یکشنبه، 27 اردیبهشتماه 1383 | May 16, 2004

از هر دری سخنی.

حمله کفار به نجف و زلزله در کهگيلويه و بويراحمد.
همه چيز دنيا وارونه شده است و ظاهرا از وقتی جمهوری اسلامی خدا را به عنوان ولی‌فقيه در کائنات تعيين کرده است. قرتاس‌بازی فاسد و رشوه‌گير زمينی کار آسمان را مختل کرده است! آمريکا‌ها به حرمين شريف هتک حرمت می‌کنند در ايران زلزله می‌آيد. احتمالا زلزله‌ی بم هم قرار بوده در واشنگتن بياييد اما با پرداخت دلار به سيستم اداری باری‌تعالا تغيير جهت داد و در بم آمد!
به هر حال دنيا آشفته و شلم‌شوربای شده، ياد فيلم شبح آزادی بونوئل می‌افتم که مردم اسپانيا با شعار مرگ بر آزادی توسط سربازان ناپلئون که آمده بودند تا اسپانيا را آزاد کنند تيرباران می‌شدند. آمريکاها شکنجه می‌کنند تا دموکراسی برای مردم عراق به ارمغان بياورند. يادمان نرفته که در جنگ ويتنام هم 7 ميليون تن بمب بر سر مردم فقير ويتنام ريختند تا آن‌ها را دموکرات کنند اما اگر آن روز در مقابل نيروهای آمريکایی انسان بزرگ و شريف و آزادی‌خواهی مانند هوشی‌مين قرار داشت امروز در مقابل نيروهای آمريکایی ماموت‌هایی با فضای تهی بين جمجمه‌شان حضور دارند. کسانی که می‌خواهند بشريت را به برده‌گی بکشانند و انسان را به عصر غارنشينی دعوت می‌کنند. در اين ميان مردم عراق و آمريکا قربانی می‌دهند. سر بريده می‌شوند و با بمب‌های خوشه‌یی تکه تکه می‌شوند...
اين دنيای متوهم ديرپا نخواهد بود...
مهرانه مهين‌ترابی بانوی ديگر!
سريال سطحی و مبتذل "بانوی ديگر" که اعتراضات وسيعی در کشور به هم راه داشت و منجر به تهيه توماری بر عليه تله‌ويزيون شد برای دست‌اندرکاران و به‌خصوص بازی‌گران زن آن مشکلاتی را ايجاد کرد. آن‌ها مورد سوآل قرار گرفتند. جامعه‌ی زنان به حضور آنان در سريالی ضد زن اعتراض کردند. جدی‌ترين بازی‌گر اين مجموعه مهرانه مهين‌ترابی بود. راست‌اش را بخواهيد من چون از بازی مهين‌ترابی خوش‌ام می‌آيد از حضور او در اين سريال بسيار متاسف شدم. اما با خواندن مصاحبه‌اش در بانی فيلم و ابراز پشيمانی و تاسف‌اش از بازی در اين سريال خوش‌حال شدم. متاسفانه هنرمندان ايرانی مجبور هستند در فيلم‌ها و سريال‌های نازل بازی‌کنند يا آن که فراموش بشوند و در فقر و گم‌نامی بميرند.
شبح فيلم می‌شود.
چند وقت پيش کارگردان جوانی برای‌ام ايميل فرستاد و از من اجازه خواست که از بعضی از داستانک‌های‌ام در ساختن فيلم کوتاهی استفاده کند و از من خواست تا نام‌ام را به او بگوييم تا در تيتراژ بنويسد. من هم پاسخ دادم داداش اينجا وقف عام است و هر چه دوست داری بردار فيلم کن اسمی هم از ما نيار. اصولا من به مالکيت حتا از نوع معنوی آن اعتقادی ندارم هر کس هر جا دوست داشت با نام يا بی‌نام می‌تواند از اين نوشته‌ها استفاده کند. مسلما از نظر اخلاقی بايد نام و نشانی محل برداشتن مطلب نوشته شود اما چون در روزنامه‌ها و فيلم و اين‌جور کارها که به‌صورت علنی در داخل کشور منتشر می‌شود بعضی وقت‌ها امکان نام‌بردن از شبح نيست پس همه‌ی دوستان علنی‌نويس را از اين قيد اخلاقی خلاص می‌کنم و همين جا اعلام می‌کنم هر جا خواستند از هر نوشته‌یی در اين وب‌لاگ استفاده کنند هيچ اشکالی ندارد و متشکر هم می‌شوم.
البته دوستان می‌دانند که اسم من سهراب رستمی است و اگر دوست داشتند می‌توانند اسم‌ام را بنويسد ولی نياز به اجازه‌ی من نيست و هرجور که خودشون صلاح دونستن عمل کنند.
خواهشی دوستانه!
از تمام دوستان عزيز خواهش می‌کنم اين نظرخواهی را نه محل تبليغ حزب و گروه خاصی بکنند نه محل تاختن به حزب و گروهی. البته هر کس لينک مناسبی از نظرخودش سراغ داشت می‌تواند بنويسد. اما نقد احزاب و گروه‌ها يا تبليغ آن‌ها در اين مکان اصولا مناسب نيست. اگر کسی نظری می‌دهد همان نظر را نقد کنيد. اگر می‌خواهيد نظر حزبی را مطرح کنيد به عنوان نظر و ديدگاه خودتان مطرح کنيد و لزومی ندارد شعار سياسی بدهيد. خلاصه اين که بابا بيست و پنج سال زدين تو سر هم ديگه به کجا رسيدين حالا بياين بزنين تو سر ، توی سر زننده‌گان مردم. از ما گفتن بود.

May 16, 2004 06:24 PM

16:24 @ Mon, 19 Dec 05

خیلی مسخره بید


فـــــــــــــــرخـــار 23:53 @ Fri, 2 Dec 05

سلام خدمت همه بزرگان من فرخار هستم از افغانستان کمی اهل شعر و داستان بهر حال خوشحالم چنین هیجان و حرکت فوق العاده ای را شاهدم امید همیشه چنین با شد . خوشحال می شوم از اشنایی با تک تک شما دوستان متشکرم فـــــــــــــرخــــــــــــــــــــــــار2


roshanak 19:57 @ Thu, 27 May 04

دوست عزيز دقيقا به همين دليل است که دنیای وارونه را باید از قاعده اش بر زمین گذاشت/اسمت کمی ترسناکه/منو یاد سیاهچاله و شب میندازه/ موفق باشی.


