شنبه، 12 اردیبهشتماه 1383 | May 01, 2004

اول ماه مه مبارک باد!


اول ماه مه روز جهانی کارگر را به کارگران و تمام انسان‌های آزاده‌يی که رهایی خود را در گروی مبارزات کارگران برای محو طبقات می‌دانند تبريک می‌گوييم.
امسال به دليل کبيسه بودن سال ميلادی روز جهانی کارگر با روز معلم در ايران مصادف شده است. معلمان نزديک‌ترين قشر به کارگران هستند و متحد طبيعی آنان محسوب می‌شوند. اين روز را به معلمانی که مبشر آزادی و برابری هستند تبريک گفته آرزو می‌کنم دوشادوش کارگران هم‌‌راه با ساير اقشار اجتماعی در راه برقراری جامعه‌یی آزاد و بدون‌طبقه مبارزه کنند و سعادت قطعی و نهایی خود رو در گروی زيستن در جامعه‌يی که سعادت و به‌روزی تک‌تک اعضای‌اش را هدف قرار داده است و نهادينه کرده است بدانند.
مطالب پيشين:
سرود انترناسيونال ترجمه‌ی احمد شاملو.
چگونه روز اول ماه مه به عنوان روز كارگر انتخاب شد؟

May 1, 2004 12:10 AM

شبح 9:21 @ Tue, 4 May 04

منوچهر عزيز!(89)
چيزی داريم به نام برهان خلف. يعنی اصلی را نادرست فرض می‌کنيم تا به تناقض برسيم. من نگفتم که تو مخالف موسيقی و نقاشی وادبيات و ... با فرض مسلم اين که تو مخالف اين‌ها نيستی. گفتم نمی‌شود حزبی قصد به قدرت رسيدن داشته باشد اما بخواهد جامعه عظيم روشنفکری و انتللکتوئلی را دور بزند. حزب شما يا هر حزب ديگری بايد اجتماعی شود. بتواند به خانه‌های مردم برود. در ميان دانش‌جويان و دانش‌آموزان و نويسنده‌گان و روزنامه‌نگاران و فيلم‌سازان جای‌گاه پيدا کند. و از آن مهم‌تر بتواند در ميان کارگران پايگاه واقعی و مادی پيدا کند. نمی‌شود تمام روشن‌فکران را از خود راند و خائن و جاسوس خواند و خود نيز چيزی در انبان نداشت و به فکر به دست گرفتن رهبری بود.
بغل گوش ما خيلی اتفاقات ممکن است بيفتد اما اين مهم است که به گوش ما می‌رسد يا نه!


هاله 4:07 @ Tue, 4 May 04

از اساسنامه تا عمل یک جهان راه است.


manochehr 2:34 @ Tue, 4 May 04

شبح جان.
من و تو چند بار اين بحث را با هم کرده ايم٫من نظرات تو را می دانم نو هم نظرات منرا.ولی بعضی وقتها چيزهايی را به من می بندی که خودت هم می دانی صحت ندارد.رفيق جان بحث بکن٫ولی پلميک نه.خودت شيوه منرا ميشناسی٫من اهل پلمیک نيستم.تو در جوابم نوشتی:"چه‌کسانی می‌خواهند انقلاب کنند؟"من می گویم:کارگران و مرد م به جان آمده.تو نوشتی:" آيا توده‌های مردم بدون رهبری بدون سازمان‌دهی بدون کتاب بدون شعر بدون ادبيات بدون سينما بدون موسيقی بدون تمام مظاهر فرهنگ امروز می‌توانند انقلاب کنند و حکومت تشکيل دهند؟"شبح!! من کی اینها را نفی کرده ام من خودم عاشق نقاشی و موسیقی هستم ٫کتاب هم زیاد میخوانم.سینما هم وقت بکنم حتمن میروم.این چیزی که تو ادعا کردی به گروه خونی من نمی خورد.چرا آخر چیزی مینویسی که خودت هم میدانی غلط است.ما جامعه ای مدرن می خواهیم با تمامی مظاهرش٫از نقاشی تا بهترین موزیک و ....
تو نوشتی: "با حزبی که متشکل از چند صد روشن‌فکر که اين افتخار را دارند به علت عضويت در حزب کمونيست کارگری از اتهام جاسوسی و آدم‌کشی بی‌بهره باشند؟"اینهم پلمیک ارزان است٫در مقابل این جمله من میتوانم چند صفحه بنویسم٫ولی عزیز جان! سطح بحث نازل میشود.عضویت در حزب افتخار هست ولی یک عصو برتری ای نسبت به دیگر مردم ندارد٫در این مورد به اساسنامه مراجعه کن.
"آخر من نمی‌دانم شما به چه می‌نازنيد؟"مگر ما قرار است در یک سالن مد باشیم و به چیزی بنازیم٫این دیگر چه صیقه ای است.والله راجع به این کلمه ناز من میمانم چه بگویم؟بحث سر سازماندهی و انقلاب است ونه نازیدن٫بحث سر بسط ایده های انسانی است٫همین وهمین.تو ادامه دادی:" يا هسته‌های تشکيلاتی وسيع در کارخانه‌های ايران داريد؟ مگر اطلاعيه نداديد که کارگران روز شنبه اول ماه مه سرکار نروند و به خيابان‌ها بريزند؟ چه شد؟ سرکار نرفتن يا به خيابان‌ها ريختند؟"خوب این تاحدودی با توان فعلی عملی شد٫بقل گوش تو بیش از هزار نفر از خانواده های کارگری در آب علی جمع شدند٫جشن گرفتند و قطعنامه تصویب کردند٫در مناطق دیگر تهران و رشت و خرم آباد و سقز و سنندج هم جشن و تصویب قطعنامه بود.من از بحث کیلویی خوشم نمی آید که بیایم به تو ثابت بکنم ما چند کیلو نیرو داریم و راستش این بحث اساسن غلط است٫ ولی حزب فعلن همین قدو قواره را دارد٫ما هنوز خیلی کار داریم و امیدوارم زودتر اینکارها به نتیجه ای برسد که من بتوانم این بحث را شفاهن با تو در تهران ادامه دهم.
در مورد چند هوادار پرخاشگر هم من اصلن-خودت هم میدانی- این روشها را قبول ندارم برای همین هم همان هوادار پخاشگر منرا هم ملی-مذهبی خواند٫پس این بحث را با من نکن٫چون این روشها را از طرف هر کس نادرست میدانم و نشاندهنده کم اطلاعی پرخاشگر میباشد.


