دوشنبه، 14 اردیبهشتماه 1383 | May 03, 2004

انسانيت فراموش شده.

وقتی ارتش آمريکا افغانستان را با حمله‌یی برق‌آسا اشتغال کرد و قصد اشغال عراق را داشت در عيددينی‌های سال گذشته. بسياری از ايرانيان عمدتا طبقه‌ی متوسط که هم‌واره در جست‌وجوی قدرت هستند و می‌خواهند با چسباندن خود به قدرت‌برتر وضعيت زنده‌گی‌شان را بهبود ببخشند با شوق و ذوق از اشغال غريب‌الوقع ايران توسط آمريکا خبر می‌دادنند. اما با حمله‌ی آمريکا به عراق و کشتار مردم بی‌گناه اين کشور اين شوق و ذوق به ياس گراييد. گروهی که فکر می‌کردنند بدون پرداخت کوچک‌ترين هزينه‌یی می‌توانند به رفاه و آسايش برسند با چشمان خود ديدند که سربازان آمريکایی و انگليسی برسر مردم عراق نقل و شيرينی نمی‌ريزند و هر چه هست مرگ است و فريب.
بيش از دو سال از اشغال افغانستان می‌گذرد همان وقت که افغانستان اشغال شد بسياری از همين خوش‌باورها به شوخی يا جدی می‌گفتند: "سال ديگه ما بايد برای کار و زنده‌گی در بهشتی که آمريکایی‌ها در افغانستان خواهند ساخت به اين کشور بريم." امروز ما مجبوريم تومار امضا کنيم که افغان‌ها را از ايران اخراج نکنند!
عکس‌ها و فيلم‌هایی که از شکنجه شدن مردم و نظاميان عراق در اين کشور توسط ارتش اشغال‌گر آمريکا و انگليس منتشر شده است مو بر تن هر انسانی سيخ می‌کند.
بدترين و قرون‌ وسطایی‌ترين شکنجه‌هایی را که می‌توان متصور بود و زبان از بيان‌اش شرم دارد بر اين مردم اشغال شده و بی‌پناه اعمال می‌کنند و اين تازه جز کوچکی از کلی است که در ميان دعواهای انتخاباتی و تضادهای ساختاری نظام سرمايه‌داری به بيرون درز کرده است.
آمريکا و ساير شرکای‌اش فقط به منافع خود می‌انديشند و منافع آنان در اين است که جهان در جنگ و آشوب باشد و آنان در جزيره‌ی امن خود بنشينند و پول و سرمايه و نيروی‌کار متخصص و دانشمندان و نوابغ بشری را به جزاير امن خود بخوانند و جهانی نابرابر و نامتعادل بسازند.
سعادت و خوشبختی بر مردمی که سعادت و خوشبختی خود را از سلب کننده‌گان سعادت و خوشبختی‌شان طلب می‌کنند مقدر نيست.
ما در سرزمين پهناوری زنده‌گی می‌کنيم که طبيعت کم‌نظير چهار فصل‌اش و ذخاير غنی‌ و نيروی کار کارآمد و متخصص‌اش امکان مادی و عملی رفاه را برای جمعيتی به مراتب زيادتر از جمعيت ساکن کنونی را امکان پذير می‌کند. تنها مشکل ما نداشتن اتحاد عمل و هم‌بسته‌گی است تا بر نظام سلطه‌گر جهانی که حاکمان نالايق را هم‌واره برسرنوشت مردم ما مسلط کرده است فايق آييم.
ادغام در نظام سرمايه‌داری جهانی راه نجات ما نيست. برقراری شيوه‌ی زنده‌گی مدرن مبتنی بر آزادی و برابری يگانه راه پيش‌روی ماست. بشناسيم‌اش بر آن پابفشاريم و در راه برقراری‌اش آماده‌ی فداکاری باشيم.

May 3, 2004 02:20 PM

سیاهکل 23:56 @ Sat, 15 May 04

عمو به روز کردم با يک شعر منتظر نظرت هستم


آرمین گیله مرد 19:57 @ Tue, 11 May 04

سلام .. نمیدونم این کامنت خونده میشود یا نه اما خدا هم انسانهای حریص و آز آفریدند تا مردم را فریب دهند: بساز تا مسیح و مهدی ظهور کند. خواست خدا هست من صاحب و تو برده و کنیز باشی، من شاه و غلام و بنده باشی، اینجا سختی بکش تا در آن دنیا به بهشت روی و ......
شعار مرگ بر آمريکا شعار آمريکايست! کاملا درست.
به ا اس:دوست عزیز امیدوارم اون روز نیاد که سرمایه سالاران با کمک ارتش سرمایه داری (انگلیس و امریکا) همه دنیا را مستقیم تحت کنترل خود بگیرند اما آنروز چهره ی واقعی خود را نشان خواهند داد و آنروز هم متوجه خواهیم شد که کره جنوبی هم یک نقشه عوامفریبی بوده برای خر کردم مردم این کره آبی!


مهران محبوبی 3:18 @ Sun, 9 May 04

A.S 136
در مورد اسراطین با تو کاملا موافق هستم واقعا چراچنین نمی شود! واقعا اگر دنبال یک سناریوی سیاه نیستیم باید یا چنین شود یا دو کشور مستقل برابر اسرائیل و فلسطین در کنار هم بوچود آیند!
اروپا که موافق چنین راه حلی است تنها و تنها اسرائیل و فلسطین مخالف اند! مردم اسرائیل هم به نفع اشان است چرا که نباشد ! کدام مردم مدام جنگ و خرابی و تهدید می خواهند! این بنفع هر دو مردم اسرائیل و فلسطین است!
شما اقتصاد امریکا را قوی می دانید؟ راستش هر بحرانی که به سیستم سرمایه می زند اول خود اش را در امریکا و بعد دو سال طول می کشد به اروپا و یا ژاپن برسد! به بازار بورس و نگاهی کن متوجه می شوی!
خیلی خوشحال شدم که چنین باز صحبت می کنی ! کامنت هایت را دنبال می کنم!


A.S 21:41 @ Sat, 8 May 04

شبح عزیز ( ۱۳۰ )
نمی دانم نظراتم شبیه به چه جناحی است چون هیچ جناحی را بصورت دقیق کلاسیک و علمی نه می شناسم و نه دوست دارم جزء آنها به حساب آیم .... ولی بطور کلی با جهانی شدن سرمایه و اقتصاد موافقم گرچه از آن سودی نصیبم نشود چون به تحول انسان و جبر طبیعت و تاریخ ایمان دارم ... و فعلا ( منظورم در مقطع زمانی کنونی ) عقیده دارم که جهانی شدن اقتصاد و سرمایه ادامه راهی است که انسان از عصر حجر بسوی ترقی و کمال در پیش گرفته است و جهان آینده در سایه این نظام جهانی متکی بر تلاش و لیاقت و شایسته سالاری خواهد بود نه ایدئولوژی های پوسیده و تاریخ مصرف گذشته......
دوست عزیز ما کجا و توده ای بودن کجا ؟؟؟ همه اش دو سال است ( پس از رد شدن از طرف گزینش دانشگاه بود ) که بطور جدی پیگیر وضعیت سیاسی و فلسفی جهان شده ام و بعید نمی دانم که ایده هایم اشتباه نباشند چون به تغییر و تحول بشدت ایمان دارم و تفکرم را بسیار خام و ناپخته می دانم ....
دوست دارم هنگامی که مرا خطاب می کنید در تصورت هیچ گونه جناح یا حزبی را برایم نتراشی ( حتی اگر شبیهشان فکر کنم ) چون هوادار و عضو هیچکدام نیستم و اگر بنا بر بزرگ بینی قرار ندهید بهتر است بگویم که هیچکدام را قبول ندارم و فعلا ترجیح می دهم که آموزش ببینم و قدرت و سطح تفکر و آگاهیم را بالا ببرم .... دلیل اصلی که مرا به اینجا می کشاند همین مسئله است نه چیز دیگر ...


A.S 21:40 @ Sat, 8 May 04

مهران محبوبی عزیز( ۱۲۰ )
خاور ميانه يا بهتر بگويم کشورمان را با چه کشوری مقايسه کنم که رضايت شما جلب شود ؟ ... امارات يا قطر يا عربستان يا کويت خوب است ؟؟؟ اين کشورها به جز سرمايه نفت و مقداری در آمد ماهی گيری تقریبا از سرمایه های فکری یا اقتصادی دیگر سودی نمی برند .... همین امارات و دوبی آن که قبله دلفریب ایرانیها شده را نگاه کرده و قضاوت کنید که چرا کشوری همچون عراق که چندین برابرش ذخایر نفتی و منابع اقتصادی دیگر دارد فرسنگها از رفاه و پیشرفت اقتصادیش دور است ؟؟؟؟....
اما صلح در خاور میانه ... فکر کنم منظورت فلسطینیها باشد چون یکی از سرچشمه های بدبختیهای خاور میانه همین فلسطین و کشمکش میان اعراب و اسرائیل بر سر آن است .... در این مورد نظر متفاوتی با شما دارم .... تا قبل از ۱۱ سپتامبر نه تنها آمریکایی ها بلکه اروپایی ها و خود اعراب نیز تمایلی برای حل شدن این پرونده از خود نشان نمی دادند و دلیلش نیز سوءاستفاده همه اطراف از داغ ماندن این قضیه بود که در موردش نمی خواهم به جزئیات بپردازم ... در مورد فلسطین اکنون نیز عقیده شخصیم این است که فلسطینیها خود تمام فرصتهای حل مشکلشان را از دست می دهند و با ادعاهای بی مورد و شعارهایی با قدمت ۱۴۰۰ سال تیشه به ریشه خود می زنند و مردمشان را در این چند صباحی که به دنیا آمده اند بصورت ذلت باری در پایین ترین سطح زندگی قرار داده اند .... بهترین پیشنهاد را همین قذافی که همه او را دیوانه قلمداد می کنند داد و آن برقراری یک کشور آزاد و دموکراتیک به اسم اسراطین است ( شامل تمام زمینهای اسرائیل و فلسطین تحت یک سلطه و دولت دموکراتیک که تابع انتخابات است همراه با برگشت تمام فلسطینیانی که خواهان برگشت هستند ) که متاسفانه عربها او را به تمسخر گرفتند و بر راه صد در صد اشتباه خود به اسم مقاومت و انتفاضه پا فشاری کردند .... وتو کردن قطعنامه ها توسط آمریکا را نیز غیر طبیعی نمی دانم چون مهمترین قسمت های اقتصاد آمریکا توسط یهودیان اداره می شود و تاثیر مستقیمی بر سیاستهای آمریکا در قبال امنیت و قوام اسرائیل دارند همانطور که تهدید فرانسه و روسیه برای وتو کردن قطعنامه جنگ علیه صدام را غیر طبیعی نمی دانم چون مصالح و منافعشان در عراق پس از جنگ به خطر می افتاد .... با این حال فعال ترین کشور پس از ۱۱ سپتامبر برای حل نهایی مسئله فلسطین آمریکا می باشد ولی متاسفانه عدم آینده نگری فلسطینیها بخصوص شاخه های حماس و جهاد اسلامی راه را بر تمام راه حل ها می بندند ....
اما اینکه در سایه صلح و ورود سرمایه به خاور میانه آمریکا نقش ابرقدرتی خود را از دست خواهد داد را نتوانستم درک کنم و اگر توضیح بیشتری بدهید ممنون می شوم چون عقیده ام در اینمورد ۱۸۰ درجه با شما فرق می کند


manochehr 16:18 @ Sat, 8 May 04

چند نکته در ادامه بحث شبح.
نکته ای که شبح به آن اشاره کرد خيلی مهم است.دولت انقلابی بايد با تمام قوا جلوی هرگونه جنگ-حال جنگ داخلی و یا جنگ تحمیل شده از خارج- را بگيرد٫ به نظر من اين یعنی افتادن بدامن جنگ میتواند به معنای نابودی دولت انقلابی باشد.دولت انقلابی بايد بتواند تنفس کند تا به مسائل اساسی توده ها برسد٫در غير اين صورت به دليل جنگ نخواهد توانست به کارهای پايه ای مثل بهداشت و تحصیل و مسکن و ترانسپورت و ...رايگان برسد و مجبور است هزينه های هنگفتی را به جنگ اختصاص دهد٫که باز هم می گويم اين يعنی نابودی تدريجی دولت انقلابی. کشور سوسياليستی سر جنگ با هيچ کشوری ندارد و بايد سعی کند اين پيام به تمام جهان برسد.مرزهای اين کشور باز است و تمامی انسانها ميتوانند به آنجا سفر کنند و يا در انجا به عنوان شهروند سکنا کنند.بايد از خون پاشيدن به اين دولت به هر وسيله جلو گيری کرد حتی اگر اين به قیمت سازشهايی با جهان غرب باشد٫من شخصن اين سازشها را-که الان تصوری ازش ندارم-به نابودی سوسياليسم ترجيح ميدهم.


شبح 15:50 @ Sat, 8 May 04

ارنستو جان!(131)
راست‌اش را بخواهی من به دليل کامنت نازی عزيز(121) اين پاسخ را دادم.


مهران محبوبی 14:29 @ Sat, 8 May 04

نکته آخر
با علم افتصاد سیاسی نمی شود راه سرمایه دار شدن را آموخت ولی با علم اقتصاد بورژوازی چرا می شود تخمین زد که سهام به چه دوری می گردد تا در شرط بندی ها موفق تر شد! گلوبالیزه شدن جهانی شدن سرمایه معنی می دهد ولی انترناسیونال اتحاد طبقه کارگر در مقابل آن است ! این میانه آنتی گلوبالیزبودن انترناسیونال از آدم نمی سازه بلکه ما حکک بخوبی نشان داده ایم حتی چه سناریو های سیاهی را هم می تواند بسازد! بعد بیشتر بحث می کنیم .


مهران محبوبی 14:22 @ Sat, 8 May 04

ارنستو چه گوارا ۱۲۹
علم اقتصاد سیاسی با علم اقتصاد کاملا فرق دارد! در جلد ۳ کاپیتال مارکس دقیقا با فرمول ریاضی گرایش نزولی نرخ سود سرمایه نشان داد که این سیستم محتوم به مرگ است! البته نگفت که شاید با خود همه دنیا را به نیستی و نابودی می برد! ولی من فکر کنم الان دیگر اینطوری شده است. مخرج این فرمول که حجم سرمایه ثابت است آنقدر ازدیاد یافته که دیگر دور گردش انباشت در خود کشور های صنعتی غیر ممکن شده و به کشور های جهان سوم که رو می آورند تضاد های سیاسی خودشان مانع این مثلا در ایران ما و خاورمیانه شده است! تازه انباشت سرمایه در کشور های ما چنان دمار از کارگر و مردم در می آورد که فکرش آدم را از زندگی سیر می کند! بهر حل من فکر کنم ما طرفداران مارکسیسم باید آثار مارکس را بیشتر بررسی کنیم و با چند تا شعر گونه و گذر از معنی واقعی آثار مارکس خود را راضی نکنیم ! این شبیه نگاشتن حرص و آز با نفع شخصی به پول ببین چه راحت از آن گذر می کنند . این طوری مارکس را یاد نمی گیرند و مارکسیست اسم خود را نمی نهند!


ارنستو چه گوارا 13:25 @ Sat, 8 May 04

شبح جان
خوب کاری کردی که پاسخ ای-اس را دادی -من براستی ترسيدم اگر بخواهم پاسخ بدهم -عصبانی شوم و غير منتطقی برخورد کنم.
من دوستان اينترنتی آمريکايی زيادی دارم -بعضی از آنها طرفداران دو آتشه سرمايه داری و نظام آمريکا هستند - حتی دوستی دارم که در ويتنام جنگيده و به آن افتخار ميکند ولی از هيچکدام از آنها تا بحال اين سر سپردگی را که ای- اس از خود نشان ميدهد - نديده ام. هیچکدام با این صراحت از اهداف آمریکا دفاع نمی کنند. واقعآ جای تآسف دارد .


شبح 12:51 @ Sat, 8 May 04

ای اس عزيز!(119)
متاسفانه نظرات تو مربوط به راست‌ترين وارتجاعی‌ترين جناح سرمايه‌داری است. تو کشتار وسيع مردم ويتنام را توجيه می‌کنی و به خيال خودت اگر مردم ويتنام مانند مردم کره جنوبی تن به آمريکا داده بودند الان در پول و رفاه غوطه می‌خوردند و تازه مردم و نيروهای مترقی آمريکا را که جلوی کشتار بيشتر سربازان آمريکایی و ويتنامی را گرفتند متهم می‌کنی که عامل بدبختی مردم ويتنام شدند. چيزی که تو نمی‌بينی و نمی‌خواهی ببينی اين است که آلمان و ژاپن بحث خود را دارند نيروهای امپرياليست و پيشرفته‌یی بودند که در جنگ شکست خوردند و بعد دوباره توانستند خود را بازيابی کنند و الان دوباره دارند با آمريکا سرشاخ می‌شوند.
دوست عزيز تو به گونه‌یی می‌‌نويسی که انگار آمريکا دست‌اش از دنيا کوتاه است وگرنه جهان را تاکنون گلستان کرده بود. آفريقا و آمريکایی جنوبی در دست کيست؟ ايران زمان شاه مگر با کودتای آمريکایی پا نگرفت؟ شيلی و اندونزی مگر با کودتای آمريکایی شکل نگرفتند چه شدند اين بهشت‌های خيالی!؟
خيلی حالب است مردمی را تحقير می‌کنند، استثمار می‌کنند با بمب و موشک می‌کشند و وقتی از خود دفاع می‌کنند می‌گوييد اگر بچه‌های خوبی باشيد و دم تکان دهيد لقمه نانی جلوی‌تان پرتاب می‌کنيم!
ای‌اس عزيز!
سرمايه‌دارن آمريکایی توان مديريت جهان را ندارند زيرا سرمايه‌داري نظامی پرتناقض و استثمارگر است. مردم ما جنگی با آمريکا ندارند با هيچ کشور ديگری جنگ ندارند. آنان می‌خواهند سرنوشت خود را به‌دست بگيرند. می‌خواهند حق انتخاب و زنده‌گی داشته باشند.
تمام کشورهای آمريکای لاتين به‌جز کوبا، کم و بيش زير سلطه‌ی آمريکا هستند آمريکا چه گلی به سر مردم آن‌جا زده است. چه‌گوارا را در بوليوی کشتند و گفتند بوليوی را بهشت می‌کنيم. کردنند؟ تا وقتی روشن‌فکران ما اين‌چنين مرعوب باشند و تصور کنند سرنوشت‌شان بايد در کاخ سفيد رقم بخورد وضع همين است که هست.
يک سوآل خصوصی دارم که اگر ناراحت نمی‌شوی پاسخ بده. تو قبلا توده‌یی نبودی؟ چون چند دوست توده‌یی دارم که دقيقا همين حرف‌ها را می‌زدند تا قبل از فروپاشی شوروری مقهور قدرت شوروی بودنند و اختيار و اراده را از خودشان سلب کرده بودند و حالا همان حرف‌ها را در مورد آمريکا میزنند آن روز می‌گفتند اگر اختيارمان را به‌شوروی بدهيم برای‌مان بهشت درست می‌کنند حالا می‌گويند اگر اختيارمان را به آمريکا بدهيم خوش‌بختمان می‌کنند!
واقعيت چيز ديگری است. کارگران و ساير اقشار متحدشان بايد ياد بگيرند زنده‌گی زير سلطه‌ی سرمايه دوزخ است چه در ايران باشی چه در آمريکا. بايد بشريت را از دست اين نظام خلاص کرد. اما در صورت قدرت‌گيری در کشوری مانند ايران بايد تمام تلاش خود را به کار ببنديم تا با آمريکا سرشاخ نشويم. بايد از اعمال ماجراجويان وتروريستی دست برداشت و آزادیهای دموکراتيک و آزادی احزاب و روزنامه و مطبوعات را در حد کمال به اجرا درآورد و وجدان‌های بيدار جهانی را با خود هم‌سو کرد تا آمريکا نتواند برای سرنگونی دولت انقلابی به ايران لشکر بکشد و روی انقلاب خون بپاشد.
شعار مرگ بر آمريکا شعار آمريکايست! اين رژيم به با شعار مرگ بر آمريکا و با سکوت آمريکا ضد آمريکایی‌ترين مردم ايران را کشت يا پای سينه‌ی ديوار اعدام کرد يا در جبهه‌های جنگ به کشتن داد. شعار مرگ بر آمريکا فريب است اما غش و ضعف کردن برای آمريکا هم نشان از خودبيگانه‌گی دارد و واي به حالمان اگر در تقسيم جهانی نقش ديگری برای‌مان رقم زده باشند. اگر می‌خواستند ايران کره‌ جنوبی شود به اين ساده‌گی زير بار سقوط شاه نمی‌رفتند؟ اگر شعور و سياست سرش می‌شد شاه‌شان با چند تظاهرات خيابانی کله پا نمی‌شد.
چطور ممکن است با اين روحيه که آمريکا فعال مايشا است پای ميز مذاکره رفت و نصيبی برد.فقط وقتی قدرت واقعی داشته باشی و مردم حمايت‌ات کنند می‌توانی بدون شعار با آمريکا يا هر کثافت ديگری پشت ميز مذاکره بنشينی امتياز بدهی و امتياز بگيری. آمريکا هرگز در جهان نتوانسته است بر مردمی متحد پيروز شود هر جا را اشغال کرد يا بر هر رژيمی پيروز شده است اول با ديکتاتوری و وحشی‌گری حکام داخلی تمام راديکاليزم انقلابی را از بين برده است و سرانجام توانسته است سرنوشت آن مردم را به دست بگيرد و به بردگی‌شان بکشاند.
تو می‌گویی مانند مکبث روح خود را به شيطان بفروشيم تا در آقایی جهان سهمی داشته باشيم ما می‌گوييم تمام گنج‌های عالم را با روح‌مان معاوضه نمی‌کنيم. زيرا شيطان ما را فقط برای آن که سوخت‌بار دوزخ‌اش باشيم می‌خواهد با شيطان هيچ بهشتی مقدر نيست.
ببخشيد زياد نوشتم به قول پاسکال فرصت برای کوتاه نوشتن نداشتم.


