یکشنبه، 3 خردادماه 1383 | May 23, 2004

تومارنويسی و وب‌لاگستان

... azam_rouhi_ahangaran.jpg... m-uskuyi.jpg
امضای تومار ................ اعظم روحی آهنگران(منبع)... مرضيه احمدی اسکويی(طرح از روشن)

در چند روز گذشته موضوع تهيه توماری برای اعتراض به تخريب قطعه‌ی 33 بهشت زهرا موضوع بحث‌هایی در وب‌لاگستان شد. در اين نوشته سعی کرده‌ام چند نکته را مطرح کرده و به گفت‌وگو در باره‌ی آن بپردازيم.
1- نقش تومارها در گسترش دموکراسی.
جهان سرمايه‌داری در عصر حاضر با شعار دموکراسی به ميدان آمده است حتا وقتی بمب بر سر مردم می‌ريزد از دموکراسی صحبت می‌کند وقتی در انتخابات بزرگ‌ترين مبلغ دموکراسی، آمريکا، رئيس جمهوری انتخاب می‌شود که رای اکثريت مردم را ندارد و از طريق ايالت‌شماری آن هم با تقلب در ايالتی که فرماندارش برادر رئيس جمهور است به قدرت می‌رسد باز با غرور و افتخار از دموکراسی صحبت می‌شود. اما در تمام اين سينه‌چاک‌کردن‌ها برای دموکراسی موضوعی رياکارانه مخفی باقی می‌ماند. چيزی که عملا در دنيای سرمايه‌داری در عالی‌ترين شکل‌اش که در اقتصاد آمريکا و کشورهای پيشرفته‌ی اروپایی بازتاب پيدا می‌کند وجود دارد ديکتاتوری در توليد و دموکراسی در رابطه‌ی به بين سرمايه‌‌داران و امکان فروش آزادانه‌ی نيروی کار است. (بگذريم که در بحران‌ها زير همين دموکراسی ظاهری هم می‌زنند و چون گرگانی گرسنه به جان هم می‌افتند.) پايه و اساس سخنان مارکس در آن نوع دموکراسی است که تمام اجزای زنده‌گی بخصوص عرصه‌ی توليد که مهم‌ترين وجه زنده‌گی جمعی انسان‌‌ها را تشکيل می‌دهد است. شيوه‌های توليدی مبتنی با سطح تکنولوژی خاص است. اينترنت و کامپيوتر و ماهواره و رشد روز افزون تکنولوژی ارتباطات اساس مادی و تکنولوژيک سوسياليزم است زيرا امکان عملی و مادی مشارکت جمعی را فراهم می‌اورد با اين سطح تکنولوژی موجود و با بالارفتن ميزان آموزش‌های عمومی و از بين رفتن بی‌سوادی و ايجاد طبقه‌ی کارگر ماهر و تحصيل کرده امکان مشارکت تمام اعضای جامعه در فرايند توليد و توزيع به وجود می‌آيد. تهيه تومار و مشارکت آگاهانه در شکل دادن افکار عمومی و تصميم‌گيری‌های جمعی اساس سوسياليزم است. ما بايد آگاهانه در کار تهيه بحث و گفت‌وگو و تهيه تومار فعالانه شرکت کنيم و اساس دموکراسی سوسياليستی‌مان را از امروز پايه بگذاريم. تعداد تومارهای موجود نتنها زياد نيست که کم هم هست. در تمام حوزه‌ها بايد دست به تهيه تومار و نظرخواهی و نظرسنجی زد تا يادبگيرم چگونه در کنار هم با طرح ديدگاه‌های گيرم متضادمان دوستانه زنده‌گی کنيم و شيوه‌ی زنده‌گی‌مان برآيند نظر تمام اعضای جامعه باشد. ثروت و قدرت حقانيت نياورد.
2- قواعد مشارکت در تهيه و ترويج تومارها.
وحدت دو نوع است کورکورانه و آگاهانه. وحدت کورکورانه را صاحبان قدرت و کسانی که می‌خواهند مردم را فريب بدهند تبليغ می‌کنند. هميشه دشمن واقعی يا فرضی را می‌تراشند تا اين وحدت صوری را شکل بدهند. تنها وحدتی ارزش‌مند است که در سايه‌ی آگاهی باشد. به همين دليل نبايد وقتی توماري تهيه می‌کنيم انتظار داشته باشيم همه آن را امضا کنند. نبايد در موردش هرگونه چون‌وچرایی را ممنوع کنيم. اتفاقا بايد قبل از تهيه تومار رایزنی کرد و نظر جمع مشورتی وسيعی را پرسيد و بعد از انتشار آن نيز بايد به انتقادات گوش داد و سعی در اصلاح آن کرد و در نهايت امضا کردن يا نکردن تومار توسط شخص يا اشخاصی نبايد موجب کدورت و ناراحتی شود و وحدت‌های آينده را مخدوش کند. در مورد آخرين تومار که مربوط به تخريب قطعه‌ی 33 بهشت‌زهرا است و اتفاقا فردا 4 خرداد سال‌گرد تيرباران چند تن از آنان است که يادشان به‌خير باد.(محمد حنيف‌نژاد و سعيد محسن و اصغر بديغ‌زاده‌گان و رسول مشکين‌فام و محمود عسکری‌زاده) فعاليت گسترده‌یی صورت گرفت و افراد با عقايد مختلف از آن حمايت کردند و خوشبختانه خيلی زود امضاها از مرز 700 گذشت اما انتقاداتی هم مطرح بود که حداقل يکی از آن‌ها که توسط مهشيد عزيز در زنانه‌ها صورت گرفت از نظر من انتقاد به‌جایی بود. مهشيد که فعال در مسايل زنان است و با باريک‌بينی مسايل زنان را تعقيب می‌کند نسبت به نبودن تصوير هيچ يک از زنانی که مزارشان در قطعه‌ی 33 بهشت‌زهرا است اعتراض کرده بود. البته من در متنی که در اين مورد نوشتم که قبل از مطلب مهشيد عزيز نوشته و منتشر شده است به اين موضوع آگاه بودم و به همين دليل نام سه تن از زنان مبارز را قبل از ساير اسامی قيد کردم و همين جا از خسن‌آقای عزيز خواهش می‌کنم درصورتی که زحمت زيادی ندارد عکس حداقل يکی از اين زنان مبارز را به لوگو اضافه کند. حرکت آگاهانه يعنی اين، يعنی هر کس با توجه به حساسيت‌های‌اش با موضوع برخورد کند. درمورد توماری که برای اخراج افعان‌ها توسط هاله‌ی عزيز به همت علی عزيز در هزار حرف ناگفته تهيه شده بود. به جای نوشتن "افغان‌ها" نوشته شده بود "افغانی‌ها" که من از هاله‌ی عزيز خواهش کردم آن را درست کند و او بدون هيج دل‌خوری و از روی محبت فوری آن را درست کرد که جای سپاسگزاری دارد. به هر حال اميدوارم حرکت تهيه تومار که حرکتی دموکراتيک است روز به روز پيشرفت بيشتری پيدا کند و بتوانيم نواقص آن را برطرف کنيم.
3- امضاهای مستعار
دوست عزيزمان ياسر در نظرخواهی پيشين انتقادی را مطرح کردند که جای بحث دارد ايشان اعتقاد داشتند که امضاهایی ارزشمند است که واقعی باشد و امضای تومار به‌صورت مستعار ارزشی ندارد. حرف ايشان در کل درست است اما در عمل نادرست است. اين مستعارنويسی را حکومت‌های ديکتاتور به ما تحميل می‌کند. کنج‌کاو عزيز پاسخ مناسبی داده بودند که حتما خوانده‌ايد. موضوع از اين قرار است که اتفاقا گروه‌ها و احزابی که می‌توانند علنی رفتار کنند از اين شانس و امکان برخوردار هستند که در ميان مردم شناخته شوند و سهم بيشتری در شکل‌دهی به افکار عمومی داشته باشند و اين در واقع رانتی است که از آن برخوردار هستند. اميدوارم دوستان تصور نکنند می‌خواهم مبارزات و رشادت‌های آن‌ها را کم‌رنگ کنم اما خب اين واقعيت را هم نبايد ناديده گرفت که طبق قانون کمونيست بودن جرم‌اش اعدام است. آقاجری که مسلمانی جبهه‌رفته و از خانواده‌ی نظام است، به جرم ارتداد محکوم می‌شود اما اعدام نمی‌شود و از اين شانس برخودار است که نامزد جايزه‌ی نوبل هم شود و رهبر برای آزادی‌اش نامه می‌نويسد. اما در همين فاصله چند مبارز کمونيست در کردستان اعدام شدند و هيچ صدای از کسی برنخواست.
من هم خيلی دوست دارم عکس‌ام را بالای وب‌لاگ‌ام بگذارم و نام و مشخصات‌ام را بنويسم اما آن‌وقت حتما بايد خودسانسوری کنم اگر می‌خواستم خودسانسوری کنم در مطبوعات می‌نوشتم. وب‌لاگ درست کرده‌ام که خودسانسوری نکنم. به هر حال وقتی جو کمی بازتر شود. شبح هم نقاب از روی برمی‌دارد و تازه متوجه می‌شويد چيز تحفه‌یی هم نبوده است.
4- تجربه‌یی کوتاه اما پر بار.
شايد اولين و موثرترين حرکتی که در وب‌لاگستان به صورت کار جمعی شکل گرفت و به موفقيت هم رسيد تلاشی بود که برای آزادی سينا مطلبی صورت گرفت و ما توانستيم و اتحاد و هم‌دلی و به‌ دور از تنگ‌نظری و قبيله‌گرای سينا را آزاد کنيم و او اکنون با همسر و فرزندش در خارج از ايران زنده‌گی می‌کند و به وب‌لاگ‌نويسی ادامه می‌دهد. تلاش برای آزادی افسانه‌ نوروزی که تعداد امضا‌های توماری که برای رهای‌اش تهيه شده بود از مرز 5375 گذشته است و تلاش برای جلوگيری از اعدام کبرا رحمان‌پور در سايت زنان امضاهای زيادی را جمع کرد و تومار آن در روزنه هم از مرز 974 گذشته است و تومار رهایی زندانيان سياسی (به همت مهشيد) و به‌خصوص احمد باطبی که موجب شد توطئه کشتن او در خارج از زندان خنثا شود و امضای آن از مرز 2301 گذشته است همه نشان از موفق بودن تهيه اين تومارها دارد. آخرين توماری که تهيه کرديم توماری بود که برای جلوگيری از اخراج افغان‌ها توسط هاله‌ی عزيز تهيه شد و از مرز 538 امضا گذشته است و توماری که توسط فرشاد حسينی عزيز تهيه شد و از مرز 230 امضا گذشته است. اين حرکت‌ها با کمک مصطفا قجرآنلوی عزيز که موضوع را در روزنامه‌ی شرق منعکس کرد منجر به واکنش وزارت کشور و پاسخ آن‌ها شد که در شرق روز شنبه درج شده است.
به هر حال اين کار نوپا است و بی‌شک نواقصی دارد که بايد با حوصله و به‌دور از کينه‌جویی‌های شخصی و گروهی به حل آن بپردازيم و راه‌کارهای مناسبی را پيدا کنيم.

May 23, 2004 02:09 PM

nikelir 16:51 @ Thu, 15 Jun 06

Your site is very cognitive. I think you will have good future.:)
2.0 http://www2-0.gmail.com/ 2.1 http://www2-1.gmail.com/ 2.2 http://www2-2.gmail.com/


Heel 22:18 @ Wed, 5 Apr 06

Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!


golku 13:05 @ Fri, 28 May 04

نسرين جان
فکر ميکنم تنها دليل عدم اتحاد نبودن اپوزيسيون منسجم نيست. اتفاقا اگر نگاه کنی نسبت به بيشتر کشورهای مستبد دنيامخالفين ايرانی بسيار منسجم و فعال هستند. پنجاه و چند بار محکوميت برای نقض حقوق بشر در سازمان ملل..تظاهرات متعدد به سفر مقامات ايرانی و زد و بندهاشان با اروپا يا همين دادگاه ميکونوس و افشاگری های برنامه های اتمی ايران و حيلی چيزهای ديگر مديون همين اپوزيسيون است.
اين حکومت با ترس و خفقان و بذل و بخشش مال مردم و اشاعه فساد و بدبینی است که حکومت ميکند. از هيچ اقدام ضد بشری بر عليه مردمش فروگذار نکرده اما هيچوقت هم لازم نشده جواب به کسی بدهد چون با دادن قراردادهای ميلياردی به اروپا و امريکا دهانشان را بسته.يعنی يک عده وحشی آدمخوار که تمام ثروت ما را دستشان گرفته اند خودشان را ملزم به رعايت هيچ قانونی در دنيا نمی دانند بااتکا به همين پول ما.
اگر جمهوری اسلامی وابسته نبود تا حالا نمی توانست بماند.
عامل ديگر فاسد بودن اينها ست. اينها نيروی مردم را انگار از حودشان بهتر می شناسند. مردم را گرسنه نگاه می دارند تا در تلاش برای يک لقمه نان ديگر به فکر چيز ديگر نباشند. جوانان را معتاد ميکنند با از شدت فقر به فحشا وا می دارند تاديگر نتوانند بر عليه شان کاری کنند.
ترس اثر مهمی در اين اتحاد دارد. اما اين ترس پايدار نخواهد بود. بالاخره اين جو در هم خواهد شکست.
یکی از کارهای وزارت اطلاعات هم همین بدبین کردن مردم به گروه های انقلابی است . در باره شایعات باید حساس بود. يا يک گروه مزد بگير يک کشور خارجی است که در آنصورت خيانتکار است و بايد افشا شود اما بادليل و مدرک نه بر مبنای شايعات.

همانطور که قبلا هم نوشته بودم بايد ببينيم چه اختلافی بين من و تو ايکس و ايگرگ هست که از اختلافمان با ملاها و خواسته مان برای يک زندگی انسانی فراتر است. من ميگويم هيچ. اما عملی کردن این اتحاد هم خیلی مهم است.
این را اضافه کنم که این تومار آخر اگر هیچ اثری نداشت در اتحاد ما بسیار موثر بود. بروید امضاها را ببینید . از هر گروه و سازمانی و از هر کشوری که بخواهید در آنجا امضا هست. پس لااقل اینجا میشود متحد شد به شرط اینکه کسی در این اتحاد برای خودش حساب شخصی باز نکند.


manochehr 21:35 @ Thu, 27 May 04

نسرين جان.۱۶۰
من اين فايل را امتحان کردم و باز شد٫يکبار ديگر امتحان کن.
http://www.m-hekmat.com/audio/Stockholm1999.smil


nasrin 20:13 @ Thu, 27 May 04

منوچهر عزيز ! (۱۴۶)
لينکی که دادی باز نميشه ٫ يعنی باز ميشه ولی صدا نمياد !
در هر صورت ممنون !


nasrin 17:21 @ Thu, 27 May 04

شبح جان !
متوجه طنزت شدم ٫ منهم شوخی کردم .
منهم نمی گم که برای متحد شدن دروغ بگيم ٫ منظورم اينه که خواسته هامونو با واقعيات و نظرات جمع منطبق کنيم .
اينکه هر يک از ما جداگانه ايده آل هامونو مطرح کنيم ما رو به جائی نمی رسونه .


nasrin 17:06 @ Thu, 27 May 04

گلکو جان ! (۱۵۱) و (۱۵۲)
کاملا درسته اگر گروه ها می تونستن به نحوی متحد بشن تأثير بسيار مثبتی روی اتحاد مردم می گذاشتند . بحث من بيشتر روی اتحاد همين اجتماع کوچک حودمون بود ( به عنوان مشتی نمونه خروار ) ٫ حتی ما هم نمی تو نيم متحد بشيم ٫ اتفاقا در بين ما نه سلطنت طلب هست و نه خواستار ادغام دين در حکومت .
بر هيچ کس پوشيده نيست که اين حکومت نه به دليل شايستگی و لياقتش بلکه به دليل نبود يک اپوزيسيون منسجم
و قدرتمنده که بر سر کار مونده .
همانطور که خودت هم به درستی اشاره کردی اين روزها بيش از هميشه شاهد تفرقه افکنی مزدوران رژيم در همين فضای اينترنتی هستيم .
این خودش نشون میده که همین فعالیتهای اینترنتی چقدر با اهمیت و مؤثر هستند . پس بیائیم و آگاهانه از این فضا به نفع خودمون استفاده کنیم .
منظورم اینه که چاره ای بیاندیشیم قبل از اینکه برای ما چاره ای بیاندیشند .


شبح 15:43 @ Thu, 27 May 04

نسرين جان!(154)
من دل‌نازک هستم اما اصلا از حرف فيروزه‌ی عزيز ناراحت نشدم. می‌بينی که کامنت‌ام بيشتر جنبه‌ي طنز دارد ضمنا ايرادهایی که من به اين نسل گرفتم از گنديده‌گی بدتره. در مورد بحث خوبی هم که بين شما جريان داره بهتر من حرفی نزنم. شما که همه نظر منو می‌دونيد تنها را اپوزيسيون را وحدت آگاهانه حول شعارهای مشخص می‌دانم. نبايد برای وحدت دروغ بگوييم بايد هر کس حرف خودش را بزند اما در ضمن حول هسته‌های مشترک وحدت ايجاد شود.
خوبه گفتم بهتر حرف نزنم! شبح به اين حرافي نوبره والا!


atash 15:43 @ Thu, 27 May 04

نسرين جان ۱۴۸
من هم معتقد به اتحاد هستم از اين بچه بازی ها ی بدون مستدل که بگويند اين ازاسرائل کمک می گیردوآن يکی سلطنت طلب و يا مجاهد حاميش آمريکاست بیزارم و مطمئنامارابه جائی نخواهد برد ..

اتحاد درچی ..؟ ما اين حکومت را نمی خواهيم واگردراين يک چيز با هم متحد شويم اين به اين معنی نيست که چيزهائی ديگر را می خواهيم و آن رااز حالا نگوییم .. چرانبايد ما بعنوان يک درس بزرگ اعتراض خود را به نقش مذهب در همه ارگان های دولتی وحکومتی اذعان کنیم؟؟ الان که راحتر می شود جلويش را گرفت .. حتی اگر بگوييم شايد مردم بخواهند مذهب در همه ارگان های حکومتی نقش داشته باشد واین را می گذاریم به عهده مردم باور کن دورتسلسل را پیموده ایم . وخوب می دانیم این خواست مردم نیست و نمی تواند واقعيت داشته باشد .. در حين آنکه با پيشنهادت کاملا موافقم معتقدم برای اين اتحاد يک چهارچوب پذیرفته شده نرمال وانسانی احتیاج داریم که بايد درکنارش قرار بدهيم تا بتوانيم با تمام توانمان حفظش کنيم .. قبول اين چهارچوب به معنی تاییدخط مش هر گروه وحزبی نیست ..
من هم می گويم تنها اتحاد جهت براندازی حکومت ملايان می تواندراز پيروزی ما باشد و جدا هم نمی خواهم در حد شعار باقی بماند ... يکمرتبه هم عمل نشان بايد داد :)


جوان سوسياليست 15:34 @ Thu, 27 May 04

"فيلسوفان تنها جهان را به شيوه های گوناگون تعبير کرده اند. مسأله اما بر سر دگرگون کردن جهان است."
کارل مارکس، بهار 1845.

گرچه «تز» بالا از سوی «اپوزيسيون چپ» به کرّات نقل شده، اما مفهوم کامل آن، که ستون فقرات فلسفه مارکسيزم را تشکيل می دهد، هيچ گاه به بحث جامع گذاشته نشده، است.

مقاله «فلسفه عمل مارکس» نوشته م. رازی را بخوانید:

http://www.javaan.net/kargari_nashr/M_Razi/falsafe/falsafe.htm

http://www.javaan.net


nasrin 14:35 @ Thu, 27 May 04

شبح جان !
نظرتو نگفتی !؟
شبح به اين دل نازکی هم نوبره والا :)


شبح 12:14 @ Thu, 27 May 04

به به فيروزه جان!(۱۴۵)
حالا ما يه شب نبوديم! ما رو گندوندی رفت! بابا ما هنوز آرزو داريم. اينقدر هم جونا رو از ما نااميد نکن بالاخره ما تجاربی داريم که بدرد می‌خوره! هر چند نسل شکست خورده‌ی ترسيده‌ی هستيم که مقهور قدرتيم!


golku 6:23 @ Thu, 27 May 04

اتفاقا اين گروهها هستند که بايد با اتحادشان به مردم نشان بدهند که امکان متحد شدن هست. محور اتحاد بايد حداقل خواست های مردمی باشد که اتفاقا فکر ميکنم جدايی دين از دولت حتما بايد جزو آن باشد. گروههای سياسی از مردم جدا نيستند وهر کدام سالها تجربه مبارزاتی و هواداران و فعالان خود را دارند.
بايد ديد کدام اختلافات است که عمده تر از احتلاف آنها با ملاهاست؟ آيا لازم است حکومت بعدی يک دست باشد يا اينکه ميشود الآن بر عليه ملاها متحد شد و بعد از آن رفت سر اختلافات بين گروهها؟
اين در صورتی ممکن است که اين گروهها مردمی باشند و گرنه اگر آنها هم مثل ملاها نوکر باشند نميشود باهاشان متحد شد.مثلا اگر کسی خواستار برگشتن حکومت سلطنتی یا ادغام دین در حکومت باشد آیا میشود با او متحد شد؟


golku 6:17 @ Thu, 27 May 04

نسرين عزيزم
اين که چرا نميتوانيم با هم متحد شويم را بايد در اين زمينه نگاه کرد: اتحادم ا به معنای از بين رفتن اين حکومت است. به بيان ديگر؛ اينان هراسشان ز يگانگی ماست؛

تا وقتی ما با هم متحد نشده باشيم اين حکومت با خيال راحت قلع و قمع خواهد کردو ما هر کدام در گوشه ای ساز خودمان را خواهيم زد. می بینی که حکومت با عوامل محتلف بر علیه انقلابیون و مبارزین شایعه پراکنی میکند تا مردم را به آنها بدبین کند. وزارت اطلاعات سایتهای محتلف اینترنتی و امکانات فراوان برای چنین منظوری در احتیار دارد تا همه را به هم بدبین کند و از هر اتحادی جلوگیری کند. بنابراين بحثی که تو پيش ميکشی به نظر من کاملا ضروری است.

