چهارشنبه، 16 اردیبهشتماه 1383 | May 05, 2004

آغاز پايان تاريخ


سکه‌ی امروز به نام فيلسوف و انقلابی بزرگی ضرب شده است که ظهورش در تاريخ بيش از آن‌که به عنوان محصولی از تحول تاريخ باشد خود موجب تحول تاريخ بود. او پايان تاريخ را اعلام کرد و نشان داد تاريخی که سطر به سطرش با برده‌گی و اسارت انسان نوشته شده است قابل واژ‌گونی است.
کارل مارکس در 5 می 1818 در شهر کوچک مرزی ترير به دنيا آمد. تولد او حادثه‌ی ويژه‌یی نبود او دومين فرزند خانواده‌ی يهودی تازه مسيحی شده‌یی بود که پس از تولد کارل 6 فرزند ديگر هم به خود ديد. بی‌شک در آن روز بهاری که کارل متولد شد هيچ کس فکر نمی‌کرد کودک متولد شده در اين خانواده‌ی طبقه‌ی متوسط موجب انشقاق تاريخ به دو قسمت قبل و بعد از مارکس شود.
آنری پوانکاره (هانری پوانکاره) را از زمره آخرين داشمندانی می‌دانند که در علوم تجربی مختلف سرآمد بود و شايد از اين حيث به توان مارکس را نيز آخرين انديشه‌مند علوم انسانی دانست که در زمينه‌های مختلف از هنر تا سياست و اقتصاد شاخص و سرآمد بود. پايان قرن نوزدهم پايان اين‌گونه دانشمندان و انديشمند بود زيرا علوم آن‌چنان تخصصی شد که ديگر هيچ‌کس به تنهایی بر تمام علوم يا حتا تمام شاخه‌های يک علم نمی‌توانست اشراف داشته باشد.
مارکسيست‌ها در قرن بيستم انديشه‌های مارکس را در شاخه‌های مختلف علوم انسانی بسط دادند و امروزه هيچ عرصه‌‌یی از فلسفه و اقتصاد و علوم اجتماعی را نمی‌توان سراغ گرفت که مهر مارکس و مارکسيسم بر آن نخورده باشد. با اين وجود مارکسيسم از مارکس فربه‌تر شده است و حتا منجر به گرايش‌ها متضاد نيز شده است. شايد در طول تاريخ هيچ انديشه‌مندی را نتوان سراغ گرفت که به نام او و در ميان کسانی که خود را پيرو انديشه‌های او می‌دانند اين همه تشتت و اختلاف وجود داشته باشد. اين تشتت و اختلاف منشاء‌اش در پراتيک و عمل‌گرا بودن مارکسيسم است. تفاوت مهم مارکس با ساير فلاسفه در همين است که مارکس فقط برای تبين تاريخ نيامده است، آمده است تا تاريخ را تغيير دهد. اختلاف مارکسيست‌ها بر سر درک يا عدم درک درست يا نادرست انديشه‌های مارکس نيست برسر اختلاف مواضع عمل‌کردی‌شان است و هر عمل اجتماعی منافع و مضار گروه و طبقه‌یی را در پی دارد.
مارکس چون شبحی مخوف خواب آنان را که منافع‌شان حکم می‌کند وضع موجود حفظ شود هم‌واره آشفته کرده است بنام هوا‌خواه مارکس بودن، پاک‌ترين و شريف‌ترين انسان‌ها به خاک و خون کشيد شدند حتا در کشور‌هایی که حاکمان‌اش خود را مارکسيست می‌خوانند.
روزی که مارکس و تاريخ با هم ملاقات کنند هر دو از ميان می‌روند ديگر نه تاريخ باقی خواهد ماند نه مارکسيسم. زيرا مارکسيسم پراتيکال است و جدا از پراتيک اجتماعی وجود ندارد و تاريخ نيز بدون استثمار.
تولد مارکس را به هم ديگر تبريک بگوييم و در راه رسيدن روزی پيکار کنيم که مارکس به تاريخ بپيوندد و تاريخ به انتها برسد.
--------------------------------------------------
سال 82: ليلی از زبان مجنون
سال 81: پنجم می 1818

May 5, 2004 10:58 PM | TrackBack

حسام 10:23 @ Tue, 8 Jun 04

با سلام
آقا من خیلی خوشحال شدم که همچین جوانان تازه نفسی در رابطه با این مسائل شاید فراموش شده هنوز بحث و گفتگو می کنند .


جوان سوسياليست 2:41 @ Sun, 16 May 04

جوان سوسياليست را بخوانيد؛


Shoraee Enghelabi 17:05 @ Sat, 15 May 04

rofagha va doostan az site shoraee enghelabi javanan socialist iran didan konid: www.shoraee.com پیش به سوی تشکیلات مستقل جوانان شوراي انقلابي جوانان سوسياليست ايران www.shoraee.com http://groups.yahoo.com/group/shoraee


جوان سوسیالیست 19:41 @ Fri, 14 May 04

« حزب کمونیست کارگری ایران» وبال گردن جنبش کارگری ایران
اینجا بخوانید
http://www.javaan.net/


Farid 6:09 @ Thu, 13 May 04

دستگیر شدگان راهپیمایی اول مه سقز آزاد شدند. این پیروزی بزرگی برای طبقه کارگر ایران و فعالین پیشرو آن محسوب می شود. جمهوری اسلامی تنها در مقابل جنبش متحد کارگران است که تاب مقاومت ندارد.
در این میان باید از انجمن کارگری جمال چراغ ویسی که مستقیما مردم دنیا را در جریان لحظه به لحظه این واقعه قرار داد تشکر کرد. همه جریانات چپ و کارگری از اخبار این انجمن استفاده می کردند. بجز انصار حکمت که بیشرمانه با پس و پیش کردن مفاد اعلامیه های انجمن به نام کمیته جاش های کردستان خود آن را باز نویسی می کرد.


مهران محبوبی 18:35 @ Wed, 12 May 04

۱۷۰
دوست عزیز دقیق فرمودید! ولی برای ناظر ی آگاه چندی طول نمی کشد که این فرد دستش رو شود! بالا خره افراد با اسم مشخص و نظرات مداوم در یک مسیر ی بحث می کنند اند که در این وبلاگ منشا اثری می شوند! نه تک تک کامنت های بی معنی ! من بار ها گفتم این فرد برای آنتراکت هم بد نیست! چون بحث های جدی بین اش تنوعی باشد بد نیست! بعد هم اگر کسی با چندین اسم کامنت می گذارد اگر کامنت هایش از درجه اهمیتی برخوردار باشد من به همه آنها یک یک با اسم و مسئله مشخص هر کدام برخورد خواهم کرد ! بقول خودش اسم خود را جوان گذاشته شاید از نظر سنی جوان نباشد ولی از نظر فکری بسیار جوان است!


مهران محبوبی 18:16 @ Wed, 12 May 04

Rosva171
رزوای عزیز!
من در سطح درک شما از انقلاب با موضع گیری که کردید اشاره به حقایقی را دارد!بسیار راضی هستم که چنین ایراداتی را بیان کردید! هر چند هیچ کس نمی تواند به اینکه دیکتاتوری پرولتاریا در انقلاب بهمن ایران آمد را زیاد جدی بگیرد و بیشتر یک نوع هیستری از کمونیست و انقلاب و رابطه اینها به هم را می رساند که دقیقا بسیار صحیح فرمودید! انقلابات در هر جوامعه امروزی مسئله قدرت گیری کمونیست ها را ها را دوباره بروی صحنه می آورد! بهترین نقد را همین کمونیست ها و مارکسیست ها به این جوامعه دارند! نقدی که خود را در اعتراضات مردم علیه این نظام نشان می دهد! ولی نقش کسانی که به کمونیست معروفیت داشتند در این انقلاب بهمن بگویم که تقریبا صفر بود ! چیزی که بود نقش خود مردم بود که به نقد جامعه سرمایه داری رسیده بودند و هر حرکت آنها در این انقلاب و هر انقلاب دیگری چیزی غیر از این را نمی شود از آنها انتظار داشت! افراد ی که به کمونیست مشهور بودند از جمله چریک و بخش مارکسیستی محاهدین خلق و غیره همه زندان بودند و یا خارج ایران در تبعید بسر می بردند! تازه بعد از وقوع خود انقلاب بود که بدست قدرت مند مردم در زندان ها باز شد و چیزی به اسم زندانی سیاسی تا مدتی کاملا از میان رفت! این هم دست آورد انقلاب بود! همه این باید نشان دهد که چرا نباید خطر کمونیست را در چارچوب سازمان ها و افراد ملقب به آن محدود ندانست!
حال اینکه ما حزب کمونیست کارگری ایران شعار می دهیم یا رهبری انقلاب بوسیله این حزب یک امر خیالی است باید بگویم! شعار هایی که روزی ( ۲۵ سال پیش) تنها از دهان کمونیست کارگری بیرون می آمد الان همه گیر شده و مردم ایران در هر تجمع و اعتراض خود چیزی غیر از آن ورد زبان اشان نمی آید نباید هم زیاد تو خالی باشد! مگر اینکه شما اساسا خط بطلانی روی مردم ایران می کشید و آنها را یک عده بقول بعضی از همین نژاد پرست های اسرائیلی Subhuman تصور کنید ! آنوقت شما باید دیگر دور ور خود را نگاه کنید! جمعیت مردم کره ارض تنها به یک عده نژاد پرست از این نوع در اسرائیل و آلمان هیتلری ختم نمی شوند! شما در تظاهرات ۲۰ خرداد و ۱۸ تیر و ۱۶ آذر در همین سال گذشته همین شعار ها یی که کمونیست کارگری ۲۵ سال پیش می داد مشاهده می کنید مردم در تظاهران چندین هزار نفره می دهند! زنده باد آزادی زنده باد برابری مرگ بر جمهوری اسلامی ایران! فلسفه حرکت اجتماعی سیاسی کمونیست کارگری منطقی ترین و انسانی ترین را ه حل ها را انتخاب می کند! ولی وقتی نیروی نظامی رژیم اسلامی کردستان را اشغال می کند این حزب برای همان راه حل منطقی تفنگ هم بدست می گیرد که زور و قتل و آدم کشی جمهوری اسلامی و هر کس دیگر ی که به این وسایل متوسل می شوند را به عقب بزند! شعار که مواد اولیه هر انقلابی در راه اتحاد مردم است خوب مسلم است ما هم می دهیم! هر انقلابی هم باید بدهد اینکه جای تعجب ندارد!
بهر حال از معرفی کتاب مورد نظر اتان ممنون ! فکر کنم این بحث ما این جا خاتمه پیدا کند ! من دفعه بعد سعی می کنم آمار های دیگری با ماخذ دقیق آنها را بیاورم! که بحث دقیق تر و موجه تری از سوی هر دویمان داشته باشیم!


منصور حکمت 12:57 @ Wed, 12 May 04

منصور هستم از اون دنیا تماس می گیرم.
مهران عزیزم کمی ملاحظه ی من را بکن، این جا بدجوری تحت فشارم.


مهسا حیدری 12:50 @ Wed, 12 May 04

آقای مهران برای اطلاع شما بگویم که آدرس سایتتان را از کامنت ۱۵۶ برداشتم!
توضیحات شما به نظرم لفاظی محض است.
حزب شما کمونیست نیست. تنها شکلک آن را در می آورد. رهبری انقلاب توسط این حزب هم لطیفه است، اگر طرفداران ملیونی دارید چرا تا به حال حرکتی نکرده اید؟


Rosva 1:31 @ Wed, 12 May 04

Mehrane aziz
Man ham moteassefane dar balvaye Bahmane 1357 hazer budam va az nazdik shahede dasise chiniye communist ha shodam ke chetor mardom ra bazicheye daste khod kardand ta ba soghute dictatoriye shah,dictatoriye proletarion ra piade konand.Baraye hamin ham be shoarhaye tukhaliye in goruh ahamiati nemidam
Aya shoma ham mesle man baraye pishborde ideologii ke eteghad darid tofang be dast gereftid va jangidid?ya faghat tamamiye omr be zende bad-morde bad guii mashghool budid
Baraye darke mahiate keshmakeshe arabo yahudi pishnahad mikonam ketabe "The Case for Israel"neveshteye Alan Dershovitz ra negah konid.Amare daghighe panahandegan ro ham az tarighe UNRWA mitunid kasb konid
Be har hal,az unjaii ke goftam arabhaye tabe'e Esrail(yaani 18% jamiate inja)az tamame mazayaye tabeiat barkhordar hastand fekr mikonam bekar bordane kalameye apartheid dar morede ma bija bashe


21:42 @ Tue, 11 May 04

آقای محبوبی خودت را خسته نکن و آب در هاون نکوب اين اسامی:فرید٫ظ٫لادن دلاور٫مهسا حیدری٫جوان سوسیالیست همه يک نفرند که با اسامی مختلف اينجا به "نقادی" می پردازند.


مهران محبوبی 19:09 @ Tue, 11 May 04

مهسا حیدری ۱۶۲
دوست عزیز شما گفتید از اصول کمونیست مطلع هستید. می شود قلم رنجی کنید یک کلام بگویید این اصول کدام اند که شما در سایت این حزب کمونیست کارگری اثری از آن ندیدید؟! و این که این حزب کارگری نیست یک سوال دیگر چه چیزی کارگری بودن یک جریان را برای شما محک می زند؟ راستی سایت این حزب را که اصلا چیزی از میان دوستانتان از آن نشنیده بودید از کی گرفتید؟!
بعد ما قرار نیست که در انتخابات بعدی ریاست جمهوری اسلامی شرکت کنیم که تبلیغات ما در رسانه های گروهی قانونی در ایران بدست شما برسد! ما یک انقلاب را داریم سازمان می دهیم و مسلما انقلابی ترین اقشار مردم ایران اولین کسانی خواهند بود که از ما مطلع خواهند شد! شما می توانید به رادیو و تلویزیون و نشریات متعدد و سایت این حزب رجوع کنید که همه در مقابل هجوم رژیم اسلامی قرار دارند که بدست انسان ها در ایران نرسد! ولی بهر حال ما این موانع را تا حدی از میان برداشیتم و این امکان را به امثال شما داده ایم که گوش کنید ببینید و بخوانید و سوال کنید وپاسخ بگیرید ! راستی روز های چهارشنبه از این هفته لیدر حزب در برنامه انترناسیونال تلویزیونی برای پاسخ به سوالات عموم برنامه دارد! رهبران مان هم مکررا در شهر های کردستان به لطف حمایت مردمی و کنار زدن نیرو های انتظامی رژیم ظاهر می شوند ! شما دانشجو هستید دوستان اتان از این حزب چیزی نشنیده اند! عزیزم در انقلاب همه با هم که دست به انقلاب نمی زنند هر کی دیر و زود به آن می پیوندد! البته آنهایی که ۲۵ سال مثل این حزب کمونیست کارگری آنرا سازمان می دادند مسلما برای رهبری آن شانس بیشتری دارند و کسانی که آخر ها صدای انقلاب را می شنوند بترتیب قد نوبت می گیرند ! موفق و پیروز باشید!


مهران محبوبی 18:42 @ Tue, 11 May 04

اشتباه بجای ۱۵۰۰۰۰ عدد ۱۵۰۰۰ زده ام !


مهران محبوبی 18:39 @ Tue, 11 May 04

golko161
درست می گویید مردم به قهرمان های بیرون از خود احتیاج ندارند ولی به قهرمان های درون خود بسیار نیاز مندند! چرا چون جمهوری اسلامی با نون مردم را گرفتن آنها را به هر ذلتی مجبور می کنند! تنها قهرمانان از میان خود مردم اند که تن به این ذلت نداده و شعار رهایی از همه این دسیسه های ذلت پذیر را بمیان می کشند! من خودم را یکی از میان این مردم می دانم! تن به ذلت نمی دهم ! حزب کمونیست کارگری ایران از شریفترین و قهرمان ترین این مردم درون خود جا داده است! مثل هر حزب دیگری که بنا بر علت بوجود آمدنش بقدرت نظر داریم! اگر حزبی چنین نمی کند مسلما از خود حکومتی ها باید باشد یا با وضع موجود سازش دارد! بقول خانم شیرین عبادی که اخیرا در کانادا حضور داشتند از ایشان پرسیده شد شما در این مدت ای که جایزه نوبل گرفتید چه خدماتی در جهت رفاه و آزادی مردم ایران کردید . ایشان پاسخ داد من اصولا قهرمان پرور نیستم و با قهرمان پروری جدا مقابله می کنم! این حرف ایشان مرا یاد حرف خمینی انداخت که من تنها یک روحانی ام دولت مردان در تهران حکومت می کنند و من در قم راه طلبگی را ادامه می دهم! ایشان هم قهرمانی های مردم ایران را که یک انقلاب به آن عظمت را به پیش بردند و حکومت محمد رضا شاه را به آن استحکام را به زیر کشیدند را به تمسخر گرفت! همه می دانستند که دست هایی در کار است که ایشان اینطور نظر می دهد! سرالف رمزی ها هویز ها و بازرگان و رفسنجانی و بهشتی ها از قبل تهیه همه چی را داده بودند که در روز های انقلاب نماینده خمینی در تهران جناب طالقانی به مردم گفت که ای مردم به پادگان ها حمله نکنید هر کی حمله کند ضد روحانیت عمل کرده است و آنرا عمل یک مشت جوجه کمونیست ها انداخت! مردم به ارتش و پادگان هایش حمله کردند و انقلاب با زور قهرمانانه خود را به سرانجام رساندند! بعد خود انقلاب بعد از دو سال اندی کنار رفت و خیلی از انقلابیو ن را اعدام کردند که عده آنها به ۱۵۰۰۰ نفر می رسد. خیلی ها هم باقی مانده اند! حزب کمونیست کارگری ایران بخش بسیار فشرده ای از همین شکست نخوردگان انقلاب بهمن را در خود جا داده است! منصور حکمت میوه این نسل انقلاب بهمن است! حزب اش دست رنج سالیان همین ۲۵ سال مبارزه پیگیر کمونیستی انقلابی است! عمل از حزب کمونیست کارگری ایران می خواهید ! سران این حزب طی ۲۵ سال مبارزه و در خلاف جریان ره پیمودن اجازه این شعار ها را بخود می دهند! شعار های ما ضربه ای به سانسور و آزادی کشی جمهوری اسلامی است! یک لحظه از موقعیت خود قافل نمی شویم! شعار های آزادی های سیاسی و بیان بی قیدو شرط و شعار آزادی و برابری و مرگ بر جمهوری اسلامی و جدایی مذهب از دولت و زندگی مردم شعار این حزب از همان بدو شروع این حکومت اسلامی بوده است ! زمانی که مردم در رفراندوم برای رای به جمهوری اسلامی و مجلس اولیه خبرگان شرکت کردند این حزب رای به نابودی این حکومت می داد! مسلما گروه ها و جریاناتی که بعد به این صف مقابله با حکومت رسیدند بترتیب قد نوبت می گیرند تا مردم آنها را ببینند! بهر حال تاریخچه حزب برای همه عیان است به سایت ها و رادیو و تلویزیون حزب به نشریه ها و ادبیات حزب رجوع کنید متوجه می شوید!


مهران محبوبی 18:00 @ Tue, 11 May 04

Rosva 164
رزوای عزیز من یک کلام بی احترامی نه به شما کردم نه به هر فرد شریف دیگر که نخواهید ادامه بحث دهید! ولی یک چیز را و آن آزادی و برابری انسان ها و این را برای همه بنی بشر خواستم برای فلسطینی و اسرائیلی و غیره را تاکید داشتم! این برای شما گران تمام شد؟! شعار قلمداد شد و برای همین ادامه بحث نمی دید!؟ آمار شما خیلی خوب من رد نمی کنم ولی منبع اش را ذکر نکردید! من هم آمار ام با منبع اش را ذکر کردم! منبع آمار من یک گزارش گر انگلیسی و از سازمان ملل متحد بود و نه فلسطینی از سازمان حماس! شعار می دهم آره انکار نمی کنم! طرفدار حزب کمونیست کارگری ایران هستم که نمونه اش هم در عراق وجود دارد! همان طور که احزاب مثل لیکود و جمهوری اسلامی به قدرت می رسند این حزب هم مدعی قدرت گیری است و چون نمونه های بالا مانع حتی وجود آزاد چنین احزابی در هر کجای دنیا هستند اگر اتفاقا سر کار بیایند طبیعتا دنیای دیگری عکس چیزی که در حال حاضر شاهد آنیم بوجود خواهد آمد!
من خواهان مرگ احدی از مردم اسرائیل نشدم بلکه خواهان نسل هایی آزاد و سلامت در همه کشور ها از جمله اسرائیل شدم! اگر شما غیر این را برداشت کردید به واقعیتی نظر داشتید بدون اینکه من صحبتی از آن کنم! این واقعیت این است که دولت آپارتاید اسرائیل را جلوی این نوع آینده می بینید و احتمال جنگ و خون ریزی می دهید! من مسرانه تاکید کردم که از راه مدنیتی که در منطقه غایب بوده است به این خواهیم رسید شما این نسل براندازی را از کدام طرف آستین اتان مثل شعبده باز بیرون آورید!؟ من خودم در انقلاب بهمن حضور داشتم و در این انقلاب آتی حضور خواهم داشت! انقلاب مدنیت با خود می آورد! نتایج از میان آوردن آفریقای جنوبی که شعار نیست! من می گویم که یک انقلاب دیگر در ایران که ابعاد بسیار همه گیر تر از قبلی داشته باشد نتایج بسیار عملی تر در جهت به روزی مردم منطقه خواهد داشت! از صحبت با شما کمال لذت را برده ام امید وارم چنین برای شما هم بوده باشد!


Rosva 16:20 @ Tue, 11 May 04

Rasti in ke shoma dar hame chiz va hame moredi Amrica ra moghasser midanid mano yade mash Ghaseme khoda biamorz mindaze ke hatta agar zane hamsaye del dard migereft in ra gardane ENGELISA miandakht BA AN CHESHAYE CHAPESHAN
Vallah dorugh chera?Ta ghabr AAAA


Rosva 16:11 @ Tue, 11 May 04

Mehrane aziz va gerami
Dorost be khatere asfradi mesle shoma bud ke man ta jaye momken nemikhastam dar in bahs ha sherkat konam.Man ba dalilo borhano amare mostanad ba shoma sohbat mikonam va shoma bejaye javab be man shoarhaye zende bad-morde bad tahvil midid.Rahe halle shoma ke nahayatan faghat be darya rikhtan ya ghatle amme yahudiane inja ro pishnahad mikonan tanha baraye "enghelabiune konje otagh" mesle khode shoma ghabele ghabul hast.Shayad shoma omidvar ham hastid ke sorkhpust haye Amrica va Aborigin haye Australia ham yek ruz keshvarhaye motemaddeni ra ke dar in sarzaminha sakhte shodand az bein bebarand va "haghe" khod ra az sefid pust ha pas begirand
Dooste aziz,pishnahad mikonam kami be doro baretun negah konid ta masire haghighiye tarikh ra bebinid.Tarikh hamishe jelo mire na aghab


nasrin 11:34 @ Tue, 11 May 04

با سلام به دوستان عزيز ٫ منهم اين بحث را تا به اينجا با علاقه و بی طرفانه دنبال کردم و از مطالب عنوان شده استفاده کردم .
به تمام دوستان شرکت کننده در بحث بخصوص مهران محبوبی و جوان سوسياليست عزيز خسته نباشيد ميگم و از ادامه اين بحث و بحث های اين چنينی استقبال می کنم .


mahsa heidari 10:38 @ Tue, 11 May 04

آقای محجوبی از کدام حزب صحبت می کنند که من دانشجو و سایر رفقایم تا به حال نه اسمش را شنیده ایم و نه حرکتی از آن دیده ایم! این نهایت بی خردی است که ایشان با شجاعتی باور نکردنی از رهبری انقلاب آینده ی ایران توسط حزبی صحبت می کنند که ازمبارزه الفبایش را هم نمی داند چه برسد به انقلاب!
من با دقت بحثهاییکه این جا مطرح شد را دنبال می کردم، ابتدا تصور می کردم نقد جوان سوسیالیست به حزب کمونیست کارگری یک تصفیه حساب شخصی است اما با دقت در صحبتهای طرفین ورجوع به سایتهایی که هر کدام معرفی کرده بودند ، متوجه شدم که حزب کمونیست کارگری نه کمونیست است ونه کارگری!
دوستان عزیز اگرچه ما نسلی هستیم که در خفقان متولد شدیم و شخصیتمان شکل گرفت، اما لااقل با خواندن کتابهای موجود از اصول اولیه مارکسیسم مطلعیم.
سوال من این است:
چرا حزبی که فاقد این اصول است، خودش را کمونیست می خواند؟


golku 9:41 @ Tue, 11 May 04

چه بحث جالبی اينجا بوده و ما حبر نداشتيم.