شبح 17:00 @ Wed, 26 May 04

تيلا جان!(170)
کی جرات داره کامنت تو را پاک کن! عزيزجان فکر می‌کنم تو نظرخواهی را اشتباه گرفتی.نظرت سرومورگنده تو نظرخواهی بعدی به شماره 116 وجود داره.


شبح 16:51 @ Wed, 26 May 04

تيلا جان!(170)
کی جرات داره کامنت تو را پاک کن! عزيزجان فکر می‌کنم تو نظرخواهی را اشتباه گرفتی.نظرت سرومورگنده تو نظرخواهی بعدی به شماره 116 وجود داره.


tila 14:06 @ Wed, 26 May 04

شبح جان کامنت منو پاک کردی؟ بگو که اشتباه شد تا من خودم رو از غصه نکشتم . نکنه حرف بدی زده بود ؟!!! من ميرم خودکشی


0:15 @ Sun, 23 May 04

شارون: رکورد دار جنايت عليه فلسطينيان
کاظم نيکخواه

http://www.wpiran.org/maqalat/0204-m/a27-kn.html


0:11 @ Sun, 23 May 04

سايت اينترنتى تلويزيون "کانال جديد" آغاز بکار کرد!

www.newchannel.tv

سايت اينترنتى تلويزيون کانال جديد با کوشش سيامک امجدى فعاليت خود را آغاز کرد. از اين پس ميتوانيد برنامه هاى کانال جديد را در شبکه اينترنت تماشا کنيد.


جوان سوسیالیست 22:59 @ Sat, 22 May 04

« کمونیزم» منحط « حزب کمونیست کارگری»
سارا قاضی
http://www.javaan.net


manochehr 22:13 @ Sat, 22 May 04

واقعيت پشت هياهوى اتحاديه به اصطلاح سوسياليستها

حامدخاکى

http://www.rowzane.com/000_maqalat/2405/40522Hamed.html


جوان سوسیالیست 14:59 @ Sat, 22 May 04

نامه سرگشاده به حزب کمونیست کارگری
اینجا بخوانید
http://www.javaan.net/Nazari/hkk/nameh_hkk.pdf


manochehr 3:16 @ Fri, 21 May 04

شبح جان.۱۶۳
نوشتی: "آيا تو می‌توانی ادعا کنی اطلاعات‌ات در تمام زمينه‌ها کامل و صحيح است؟"به هیچوجه هرکس این ادعا را کرده دروغ میگوید.
" آيا اين که من نوشته‌ام نبايد به‌گونه‌یی نوشتن که انگار خانم احدی تنها کسی بوده است که موجب آزادی امينه لاوال شده است نشان از کمی يا نادرستی اطلاعات‌ام دارد؟"کاملن حق با تو است.در نگارشهای بعدی دقت بیشتری باید کرد.باز هم با درود.منوچهر.


شبح 2:40 @ Fri, 21 May 04

منوچهر عزيز!(۱۶۲)
همين شهامت‌ات دوست‌داشتنی و متفاوت‌ات کرده است. حالا اگه يک بار پاراگراف اول کامنت ۱۶۰‌ات را بخوانی متوجه می‌شوی مقداری کم لطفی هم نسبت به من روا داشته‌یی. البته اطلاعات همه‌ی ما کامل نيست و حتما در مواردی نادرست و در مواردی ناقص است و اين ديگر طرح کردن ندارد. آيا تو می‌توانی ادعا کنی اطلاعات‌ات در تمام زمينه‌ها کامل و صحيح است؟ آيا اين که من نوشته‌ام نبايد به‌گونه‌یی نوشتن که انگار خانم احدی تنها کسی بوده است که موجب آزادی امينه لاوال شده است نشان از کمی يا نادرستی اطلاعات‌ام دارد؟
شبح به اين فرصت‌طلبی نوبره والا!


manochehr 17:12 @ Thu, 20 May 04

شبح عزيز.
حرف تو درست است.بدين وسيله رسمن تصحيح ميکنم.با درود.منوچهر.


شبح 16:40 @ Thu, 20 May 04

منوچهر جان!
شايد ايراد از فارسی بلد نبودن تو باشد يک بار ديگر اين جمله را بخوان که در کامنت ۱۴۳نوشتی:؛همان زنی که قرار بود در نيجريه سنگسار شود و با همت مينا احدی از دفتر سياسی حزب آزاد شد؛ بايد می‌نوشتی با همت انسان‌هایی مانند مينا احدی!
البته ترديد دارم فارسی بلد نباشی چون در کامنت ۱۴۸ خطاب به گلو‌کوی عزيز نوشته‌یی:؛و اين جزو اولين ترورهای رژیم در خارج کشور بود(جزو اولين. ترجمه به فارسی: يعنی اولين نه! )؛ پس فارسی بلد هستی.
نمی‌خواهم بحث لغوی کنيم اگر قبولی داری مينا احدی که من هم به سهم خود از او تشکر می‌کنم يکی از کسانی بود که در اين راه مبارزه کرد با هم دعوا نداريم.


manochehr 16:03 @ Thu, 20 May 04

شبح عزیز.۱۴۹.
من در این چند روزه متوجه شدم که یکی از اشکالات کلی از آدمها نداشتن اطلاعات درست و کافی است.متاسفانه در این دنیای اطلاعات٫اطلاعات ما یا کچلی دارد و یا غلط است٫تو هم متاسفانه از این رنج می بری اطلاعاتت بخشن ناقص است و بخشن غلط.چرا؟ من ادعا نکردم که مینا احدی به تنهایی این کار را کرد٫بلکه گفتم به همت او٫برای اینهم فاکت دارم٫مینا احدی از چند سال پیش کمیته ای جهانی بنام "کمیته بین اللملی علیه سنگسار"تاسیس کرده که در آن ۲۲۱ سازمان و افراد صاحب نظر(مثل اساتید دانشگاه و نویسندگان و کسانی که در این راه فعالیت میکنند) از ۵ قاره در آن عضو هستند٫این کمیته هم اکنون به یکی از معروفترین کمیته ها در سطح جهانی تبدیل شده.چندی پیش از مینا احدی دعوت شده بود که در کنفرانسی در ایتالیا شرکت کند و او دز آنجا از همه خواست که قطعنامه ای را علیه سنگسار امضا کنند و در ضمن خواهان این شد که روز ۱۱ جولای روز جهانی علیه سنگسار به تصویب برسد-که هر دو به تصویب رسید-در همین راستا روز سه شنبه ١٨ ماه مه ، مينا احدى، از طرف سازمان آزادى زن و کميته بين المللى عليه سنگسار شهناز مرتب از طرف کميته همبستگى کارگران ايران و آلمان و حسين پيشه احسان با السا راموس مسئول بخش زنان کنفدراسيون بين المللى اتحاديه هاى آزاد و خانم کاملام مسئول بخش آسياى اين کنفدراسيون ملاقات کرده و در مورد مسائل متعددى به بحث پرداختند و قرار شد که روز ۱۱ جولای به عنوان روز جهانی علیه سنگسار برسمیت شناخته شود و برای یک دقیقه سکوت در این روز با سازمان ملل و سازمانهای دیگر صحبت شود(من مطمعنم شما چند ماه دیگر که تمام این تلاشها به ثمر رسیده خواهید گفت:منوچهر جان این تلاشها به مینا احدی چه ربطی دارد؟) اینها بزرگ بینی نیست٫عین تاریخ است.مینا احدی چند سال است که دنبال این قضیه است و از صبح تا شب در اقصی نقاط دنیا اینرا پی گیری میکند٫شما اگر نمی خواهید بگویید که دستش درد نکند٫دیگر واقعیت را جور دیگری نشان ندهید.در مورد دیدار مینا در بروکسل به سایت روزنه مراجعه کنید٫ و در عین حال بد نیست به سایت کمیته بین اللملی هم سر بزنید ببینید اینها که شب و روز ندارند٫دارند چه میکنند؟
http://www.stopstoningnow.com/