فيروزه عزيز
با گفتن اين که نسل ما گنديده است بايد راه حل خودت را هم ارائه بدهی. آيا بايد برای آگاهی دادن به اين نسل گنديده کوشيد يا بايد اين گنديدگی ما را مجاب کند که برويم دنبال کار خودمان چون اين نسل لياقت فداکاری ما را ندارد؟
راه حل برای آنها که گنديده نيستند چسيت؟‌آيا آنها که گنديده نيستند وظيفه ندارند که اين گنديدگی را از جامعه بيرون بيندازند و يک جامعه سالم برای آيندگان و هر آن که در اين جامعه امکان فرار از گنديدگی را دارد فراهم کنند؟
منظورم از اين طرز نوشتن پرخاش به تو نيست بلکه فقط ميخواهم نشان بدهم که نبايد در برابر اين شرايط هر چه هم بد باشد منفعل شد.


firoozeh 5:34 @ Thu, 27 May 04

نسرين جان من در رابطه با کارهای گروهی بود که فاتحه نسل گذشته رو خوانده ميبينم. اتحاد و همبستگی وحرکتهای خود جوش مردمی که هميشه کارساز بوده منظور من از اتحاد ..... اتحاد گروههای محالف سياسی بود که دريک دوره مقطعی وکوتاه شايد کارساز باشه اما در لانگ ترم کار بردی نداره .


nasrin 4:33 @ Thu, 27 May 04

فيروزه عزيز ! (۱۴۵)
در اينکه در شيوه های تربيتی در ايران بايد اصلاحات اساسی صورت بگيرد باهات کاملا موافقم .
ولی من مثل تو به نسل فعلی ( بالای ۳۵ سال ) نا اميد نيستم . در جريان انقلاب ۵۷ هم همين مردم با همين تربيت سنتی و با همین فرهنگ توانستند متحد شوند ٫ اينکه انقلاب به بيراهه رفت بحث ديگری است ولی اتحاد مردم را نمی شود انکار کرد .


nasrin 4:16 @ Thu, 27 May 04

آتش جان ! ( ۱۴۷ )

فکر نمی کنم که حداقل در اين جمع خودمان اين سؤال و جواب بطور جدی مطرح باشد ٫ و فکر نمی کنم حتی لازم به توضيح باشد که منهم کاملا با جدائی دين از حکومت موافقم .
تو موقعيتی فرضی را مثال زدی و منهم با يک مثال فرضی جوابت را دادم . این سؤال و جواب نمی تواند در واقعیت مطرح باشد چرا که در حال حاضر حکومت ایران مذهبی هست و همه ما اگر در هر چیز توافق نداشته باشیم در اینکه با جمهوری اسلامی
مخالفیم توافق کامل داریم .
حرف من این است که بله اگر ما بخواهيم متحد شويم بايد در صورت لزوم از
بعضی از مواضع خود در مقابل خواست جمع
کوتاه بيائيم .


atash 23:52 @ Wed, 26 May 04

فيروزه ۱۴۵
که سن ۳۵ سال به بالا را پوسیده حساب کردی وگذاشتی کنار .. جمعيتی را راحت مضمحل دانستی .. برخلاف نظر تو من ازآنها وتجربه هائی که در طی گذشت زمان بدست آوردند استفاده لازم را می برم باورکن پيوند نسل قديم با جديدوارتباط ميان آنها اجتناب ناپذبراست انان مکمل یکدیگرند .. دوست من بدبين نباش..

نسرين جان
نقش مذهب را به بعد موکول کنيم يعنی چه !!؟؟ يادمان که نرفته است که ما در چه جهنمی داريم زندگی می کنيم بايد بطورواضح وروشن مذهب را به گوشه ای برانیم تا نتواند دیگر نقشی در حيات سیاسی واجتماعی مان بازی کند . اگر خواهان پیشرفت ویک زندگی مدرن هستیم باید بدون تعارف مذهب را از حکومت جداببینیم ومصرانه خواهان جدائی آن در تمامی عرصه های زندگی باشیم .. اینکه بگوییم به بعد موکول می کنیم .. مردم خودشان تعیین می کنند .. قضاوت با ما نیست ..مثل این می ماند که من به عنوان یک فرد طرفدارلغو اعدام بگویم هرچه شد همان .. رای بالا تسلیم من ..
در حالیکه اینجور نیست همه ما بعنوان یک انسان مسئول حفظ جان یکدیگر هستیم. جانی را به دست جانیان دیگردادن تا تیکه تیکه شود تنها برای ما ایجاد یک محیط وحشی وهارودرنده چیزدیگری رادربرندارد.. مذهب هم به همین شکل .. البته اگر تو تغییرات را به بعد از انتخابات و مشخص شدن سيستم حکومتی موکول می کنی و فقط اکنون سخن از اتحاد سربدهیم بدون مشخص شدن مطالبات وخواسته ها راه مان به بیراهه می رود ..


manochehr 23:42 @ Wed, 26 May 04

باز هم در مورد وحدت.به اين نوار گوش دهيد."این حزب شماست"٫از منصور حکمت٫استکهلم سال ۱۹۹۹.
http://www.m-hekmat.com/audio/Stockholm1999.smil


firoozeh 23:23 @ Wed, 26 May 04

نسرين عريز ميخواستم بيشنهادم رو بگم گفتم شايد دوستان برنجند . بنظر من نسل ما يک نسل گنديده است ( 35 به بالا ) وهيج کاری براش نميشه کرد فقط با گفتن دردها ميتوان اين ويزگيهای شخصيتی رو مقداری تعديل کرد. بخصوص برای کسانی که کارهای جمعی و گروهی میکنند. اين يک کار بايه ای و ريشه ای است . شايد فرزندان فرزندان ما انرا دريابند.


nasrin 22:47 @ Wed, 26 May 04

آتش عزيز ! ( ۱۴۰)
در مورد مثال فرضی تو ٫ جواب من اين است که اگر آن دو نفر به ضرورت اتحاد واقف و برای اتحاد مصر باشند ٫ بايد نقاط مشترکی غير از مذهب را اساس اتحاد خود قرار دهند .
و مثلا در اين مورد خاص خودمان ٫ تصميم گيری در مورد مذهب را به بعد از رسيدن به هدف موکول کرده و به عهده مردم بگذارند .( از طريق همه پرسی )


nasrin 22:36 @ Wed, 26 May 04

فيروزه عزيز ! (۱۳۸) و (۱۳۹)
به عوامل فر هنگی و تربيتی اشاره کردی و دو مورد را هم مثال آوردی .
کاملا درسته و اين موارد در کنار بسياری موارد ديگر وجود دارند ٫ ولی ايکاش راه حل يا راه حل های پيشنهادی ات را هم می نوشتی .


آرمین گیله مرد 21:53 @ Wed, 26 May 04

سلام ... آقای ابطحی خبر ٫خش کرد که این بخش ۳۳ قرا است بازسازی شود لطف کن (هرچند میدانم همه میدانند) بگو که این بازسازی قم‌حوری همان تخریب هست


manochehr 21:39 @ Wed, 26 May 04

کشتار پناهندگان. موج جديد جنايات اسرائيل
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240526Fed_Israeel.html


atash 21:13 @ Wed, 26 May 04

نسرين عزيز می توانی به من بگوئی کسی که معتقد است جدائی دين از حکومت و کسی که معتقد است دين بايد درهمه عرصه ها دخالت مستقيم داشته باشد چه نوع اتحادی را می طلبد ؟؟


firoozeh 20:19 @ Wed, 26 May 04

باتوجه به همين عوامل هست که يک تشکيلات منسجم و بابرجا نداريم ۴ تاو نصفی ادم جمع ميشوند ويک گروه بوجود مياورند با ارمانها و اهداف مشترک وهر سال يکی انشعاب ميکنه. البته دوستان اين اتحادی که من ميگم فقط درمورد کسانی است که ارمانها و اهداف مشترک دارند . وگرنه لزومی نداره همه باهم متحدشوند ما در فيام ۲۲ بهمن۵۷ فريب اين اتحاد رو خورديم ...... ازموده را ازمودن خطاست .


firoozeh 19:59 @ Wed, 26 May 04

بادرود بر شبح عزيز.............. هميشه سعی ميکنم از بحثهای جنبی وبيهو ده که مار و بجايی نميرساند برهيز کنم. اينبار نسرين عزيز بحث جالبی رو مطرح کرد که نميتوان از کنارش گذشت نازنين ديگری ( سينا حدا ۶۵ ) هم به نکاتی از ان اشاره کرده بود. ..................... بنظر من عوامل مهمی که مانع اتحاد ميشوند !- نداشتن روحيه جمعی که يکی از نشانه های بارز تربيتی فرهنگ سنتی ماست . ما کار گروهی رو بلد نیستیم...همه ما میخواهیم بنوعی مطرح باشیم باکمترین زحمت و بیشترین دست اورد......٬۲- همدیگر رو قبول نداریم..... یاد نگرفتیمکه گوش کنیم .. فقط میخواهیم مارو بشنوند .


nasrin 19:39 @ Wed, 26 May 04

ضمنا آتش جان ٫ با اين قسمت از حرفات که نوشتی :

« اما وقتی ما بگوييم مذهب از حکومت وآموزش وپرورش وکلا دولت جدا .کسی یا جریانی پيدا شود و بگويد اين به طبقه وخواست طبقه کارگر بی ارتباط است اينجا ديگر نمی توان از اتحاد حرف زد زيرا نفس عمل رااصلا قبول ندارد..

سالهاست ماازحقوق ساده وابتدائی خود محروم بوديم وحالا تازه می خواهيم برای بدست آوردنش تلاش کنيم اگر کسی بيايد وبگويد اول بايد انقلاب کارگری شود بعد خوشی را تقسيم کنيم اين ديگر اتحادناپذيری اش باما محرز است »

موافق نيستم ٫ چون فکر می کنم يکی از دلايل نا موفق بودن تلاش هايمان برای اتحاد همين بوده که بعضی از دوستان در مواردی کوچکترين انعطافی نشان ندادند و هميشه انتظار داشتند که ديگران به نفع آنان انعطاف نشان دهند .
اينکه تو از قبل بگوئی که با اين شخص يا آن گروه محرز است که نمی توانيم اتحاد کنيم ٫ يعنی تو تصميمت را گرفته ای و راه گفتگو را می بندی . در صورتيکه برای اتحاد بايد گفتگو کرد و بايد نقاط مشترک را پيدا کرد .
اگرنه دايره دوستانمان از اين هم که هست تنگتر می شود و رسيدن به اتحاد دورتر و مشکل تر .


nasrin 18:57 @ Wed, 26 May 04

آتش جان (۱۳۵)
اتفاقا منظورم همينه ٫ ميگم بيائيم اول تعريف خودمونو از اتحاد ارائه بديم .
بعد بررسی کنيم ببينيم چرا و به چه دليل يا دلائلی تا به حال نتونستيم متحد بشيم .
تازه بعد از اينها خواسته های اصلی مونو يا اون حداقلی را که حاضريم محور اتحادمون قرا بديم را مطرح کنيم .
کلا می گم بيائيد از يک زاويه ی ديگه به اين مسئله نگاه کنيم .شاید بالاخره راهی پیداکنیم .


اتش 18:35 @ Wed, 26 May 04

نسرين ۱۳۳
با آنکه پيشنهادتوتکراردرمکررات است اما من فکر می کنم تاوقتی از اتحاد حرفی می زنيم ونمی دانيم اتحادچيست مشکل کماکان به قوت خود باقی خواهد ماند..

اين که گروهی يا حزبی مبارزات کارگران رابه نام خود مهروموم کند وما بياييم اينجا در وب لوگ شبح عزيز عمده اش کنيم اصل مبارزه کارگران را مخدوش کرده ایم .. ایا مبارزه ای صورت گرفته است یانه.؟ راه هائی که این مبارزات رادر اینده منسجم تر می کند کدام ها هستند؟. چکارکنیم که ازخواسته های ابتدائی خودمون ذره ای کوتاه نیاییم .. متاسفانه ویاشاید خوشبختانه ما عضو هیچ گروه سیاسی نیستیم اگر می بودیم صدایمان را بلند می کردیم و.می گفتیم ماتنها آلترناتیو هستیم وما تشکلات کارگری را سمت وسو می دهیم حزبی این را مستقیم اعلام می کند گروه دیگر با آنکه کلمات را می چرخاند اما آخرش به همان ما می چرخد ..

نسرین جان .. اينجا همانطور که خودت اشاره کردی از يک اتحاد وهمبستگی حرف می زنيم که حول وحوش اساسی ترين وپايه ای ترين حقوق انسانی ست.. هروقت خواستيم از اين محور حرکت کنيم و این چهارچوب تعیین شده راجهت وسمت وسو دهیم دانسته ويا غيرعمد از اين مسير منحرف شديم .. بعضی بحث هائی که اينجا صورت می گيرد تئوری ومستلزم اختصاص دادن وقت بسيار به آن است کافی ست لينک مربوطه را داده وقضاوت به عهده خواننده گذاشته شود.
اما وقتی ما بگوييم مذهب از حکومت وآموزش وپرورش وکلا دولت جدا .کسی یا جریانی پيدا شود و بگويد اين به طبقه وخواست طبقه کارگر بی ارتباط است اينجا ديگر نمی توان از اتحاد حرف زد زيرا نفس عمل رااصلا قبول ندارد..

سالهاست ماازحقوق ساده وابتدائی خود محروم بوديم وحالا تازه می خواهيم برای بدست آوردنش تلاش کنيم اگر کسی بيايد وبگويد اول بايد انقلاب کارگری شود بعد خوشی را تقسيم کنيم اين ديگر اتحادناپذيری اش باما محرز است .
با شبح عزيز داشتيم تا حدودی جلو می رفتيم نمی دانم چرا اين کارمتوقف شد.. اينجادرخانه شبح يک تمرين هم می کينم داريم درس باارزش ياد می گيريم احترام به یکدیگر.. چهارچوبی را انتخاب کنيم به آن احترام بگذاريم و حول آن خواست ها عنوان منشورويا هرچه می شود نام گذاشت حرکت کنیم و پایش بایستیم ..مطمئنا به جائی خواهيم رسيد.


tila 17:13 @ Wed, 26 May 04

شبح جون مرسی که من رو از خودکشی نجات دادی .هر چند وضیعت ام زیاد هم فرقی نکرد ها می دونی ایران ژاپن رو برد من انقدر جبغ داد زدم فراموششم شده بود دیسکت و دی وی دی کمرم درد می کنه حالا که بازی تموم شد دارم میرم بیمارستان. راستی بعضی ها چرا اين قدر گيج می زنند؟؟؟اشتباه ميرند يه جا ديگه هان . در مورد آن گفتمان هم در اولين فرصت يا هم گفتمان می کنيم.


nasrin 15:46 @ Wed, 26 May 04

تصحيح می کنم :
عواملی که مانع اتحاد « ما » هستند چه می باشند ؟


nasrin 15:25 @ Wed, 26 May 04

شبح جان !
دوستان عزيز !
البته شايد خارج از بحث فعلی باشه ولی از جهتی بی ربط هم نيست .
تا به حال در مورد لزوم اتحاد يا ائتلاف صحبتهای زيادی کرديم ٫ حتی سعی کرديم با تهيه منشور وب لاگی و گرد آمدن به دور آن٫ در همین اجتماع کوچک خودمان به گونه ای در جهت متحد شدن قدم برداريم ولی حتی همين کوشش هم در حد بحث ماند و به نتيجه نرسيد .
خوب علت چیست ؟
چه عواملی بازدارنده ای در مقابل این خواست جمعی ( اتحاد ) وجود دارند ؟
پیشنهاد من اینه که بیائید به بررسی این عوامل باز دارنده بپردازیم ٫ شاید اگر آنها را شناختیم بتوانیم از آنها عبور کنیم یا حتی آنها را از سر راه برداریم .
جوان سوسیالیست عزیز در بحث ماقبل آخر در مورد اتحاد نوشته است :
٫٫ پاسخ. اینگونه میتوان متحد شد که اولاً یک حزب نباید مبارزات مستقل توده ای کارگران و زحمتکشان را به نام خود ثبت کند و باید قادر باشد به این مبارزات مستقل احترام بگذارد و ثانیاً مبارزات! خود را به جای مبارزات مستقل مردم معرفی نکند و ثالثاً قاعده دمکراسی را بشناسد و حق ابراز نظر برای متحدین قائل باشد بدون انواع ارعاب و تهمت و قلدر منشی. این ابتدایی ترین خواسته برای ورود به یک اتحاد خواهد بود، ٫٫

به نظر من که این پیش شرط ها برای متحد شدن معقول به نظر میرسند ٫ البته این موارد بیشتر در مورد اتحاد احزاب و گروه ها صدق می کنند ولی چون در اینجا به هر حال اغلب نظردهندگان با عقاید سیاسی گوناگون ولی مشخص در بحث ها شرکت می کنند ٫ می توان حتی به عنوان فرد مستقل هم با رعایت انی موارد به بحث پرداحت .

نظر شما چیست ؟
تعریف شما از اتحاد کدام است ؟
عواملی که مانع اتحاد هستند چه می باشند ؟


جوان مبارز 14:29 @ Wed, 26 May 04

دوست عزيز شبح مطلبت همانند بقيه مطالبت زيبا بود. لينک شما در وبلاگ جوان مبارز ثبت شد. خوشال ميشوم اگر لينک من رو هم در فهرست وبلاگهای فارسی بزنيد. http://www.javaan.blogspot.com


tila 13:05 @ Wed, 26 May 04

شبح جان من نمی دونم چرا احساس می کنم اگر نظر ندم شما فکر می کنيد من لال هستم خدای نکرده . اول از همه بگم که کار خودت و اين هاله گله خيلی خیلی درست من هر چه بيشتر رد اين هاله رو به خصوص تو کامنت های اين ور انور می گيرم و این که چقدر دقت می کنه تو کامنت گذاری که مبادا کسی رو ناراحت کنه وافعا قابل ستایش هست به نظر من این واقعا یک هنر و دانش عمق می خواد که ادم حرفش رو طوری بزنه که دیگران را دل خور نکند حتی دشمنانش را این هاله خانم هم که این رو به معنای وافعی تمام کمال داره بی خود نيست که جناب سر روری میخواهد پاهاش ببوسه اما به جد همون هاله قسم( من که جد ندارم خاندان همه زرتشتی بودنند) که من مریدش شدم دخيل رو که هم قبلا بستم.اين از اين در مورد ننوشتن با اسم واقعی من واقعا فکر نمی کنم تشويق کردنند ديگران با امضا به نام حقيقی کار درستی باشه در ضمن انها که اين ريسک را می کنند کار خيلی شجاعانه ای رو انجام می دهند. در مورد لوگو و پتيش هم من فکر می کنم اگر بخواهيم جتی در نظر بگيرم تمام اين افراد کمونيست بوده اند باز اين دليل نمي شود که قبرشان تخريب شود . نظام جمهوری اسلامی هم با همين ديد گاه قبر رضا شاه را تخريب کرد. در مورد اين که لوگو فقط از عکس مردان استفاده می کند من ابدا احساس بدی ندارم و زياد قشنگ نمی دونم که کار را وارد اينگونه مسائل کنيم.اين حرکت ها جز این که باعث جدا شدن از همديگر می شود سود ديگری نيست. در آخر اينکه تاريخ ما چه بد چه خوب تاريخ ماست کسانی موفق بودنند که تاريخ کشورشان را خواند وازش درس گرفتند تجربه را دوباره تجربه نکردنند و ازتجربه فقط برای تصميم گيری بهتر استفاده کردند.


آرش سرخ 13:01 @ Wed, 26 May 04

شبح جان! همه اين كره خاكي براي من است و با توجه به قانون پايستگي جرم، اين صد كيلو تكان نخواهد خورد!
حتما از كانادا سري به ايالات متفرقه امريخ! هم مي زنم و آذر را مي بينم! در ضمن، اگر وضع اين جا تا شش هفت سال ديگر درست هم نشود، برمي گردم و درستش مي كنم!


آرش سرخ 13:00 @ Wed, 26 May 04

شبح جان! همه اين كره خاكي براي من است و با توجه به قانون پايستگي جرم، اين صد كيلو تكان نخواهد خورد!
حتما از كانادا سري به ايالات متفرقه امريخ! هم مي زنم و آذر را مي بينم! در ضمن، اگر وضع اين جا تا شش هفت سال ديگر درست هم نشود، برمي گردم و درستش مي كنم!


حميد 11:15 @ Wed, 26 May 04

سلام شبح جان ... ببين عزيز حداقل دوتا از اين طومارها كه با زحمتهاي بلاگنويسان تهيه شده بود ؛ نتيجه داشته هر چند جزئي ... اوليش در ماجراي خانم نوروزي كه البته مطبوعات هم خيلي نقش داشتند و بعديش هم در مورد زندانيان سياسي كه موجب شد كه حكومتي ها واكنش نشان بدهند ... اين واكنش هم اين بود كه قبول كردند كه ما در ايران زنداني سياسي داريم ... كه قبلا همه در قوه قضائيه مي گفتند نداريم ... درباره تخريب قطعه ۳۳ هم همين طومار باعث شد كه معاون سيد خندان عكس العنل نشان بده و در نهايت رئيس سازمان بهشت زهرا جوابيه بده ... امروز در روزنامه شرق گفته كه اين قطعه بازسازي خواهد شد نه تخريب ... حالا دروغ و راستش با خودش ...
شبح جان ؛ اگه يادت باشه اين بلاگستان مدتي بود كه تبديل شده بود به محل قرار و مدار گذاشتن و چه مي دونم رفيق پيدا كردن و اين چيزا ... خيلي از كساني كه مي نوشتند و هنوز مي نويسند هم فقط و فقط دنبال يه همچين مسايلي بودند ... معدود دوستاني بودند كه نشون دادند كه مي شود از اين پديده فراگير استفاده بهتري هم كرد ... من خودم هم با اين موضوع كه بلاگستان فقط و فقط بشود محل مباحث سياسي و تبليغ افكار سياسي مخالفم ؛ اما مطرح شدن موضوعاتي نظير همين موضوع تخريب قطعه ۳۳ و از اين قبيل ؛ يكي از كاربردهاي خيلي خوب و مناسب وبلاگنويسيه ... مي بيني در اين چند روز چقدر دوستاني كه گرايشات سياسي مختلف داشتند سر اسن موضوع به هم نزديك شدند؟؟؟ ... اين دوستي ها و اتحادهاست كه اينده مارو خواهد ساخت عزيز ... پاينده باشي...


يكي مثل همه 11:06 @ Wed, 26 May 04

برخی اشتباهات بسيار مضحک ميشوند از جمله اين اشتباه در ترکیب عجیب (اجتماع چرايی )که قرار بود (اجتماع گرايی) باشد.