بعد از انقلاب دهها حزب و گروه سر برآوردند. مردم حق دارند همه را بشناسند و به هر کدام که ميخواهند بپيوندند. اما اين که گروهی بخواهد همه کارهای مردم را به خودش بچسباند و به هر گروه ديگری غير از خودش مارک و انگ بچسباند و به مصداق من آنم که رستم بود پهلوان بخواهد فقط با داد و فریاد نیرو جلب کند همانطور بادکنکی هم از بین خواهد رفت.
پشتوانه هر گروهی اعمال آن است نه گفتار آن. برنامه تحويل مردم دادن و بر موج احساسات مردم سوار شدن هنری نيست.باید برایش پشتوانه نشان داد. همه از پشت کامپیوتر قهرمانند. ضرر اين طور گروههايی که خودشان را مثل بادکنک باد ميکنند هدر دادن نيروی مردم و تفرقه انداختن بين آنان است که بيشتر پيروزی مردم را به عقب مياندازد. گروهی که خودش را مارکسيست می داند بايد پشتوانه اش کارگران باشند . بايد از اتحاد نيروهای مردمی استقبال کند. بايد آسان طلبی را بگذارد کنار و شرايط را درست تحليل کند و تا آنجا که لازم است فداکاری کند و پيش برود.
تاريخ بهترين گواه است و حقانيت هر گروهی هم با اعمالش و موضع گيری هايش در شرايط سخت تاريخی مشخص خواهد شد.اینجا میدان مسابقه حزب و گروهها نیست. اینها مال بعد از انقلاب بعدی است. الآن سی درصد مردم زیر خط فقر هستند و پشیزی هم ارزش برای فیل هوا کردنهای احزاب قائل نیستند. یک لقمه نان و یک سقف و یک هوای آزاد می خواهند. اگر مرد ميدانيد بفرماييد و متحدشان کنيد. اگر نمی توانيد چوب لای چرخشان نگذاريد.


مهران محبوبی 8:56 @ Tue, 11 May 04

Rosva158
من اين رقم را در يک گزارش از يک خبرنگار چپ انگليسی خواندم که ايشان هم از آمار سازمان ملل بدست آورده بود!
اين که کشورهای عرب مسئله پناهندگان فلسطينی را حل نمی کنند چه انتظار بی جايی است! اين کشور ها بنا به عرض خودتان دول ارتجاعی دارند و به مردم خودشان نمی رسند چه برسد به اينکه بيايند و به پناهندگان فلسطينی برسند! بعد اش اين مردم خانه و کاشانه اشان فلسطين بوده چرا بايد با زور و ترس از آن به ديگر مناطق پناهنده شوند! ايرانی ها رقم پناهندگان اشان بسيار است که به چندين ميليون می رسد! خودمان از خود خبر داريم و آمار دقيق نمی گويندکه جمهوری اسلامی را در فشار نگذارند! ما سياست کشور های آپارتايد از جمله حکومت اسلامی و اسرائيل را خوب می دانيم! می دانيم چه به روز مردم اين نژاد پرستی پرستیشان می آورد!
شما امکانی که از فلسطينی ها گرفتيد تا کشوری برای خود بسازيد را برخ انسان فلسطينی نکشيد! هر انسان موقعيت زندگی داشته باشد جامعه اش را می سازد! مهم اين است که مردم اسرائيل نمی توانند از رو سر انسان های ديگر بگذرند و برای خود جزيره آرامش در يک گوشه دنيا فراهم کنند! شکست اين سياست غير انسانی به ثبت رسيده است! بهتره مردم اسرائيل زود تر به عقل بيايند و به اين تجربه تاريخی خود بها دهند و دنبال يک بچه شکم گنده فاشيست مثل آرون شارون ها نيافتند! کمی بايد بالغ بود و به بالغيت خود بها دهيم تا صلح و آرامش را بدست بياوريم! مطمئن باشيد که در ايران انقلاب خواهد شد ! انقلاب بهمن می رفت نتيجه های بسيار ی را برای کل منطقه فراهم کند که ديگر اين سناريوی سياه امريکا و اسرائيل گلوی مردم منطقه را نگيرد ! انقلاب پيروز شد و رژيم سلطنت شاه که دوست اسرائيل بود از ميان برداشته شد ! يکی از خواست های کارگران نفت آبادان تحريم اسرائيل و رژيم آپارتايد آفريقای جنوبی آنزمان بود که توانست رژیم شاه را به آن عظمت بپایین بکشد! انقلاب بعد از دو سال و جهار ماه بخاطر خام بودن ريشه های آن سرکوب شد ! ولی اينبار اين خاميت رامردم با تجربه این چند ساله بکناری می نهند ! حزبی به عظمت حزب کمونيست کارگری ايران در اين انقلاب ارز و اندام می کند و می رود که رهبری آنرا بدست گیرد! اين انقلاب می رود که بساط حکومت اسلامی را جارو کند و نه تنها خواسته های انقلاب بهمن را تکميل کند بلکه به خيلی های ديگر که مردم در اين ۲۵ سال حکومت مذهبی را تجربه کردند برسد! انقلاب بهمن حداقل نتيجه جهانی اش اين بود که رژيم آپارتايد آفریقا جنوبی از بين رفت ! اين بار مطمئن باشيد ديگر با بسر کار آمدن يک حکومت سکولار و مردمی در ايران جايی برای حکومت های مذهبی شبيه حکومت اسلامی و دولت مذهبی و آپارتايد اسرائيل وجود نخواهد داشت! چگونه ؟ از راه مدنيتی که سال ها از خاور ميانه بخاطر وجود اين دمل چرکين مسئله فلسطين به فراموشی سپرده شده بود! مردم صلح جو جهان پشت ما اند و ما از شما و ديگر صلح جويان در اسرائيل فراخوان می دهیم که از همين الان به اين ندای آزادی و برابری که طنين اش در خيابان های ايران زمين را زير حکومت مذهبی اسلامی می لرزاند گوش فرا دهید تا دولت مذهبی خود را بسان مردم ايران بزير بکشید و صلح و آرامش و شکوفايی نسل ها را چشم انتظار باشيم!


لادن دلاور 8:41 @ Tue, 11 May 04

می خواستم به جناب آقای اوس مراد سابق بگویم شما بهتر است خمیازه بکشید و از هوای بهاری لذت ببرید. کسی مشتاق نظرات شما نیست. اگر شما آنقدر واخورده اید که چیزی در چنته ندارید، شایسته نیست
با کوته فکر خواندن کسانی که همانند شما سرشان را زیر برف نکرده اند برای خود اعتبار کسب کنید.


Rosva 1:23 @ Tue, 11 May 04

Mehrane aziz
Shomareye panahandegane felestini emruz beine 3-4 million takhmin zade mishe.Maalum nistr shoma raghame 15 million ra az koja avordid(shayad sago gorbe va gusfando gavhaye inha ra ham panahande hesab mikonid)Be har hal in amar ro bar rasi konid
baad az jange esteghlale Esrail 800000 yahudi az keshvarhaye arab ekhraj shodand va hameye anha dar Esraiil be behtarin nahvi jazb shodand.Dar hamon hal 630000 arab az felestin (Esrail) be vasvaseye sarane keshvarhaye arab dar amadand ta dar asrae vaght be onja bargardand.AZ IN 630000 nafar nazdike 400000 nafar dar arze 1 sal ba ejazeye Esrail be khanehashun bargashtand va tabeiate Esraiili gereftand va aknun az tamamiye mazayaye tabeiat barkhordar hastand
Bar asase zavabete beinol melali "panahande" kasist ke la aghal 20 sal dar keshvari zendegi mikarde va az unja rande mishe.Sazmane melal ba feshare keshvarhaye arab ,in moddat zaman ra baraye felestini ha be 2 sal kahesh dad.Yaani har kas ke 2 sal pish az 1948 dar felestin zendegi mikard maghame panahandegi gereft ta betune az hoghughe mahiane va khorake majjani ke sazmane melal dar ekhtiare onha dar ordugah ha migozasht bahre bebare.Bar in asas,tedade "panahandegan" yek bar az 230000 nafar be 750000 nafar resid
Az sale 1948 be baad,dolat haye arab be tore kolli az halle masaleye panahandegan jelogiri kardand ta in ra be onvane yek selah baraye edameye solteye khod bar mardome nadane in keshvar ha be kar bebarand
Emruz ham,be jaye parvareshe n fantasy ke mardome inja keshvari ra ke ba khune jegar be hadde pishrafte tarin keshvar haye donya resundand dodasti taghdime arabha konand,aya behtar nist ke donbale yek rahe halle manteghi begardim?Mesle "2 keshvar baraye 2 mellat"


جوان سوسیالیست 22:45 @ Mon, 10 May 04

(( ارعابگری حزب کمونیست کارگری))
اینجا بخوانید
http://www.kargar.org/
سایت فیلترینگ است،


نرسی 21:25 @ Mon, 10 May 04

الان یک اطلاعیه رسمی و یک مقاله در مورد پاسخ به سوسیالیستهای انقلابی در روزنه دیدم (البته پس از عبور از فیلتر بخوانید)
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240508Wpi_Sosilistha.html

http://www.rowzane.com/000_maqalat/2405/40509-ali%20rastin.html


جوان سوسیالیست 19:49 @ Mon, 10 May 04

((سنت سیاسی حزب کمونیست کارگری را بشناسید))
اینجا بخوانید
http://www.javaan.net/


مهران محبوبی 19:48 @ Mon, 10 May 04

Rosva 150
معاهده صلح سال 2000 بخاطر بمیان نکشیدن باز گشت همه فلسطینی ها به خانه و کاشانه خود از اعتبار خارج بود! از همان اول همه این را می دانستند! گفتم عزت و شان انسان را نباید زیاد بازیچه گرفت ! عزیزم هیچ احدی حق آواره کردن انسان دیگری را ندارد! آنهم در این ابعاد وحشتناک ! 15 میلیون انسان فلسطینی آواره و پناهنده اند! باید آزاد باشند که اگر بخواهند به خانه و کاشانه قبلی خود برگردند ! یک کلام نه کم نه زیاد! این حق را تو به رسمیت می شماری یا نه؟!


مهران محبوبی 19:32 @ Mon, 10 May 04

Rosva 151
خیلی قبل از ۲۰۰۰ سال یعنی تا قبل از ۱۳۴۱ شمسی آقای خمینی در دربار محمد رضا شاه پهلوی عزیز دردونه امریکا در منطقه خاور میانه بودند! انقلاب بهمن هم دلیلی بود که بدون سپاس از خدمات محمد رضا شاه پهلوی امریکا بوسیله هویزر افسار ارتش امریکایی اش را بدست خمینی گذاشت و محمد رضا شاه این خدمت کار صادق را از ایران بیرون کرد! برای ارتش امریکایی و تبدیل به مداق خمینی تصفیه ای با کودتای نوژه در آن صورت داد تا افسران جوان حداقل صادق به عقاید خود را از ارتش تا آن زمان امریکایی جارو کند و کلا ارتش را یک ماشین سرکوب برای جمهوری اسلامی باقی بگذارد! آقای قربانی فرد لو دهنده کودتای نوژه مامور سیا همین الان در لندن مغازه دارد و به زندگی خود ادامه می دهد! کدام مسئله به امریکا کاری ندارد! امریکا کل خاورمیانه را به آتش و سیاهی کشیده تازه می گویید به آمریکا کاری ندارد! یک کدام از وتو های امریکا در سازمان ملل متحد برای اجرای قطعنامه های مختلف آن از سال ۱۹۴۷ نبود مردم فلسطین به این روز حال نمی افتادند! ۱۵ میلیون انسان را آواره و پناهنده کردند! مردم ایران درد و رنج پناهندگی را خوب آموختند در این سال های حکومت اسلامی می دانند چه بسر مردم آواره فلسطینی آمده است! آن مردمی که در فلسطین هم باقی مانده اند در خانه خودشان با شرایط پناهندگی زندگی می کنند! این لکه شرم روی پیشانی بشریت کره خاکی مانده و تا پاک نشود و مردم فلسطین از آنها اعاده حقوق انسانی نشود ساکت نخواهند نشست! در ضمن همین الان در مورد بقول خودتان قوم فلسطین چرا زبان باز نمی کنید ! در موقیعیت آنها مجالی برای وقت تلف کردن نیست! مردمی که آواره اند را نباید منتظر گذاشت ! شما آواره نیستید می توانید صبر کنید تا فرصت های بعدی این مسئله بقول خودتان قوم فلسطین را بگویید؟! اگر مسئله هزار ساله پیش را می خواهید بگویید که زمانی قوم یهود هم آواره شد حال نوبت قومی است که این آوارگی را بر آنها هموار کرده است باید بگویم که هزار سال پیش خیلی چیز ها اتفاق افتاد شاهپور سوم هم با سوراخی از کتف اسرای اعراب طناب از آن رد می کرد! آیا ما حالا همان کار را با اعراب بکنیم که تقاص پس بدیم! ؟ خواهش می کنم منطقی باشید بعنوان انسان قرن ۲۱ اینجا حرف بزنید چیزی بگویید که قابل شنیدن باشد! حرف های خود را چرا علنا نمی زنید! در مجامع عمومی چرا صحبت نمی کنید !؟ فکر می کردم به یک نکات مشترکی رسیده بودیم که این امنیت فعلی آنی که مردم منطقه می خواهند نیست ! و از اینجا به بعد باید دنبال یک نوع امنیت دیگری باشیم ! من برای پیشنهاد های شما مشتاقانه انتظار می کشم!


اوس مراد سابق 18:09 @ Mon, 10 May 04

شبح عزيز. خودت می دانی که وبلاگت هميشه اين خوش شانسی را دارد که من در آن کامنت نمی گذارم يا اينکه اصلا کامنت دانی اش را باز نمی کنم (از بس که زياد است) ولی اينبار خواستم برايت کامنت بگذارم و حرفی بزنم ولی صحبت های اين دو دوست (فريد و جوان سوسياليست) آنقدر زننده و سطح پایین و فاقد بار سیاسی لازم بود که ترجيح می دهم حرفی نزنم. قربانت. اوس مراد خيلی چاکرت هست.


Rosva 9:56 @ Mon, 10 May 04

Mehrane aziz 147
Gofteye shoma mano yade gofteye Khomeini mindaze ke farmud "Iran 2000 sal hast ke az daste Amrica azab mikeshad".Hamontor ke dar commente ghabli goftam in keshmakesh hich rabti be Amrica ya har este'mare digari nadare va tanha baztabe barkhorde khastehaye melliye ma ba mazhabe eslam hast.Omidvaram baadan forsati dast bede ta amari az bevojood amadane masaleye panahndegane felestini inja zekr konam ta befahmid ghome felestini va masaleye panahandegan sakhteye daste che avameli budand va che avameli az adame halle in masale sud mibarand


Rosva 9:44 @ Mon, 10 May 04

Manoochehre aziz 146
Keshmakeshe arabo Esrail (ke eshtebahan alan bename keshmakeshe Felestini maaruf shode) na rabti be Amrica dare va na be estemare keshvarhaye dige.In ekhtelaf az avakhere gharne 19 shoru shode vafaghat dar avasete gharne 20 felestiniha varede in keshmakesh shodand.Manateghi ham ke emruz bename "eshghali" shenakhte mishand faghat az sale 1967 be tasarrofe Esrail dar amadand va hatta be gofteye khode felestiniha bazgashte unha in keshmakesh ra hal nemikone.Dar September 2000 dolate Esrail hazer shod tamamiye in manategh (taghriban)ra pas bede ta dar avaz felestiniha hazer be sol beshand vali in daste dousti az tarafe Yaser Arafat rad shod (be bahanehaii ke hatta khode arabha unha ro maskhare midunand)Baad az in ham chon felestiniha be tashdide terror pardakhtand ma chareii joz defa' az khod nadashtim ,be har vasilei,ta az zendegiye khod va khanevadehamun defaa' konim


Farid 5:21 @ Mon, 10 May 04

منوچهر ۱۴۸
می گویند جمعی از حیوانات مشغول بگو بخند بودند اما الاغ در اندیشه ای (( عمیق ))
فرو رفته بود. روز بعد همه ساکت بودند و الاغ می خندید . علت را که پرسیدند فهمیدند که دراز گوش بینوا تازه تازه به فهم جک دیروز رسیده.


manochehr 4:10 @ Mon, 10 May 04

ارنستو جان.
راستی٫ کامنت ۱۳۲ تو حرف نداشت کلی خنديدم.زنده باشی٫عزيز.


مهران محبوبی 3:09 @ Mon, 10 May 04

Rosva144
بسيار خوشحال هستم که زبان باز کردی و اميدوارم که ادامه دهی ! من خيلی ايرانی ها را می شناسم که به اسرائيل مهاجرت کرده اند! شما هم بايد از اسرائيلی های ايران تبار باشيد! نقش امثال شما بسيار مهم است که دريچه ای ارتباطی باشيد بين مردم دو کشور که اين همه دولت هايشان دشمنی توليد می کنند! آستين ها را بايد بالا زد و لحظه ای صبر نکرد و اين مودت دوستی و همبستگی بين مردم دو کشور و همه خاورميانه را بيشتر کنيم! امريکا و کمپانی های نفتی نفعی در اين مودت ندارند از هزار ها مايل آنطرف اقیانوس ها حساب جيب خود را دارند! اين از پير و جوان زن و کودک اسرائيلی و مردم فلسطين اند که به اين روز سياه نشستند! واقعا من هر اسرائيلی که در هر جا می بينم به من با شک و ظنين نگاه می کند ! من در چهره هايشان ترس را می بينم! در انتظار ترور یا چیزی اند! به روزی همسايه شما بهروزی شما است! دشمنی با همسايه زندگی را به شما سياه می کند! اين چه سياستی است که به سرکردگی دولت امريکا برای مردم اسرائیل رقم می خورد؟! یک بار برای همیشه صدای خود را به گوش هم نوع هایتان برسانید گوش شنوا همه جا هست ! دنیا در انتظار صدای این زبان خاموش بوده شماست ! شما اينجا زبان باز کرديد انسان های شریف این وبلاگ را خوشحال کردید ادامه دهيد! مطمئن باشيد مردم ايران و ديگر کشور های خاورميانه شما را در آغوش خواهند کشيد! در انتظار ادامه نظرات شما هستيم!


manochehr 0:40 @ Mon, 10 May 04

Rosvaی عزيز.
من شخصن هيچ مشکلی با مردم اسراييل ندارم همانطور که با مردم انگليس و آمريکا ندارم.نظام حاکم بر اسراييل همانقدر سرمايه داری است که در نقاط ديگر٫البته من يک شناخت خيلی کلی از سرمایه داری اسراييل دارم.منتهی اين را ميدانم که تروريسمی که توسط شارون دنبال ميشود فرقی با تروريسم حماد و جریانات اسلامی ندارد٫يکی (اسراييل)دولتی است و آن ديگری اسلامی است.من به عنوان يک شهروند در اين دنيا زندگيم را اينطور تعريف نکرده بودم که روزی شاهد مرگ کودکی در نقطه ای مثل فلسطين باشم(همان کودکی که در پشت پدرش غايم شده بود و با اسلحه سربازان اسراییلی کشته شد)و روز ديگر کودکی ۱۴ ساله به خود کلی مواد منفجره ببندد تا کودکانی ديگر را مثل خود در اسراييل نابود کند.اين دايره لعنتی بايد تمام شود٫تا کی بايد شاهد انسان کشی در قرن ۲۱ بود.من خواهان آتش بس فوری در منطقه هستم و خواهان آنکه فلسطينيها هم مانند اسراييليها به کشور خود دست يابند٫آيا اين انتظاری زياد است؟ فلسطينيها آواره ترين انسانها در جهان هستند٫هزاران نفر از آنها-یعنی نسل دوم وسوم- حتا چيزی بجز اردوی خود در اين کشور و‌ ان کشور نمی شناسند.اين برای بشريت ننگ است و بايد خاتمه پيدا کند. من از صلح دوستی تو بسيار خوشحال شدم٫اميدوارم که انسانهای صلح دوست در اسراییل -‌که من می دانم در اتحادیه های کارگری ودر انجمنها و تشکلهای دیگر بسیارند- در کنار انسانهای دیگر در دنیا جلوی اين ترور دولتی اسراییل و ترور اسلام سیاسی بياستند.


Rosva 0:14 @ Mon, 10 May 04

Manzur az zabane saheb morde ham zabane khodam bud ke natunestam jelosho begiram va ebraze aghide nakonam


Rosva 0:11 @ Mon, 10 May 04

Ernestoye gerami
Man ki basham ke baraye shoma va digar doustan khatto neshan bekesham?Agar 2 khatti minevisam mobani bar ehterame man be shoma va digar moteffakerinist ke fekre azad darand va hazer be shenidane harfe hagh ham hastand.Man faghat chand khatti amar va haghayeghi neveshtam ke kasani ra ke tasavore eshtebahi az inja darand roshan konam ta ma ro be surate yek mosht ghaseb ya adamkosh nabinand


manochehr 23:38 @ Sun, 9 May 04

آتش عزیزم.
همانطور که تو هم به آن اشاره کردی هيچ فردی با کتاب کاپيتال يا آثار لنين و تروتسکی و حکمت بدنيا نيامده است٫بالاخره چند کتاب خوانده و بعد از مقايسه اين ديدگاه و آن ديدگاه به نظر امروزی خود رسيده است٫که آنهم ابدی نيست.جرياناتی که به ح.ک.ک. انتقاد می کنند٫حق طبيعيشان است که انتقاد کنند و يار گيری کنند و حتی آنقدر يار داشته باشند که به کسب قدرت سياسی برسند٫ تا اينجای بحث هيچ اشکالی در هيچ فلسفه ای بوجود نمی آورد که بسيار هم مثبت است٫منتهی و باز تمام بحث به اين منتهی برمی گردد و آنهم ((جایگاه نقد)) و ((تشخیص)) شعور توده هاست.من شخصن تا آنجايي که وقت اجازه ميدهد نوشته های مختلف و انتقادات مختلف به ح.ک.ک. را می خوانم٫ اصلن من آزادی بيان را برای همين می خواهم که بتوانم به همه چيز دسترسی داشته باشم و کسی سانسور نشود٫ و چشمانم هر روز باز باشد. منتهی منتقدين جديد ح.ک.ک. شايد از درجه رشد شعور مردم و بخصوص کارگران اطلاع خاصی ندارند٫ و فکر می کنند (ببخشيد) که با يک گله گوسفند طرفند٫به هيچ وجه انسانها شعور دارند و توان انتخاب٫اگر نقدی جدی به نظری شود٫آن نظر آدم دور خود جمع خواهد کرد٫اين تاريخن ثابت شده٫نظر و تفکری که پاسخگو به نیازهای بشر در هر دوره نباشد٫ دود می شود و به هوا میرود٫با شانتاژ و زیر آب طرف مقابل را زدن و دست به کارهای ناشایست سیاسی بردن هیچ نظری در تاریخ پیروز نشده٫نقد جانانه و مارکسی اما در تاریخ پیروز بوده.کجایند آن فیلسوفان بزرگ که مارکس با نقد ریشه ای آنها٫ حتا اسمی هم امروز از آنها نیست؟کجایند اسمیتها٫دورینگها و فویرباخها ٫ مارکس آنها را همراه ایده هایشان در مقطعی از تاریخ دفن کرد٫منتهی منتقدین دیر آمده ما با این نوع درک از نقد و نگرش بسیار فاصله دارند٫ آنها نه نقد را درک می کنند و نه جایگاه و شیوه آنرا٫اینان هنوز جایگاه نقد را نشناخته اند٫کجایند "سازمانهای عریض و طویل کمونیستی" بعد از قیام که با نگارش هر مقاله در "بسوی سوسیالیسم" تفکرشان و پایه های فکریشان زیر سئوال می رفت٫منصور حکمت شعبده باز نبود و من هم همیشه هوادار تفکر او نبوده ام٫(البته مارکس را خوانده بودم)اما حکمت را من در مقالات انقلابی بی نظیرش شناختم٫من او را در "سه منبع و سه جزئ سوسیالیسم خلقی" کشف کردم و بعد ها در "اسطوره بورژوازی ملی و مترقی" و....
دوستان "جوان سوسیالیست" این شعبده بازی نیست٫این عین نقد زنده یک تفکر است٫این نقد انقلابی است که ۴۰۰ سال دیگر هم در تاریخ میماند اما از من وشما حتا اسمی هم نخواهد ماند.دوستان یاد بگیرید٫ و رشد کنید٫و به شعور مردم احترام بگذارید٫مردم و طبقه کارگر میتوانند تشخیص دهند٫اینقدر شعور مردم را پایین نیاورید و به آن توهین نکنید. این را دوستانه به شما می گویم.


atash 22:07 @ Sun, 9 May 04

دوستان چقدر اين بحث ها مفيد است .. با کنجکاوی دنبال می کنم وسعی میکنم به اندوخته های ناچیزم چیزکی اضافه کنم .