ارنستو چه گوارا 7:33 @ Sat, 8 May 04

يک توضيح ديگر:

من فکر ميکنم سرمايه داری خصوصآ سرمايه داری جهانی نظرات مارکس را بطور دقيق بررسی کرده و درک کرده است - تمام نظريات و تئوری ها . اين درک بدليل درگير بودن با بحران ها بسيار بسيار ملموس تر از درک پرولتاريا از سرمايه داری بوده است چون سرمايه داری از نزديک با تحليل های مارکس سروکار داشته و در صددحل آن بوده است . مارکس نه تنها مبارزه را به پرولتاريا آموخت بلکه از ديد من کاپیتالیسم را هم
به سرمایه دار آموخت.
مثال آخری هم سو استفاده از نظریه انترناسیونال پرولتری و ایجاد نظریه گلوبالیستی است.


ارنستو چه گوارا 6:33 @ Sat, 8 May 04

مهران عزيز ۱۲۲

منظور من اين نبود که نظرات مارکس مستقيمآ در حل سيستم بحران زده سرمايه داری نقش داشته است. مقصود من اين بود که مارکس سرمايه داری را بيشتر و بهتر از تمام تئوريسين های سرمايه داری مي شناخت. وقتی مارکس اثبات کرد که سرمايه داری خالص سيستمی رو به انحطاط است و دلايل خود را گفت - سرمايه داری از اين دلايل سو استفاده کرد و روشهای بسيار جالب پيش گيرانه را بکار برد. اقتصاد کنزی بيش از آنکه در صدد آشتی سوسياليسم تخيلی با کاپيتاليسم باشد - بدليل يافتن واقعيت های انکار ناپذير در تفکر مارکسيسم و بهره گيری از اين نظرات در جهت کاهش اخلاف طبقاتی در دستور کار ايالات متحده قرار گرفت.


تنها 5:18 @ Sat, 8 May 04

سلام شبح عزيز.. ممنونم.. البته منظور من همة مردم نبود.. این یه نمونة آماری بود که دوستای وبلاگی خودم بودن که بعضی سياسی و بعضی غير سياسی بعضی هم مابين هستن.. اصلآ منظورم همة مردم نبود.. فقط کسايی که تو بحث من شرکت کردن.. بازم ممنونم از محبتها و راهنمایی‌هاتون شبح نازنين.. موفق باشين..


مهران محبوبی 4:10 @ Sat, 8 May 04

آرمین گیله مرد ۱۱۶
من کلا با شما موافق ام ! تنها این نفع شخصی انسان به پول هست که تمام بدبختی ها را باعث شده نه حرص و آز به نیاز های انسانی انسان که بسیار طبیعی است که وقتی انسانی از این نیاز ها کمبود داشته باشد به آنها حرص می زند! ولی تمام بدبختی تبدیل شدن پول به نفع شخصی انسان است که او را از خود بیگانه می کند ! البته خدا هم در این جا کمک به این از خود بیگانگی انسان می کند! این پول و خدا دو نیرویی اند که مدام انسان را از خود بیگانه کرده و اختیار زندگی کردن طبیعی را از او می گیرند!


4:09 @ Sat, 8 May 04

آرمین گیله مرد ۱۱۶
من کلا با شما موافق ام ! تنها این نفع شخصی انسان به پول هست که تمام بدبختی ها را باعث شده نه حرص و آز به نیاز های انسانی انسان که بسیار طبیعی است که وقتی انسانی از این نیاز ها کمبود داشته باشد به آنها حرص می زند! ولی تمام بدبختی تبدیل شدن پول به نفع شخصی انسان است که او را از خود بیگانه می کند ! البته خدا هم در این جا کمک به این از خود بیگانگی انسان می کند! این پول و خدا دو نیرویی اند که مدام انسان را از خود بیگانه کرده و اختیار زندگی کردن طبیعی را از او می گیرند!


4:09 @ Sat, 8 May 04

آرمین گیله مرد ۱۱۶
من کلا با شما موافق ام ! تنها این نفع شخصی انسان به پول هست که تمام بدبختی ها را باعث شده نه حرص و آز به نیاز های انسانی انسان که بسیار طبیعی است که وقتی انسانی از این نیاز ها کمبود داشته باشد به آنها حرص می زند! ولی تمام بدبختی تبدیل شدن پول به نفع شخصی انسان است که او را از خود بیگانه می کند ! البته خدا هم در این جا کمک به این از خود بیگانگی انسان می کند! این پول و خدا دو نیرویی اند که مدام انسان را از خود بیگانه کرده و اختیار زندگی کردن طبیعی را از او می گیرند!


مهران محبوبی 3:58 @ Sat, 8 May 04

شبح ۱۱۴
جلوی رویم نیست من این را مدت ها پیش خواندم چیزی که از آن یادم می آید دو چیز را علت از خود بیگانگی انسان نامیده بود یکی پول و دیگری خداوند! همین نقل و قول بخوبی روشن می کند که نفع شخصی به پول نه چیز دیگری! حرص و آز این نفع شخصی به پول را معنی نمی دهد! مثالی بزنم اگر زیاد گشنگی بکشی در غذا حرص می زنی! این همان تبدیل شدن پول به نفع شخصی نیست! اتفاقا مارکس در نوشته های خود مهر تاییدی به نفع شخصی انسان به نیاز های انسانی اش دارد! به دستنوشته های اقتصادی - فلسفی مارکس ۱۸۴۴ از ناشر آزادی رجوع کنی همین را تایید دارد! دقیقا صراحت دارد که هر کسی خط بطلان به این نفع شخصی انسانی انسان بکشد مجبور است که چیز دیگری را وارد کند اینجا است که پول و خدا نقش بازی می کنند! پول و خدا وارد معرکه می شوند که جای نیاز های واقعی انسان را بگیرند. اینجا است که از خود بیگانگی انسان شروع می شود! از خود و از نیاز های خود غافل می شود و به ما ورای آنها می گرود که مدام او را از خود دور و دور تر می کند! دقیق بخواهی عین نقل و قول ها را می آورم! ولی تا همین جا فکر کنم مسئله حل شده باشد چون ابدا نفع شخصی به پول با نفع شخصی به غذا یا سکس یا هر نیاز انسانی دیگر کاملا فرق می کند!
راستی این نقد فلسفه حقوق هگل را من سالهای بسیار پیش به انگلیسی نوکی زدم تا آخرش هم نخواندم ولی در همان صفحات اول یک چیز مرا بسیار مجذوب خود کرد و آن بیان این بود که ؛هر نقدی از نقد به مذهب شروع می شود؛.
البته آنی که این مطلب خدا و پول را خوانده بودم از همین منبع بود ولی تنها یک جزوه کوچک به فارسی ترجمه شده بود! سلامت باشی


مهران محبوبی 3:23 @ Sat, 8 May 04

ارنستو چه گوارا۱۱۸
رفیق عزیز مگر در کامنت قبلی ات از کنزین اسم نبردی ! مگر کنزین دخالت دولت بسود مصرف کنندگان را خودت اشاره نداشتی ! اگر یک اشاره بکنی که کدام راه حل های مارکس یاری به حل بحران های سرمایه داری کرده است کمک می کند! اتفاقا وقتی در مورد اون و سیمون و فوریه حرف می زندکه چطور پروژه های آنها سوسیالیسمی که او نظر دارد نیست دقیقا همین را نشان می دهد! آنها را رفرم در سرمایه داری نامید! من فکر کنم این دولت های رفاه و سرمایه دولتی شوروی و اروپای شرقی را به مارکس ربط دادن کاملا اشتباه است! اتفاقا وقتی سرمایه دولتی در آن ابعاد اش شکست خورد زنگ خطر را برای سرمایه داران غرب هم بصدا در آورد چون همه می دانستند که سرمایه های آنها نیمی دولتی و نیمی خصوصی است! حال که دولتی اش جواب درمان را نمی دهد که خصوصی رو پای خود بیاستد کلیت موجودیت سرمایه داری بخطر می افتد! سرمایه داری دولتی یک سازشی بود با کارگران ! حال که دارو درد را درمان نکرد سرمایه داری به واقع در خطر مهلکی دست بگریبان است! شاید مدتی از نظر سیاسی در بوغ و کرنا کردند که به اصطلاح سوسیالیسم شکست خورد ! ولی همه می دانند که دیگر دست بردن به دولت چاره ای برای سرمایه داری نخواهد بود! شوروی که شکست خورد مدل های نوع خودش را در بیشتر کشور های جهان سوم از جمله ایران خودمان زمان شاه هم دیگر یارای ماندن نداشت ! همه خوب می دانیم که ایران زمان شاه سرمایه داری دولتی که در انحصار شرکت نفت ایران بود ! رفرم ارضی و بهداشت و قانون ۲۰ ٪ سود ویژه که به جیب کارگران ریخته می شد کجایش مارکسیستی بود؟ به همه این ها رفرم می گویند! حال این نظام با شکست یک نوع مدل اش که دولتی باشد به سراشیبی بیشتر فرو می رود !


nazi 2:57 @ Sat, 8 May 04

ba inke aghidatan ba shabahe aziz movafegham, ama bayad begoyam ke vagheiat kheili doortar az besiari az armanhaye mast, .... ba nazarate A.S. movafegham!


مهران محبوبی 2:44 @ Sat, 8 May 04

A.S 119
مثال ویتنام را زدی فقط بگویم که در فردای تخلیه نیرو های امریکایی از ویتنام دولت ویتنام تقاضای ارتباط اقتصادی از امریکا کرد. ولی امریکا قبول نکرد. بعد هم سرزمین ویتنام با بمب های خوشه ای امریکا چنان شخمی خورده بود که سال ها بلا استفاده بوده است! بعد هم خاور میانه را با آلمان و ژاپن مقایسه می کنی ؟! نمی دانی امریکا در صدد صلح در خاورمیانه نیست اگر بود که با اروپا راه می آمد و در جهت صلح و صدور سرمایه همراهی می کرد! اروپا طرفدارد صلح و صدور سرمایه در خاورمیانه است چون اولا اقتصاد قوی تری از امریکا دارد و ثانیا بقل گوش اش است و اولین کسانی خواهند بود که از صلح و رونق سرمایه در خاورمیانه سود می برند! مسئله فلسطین قلب خاورمیانه است بدون حل واقعی آن نه صلحی نه صدور سرمایه ای صورت می گیرد! این مسئله را اگر بخواهند حل کنند آنقدر دنیا مدنیت بخود دیده که راه حل اش بسیار آسان خواهد بود! ولی 15 میلیون آواره و پناهنده فلسطینی راه برگشت به کشور خود ندارند! همان هایی هم که ساکن فلسطین هستند در کشور خودشان در کمپ های پناهندگی زندگی می کردند و الان با وضع نا بسامانی بدون هیچ نوع آینده ای بسر می برند! سازمان ملل متحد چند بار اقدامات اسرائیل را محکوم کرد !؟ قطعنامه پشت قطعنامه ! ولی امریکا همه را وتو کرده است! چرا؟! چیزی که تو در نظر داری امریکا به هیچ وجه دنبال اش نیست! امریکا بعد از یک قطبی شدن دنیا دیگر نقش ابر قدرتی را بسختی می تواند بازی کند! ناتو ضرورت وجودی اش را که در زمان جنگ سرد بدست می داد دیگر از دست داده است. اقتصاد امریکا در مقابل غول های اقتصادی اروپا و ژاپن و چین دیگر تاب مقاومت ندارد که بتوانند نقش اقتصادی ابر قدرت را بازی کنند! در موقعیت صلح و صادرات سرمایه به خاورمیانه امریکا کلا نقش ابر قدرتی خود را که الان با زور میلیتاریسم نگه داشته از دست خواهد داد! راستش میلیتاریسم امریکا مانع بزرگی در راه هر نو راه منطقی دنیای امروز در آمده است!


A.S 21:45 @ Fri, 7 May 04

firoozeh عزيز ( ۱۰۹و ۱۱۰ )
اگر دقيق و بی طرفانه نگاه کنيم خواهيم ديد که وجود آمريکا در هر جا باعث پيشرفت و رونق آن کشور شده است مثالش نيز ژاپن و کره جنوبی و حضور اقتصادی در مالزی و سنگاپور است .... شکست آمريکا در ويتنام در صحنه جنگ صورت نگرفت بلکه آنها از رسانه های گروهی خود شکست خوردند و همين ترک ويتنام بود که الآن اين کشور را در رديف فقيرترين کشورها قرارداد و اکنون نکبت همه جايش را گرفته است ...
ارقام دقيقش را بياد نمی آورم ولی هميشه واردات آمريکا از کشورهای در حال توسعه که با هم روابط تجاری و سياسی حسنه دارند سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار بیشتر از صادرات آمریکا به این کشورهاست و علاوه بر آن سرمایه گذاریهای هنگفتی که آمریکا در این کشورها انجام می دهد منابع درآمد و فرصت های شغلی قابل توجهی برای ملت این کشورها ایجاد می کند ...
اگر مطالعات دقیقی از اوضاع اقتصادی آمریکا داشته باشید متوجه خواهی شد که اقتصاد آنها بطور منحصر به فردی به میزان سلطه گریشان بر جهان وابسته است ویکی از دلایلش این است که دلارشان پشتوانه طلا ندارد .... بهمین دلیل راهی جز توسعه این سلطه گری ندارند تا از این طریق بتوانند کشورشان را ایمن و ایمن تر کنند و سرمایه داران خارجی با آسودگی خاطر بیشتری سرمایه های زیادتری را در بانکها و بازار بورس آمریکا سرازیر کنند .... امنیت داخلی آمریکا و پیشروی آنها در توسعه سلطه گری خود قبلا توسط اتحاد جماهیر شوروری مورد تهدید بود و پس از فروپاشی شوروری تروریسم اسلامی و عربی ظاهر شد ( یا بهتر بگویم ایجاد شد ) و امنیتشان را به خطر انداخته است .... خوب آنها به این نتیجه رسیده اند که ریشه کنی تروریسم با برقراری آزادی ( اجتماعی ـ اقتصادی‌ ـ سیاسی ) و دموکراسی در کشورهای خاور میانه ممکن است و براساس این استراتژی دارند حرکت می کنند ....
حالا کشوری در حال توسعه مانند کشور ما از این معادله ای که بوجود آمده چگونه می تواند استفاده کند تا ملتش به آسایش و رفاه و آزادی و دموکراسی مورد آرزو برسد مهم می باشد نه اینکه آمریکایی ها چه در کله دارند ... بنظرم متهم کردن آمریکا به دروغگویی و مشکوک کردن افکار عمومی به مقاصد پشت پرده آنها و خلق دشمنی با این غول اقتصادی ـ نظامی هیچ دردی از دردهایمان را دوا نخواهد کرد هیچ بلکه اوضاعمان را قوز بالا قوز خواهد نمود و اگر روزی آمریکاییها به کشورمان آمدند و خواستیم مانند ویتنام قهرمان بازی به خرج دهیم و پیرو احساس و عواطفمان با هر بهایی باشیم مطمئنا سرنوشتی غیر از سرنوشت ویتنام کنونی نخواهیم داشت ولی اگر مانند ملتهایی چون آلمان و ژاپن و کره جنوبی خردمندانه به این قدرت برتر احترام قائل شده و منافع و مصالحمان را در راستای منافع و مصالح آنها قرار دهیم مطمئنا زندگی مرفه و همراه با آسودگی و آزادی برای ملتمان به ارمغان خواهیم آورد....
در دنیای ما قانون جنگل حکمفرما نیست بلکه قانون عقل و منطق و مصالح و منافع مشترک حکمرانی می کند و اگر تابع این قانون باشیم سهم بیشتری از نصیبمان را بدست خواهیم آورد ( اگرچه امکان دارد همه نصیبمان را بدست نیاوریم ) و اگر تابع احساسات و شعارهای آتشین و پر زرق و برق همراه با نادیده گرفتن وقایع ( نه ایده آل ها ) باشیم و بخواهیم با آمریکایی ها شاخ به شاخ شویم مطمئنا سرنوشتی جز نابودی و خرابی و عقب ماندگی بیشتر در دنیای امروز نخواهیم داشت


ارنستو چه گوارا 20:45 @ Fri, 7 May 04

البته من هنوز نتوانسته ام تفاوتی بین حرفهای دوستان پيدا کنم ولی باز هم يک توضيح مينويسم:
سرمايه داری يک سيستم اصولآ بحران زده است . حالا چرا اين سيستم بحران زده تبديل به يک بالنده تمام عيار در صحنه بين المللی ميشود -دليلش اينست که کاپيتاليسم از روشهايی برای بالانس اقتصادی استفاده ميکند که اين روشها فی نفسه مارکسيستی است.
همه فکر ميکنند که ماليات برای هزينه های دولت است -در صورتی که ماليات برای بالانس اقتصادی بین حوزه های مختلف سرمایه داری مانند سرمایه داری بانکی- صنعتی و تجاری است . وقتی دولتی مانند سوئد و يا بعضی دولتهای اسکانديناوی ماليات ۵۰ درصدی ميگيرد اين ديگر اسمش زياد هم کاپيتاليسم نيست. اين اسمش کاپيتاليسم با بکارگيری روشهای مارکسيستی است. حالا اگر این دولت علاوه بر ایجاد تعادل بین حوزه های سرمایه داری مالیات ها روی رفاه عمومی سرمایه گذاری کند مثل بهداشت عمومی- آموزش و پرورش و .... بازهم از یک روش مارکسیستی و ضد سرمایه داری خالص بهره گرفته.در مورد ایالات متحده نیز مسئله امپریالیسم و سود های ناشی از ورود به مرحله امریالیسم مطرح است و علاوه بر آن در ایالات متحده دهها قانون ضد تراست و ضد کارتل برای جبران ماهیت بحرانی سرمایه داری و همچنین حفظ دولت مرکزی وجود دارد.

خلاصه کلام اينکه اگر خدا بيامرز کارل مارکس!! نظراتش را نميداد ( و ديگران هم نظرات او را نمی يافتند) سرمايه داری متلاشی شده بود آنهم در ۵۰ سال اول قرن بيستم.


