باز هم در مورد وحدت.به اين نوار گوش دهيد."این حزب شماست"٫از منصور حکمت٫استکهلم سال ۱۹۹۹.
نسرين عريز ميخواستم بيشنهادم رو بگم گفتم شايد دوستان برنجند . بنظر من نسل ما يک نسل گنديده است ( 35 به بالا ) وهيج کاری براش نميشه کرد فقط با گفتن دردها ميتوان اين ويزگيهای شخصيتی رو مقداری تعديل کرد. بخصوص برای کسانی که کارهای جمعی و گروهی میکنند. اين يک کار بايه ای و ريشه ای است . شايد فرزندان فرزندان ما انرا دريابند.
آتش عزيز ! ( ۱۴۰)
فيروزه عزيز ! (۱۳۸) و (۱۳۹)
سلام ... آقای ابطحی خبر ٫خش کرد که این بخش ۳۳ قرا است بازسازی شود لطف کن (هرچند میدانم همه میدانند) بگو که این بازسازی قمحوری همان تخریب هست
کشتار پناهندگان. موج جديد جنايات اسرائيل
نسرين عزيز می توانی به من بگوئی کسی که معتقد است جدائی دين از حکومت و کسی که معتقد است دين بايد درهمه عرصه ها دخالت مستقيم داشته باشد چه نوع اتحادی را می طلبد ؟؟
باتوجه به همين عوامل هست که يک تشکيلات منسجم و بابرجا نداريم ۴ تاو نصفی ادم جمع ميشوند ويک گروه بوجود مياورند با ارمانها و اهداف مشترک وهر سال يکی انشعاب ميکنه. البته دوستان اين اتحادی که من ميگم فقط درمورد کسانی است که ارمانها و اهداف مشترک دارند . وگرنه لزومی نداره همه باهم متحدشوند ما در فيام ۲۲ بهمن۵۷ فريب اين اتحاد رو خورديم ...... ازموده را ازمودن خطاست .
بادرود بر شبح عزيز.............. هميشه سعی ميکنم از بحثهای جنبی وبيهو ده که مار و بجايی نميرساند برهيز کنم. اينبار نسرين عزيز بحث جالبی رو مطرح کرد که نميتوان از کنارش گذشت نازنين ديگری ( سينا حدا ۶۵ ) هم به نکاتی از ان اشاره کرده بود. ..................... بنظر من عوامل مهمی که مانع اتحاد ميشوند !- نداشتن روحيه جمعی که يکی از نشانه های بارز تربيتی فرهنگ سنتی ماست . ما کار گروهی رو بلد نیستیم...همه ما میخواهیم بنوعی مطرح باشیم باکمترین زحمت و بیشترین دست اورد......٬۲- همدیگر رو قبول نداریم..... یاد نگرفتیمکه گوش کنیم .. فقط میخواهیم مارو بشنوند .
ضمنا آتش جان ٫ با اين قسمت از حرفات که نوشتی : « اما وقتی ما بگوييم مذهب از حکومت وآموزش وپرورش وکلا دولت جدا .کسی یا جریانی پيدا شود و بگويد اين به طبقه وخواست طبقه کارگر بی ارتباط است اينجا ديگر نمی توان از اتحاد حرف زد زيرا نفس عمل رااصلا قبول ندارد.. سالهاست ماازحقوق ساده وابتدائی خود محروم بوديم وحالا تازه می خواهيم برای بدست آوردنش تلاش کنيم اگر کسی بيايد وبگويد اول بايد انقلاب کارگری شود بعد خوشی را تقسيم کنيم اين ديگر اتحادناپذيری اش باما محرز است » موافق نيستم ٫ چون فکر می کنم يکی از دلايل نا موفق بودن تلاش هايمان برای اتحاد همين بوده که بعضی از دوستان در مواردی کوچکترين انعطافی نشان ندادند و هميشه انتظار داشتند که ديگران به نفع آنان انعطاف نشان دهند .
آتش جان (۱۳۵)
نسرين ۱۳۳ اين که گروهی يا حزبی مبارزات کارگران رابه نام خود مهروموم کند وما بياييم اينجا در وب لوگ شبح عزيز عمده اش کنيم اصل مبارزه کارگران را مخدوش کرده ایم .. ایا مبارزه ای صورت گرفته است یانه.؟ راه هائی که این مبارزات رادر اینده منسجم تر می کند کدام ها هستند؟. چکارکنیم که ازخواسته های ابتدائی خودمون ذره ای کوتاه نیاییم .. متاسفانه ویاشاید خوشبختانه ما عضو هیچ گروه سیاسی نیستیم اگر می بودیم صدایمان را بلند می کردیم و.می گفتیم ماتنها آلترناتیو هستیم وما تشکلات کارگری را سمت وسو می دهیم حزبی این را مستقیم اعلام می کند گروه دیگر با آنکه کلمات را می چرخاند اما آخرش به همان ما می چرخد .. سالهاست ماازحقوق ساده وابتدائی خود محروم بوديم وحالا تازه می خواهيم برای بدست آوردنش تلاش کنيم اگر کسی بيايد وبگويد اول بايد انقلاب کارگری شود بعد خوشی را تقسيم کنيم اين ديگر اتحادناپذيری اش باما محرز است .
شبح جون مرسی که من رو از خودکشی نجات دادی .هر چند وضیعت ام زیاد هم فرقی نکرد ها می دونی ایران ژاپن رو برد من انقدر جبغ داد زدم فراموششم شده بود دیسکت و دی وی دی کمرم درد می کنه حالا که بازی تموم شد دارم میرم بیمارستان. راستی بعضی ها چرا اين قدر گيج می زنند؟؟؟اشتباه ميرند يه جا ديگه هان . در مورد آن گفتمان هم در اولين فرصت يا هم گفتمان می کنيم.
تصحيح می کنم :
شبح جان ! به نظر من که این پیش شرط ها برای متحد شدن معقول به نظر میرسند ٫ البته این موارد بیشتر در مورد اتحاد احزاب و گروه ها صدق می کنند ولی چون در اینجا به هر حال اغلب نظردهندگان با عقاید سیاسی گوناگون ولی مشخص در بحث ها شرکت می کنند ٫ می توان حتی به عنوان فرد مستقل هم با رعایت انی موارد به بحث پرداحت . نظر شما چیست ؟
دوست عزيز شبح مطلبت همانند بقيه مطالبت زيبا بود. لينک شما در وبلاگ جوان مبارز ثبت شد. خوشال ميشوم اگر لينک من رو هم در فهرست وبلاگهای فارسی بزنيد. http://www.javaan.blogspot.com
شبح جان من نمی دونم چرا احساس می کنم اگر نظر ندم شما فکر می کنيد من لال هستم خدای نکرده . اول از همه بگم که کار خودت و اين هاله گله خيلی خیلی درست من هر چه بيشتر رد اين هاله رو به خصوص تو کامنت های اين ور انور می گيرم و این که چقدر دقت می کنه تو کامنت گذاری که مبادا کسی رو ناراحت کنه وافعا قابل ستایش هست به نظر من این واقعا یک هنر و دانش عمق می خواد که ادم حرفش رو طوری بزنه که دیگران را دل خور نکند حتی دشمنانش را این هاله خانم هم که این رو به معنای وافعی تمام کمال داره بی خود نيست که جناب سر روری میخواهد پاهاش ببوسه اما به جد همون هاله قسم( من که جد ندارم خاندان همه زرتشتی بودنند) که من مریدش شدم دخيل رو که هم قبلا بستم.اين از اين در مورد ننوشتن با اسم واقعی من واقعا فکر نمی کنم تشويق کردنند ديگران با امضا به نام حقيقی کار درستی باشه در ضمن انها که اين ريسک را می کنند کار خيلی شجاعانه ای رو انجام می دهند. در مورد لوگو و پتيش هم من فکر می کنم اگر بخواهيم جتی در نظر بگيرم تمام اين افراد کمونيست بوده اند باز اين دليل نمي شود که قبرشان تخريب شود . نظام جمهوری اسلامی هم با همين ديد گاه قبر رضا شاه را تخريب کرد. در مورد اين که لوگو فقط از عکس مردان استفاده می کند من ابدا احساس بدی ندارم و زياد قشنگ نمی دونم که کار را وارد اينگونه مسائل کنيم.اين حرکت ها جز این که باعث جدا شدن از همديگر می شود سود ديگری نيست. در آخر اينکه تاريخ ما چه بد چه خوب تاريخ ماست کسانی موفق بودنند که تاريخ کشورشان را خواند وازش درس گرفتند تجربه را دوباره تجربه نکردنند و ازتجربه فقط برای تصميم گيری بهتر استفاده کردند.