شبح 16:02 @ Thu, 20 May 04

منوچهر عزيز!(158)
چرا بايد واژه‌ها را پيچاند؟ خب منظور گل‌کو يا هر کس ديگری که بگوييد خمينی خيانت کرده خيلی ساده اين است که او خود را رهبر انقلاب جا زد و مردم را فريب داد و به انقلاب خيانت کرد. نمی‌دانم چرا با بازی با کلمات می‌خواهيم نشان دهيم که همه دارند اشتباه می‌کنند. مگر انقلاب مردم ايران انقلابی بر عليه سرمايه‌داری و استثمار نبود؟ مگر انقلاب ايران روی دوش کارگران به پيروزی نرسيد؟ مگر خمينی خود را نماينده مردم و کارگران معرفی نکرد؟ خب خيانت که شاخ و دم ندارد. يادتان رفته ايشان می‌گفت لاکن والاکن اتم کارگر است؟
شما جوری حرف می‌زنيد که از آغاز انقلاب بهمن انقلابی اسلامی يا بورژوازی بوده است!
انقلاب بهمن مانند هر انقلابی در عصر حاضر انقلابی کارگری و مردمی بود که به آن خيانت شد.


manochehr 15:13 @ Thu, 20 May 04

گل کو خانم.
در اينجا عين کامنت شما را کپی ميکنم٫شما در کامنت ۲۳ انسانيت فراموش شده نوشتيد که خمينی به شما خيانت کرده٫در ضمن حرفهای ديگرتان را هم هزار بار جواب داده ام٫برويد بخوانيد٫ببينيد چه نوشته ام.در ضمن شما باز هم موضوع ها را غاطی کرديد٫من کی نوشتم سال ۸۹ غلام کشاورز در کردستان کشته شد٫خانم عزيز نه تنها ذهنتان ضعيف است بلکه اسرار خاصی هم در اين داريد٫من نوشته بودم غلام کشاورز در سال ۸۹ در لارناکای قبرس توسط ج.ا.ترور شد و اين جزو اولين ترورهای رژیم در خارج کشور بود(جزو اولين. ترجمه به فارسی: يعنی اولين نه! )
کامنت شما در مورد خيانت خمينی به شما در کامنت ۲۳ انسانيت فراموش شده:
"اينکه خمینی به ما خيانت کرده نبايد باعث شود که نتوانيم دست و پايمان را جمع کنيم و دوباره برای آزادی متحد شويم.چاره يا اتحاد برای آزادی است يا سرنوشت مردم عراق و افعانستان."


جوان سوسیالیست 14:27 @ Thu, 20 May 04

آتش 153
دوست گرامی،همانطور که گفته بودم سانتریزم زود موضع خود را مشخص میکند و دوره سانتر بودن زیاد طولانی نیست. من از شما نخواسته بودم که حککا را محکوم کنی، خواسته من این بود به دفاع کردنت شفافیت و روشنی بدهی.
اشکال شما این است که خود با چشم های خود و با تمام احساس خود زجر را لمس میکنید ، زجر دیدن حلق آویز کردن را تحمل میکنی و در یک کلام از بطن واقعیت برخاسته اما در اعتراض به آن چشم به « نه » حککا دارید. میگویی چون این جریان به اعدام نه میگوید ... پس کار تمام است. شما به سادگی خود را ازخود بیگانه میکنی. زجر دیدن وتحمل زجر را خود احساس میکنی اما « نه» خود را به انتظار دیدن « نه» حککا موکول میکنی.
با این نوع برخورد این توهم ایجاد میشود که انگار کسانی که توجهی به « نه» یا « آری» حککا نداردند و یا اصولاً نمیدانند چنین جریانی وجود دارد با اعدام موافقند و از دیدن حلق آویز شدن زجر نمی کشند. ای کاش عمیقاً درک میکردید که چه کسانی نه با دیدن کسی بر حلقه دار و به انتظار « نه » حککا، بلکه به دلیل « نه » گفتن خود بر همان حلقه آویزان شدند.
آنچه که با پا بر زمین است، یعنی اعتراضات و جنبش انقلابی را چرا باید با واگذار کردن به نوع بیان جریانی نظیر حککا با سر به روی زمین قرار داد؟ تو با سنگسار زنی در آن سر دنیا و در ایران مخالفی اما مخالفت تو با بیان مینا احدی و با امضا او صادر میشود. صرفنظر از این روش قهرمان سازی و نیاز به « مردی که از کوه میآید با یک قبضه تفنگ» و یا شوالیه های شجاع جمع شده در« لیانگ شامپو» که با یک تلفن زنی را در آنسوی دنیا از سنگسار نجات میدهند و با یک نامه پناهده ای را از خطر اخراج شدن میرهانند و با رقص استریپتیز به خیال خود کنفرانسی را بر هم میزنند و نام آن را مبارزه کمونیستی میگذارند. این روش انتظار برای دیدن « نه» و آری گفتن یک جریان که با آن بشود سرود آنکه گفت نه را در ارکستر قبیله ای سربازان حزبی نغمه کرد، سر رشته خویش گم کردن است، مبارزه انقلابی نیست کشمکش تجاری است. درست به همین دلیل است که منوچهر مینویسد « ما دستگیر شدگان روز جهانی کارگر را آزاد کردیم!!.


golku 14:19 @ Thu, 20 May 04

فريده و منوچهر:

حواهش ميکنم از جواب طفره نرويد و با يک آری يا نه لطفا بگوييد که آيا موردی که شبح اشاره کرد و دو موردی که من اشاره کردم درست است يا نه؟

خیلی خوب است که روش مبارزه تان و روش طفره رفتن از جواب و روش برخوردتان با کسی که با عقاید شما موافق نیست اینقدر واضح و روشن به میان میآید.


golku 13:33 @ Thu, 20 May 04

فريده (‌۱۵۲)

ح.ک.ک با داشتن دوستانی مثل تو احتیاجی به دشمن ندارد.