khers mehrban 0:36 @ Tue, 4 May 04

سلام . شبح عزيز . من نيز می خواستم برای دوست خوب مان منوچهر شماره ۸۶ بنويسم منتهی اين اينترنت گازوئيلی ده کوره مگر مجال می دهد تا دوباره وصل شوم . جواب شما را ديدم . که من با بيشترش موافقم الا يکی اينکه نمی پذيريم که روشنفکران انگونه اند( خب قبول می‌پذيريم که اکثريت قريب به اتفاق روشن‌فکران ايرانی خائن و آدم فروش و فريب‌کار هستند. پرسش اصلی اين است) بلکه می گوئيم برفرض اگر اينگونه بود . دوم اینکه حکک...
۱- منوچهر عزيز در عرف جامعه به کادر های حزبی روشنفکر نمی گويند مگر اينکه وجهه روشنفکری ان بر حزبی بودن به چربد . مثلا کيانوری يا نگهدار روشنفکر به حساب نمی ايند . دلم می گيرد وقتی اينها را به روشنفکران نسبت می دهی روشنفکران ما اشتباه کردند ولی خائن نبودند و البته من خيلی از انان را چون قديسان دوست دارم ساعدی به تنهايی به همه عالم می ارزد عالی ترین سمبل روشنفکری ...
۲- شبح عزيز روز کارگر و روز معلم مبارک ( چون همه گفتند و الا از ته دل نمی گويم ) . شبح عزيز از معلمان گفتی ( اين روز را به معلمانی که مبشر آزادی و برابری هستند تبريک گفته آرزو می‌کنم دوشادوش کارگران هم‌‌راه با ساير اقشار اجتماعی در راه برقراری جامعه‌یی آزاد و بدون‌طبقه مبارزه کنند ) شبح عزيز حتی با چراغ هم بگردی چنين معلمانی به ندرت پيدا می کنند در اين بيست سال معلمان فقط بر اساس بيسوادی جذب شده اند شايد بتوان ادعا کرد که حتی يک معلم با معدل بالا پيدا نشود هر کس در هيچ ازمون دانشگاهی حتی نوع الکی ان قبول نشد ميرود تربيت معلم و معلم ميشود از نظر فرهنگی عمده ترين به عقب مانده ترين اقشار اجتماعی با زمينه روستايی و عشايری حومه شهری تعلق دارند . تازه وقتی عده ای مثلا از اعتراض و اعتصاب انان خوشحال ميشدند من تازه می فهميدم که چقدر از جامعه بيگانه شده اند . در حاليکه در بيشتر شهر ها اين اعتراض ها با تحريک همان معلمان تربيتی و اراذل و اوباش اموزش و پرورشی که موقعيت خود را در اين چند سال کمی متزلزل می بينند ، انجام می گيرد . شبح عزيز اموزش و پرورش چون دادگستری چنان از نيروهای با سواد کاردان و مدنی پاکسازی شده است که چاره جز انحلال کامل انها نيست .
۳- ( توده‌های مردم بدون رهبری بدون سازمان‌دهی بدون کتاب بدن شعر بدون ادبيات بدون سينما بدون موسيقی بدون تمام مظاهر فرهنگ امروز ) شبح عزيز وقتی من اين را ميگويم همه ميخواهند پوست کله ام را می کنند ولی وقتی شبحی ناز ميگه ، ظرفی که خانم ميشنکه صدا نداره ( ترجمه ای الکن از يک ضرب المثل ترکی )
۴- شبح عزيز هر روز الکن تر ميشوم جملاتم هر روز نا مفهوم تر ميشه . مثل کامنت چند روز پيش ....من هم يادداشت جديدت را نمی بينم اخه اين اينترنت گازوئيلی


شبح 22:48 @ Mon, 3 May 04

منوچهر جان!(86)
خب قبول می‌پذيريم که اکثريت قريب به اتفاق روشن‌فکران ايرانی خائن و آدم فروش و فريب‌کار هستند. پرسش اصلی اين است. چه‌کسانی می‌خواهند انقلاب کنند؟ آيا توده‌های مردم بدون رهبری بدون سازمان‌دهی بدون کتاب بدن شعر بدون ادبيات بدون سينما بدون موسيقی بدون تمام مظاهر فرهنگ امروز می‌توانند انقلاب کنند و حکومت تشکيل دهند؟ با حزبی که متشکل از چند صد روشن‌فکر که اين افتخار را دارند به علت عضويت در حزب کمونيست کارگری از اتهام جاسوسی و آدم‌کشی بی‌بهره باشند؟
آخر من نمی‌دانم شما به چه می‌نازنيد؟ يا هسته‌های تشکيلاتی وسيع در کارخانه‌های ايران داريد؟ مگر اطلاعيه نداديد که کارگران روز شنبه اول ماه مه سرکار نروند و به خيابان‌ها بريزند؟ چه شد؟ سرکار نرفتن يا به خيابان‌ها ريختند؟
دوست عزيز!
شعار دادن بسيار ساده است. شما چاره‌یی نداريد مگر آن که قشر وسيعی از نيروهای روشنفکری اعم از دانشجو نويسنده مترجم نقاش موسيقی‌دان معلم دبير استاد دانشگاه کارگردان تآتر و سينما را با خود هم‌راه کنيد. شما نمیتوانيد با تکرار خود در چند نشريه‌ی انترنتی به قلب مردم راه پيدا کنيد. با چند هوادار پرخاش‌گر که می‌خواهد هر کس را که اپسيلونی با آن‌ها تفاوت داشت با هزار انگ برانند نمی‌شود انقلاب کرد.
جهت‌گيری‌های کلی حزب کمونيست کارگری را مثبت می‌دانم در بسياری از موارد موضع‌گيری‌های سياسی آن‌ها هم خوب است. اما بزرگ‌ترين اشکال‌شان خودبزرگ‌بينی مفرط است و احساس بی‌نيازی‌شان به ديگران.
به هر حال مطمئن هستم با رشد جنبش مردم و اجتماعی شدن حزب بسياری از اين اشکالات برطرف می‌شود.