شبح جان! همه اين كره خاكي براي من است و با توجه به قانون پايستگي جرم، اين صد كيلو تكان نخواهد خورد!
شبح جان! همه اين كره خاكي براي من است و با توجه به قانون پايستگي جرم، اين صد كيلو تكان نخواهد خورد!
سلام شبح جان ... ببين عزيز حداقل دوتا از اين طومارها كه با زحمتهاي بلاگنويسان تهيه شده بود ؛ نتيجه داشته هر چند جزئي ... اوليش در ماجراي خانم نوروزي كه البته مطبوعات هم خيلي نقش داشتند و بعديش هم در مورد زندانيان سياسي كه موجب شد كه حكومتي ها واكنش نشان بدهند ... اين واكنش هم اين بود كه قبول كردند كه ما در ايران زنداني سياسي داريم ... كه قبلا همه در قوه قضائيه مي گفتند نداريم ... درباره تخريب قطعه ۳۳ هم همين طومار باعث شد كه معاون سيد خندان عكس العنل نشان بده و در نهايت رئيس سازمان بهشت زهرا جوابيه بده ... امروز در روزنامه شرق گفته كه اين قطعه بازسازي خواهد شد نه تخريب ... حالا دروغ و راستش با خودش ...
برخی اشتباهات بسيار مضحک ميشوند از جمله اين اشتباه در ترکیب عجیب (اجتماع چرايی )که قرار بود (اجتماع گرايی) باشد.
دوست عزيز شبح ! صاحب محترم اين وبلاگ (۱۱۰)
زیبا بود
ايالات متحده آمريكا اعتراف به همكاري با جمهوري اسلامي ايران نمود!! طبق گزارش گاردين و چند روزنامه معتبر ديگر مسئول خاورميانه سازمان سيا اعتراف كردكه مهمترين دليل حمله آمريكا به عراق اطلاعاتي بوده كه از طرف ايران و از طريق چلبي و مذاكرات حضوري از طرف ايران به ايالات متحده ارسال ميشده است. مسئول خاورميانه اي سازمان سيا اعلام كرد كه اكثر اطلاعات فوق اشتباه بوده است و چلبي نيز مسئول ارسال اطلاعات مافوق سري در مورد عراق به ايران ميباشد.
من مطالب ارديبهشتتونو خوندم..و اين پست جديدتونو نشد بخونم..نمي دونم چرا ديگه علاقه اي به خوندن اين سبك مطالب ندارم منظورم پست جديده.....بهر صورت موفق باشي
خسنآقای عزيز!(۱۱۸) تنها جان!(۱۲۰)
... هنگامی که احمد شاملو از بهترین شعرای ایران در سال2000 در گذشت، بیش از یکصد هزار نفر که اغلب آنان را جوانان تشکیل میداند در تشیع جنازه وی شرکت کرده و گاهاً به طور جمعی اشعاری را از وی میخواندند. اشعاری که بیانگر امید به آینده ای بهتر، سر زندگی و شادی بود. شاملو در زندگی خود فراز و نشیب های گوناگونی را از سر گذراند که گاهاً در اشعار وی منعکس شده. شاملو زندگی خود را از سرگذشت تاریخ سیاسی کشورش جدا نمیدانست و در یکی از اشعار خود که نشاندهنده دوران رکود و رنج سیاسی اجتماعی جامعه ایران است میسراید: سرزمینی بی بهار، که صدای پرنده ای در آن شنیده نمی شود، زندانها چنان گسترده شده اند که روح را میآزارند...
شبح عزيز..
شبح جان نوشته ات را اصلاح کنم. من هیچ گاه در این طومارها با نام خُسن آقا امضا نکرده ام. همیشه نام و شخصات کاملم را نوشته ام در این یکی هم همین طور. وقتی کسانی جان خود را فدا می کنند بگمانم چنان به گردن من حق دارند که من با نام خودم امضای ناقابلی را هدیه کنم.
روشن عزيز!(115)
ياسر عزيز!(92)
من گفتم (و هنوز هم میگویم) تمام کسانی که نامهی اعتراض به تخریب را امضا کردند میتوانند نامهی اعتراض به اخراج افغانها را هم امضا کنند. اما کسانی که نامهی دوم را امضا کردند شاید نتوانند نامهی اول را امضا کنند. حالا اینکه چطور از این حرف من "پیشبینی" نتیجهگیری شد نمیدانم ....!
شبح جان... من کجا پیشبینی کردم!!! بد نیست یکبار دیگر متن من را بخوانی
ياسر عزيز!(۱۱۲)
بچهها این و خوندید!!! ديشب ضمن وبگردي که البته غير از ولگردي است!، در سايت زيتون خواندم که قرار است در قطعه 33 بهشت زهرا که در آن قبور مبارزان قبل از پيروزي انقلاب مثل گلسرخي و جزني و .... قرار دارد، تخريب شود. همانجا فکر کردم اگر اين خبر درست باشد، يک فاجعه است. اينها جزيي از تاريخ کشورمان هستند. امروز تلفني با رضائيان رئيس بهشت زهرا صحبت و ابراز نگراني کردم. وي کاملاً در جريان بود و مي گفت اين قطعه، تنها قطعه اي است که بازسازي نشده است، در اين مجموعه حدود 120 قبر شناخته شده هست که در بين آنها چهره هاي سرشناس هم هستند. ما قصد داريم قبر اين افراد شناخته شده را بالا بياوريم و بقيه را هم بازسازي کنيم. به خانواده هايشان هم خبر داده ايم. گفتم پس چرا اين را نمي گوييد، من خودم نگران شدم تا چه رسد به مردم. قول داد که در مصاحبه اي اين مطلب را توضيح دهد. به همين بهانه مي خواهم بگويم که تاريخ يک واقعيت است و بي رحم ترين قاضي اي که براي هيچکس پارتي بازي نمي کند. اما عليرغم اين همواره در تاريخ کساني که قدرت داشته اند تلاش نموده اند بخشي از تاريخ را که خلاف منافع و ديدگاههاي آنان است، حذف نمايند و همواره حذف شده هاي قدرتمندان در تاريخ زنده مانده اند. ولي اين روند همچنان ادامه دارد. خوش به حال آنان که مي فهمند تاريخي هست و تاريخ همه چيز را در درون خود حفظ مي کند و بيشتر از آن خوش به حال آنها که در تاريخ خوش نام باشند. روزهاي قدرت همه خوش نام مي نمايند ولي تاريخ راه خود را بي توجه به قدرتها و فشار آنان طي مي کند. webnevesht.com
روشن عزيز!(88)
دوست عزيز! با نام يکی مثل همه(101)
تبادل نظر آنلاین، در وبلاگ شبح. مباحثی در مورد " حزب کمونیست کارگری"
يک نکته در باره اين تومارها... پادزهر حکومتی که پایه اش بر جهل و خرافات و ناآگاهی استوار است آگاهی دادن است. پادزهر آنها که میخواهند با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن شیره جان مارا بکشند اتحاد است. تومارها به همین سادگی حداقل در بخشی از جامعه این اثرات را دارند. باید اثرات مثبتش را درنظر گرفت. اثر منفی وقتی به وجود می آید که توقعمان از یک تومار به اندازه یک نیروی برانداز باشد.