منوچهر طبق سنت خودش حرفهای مرا تحريف کرده است. من گفته ام خمينی جلاد به اعتماد مردم خيانت کرده است. متاسفم که چنين برخوردهايی از شما می بينم.


atash 11:09 @ Thu, 20 May 04

۱۵۳ از من است


11:04 @ Thu, 20 May 04

کمونيست جوان ۱۴۸
لقب میانه روئی (سانترالیستی ) را برمن گذاشتی زیرا ازنظرتومی بایستی ح ک ک را محکوم میکردم .. اینکارارنمی کردم ونخواهم کرد..
ح ک ک همیشه جنجال وآشوب گر است و اعلام کرده است می خواهد تا حیات دارد کنفرانس برلینی برعلیه رژیم به پا کند. از آنجا که دشمن مرا می سوزاند قلب مرا مثل نسیم بهاری خنک می کند ..
دوستانی که خودبزرگ بینی ح ک ک را نقد می کنند هیچ کدام از آنان شیوه مبارزه آنان برعلیه حکومت اسلامی را زیرسوال نمی برند اما معترض اند که چرا من من زیاد می کند ..جوابگوئی ومسئولیت سوال های آنان من نیستم .. برای من یک چیز ارجحیت دارد وآن اتحاد برسر رسیدن به پایه ترین واساسی ترین خواسته های انسانی .. این برای من مهم است می خواهم از این حرف بزنیم حتی اگر اختلاف اساسی میان احزاب باشد .... بگوییم اعدام نه .. می فهمی ؟؟ من با چشم های کور شده ام جوانی را دیدم که با جرثقیل به دار آویخته شد وهنگام خرخرکردنش در خود ادرار کرد .. آزادی وبرابری می خواهیم .. زندان سیاسی نه .. گرسنگی نه .. کودک آزادی نه .. زن سوزی نه .. وهزار چیز دیگر ..
اگر جانب سوسیالیست انقلابی باشم آنوقت ممکن بود ورق برمی گشت وتو این حرف ها را در مورد من نمی زدی زیرا مراد حاصل شده بود دیگه ..
عزیز ..
حرف های من ۱۳۸ معادله ساده ای را می طلبد رژيم خونخواری داريم که به هيچ عنوان حاضر نيست عقب نشينی کند وبه نفع مردم کنار بروددريک طرف ما مردم هستيم که تازه بعد از اين همه سال زير يوغ زلت وخواری وزجرشکنجه فهميديم که نبايد از خواسته حقه خودمون همانا حقوق پايه ای وانسانی ست کنار بياييم. این که می گوئی ویا گفته می شود که آزادی ورهائی طبقه کارگر رهائی ديگر اقشاردرجامعه را دربرمی گیرد درست وکسی منکر آن نیست .اینکه کشورهاباهم درارتباط هستندوجنبش هاوانقلابات در سطح جهان ازیکدیگر تاثیر می گیرند درست .

می گوئی اين خواسته های رفرمی در ميان حزب توده واکثريت وامثالهم هم يافت می شود سنگ کوچک است قبول امابرای گام هاي بزرگترشخصا ترجيح می دهم اول اين موانع را که فکروذهن ماراگرفته است وحتی نفس کشيدن را برايمان دشوارکرده است برداشته شود .. البته بستگی دارد که درکجاهستيم ودماسنج سختی های زندگی کدام يک ار دوطرف بالا است..
خوش بینانه است اگر بگوییم احزاب وگروه ها با هم متحد شوند زیرا هرکدام از آنان منافع اجتماعی طبقه خاص خودشان را دنبال می کنند اما حرف من این است حول وحوش یک منشورقطع نامه ویا هرچیزدیگر منسجم بشویم خواسته هایمان رادربصورت جمعی در آن بگنجانیم ومصرانه برای عملی شدن آن بسیج شویم حالا تو اسمش را رفرم بگذار یا هرچیزدیگرویا اینکه بگذاریم تا انقلاب کارگری پهنه گیتی را فراگیرد بعدازمطالبات انسانی مان حرف بزنیم ما این دو راه راداریم..
حالا تو به من بگو قاضی که حکم یک جانبه صادرمی کند ویا رندانه جانب دفاع از رقیب را می گیرم


ferideh 10:52 @ Thu, 20 May 04

golco98 va 150
khanam mejahed
oemer tarikhiye islam sisacy hata az noeh radicalash be sar amedeh ast. agar mirza kochek khan dar avele qarne bestom ba estekhare tesmim migreft Rejevi besatash ra dar qabre yaroo hossien pahan mikard.che kesi amricaye ast mojahed kebraye kesani ke mikhastand dar jolo kakhe sefeed tezahorat koonood beleet dosereh migreft va alan dorand dar iraq koon grohbonheye amricaye ra milisan ke be anha ajazeh dehand az iraq khrez sevand.
menocher 103

dost aziz megar yek mohajad az alephbaye chepe midanad ke intoor ba oe behs mikooni. koomini az nazar oa khayen ast zeera be islam khiyanat kardeh ast va rejavimarde midan dar teyejobem ke intoor be yek mojahed behs mikooni


golku 9:40 @ Thu, 20 May 04

جوان سوسياليست عزيز
من هنوز نتوانسته ام بحث تو و منوچهر را بخوانم. در باره آتش بايد بگويم که فکر نميکنم احتياجی داشته باشد که خودش را پشت کسی قايم کند. آتش حرفهايش را صريح مي گويد و به گمان من صادقانه به دنبال جواب است.


golku 9:08 @ Thu, 20 May 04

شبح عزيز
متاسفانه اينطور بزرگ نمايی های ح.ک.ک است که پای اين بحث ها را پيش می کشد. من هر چه می خواهم حرفی نزنم می بينم دوستان کوتاه نمی آيند. کسی هم که واقعيت را نداند خيال ميکند اينها راست ميگويند. حزبی که بنايش بر دروغ سازی باشد در مبارزه مردم چه نقشی ميتواند بازی کند؟

در يک بحث قبلی منوچهر از يکی از سران ح.ک.ک ياد کرد که در سال ۸۹ در کردستان توسط جمهوری اسلامی ترور شده بود. نوشت که اين جزو اوليت ترورهای ج.ا. در خارج از کشور بود. مجبور شدم يادآوری کنم که تا آن وقت رژيم دهها نفر را در خارج از کشور ترور کرده بود. نمونه ديگر پناهندگان ايرانی در ترکيه بودند که تا پليس ترکيه عقب نشينی کرد سايت روزنه نوشت که ما اينها را عقب رانديم.
از اين نمونه ها کم نيست که متاسفانه وقت و انرژی همه را هدر ميدهد.