آرمین گیله مرد 19:17 @ Fri, 7 May 04

سرمایه‌داری یعنی جنگ و نابودی محیط زيست


آرمین گیله مرد 19:15 @ Fri, 7 May 04

من مارکس را یک فیلسوف بزرگ و انسانی که برای برقرای عدالت اجتماعی سعی و کوشش در حد خود کرد میدانم و خیلی‌ها را هم فیلسوف بزرگی میدانم اما قرار نشده که با همه حرفهایش مو به مو موافق باشم و دوباره میگویم زمان شکر دادن گذشته و دوباره دارد نوبت تازیانه میشود. در آلمان این مزایا خیلی وقت داده نمیشود و هی، با توجه به اینکه سرمایه داران آلمان هم مثل بقیه اینقدر ثروتمند نبودند، زار زده میشود که نداریم و نمیتوانیم و اگر اسرار کنیم میرویم شرق ... بخاطر همین این روش تازیانه و شکر که توسط آدم های حریص که فقط بفکر سود مالی خود یا حفظ قدرت شخصی خود بودند طراحی شده و دادن عیدی و مزایا بخاطر انساندوستی نبوده و فقط از روی حرص و آز بوده و مثل پاداش دادن به یک حیوان و این ناآگاه نگه داشتند بشر هم بخاطر این حرص و آز هست که نادانان را راحت حکم روا هست و چپاولشان بسیار آسان


آرمین گیله مرد 19:08 @ Fri, 7 May 04

سلام ...
مهران جان ببخش شما نمیخواهید به من بگویید که تابحال از روش تازیانه و شکر چیزی نشنیده اید؟؟؟ این مزایا را وقتی میدهند که خیلی خیلی سود کنند و در ضمن نگاه کنید از وقتی که بلوک شرق و خطر کمونیسم و سوسیالیسم نیست این مزایا که برای حفظ ظاهر بود سال به سال کمتر میشود. از وقتی که کارگران کمتر در اعتراضات شرکت میکنند این مزایا کمتر میشود. برای گرفتن این مزایا اعتصابات و اعتراضات شد ... در ضمن خودتون هم میگویید- به امر کار خود تلاش بیشتری کنند - تلاش نه برای اینکه روزی روزگاری کارگران زندگی بهتری داشته باشند بلکه تلاش تا سرمایه سالاران سود بیشتر بزنند و اینکه امروزه دوباره به روش تازیانه برگشتند چه میگویید: اگر مزایا و عیدی و حقوق بیشتر بخاطر تورم میخواهید میرویم به کشورهایی که بخاطر نبودن و یا ضعیف بودن اتحاديه کارگری این مزایا داده نمیشود ... این مزایا مال دهه هفتاد و هشتاد بود از دهه نود شروع به تهدید تعطیل کارخانه و رفتن به شرق شروع شد...بخاطر همین گفتم خرص و آز و عوامفریبی و خودفریبی و ما هم مقصریم، مخصوصا وقتی این دروغ‌ها را باور کنیم: چاره دیگر نیست، همه بیکار میشویم. باید بسازیم. واقعیت همین هست که هست. تغییر غیر ممکن هست و ...


شبح 18:44 @ Fri, 7 May 04

دوستان عزيز!
لازم نيست مارکس خوانده باشيم تا بدانيم جوهره و ذات جداناشدنی نظام‌سرمايه‌داری حرص و آز است، تمام تئوريسين‌های نظامسرمايه‌داری از آدم اسميت که او را پدر اقتصاد سياسی می‌خوانند تا فريدمن و ديگران به اين موضوع معترف هستند. نفع شخصی ترجمان مودبانه‌ی حرص و آز است. حالا فقط جمله‌یی را که الان با تورقی سرسری در کتاب درباره‌ی مسئله‌ی يهود يافتم از مارکس نقل می‌کنم تا موضوع مشخص شود:
نيازعملی، يا خودپرستی، از اصول جامعه‌ی مدنی‌اند و به محض آن که دولت سياسی ازبطن جامعه‌ی مدنی به‌طور کامل زاده شود، چنين اصولی به شکل ناب خود ظاهر می‌شود. خداوندگار نياز عملی و نفع شخصی پول است.
کارل مارکس، درباره‌ی مسئله‌ی يهود گامی در نقد فلسفه‌ی حق هگل، ترجمه‌ی دکتر مرتضا محيط، ويراستارن: محسن حکيمی- حسن مرتضوی. ص 38


مهران محبوبی 13:55 @ Fri, 7 May 04

ارنستو چه گوارا ۱۱۲
بحث بسیار خوبی است ! کاشک ادامه پیدا می کرد! مارکس و انگلس در مورد این مسئله که سرمایه داری را حرص و آز نامیدن در کتاب های فقر فلسفه و آنتی دورینگ صراحتا برخورد کرده اند. کاشک در این نظر خواهی ها روی این مسائل بیشتر بحث شود تا این که کلی از شخصیت مارکس تعریف و تمجید شود بدون اینکه به کنه مارکسیسم و شناخت اش از سرمایه داری بپردازد! الان که در دنیای سرمایه داری کنزین و دیگر راه حل سرمایه دارانه مثل فرمول استفاده می شود که در هر موقع با برنامه ریزی دولتی در امر بقای سرمایه عمل می کند. مثلا جالب است که در حین بحران اقتصادی نرخ بهره ها سقوط هم می کند! این بدون کمک دولت از سرمایه مالی و بانک ها امکان پذیر نمی بود! این درک حرص و آز از سرمایه داری پیشینه اش به درک خرده بورژوانه کسانی مثل پرودن و دورینگ و در عالم حکومت ها به خمینی و هیتلر بر می گردد! جالب اینکه امروز دیگر این درک برای انسان امروز جایی برای ارعاب ندارد. زندگی روزمره و مبارزه هر روزه اش این درک را به کناری برده است! این درک تنها به مبلغین راستین کلیسا و مذاهب گوناگون تعلق دارد.


ارنستو چه گوارا 8:23 @ Fri, 7 May 04

در مورد بحث آرمين و مهران من ميخواستم موردی را ذکر کنم:
در جريان بحران اقتصادی ايالات متحده (فکر ميکنم دومین بحران قبل از جنگ دوم جهانی) نظريه ای از درون تفکرکاپيتاليستی شکل گرفت که که بازهم تا آنجا که بخاطر دارم متعلق به کنز است . کنز کاهش ساعت کار و ايجاد اوقات استراحت بيشتر را در دستور کار قرار داد چون به اين نتيجه رسيد که افزايش ساعت کار فرصت استفاده از محصولات توليدی را به طبقه کارگر نميدهد و اين موجب بحران اقتصادی ميشود.
بدین ترتیب کاپیتالیسم ایالات متحده با افزايش اوقات استراحت و ايجاد امکان برای خريد (بوسيله وام و قسط های طولانی مدت) توانست از بحران اقتصادي جان بدر برد چون طبقه کارگر و طبقات ميانی امکان استفاده از محصولاتی که توليد ميکردند ولی زمان و قدرت خرید کافی برای استفاده از آنرا نداشتند بدست آوردند.
بهرصورت حل اين مشکل توسط استنتاجی بورژوائی از تفکر مارکسيستی انجام گرفت.


مهران محبوبی 7:03 @ Fri, 7 May 04

آرمین گله مرد۱۰۸
پس کارخانه داری را که بنا بر اینکه کارگران اش خوب کار کنند به آنها عیدی و مزایای بسیار می دهد که راضی بوده و به امر کار خود تلاش بیشتری کنند را چه می نامید؟
این هم حرص و آز است؟!


firoozeh 23:20 @ Thu, 6 May 04

حضور نظامی امريکا در منطقه خليج فارس که طرح ان از سالها بیش ریخته شده بود با بایان یافتن قرارداد اتحادیه اروبا به اجرا گذاشته شد که مسلما اهداف بسیاری رو در دراز مدت دنبال میکند . در رابطه با حمله اختمالی امریکا هم که اختمالش بنظر من بعید است دوستمون ارنستو به عملیات بارتیزانی اشاره کرد که سازماندهی و هماهنگی میخواد وما متاسفانه فاقد انیم .................... دراین دنیایی که قانون جنگل حکمفرماست مردم و توده های اگاه با هشياری انقلابی ميتوانند به اين حرکتها ی استعماری جهت بدهند در رابطه با منافع خودشان .


firoozeh 22:34 @ Thu, 6 May 04

به A.S دوست عزيز گفتی که به نتايج مي انديشی نه به شيوه بدست امدن ان حضور نظامی امريکا در هر جای اين کره خاک هميشه با نکبت وکثافت همراه بوده نمونه اش را در ويتنام ديديم که با جه افتضاحی بيرون رفت. شما اينقدر از انسان دوستی وازاديخواهی ارتش امريکا گفتی که من اشکم درامد اين مردمان متمدن با بنبه سر ميبرند و انزجار اقای بوش از اين حرکت غير انسانی از ماهيت بليد ارتش متجاوز امريکا کم نميکند اينها اين اداهای نمايشی را برای جهان سومی محروم از همه جيز وفاقد اعتماد بنفس در مياورند تا جهر ه ای خدای گونه وناجی بيداکنند . جه دستاوردی دوست من ؟؟ نجات دهنده در گور خفته است.


آرمین گیله مرد 21:39 @ Thu, 6 May 04

جناب مهران این خرص و آز و عوامفریبی و خودفریبی ساختار این سیستم تاریخی بوده و خیال اشتباه که چاره دیگر نیست


آرمین گیله مرد 21:37 @ Thu, 6 May 04

سلام ...

ا اس (۹۵) متوجه میشوم اما اینها، انهم فقط اگر خطر برکناری رژیم ایران بدست مردم باشد دخالت مستقیم خواهند کرد و دیکتاتوری مثل پاکستان یا دمکراتی ظاهری مثل افغانستان (هردو جمهوری اسلامی) برپا خواهند کرد. وگرنه هیچ کوششی در فروپاشی رژیم نخواهند کرد و نمیخواهند فروپباشد اما خود را اماده فروپاشی میکنند


حمید 17:56 @ Thu, 6 May 04

شبح جان سلام ... عزیز بدتر از وضعیتی که برای آوارگان افغانی یش اومده وضعیت نا مشخص اون دسته از زنانی که با این آوارگان ازدواج کرده اند ... و وضعیت فرزندان اونها ... که معلوم نیست تابعیت کدوم کشور رو دارند ... این دردناکه ... اما اگر بر این باور باشیم که آوارگان افغان نباید از ایران بروند ؛ فکر نمی کنم زیاد صحیح باشه ... اونوقت دیگه ملیت و ملی گرایی و وطن و این قبیل مفاهیم دیگه معنی نداره ... مثل این می مونه که ما هم بگیم هموطنانی که از میهنمون به هر دلیلی دور هستند اگر شرایط برگشتشون ایجاد شد ؛ نباید برگردند ... اما اینکه در این وضعیت اغان ها رو با این وضعیت و به صورت فله ای به کشورشون بر گردونیم کار درستی نیست ...
متاسفانه افغانستان علاوه بر اینکه از نظر مادی کشوریست فقیر ؛ از نظر فرهنگی هم بسیار بسیار فقیره ... یه آماری که یونسکو چند سال یش منتشر کرده و اخیرا در ایران هم مورد استناد قرار گرفته اینه که مهاجرین افغانی نزدیک به ۷ درصد مردم ایران رو تشکیل می دن اما همین درصد نزدیک به ۱۳ درصد از جرایم جنایی ایران رو انجام میدن ... از این موضوع هم نمی شه به سادگی کذشت ... اینده باشی...


ارنستو چه گوارا 9:43 @ Thu, 6 May 04

بازهم از مهران و منوچهر از بابت توضیحاتشان متشکرم. من فکر میکنم جای این بحث خالی بود -اصولآ نیروی چپ در ایران باید نشان دهد در صورت حمله احتمالی آمریکا به ایران در جریان انقلاب و یا پس از شروع انقلاب اجازه نمیدهد آب خوش(البته نفت خوش) از گلوی نفت خوار آمریکا پائین برود . هدف من از دامن زدن به این بحث این بود که دوستانی که بدنبال تحریک آمریکا به حمله نظامی به ایران هستند این موضوع را صراحتآ بدانند.


مهران محبوبی 9:29 @ Thu, 6 May 04

ارنستو چه گوارا ۸۰

حزب کمونیست کارگری عراق صریحا از قبل از حمله امریکا به عراق وقوع چنین حمله ای را محکوم کرد و بعد از آنهم در صدر الویت ها اخراج نیرو های اشغال گر را موضع سیاسی اش بوده است ! ولی هیج وقت در عمل سیاسی عمل مبارزه مسلحانه را علیه نیرو های امریکایی ترویج نکرده است بلکه از اولین راه های پیش پای مردم گذاشتن از راه تلاش مدنی برای قوام گرفتن به نیروی مردم برای در درجه اول بقای اشان بوده است! اگر هم اسلحه استفاده کرده است برای دفاع از نیرو های خود و تامین امنیت محلات برای مردمی که به سر و کار زندگی خود از خانه ها بیرون می روند داشته است! اتحادیه بیکاران مردم عراق از اولین تشکلات دست ساخته این حزب بوده است! به هر بیکار ۱۰۰ دلار شعار و خواسته این اتحادیه در اوان بعد از حمله بوده است! جایی که شیرازه جامعه بکله از بین رفته غیر آن عمل کردن راه نیرو های تروریست از جمله اسلامی ها و ناسیونالیست ها و خود میلیتاریسم امریکا و متحدین اش است! سرباز امریکایی را در جامعه ای که شیرازه اش بکلی خراب نشده نمی شود تصور کرد که راست راست در خیابان هایش قدم بزنند و به مردم زور بگویند ! دنیای امروز این را نشان نمی دهد در عراق هم هستند بخاطر اینکه کل جامعه را از بین بردند! اگر کوچکترین سنگ بنایی مدنی در جامعه عراق روی هم می ماند که ما در ایران فراوان داریم امریکا جرات عره تیز نمی داشت و اسلام سیاسی و دیگر تروریست ها هم محلی از اعراب نمی داشتند! انقلاب عین مدنیت است! اشتباه نگیرید! یادم می آید وقتی امریکا به عراق حمله اول اش را در سال های ۱۹۹۱ میکرد حرف مردم سوئد این بود آن زیر مردمی در حال زندگی اند این چه وضع اش است! این حمله نمی توانست طول بکشد ضریب الوقوع بودن اش هم از این جهت بود . خود می دانستند حریف افکار عمومی مردم کشور های خود و جهان نخواهند بود! در مورد ایران این آسته آسته راه رفتن اشان همین است می دانند نه حمله ای در کار می تواند باشد نه حتی ضریب الوقوع بودنش را در چنان موقعیتی می توانند در سر خود حتی یک لحظه بگنجانند!


مهران محبوبی 9:11 @ Thu, 6 May 04

ارنستو چه گوارا ۸۲
امریکا و دول غرب سیاست دور نمایی بیشتر از ما از وقوع انقلاب ندارند و تا حداقل از این بابت مطمئن نشوند به ایران حمله نخواهند کرد و با سیاست های پراگماتیسمی اشان در مقابل جمهوری اسلامی و در جهت حمایت آن سیر خواهند کرد! و این که در حین انقلاب یا بعد از انقلاب دست به حمله زد چکار خواهیم کرد آن زمان فکر کنم دستمان بسیار باز باشد و دست امریکا بسته است حمله های کور خوهد کرد و به جایی نخواهد رسید! این جو دنیا ی امروز را که من می بینم دست به چنین کاری نخواهند زد اگر هم بزنند سریعا با شکست عقب نشینی می کنند! یک نمونه این شکنجه کردن زندانیان عراقی بوسیله افسران امریکایی را دیدید چه واکنشی در همه جهان پیدا کرد!
بهر حال ما چه کار خواهیم کرد من نظرم این است هر کاری کنیم اسلحه ما تفنگ نیست بلکه رسانه های گروهی و اعتراضات مردم بصورت کاملا مدنی آن است ! یک تیر بی مورد نباید شلیک شود ! بقول منصور حکمت جایی می گفت جاسوس ها آزادند بیایند از همه چی جاسوسی کنند من هم الان می گویم اشغال گران آزادند بیایند هر چی دلشان می خواهد اشغال کنند ببینمی به کجا می رسند! خود نفس اشغال از سوی امریکا ارتکاب جرم در جو امروزی جهان به هر کشوری محسوب می شود چه برسد به ایرانی که در حال سرنگون کردن حکومت اسلامی هم باشد که خواسته هر انسان شریف جهان است! جو ضد حکومت اسلامی را شما در جهان دست کم گرفتید ! کوچکترین بارقه های هجوم مردم به این نظام اسلامی موج حمایت های همه مردم جهان را بهمراه خواهد داشت! امریکا در چنین وضعیتی جرات حمله به خود نخواهد داد! همین الان هم در گفته های رفسنجانی امریکا را از این انقلاب قریب الوقوع می ترساند که هشدار می دهد که با رژیم اسلامی اش خوب تا کنند وگرنه هر دوی آنها زیر آوار انقلاب گرفتار می شوند!


مهران محبوبی 8:52 @ Thu, 6 May 04

آرمین گله مرد ۸۵
دوست عزیز سرمایه داری را حرص و آز نمی سازد ! سرمایه داری یک سیستم اقتصادی تاریخی است ! شاید با قهر نگه اش بدارند ولی با قهر ساخته نشده است ! حرص و آز هم ممکن است از فراورده های سرمایه داری باشد ولی با حرص و آز هم این سیستم اقتصادی تاریخی ساخته نشده است!


مهران محبوبی 8:47 @ Thu, 6 May 04

آرمین گله مرد ۸۴
با شما موافق ام ولی از حرف های من اشتباه برداشت کردی من دقیقا عین نظرات شما را دارم ! همه چی در عمل محک می خورد! دمت گرم !


شبح 7:56 @ Thu, 6 May 04

تنهای عزيز!(۹۸)
اگر تمام مردم کره‌ی زمين حرفی را تکرار کنند آن حرف حقانيت پيدا نمی‌کند. اخراج انسان‌هایی که در اين آب و خاک ريشه دوانده‌اند عملی غير انسانی است. بايد برای دفاع از حق آنان هر کاری از دستمان برمی‌آيد انجام دهيم.
با نتيجه‌گيری تو همموافق نيستم لااقل در اين وب‌لاگستان چنين تقسيم‌بندی بين زنان و مردان وجود ندارد. تعداد امضا‌ ها دارد از مرز ۴۰۰ می‌گذرد.
دوستان خود را تشويق کن اين تومار را امضا کنند.


تنها 4:33 @ Thu, 6 May 04

ببخشيد که يه مقداری بد نوشتم شبح جان.. منظورم اين بود که اکثر مردم موافق اخراج افغانی‌ها هستن!!..


تنها 4:28 @ Thu, 6 May 04

سلام شبح عزيز.. نميدونم اين کامنت منو ميخونين يانه.. ولی به هر حال.. اومد يه چيزی در مورد اون قضيه اخراج پناهنده‌های افغانی يه چيزی بگم.. من تو وبلاگم اين بحث راه انداختم.. بايد بگم که خيلی از دوستام با اخراج موافقن!!.. منم هرچی سعی ميکنم که نظرشونو عوض کنم تاثيری نداره.. حرفايی هم ميزنن که واقعآ بعضياش قابل تامله.. البته به اين نتيجه هم رسيدم که مردها اغلبشون مخالف اخراج هستن.. و زنها و دخترا تقريبآ همشون موافق!!.. کلآ به نظرم رسيد که اکثريت مردم موافق افغانی‌ها هستن.. ببخشيد که اينجا کامنت گذاشتم.. گفتم شاید يه موقع فکر کنين برای تبليغ وبلاگم اومدم اين حرفارو زدم.. واسه همین اینجا نوشتم.. به هر حال.. موفق باشين شبح عزيز....:))..


azadeh 4:01 @ Thu, 6 May 04

Inghadr sholoughesh nakon....hala mage amrica iha che shekanje ghroune vostai kardan???
chand nafaro bezour lokhot kardan bahahsoon aks gereftan, dagho derafsh ke beheshoon nazadan...hala man kare oonha ro taid nemikonam ,ama akhe ensaf ham khoob chizye..


A.S 21:59 @ Wed, 5 May 04

آرمين عزيز ( ۸۱ )
با پاراگراف اول شما تا حدودی موافقم ولی با نتيجه گيری که در پراگراف دوم کردی اختلاف نظر دارم و جزئيات نظرم را در دو کمنت زيرين بيان کرده ام


زمینی 21:58 @ Wed, 5 May 04

شبح بسيار عزيز !
بحث شما دوستان را مشتاقانه دنبال می کنم و ياد می گيرم. ضمن اين که فکر می کنم امريکا با ايران مثل افغانستان و عراق برخورد نخواهد کرد:۱- فعلا مواجب و منافعش برقرار است
۲- ملت ايران گرچه الان بعضی از آن ها چشم انتضار ناجی بزرگ برادر امريکا هستند اما اگر امريکا ايران را تصرف کند همگی اين بار را تحمل نمی کنند ... گرچه در حال حاضر به شکل غير مستقيم در زير بار امپرياليسم هستیم اما به طور عينی بعيد می دانم چنين شود.
با حرف ترانه و نسرین عزيز هم موافقم این که به منشور بپردازیم و روش های رسیدن به آن را بررسی کنیم.
با سپاس و درود به همه‌ي دوستان.