شبح جان گل گفتی شماره ۹۹ درود بر تو.. از گل وبلبل نوشتن حتی اگر جائی باشی که اثری ازدرختی نباشد تا بلبلی برآن تکيه دهد بدنيست .. می دانی يعنی دهن کجی با نابودکنندگان شادی وشوروآنچه که زيباست ..اما این تنها کافی نيست سرکلاف را اگر بگيری آخرش به سياست ختم می شود ..
شبح جان با عرض پوزش سرکار بودم الان اومدم خونه دیدم نوشته بودی اون آدرس سانسور شده.من فراموش کرده بودم که اون یکی آدرس سانسور شده این هم آدرس جدید:
دست های اسرائيل از فلسطين کوتاه!
مهدي خلجي (راديو فردا): مراسم ازدواج وليعهد اسپانيا بر روابط اين كشور با جمهوري اسلامي سايه انداخته است. در حالي كه از دولت ايران براي حضور در اين مراسم دعوت نشده، فرح پهلوي، شهبانوي سابق ايران و شاهزاده رضا پهلوي و همسرش ياسمين از جمله مدعوين پادشاه خوان كارلوس بودند. سفير جمهوري اسلامي در مادريد حضور اعضاي خاندان پهلوي در اين مراسم رسمي را نوعي اهانت ارزيابي كرد و رسما به دولت اسپانيا اعتراض كرد. مرتضي الويري بنا بر آنچه وابسته مطبوعاتي سفارت جمهوري اسلامي در مادريد اظهار داشت، با القاي اينچنين عناويني به اعضاي مخلوع رژيم سابق عملا در امور داخلي ايران دخالت كرده و اين امر به هيچ وجه براي دولت ما قابل قبول نيست. وزارت خارجه اسپانيا در پاسخ به اين اتهامات مي گويد: دولت مادريد نقشي در دعوت ميهمانان وليعهد اسپانيا نداشته و مدعوين دربار براي شركت در مراسم ازدواج شاهزاده فليپه توسط پادشاه خوان كارلوس انتخاب شده اند. حميدرضا آصفي، سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي نيز روز يكشنبه ضمن اعتراض به حضور اعضاي خاندان پهلوي در مراسم ازدواج وليعهد اسپانيا گفت اين افراد به هيچ وجه جايي در ايران ندارند و نمي توانند كسي را در اين مراسم نمايندگي كنند. حميدرضا آصفي در همين زمينه افزود: اين دعوت بيجا مي تواند به روابط دو كشور در آينده لطمه وارد سازد. روابط جمهوري اسلامي با اسپانيا كه در سالهاي اخير و به ويژه پس از سفر نخست وزير سابق اين كشور خوزه ماريا آزنار به تهران و سفر محمد خاتمي به مادريد به نوع چشمگيري در زمينه سياسي و اقتصادي گسترش يافته بود، پس از بمب گذاريهاي يازده مارس گذشته در قطارهاي شهري مادريد كه به كشته شدن 192 نفر و مجروح شدن بيش از 500 مسافر بي گناه منجر شد، رو به سردي رفته است. دولت جديد اسپانيا كه در بر گيرنده شخصيتهاي حزب سوسياليست اين كشور است، با احتياط به گسترش روابطش با جمهوري اسلامي نگاه مي كند. حزب سوسياليست اسپانيا معتقد است باكشورهايي كه موازين بين المللي و حقوق بشر را رعايت نمي كنند بايد روابط محدود و مشروط داشت. ميگل آنخه مورانتينوس، وزير خارجه جديد اسپانيا و نماينده سابق اتحاديه اروپا در خاورميانه در گذشته بارها به نقش مخرب جمهوري اسلامي در روند صلح در خاورميانه اشاره كرده و معتقد است حمايت سياسي و مالي جمهوري اسلامي از گروههاي مالي فلسطيني چون حماس و جهاد اسلامي يكي از موانع جدي در مقابل هر تلاشي براي پايان بخشيدن به خشونت در منطقه است.
هاله جان (۱۰۰) باز اومدی فضا رو عطر آگين کردی و رفتی . مرسی خيلی چسبيد :)
سلام شبح جان شايد اين دهمين باره که ميام اينجا کامنت بذارم و هر بار قطع شدم. الان با عجله بنويسم تا قطع نشدم.. با کل حرفات در مورد طومار نويسی موافقم!
شماره ۸۱
همه تون رو دوست دارم.
دوستان عزيز!
خسنآقای عزيز!(72)
تصحيح!!..: اخطاريه!
از دوستانی که تو کار پتيشن و اعتراض وبلاگی هستن خواهش ميکنم يه ترتيبی بدن که بتونيم به کاری که پرشينبلاگ قراره بکنه اعتراض کنیم!!.. یه حرکتی در دفاع از خودمون هم بکنیم بد نیس!!..
ياسر عزيز معذرت ميخوام!!..
غلطهای املايی من را هم ببخش از همين اولش را که خوندم کلی غلط داشتم. عجلهای شد و فرصت بازبينی نداشتم :">
ببخشيد شبح عزيز که وسط بحثتون میپرم!!.. من با شراگيم و گلناز تا حدودی موافقم.. اعتراض به اين صورت کار خيلی خوبيه ولی متاسفانه من بعضی مواقع فکر ميکنم که داريم دور خودمون ميچرخيم!!.. يعنی چيزايی که خودمون ميدونيم رو به خورد خودمون ميديم!!.. در صورتی که کسايی که بايد بدونن(عامة مردم) به دليل عدم دسترسی به اينترنت از اين جريانات با خبر نميشن!!.. اين جريان تخريب قطعة ۳۳ رو فکر میکنم فقط کسایی که با اینترنت سروکار دارن بدونن وگرنه به دليل عدم اطلاعرسانی بقية مردم هيچ خبری از این موضوع ندارن!!.. فکر نميکنم حتی تو روزنامهای هم تا حالا چيزی درموردش نوشته باشن!!.. حتی تو جريان تحريم انتخابات هم همينطور بود!!.. با اين تفاوت که همة مردم ميدونستن انتخابات مجلس نزديکه!!.. ما لوگوی تحريم رو برای خودمون زديم!!.. در صورتی که فکر ميکنم اگه بيست سی نفر با هم قرار ميذاشتن که نفری صدتا برگة دعوت به تحريم رو برن بريزن تو خونهها خيلی بيشتر از اينا اثر ميذاشت!!..
شبح عزير از اينکه بحث تومار نويسی را در وبلاگت باز کردی خيلی ممنون. در آخر هم با شما هم عقیده هستم از آنجایی که این کار نوپا است بیشک نواقصی دارد که باید با حوصله و به دور از کینهجوییهای شخصی و گروهی به حل آن بپردازیم و راه کار مناسب پیداکنیم. از اینکه طولانی شد شرمنده.