يكي مثل همه 11:00 @ Wed, 26 May 04

دوست عزيز شبح ! صاحب محترم اين وبلاگ (۱۱۰)
از اينکه میبینم این ظرفیت در اعضای جامعه ای که من هم به نحوی در آن زندگی میکنم ایجاد شده است که خصلت انسانی پيگيری منافع جمعی (بدون چشمداشت به منافع فردی ) نقش در خوری دارد پيدا ميکندخوشحال ميشوم.
آخر ميدانيدغلبه بر اين ضعف- که پاشنه آشيل اکثر جنبشهای اجتماعی است خصوصا در جوامعی که خصلتهای سرمايه داری و پيش سرمايه داری دست در دست هم دارند- بسيار دشوار است و توهم محوريت و تخمين خلاف واقعی که برخی فعالين(متاسفانه در برخ شرایط اکثر فعالین) به مرور از نقش و اهمیت خود در ذهن پيدا ميکنند بسيار مهلک بسيار تاسف بار و متاسفانه بسيار شايع است. بدون غلبه بر اين ضعف به هيچ وجه به پيشرفت- كه من آنرا در اجتماع چرايي ميدانم- نخواهيم رسيد.
در هر حال هم از آشنایی با شما و هم از این طرز فکرتان بسیار مسرور شدم.


نانا 8:14 @ Wed, 26 May 04

زیبا بود


ارنستو چه گوارا 7:48 @ Wed, 26 May 04

ايالات متحده آمريكا اعتراف به همكاري با جمهوري اسلامي ايران نمود!!

طبق گزارش گاردين و چند روزنامه معتبر ديگر مسئول خاورميانه سازمان سيا اعتراف كردكه مهمترين دليل حمله آمريكا به عراق اطلاعاتي بوده كه از طرف ايران و از طريق چلبي و مذاكرات حضوري از طرف ايران به ايالات متحده ارسال ميشده است. مسئول خاورميانه اي سازمان سيا اعلام كرد كه اكثر اطلاعات فوق اشتباه بوده است و چلبي نيز مسئول ارسال اطلاعات مافوق سري در مورد عراق به ايران ميباشد.
رئيس منطقه اي سازمان سيا اعلام كرد نشست هاي زيادي با مسئولين جمهوري اسلامي ايران داشته است.


زوج خوشبخت 6:46 @ Wed, 26 May 04

من مطالب ارديبهشتتونو خوندم..و اين پست جديدتونو نشد بخونم..نمي دونم چرا ديگه علاقه اي به خوندن اين سبك مطالب ندارم منظورم پست جديده.....بهر صورت موفق باشي


شبح 2:10 @ Wed, 26 May 04

خسن‌آقای عزيز!(۱۱۸)
من که نام اصلی‌ات را نمی‌دانم و نمی‌خواهم بدانم. اما اگر ببينم در جایی خسن‌آقا امضا کرده من هم امضا می‌کنم چون خسن‌آقا يک شخصيت مجازی نيست. شخصيتی است با انديشه و فکر و عمل مشخص و شايد از نام اصلی‌ات موثرتر هم باشد.
شبح که خيلی معروف‌تر از خوده منه. اگه من جایی را با نام شبح امضا کنم تاثيرش خيلی بيشتر از وقتيه که با نام نا آشنای واقعی‌ام.

تنها جان!(۱۲۰)
خيلی خوش‌حال شدم و حالا راحت می‌رم می‌خوابم ساعت ۲ شد!


جوان سوسیالیست 2:02 @ Wed, 26 May 04

... هنگامی که احمد شاملو از بهترین شعرای ایران در سال2000 در گذشت، بیش از یکصد هزار نفر که اغلب آنان را جوانان تشکیل میداند در تشیع جنازه وی شرکت کرده و گاهاً به طور جمعی اشعاری را از وی میخواندند. اشعاری که بیانگر امید به آینده ای بهتر، سر زندگی و شادی بود. شاملو در زندگی خود فراز و نشیب های گوناگونی را از سر گذراند که گاهاً در اشعار وی منعکس شده. شاملو زندگی خود را از سرگذشت تاریخ سیاسی کشورش جدا نمیدانست و در یکی از اشعار خود که نشاندهنده دوران رکود و رنج سیاسی اجتماعی جامعه ایران است میسراید: سرزمینی بی بهار، که صدای پرنده ای در آن شنیده نمی شود، زندانها چنان گسترده شده اند که روح را میآزارند...
قسمتی از مقاله ( دمکراسی و عملیات " آزادی ایران" )
نویسنده : طارق علی
ترجمه: احمد مزارعی
متن کامل در اینجا
http://www.javaan.net/


تنها 2:00 @ Wed, 26 May 04

شبح عزيز..
ممنون از نظرتوو تمام حرفات درسته.. همينطور حرفای آتش و گلکوی عزيز.. منم نگفتم که اين تومار چيز بديه.. اتفاقآ خيلی هم خوبه.. در حيطة وبلاگنويس‌ها و وبگردها!!.. من ميخواستم بگم که ميشه از اين رسانة نسبتآ آزاد(که شايد همين فردا همینم از چنگمون در بيارن!!..) بهتر از اينا استفاده کرد..
حرفاتو دربست قبول دارم.. نااميد هم ديگه نيستم:))..
شادباشی عزيز..


خُسن آقا 1:32 @ Wed, 26 May 04

شبح جان نوشته ات را اصلاح کنم. من هیچ گاه در این طومارها با نام خُسن آقا امضا نکرده ام. همیشه نام و شخصات کاملم را نوشته ام در این یکی هم همین طور. وقتی کسانی جان خود را فدا می کنند بگمانم چنان به گردن من حق دارند که من با نام خودم امضای ناقابلی را هدیه کنم.


شبح 0:39 @ Wed, 26 May 04

روشن عزيز!(115)
من تصور کردم منظور تو اين است چون تعداد افراد بالقوه‌یی که می‌توانند تومار اجتماعی را امضا کنند بيشتر از تعداد افراد بالقوه‌یی است که می‌توانند تومار سياسی را امضا کنند پس تعداد امضاهای تومار اول بيشتر از تومار دوم خواهد بود. قبول دارم اين تالی نتيجه‌ی منحصربه‌فرد آن مقدم نيست. پس از تو معذرت می‌خواهم. اما به‌هر حال روشن عزيز اين حرکت‌ها بسيار خوب و مثبت است و هر چه بگذرد نتايج مثبت آن بهتر و بيشتر روشن می‌شود.


شبح 0:23 @ Wed, 26 May 04

ياسر عزيز!(92)
- قياس اول‌ات مع‌الفارق است. تاثير بيانيه يا نامه در بين مردم در وهله‌ی اول به محتوای آن بسته‌گی دارد. اگر خوش‌نام‌ترين آدمها پای بيانيه‌یی را امضا کنند که با جهت‌گيری کلی مردم هم‌خوان نباشد برد کمی‌ خواهد داشت. البته کسی در مورد اين که امضاهای حقيقی با شخصيت‌های شناخته شده تاثير بسيار بيشتری نسبت به امضا‌های مستعار دارد شک ندارد. بايد امضا نکردن و امضا کردن مستعار يا هويت‌هایی مانند "ّشبح" که هويت مشخصی با ديدگاه‌های مشخص است را با هم مقايسه کنی. حرف اين است که تومار يا مطلب نوشتن با نام مستعار از ننوشتن‌اش موثرتر است. خود تو ديدی که اين دو تومار آخر ما عکس‌العمل مشخص دولت را درپی داشت.پس بی‌تاثير نبود است.تومارهای مربوط به سينا مطلبی عزيز و جواد عزيز هم که تاثير خودش را نشان داده است. چرا بايد اين حرکت‌ها را تضعيف کنيم و بگوييم بی‌ثمر است؟
- در مورد نام مستعار زياد حرف زديم فقط اين نکته را باز کنم که اولا لزومی ندارد تمام امضاها مستعار باشد و اين‌گونه هم نيست بعضیها نسبت به شرايط‌شان با نام واقعی امضا می‌کنند بعضیها با نام مستعار اما شناخته شده (مانند شبح يا گل‌کو خسن‌آقا يا زيتون يا کنجکاو يا نسرين ...) بعضی‌ها هم با نام ناشناس هر کدام اين‌ها تاثير خودش را دارد و مسلما کمترين تاثير را نام‌های کاملا ناشناس دارد اما بدون تاثير نيست. ضمنا فراموش نکن اين افرادی که اين‌جا نام مستعار دارند در بيرون از اين‌جا با نام واقعی‌شان هم دارند کارهایی انجام می‌دهند و زير بيانيه‌هایی را امضا میکنند اين دو مانعة‌الجمع نيست.
- در اين مورد که گفتی اين حرکت‌ها موجب دل‌سردی بعضی‌ها شده است من باور نمی‌کنم و شاهدی هم ندارم که چنين موجی وجود داشته باشد اگر هست نشان بده.
در مورد برخورد رژيم. حکومت در شرايط حاضر در وضعيتی نيست که بتواند سرکوب فراگيری را انجام دهد و آن‌قدر هم ضعيف نيست که بشود به صورت علنی خيلی حرف‌ها را زد وضعيت بينابينی وجود دارد که کفه‌اش به سمت ضعيف‌تر شدن حکومت سنگينی می‌کند و به موازات آن جنبش شکل علنی‌تری به‌خود می‌گيرد البته روزی که حکومت نابودی خود را قريب‌الوقع ببيند حتما سرکوب خواهد کرد اما اين سرکوب فقط موجب راديکال‌تر شدن جنبش می‌شود.


روشن 0:00 @ Wed, 26 May 04

من گفتم (و هنوز هم می‌گویم) تمام کسانی که نامه‌ی اعتراض به تخریب را امضا کردند می‌توانند نامه‌ی اعتراض به اخراج افغان‌ها را هم امضا کنند. اما کسانی که نامه‌ی دوم را امضا کردند شاید نتوانند نامه‌ی اول را امضا کنند. حالا اینکه چطور از این حرف من "پیش‌بینی" نتیجه‌گیری شد نمیدانم ....!


روشن 23:58 @ Tue, 25 May 04

شبح جان... من کجا پیش‌بینی کردم!!! بد نیست یکبار دیگر متن من را بخوانی


شبح 23:42 @ Tue, 25 May 04

ياسر عزيز!(۱۱۲)
از خبرت متشکرم. دارم در مورد کامنت ۹۲ چيزکی می‌نويسم. البته قبلش بايد لوگو را درست کنم. اگه بيدار بودی حداکثر تا يک ربع ديکه می‌فرستمش.
خب پيش‌بينی بعدی دوستان هم غلط از آب درآمد و در اين مورد هم مسئولين مجبور به موضع‌گيری شدند.


یاسر 23:22 @ Tue, 25 May 04

بچه‌ها این و خوندید!!!
از سايت محمد علی ابطحی:

ديشب ضمن وبگردي که البته غير از ولگردي است!، در سايت زيتون خواندم که قرار است در قطعه 33 بهشت زهرا که در آن قبور مبارزان قبل از پيروزي انقلاب مثل گلسرخي و جزني و .... قرار دارد، تخريب شود. همانجا فکر کردم اگر اين خبر درست باشد، يک فاجعه است. اينها جزيي از تاريخ کشورمان هستند. امروز تلفني با رضائيان رئيس بهشت زهرا صحبت و ابراز نگراني کردم. وي کاملاً در جريان بود و مي گفت اين قطعه، تنها قطعه اي است که بازسازي نشده است، در اين مجموعه حدود 120 قبر شناخته شده هست که در بين آنها چهره هاي سرشناس هم هستند. ما قصد داريم قبر اين افراد شناخته شده را بالا بياوريم و بقيه را هم بازسازي کنيم. به خانواده هايشان هم خبر داده ايم. گفتم پس چرا اين را نمي گوييد، من خودم نگران شدم تا چه رسد به مردم. قول داد که در مصاحبه اي اين مطلب را توضيح دهد.

به همين بهانه مي خواهم بگويم که تاريخ يک واقعيت است و بي رحم ترين قاضي اي که براي هيچکس پارتي بازي نمي کند. اما عليرغم اين همواره در تاريخ کساني که قدرت داشته اند تلاش نموده اند بخشي از تاريخ را که خلاف منافع و ديدگاههاي آنان است، حذف نمايند و همواره حذف شده هاي قدرتمندان در تاريخ زنده مانده اند. ولي اين روند همچنان ادامه دارد.

خوش به حال آنان که مي فهمند تاريخي هست و تاريخ همه چيز را در درون خود حفظ مي کند و بيشتر از آن خوش به حال آنها که در تاريخ خوش نام باشند. روزهاي قدرت همه خوش نام مي نمايند ولي تاريخ راه خود را بي توجه به قدرتها و فشار آنان طي مي کند.

webnevesht.com


شبح 23:16 @ Tue, 25 May 04

روشن عزيز!(88)
برخلاف پيش‌بينی تو و تصوری که از انفعال و ترس داری اين تومار خيلی سريع‌تر امضا شده است. همين الان که هنوز يک‌هفته از انتشار اين تومار نگذشته است تعداد امضا‌ها در حدود تومار مخالفت با اخراج افغان‌هاست.
می‌بينی روشن جان پيش‌بينی‌ات به همين زودی غلط از آب در آمد. امضاها از مرز 825 گذشت.


شبح 23:02 @ Tue, 25 May 04

دوست عزيز! با نام يکی مثل همه(101)
از توضيحات خوب و دقيق‌ات متشکرم. من نگران خودم نيستم چون خوشبختانه بعد از نزديک سه سال وب‌لاگ‌نويسی عقايد و موضع‌گيری‌ها و نظرات‌ام و عمل‌کردم کاملا مشخص است و هر کس اندکی از عقل برخوردار باشد اين اتهامات را باور نمی‌کند. بيشتر نگران همان مصونيت‌سازی‌ها هستم که تو به‌خوبی به آن اشاره کردی.


جوان سوسیالیست 20:02 @ Tue, 25 May 04

تبادل نظر آنلاین، در وبلاگ شبح. مباحثی در مورد " حزب کمونیست کارگری"
http://www.javaan.net/


golku 19:17 @ Tue, 25 May 04

يک نکته در باره اين تومارها...
دوستان عزيز همه اميدوار شدن و نااميد شدن ما بستگی به انتظاری دارد که مااز اين تومارها داريم. اگر بخواهيم خانه مان بنشينيم و انتظار داشته باشيم با اين تومار ها انقلاب بعدی راه بيفتند مسلما نااميد خواهيم شد. امااگر اين تومار ها را يک وسيله دیگر (‌مانند اعلاميه پخش کردن ..يا حرف زدن..يا راديو يا تلويزيون يا مقاله در رزونامه) ببينيم متوجه ميشويم که اگر از اين وسيله آگاهی دهنده حتی به بخش کوچکی از جامعه استفاده نکنيم ضرر کرده ايم. تومار نوشتن یا امضا کردن نه باید جلو گارهای دیگر را بگیرد و نه باید جایگزین اقدامات دیگر شود. فقط یک ؛ وسیله دیگر ؛ است.
همين که اين تومار اخير در عرض ۲۴ ساعت سانسور شد و حتی لوگوی جديدی که حسن آقا درست کرده از ديروز که روز نظرخواهی شبح گذاشته سانسور شده خودش نشانه ترسی است که اينطور حرکت ها به وجود می آورد.

پادزهر حکومتی که پایه اش بر جهل و خرافات و ناآگاهی استوار است آگاهی دادن است. پادزهر آنها که میخواهند با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن شیره جان مارا بکشند اتحاد است. تومارها به همین سادگی حداقل در بخشی از جامعه این اثرات را دارند. باید اثرات مثبتش را درنظر گرفت. اثر منفی وقتی به وجود می آید که توقعمان از یک تومار به اندازه یک نیروی برانداز باشد.


atash 19:15 @ Tue, 25 May 04

شبح جان گل گفتی شماره ۹۹ درود بر تو..

از گل وبلبل نوشتن حتی اگر جائی باشی که اثری ازدرختی نباشد تا بلبلی برآن تکيه دهد بدنيست .. می دانی يعنی دهن کجی با نابودکنندگان شادی وشوروآنچه که زيباست ..اما این تنها کافی نيست سرکلاف را اگر بگيری آخرش به سياست ختم می شود ..
هرعملی عکس العملی دارد انسان بنابرذات وخصلت انسانی بودنش نمی تواند از رويدادهای سياسی محيط خودش بی تفاوت بماند .. بنابرین دوردبر شبح وحسن اقاو شمر ودیگر دوستان همراه ..

ظاهرا کامنت گذار شماره ۸۱ بدجوری از اتحاد وب لوگنویسان براشفته ..


خُسن آقا 18:38 @ Tue, 25 May 04

شبح جان با عرض پوزش سرکار بودم الان اومدم خونه دیدم نوشته بودی اون آدرس سانسور شده.من فراموش کرده بودم که اون یکی آدرس سانسور شده این هم آدرس جدید:
http://home.c2i.net/ahoraian/block33/history3.swf


کارگر سوسياليست 17:27 @ Tue, 25 May 04

دست های اسرائيل از فلسطين کوتاه!
م. رازی
http://www.kargar.org


. 17:20 @ Tue, 25 May 04

مهدي خلجي (راديو فردا): مراسم ازدواج وليعهد اسپانيا بر روابط اين كشور با جمهوري اسلامي سايه انداخته است. در حالي كه از دولت ايران براي حضور در اين مراسم دعوت نشده، فرح پهلوي، شهبانوي سابق ايران و شاهزاده رضا پهلوي و همسرش ياسمين از جمله مدعوين پادشاه خوان كارلوس بودند. سفير جمهوري اسلامي در مادريد حضور اعضاي خاندان پهلوي در اين مراسم رسمي را نوعي اهانت ارزيابي كرد و رسما به دولت اسپانيا اعتراض كرد.
احمد رافت (راديو فردا): مرتضي الويري، سفير جمهوري اسلامي ايران در مادريد، در تماس بايكي از مديران كل وزارت خارجه اسپانيا شديدا به حضور رضا پهلوي و همسرش ياسمين و شهبانوي سابق ايران خانم فرح ديبا در مراسم ازدواج شاهزاده فليپه با لتيزيا اعتراض كرد. سفارت ايران در مادريد نه تنها حضور اعضاي خاندان پهلوي در اين مراسم را بي احترامي به جمهوري اسلامي به حساب مي آورد، بلكه به نحوه معرفي اين ميهمانان از سوي دربار اسپانيا نيز معترض است. در ليست ميهمانان پادشاه اسپانيا به حضور شهبانوي ايران و پادشاه رضا پهلوي اشاره مي شود.

مرتضي الويري بنا بر آنچه وابسته مطبوعاتي سفارت جمهوري اسلامي در مادريد اظهار داشت، با القاي اينچنين عناويني به اعضاي مخلوع رژيم سابق عملا در امور داخلي ايران دخالت كرده و اين امر به هيچ وجه براي دولت ما قابل قبول نيست. وزارت خارجه اسپانيا در پاسخ به اين اتهامات مي گويد: دولت مادريد نقشي در دعوت ميهمانان وليعهد اسپانيا نداشته و مدعوين دربار براي شركت در مراسم ازدواج شاهزاده فليپه توسط پادشاه خوان كارلوس انتخاب شده اند. حميدرضا آصفي، سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي نيز روز يكشنبه ضمن اعتراض به حضور اعضاي خاندان پهلوي در مراسم ازدواج وليعهد اسپانيا گفت اين افراد به هيچ وجه جايي در ايران ندارند و نمي توانند كسي را در اين مراسم نمايندگي كنند.

حميدرضا آصفي در همين زمينه افزود: اين دعوت بيجا مي تواند به روابط دو كشور در آينده لطمه وارد سازد. روابط جمهوري اسلامي با اسپانيا كه در سالهاي اخير و به ويژه پس از سفر نخست وزير سابق اين كشور خوزه ماريا آزنار به تهران و سفر محمد خاتمي به مادريد به نوع چشمگيري در زمينه سياسي و اقتصادي گسترش يافته بود، پس از بمب گذاريهاي يازده مارس گذشته در قطارهاي شهري مادريد كه به كشته شدن 192 نفر و مجروح شدن بيش از 500 مسافر بي گناه منجر شد، رو به سردي رفته است.

دولت جديد اسپانيا كه در بر گيرنده شخصيتهاي حزب سوسياليست اين كشور است، با احتياط به گسترش روابطش با جمهوري اسلامي نگاه مي كند. حزب سوسياليست اسپانيا معتقد است باكشورهايي كه موازين بين المللي و حقوق بشر را رعايت نمي كنند بايد روابط محدود و مشروط داشت. ميگل آنخه مورانتينوس، وزير خارجه جديد اسپانيا و نماينده سابق اتحاديه اروپا در خاورميانه در گذشته بارها به نقش مخرب جمهوري اسلامي در روند صلح در خاورميانه اشاره كرده و معتقد است حمايت سياسي و مالي جمهوري اسلامي از گروههاي مالي فلسطيني چون حماس و جهاد اسلامي يكي از موانع جدي در مقابل هر تلاشي براي پايان بخشيدن به خشونت در منطقه است.


nasrin 16:43 @ Tue, 25 May 04

هاله جان (۱۰۰)

باز اومدی فضا رو عطر آگين کردی و رفتی . مرسی خيلی چسبيد :)


زیتون 15:47 @ Tue, 25 May 04

سلام شبح جان شايد اين دهمين باره که ميام اينجا کامنت بذارم و هر بار قطع شدم. الان با عجله بنويسم تا قطع نشدم.. با کل حرفات در مورد طومار نويسی موافقم!
يه جا ديدم آذر فخر عزيز اومده:))) هورا.. چقدر بهش فکر می کنم و چقدر دلم براش تنگ شده !!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱۱


يكي مثل همه 15:16 @ Tue, 25 May 04

شماره ۸۱
به انچه که (صاحب اين وبلاگ) را به آن متهم کرده ای آیا استنادی هم داری؟
آیا میدانی اگر نتوانی اين اتهامات را ثابت کنی در هر نظام حقوقی خود تو محکومی؟
اينکه در فضای يک کشور اختناق زده و در شرایطی که عوامل ایدئولوژیک از کارکرد بازمانده است قهر و زور ابزار اصلی حکومت برای کنترل اوضاع و سرکوب مخالفين است شکی نيست و اينکه مزدوران سرکوبگر تلاش میکنند به هر چهره ای در آيند تا بتوانند وظايف خود را انجام دهند هم امر پوشيده ای نيست. همه حکومتهای سرکوبگر چنین رویکردی دارند و تمام آنها بین مخالفین خود مامور مستقیم یا غیر مستقیم دارند و همه هم آن را میدانند.
اما اينکه ديگران به سادگی و بدون دلیل متهم بشوند غير از اينکه به فضای بد گمانی و ياس دامن بزند و عامل تفرقه و نا اطمينانی باشدو به اين ترتيب با بزرگنمايی قدرت سرکوب و ايجاد شکاف باعث خشنودی سرکوبگران باشد نتيجه ديگری ندارد
ضمنا در صورت صحت اين اتهامات اگر مدعی نتواند اتهامات خود را ثابت کند به جز اينکه مامور نفوذ بازخوردی بيابد و با واکسينه کردن افکار عمومی و شناسايی ضعف عمليات خود مفری پيدا کند و همينطور با تکرار اتهام حساسيت به آن از بين ببرد نتيجه ديگری حاصل نميشود پس اگر انسان صادقی هستی از اين به بعد يا برای اتهامات خود دليل قانع کننده بياور و يا راه خود بگير و ساکت باش و با اعتبار و آبروی دیگرا ن بازی نکن و در خدمت سرکوبگران نباش.