شبح 8:36 @ Thu, 20 May 04

منوچهر عزيز!(143)
من متاسفانه فرصت نکردم بحث بين تو وجوان سوسياليست را پی‌گيری کنم. اين روزها مشغله‌ی کاری‌ام زياد است و فرصت اندک. کامنت‌های طولانی را نمی‌خوانم. کامنت 143 تو را خواندم نوشته‌یی:" در ادامه کامنت قبليم همين الان نامه آمنه لاوال را خواندم-همان زنی که قرار بود در نيجريه سنگسار شود و با همت مينا احدی از دفتر سياسی حزب آزاد شد." منوچهر جان اين بزرگ‌نمايی‌ها حزب را کوچک می‌کند. امينه لاول طی جنبشی جهانی که احتمالا خانم احدی هم نقش کوچکی در آن داشته‌اند آزاد شد. تو چگونه تمام و کمال اين را به او نسبت می‌دهی؟ چند ميليون نامه از سراسر جهان برای آزادی او فرستاده شد. در همين وبلاگستان تلاش‌های زيادی صورت گرفت و حالا اين پيروزی را به جای اين که حاصل وحدت آزادی‌خواهان جهان حول آزادی امينه بدانی آن را مصادره می‌کنی و حاصل تلاش خانم احدی می‌شماری. يادت هست سر ماجرای اخراج افغان‌ها اين موضوع را متذکر شدم و تو نفی کردی؟!