هشتادويک عزيز!(81)
طرح من از مرضیه اسکویی. امیدوارم اینطوری دینم را ادا کرده باشم :
آبادانی عزيز البته اين را هم بايد بگويم که همه خواهان آلترناتيو راحت تر هستند و این خواست تو طبیعی است. اما وقتی اينها با چوب و جماق بالای سر مردم ايستادهاند و سلاخی ميکنند و حتی آقاجری را هم قبول ندارند جای من و تو کجاست؟
۱ - نقش تومارها : 2 - در مورد وحدت آگاهانه فکر نمیکنم کسی مخالف باشه. اما در مورد انتقاد مهشید ... بنظر من هم انتقاد خیلی قشنگیه. اما احساس میکنم مهشید داره حوزهی عملکردش رو فقط روی مسایل زنان محدود میکنه و این از نظر من زیاد جالب نیست.احساس میکنم مهشید منتظر نشسته تا یک اشتباهی ببینه که ربطی به مسایل زنان داشته باشه تا نقدش کنه. مهشید اگه حوزه عملکردش رو یک خرده گسترش بده و اسم مهشید رو بعنوان یکی از منتقدین بقیه مسایل اجتماعی هم ببینیم خیلی قشنگتر میشه. نظر شخصی من بود / 3 - امضاهای مستعار: 4- مقایسهی "تومار اعتراض به خروج افغانها" با "تومار اعتراض به تخریب قطعه 33" اشتباه بزرگی است. اولی یک فعالیت اجتماعی است و هر فعال اجتماعی میتواند بی هیچ نگرانی امضایش را پای تومار بزند. بهمین خاطر است که وزارت کشور هم به این حرکت اجتماعی (به قول تو) پاسخ میدهد. اما دومی یک حرکت سیاسی است . امضا کننده در مقابلش مسئولیت دارد. آن هم در این جو که امروزه بعد از شکست دوم خرداد بوجود آمده. نباید توقع داشت کسی که اولی را براحتی امضا کرده دومی را هم بهمان راحتی امضا کند /
شراگيم عزيز (شماره ۵۸) فقط يک چيز ديگر را ميخواستم بنويسم. اگر اين کار (تومار نويسی)را نکنيم هرگز نخواهيم فهيمد که چه اثراتی دارد. البته بااين موافقم که نبايد فکر کنيم با يک تومار همه کار جهان درست ميشود که ساده انديشی است. هر کاری راباید در ظرف خودش بررسی کرد. اما وبلاگ و تومار بخصوص در ايران يک پديده جديد است. اگر تومار ماباعث آگاهی حتی يک نفر هم بشود از هيچی بهتر است.
عزيزدوردونهی عزيز!(67)
می دونی دوست من ايراد ما اينه که اينقدر در مغز ما حضور رو به جسم معنی کردن تا جلوی همبستگی روحی رو بگيرن در ما علم به يقين شده و الا اينکه اين دنيا را مجازی بخوانيم آن هم به اين دليل که جسم نيست اشتباهی بزرگ است که انسان ها با فکر خویش شولای زندگی در هم می تنند و چه خوش شولايی بر قامت ايران و این دنیاش در حال شکل گيری است..انگار شما هم ذر بلاگ من تنها عکسها را ديديد که من با نوشتاری در باب ايستايی فرهنگی و سياسی ايرانيان به روز شده بودم..حضورت مغتنم
آذر جان، مشتاق دیدار نازنین دخت ایران.
شبح جان کلی کیفور شدم از جریان تربچه نقلی و تکون خوردن شکمبه و اینا. خلاصه همن تشکه و هم لحاف بقول دوستی :)) چیکارش کردی این نفر پائینی اینهمه جلز و ولز کرده؟ دلم کباب شد واسش. :) در مورد لوگو والله حسن آقای طفلک چند جور درست کرده که من همینجوری یکیشو که کوچولو تر بود ورداشتم. راست راستی هم گیر کرده مابین ما. ولی الحق و الانصاف با وجود وقت کم خیلی از وقتش به اینکار اختصاص داد. واقعا دمش گرم.
آذر عزيز شبح عزیز
استاد شبح قهرمان مبارزه!! اگه اینهایی که اینجا کامنت میزارن تو رو میشناختن ،اگه همین سینا مطلبی تو رو می شناخت و می دونست چه آدم فروشی پشت اسم اشباح قایم شده ، جواب سلامت را هم نمی دادن. اگه خدمات تو رو به صدا و سیمای لاریجانی و وزارت ارشاد میرسلیم و مهاجرانی می دونستن ، جواب سلامت رو هم نمی دادن .
آذر عزيز! عزيزترين!(77)
زنده باد زندگي شرافتمند انساني
اين تکه که قبلآ نوشته بودم برای دوست گرامی---- آبادانی------- قرار ميدهم: يكي از مهمترين دلايل اينكه تاريخ مصرف ج.ا. به پايان رسيده -تمام شدن جنگ سرد است . طرح كمربند سبز را كه مخلوق دكترين برژنسكي بود شايد بياد نياوريد. اين دكترين برژنسكي در دوران پاياني جنگ سرد بود و بدين ترتيب اجرا شد: 1- انقلاب ايران بسمت گرايشات مذهبي و ملي مذهبي هدايت شد پس از پايان يافتن جنگ سرد و فروپاشي خود اسلام سياسي آنقدر بزرگ شده بود كه شروع به شلتاق كرد و سپس جريان افغانستان و...... امآ دلايل داخلي سير قهقرايي ج.ا. همين مواردي است كه دوستان عنوان ميكنند و تبعاتي برون مرزي دارد . نميدانم در مورد حق بيمه پروژه هاي فاينانس امآ از نقطه نظر داخلي برگشت مردم از اصلاح طلبان كه آخرين اميد ج.ا. براي حفظ طولاني مدت خود بود تير خلاص را بر پيكر ج.ا. زد و ج.ا. وارد دوره هاي كوتاه مدت بحران و سركوب و يا بحران و عقب نشيني شده است. با تمام اين تفاصيل من معتقدم كه مهمترين دليل انحطاط جمهوري اسلامي همان نارضايتي عمومي مردم ايران و از آن مهمتر نارضايتي جوانان ايراني از حاكميت است. اين نارضايتي حتي با پذيرش مدل چيني نيز كاهش قابل توجهي نخواهد يافت و موجب نفي بنيانهاي اصلي ج.ا. خواهد شد و نيروهاي جديدي را به سمت اپوزوسيون هدايت خواهد نمود. من هنوز هم معتقدم سرنوشت هر كشوري بدست مردم همان كشور رقم ميخورد . امآ دليل ديگر من براي اثبات اين سير قهقرايي بوجود آمدن تفكر اصلاح طلب در ايران است . همانطور كه ميدانيد رفرم و انقلاب دو ابزار سياسي براي تغييرات سياسي اجتماعي است. رفرميست ها همواره در طول تاريخ كشورهاي مختلف در شرايط بحراني ماقبل انقلاب بوجود آمده اند تا تغييرات را از انقلاب به اصلاحات تغيير شكل دهند(مانند انقلاب سفيد) و هميشه دلايل مشابهي عنوان شده كه از طرف اصلاح طلبان ايراني نيز عنوان مي شده است. در واقع شكست اصلاحات به مفهوم عدم ضروري بودن تغيير نبود بلكه به مفهوم تغيير شكل تغيير از اصلاح به انقلاب بود و هنوز ضرورت تغيير بر جاي خود باقي است - چون اصلاحات به اهداف سياسي -اجتماعي خود حتي نزديك نشد.