هاله 14:58 @ Tue, 25 May 04

همه تون رو دوست دارم.


شبح 14:39 @ Tue, 25 May 04

دوستان عزيز!
من از خواندن نظرات عقب افتادم اميدوارم شب فرصت کنم بخونم و پاسخ بدم.
تنهای عزيز!(93)
مطمئن باش حکومت ايران قصد دارد فضای وب‌لاگ‌ها را گل و بلبلی کند از همين جشنواره و اخطاری که دادن می‌‌تونی راحت اينو ببينی. می‌خواهند با گفتن اين که کارهای سياسی و تومارنويسی‌ها بی‌ثمر است جلوی اين کارها را بگيرند. مطمئن باش روندی که از آن ترسيده‌یی کاملا برعکس است يعنی ممکن است شخصی با حساسيت کم سياسی وارد فضای وب‌لاگستان بشود و بعد به فعاليت‌های موثرتر رو بياورند. عکس‌اش بعيد است که کسی فعاليت سياسی رشديافته‌تری داشته باشد و وب‌لاگستان باعث شود دست از آن فعاليت‌اش بکشد.
مطمئن باشيد اين فعاليت‌ها ثمربخش است و عکس‌ العمل‌های حکومت خود بهترين گواه است. فريب نخوريد و هوشيار باشيد. می‌خواهند وب‌لاگستان را غيرسياسی کنند. ضمنا اين قدر راحت در مورد کارهایی که انجام می‌دهيد ننويسيد. دليل ندارد اين چيزها را نوشت.
نااميد نباش وقت تنها بودن ونااميد بودن نيست وقت جمع شدن و اميدوار بودن است.
حالا گفتنی‌های بيشتر را در پاسخ‌های ديگر خواهم داد.


شبح 14:20 @ Tue, 25 May 04

خسن‌آقای عزيز!(72)
از لطف تو متشکرم. متاسفانه نشانی که داده‌یی بسته شده است اگر ممکن است يا آن را در فضای که اين دو لوگو را قرار داده‌یی قرار بده يا از طريق ايميل برای‌ام بفرست تا در فضای خودم قرار دهم. باز هم تشکر می‌کنم.
روشن جان!(۹۰)
متشکرم بسيار زيبا بود.


تنها 14:08 @ Tue, 25 May 04

تصحيح!!..: اخطاريه!


تنها 14:05 @ Tue, 25 May 04

از دوستانی که تو کار پتيشن و اعتراض وبلاگی هستن خواهش ميکنم يه ترتيبی بدن که بتونيم به کاری که پرشين‌بلاگ قراره بکنه اعتراض کنیم!!.. یه حرکتی در دفاع از خودمون هم بکنیم بد نیس!!..
پرشين بلاگ برای بعضی وبلاگای سياسی اختاريه فرستاده!!!..


تنها 14:02 @ Tue, 25 May 04

ياسر عزيز معذرت ميخوام!!..


یاسر 14:00 @ Tue, 25 May 04

غلطهای املايی من را هم ببخش از همين اولش را که خوندم کلی غلط داشتم. عجله‌ای شد و فرصت بازبينی نداشتم :">


تنها 14:00 @ Tue, 25 May 04

ببخشيد شبح عزيز که وسط بحثتون میپرم!!.. من با شراگيم و گلناز تا حدودی موافقم.. اعتراض به اين صورت کار خيلی خوبيه ولی متاسفانه من بعضی مواقع فکر ميکنم که داريم دور خودمون ميچرخيم!!.. يعنی چيزايی که خودمون ميدونيم رو به خورد خودمون ميديم!!.. در صورتی که کسايی که بايد بدونن(عامة مردم) به دليل عدم دسترسی به اينترنت از اين جريانات با خبر نميشن!!.. اين جريان تخريب قطعة ۳۳ رو فکر میکنم فقط کسایی که با اینترنت سروکار دارن بدونن وگرنه به دليل عدم اطلاع‌رسانی بقية مردم هيچ خبری از این موضوع ندارن!!.. فکر نميکنم حتی تو روزنامه‌ای هم تا حالا چيزی درموردش نوشته‌ باشن!!.. حتی تو جريان تحريم انتخابات هم همينطور بود!!.. با اين تفاوت که همة مردم ميدونستن انتخابات مجلس نزديکه!!.. ما لوگوی تحريم رو برای خودمون زديم!!.. در صورتی که فکر ميکنم اگه بيست سی نفر با هم قرار ميذاشتن که نفری صدتا برگة دعوت به تحريم رو برن بريزن تو خونه‌ها خيلی بيشتر از اينا اثر ميذاشت!!..
من خودم به شخصه البته اين کارو کردم با کلی ترسو لرز!!..:))
ولی در هر صورت من که خیلی نا اميدم!!!..


یاسر 13:54 @ Tue, 25 May 04

شبح عزير از اينکه بحث تومار نويسی را در وبلاگت باز کردی خيلی ممنون.
متاسفانه از روزی که کامنت ۶۰ را در مطلب قبلی شما گذاشتم تقريبا در مسافرت بودم و نتوانستم در بحث های مسئله اخير شرکت کنم. هر چند اگر فرصتی دست می‌داد مطالب شما و نظرات ديگران را می‌خواندم ولی فرصتی برای وارد شدن برای بحث نبود.
شبح همانطور که من در کامنتم اشاره کردم مهمترين دغدغه من اين بود که بياييم تدبيری بي‌انديشيم تا از لوس شدن اين طومارها که حرکت فوق العاده ارزشمندی است جلوگيری کنيم. (احساس پوچی و بی ارزشی که در اين حرکت کلی از دوستانمان شاهديم دچارش شده‌اند.)
من هنوز نتوانستم جواب سوالها و ابهام‌های خودم را بگیرم به همین خاطر اینبار با اشاره به مطلب اخیرتان سعی در نوعی تکرار سوالها و ابهام‌های خود مي‌کنم.
شما در نوشته اخیر به سه نکته نقش؛ قواعد و امضاها اشاره کرده‌اید.
۱. در قضیه نقش و ارزش تومارها در گسترش دموکراسی آورده‌اید: تهیه تومار و مشارکت آگاهانه در شکل دادن افکار عمومی و تصمیم‌ گیری‌های جمعی اساس سوسیالیزم است. ما باید آگاهانه در بحث و گفتگو و تهیه تومار فعالانه شرکت کنیم. اساس دموکراسیمان را از امروز پایه گذاری کنیم. در تمام حوزه‌ها باید دست به تهیه تومار و نظر خواهی و نظرسنجی بزنیم تا یاد بگیریم چگونه در کنار هم با طرح دیدگاههای متضادمان دوستانه زندگی کنیم و شیوه زندگیمان برایند تمام اعضای جامعه باشد.
بله تومار هم اساس هست هم یک تمرین عملی یادگیری برای فراگیری یک کار و زندگی جمعی. اما هر توماری می‌تواند چنین نتیجه‌ای داشته باشد. شما فکر می‌کنید تومار بچه‌های دانشگاه شریف که اتفاقان اساس و استارتش از همین دنیای مجازی در تیرماه سال گذشته برای آزادی ۲ تن از هم دانشگاهیان خود همون کارکردی را دارد که تومار اخیر دارد. وقتی اون نامه منتشر شد همش با ۱۵۰ تا امضا شروع شد و در نهایت هم فکر نکنم به ۵۰۰ امضا هم رسید. بعد از حدودا ۱۰ روز هم اولین سری آزادی‌های جریانات خرداد ماه ۸۲ هم همان ۲ نفر بودند. چه چيزی تونست تاثير گذاری نامه آنها را بالا ببره. اگر يادت باشه جريان مقابل همين دانشجويان و فارغ و تحصيلان بعد از مدت کوتاهی نامه‌ای با تعداد امضای دوبرابر منتشر کرد و اگر اشتباه نکنم ضمن ديدن دم مقام معظم يه اشاره‌هايی به قضيه خرداد و يه درخواست هم کرده بودن. اما عملا در جامعه کدام نامه برد داشت تاثير گذاری و ماندگاری کدام بيشتر بود. هر دو سری امضا کنندگان نامه از دانشجويان شريف بودن. اگر بخواهی بگويی نخبه بودن سری اول ها عامل تاثير گذاری اونا بوده. نه هر دو سری نخبه بودن. تو نامه اول همه مردم می‌گفتن چه هست ماجرا که این نخبه ها چنین کرده‌اند. اما در نامه دوم کی بود بگی که این نخبه ها چی گفتن. در مقایسه دو تا نامه تفاوت عمده این هست که وقتی یاس‌نو نامه اول را منتشر کرد نوشت خانم و آقای فلانی فارق و تحصیل و یا دانشجو فلان. اما وقتی کیهان نامه سری دومی ها را منتشر کرد فقط یکسری اسامی ردیف شده پشت سر هم دیدیم. باز تکرار می‌کنم تعداد امضاهای کیهان دو برابر یاس‌نو بود.
اعتبار اون نامه و تومار هست که می‌تواند بر افکار عمومی و در تصمیم گیری تاثير گذار باشه. زمانی می‌شود آگاهانه به پايه گذاری دموکراسی برسيم که با يک فضای روشن و شفاف روبرو باشيم. تومار و نظر خواهی و نظر سنجی وقتی تاثير گذاز واقع می‌شود که يک شخص يا مجموعه معتبر اين کار را انجام داده باشه. البته به مرور هم می‌شود به اعتبار رسيد. ولی مروری که می‌تواند به چنين اعتباری برسد چگونه مهيا خواهد شد؟(در این دنیای مجازی)
قرار هست تومار برای ما به غير از اعتراض يک يادگيری چگونه زيستن در کنار هم با وجود ديدگاههای متضاد باشه و به نقطه‌ای برسيم که شيوه زندگی مان برآيند نظر تمام اعضای جامعه باشد. باز چگونه و چه شرایط و عواملی می‌تواند ما را به اين تعامل برساند؟
۲. در مورد قواعد مشارکت و تهيه و ترويج تومارها: بايد بگم که شکی نيست در کارهايی که انجام می‌ديم عاری از اشکال غير ممکنه ولی الان شايد زمان مناسبی برای مطرح کردن اين اشکلات نباشه و فقط فعلا به اين کفايت می کنم که از دوستانی که این همت عالی را داشته اند سپاس گذاری کنم و انتقادهای کوچک را به زمانی بسپاریم که فضا گفتگو و نقد عملکردهامون مناسب تر باشه. در اين زمان هر انتقادی بيتشر از اينکه مثمر ثمر باشه ايجاد کدورت و ناراحتی خواهد کرد. بايد بپذيريم که دوستان بانی اين کار الان زيرنوعی فشار و خستگی بوده و کافيست که کمی آنها را عصبانی کنيم. و عصبانيت پايه گذار هر کار و حرف غير منطقی‌ است ؛)
يکی از مزيت‌های جامعه‌ای که درش زندگی می‌کنيم همگی حرفان و منتقدان فوق‌العاده خوب ولی در عمل ... !
۳. و اما مورد آخر بحث شيرين امضاهای مستعار: گفتی حرفهای من در کل درست اما در عمل نادرست. اين مستعار نويسی را تحميل حکومت های ديکتاتوری دانسته‌ايد. مگر نمی‌گویی یکی از تاثیرات و محصولات حکومت دیکتاتور منش تحمیل خود سانسوری در بین مردم آن جامعه می‌باشد؟! بله در این جامعه نیاز نیست همیشه شفاف باشیم چون امکانش هم نیست ولی آیا در هر عملی هم ما باید این خود سانسوری را اعمال کنیم. فکر می‌کنی واقعا سازمان امنیتی اگر بخواد برخوردی انجام بده نمی‌تواند شبح ها را شناسایی کند. یا اصلا تا کنون انجام نداده است.
و سپس در ادامه اشاره کردی کسانی که می‌توانند علنی رفتار کنند از اين شانس و امکان برخوردار هستند که در ميان مردم شناخته شوند و سهم بيشتری در شکل دهی به افکار عمومی داشته باشند و اين در واقع رانتی است که از آن برخوردارند هستند. تمام صحبت من اينه که اگر قرار بتونيم در افکار عمومی مثمر ثمر واقع شویم بايد با يک رفتار علنی و شفاف این انتظار را داشته باشیم. البته معتقد به رعایت تمام احتیاط ها و حتی مصلحت ها هم هستم.(خودت هم اشاره کردی که شانس تاثیر گذاری همراه است با علنی بودن) تومار هم همانطور که در آغاز گفتی قراره حرکتی باشه برای شکل دهی افکار عمومی و تصميم‌گيری جمعی. رعايت همين احتياط ها و مصلحت‌هاست که باعث می‌شود بتوانی شرايطی ايجاد کنی تا در آن امکان تنفس باشد. و يا عبارت رانت را که اشاره کردی ایجاد کنیم. يک استراتژيست در يک عمليات هچوقت موفق نخواهد شد مگر آنکه تمام شرايط را بسنجد از آب و هوا و جغرافيا گرفته تا نيروی و انسانی و عقلی و هر چيز ديگر. يک استراتژيست خوب از شکست و تحمل خواری وحشت نداره چون برای آيندش هدف داره. پس برای رسيدن به این رانت که حياتی هم به نظر ميرسه آیا نبايد کاری کرد؟
در پایان نوشته اخیر هم اشاره کردی به تجربه کوتاه اما پر بار : شما به مزیت‌های مثبت کتمان ناپذیر اشاره کردی اما من هم به نکات منفی این قضیه که تاکنون با آن مواجه بودیم اشاره‌ای می‌کنم. این حرکت که شروعش تقریبا با ماجرای سینا مطلبی بود (به این صورت) تا ماجرای کبری رحمانپور خوب پر نفس به راه خود ادامه می‌داد. اما پس از آن شاهدی نوعی افول در این حرکت بودّه‌ایم این احساس پوچی و بی‌ارزشی که خیلی از بچه نسبت به این کار پیدا کردن. عده‌ای انتظار یک حرکت عملی از دل این نامه‌ها پیدا کردن. یا افرادی به این حرکت به دیده انزجار نگاه می‌کنم. چرا یک چنین حرکتی که باید سرمشق چگونه در کنار هم قرار گرفتن با طرح و دیدگاههای متضادمان و دوستانه زندگی کردن باشد و شیوه زندگیمان برآیند نظر تمام اعضای جامعه بشود به چنین منزلگاهی می‌رسد.
در یک جمع بندی :
۱. عوامل تاثیرگذاری یک نامه چیست؟
۲. اعتبار نامه ها چگونه تعیین ميشود؟
۳. چرا ما برای مبارزه و اعتراض این روش را برگزیده‌ایم؟
۴. مسئولیتی که به خاطر امضا برای ما ایجاد می‌شود چیست؟‌

در آخر هم با شما هم عقیده هستم از آنجایی که این کار نوپا است بی‌شک نواقصی دارد که باید با حوصله و به دور از کینه‌جویی‌های شخصی و گروهی به حل آن بپردازیم و راه کار مناسب پیداکنیم.

از اینکه طولانی شد شرمنده.


شبح 13:53 @ Tue, 25 May 04

هشتادويک عزيز!(81)
خدمت به وزارت ارشاد آقای خاتمی و جناب مسجدجامعی را از قلم انداختی!
آقا يا خانم اگر صادق هستی بدان اشتباه می‌‌کنی. اگر هم صفت خودت را می‌خواهی به من نسبت بدهی خب حرجی بر تو نيست و ماموری و معذور.
اما من دو درصد احتمال می‌دهم که تو آدم صادقی باشی و صرفا بر اساس اشتباه در مورد من قضاوت می‌کنی و مرا با کس ديگری اشتباه گرفته‌‌یی به همين خاطر به تو پيشنهاد می‌کنم برای‌ام ايميل بفرستی و بگویی کجا آدم‌فروشی کردم يا تصور می‌کنی نام من چيست؟
اگر هم مخالف فکر و نظر من هستی و نمی‌توانی بحث منطقی کنی و به اين کارها رو آوردی که دوست عزيز بهت بگم اين روش‌ها ديگه تاثير نداره و با اين حرف‌ها نمی‌تونی به انديشه‌ی من صدمه بزنی. کسی که اينقدر نادان باشد که حرف تو را باور کند بی‌شک توان فهميدن و خواندن وب‌لاگ مرا ندارد.


روشن 12:51 @ Tue, 25 May 04

طرح من از مرضیه اسکویی. امیدوارم اینطوری دینم را ادا کرده باشم :
http://img39.photobucket.com/albums/v121/roshan1364/m-uskuyi.jpg


golku 12:46 @ Tue, 25 May 04

آبادانی عزيز
ببحش که من وسط بحث تو و شبح عزيز پا برهنه میپرم.
نوشته ای که اگر اصلاحات صد سال هم طول بکشد آن راترجيح ميدهی. فقط ميخواهم بگويم که شايد مااينقدر وقت نداشته باشيم. ببين در عرض ۲۵ سال چه بر سر ايران آمده . الآن هشتاد درصد زير حط فقر هستند کليه و چشم می فروشند که زندگيشان بگذرد. کارگرها ۳۷ ماه حقوق نمي گيرند. زندان ها پر هستند . اقتصاد کشور به کل از بين رفته و افتاده دست يک مشت دلال. سرکوب و حفقان بیداد میکند. نسل جوان بی حوصله و دل مرده و افسرده است. هیچ امیدی به آینده ندارد. از آنور امريکا و اسراييل منتظرند که به ايران حمله کنند . خاک و آب کشورمان را از شمال و جنوب دارند ميفروشند به قيمت خون ما. ده سال پيش را با حالا مقايسه کن و انصافا بگو ده سال ديگر باهمين روند چه خواهد شد؟ به نظر من صدسال که هيچی صد روز هم دير است.

البته اين را هم بايد بگويم که همه خواهان آلترناتيو راحت تر هستند و این خواست تو طبیعی است. اما وقتی اينها با چوب و جماق بالای سر مردم ايستادهاند و سلاخی ميکنند و حتی آقاجری را هم قبول ندارند جای من و تو کجاست؟


روشن 12:43 @ Tue, 25 May 04

۱ - نقش تومارها :
ببين شبح جان. من ميگم تومارها به اندازه‌ی فعاليت مستقيم اجتماعی تاثير ندارن. می‌دونم مقايسه‌ی اين دوتا با هم کار قشنگی نيست ولی اگه يه جوون با تومار امضا کردن شروع کنه، هیچ‌وقت تجربه‌ی یک فعالیت مستقیم رو کسب نمیکنه. نتیجتا یا هیچ‌وقت جرئت پیدا نمی‌کنه درفعالیت شرکت کنه یا کورکورانه شرکت می‌کنه و از روی بی‌تجربگی عملکردی نشون میده که نتیجه‌ش میشه یک هزینه‌ی بالا. هزینه بخاطر هیچ. شاید حالا منظور من رو از کامنتی که برای گلناز نوشتم و تو اون رو "فرار به جلو" تعبیر کردی، بهتر متوجه شده باشی ...

2 - در مورد وحدت آگاهانه فکر نمی‌کنم کسی مخالف باشه. اما در مورد انتقاد مهشید ... بنظر من هم انتقاد خیلی قشنگیه. اما احساس میکنم مهشید داره حوزه‌ی عملکردش رو فقط روی مسایل زنان محدود میکنه و این از نظر من زیاد جالب نیست.احساس میکنم مهشید منتظر نشسته تا یک اشتباهی ببینه که ربطی به مسایل زنان داشته باشه تا نقدش کنه. مهشید اگه حوزه عملکردش رو یک خرده گسترش بده و اسم مهشید رو بعنوان یکی از منتقدین بقیه مسایل اجتماعی هم ببینیم خیلی قشنگ‌تر میشه. نظر شخصی من بود /

3 - امضاهای مستعار:
تا حدی با یاثر موافقم. شاید به قول تو در کل درست باشد اما در عمل نادرست! من هم معتقدیم امضایی مثل "م.ص" هیچ ارزشی ندارد. اما در عین حال معتقدم کسی که این امضا را زده مسلما اگر آزادی بیان اسمش را داشت هیچ‌وقت با اسم مستعار امضا نمیکرد. بهرحال این مسئله یک بحث‌ جدی را می‌طلبد. مطمئنا نتیجه‌گیری بهتری هم خواهد داشت/

4- مقایسه‌ی "تومار اعتراض به خروج افغان‌ها" با "تومار اعتراض به تخریب قطعه 33" اشتباه بزرگی است. اولی یک فعالیت اجتماعی است و هر فعال اجتماعی می‌تواند بی هیچ نگرانی امضایش را پای تومار بزند. بهمین خاطر است که وزارت کشور هم به این حرکت اجتماعی (به قول تو) پاسخ می‌دهد. اما دومی یک حرکت سیاسی است . امضا کننده در مقابلش مسئولیت دارد. آن هم در این جو که امروزه بعد از شکست دوم خرداد بوجود آمده. نباید توقع داشت کسی که اولی را براحتی امضا کرده دومی را هم بهمان راحتی امضا کند /


golku 12:36 @ Tue, 25 May 04

شراگيم عزيز (شماره ۵۸)

فقط يک چيز ديگر را ميخواستم بنويسم. اگر اين کار (‌تومار نويسی)‌را نکنيم هرگز نخواهيم فهيمد که چه اثراتی دارد. البته بااين موافقم که نبايد فکر کنيم با يک تومار همه کار جهان درست ميشود که ساده انديشی است. هر کاری راباید در ظرف خودش بررسی کرد. اما وبلاگ و تومار بخصوص در ايران يک پديده جديد است. اگر تومار ماباعث آگاهی حتی يک نفر هم بشود از هيچی بهتر است.
وقتی فهمیدیم که میتوانیم بدون آمدن آسمان به زمین سر یک هدف انسانی با هم متحد بشویم می توانیم به قدم های بعدی فکر کنیم.
اگر وبلاگ ها به مشکلات اجتماعی و سیاسی حساست نشان نمیدادند دولت اینقدر در باره شان حساس نمی شد و سانسورشان نمیکرد. پس این کارها زیاد هم بی اثر نیست.