بحث جوان سوسياليست ۱۲۵ از نظر من بحث منطقی نبود از حرف هایش اینطور قلمداد می شود که بیشترمشکل با رهبريت ح ک ک دارد و از نظر او اين خود بزرگ بينی آنها او را کوچک می نمايد شايد هم گروهی که به آن تعلق تشکيلاتی دارد. اول از هر چيز بگويم که من ح ک ک ای نيستم اما تقريبا خود را به اکثر مواضع و تحلیل های آنان در ارتباط با اوضاع سیاسی ایران نزدیک می دانم بخصوص در ارتباط با نقش مذهب و سیاسی شدن آن که همچون چتری شوم سایه ای شده است که زندگی مردم را سالیان سال به روز سیاه کشانده است . برنامه اش را با آنکه کامل نمی بینم اما آن را مترقی ورادیکال می بینم حقیقتا جایگزینی در تقابل با ان نديدم اگر دوستان ديدند می توانند بنده را هم راهنمائی کنند تا بروم بخوانم وبا تعمق مقایسه کنم.
دشمنی با ح ک ک اشکالی نیست اما نباید حکومت اسلامی را فراموش کنیم .راه کار هائی که می توانیم راه رسیدن به پیروزی را نزدیک کنیم نشان دهیم .. تا حالا شده است که این گرو ه های کوچک متعرض حرکت و اکسیون اعتراضی به حق ح ک ک را بر علیه حکومت اسلامی تایید کنند ؟؟ نه .... اين که بنشينيم ومرتب از لیدر ح ک ک انتقاد کنيم در ست نیست .


ارنستو چه گوارا 21:19 @ Sun, 9 May 04

دوست گراميRosva
اينکه براي طلح بين اعراب و اسرائيل تلاش ميکني قابل ستايش است ولي اينکه براي دوستان اين وبلاگ خط و نشان ميکشي قابل پذيرش نيست. بهرحال شما که ادعاي دموکراتيک بودن کشورتان داريد بايد بتوانيد نظريات ما را هضم کنيد . اگر ما را به انسان بودن قبول داريد بايد بپذيريد که ما براي شنبه بدنيا نيامده ايم هرچند شايد شنبه بدنيا آمده باشيم(:
بهر صورت اميدوارم کشور شما و مردم کشور شما و همچنين کشور فلسطين روزي بتوانند بدون نياز به قدرتي خارج از اسرائيل و فلسطين به اين جنگ پايان دهند.


Rosva 20:04 @ Sun, 9 May 04

Ba in ke man bishtar inja binande hastam ta guyande,vali be onvane tanha Esraiiliye in site natunestam jeloye zabune saheb morde ro begiram va ebraze nazar nakonam
Dar Esraiil 18-19% jamiat Arab hastand ke az tamamiye hoghugh va mazayaye shahrvandane Yahudi barkhordar hastand.Hamin hafte yek ghaziye Arab be ozviate dadgahe aaliye Esrail entekhab shod va Arabha semate safir,ghazi,va hatta vezarat va afsariye artesh ra mipazirand
Aarabe manateghe eshghali ke az tabeiate Esraiili barkhordar nistand az nazare eghtesadi va farhangi aghabtar mundeand ,vali moteassefane ba tamamiye saaiye ma baraye kasbe solh,unha bazicheye date avam faribane mazhabi shodand va date dustiye ma ra bekhatere jahad rad kardand
Man hameye shoma ra be Knesset(parlemane ESraiil)daavat mikonam ta bebinid democracye vaghei (che baraye yahud che arab) che surati dare va azadiye bayane vaghei yaani chi.Lotfan pish az shoare tu khali dadan dorobaretun ro negah konid (na az tarighe television va aks haye yek tarafe)va baadan nazar bedid


مهران محبوبی 19:35 @ Sun, 9 May 04

فرید ۱۳۶
خوب وسط این همه حرف های جدی کمی انتراکت بد نیست ! ادامه بده !


مهران محبوبی 19:23 @ Sun, 9 May 04

شبح ۱۳۶
دوست عزیز این ریشه تنافضات در یک نفر هم می تواند باشد لزومی به آدم های مختلف هم نیست! خود من به طرز افکارم مدام بصورت نقد نگاه می کنم که بعد از صاف کاری کردن به جایی می رسم تازه خیلی هم بازم شاید به صاف کاری احتیاج داشته باشد! تا آنجایی که می دانم خود مارکس و انگلس برای نزدیک شدن به کن واقعیت ها از همین روش نقد نظرات خود به آنی که ما می بینیم رسیده اند! این اصولا شیوه ای است که همه نا خودآگاه برای برطرف کردن مسائل زندگی از آن استفاده می کنند! مارکس آنرا به یک نوع فلسفه در آورد ! تنها روشی که تاریخ فاعل پیدا می کند! حزب مارکسیستی هم چنین عمل می کند! آدم مارکسیست هم چنین نه با رفقایش بلکه با خودش هم چنین برخورد می کند! ولی تشتت داشتن معنی یک عمل تخریبی می دهد که دیگر انتقاد نیست!
نفی عمل سیاسی و اجتماعی هم را می دهد! من در نظرات شما این تشتت را می بینم ! انسان راه بیایی هستی و دوست داری با همه راه بیایی ولی این وسط خودت را فراموش می کنی که نظر خود تو که دو لحظه پیش چیزی می گفتی بسیار مهم است! راستش اگر آدم اشتباه کند اشتباه خودش است حق اش است که اشتباه کند! حق ات هم است که بتو برخورد کنند! بالغ ات بشمار بیاورند و به اشتباه ات برخورد کنند! حال هم فرض بگیریم که از نظر خودشان تو اشتباه کردی ! خوب اگر این نشود تصور کن در بهترین حالت چه دنیای بچه گانه ای خواهیم داشت! برخورد فرید هر چی بود می دانست با کی طرف است خطر مرا می شناخت و این برخورد را با تحکم کرد ! این کاملا حق اش است! ولی برخورد تو و منوچهر لالایی گفتن در گوش آدم است که بچه جان بخواب بابا جان بیدار است! این روش بالغانه نیست! کوسه نامیدن رفسنجانی حرف غیر انسانی نیست بلکه پایین آوردن بحث است! اگر فرید یا هر کسی دوست دارند بحث اشان را پایین بیاورند این عمل غیر انسانی نیست! بدبخت گیج شده بود نمی دانست چی بگه یک چیزی گفت! تازه من آن فرد نخست وزیزی هم بسیار محترمانه با من برخورد کرد ولی آشنایی هایی می داد که ابدا برای من غیر عادی می نمود! زمان میر حسین موسوی بود ! باور کن آن بابا هم گیج شده بود یک جامعه به آن ابعاد زیر دستشان آمده بود و هیج نوع تجربه کشور های سرمایه داری غرب را نداشتند و کشور داری نمی دانستندو در جلسه ای این طوری مرا تهدید کردند! راستش انسانی که قوی است که از این گیج سری ها فردی دیگر خودش را نبازد! من چه با آن فرد نخست وزیزی خود را نباختم و چه با دوست عزیزمان فرید که تازه شانش آشنایی را با ایشان پیدا کرده ام!
دوست عزیز ملی مذهبی برای من در جامعه ایران معنی می دهد و تعریف وسیعی دارد و تنها به کسانی که به این نام در رسانه های گروهی جمهوری اسلامی ملفب هستند ختم نمی یابد! جامعه ایران نسبتا زمان شاه سکولار بود هر نیروی سیاسی که تنها ضد سلطنت بودن اش او را به پشتیبانی از خمینی بخش دیگر ملی مذهبی ها کشاند از نظر من ملی مذهبی است! رفقای پیکار آنزمان ما جلسه می گذاشتند که دیسکو نروید خمینی ضد امپریالیست است نباید از او افشا گری کرد! من آنها را هم ملی مذهبی می نامیدم! آنها هم مرا آن زمان طاغوتی باخنده جواب می دادند! زمان شاه دختران نمی توانستند با روسری به مدرسه بروند وقتی کسی از این امر بعنوان آزادی آنها دفاع می کند! من این مسئله را پیش می برم و می گویم که از نظر مارکسیسم آزادی شناخت ضروریات زندگی است ! ضرورت زندگی یک انسان موئث کوچک را کی برایش تعیین می کند که چادر قسمتی از آن باشد!؟ بنا براین من شما را به مصاف همه این تعاریف می طلبم! بین حرف هایم هم شما را ملی مذهبی رقیق شده می نامم! در امر بحث این ها را پلومیک می نامند! به بحث های حاد بلشویک ها نگاه کنید بوندیست ها و دیگران هم را ناسیونالیست می نامیدند! یک نفرشان هم به این خاطر حتی خود کشی هم کرد! این پلومیک است این عین سیاست است! کاش اینطور نبود کاش در بهار آزادی پروانه هوا می کردیم و لذتی از این موهبت زندگی می بردیم! ولی اعتقاد به خود این زندگی باید زندگی بر انداز ها را افشا کرد! باید به اشتباه های خود و دیگران به قصد صاف کاری از طریق نقد همت جست! دوست عزیز گردونه ملی مذهبی را من شما را در آن سهیم نمی بینم ولی نسیمی از سویتان گذشته نمی توانم می بینم نگویم! این بار سعی می کنم این نحوه گفتن را تغییر دهم ! ولی این مسئله راه دراز دارد ! مثلا در همین اصل اینکه مارکسیست حرص و آز را از سرمایه داری می فهمد ابدا اینطور نیست ! کتاب ها در باره اش نوشنه شده است! آنتی دورینگ و فقر فلسفه نمونه هایش است! کلا لپ کلام مارکس با محصلین قبل اش همین انتقاد مذهبی را از سرمایه برداشتن و جایش را یک روش علمی می باشد! من این ها را می گویم و چه خوب که شما هم از نظر خود دفاع کنید که معلوم شود و به واقعیت امر پی ببریم! جلویش را نگیریم! سلامت باشی باز دوباره از همه همت ات برای ادامه این وبلاگ بسیار تشکر می کنم! دستت درد نکند! سعی می کنم رعایت روح ظریف شما را بکنم! حق ات است که دیگر گونه برخورد کنم که در گنجایش ات این طور به روحت لطمه نخورد! سعی می کنم !


مهران محبوبی 18:23 @ Sun, 9 May 04

جوان سوسیالیست۱۲۵
دوست عزیز با من حرف می زنی یا با پشتیم؟ این را اول معلوم کن ! می خواهی گروه ات را تبلیغ کنی عالی است! به سایتی که دادی هم حتما مراجعه می کنم! ولی تا جایی که به حرف های خودم بر می گشت اگر راهی برای تبلیغ گروه ات دیدی جواب بده اگر هم خالی بودن تئوریکی من قابلی در آن نبود اهمیتی نده و به همان سوسیالیست و طبقه کارگری که دوست داری وفا دار باش و دست از سر کچل من کارگر که هنوز منافع طبقه کارگر شما را نشناختم و در توهمات حکک غوطه ور شدم بردار! برو به کار و زندگیت برس!
من رفرمیست که دمکراسی بورژوازی برای کارگر فلسطینی می خواهد که نسل اش بقا یابد و دارای زندگی برای خود شود را ول کن عزیزم ! سوسیالیست ات را بچسب که باد نبرد اش! به یکی از همین پیام های اسما بن لادن گوش می دادم اگر جای لغات اسلام با سوسیالیست عوض می کردیم در موضع گیری ها ی سیاسی شما فرقی با آنها نمی کرد!
صحبت ادامه زندگی در فلسطین است نه بمب گذاری و ۱۱ سپتامبر آفریدن! اگر در این موارد حرفی داری من مخلص هم هستم! می خواهی اکونومیست رفرمیست نامم نهی به جان دل می خرم ! این بازی باید یک جا تمام شود مردم کار و زندگی دارند ! همین امروز کارگر فلسطینی صبح که بلند شد نمی دانست تا کی باید این ندانم کاری ها در زندگی اش ادامه پیدا کند! من برایش جواب دارم ! می گویم دست از این اسلام بازی ها و بمب گذاری ها باید برداشته شود! روشی که ترور را تبلیغ و ترویج می کند باید بعنوان آفت با آن برخورد کرد! زندگی می خواهی حرف دلت را چرا نمی زنی ؟! بگو کار می خواهم ! بگو زندگی می خواهم ! بگو بچه ام مدرسه می خواهد! بگو اختیارم را بدهید دست خودم که همه اینها را برای خودم فراهم کنم! این ها همان کاری است که همه مردم دنیا انجام می دهند ! حرفت را می فهمند حمایت ات می کنند ! از سوسیالیستی که سازمان پی ال اف از آن دم می زند و در ترور ها شرکت داشته را اکیدا برایش سم می شمارم!


شبح 18:12 @ Sun, 9 May 04

مهران عزيز!(115)
نياز به شهيد نمایی نيست. يک بار شايد برای هميشه برای‌ات توضيح می‌دهم.
تو با گوشه و کنايه در مورد مطلب من می‌نويسی:" کسی که مارکسیسم را در تشتت می بیند و علت اش را پراتیسین و عمیق نبودن مارکس قلمداد کرده است ! من برایش جواب دارم!"
هيچ چيز بيشتر از اين مرا ناراحت نمی‌کند که کسی حرف مرا نفهمد و بعد بخواهد آن را نقد کند و موضوع وقتی ناراحت کننده‌تر می‌شود که اين نفهميدن را ناشی از کينه‌‌یی ناشناخته بدانی.
دوست عزيز!
يک بار ديگر نوشته مرا بخوان:" اين تشتت و اختلاف منشاء‌اش در پراتيک و عمل‌گرا بودن مارکسيسم است. تفاوت مهم مارکس با ساير فلاسفه در همين است که مارکس فقط برای تبين تاريخ نيامده است، آمده است تا تاريخ را تغيير دهد. اختلاف مارکسيست‌ها بر سر درک يا عدم درک درست يا نادرست انديشه‌های مارکس نيست برسر اختلاف مواضع عمل‌کردی‌شان است و هر عمل اجتماعی منافع و مضار گروه و طبقه‌یی را در پی دارد."
خلاصه‌ی آن اين است:
1- بين کسانی که خود را مارکسيست می‌دانند اختللف و تشتت زيادی وجود دارد.
آيا تو منکر اختلاف هستی؟ يعنی استالين و پولپوت و لنين و کائوتسکی و تروتسکی و بيژن جزنی و کيانوری و منصور حکمت... که همه‌گی خود را مارکسيست می‌دانند اختلاف نظر ندارند؟
2- اين اختلاف نظر شديد و عميق به اين دليل است که مارکس فيلسوفی نبود که فقط به تبيين جهان کار داشته باشد او قصد تغيير جهان داشت. چون تغيير جهان عمل و پراتيک است پس مارکسيسم منهای پراتيک اجتماعی وجود ندارد و چون عمل اجتماعی از خواستگاه طلبقاتی ناشی می‌شود پس اختلاف بين مارکسيست‌ها از اختلاف طبقاتی آن‌ها ناشی می‌شود نه از تناقضات که ممکن است تصور شود در گفته‌های خود مارکس وجود داشته باشد.

خب حالا خودت انصاف بده! کجا گفته‌ام تشتت بين مارکسيست‌ها از عميق نبودن مارکس ناشی می‌شود.
و اما در مورد ملی‌-مذهبی بودن شبح!
اگر تو کمی فکر کنی با اين کار چه خدمتی داری به ملی‌-مذهبی‌ها می‌کنی کمتر اين افترا را تکرار می‌کردی.
آيا با خودت فکر کردی چطور ممکن است کسی که از مارکس تعريف می‌کند، از افغان‌ها دفاع می‌کند، در نشريه بی‌خدايا برعليه مذهب مینويسد. برعليه سروش و بهنود و ابراهيم نبوی می‌نويسد... ملی‌-مذهبي باشد اين به سود ملی-مذهبی‌ها نيست؟
به هر حال اميدوارم برای اين که شخصيت خود را مخدوش نکنی به اين دشمنی بی‌هوده پايان بدهی. اگر دعوای شخصی با من داری خب ايميل بفرست و موضوع را طرح کن باور کن در اکثر موارد فقط سؤتفاهم است. اگر هم مشکل شخصی نداری سعی کن نوشته‌های شبح را دقيق‌تر بخوانی و سعی کنی آن‌را بهتر بفهمی و شرايط نويسنده و مديایی به‌نام وب‌لاگ را درک کنی.


Farid 17:39 @ Sun, 9 May 04

یک وجه تشابه انصار حکمت و انصار حزب اله در مقابل کمونیستها :
انصار حزب اله همیشه احزاب و سازمانهای مخالف را گروهک می خواند و انصار حکمت می گوید ((‌ گروه های سه چهار نفره ))‌ و یا ((محفل ))
حال آنکه هردو باندهایی اجیرشده و کرایه ای بیش نیستند.


مهران محبوبی 17:37 @ Sun, 9 May 04

ارنستو چه گوارا۱۲۸
رفیق عزیز من در بحث ام گفتم حزب کمونیست کارگری ایران کلی رسانه گروهی از رادیو و تلویزیون و سایت و غیره داره می توانند هر کسی می خواهد به همین ها رجوع کند! تازگی هم چهارشنبه ها لیدر حزب در برنامه تلویزیونی انترناسیونال می آید و جواب سوالات را می دهد ! این یکی وبلاگ دیگر مال من به لیدر حزب چکار دارم خودش از من بهتر حرف و دلیل می آورد بروید از خود ایشان بپرسید! اینکه حرف می زنم طرف می گوید حرف خودت نیست حرف لیدر ات است! این تحقیر نیست؟! این چه نزاکت در برخورد است! می دانم در امریکا و محیط های اجتماعی ظاهر شدی ! این ها برای کسی فحش نیست!؟ این به معنی اینکه تو کسی نیستی گوسفند هستی حرف نزن برو به سایت های ما نگاه کن ببین ما چه خوب می گوییم ! اینها بچه بازی نیست؟! این چه طرز برخورد هست! تا کی می خواهیم برای هم احترامی قائل نشویم! گفتم من وقتی حرف می زنم لیدر ام خودم هستم! حزب هم لیدر دارد کار هایش را در سطوح مختلف پیش می برد! من فعلا می خواهم در همین سطح برای خودم یک سری مراوده بالغانه با یک عده ای داشته باشم!این خیلی زیاد است؟! این حق شهروند خاورمیانه ای از کارگر ایرانی تا فلسطینی نمی تواند باشد؟! چون خودم را هر چقدر در غرب هم باشم این مهر خاورمیانه ای و ایرانی به پیشانیم چسبیده است ! اتفاقا خود دوستان ایرانی هم چنین برخوردی با خود ما دارند! یک دوستی بود جایی برای من می خواست کار گیر بیاورد گفت در آن کار چون من ایرانی بودم می گفت دیگر باید ۲ دلاری از آن بومی کمتر بگیری که خیلی بهم بر خورد و دوستی مان هم بهم خورد! آن را هم بنا بر لطفی که می خواست بکند بسر من دین می گذاشت !بدین طریق از گوشه و کنایه رفیق حزبی و غیر حزبی ام هم دور می باشم و برای لحظاتی در دم حاضر از حضور انسانی هم مشرف شویم! بصورت کاملا بالغانه به نظرات هم برخورد داشته باشیم! این بالغ برخورد کردن ها به نظرات همدیگر لذتی ندارد؟! هر چند من از برخورد های تو عزیز حض بسیار می برم دلیل اش هم همان روح امانیستی است که در تو بسیار سراغ دارم! من واقعا بسیار از همین روش تو یاد می گیرم!
کوتاه بگویم : بچه انتفاضه روبروی کارگر عضو اتحادیه کارگری که منتقد سیاست های نژاد پرستانه دولت اسرائیل است قرار نمی گیرد! ولی بچه ای که بمب به خود وصل می کند چرا قرار می گیرد! اتفاقا همین اشتباه قرار دادن هاست که آن بچه شستشوی مغزی شده و بمب به خود وصل می کند و مردم بی گناه را آش و لاش می کند! این اشتباه قرار دادن ها نیست که اسما بن لادن ها را می سازد! چرا بچه های سنگ پران انتفاظه بین توده هایی از سنگ چند تبلیغ صلح و آزادی برابری را بلند نکردند ! چرا این کینه و نفرت را به راهی درست سازمان داده نشد که جواب بگیرد! این تنها از سکولار ها انجام پذیر است! مردمی که زیر آوار صنعت مذهب از هر دو سو دست و پنچه نرم میکنند هیچ موقع به یک طرف که اتفاقا مقهور هم شده روی خوش نشان نخواهند داد! آره عزیزم بچه انتفاضه در یک صف با کارگران و مردم شریف صلح جو اسرائیل قرار دارد! اگر منو تو نیت خوشمان سازمان نبیند بدست حزب و جنبش درستی به میان مردم نرود این دور کور ادامه خواهد یافت!


manochehr 17:26 @ Sun, 9 May 04

نگاهی به ريشه های بحث فعلی.
در اين نظرخواهی فردی به نام "فريد" برخوردی ضد انسانی به مهران محبوبی کرد که بنده هم اين برخورد را به فرید گوشزد کردم که ايشان هم طبق "منطق" خود شروع به فحاشی کرد.من از اين فرد خواستم اگر بحثی دارد مطرح کند٫آنهم با نام خودش٫اما ايشان که گويی تنها اسلحهء دفاعی اش فحش و ناسزا است آن رگبارها را به بنده سراپا تقصير بست٫که تا اينجايش اشکالی ندارد(کسی که قدم در راهی ميگذارد بايد پای لرزش هم بنشيند٫ که بنده نشسته ام).اما-و تمام بحث به اين اما بر می گردد-ايشان که "بحثی" ندارد٫حال رفته برادر بزرگش٫يعنی سازمان مطبوعش و کل ک.م.(سه نفره اش) را آورده و آنهم در يک وب لاگ که جواب منرا- بعنوان فرد-بدهد.خوب در اين حالت بنده هم گفتم حالا که بحث افراد-باز هم دقت کنید٫ می گویم افراد- دارد به يک جدل سازمانی کشيده ميشود و تا آنجا پيش رفته که کل ک.م. می خواهد اين منوچهر چموش را در نطفه خفه کند٫بهتر است انتقادات خود را در نشريه تان بنويسيد٫اگر حزب ضروری دید و این محفل سد راه مبارزه طبقه کارگر شد٫حتمن حزب جواب این مدافعان جدید سرمایه داری را هم خواهد داد.( البته گویا اين محفل تمام کارهای انترناسيوناليستی و غيره را که نداشته ول کرده و در همه جا شروع به شانتاژ عليه حزب مشغول ميباشد٫خوب باز هم اشکال ندارد٫بالاخره سرمايه داری هزارتا مدافع دارد٫اين يکی هم روش٫بالاخره راه مبارزه طبقه کارگر آسفالتی که نيست٫هزار تا پيچ و خم و درد سر دارد).
من از همه تقاضا دارم به عنوان فرد( واگر امکان دارد٫حداقل با اسم صحبت کنند و نه مثل:ط٫ و جوان سوسياليست و امثالهم) و نه سازمان نظر دهند و گرنه واويلا همه سازمانها و هر اتمی که خود را اپوزيسيون می نامد ميآيند اينجا( يک فکری هم به شبح بکنيد٫ وگر نه اين خانه را ترک می کند٫يعنی خانه خودش را).
نکته ديگر بر می گردد به مهران محبوبی و بنده.ما نمايندگان ح.ک.ک. و الزامن اعضای آن نيستيم((((دقت کنيد))))ما هر دو ٫حال با درکهای مختلف جزو جنبش وسيع کمونيسم کارگری هستيم( امیدوارم با این جمله فشار خون کسی بالا نرود٫ و به سلامت کسی ضربه نخورد که در این حالت خودم را نمی بخشم ).مهران و من و هزاران نفر ديگر هر کدام بر اساس تفکرات خود از اين حزب دفاع می کنيم.ح.ک.ک. ارگانهای رسمی خود را دارد که هر وقت خواست و ضروری ديد در آنها نظر می دهد.
یکبار دیگر تکرار می کنم من با افراد خيلی با علاقه به بحث می پردازم٫اما اگر افراد در بحث برادر بزرگشان(یعنی سازمانها) را بياورند٫بازهم تکرار خواهم کرد که با خود حزب در ارگانهای رسميتان صحبت کنيد و در اين سطح بحث نخواهم کرد٫چون من نماينده رسمی حزب نيستم٫يک فردم.