manochehr 18:51 @ Mon, 3 May 04

شبح عزيز۸۴.
باشه حالا که بحث را دامن زدی من هم ادامه ميدهم٫چون این مسئله به نظر من خيلی مهم است.تو مينويسی:"نکته‌ی دوم که خطرناک‌تر است همين دشمن شماره يک دانستن روشنفکران است."اتفاقن اين نظر شخصی من است:"روشنفکران" ايرانی به جز معدودی٫بسيار نقش مخربی داشته اند.(لطفن نياييد بگوييد نظر ح.ک.ک. است٫نخير نظر من است.)تو ميتوانی اين نقش را از انقلاب شروع کنی تا به امروز که رسيده به نمايش نعل و عصای خمينی در برلين.اين روشنفکران بودند که سر مردم شيره ماليدند٫يک رژيم قرون وسطايی را به عنوان رژيمی مردمی فروختند(از اکثريت فداييان٫تا حزب توده تا ديگران)اين "روشنفکران" بخشا در ماشينهای سپاه نشستند و انقلابيون را لو دادند(اکثريت و حزب توده و خانواده) همينها خاتمی را سردار آزادی به مردم فروختند٫اين "روشنفکران" بودند که هرجا آيت اللهی عطسه می کند٫به صف ميشوند که يکی پس از ديگری بگويند:عافيت باشه سید.به جلال سرفراز عضو کانون نويسندگان نگاه کن به فرخ نگهدار و خانم ماهباز و ريزو درشت های ديگر نگاه کن٫اينها هميشه ارتجاعی بوده اند و خواهند ماند.چرا الان چند جريان به غايت ارتجاعی همديگر را پيدا کرده اند وسياهترين تفکرات را ((بازهم))در بين مردم پخش میکنند؟چرا نژادپرستی را دامن میزنند و گروههای راسيستی در خلقها را يا راسا درست ميکنند ويا به آن دامن ميزنند(فرقه دمکرات آذربايجان را اکثريتيهاو حزب توده درست کردند و در کردستان به يکی از خطرناکترين جريانات نژادپرست دارند دامن ميزنند٫سازمان زحمتکشان٫همانهايی که دارند انقلابيون را لو می دهند) من نمی دانم در فرهنگ سياسی بجز ترمز در تاريخ به آن چه ميخواهی بگويی؟آيا باز هم میخواهی به مردم اينان را بعنوان "روشنفکران پيشرو" بنمایانی؟اينها که تمام وجود سیاسیشان سياه بوده و هست.اين ديگر چه نوع پيشرويی است؟!
نکته ديگر بر می گردد به برخورد به فردی بنام ديوانه( واقعن اين اسم را عوض کنيد٫يعنی شما در انتخاب اسم اينفدر کم آوردی؟و اسم دیگری نبود؟!) من کی و در کدام کامنت آنها را در مورد آقا یا خانم دیوانه نوشتم که تو آنها را به من نسبت میدهی؟شبح! داشتیم؟ این حرفها را کامران زد(من کامران عزیز را نمیشناسم و اولین بار است که او در اینجا کامنت می گذارد٫من اصلن نمی دانم تفکر فکریش چه هست؟مهم هم نیست. همانقدر میدانم که شماها) که الزامن نظر من نیست.شیح عزیز!این روشت درست نیست.بحث من یک بحث کلی بود٫که حالا دارم توی دتایل میروم و باز هم ربطی به این دیوانه۳۸ ندارد(آدم روش نمیشود این اسم را بیاورد٫عزیز جان اسمت را عوض کن٫پرتقال گذاشته بودی بهتر بود تا دیوانه!!!).در ثانی من کجا مدعی شدم هر کس با ما نیست پس دشمن ماست٫این فرمول را دیگر از کجا آوردی؟نه خیر اصلن اینطور نیست.در اینکه٫ همه با ما نخواهند بود شکی نیست٫ آن درصدی(حال هر چه قدر) هم که با ما نیست و شاید هیچوقت نباشد٫همانها خواهند بود که در شوراها شرکت خواهند کرد و فردای سوسیالیستی را چه خواسته و چه نخواسته خواهند ساخت.سوسیالیسم که ارث پدری ما نیست متعلق به همه است و آن جامعه متعلق به همه(نا سلامتی قرار است طبقه کارگر کل جامعه را آزاد کند و نه فقط خود را) خواهد بود٫حال یکسری پیشروان هستند که-به نظر من٫شاید نظر تو فرق بکند٫که اشکالی هم ندارد- در ح.ک.ک. جمعند و بیشتر هم خواهد شد ولی باز تاکید می کنم همه با ما نخواهند بود و اینها دشمن ما هم نیستند.


مهران محبوبی 17:48 @ Mon, 3 May 04

سلام دوستان عزیز !
روز اول ماه مه روز کارگر را به همه کسانی که این روز را روز خود می دانند تبریک می گویم !
سوسیالیسم واقعی تنها هدف کارگران جهان و این روز را برای نوید دادن برای آن جشن می گیرد!
بعلت اشکالاتی که هنوز معلوم نشده سایت روزنه بسته شده بود و امکان دسترسی به این وبلاگ برایم مقدور نبود ! بهر حال دیر تبریک گفتن ام را ببخشید!


شبح 17:39 @ Mon, 3 May 04

منوچهر عزيز!(78)
متاسفانه نوع برخوردی که ارائه می‌دهی سابقه‌ی بدی را در ذهن ايجاد می‌کند. تو داری درواقع عصبانی بودن هواداران حزب را به دشمنی عده‌یی به حزب نسبت می‌دهی و اين آن چيزی است که ما از همه‌ی حکومت‌ها می‌شنويم. حکومت فعلی چه می‌گويد. مردم شهيد داده اند آمريکا و اسرائيل دشمن ماست پس هواداران ما حق دارند عصبانی باشند... می‌دانم منظور تو اين نيست اما متاسفانه اين را در ذهن ما تداعی می‌کند.
نکته‌ی دوم که خطرناک‌تر است همين دشمن شماره يک دانستن روشنفکران است. می‌‌نويسی:" به نظر من بزرگترين اشکال امروز"فرهنگ" مردم نيست٫بلکه اين "روشنفکران" مدافع اسلام و ج.ا.ميباشد." اما در عمل ما می‌بينيم اين روشن‌فکران مدافع اسلام و ج.ا. دقيقا کسانی هستند که انتقاد کوچک يا بزرکی به حزب دارند! در واقع مدافع اسلام و ج.ا. ايران بودن انگی است که به هر مخالف شما می‌چسبد.
يک‌بار ديگر کامنت 38 که ديوانه‌ی عزيز!(بابا ديوانه جان آخه اين هم شد اسم؟!) را بخوان. کجای آن از اسلام يا ج.ا. دفاع شده است؟ چرا بايد فوری در موردش کار پليسی صورت بگيرد مچ‌گيری بيايد و بگويد او مهشيد است يکی ديگه بخواهد به لجن‌اش بکشد و ناگهان همه بريزند سرش که چه کرد گفته بالای چشم حککا ابروست!
اشکال در معادله‌یی است که می‌چينيد اينمعادله به اين شکل است.
جنبش کمونيسم کارگری= تنها جنبش انقلابی در جهان است.
حزب کمونيست کارگری= تنها نماينده اين جنبش است.
با اين فرمول هر کس خارج از حککا باشد حتما عضو جنبش کمويسم کارگری نيست و حتما ضد انقلاب است!
در حالی که صورت مسئله چيز ديگری است.
حزب کمونيست کارگری بخشی از جنبش کمونيسم کارگری را نماينده‌گی می‌کند و جنبش کمونيسم کارگری بخشی از جنبش سرنگونی طلب ج.ا. است. در اين فرمول شخصی میتواند عضو حککا نباشد اما عضو جنبش کمونيسزم کارگری نباشد. يا حتا عضو اين جنبش هم نباشد اما مدافع اسلام و ج.ا. هم نباشد. با اين ديد آن‌وقت در مورد شبح دچار سردرگمی نمی‌شويد که يک روز ملی يک روز مذهبی يک روز کمونيست يک روز مسلمان يک روز توده‌یی يک روز...
ضمنا در بحث بايد افراد را از جايگاهشان نفکيک کرد و نخست حرف آن‌ها را جدا از کشف جای‌گاهشان نقد کرد و بعد البته می‌توان به جای‌گاهشان ارجاعشان داد.


شبح 17:35 @ Mon, 3 May 04

زمينی عزيز!(82)
احتمالا ای‌اس‌پی که از آن استفاده می‌کنی کش دارد به همين دليل بايد کنترل اف‌پنج را فشار دهی تا آخرين مطلب را ببينی.