سينا هدای عزيز
حساسيتت درست است. اما اينکه می خواهند طبقه دوم را به خانوده ها بفروشند به قول خودت منظورشان عير از خرابی چیز دیگری نيست. ضمن اينکه حرفهايشان چند جور است. يک کم پيش ديدم جناب ابطحی هم در اين باره نوشته!! و از آقای رضاييان توضيح خواسته. ايشان هم گفته قربان نگران نباشيد داريم بازسازی ميکنيم!(‌لينکش را از وبلاگ حسن آقا ببينيد)


شبح 11:41 @ Tue, 25 May 04

عزيزدوردونه‌ی عزيز!(67)
اول بايد بگم خيلی خوشحال هستم که گفت‌وگوی مثبتی بينمان در جريان است.
اگر تو به ماهيت سرمايه توجه کنی آن‌وقت معلوم می‌شود که سرمايه فقط يک قدرت حقوقی است و نمود مادی ندارد.در واقع من نيروی کار و فکرم را می‌دهم اما توبه عنوان سرمايه‌دار هيچ چيز نمی‌دهی فقط اين قدرت حقوقی را داری که در مورد توليد تصميم بگيری. مبنای تصميم‌گيری تو چيست؟ سود و فقط سود. چاره‌یی هم نداری اگر به چيزی غير از سود فکر کنی آن امکان حقوقی از تو سلب می‌شود به عبارت ديگر ورشکست می‌شوی. خب حاصل چه می‌شود تصميم‌گيري برای توليد که امری اجتماعی است به دست افراد می‌افتد و انگيزه‌ی اين تصميم‌گيری سود است. نتيجه‌ی اين تقسيم‌کار همين می‌شود که می‌بينی. زنده‌گی انسان‌ها از معنا تهی می‌شود. کار زمانی برای انسان خود زنده‌گی بود اما اکنون کار برای انسان‌ها فقط عاملی برای تداوم حيات شده است و برای گروه ديگری از انسان‌ها هم کسب سود.
خلاصه اين که اين تقسيم کار بايد تغيير کند آن امکان حقوقی بايد لغو شود و انسان‌ها بر اساس نياز جمعی‌شان توليد را سازمان‌ دهی کنند. سرمايه‌داری جهان را می‌خواهد به فروشگاه بزرگی تبديل کند انسان‌ها بدون اين که بدانند چه را توليد می‌کند و چرا توليد می‌کند و چه را مصرف می‌کنند و چرا مصرف می‌کنند ازخودبيگانه شوند.
بخش عمده‌ی و 99 درصد نظرات مارکس در نقد اين نظام است.اين که چه سيستمی بايد جايگزين اين نظام شود از جهت نظری شکافته شده است اما از حيث عملی مارکس حرف کمی در مورد آن زده است دليل‌اش هم اين است که اين سازماندهی مبتنی بر تکنولوژی است و مارکس نمی‌خواسته حرف‌هایی بزند که جنبه‌ی ذهنی و غيرعملی پيدا کند. تکنولوژی ارتباطی جديد امکان اين سازماندهی فراگير را فراهم می‌آورد. فراموش نکنيم فرماسيونهای مختلف اجتماعی وابسته به سطح خاصی از فن عصر خود هستند. فقط با سطح خاصی از پيشرفت ابزارهای توليدی امکان از بين رفتن برده‌داری به عنوان شيوه‌ی سازماندهی توليد ميسر بود.
خلاصه اين که سوسياليزم به شکلی که مارکس آن را طرح می‌کند قصد دارد با لغو آن قدرت حقوقی تصميم‌گيری برای سازماندهی توليد را به کل اجتماع بازگرداند نه طبقه يا افرادی خاص.


روزبه 11:29 @ Tue, 25 May 04

می دونی دوست من ايراد ما اينه که اينقدر در مغز ما حضور رو به جسم معنی کردن تا جلوی همبستگی روحی رو بگيرن در ما علم به يقين شده و الا اينکه اين دنيا را مجازی بخوانيم آن هم به اين دليل که جسم نيست اشتباهی بزرگ است که انسان ها با فکر خویش شولای زندگی در هم می تنند و چه خوش شولايی بر قامت ايران و این دنیاش در حال شکل گيری است..انگار شما هم ذر بلاگ من تنها عکسها را ديديد که من با نوشتاری در باب ايستايی فرهنگی و سياسی ايرانيان به روز شده بودم..حضورت مغتنم


هاله 11:29 @ Tue, 25 May 04

آذر جان، مشتاق دیدار نازنین دخت ایران.


هاله 11:28 @ Tue, 25 May 04

شبح جان کلی کیفور شدم از جریان تربچه نقلی و تکون خوردن شکمبه و اینا. خلاصه همن تشکه و هم لحاف بقول دوستی :))

چیکارش کردی این نفر پائینی اینهمه جلز و ولز کرده؟ دلم کباب شد واسش. :)

در مورد لوگو والله حسن آقای طفلک چند جور درست کرده که من همینجوری یکیشو که کوچولو تر بود ورداشتم. راست راستی هم گیر کرده مابین ما. ولی الحق و الانصاف با وجود وقت کم خیلی از وقتش به اینکار اختصاص داد. واقعا دمش گرم.


golku 11:21 @ Tue, 25 May 04

آذر عزيز
جايت در نظرخواهی ها خيلی خالی است. شب هم تمام خواهد شد. ببین شب پرستان چه و حشتی دارند و دست به هر کاری می زنند. حتی از قبر مبارزین هم وحشت دارند.

شبح عزیز
مثل اینکه باز پا روی دم بعضی ها گذاشته ای (‌شماره ۸۱)


11:10 @ Tue, 25 May 04

استاد شبح قهرمان مبارزه!! اگه اینهایی که اینجا کامنت میزارن تو رو میشناختن ،‌اگه همین سینا مطلبی تو رو می شناخت و می دونست چه آدم فروشی پشت اسم اشباح قایم شده ،‌ جواب سلامت را هم نمی دادن. اگه خدمات تو رو به صدا و سیمای لاریجانی و وزارت ارشاد میرسلیم و مهاجرانی می دونستن ،‌ جواب سلامت رو هم نمی دادن .
شرم کن مردک از آدمفروشی!!


شبح 11:07 @ Tue, 25 May 04

آذر عزيز! عزيزترين!(77)
نمی‌دانی کامنت‌ات چقدر خوش‌حال‌ام کرد و بسيار جالبه که درست همين امروز داشتم درمورد تو با کسی صحبت مي‌کردم که اين‌جا را گشودم ديدم به به! آذر نازنين که فخر ماست.می‌دانم مشغول چه کار انسانی بزرگی هستی و اميدوارم هر چه زودتر کارت به انجام برسد و بيشتر ببينيم‌ات.


zapa 8:31 @ Tue, 25 May 04

زنده باد زندگي شرافتمند انساني
رفيق داوود صلح دوست، از پيشگامان جنبش چپ ايران درگذشت
http://www.iran-chabar.de/1383/03/05/002.htm
وhttp://www.iran-chabar.de/1383/03/05/soltanzade830305.htm


ارنستو چه گوارا 8:21 @ Tue, 25 May 04

اين تکه که قبلآ نوشته بودم برای دوست گرامی---- آبادانی------- قرار ميدهم:

يكي از مهمترين دلايل اينكه تاريخ مصرف ج.ا. به پايان رسيده -تمام شدن جنگ سرد است . طرح كمربند سبز را كه مخلوق دكترين برژنسكي بود شايد بياد نياوريد.
كمربند سبزي با تكيه بر اسلام و ناسيوناليسم بدور كشور شوروي ايجاد ميشود تا با فشارهايي كه در آسياي ميانه -ايران و افغانستان بوجود ميآيد -فروپاشي آغاز شود.

اين دكترين برژنسكي در دوران پاياني جنگ سرد بود و بدين ترتيب اجرا شد:

1- انقلاب ايران بسمت گرايشات مذهبي و ملي مذهبي هدايت شد
2- از مجاهدين افغان خصوصآ القاعده در مقابله با اشغالگران روسي كمك مادي و معنوي شد
3- در آسياي ميانه ابتدا بروي اسلام تآكيد شد كه جوابي نداد و پس از آن بروي ناسيوناليسم كه كار آمد بود

پس از پايان يافتن جنگ سرد و فروپاشي خود اسلام سياسي آنقدر بزرگ شده بود كه شروع به شلتاق كرد و سپس جريان افغانستان و......

امآ دلايل داخلي سير قهقرايي ج.ا. همين مواردي است كه دوستان عنوان ميكنند و تبعاتي برون مرزي دارد . نميدانم در مورد حق بيمه پروژه هاي فاينانس
مي دانيد و يا خير. حق بيمه پروژه هاي فاينانس با احتساب سود آن برابر قيمت خود پروژه است . يعني 1$ فاينانس براي پروژها در ايران 2$ تمام ميشود در نتيجه سرمايه گذاري در كشور بكري مانند ايران برگشت قابل قبولي ندارد واين خوشايد سرمايه داري جهاني نيست. يعني حتي بخش اروپايي - ژاپني و كره اي(در واقع آمريكايي (: ) از سرمايه داري جهاني كه پروژه ها را در ايران فاينانس ميكنند از حق بيمه كلان (كه معمولآ توسط بيمه هاي انگليسي است) ناراضي هستند.و جالبتر اينكه يكي از پارامترهاي تآثير گذار بر مقدار حق بيمه -نارضايتي عمومي است كه اصلاح طلبان سعي در كاهش آن ودر نتيجه كاهش حق بيمه داشتند .

امآ از نقطه نظر داخلي برگشت مردم از اصلاح طلبان كه آخرين اميد ج.ا. براي حفظ طولاني مدت خود بود تير خلاص را بر پيكر ج.ا. زد و ج.ا. وارد دوره هاي كوتاه مدت بحران و سركوب و يا بحران و عقب نشيني شده است.

با تمام اين تفاصيل من معتقدم كه مهمترين دليل انحطاط جمهوري اسلامي همان نارضايتي عمومي مردم ايران و از آن مهمتر نارضايتي جوانان ايراني از حاكميت است. اين نارضايتي حتي با پذيرش مدل چيني نيز كاهش قابل توجهي نخواهد يافت و موجب نفي بنيانهاي اصلي ج.ا. خواهد شد و نيروهاي جديدي را به سمت اپوزوسيون هدايت خواهد نمود. من هنوز هم معتقدم سرنوشت هر كشوري بدست مردم همان كشور رقم ميخورد .

امآ دليل ديگر من براي اثبات اين سير قهقرايي بوجود آمدن تفكر اصلاح طلب در ايران است . همانطور كه ميدانيد رفرم و انقلاب دو ابزار سياسي براي تغييرات سياسي اجتماعي است. رفرميست ها همواره در طول تاريخ كشورهاي مختلف در شرايط بحراني ماقبل انقلاب بوجود آمده اند تا تغييرات را از انقلاب به اصلاحات تغيير شكل دهند(مانند انقلاب سفيد) و هميشه دلايل مشابهي عنوان شده كه از طرف اصلاح طلبان ايراني نيز عنوان مي شده است. در واقع شكست اصلاحات به مفهوم عدم ضروري بودن تغيير نبود بلكه به مفهوم تغيير شكل تغيير از اصلاح به انقلاب بود و هنوز ضرورت تغيير بر جاي خود باقي است - چون اصلاحات به اهداف سياسي -اجتماعي خود حتي نزديك نشد.


اذر 7:10 @ Tue, 25 May 04

شبح عزيزم . بعد از ماه ها .. امروز مرخصي گرفتم فقط براي انكه وبلاگهايي را كه دوست دارم بخوانم وچه لذتي بردم ... ولي خودمانيم .. اگر گلكوي نازنينم نبود حتي از ماجراي قطعه 33 هم بيخبر ميماندم .
ولي .. باز هم دلم گرفت .گويي هرگز هيچ اتفاق خوبي در ان سرزمين نمي افتد . اين شب كي تمام خواهد شد ...


nasrin 5:38 @ Tue, 25 May 04

در خود ماندگی ديکتاتوری
نويسنده : نوام چامسکی

از لوموند دیپلوماتيک

http://ir.mondediplo.com/article308.html


NEWS 4:50 @ Tue, 25 May 04

سر فصل جديدي در تاريخ وبلاگ نويسي سياسي ايران اغاز شده است.
تغيير و تحولات مهم و تاريخي در هر حوزه اي (در اينجا منظورم وبلاگ نويسي فارسي است) ابتدا خود را در ميان سردمداران ان حوزه نشان ميدهد.ما اکنون در ميان اين لحظات نفس ميکشيم.


خُسن آقا 3:07 @ Tue, 25 May 04

AUTHOR: خُسن آقا
EMAIL:
IP: 193.217.7.2
URL: http://hasanagha.blogspot.com
DATE: 05/25/2004 03:07:23 AM


خُسن آقا 2:58 @ Tue, 25 May 04

اگر گمان می کنید با تغییر این فلش زنان ایران آزاد می شوند!! بگذار خُسن آقا آزد کننده زنان باشد حتی اگر .... این هم آدرس فلش:
http://home.c2i.net/anjoman/block33/history3.swf


manochehr 2:52 @ Tue, 25 May 04

از این فاجعه باید جلوگیری کرد!

برای حق زندگی، علیه اعدام!

منوچهر ماسوری
http://www.rowzane.com/000_maqalat/2405/40524-m%20masori.htm

فراخوان کميته حقوق زنان به ميتينگ اعتراضى در پارک لاله تهران

بر عليه احکام اعدام کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلا

روز جمعه ٢١ ماه مه اطلاعيه ايى از سوى کميته حقوق زنان ايران انتشار يافته که در آن دعوت شده است روز ٧ خرداد در دفاع از کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلاى ١٩ ساله در پارک لاله و با در دست داشتن يک شاخه گل تجمع شود. اين تجمعى است در اعتراض به احکام اعدام اين سه نفر.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240523-7XORDAD3.html


nasrin 2:41 @ Tue, 25 May 04

محسنی اژه ای عيسی سحزخيز را گاز گرفت !
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2004/05/040524_mf_fight.shtml


جوان سوسیالیست 0:29 @ Tue, 25 May 04

دستهای اسرائيل از فلسطين كوتاه
برای مطالعه متن كامل به اين صفحه مراجعه كنيد.

http://www.javaan.net/


آبادانی 0:20 @ Tue, 25 May 04

سلام. شبح عزيز در کامنتی که برای آرمين عزيز نوشته بودی تعجب کرده بودی که هنوز هستند کسانی که از خاتمی دفاع ميکنند. مگر قرار نيست هر کسی فکر و شعورش را به کار بندازه و خودش راهش رو انتخاب کنه؟ميدونم که شما همچنين نظری ندارين اما متاسفانه الان جو به نحوی شده که هرکس به خاتمی فحش نده امل و احمق و بيفکر معرفی ميشه. من از نظر سياسی و اعتقادی خيلی با ايشون تفاوت عقيده دارم و برخلاف نظر آرمين عزيز( که متاسفانه نظرش رو فقط اينجا نوشته و چيزی که به من جواب داده بکلی با اينجا تفاوت داره) من به هيچوجه به اين راه اميد ندارم که:من تسليم نميشم و فکر و انديشه خودم را هم قبول دارم و درآينده با روشی جديد راهی جديد را خواهم گشود(مثل سخنرانيها شد!)اما همانطور که به آرمين عزيز هم گفته ام من اين روش مبارزه را نميپسندم و اصلاحات حتی اگر ۱۰۰ سال طول بکشه را بيشتر میپسندم. شاد و سرافراز باشی.


عزیزدوردونه 19:33 @ Mon, 24 May 04

من ميپذيرم که تصميم گيرنده برای يک ارزش بايد تمام انسانها باشند اما اين هم طبيعی است که هر انسانی به اندازه سهمی که در بوجود آمدن اين ارزش دارد باید استفاده کند اين نميشود که من سرمايه بگذارم شما به من کمک کنی در نهايت هر دو از ارزش استفاده يکسان ببريم پس نقش منی که سرمايه اوليه را گذاشته ام چه ميشود
حال اگر بحث تساوی به این شکل بوجود بیاید دیگر هیچ کس حاضر نیست بیاید خطر کند و سرمایه ای بگذارد و در نهایت سرمایه خود را در دست دیگران ببیند. چنین تساوی کارگری چیزی است که در تمام کشورهای کمونیستی قبلا مشاهده شده و نتیجه بخش نبوده حداقل در دنیای واقع نه در تئوریها.
حضور چنین قابلیتی د ردنیای سرمایه داری است که به سرمایه دار این اجازه را میدهد که ریسک کند سرمایه بگذارد و کارگر او هم به تبع درآمد بالایی که کارفرما به او میدهد تلاش کند و باعث پیشرفت سیستمهای اقتصادی اجتماعی و ... شود.
صرف دیدن بعضی مشکلات در یک سیستم که طبیعی است در هر سیتم دیگری هم میتواند بوجود بیاید نمیتواند مارا از ریشه با آن مخالف کند
مگر آنکه آن سیستم.. سیستم مملکتی خودمان باشد که خوب این بحث دیگری است :)


جوان سوسیالیست 19:23 @ Mon, 24 May 04

لطفاً یکی توضیح دهد« حرف برای گفتن» یعنی چی؟ اینکه گفته میشود سیستمهای ضد سرمایه داری حرفی برای گفتن ندارند خودش از اون حرف هاست! ظاهراً سیستم ضد سرمایه داری داره یک چیز هم بدهکار میشه! سیستم ضد سرمایه داری بعد از آنکه حرفی برای شنیدن پیدا نمیکنه آغاز به حرف زدن میکنه. این سرمایه داری که حرفهای گفتنیش تمام شده. اینو از چهار میلیارد انسان گرسنه ای بپرسید که در زمین سرمایه داری و در این نظام سالهاست به جای خوراک و پوشاک حرفهای شنیدنی سرمایه داری را شنیدند اما آنچه که دیدند یکسره گرسنگی و تیره بختی، بی خانمانی و بی کاری، بی هویتی و ...
یک سؤال دیگه هم دارم. کسانی که معتقدند سیتم ضد سرمایه داری حرفی برای گفتن ندارد، اگر میشود توضیح دهند جمهوری اسلامی و سیستم حاکم بر ایران چه سیستمی است؟ حرف گفتنی آن چیست؟ آیا سیستم حاکم در ایران چیزی ورای سرمایه داری است؟


سينا هدا 17:22 @ Mon, 24 May 04

با سلام به همه ي دوستان !

سه نكته بنظرم رسيد، كه با اجازه ي صاحبخانه به طرح آنها ميپردازم:

۱-مسلما همه ي دوستان متفق القولند كه كار گروهي بويژه در مملكت ما كار سهل و ممتنعي است.
سهل است، چرا كه به ضرورت مدرنيته نياز شديدي بدان احساس ميشود و ظاهرا همين كافي بنظر ميرسد كه آنرا ممكن و مقدور بنماياند!!!؛ و ممتنع و سخت و دشوار است چرا كه با توجه به خلاء دموكراسي در تاريخ ميهن عزيزمان و با توجه به روحيات و عادات و خلقيات فردگرايانه ي موروثي ايرانيان، متاسفانه عوام و حتي خواص با اصول و آداب آن آشنايي نداشته و اكثرا تحمل و طاقت و حوصله ي خطاها و اشتباهات و نظرات ديگران را نداريم و زود از كوره در ميرويم و هنگام توجه به يكديگر خيلي زود بي حوصله ميشويم و غالبا هركسي با هيجانات فشرده ي ناشي از نيازهاي سركوب شده ي معوقه ي خويش و نيز از ظن خويش يار گروه ميشود و در سختيهاي طول راه و در همراهيها و در طي طريق به ناچار با بي صبري و گله مندانه و طلبكارانه از گروه جدا و متفرق ميگردد.گويا همه آمده اند چيزي كاسب شوند نداشته هاي تاريخي خود را به يكباره وصول كنند و نيامده اند كه براي احقاق فضاي سالم دموكراتيك سهم و دين خود را با پرداخت بهايي ادا كنند!

بديهي است كه كار گروهي روش و آدابي دارد، و هر كس كه قصد برقراري رابطه و حضوردر گروه را دارد ملزم به فراگيري زبان مشترك و رعايت ادبيات خاص آن است.
بنابراين بجاست كه همگي با توجه به اين ضعف عمومي در جهت تقويت نفس حركتهاي گروهي از هرگونه بزرگنمايي اشتباهات گاه سليقه اي (و حتي مغرضانه) و نيز از تضعيف مضاعف اهداف مشترك در گروه بپرهيزيم و با نظر به موقعيت اجتماعي موجود، ارشادات و نظرات خود را بدوا مخفيانه و دوستانه و در صورت ناديده گرفته شدن به نرمي در جمع مطرح نماييم تا رهرو و سالكي نرجد، و نيز خود در اين راه صعب از راست نرنجيم.

۲- من نيز با تشويق تومار نويسي و تهيه ي پتيشن و لوگو براي اعلام عقايد و خواسته هاي صنفي -سياسي در اجتماع موافقم ( چه در صحنه هاي واقعي و چه در فضاي مجازي اينترنت)؛ همچنين ضمن موافقت با قسمتهايي از نظرات شراگيم معتقدم كاچي به از هيچ چي! چرا كه اين نوع فعاليت ها را هر چند در صحنه ي واقعيات اجتماع چندان جدي مؤثر و قابل اعتنا نميبينم اما از مدارج و پله هاي تمرين دموكراسي در جهت بلوغ سياسي اجتماعي ميدانم و ضمن دعوت از دست اندركاران( مجريان و شركت كنندگان فعاليتهاي اعتراض آميز) به واقع بيني انتظارات معقول از نتايج محتمله خواهشمندم كه در تومارنويسي ها حتي المقدور از فحاشي و غرض ورزيهاي ايدئولوژيك و سياسي بپرهيزند تا زمينه ي جذب نيروهاي مردمي اپوزيسيون فراهم آيد و هر تجربه ي اينچنيني هر چند كوچك كلاس درس و ميدان تمريني باشد براي انصاف و مدارا و روشن بيني متقاضيان و مخاطبين آنان.