ارنستو چه گوارا 16:35 @ Sun, 9 May 04

فرید عزیز
همانطور که میدانی خورده بورژواهایی مثل من و تو در جریان مبارزه واقعی به یک سمت متمایل میشوند.(:


ارنستو چه گوارا 16:30 @ Sun, 9 May 04

ظ عزيز
ممنون از تذکرت در مورد حافظه ضعيف من .

بهرحال از نظر من بحث تا بدینجا بجز بعضی موارد از هر دو طرف بسیار پر بار پیش رفته است.


Farid 16:28 @ Sun, 9 May 04

ارنستو چه گوارا
فاصله طبقاتی دو طرف این مباحثات آنقدر زیاد هست که جایی مناسبی برای نشستن روی لبه دو صندلی شان برای شما باقی نماند. دوستانه خواهش می کنم که شان نام تان را نگه دارید.


ظ 16:15 @ Sun, 9 May 04

نظردهنده محترمی که نام ارنستو چه گوارا را بر خود گزيده ايد!
حالا که سعي ميکنید اظهار نظر شخصي نکنيد پس بياييد و به آن پايبند باشيد.
این جمله :(زمانی که شما مشغول چرتکه انداختن برای شيره ماليدن سر طبقه کارگر بوديد)(منوچهر ۱۲۰) شباهتی به ادامه دادن يک بحث منطقی ندارد.
دوست محترم در امر قضاوت چندان قوی ظاهر نشده اید- همچنان که در تاریخنگاری از روی حافظه!-


ارنستو چه گوارا 15:30 @ Sun, 9 May 04

مواردي را که بنظرم ميرسد در مورد بحث دوستان مينويسم:

1- اينکه ممکن است اسرائيل براي شهروندان اروپايي تبار خود دموکراتيک ترين کشور خاورميانه باشد تغيير چنداني در معادلات سياسي نميدهد. البته من نيز معتقدم نطفه بوجود آورنده اسرائيل نطفه دموکراتيکي بوده است(مانند بن گورين و انشتين ) ولي اين موضوع از حقانيت مبارزه طولاني فلسطينيان براي حقانيت ملي خود نمي کاهد. اينکه تعاوني هاي اشتراکي کشاورزي در کشور اسرائيل بسيار دموکراتيک تراز تمام کلخوزها و ساوخوز هاي روسي اداره ميشده دليل بر پايان مسئله فلسطين نيست.اينکه زندانهاي اسرائيل براي شهروندان يهودي يکي از انساني ترين زندانهاي ساخت بشراست چيزي از جنايات اسرائيل در اردوگاههاي فلسطيني نميکاهد.

2-من سئوال دوست گرامي مهران را کپي ميکنم:
ببينم يک کارگر اسرائيلي که عضور اتحاديه است و مخالف سياست هاي جنگ طلبانه دولت نژاد پرستش است بهتر سوسياليسم شما را نمايندگي مي کند يا بچه اي که بخودش بمب وصل مي کند و به نابودي مدنيت دست مي برد؟!
البته قياس درستي نيست – اگر حساب بنياد گرايي باشد که بنيادگرايي يهودي بسيار متعصب تر از بنياد گرايي مسلمان است ولي پاسخ تو در اين پرسش از طرف من کارگر اسرائيلي است ولي من پرسش را تغيير ميدهم و بازهم پاسخ ميگويم:
ببينم يک کارگر اسرائيلي که عضور اتحاديه است و مخالف سياست هاي جنگ طلبانه دولت نژاد پرستش است بهتر سوسياليسم شما را نمايندگي مي کند يا بچه اي که در جريان انتفاضه کشته ميشود و شايد هم
تمايلات اسلامي داشته باشد ؟
اين بار من رآي به نوجوان انتفاضه اي ميدهم چون آنقدر ها روشنفکر و تکنوکرات نيستم که مبارزه اي رهايي بخش را را در چهارچوب خشک اکنو نو ميسم قرباني کنم. شايد من را متهم به احساساتي شدن کنيد ولي من آموخته ام که هرگز اومانيسم را در پاي اکونوميسم حتي از نوع سنديکايي آن قرباني نکنم.


3- در يک جمع بندي کلي انتقاد هاي جوان سوسياليست را به حککا ميتوان اينگونه مشخص کرد:

الف- اعضاي حککا آموزش هاي مارکسيستي را بواسطه منصور حکمت دريافت کرده و نه بطور مستقل .
ب- حککا روش اسلامي سياسي را محکوم ميکند ولي روشهاي تروريستي دولت اسرائيل را محکوم نميکند.
پ- الگو هاي پيشنهادي حککا اکثرآ سوسيال دموکراتيک و رفرميستي است و نه مارکسيستي .
ت- حککا وقتي که انتقاد و يا نيازي را مطرح ميکند از واژه مردم استفاده ميکند و نه از واژه طبقه – چون اصولآ مردم به طبقات اجتماعي تقسيم ميشوند نتيجه اين نوع گرايش چيزي بجز پوپوليسم نخواهد بود.
ث- حککا سعي دارد مذهب زدايي را جايگزين مبارزه طبقاتي سازد . تمرکز بيش از حد حککا بروي مذهب زدائي
آسيب هاي زيادي بروي مبارزه اصلي که مبارزه طبقاتي است وارد ميکند.
ج- حککا آکسيونيست است يعني بر اصالت عمل در مقابل حل مشکلات از طريق بحث نظري معتقد است.

البته رفيق گرامي جوان سوسياليست انتقادي هم از خود مهران کرده که من کپي ميکنم:
تو را با کارفرمايت و قايق تفريحي او تنها ميگذارم تا با ((پراتيک)) دفاع از موجوديت او باز سعي کني تا با او (( برابر)) بشي و اسم اين را بگذاري آزادي و برابري و دنياي بهتر!!

البته من سعي ميکنم اظهار نظري شخصي نکنم ولي از جوان سوسياليست عزيز انتظار دارم همانطور که رفقاي حککا تا اينجا بحث را منطقي ادامه داده اند او نيز روش منتطقي اوليه خود را در مورد انتقاد به پايه هاي فکري ادامه دهد و از انتقاد به تکتيک ها مثل مقبره حکمت - آکسيونيست بودن – روشهاي مباحثه دوري کند. هرچند آنهم جاي مباحثه دارد.


ظ 14:36 @ Sun, 9 May 04

رفيق سوسياليست جوان!
عدم دخالت ما - یا بهتر است بگویم برخی از ما -در بحث به معنی بی تاثيری آن بر ما نيست.
ضمناٌ فکر نمیکنم قوانين وضع و مقرر شده سروران مقید به قانونی! که شما را به رعايت نظم مقرر ميخوانند قوانينی ازلی و ابدی بوده باشند.
سلام من را به رنوا راسخ -که يکسالی هست اينجاها نيست- برسانيد
اين بحثها اگر در بند دگمهای ناشی از سکتاريسم نباشند - با رعایت ظرفیت مخاطبین و طرفهای بحث -ميتوانند راه گشا باشند.
همیشه سبز باشيد!


Farid 12:52 @ Sun, 9 May 04

جوان سوسیالیست
بحث دو نفره شما به نظر من مفید پیش می رود. سکوت دیگران (‌ به غیر از اعضای ح کک ) به نظر من بخاطر این است که می خواهند بحث به نتایج منطقی خویش برسد. من بدون اغراق می گویم که اعضای دفتر سیاسی انصار حکمت هم از جواد علی بگیر تا ایل و تبار مدرسی ها ، چیزی بیشتر از مهران در چنته ندارند. در این تشکیلات همه موظف اند که در چارچوب چارپا خوب دوپا بد بحث و نظر بدهند. تخطئه هر بحث انتقادی هم با روشی که توسط منوچهر مفلوک با مهر ارزان بودن و اطلاعاتی بودن صورت می گیرد بخاطر باز نشدن چشم و گوش اعضاست. البته من به نوبه خود به نکات مثبت و نارسای بحث شما و همچنین مهران خواهم پرداخت. پس لطفا ادامه بدهید


جوان سوسیالیست 12:08 @ Sun, 9 May 04

مهران محبوبی
کامنت محبوب تو و حککا را خواندم. مغزم هم سوت کشید! نه برای انعکاس این تشعشات فکری و خرده فرمایشات سوسیال دمکراتیک و تا خر خره رفرمیستی شما، برای اینکه اسم این اعتقاد را کمونیست کارگری میگذارید. به این میگویند رنگ کردن گنجشک و فروش آن در بازار (( منوچهری)) بعنوان قناری.
مهران محبوبی، من قصد متقاعد کردن شما را ندارم، شما با یک اطلاعیه از حزبت قانع خواهی شد و اطلاعیه بعدی که حتی نقیض آن باشد نیز به همانمقدار شما را قانع خواهد کرد. پس زحمت متقاعد کردن شما به عهده لیدرهایتان. اما من تلاش کردم که با بحثم برای خواننده علاقه مند فضای بحثی ایجاد شود که آنها هم دخالت کرده و نظر بدهند. بنا بر این صبر میکنم چنانچه علاقه ای به این بحث و نقد بحث شما دیده شود که در این صورت من هم ادامه خواهم داد و در غیر این صورت از خواننده گان دیگر خواهش میکنم که نخواهند که یک نفر تا مرز خفقان آور الفبا در بحث با تو و خواندن این نظرات دچار خود آزاری شود. تو را با کارفرمایت و قایق تفریحی او تنها میگذارم تا با ((پراتیک)) دفاع از موجودیت او باز سعی کنی تا با او (( برابر)) بشی و اسم این را بگذاری آزادی و برابری و دنیای بهتر!! خوانندگان به راحتی متوجه میشوند که اگر قلم و خودکاری در دست شما باشد و یا میکرفنی برای گفتن، هر آنچه که دارید در لحظه خرج میکنید و همه آن ولخرجی کمترین بار تئوریک ندارد. شما آکسیونیست ها عادت دارید که با هیاهو و چند تا غور و لند فضا را به آشوب بکشانید که آآآآآی ی ی ما میخواهیم حرف بزنیم. جایی که امکانش فراهم بشود اما حرفهایی خواهید زد که نمونه اش در کامنت تو و منوچهر موجود است. بالاخره معلوم نشد که شما حرف میزنید که چیزی گفته نباشید یا چون چیزی جدید برای گفتن ندارید و آنچه که میگوئید نظیر دنیای بهترتان همان چیزی است که همیشه در همه مطبوعات سوسیال دمکراسی غرب موجود است پس چه نیازی به این دارد که (( مردم)) با این یا آن گفته به دنبال شما راه بیافتاند؟ آیا این مردم از نظر شما به چوپان و پیامبر نیاز دارند؟‌ نکنه برای کشف همین اعتقاد پیامبر ساری میکنید و قبله منصور حکمت را با مخارج زیاد میسازید و بعد میگوئید ((‌ منصور حکمت در مقابل مارکس ایستاده است)) بفرمائید آن را طواف کنید.
علاقمند به تبادل نظرات با کمی دقت در گفتار شما به راحتی متوجه میشود که شما در عرصه تئوریک چقدر کم محتوی و خالی هستید که این بخودی خود اشکال اساسی ندارد. اشکال از آنجا شروع میشود که با چنان هیاهویی که به بقالی میماند تو گویی قرار است ماستش را تا ترش نشده بفروش برساند، دم از رعایت اصول بحث میزنید و خود را مسلط به این اصول معرفی میکنید و... اما جایی که ناچار میشوید نظر دهید....!!
در هر حال همانطور که گفتم دخالت بقیه دوستان در این بحث میتواند جاذبه ای برای ادامه آن ایجاد کند و در غیر این صورت این به معنی بی جاذبگی آن نزد این دوستان است که باید به خواسته آنها بیش از اصرار به متقاعد شدن شما اصرار داشت.
نقد های به حککا در این سایت هست، فرصت کردی آنها را مطالعه کن. و همینطور کتابی حدود ۱۲۰ صفحه در نقد حککا که طی یک دوره ۲۰ ساله صورت گرفته است.
http://www.javaan.net/
موفق و پیروز باشید و اگر به هر کس از طرف من خواستی سلام برسان بجز کارفرمایت.


مهران محبوبی 8:26 @ Sun, 9 May 04

جوان سوسیالیسم ۱۲۳
دوست عزیز بیا از خودمان حرف بزنیم! وقتی من با شما حرف می زنم لیدر خودم هستم ! در مورد حزب کمونیست کارگری اصلا هیچ نوع اطلاعی ندارید برو بخوان گوش بده به تلویزیون اشان نگاه بکن دستگیرت می شود! اگر شخصیت حقیقی داشتید فکر نمی کنم جرات می کردید که این تهمت ها را به این حزب می زدید!
من اینجا در این گفتگو از عقاید خودم دفاع می کنم ! از گفتن اش لذت خاصی می برم چون دست اول مال خودم خودام است! از لغاتی که هیج مفهوم مردم فهمی نداره استفاده نمی کنم! خواهان برابری مردم در فلسطین و اسرائیل هستم ! خواهان این ام که کارگر فلسطینی بقول شما از امکانات دمکراسی غربی هم شده استفاده کند و بسر کار رود و تشکل کارگری داشته باشد! کار و مشغله اش محفوظ باشد! خواهان این هستم که مردم فلسطین مثل هم نوع هایشان در اسرائیل سر پناه داشته باشند و همه در زیز صلح و آرامش زندگی کنند! این حرف های مرا چپ اسرائیلی می فهمد اسلام سیاسی فلسطینی نمی فهمد! آزادیخواه فلسطینی می فهمد ربا اسرائیلی نمی فهمد! این ربا و اسلامی سیاسی هم سر نخ اشان در مذهب و صنعت مذهب خوابیده همانی که شما این همه به آن بی اعتنایی می کنید ! هر روزه قتل و آدم می کشد ولی هنوز اسامی مبارزه طبقاتی و سوسیالیسم را برای خود بت کردی و مثل روش استالین سر هر جنبش رفاه و آزادی خواهی را چون از اینگردینس های شما برخوردار نیست کوفت می زنی!
این برای شما آن چنان اسطوره شده که خنده ام می گیرد می گویید نزدن بچه و با احترام با کودک برخورد کردن کلک دمکراسی غربی است چون بچه کتک خورده نیروی کار خلاق بار نمی آید! واقعا چند نفر این حرف شما را جدی می گیرند ؟! ببین عزیزم این لغات را ول کن خودت را گیج می کنی ! ببین چی خوب است. حضرت ابراهیم گفت که بچه اش را در محضر خدا قربانی می کند خوب حرفی زد؟ اگر در غرب بچه را نمی زنند بد است؟ اگر بچه اسرائیلی از بچگی شسته شوی مغزی آنچنان که در اسلام می شود نمی شود که خود را بمب وصل کند و قربانی شود بد است؟ نمی گویم ربا هم همین کار را نمی کند ولی مقایسه هم نمی توانی بکنی؟ چرا بچه اسرائیلی باخانواده اش سفر برود و کلی امکانات داشته باشد و فلسطینی نداشته باشد ! آدم بخیل می گوید آن اسرائیلی هم نداشته باشد! چرا باید داشته باشد ! ما می گوییم چرا همه نداشته باشند!
دم شاه گرم که راحت زندگی کرد ! دم کارفرمای من گرم که تعطیلات سالی سه ماه می رود ! قایق دارد هواپیمای شخصی دارد ! بخیل که نیستم دمش گرم ولی می گویم چرا من کارگر هم نه ! اگر کسی استعدادش به جایی رسیده که کار مورد علاقه اش را می کند و کلی هم وضع اش خوب است بخیل که نیستم می گویم کاش جامعه ای بود که همه با هر درجه استعداد به این مقام می رسیدند! راستش این طرز برخورد شما بسیار خرده بورژوانه است! اگر براستی سوسیالیست می خواهی باید برابری را در رفاه و آزادی و شکوفایی استعداد ها ببینی ! اگر سوسیالیسم را آرزو داری باید بدانی خود سرمایه داری نیرو های مولده را رشد می دهد! کارگر روشنفکر را بوجود می آورد الان کارگر کاپیتال می خواند و با روشنفکر ها سر آن به بحث می نشیند! این از کتک نزدن خوانواده آن کارگری در بچه گی بوده که رشد ذهنی و پرورش جمسی و روحی بچه اشان در درجه اول برایشان بوده است! اگر کارگر سخت کار کند زندگی را به بچه اش سیاه می کند خانه می آید با تشر و زدن و فرهنگ زور بر آنها اعمال می کند ! از این بچه ها چه بعمل می آید؟ ببینم یک کارگر اسرائیلی که عضور اتحادیه است و مخالف سیاست های جنگ طلبانه دولت نژاد پرستش است بهتر سوسیالیسم شما را نمایندگی می کند یا بچه ای که بخودش بمب وصل می کند و به نابودی مدنیت دست می برد؟! یک لحظه ما نمی توانیم بشینیم بخودمان بیاییم و معنی تمام این شعار ها و کلمات ای که یاد گرفتیم بفهمیم !؟ سوسیالیسم یعنی چه جز تعالی نیروی انسانی برای یک جامعه آزاد و آرامش که در آن نیرو های هر عضو آن جامعه براحتی امکان رشد یابد؟ پس اگر دمکراسی بورژوازی تا حدی امکانات آنرا تهیه می کنند چرا ننگ و لگد می زنید! هر کجا که بخواهد باشد! مگر فرق می کند؟ نژاد پرست و ناسیونالیست که نیستیم که آن را تنها برای یکی بخواهیم بلکه اگر یکی داشت و دیگری نداشت و بد تر آنرا از دیگری گرفته چرا نمی گوییم حالا که همه این ها امکان دارد چرا نه برای همه ! این یک کلمه چقدر سخت است که بزبان بیاورید!؟ تازه هم اگر بیاورید موج میلیونی مردم دنیا دنبال اتان راه می افتد! و دولت اسرائیل تک و تنها می شود و مردم امریکا و اسرائیل بکمک مردم فلسطین می آیند ! این خصلت خرده بورژوانه و فرهنگ گم و کور خود نیرو های مرتجع منطقه نیست که مردم آنجا را دستی دستی بقربانگاه دول اسرائیل و امریکا می برد؟! ما عزم کردیم که جلوی آنرا بگیریم! دیگر نمی گذاریم مدام مردم منطقه با نیرو های دو طرف مخاصم تروریست قربانی شوند! دست آخر ادعا شما را به سوسیالیسم و مبارزه طبقاتی در راه آن را به فال نیک می گیرم ! و دوباره بگویم صنعت مذهب را که امریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی تنها نمونه های بارز آن هستند را باید بزیز کشید بدون آن هیج نوع صحبت از مبارزه طبقاتی حقانیت ندارد! مثل آن است که استالین دم از همه این ها می زد و کمینترن و شورا های کارگری را یکی بعد از دیگری می بست! حرف شما در عمل محک می خورد!


جوان سوسیالیست 5:04 @ Sun, 9 May 04


مهران محبوبی.
1- در توضیحات شما روشن نیست که مهاجرت« مردم از غرب و آمریکا و روسیه به اسرائیل» یعنی مهاجرت فرهنگ؟ در این صورت تکلیف مهاجرت و فرهنگ مهاجرتی آنهایی که از آفریقا، آسیا که به آنجا مهاجرت کرده اند و عده بسیار زیادی ایرانی تبار در اسرائیل چه میشود و چه تاثیری در بوجود آوردن « دمکرات ترین کشور خاورمیانه » داشته است!!
2- روشن نسیت که « مردم » مهاجر از چه طبقه ای هستند و با خود فرهنگ کدام طبقه را به آنجا برده اند؟ البته این در بحث های حککا هیچوقت هم روشن نخواهد شد، چون حککا پشت واژه « مردم» چنان ترکیب طبقاتی ایجاد میکند که اهداف اصلاح طلبانه اش خریداری « مردمی » پیدا کند که در نهایت به همان مردم سالاری برسد که در دنیای بهترش بهتر از آن متصور نمی شود.
3- آیا از روش برخورد با بچه ها میتوان به دموکراتیک بودن یک کشور رسید؟ اگر آری پس دنیای بهتر شما مگر میتواند دنیایی بهتر از همین دنیای دمکراتیک و « دمکراتیکترین کشور خاورمیانه باشد» اگر آری پس من با« نگاه» به روش برخورد با بچه ها در اسرائیل باید به چه نتیجه ای برسم که شما تلاش میکنید با برنامه دنیای بهترتان من را به همان نتیجه برسانید.
اگر شما میگفتید که کمونیست آن هم از نوع کارگری نیستید برایم قابل درک بود که چرا الگوی رفتار با بچه ها که مورد نظر شما است، رفتاری است در چاچوب دمکراسی بورژوایی . ولی وقتی که میگوئید کمونیست هستید و خواهان خروج از چارچوب نظام موجود ، در اینصورت نمیتوانم بپذیرم که الگوی رفتار با بچه ها در اسرائیل که برای شما جاذبه دفاع از آن را ایجاد میکند یک الگوی رفرمیستی- اصلاح طلبانه نسیت. اگر شما به جای آموزش مارکسیزم نزد خود مارکس به سراغ این آموزش نزد منصور حکمت نرفته بودید، قطعاً تا حالا متوجه می شدید که برای نظام سرمایه« بچه » مفهومی بیشتر از نیروی کار نسل آینده را ندارد و رفتار و تربیت آنها فقط تربیتی است در خدمت چرخش سرمایه در دوره های آینده. متوجه می شدید که بچه به گونه ای تربیت میشود که میهن پرست و ناسیونالیست بار بیاید، از خدا تشکر کند که به روی میز آنها غذا هست و اینکه مرد آفریده شده است ( به نیاش صبحگاهی در مدارس اسرائیل روجوع شود) و... انواع نیاز های امروز سرمایه داری به نیروی کار و درجه تکامل سرمایه داری، نیروی کار و کلاً نیروهای مولد را تربیت و تکامل میدهد. آیا از نظر حزب شما در سیستم سرمایه داری اسرائیل رفتار با « بچه ها» ورای تامین این نیاز است و انسانی یا حتی دمکراتیک؟ اگر شخص شما کارگری نه فقط در اسرائیل بلکه هر گوشه جهان سرمایه داری اعم از غرب، آمریکا و روسیه بودید با دستمزدی که دریافت میکردید هزینه مهد کودک و مدرسه بچه تان را خودتان پرداخت نمی کردید؟ با پرداخت تمام این هزینه ها از مزد حاصل از رنج روزمره کارگر، فرزند او با روش دلخواه و نیاز های سرمایه داری تربیت میشود و حزب شما نام آن را دمکراسی میگذارد چون کسی حق ندارد به گوش بچه سیلی بزند . مسلم است که بچه سیلی خورده در نظام متکامل سرمایه داری نیروی تولیدی مطلوبی برای آینده نخواهد بود. و از اینرو قوانینی در حمایت و حفاظت کودک تهیه و اجرا میشود اما باز مسلم است که این فقط به منظور بقای سرمایه داری و گردش چرخه تولید به نفع انباشت سود آن است که از نظر شما یعنی دمکراسی که تا اینجا اشکالی ندارد، چون واقعاً دمکراسی هم هست،اما دمکراسی بورژوایی که مورد نظر و مطلوب شما است، و اشکال از اینجا شروع می شود چون شما فکر میکنید کمونیست هستید. کمونیست خواهان دمکراسی بورژوایی!!
4 گفتی که : « مردم فلسطین که بسیار هم مردم تحصیل کرده و پیشرفته ای نسبت به بقیه مردم خاور میانه اند »، اما روشن نکردی که بدون مهاجرت از غرب و آمریکا و روسیه هم « مردم » میتوانند دارای همان ویژگی مردم مهاجر به اسرائیل باشند. و اگر قرار است به درجه دموکراتیک بودن یک کشور از زاویه اینگونه ویژگی ها پی برد، مگر در خاور میانه کم از این نوع « مردم» وجود دارد ؟ آیا کشور هایی که این « مردم» تحصیل کرده و پیشرفته در آن زندگی میکنند هم کشور دمکراتیممحسوب میشوند؟ مثلاً خود ایران که دارای چنین « مردمی » حتی به مراتب پیشرفته تر از آن نواحی میباشد. حد اقل خود تو و منوچهر را میتوان به عنوان نمونه ای حاضر نام برد ، اما نمیتوان با ذکر نمونه های حضور حتی بیشتر از تو و منوچهر به این نتیجه رسید که ایران کشوری دمکراتیک است، میتوان؟
5- نوشتی که تو و خیلی های دیگر میدانید: « چرا اسرائیل و آمریکا چنین امکانی برای مردم فلسطین که بسیار هم مردم تحصیل کرده و پیشرفته ای نسبت به بقیه مردم خاور میانه اند مزایقه می کنند تا آنها هم کشور خود را برابر در کنار آنها داشته باشند و از همه این دستاورد ها برخوردار شوند!»
لطفاً کمی راجع به این چرا ها و بیشتر چرا های مربوط به اسرائیل توضیح بده تا ما هم با چراهای تو و خیلی های دیگر آشنا شویم. این را از این جهت درخواست میکنم که در نوشته های لیدر شما صحبتی از این « چرا ها» در مورد اسرائیل نمیشود ، محکومیت آن که جای خود دارد.
6- نوشته ای : « ما روش اسلامی سیاسی و تروریست ها را در هر دو کشور محکوم می کنیم! شما چرا نمی کنید؟! شما چه آینده ای را برای مردم فلسطین و اسرائیل خواهانید!»
من که از شما روش محکوم کردن تروریستی دولتی اسرائیل را جایی ندیدم، لطفاً اگر رفرنسی دارید به من هم بدهید تا با محکوم کردن و نوع این محکوم کردن شما آشنا شوم. اما فراوان دیده ام که « روش اسلامی سیاسی » را محکوم کرده اید و نه حتی مذهبی سیاسی که بتواند شمال یهودی سیاسی هم بشود. و این کار را هم به این دلیل میکنید که چون کاری به کار مبارزه طبقاتی ندارید. و گرنه سر و کله مذهب زدایی شما در اوج مبارزه طبقاتی که از آسمان به روی میز لیدر شما نیافتاده؟
اما آینده ای که ما برای فلسطین و اسرائیل میخواهیم عبارت است از استقرار یک نظام سوسیالیستی در ادامه اتحاد طبقه کارگر هر دو کشور بر علیه سرمایه داری هر دو کشور. محکوم کردن اسلامی سیاسی و این حرفها را به شما واگذار میکنیم که هم تجربه کافی در این کار دارید و هم از این کاربهره برداری لازم را خواهید داشت.