شبح عزيزم . بعد از ماه ها .. امروز مرخصي گرفتم فقط براي انكه وبلاگهايي را كه دوست دارم بخوانم وچه لذتي بردم ... ولي خودمانيم .. اگر گلكوي نازنينم نبود حتي از ماجراي قطعه 33 هم بيخبر ميماندم .
در خود ماندگی ديکتاتوری از لوموند دیپلوماتيک http://ir.mondediplo.com/article308.html
سر فصل جديدي در تاريخ وبلاگ نويسي سياسي ايران اغاز شده است.
AUTHOR: خُسن آقا
اگر گمان می کنید با تغییر این فلش زنان ایران آزاد می شوند!! بگذار خُسن آقا آزد کننده زنان باشد حتی اگر .... این هم آدرس فلش:
از این فاجعه باید جلوگیری کرد! برای حق زندگی، علیه اعدام! منوچهر ماسوری فراخوان کميته حقوق زنان به ميتينگ اعتراضى در پارک لاله تهران بر عليه احکام اعدام کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلا روز جمعه ٢١ ماه مه اطلاعيه ايى از سوى کميته حقوق زنان ايران انتشار يافته که در آن دعوت شده است روز ٧ خرداد در دفاع از کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلاى ١٩ ساله در پارک لاله و با در دست داشتن يک شاخه گل تجمع شود. اين تجمعى است در اعتراض به احکام اعدام اين سه نفر.
محسنی اژه ای عيسی سحزخيز را گاز گرفت !
دستهای اسرائيل از فلسطين كوتاه http://www.javaan.net/
سلام. شبح عزيز در کامنتی که برای آرمين عزيز نوشته بودی تعجب کرده بودی که هنوز هستند کسانی که از خاتمی دفاع ميکنند. مگر قرار نيست هر کسی فکر و شعورش را به کار بندازه و خودش راهش رو انتخاب کنه؟ميدونم که شما همچنين نظری ندارين اما متاسفانه الان جو به نحوی شده که هرکس به خاتمی فحش نده امل و احمق و بيفکر معرفی ميشه. من از نظر سياسی و اعتقادی خيلی با ايشون تفاوت عقيده دارم و برخلاف نظر آرمين عزيز( که متاسفانه نظرش رو فقط اينجا نوشته و چيزی که به من جواب داده بکلی با اينجا تفاوت داره) من به هيچوجه به اين راه اميد ندارم که:من تسليم نميشم و فکر و انديشه خودم را هم قبول دارم و درآينده با روشی جديد راهی جديد را خواهم گشود(مثل سخنرانيها شد!)اما همانطور که به آرمين عزيز هم گفته ام من اين روش مبارزه را نميپسندم و اصلاحات حتی اگر ۱۰۰ سال طول بکشه را بيشتر میپسندم. شاد و سرافراز باشی.
من ميپذيرم که تصميم گيرنده برای يک ارزش بايد تمام انسانها باشند اما اين هم طبيعی است که هر انسانی به اندازه سهمی که در بوجود آمدن اين ارزش دارد باید استفاده کند اين نميشود که من سرمايه بگذارم شما به من کمک کنی در نهايت هر دو از ارزش استفاده يکسان ببريم پس نقش منی که سرمايه اوليه را گذاشته ام چه ميشود
لطفاً یکی توضیح دهد« حرف برای گفتن» یعنی چی؟ اینکه گفته میشود سیستمهای ضد سرمایه داری حرفی برای گفتن ندارند خودش از اون حرف هاست! ظاهراً سیستم ضد سرمایه داری داره یک چیز هم بدهکار میشه! سیستم ضد سرمایه داری بعد از آنکه حرفی برای شنیدن پیدا نمیکنه آغاز به حرف زدن میکنه. این سرمایه داری که حرفهای گفتنیش تمام شده. اینو از چهار میلیارد انسان گرسنه ای بپرسید که در زمین سرمایه داری و در این نظام سالهاست به جای خوراک و پوشاک حرفهای شنیدنی سرمایه داری را شنیدند اما آنچه که دیدند یکسره گرسنگی و تیره بختی، بی خانمانی و بی کاری، بی هویتی و ...
با سلام به همه ي دوستان ! سه نكته بنظرم رسيد، كه با اجازه ي صاحبخانه به طرح آنها ميپردازم: ۱-مسلما همه ي دوستان متفق القولند كه كار گروهي بويژه در مملكت ما كار سهل و ممتنعي است. بديهي است كه كار گروهي روش و آدابي دارد، و هر كس كه قصد برقراري رابطه و حضوردر گروه را دارد ملزم به فراگيري زبان مشترك و رعايت ادبيات خاص آن است. ۲- من نيز با تشويق تومار نويسي و تهيه ي پتيشن و لوگو براي اعلام عقايد و خواسته هاي صنفي -سياسي در اجتماع موافقم ( چه در صحنه هاي واقعي و چه در فضاي مجازي اينترنت)؛ همچنين ضمن موافقت با قسمتهايي از نظرات شراگيم معتقدم كاچي به از هيچ چي! چرا كه اين نوع فعاليت ها را هر چند در صحنه ي واقعيات اجتماع چندان جدي مؤثر و قابل اعتنا نميبينم اما از مدارج و پله هاي تمرين دموكراسي در جهت بلوغ سياسي اجتماعي ميدانم و ضمن دعوت از دست اندركاران( مجريان و شركت كنندگان فعاليتهاي اعتراض آميز) به واقع بيني انتظارات معقول از نتايج محتمله خواهشمندم كه در تومارنويسي ها حتي المقدور از فحاشي و غرض ورزيهاي ايدئولوژيك و سياسي بپرهيزند تا زمينه ي جذب نيروهاي مردمي اپوزيسيون فراهم آيد و هر تجربه ي اينچنيني هر چند كوچك كلاس درس و ميدان تمريني باشد براي انصاف و مدارا و روشن بيني متقاضيان و مخاطبين آنان. ۳- آنچه بسيار مهم است اعمال صراحت و صداقت و شفاف بودن اخبار و نظرات و خواسته هاي تنظيم كنندگان تراكتها، اعلاميه ها و پتيشن ها در بيان جملات معترضه و نيز در خواسته هاي صنفي –سياسي است تا بدينوسيله اعتماد عمومي خدشه دار نگردد.*
۱/ کاملا باهات موافقم. دوستانی که این کار را به تمسخر میگیرند و یا کاری بیخود میپندارند اشتباهی بزرگ میکنند که هزاران بار به صدها نفر گفتم که اگر افکار عمومی بیخود و بیقدرت بود پس چرا اینهمه عوامفریبی. اگر این حرفها و یا این بهانه که من اسمم را نمیخواهم کنار اسم فلانی بگذارم نبود و همه به یکی ازین تومارها لینک میدادند میشد فدرت افکار را بوضوح مشاهده کرد.
شبح عزيز، پايدار و سربلند و تندرست باشيد.