زمینی 16:08 @ Mon, 3 May 04

راستی شبح جان در وبلاگ نشان می دهد به روز کرده ای اما نمی توانم مقاله ات را ببينم؟
ارنستو گرامی از يادآوری قانون سوم نيوتن ممنون :)


زمینی 16:04 @ Mon, 3 May 04

منوچهر عزيز ۵۲
یک بار جواب من پرید و برای بار دوم می نویسم
از اين که با حوصله جواب مرا داده ای ممنونم. اما انگار اشتباهی رخ داده چون همان طور که خودت هم ذکر کرده ای انتقاد من دقيقا و به طور مشخص به افراد بود و نه حزب. چون حزب را که نمی شناسم چه ايرادی می توانم بگيرم؟ اما دوستانی که اين جا می آيند و خود را از پيروان آن معرفی می کنند کمی می شناسم! دوست من لحن کامران را چه می دانی؟ با توجه به اين که اين حزب فعاليت علنی در ايران ندارد آيا شما نمايندگان ترويج آن به حساب نمی رويد؟
خوشبختانه من نه ناسيوناليست هستم و نه روشنفکر و ... خود را آدمی معمولی می دانم که برای شناختن بهتر و بيشتر جهان پيرامونش تلاش می کند و تهمتی که کامران به من می زند را قبول ندارم در دنيای عينی هم معتقد به لجن مالی اشيا نيستم چه رسد به انسان ها که دارای شان و مرتبه ای بيشتر هستند. برخورد من تنها می تواند اين باشد که با احترام از اين گروه خداحافظی کنم چون معيارهای متفاوت(منظورم طرز برخورد است نه ایدئولوژی) ديگاه های ما مجالی برای فالوده خوردن نمی دهد.
راستی دوست من تند رو بودن با پيش رو بودن فکر کنم تفاوت داشته باشد از نظر من افرادی مثل ون گوگ در زمان خودشان پيش رو بوده اند و افرادی مثل کامران تندرو.
آیانمی شود بحث را منطقی و استدلالی پيش برد ؟ من هم طفدار بحث جدی هستم و آن را دنبال می کنم.
و ديگر اين که ممنوعيت اعدام و تفکراتی اين چنين تنها از آن يک حزب و سازمان نيست، من هم با آن موافقم در عين اين که تعلق به هيچ سازمانی ندارم. فکر می کنم نسل ۵۷
ميوه را زود چيدند و نتيجه اش را در اين دو دهه می بينيم. اگر آن ها کمی تامل بيش تری داشتند و روی شعور و فرهنگ سياسی مردم بيش تر کار می شد نتيجه ای دو صد چندان می توانستيم بگيرم و الان افسوس از دست رفتن فرهيختگان و نخبگان را نخوريم.
کامران گرامی
نه ديوانه ۳۸ را می شناسم و نه خواسته ام از او جانبداری کنم. فقط به نحوه ی برخوردت انتقاد کردم و می بينم که سخت به آن معتقدی و از همان روش هم برای جواب دادن من استفاده کرده ای ژس ديگر جای بحثی باقی نمی ماند. تنها می توانم اين را بگويم که جامعه ی انسان گرايانه آرمان من هم هست و برای رسيدن به آن تلاش خود را خواهم کرد. ممکن است تو در اسم متفاوتی در اين راستا تلاش کنی پس اگر دقت کنی ما همگی در يک جبهه ايم و بهتر است همديگر را بهتر بشناسيم تا بتوانيم برای رسيدن به جامعه ی انسان گرايانه- نه حکک :) تلاش کنيم !
موفق باشيد


ديوانه 15:41 @ Mon, 3 May 04

جناب كامران (62)!

يكبار ديگر لطف كرده و كامنت مرا بخوانيد! بدون غرض و پيش داوري بخوانيد! من كجاي آن به شما «فحش» داده ام و يا «متلك» انداخته ام؟؟
اگر حكك بطور جدي فكر به قدرت رسيدن را دارد بايد بداند كه فردا مردم و مطبوعات آزاد خواهند بود كه كاريكاتور حكمت را در روزنامه ها چاپ كنند و يا به ريش ماركس بخندند! اين ها آزادي هايي است كه بدون آن صاحبان قدرت به بيراهه خواهند رفت!
به يك رژيم پلپتي/ استالينيستي كه هر انتقادي را به مثابه اعلان جنگ به پندارد من يكي اعتقاد ندارم و فكر مي كنم جامعه ما هم از آن سير سير است!

موفق باشيد!


manochehr 15:25 @ Mon, 3 May 04

فيروزه جان.
نکته ای فراموش شد٫ببخشيد.هيچ حزبيتی برای من يکی فراتر از اصول انسانی نيست. من اين راه را اينجوری شروع کردم: چون اول به انسانيت اعتقاد داشتم ٫ در جوانی اينرا در مارکسيسم پيدا کردم و بعدها بعد از يک کم اینور و آنور به ح.ک.ک. رسيدم.به نظر من انسانيت در درجه اول قرار دارد و هيچ حزبيتی نمی تواند روی آن خاک بنشاند٫هر کس بجز اين باشد٫ فکر می کنم جهانبينی مارکسيستی را اشتباهی فهميده و راستش درک نکرده.چون تمام سوسیالیسم برای برگرداندن اختيار به انسان است.


manochehr 15:03 @ Mon, 3 May 04

ارنستو جان ۶۷.فيروزه عزيز۶۶و بقیه دوستان.
در اینکه یکسری از هواداران ح.ک.ک. از کوره در می روند.آری درست است.اما این یک تصویر است٫و تنها بخشی از واقعیت.ریشه چیست؟
با تعمیق روند انقلاب کم کم یارگیریها شدت می گیرد و جامعه هر چه بیشتر پولاریزه میشود٫ دسته های کر با صداهای محتلف در یک ردیف قرار می گیرند. این صف بندیها را هم اکنون میشود دید و فردا بیشتر و شدیدتر هم خواهد شد.همین صف بندیها امروز در قامت دفاع عرفانی از آزادی!! خود را جلوه ميدهد.اين صف ورشکستگان سياسی است که تا ديروز به ريش و ادکلن حضرت خاتمی قسم می خورد-جبهه ۲ خرداد ٫ملی.مذهبی ها که خانواده بزرگی هم هستند- وامروز دارد علنن نقش سپر ج.ا. را بازی می کند.امروز راه کارگر مدافع مستقيم اسلام می شود ودر مدح اسلام مقاله می نويسد(از جمله مقاله خانم شعله ايرانی در سوئد٫مقالات آقای شالگونی و....) با اکثريت و يک جريان قومی-ناسیونالیست در کردستان اعلاميه های مشترک می دهند وتا آنجا که بشود عليه ح.ک.ک. شانتاژ می کنند و جديدا لو دادن عناصر در ايران را شروع کرده اند(نمونه آخر اين لو دادن محمود صالحی از رهبران سر شناس کارگری توسط همین جریان قومی در کردستان است٫البته در اين مورد خود محمود صالحی تا قبل از دستگيری پريروزش در نامه ای به آن اشاره کرده بود و به افشا گری دست زد٫در عين حال اتحادیه خبازان سقز هم اين عمل پليسی را افشا کرد) اين تازه آغاز کار است و من يکی شک ندارم که فردا چه کارهای ديگر هم انجام ندهند.تمام بحث بر می گردد به شانتاژ توسط يک جريان فکری(که باز تاکید می کنم خانواده بزرگی هستند) که توان بحث سياسی ندارد٫دست به دروغ می برد٫تهمت ميزند٫می گويد اينها از فلان کشور پول می گيرند(اين را البته وزارت اطلاعات شروع کرد و ديگران ادامه دادند)٫همين مهشيد خانم چندی پيش در وب لاگش در بحش کامنتها نوشته بود که از منبع موثقی!!!(این منبع موثق کیست؟!)شنیده که ح.ک.ک. برای مقبره حکمت ۲۵۰ هزار پوند خرج کرده!!!!اگر اینها شانتاژ نیست پس چیست؟ ما می گوییم اگر بحثی هست٫ مطرح کنید چرا که نه٫باید عقاید مطرح شوند و ما همیشه از بحث-تاکید می کنم بحث-استقبال کرده ایم و حتا آنرا سازماندهی کرده ایم.خوب حالا با این تصویر-که تازه به بخش کوچکی از آن من اشاره کردم- و راستش با اینهمه شانتاژ و روشهای نازل در برخورد سیاسي شما بوديد چه برخوردی انجام ميداديد؟ما امروز تنها با ج.ا.تنها مواجه نيستيم٫بخش اعظمی از "روشنفکران" هم در مقابل اين حرکت به جلوی انقلاب ایستاده اند و نقش ترمز کننده بازی می کنند. به نظر من بزرگترين اشکال امروز"فرهنگ" مردم نيست٫بلکه اين "روشنفکران" مدافع اسلام و ج.ا.ميباشد.اين تمامی تصوير است.من باز تاکيد می کنم بياييد و مبانی برنامه ای را نقد کنيد٫اين متمدنانه ترين راه است.باور کنيد با اين شیوه از نقد همه رشد می کنند٫روشهای متمدنانه بهترین آنهاست.