A.S 21:54 @ Wed, 5 May 04

golku عزیز ( ۶۹ )
نظر متفاوتی با شما دارم ... مهمترين خطری که آمريکايی ها و مصالح و ابهت آنها را تهديد می کند همين تروريسم جهانی است بخصوص نوع اسلامی و عربيش .... اگر بگوييم که تنها هدف آمريکايی ها مبارزه با تروريسم می باشد بسيار ساده لوحانه فکر کرديم چون اهداف نا گفته آنها در اصل حول محور توسعه سلطه گری و امپراطوری می چرخد و برافراشته کردن پرچم مبارزه با تروريسم چند هدف با يک تير نشانه رفتن می باشد ....
علم کردن اينکه آمريکايی ها فقط برای نفت آمده اند نيز منطقی بنظر نمی رسد چون آنها قبل از اشغال عراق نيز بر نفت منطقه مسلط بودند و علاوه بر اين مگر می خواهند نفت عراق را به جای خریدن بنوشند که اینگونه مطرح می شود ؟؟؟ .... در هر حال آنها از عراقیها نفت را با نرخ روز خواهند خرید و فکر نمی کنم فقط بخاطر نفت آمده باشند ( مگر در افغانستان نفت بود که لشگر کشی کردند )
در افغانستان جمهوری اسلامی بر اساس خواست مردم ( توسط نمایندگانشان در لوی جرگه ) برقرار شد و این عین دموکراسی بود ... اگر زنهایشان را هنوز به ادارات راه نمی دهند به خاطر تحجر فسیل شده مغزهای افغانیهاست نه نظر آمریکاییها .... آنطور که اطلاع دارم تلاشهای وسیعی برای افزایش سطح فکر و آگاهی مردم افغان برای رفع چنین معضلاتی در حال انجام است ... در مورد ملت محرومی همچون افغانها باید نفس چاق و صبر طولانی برای دیدن تغییر داشته باشیم .... چیزی که مطمئنا در آنجا دیگر بار رخ نخواهد داد حاکم شدن نظام مستبد و دیکتاتور می باشد و این خود نعمتی بس بزرگ بوده که در مقطع کنونی و بهای اندکی که افغانها بابتش پرداخت کردند دستاوردی قابل توجه است ....
شیعه ها در عراق اکثریت می باشند نه اقلیت و اگر از اخبار دقیق عراق اطلاع داشته باشید اتفاقا بر عکس مرتجعین شیعه به شدت در تگنا و محاصره قرار گرفته اند و بزودی از صحنه سیاست محو خواهند شد و به جای آنها به شیعه های روشن فکر و تحصیل کرده بها داده خواهد شد .... بر خلاف افغانستان به عراق خیلی خوش بینم چون از افراد نخبه قابل توجهی برخورددارند که سیاست آمریکا و انگلیس و وضعیت جهان را به خوبی درک می کنند و منابع اقتصادی قابل توجهی برای باز سازی و پیشرفت در اختیار دارند و بعلاوه اینها آمریکایی ها مصرانه در صدد کسب موفقیت در عراق هستند و این مسئله را بعنوان چالشی بزرگ با مخالفین خود می دانند ....
اما در مورد زد وبند با ایران که این طبیعت سیاست در مقاطع کوتاه و زودگذر می باشد و آن را بعید نمی دانم همچنانکه با خطر حمله به ایران نیز با شما موافقم .... ولی اینکه ما در حد تعیین تکلیف برای آمریکایی در مورد اینکه چه باید بکنند و چه نباید انجام دهند با شما موافق نیستم و بیشتر به نتایج می اندیشم تا به شیوه بدست آمدن آن نتایج ...


A.S 21:53 @ Wed, 5 May 04

آتش عزيز (۶۳ )
بر خلاف شما عقيده دارم با مسائلی که به سرنوشت يک ملت و کشور و شايد جهان ارتباط داشته باشد بايستی براساس آنچه که هست و بر روی صحنه در حال وقوع است برخورد کنيم و عکس العمل نشان دهيم نه بر اساس آنچه که بعنوان ايده آل قبول داريم و بايد باشد .... اينکه آمريکايی ها چه چيزی در سر دارند و چه هدفی دنبال می کنند را بايستی از خود آنها پرسيد نه اینکه جزئیاتش را خودمان حدس بزنیم و بر اساس این حدسیات با سرنوشت ملت ها بازی کنیم .... گرچه بطور کلی می توان حدس زد که آنها در پی توسعه امپراطوری خود می باشند اما اینکه آنها در پیاده کردن آزادی و دموکراسی دروغ می گویند را قبول ندارم بلکه برعکس عقیده دارم که مجبورند برای پیشبرد اهدافشان از این استراتژی استفاده کنند چون این تنها راه ریشه کن کردن رادیکالیسم و در نتیجه تروریسم بوده و بهترین ارمغانی است که می توانند برای راضی کردن و قانع کردن ملتهای منطقه به آنها تقدیم کنند تا با خیالی آسوده به اهدافشان برسند ( حالا جزئيات اين اهداف هرچه می خواهند باشند چون در سایه سیستم نظارتی حاکم بر جهان که بطور وسیعی در منطقه نیز پیاده خواهد شد مطمئنا زيان این اهداف برای ملتهای منطقه از زيان نظامهای مستبد حاکم بر آنها در طول تاریخ معاصر بیشتر نخواهد بود ) ....
بنظرم در برابر طوفانی که آمريکا برای رسيدن به اهدافش براه انداخته است عاقلانه ترین کار خم شدن است و بایستی به اين قدرت برتر احترام گذاشت و از آب گل آلودی که در مسيرش بوجود آمده ماهی آزادی و دموکراسی را صید کنیم نه اینکه بر اساس حدسیات و سیاست گذشته آنها ( که همیشه در حال تغییر است ) به نتایجی همچون قد علم کردن و پا از گلیم خود درازتر کردن برسیم چون بنظرم هیچ چیزی در دنیا شایسته این نمی باشد که جان خود را به خاطرش از دست دهیم و خود را از لذات زندگی ( حتی اگر نصیبمان از آن انتظارمان را برآورده نسازد ) محروم کنیم
آوردن مثالهای منفی از افغانستان و عراق بصورت یک جانبه نگری و برای اثبات گفته های خود را فعلا عجولانه می دانم چون هنوز بیش از دو سال از جنگ افغانستان و بیش از یک سال از جنگ عراق نمی گذرد ... با این حال موارد مثبت زیادی نسبت به گذشته در این دو کشور پدید آمده است و کوچکترین مثالش همین شکنجه چند زندانی عراقی توسط چند سرباز آمریکایی است که تصاویرش را خود آمریکایی ها پخش کردند و سخنگوی فرماندهی نیروی ائتلاف موقت در عراق ( آقای مارک کمیت ) رسما از مردم عراق معذرت خواهی کرد ( و قرار است جورج بوش امشب در موردش مخصوصا با مردم عراق صحبت کند ) و سربازان مذکور محاکمه گردند و به زندانیان آسیب دیده خسارت پرداخت شود .... خوب آیا این برخورد از یک ابر قدرت جهانی و اشغالگر در برابر سرنوشت زندانیان سیاسی زمان صدام که در گورهای دسته جمعی دفن می شدند و هیچ کس خبر نداشت یا کشتار شیمیایی مردم حلبچه گام مثبتی نیست ... حالا مقایسه کنید با کشورمان که تازه دیروز با کلی دعوا و مشاجره توانستند در مجلس قانون منع شنکنجه را مطرح کنند و تازه مانده تا پیاده کردنش ( که محال است ) را ببینیم .... و این همه جدای از شنکنجه هایی که بصورت مخفیانه در بقیه کشورهای منطقه نظیر سوریه و اردن و مصر و .... در حق زندانیان سیاسی صورت می گیرد .....البته اشتباه نشود چون خودم با هر نوع شنکنجه ای مخالفم چه آمریکایی ها انجام دهند چه غیر از آنها ولی واقعیتها را نباید نادیده گرفت


manochehr 21:17 @ Wed, 5 May 04

منظورم ارنستو جان بود و نه ترنستو.پوزش.


manochehr 21:16 @ Wed, 5 May 04

ترنستو جان ۸۹.
سکوت به هيچ وجه! از کی تا به حال ما با سکوت زندگی سياسي مان را گذرانده ایم که حالا روز دوم باشد.ما باید در این نوع حرکتها دخیل٫فعال و سازمانده باشیم.به نظر من حتی حزب در حرکات ضد جنگ کوتاهی هم کرد.ح.ک.ک. باید رهبر این جنبش عظیم توده ای میشد.این نقد به حزب هست.حزب باید این فرصتهای تاریخی را در یابد.در این مقاطع تاریخی است که مشخص میشود٫چه نیرویی چه میگوید؟ و چه نیرویی قدرت تغییر دنیا را دارد.این از ح.ک.ک. بر می آید.این حزب ژنتیکی اینکاره هست٫منتهی اگر این فرصتها را دریابد٫از اینجور موقعیتها هر روز به دست نمی دهد.متاسفانه ما استاد از دست دادن این موقعیتها هستیم و این یک ضعف است که باید برطرف شود.
در مورد عملیات پارتیزانی زیاد باهات موافق نیستم.نه اینکه بطور کلی آنرا رد کنم.اين بحث طولانی است که فعلن جاش اينجا نيست.


ارنستو چه گوارا 20:43 @ Wed, 5 May 04

منوچهر جان خوشحال شدم که مستقيم پاسخ گفتی .
پس از نظر منوچهر در پيش گرفتن سياست سکوت در مقابل حمله نظامی آمریکا درست نيست و بايد به اشکال مقاومت کرد - مقاومت ميتواند بصورت تشکل های کارگری بر عليه اشغالگران باشد و يا تظاهرات خيابانی و البته از نظر من حتی با عملیات پارتیزانی.
ولی مهران موضع گیری حزب کمونیست عراق را مثال آورد و تا آنجا که من ميدانم موضع حزب کمونيست عراق اين نبود و اکنون هم نيست .


روشن 20:15 @ Wed, 5 May 04

گزارش تصویری اختصاصی از سومین روز نمایشگاه کتاب ...


روشن 20:15 @ Wed, 5 May 04

گزارش تصویری اختصاصی از سومین روز نمایشگاه کتاب ...


manochehr 20:02 @ Wed, 5 May 04

ارنستو عزيز!
تو مثل اينکه داری مسائل را قاطی ميکنی؟ رفيق من.تو در کامنت ۷۲ بطور مشخص سئوالی کردی((((من از رفقای حکک ميخواهم نظر و موضع خود را پس از حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران مشخص کنند.آيا سکوت ميکنند؟ آيا سعی میکنند مقاومت در مقابل اشغال را شکل ميدهند ؟ و يا با آمريکائيها همکاری ميکنند؟)))) و من هم سر سئوال تو جوابی دادم٫در مورد حمله آمریکا به عراق موضع حزب خيلی روشن بود:ما در کنار مردم متمدن جهان عليه جنگ ايستاديم.اين جنگ عليه مردم بود٫خانه آنها و مدارس وبيمارستانها بود که بمباران شد٫ما مخالف تمامی اينها بوديم و هستيم.حال تو چه گونه به این نتيجه(کامنت ۸۲ تو:"پس من با اجازه دوستان نتیجه گیری میکنم حکک سیاست سکوت و استفاده از فضای جدید را در پیش خواهد گرفت؟")
رسيدی؟جل الخالق!


آرمین گیله مرد 19:52 @ Wed, 5 May 04

کارگران را از خواب بیدار کنیم و اگاه کنیم بجای اینکه بنامشان حکومت کنیم! کار برای همه ، مزد مناسب و شایسته برای همه و هرکی بگه غیر ممکن هست یا دروغ میگوید یا گول خورده هست!!!!! دنیا هرگز مثل امروز ثروتمند نبود و تقسیم عادلانه تنها راه چاره هست. حرص و حسادت و طمع و خودوالابینی را بکنار بگذاریم و با توجه به اینکه همه برابر نیستیم با همه یکسان رفتار کنیم. این فرضیه‌ها نیستند که مشکل ما هستند بلکه این حرص و حسادت و طمع و خودوالابینی و مال‌اندوزی هستند که باعث می‌شود همه فرضیه‌ها به بن‌بست برسند یا به کجراهه روند. انقلاب واقعی فقط در افکار و مغز و رفتار مان ممکن هست


آرمین گیله مرد 19:46 @ Wed, 5 May 04

به جناب مهران محبوبی:
چونکه کارگران هم مثل اکثر مردم شستشوی مغذی شده اند (سرمایه داری کار می آورد، اقتصاد بالای کشور رفاه می‌آورد و ... ) قرا نشد بگذاریم به این دروغها باور کنند تا بتوانیم آنها را بدنبال خود به اندازیم. اینکه فرضیه شما با فرضیه آنان فرق میکند از شما انسان و یا دولت بهتری نمیسازد بلکه این روش کار هست که چهره واقعی انسان را نشان میدهد! و شما میخواهید از روش عوامفریبی سرمایه داران استفاده کنید؟؟؟؟؟ گول خوردگان را در خواب خود بگذارید و بنام کارگران حکومت کنید؟؟؟ یا میخواهید عدالت اجتماعی برقرار شود تا کرگران و زحمتکشان مزد شایسته حقشان را بگیرند؟؟؟
این سرمایه داری هست که بیکاری تولید میکند تا کارگران با مزدی کم حاضر بکار باشند تا عده‌ای کم سود کلان بتوانند بزنند و بگویند وضع اقتصادی‌مان عالی هست پس همه خفه شوند و اعتراض نکنند!!!


ارنستو چه گوارا 19:41 @ Wed, 5 May 04

میبخشید که کامنت ها تکه تکه شد ولی همانطور که حکک از فضای ایجاد شده س از حمله نظامی استفاده خواهد کرد -آمریکا هم از فضای ایجاد شده در جریان انقلاب استفاده خواهد کرد.
البته بازهم میگویم که این سناریو ها فرضی است


ارنستو چه گوارا 19:37 @ Wed, 5 May 04

پس من با اجازه دوستان نتیجه گیری میکنم حکک سیاست سکوت و استفاده از فضای جدید را در پیش خواهد گرفت؟
امآ در مورد سئوال مهران میگویم -فرض کنیم که وقوع حمله نظامی قبل از انقلاب و البته از نظر من اگر انقلاب واقعآ شروع شود در جریان انقلاب انجام گیرد- آنوقت چه؟


آرمین گیله مرد 19:37 @ Wed, 5 May 04

سلام ...
به AS سیستم سرمایه داری آمریکایی به یک دشمن قوی نیاز دارد: شوروی سالها پیش از گورباچوف پوسیده بود و این اخبار دروغ سازمان سیا در قوی بودنش بهش چندین سال بخشید. همینکه شوروی فرو ریخت چندین یار دیرینه دولت آمریکا و غرب (میلوزوویچ، بن لادن، صدام و ...) ناگهان دشمن شدند!!! اقتصاد آمریکا و غرب نه فقط به نفت وابسته است بلکه به جنگ هم وابسته هست اما نه در مرزهای خود. بخاطر همین وقتی خود مثل اتحادیه اروپا یکی میشوند از تمامی تجزیه طلبها حمایت میکنند.
در ضمن در یک دنیای سرمایه‌سالاری که سود مالی مهمتر از جان ملیونها و رفاه ملیاردها انسان هست، چه دولتتهایی بهتر از دولتهای دیکتاتور و خودفروش و وطن‌فروش؟؟؟ و اگر هم اسرار کنیم یک دولت بظاهر دمکرات (افغانستان، پاکستان و .... ) سر کار خواهند آورد


ارنستو چه گوارا 19:31 @ Wed, 5 May 04

از توضيحات دوستان ممنونم خصوصآ از توضيحات مفصل منوچهر و البته از توضيح صريح مهران و توضيح فرهنگی ميلاد.
مهرا مثال از حزب کمونيست عراق مي آورد و منوچهر از نيروی جديد تشکل های خود جوش جهان ميگويد.
پس من با اجازه مطالب گفت شده را به زبان شيرين فارسی و لهجه شيرين تر لری ترجمه ميکنم.
موضع حزب کمونيست عراق در مقابل اشغال استفاده از فضای ايجاد شده بوده است برای فعاليت مجدد ولی موضع خاصی در قبال اشغال نگرفته است و در مقاومت مردم عراق در قبال اشغال هم بی طرف مانده است(اگر اشتباه است بگوييد).


مهران محبوبی 19:12 @ Wed, 5 May 04

ارنستو چه گوارا ۴۲

همت بر کنار زدن مونع اصلی سیاسی در هر مقطع زمانی حزب بسیار روشن بیان کرده است! الان الویت اصلی وجود جمهوری اسلامی است! الان ترس از انقلاب از سوی این دو تروریست جهانی که اسلام سیاسی و میلیتاریزم امریکا باشد به پشت هم خود را قایم می کنند!
کمی به موقعیت عراق نگاه کنی و مواضع حزب کمونیست عراق را بشناسی که چطور نیروی سوم که قدرت مردم علیه هر دو ی این تروریست ها باشد اتوماتیک وار جواب خود را می گیری که حزب کمونیست کارگر در یک احتمال چنین موقعیتی چه موضعی خواهد گرفت!
ولی تعجب این است که چطور وقتی امریکا و جمهوری اسلامی چنین روشن این انقلاب را می بینند و پشت هم قایم می شوند ار ترس آن امثال تو عزیز این انقلاب و نیروی سوم را که علیه هر دوی این دو تروریست است نمی بینی!؟ من این سوال ام از خود تو و کسانی که چنین سوالی می کنند است!


ميلاد 19:11 @ Wed, 5 May 04

نخست آنكه انگيزه گذاشتن چند خط نظر در اينجا تنها براى دانستن ست. با پوزش دوباره از استفاده نامتعارف از وبلاگتان. از همين روى انتونيو نگرى را نيز ذكر كردم كه خواندنش براى ايرانيانى كه به نظر دغدغه سياستى راديكال و ضد تبعيض دارند و بدينجا مى آيند مفيد.
اگر شما، مبارز آرژانتينى بر آنيد كه گرانيگاه سياست امروز در ايران حمله يا عدم حمله آمريكاييان ست، خوب پس اينگونه باد! شخصن فكر مى كنم كه پرداختن به آنچه در جامعه رخ مى دهد تنها راه مقابله با چنين حمله ايست. اگر ايرانيان بپذيرند كه انسانى كه كارش، بارش اينجاست، ساكن همين خيابان، عاشق دخترى يا پسرى در همين كوچه، چه افغان، چه كرد، چه مريخي، شهروند همين جاست، كاشانى ست، تبريزي ست ، تهرانى ست، پس ايرانى ست از هر تبارى. پس آنگاه، كه چنين شعورى نياز به كار و مبارزه دارد، شما مردمان را در ميدان هاي احترام به خود و حقوق خويش گرد آورده ايد، نه اروپا آنان را مى چاپد و نه دولت ايالات متحده بدانان همچون گله اى نادان براى فتح و استثمار مى نگرند. د
كارگر غيرقانونى مشكل كارگر نيست بلكه زاييده ضوابطى ست كه حقوق شهروندى فردى كه از اينجاست، كارگر همين كارگاه،است افغان يا عرب، كرد يا فارس، زن يا مرد، را به رسميت نمي شناسد. از خلال مبارزه براى اين حق همگاني ست كه شما كميته هاى كارخانه ، اداره و مدرسه و ارتش تان را شكل مى دهيد. مبارزه اى محدود و مشخص كه در صورت يورش نا متحمل آمريكا، مى توان از فرصت براى دگرگون كردن جامعه بهره برد و اين به باورم بهترين شكل مقاومت است. م