سلام ... اين هنوز بعضی از خاتمی تعريف ميکنند بری من دگر جالبی ندارد. اوایل وبلاگنویسیم چند بار در مورد دروغ سخن گفتم و این جمله هم در میانشان بود: اما متوجه شدم که سران و نخبگان جامعه اين جوانان را چنان گمراه و نااميد کردند که اگر حقیقت را هم باور کنند بجای اينکه صدای خود را بلند و در مقابل بيدادی ايستادگی کنند، غمگين و افسرده میشوند ... این دوست ابادانی هم جزو کسانی بود که نه فقط به خاتمی امید داشت بلکه خیلی هم کوشش براش کرده بود و الان جزو کسانی هست که اگر ایمانش را به او عوض کند یا حقیقت را ببیند، امید خود را از دست میدهد و این مکانیک ادامه به ایمان برای من خیلی وقت هست که جالبیت ندارد. مثل این دوست من خیلی دیدم و توی چشمشان هم نگاه کردند که با خود مبارزه میکردند تا باورشان را نگه دارد تا خود را نگه دارند یعنی تا قبول میکردند که باورشان دروغ هست چنان درهم میشکستند و رنگشان میپرید که شروع به خودفریبی میکردند تا بر باورشان بمانند تا بتوانند نفس بکشند. بخاطر همین ناآگاهی و پروپاگاند بزرگترین اصلحههای قدرتمندان هست که از هر لحاظ خود را پیروز میپندارند: او باور میکند و ادامه میدهد، او باور نمیکند آنچه که باور کرده بود و درهم میشکند و تسلیم میشود.
شراگیم جان، به خاطر بسپار که برای بعضیا ممکنه این تنها گوشه کوچکی از اونچه اسمش رو مبارزه میگذارن باشه. من که فقط یک اعتراضش میدونم. وسیله ای که باهاش میگیم بابا ما حشم نیستیم که هر چی بارمون کنید صدامون در نیاد. اقلا" میتونیم بگیم 'مع' ! دور از جون همه دوستان، خودمو دارم میگم.
شراگيم عزيز!(58)
هالهی نازنين!(۵۶)
شبح جان و گلکوی عزیز همونجور که گفتم قصد تضعيف اين روحيه متحد رو ندارم و نداشتم...مسلما يک قدم هرچند کوچک بهتر از ايستادن و نظاره کردن و هیچ کاری نکردن است...حرف من اينه که واقعيتها رو فراموش نکنيم...منم به عنوان يه عضو اين وبلاگستان آرزوی اين رو دارم که اگه امروز توی وبلاگم فلان سياست رژيم رو زير سوال ميبرم فرداش وزارت کشور و يا قوه قضاييه مجبور به واکنش بشه...
گلکوی نازنين!(50)
بعدم مسلمه تو ' هر کسي' نیستی و شبح نازنین من هستی. بازم معذرت.
شبح جان، میتونم بشینم چهار صفحه در جوابت بنویسم اما اینکارو نمیکنم چون خسته ام از بحث در این مورد. تنها میگم که من چیزی مغایر با تساوی زن و مرد در این لوگو نمیبینم. من از حق وتو استفاده نکردم و نمیکنم. وقتی هم همکاران (حسن آقا، گل کو و امیر) پرسیدن نظر همه رو من گفتم مخالفم ولی اگر حتی یکنفر هم از همکاران بخواد لوگو عوض بشه من باهاشون مخالفت نمیکنم. نگفتم انتقاد نکنید یا بقول تو نق نزنید. اگر چیزی به حق اشتباه باشه من بی هیچ حرفی درستش میکنم (مثل همونکه خودت در مورد لوگوی افغانها مثال زدی) ولی این مورد به نظر من جای انتقاد نداره (مساله فقدان عکس زنان رو میگم) چون داریم برای بقای این قطعه مبارزه میکنیم. ممکن بود لوگو اصلا" هیچ عکسی نداشته باشه (که شاید هم بهترین راه همون بود که امروز مجبور به این بحث نباشیم) اما حالا به نظر من این مو از ماست کشیدن بوده و هست. شبح جان شاید من تند حرفم رو زدم اما مورد صحبتم تنها تو نبودی بلکه مهشید هم بود. به هر حال اگر موجب رنجشت شدم پوزش میخوام.
هالهی عزيز!(53)
شبح جان مساله نفس عمل است و نه انتقاد پذیری یا ناپذیری. به نظر من انتقاد وارد نیست و من مخالف عوض کردن لوگو هستم. همونطور که گفتم لوگو پیام دیگری رو به همراه داره که تقریبا" همه کسان اونرو گرفته اند. غرض این نبوده که بگیم کی مبارز تر بوده که بخواهیم مساوات بین زن و مرد رو برقرار کنیم. حالا خوبه که گفته شد هم که کل مساله اتفاقی بوده و به جز مهشید و بعد هم تو کسی هیچ نگفته. ببین جونم، اصلا" وجود لوگو فرع قضیه است. ممکن بود لوگویی وجود نداشته باشه و تنها لینک بدن همه به پتیشن. ممکنه کسانی تصمیم بگیرن لوگوی خودشون رو درست کنن و تنها زنان مبارز رو توش بذارن یا اصلا" عکس یک گربه توش بذارن. من از اینکه اصل قضیه فراموش شده و قضیه به این کشمکش نسبتا" کودکانه کشیده دلخورم. از اينکه هدف رو ول کرديم و وقتمون رو گذاشتيم به مطالعه لوگو که ببينيم بالای چشم کی ابروست دلخورم. از اينکه يک حرکت جمعی رو که بر خلاف همه حرکت های ديگه به خوبی پيش رفته بود بخواهند لوث کنند دلخورم. از اينکه اينهمه وقتمون رو بگذاريم پای اين بحث و تو بگی خوب وقتت رو نذار ... يه عکس اضافه کن و قال قضيه رو بکن دلخورم. اصلا" دلخورم. ببينم اگر فردا يکی اومد گفت چرا عکس اسکوئی از عکس جزنی کوچک تره پس حتما" غرضی تو کاره تو ميگی کاری نداره، عکس اسکوئی رو هم بزرگ تر کنید؟ نفس عمل و هدف رو بچسب نازنین.
سلام شبح عزيز. اينها همه ارزشمندند. اينکه من نوعی در گوشهای از اين ديار هستم و ناآگاه از رويدادهايی اينچنينی( آنها به اين دليل که به شدت سياستزده شدم) و با آمدن به دنيای وبلاگستان نسبت به اين تخريبهای پوشالی آگاهی پيدا می کنم آيا جای تقدير نداره؟ اميدوارم اين همدلیهای ما و گوشزدهایی که در وبلاگهای مختلف نسبت به اين مسئله میشه هميشه نتيجهبخش بوده باشه و آوايی باشه برای رسيدن هر آنچه در دل داريم به گوش آنهايی که شايد بشنوند. همين کورسوهای اميد شايد روزی خود نور شوند و رهگشای راه...
ميان کلامتون .. اومدم ازتون تشکر کنم ... و اينکه احتمالا شما تولد شراگيم تو ذهنتون بوده .. به هر حال بازم ممنون (:
شبح عزيز اولا که شرمنده دشمنت باشد. من بايد جمله بندی ها را طوری انتخاب ميکردم که منظورم واضح تر باشد و در آنجاتقصير با من بود. شبح عزیز اين کار تجربه بزرگی بود و اميدوارم کمی ها و کاستی هايش را اگر فرصتی ديگر پيش بيايد جبران کنيم. مهشيد برای من هميشه عزيز است بااينکه هنوز نفهمیمده ام که چرا اين بار اين دلخوری پيش آمد. تو هم که جای خود داری.
شراگيم عزيز!(44)
عزيزدوردونهی عزيز!(44)
عزیز دردونه۴۴ شهروند گرامی به نظر شما بهتر نيست از کلی گويی دست برداريم و برای احکامی که صادر ميکنيم کمی دليل بياوريم همیشه کامروا بمانید. بدرود
گلکوی نازنين!(37)
با گلکوی عزيز کاملا موافقم........... جانا سخن از زبان ما ميگويی.