مهران محبوبی 4:01 @ Sun, 9 May 04

جوان سوسیالیست ۱۱۹
من متن این سخنرانی را برای چندمین بار خواندم بسیار لذت بردم ! مرسی از لطف ات! ولی در مورد مطالبی که در نظر داشتی باید بگویم دقیقا اینطور است چنین است ! بقول ادبیات ژورژ پولیتسری خودمان زیر بنا و رو بنا ! دقیقا چنین است! الان هم چنین است چیزی در اصل مطلب تغییری نکرده و من از حکک هم غیر این را ندیدم! این حزب یک لحظه مبارزه اقتصادی کارگران و مردم را کم بها نداده بلکه بیشترین بها را داده و ذکر کرده که از همین اعتصابات بقولی صنفی مبارزه اصلی ما برای انقلاب شروع می شود! ولی چیزی که با قبل فرق کرده دستگاه صنعت مذهب است که ما هر چقد کاری اش نداشته باشیم خود مذهب به آلت قتاله در آمده و تنها از افیون توده ها گذر کرده است! یک حزب انقلابی نمی تواند با این مورد بی تفاوت بماند. . از هر جهتی ضربه زده می شود باید جواب اش را داد! بلشویک ها مسئله مردم آن دوره جنگ بود شعار ضد جنگ را سر می دادند! الان مردم از حکومت فاشیستی مذهبی دادشان در آمده است چرا جلویش نیایستیم؟ به ایران هم منتهی نمی شود این صنعت مذهب بسیار فعال است! در یک چشم بهم زدن در هر کجا دنیا سبز می شوند و کاری به پروسه تاریخی تولید ندارند خود یک تولید عظیم جداگانه شده است! نمونه اش روسیه و کشور های اروپای شرقی است . به محض متلاشی شدن حکومت های قبلی اشان هجوم گیج آور صنعت مذهب در این کشور ها بی داد کرد! رفیق عزیز من در همین متن از بشارت علمی مارکس صحبت بمیان آمده است! تو خودت فکر نمی کنی مذهب نقش اش با زمان مارکس تغییر کرده است و تبدیل به صنعت مذهب شده است؟ دنیا را دارند با این صنعت به نیستی می کشانند نباید این واقعیت جلوی رویمان را مشاهده کنیم که شرط اولیه هر روش علمی است؟


manochehr 3:59 @ Sun, 9 May 04

جوان سوسياليست.
نکته ای فراموش شد.محض اطلاعتان اينجا خانه شبح است٫ و تیتر بحثهای اينجا نقد ح.ک.ک. نيست.لطف کنيد نظم اين خانه را بهم نزنيد و سر تيترها بحث کنيد٫اگر نقدی به ح.ک.ک. داريد اينرا در نشرياتتان بنويسيد٫اگر ضروری بود ح.ک.ک. به آنها برخورد خواهد کرد٫همانطور که گفتم اگر ضروری بود٫ و اينرا مبارزه طبقه کارگر و سدهای جلوی راهش تعيين می کند٫و مطمعنن ح.ک.ک. به هر محفلی جواب نخواهد داد.اينرا هم به عنوان کامنت آخر من در مورد اين جور بحثهای آبکی بدانيد.در راهتان موفق باشيد!


manochehr 3:45 @ Sun, 9 May 04

جناب-آقا یا خانم- جوان سوسياليست.
محض اطلاع شما که گويا تازه مارکس را کشف کرده ای و در کلاسهای آموزشی م.رازی چند نقل قول از مارکس ومندل را از حفظ کرده ای بايد خدمت شما عرض شود٫که اين نقل قولی که شما آورده ای چه ربطی به ح.ک.ک. دارد٫اين سومن.زمانی که شما مشغول چرتکه انداختن برای شيره ماليدن سر طبقه کارگر بوديد همين ح.ک.ک.مشغول سازماندهی کارگران بيکار و پيشرو در صنايع کليدی بود٫اینهم دومن.و قبل از همه اين که شما اول برنامه يک دنيای بهتر را بخوان و با م.رازی صلاح ومشورت بکن بعد با هم حرف ميزنيم.تا راجع به مبارزه ضد سرمايه داری و همچنين مبارزه عليه مذهب به عنوان مخدر و تریاک توده ها هم با هم صحبت کنيم. در ضمن شما بهتر است کاپيتال را هم بخوانيد٫ ودر کنار آن کوهی از ادبيات مارکسيستی و در عين حال ادبيات وسيع ح.ک.ک. را اين برای سلامت روحتان بسيار خوب خواهد بود٫اينهم اولن.در ضمن شما کاملن مخداريد که با مذهب بسازيد و اين سازش را هم تبليغ بکنيد٫اين مطمعنن حق دمکراتيک شما خواهد بود٫ ولی اين حق را هم به ما بدهيد که در کنار افشای مذهب٫ شما و ديگران(مثل راه کارگر و اکثریت و حزب توده و ...)را هم به عنوان حافظين مذهب افشا کنيم.


جوان سوسیالیست 3:17 @ Sun, 9 May 04

قابل توجه مهران محبوبی و منوچهر:
به همان گونه که داروین، قانون تکامل زیست را کشف کرد، کارل مارکس قانون تکامل جوامع بشری را کشف و اعلام کرد. این حقیقتی است ساده، اما عریان که آدمی پیش از پرداختن به دانش، سیاست هنر و مذهب و دیگر گرایش ها نیازمند خوردن نوشیدن و داشتن سر پناه است. این نیاز و بایستگی که تا آن زمان در زیر علف های هرز ایدئولوژیک و تحت پوشش عنوان های دهن پر کنی ، همچون ارزش های معنوی، نهان گشته بود؛ این حقیقت ساده که تولید نیازهای مادی و به تبع آن، هر مرحله از توسعه اقتصادی یا دوره ی تاریخی، مولد رشد دستگاه دولت، هنر و حتی باور های مذهبی مردمانی است که موجد این تولید می باشند. و نه آنگونه که ادعا می شده است، عکس آن. اما این نه همه آن است که باید گفت. بنگریم که مارکس شیوه تولید سرمایه داری را در جامعه بورژوایی به گونه ای علمی تعریف کرده و با کشف « ارزش اضافی» توسط خودش، آنچه را که اقتصاد دانان بورژوا و منتقدان سوسیالیست، از توضیح انباشت سود به کژ راهه رفته بودند، انقلابی در جهان سرمایه داری در افکند. او ( مارکس) آشکار کرد که راز رشد سرمایه داری در « ارزش اضافی » نهفته است.
قسمتی از سخنرانی فردریش انگلس بر مزار مارکس در گورستان« های گیت» ، لندن، 17 مارس 1383. ترجمه رامین جوان. (تاکیدات از من)
برای مطالعه کامل این سخنرانی به این آدرس روجوع کنید.
http://www.javaan.net/maghalat/ramin_j/engels.pdf
این میتواند مفهوم روشنی از درک پراتیک مبارزه را بیان کند. فلسفه عمل مارکس که در مقابل ایدئولوژی قرار میگیرد، ایدئولوژی ویا آگاهی کاذب که آگاهی را واژگونه ارائه می دهد.
چنین درکی از پراتیک انقلابی و پراتیسین بودن را مقایسه کنید با درک حزب کمونیست کارگری که مبارزه را در مسیر « مذهب زدایی» به انحراف میکشاند و خود به تجلی از همان مذهب تبدیل می شود. نهایت پیروزی در آن مسیر لامذهبی است که در کشور های زیادی همین الان حاکم است بدون این که خوردن ونوشیدن و سرپناه آدمی در آنجا تامین شده باشد. پراتیک مارکس بنیاد های نظام سرمایه داری را نشانه می گیرد، حککا رو بناهای برخاسته از این بنیاد را عمده میکند که از این طریق به نجات همان بنیاد ها در پراتیک و حمله به آنها در گفتار بپردازد.


مهران محبوبی 2:50 @ Sun, 9 May 04

جوان سوسیالیست ۱۱۶
مردم از غرب و امریکا و روسیه به اسرائیل مهاجرت کرده اند. این مردم از فرهنگ اروپایی برخوردار اند! یک روش برخورد با بچه هایشان را نگاه کن خواهی دید! در اسرائیل اتحادیه کارگری وجود دارد. در اسرائیل احزاب مختلف از چپ و راست مشابه کشور های اروپایی وجود دارد! من و خیلی ها معتقدیم که چرا این ها برای مردم فلسطین نیست؟ چرا اسرائیل و امریکا چنین امکانی برای مردم فلسطین که بسیار هم مردم تحصیل کرده و پیشرفته ای نسبت به بقیه مردم خاور میانه اند مزایقه می کنند تا آنها هم کشور خود را برابر در کنار آنها داشته باشند و از همه این دستاورد ها برخوردار شوند! این ریشه محکومیت خیلی ها در مقابل اسرائیل است! ما روش اسلامی سیاسی و تروریست ها را در هر دو کشور محکوم می کنیم! شما چرا نمی کنید؟! شما چه آینده ای را برای مردم فلسطین و اسرائیل خواهانید!


مهران محبوبی 2:26 @ Sun, 9 May 04

منوچهر
نکته آخر این که این بابا شبح ما را به آدم کشان افریقا نسبت می دهد که چرا چیزی که در من تداعی شد از طرز برخورد فرید نباید بزبان بیاورم!
تازه برایش ناراحت کننده بود که اگر راستی نقص جدی است من طرز برخورد فلانی را محکوم می کنم! اتفاقا در پدر منشی که به زمینی می گوید :تو عزیز شیر پاک خورده ای و آن یکی نیست این نوع تحقیر ها که در قاموس این ها مثل مور و ملخ تولید و باز تولید می شود روششان است! خنده ام می گیرد به زمینی می گوید شیر مادرت حلال باد! این روش تمسخر و روش تحقیر انسان نیست ؟ اگر طرف نقص واقعی دارد من محکوم می کنم اگر نه ! فکر نمی کردم این طور باشد! عجب مسخره بازی ای است ! آره عمو جان هنوز بقول خودت در جوانی مثل اینکه تربیت توده ای در شما رخت بر نبسته است! در فرهنگ بالغ غرب و مخصوصا چپ و کمونیستی آن این توع برخورد ها را بکسی بکنی خیلی به او بر می خورد! ولی در ایران نمی دانم از بس این آخوند و دیکتاتور ها چنین برخورد قیم منشانه به مردم کردند در ما یک عادت ثانویه شده است! حالا می خواهد از حزبی هم باشی ! باور کن من از هر چی نگذرم از این فرهنگ که با انسان کودکانه برخورد می کند و اصلا بویی از بالغیت نبرده است بسیار بیزارم!


جوان سوسیالیست 2:18 @ Sun, 9 May 04

آقای منوچهر، شما هم طبق سنت چپ سنتی حزبت هرجا که کم میآرید فوری با فحش و دری وری میخواهید حریفتان را ناک اوت کنی که حتی در این کار هم مثل کار سیاسیتان آماتورید و نسبت هایی را به کسانی میدهید که خودتان بیشترین نزدیکی با آنها را دارید. بالا خره معلوم نشد ساواکیهای سلطنت طلب که اکنون ولی نعمت شما شدند بدند یا خوب؟ اگر بدند پس چرا آنها را مردم توصیف میکنید و با آنها کار مشترک و تظاهرات مشترک میذارید؟ اگر خوبند پس چرا با نسبت دادن مخالفینتان به نزدیکی با آنها میخواهید مخالفینتان را از زاویه ای بی اعتبار کنید که خود به منبع اعتبار شما تبدیل شده اند؟ پس شما که به اصول و فنون بحث کردن آن هم از نوع « بحث سیاسی» آشنا هستید! لطفاً با بحث های صد من یک غاز آن را به صحرای سینا و کرانه باختری رود اردن نکشید. فکر نکنید حالا که حزبت معتقد است اسرائیل « دموکرات ترین کشور خاور میانه است»!! با کشاندن بحت به آن نواحی شما هم دموکرات ترین بحث کننده ها خواهید شد.


مهران محبوبی 2:07 @ Sun, 9 May 04

منوچهر و آرش سرخ
شما هر دویتان دفاع از حزب کمونیست کارگری می کنید عالی است ! فکر کنم شریف ترین انسان ها به این حزب جذب می شوند و شما هم از همین ها هستید! ولی وقتی در مورد من می رسد فکر کنید که ابدا در حزب نیستم و خواهش می کنم مثل یک انسان به نظرات من برخورد کنید! همین جا برای خاطر شما هم شده اعلام می کنم که ابدا درون حزب کمونیست کارگری نیستم ! ولی حق دارم از نظرات ام آنطور که خودم مایل هستم دفاع کنم به میل شما خوش نمی آید نیاید! از آقای فرید ناراحتی ندارم نمی دانم چرا ایشان پوزش از من خواسته است من ابدا ناراحت نشدم! اتفاقا در آخر هم به ایشان گفتم که خوشحال به آشنایی را ایشان هستم! هیچ حالت تمسخر نداشتم! در واقع با آقای فرید با همه فرمایشات اشان آشنا شدم و گلیم خودم را می دانم چگونه از آب در مقابل ایشان بکشم ! ایشان هیچ برخورد غیر انسانی به من نکرده است! یک چیز هایی برایشان شک برانداز بود به زبان آوردند! من هم تداعی رابطه آشنایی را که با مامور اطلاعات داشتم بیادم آمد!
کسی که مارکسیسم را در تشتت می بیند و علت اش را پراتیسین و عمیق نبودن مارکس قلمداد کرده است ! من برایش جواب دارم! شما ندارید دوست دارید با دوستان نظرات رقیق شده ملی مذهبی خود حال کنید بکنید! کاری با شما نیست! خواهش می کنم دم مرا هم لگد نکنید! در ضمن هیج احتیاجی به دفاع فرمالیستی شما از نظرات و روش خودم ندارم بهتر است شما به راه خود من هم براه خود عمل کنیم ! به نظرات هم خواستید نظر بدهید! یکبار گفتم نظرم در مورد صاحب این وبلاگ چی است ! سیاست رقیق شده ملی مذهبی! نمی پسندید به شخصیت من چکار دارید؟ به روش من چکار دارید؟ من روش و سبک شما را در این وبلاگ ابدا نمی پسندم ولی یکبار در مورد اش صحبتی بمیان نیاورده ام! جایش نیست ولی هر وقت خواستید زبان باز می کنم! گذاشتم شما به روش خودتان به اصطلاح تبلیغ نظارت خود را کنید به من چکار دارید عزیزم! اصلا فکر کن مهران محبوبی در حزب نیست و گفتم برای خاطر شما شده اعلام می کنم در ون حزب کمونیست کارگری ایران نیستم ! جان مادرتان راحتم کنید ! بگذارید یک کلام نفس بکشم!
این بابا شبح دوستان امثال فرید زیاد دارد که از او دفاع کنند شما در مورد من لطفا فاکتور بگیرید! یک کلام در مورد این پراتیسین مارکس و درک عمیق یا نبودنش بگو عزیز ! به من چکار داری؟!عجب ها! من گفتم شخصیت حقیقی دارم و هر نوع شکایتی دارید به حزب خبر دهید و به مقامات قانونی محل تماس بگیرند تا شکایت شما و شبح به دادگاهی مراجعه شود! در غیر اینصورت حق پاترونایز و هیمیولت کردن را به شما نمی دهم !شما و شبح فعلا برای من شخصیت حقیقی ندارید نمی دانم در موقعیت مشابه به کی شکایت و ایراد خود را ببرم!؟
پس این امر نا برابر را در نظر بگیرید و مدام این وبلاگ را جایی برای تحقیر من نسازید!
در ضمن از بوک عزیز تشکر می کنم که یک کار حسابی کرد که سایت متون مارکس را نشان داد تا هر کسی از قول مارکس هر چی دلش خواست به آن نبندد! بسیار خوشحال هستم اقلا این ثمره مفید را داشت!


زیتون 0:33 @ Sun, 9 May 04

سلام شبح جان
جز اولین نفرا اومدم تولد مارکس رو تبریک بگم که نتونستم.. خوشبختانه کامنت ابلیس رو هم نخوندم.. تا قطع نشدم تند تند بنویسم.. آخه ساسرز دارم.. تو نظرخواهی منم کلی فحش و بد و بیراه به همه‌مون داده بودن که یکیش با اسم شما بود و من همه رو پاک کردم..البته اسمهارو گذاشتم باشه.. خدا(!) شفاش بده هر کی هست:)
ا... یادم رفت تبریک بگم... مبارکه.. مارکس یه پدیده بود برای جهان.. ممکن بود سالها بعد کسای دیگه به همین حرفها می رسیدن و لی او تفکر مردم رو خیلی جلو انداخت...ببخشید هول هولکی نوشتم..


manochehr 0:01 @ Sun, 9 May 04

زمينی ۱۱۲.
شما از کدام کامنت به اين نتايج در مورد ح.ک.ک.رسيده ای؟؟؟؟؟؟؟اين مزخرفات را دستگاه اطلاعاتی رژيم(و تعدادی از اپوزیسیون ورشکسته٫مثل حزب توده٫اکثریت٫سلطنت طلبان و جدیدن٫ اتحادیه سوسیالیستهای انقلابی ایران) در مورد ما راه انداخته اند.من شديدن به اين اعتراض دارم.شما ميتوانی به زندگی نامه رهبران ح.ک.ک. بطور مثال حميد تقوايی(زندان در زمان شاه)٫اصغر کريمی(زندان در هر دو رژيم)٫کورش مدرسی (از زندانيان قدیمی در زمان شاه) و.دهها وصدها اعدامی در همین رژیم....مراجعه کنی.لطفت در نگارش دقت کنيد و کامنتهای اینجا را با دقت بخوانید.


زمینی 23:39 @ Sat, 8 May 04

خوب من کامنت ها را خوانده ام!
حالا فقط يک چيز می خوام بگم و اون اين است که دوستان در هر گروه و حزبی باشند به تاريخچه آن تا چه حد می توانند بستگی داشته باشند؟ مثلا مشخص شده باشد که حزب توده و يا حکک در ۵۷ با ساواکی ها همکار بوده اند ... آيا نمی تواند الان به تعادل رسيده باشد؟ و در مسیر درست افتاده باشد؟ و یا در مورد آرمان هایشان با نقد مداوم به افقی عملی تر و دیدگاهی درست تر برسند؟
گرچه در يک مورد من اصلا نمی توانم رييس مجاهدين را ببخشم و آن آتش کشيدن در برابر هموطن بود. اما به طور کلی شايد الان بايد ديد که حرف کدام دوست درست تر است و کدام يک از آنان به حرف هايی که می زنند عمل مي کنند؟


شبح 22:14 @ Sat, 8 May 04

زمينی جان(109)
اين کتاب را ديدم اما هنوز نخواندم. اگه کتابایی که روی هم انبار شدن اين‌جا کنار دستم ببينی اشک‌ات در مياد. چی می‌شد 24 ساعت 27 يا 30 ساعت بود!
مهيای عزيز!(69)
اين که درست؟ الان هم صفر مطلق سرو مور کنده تيک خورده!


شبح 21:42 @ Sat, 8 May 04

آتش عزيز!(108)
ابليس فحش‌های جنسی و بسيار زشتی نوشته بود و من از آغاز شرط کرده‌ام که ناسزاهای جنسی را پاک می‌کنم. در مورد فريد من نمی‌دانستم که به نقص واقعی اشاره کرده است وقتی متوجه شدم از او خواستم که معذرت بخواهد که او هم خواست.اما بقيه حرف‌ها خب نظرش است و آزادی بيان يعنی اين که او بتواند حرف‌اش را بزند برخورد تو هم خيلی خوب بود و پاسخ دادی ديگران هم پاسخ دادند اما خب منوچهر که همه‌ی ما خيلی دوست‌اش داريم و در اين نظرخواهی نقش مثبتی و آگهی بخشی دارد اما گفت فريد اطلاعاتی است! می‌بينی افترا زدن اپی‌دمی شده است. اين بين من نمی‌تونم يقه‌ی فريد را بگيرم. خود آقای محبوبی صد بدترش را نثار همه کرده است. اصولا کم‌اند تعداد کامنت‌های ايشان که گوشه و کنايه‌یی نزنند و مثل نقا و نبات به همه اتهام ملی‌-مذهبی بودن نزنند.
همه‌ی ما بايد درست حرف زدن را يا بگيريم. اگر حکم کنند که مست گيرند در شهر هر آنچه هست گيرند.