manochehr 17:26 @ Wed, 5 May 04

ارنستوی عزيزم.
اولن(همان اولا سابق)موضع ح.ک.ک. مشخص است.مگر چند بار باید ثابت شود که کره زمين دور خورشيد ميگردد٫موضع ح.ک.ک. خيلی شفاف است.تو ميتوانی به کوهی از ادبيات حزبی مراجعه کنی.دومن کدام حمله به ایران؟ آمریکا در عراق شکست خورد هم از نظر سياسی و هم از نظر نظامی.عراق فعلن برای آمریکا به باتلاقی تبدیل شده که درآمدن از آن برايش بسيار مشکل شده٫ همان سران قومی ٫همان ناسيوناليستها و همان شيعيان قداره بند که جزو سرمايه گذاری آمريکا در عراق بودند امروز تبديل به يک مسئله تقريبن لاعلاج شده اند. به همین دلیل آمریکا از باز کردن جبهه ای جدید-ایران٫یا جای دیگر- در نقطه ای دیگر شدیدن خودداری می کند٫ بخصوص که امروز دامنه این جنگ امروز به داخل آمریکا هم کشیده شده و به یک معضل جدی برای بوش تبدیل شده.من شخصن احتمال حمله آمریکا را به ایران و احیانن مکانی و کشوری دیگر را در حوالی درصدی حدود صفر می بینم. ارنی جان بحث این را هم شروع نکن که اگر آمریکاحمله کند٫ که این مثل طرح مسئله اگر زلزله آمد و عمه.....مسلمانان میشود. من شخصن فکر می کنم اگر قرار است پای ایران به یک درگیری نظامی کشیده شود٫این توسط اسراییل خواهد بود و نه مستقيم آمريکا .من احتمال اينرا ميدهم که اگر روند اوضاع حادتر شود٫هواپيماهای جنگنده اسراييل که درصد زيادی از آنها امروز در ترکيه مستقر هستند به بوشهر و نقاطی ديگر حمله کنند.اما به گشودن جبهه ای دیگر و شعله ور کردن آتشی ديگر در منطقه از نظر استراتژيک به نفع پنتاگون نيست.تا ديروز آمريکا با فلسطين مواجه بود و امروز عراق هم به آن اضافه شده٫ با باز کردن يک جبهه جديد یک معضل به معضلات قبلی اضافه خواهد شد که به نفع آمریکا و استراتژيستهای پنتاگون فعلن نیست. آمریکا امروز با یک معضل بودجه ای هم مواجه شده.قرار بود این جنگ کامپیوتری خیلی کوتاه مدت باشد و با چند کروز و موشکهای مدرن تمامن از ماهواره کنترل شود و تقریبن بدون در گیر کردن نیروی زمینی خاتمه پيدا کند٫ که۱- هم به اروپا وتمامی دنیا قدرت مانور ارتش آمريکا نشان داده شود-تا در آينده کسی در هیچ کجای دنیا جيک نزند- و ۲-هم سريعن مسئله فروش نفت عراق و راه اندازی پروژه های مختلف توسط کمپانيهای آمريکايی شروع شود. اين ۲ نکته(به نظر من) اساس قضيه جنگ و شروع آن بود اين قرار بود اساس سياست آمريکا بعد از جنگ سرد باشد که بوش پدر آنرا شروع کرد و پسر به آن ادامه داد. ولی اوضاع آنطور که استراتژیستهای پنتاگون فکر می کردند به پیش نرفت.اولن که اروپا يا حداقل بخشی از اروپا چموش بازی در آورد و در کنار آمريکا قرار نگرفت٫ دليل آنهم مشخص است٫ بعد از پايان جنگ سرد کارتها بايد دوباره بر می خردند و سياستها دوباره باز تعريف ميشدند٫امروز اروپا به يک طرف جدی معادلات جهانی و به يک قطب عظيم صنعتی تبدیل شده است و میخواهد در سیاستهای جهان به مقدار وزنش در صنعت وجهان رل بازی کند٫ دوران بله قربان گويی به آمريکا در زمان جنگ سرد به پايان رسيده و تقسيم جهان بايد دوباره باز تعريف شود٫ناتو و نقش او در اوصاع جهان هم همينطور٫ ناتو يک جبهه نظامی جنگ سردی در مقابل شوروی و اقمار بود٫حالا پس از پایان جنگ سرد ناتو بايد خود را دوباره باز تعريف کند برای همين اروپا آهسته آهسته دارد به يک ارتش اروپايی فکر می کند.دومن مسئله ديگری که پنتاگون آنرا از قلم انداخت ودر "دکترينهای" مختلف آنرا اصلن جدی نگرفت فاکتور توده ها بود٫توده هايی که جبهه جديدی را در خيابانها باز کردند و به اين سياست آمريکا "نــــــه" گفتند اين توده ها در مقياس ميليونی در تظاهراتهای مختلف در تمامی جهان صدای رسای بشريت قرن ۲۱ بودند٫که ميگفتند کشتار نه٫بمباران مدارس و بيمارستان ممنوع. اين فاکتور بسيار تعيين کننده بود٫ که هيچ تئوريسين "هارواد" رفته ای اصلن در تزهای خود ذکر نکرد.اينها اين را فراموش کرده اند که با رشد صنعت سطح شعور مردم وخواسته ها هم رشد می کند٫بشر امروز تمدن می خواهد٫شادی برای کودک و پير و جوان ميخواهد و نه کشتار٫اين جواب بشر متمدن در خيابانها به سياست آمريکا بود و اين فاکتور بسيار مهمی است٫ که پروفسورهای هارواردی آنرا از قلم انداختند. بهر حال امروز در جنگ تروريستها( يعنی جنگ تروريسم دولتی آمريکا عليه تروريسم اسلام سياسی) جبهه ديگری هم هست و آنهم جبهه توده های متمدن در خيابان است.که مطمعنن در بازگشايی جبهه های جديد جنگ در نقطه ای ديگر جلوی اين سياست خواهند ايستاد.
در ضمن برای مطالعه نظر ح.ک.ک. به سلسله نوشته های منصور حکمت پس از ۱۱ سمپتامبر مراجعه کن که جزو آثار تاريخی حکمت ميباشد.اگر خواستی لينکش را در اينجا می گذارم.


ارنستو چه گوارا 17:12 @ Wed, 5 May 04

من بالاخره نفهمیدم این یارو تیشه را برداشته و به ریشه کی میزند - اگر کسی فهمید به من هم بگوید.


ارنستو چه گوارا 17:09 @ Wed, 5 May 04

گلکوی عزيز اگر از من میپرسی بايد نژادپرستهايی مانند بابا محمد را هم به همراه ملا ها از ايران بيرون کرد (:


تيشه 16:02 @ Wed, 5 May 04

آخرين بيانيه ای که سازمان فدائيان خلق صادر کرد، يادتان می آيد؟ به خيلی هايتان برخورد که اين چه سازمان سياسی ای است که به اعضايش می گويد برويد درس بخوانيد! حالا بايد به خودتان نگاهی بياندازيد و یاد آن بیانیه را گرامی بدارید و بدانيد ۲۵ سال را چگونه از دست داده ايد! تنبل های بی سواد!


ارنستو چه گوارا 15:02 @ Wed, 5 May 04

من از رفقای حکک ميخواهم نظر و موضع خود را پس از حمله نظامی احتمالی آمریکا به ایران مشخص کنند.
آيا سکوت ميکنند؟ آيا سعی میکنند مقاومت در مقابل اشغال را شکل ميدهند ؟ و يا با آمريکائيها همکاری ميکنند؟


ناصر 14:56 @ Wed, 5 May 04

با سلام...براستی که حرفتان و پیامتان متین و صحیص است...اما من از کم کاری و بی تحرکی نه تنها مردم که نخبگان و اپوزوسیون این حکومت نگرانم که کار را به جایی برساند که مردم نگاهشان به آمریکا شود وشده...باور کنید حتی بسیاری با دیدن همه این مسائل آنچنان نسبت به جمهوری اسلامی شرطی شده اند که میگویند اینها (شکنجه ها و کشتار و ...)دروغ و بزرگنمایی حکومت است و عراقی ها و افغانها خودشان راضی هستند...همه کسانی که فرصتهای تاریخی را به هدر میدهند و تمامی مردمانی که به خود نمی آیند در ظلم گسترش این اندیشه مقصرند...موفق باشید


golku 12:37 @ Wed, 5 May 04

يک سخن هم با بابا محمد عزيز

دو ميليون پناهنده افغانی از کشورشان آواره شدند و آمدند به ايران پناه آوردند. هر کاری که بهشان داده شد کردند و سر بار نشدند. گمان نمی کنم اينجا مثل کشورهای اروپايی حقوق ماهانه به پناهندگان داده شود. از اين دو ميليون شايد چند نفری هم کار خلاف کردند. حالا اگر با دولت ايران همصدا بشويم و همه را از ايران بيندازيم بيرون آيا مسائل ما حل ميشود؟‌بيکاری ؟‌گرسنگی ..فقر..فحشا..اعتياد...افسردگی عمومی ..اعدام ۱۲۰۰۰۰نفر..زندان و شکنجه جوانان ...پرت کردن دانشچويان از طبقه سوم خوابگاهها...بستن مطبوعات..کشتن نويسندگان و حبرنگاران...
آن که صاحبخانه شده و دارد حق ما را ميخورد آيا واقعا افغانی ها هستند؟‌يا ملاها؟‌کدامشان را بايد از اين کشور بيرون کرد؟


golku 12:29 @ Wed, 5 May 04

ای. اس عزيز
قصد امريکا مقابله باتروريسم جهانی نيست. به دست آوردن منابع نفتی در اين منطقه است . امريکا بهتر از همه ميداند که تروريسم جهانی از وقتی شروع شد که دولت ايران سر کار آمد. اما يک هو سر و صدای ايران خوابيد و اسامه بن لادن آمد جلو. بعد مخالفين دولت ايران شدند تروريست. اينها همه در راه سازش با جمهوری اسلامی بود. حمله به عراق ربطی به تروريسم نداشت. شرکتهای نفتی امريکايی هستند که آنجا قرارداد ميبندند و از جيب مردم گرسنه عراق ميخورند.
در افغانستان که به يمن امريکا شد جمهوری اسلامی هنوز زنها در ادارات نمی توانند کار کنند. عراق شده جولانگاه مرتجعين شيعه. انگار که امريکا آمده که حقوق اقليت شيعه را بهشان بدهد. تاريخ امريکا پر است از اين حملات که با ژست های انسان دوستانه به کشورهای ديگر انجام داده است. اگر قصد امريکا مخالفت با تروريسم باشد بايد اول زد و بندهايش باايران را به هم بزند و هالی برتون را از ايران بکشد بيرون و مذاکرات پشت پرده را بگذارد کنار. مردم ایران خودشان میدانند چه بکنند.

در باره خطر حمله امريکا به ايران به نظر من اين يک خطر جدی است. مدلش هم حکومت عراق است. اول به صدام پول دادند و بادش کردند و بعد هم تحريم و بعد هم ريحتند و مملکت را گرفتند. ايران را هم هر چه بتوانند اروپا و امريکا با قراردادهای ميلياردی (‌مثل قرارداد ۲.۱ ميلياردی توتال) خواهند چاپيد. اين وسط برای راضی نگه داشتن ايران ممکن است دست به معامله های کثيف بر سر جان پناهندگان و مبارزان ايرانی بزنند. برای اينکه آحر سر اين پول است که حرف ميزند. وقتی هم موقعش رسید و دیگر سود کارساز نبود با یک حمله کار ايران را خواهند ساخت.
چاره اين است که قبل از همه اينها خودمان کاری کنيم تا سرنوشتمان مثل مردم عراق و افغانستان نشود.


nasrin 12:13 @ Wed, 5 May 04

آتش جان ! (۳۶)
بحث در مورد پيدا کردن نقاط مشترک به نتيجه نرسيد چون بعضی از دوستان در مواضع خود پافشاری می کردند و حاضر نبودند انعطاف نشان دهند .
بارها شبح عزيز مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت که مثلا چرا در فلان بند کلمه ای را اضافه کرده يا جا انداخته ٫ دوستان توجه نمی کردند که اين اصول قرار است با خواست های بسياری از افراد با گرايشات سياسی گوناگون همخوانی داشته باشد ونه فقط منطبق با خواست آنان باشد .
آتش جان ٫ آیا خود تو برای پيدا کردن نقاط مشترک در جهت اتحاد ٫ حاضری در مورد ایده آل ها و آرمان هایت انعطاف نشان دهی ؟


آورا 10:50 @ Wed, 5 May 04

شبح جان...ايرانيها اصولا عجله دارند...دوست دارند يک شبه معجزه يشه و همه چيز درست شه.اين هخلاق از کوچيک تا بزرگ و در همه مسايل هست........بايد صبر داشت.هم دل بود.و هدف را شناخت.


ارنستو چه گوارا 8:11 @ Wed, 5 May 04

برخلاف دوست گرامي ميلاد فکر ميکنم گرانيگاه تحولات سياسي در ايران موضع گيري در مورد حمله احتمالي ( و البته نه حمله حتمي) آمريکائيها به ايران است.
من باز هم تآکيد ميکنم حمله فرضي – ما بهر حال ميدانيم که کشورهاي شمالي ايران يعني آسياي ميانه رقابت سر سختي را براي نوکري آمريکائيها شروع کردهاند. کشورهاي شرقي و غربي ايران مانند افغانستان و عراق به اشغال در آده است – کشور ديگر شرقي پاکستان با وجود وابسته تمام عيار به سياستهاي ايالات متحده باز هم از طرف ايالات متحده براي تسليم کامل تر و بي قيد و شرط تر در فشار است . اين موضوع در مورد دولت سعودي و ساير کشور هاي عربي نيز وجود دارد-رژيم ايران نيز با توجه به ساخت و پاخت هاي پشت پرده و عيان در جريان حمله به همسايگان فعلآ در يک موقعيت گذرا است . همانطور که در کامنت قبلي گفتم قطب هاي مختلفي سياستهاي ايالات متحده را شکل ميدهد فعلآ قطب کم و بيش راسيست قدرت را در دست دارد و در نتيجه رژيم ايران در آسايش است ولي هر لحظه تحليل هاي تحليل گران ممکن است به ضرر ايران تمام شود و حمله به ايران در دستور کار قرار بگيرد.
همينجا ميگويم با شروع اين حمله خلاف نظر دوستان اشغالگران با مقاومت عجيبي روبرو خواهند شد و مسلمآ اين مقاومت از طرف ج.ا. شکل نخواهد گرفت و بسياري از بدنه جمهوري اسلامي را مانند دوست گرامي اي-اس ا ميتوانيم در اردوي آمريکائيها پيدا کنيم آتش نيز با پوزخندي تيرباران شدن افراد مقاومت را نگاه خواهد کرد- دوست گرامي مهرا ن بعنوان يک رفيق حکک ميگويد ما مسئول حماقت هاي هموطنان نيستيم که البته فکر ميکنم اين را در مورد ايرانياني که دلبسته حمله نظامي آمريکا به ايران هستند ميگويد.
بهرحال اين موضوع خلاف نظر دوستمان ميلاد در صورت وجود سناريو حمله نظامي به ايران بسيار پر اهميت است – هرچند من معتقدم آمريکا به کشوري که اروپايي ها به او جايزه طلح نوبل داده اند حمله نظامي نخواهد کرد.


بابا محمد 3:08 @ Wed, 5 May 04

سلام پسرم (:
افغانی، اففانيست ...
بنا بود اين برادران و خواهران محترم، مدت محدودی ميهمان ما باشند ... اما پس از چند سال،‌مشاهده ميشود که در بسياری از موارد، خود صاحبخانه شده اند ...
پس چه بهتر که مملکت عزيزمان را ترک گفته و راهی ديار خويش شوند ...؛


ميلاد 0:36 @ Wed, 5 May 04

‌با سپاس از گردانندگان اين تارنماى پر بار و بى شك پرزحمت و اميدوارم كه دومين دخالتم را ببخشاييد.
دو نكته :
گزيدن ميان آمريكا و وضع موجود مسئله امروز مردمان ايران نيست. مسئله دارندگان قدرت شايد اما نه مردم كوچه و خيابان، همانانى كه در ميانشان از هر رنگ و زبانى مى توان يافت.
مسئله امروز برپايي جنبشى جداسر از قدرت حاكم در ايران است. جنبشى كه در بزنگاه يورش غير محتمل ينگه دنيا مردمان ايرانى را به شورش فرابخواند، سربازان را به پشت كردن به جبهه ها. اين فرصتي خواهد بود باارزش. سياست راديكال هرگز مجرد و اتوپيست نيست. جنبشى كه هسته هايش را داشته باشد و توان سازمان بخشى به مردمان براى چشم انداز فردايي ديگر براى فرزندان ايران . آيا فكر نمى كنيد كه ارتش پروس در بخش هاى اشغالى امپراطوري روسيه، در جنگ جهانى اول، همان يا بدتر از همين را مي كرد؟ انتقاد ليبرال از كژرفتارى و وحشيگرى آمريكا نيازى به ايرانيانى كه در جهت سياستي راديكال ميكوشند ندارد. دوران راديكاليسم جنبش هاى آزاديبخش نيز به سر آمده است. دميدن روح در اين جسد اشتباهى ست بدفرجام. از ياد نبريم كه بعث عراق خود از دل چنين گفتارى بيرون آمد.د
شايسته نيست كه به احساسات ملي و عرق ميهنى كه بهره اش را هماره نفت كش هاى ترانزيت، با خود ميبرند دامن زد .
نكته دوم آنكه براى درك شايد بهتر جهان امروز، كه جهان امپرياليستى كلاسيك نيست، كتابى ست به نام Empire

Michel Hardt & Antonio Negri
جد از يك سرى ضعف هاى تئوريك كه جاى بحث ش اينجا نيست كتابى ست مورد بحث در بسيارى جاها، بويژه در گروه هاى چپ (بجز ايراني تباران خارج گود كه اينان دردشان چيز ديگريست) مي توانيد بخش هايي از آن را در اينتر نت با گوگل بيابيد.
پيروز باشيد.م


atash 23:06 @ Tue, 4 May 04

آ اس عزيز
جنگ با تروريسم از طرف بارور شدن در رحم بانی وپديد آورندگان جنگ ثبات وصلح در منطقه در بر نداشته ونخواهد داشت .

تا زمانی که اسلام سياسی دردنيا گلو آمريکا و متحدانش را نگرفته بود برای آنها ظلم و حقارت بر دیگر مردمان دنیا موجه بود وطبيعتا کاری هم به حقوق بشر در منطقه افغانستان وعراق وفردا ايران نداشتند . اينکه می گوئی حالا ديگر شيوه مبارزه وسیاست کلانشان بنا بر بافت سوق الجيشی وفرهنگ شکل می گيرد درست اما چيزی از اصل موضوع نمی کاهد.
آمريکا برای اهداف دراز مدت خود دست به سرمايه گذاری در منطقه زده است و حاضر هم نيست از آن دست بکشد حقوق بشر تا زمانی که اين اهداف را مورد تهديد جدی قرار ندهد حقوق بشر مدل آنان باقی می ماند. اما چیزی که تغییر نمی کند حقوق انسان است که نه منطقه می شناسد ونه اسلام واین هم وظیفه همه انسان دوستان است که به همین آزادی های نسبی وآبکی اشغالگر بسنده ورضایت ندهند .. مدسه برای پسر ودختر افغان در دهات افغانستان دایر شده ست و کودک روسری بسر روی زمین خاکی می نشيند و درس بابا فقط اب داد را می خواند و می داند هرگز به بابا نان داد نخواهد رسید.( اگر آبی تازه باشد )

اين روند اصلاحات همانطور که ما می دانيم در افغانستان جلوتر نخواهد رفت . اگر طالبان جهنم را نشان داد اينها همان جهنم را با شکل ماهرانه و کمی مدرن عوض خواهند کرد و هیچ تغييرات اساسی اقتصادی وسياسی جدی پديد نخواهند آورد . در عراق هم قرار است همان اهداف دنبال شود برنامه آمریکا برای ايجاد عراقی آزاد در همه زمينه ها همانند افغانستان خواهد بود . پيشرفت وتوسعه اگر هم به چشم آيد منافع مردم را دنبال نمی کند . فردا در ايران هم اگر مردم در همان اوائل تحولات از آزادی های کمی برخوردارشوند روند پیشرفت را هرگز نخواهند دید زیرا سهم ما از آزادی همین بوده است که آمریکا و متحدانش تعریف کرده اند. فرهنگ و آداب رسوم بهانه خوبی برای سرکوب می شود.

آ اس عزيز
من راه آمريکا را انتخاب نخواهم کرد يک کشور نبايد برای نجات ديگر کشور خیل لشکر گسیل کند آن هم از قاره دیگر . مگر آنکه برای خود اهداف پر منفعت در سر پرورانده باشد .. مردم عراق وافغانستان وفردا ایران با کمک همه کشورها ۰ (مجامع بین الملل ) میتوانند با دخالت مستقيم و شرکت خود سرنوشت خود را بدست بگیرند زیرا مصالح ومنافع آنان مشترک است ودرد همدیگر را می فهمند .. آنگاه می توان اميدی به تغييرات بنيادی داشت دوست ندارم منفی فکر کنم اما آنچه اعيان است چه حاجت ..!!!!!