جوان سوسیالیست 5:46 @ Thu, 20 May 04


آتش 139

کامنت تو همان چیزی است که اجازه نمی دهد برای مدتی طولانی نقش سانتریست را بازی کنی. از آن نقش های ظاهراً بی طرف ولی تا خره خره طرف یکسوی مشخص. این عادت همیشگی سانتریست ها ( بینا بینی ها) است که نهایتاً با علامت راهنمای سمت چپ گردش به راست میکنند و در جایگاهشون در همان بلوک راست متوقف میشوند.
شما سعی کردی لابلای نمایش بی طرفی های یک قاضی حکم از قبل آماده خود را با تحریف نظرات من اعلام کنی بدون اینکه به کسی بر بخوره! اما بد نبود قبلاً با یار غار ( منوچهر) هماهنگ میکردی که بلافاصله صلاوات و هورا نکشه تا کارها بهتر پیش بره. در هر حال حتی با یک سلام و علیک هم میشود موضع را مشخص کرد که تو با تحریف بحث من، بحث حککا و منوچهر و همان موضع را تکرار کردی که فبلاً پاسخ خودش را گرفته بود . اینجا لازم میدانم برای خنثی کردن تحریفات شما اشاراتی به نوشته هایت داشته باشم.
خوشبختانه فرق بحث مکتوب با شفاهی این است که در بحث مکتوب آدم نمیتواند بگوید، من اینو نگفتم، چون گفته هنوز ثبت شده موجود خواهد بود. در نتیجه اشارات خود را به اینصورت تقسیم بندی میکنم.
اول؛ خواهش من این است که لطف کرده با ذکر شماره کامنت من آن قسمت از نوشته ای را که موجب شده شما فکر کنید که من گفته ام: « راستش این که جنبش طبقه کارگر تا وقتی مرزها برداشته نشده است نمی تواند به پیروزی برسد» را کپی کنید ود ر صفحه منعکس کنید تا بتوانید ثابت کنید که قصد تحریف نظرات در روز روشن، جلوی چشم انضار، را نداشتید. ویا اینکه توضیح دهید کجای بحث من باعث شده تا شما اینگونه به دلخواه چنین برداشتی کنید؟ در این صورت خوانندگان متوجه خواهند شد که اشکال از فرستنده است یا گیرنده آتش که در این صورت اینبار لطفاً گیرنده های خود را دست کاری کنید تا بار دیگر مشکل مشابه صورت نگیرد.
دوم؛ نوشته ای: « دوستان بحث های اساتیدی تعداد محدودی را دورخودجمع می کند البته خیلی خوب است آشنائی با دیگر افکار حتی اگر عده ای آن را روشنفکران شیشه ای بنامند ..»
باز طبق معمول سنت حککایی جایی که کم می آورید نسبت بحث های اساتیدی به بحث های موجود میدهید و جایی که کسی متوجه نشود یکسره از اساتید و لیدر های خود و بحث های تا عمق استخوان بی ربط و روشنفکری آنها مایه کسب اعتبار میگذارید؟ این روش روانشناسانه برخورد، ضمن جنبه فرصت طلبی آن، بی محتوی بودن نظرات تا کنونی شما را نیز نشان میدهد. اگر به دنبال مراسم پاره کردن زنجیر هستید تا تعداد زیادی دوره آن جمع شود این را به حساب برتری مراسم نگذارید. اگر میخواهید با تکرار آنچه که به مبارزه روزانه اکثریت عظیم جامعه تبدیل شده عده ای را دور بحث های خود جمع کنید که در این صورت نه نظرات نوینی ارائه داده اید و نه میتوانید با جمع کردن عده زیادی به دوره بحث هایی که خود آن عده دیگر امروز از آنها عبور کرده و خواهان بحث و تبادل نظر در فاز های نوینی هستند ثابت کنید که مبتکر نظرات آنها، شما ( حککا ) هستید.
سوم؛ نوشته ای : « چگونه می توان برای رسیدن به مطالباتمان با یکدیگر متحد شویم ؟. ببینیم اول کدام يک از خواسته هایمان در الويت هستش »
پاسخ. اینگونه میتوان متحد شد که اولاً یک حزب نباید مبارزات مستقل توده ای کارگران و زحمتکشان را به نام خود ثبت کند و باید قادر باشد به این مبارزات مستقل احترام بگذارد و ثانیاً مبارزات! خود را به جای مبارزات مستقل مردم معرفی نکند و ثالثاً قاعده دمکراسی را بشناسد و حق ابراز نظر برای متحدین قائل باشد بدون انواع ارعاب و تهمت و قلدر منشی. این ابتدایی ترین خواسته برای ورود به یک اتحاد خواهد بود، آیا چنین چیزی را در حککا سراغ دارید اگر آری لطفاً بجز سلطنت طلبان سایر متحدین حککا را معرفی کنید.
شما بعد از جستجو برای متحد خود خواستار این شدید که ببینید کدام خواسته هایتان در اولویت هستش. اما از آنجائیکه در هر حال اگر حتی شده یک سیم شما به حککا وصل باشد در نتیجه این تاثیر قیم مآبی را از همان ها گرفته و هنوز « ندیده خواسته هایتان چی هستش» خواسته های خود را بعنوان خواسته مشترک معرفی میکنید. هنوز اتحاد نکرده افتراق را آغاز میکنید.
مجموعه خواسته های که شما به خود نسبت میدهید نظیر « کاهش ساعت کار و آموزش وبهداشت رایگان،بیمه بیکاری، همگی مطالباتی است که از زمان پیدایش طبقه کارگر و جنبش کارگری وجود داشته و همیشه جزعی لاینفک از مطالبات کارگری بوده. در دوره هایی که حتی نطفه چیزی به اسم حککا بسته نشده بود چنین خواسته های همواره موضوع مبارزات را تعیین میکرد. اما در مورد حقوق برابر؛ البته باید گفت این مطالبه از زمان های دور توسط رفرمیست ها وجود داشته تا این اواخر که توسط حزب توده به آن دامن زده می شد و اینک که جریانات سوسیال دمکرات نظیر « اکثریت» آن را مطالبه میکنند. این خواسته شما میتواند وسیله ای برای متحد شدن شما با این جریانات باشد. اما برای طبقه کارگر و مزد بگیران فقیر موضوع مبارزه بین دو طبقه مطرح است که بین این دو طبقه هرگز برابری صورت نخواهد گرفت و لذا چیزی به اسم حقوق برابر وجود خارجی ندارد. پس شما لطف کرده بگوئید کدام حقوق و برابر با کدام طبقه را مطالبه میکند. برای جنبش انقلابی نفی طبقه سرمایه داری حاکم موضوع مبارزه است و نه رسیدن به حقوق برابر با آن.
در مورد لغو حکم سنگسار و اعدام نیز باید گفت این مطالبه ایست که سالها در سطح وسیع جنبش مردمی وجود داشته و دارد و چشم بسته هم میتوان با آنها متحد شد. این نیازی به تدارک دیدن برای اتحاد ندارد. از هر گرایش و هر طیفی میتوانید متحدین خود را در این زمینه بیابید.
اما برای مطالبه جدایی دین از دولت هم باید بیشتر بگردید بدنبال گرایشات « آزادیخواه» به طور کلی. مهم نسیت که جنس این آزادی چه باشد مهم این است که مشکل آنها با ترکیب دین و دولت است و نه به هیچوجه اجزای آن بطور جداگانه. اما برای طبقه کارگر و مبارزان کمونیست ماهیت دولت و دولت سرمایه داری است که موضوع مبارزه با آن را تعیین میکند حال چه دینی مثل دولت حاکم کنونی در ایران و چه غیر دینی مثل دولت بوش. به همین دلیل هم هست که گرایش کمونیستی حاضر نخواهد شد از جنگ دولت غیره دینی بوش علیه دولت دینی افغانستان حمایت کند، کاری که حککا انجام داد تا در دور بعدی و در جنگ آمریکا با ایران و در تقسیم حلوای قدرت، شاید یک نعلبکی از قدرت هم این وسط سهم حککا شود.
چهارم؛ پیروزی انقلاب از نظر من لحظه به دست گرفتن قدرت توسط طبقه کارگر و مزد بگیران فقیر است. و نه یک انقلاب جهانی. اما این فقط پیروزی است و پیروزی و به دستگیری قدرت معنی سوسیالیزم نمی دهد. این فقط برای حککا همین معنی را دارد زیرا که قصدی بیش از کسب قدرت ندارد و از همینروست که دنیایش از فردای کسب قدرت بهتر خواهد شد. اما از نظر سوسیالیست های انقلابی پیروزی تازه آغاز راه برای رسیدن به زندگی انسانی و پایان دادن به بربریت حاکمیت سرمایه داری است. اگر قرار است پیروزی را قاب کرد و به دیوار آویزان کرد که کار زیاد دشواری در پیش نیست. یک اتحاد با ارتجاعی ترین گرایش اپوزوسیون برانداز نظیر سلطنت طلبان مشکل را حل میکند. اما اگر منظور از سوسیالیزم رفاه و آسایش عمومی در جامعه سوسیالیستی است که باید گفته شود سوسیالیزم در فراوانی بوجود می آید و نه در تقسیم عادلانه فقر بین مردم. برای رسیدن به فراوانی باید ساختمان سوسیالیزم و روند ساختن آن آغاز شود و نه صرف « پیروزی». چنین روندی یک روند انترناسیونالیستی است و نه ناسیونالیستی.
یک پیشنهاد: شما لزوماً نیازی به پیدا کردن متحد برای شرکت در مبارزه انقلابی ندارید بلکه میتوانید به آنچه که مبارزه انقلابی نام دارد و نقداً در جامعه جاری است بپیوندید و خود را از شکل یک جریان سکت خارج کنید و با آن متحد شوید. منتظر چیزی بر عکس این نباشید که فرصت خود را از دست میدهید.


كوير 4:35 @ Thu, 20 May 04

من نوشته هاتو ميخونم و برام جالبن ... مرسي ...


هاله 4:21 @ Thu, 20 May 04

طفلک کارگر.


golku 3:55 @ Thu, 20 May 04

مهران محجوبی عزيز ( شماره ۱۰۵)

تو سرتاپای حرف مرا اشتباه فهمیده ای. لطفا یک بار دیگر نوشته مرا بخوان:
من نوشته ام:

می بيني که در اينجا تبليغ به هر شيوه ای حتی کوبيدن ديگران مباح ميشود. من اين رااز يک حزب امريکايی ميتوانم قبول کنم امااز حزبی که ميخواهد نماينده طبقه کارگر باشد نمی توانم. بیا استانداردهایمان راپایین نیاوریم.