***( طبيعي است كه هركس بالشخصه در مقالات و يا در سايت خصوصي خود مجاز است هرگونه كه ميخواهد ابراز عقيده كند و از محل شخصيت خصوصي خويش سلايق خود را به نحو مقتضي اعلام نمايد! اما در كارهاي گروهي ضروري است كه به روح مشترك گروه و حوزه ي مورد نظر از جمله به اعتقادات و هنجارهاي ملي توجه خاص داشته باشيم.
بعنوان نمونه من در مطلبي كه در همين رابطه در وبلاگ خود نوشتم شايد به نسبت متن پتيشن مورد بحث از لحن خشن تري عليه حكام تماميتخواه و اپورتونيست استفاده كردم، كه البته در اعلام مواضع گروهي اين اجازه ي سليقه اي را براي خود قائل نبوده و نيستم )

۳- آنچه بسيار مهم است اعمال صراحت و صداقت و شفاف بودن اخبار و نظرات و خواسته هاي تنظيم كنندگان تراكتها، اعلاميه ها و پتيشن ها در بيان جملات معترضه و نيز در خواسته هاي صنفي –سياسي است تا بدينوسيله اعتماد عمومي خدشه دار نگردد.*
*براي نمونه بدون اينكه قصد تخريب تلاش صميمانه و ارزشمند دست اندركاران تهيه ي پتيشن و تومار اعتراض به تخريب قطعه ي 33 بهشت زهرا را داشته باشم به نكته ي ظريفي اشاره ميكنم( نكته اي كه حتي اگر چنين مسايلي در اين پست و نظرخواهي مطرح نميشد شايد هرگز قصد بيانش را نداشتم):
دوستان اگر به آخرين عكس پيوست پتيشن تخريب قطعه ي ۳۳ بهشت زهرا توجه نمايند با عنايت به متن پلاكارد پارچه اي نصب شده در محوطه ي قطعه ي ۳۳ متوجه ميشوند كه قصد جدي دست اندركاران بهشت زهرا تخريب صد درصد مزار مبارزين راه عقيده و آزادي نيست، بلكه آنها تنها قصد فروش طبقه ي دوم را به خانواده هاي اعدام شده گان دارند كه البته براي اين كار ناچار به تخريب وضعيت فعلي و ساخت و ساز جديد هستند!!!( هرچند كه اين بظاهر كاسبكاري موذيانه نتيجه اي جز توهين به مبارزين اعدام شده و لوث كردن انحصاري بودن جايگاه آنان در تاريخ مبارزات ايران را در پي ندارد)؛ اما چه خوب بود كه متن تنظيم شده پتيشن دوستان تلاشگر ما به نوعي اين نكته اشاره ميكرد اينها با اين كارشان ارزش سمبوليك مبارزات آزاديخواهي ميهن عزيزمان را مخدوش ميكنند؛ تا اين دقت آگاهي بخش خود درسي شود براي مغرضان حكومتي در منظر وجدان توده ها ي مظلوم كه غالبا از سوي حكومتها ي توتاليتر و نيز از سوي رهبران سياسي تماميتخواه بمنظور سوء استفاده از هيجانات و عواطف مردمي مورد ظلم خبري و تهييج كاذب و تصنعي هم قرار ميگيرند)
به همين منظور اين رندي موذيانه را من در عنوان مقاله ي خود در وبلاگم به نوعي كاسبكاري مغرضانه با صفات اپورتونيست و ماكياوليست به دست اندركاران گورستان بهشت زهرا همراه كرده ام تا به نيات منحرف كننده و شبهه قانوني آنها نيز اشاره كرده باشم.
با آرزوي صدق و مدارا ي هر چه بيشتر اهالي وبلاگشهر و رهروان دموكراسي راستين.


آرمین گیله مرد 16:41 @ Mon, 24 May 04

۱/ کاملا باهات موافقم. دوستانی که این کار را به تمسخر میگیرند و یا کاری بیخود میپندارند اشتباهی بزرگ میکنند که هزاران بار به صدها نفر گفتم که اگر افکار عمومی بیخود و بیقدرت بود پس چرا اینهمه عوامفریبی. اگر این حرفها و یا این بهانه که من اسمم را نمیخواهم کنار اسم فلانی بگذارم نبود و همه به یکی ازین تومارها لینک میدادند میشد فدرت افکار را بوضوح مشاهده کرد.
۲. این هم درست اما بعضی از دوستان اصلا تومار را کاری بیخود میپندارند که این درست نیست.
۳. خوب مغز من کمی خراب دارد و تحمیل و پحمیل نمیشناسد و هیچکس را هم به این کار دعوت نمیکنم اما من اعتقاد دارم که اگر میخواهم انسان باشم باید از حق خود استفاده کنم . بخاطر همین تومار و نامه به حکام را هم با اسم واقعی امضا کرده و وقتی اینجا در تظاهرات چپی شرکت میکنم صورت خود را مخفی نمیکنم و در دوربین لبخند میزنم و مشت میکنم و پیروزی نشان میدهم. البته خیلی میگویند که خری و بخاطر همین هم گرفتاریت در ادارات آلمان و سفارت ایران زیاد هست و من جواب میدهم خیلی‌ها قیمت گرانتری برای انسان بودنشان پرداختند این قیمتی که من برای انسان شدن و ماندن خود میپردازم خیلی خیلی کمتر هست. البته نوشتن وبلاگ با نام مستعار دلیل دیگری دارد: دادن اگاهی و معلومات بدون گذاشتن نشان


غزل 16:34 @ Mon, 24 May 04

شبح عزيز،
ممنون از راهنماييهايت . من در اولين فرصت به کمک مهربان همسر بايد دستي به سر و روي وبلاگم بکشم و فهرست موضوعي و لينکهاي مرتبط با مطالب نوشته شده و لوگو ها و... را در وبلاگم جا بدهم . بنابراين مرا از راهنماييها و تجربيات خود بي بهره نگذاريد.

پايدار و سربلند و تندرست باشيد.


آرمین گیله مرد 16:22 @ Mon, 24 May 04

سلام ... اين هنوز بعضی از خاتمی تعريف ميکنند بری من دگر جالبی ندارد. اوایل وبلاگنویسیم چند بار در مورد دروغ سخن گفتم و این جمله هم در میانشان بود: اما متوجه شدم که سران و نخبگان جامعه اين جوانان را چنان گمراه و نا‌اميد کردند که اگر حقیقت را هم باور کنند بجای اينکه صدای خود را بلند و در مقابل بيدادی ايستادگی کنند، غمگين و افسرده می‌شوند ... این دوست ابادانی هم جزو کسانی بود که نه فقط به خاتمی امید داشت بلکه خیلی هم کوشش براش کرده بود و الان جزو کسانی هست که اگر ایمانش را به او عوض کند یا حقیقت را ببیند، امید خود را از دست میدهد و این مکانیک ادامه به ایمان برای من خیلی وقت هست که جالبیت ندارد. مثل این دوست من خیلی دیدم و توی چشمشان هم نگاه کردند که با خود مبارزه میکردند تا باورشان را نگه دارد تا خود را نگه دارند یعنی تا قبول میکردند که باورشان دروغ هست چنان درهم میشکستند و رنگشان میپرید که شروع به خودفریبی میکردند تا بر باورشان بمانند تا بتوانند نفس بکشند. بخاطر همین ناآگاهی و پروپاگاند بزرگترین اصلحه‌های قدرتمندان هست که از هر لحاظ خود را پیروز میپندارند: او باور میکند و ادامه میدهد، او باور نمیکند آنچه که باور کرده بود و درهم میشکند و تسلیم میشود.


هاله 12:54 @ Mon, 24 May 04

شراگیم جان، به خاطر بسپار که برای بعضیا ممکنه این تنها گوشه کوچکی از اونچه اسمش رو مبارزه میگذارن باشه.

من که فقط یک اعتراضش میدونم. وسیله ای که باهاش میگیم بابا ما حشم نیستیم که هر چی بارمون کنید صدامون در نیاد. اقلا" میتونیم بگیم 'مع' ! دور از جون همه دوستان، خودمو دارم میگم.


شبح 12:37 @ Mon, 24 May 04

شراگيم عزيز!(58)
حرف‌های‌ات قبول فقط يک نکته را يادآور می‌شوم و آن اين که اين دنيا مجازی نيست.دنيای واقعی است. آمار وب‌لاگ من نشان می دهد که از 111 کشور جهان اين وب‌لاگ را می‌خوانند و حداقل از 50 کشور روزانه چند صد نفر (چند هزار هيت) مراجعه کننده دارد حالا اين را ضرب کن در ساير وب‌لاگ‌ها اين دنيا واقعی است. البته مبارزه در خيابان نتيجه‌ی نهایی را رقم می‌زند اما کسی که عافيت‌طلب است حتا ريسک فکر کردن هم نمی‌کند چه برسد به نوشتن. شهامت فکر کردن بالاترين نوع شهامت است. شهامتی که تو داری و نبايد دست کم‌اش بگيری.البته شهامت عمل کردن اگر پس از شهامت فکر کردن باشد بسيار ارزش‌مند است و تکميل کننده. اما شهامت بی‌فکر دوزار ارزش ندارد و تمام بدبختی انسان زير سر همين شهامت‌ هاست. مسلما کسی که خودکشی انتهاری کرد و هواپيما را به برج‌‌های دوقلو زد شهامت زيادی داشت و جان خود را داد اما همان شخص احتمالا شهامت فکر کردن در مورد دگم‌های که تصور می‌کرد او را به بهشت می‌رساند نداشت.


شبح 12:29 @ Mon, 24 May 04

هاله‌ی نازنين!(۵۶)
از لطف‌ات متشکرم.
فايده‌ی اين بحث‌ها اين بود که دفعه‌ی ديگه که می‌خواستيد لوگو درست کنيد حتما به اين موضوع توجه می‌کنيد! چه بخواهيد چه نخواهيد!
شبح به اين بدجنسی نوبره والا!
به هر حال حکايت دوستی ما با هم حکايتی نيست که چيزی‌ بتواند به آن خدشه وارد کند. مگر رستم!


شراگيم 12:27 @ Mon, 24 May 04

شبح جان و گلکوی عزیز همونجور که گفتم قصد تضعيف اين روحيه متحد رو ندارم و نداشتم...مسلما يک قدم هرچند کوچک بهتر از ايستادن و نظاره کردن و هیچ کاری نکردن است...حرف من اينه که واقعيتها رو فراموش نکنيم...منم به عنوان يه عضو اين وبلاگستان آرزوی اين رو دارم که اگه امروز توی وبلاگم فلان سياست رژيم رو زير سوال ميبرم فرداش وزارت کشور و يا قوه قضاييه مجبور به واکنش بشه...
من هيچوقت اين حرکتها رو محکوم نکردم و خودم هم طومارهايی رو که مورد قبولم بوده امضا کردم و از این به بعد هم امضا خواهم کرد...ولی دلم نمیخواد انقدر توی این محیط مجازی خودم رو غرق کنم که واقعا این شبهه برام به وجود بیاد و خودم رو در کسوت یه مبارز ببینم و دلخوش کنم که تداوم مبارزات اینچنینی من و امثال من روزی مسیر تاریخ رو عوض خواهد کرد و مثل سدی جلوی اتفاقاتی رو در دنیای حقیقی خواهد گرفت...!
مبارزه کردن بهايی داره...مساله اينه که ما برای اين مبارزه مون دقيقا هيچ بهايی به جز پول اکانت اينترنت نمیپردازيم...و نبايد توقع داشته باشيم که چيزی بيشتر از بهايی که میپردازيم به دست بياريم...
همه دلشون ميخواد فعاليتی که ميکنن ثمر بخش باشه... همه بحث من بر سر ثمر بخش بودن فعاليتهای اينگونه است و نه درست بودن و يا غلط بودنش که در درست بودنش شکی ندارم...به قول گلکو بايد دنبال راهکارهايی بود که چگونه ميشود اين طومارها رو موثر تر کرد...و من تاکید و اضافه میکنم که چگونه ميشه به طور کلی فعاليتهای موثر تری انجام بديم...به هر حال هر حرکت هرچقدر هم گسترده تو اين محيط مجازی تاثيرش قابل قياس با مثلا يه اجتماع (ولو کوچک) در محيط حقيقی نيست...


شبح 12:16 @ Mon, 24 May 04

گل‌کوی نازنين!(50)
سوآل‌های‌‌ات را به ترتيب پرسش پاسخ می‌دهم.
1- نه. از نظر من نبودن عکس يک زن به معنای ناديده گرفتن مبارزات زنان نيست. اما همان‌طور که خودت نوشتی:"مسلما بودن عکس يک زن بهتر است". اما به‌طور کلی حساسيت داشتن نسبت به اين موضوع را درست می‌دانم. اگر عکس يکی از زنان مبارز را گذشته بوديد يا بگذاريد موضوع بعد بهتری پيدا می‌کند.جنبش زنان جنبش تاثيرگذار و مهمی است و بايد هميشه آن را مدنظر داشته باشيم و تقويت کنيم. يکی از راه‌های‌اش همين است.
2- کسی به حقانيت اين موضوع شک نکرده است. من هم که بدون هيچ پيش‌شرطی هم تومار را امضا کردم هم لوگو را در وب‌لاگ‌ام قرار دادم اما اين دليل نمی‌شود که نتوانيم با اصلاحی ساده لوگو را بهتر کنيم. مخالفت با اين کار ممکن است نشانه لجاجت يا خودمحوری باشد که خب اين موضوع جای نگرانی دارد.
3- اگر سوآلی از مهشيد داری در وب‌لاگ خودش مطرح کن.همان‌جور که مطرح کردی و من هم با حرف ات موافق بودم و در نظرخواهی خود مهشيد هم نوشتم. می‌دانی که مهشيد در اين‌جا نظر نمی‌دهد.
4- در مورد زحمت برای خسن‌آقا او هميشه زحمت زيادی برای بچه‌ها می‌کشد و من شرمنده او هستم و در اين‌جا هم که در کامنت(6) لطف کرد و گفت اگر ديگران موافق باشند اين کار را انجام می‌دهد. در مورد حجيم شدن لوگو هم فکر نمیکنم اين عکس های سياه و سفيد کوچک حجم زيادی داشته باشد. ولی خب می‌توان عکس يکی از آقايان را برداشت و به‌جای هم برنمی‌خورد.
گل‌کوی نازنين هر کس نداند تو بهتر از همه میدانی که وقتی يکماه پيش موضوع را طرح کردی من برای هرگونه هم‌کاری اعلام آماده‌گی کردم و هر چند کاری ازم برنيامد اما با کار شما صددرصد موافق هستم و به سهم خودم از تو و ساير دوستان که زحمت اين کار را کشيدند تشکر می‌کنم.


هاله 12:10 @ Mon, 24 May 04

بعدم مسلمه تو ' هر کسي' نیستی و شبح نازنین من هستی. بازم معذرت.


هاله 12:08 @ Mon, 24 May 04

شبح جان، میتونم بشینم چهار صفحه در جوابت بنویسم اما اینکارو نمیکنم چون خسته ام از بحث در این مورد. تنها میگم که من چیزی مغایر با تساوی زن و مرد در این لوگو نمیبینم.

من از حق وتو استفاده نکردم و نمیکنم. وقتی هم همکاران (حسن آقا، گل کو و امیر) پرسیدن نظر همه رو من گفتم مخالفم ولی اگر حتی یکنفر هم از همکاران بخواد لوگو عوض بشه من باهاشون مخالفت نمیکنم.

نگفتم انتقاد نکنید یا بقول تو نق نزنید. اگر چیزی به حق اشتباه باشه من بی هیچ حرفی درستش میکنم (مثل همونکه خودت در مورد لوگوی افغانها مثال زدی) ولی این مورد به نظر من جای انتقاد نداره (مساله فقدان عکس زنان رو میگم) چون داریم برای بقای این قطعه مبارزه میکنیم. ممکن بود لوگو اصلا" هیچ عکسی نداشته باشه (که شاید هم بهترین راه همون بود که امروز مجبور به این بحث نباشیم) اما حالا به نظر من این مو از ماست کشیدن بوده و هست.

شبح جان شاید من تند حرفم رو زدم اما مورد صحبتم تنها تو نبودی بلکه مهشید هم بود. به هر حال اگر موجب رنجشت شدم پوزش میخوام.


شبح 11:43 @ Mon, 24 May 04

هاله‌ی عزيز!(53)
اول از آخر شروع می‌کنم.
هاله جان من "کسی" نيستم. من شبح هستم!
دوم اين جمله‌ی تو "نفس عمل و هدف رو بچسب نازنین." جمله‌ی است که هميشه از حکومت‌ها می‌شنويم. حرف نزنيد فکر نکنيد نق نزنيد هدف مهم‌تر است. نه دوست من اين چيزها مهم‌تر است. آن گورستان را خراب بکنند يا نکنند چيزی عوض نمیشود اما مبارزه‌ی ما اگر آگاهانه نباشد هزار بهشت‌زهرای ديگر نمی‌تواند مشکل‌مان را حل کند.
نمی‌دانم اين اتهام تو که نوشته‌ی من موجب کند شدن امضا کردن دوستان شده است چقدر پايه و اساس می‌تواند داشته باشد اما اين را ياد گرفته‌ام اگر تمام 6 ميليارد مردم کره‌ی زمين حرفی را به غلط بزنند مرعوب نخواهم شد. ضمنا بخش وسيع مطلب من در حمايت از امضا کردن تومار است و الان چهار بار لوگو در وب‌لاگ‌ام قرار داده شده است نمی‌دانم چطور با همه‌ی اين‌ها می‌شود مرا متهم کرد که دارم جلوی اين کار سنگ می‌اندازم.
می‌گویی "به نظر من انتقاد وارد نیست و من مخالف عوض کردن لوگو هستم." اين حرف را از دو منظر می‌توانی بزنی به عنوان فردی مانند بقيه افراد که میشود در موردش گفت‌وگو کرد بالاخره يا تو منو قانع می‌‌کنی يا من تو را يا لااقل با ديدگاه‌های هم آشنا می‌شويم. اما اگر به عنوان سازنده‌ی تومار و لوگو حرف می‌‌زنی و از حق وتو است استفاده می‌کنی که من حمايت از اين پتيشن و لوگو را مشروط به چيزی نکردم و در کامنت(29) نوشتم " اين کار را شروع کرده‌ايد و خودتان می‌دانيد چگونه ادامه‌اش دهيد." و در اين مورد حقی برای خودم قايل نيستم.


هاله 10:09 @ Mon, 24 May 04

شبح جان مساله نفس عمل است و نه انتقاد پذیری یا ناپذیری.

به نظر من انتقاد وارد نیست و من مخالف عوض کردن لوگو هستم. همونطور که گفتم لوگو پیام دیگری رو به همراه داره که تقریبا" همه کسان اونرو گرفته اند. غرض این نبوده که بگیم کی مبارز تر بوده که بخواهیم مساوات بین زن و مرد رو برقرار کنیم. حالا خوبه که گفته شد هم که کل مساله اتفاقی بوده و به جز مهشید و بعد هم تو کسی هیچ نگفته.

ببین جونم، اصلا" وجود لوگو فرع قضیه است. ممکن بود لوگویی وجود نداشته باشه و تنها لینک بدن همه به پتیشن. ممکنه کسانی تصمیم بگیرن لوگوی خودشون رو درست کنن و تنها زنان مبارز رو توش بذارن یا اصلا" عکس یک گربه توش بذارن.

من از اینکه اصل قضیه فراموش شده و قضیه به این کشمکش نسبتا" کودکانه کشیده دلخورم. از اينکه هدف رو ول کرديم و وقتمون رو گذاشتيم به مطالعه لوگو که ببينيم بالای چشم کی ابروست دلخورم. از اينکه يک حرکت جمعی رو که بر خلاف همه حرکت های ديگه به خوبی پيش رفته بود بخواهند لوث کنند دلخورم. از اينکه اينهمه وقتمون رو بگذاريم پای اين بحث و تو بگی خوب وقتت رو نذار ... يه عکس اضافه کن و قال قضيه رو بکن دلخورم. اصلا" دلخورم.

ببينم اگر فردا يکی اومد گفت چرا عکس اسکوئی از عکس جزنی کوچک تره پس حتما" غرضی تو کاره تو ميگی کاری نداره، عکس اسکوئی رو هم بزرگ تر کنید؟

نفس عمل و هدف رو بچسب نازنین.


ني آوا 10:02 @ Mon, 24 May 04

سلام شبح عزيز. اين‌ها همه ارزشمندند. اينکه من نوعی در گوشه‌ای از اين ديار هستم و ناآگاه از رويدادهايی اين‌چنينی( آنها به اين دليل که به شدت سياست‌زده شدم) و با آمدن به دنيای وبلاگستان نسبت به اين تخريب‌های پوشالی آگاهی پيدا می کنم آيا جای تقدير نداره؟ اميدوارم اين همدلی‌های ما و گوشزدهایی که در وبلاگ‌های مختلف نسبت به اين مسئله می‌شه هميشه نتيجه‌بخش بوده باشه و آوايی باشه برای رسيدن هر آنچه در دل داريم به گوش آنهايی که شايد بشنوند. همين کورسوهای اميد شايد روزی خود نور شوند و رهگشای راه...


حلـــــی 10:00 @ Mon, 24 May 04

ميان کلامتون .. اومدم ازتون تشکر کنم ... و اينکه احتمالا شما تولد شراگيم تو ذهنتون بوده .. به هر حال بازم ممنون (:


golku 9:46 @ Mon, 24 May 04

شبح عزيز
( شماره ۴۶)

اولا که شرمنده دشمنت باشد. من بايد جمله بندی ها را طوری انتخاب ميکردم که منظورم واضح تر باشد و در آنجاتقصير با من بود.
در جوابت:
۱)مسلما بودن عکس يک زن بهتر است
۲) همه ميتوانند و بايد نظر بدهند
۳)با انتقاد کسی هم زحمات کسی نفی نشده است.
۴)‌ اينکه گذاشتن عکس چقدر وقت ميگيرد را بايداز حسن‌آقای عزيز بپرسيم. مسئله اصلی این است که به دلیل حجم لوگو دانلودشدنش زمان بیشتری خواهد برد که بخصوص برای ایران مشکل آفرین است.