A.S 21:42 @ Tue, 4 May 04

شبح عزیز (32 )
بنظرم آنچه که در عراق می گذرد آمریکایی کردن منطقه به شیوه هیچکدام از احزاب داخلی شان نمی باشد ... آنها طرحی در سطح سیاست کلانشان و بر اساس بافت فرهنگی منطقه در دست اجرا دارند و اگر هر حزبی به شیوه خودش و با در صد اشتباه مربوط به آن بخواهد آن طرح را به پیش ببرد نشانه ناکارآمد بودن طرح نمی باشد .... در جنگ انتخاباتی داخل آمریکا اگر شیوه جمهوری خواهان در اجرای آن طرح مورد انتقاد قرار می گیرد برای برچیده شدن بساط طرح نمی باشد بلکه به هدف سرنگونی جمهوری خواهان در انتخابات است
در مورد گذشتن از شنکنجه احتمالا منظورم را بدرستی نرسانده باشم .... با شما موافقم که باید " در مقابل شکنجه شدن انسان‌ها زبان اعتراض خود را هميشه گشاده داشته باشيم " ولی واژگون کردن واقعیت ها و نشان دادن تصویر نادرستی از آنچه که در عراق و افغانستان می گذرد و آن را به حساب وحشی گیری کل آمریکایی ها گذاشتن ، را قبول ندارم
آتش عزیز ( 36 )
قبول دارم که ممکن است راه حل های بیشتری وجود داشته و به عقلم نرسیده باشند ولی بنظرم همه آنها خارج از محدوده عام این دو راه نخواهند بود .... با این حال اگر قرار باشد شما در میان این دو راه یکی را انتخاب کنید کدامشان خواهد بود ؟؟؟ فکر نکنم در انتخاب اختلاف نظر داشته باشیم


A.S 21:41 @ Tue, 4 May 04

ابتدا بقيه نظرم را می نويسم سپس به پاسخ شبح عزیز ( ۳۲ ) و آتش گرامی (۳۶ ) می پردازم .....
آمریکایی ها پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروری سابق خود را یکه تاز صحنه جهانی دیدند و با گزینه های متعددی برای حفظ و توسعه سلطه و امپراطوری خود ( البته در حیطه ارزش های انسانی و اقتصادی که خود به آن ایمان دارند و کشورشان را بر مبنایش اداره می کنند ) مواجه شدند .... بهترین گزینه برای رسیدن به هدف را در برافراشته کردن پرچم مبارزه با تروریسم جهانی دیدند ( این موضوع آنچنان که اکنون از منابع گوناگون درز می کند ، حتی قبل از حوادث 11 سپتامبر توسط طراحان سیاست کلان آمریکا مطرح بود و حوادث ۱۱ سپتامبر نقطه عطف و آشکار اجرای بی چون و چرای طرح مذکور شد ) ... برای مبارزه با تروریسم خطرناکی که به حقیقت جهان را تهدید می کند بهترین راه را در خشکاندن ریشه آن ( یعنی رادیکالیسم مذهبی و ایدئولوژیک ) در کشورهای خاور میانه ( بخصوص کشورهای عربی ) یافتند و استراتژی مناسب برای موفقیت این طرح را پیاده کردن آزادی و دموکراسی در این کشورها دانستند ( حتی اگر مجبور به وارد شدن در جنگ نظامی شوند ) ....
آنچنان که اعلام می گردد عراق هدفی مناسب برای خلق نظامی آزاد ( از نظر اجتماعی ، سیاسی ، و اقتصادی ) و دموکرات ، که حق تمام اقلیت ها و قومیت ها در آن حفظ شوند ، می باشد بطوریکه نمونه ای برای اقتدای ملت های منطقه به حساب آيد و بعنوان محرک و اهرمی کارساز جهت اعمال فشار بر نظامهای دیکتاتور و مستبد حاکم بر آنها ( در جهت هموار کردن راه برای رسیدن به هدف نهایی ) بکار رود .... مطمئنا این استراتژی به مزاج هیچکدام از سردمداران استبداد در منطقه خوش نیامد و حمله وسیعی ( همراه با سرمایه گذاریهای کلان ) جهت در نطفه خفه کردن این طرح بصورت علنی و غیر علنی و همچنین دخالتهای مستقیم و غیر مستقیم ( در عراق و افغانستان ) آغاز شد و تمام نگاه ها جهت پیدا کردن عیوب و اشتباهات آمریکایی ها در این دو کشور فوکوس گردید و با بزرگ نمایی بی رحمانه و غیر منصفانه این اشتباهات و عیب ها ( که در برابر دستاوردهای قابل توجه فعلی و بعدی برای ملت های منطقه ناچیز هستند ) سعی در مشکوک کردن مقاصد و اهداف آمریکایی ها در برابر جهانیان بخصوص ملت های منطقه می شود ....
اینکه گفته می شود در عراق و افغانستان هیچ دستاورد مثبتی حاصل نشده است بنظرم سخن ساده لوحانه ای می باشد ... ممکن است آنچه که انتظار می رفت در زمان کوتاهی که گذشت ظاهر نشده باشد ( و بهتر بگویم در اجرایش چوب لای چرخ آمریکایی ها گذاشته شد و می شود ) ولی مطمئنا خروج ملتهایی همچون ملت عراق و افغانستان از کابوسهای خفه کننده ای همچون طالبان و صدام را نمی توان نادیده گرفت و اگر واقع بین و منصف باشیم قبول خواهیم کرد که دگردیسی و سازگاری ملتهای افغانی و عراقی ( که بافت قبیله ای و قومی دارند و بیش از 35 سال در زیر شلاق دیکتاتوری و استبداد قرار داشتند و هویت و حقوق انسانی خود را تقریبا فراموش کرده اند ) با آزادیها و دموکراسی های استاندارد انسانی ، وقت و صبر بیشتری می طلبد
بنظرم جمله " بدترين و قرون‌ وسطایی‌ترين شکنجه‌هایی را که می‌توان متصور بود و زبان از بيان‌اش شرم دارد بر اين مردم اشغال شده و بی‌پناه اعمال می‌کنند " خیلی اغراق آمیز و غیر عادلانه است و آنطور که از منابع گوناگون به گوش می رسد رفتار سربازان آمریکایی با مردم عراق ( بطور عام ) بسیار مؤدبانه و متمدنانه بوده و آنطور که گزارش می شود همه سربازان آمریکایی برای ارائه رفتار مناسب با فرهنگ مردم عراق کلاس های آموزشی را پشت سر نهاده اند و با دقت آن را اجرا می کنند .... زائرانی که به عراق رفته اند و برخورد مستقیمی با این سربازها داشته اند همگی بر این گفته صحت گذاشته اند
با جمله " آمريکا و ساير شرکای‌اش فقط به منافع خود می‌انديشند " کاملا موافقم و در این دنیا کیست که به منافع و مصالح خود نمی اندیشد .... اما مطلب آنجاست که ما در برابر این واقعیت چگونه باید رفتار کنیم و از چه راهی می توانیم موفقیت تامین مصالح و منافع خود را بدست آوریم ؟؟؟؟ .... در این جهانی که برتری علمی _اقتصادی _نظامی حرف اول را می زند ما در کجا قرار گرفته ایم و تا چه اندازه ای حق و مصلحت داریم و می توانیم آنها را بدست آوریم ؟؟؟
با سر دادن شعارهای زیبا و دلبرانه و همچنین به تمسخر گرفتن عیب های مقطعی و زودگذر آمریکایی ها چیزی بدست نخواهد آمد ... دلخوش کردن به دست آوردهای اجدادمان نیز سر به زیر برف بردن است ... پس باید چکار کنیم ؟؟؟ مایی که به قدمت تاریخ معاصر جز ذلت و خواری از طرف سردمدارانمان چیزی را درو نکرده ایم ، در جهانی که به دهکده کوچکی تبدیل شده و همه جهانیان شهروند آن می باشند باید چه راهی را انتخاب کنیم ؟؟؟
جواب دادن به این سؤالها را بعهده دوستان می گذارم


مهران محبوبی 21:19 @ Tue, 4 May 04

شبح ۴۴
دست آورد هایی که مردم غرب به آن دست یافتندمتعلق به همه بشریت امروزی در هر کجای دنیا است! حکومت های غربی هم مدام سعی در مقابله با آن دارند! کارگر در هر کجای دنیا باشد این را می فهمد! به قطعنامه کارگران که در اول ماه مه امسال در سالن بانک سپه جاده قدیم صادرشد رجوعتان می دهم! این حکمت کارگران کمونیست است و این حکمت جنبشی است که منصور حکمت شناختش و حزب اش را برایش تاسیس کرد! سوسیالیسم ما مدینه فاضله یا انقلاب مهدی به هیچ کس امید نمی دهد! ولی می گوید که موانع چه ها است و سعی در برداشتن آنها را دارد و مدام نشان می دهد که چه مرزهایی را با برداشتن این موانع کارگران و مردم فتح می کنند! قدم به قدم همه را به آنها نشان می دهیم صبر هم نمی کنیم که تک تک مردم را قانع کنیم ! صراحتا می گوییم که ما نماینده حماقت های توده ها نیستیم ما نماینده خلاقیت ها و مبارزه آنها در مقابل نیرو هایی که علیه زندگی آنها عمل می کنند هستیم! و هر موقع چنین امکانی پیش آید قدم به قدم این موانع را از سر راه خود و توده ها بر می داریم و در عمل راه یک دنیای بهتر را نشان اشان می دهیم! الگو یی که موانع ایجاد کند کناری می زنیم! سوسیال دمکراسی و احزاب جمهوی خواه و دمکرات امریکا و حزب کار انگلیس را شما با دستاورد های جوامع غربی یکی می گیرید این دیلمایی است که خودتان باید حل اش کنید کارگر بنا بر مبارزه هر روزه اش این ها دست و پا گیر ش نیست !


شبح 20:01 @ Tue, 4 May 04

رسوای عزيز!(۵۰)
مردم عراق آمريکا را انتخاب نکردند. آمريکا عراق را انتخاب کرد به دليل مسايلی که هيچ ربطی به دموکراسی ندارد.
مردم عراق و مردم ايران و مردم آمريکا و مردم سراسر جهان بايد خودشان انتخاب کنند و اختيار داشته باشند بايد اختيار را به انسان بازگرداند انسان‌های منفعل که حاضرند بنشينند سرباز انگليسی و آمريکایی برسرشان ادرار کند روی دموکراسي و تمدن و پيشرفت و رفاه سعادت را نخواهند ديد.
اطلاعات خوبی که بهارمست عزيز(۴۹) و ارنستوی عزيز (۵۳) دادند خود گواه اين مسئله است.
ضمنا دوست دوست ما نيز الزاما دوست ما نيست.
اين‌ها روابط اسکولاستيکی است بايد ديالکتيکی به پديده‌ها نگاه کرد.


شبح 19:53 @ Tue, 4 May 04

قهوه‌ی تلخ عزيز!(۵۶)
آيا اين نوع نگاه نژادپرستانه نيست؟
عرب ها مانند ساير ملل جهان سهم بزرگی در تاريخ تفکر بشريت دارند.
همين اعراب روزی بر بخش وسيعی از جهان متمدن حکومت می‌کردنند و دانشمندان بسيار برجسته‌ی در قلمروی حکومت آنان پرورش يافتند.
انسان‌ها به طور فردی ممکن است از ضريب هوشی مختلفي برخوردار باشند اما هرگز بهطورجمعی هيچ قومی بر قوم ديگر و هيچ گروهی از مردم بر گروه ديگر ارجحيت ندارند.


Bitter Coffee 19:14 @ Tue, 4 May 04

عربها هر چی ميکشن از جهلشونه ... اميدوارم بعد از اين همه سال بار دين عرب رو به دوش کشيدن ، جهلشون به ما سرايت نکرده باشه ...


ترانه 17:41 @ Tue, 4 May 04

شبح بسیار عزیز47
بنظر من وبلوگ، حزب، انجمن و... ابزار/ ظرف/وسیله است هدف نیست قرار است از این ظروف استفاده شود تا اهدافی پیش برود. من و تو با درکمان از انسان و کمونیست نمی توانیم در حصار وسیله خود را محدود کنیم با این گفته : این جا وبلاگ است...
من می دانم این جا حزب نیست و قصد هم ندارد باشد. اما نوشته من صرفن(صرفا) نگاه جدی به صورت مسـأله ُبرقراری شیوه ی زندگی مدرن مبتنی بر آزادی و برابری استُ. شبح جان متــــــــــــــــاســــــــــــــفانـــــــــــه من خودم هم فعلن عضو حزبی نیستم منهم ایراد ها و انتقادهایی به حزبی دارم که می توانست همه مارا در همان ظرف متشکل کند اما می دانم و حس می کنم دست گذاشتن روی دست هم حلال این مسایل نیست چندی پیش با ارنستوی عزیز صحبت کوتاهی داشتیم هردویمان توافق نظر داشتیم که تو انسان با مطالعه و صاحب نظری هستی. من فکر می کنم باید با کمک هم (همه ما که دلمان واقعن درد می کشد از این همه خفت برای موجودی بنامُ انسانُ) سطح انتظار و خواسته مان را هم با تلاشمان هماهنگ کنیم راهی پیدا کنیم ! باید راه های رسیدن به خواستمان را بررسی کنیم!!


ارنستو چه گوارا 16:42 @ Tue, 4 May 04

با سلام خدمت شبح عزیز
دوست گرامی بهارمست در مورد خشخاش در افغانستان گفت و من با اجازه ادامه میدهم :
کشت خشخاش بعد از ورود آمریکایی ها به افغانستان طبق آمار رسمی ۲ برابر و طبق آمار غیر رسمی سه برابرشده است.
جالب اینجاست که حدود ۹۰ در صد مواد مخدر دنیا از ایران ترانزیت میشود(بخشی بصورت قاچاق و بخشی با هماهنگی دولت و یا دولتهای مرکزی) و این موضوع یکی از مهمترین دلایل تثبیت رژیم مافیایی در ایران است.
ترانزیت ۹۰ درصد مواد مخدر دنیا پولهای کلانی را در ایران جابجا میکند که ایران را بعنوان یکی از بزرگترین پول شوی ها در دنیا مطرح کرده است.
مافیای مواد مخدر که یکی از قدرتهای تعیین کننده در مناسبات سیاسی است از آسیای جنوب شرقی شروع میشود و در ایالات متحده ختم میشود.
ترانزیت نود درصدی مواد مخدر جهان بدون هماهنگی قدرت مرکزی ( رژیم جمهوری اسلامی و قبل از آن حکومت پهلوی) امکان پذیر نیست. یکی از مهم ترین عوامل تورم در ایران همین پول های ناشی از ترانزیت است که نه در در آمدهای دولت ثبت میشود و نه در درآمد قاچاقچیان.پول ها اکثرآ در ایران و یا در دوبی سرمایه گزاری میشود.
من میخواستم تابو یی را در اینجا مطرح کنم که از دید من بسیار مهم است . آنهم اینست که تمامی دوستان آمریکا را بعنوان یک سیاست کاملآ همگن و یونیفرم مورد آنالیز قرار میدهند . در صورتی که ایالات متحده از قطب های مختلف قدرت تشکیل شده (مثلآ مافیای مواد مخدر جهان یکی از آنهاست) و ضرورتآ نیازمندی های قطب های مختلف قدرت در ایالات متحده هماهنگ نیست. این ویژگی برگشتی ناشی از گذار از مرحله امپریالیستی به مرحله گلوبالیستی است.
نتیجه اینکه بکار بردن آمریکا در آنالیزهای سیاسی نوعی سو برداشت ایجاد میکند.
بهرحال بر آیند تمام این کنش ها و واکنش های قطب های سیاسی در آمریکا را میبایست آمریکا نامید و نه فقط قطبی که پنتاگون و کاخ سفید را در اختیار دارد.
بهر صورت امید بستن به هریک از این قطب ها هزینه های فراوانی برای ایرانیان در بر دارد که پرداخت این هزینه ها از طرف همسایگان ایران یعنی افغانستان و عراق شروع شده است. میخواستم بگویم که با وجود نمونه های افغانستان و عراق ضریب هوشی ملت ما خیلی باید افت کرده باشد که بازهم دل به این غول بی شاخ و دم ببندد.


هانریت وار عاشق 15:41 @ Tue, 4 May 04

ببخشید میلتون مشکلی پیدا کرده؟


Rosva 14:49 @ Tue, 4 May 04

Shbahe gerami
A)Chon khode man Yahoodiye Esraiili (va afsar)hastam dar bareye "jenayate Esrail" ba shoma movafegh nistam ,vali in bahs jaye khod darad
B)Dar arze yeki do sali ke Afghanestan dar "eshghale" Amrica bude ghadamhaye bozorgi dar rahe democracy bardashte,va vaz'e mardome anja az zamin ta aseman ba sabegh fargh karde.Vali nemitunid entezar dashte bashid ke dar arze yek sal yek jameeye aghab oftade mesle Afghanestan be yek behesht tabdil beshe
C)Hanuz javabe mano nadadid:Agar entekhab beine Saddam ya eshghale Amricaii dar Aragh bashe,shoma kodam ro tarjih midid?Agar baraye sarnegun kardane dictatori mesle Saddam ehtiaj be jang (ba tamamiye khesarati ke dare )dar rahe azad kardane in sarzamin bashe aya in arzesh ro nadare|?Khesaratei ke emruz dar Aragh be bar miad natijeye aamale kasanist ke mikhan az azad shodane yek jame'e jelogiri konand ta baz ham gholdori mesle Saddam ro be sare kar biarand va unja ro be yek keshvare Eslamiye aghab monde tabdil konand
D)Doshmane doshmane shoma dousteteun nist vali douste doust hatman doust hast.Shoare "Marg ba Amrica" dadan davaye hich dardi nist


baharmast 14:38 @ Tue, 4 May 04

من اين مطلب را در دو پست قبلي گذاشته بودم چون به بحث اين پست شبح عزيزهم مربوط ميشود انرا دوباره ميگذارم

با وجود اينكه دو سال و نیم از سقوط طالبان در افغانستان ميگذرد كشت خشخاش در اين كشوربه شدت افزايش يافته و حكومت امريكا كه براي فرستادن موشكهاي كروزو تام هاوك ده ها و صد ها ميليونها دلار خرج ميكند يك دلار هم براي مبارزه با مواد مخدر خرج نكرده است تا بلکه كشت جايگزين در افغانستان سريعتر انجام شود ... دولتهای امریکا و پاکستان و عربستان سعودی و روسيه و ایران از جمله عوامل شعله ور نگه داشتن جنگ داخلی افغانستان بودند و با ارسال سلاح و دلارهای نفتی به گروه های مافيايی همفکر خود در افغانستان تنور جنگ را گرم نگه ميداشتند اکنون اين دولتها وقتی صحبت از بازسازی افغانستان و هزينه كردن براي بازسازي ميشود به يکديگر تعارف ميکنند که "اول شما بفرماييد ... شما بزرگتر هستيد!"


شبح 13:35 @ Tue, 4 May 04

رسوای گرامی!(۴۳)
اول اين که دشمن دشمن ما دوست ما نيست. دوم اين که بن‌لادن و صدام دست‌پخت همين حظراتی است که امروز به نام آزادی عراق و افغانستان اين کشورها را اشغال کرده اند.سوم اين که شکنجه‌ها و جنايات سربازان آمريکایی و انگليسی و جنايات اسرائيلی‌ها چيزی نيست که بشود از آن به‌ساده‌گی گذشت. چهارم اين که من می‌گوييم جناب آمريکا و روسوای هوادار آمريکا دعوای نداريم مگر افغانستان را اشغال نکرديد پس چرا شرايطی به‌وجود نمياورديد که افغان‌های آواره گروه گروه به سرزمين خود بازگردند؟ آن بهشتی که وعده می‌دايد کو؟ چرا حاضرهستيد موشک‌های چند ميليون دلاری برسر مردم بريزيد اما حاضر نيستيد برای‌شان بيمارستان و مدرسه و سر پناه و کارخانه درست کنيد؟ دروغ می‌گوييد و داريد فريب‌مان می‌دهيد. شما اين دنيای وارونه را ساخته‌ايد. به مردم خودمان هم می‌گوييم اگر می‌خواهيد در رفاه و در جامعه‌یی مدرن زنده‌گی کنيد چشم‌تان به دست آمريکا و اروپا نباشد اين‌ها در نهايت جز برده‌گی شما را نمی‌خواهند اگر متحد باشيد و بدانيد چه می‌خواهيد و در راه‌اش مبارزه کنيد بیشک می‌توانيد سهم خود را از خوش‌بختی بگيريد در غير اين صورت همين آش و است و همين کاسه.


شبح 13:13 @ Tue, 4 May 04

ترانه‌ی نازنين!(42)
اول از اين که غلط تايپی مرا اصلاح کردی متشکرم. وقت نکرده بودم بعد از نوشتن اين متن آن‌ را يک‌بار بخوانم.
راست‌اش متوجه‌ی منظور تو نشدم. اين‌جا وبلاگ است. تشکيلات يا حزب نيست. قصد هم ندارد باشد. يکبار ديگر جمله را با هم بخوانيم.
" ٬برقراری شيوه‌ی زنده‌گی مدرن مبتنی بر آزادی و برابری يگانه راه پيش‌روی ماست. بشناسيم‌اش بر آن پابفشاريم و در راه برقراری‌اش آماده‌ی فداکاری باشيم." خب در اين جمله چند نکته گفته شده است. اول در مورد دنيای مورد علاقه‌ی نويسنده که مدرن است و سنتی نيست و دوم آزاد است و ديکتاتوری نيست و سوم برابری‌طلب است و سرمايه‌داری نيست تاکيد شده است.(البته مسلما برابری گفته شده می‌تواند در چارچوب سرمايه‌داری معنای ديگری داشته باشد.) بعد سه پارامتر را طرح کرده است. انديشيدن و برخورد آگاهانه دوم پيگير و مستمر و سوم توام با فداکاری. مسلما همه‌ی اين‌ها به‌دست نمی‌آيد مگر با کار گروهی. حالا تو روشن و شفاف بگومنظور تو چيست اگر حزب و تشکيلاتی را می‌شناسی خب بيا بگو برای رسيدن به اين جامعه بايد رفت عضو فلان حزب شد. اگر نمی‌شناسی بگو چه بايد کرد.