روشن 13:04 @ Mon, 3 May 04

شبح عزيز.
اولا برای اينکه آنلاين بودن خود را نشان دهيم از کامنتت سپاسگذاری ميکنیم . من هم برای ابتهاج آرزوی سلامتی ميکنم.


روشن 12:44 @ Mon, 3 May 04

شبح عزیز
من هم تبریک می‌گم ...


بهزاد 11:56 @ Mon, 3 May 04

منم تبريک ميگم شبح جان :))


آورا 11:04 @ Mon, 3 May 04

سلام. از اطلاعاتت بابت روز اول می ممنون. از طرف من هم به هم لين قشر عزيز تبريک.
کاش در کشوذر ما هم واقعا بهشون در اين روزحداقل بها داده ميشد.


روزبه 10:00 @ Mon, 3 May 04

مطلبی نوشتم که حتما دوست دارم نظرت رو در اين رابطه بدونم...روزبه


سیاهکل 9:25 @ Mon, 3 May 04

برخیزید ای دوزخیان که گفته کینه انقلابی نه!!!


شين 8:58 @ Mon, 3 May 04

سلام! شاد و سالم باشی. از لينک به ترجمه‌ی شاملو ممنون! و در ضمن «فروغ» خواهری گيرش آمده‌است. :)


شبح 8:58 @ Mon, 3 May 04

کامران جان!(۶۲)
باور کن سرنوشت همه‌ی ما در گروی درک به‌تر يک‌ديگر است. از تو انتظار نمی‌رود اين‌قدر زود آتشی بشوی و از کوره در بری. تازه ديوانه که در ۵۷ معذرت خواست و اعلام کرد زن نيست. ما بايد به حرف يک ديگر اعتماد داشته باشيم.
باز هم می‌گوييم با لحن ديوانه‌ی عزيز موافق نيستم اما محتوای‌اش اين‌قدر برآشفته شدن نداشت.
متاسفانه دوست مچ‌گيری که می‌خواهد الغا کند ديوانه مهشيد عزيز است در اشتباه به سر می‌برند. مهشيد مگر ديوانه است که پس از اين همه که اين‌جا چيزی ننوشته حالا بياييد با نام متسعار بنويسد.
مطمئن باشيد نويسنده‌ی آن يادداشت مهشيد عزيز نيست. مهشيد هر عيبی داشته باشه اين حسن را داره که ترسو نيست و پشت نام اين و آن قايم نمی‌شه.


dadash 8:51 @ Mon, 3 May 04

اهم مولفه هاى نئوكولونيال سياست داخلى تهران با ملل غيرفارس ايران عبارتند از :
ف- تحريك و ايجاد دشمنى بين ملل مختلف ايران از طريق اعمال تبعيض مابين گروههاى ملى در برخوردار ساختن آنها از حقوق و امكانات سياسى و فرهنگى٫ مانند مورد حمايت دولتى همه جانبه فرهنگى-سياسى منحصر به ارامنه و اخيرا كردها.
ق- ترجيح رژيمهاى توتاليتر بر سيستمهاى دموكراسى در كشورهاى همسايه مانند روسيه٫ سعى در برهم زدن استقرار سياسى-اجتماعى و ميليتاريزه كردن آنها به قصد ممانعت از نهادينه شدن دمكراسى از طريق تحريك و تشكل گروههاى تروريست مسلح ويا بنيادگرا در آذربايجان (حزب اسلامى٫ جيش الله٫ حزب الله ولايت فقيه...)٫ تركيه٫ عراق و يا حمايت از سپاراتيستهاى مسلح (تجزيه طلبان ارمنى و تالش در آذربايجان٫ كرد در تركيه و عراق).
ك- همكارى اطلاعاتى- امنيتى –نظامى با كشورهاى شوونيست در سركوب حركات ملى-دموكراتيك ملل منطقه٫ با روسيه و ارمنستان بر عليه آذريها.

موجوديت و بقاى جمهورى نوپا٫ دمكرات و لائيك آذربايجان از سوى امپرياليسم توسعه طلب روسيه و اشغالگران شوونيست ارمنى مستظهر به دول اروپائى و ايران عملا به زير سوال كشيده شده است. اتحاد نظامى-امنيتى-سياسى امپرياليسم روسيه٫ شوونيسم فارس و ارمنستان توسعه طلب مستقيما كل موجوديت ملت آذرى در منطقه و سرزمين آذربايجان را هدف گرفته است.
اين اتحاد ماجراجويانه علاوه بر آنكه كوچكترين تاثير مثبتى بر روند دمكراتيزاسيون٫ استقرار سياسى٫ برقرارى صلح٫ بسط لائيسيسم و كوتاه نمودن دست امپرياليسم از منطقه ندارد٫ عملا به گسترش و تعميق توتاليتاريسم٫ ميليتاريسم٫ كولونياليسم٫ هرج و مرج اجتماعى-سياسى٫ بنيادگرائى اسلامى و مسيحى و دست اندازى امپرياليسم روسيه و آمريكا به منطقه كمك نموده و بر ضد منافع مردم ايران و منطقه است.
اين بلوك عميقا ارتجاعى كه گويا براى جلوگيرى از ورود امپرياليسم آمريكا به منطقه پىريزى شده است اما در عمل با گشايش پايگاههاى نظامى امپرياليسم روسيه در خاك ارمنستان٫ اشغال نظامى اراضى آذربايجان توسط اين دو كشور٫ با آغاز دور جديدى از مسابقه تسليحاتى و تا به دندان مسلح شدن دولت ايران نتيجه اى جز راندن هر چه بيشتر دولت نوپاى آذربايجان- در جستجوى متحد- به جانب همان امپرياليسم آمريكا و اسرائيل نداشته است٫ مىبايست از سوى نيروهاى دمكرات و مترقى افشاء و محكوم گردد.