درود
شراگيم عزيز مسلم است که امضای تومار آخرين و بهترين چاره نيست. اما يک اقدام است. يعنی به نظر من از آلترناتيو ديگر که هيچ کاری نکنيم بهتر است. دومش اين است که می بينيم تنها نيستيم . می بينيم که عليرغم احتلاف نظرات و مخالفت های معمولی همه می توانيم دور هم جمع بشويم و در جايی که به همه ما مربوط ميشود فراتر از نظرات سياسی و گروهی با هم توافق داشته باشيم. من فکر ميکنم ارزش اين وحدت از هر چيزی بيشتر است. آن هم در دورانی که آخوندها از هر چيزی برای تفرقه انداحتن استفاده ميکنند. سوم اينکه وقتی امضاها زياد شود ممکن است که اين تومارها فايده ای هم داشته باشد. اين تومارها به سازمان ملل و مقام های بين المللی ديگر فرستاده ميشود که گر چه بيشتر وقت ها دست در دست دولتها ميدهند اما گاهی مجبور هستند برای حفظ ظاهر به اين تقاضا ها گوشه چشمی هم بیندازند. چهارم اینکه به خودمان یادآوری میکند که ما حافظه تاریخی مان را نمی خواهیم از دست بدهیم و در برابر جنایت هایی که میشود نمی خواهیم بی تفاوت بمانیم. دست در دست هم دادن حتی اگر به صورت مجازی باشد شاید بتواند روزی انگیزه ای شود برای کارهای بهتر.
هاله جان(۴۰) اتفاقا من طومار مربوط به تخريب قطعه ۳۳ رو با اسم و مشخصات حقيقی خودم چند روز پيش امضا کردم...بخوای شماره ش رو هم برات پيدا ميکنم...! ولی باور کن حس نميکنم کار بزرگی انجام دادم...یعنی در واقع فکر میکنم هیچ کاری انجام ندادم...فقط دلم رو خوش کردم که من هم اعتراض کردم...من هم مبارزه کردم...!!
همانطور که شبح ميگه مد جديد ويروس فرستادن اينه که به اسم ديگران براتون ويروس مياد. من يکی همه فايل های اتچمنت دار را باز نکرده می ريزم دور و به شما هم توضيه ميکنم همين کاررا بکنيد.
شراگیم جان یه امضا نکردن که اینهمه صغری کبری چیدن نداشت جونم. اصلا" کامنت هم لازم نداشت حتی. :))
هرگونه تشابه کامنت من (۳۸) با کامنت خانم گلناز(۳۵) تصادفی بوده و نه من از روی دست ايشون نگاه کردم و نه ايشون از روی دست من... (البته احتمال دوم رو کاملا منتفی نميدونم!!)؛)
سلام شبح جان...خدا قوت...:) منم خيلی دلم ميخواد که اين محيط مجازی اونقدر جدی گرفته بشه و تاثیر گذار باشه که هر عملی و حرکتی در اینجا در محيط حقيقی واکنش قابل توجهی رو به دنبال داشته باشه...ولی حقيقت اينه که اگه دلبستگی روزنامه شرق به وبگردی نبود(فکر کنم مدير مسئولش قبلا وبلاگر بوده!) وزارت کشور به خودش زحمت همين جواب نصفه و نيمه رو ــ که تاکید بر این اقدام و در حقیقت توجیهش بود ــ نميداد...(که البته ميدونی من جزء امضا کننده های جريان اخراج افغان ها نبودم )...آزادی سينا مطلبی هم با اينکه سن و سال من قد نميده ولی مطمئنم به خاطر زیاد بودن امضاهای مجازی و فشار وبلاگها ا نبوده و فکر نميکنم سينا مطلبی جرمی مرتکب شده باشه که سزاوار حبس ابد بوده باشه و بعد اینها به خاطر یه طومار مجازی چند صد امضایی آزادش کرده باشن...هر روز اينهمه آدم ميگيرن و يه هفته ده روز چپ و راستشون ميکنن و بعد آزادشون ميکنن...گو اينکه اينهمه طومار جمع شده که زندانيهای سياسی بايد آزاد بشن و میبینیم که کک کسی هم تا بحال نگزيده...و افسانه نوروزی يا کبری رحمانپور هنوز اجل بالای سرشون پر پر ميزنه و هنوز زندانی هستن...
شبح عزيز
شبح عزیز این انسانها متعلق به همه هستند. هر انتقادی هم عزیز است و باید بهش بها داده شود. اما اگر به دلایلی که من یا حسن آقا یا دوستان دیگر توضیح دادیم همین الآن ممکن نیست لطفا آن را به پای چیز دیگری نگذارید.
گلناز جان!(۳۵)
هي رفيق شبح ! خوب سفسطه مي كني ! جدا منظور منو نفهميدي يا ...؟ هاها ها كسي از شما نخواست بري شهيد بشي . براي توضيح بيشتر اينو از گلسرخي مي نويسم :
احسان جان!(۳۲)
سينای عزيز!(5) علی جان!(10)
سلام دوست عزير.به ادرس ايميل من که در بالا آمده از شما ايميلی دريافت کردم که حاوی ويروسه!
چرا همه نازک دل شديم؟
رسوای عزيز!(20)
گلکوی عزيز! آتش جان! و هالهی نازنين! خسنآقای عزيز! امير جان!
شبح عزيز اینجا جند سوال را میخواهم مطرح کنم: ۲- در باره عکس ها دوستان نوشته اند که اینها کاملا تصادفی بوده. ما نه اسامی را داشتیم و نه عکس ها را . با کلی گشتن و نامه نگاری به اینور و آنور توانستبم ابن اطلاعات را پیدا کنیم. ۳- این خبر هفته ها روی اینترنت بود و هیجکس از حمله مهشید عزیز از اینکه قبر یک زن خراب میشود اظهار تاسف نکرد. ما هم ادعا نکرده بودیم کارمان بی اشکال است اما پشت این پتیشن سه هفته کار بی قفه خوابیده است . ما نه اسامی را داشتیم و نه عکس ها را. خیلی ها اصلا نمی دانستند که آیا جزنی هم در آن قطعه هست یا نه. .این اطلاعاتی که شما در صفحه می بینید برای اولین بار در اینترنت پس از نامه نگاری های متعدد دور هم جمع شده است. راستش توقع نداشتم که دوستان با ایرادهای بنی اسراییلی بخواهند این کاررا خراب کنند. ۴- امضا کردن یا نکردن پتیشن اختیاری است. ما به هیچ وبلاگی که امضا نکرده است ایرادی نگرفته ایم. امضا کردن و بعد هم ایرادهای الکی گرفتن کار خیلی عجیبی است که من هنوز نتوانسته ام دلیلیش را متوجه بشوم. ۵- هدف این است که این قطعه که جانهای پاک ۱۳۰مرد و زن آزاده در آن دفن شده تخریب نشود. هدف را فراموش نکنيم.
فراخوان کميته حقوق زنان به ميتينگ اعتراضى در پارک لاله تهران بر عليه احکام اعدام کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلا روز جمعه ٢١ ماه مه اطلاعيه ايى از سوى کميته حقوق زنان ايران انتشار يافته که در آن دعوت شده است روز ٧ خرداد در دفاع از کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلاى ١٩ ساله در پارک لاله و با در دست داشتن يک شاخه گل تجمع شود. اين تجمعى است در اعتراض به احکام اعدام اين سه نفر.