سیاهکل 12:55 @ Tue, 4 May 04

در موافقت در این متن یکی از شعرهایم را عمو شبح برایت می نویسم . خیلی عزیزی عمو شبح.

به شاعر
روزگار شک
امپریالیست ها
می آموزند
که قیچی
دو بال پرواز است!!


شبح 12:11 @ Tue, 4 May 04

ح عزيز!(33)
باشه اين رسمشه بی‌خداحافطی بذاري بری برلين!؟ اميدوارم خوش‌باشی ولی وقتی دلی را اهلی می‌کنی مسئوليت داری مگه شازده کوچولو را نخوندی؟ حالا خودمو زيادی لوس نمی‌کنم همين که در برلين هم به ياد شبح هستی ما را بس!


شبح 12:06 @ Tue, 4 May 04

مهران عزيز!(40)
اين گونه که من بخش اول حرف تو را درک می‌کنم اين است که می‌گویی حداقل در مرحله اول ج.ا. بايد جای خود را به سرمايه‌داری که در چارچوب نظام‌سرمايه‌داری جهانی قرار داشته باشد و مانند آمريکا و اروپا و کشورهای پيشرفته‌ی صنعتی کارگران از حقوق مشخصی برخوردار باشند. درواقع در جست‌وجوی سوسيال دمکراسی هستی. چيزی مانند کشور سوئد.
خب البته اين جای بحث دارد اما تصور می‌کنم با کامنت 28 در تضاد باشد. آيا به نظر تو حزب کمونيست کارگری دنبال سوسيال دموکراسي است؟ اگر آری فکر نمی‌کنی بايد نام خود را تغيير بدهد؟
در مورد شکست دگم آمريکا ستيزی من چنين دگمی ندارم و اساسا اين دگم در ميان مردم ما الان وجود ندارد. بين دگم آمريکاستيزی و دگم آمريکادوستی تفاوت بسيار زيادی وجود دارد.
در بخش دون صحبت‌های‌ات تصور می‌کنم اين را بايد به حزب مورد علاقه‌ات بگويی اين‌جا وبلاگ است و وب‌لاگ فضایی شخصی برای بروز دغدغه‌ی شخصی نويسنده‌ی آن است. پس اجازه بده همين‌جور باشد که هست. اما با کمال ميل اگر تو مطلبی نوشتی يا مطلبی سراغ داشتی که به‌نظرت تحليل اقتصاد سياسی خوبی بود برای‌ام ارسال کن تا در وب‌لاگ قرار بدهم و در موردش صحبت کنيم.


Rosva 11:45 @ Tue, 4 May 04

Shabahe aziz,agar shoma sarnegun kardane regime haye khunkhar va terrorist parvare Afghanestan va Aragh ro "eshghal" khatab mikonid aya man mitunam natije begiram ke shoma on regime hara tarjih midadid??Aya regimi ke terrorist haii mesle Ben ladan ro panah va parvaresh mide ,ya rahbare khunkhari mesle Saddam ghabele defaa' hastand,un ham az tarafe roshanfekri mesle shoma ke khodesh ro modafe'e azadi va hoghughe bashar midune?Shoma nabayad bar asase chand aks (ke be nazare kheili az motekhassesan jaali hastand)Amrika ra lajan mali konid
Didgahe shoma va shoarhaye tukhaliye shoma salhast ke mesle dinosaurha az jahane motemadden mahv shode va shoma ham behtare bejaye istadan dar barabare donyaye motemadden saaii konid joz'i az in donya beshid
Sabzo shadkam bashid


ترانه 11:16 @ Tue, 4 May 04

شبح نازنين ميگه:
٬برقراری شيوه‌ی زنده‌گی مدرن مبتنی بر آزادی و برابری يگانه راه پيش‌روی ماست. بشناسيم‌اش بر آن پابفشاريم و در راه برقراری‌اش آمده‌ی فداکاری باشيم.٬

مدتي است تصميم گرفتم در اين گونه بحث ها شركت نكنم اما ٬شبح٬ را مي خوانم و نظرخواهيش را. بنظرم مثل اينست كه ٬ ما٬ همچنان دوره مي كنيم هنوز را!!

اما از متن گفته بالا شبح نتوانستم بگذرم ٬ در راه برقراري اش آمده ي(آماده ي) فداكاري باشيم.٬
شبح جان مي داني كه بكار تو ارج مي نهم صميمانه دوستت دارم و مطمئن هستم اين گفته از صميم دل صادق بر می آيد نوشته های آتش واقعن آتش بجان و دل هر انساني مي اندازد ( اگر كسان ديگر را نام نمی برم دليل بر ارج ننهادن به تلاش كسي نيست) اما اينها بنظر من جواب دنياي وارونه الان و امروز را نميدهد واقعن اگر مسئله را جدي و غيرقابل تحمل مي بينيم بايد بايـــــــــــــــــــــــــــــــــد كار جدي كرد بايد بغير از وبلوگ نويسی ارتباط با نيروی اصلی مبارزات گرفت و بايد كار هدف مند و سازمان يافته گروهی حتا كوچك دسته اي و با برنامه انجام داد بله دنيا خيلي خراب است حالا ديگر يك آدم تنها و بيكس هم ارزش دارد چه كه حتمن كليه ها و ريه ها و قلبش را مي شود مفت و ارزان از چنگش بيرون كشيد و هزاران راه های ديگر ٬٬ كار ارزان٬٬ براي كارگر و زحمتكش بيكار تدارك ديده می شود .تا كی می خواهيم مصيبت نامه بنويسيم و يا بخوانيم و تا كي می توانيم و وقت هست خودمان را در همين چهارچوب فعاليت زنده و سر پا و انسان نگاه كنيم؟


شبح 9:26 @ Tue, 4 May 04

نسرين جان!(26)
من که به سهم خودم تلاش کردم و با هم‌کاری شما دوستان عزيز توانستيم در مورد اصول مختلف‌مان بحث کنيم.البته می‌بينی که بعضی از دوستان اصرار دارند چيزی به گوش‌شان نخورده است. اما باز بايد تلاش کرد و به اين تلاش‌ها ادامه داد.


مهران محبوبی 8:37 @ Tue, 4 May 04

شبح ۳۰
دوست عزیز باور کن این حرف ها را بخاطر اینکه این دگم ضد امریکایی و ملی بعضی ها بشکند گفتم ! باور کن کارگری که بداند سرمایه داری کار ایجاد می کند را روی چشم می برد! سرمایه داری که عیدی ماهی سفید می دهد روی چشم می برد! سرمایه داری که ۲۰٪ سود ویژه کارخانه ها را به جیب کارگران واریز می کند کارگرانی هستند که روی چشم می برند! این ها واقیعت هایی است که من خودم شاهد همه آنها بوده ام! عزیزم از دنیای شعر و عرفان کمی بیرون بیایم اینها واقعیت های زندگی است! سوسیالیست ها هم باید از واقعیت ها شروع کنند! نمی دانم امریکا و کشور های غربی را از نزدیک دیدی یا اصلا در این دیار زندگی و کار کردی می دانم که نکردی ولی من کردم همه جورش را هم کردم ! باور کن این از واقعیت های این دیار است! بقول مارکس و لنین اریستو کراسی کارگری در این کشور ها وجود دارد و کارگران را با تکه کالباسی سیر می کنند و الان هم با خیلی چیز های دیگر هم دمشان را می بینند! بند طرح طبقاتی که کارگران ایران سال ها دنبالشان دویدند و به آن نرسیدند اینجا ها رویش بسیار کار می کنند و خود کارگران را طبقاتی بندی کرده اند! از کیسه سرمایه داران کمی شل می کنند تا لایه های بالایی طبقات بالایی کارگران راضی از برتری اشان بر دیگر هم طبقاتی های خود داشته باشند! گرایشات سیاسی بورژوازی در خود طبقه کارگر لانه کرده است. سوسیالیست ها و کمونیست ها از اقشار رادیکال این طبقه اند و دست بالا را فعلا ندارند! تمام این تقسیمات طبقه بندی جهان سرمایه داری را با چه می خواهی تحلیل کنی فقط با یک دگم های کتابی دور از واقعیات قابل پاسخ نیستند باید تحلیل هایی از نوع لنین که در کتاب اش در باره امپریالیست با سند و واقعیت های بیرونی داده بدست داد! نمی گویم من اطاعات ام زیاد است ولی از تو توقع می رود که به این مسائل بیشتر دقیق باشی و با یک مچ گیری کودکانه خیال خودت را راحت نکنی ! یک کتاب معرفی می کنم از محمد علی موحد استاد دانشگاه تهران زمان شاه به اسم ؛نفت ما و مسائل حقوقی آن ؛ بسیار برای من مبنا است چون با آمار موثق در خود همان زمان که روال بد تر شده بهتر نشده حقایقی بسیاری را نشان می دهد! می دانستی که این دولت های رفاه در کشور های غرب روی ۶۷ درصد مالیات هایی که از هر بشکه نفت می گیرند بنا شده است؟ این کتاب توضیح می دهد! من در واقع دوست دارم که در این وبلاگ بحث های عمیق اقتصادی و سیاسی شود بسیار طالب دارد! این بحث های در مورد فیلم و رمان و شعر را بگذارید برای تفنن هر شخص که لذت اش را ببرد و باید بجایش در مورد اقتصاد سیاسی و اسناد و آمار مستند کار کرد ! می دانم که تنها یک نک نمی خواهی به سیاست و مسائل مردم بزنی و جدی می پردازی پس در واقع عمل اش را هم بکن و شروع یک سری بحث های اقتصاد سیاسی را شروع کنیم! من خودم قول می دهم کتاب معرفی کنم و بخوانم و در بحث هاجدی شرکت کنم! آدم خلاق می طلبیم که کار کند و بحث های جدی را پیش ببرد! از تو باید بر بیاید! در انتظارم....


nevisande 3:36 @ Tue, 4 May 04

motasefam ke bayad baraye pokhte shodane maghza ensanha bayad fada shavand! onvaght ke bazi antelektha!!!! doa mikhondan ke amrika be iran hamle kone ke khoshbakht beshan!!!! hala bayad ba azab keshidane zanha v bacheha befahman ke khodavand cheghadr rahime baraye onayie ke nemidanand!!!!!


atash 2:51 @ Tue, 4 May 04

۳۶ تصحيح می کنم
ح ک ک متهم به آرمان خواهی می شود


atash 2:31 @ Tue, 4 May 04

نسرين ۲۶ با تو موافقم دست گذاشتن روی نکات مشترک ..

شبح جان در ايران هم گاه بيگاه در مورد آزادی وبرابری می شنوی .. مثل قانون اساسی اش که همه چيز در آن می توانی پپدا کنی آخر هر کدام از ماده وتبصره ها يک کلمه به شرط واما گذاشته شده ..در این مدت که در کامنت گذاری عقیده وحرفی زده می شود هیچ کس اگر باشد شهامت این که اعلام کند مثلا من سلطنت طلب هستم و ازاین ویا مواضع دفاع می کنم وبرایش تبلیغ می کنم نیافتم .. حرب کمونیست کارگری هم در اینجا یا آرمان خواه می شود ویا خود بزرگ بین ست .. نشنیدم وندیدم ( در این کامنت ها )در جائی اینجا وآنجا برنامه شان را نقد کنند وبهتر از آن را جايگزين کنند ..
نسرين عزيز درست می گويد دست گذاشتن روی نقاط مشترک برگ برنده ماست وتنها از اين طريق می توانيم همبستگی مورد نظر بوجود ايد .

آ س۳۱
دو راه حل را برایمان گفتی اما من متوجه نشدم نظر خودت کدام یک ار آن راه حل های قید شده است


ح 23:28 @ Mon, 3 May 04

سلامی به شبح از برلین


شبح 23:13 @ Mon, 3 May 04

ای‌اس عزيز!(31)
اول اين که برداشت تو از نوشته‌ی من صحيح نيست. من نگفته‌ام بايد در مقابل آمريکا ايستاد. نوشته‌ام نبايد به آن دل‌بست. نوشته‌ام مردم بايد ياد بگيرند که خودسرنوشت خويش را به‌دست بگيرند.
با تو بر سر چند مورد ديگر هم چون چرا دارم. که چون ظاهرا به تفاوت ديدگاهمان نسبت به انسان و نظام سرمايه‌داری برمی‌گردد جای بحث‌اش اينجا نيست. اما اين را بدان که آمريکا حتا اگر قصدش اين باشد که منطقه را تماما آمريکایی آن هم تحت اشغال سرمايه‌دارن جمهوری‌خواه بکند توان‌اش را ندارد می‌بينی که در عراق ماشين جنگی‌اش به گل نشسته و می‌بينی که حزب رقيب چگونه پته‌شان را روی آب ريخته است.
اما در مورد جمله‌ي آخرت واقعا متاسفم که اين‌گونه ساده از شکنجه شدن انسان‌ها می‌گذری؟ برای چه برای خيابان‌های پرز شاپينگ‌‌سنتر و مک‌دونالد و هاليوود...
ما به عنوان روشن‌فکر آن‌چنان که تو به آن اشاره کرده‌یی بايد در مقابل شکنجه شدن انسان‌ها زبان اعتراض خود را هميشه گشاده داشته باشيم. هيچ مصلحتی نمی‌تواند اين را از بين ببرد.


A.S 22:50 @ Mon, 3 May 04

متن را خواندم و در تعجبم که چگونه روشن فکری همچون شبح واقعيتها را ناديده می گيرد و به سادگی به مسئله نگاه می کند....
در جهانی هستيم که روز به روز کوچک و کوچک تر می شود و خواه ناخواه برترين ها بر ديگران مسلط می شوند و برای آنها تعيين تکليف کرده و مزد برتری خود را می گيرند ( البته در خيلی از جاها نیز بهای سنگینی برای حفض و توسعه برتری خود می پردازند) .... در مقابل ماشين عظيم و طوفانی از پيشرفت علمی اقتصادی تسليحاتی که آمريکا براه انداخته و با در دست گرفتن پرچم مبارزه با تروريسم جنگ جهانی سومی را نیز در حال رهبری است بنظرم دو راه بيشتر وجود ندارد .... يا اينکه با وجود ضعف مفرط در برابرش قد علم کنيم و هلاک شويم تا در آينده ( البته اگر تاريخ بدست آنها نوشته نشود ) بعنوان آزادگان جان بر کفی یاد کنند که زير بار حرفی غير از آنچه خود درست می ديدند نرفتند و شربت شهادت را به جای لذت زندگی نوش جان کردند ... یا اینکه ما نیز مانند عاقلان دیگر در دنیای جدید حل شویم وبه آنچه حقمان از تلاشمان ( برای برتر بودن ) بدست می آید قانع باشیم و از زیاده خواهی بی مورد ( در جهان نوین ) که ممکن است به بهای جان و زندگیمان تمام گردد پرهیز کنیم
آمریکایی ها ( برای رسیدن به هر کوفت و زهرماری که در نظر دارند ) طرحی را دارند پیاده می کنند که در آن کشورهای خاور میانه از زیر بار استبداد و دیکتاتوریها ( که به نظر خیلی ها وجودشان به نفع آمریکایی هاست در حالیکه بنظرم وجودشان مخل پیشرفت جهانی شدن اقتصاد و مولد رادیکالیسم و تروریسم می باشد ) خارج شوند و به قول معروف آن آزادی و دموکراسی که همگی در کشورمان فقط خوابش را می بینیم ( و وجودش در آمریکا و اروپا را با دید حسرت نگاه می کنیم ) برای کشورهای ناتوان این منطقه به ارمغان بیارند .... گروه های زیادی در منطقه و کشورهای زیادی در جهان با این طرح مصالح و منافع خود را از دست خواهند داد و برای همین حمله وسیع تبلیغاتی علیه این طرح با منحرف کردن افکار عمومی جهان آغاز کرده اند ویکی از نمونه های این حمله همین بزرگ کردن برخورد چند سرباز کله شق آمریکایی ( که البته ابتدا از طرف آمریکایی ها به هدف کسب امتیازات تبلیغاتی برای انتخابات مطرح شد ) با زندانیان عراقی است ....
البته الآن وفت زیادی ندارم و در فرصت مناسب بقیه نظرم را خواهم نوشت


شبح 22:16 @ Mon, 3 May 04

آقای محبوبی عزيز!(15)
اجازه بده همين پاراگراف اول حرف‌ات را نگاهی بياندازيم تا روشن شود تو به کجا تعلق داری. می‌نويسی:" ثروت زمینی و ملی را بی خیال ! این ها چیزی اش به کارگر و مردم نمی رسه اگر سیستم سرمایه داری در کشور جهان سومی ایران باشد!" معنی اين جمله اين است که اگر سيستم سرمايه‌داری غيرجهان سومی باشد آن‌وقت چيزی‌اش به کارگر می‌رسد. به همين دليل است که در عالم خيال برای‌ات "مثل روز روشن است!" و می‌نويسی:"من حتی در عالم خیالات حاضرم ایران ایالات ۵۴ امریکا بشه تا یک دولت صد در صد مستقل ملی از امریکا و غیره که سرمایه داری را بهر شکلی در ایران جهان سومی ما بخواهد پیش ببرد!" نکته‌ی جالب ديگر که در اين پاراگراف وجود دارد اين است که تو تصور می‌کنی هنوز در گوشه‌یی از دنيا امکان وجود سرمايه‌داری ملی و غيروابسته وجود دارد! نه دوست عزيز اين را بدان که ديگر در عصر حاضر چيزی به معنای سرمايه‌داری ملی وجود ندارد. زياد هم به عالم رويا فرو نرو هم اکنون ايران و جمهوری اسلامی يکی از ايالت‌های آمريکا محسوب می‌شود. سرمايه‌داری در اين ايران همين است که می‌بينی حالا ممکن است با رفتن جمهوری اسلامی و آمدن رژيم معقول‌تری اوضاع کمی بهتر شود اما اين را مطمئن باش آمريکا و نظام‌سرمايه‌داری که شب‌ها خواب‌اش را می‌بينی جز فقر و نکبت چيزی برای‌مان به ارمغان نمیآورند. تنها و يگانه راه سعادت و رفاه مردم ايران و صد البته جهان رهایی از چنگال سرمايه است.