firoozeh 8:32 @ Mon, 3 May 04

يکی از دشواريهای هميشگی جامعه ما اين بوده که مسير تاريخی ان هميشه دجار گسستگی بوده وهر انجه که دريک مقطع تاريخی بايد انجام ميشده بارها وبارها ناتمام رهاگرديده جرا؟ بنظر من يکی از اصول اوليه مبارزه برای تغيير وتحول دريک جامعه شناخت ان جامعه است . اگر ما اين شناخت رو از جامعه خودمون داشتيم هرگز دست اوردهايی که حاصل تلاش ومبارزه بهترين فرزندان ان مرز و بوم بود توسط دزدان انقلاب به يغما نميرفت. عدم شناخت ونداشتن ارتباط باتوده مردم ودگماتيسم در بشت درهای بسته .... متحول بايد شد همراه با بينش بويای نسل جوان ايران نسلی که اگاه است وسخت اعتماد ميکند وما بايد اعتماد اين نسل را جذب کنيم / نه باشعار با عملکردهامون. بدون تعارف همه ما دارای مشخصات فرهنگی که از خاصيت جوبان و گله گوسفندان در رنج است ميباشيم واز سويی ديگر جشم خود را بر نوکردن اين فرهنگ ونگاه تازه به انسان گشوده ايم اما نه از ان رسته ايم رفقا ونه به اين رسيده ايم .


ارنستو چه گوارا 8:09 @ Mon, 3 May 04

سلام
خوب حرفها و پاسخها خیلی چیزها را روشن کرد . با پاسخ فیروزه کاملآ موافقم .
حرفهای منوچهر را در مورد اینکه ما ایرانی ها ظرفیت بحث سیاسی را نداریم را هم قبول دارم. در مورد اینکه دو نفر با هم بحث سیاسی شدیدی کنند و بعد بروند آبجو (اینجا البته باید رفت و پالوده خورد) را هم درست میدانم ولی این فرهنگ بجز قسمت کوچکی از اروپا در هیج جائی وجود ندارد -حتی در ایالات متحده و فورآ یک بحث سیاسی تبدیل به یک مسئله شخصی میشود.
ولی انتقاد اصلیم را از رفقای حکک میگویم : دوستان حکک قانون سوم نیوتن را نمیدانند. هر عملی عکس العملی دارد مساوی با آن و در خلاف جهت آن. ولی معمولآ عکس العمل رفقای حکک چندین برابر عمل انجام شده است و این در فرهنگ ایرانیان پذیرفته نیست. اینکه میگویم هماهنگ نیست فقط منظورم حوزه های روشنفکری نیست در میان کارگرا هم پذیزفته نیست.اصولآ حکک باید خود را تا حدی با بستر فرهنگی ایران هماهنگ کند.


firoozeh 7:43 @ Mon, 3 May 04

شبح جان اين تبادل افکار ونظرات بسيار زيباست . متاسفانه ويا خوشبختانه من عضو حکک نيستم وبدلايلی که بعدا مفصل به ان حواهم برداخت با کارهای حزبی وتشکيلاتی بدليل عملکردها جندان ميانه ای ندارم اما دو نکته هست که دلم ميخواد به منوجهر عزيز که با بيشتر نظراتش موافقم مطرح کنم.......به باور من روابط انسانی هميشه بايد بر روابط حزبی ارجحيت داشته باشد دوم اينکه جريانی ميتونه بويا و متحول باشه که مدام ومدام از خودش انتقاد کنه از انتقاد وايراد اگر بجاست وسازنده نترسيم.......باسخگو باشيم .. جاذب باشيم ونه دافع جاذب نسل جوانی که دنيارا همانند ما سياه وسفيد نميبيند وبا رنگ خاکستری اشناست . نسل انقلاب به باور من نسلی اگاه : برشور و بيشرو است وهمين نسل است که در فردای ازادی ايران حرف نهاييرا خواهد زد . نسل ما (( منظورم ميانگين سنی ۳۵ تا ۴۵ )) يک نسل سوخته است.


firoozeh 7:05 @ Mon, 3 May 04

سلام بر شبح عزيز.......... سلامم را تو باسخ گوی بگشای در بگشای دلتنگم....... امروز يکشنبه است و تعطيل هستم ومن خستگی يک هفته کار رو باخواندن سايت تو عزيز وکامنتهای دوستان از تن بدر ميکنم. قبل از هرجيز اول ماه می بر همه زخمتکشان جهان گرامی باد . در سرزمين کار و سرمايه برخلاف اروبا اينروز را جشن نميگيرند. وروز laborday در ماه سبتامبر است. و اما در رابطه با کامنتهای دوستان جند نکته بنظرم رسيد که قابل بحث است ..........


manochehr 5:44 @ Mon, 3 May 04

کامران عزيز.
خطاب نوشته کوتاه من "زمينی" بود ولی روی سخنم با تمام خوانندگان اين وب لاگ ميباشد٫چون بسياری در نهان اين سئوالها را از ح.ک.ک. دارند٫ پس بايد جوابی درخور داده ميشد.چون بسياری٫ شفافيت در نظر دادن بدون تعارف و حتی تندی در بيان را مساوی ديکتاتوری ميدانند ودر ضمن يکسری ديگر بی احترامی(یا حتا فحاشی) به نظر مقابل را بعنوان "نقد" به ديگران می فروشند٫منظور من تنها نشان دادن اين تفاوتها در "نقد" بود.همين.


كامران 5:09 @ Mon, 3 May 04

خطاب به زمينی!

در انتها مثالي ميزنم تا{ زميني} معناي انتقاد و فحش دادن را متوجه بشه. فرض كن شما زميني، ناسيوناليست باشي. اگر من كامنتي بگذارم و بگويم{ ناسيوناليستها هميشه تحت عنوان ايران و ايراني دست به جنايت زده اند، ارتش انها در زمان شاه و سپاه و ارتش انها در دوران جمهوري اسلامي ،مردم را قتل عام ميكنند}اين اسمش انتقاد از انديشه ناسيوناليسم است(البته لحنش شعار گونه است) اما اگردر جواب زميني كه قبلن نظرش را درباره ناسيوناليسم و كمونيسم گفته، بگويم { خطاب به زميني و بقيه ناسيوناليستها!،چشمانتان را باز كنيد و ببينيد كه ناسيوناليسم چه كرده است و اينطور ناشيانه از ناسيوناليسم حمايت نكنيد!} و يا بگويم {اي زميني كه به هيچ انديشه سياسي اعتقاد نداري و بقيه همفكرانت! چشمانتان را باز كنيد و ببينيد بدون داشتن الگوي فكري و مدون سياسي، نميتوان ناشيانه وارد دنياي سياست شد} نام اينكار فحش دادن است به يك انسان!نه به يك حزب
در فرهنگي كه من در ان بزرگ شدم نام اينكار توهين است.شايد در فرهنگي كه شما و خانم 38 در ان بزرگ شده ايد، نام اينكار انتقاد دوستانه است!!!