استاندارد من این است که هدف یک حزب باید بهروزی مردم باشد. شما می خواهید با از بین بردن دیگران پیشرفت کنید . یکی چپ سنتی است. یکی چریک بوده و به درد نمی خورد . آن یکی اگر هم زندهبود به دردی نمی خورد چون میرفت اکثریتی میشد
شما دردی را از جامعه ایران دوانمیکنید کههیچ آنها را هم که در مقطعی از تاریخ جانشان را در راه مبارزه گذاسته اند از کالیبر خودتان حساب نمی کنید.
منوچهر خان اینها را شهید پرستی و مرده پرستی و سنت اسلامی میداند(‌یک چماق دیگر)‌.اما به حزب کمونیست کارگری که میرسد منصور حکمت؛پیامبر کونه؛ میشود و مارکسیسم میشود مارکسیسم حکمتیسم.
این مشکل حزب کمونیست کارگری است. تضاد اصلی حزب کمونیست کارگری با خودش است.


golku 3:33 @ Thu, 20 May 04

آتش عزيزم
من فکر ميکنم تا رسيدن به جامعه ايده آل حالا حالاها وقت لازم است. اما تا قبل از آن به قول تو چيزهايی هست که بايد همين حالا حل شود. حقوق اوليه مان را می خواهيم. اين جکومت ارتجاعی بااز ميان برداشته شود. از ترس اينکه مبادا حکومت بعدی حکومت ايده آل ما نشود حيلی ها حتی حاضر به عوض شدن اين حکومت نيستند که خيلی عمگينانه است. اينها بايد بروند . در ايرانی آزاد حيلی راحت تر ميشود بحث کرد وآگاهی پيدا کرد و به پيش رفت.
اينکه چطور بايد به آزادی رسيد و از شر ملاها حلاص شد سوال اصلی است. دوستانی که هيچکس ديگر را عير از خودشان آدم حساب نمی کنند کمکی به اتحاد مردم نمی کنند. بايد همه نيروهای سرنگونی طلب در يک جبهه جمع شوند و ناز هدر رفتن نيروها در جبهه های محتلف جلوگيری کنند.
همين صفحه پتيشن مثال خیلی جالبی است. اگر ليست امضا کنندگان را ببينی از هر عقيده و بينشی در آن هست. به همين دليل اين صفحه در همان ۲۴ ساعت اول از ايران فيلتر شد. اينان هراسشان ز يگانگی ماست.

به جای پريدن به گروههای ديگر و روی برج عاج نشستن و در وبلاگها دنبال مبارزه گشتن بايد با هم متحد شد و يک راه حل عملی برای آزادی پيدا کرد . گرنه فردا شايد حيلی دير باشد.


manochehr 3:17 @ Thu, 20 May 04

آتش جان.
در ادامه کامنت قبليم همين الان نامه آمنه لاوال را خواندم-همان زنی که قرار بود در نيجريه سنگسار شود و با همت مينا احدی از دفتر سياسی حزب آزاد شد-اين بخشی و تنها بخشی از حرکات اين حزب است که ميخواهد در روند اوضاع تاثير بگذارد و ميگذارد.من شخصن از اين نامه بسيار خوشحال شدم اما اين دوستان جوان اينها را نمی فهمند و اين حرکات زنده را به ريشخند ميگيرند و مردم را به يک بهشت در ۸۰۰ سال ديگر وعده ميدهند.اين هم نامه آمنه:
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240519Mina.html


manochehr 2:35 @ Thu, 20 May 04

تلويزيون کانال جديد را در شبکه جهانی اينترنت ببينيد.
http://www.newchannel.tv/


manochehr 2:22 @ Thu, 20 May 04

آتش جان.
از شوخی گذشته تمام داستان درست کردن حزب برای همين است تغيير دايم در زندگی روزمره که مردم شفاف اين تغييرات را در زندگی خود و کودکانشان ببينند.اين حزب برای تفنن و رفع تنهايی عده ای که درست نشده.اين حزب تغييرات جدی و همين امروز در زندگی است.مردم آزادی نسيه ای را از کسی قبول که نميکنند هيچ حتا احتمال دارد به طرف یک تیپا هم بزنند.اين جوان آنقدر بحثهايش غير جدی است که کسی او را به بازی نميگيرد.اين آقا مشغله فکری به جز بحثهای آکادميک دو زاری ندارد.برای همين است که بعد از ۱۰۰۰ سال فعاليت هنوز کسی دورش جمع نشده.اگر در اين مدت رفته بود به درس و مشق اش ميرسيد بيشتر به حال جامعه مفيد بود تا اين بحثهای که انسان را ياد سریال دايی جان ناپليون مياندازد.هرچی بهش ميگويی داستان استالين و حزب را رو ميکند.آقای محترم برو سری بحثهای حکمت را در مورد مسئله شوروی/که در سطح جهانی تک است و بهترین جواب مارکسیستی را به این مسئله داد/ بخوان شايد چيزی ياد گرفتی.


manochehr 2:04 @ Thu, 20 May 04

آتش جان.
فعلن تا رسيدن شرايط برای انقلاب جهانی بايد تحمل کنی.اين لپ مطلب اين جوان است.فعلن با سنگسار واعدام بساز تا ۸۰۰ سال ديگر خبرت كنم.كوروش بخواب كه جوان سوسياليست بيدار است.آمين.


atash 1:48 @ Thu, 20 May 04

دوستان ... بحث جالبی میان منوچهر و جوان کمونیست صورت گرفت و مااستفاده کردیم .. راستش این که جنبش طبقه کارگر تا وقتی مرزها برداشته نشده است نمی تواند به پیروزی برسد باورکنید مشکل من و ودیگران را که در جهنم حکومت اسلامی زندگی می کنیم حل نمی کند.

دوستان بحث های اساتیدی تعداد محدودی را دورخودجمع می کند البته خیلی خوب است آشنائی با دیگر افکار حتی اگر عده ای آن را روشنفکران شیشه ای بنامند .. اما این وسط نقش مردم که در حکومت ملا یان هرروز خون جگر می خورنددر کجا قرار می گیرد ؟.
چگونه می توان برای رسیدن به مطالباتمان با یکدیگر متحد شویم ؟. ببینیم اول کدام يک از خواسته هایمان در الويت هستش ..
ما حقوق برابر می خواهيم .. لغو حکم اعدام و سنگسار می خواهیم . کاهش ساعت کار و آموزش وبهداشت رايگان می خواهيم .. جدائی دین از حکومت وکلا آموزش وپرورش . بيمه بيکاری و همین طور تا به آخر ..
می خواهم بدانم جوان کمونيست ويا منوچهر که هرکدام نماينده يک جريان فکری خاصی هستند می توانند با ماودرکنار اين خواسته های ما بايستند؟؟؟؟؟؟ یا اینکه دست رودست بگذاریم تا انقلاب جهانی شود وطبقه کارگر قدرت وحکومتش را صادر کند؟


kianosh 0:44 @ Thu, 20 May 04

برای خواندن مطلبی در مورد بحثی که در اين جا در جربان است به سايت شورايی مراجعه کنيد. عنوان مطلب « درباره تصميم گيری شورايی،زائده سازی تشکيلاتی،تشکلات مستقل و حزب کمونيست کارگری»

http://www.shoraee.com


BOOK 0:40 @ Thu, 20 May 04

مهران جان (100)