زمینی 20:49 @ Sat, 8 May 04

سلام شبح عزيز و نازنين
ممنونم از راهنمايی ات . من ديروز اومدم تشکر کنم که اکانتم تموم شد. و الان ديدم جواب شراگيم را نيز داده ای. راستی همين نويسنده يک کتاب ديگر هم دارد که امروز در کتابخانه پيدا کردم :زندگی و ديدگاه های کارل مارکس/دکتر مرتضی محيط/اختران/۱۳۸۲
نمی دانم آن را هم خوانده ای؟


آتش 20:05 @ Sat, 8 May 04

۸۴ شبح عزيز
اينجا خانه توست حالا نمی دانم همه کس می تواند اينجا هر چه دوست داشت بگوید وبه زبان ویا به قلم بیاورد یا نه ..حتی اتهامات واهی وبی اساس ؟ يا آنکه از نظر تو همانند کسی که بنام ابليس وارد شد وحرف های ناجور زد بايد بايکوت شود. سوالی دارم شبح
آيا کسانی که بقول تو تفرقه افکنی می کنند نبايد جلويشان را هشدارانه گرفت ؟؟ حرف تو درست که اين راه صحبت ها عملا دشمن ما که همانا حکومت اسلامی ايران است را شاد می کند .
شبح اگر اولين بار منوچهر به فريد اين برخورد را نمی کرد تو از خودت واکنش نشان نمی دادی شايد از نظر تو حرف فريد مناسب بود. خواهش می کنم مرا تا می توانی نقد کن اما نگذار نه سيخ بسوزد ونه کباب .. اين راه ما را به جائی نمی برد .. اعتبار اين کامنت ها اگر اقرار نکنم به خاطر حضور دوستان سياسی هستش که مار حقیقتا به میل می آورد تا هميشه اينجا باشيم ..

منوچهر جان .. من هم اينجا اشاره ای به نوشته نيم روز کردم وخواستم به وجه تشابه این نوع تهمت ها اشاره ای کرده باشم .. اين نوع برخوردها حتی کار اپوزیسیون مجاز جمهوری اسلامی هم نیست .. با احترامی که برای تو وشبح و بخصوص ارنستو ودیگر دوستان قائلم حتی اگر گاهی جو اینجا منجر می شود که درجه حرارت کمی بالا رود انتقاد وبرخورد سیاسی سازنده را بدون رعايت کردن جانب اعتدال می پذيرم .


manochehr 18:46 @ Sat, 8 May 04

فراخوان ايجاد صندوقهاى کمک مالى.
در حمايت از دستگيرشدگان اول مه سقز و خانواده هاى آنها.
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240509Sandoq.html


شراگيم 18:02 @ Sat, 8 May 04

ممنون شبح جان :* (يه تشکر هم از دوست خوبی که bookonline رو معرفی کرد...)


manochehr 16:46 @ Sat, 8 May 04

شبح عزيز۱۰۲.
من شخصن از اين نوع "بحثها" گريزانم و سعی می کنم به آنها تن ندهم چون این زمين بازی است که بازی در آن زمین به نفع آگاهی دادن نيست.هرگونه بحثی حتی مثل بحث آ.س. در کامنت قبلی باعث رشد ميشود٫به همين دليل من از اين فرد که اصلن نميشناسمش گفتم بجای فحاشی و تهمت زدن وجو سازی بحث کن٫اصلن شايد بحث او درست باشد(البته اگر بحثی داشته باشد) و بتواند آدمها را دور خود جمع کند٫اينکه اشکال ندارد.منتهی بحث کند و نه فحاشی و مسموم کردن جو.همين. من يکی به اين "بحث ارزان" ديگر ادامه نخواهم داد.


ارنستو چه گوارا 16:03 @ Sat, 8 May 04

چند توضيح در مورد اشتباهات (:

۱- مبانی نقد اقتصاد سياسی همانطور که شبح عزيز گفت همان گروندريسه است که در سال ۱۸۵۷ چاپ شد ولی کتاب ديگری بنام نقد اقتصاد سياسی در سال ۱۸۵۹ نيز توسط مارکس چاپ شد.
تلفظ صحيح در فارسی همان گروندريسه است نه آنطور که من نوشتم گراندریسه.

۲-لیست ساواکیها توسط اتحادیه کمونیستها چاپ شد نه توسط اتحاد مبارزان کمونیست(که نطفه اصلی حککا را تشکیل داد) - ظاهرآ رفقای حکک توی خط لیست چاپ کردن نیستند (:
در نتیجه سابقه ای که من در مورد حزب توده و اتحادیه کمونیستها ذکر کردم ارتباطی به حکک ندارد.

۳- لينکهايی که دوستان دادند ظاهرآ يکی است ولی دو ليست متفاوت است که من ذکر ميکنم :

اسناد وکتب قديمی:
http://marxists.org/farsi/archive/marx/index.htm

اسناد و کتب جديد:
http://www.marxists.org/farsi/jadid.htm


شبح 16:02 @ Sat, 8 May 04

منوچهر عزيز!(۹۶)
حالا تو سيخی يا کباب!
از شوخی گذشته. بهتر نيست فضای اين‌جا را با لشکر کشی آلوده نکنيم؟
تو می‌گویی فريد اطلاعاتی است فريد هم می‌گوييد شما اطلاعاتی هستيد! اين به اون در حالا ببينيم جدا از اين موضوع حرف حساب‌تان چيست. خواننده‌گان هم عقل دارند قضاوت می‌کنند.
در يک مورد فريد به خصوصيات فردی مهران اشاره کرد که من گفتم انتظار دارم معذرت‌خواهی کند که لطف‌کرد و معذرت خواهی کرد. در کامنت(۶۴)
بابا نا سلامتی جشن تولد مارکسه بهتر خونسردتر باشيم.


جوان سوسیالیست 15:03 @ Sat, 8 May 04

کتاب کمونیزم و ((حزب کمونیست کارگری))مجموعه ای از نقد های م. رازی به حزب کمونیست کارگری منتشر شد.
http://www.javaan.net/kargari_nashr/M_Razi/hkk/hkk.htm
نشریه جوان سوسیالیست شماره ۱۴ منتشر شد
http://www.javaan.net/nashreh/JS14.pdf


جوان سوسیالیست 14:56 @ Sat, 8 May 04

کل آزادی عبارت است از بازگرداندن جهان انسان و روابط انسان به خود انسان.
آزادی سیاسی از یک سو تقلیل انسان است به عضوی از جامعه مدنی، به فردی مستقل و خود پرست، و از سوی دیگر به یک شهروند، یعنی شخصیت حقوقی.
تنها زمانی که فرد انسان، انسان واقعی، شهروند انتزاعی را دوباره به خویش بازگرداند و انسان به عنوان یک فرد در زندگی روزانه اش، کار فردی اش و روابط فردی اش به موجودی نوعی تبدیل شود؛ تنها زمانی که انسان ((‌ توانایی های اختصاص اش )) را چون نیروهای اجتماعی بشناسد و سازمان دهد و به این سان دیگر نیروهای اجتماعی را از نیروی خویش به شکل قدرت های سیاسی جدا نکند، تنها در آن زمان است که آزادی انسان کامل خواهد شد.
مارکس جوان، آموزگار پرولتاریای جهان.
درباره مسئله یهود گامی در نقد فلسفه حق هگل


جهانگير 14:42 @ Sat, 8 May 04

انقلاب يا اصلاح ؟
با اجازه شبح ، مايلم موضوع عنوان اين نوشته را به بحث بگذارم اما كل مطالبم را در چند قسمت ارائه مي كنم تا حوصله كسي سر نرود.(البته اگر خود متن حوصله اشان را سر نبرد!)
با فروكش كردن خيزشهاي انقلابي در سراسر جهان در دو دهه اخير خصوصا با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و كشورهاي اقماريش وتحول در چين كمونيست ، بين مبارزان و روشنفكران در همه كشورها حول عنوان اين نوشته يعني انقلاب يا اصلاح بحث هاي فراواني درگرفته است . بين طرفداران هر دو نزاع كلامي جاريست و در بعضي مواقع يكديگر را نيز متهم به دگماتيسم يا سازشكاري مي كنند.براستي انتخاب اين يا آن يكي كار ساده اي نيست چون در هر دو ديدگاه استدلالهاي مثبت و قانع كننده اي ميتوان يافت .
اين بحث بايستي در جايي بسته شود و نمي توان سال ها به اين نزاع فكري مشغول بود . زيرا زمامداران و دشمنان آزادي از اين كشمكش نهايت سود را مي برند.
اجازه بدهيد اول استدلالهاي هر دو طرف را طرح نموده و سپس با تعيين وزن هر كدام دست به انتخاب بزنيم.
با كمي تسامح مي پذيريم كه هدف انقلابيون و اصلاح طلبان تغيير وضع موجود است. اما يكي به خشونت يا قهر انقلابي متوسل مي شود و ديگري نه . ولي بايد در نظر داشت كه حكومت ها بطور سيستماتيك و بي وقفه در حال اعمال خشونت ( با نان بي مسماي خشونت قانوني ) بر روي شهروندان هستندو قهر انقلابي پاسخ به خشونت يا مقابله به مثل تلقي مي گردد. رفرميستها درست مي گويند كه خسارات جاني و مالي اصلاح كمتر از انقلاب است اما اين فقط بعد تكنيكي قضيه است يا به عبارتي فقط آمار است و نمي تواند به تنهايي مبنا ي رد اقدامات انقلابي قرار گيرد – همانگونه كه اقدامات خشونت آميزنمي تواند بواسطه شجاعت انقلابيون تقديس شود .تلفات جاني و مالي و تخريب زير ساختهاي شهري و روستايي رنج زيادي را به توده ها تحميل مي كند و اين رنجي كه مي برند با خسارت وارده بر طبقه حاكمه قابل مقايسه نيست .
از ديد كاملا فني كه به انقلاب بنگريم بايد اين مسئله را مورد توجه قرار دهيم كه در صورت اعمال قهر توسط توده ها تا چه اندازه امكان پيروزي و سرنگوني قدرت مستقر محتمل است .
يادم مي آيد كه در جزوه يكي از گروههاي مائويست اينطوراستدلال شده بود كه در كشورهاي جهان سوم زيرساخت ها بسيار عقب افتاده تر از كشورهاي پيشرفته است ، راهها و سيستم هاي ارتباطي توسعه نيافته اند و در نتيجه ارتشهاي سركوبگركشورهاي جهان سوم به علت موارد بالا و نيز عدم دسترسي به سلاحها و سيستم هاي ارتباطي پيشرفته و همچنين وجودعوارض طبيعي زمين ( مثل كوه و جنگل ..) در نبرد با چريك ها شانس كمتري براي پيروزي دارند و قواي سركوبگر حداكثر مي تواند از پايگاههايش در شهرهاي بزرگ دفاع كند . بنابراين انقلابيون (با فرض حمايت توده اي ) مي توانند نبرد مسلحانه را با توجه به ضعف ارتش آغاز كنند. اين استدلال اكنون رنگ باخته است . زيرا زير ساختهاي اين كشورها تغيير كرده و ارتباطات پيشرفت فوق العاده اي نموده و بطور كلي مجهزتر از سابق شده اند (براي سركوب چيززيادي نسبت به كشورهاي پيشرفته كم ندارند). مضافا بر اينكه اين حكومت ها از حمايتهاي فراوان آشكار و نهان لجستيكي و فكري كشورهاي پيشرفته نيز برخوردارند. مثلا در جنگ مردمي در كشور نپال ،هيئت حاكمه نپال از كمك هاي مستقيم هند و انگلستان برخوردار است .
ادامه دارد....


امیرحسین بهبهانی نیا 14:39 @ Sat, 8 May 04

سلام شبح عزيز! سياها به روز شده! حتما اگه تونستی بيا! با يک آگهی جالب و تلخ و مسخره بلاگ ام رو به روز کردم! منتظرت هستم! حتما برای تو هم جالب و دردآوره! پس ديدار ما در سياها!فعلا


manochehr 14:36 @ Sat, 8 May 04

چند توضيح تاريخی.
تا آنجايی که من بياد مياورم٫ليستی از طرف اتحاديه کمونيستها در مورد ساواکيها بيرون داده شد که صرفن برای زدن حزب توده بود٫منتهی اين دعوايی خانوادگی بود٫من از لحاظ نظری فرق خاصی بين حزب توده و اتحاديه کمونيستها وجریانات دیگر آنزمان نمی بينم. اتحاد مبارزان کمونيست که پايه هايش را م.حکمت و حميد تقوايی و چند کمونيست ديگر گذاشته بودند در اوايل قيام دست به ۲ کار مهم زد۱-نقد پايه ای تفکر حاکم به چپ آنزمان که با انتشار "بسوی سوسياليسم" شروع به کار کرد٫ اين نشريه تئوريک دستاوردهای بی نظيری در اضمحلال تفکر چپ سنتی داشت(نقد اقتصادی٫سیاسی و فلسفی چپ که همه در پایه های تئوریک یکسان بودند).۲-کار در بین کارگران بیکار و نشر نشريه "عليه بيکاری" و فعاليت در بين کارگران پيشرو.
اتحاد مبارزان کمونيست هيچ گاه-تاکيد ميکنم٫هيچ گاه- دست به انتشار ليست و اينجور کارها نزد چون اين دعوايی خانوادگی در بين چپ سنتی بود٫وظيفه اتحاد مبارزان نقد پايه های تئوريک اين خانواده بود که نتيجه آنرا امروز می بينيم٫سازمانهايی که ديروز يکه دار ميدان بودند(پيکار٫رزمندگان٫فدايی٫...)با نقد ا.م.ک.از نظر تئوريک نابود شدند اما ا.م.ک. کوچک و چند نفره امروزه تبديل به يک جنبش عظيم توده ای شده.ح.ک.ک. کارگری در ادامه همان خط است.


manochehr 13:58 @ Sat, 8 May 04

آتش وارنستو عزيزم.
شدیدن نسبت به سکوتی در اینجا حکم فرماست معترضم.عنصری مشکوک هر از چند گاهی در این خانه کامنتهای یک خطی می گذارد که از آن یک خط ۴ خطش فحاشی به ح.ک.ک. است.این فرد مشکوک امروز چون توان بحث سیاسی را ندارد دست به فحاشی ميزند و فردا چون توان بحث را ندارد دست به بمب گذاری و ترور افراد خواهد زد و شبح هم مثل هميشه برای اينکه نه سيخ بسوزد و نه کباب با يک کامنت تو خالی قال قضيه را هم مياورد٫در صورتی که باید کارت قرمز به این فرد نشان میداد که جو این خانه را مسموم نکند.من چند بار از اين فرد خواستم که بحث سياسی کند اما او تنها به فحاشی پرداخت.اين فرد يا عضو اداره اطلاعات است يا عضو افتخاری آن. بهرحال من از تمامی دوستانی-فیروزه٫ترانه٫آرش٫گیله مرد و ..- که تمايل ندارند که جو اين خانه مسموم شود٫خواهش می کنم که اين فرد مشکوک را بايکوت کنند که خود يا برود يا خواننده بی صدای اين خانه باشد و يا اگر نظر میدهد نظر سياسی باشد.ما آزادی بيان برای اين موجودات هم برسميت ميشناسيم. سکوت امروز بدترين نوع تاييد اين خشونت فرداست.


ارنستو چه گوارا 13:57 @ Sat, 8 May 04

آتش جان
فکر میکنم همان اتحاد مبارزان کمونیست بود که لیست را منتشر کرد. الان که میگویی یادم میآید که اتحادیه کمونیستی و اتحاد مبارزان کمونیست همیشه با هم دعوا داشتند.(:


ارنستو چه گوارا 13:50 @ Sat, 8 May 04

آتش جان
من يادم نيست که اتحاديه کمونيستی ليست را منتشر کرد يا اتحاد مبارزان کمونيست ولی تا آنجا که ميدانم آنهايی که لیست ساواکی ها را منتشر کردند بعدش به حکک پيوستند.


atash 13:28 @ Sat, 8 May 04

book عزيز ۷۲
خيلی ممنون از اينکه کتاب هائی را جهت اطلاع ما معرفی کردی باز از اين کارها بکن :)
يادت نره ها !!


NEWS 13:22 @ Sat, 8 May 04

شبح جان!...راستش را بخواهي كامنتهاي" كنجكاو" باعث شد تا ايده لينك دادن به ذهن من بيفتد ... من هم از خوشحالي تو خوشحالم ... شايد نيمه شب امشب اين كامنت را دوباره بگذارم تا بقيه دوستان هم ببينند ... شبح جان! .........


atash 13:17 @ Sat, 8 May 04

ارنستو جان ۸۰
تا آنجا که من کمی می دانم اتحاديه کمونيست ها حتی ربطی به چريک فدائی هم نداشته اينها بخشی از فعاليت نقطه اصلی ح ک ک اتحاد مبارزان کمونيست بوده که اون هم ربطی به اتحاديه کمونيست ها نداره ويک لبه تيز حمله تئوريک ح ک ک تا آنجا که من می دانم در اولين مرحله به رنجبران و اتحاديه کمونيست ها وجريان هائی شبيه به آن ها بوده .


شبح 12:54 @ Sat, 8 May 04

نيوز عزيز!(۸۳)
خيلی عالی بود! راستی تو چقدر طعم کنجکاو می دهی! معمولا او اينقدر حاضر به يراق بود و از هر چه حرف‌اش را میزديم لينک‌اش را از آستين بيرون میآورد. به هر حال مرسی.


ارنستو چه گوارا 12:41 @ Sat, 8 May 04

ممنون از توضيحات خرس مهربان عزيز که من او را تاريخ سياسی شفاهی معاصر مينامم.
شبح جان کاملآ درست ميگويی هم در مورد احزاب و گروه ها و هم در مورد گراند ريسه که همان مبانی نقد اقتصاد سياسی است.
من با دستنوشته های اقتصادی و فلسفی اشتباه گرفتم.


هزار حرف نگفته 12:35 @ Sat, 8 May 04

سلام شبح عزیز :
من امروز شنبه رسیدم
همش به دیدار قشنگمون و حرف هایی که زدیم فکر می کنم . برای من خیلی لذت بخش بود امیدوارم سال دیگه بیشتر با هم باشیم . عکسها رو بفرست منتظرم.
قربانت
علی ن


روزبه 12:21 @ Sat, 8 May 04

هر چيز که سخت و استوار است دود می شود و به هوا ميرود ..او در مقابل همه چيز نرم بود الا تاريخ پس در مقابل يا بهتر بگويم در تاييد فرمايش تو نازنين در تقابل با تاريخ دود ميشود...با گزارشی تصويری از نمايشگاه متاب به روز شدم...روزبه


khers mehrban 12:12 @ Sat, 8 May 04

سلام شبح عزيز . با پوزش . اگر ممکن هست کامنت شماره ۸۵ من و حذف کنين . با تشکر .


khers mehrban 12:02 @ Sat, 8 May 04

به درخواست نويسنده حذف شد! شبح


شبح 12:02 @ Sat, 8 May 04

ارنستوی عزيز!(80)
متاسفانه اين دعواها و يک‌ديگر را متهم به ساواکی و اطلاعاتی کردن و به جای نقد اصولی و علمی به‌صورت خصلتی و گوشه کنايه زدن بحث را پيش بردن آفاتی است که گريبان نيروهای اپوزيسيون را گرفته است. جوانان ما و مردم از اين دعواها به ستوه آمده‌اند. همين چيزها باعث دوام جمهوری اسلامی شده است. کسانی که اينقدر خشن امروز با هم صحبت می‌کنند فردا به روی هم اسلحه می‌کشند. مثل جنگ‌های قومی در آفريقا مهم نيست تو کيستی و چگونه می‌انديشی جزو قبيله‌ی رقيب هستی و بايد حذف شوی اصلا نبايد به حرف‌ات گوش داد.
من آرزو می‌کنم با اوج‌گيری جنبش و با بيرون آمدن گروه‌های خارج کشوري از لاک خود و با پيوندشان با اقشار مختلف مردم و درک عينی خواسته‌های آنان اين دعواهای حيدری نعمتی کنار گذاشته شود و بحث علمی و مبارزه‌ی عملی درجهت اهداف سوسياليستی در دستور کار قرار گيرد در آن صورت خود به خود نيروهای تفرقه‌افکن حذف می‌شوند و جريان مبارزه وحدت نظری و عملی را موجب می‌شود.
راستی مبانی نقد اقتصاد سياسي همان گروندريسه است اگر اشتباه نکنم.


ارنستو چه گوارا 8:42 @ Sat, 8 May 04

دوست گرامی بوک گراند ریسه را فراموش کرد. در واقع این کتاب مقدمه ای بر کتاب کاپیتال است.


banafshe 8:29 @ Sat, 8 May 04

تمام (یا بیش‌تر!) کتاب‌های مارکس توی http://marxists.org/farsi/archive/marx/index.htm هست و آرشيو خوبيه. نمي‌خواد زحمت خريدن کسی به خودش بده! البته اين مونیتور هم پدر چشم‌های آدم رو درمياره موقع خوندن.


ارنستو چه گوارا 7:07 @ Sat, 8 May 04

البته من نميدانم فريد عزيز از کدام گرايش فکری است ولی چون دوستان جوان سابقه ذهنی اين بحث را نميدانند برايشان توضيح ميدهم.
اتحاديه کمونيستی يکی از نطفه های اصلی حکكا در جريان پيروزی انقلاب ۵۷ ليست ساواکی ها را منتشر ميکند و همه با ناباوری تمام- ليست اعضای حزب توده را در بين اين اسامي ميبينند . البته همه ميدانند كه ساواك تمام تشكيلات شهري حزب توده را با نفوذ در آن كنترل مينمود ولي هيچكس از وسعت عمليات ساواك اطلاع نداشت .
حزب توده ليست را رد ميكند و اتهام ساواكي بودن به اتحاديه كمونيستي ميزند.
ولي اكثريت موارد ليست كاملآ درست بود و حزب توده براي حفظ هوادارانش مجبور به رد آن شد.


رحمان 2:06 @ Sat, 8 May 04

لينكى به اسم ناسيوناليسم ايرانى و پناهندگان افغانى از فرشاد حسينى داده ايد. البته شكى در ضرورت حفظ حقوق بشرى از جمله اعطاى اجازه اقامت و شناختن حق اخذ تابعيت به پناهندگان و مهاجرين خارجى از جمله افغانستانيان ساكن ايران نيست. بحث من چيز ديگرى است. اينكه خود به ظاهر مخالفين دو آتشه راسيسم ٬ اسير نژادپرستى بومى اند.
همين تيتر نوشته هم نشان مىدهد كه متاسفانه درك ايرانيان از مساله ملى همچنين از جوهر راسيسم و تبعات آن در ايران چقدر نابالغ و مخدوش است.
اولا آنچه كه در دستگاه دولتى جمهورى اسلامى ايران وجود دارد و به بسيارى از سياست هاى داخلى و خارجى آن شكل و جهت مىدهد ناسيوناليسم ايرانى نيست٬ ناسيوناليسم فارسى است (و نه مثلا ناسيوناليسم بلوچى و لرى و تركى).
دوما پناهندگان مورد بحث افغانى نيستند٬ افغانستانى هستند (افغان٬ تاجيك٬ اؤزبك٬ ...).
خود اين طرز برخورد و ترمينولوژى كه رفلكس وار ايران را با فارس و افغانستان را با افغان يكى مىانگارد٬ آگاهانه باشد ويا نباشد٬ نمود بارز انديشه اى راسيستى و فاشيستى است.
بگذريم از مضمون نوشته كه در آن از قوم و ... صحبت مىشود كه اينهم گفتمان رسمى و دولتى راسيسم آريايى و شونيسم فارسى است.


Farid 2:00 @ Sat, 8 May 04

آتش!
نظرم در باره انصار حکمت همان است که در باره ی تک تک اعضایش است. این باند مهاجر نشین چنان آلوده و تابلو شده که هیچ آدم سالم و معمولی ای نزدیک اش نمی شود. شخصیت تک تکتان آمیزه ای ازخباثت معموران معذور است و مضحکه . همانظور که شخصیت ها ی جمهوری اسلامی هستند. بیخود نیست که انصار حکمت را تشکیلات خارج نشین انصار حزب اله می دانند.