شبح عزیز
حالا من سوال ميکنم:
۱)‌آيا نبودن عکس يک زن در لوگو به معنای ناديده گرفتن مبارزات زنان است؟
۲)آيا کسی به دليل نبودن عکس زن در لوگو در حقانيت اين اعتراض شک کرده است؟ می بینی که اکثر امضا کنندگان اصلا برایشان مهم نبوده است.
۳) آیا حق نبود که مهشید عزیز انتقادش را به جای مطرح کردن در وبلاگ شخصی با آن لحن بايک ايی ميل ساده به ما اطلاع می داد؟ اگر ما به وبلاگ مهشيد سر نمی زديم از هيچکدام اينها مطلع نمی شديم.

اين کار تجربه بزرگی بود و اميدوارم کمی ها و کاستی هايش را اگر فرصتی ديگر پيش بيايد جبران کنيم. مهشيد برای من هميشه عزيز است بااينکه هنوز نفهمیمده ام که چرا اين بار اين دلخوری پيش آمد. تو هم که جای خود داری.


شبح 9:18 @ Mon, 24 May 04

شراگيم عزيز!(44)
متاسفانه تو ناآگاهانه مبلغ جريانی شده‌یی که دارد به‌سود خودش و به دليل نگرانی از ايزوله شدن‌اش سفسطه‌ و فريبی را رواج می‌دهد.
مسلما فعاليت علنی آرزوی هر شخص و نيروی سياسی است. چه کسی بدش می‌آيد روزنامه داشته باشد؟ يا نامزد نماينده‌گی مجلس شود؟ يا کتاب‌های‌اش با تيراژ بالا فروش برود؟ اما هيچ فکر کرده‌یی چه کسانی می‌توانند علنی و با نام و نشان مبارزه کنند و چه کسانی نه؟ بذار برات يه مثال بزنم. وب‌لاگ بامداد را که می‌شناسی؟ديده‌یی چه طنز سرشار و قوی دارد. آيا او نمی‌توانست در چارچوب نظام با فايزه رفسنجانی هم‌کاری کند و در روزنامه‌های علنی بنويسد و بشود برای خود ابراهيم نبوی؟ الان هم مشهور بود هم پول‌دار گيرم چند صباحی هم زندان می‌رفت.
جمهوری اسلامی از وب‌لاگ‌ها ترسيده است.به همين دليل با سياست چماق و گردو به ميدان آمده است. از يک سو آی‌اس‌پی‌ها را می‌بندد از يک سو جشن‌واره‌های رنگ و وارنگ راه می‌اندازد از يک سو قاضی مرتضوی به ميدان می‌آيد و از سوی ديگر ابطحی! و حالا اپوزيسيون علنی کم‌کم دارد نگران می‌شود. تا به‌حال يکتازه عرصه بودند.روزنامهداشتند نامزد انتخابات میشدند در سطح وسيعی تبليغ میکردند امکان حضور در دانش‌گاه‌ها را داشتند و ساير احزاب دست‌شان بسته بود چون اگر اعلاميه يا نشريه‌یی از آن‌ها دست کسی بود حکم محارب را داشت و اگر اعدام نمیشد به طرز فجيعی شکنجه می‌شد. به همين دليل در غيبت تمام احزاب و نيروهای غير علنی اين نيروهای علنی توانستند در دانشگاه‌ها نفوذ کنند و خاتمی و سروش و بهنود و سحابی و ديگران را به عنوان اپوزيسيون جا بياندازند. باب‌ات‌اش هزينه هم دادند.اما اين هزينه کجا و آن اعدام‌های بدون محاکمه و شکنجه‌های قرون وسطایی کجا؟
در مورد کامنت تو از جنبه‌های ديگر هم می‌توان بحث کرد.
1- کاچی بعض هيچی؟
2- آيا اگر جو وب‌لاگ‌ها عير سياسی شود بهتر است؟
3- افراد در موقعيت‌ها اجتماعی و در سن و سال‌های مختلف کارهای مختلفی ازشان برمی‌آيد. بايد به اين موضوع توجه داشت.
4- ميزان رشد جنبش فعاليت‌های مختلف را می‌طلبد.
5- شعارنويسی روی ديوار ارزش‌مند است و در اين سال‌های ديوارهای شهرهای مختلف هرگز خالی از شعار نبوده است اما فعاليت در وب‌لاگ‌ها و بحث و نقد و نظر نقش زيربنایی و روشن‌گرانه‌یی دارد که نبايد دست کم گرفته است. شعارنويسی روی ديوار ارزش تحريکی دارد و به کار مرحله‌ی خاصی از جنبش می‌خورد و قابل مقايسه با فضای روشن‌گرانه‌یی که در وب‌لاگ‌ها به‌وجود آمده است نيست.
6- حرف‌های ديگر را هم که گل‌کوی عزيز در کامنت(43) زده است.


شبح 8:44 @ Mon, 24 May 04

عزيزدوردونه‌ی عزيز!(44)
من نظام ضدسرمايه‌داری نمی‌شناسم. نظامهایی مانند شوروی سابق اشکال مختلفی از نظام سرمايه‌داری هستند. ببين اگه تعريف سردستی از نظام‌سرمايه‌داری و نظام کمونيستی داشته باشيم انوقت معلوم می‌شه کجا کمونيستی است و کجا سرمايه‌داری.
در پروسه‌ی توليد چيزی به‌وجود می‌آيد به نام ارزش اضافه بحث بر سر اين است که مالک اين ارزش اضافه کيست؟ نظام سرمايه‌داری می‌گويد سرمايه‌دار. حال مهم نيست اين سرمايه‌دار صدر هيئت رئيسه‌ی حزبی که نام خود را کمونيست يا هر کوفت و زهرمار ديگری گذاشته است باشد يا سهام دارن و يا فلان پادشاه جهان سومی! خلاصه افراد و طبقه‌ی خاصی در مورد آن ارزش اضافه تصميم می‌گيرند اما در نظام سوسياليستی کل جامعه و تمام انسان‌های تشکيل دهنده‌ی آن جامعه مالک آن ارزش اضافه هستند و بايد به‌صورت جمعی در مورد ان تصميم گرفته شود. پس دموکراسی و مشارکت مردم از اجزای تفکيک ناپذير نظام سوسياليستی است و هر نظامی که در آن ديکتاتوری وجود داشته باشد و افراد و طبقه‌ی درمورد ارزش اضافه و به تبعه آن بقيه شونات زنده‌گی تصميم می‌گيرند نظامی غير سوسياليستی است.


zapa 8:36 @ Mon, 24 May 04

عزیز دردونه۴۴
ویکتور هوگو جمله مشهوری دارد مه میگوید:
On résiste à l'invasion des armées; on
ne résiste pas à l'invasion des idées
که ميشود اينگونه ترجمه کرد که :
هيچکس( هيچ چيز) نميتواند جلوی ايده ای که وقتش فرا رسيده را بگيرد.

شهروند گرامی به نظر شما بهتر نيست از کلی گويی دست برداريم و برای احکامی که صادر ميکنيم کمی دليل بياوريم
سيستمهای ضد سرمایه داری سالهاست نشان داده اند نميتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند
اينکه کسی فکر کند به تمام سيستمهای ضد سرمايه داری اشراف دارد و توانسته است تشخيص بدهد که آن سیستمها آنهم سالهاست حرفی برای گفتن ندارند يا درجه دانايی فوق العاده این مدعی را ميرساند يا سهل انگاری فوق العاده ساده انگارانه او را.

همیشه کامروا بمانید. بدرود


شبح 8:27 @ Mon, 24 May 04

گل‌کوی نازنين!(37)
احتياج به معذرت خواهی نبود با اين کار مرا شرمنده کردی اما متاسفانه اصل حرف من هنوز خوب درک نشده است. من کاری به حرف‌های مهشيد عزيز ندارم و نقد آن را هم در نظرخواهی وب‌لاگ خودش نوشته‌ام که خوانده‌یی. صحبت چيز ديگری است:
1- آيا وجود عکس حداقل يکی از زنان مبارزه بهتر از نبودن‌اش نيست؟
2- آيا حق نظردادن وجود ندارد چون شما زحمت کشيده‌ايد؟
3- آيا اگر بگوييم عکسی يا کلمه‌یی را تغيير بدهيد زحمات شما نفی شده است؟
4- گذاشتن عکس جديد در لوگو احتمالا حداکثر يک ساعت وقت شما را می‌گيرد اما نگذاشتن‌اش وقتی دليلی برای آن وجود ندارد نشان از موضع‌گيری دارد.
به هر حال گل‌کو جان هميشه به بهانه‌ی عجله داشتن و دشمن فرضی داشتن راه انتقاد کردن مسدود می‌شود و اين غلط است. خواهش من اين بود که عکسی اضافه شود اين مربوط به بحث‌های حاشيه‌یی يا ايراد بنی‌اسرائيلی گرفتن نمی‌شود. اگر من يا کس ديگری می‌نوشت چون عکس زنی در لوگو نيست آن را در وب‌لاگ قرار نمی‌دهم يا تومار را امضا نمی‌کنم حق با تو بود داشت ايراد بنی‌اسرائيلی می‌گرفت. اما آيا من چنين کردم؟


firoozeh 5:46 @ Mon, 24 May 04

با گلکوی عزيز کاملا موافقم........... جانا سخن از زبان ما ميگويی.


عزیزدوردونه 4:51 @ Mon, 24 May 04

درود
والا برای من خيلی عجيب است شبح جان سيستمهای ضد سرمایه داری سالهاست نشان داده اند نميتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند حالا شما چرا از مارکسيسم به عنوان راهکار نجات انسانها یاد میکنی و سرمايه داری را زير سوال ميبری برای من عجيب است
بمب انداختن يک احمق مذهبی مثل بوش را با همه چيز يکسان نکنيم


golku 3:56 @ Mon, 24 May 04

شراگيم عزيز
من فکر ميکنم امضا کردن يا نکردن تومار يک امر شخصی است. اينطوری فکرکردن که چون جلوی بولدوزر نمی ايستيم پس امضا کردنمان فايده ای ندارد درست نيست..آنور قضيه را اگر در نظر بگيری بايد بگوييم اين کارها که فايده ای ندارد پس بنشينيم و از گل و بلبل حرف بزنيم که ميدانم تو هم اهلش نيستی.
برای جلوگيری از حمله به عراق نزديک به دوازده ميليون نفر در سراسر جهان تظاهرات کردند. اما امريکا باز هم حمله کرد. . پس آنوقت بايد بگوييم که نه تظاهرات رفتن شجاعت می خواهد و نه اينکه به جايی رسيد پس بهتر که مينشستيم در خانه هايمان.

مسلم است که امضای تومار آخرين و بهترين چاره نيست. اما يک اقدام است. يعنی به نظر من از آلترناتيو ديگر که هيچ کاری نکنيم بهتر است. دومش اين است که می بينيم تنها نيستيم . می بينيم که عليرغم احتلاف نظرات و مخالفت های معمولی همه می توانيم دور هم جمع بشويم و در جايی که به همه ما مربوط ميشود فراتر از نظرات سياسی و گروهی با هم توافق داشته باشيم. من فکر ميکنم ارزش اين وحدت از هر چيزی بيشتر است. آن هم در دورانی که آخوندها از هر چيزی برای تفرقه انداحتن استفاده ميکنند. سوم اينکه وقتی امضاها زياد شود ممکن است که اين تومارها فايده ای هم داشته باشد. اين تومارها به سازمان ملل و مقام های بين المللی ديگر فرستاده ميشود که گر چه بيشتر وقت ها دست در دست دولتها ميدهند اما گاهی مجبور هستند برای حفظ ظاهر به اين تقاضا ها گوشه چشمی هم بیندازند. چهارم اینکه به خودمان یادآوری میکند که ما حافظه تاریخی مان را نمی خواهیم از دست بدهیم و در برابر جنایت هایی که میشود نمی خواهیم بی تفاوت بمانیم. دست در دست هم دادن حتی اگر به صورت مجازی باشد شاید بتواند روزی انگیزه ای شود برای کارهای بهتر.
می توانیم همه با هم فکر هایمان را روی هم بریزیم و ببینیم جطوری میشود این تومارها را موثر تر کرد.


شراگيم 3:26 @ Mon, 24 May 04

هاله جان(۴۰) اتفاقا من طومار مربوط به تخريب قطعه ۳۳ رو با اسم و مشخصات حقيقی خودم چند روز پيش امضا کردم...بخوای شماره ش رو هم برات پيدا ميکنم...! ولی باور کن حس نميکنم کار بزرگی انجام دادم...یعنی در واقع فکر میکنم هیچ کاری انجام ندادم...فقط دلم رو خوش کردم که من هم اعتراض کردم...من هم مبارزه کردم...!!
به قول گلناز کاش یه فراخوانی بود که مثلا فلان روز بریم و جلوی بلدوزرها بایستیم...! اونوقت معلوم ميشد چند مرده حلاجيم...


golku 2:34 @ Mon, 24 May 04

همانطور که شبح ميگه مد جديد ويروس فرستادن اينه که به اسم ديگران براتون ويروس مياد. من يکی همه فايل های اتچمنت دار را باز نکرده می ريزم دور و به شما هم توضيه ميکنم همين کاررا بکنيد.


هاله 2:32 @ Mon, 24 May 04

شراگیم جان یه امضا نکردن که اینهمه صغری کبری چیدن نداشت جونم. اصلا" کامنت هم لازم نداشت حتی. :))


شراگيم 2:08 @ Mon, 24 May 04

هرگونه تشابه کامنت من (۳۸) با کامنت خانم گلناز(۳۵) تصادفی بوده و نه من از روی دست ايشون نگاه کردم و نه ايشون از روی دست من... (البته احتمال دوم رو کاملا منتفی نميدونم!!)؛)
البته لحن ایشون یه خورده نافرمه...فکر دل نازک شبح رو نکرده بی انصاف!:(


شراگيم 1:48 @ Mon, 24 May 04

سلام شبح جان...خدا قوت...:) منم خيلی دلم ميخواد که اين محيط مجازی اونقدر جدی گرفته بشه و تاثیر گذار باشه که هر عملی و حرکتی در اینجا در محيط حقيقی واکنش قابل توجهی رو به دنبال داشته باشه...ولی حقيقت اينه که اگه دلبستگی روزنامه شرق به وبگردی نبود(فکر کنم مدير مسئولش قبلا وبلاگر بوده!) وزارت کشور به خودش زحمت همين جواب نصفه و نيمه رو ــ که تاکید بر این اقدام و در حقیقت توجیهش بود ــ نميداد...(که البته ميدونی من جزء امضا کننده های جريان اخراج افغان ها نبودم )...آزادی سينا مطلبی هم با اينکه سن و سال من قد نميده ولی مطمئنم به خاطر زیاد بودن امضاهای مجازی و فشار وبلاگها ا نبوده و فکر نميکنم سينا مطلبی جرمی مرتکب شده باشه که سزاوار حبس ابد بوده باشه و بعد اینها به خاطر یه طومار مجازی چند صد امضایی آزادش کرده باشن...هر روز اينهمه آدم ميگيرن و يه هفته ده روز چپ و راستشون ميکنن و بعد آزادشون ميکنن...گو اينکه اينهمه طومار جمع شده که زندانيهای سياسی بايد آزاد بشن و میبینیم که کک کسی هم تا بحال نگزيده...و افسانه نوروزی يا کبری رحمانپور هنوز اجل بالای سرشون پر پر ميزنه و هنوز زندانی هستن...
شبح عزيز...قصد تضعيف اين روحيه متحد و اينهمه همدلی رو ندارم...فقط ميخوام واقع بين باشم...واقعيت اينه که به نظر من يه طومار ۱۰۰۰۰ امضايی توی اين محيط مجازی اونقدر کارکرد و تاثير نداره که يه دو خط و نصفی مطلب توی يه روزنامه حقيقی...به دست آوردن هر چيزی بهايی داره...اگه من نشستم توی خونه م و پام رو انداختم روی پام و با اسم مستعار و با خیال راحت با دو تا تقه زدن روی موسم طومار امضا میکنم و فرمایش میکنم که فلانی رو اعدام نکنين و فلانی رو آزاد کنين و فلانجا رو خراب نکنين و ال کنين و بل نکنين مطمئن باشين بيشتر از تلاشی که کردم نتيجه عايدم نميشه...خيلی خوش باورانه ست اگه بخوايم فکر کنيم ما آدمهای پشت مونيتور نشين ميتونيم از روی صندلی چرخونمون و با چهار تا حرکت انگشت جلوی يه جريانی رو توی محيط حقيقی بگيريم و یا جریانی رو به راه بیندازیم...
قصد تخطئه ی تلاش شما رو ندارم...به هر حال يک حرکت ميکروسکوپی بهتر از اينه که هيچ حرکتی انجام نشه...ولی بهتره واقع بين بود...به نظر من اگه يه ماژيک برداری و هفته ای يکبار روی صندلی يک اتوبوس بنويسی مثلا افسانه نورورزی را آزاد کنيد خيلی موثر تر از تهيه و امضای طومارهايی هست که امضا کنندگان حقيقی و مجازی و... به زحمت به هزار نفر ميرسن...!! به جان شبح يه دونه اعلاميه رو يه کيوسک تلفن تو يه جای حتی خلوت هم بچسبونی توی يه روز بيشتر از اينا آدم ميخونن و ممکنه زيرش رو امضا کنن...!
به هر حال...ضمن احترام به نیاتتون و قدردانی از زحمات صادقانه همه شماهايی که دلتون برای رسيدن به آرمانهای مشترکمون(اکثرا مشترکمون) لک زده ولی به اين شيوه مبارزه کردن و ثمر بخش بودنش اصلا خوشبين نيستم...
راستی...ممنون که تولد حلی رو تبريک گفتی :)


golku 1:46 @ Mon, 24 May 04

شبح عزيز
اگر سو تفاهمی در اثر جواب من پيش آمده همين جا ازت معذرت می خواهم. در باره نوشته تو تنها نظر من این بود که از پیشنهادت تعجب کرده ام.


من نظرات ترا دروبلاگ مهشید هم خواندم و ازت برای نظرات منصفانه ات خیلی متشکرم.
همه حرف من اين است که بحث عکس فقط يک ايراد فرعی است. اگر مهشيد عزيز در ايرادهايش جدی بود ميتوانست با يک ايی ميل به مايادآوری کند .بقیه توضیحات را قبلا داده ام.

شبح عزیز این انسانها متعلق به همه هستند. هر انتقادی هم عزیز است و باید بهش بها داده شود. اما اگر به دلایلی که من یا حسن آقا یا دوستان دیگر توضیح دادیم همین الآن ممکن نیست لطفا آن را به پای چیز دیگری نگذارید.


شبح 0:15 @ Mon, 24 May 04

گلناز جان!(۳۵)
؟!


گلناز 0:05 @ Mon, 24 May 04

هي رفيق شبح ! خوب سفسطه مي كني ! جدا منظور منو نفهميدي يا ...؟ هاها ها كسي از شما نخواست بري شهيد بشي . براي توضيح بيشتر اينو از گلسرخي مي نويسم :
"وقتي پاي ادعا در ميان است از لنين هم بلشويك ترند . اما اگر به آنها بگويي ، خوب رفيق ديگر وقتش رسيده ، اين گوي و اين ميدان . زبان ببند و بازو بگشا . ناگهان از قله ي ادعا هاي خود پايين مي افتند ، هزار و يك دوز و كلك لفظي جور مي كنند تا جازدن خودشان را توجيح كنند ."
خوبه كه هم شما و هم آرش سرخ شامه ي قوي اي داريد ولي حرفهاي من و روشن رو بايد مي فهميديد و نه اينكه بو كنيد . من نمي گم همه بايد برن شهيد بشن . با اين حركت هم مخالف نيستم و خودم هم امضا كردم ولي فكر نكنيد با يه امضا و يه اسم من در اوردي شاخ قول و شكونديد . من نمي دونم اون پاورقي شرق چي رو ثابت مي كنه ؟ شاگرد اي افغان من علي رغم ميل خودشون دارن به كشوري كه هيچ آشنايي توش ندارن باز گردانده مي شن و كلاس ها هر روز خلوت و خلوت تر ميشه . اونوقت شما اينجا واسه خودتون كف بزنين كه آره ما پتيشن درست كرديم كه افغاني ها اخراج نشن و وزير كشور هم بهمون جواب داد . خب كه چي ؟ اگه چشماتون باز كنيد همين نزديكي آدمايي رو مي بيني كه براي اهداف متعالي از زندگي شون مايه گذاشتن و مي ذارن . ادعاشون هم ماتحت فلك و پاره نكرده . شلوغش نمي كنند و از كسي هم طلبكار نيستند . همين !


شبح 23:59 @ Sun, 23 May 04

احسان جان!(۳۲)
قبلا در وب‌لاگ‌ام توضيح دادم متاسفانه به نام خودم هم برای خودم ايميل ويروس‌دار می‌آيد! اين آخرين شگرد ويروس‌هاست.بايد توجه داشته باشی و فايل ضميمه را هيچ‌وقت باز نکنی بخصوص اگر اگزه يا رار باشد! به هر حال من اگر به‌خواهم برای کسی فايل پيوست بفرستم قبل‌اش با ايميل جداگانه‌یی موضوع را اعلام می‌کنم.


شبح 23:52 @ Sun, 23 May 04

سينای عزيز!(5)
از لطف تو متشکرم و از نکته‌بينی‌ات. هر کس جای تو بود احتمالا جور ديگری حرف می‌زد. بايد فضای وب‌لاگ‌ها را از خودسانسوری حفظ کنيم و نسبت به سرکوب‌های احتمالی هشدار بدهيم. جان آدمی بسيار گران‌بها ست نبايد با روحيه شهيدپرستی و تقدس شهادت‌طلبی که آن‌سوی ترسان‌بودن و انفعال است مبارزه را مخدوش کنيم. ما برای زنده‌گی مبارزه می‌کنيم و نهليست و شهادت‌طلب نيستيم.

علی جان!(10)
با پوزش از مصطفای عزيز درست‌اش کردم.می‌بينی که متن پر از غلط و غلوطه. خيلی با عجله نوشتم و وقت نداشتم يک‌‌بار بخونم.همين‌جور نوشتم و پست کردم.


persianlaic 23:51 @ Sun, 23 May 04

سلام دوست عزير.به ادرس ايميل من که در بالا آمده از شما ايميلی دريافت کردم که حاوی ويروسه!


زمینی 23:31 @ Sun, 23 May 04

چرا همه نازک دل شديم؟
با نظر شبح موافقم و راستش احساس خرده گيری نداشتم موقع خوندن متن...
همين جا هم به تمام دوستان که برای لو گو و پتيشن زحمت کشيدند خسته نباشيد می گم.
راستش فکر می کنم با نقد مداوم می تونيم به آرزوهای زيباي خودمون برسيم.