سلام ،
ارنستو جان
اينهم يک مقاله برای مهشيد-هاله-آتش-نسرين-....... شورگمگشته ي فمينيسم را بازيابيم http://ir.mondediplo.com/article317.html
روزبه عزيز تحريک دوستان به امضا با اسم خود کار درستی نيست سری به وبلاگت زدم و کامنت شماره ۱۹ من تآييد شد.
دوست عزيز من مجاب شدم متشکرم و درباره اسم هم من نام خود را می نويسم و ترسی هم ندارم که انسانی آزاد بودن را به اختفای در دنيای مجازی ترجيح می دم...روزبه
Shabahe aziz
دوستان عزیز همانطور که سینا مطلبی هم گفت و تجربه شخصی او این را نشان میدهد امضا کردن با اسم به هیچ وجه درست نیست. من نمیخواستم موضوع را کاملآ بازکنم ولی موضوع مهمی است. موضوع از این قرار است که دوستان نهضت آزادی و ملی مذهبی و ملی گرا و اصلاح صلبان اصلاح نژاد شده که این چند ساله زیاد فعال بودند و با اسم و رسم هم فعال بودند بازهم میخواهند مثل طول تاریخ معاصر - رفقا را زیر تیغ بدهند و خود زیرآبی بروند. از تمامی دوستان تقاضا دارم به هیچ وجهی لیست -اعتراض- وبلاگ و
انتقاد مهشيدی (:
خوب دیگه حرفا زده شد. دلم میخواد خواهش کنم دیگه ادامه ندیم که یه موقع حرفای نازیبا به هم نزنیم. من به خلوص نیت همگیمون اعتقاد دارم و امیدوارم که بتونیم به خاطر اون سر فصل مشترکمون، خاک مقدس وطنمون، با هم با دوستی رفتار کنیم. دخترم از دیشب تا حالا یک ریز گریه کرده - به خاطر حرفی که پدرش بی هوا و بدون کوچکترین نیت بدی بهش زده. منظور اینه که همین حرفهای بی غرض ممکنه قلبی رو به درد بیاره. همه ما کاستی هایی داریم و امیدوارم که بتونیم همدیگه رو با همون کاستی ها دوست داشته باشیم.
شبح عزيز ! اولا ممنونم که با تمام قوا از اين مسئله حمايت می کنی . تو نوشته ی مرا خوانده ای . موضوع ما حمل و انتقاد به ما نيست . ما مشکلی با انتقاد نداريم . اما مسئله از انتقاد کمی فراتر بود . اينکه مهشيد عزيز می گويد که من با جمله ی تاريخ مرا تخريب نکنيد موافق نيستم حرفی است که آدم را از کوره به در می برد . مگه نی شد قبل از درست کردن پتيشن ما از همه ی امضا کننده گان آينده ی آن بخواهيم که در مورد جمله ی نمادين لوگو اظهار نظر کنند ؟!!!!!! تو خود شاهدی که حتی همه ی دخترانی که اينجا يا در مطلب مهشيد نظر داده اند موافقند که موضوع نبود عکس زنان ربطی به اين جريان ندارد . ضمن اينکه اگر بحث انتقادی بود اگر مهشيد به ما می گفت مطمئنا منظور می کرديم اما جنجال نه ... ضمن اينکه هاله خود يک زن هستش و در تمام ماجرا فعال بود . اگر ما به آن ديد می خواستيم کاری بکنيم معلوم می شد حال آنکه گل کو و حسن آقا و من خود از مدافعان شناخته شدن حق زن ها هستيم . در پايان از تو و همه ی آنهايی که از اين مسئله حمايت کردند ممنونم و باز می گويم که انتقاد آری ولی کشيدن دعئواهای خصوصی به وسط اعتراضات و مبارزات نه و نه و نه .... موفق باشی
شبح جان !
سلام شبح عزيز.. مطلب جالبيه..
در هر صورت هدف اصلی لوگو و گذاشتن عکس مبارزان در آن نيست نکتهی اصلی اعلام اعتراضمان به تخريب قطعهی ۳۳ است. پس بهتر است به موضوع اصلی پرداخت و مو را از ماست نکشيد!
شبح عزيز من هم فکر ميکنم که اين تومارنويسيها حرکت بهجايي بوده اگه نگاه کنيم اين تومارها در همهي موارد کاري از پيش بردهاند و هيچوقت بيهوده نبودهاند. در مورد نبود عکس زنان مبارز توي لوگو، من فک ميکنم وقتيکه تعداد مردان دفن شده توي اون قطعه بيشتر از تعداد زنان است نميتوان در گذاشتن تعداد عکسشان در لوگو مساوات به خرج داد. البته اگه عکس يک زن هم در لوگو ميبود بهتر ميشد.
شبح عزيز این که عده ای برای آن بهانه می جویند از عدم اعتماد به یکدیگرنشات می گیرد وربطی به مبارز بودن وفعال بودن وفمنیست بودن این وآن ندارد علی الخصوص وقتی اصرارمی کنیم تابرایش ارتباطی بجوییم برای من به حقیقت بیشتر نزدیک می شود چرا که وقتی دوستان این اشتباه غیرعمدراتوضیح دادند ازنظر من می بایست موضوع خاتمه می یافت. اینکه کسی لوگو آن را در سایتش قرار نداده است همانطور که خودت گفتی حق آنان است اما اگر قراراست با نام فعال حقوق زنان وارد عرصه مبارزاتی شویم آن هم از نوع باریک بینی ازنظر من موضوع فرق می کند .. انتظارداشتم با ماهمصدا می بود که نبود..
شبح نارنین :
شبح جان و کنجکاو محترم!
شبح جان، خوب کردی این مطلب رو نوشتی اما باید بگم شخصا" با مهشید و خودت در این مورد موافق نیستم به این دلیل که اولا" فقدان عکس زنان در لوگو کاملا" تصادفی بوده و دوما" اینکه مو از ماست کشیدنه و هیچ فرقی در اصل موضوع نمیکنه. اینکه عکس زنی در این لوگو نیست خط بطلان بر روی مبارزات سیاسی زنان نکشیده و نمیتونه بکشه. آدم باید منطقی باشه. من هم زنم و طرفدار مساوات زنان اما چنین احساسی از دیدن لوگو بهم دست نداد. تنها احساسی که داشتم تأثر و تألم بود از این نامردمی. هدف این حرکت این نبوده که بگیم کی جانباز تر و آزاده تر بوده که از فقدان عکس زنان مبارز ناراحت باشیم. هدفش ابراز احساسات کسانیه که با تخریب این قطعه به عنوان یک سمبل یا لند مارک یا هر چه اسمش رو بگذاریم مخالف هستند. نمیدونم این حرفا رو چه طور بگم که مهشید ناراحت نشه و فکر نکنه دارم جانبداری میکنم. به هر حال این خطری است که میکنم.
طرح؛ شبح جان!
در مورد تصاویر اولین دلیل که باعث انتخاب این عکسها شد این بود که ما فقط همین عکسها را در اختیار داشتیم.
شبح عزیز
دوم خرداد: هشت ساله شد
شبح جان! جواب خوبي دادي!
سلام شبح جان...به نکات جالبی اشاره کرده بودی.به ويژه در مورد واژه افغان ها!!! و در ضمن در موارد دیگر هم به قول شما به هر حال اين کار نوپا است و بیشک نواقصی دارد که بايد با حوصله و بهدور از کينهجوییهای شخصی و گروهی به حل آن بپردازيم و راهکارهای مناسبی را پيدا کنيم. خیلی این جمله پر معناست.ممنون از شما.سبز باشید و همیشگی
شبج جان! |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26174 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:57 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||