كامران 5:06 @ Mon, 3 May 04

شبح عزيز!

اگر لحن پر از فحش و متلك 38 از نظر شما اسمش انتقاد دوستانه است بايد بگويم كه : برايتان متاسفم
اين حق من است كه با روش پليسي از خودم در مقابل كسي كه بطور ناجوانمردانه يا ناجوانزنانه(براي تعادل بين زن و مرد!!) به من متلك مياندازد دفاع كنم.اين اولين باري نيست كه چنين قضاوت ناعادلانه اي ميكنيد احتمالن اخرين ان هم نخواهد بود. ايا من سمپات حكك هستم كه او فحشهايي را كه ميخواهد به حكك نثار كند در كامنتي خطاب به من ميگويد؟من در كامنتهاي 13-18 نظر خودم را درباره بحث فدراسيون همبستگي گفتم و حتا از فحشهايي كه بعضي از اعضاي حكك(نه همه انها) به هاله داده بودند صحبت كردم و اين 38 امده بدون خواندن انها و فقط با ديدن اسم حكك هر فحشي را كه در دلش جمع كرده بود، گفته است. ايا او به من خطاب كرده است يا به حكك؟حرفهايي كه ايشان زده است اگر به يك حزب يا انجمن سياسي گفته شود ممكن است نامش انتقاد باشد( هر چند كه از نظر من تنها شعاراست چون به هيچ مورد خاصي اشاره نشده است انتقاد يعني اينكه به موارد اشاره شود و شعار داده نشود همانطور كه ميلاد در كامنت 28 اين كار را كرده است ) ولي اگر همين حرفهايي كه خانم 38 گفته، به يك انسان خطاب شود نام ان فحش است.فهميدن اين چيزها ممكنه براي امثال{ زميني} مشكل باشد ولي فكر نميكنم براي شما(شبح) و خانم 38 مشكل باشد! بايد ازامثال اين زميني و يا دوست عزيزش 38 سوال كرد، شمايي كه بدون خواندن حرفهاي من مياييد و همه حرفها را تحت عنوان سمپاتي و تبليغ براي حكك مردود ميكنيد ، چطور ادعاي دموكراسي و انسانيت ميكنيد!


كامران 4:47 @ Mon, 3 May 04

اقا منوچهر!توضيحات بسيار مفصل و خوبي براي زميني داده اي .به نظرمن توضيح مفصل بايد براي انسانهاي منصف و كساني كه تيز بين هستند داده شود
مطمئن هستم همين زميني كه براي شيوه برخورد من احساس تاسف ميكنه و اشك تمساح ميريزه ، وقتي كامنت 38 را كه با يك اسم تمسخر اميزگذاشته شده، ديده است،كلي قند در دلش اب شده .


Maryam 4:32 @ Mon, 3 May 04

but here (USA) the laberday is in Sep. nobody ha even heard about May,1,I have heard the chicago story but what can i say


شبح 2:44 @ Mon, 3 May 04

مريم عزيز!
مدتی کم پيدا بودی؟
راستی از ره‌گذر ثانی‌مان خبر نداری؟ خيلی کم لطف شده است يعنی بيشتر از خيلی...
ضمنا نگران ماکياول نباش! فراموش نکن که مارکس در پنجم ماه مه به دنيا آمده است. پس ماکياول بين کارگران و مارکس قرار
گرفته است. کارگران بايد ماکياول‌ها را زير پا بکذارند تا به مارکس برسند.
راستی مطلبی که در مورد ماکياول نوشته بودی خيلی جالب بود.


mariami 2:31 @ Mon, 3 May 04

شبح عزيز اول مه روز کارگر بود و سوم مه نيز روز تولد جناب ماکياول . من فکر می کنم تا زمانی که ماکياول ها و عقايدشان باقی ست هرگز ارزوی بزرگ تو که ارزوی ما هم هست به تحقق نخواهد پيوست .


ديوانه 1:23 @ Mon, 3 May 04

كامران عزيز،
من نه زن هستم و نه عضو يك گروه زنانه!
من يك انتقاد كوچك كردم. اگر فكر مي كنيد منظور من كوبيدن حككا و يا متلك گفتن بود اشتباه مي كنيد ولي با وجود اين عذر مي خواهم!
من كه دشمني با شما ندارم و يا دليلي براي دشمني من با حزب شما وجود دارد عزيز من؟
نظر من فقط از راه علاقه و خيرخواهي بود ونه دشمني. اگر لايق توجه دانستيد ممنونم و اگر نه ببخشيد و فراموشش كنيد.
با عرض معذرت از شبح و ديگران.


manochehr 0:59 @ Mon, 3 May 04

من شديدن به اينگونه شيوه های نازل در "بحث" از طرف هرکس مخالفم.اين نوع شيوه ها کمک به هیچکس نمی کند٫خواهش من اينست٫به کسانی که با اسامی غير واقعی کامنت می گذارند٫جواب داده نشود.دوستان اين شيوه ها صميمانه نيست.


شبح 0:44 @ Mon, 3 May 04

جناب مچ‌گير!(53)
می‌شد لطف کنی بگویی تو از کجا می‌دانی ديوانه کيست؟ مچ‌گيری با افترا زدن بسيار متفاوت است.


mochgirrr 0:40 @ Mon, 3 May 04

شبح شماره ۴۹
ديوانه انتقاد سازنده نمی کند می خواهد حزب کمونيست کارگری را بکوبد .. اين ها باندی هستند زنانه و بی محتوی که می شود از وبلوگ هايشان سر در آورد .


mochgirr 0:35 @ Mon, 3 May 04

ديوانه ۳۸
دوست عزيز هاله ..!!
تو که تازگی ها سايت باز کردی برو آنجا به کارهای فمنيستی ات ادامه بده .. کاری نمی شود کرد شما ها دشمنی دیرینه با کمونيست ها داريد ..
شبح اگر پی ام ما را می خواهی افشا کنی به اسم تفرقه افکنان مختاری .. اما برادر خوب انصاف داشته باش و خوب نگاه کن ببين چه کشانی در نظر خواهی تو بلوا واشوب به پا می کنند .