شبح 23:22 @ Sun, 23 May 04

رسوای عزيز!(20)
نمی‌دانم از کجای حرف من برداشت کرده‌یی که من انتخابات آزاد و مستقيم را نفی می‌کنم. من گفته‌ام رشد تک‌تولوژی موجب می‌شود در جزیی‌ترين مسايل نظر همه را دانست. در مورد ايران هم‌اکنون امکان اين که همه‌ی ايرانی‌ها از اينترنت استفاده کنند به‌صورت به‌القوه وجود دارد. اگر اين حاکميت دزد و ضد گسترش اطلاعات نبود. همه امکان استفاده از اينترنت را داشتند اما من منظورم آينده‌ی نزديک بود نه همين امروز. با انتخابات هم موافق هستم و هيچ مخالفتی نسبت به آن ابراز نداشتم. اگر بد نوشته‌ام الان تاکيد می‌کنم.


شبح 22:12 @ Sun, 23 May 04

گل‌کوی عزيز! آتش جان! و هاله‌ی نازنين! خسن‌آقای عزيز! امير جان!
قصد من نه انتقاد به شما بود نه دفاع از تمام حرف‌های مهشيد عزيز در اين مورد. گل‌کو جان تو که نظرات مرا در نظرخواهی زنانه‌ها خوانده‌یی و حتما ديده‌یی که در انجا از مهشيد عزيز انتقاد کرده‌ام. موضوع چيز ديگری است. قصد ندارم زحمت کسی را تخطئه کنم و اگر کسی اين اتهام را به من بزند بی‌انصافی کرده است. من قبول دارم که نبودن عکس هيچ زنی در لوگو عمدی نبوده است و به‌دلايل تصادفی يا کمبود عکس صورت گرفته است اما قبول ندارم که نبايد در اين موارد حرف زد. نبايد مو را از ماست کشيد اتفاقا بايد مو سفيد را از ماست بيرون کشيد تا مبارزه شفاف و آگاهانه شود. از نظر من خوب و پسنديده است که حخداقل عکس مرضيه‌ اسکویی به اين عکس‌ها اضافه شود و اگر دقت کرده باشيد نوشته‌ام اگر اين کار زحمت زيادی ندارد که تصور می‌کنم ندارد يا لااقل نسبت به زحمات کشيده شده اندک است. به هر حال اين خواهشی بود از طرف من اگر اجابت شود تصور می‌کنم تاثير مثبتی در گسترش اين حرکت دارد و اگر هم نشود مهم نيست شما اين کار را شروع کرده‌ايد و خودتان می‌دانيد چگونه ادامه‌اش دهيد.


golku 21:50 @ Sun, 23 May 04

شبح عزيز
از پيشنهاد تو تعجب ميکنم.
اولا به دلايلی که هاله و حسن آقا توضيح دادند مااصلاعکسی نداشتیم که بگذاريم. من اين توضیحات را در نظرخواهی مهشيد دو بار نوشتم که متاسفانه انگار نتيجه ای ندارد و من از اين بابت خيلی متاسفم.

اینجا جند سوال را میخواهم مطرح کنم:
ا-اگر مهشید عزیز ایرادی داشت چرا وقتی برای گذاشتن نامش ایی میل زد این ها را مطرح نکرد؟
این است که من گمان میکنم مسئله فقط با گذاشتن عکس یک زن تمام نخواهد شد.

۲- در باره عکس ها دوستان نوشته اند که اینها کاملا تصادفی بوده. ما نه اسامی را داشتیم و نه عکس ها را . با کلی گشتن و نامه نگاری به اینور و آنور توانستبم ابن اطلاعات را پیدا کنیم.

۳- این خبر هفته ها روی اینترنت بود و هیجکس از حمله مهشید عزیز از اینکه قبر یک زن خراب میشود اظهار تاسف نکرد. ما هم ادعا نکرده بودیم کارمان بی اشکال است اما پشت این پتیشن سه هفته کار بی قفه خوابیده است . ما نه اسامی را داشتیم و نه عکس ها را. خیلی ها اصلا نمی دانستند که آیا جزنی هم در آن قطعه هست یا نه. .این اطلاعاتی که شما در صفحه می بینید برای اولین بار در اینترنت پس از نامه نگاری های متعدد دور هم جمع شده است. راستش توقع نداشتم که دوستان با ایرادهای بنی اسراییلی بخواهند این کاررا خراب کنند.

۴- امضا کردن یا نکردن پتیشن اختیاری است. ما به هیچ وبلاگی که امضا نکرده است ایرادی نگرفته ایم. امضا کردن و بعد هم ایرادهای الکی گرفتن کار خیلی عجیبی است که من هنوز نتوانسته ام دلیلیش را متوجه بشوم.

۵- هدف این است که این قطعه که جانهای پاک ۱۳۰مرد و زن آزاده در آن دفن شده تخریب نشود. هدف را فراموش نکنيم.


manochehr 21:29 @ Sun, 23 May 04

فراخوان کميته حقوق زنان به ميتينگ اعتراضى در پارک لاله تهران

بر عليه احکام اعدام کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلا

روز جمعه ٢١ ماه مه اطلاعيه ايى از سوى کميته حقوق زنان ايران انتشار يافته که در آن دعوت شده است روز ٧ خرداد در دفاع از کبرا رحمانپور، افسانه نوروزى و ليلاى ١٩ ساله در پارک لاله و با در دست داشتن يک شاخه گل تجمع شود. اين تجمعى است در اعتراض به احکام اعدام اين سه نفر.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240523-7XORDAD3.html


غزل 20:58 @ Sun, 23 May 04

سلام ،
شهر قصه با نوشته های پراکنده اي در مورد صمد بهرنگي به روز شد.
موفق باشيد.


atash 20:44 @ Sun, 23 May 04

ارنستو جان
بهتر می بود می گفتی اين هم يک مقاله برای خوانندگان علاقه مند :)


ارنستو چه گوارا 20:11 @ Sun, 23 May 04

اينهم يک مقاله برای مهشيد-هاله-آتش-نسرين-.......
از لومند دیپلماتیک

شورگمگشته ي فمينيسم را بازيابيم

http://ir.mondediplo.com/article317.html


ارنستو چه گوارا 19:58 @ Sun, 23 May 04

روزبه عزيز

تحريک دوستان به امضا با اسم خود کار درستی نيست سری به وبلاگت زدم و کامنت شماره ۱۹ من تآييد شد.
بازهم ميگويم در تمام طول تاريخ ۵۰ ساله معاصر دوستان ملی و ملی مذهبی رفقای چپی را زير تيغ دادند خود فرار کردند . اين بار اجازه اينکار را به آنان ندهيم.
ما که همیشه شعار عدالت میدهیم -باید عدالت را برای خودمان هم بخواهیم.


nasrin 19:48 @ Sun, 23 May 04


زنده باد هاله !


روزبه 19:35 @ Sun, 23 May 04

دوست عزيز من مجاب شدم متشکرم و درباره اسم هم من نام خود را می نويسم و ترسی هم ندارم که انسانی آزاد بودن را به اختفای در دنيای مجازی ترجيح می دم...روزبه


Rosva 19:26 @ Sun, 23 May 04

Shabahe aziz
Yek nokte ra az neveshteye shoma nafahmidam,va lotfan mane bisavade nafahm ra rahnamaii konid:Shoma chetor entekhabate azad va democratic ra naf'y mikonid , va dar eine hal az toumar nevisi be onvane janeshini baraye ebraze aghideye azad defa' mikonid?Chetor toumari ke be daste yek eddeye mahdud neveshte va be daste yek eddeye digar (afrade vaghei ya majazi ba esmhaye mostaar) emza mishavad jaygozine raaigiriye mostaghim az mardome mamlekat hesab mishavad?Chand darsade mardome Iran be internet miresand va mitavanand toumare majazi emza konand?Lotfan mara shirfahm konid


ارنستو چه گوارا 19:21 @ Sun, 23 May 04

دوستان عزیز

همانطور که سینا مطلبی هم گفت و تجربه شخصی او این را نشان میدهد امضا کردن با اسم به هیچ وجه درست نیست. من نمیخواستم موضوع را کاملآ بازکنم ولی موضوع مهمی است. موضوع از این قرار است که دوستان نهضت آزادی و ملی مذهبی و ملی گرا و اصلاح صلبان اصلاح نژاد شده که این چند ساله زیاد فعال بودند و با اسم و رسم هم فعال بودند بازهم میخواهند مثل طول تاریخ معاصر - رفقا را زیر تیغ بدهند و خود زیرآبی بروند. از تمامی دوستان تقاضا دارم به هیچ وجهی لیست -اعتراض- وبلاگ و
مشابه را به اسم خود امضا نکنند .


ارنستو چه گوارا 19:11 @ Sun, 23 May 04

انتقاد مهشيدی (:


هاله 19:06 @ Sun, 23 May 04

خوب دیگه حرفا زده شد. دلم میخواد خواهش کنم دیگه ادامه ندیم که یه موقع حرفای نازیبا به هم نزنیم. من به خلوص نیت همگیمون اعتقاد دارم و امیدوارم که بتونیم به خاطر اون سر فصل مشترکمون، خاک مقدس وطنمون، با هم با دوستی رفتار کنیم.

دخترم از دیشب تا حالا یک ریز گریه کرده - به خاطر حرفی که پدرش بی هوا و بدون کوچکترین نیت بدی بهش زده. منظور اینه که همین حرفهای بی غرض ممکنه قلبی رو به درد بیاره.

همه ما کاستی هایی داریم و امیدوارم که بتونیم همدیگه رو با همون کاستی ها دوست داشته باشیم.


aMir 18:20 @ Sun, 23 May 04

شبح عزيز ! اولا ممنونم که با تمام قوا از اين مسئله حمايت می کنی . تو نوشته ی مرا خوانده ای . موضوع ما حمل و انتقاد به ما نيست . ما مشکلی با انتقاد نداريم . اما مسئله از انتقاد کمی فراتر بود . اينکه مهشيد عزيز می گويد که من با جمله ی تاريخ مرا تخريب نکنيد موافق نيستم حرفی است که آدم را از کوره به در می برد . مگه نی شد قبل از درست کردن پتيشن ما از همه ی امضا کننده گان آينده ی آن بخواهيم که در مورد جمله ی نمادين لوگو اظهار نظر کنند ؟!!!!!! تو خود شاهدی که حتی همه ی دخترانی که اينجا يا در مطلب مهشيد نظر داده اند موافقند که موضوع نبود عکس زنان ربطی به اين جريان ندارد . ضمن اينکه اگر بحث انتقادی بود اگر مهشيد به ما می گفت مطمئنا منظور می کرديم اما جنجال نه ... ضمن اينکه هاله خود يک زن هستش و در تمام ماجرا فعال بود . اگر ما به آن ديد می خواستيم کاری بکنيم معلوم می شد حال آنکه گل کو و حسن آقا و من خود از مدافعان شناخته شدن حق زن ها هستيم . در پايان از تو و همه ی آنهايی که از اين مسئله حمايت کردند ممنونم و باز می گويم که انتقاد آری ولی کشيدن دعئواهای خصوصی به وسط اعتراضات و مبارزات نه و نه و نه .... موفق باشی


nasrin 18:13 @ Sun, 23 May 04

شبح جان !
يکی از مزايای اين تومارها اينه که ما اسامی کمونيست ٫ ملی مذهبی و ... را در کنار هم می بينیم ٫ و کمترین نتیجه اش این است که انسانها را فارغ از نوع تفکر و اختلافات ایدئولوژیک شان به هم نزديکتر ٫ و ایجاد همبستگی می کند .
در مورد امضا با نام مستعار هم بنظرم چه با نام واقعی و چه با نام مستعار ٫ آنچه که اهميت دارد اين است که اين انسانها وجود دارند و در مورد بخصوصی هم با هم توافق نظر دارند و همين مسئله رژيم را به وحشت می اندازد .


تنها 17:49 @ Sun, 23 May 04

سلام شبح عزيز.. مطلب جالبيه..


banafshe 17:47 @ Sun, 23 May 04

در هر صورت هدف اصلی لوگو و گذاشتن عکس مبارزان در آن نيست نکته‌ی اصلی اعلام اعتراض‌مان به تخريب قطعه‌ی ۳۳ است. پس بهتر است به موضوع اصلی پرداخت و مو را از ماست نکشيد!


banafshe 17:46 @ Sun, 23 May 04

شبح عزيز من هم فکر مي‌کنم که اين تومارنويسي‌ها حرکت به‌جايي بوده اگه نگاه کنيم اين تومارها در همه‌ي موارد کاري از پيش برده‌اند و هيچ‌وقت بيهوده نبوده‌اند. در مورد نبود عکس زنان مبارز توي لوگو، من فک مي‌کنم وقتي‌که تعداد مردان دفن شده توي اون قطعه بيشتر از تعداد زنان است نمي‌توان در گذاشتن تعداد عکس‌شان در لوگو مساوات به خرج داد. البته اگه عکس يک زن هم در لوگو مي‌بود بهتر مي‌شد.


atash 17:02 @ Sun, 23 May 04

شبح عزيز
ساخت پتیشن اعتراض برعلیه نابودی قطعه ۳۳ بهشت و نبود تصویر مبارزان زن در لوگ به تصادف بود نه به عمد .

این که عده ای برای آن بهانه می جویند از عدم اعتماد به یکدیگرنشات می گیرد وربطی به مبارز بودن وفعال بودن وفمنیست بودن این وآن ندارد علی الخصوص وقتی اصرارمی کنیم تابرایش ارتباطی بجوییم برای من به حقیقت بیشتر نزدیک می شود چرا که وقتی دوستان این اشتباه غیرعمدراتوضیح دادند ازنظر من می بایست موضوع خاتمه می یافت.

اینکه کسی لوگو آن را در سایتش قرار نداده است همانطور که خودت گفتی حق آنان است اما اگر قراراست با نام فعال حقوق زنان وارد عرصه مبارزاتی شویم آن هم از نوع باریک بینی ازنظر من موضوع فرق می کند .. انتظارداشتم با ماهمصدا می بود که نبود..
فمینستی که نگاه میکند مرد دولقمه غذا بیشتر در دهانش گذاشته است وزن اگر سیر هم هست باید بالجبار دهانش راپرکند ودر آن چیزی بچپاند تا علائمی از مساوات را نشان دهد تعارف با خودش دارد زیرا این دیگر فمنیست نیست این یعنی جنبش ضد مردان که نمی تواند آشکارابه مقابله با آن برخیزد زیراآزادیخواهی اش در آن موقع لعاب دارمی شود.


هزار حرف نگفته 16:47 @ Sun, 23 May 04

شبح نارنین :
خسته نباشی . مرسی از کالبد شکافی تیز بینانه ات.
اسم اون دوستمون که در شرق نوشت مصطفی قوانلوی قاجار هست که اشتباه نوشتی.
آره لوگو تهیه می کنیم امضا جمع می کنیم تبلیغ میکنیم به روزنا مه ها میکشونیم چاره چیه ؟ وقتی نمیشه رفت داد زد وسط خیابون مجبوریم صدامون رو اینجوری به گوششون برسونیم باید به ما نیتورهامون زل بزنیم و آزادی و فرهنگون رو در اعماق نت و سایبر جستجو کنیم باید در فضای مجازی فریاد بزنیم شاید در فضایی حقیقی شنیده شود .
البته شاید ...
که تا حالا شنیده شده پس ادامه می دیم
هممون همه با هم دست در دست هم همه ی ما دوستانی که شاید یکبار نیز همو ندیده باشیم اما از آن سوی دنیا هر کاری از دستمون بر بیاد برای ایرانمون انجام می دیم و به هم کمک می دیم تا به نتیجه برسه.
پس :
زنده باد ایران زنده باد آزادی
علی ن


zapa 16:44 @ Sun, 23 May 04

شبح جان و کنجکاو محترم!
اينکه فناوری اطلاعات( و مخصوصا پدیده اینترنت) ميتواند پايه ای برای پي ريزی سوسياليسم و دموکراسی سوسیالیستی و برنامه ریزی اقتصادی باشد در مقالات جالبی از کاکشات و کاتريل پرداخته شده دوتا از اين مقالات اسمشان این است:
Computers and Economic Democracy
Allin Cottrell and W. Paul Cockshott
April 8, 2003
و ديگری Economic planning, computers and labor values
که ان را در کنفرانس می پارسال۲۰۰۳ در هاوانا ارائه کردند
نکات جالبی دارند .


هاله 15:32 @ Sun, 23 May 04

شبح جان، خوب کردی این مطلب رو نوشتی اما باید بگم شخصا" با مهشید و خودت در این مورد موافق نیستم به این دلیل که اولا" فقدان عکس زنان در لوگو کاملا" تصادفی بوده و دوما" اینکه مو از ماست کشیدنه و هیچ فرقی در اصل موضوع نمیکنه. اینکه عکس زنی در این لوگو نیست خط بطلان بر روی مبارزات سیاسی زنان نکشیده و نمیتونه بکشه.

آدم باید منطقی باشه. من هم زنم و طرفدار مساوات زنان اما چنین احساسی از دیدن لوگو بهم دست نداد. تنها احساسی که داشتم تأثر و تألم بود از این نامردمی. هدف این حرکت این نبوده که بگیم کی جانباز تر و آزاده تر بوده که از فقدان عکس زنان مبارز ناراحت باشیم. هدفش ابراز احساسات کسانیه که با تخریب این قطعه به عنوان یک سمبل یا لند مارک یا هر چه اسمش رو بگذاریم مخالف هستند.

نمیدونم این حرفا رو چه طور بگم که مهشید ناراحت نشه و فکر نکنه دارم جانبداری میکنم. به هر حال این خطری است که میکنم.


کنجکاو 15:08 @ Sun, 23 May 04

طرح؛

شبح جان!
اينترنت و تکنولوژی اش هر آنچه که پيش می رود ما را به جامعه دمکراتيک تری خواهد رسانيد. همانا گذر از "دمکراسی نمايندگی" ( که به نادرست دمکراسی بورژوايی اش می خوانند)، به "دمکراسی مستقيم" که بی هزينه تر و دمکراتيک تر خواهد بود. اين تنها ساخت و ساز سيستم اقتصادی سرمايه داری است که می تواند جلو گير اين روند باشد.
------
اين را هم همچون تنها طرحی برای يک گفتگو پيرامون امکان بیواسطه شدن دمکراسی در جامعه آينده گفتم.


خُسن آقا 14:45 @ Sun, 23 May 04

در مورد تصاویر اولین دلیل که باعث انتخاب این عکسها شد این بود که ما فقط همین عکسها را در اختیار داشتیم.
بعد که حتی عکسهای دیگران مطرح شد دقیقآ عکس بهروز دهقانیان بود که گل کو فرستاد و خواهش کرد که عکس او را هم بگذارم و من به بچه ها گفتم که این لوگو نباید سنگین شود وگرنه باز کردن صفحه های وبلاگها مخصوصآ برای بچه های داخل ایران مشکل می شود و تا آخرین روزها حتی هیچ عکس زنی را ما نداشتیم. اینکه یکی مرا به ضد زن بودن متهم میکند همگی آگاهند که دروغی بیش نیست و نیازی به توضیح ندارد.
من همین حالا نامه ای به بچه های دیگر می نویسم اگر آنها هم توافق کردن به چشم یک عکس که هیچ من دهتای عکی دیگر هم توی کوگو قرار خواهم داد


سينا مطلبی 14:45 @ Sun, 23 May 04

شبح عزیز
اشاره ات به تومارها و ارزش و نقششان بسيار ریزبینانه و دقیق بود. همانطور که قبلا هم چندين بار اشاره کردم، حمایت دوستان در دنیای مجازی بخصوص توماری که برپا کرده بودند نقش بسيار مهمی در آزادی من داشت که هنگام بازداشت از حمايت و رايزنی های قدرتمندان داخل حکومت برخوردار نبودم. به همین دلیل می توانم به فشار لحظه به لحظه و موثری که چنین حرکاتی بر بازجویان و سرکوبگران می آورند شهادت بدهم.
درباره کاربرد نام مستعار هم با نظر تو موافق هستم. مهمترین مشکل دستگاه سرکوب در رویارویی با وبلاگها، بی نام بودن و ناشناس بودن بسیاری از آنهاست. به همین دلیل ساده ترین راه برایشان قربانی کردن یک نفر و ترساندن چشم دیگران بود که کامیاب نشدند. بنابراین کسانی که هویت واقعی شان تاکنون از پس نام مستعارشان آشکار نشده، یا قصد دارند که در وبلاگشان به حيطه های حساسيت برانگيز بپردازند، امن تر است که همچنان با نام مستعار در چنين فعاليتهايی شرکت کنند. اميد دارم روزی برسد که همه نامهای واقعی از پس پرده های مجازی بيرون بيايند و قدر ببينند. تا آن زمان بهتر است که مهمترين مانع و پيچی را که در راه سرکوب وبلاگها قرار دارد با دست خودمان هموار نکنيم. پاينده باشيد.


جوان سوسیالیست 14:38 @ Sun, 23 May 04

دوم خرداد: هشت ساله شد
http://www.kargar.org/


آرش سرخ 14:33 @ Sun, 23 May 04

شبح جان! جواب خوبي دادي!
اگر به ”گل‌ناز” سري بزني مي‌بيني كه او هم متاسفانه مطالبي نوشته كه بوي شهيدپرستي و هيتلريسم مي‌دهد!
گل‌ناز به خيل عظيم اينترنتيون طعنه زده كه اگر قرار باشد جلوي بولدزر بروند، چند نفر حاضرند!
شبح جان! اين پتيشن جمع كردن‌ها رسم بسيار خوبي است،‌جمع كردن اين پتيشن را هم ادامه مي‌دهيم و نمي‌گذاريم تاريخ‌مان را تخريب كنند! همين‌جور كه حركات قبلي‌مان هم كم ثرم نداشته!


یه دلتنگ 14:30 @ Sun, 23 May 04

سلام شبح جان...به نکات جالبی اشاره کرده بودی.به ويژه در مورد واژه افغان ها!!! و در ضمن در موارد دیگر هم به قول شما به هر حال اين کار نوپا است و بی‌شک نواقصی دارد که بايد با حوصله و به‌دور از کينه‌جویی‌های شخصی و گروهی به حل آن بپردازيم و راه‌کارهای مناسبی را پيدا کنيم. خیلی این جمله پر معناست.ممنون از شما.سبز باشید و همیشگی


آرش سرخ 14:26 @ Sun, 23 May 04

شبج جان!






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26174
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:57 pm


از کجا آمده‌اند؟