مهران محبوبی 21:51 @ Mon, 3 May 04

دوستان دیگر دوران مرگ بر امریکا بسر آمده است! دوران ملی مذهبی ها یی که با ضدیت با امریکا برای خود جایی در سیاست پیدا می کردند تمام شده است! یک بخش از این ملی مذهبی ها ۲۵ سال سر قدرت روزگاری از مردم در آورده اند که اگر سوسیالیسم واقعی را ارائه ندهیم از روی استیصال بدامن هر بنی بشری از جمله امریکا خواهند افتاد ! برای کارگر شعار های ضد امریکایی ملی مذهبی ها نون نمی شود! کارگر و و مردم میلیونی ایران برای بقای خود به راه های زمینی نیاز دارند! این راه ها از سوی سرمایه داری جهانی با جمهوری اسلامی و بحران های مثل عراق و افغانستان پاسخ می بیند! برید از این دنیای کوچک وبلاگیتان بیرون بیایید و با کارگر حرف بزنید ببینید حرف دلش چیست! دنبال بقای خود اند ! نسل ها دارند از بین می روند! کسی که این ها را بداند و دنبال یکی یکی کار فرهنگی با مردم گشنه و بیکار و بی چیز بگردد نان اش از جایی خوش فراهم است! پاسخ صریح هر آدم واقع بین به همه این ها یک حکومت کارگری است که در انقلابی یک پارچه این رژیم گل سر سبد سرمایه داری جهانی را بزیز بکشد و سوسیالیسم واقعی را همین الان یک لحظه هم دیر نه فراهم ببیند! حزب کمونیست کارگری برای همین درست شده ! به ارگان های این حزب برای یک انقلاب اجتماعی بپیوندید! این حزب هر مبارزه ای را در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار سوسیالیسم تهیه می بیند! به سازمان زن جوانان پناهندگان و گارد سرخ حزب بپیوندید ! برای هر کس در هر موقعیتی جا برای مبارزه هست! این حزب یک مبارزه همه جانبه را تهیه می بیند! منتظر یکی یکی افراد آن جامعه هم نمی شود بلکه از بهترین ها از شریف ترین ها از مبارز ترین ها صف خود را تهیه می بیند ! وسعت برابری ها وسعت آزادی ها بعد از بقدرت رسیدن این حزب و حکومت حزبی آن چیزی است که اکثریت مردم را به ما جلب می کند ! بدون این حکومت کارگری که در صدر اش حزب کمونیست کارگری قرار بگیرد هیچ آینده ای روشن برای مردم ما متصور نیست! همه راه ها ی دنیای سرمایه فعلا سناریو های سیاه تروریست های جمهوری اسلامی و میلیتاریسم امریکایی و غرب منتهی می شود ! راهی جز راه شریف ترین انسان هایی که در این حزب جمع آمدند نیست! این حزب ثابت می کند تنها نیرویی است که وسیع ترین آزادی ها و برابری های افتصادی که جامعه از فقدانش بتنگ آمده می تواند فراهم کند تا وسیع ترین اقشار جامعه از آن بهره ببرند! نیروی متکی این حزب جز به نیروی انقلابی همین مردم انقلابی نیست که با بر آمدن از لاک ۲۵ ساله یک بار برای همیشه با انتخاب حزب کمونیست کارگری حرف آخر خود را به سرمایه و گل سر سبد آن جمهوری اسلامی خواهند زد!
زنده باد آزادی زنده باد برابری مرگ بر جمهوری اسلامی


شبح 21:46 @ Mon, 3 May 04

آتش جان!(13)
اگر يک‌جا مشارکت يا موتلفه يا حتا ملی‌-مذهبی‌ها و بسياری از نيروهایی که خود را چپ می‌نامند آوردی که بگويد:"برقراری شيوه‌ی زنده‌گی مدرن مبتنی بر آزادی و برابری يگانه راه پيش‌روی ماست." قبول می‌کنم که کلی‌گویی می‌کنم.
می‌نويسی:" به نظر من تشکلات مختلف هر کدام راه خودشان را ادامه می دهند و هر کدام از آنها برای کسب قدرت سياسی فعاليت می کنند.. يکی از همين حالا شاه انتخاب کرده .. يکی ديگر رئيس جمهور انتخابی خود را برگزیده وحاضر هم نيستند حتی در يک تعهد مشترک کنار بيايند .. حالا ما می گوييم اتحاد عمل !!!!!! ما حتی حاضر نیستیم برای حکم لغو اعدام پای یک بیانیه یا منشور ویا هر اسم دیگر را امضاء کنیم
بعد تو ندا از اتحاد وهمبستگی می دهی."
خب دوست عزيز راه‌حل من اين است راه‌حل تو چيست؟ از دل اين نااميدی چه اميدی را نشان می‌دهی؟


nasrin 21:42 @ Mon, 3 May 04

شبح جان !
در اينکه برای رسيدن به شيوه مدرن زندگی مبتنی بر آزادی و برابری بايد تلاش کرد ٫ باهات موافقم ولی با توجه به شرايط جهانی و منطقه ای فکر نمی کنم که چنين آرمان هائی به اين زودی براي کشوری مثل ايران و بطور کل کشورهای جهان سوم قابل دسترسی باشند .
به مشکل بزرگ ما يعنی نداشتن اتحاد عمل و همبستگی هم به درستی اشاره کرده ای . پس باز بر می گرديم به بحث های گذشته يعنی پيدا کردن نقاط مشترک برای متحد شدن .
اميدوارم تمام نيروهای مبارز و مخالف رژيم هم فارغ از قدرت طلبی ها و خود محور بینی ها به ضرورت اين اتحاد پی برده و در جهت تحقق آن تلاش کنند .
مسلما تنها با همبستگی و تلاش مداوم است که می توانيم قدمهای مؤثری در راه رسيدن به خواسته هايمان برداريم .


roya 20:47 @ Mon, 3 May 04

سلام شبح جان. من روزای اول يکسری عکس پيدا کردم که خيلی تکان دهنده بودن ولی خيلی زود اونا رو از رو نت برداشتند. سعی ميکنم پيداشون کنم و بذارم.


arash 20:10 @ Mon, 3 May 04

بر ما نبخشد فتح و شادي
نه خدا، نه شه، نه قهرمان!
پر مسلم است كه آزادي و بدبختي و هر اتفاق ديگري كه براي ما بيافتد، به دست خودمان است!
اگر انقلاب‌مان شكست خورد، تقصير خودمان بود! همان‌جور كه خودمان آن را به پيروزي رسانديم!
شبح جان! متاسفانه هنوز هم كم نيستند كساني كه آزادي و راه آن را در آمريكا جون! مي‌بينند!
براستي كه اين آمريكا هيچ‌وقت براي هيچ ملتي خوبي نداشته!‌
ياد منصور حكمت و سرمقاله‌هايي كه راجع به دنيا مي‌نوشت، بخير!
در مورد كوبا چه زيبا نوشت!
اما شبح عزيز!‌فكر كردي كه همگان عبرت مي‌گيرند از اين وقايع؟
مگر آمريكا تا امروز كم بر اين دنيا جنايت كرده بود؟
فقط به قرن اخير نگاه كنيم!
كودتاي 28 مرداد، كودتاي 11 سپتامبر شيلي، جنايات بسيار در يوگسلاوي و بوسني، و حال جنايات افغانستان و عراق!
شبح جان!‌آن حرف‌هاي مردم را بذار به حساب تنگ آمدن از ج.ا و آروزي يك دنياي به‌تر!
بياييد همه‌مان دنياي به‌تر،‌دنيايي كه به دست خودمان مي‌سازيم‌ را آرزو كنيم! و براي آن تلاش كنيم!
كمونيسم كارگري بيش از هر چيز به اين‌جا تعلق دارد! به اميد و اعتقاد انسان‌هاي بيشمار و نسل‌هاي پي در پي براي ساختن دنيايي به‌تر به دست خويش!


golku 20:09 @ Mon, 3 May 04

امريکا و اروپا فقط فکر منافع خودشان هستند. همين الآن برنامه های اتمی ايران را ناديده ميگيرند و قراردادهای نفتی امشا ميکنند و پول ما را می چاپند و وقتی موقعش رسيد همين نيروگاهها را بمباران ميکنند و حمله ميکنند به مردم ايران. ملاها هم با پول مردم ايران در ميروند به کانادا و جاهای ديگر.الآن افعانستان شده جمهوری اسلامی. شورای حکومتی عراق هم جلال طالبانی و بارزانی و چلبی هستند. طالبانی و بارزانی دو روز يک بار می آيند ايرانو کدام اينها نماينده مردم عراق هستند؟‌انگار امريکا آمده که حق شيعيان عراق را بگيرد و اسلام را در عراق بر پا کند.

چاره در اتحاد و همبستگی نيروهای انقلابی است. نه ارتجاعی. هر که با حکومتی ۱ارلمانی و سکولار موافق است بايد به اين اتحاد کمک کند. دانش ما از نيروهای انقلابی نبايد آن چيزی باشد که جمهوری اسلامی به خوردمان ميدهد. همه اينها سايت دارند وميشود رفت برنامه هايشان را ديد و بهشان ايی ميل يا تلفن زد و سوال کرد. اينکه خمینی به ما خيانت کرده نبايد باعث شود که نتوانيم دست و پايمان را جمع کنيم و دوباره برای آزادی متحد شويم.چاره يا اتحاد برای آزادی است يا سرنوشت مردم عراق و افعانستان.


mojgn 19:32 @ Mon, 3 May 04

شرمنده برای خوندن خبر کامنت ندارم. از گذاشتن مطالبی که با نوشته ات همخونی نداره هم بيزارم .ولی بدون که حرفاتو قبول دارم.ولی انکار اين ملت سالهاست که مرده اند.


آرمین گیله مرد 19:25 @ Mon, 3 May 04

به آتش (۱۳) کاملا درست میگی که ما اگر هم مخالف اعدام و یا برای آزادی زندانیان سیاسی هستیم حاضر نیستیم اسم‌مان را کنار اسم یکی که باهاش ۱۰۰٪ هم‌عقیده نیستیم بگذاریم اما اگر سکوت کنیم و هی نگوییم تنها راه چاره همبستگی هست به این معنی میماند که تسلیم شده‌ایم و امیدی به برقراری عدالت اجتماعی نیست و آنروز زورگویان مالپرست پیروز شده اند


آرمین گیله مرد 19:17 @ Mon, 3 May 04

سلام ... متاسفانه بعضی از دوستان متوجه نمیشوند که این قم حوری بهترین دولت برای نظام سرمایه سالاری و دولتهای آمریکا و اروگا هست .. نمیفهمند که بیکاری بخاطر خارجی نیست بلکه بخاطر اینکه نظام سرمایه داری به بیکار نیاز دارد تا ما را بترساند و مجبور کند برای حقوقی کم براشون کار کنیم تا سود کلان بزنند ... دولت آمریکا برای شهروندان خود بهشت نمیسازد و بعد بیاد برای ما بسازد .. خودفریبی بدتر از عوامفریبی هست


banooyeordibehesht 18:55 @ Mon, 3 May 04

سلام ارش ...براتون ميل زدم.


مهران محبوبی 18:38 @ Mon, 3 May 04

آتش ۱۳
من منشور ترا امضا می کنم تدوین اش کن !


امیرحسین بهبهانی نیا 18:38 @ Mon, 3 May 04

دوست عزيز/ سياها با شعرواره ای به روز شد/ منتظر حضور شما در سياها هستم/ به اميد ديدار/ موفق باشيد!


مهران محبوبی 18:33 @ Mon, 3 May 04

ثروت زمینی و ملی را بی خیال ! این ها چیزی اش به کارگر و مردم نمی رسه اگر سیستم سرمایه داری در کشور جهان سومی ایران باشد! این مثل روز روشن است! من حتی در عالم خیالات حاضرم ایران ایالات ۵۴ امریکا بشه تا یک دولت صد در صد مستقل ملی از امریکا و غیره که سرمایه داری را بهر شکلی در ایران جهان سومی ما بخواهد پیش ببرد!
آن سوسیالیسمی که در بسته باشه و با همین امیال ملی وابسته باشه هم از همان قماش است و ایلات ۵۴ امریکا را به آن ترجیح می دهم! ولی چون زیاد آدم خیال پردازی نیستم تنها به سوسیالیسم کمونیست کارگری حزب کمونیست کارگر باور دارم و تنها منافع شخصی خودم را در آن می بینم! چون هیچ نفی در استثمار احدی ندارم و برابری اقتصادی انسان ها تمام وجودم را به حرکت در می آورد! با اجازه دوستان عزیز باید بگویم که تنها به رهبری این حزب کمونیست کارگری است که به همه این اهداف قابل دسترس می توان رسید! در دنیای واقعی سرمایه داری فعلا چیزی جز شیرازه های جوامعه را این چنین مثل عراق بهم ریخت از آن ها بر نمی آید پس بهتره به واقعیت حزب کمونیست کارگری بپردازیم! البته یکی یکی آدم ها را نمی شود به این راه رساند بعد دست به حکومت کارگری و سوسیالیسم زد ! ولی کمونیست کارگری و حزب اش باید چنین امری را برای همه فراهم کنند تا در عمل به آنها پی ببرند! این وظیفه شریف ترین آدم ها ی این جامعه است که چنین امری دستشان را می بوسد!
در ضمن روز جهانی کارگر را به همه کسانی که این روز را روز خود می دانند تبریک می گویم و از تاخیر آن مرا ببخشید چون سایت روزنه بسته شده بود و دسترسی به این وبلاگ برایم امکان پذیر نبود. در ضمن کسانی که بحث تلخی را با رفیق امان کامران شروع کردند قابل این روز نبود و اگر کوچکترین جشنی را در این روز می دیدند این روز و بحث های اطراف اش را به چنین تلخ گویی نمی داشتند! بجایش باید این روز را با شیرینی دهن را شیرین کرد تا کام همه کسانی که این روز جهانی کارگر را روز خود می دانند شیرین تر شود!


پرنيان 18:28 @ Mon, 3 May 04


شبح عزيز. من هم شنيدم و ديدم ذوق و شوقهاي آدمهايي را كه منتظر ورود آمريكايي هاي پيام آور صلح و آزادي در ايران بودند. خيلي درد آور است. خيلي!


atash 18:22 @ Mon, 3 May 04

شبح جان
همين الان هم خيلی ها در مورد مسئله افغانستان ورهائی آن از ستم طالبانی ماجرای مقايسه بد وبدتر در تجربه اوضاع سياسی ايران را یاد آور می شوند .
طالبان رفت . مدارس باز شد ودختران و پسران سر کلاس درس نشسته اند .. اوضاع بطور ناچیزی از نظر اوضاع داخلی متغیر شد اما این تغییرات اندک نمی توان گفت که خواست مردم بوده است ..
اين گوشه ای از قضاوت و تجزيه تحليل غلط مختض به افغانستان نيست از همين حالا هم ما داريم اين اشتباه را می کنيم زيرا خواسته هايمان ناروشن است يک چيزی را نمی خواهيم برای جايگزینی آن انبوهی از ابهامات را می بینیم .. بايد بدانيم چه می خواهيم
حرفت کاملا درست که می گوئی :: برقراری شيوه‌ی زنده‌گی مدرن مبتنی بر آزادی و برابری يگانه راه پيش‌روی ماست. اما این کلی گوئی را چگونه به مرحله عمل برسانیم ؟؟ اين را حتی مشارکتی ها و موتلفه ای ها هم بيان می کنند
می گوئی تنها اشکال ما در عدم اتحاد وهمبستگی با یکدیگر ست .. اتحاد در چی ؟؟؟ مگر همه با هم نبودیم در دوران انقلاب ؟؟؟؟ همه فرياد نمی زدیم که دولتی که به تاييد خمينی نرسد دولت غير قانونی ست نتيجه همه با هم زیر یک پرچم شد که ديديم ..
به نظر من تشکلات مختلف هر کدام راه خودشان را ادامه می دهند و هر کدام از آنها برای کسب قدرت سياسی فعاليت می کنند.. يکی از همين حالا شاه انتخاب کرده .. يکی ديگر رئيس جمهور انتخابی خود را برگزیده وحاضر هم نيستند حتی در يک تعهد مشترک کنار بيايند .. حالا ما می گوييم اتحاد عمل !!!!!! ما حتی حاضر نیستیم برای حکم لغو اعدام پای یک بیانیه یا منشور ویا هر اسم دیگر را امضاء کنیم
بعد تو ندا از اتحاد وهمبستگی می دهی.


عزیزدوردونه 18:13 @ Mon, 3 May 04

سلام بر شما
شخصا گمان نميکنم چيزی بنام برابری در پيش برد سيستم های اقتصادی و پیش رفتهای آن اثری داشته باشد البته این نظر شخصی من است

در ضمن موردی که در مورد سربازان آمریکایی فرمودید صحیح است اما قبح عمل وقتی بیشتر میشود که بخواهید چنین چیزی را پنهان کنید کاری که حداقل آمریکاییها نکرده اند و در تمام بخشهای خبری خود به این موضوع پرداخته اند. همین اخلاق خوب دیدن معایب که در این امپریالیستها وجود دارد این اجازه را به ایشان میدهد که خودشان را تصحیح کنند چیزی که در ما قوم ایرانی به هیچ وجه مشاهده نمیشود


گیسو 18:07 @ Mon, 3 May 04

سلام شبح جان ممنون که به من سر زدید.
ديشب اخبار هلند اعلام کرد که آقای wouter bosرهبر حزب کارگر خواستار بحث و مذاکره درباره عراق در مجلس شده.به عقيده وی نخست وزير و حزب راستگرای وی بايد درباره اين موضوع و دليل فرستادن نيروهای هلندی به عراق توضیح دهند.آنها عليرغم آنکه ميدانستند و اين موضوع قبل از جنگ مسجل شده بود که عراق سلاح کشتار جمعی ندارد با اين حال مثل سگی به دنبال صاحب خود که همانا آمريکاست راه افتادند.همه ديديم که سلاح کشتار جمعی بهانه ای بيش نبود و حالا اون آمريکايی های به ظاهر دلسوز چه رفتار وحشیانه ای با مردم عراق در پیش گرفتند و دارند ميليارد ميليارد نفت آن کشور را به غارت می برند.
نمی دونم چی بگو ولی من اصلا به آينده عراق خوشبين نيستم و فکر می کنم يه جورايی همون ديکتاتور براشون بهتر بود. دعوای شيعه و سنی و از آن طرف استقلال خواهی کردها و وجود اقليت های ديگه چه آينده ای پيش می اورد خدا می داند.


مينا 17:25 @ Mon, 3 May 04

من از اين جمله که توش ۳ تا سعادت و خوشبختی داشت خيلی حال کردم..و واقعا موافقم..


تيشه 17:15 @ Mon, 3 May 04

از روی شيفتگی می نويسی. شيفتهء کفش کتانی و سيگار بهمنی! و نميدانی که روانشناسی به برتری سيگار بهمن بر سيگار برگ صحه نمی گذارد. روانشناسی هر فرد سيگاری را يک کودک می داند! کجای راه ايستاده ای؟ در يک پست از «مبارزه» می نويسی و در پستی ديگر از «انسانيت»! سخن ميگويی و نمی دانی که در جايی که «سياست» به تنفس مشغول است،«اخلاق» درسی بی نهایت بنجل است. از محو طبقات سخن می گویی و نمی دانی جامعه ای که ساختاری مردسالار دارد و همه چیزش را با معیاری بنام «قدرت» می شناسند در آن محو طبقات ممکن الوقوع نیست. سعادت ! خوشبختی! نوشته ای « ادغام در نظام سرمايه‌داری جهانی راه نجات ما نيست.» و نمی دانی خواسته يا ناخواسته سالهاست که در اين نظام ادغام شده ای و تو الان بخشی از نظام سرمايه داری جهانی هستی. آزادی ! برابری ! بيش از آنچه فکر کنی، اسباب خنده ای!


هاله 16:56 @ Mon, 3 May 04

علی جان، آقای درخشان به هر چیز و هر کاری که خودش مبتکر و علمدارش نباشد انتقاد دارد و حمایت هم نمیکند. اعتراض وبلاگ نویس ها نیست این ... خیلیها که امضا کرده اند اصلا" وبلاگ نویس نیستند - هیچ کجای طومار هم اسمی از وبلاگ برده نشده.


كوير 16:55 @ Mon, 3 May 04

چقدر اين نوشته به دلم نشست ... يه جورايي موافقم باهات ... قبلي رو هم خوندم ... موفق باشي ...


هزار حرف نگفته 16:36 @ Mon, 3 May 04

شبح جان :
حسن درخشان گفته چرا شما بلاگی ها از طرف همه می خواید حرف بزنید و تومار امضا کنید ؟ خب میشه اسمش رو تغییر بدیم و بکنیم اعتراض online به اخراج افغان ها .به جای اعتراض وبلاگ ی ها . فرقی داره ؟
کلمه ها چيزی رو تغير نميدن .
قربانت
علی ن


pooya 16:05 @ Mon, 3 May 04

سلام قربان من يک وبلاگ ديگر ساخته ام.


روزبه 15:52 @ Mon, 3 May 04

تا کسانی مثل اين شماره يک تو دنيا هستن ...دنيا بهتر از اين نخواهد شد...از نظر جامعت در وبلاگم ممنون عزيزم...روزبه


Roshan 15:51 @ Mon, 3 May 04

قشنگ بود ... اما فقط قشنگ بود شبح جان .... ايده‌آلهای ما کجا و واقعيت کجا؟ ... کدام همبستگی؟ کدام نيرو امروز مردم را به همبستگی دعوت می‌کند. بله ... دعوت ميکنند . اما دعوتشان شبيه فرياد لنگش کن از خارج گود است تا بيشتر باور کنيم که آنچه بر سرمان می‌ايد حقمان است ... !!! دعوت می‌کنند اما فقط ملت وبگرد را دعوت ميکنند و موضوع اصلی (مردم عامه) را از ياد برده‌اند... کدام همبستگی شبح جان؟


زولبیا 15:31 @ Mon, 3 May 04

اخه گربه که واسه رضای خدا موش نميگيره...ازادی افغان ها از طالبان و عراقی ها از صدام کدومه؟...چه کشکی چه پشمی؟ بياد ايران هم وضع از اين بهتر نميشه


مسافر هتل كاليفرنيا 15:14 @ Mon, 3 May 04

دوست خوبم .... درسته اين حرفات ...منم قبول دارم ...اما يه چيزی رو نمی شه فراموش کرد اين همه بد بختی هايی که مردم عراق دارن می کشن اگه برگرديمم به عقب می بينيم که نفرين هايی هستش که ائمه در اين سرزمين کردند ...چون بهشون خيلی ظلم کردن ...تا حالا هم گرفتارشن .... من که اين چيزارو قبول دارم که تمام بدبختشون بر می گرده به گذشته چون اگه تاريخ رو نگاه کنی اين بنده خدا ها هيچ موقع آب خوش از گلوشون پايين نرفته






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25805
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 10:28 am


از کجا آمده‌اند؟