ژوبين 1:34 @ Sat, 8 May 04

بك سوال:

اگر از شما بپرسند كارگران كارخانه ها بيشتر از انديشه هاي كارل ماركس استفاده كرده اند يا سهامداران بازار بورس نيويورك ، شما چه جوابي ميدهيد؟ اجازه بدهيد پاسخ را بگويم : سهامداران بازار بورس نيويورك

اين جواب من نبود .جواب يكي از سهامداران بزرگ بازار بورس نيويورك است.اين جمله مربوط به يك قرن پيش نبود .مربوط به چند سال پيش است!


شبح 0:16 @ Sat, 8 May 04

شراگيم عزيز!(۷۰)
در مورد شيرخشک.اتفاقا من هم باش شيرخشک بزرگ شدم.برگ‌های امتحانی اول مدرسه را مادرم نگه داشته معلمان وقتی نمره خوب می‌گرفتم زيرش امضا می‌کرد مرحبا با گيکز!
و اما کتاب مارکس:
نشراختران ۶۴۶۲۲۸۲ و ۶۹۵۳۰۷۱
info@akhtaranbook.com
بازم بگم!
از بوک عزيز هم که اطلاعات مفيدی داد متشکرم.
اين پسر ما مثل عزرائيل بالای سرم وايساده تا قطع کنم اون وصل شه کامنت‌های ديگه بمونه برای فردا!


BOOK 22:18 @ Fri, 7 May 04

بعضي از كتابهاي ماركس كه تا كنون در ايران چاپ شده است:

مباني نقد اقتصاد سياسي انتشارات اگه
دست نوشته هاي اقتصادي فلسفي 1844 انتشارات اگه
هيجدهم برومر لويي بناپارت ترجمه باقر پرهام نشر مركز
نبردهاي طبقاتي در فرانسه ترجمه باقر پرهام نشر مركز
جنگ داخلي در فرانسه ترجمه باقر پرهام نشر مركز
درباره تكامل مادي تاريخ ترجمه خسرو پارسا نشرديگر
سرمايه ترجمه ايرج اسكندري انتشارات فردوس
پنج مقاله ماركس و انگلس درباره ايران د.شيخاوندي نشر اتيه
صورت بندي اقتصادي پيشا سرمايه داري ترجمه خ.پارسا
و ....


atash 22:02 @ Fri, 7 May 04

فريد ۶۰
اگر از اول نظر خودت را در مورد ح ک ک می نوشتی بجای آنکه در کامنت ۱۴ مهران محبوبی را به شيوه پليسي بخواهی افشا کنی به مراتب بهتر بود ..

برای من عجيب نيست که مدتی پپش هم افرادی در روزنامه نيم روز منصور حکمت يکی از بزرگترين مارکسسيت های عصر حاضر را ساواکی معرفی کرد. برای این توهین تا آنجا که یاد دارم به روزنامه اعتراض شد ودست اندرکاران روزنامه به خاطر درج این مطلب از خواننده گانش پوزش خواست.


شراگيم 21:42 @ Fri, 7 May 04

شبح عزيز (۵۰):
...ممنون از لطفت...لازم به ذکره که در کودکی فقط شير خشک به خورد من داده شده و لا غير...! پس کرديت مثبتش به صنايع ملی شير ایران و گاوهای قهرمان پرور هلندی داده ميشه...! (از خانم شماره ۱۹ تقاضا دارم عرايض بنده رو تاييد کنن...)
به هر حال ممنون...اگه ميگفتی مال کدوم انتشاراتيه که ديگه نور علی نور ميشد...! سعی ميکنم گيرش بيارم و بخونم...البته بعد امتحانای پايان ترم...! فعلا بين تو و خسرو گلسرخی گير کردم...! اون میگه تعاليم مارکسيستی عين دستورات اسلاميه و تو ميگی اين دو تا ذاتا و مطلقا قابل جمع شدن نيستن...! حالا بذار ببينم مارکس چی گفته...!؛) ...نتيجه که گرفتم خبرت ميکنم...!


mahya 19:57 @ Fri, 7 May 04

منهم اميد ميدارم به آن روز ...!راستی شبح جان يه سوال خصوصی !!! من آپديت کردم پينگ کردم اما اسم وب لاگم چرا نيومده تو آپديت شده های تو ؟!!!! شايد چوب خطهام حساب نيست نه ؟!؟!!؟ راستی می بخشی که من هميشه دو سه روز بعد ميرسما..بعد آپديت کردنت ...:(


Beterekon بترکون 19:33 @ Fri, 7 May 04

من هم تبريک می گويم

به اميد آن روز


ّFarid 19:30 @ Fri, 7 May 04

منوچهر
یادت باشد که شما یعنی انصار حکمت انشعابی از همان سازمان زحمتکشان هستید و هر دو از یک کرباسید. هر دو ملعبه هایی هستید که سر نختان بدست نئوکان ها افتاده.


آرمین گیله مرد 19:25 @ Fri, 7 May 04

سلام .. يادش زنده و روانش شاد ...


Farid 19:22 @ Fri, 7 May 04

منوچهر
کار جریان انصار حکمت مدتهاست که از نقد نظری گذشته است. اهمیت مطلبی که من ذکر کردم از جنبه اثباتی آن است. که خوشبختانه شبح زود گرفت . حکمت و دار ودسته اش همان روزی که با سلطنت طلبها هم کاسه شدند برای همیشه بعنوان انسانهایی که بتوان در بین شان کمی شرافت جست مردند. شما که روزی از شنیدن اتهام ساواکی بودن سالهای جوانی حکمت قشقرق راه می انداختید بالاخره با همان ساوکی ها یار گلستان شدید. کیست که نداند ساوکی های سابق عمدتا با ساوامای رژیم هم همکار شده اند ؟


Farid 19:10 @ Fri, 7 May 04

شبح عزيز
قصد من از اشاره به لکنت زبان ،‌ واقعا نامربوط دانستن این مسئله به مضمون رفتار قلمی ایشان بود. اگر متن نوشته ی من چیزی جز این را به ذهن می رساند جدا هم از شما بعنوان مسئول این صفحه و هم از همه ی کسانی که به این جا رجوع می کنند معذرت می خواهم به خصوص از مهران محبوبی.


manochehr 19:03 @ Fri, 7 May 04

آقای فريد.
اين مقاله را بنده در سايت اينترنتی شما خوانده ام.آقای محترم:اينجا-سايت شبح- جای اين نوع "مقالات"و "نقدهای ارزان" نيست. ح.ک.ک. در آينده جواب این محفل بی مسئولیت را خواهد داد. بخصوص که در مراسم اول مه در ايران و گزارش مربوطه دست به روشهای پليسی و شناسايی افراد زده ايد٫ امروز در انترناسيونال عليه این محفل که گویا شما جزوشان هستید اطلاعيه ای از حزب داده شده.لازم به ذکر است که با همين روشهای پليسی و لو دادن انسانها توسط محافلی مثل شما و دوستانتان یعنی سازمان زحمتکشان امروز چند تن از رهبران کارگری در زندان هستند.
بهتر نيست که اين نوع "نقدها" را در صفحات اينترنتی خودتان بگذاريد و اينجا را از این نوع برخوردها مبرا کنید.
آقای عزیز! شما یک برخورد ضد انسانی کردی و بنده هم به آن برخورد کردم٫بجای اینکه ناخنت را بجوی و در دنیای اینترنت بگردی ببینی چه کسی فحشهای آبدارتری به ح.ک.ک. داده خودت نظر بده شما اصلن نظری در این دنیا داری؟بقول مارکس گل همینجاست همینجا برقص.


شبح 18:54 @ Fri, 7 May 04

فريد عزيز!(61)
بخش اول را نگه داشتم و بقيه را حذف کردم. ضمنا من از تو انتظار دارم از مهران معذرت بخواهی.


Farid 18:27 @ Fri, 7 May 04

شبح
قصد داشتم که بخشی از نوشته ی زير رابفرستم . اشتباه شد. مزاحم کامنت ها می شود. لطفا حذف اش کن


Farid 18:19 @ Fri, 7 May 04

ائتلاف مردمي: مرگ تئوريكي پرولتاريا
نقدي بر حزب كمونيست كارگري

ماركسيسم بورژوائي ، مكالمه از توليد در غياب توليد است . ماركسيسم بورژوائي ، همواره در گير يك تناقض است و بنابراين هرگز ماهيت كنش انقلابي و خودآگاهي طبقاتي را در نخواهد يافت . اين تناقض اين است كه طبقه در نظريات ماركسيسم بورژوازي و عوام نگر ، طبقه مولد يعني پرولتاريا تنها ابژه و موضوع مكالمه هست و خواهد بود. بنابراين او همواره به مخاطب انتزاعي و مضحك خود يعني مردم ، توده ، خلق ، و .. پناه مي اورد . ماركسيسم بورژوائي هرگز متوجه اين موضوع نخواهد شد كه شعور توليد كه طبقه را چون طبقه براي خود مي سازد و خود اگاهي طبقاتي را به بار مي اورد خود توليد است و از توليد جدا نيست . بنابراين به نارضايتي ، عدم مشروعيت عدم پذيرش عقايد و ايدئولوژي طبقه برتر و كسب ازادي و انگيزشهايي از اين قبيل متوسل مي شود در واقع به تمام چيزهايي براي خود اگاهي طبقاتي تكيه مي كند كه تنها در مباحث خود وي ارزشگذاري و تثبيت شده است . او هرگز نمي تواند بفهمد كه چگونه ممكن است توليد خود، شعور توليد و فاعل كنش خود موضوع كنش هم باشد . طبقه براي وي هميشه يك توده اي است در انجا و در بيرون كه منتظر فرمايشات انقلابي حزب و خوداگاهي است تا وارد عمل شود. اما طبقه بودن پرولتاريا از شعور توليد و درك وضعيت معيشتي و آينده اي كه از اين وضعيت توليدي اش براي وي ترسيم مي شود به دست مي ايد . او چاره اي جز طبقه بودن ندارد در واقع پرولتاريا چه براي نابودي و چه براي رهايي خود نياز به نفي و سلب خود دارد .سلب وضعيت زندگي اش سلب خودش هم هست . انتخاب وضعيت زندگي حال حاضرش انتخاب پرولتاريا ماندن خود نيز هست . اينجا فاعل عين موضوع كنش است . براي پرولتاريا در عين توليد خود را هم توليد مي كند و بيگانگي حاصل از اين مناسبات به معناي نشناختن خود نيز هست . طبقه بودن براي پرولتاريار آغاز نابودي و نفي طبقه بودنش هست .
ماركسيسم بوورژوائي قادر نيست طبقه خود را بشناسد . حتي قادر نيست پرولتاريا و جنبش پرولتاريا ر ا از جنبش هاي ديگر تمييز دهد . انقلاب فرانسه مي توانست به سادگي انقلاب مردم بر عليه سلطنت فلمداد شود . اما نظريه ماركسيستي اين انقلاب را انقلاب بورژوازي معرفي مي كند هر چند طبقات فرودست هم در اين جنبش سهيم بوده اند. ماركسيسم بورژوازي در چنين موارد قادر نيست طبقه و جنبش خود را بشناسد و هر حركتي را ، حركت مردم حركت تود ه ها و غير نام مي گذارد . تا اتفاق كوچكي مي افتد ان را انقلاب مي پندارد و مدام از ستيز ميان مردم و حكومت دم مي زند . گويي حكومت همواره چيزي بيرون است كه بر مردم تحميل مي شود او هيچ دركي از وضعيت تناقضات منافع طبقاتي جامعه ندارد و نخواهد داشت .


manochehr 18:06 @ Fri, 7 May 04

شبح عزيز.
من در کامنتهای مختلف به نوشته های مهران محبوبی برخورد کرده ام و شيوه برخوردش را شديدن غلط می دانم و به نظر من نتنها مارکسيسم بلکه حکمت را هم کج فهميده من با آرش عزيز در این مورد کاملن موافقم٫ ولی اين به هيچ وجه برخورد غير و ضد انسانی فريد را توجيه نمی کند.مطمعن باش اگر اين برخورد بر عکس می بود باز هم من برخورد می کردم٫چون اين شيوه ها بدوی ميباشد و به هیچ وجه در سنت کمونیسم کارگری نیست.اگر کسی می خواهد چیزی را به نقد بکشد بايد ايده ها را نقد کند و نه شخص را.من قبلن هم نوشتم:تز را نقد کنيد و نه صاحب تز را.


شبح 17:44 @ Fri, 7 May 04

شيوای عزيز!(21)
من در همان روز درگذشت ژاله کاظمی در وبلاگردی برای تمام فصل لينک درگذشت او را قرار دادم و جمله‌ی کوتاهی هم نوشتم. هنوز صدای او در گربه‌ روی شيروانی داغ به جای اليزابت تيلور، يا اشک‌ها لبخندها به حای جولی اندروز، و صدای سوفيالورن در فيلم‌های مختلف در گوش‌ام می‌پيچد.


شبح 17:37 @ Fri, 7 May 04

منوچهر عزيز!(۵۴)
اگر اشاره‌ی فريد در کامنت ۱۴به نقصی واقعی باشد عمل او از نظر من محکوم است. من چون آقای محبوبی را نمیشناسم چنين تصوری نداشتم و فکر کردم از نظر فکری ايشان را داري لکنت زبان دانسته اند. با تو کاملا موافق هستم به هيچ‌وجه نبايد خصوصيات فيزيکی افراد را مورد توهين و تمسخر قرار داد.
اما در مورد کامنت‌های آقای محبوبی از تو انتظار دارم به عنوان کسی که به منصور حکمت علاقه دارد در مقابله اين آشفته و غلط‌نويسی‌ها موضع بگيری. من نمی‌‌خواهم کاسه داغ‌تر از آش باشم.


آرش سرخ 17:22 @ Fri, 7 May 04

نامش و كارش دوران‌ها را پس پشت خواهد گذاشت!
شبح عزيز بسيار زيبا نوشته بودي، از نوشته‌ان در بلاگم استفاده كردم با اجازه!
راجع به مهران خان محبوبي هم بايد بگم كه فقط نام حزب راديكال و اومانيست ما،ح ك ك، رو خراب مي‌كنه! از آدمي كه از رضا خان دفاع مي‌كنه ......!‌پس علاوه بر اين‌كه بايد بگيم بيچاره ماركس كه خبر نداشت پل پوت و موسوليني هم خود رو ماركسيست بخونند! بذاريد بگم بيچاره حكمت كه خبر نداشت طرف‌داراش از رضاخان حمايت مي‌كنند!


manochehr 14:29 @ Fri, 7 May 04

منظورم ((خانه تکانی)) بود و نه((خاک تکانی))


manochehr 14:27 @ Fri, 7 May 04

توهين به انسانها ممنوع.
شخصی بنام فريد در اينجا کامنتی توهین آمیز در مورد مهران محبوبی گذاشته که نوشته اش بوی تعفن نفرت به انسانها می دهد.من شديدا به اين نوع شيوه های غير و ضد انسانی اعتراض دارم. چندی پيش کاظم نيکخواه به تشبيح رفسنجانی به کوسه در نشريه جوانان کمونیست اعتراض کرد٫ که اعتراضی کاملن به جا بود.(گرچه منظور نشريه تشبیح رفسنجانی به کوسه ماهی بود اما بحر حال اين امر باعث سوء تعبير بود٫که ميبايست تصحيح شود که شد)
افرادی که می خواهند به جای بحث با طرف مقابل به این شیوه های بدوی دست بزنند٫ باید یک خاک تکانی جدی در افکار ماقبل تاریخی شان انجام دهند. این شیوه ها در بحث متعلق به دوران بربریت است.خجالت بکشید٫آقای فرید!


manochehr 14:11 @ Fri, 7 May 04

"ناسيوناليسم ايرانی و پناهندگان افغانی"
فرشاد حسينی
http://www.rowzane.com/000_maqalat/2405/40507Farshad.html


مرجان 13:43 @ Fri, 7 May 04

چو كحل بينش ما خاك آستان شماست........... كجا رويم بفرما از اين جناب كجا؟


شبح 13:26 @ Fri, 7 May 04

فيروزه‌ی عزيز!(۳۷)
می‌دانم از خواندن آن کامنت سراسر ناسزا و فحش خشمگين شده‌یی اما نازنين اين‌ها بيماران نظامی بيمار هستند بر آنان خشم نياور که نيازمند شفقت‌اند.
راستی هرگز سوی هيچ انسانی ماشه نچکان!


شبح 13:10 @ Fri, 7 May 04

زمينی نازنين!(24)
نمی‌دانی از خواندن کامنت‌ات چقدر خوش‌حال شدم. بر خود می‌بال‌ام که مورد لطف و اعتماد جوانانی ماند تو و شراگيم عزيز قرار دارم.
من توصيه می‌کنم کتاب درباره‌ی مسئله‌ی يهود گامی در نقد فلسفه‌ی حق هگل، ترجمه‌ی دکتر مرتضا محيط، ويراستارن: محسن حکيمی- حسن مرتضوی را بخوانی هر چند ممکن است اين کتاب در نگاه اول کمی دشوار باشد اما اگر کمی حوصله کنی و با دقت بخوانی نکات جالبی را در آن خواهی يافت. اين کتاب را مارکس در سال‌های جوانی نوشته است و روح سرشارش در آن جريان دارد. به اوضاع و احوال کشور ما هم هم‌خوانی زيادی دارد. خواندن مانيفست کمونيست هم کمک می‌کند تا با سرتيتر انديشه‌های مارکس آشنا شوی.

شراگيم جان!(26)
من فکر می‌کنم شيری که تو در کودکی خورده‌یی در وجودت آزاد انديشی را نهادينه کرده است. زمزمه‌های لالایی مادری فهيم به تو آموخته است که آزادادنيش باشی و آزادانديشي بزرگ‌ترين سرمايه انسان‌هاست. توصيه می‌کنم مارکس را از خود مارکس بياموزی. خواندن کتابی را که به زمينی عزيز توصيه کردم به تو هم توصيه می‌کنم.
در مورد گل‌سرخی از نوجوانی به او که در صفحه‌ی تله‌ويزيون ظاهر شد و در عصر سکوت و شکست و نااميدی گفت من برای جان‌ام چانه نمی‌زنم ارزش زيادی قايل هستم.
اما به‌نظر من ديد او از مارکسيسم ديد ناقصی بود. ديدیی سنتی و خورده بورژوازانه. به هر حال گل‌سرخی و دانشيان و انسان‌های برجسته‌یی مانند مهدی رضایی و حنيف‌نژاد انسان‌های آرمان‌خواهی بودند که جان خود را صادقانه و بی‌باکانه برای رهایی مردم‌شان فديه کردنند. اما مارکسيسم اسلامی ماهيتا متضاد و غير قابل حصول است اگر کمی با انديشه‌های مارکس آشنا بشوی خودت متوجه می‌شوی.


آتش 12:53 @ Fri, 7 May 04

تولد اين مرد بزرگ رابه همه طرفداردان راه آزادی ورهائی از اسارت وبردگی تبريک ميگم.


شبح 12:36 @ Fri, 7 May 04

آوار عزيز!(23)
تشتت آرا امری ذهنی نيست از واقعيتی مادی ناشی می‌شود. اگر افکار پاکنده و متضاد است به دليل اين است که منافع طبقاتی انسان های اسير طبقه متفاوت و در بسياری از موارد متضاد است. برای رسيدن به وحدت انديشه بايد وحدت منافع داشت.
(راستی تشتت به معنای پاراگنده‌گی است و تشدد به معنای سختی. فکر می‌کنم منظور تو از تشدد آرا همات تشتت آرا باشد که من در متن نوشتم.)


بهادر 10:18 @ Fri, 7 May 04

تولد مارکس مبارک ! من که به مارکس و به خصوص عکس کنار صفحه او در وبلاگ شبح عزیز خیلی ارادت دارم ! D:


رحمان 8:11 @ Fri, 7 May 04

نمونه يك سند از كشتارهاى شبه نظاميان داشناكسوتيون٬ هينچاك و آرميناك و ديگر ستجات منفرد مسلح ‌ارمنى (وقايع وان و بايزيد. گزارش از دياربكر٬ تاريخ سند ١٦- هفت-١٩١٦):

وقايع وان: پاره نمودن شكم تعدادى از زنان مسلمان حامله ٬ بيرون آوردن كودك و كشتن آن٬ تجاوز به دختران مسلمان٬ بريدن گوش٬ لبها٬ بينى و پستانهاى تعداد زيادى از زنان مسلمان و سپس كشتن آنها. جوشانيدن كودكان خردسال در آب داغ در مقابل چشم پدران و مادرانشان و خوراندن آنها به زور به مادر و پدرشان و سپس كشتن آنها٬ كشيدن شيش داغ به چشمها و كشتنشان بعد از شكنجه هاى بسيار.

در بايزيد: در روز اول عيد قربان كه مسلمانان در مسجد در حال بازديد عيد بودند٬ آنها را به اسارت گرفته و به طرز فجيعى قتل عام كردند. كودكان اسير سه تا ده ساله را بازوانشان را بسته در كوچه ها گردانيدند و بعد در روى تلى از علف نشانده و با ريختن روغن گاز زنده زنده در آتش سوزانيدند. در شهر بايزيد چهار ده هزار تن از جمعيت پانزده هزار نفرى٬ به قتل رسيده است. پانصد نفر به اسارت ارمنيان در آمده و پانصد نفر نيز با سفالت بسيار و گرسنه به ما پناهنده شده است.


رحمان 7:36 @ Fri, 7 May 04

اسناد اتحاد جماهير شوروى٬ كميته مركزى حزب كمونيست (١٩٢٠):
http://www.ip.org.tr/ermeni/sovyet_bel.htm
- حمايت مطلق لنين از تركيه: داشناكهاى ارمنى و منشويكهاى گرجى بر ضد حكومت شوراها هستند٬ هر دو را برطرف خواهيم كرد.
- گزارش به كميته مركزى: داشناكها از بين نرفته اند. با تضعيف قواى سويت (شوراها)٬ ارمنىها بىرحمى بسيار خواهند نمود.
- گزارش به استالين: خلق ترك قربانى بسيار داده است. ارمنى ها تلفات فراوانى به تركها وارد نموده اند. خلق ترك آنچنان ضايعات عظيمى داده است كه هرگز هيچگونه گذشتى (در مذاكرات) در حق ارمنيان كه آنچنان ظلمهايى بر آنها روا داشته اند٬ نشان نخواهد داد.
- در ارمنستان ادعايى داشناكسوتيون در خاك تركيه٬ اكثريت مطلق با تركهاست. از قضا رزمنده ترين و ديناميك ترين توده ترك مسلمان هم در همين ولايات (قارس) زندگى مىكند.
- استالين: خواست احمقانه واگذاردن مناطق وان-موش به ارمنيان٬ ايالاتى از تركيه كه خلق ترك در آنها داراى اكثريت است٬ خواست امپرياليستى (توسعه طلبانه) مليتگرايان ارمنى است.
-دائره المعارف اتحاد شوروى: جوهر بعد خارجى مسئله ارمنى٬ چيزى به جز اميال امپرياليستى دولتهاى اروپائى و روسيه تزارى براى تضعيف و استعمار تركيه نبود. حادثه٬ نسك كشى نيست٬ جنگ و كشتار متقابل (مقاتله) است.