:-))


شبح 0:33 @ Thu, 20 May 04

جناب ای‌.اس.(125)
تبختر به معنای تکبر و از روی خودپسندی و نخوت راه رفتن است. من تمختر يا طمخطر نشنيده‌ام اما تبختر به معنای با ناز و عشوه راه رفتن هم هست.


manochehr 23:47 @ Wed, 19 May 04

بيانيه کارگران ايران خودرو به مناسبت بازگشت مجدد کارگران اخراجی اين شرکت به کار
اتحاد و همبستگی رمز پيروزی است ! ما ديگر تنها نيستيم.
www.kargaran.org


جوان سوسیالیست 23:13 @ Wed, 19 May 04

منوچهر 126
دوستان؛ منوچهر در کامنت شماره 126 خود خواسته با پیش کشیدن « چیزی» به نام نقد وارد عرصه نقد تئوریک و نظری شود! لینکی که او معرفی کرده نوشته اعضای کمیته « رهبری » حککا است. (این نوشته تلاش کرده که جوابی به نقد ( "حزب کمونیست کارگری ایران" وبال گردن جنبش کارگری ایران) باشد. با مطالعه این نقد و مقایسه حتی از دور جواب آن به این نقد متوجه خواهید شد که رهبران حککا تا چه درجه گیج و از مرحله پرت هستند و آنجا که ناچار میشوند وارد عرصه تئوریک شوند چگونه خود را به نمایش میگذارند.
http://www.javaan.net/Nazari/hkk/resam_hkk.pdf


جوان سوسیالیست 22:55 @ Wed, 19 May 04

منوچهر 123
از نئاندرتال تا حککا را به هم بافتی که به این نتیجه برسی باید برای افزایش دستمزد مبارزه کرد؟!! چه کسی گفته که نه، بگذار با دستمزد کم کار انجام بدیم؟!. شخصاً یک کارگرم و جنگ معمولم در کارخانه جنگ افزایش دستمزد است. هر چند شما در این زمینه هم آنقدر فعال نیستید تا جنگ با خدا، اما بحث بر سر این است که وقتی شما خود را کمونیست، آنهم از نوع کارگری میدانید، کدام نوع مبارزه را صورت میدهید که بدون حضور شما آن حیطه از مبارزه پر نخواهد شد؟ بدون هیا هوی شما در زمینه برابری زن و مرد هم چندین وچند برابر «مبارزه» شما در این زمینه توسط فمنیست های حتی بورژوازی صورت میگیرد چه رسد به خود جنبش زنان. نه آنها نیازمندند که بگویند کمونیست کارگری هستند و نه شما میتوانید مبارزه سوسیالیستی را در حد کسب امتیازات طبقاتی و رسیدن به مطالبات دمکراتیک متوقف کنید. موضوع اینجاست که بدون حضور حزب شما یک مو از کدام یک از عرصه های موجود مبارزه کم میشود؟ اشکال اینجاست که تمامی این مبارزات وجود دارد بدون اینکه کسی اصلاً شما را بشناسد. اما اشکال دو برابر می شود وقتی که شما میخواهید مهر حزبی خود را پای این مبارزات بکوبید تا هنوز نه به بار است و نه به دار از جنبش انقلابی کولی بگیرید. یک نمونه بارز آن را اینجا از گفته های منوچهر کپی میکنم تا ماهیت این جریان قیم مآب برای کسانی که روشن نیست هم روشن شود. منوچهر در کامنت شماره 78 میگوید: « (نمونه اش همين حرکت آزادی کارگران در سقز٫ ما اين عزيزان را از زندان بيرون آورديم٫علی رقم خواسته رژيم که شايد ميخواست ۱۰۰۰ بلا سر آنها بياورد) »
شما این عزیزان را از زندان بیرون آوردید؟! شما این کار کردید و شما آن کار را کردید؟ کدام جریان مارکسیستی! را تا این درجه انحصار طلب و قیم مآب سراغ دارید؟
منوچهر نشسته قصه گل ممد و فریده را تعریف میکند که بگوید در میان آنها جا دارند! نگاهی به عملکرد حککا در مراسم اول ماه مه امسال نشان داد که حککا تا کجا بی پرنسیپ و تا کجا در میان کارگران بی اعتباراست. دیدی که در هیچ مراسمی نتوانستید چند گوش خریدار پیدا کنید و سرتان را انداختید پائین از میان جمعیت کارگری، خجول ناشی از بی اعتناعی آنها نسبت به خود خارج شدید.
منوچهر لازم نیست به من ثابت کنی که کجا گفتی مذهب بد است و سنگسار خوب نیست و... در این عرصه ها عده بسیار زیادی از طیف ها و گرایشات مختلف بدون آنکه کمونیست کارگری و یا« حزب طبقه کارگر!» باشند فعالند. شما برای اثبات ادعایتان ثابت کن چند اعتصاب کارگری در سراسر حیات حزبیتان سازمان داده اید. این که هنر نیست دیگران بکارند و شما بخورید و اسمش بگذارید حککا!!
شما بفرمائید با مذهب خود مذهب زدایی کنید و وبال گردن جنبش کارگری نباشد. این جنبش خود بهتر از شما میداند چگونه برای افزایش دستمزد و کاهش ساعت کار مبارزه کند و خود خوب می داند چگونه قدرت را به دست بگیرد. شما صفت کلاه اصلاح طلبی تان را بچسبید، گرفتن قدرت را به خود طبقه کارگر واگذار کنید و درس بیاموزید.


manochehr 22:49 @ Wed, 19 May 04

گروگانگيرى از نان پناهجو ممنوع!
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240518Fed_Alman.html


جوان سوسياليست 21:43 @ Wed, 19 May 04

نقدهايی در باره حزب کمونيست کارگری: نظريات انحرافی و روش های مخرب تشکيلاتی.
در حدود ۳۰۰ صفحه
http://www.javaan.net/Nazari/nagad.htm


اميد دادآر 21:18 @ Wed, 19 May 04

درباره تصميم گيری شورايی،
زائده سازی تشکيلاتی،
تشکلات مستقل و «حزب کمونيست کارگری»

matlabist dar javab be soalate chand tan az doostan, dar site shoraee:

www.shoraee.com


آرمین گیله مرد 21:08 @ Wed, 19 May 04

... به همین راحتی ...


آرمین گیله مرد