●
از هر دری سخنی.
حمله کفار به نجف و زلزله در کهگيلويه و بويراحمد.
همه چيز دنيا وارونه شده است و ظاهرا از وقتی جمهوری اسلامی خدا را به عنوان ولیفقيه در کائنات تعيين کرده است. قرتاسبازی فاسد و رشوهگير زمينی کار آسمان را مختل کرده است! آمريکاها به حرمين شريف هتک حرمت میکنند در ايران زلزله میآيد. احتمالا زلزلهی بم هم قرار بوده در واشنگتن بياييد اما با پرداخت دلار به سيستم اداری باریتعالا تغيير جهت داد و در بم آمد!
به هر حال دنيا آشفته و شلمشوربای شده، ياد فيلم شبح آزادی بونوئل میافتم که مردم اسپانيا با شعار مرگ بر آزادی توسط سربازان ناپلئون که آمده بودند تا اسپانيا را آزاد کنند تيرباران میشدند. آمريکاها شکنجه میکنند تا دموکراسی برای مردم عراق به ارمغان بياورند. يادمان نرفته که در جنگ ويتنام هم 7 ميليون تن بمب بر سر مردم فقير ويتنام ريختند تا آنها را دموکرات کنند اما اگر آن روز در مقابل نيروهای آمريکایی انسان بزرگ و شريف و آزادیخواهی مانند هوشیمين قرار داشت امروز در مقابل نيروهای آمريکایی ماموتهایی با فضای تهی بين جمجمهشان حضور دارند. کسانی که میخواهند بشريت را به بردهگی بکشانند و انسان را به عصر غارنشينی دعوت میکنند. در اين ميان مردم عراق و آمريکا قربانی میدهند. سر بريده میشوند و با بمبهای خوشهیی تکه تکه میشوند...
اين دنيای متوهم ديرپا نخواهد بود...
مهرانه مهينترابی بانوی ديگر!
سريال سطحی و مبتذل "بانوی ديگر" که اعتراضات وسيعی در کشور به هم راه داشت و منجر به تهيه توماری بر عليه تلهويزيون شد برای دستاندرکاران و بهخصوص بازیگران زن آن مشکلاتی را ايجاد کرد. آنها مورد سوآل قرار گرفتند. جامعهی زنان به حضور آنان در سريالی ضد زن اعتراض کردند. جدیترين بازیگر اين مجموعه مهرانه مهينترابی بود. راستاش را بخواهيد من چون از بازی مهينترابی خوشام میآيد از حضور او در اين سريال بسيار متاسف شدم. اما با خواندن مصاحبهاش در بانی فيلم و ابراز پشيمانی و تاسفاش از بازی در اين سريال خوشحال شدم. متاسفانه هنرمندان ايرانی مجبور هستند در فيلمها و سريالهای نازل بازیکنند يا آن که فراموش بشوند و در فقر و گمنامی بميرند.
شبح فيلم میشود.
چند وقت پيش کارگردان جوانی برایام ايميل فرستاد و از من اجازه خواست که از بعضی از داستانکهایام در ساختن فيلم کوتاهی استفاده کند و از من خواست تا نامام را به او بگوييم تا در تيتراژ بنويسد. من هم پاسخ دادم داداش اينجا وقف عام است و هر چه دوست داری بردار فيلم کن اسمی هم از ما نيار. اصولا من به مالکيت حتا از نوع معنوی آن اعتقادی ندارم هر کس هر جا دوست داشت با نام يا بینام میتواند از اين نوشتهها استفاده کند. مسلما از نظر اخلاقی بايد نام و نشانی محل برداشتن مطلب نوشته شود اما چون در روزنامهها و فيلم و اينجور کارها که بهصورت علنی در داخل کشور منتشر میشود بعضی وقتها امکان نامبردن از شبح نيست پس همهی دوستان علنینويس را از اين قيد اخلاقی خلاص میکنم و همين جا اعلام میکنم هر جا خواستند از هر نوشتهیی در اين وبلاگ استفاده کنند هيچ اشکالی ندارد و متشکر هم میشوم.
البته دوستان میدانند که اسم من سهراب رستمی است و اگر دوست داشتند میتوانند اسمام را بنويسد ولی نياز به اجازهی من نيست و هرجور که خودشون صلاح دونستن عمل کنند.
خواهشی دوستانه!
از تمام دوستان عزيز خواهش میکنم اين نظرخواهی را نه محل تبليغ حزب و گروه خاصی بکنند نه محل تاختن به حزب و گروهی. البته هر کس لينک مناسبی از نظرخودش سراغ داشت میتواند بنويسد. اما نقد احزاب و گروهها يا تبليغ آنها در اين مکان اصولا مناسب نيست. اگر کسی نظری میدهد همان نظر را نقد کنيد. اگر میخواهيد نظر حزبی را مطرح کنيد به عنوان نظر و ديدگاه خودتان مطرح کنيد و لزومی ندارد شعار سياسی بدهيد. خلاصه اين که بابا بيست و پنج سال زدين تو سر هم ديگه به کجا رسيدين حالا بياين بزنين تو سر ، توی سر زنندهگان مردم. از ما گفتن بود.
May 16, 2004 06:24 PM