رحمان 7:34 @ Fri, 7 May 04

برخى از اسناد عثمانى در باره قتل عام و نژادكشى تركها انجام شده بدست ارمنيان (اصل سند+ترانسليتراسيون آن به لاتين+خلاصه متن سند به تركى و انگليسى)

ارمنىلرين توركلره قارشى ائله ديكلرى توپلو سوى قيريم و اؤلدورمه لر حاققيندا بعضى عوثمانلى آرشيولريندن سندلر (سندين اصلى+لاتينجه ترانسليتراسيونو+سندين توركجه و اينگيليزجه خولاصه لرى)

http://www.devletarsivleri.gov.tr/kitap/kitap.asp?kitap=1&belge=1


رحمان 7:33 @ Fri, 7 May 04

غربى آذربايجاندا (ايغدير٬.....) ائرمنىمظاليميندن گؤرونتولر:
تصاويرى از مظالم ارمنيان در آذربايجان غربى (ايغدير٬.....):
http://igdir.gov.tr/images/z11.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z12.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z13.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z14.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z15.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z16.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z17.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z18.jpg
http://igdir.gov.tr/images/z19.jpg


مهران محبوبی 6:51 @ Fri, 7 May 04

ارنستو چه گوارا ۱۷
ممنون از اشاره ات به لغت مارکسیسم ! باعث شد که اشتباه اولم را تصحیح کنم! چون ابدا تشتت در مارکسیسم من نمی بینم بلکه جنبش های دیگری اند که با رو آمدن مارکسیسم در قرن نوزدهم و بیستم مجبور به مقابله بودند و تنها با این اسم توانستند غباری بر آن نهند! اعمال خیلی از همین ها تنها به اختلاف منتهی نمی شد بلکه در یک مبارزه طبقاتی تعیین تکلیف با مارکس و همه راه و روش اش که انقلاب کارگری روسیه را باعث شده بود در بر داشته است! خودت هم خوب می دانی ! استالین از پس کینه شخصی ترتسکی و زمینیوف سازمانده کمیته های کارخانه که انقلاب کارگری را بوجود آورد ترور نکرد! این شخصیت سازی از مارکس و لنین بدون اینکه به آثارشان و الگو هایشان رجوع شود متعلق به چه کسی است؟ بنا به یاد مارکس هم شده بسبک خود مارکس یاد او را گرامی بداریم ! این کاری بود که من در اینجا به آن دست زدم !


مهران محبوبی 6:10 @ Fri, 7 May 04

Farid 14
شما من را از نزدیک می شناسی من شما را ابدا نمی شناسم! عجب خنده دار است مگه نه!؟ جک سال بشه بهتره کسی یکی را بسیار خوب می شناسد و دیگری او را ابدا نمی شناسد! هر چند فرید اسم عامی است ولی من بنی بشری را به این اسم در تمام عمرم شانس آشنایی با او را نداشته ام! این شیوه آشنایی کدام آدم سالمی است که شما پیشه خود کرده اید؟ کمدین هستید از هنر با ارزش شما بی خبرم باید منحصربفرد خودتان باشد! کلی هم سوژه مهران محبوبی برایتان خنده آور است! ولی حیف که خود من را نمی خنداند! ولی کمی خوب فکر کنم این شیوه آشنایی را من تنها آخرین بار با یک مامور وزارت اطاعات رژیم که خود را از نخست وزیزی معرفی کرده بود تجربه کرده ام! طرف من را خیلی خوب می شناخت می دانست چکار می کنم کجا بوده ام چه نوع ماشینی داشتم و دوستانم کی ها بوده اندو غیره و غیره! خلاصه خیلی با من آشنا بود ولی اولین بار بود که حضور شریف اش را ملاقات می کردم! چند چیز آخری را نمی دانست که اگر می دانست من هم الان در لیست جانباختگان راه سوسیالیست بودم!
راستی شما به لکنت زبان اشاره کردید ! نمی دانید که من از یک پا هم چلاق هستم ! البته طبیعی و مادر زادی نیست یک تصادف رانندگی باعث اش شده است! خلاصه از اینکه خیلی با من آشنا هستید خوشحال شدم ! در پی آشنای بیشتر با شما خواهم بود!


مهران محبوبی 6:09 @ Fri, 7 May 04

Farid 14
شما من را از نزدیک می شناسی من شما را ابدا نمی شناسم! عجب خنده دار است مگه نه!؟ جک سال بشه بهتره کسی یکی را بسیار خوب می شناسد و دیگری او را ابدا نمی شناسد! هر چند فرید اسم عامی است ولی من بنی بشری را به این اسم در تمام عمرم شانس آشنایی با او را نداشته ام! این شیوه آشنایی کدام آدم سالمی است که شما پیشه خود کرده اید؟ کمدین هستید از هنر با ارزش شما بی خبرم باید منحصربفرد خودتان باشد! کلی هم سوژه مهران محبوبی برایتان خنده آور است! ولی حیف که خود من را نمی خنداند! ولی کمی خوب فکر کنم این شیوه آشنایی را من تنها آخرین بار با یک مامور وزارت اطاعات رژیم که خود را از نخست وزیزی معرفی کرده بود تجربه کرده ام! طرف من را خیلی خوب می شناخت می دانست چکار می کنم کجا بوده ام چه نوع ماشینی داشتم و دوستانم کی ها بوده اندو غیره و غیره! خلاصه خیلی با من آشنا بود ولی اولین بار بود که حضور شریف اش را ملاقات می کردم! چند چیز آخری را نمی دانست که اگر می دانست من هم الان در لیست جانباختگان راه سوسیالیست بودم!
راستی شما به لکنت زبان اشاره کردید ! نمی دانید که من از یک پا هم چلاق هستم ! البته طبیعی و مادر زادی نیست یک تصادف رانندگی باعث اش شده است! خلاصه از اینکه خیلی با من آشنا هستید خوشحال شدم ! در پی آشنای بیشتر با شما خواهم بود!


مهران محبوبی 5:40 @ Fri, 7 May 04

شبح ۱۲
دوست عزیز
راستی باید بسیار بخودم بیایم که این چنین فردی را آزرده خاطر می کنم در حالی که به ایشان که شما باشید بسیار هم ارادت دارم! چرا فکر می کنید من به فرد شما کینه دارم ابدا چنین نیست! یادم می آید نظر خواهی اخیر ات را در مورد افغانی ها بسیار جالب دیدم و خیلی هم تشویق و تشکرکردم! ولی ارادت داشتن دلیل بر این نمی شود که به نظرات ات نتوانم برخورد کنم! من بهره ای از عرفان و معرفت اسلامی نبرده ام که مانع ای برای نقد نظرات اتفاقا نزدیکان برای خود قائل شوم!
استالین و گلسرخی و مائو و توده ای و اکثریتی و سوسیالیسم خلقی ایرانی و غیره را من بنا به حدثیات با تعاریف شما مارکسیسم فهمیدم که اشتباه است! چون تشتت در مارکسیسم اسم بردید که چنین حدث زدم .این گروه ها با مارکسیسم در واقع تشتت دارند نه مارکسیسم در خود . علت اش را در پراتیسین و تعاریف نا دقیق مارکس اسم بردن بسیار کم لطفی به مارکس است! هر کدام از آثار مارکس و انگلس همکار او بسیار تعاریف روشن از سرمایه داری و راه رهایی از بردگی مزدی بدست داده اند! اخیرا عبدالله سروش مارکس را به پیغمبر اسلام محمد هم وصل کرده است :-) ! این از توهم در مارکسیسم نیست بلکه اختلافات طبقاتی است که سعی در تلنباری از غبار بر روی او کشیدن دارند تا همه نظرات سرمایه برانداز مارکس از دیده توده ها پنهان بماند! وگرنه پراتیسین مارکس چیزی از عمق فلسفی این فیلسوف کم نمی کند بلکه اتفاقا عین ماتریالیسم منحصر بفرد او است ! در جایی کاپیتال بیرون می دهد و درادامه اش سازمانده انقلاب پرولتری می شود. منصور حکمت هم چنین بود ! این الگوی انقلابیون مارکسیسم است ! در این الگو هیچ نوع تشتتی وجود ندارد! از درک وقایع دنیای خود شروع کنیم می توانیم همانطور که مارکس به نظارتی در امر سرمایه براندازی رسید ما هم برسیم! مثلا ابدا من فکر نمی کنم مذهب تنها افیون توده هاست بلکه بعنوان آلت قتاله در آمده است!


firoozeh 1:44 @ Fri, 7 May 04

زهی تاسف و بيشرمی........ ای ابليس تو يک حشره کثيف هستی .........دريغ از يک گلوله که برای تو اشغال حروم بشه ...... تو مزدور کثافت و اربابانت را همين ملت در زير با له خواهد کرد . همه توهينها يی که به ياران من کردی لايق خودت و خانوادت ......... بدبخت عوضی ........ ترسوی بزدل .... در حمق وجهالت خودت بلول ای مزدور .............


دادامن 1:33 @ Fri, 7 May 04

کتاب تاريخ کشتی شکستگان از انتشارات دستگاه دادا و به قلم دادامن منتشرشد برای مطالعه ی نسخه ی اينترنتی کتاب به سايت دستگاه دادا بياييد...

http://dadaman.5u.com


manochehr 23:52 @ Thu, 6 May 04

"نامه خانم نجيبه صالح زاده٫ همسر محمود صالحی به خانم آنا بيوندی نماينده کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد"
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240507Najiba.pdf


eblis 22:47 @ Thu, 6 May 04

IP=213.217.58.4
به دليل فحاشی اين کامنت پاک شد. از همه‌یْ دوستانی که به آنان توهين شده بود معذرت می‌خواهم. شرمنده‌ام که دير سر زدم. و پاک کردن اين کامنت مدتی طول کشيد.
بر اين اشخاص بيمار بيش از آن که خشم آريد شفقت ورزيد.


مرجان 22:29 @ Thu, 6 May 04

من تو اوون پست عاشقانه تون يه چيزايی نوشتم! هنوز کامنتای اونو ميخونين؟


نی آوا 21:18 @ Thu, 6 May 04

سلام شبح عزيز. بسيار سپاسگزارم از حضورت در وبلاگ ني آوا. مطالبت مثل هميشه خواندن يو مفيد هستند. مرسی.


پولاد همایونی 20:49 @ Thu, 6 May 04

شبح عزیز امیدوارم که تاریخ با مارکس پایان نپذیرد، چون آن دنیا بسیار کسالت آور و یک دست می شود. بی شک تاریخ بشر مارکس های بسیاری خواهد آفرید. خود تو یک مارکسی . مگر مارکس هم آدم شریفی نبود که رنج دیگران رنجش می داد و شادی دیگران شادش می کرد؟ تنها فرق او با من تو این است که او در عصری زاده شد که یکی باید می آمد و راه حلی برای برون رفتن از آن شر تازه زاده شده که هنوز هم ادامه دارد . ما همه مارکسیم. خودت را دست کم نگیر.
من همواره و هر روز مثل خوردن عرق دست ساز سری به اینجا می زنم ، اما من آدم بسیار تنبلی هستم و هر چند گفتنی هایی هم در رابطه با برخی مقالاتت دارم ، اما تنبلی که حس ملی ما ایرانیان است ، نمی گذارد چیزی بنویسم.
در مورد عزیزان افغانی هم لوگو را گذاشته ام و همراه آن مقاله ایست . اگر چرخ موشکت را کمی به سوی پایین صفحه ی سیپریسک بچرخانی آن را می بینی.
یارباقی. دیدار باقی.


A.S 20:39 @ Thu, 6 May 04

تولد اين دانشمند بزرگ که اثر انگشتش تا انتهای تاريخ بر صفحاتش باقی خواهد ماند را به همه انسانهای پيرو دگرگونی و پيشرفت بشريت تبريک می گويم .... طرفدار افکار مارکس در مقطع زمانی حاضر نمی باشم ولی برای هر دانشمند و انسانی که در راه ارتقا و رفاه بشريت گامی را برداشته باشد احترام فروان قائلم ....


سروش دانش 18:08 @ Thu, 6 May 04

سلام شبح جان. مطلبت عالی بود. وقتی مارکسيسم و آزادی خواهی و برابری طلبی به شکل بنيادی در جامعه مطرح شود ان روز است که استثمار و بقيه جوانب بورژوازی از بين رفته و به دنيايی بهتر می رسيم. زنده باد آزادی و برابری.


كوير 17:24 @ Thu, 6 May 04

تبريك ... خوندم ...


شراگيم 16:31 @ Thu, 6 May 04

البته منظورم عقايد مارکس در مورد نظام طبقاتی و سرمايه داری و اينهاست که ميگم قبول دارم و به نظرم درسته...


شراگيم 16:09 @ Thu, 6 May 04

سلام...شبح...! خوب شاید من هنوز مارکس رو به درستی نشناختم...شاید من خیلی از افکارم واقعا مارکسیستی باشه و خودم نمیدونم...چون تا به حال افکار و عقاید و مقالات دیگران رو سنجش و معیاری برای افکار خودم قرار ندادم...همیشه افکار خودم بوده که شاخص بوده و آرای دیگران رو باهاش مقایسه میکردم... تا اینجا هرچه در مورد مارکس شنیدم حرفهایی بوده که قبول داشتم...ولی اعتراف میکنم تا امروز حتی یک کتاب و مقاله از خود ایشون نخوندم...! شبح...يه سوال دارم ازت؟ به نظر تو مارکسيست اسلامی ميتونه درست باشه يا يه ترکيب خود متناقض و شايد خنده داره...!؟ ميخوام نظرت رو در مورد عقاید شخصی مثل خسرو گلسرخی بدونم...


nasrin 13:31 @ Thu, 6 May 04

شبح جان !
تولد مارکس را به تو و تمام هواخواهان و پیروانش تبريک می گم .
متن زيبائی هم نوشتي ٫ مقالاتت در دو سال گذشته را هم خوندم عالی بودند . اون خاطره ات در مورد آقای ٫٫ کمون ٫٫ هم خيلی جالب و با مزه بود . :)


زمینی 12:33 @ Thu, 6 May 04

شبح عزيزم
ممنونم که با دلداريت به خانه ام آمدی. من هم به تو دوست نازنين تولد مارکس را تبريک می گم. راستی شبح جان يک سوال می خوام مارکس را دقيق بشناسم ممکن است يک معرفی کتاب بکنی، منظورم به ترتيب زمانی است چون من خيلی پراکنده ازش خوانده ام و می خواهم به مناسبت اين روز به خودم هديه بدهم!


آورا 12:15 @ Thu, 6 May 04

آيا اين تشدد آرا و یا تشدد عمل خود موجب به همريختگی بيشتر دنيا و عدم اتحاد آدمها نشده؟( چون نميدانم ميپرسم؟)


هاله 12:13 @ Thu, 6 May 04

شبح جان من نمیدونم که تو از کجا نیش و کنایه رو تشخیص دادی تو کامنت این آقا ... من حتی نمیفهمم چی میگه چه برسه به اینکه لحن و گوش کنایه اش رو تشخیص بدم!

شبح به این decoding ی نوبره والله :)


shiva 11:59 @ Thu, 6 May 04

شبح جان :
از همه چيز و همه کس نوشتی الا از فوت زهرا کاظمی ملقب به ژاله کاظمی .... صدا مخملی ایران.
روحش شاد .


bamdadk 11:40 @ Thu, 6 May 04

تبريک شبح جان!!


firoozeh 11:35 @ Thu, 6 May 04

تغيير تنها جيزيست که همواره ثابت است خوشا به سعادت انسانهايی که اين تغيير درجهت تکامل انها باشد. زادروز کارل مارکس بر بويندگان راهش گرامی باد . شبح عزيز با بوزش من يکی دوروزی تاخير داشتم خيلی دلم ميخواد بتونم هر روز اين بحثهارو دنبال کنم متاسفانه فرصت نميشه ومن هميشه ديرم . کامنتهارو امشب ميحونم و حتما موردی باشه بازگو خواهم کرد . باسباس ................. فيروزه


Rosva 11:33 @ Thu, 6 May 04

In eide bozorg ra be shoma va tamamiye dinosaur parastane donya tabrik migam.Shayad ruzi Irane ma ham dar sayeye aghayede Marks be aghushe garme communism panah biare ta be hadde keshvarhaye democracy va pishraftei mesle Shoravi (marhum)ya Chin-Cuba-Koreye shomali berese
Ma ke bakhil nistim


ارنستو چه گوارا 11:29 @ Thu, 6 May 04

شبح عزيز
چرا فکر ميکنی کامنت مهران در مورد تو بوده است؟ شايد بخاطر سابقه ذهنی قبلی از نظر ات او؟
ولی من از تطبيق حرف مهران با نوشته تو به اين نتيجه نرسيدم. بهرحال من در اينجا صراحتآ ميگويم اختلاف مارکسيستها حتی اگر از ماهيت طبقاتی اشان ناشی شود -دعوای خانگی است.
مارکسيسم فقط مدعی رها کردن طبقه کارگر از استثمار و از خودبيگانگی با محصول توليدش نيست -مارکسيسم مدعی رهايی بورژوازی از زندان نفع پرستی هم هست. حتی اگربخشی از بورژوازی تمايلات چپ هم داشته باشد واین - از نظر جنبش کارگری ترفندی برای مقابله باشد بازهم در جریان مبارزه واقعی ودر مقاطع حساس در کنار جنبش کارگری قرار خواهد گرفت. به امید آن روز!
مارکسيستها ثابت کرده اند با وجود اختلافات بسيار در درون خود در مقطع حساس تاريخی عکس العمل های درست و هماهنگ اتخاذ ميکنند.
بهر صورت متن زیبا و بسیار بار ارزشی نوشتی.


شبح 10:52 @ Thu, 6 May 04

منوچهر جان!(1)
راستی که برابری با نام مارکس آن‌چنان عجين شده است که همه چيز را ارگ از او بگيرند اين يکی را نمی‌توانند.
زمينی عزيز!(2)
...
امير جان!(3)
درود بر تو روح آزاد انديش‌ات.
بنفشه جان!(4)
ارزش انسان‌ها به آرزوهای‌اش سنجيده می‌شود. درود به تو نازنين که آرزوهای والای انسانی داری. هميشه نورفشان باشی!
داريوش عزيز!(5)
بحث در نظرخواهی ادامه دارد خوش‌حال می‌شوم نظرت را بنويسی.
درايوش جان!(6)
دست غيب آمد و غلط‌ها را درست کرد.
تنهای عزيز!(7)
من هم به تو دوست نازنين ديرآشنای تازه‌يافته تبريک می‌گم.
هاله جان!(8)
مارکس از پيامبرسازان بيزار بود حتا اگر خود او را در حد پيامبر يا خدا فروبکاهند. روزی خبرنگاری به مارکس گفت مارکسيست‌ها فلان حرف را می‌زنند و مارکس پاسخ داد:"من مارکس‌ام مارکسيست نيستم."
لندنی عزيز(9)
دعوت‌ات را با دل و جان پذيرفتم. منتظر باش تا زنگ در خانه‌ات را بزنم.
نوشی جان!(13)
همين است که تو را در چشم اين‌‌قدر عزيز و محترم می‌کند. اميدوارم فرصت کنی کمی مارکس بخوانی.
فريد جان!(14)
من واقعا اين دشمنی کور را درک نمی‌کنم. درحالی که به روشنی نوشتم اختلاف مارکسيستها از اختلاف طبقاتی‌شان ناشی می‌شود باز ايشان می‌آيند و لن ‌ترانی می‌خوانند که اختلاف مارکسيست‌ها را اختلاف خانه‌گی برشمرده‌ام و از اين لاطائلات.
فريد عزيز!(15)
از تذکرت متشکرم. با گذاشتن کلمه‌ی "فقط" ابهام احتمالی را برطرف کردم.


Farid 9:31 @ Thu, 6 May 04

شبح !
فقط خواستم توجه ات را به این ایراد کوچک جلب کنم که مارکس در کار تغییر جهان بود اما به همین دلیل هم شدیدا به امر تبیین تاریخ و کلا جهان و هستی می پرداخت. نمی گویم که به این امر واقف نیستی . می گویم ترتیب بندی جمله ات می تواند چنین برداشتی را بدست دهد.


Farid 9:23 @ Thu, 6 May 04

شبح !
من مهران محبوبی را از نزدیک می شناسم.
مشکل شما به خاطر مسئول صفحه این است که مجبوری ایشان را جدی بگیری. باور کن هر جا که ایشان قدم می گذارد بعد از مدتی به سوژه خنده و جک تبدیل می شود . این بخاطر مشکل لکنت زبان ایشان نیست و نباید هم باشد چرا که مادر زاد و طبیعی است.
مهران !
هر عقیده ای داری داشته باش . از تبار مارکسیستها یا از انصار حکمت. فقط کمی جدی باش !


نوشی 9:19 @ Thu, 6 May 04

هنوز لذت ميبرم از دوست داشتن عاشقانه آدمها به يادها و يادگارها و آدمهای دیگه... دوست داشتن عاشقانه تون رو حس ميکنم و منم تولد مارکس رو بهتون تبريک ميگم... حتی اگه درست نشناسمش و يا نفهمم که چه کرده، همين دوست داشتن شما منو سر کيف و ذوق مياره.


شبح 9:12 @ Thu, 6 May 04

آقای محبوبی!
کج فهم‌تر از تو موجودی در تمام عمرم نديدم!
اين همه کينه‌یی نباش!
اگر ارث پدرت را از من طلب‌کاری بگو تا پرداخت کنم!
نمی‌دانم چه کينه‌یی از من به دل داری که سر هر موضوعی تا نيش و کنايه نزنی از اين‌جا نمی‌گذری؟
نمی‌دانم از کجا ماموريت داری که فضای اين نظرخواهی را آلوده کنی؟
اما به تو تبريک می‌گويم زيرا بدذاتی و کينه‌ی تو بر صبوری و حلم من پيروز شد!


مهران محبوبی 8:40 @ Thu, 6 May 04

علت تشتت در مارکسیسم ها نه پراتیک بودن مارکس بلکه بدرستی بیان حقایق جامعه سرمایه داری است که آنچنان انسجامی در این نوع از بیان است که مخالفین او عاجزانه بجای از در مقابله بر آمدن راه تزویر و عوام فریبی را پیشه می کنند و بنام او یعنی مارکسیسم عکس نظرات او را بیان می کنند تا پیکره این فیلسوف پراتیسین را به لجن های معمول جامعه سرمایه داری بکشند و در غباری از توهمان او را برای همیشه مدفون کنند! گاها در دو قرن اخیر کسانی از جمله منصور حکمت و رهبران راستین انقلاب کارگری مثل لنین مارکس را از زیر این غبار توهمان عوام فریبان بیرون کشیده اند و جان تازه ای در میان کارگران و مردم دنیا به او داده اند! در این سالگرد تولد او بهتر است یاد آوری کنیم که از هر چه مفید تر رجوع به خود آثار مارکس است تا این روشنی در بیان و تعریف جامعه سرمایه داری را پی ببریم تا تشتت بین مارکسیسم ها برایمان جنبه طبقاتی پیدا کند نه اختلاف خانگی و آنهم تقصیر را به گردن به اصطلاح پراتسین بودن مارکس بگذاریم! یاد او گرامی باد!


تنها 8:40 @ Thu, 6 May 04

ممنونم ازت شبح نازنين.. از راهنماييتون هم خيلی خيلی ممنونم..:)..


jay 6:11 @ Thu, 6 May 04

تولد بنيان گذار برابری و سوسياليسم / مارکسيسم رو تبريک ميگم.

اميدوارم روزی بتونی به شهر کوچک ُTrire در آلمان و يا محله highgate در لندن به مقبره کارل مارکس بروی..شبخ جان در هر دو سفر همراهت خواهم بود !

ايام به کام


هاله 4:59 @ Thu, 6 May 04

با اينکه خودم يک مارکسيست نيستم اما بعنوان پدر (پیامبر) سوسياليزم براش احترام زيادی قائلم. يادش گرامی شبح جان.


تنها 4:30 @ Thu, 6 May 04

تبريک ميگم شبح عزيز..


داريوش شاهد 1:35 @ Thu, 6 May 04

ببخشيد ؛عزيز؛


داريوش شاهد 1:34 @ Thu, 6 May 04

مبارکه:)
شبح عزيز حرف در خصوص رابطه احتمال حمله آمريکا به ایران و احساس شعف بجای ايرانيان بسيار دارم که فعلا مجال آن نيست!


banafshe 0:51 @ Thu, 6 May 04

تولد مارکس رو تبريک مي‌گم به اميد روزی که توی جهان عدالت حاکم بشه و برابری.


aMir 23:44 @ Wed, 5 May 04

تاريخ ما بی قراری بود / نه باوری و نه وطنی ! ... شبح عزيز چه بسيار کسانی که در راه تفکر او از جان گذشتند و به جای ماندن را چيزی بر جای نهادند . درود بر مارکس و هر آنکه حقيقت را فدای وجاهت و مصلحت پرستی نمی کند ....


زمینی 23:20 @ Wed, 5 May 04

شبح عزيز
...


manochehr 23:18 @ Wed, 5 May 04

تولد مارکس عزيز را به همه انسانهای برابری طلب تبريک می گويم.
زنده باد مارکس.








تعداد مطالب وبلاگ: 1211
تعداد نظرات: 23519
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 23, 2005 10:36 am


از کجا آمده‌اند؟