manochehr 0:32 @ Mon, 3 May 04

زمينی عزيز ۴۴.
نوشته توخطاب به کامران عزيز است٫ وحتما کامران خودش جواب ميدهد ولی اگر اجازه دهی من چند خط نظر خودم را بنويسم. تو مي نويسی:"۱-من حکک را نمی شناسم ولی دوستانی که به عنوان عضو می آيند اين جا و نظر می گذارند را کمی می شناسم و نظرات شماو آن ها باعث می شود که به اين نتيجه گيری برسم که۲- شما بسيار تند رو هستيد و من به عنوان يک جوان هرگز نمی خواهم چنين افرادی در راس حکومت باشند، چرا که مانند گذشته فقط نام عوض می شود و شيوه همان ديکتاتوری باقی خواهد ماند. شمايی که نمی توانيد نظر دوستان مجازی خود را در محيطی مجازی تحمل کنيد با مخالفات عقيده اتان در دنيای عينی چه می کنيد؟"
با اجازه تو ٫من نوشته ات را در ۲ بخش کردم و سعی می کنم به آن پاسخ دهم. او لا من زمانی می توانم راجع به جریانی حال هرچه٫حزب٫گروه٫دسته٫انجمن٫اتحادیه...نظر بدهم که برنامه ٫اساسنامه و غیره آن جریان را بشناسم٫اصلا ببینم حرف حسابش چیست؟ چه می خواهد؟برنامه اش برای مسائل مختلف جامعه چیست؟.صرفا با دیدن نظرات چند نفر-اصلا گیریم برخود بد و غلط من- تو نمی توانی بگویی آها شناختم.گرچه افراد در شناساندن آن جریان نقش دارند و من منکر آن نیستم ولی این همه تصویر نیست٫بخشی از آن است٫من اگر جای تو بودم٫سعی میکردم آن جریان را بیشتر بشناسم٫بعد با دلیل میگفتم چرا شما اشتباه می کنید.راستش این مسئله در مورد تمام علوم هم صدق می کند.تو نمی توانی بگویی چون من با رفتار خصوصی انشتین مخالفم پس با تمام تئوریهای او هم مخالفم.هیچ پروفسور دانشگاهی در رد تز دیگری اینکار را نکرده و راستش در مراجع صاحب نظر هم مورد قبول نخواهد بود٫تز را نقد کن و نه صاحب تز را.
دوما-تو ميگويی شما تند رو هستيد.تند رو بودن بخودی خود اثبات غلط بودن چيزی نيست.زمانی که ونگوگ شيوه جديدی در نقاشی را ارائه داد٫خيليها او را بايکوت کردند و گفتند تو تند رويی.آن شيوه نقاشی چون در آنزمان مخالف وخلاف جریان روشهای هميشگی نقاشی -در آنزمان-بود مورد شک و بی مهری صاحبنظران قرار گرفت وآن شد که ديديم.حال برگردیم سر قضیه اين نظرات تند ما در چيست؟ببين عزيز من٫يکسری مسائل فکری هستند که از اجداد به ما رسيده٫بدون اينکه ما کوچکترين فکری راجع به آنها کرده باشيم٫افکاری که ما بايد به آنها تلنگور بزنيم و ديگران را به فکر واداريم٫در غير اين صورت تغييری در دنيا بوجود نخواهد آمد.عين همين پروسه فکری در دويست سال پيش هم بود در زمان انقلاب کبير فرانسه٫يکسری آمدند و حرفهای "تند" مطرح کردند و جامعه فکری آنزمان مجبور به فکر شد و همين تندی باعث تغييراتی شد که ما هنوز داريم از قبل آن استفاده فکری می کنيم.البته يک مسئله هم هست٫"روشنفکرانی"که خواهان تغييری در سيستم فعلی نیستند٫سريعن ما را به چپ روی کودکانه محکوم می کنند٫اشکالی ندارد٫بگذار بکنند٫بالاخره در تاريخ خیلی ها نقش دارند٫ و همه نقشها هم مثبت نیست یکسری نقش ترمز در تاریخ را بازی می کنند.نظر من اینست که همین "تندی ها" باعث جهشهای زیادی در تاریخ بشری شده و اين خود يک پای اوولوسون در تاريخ است.تمام تاريخ بشر پر است از این "تنديها"٫از قيام اسپارتاکوس گرفته تا جنگ داخلی آمريکا و غيره.انقلاب ۱۳۵۷ هم بر اساس تنديهای خارج شهريها بود و از آن تندی شروع شد .اين داستان تمامی انقلابات است.در همه جا.از نيکاراگوئه تا آفريقای جنوبی تا ايران.ما نسبت به مذهب تنديم٫ ما اين اتهام را قبول می کنيم٫ما در مورد بسياری از قوانين ماقبل تاريخی تنديم و اين اتهامات را با کمال جان قبول می کنيم.ما در مورد قانون اعدام تنديم و آنرا قبول نداريم و خيلی از مسائل ديگر٫ پرونده ما پر است از تنديها ولی ما از نقادان "تندی مان" انتظار داريم که نقد کند٫چون تنها آنزمان -يعنی نقد جانانه-يک پروسه فکری رشد ميکند.اما نقدی که به ظاهر و شيوه بيان من نباشد٫بلکه افکار را نقادی کند.نه بيشتر و نه کمتر٫هر نقد ديگری از يک پايه علمی-جدی خالی خواهد بود.
حال از اين دو بخش تو به این نتيجه می رسی٫که گويا ما ديکتاتور هستيم!! و تو حتا پا را فراتر گذاشته٫ادعا می کنی که ما نظر مخالف را تحمل نمی کنيم!!با اجازه تو من کمی انرا باز می کنم.تو با اين استدلالت تنها نيستی و هيچ تقصيری هم نداری.چرا؟جامعه ما هيچگاه آزادی را نتواسته حتا يواشکی و در خانه بدون مزاهمت دستگاه پليس و اطلاعات لمس کند٫هر چی تا بحال داشتیم زندان بوده و شکنجه و آن داستانهایی که همه می دانند.ما همیشه فکر می کنیم کسی که بحث جدی و "تند" می کند٫ پس از بحث یک شمشیر از جیب بغل در میاورد و سرطرف مقابل را میبرد. این سناریویی است که هم تو و هم من با آن بزرگ شده ایم.یعنی اصلا تصور اینرا نداریم که یک بحث میتواند خیلی هم تند باشد و سر کسی هم بریده نشود و حتا بعد از بحث دو نفر با هم آبجو(البته نه با هر کسی) هم بخورند٫ این فرهنگ برای ما نا آشنااست.خوب عیبی ندارد حتا همین را هم میشود تمرین کرد.این آن چیزی است که ما متاسفانه خیلی باید رویش کار کنیم٫سر کسی بریده نخواهد شد٫ اما بحث خیلی هم جدی میتواند پیش برود. در ضمن کسی-جریانی که مخالف حکم اعدام است وخیلی از مسائل دیگر-خود ضامن این سلامت است٫ و ما اینرا هر روز تبلیغ و تر ویج می کنیم و خود ضامن آن هم هستیم٫حال کجای این دیکتاتوری است٫راستش دیکتاتوری با مزاج طبقه کارگر خوانایی ندارد٫خود کارگران آزادکنندگان کل جامعه هستند و پرچمدار آزادی.این نظر مختصر من بود.


كامران 0:16 @ Mon, 3 May 04

زمینی 44
خيلی متاسف شدم ازحمايت چشم بسته شما از فردي كه به صورت غير مترقبه به من متلك انداخته است!
من اكثر خوانندگان وبلاگ شبح را نميشناسم ولی بعضي ازدوستان شما که به عنوان نظر دهنده می آيند اين جا و نظر می گذارند را کمی می شناسم و نظرات شماو همفكران شما باعث می شود که به اين نتيجه گيری برسم که شما جز با متلك انداختن و لجن پراكني به ديگران نميتوانيد نظر خود را بيان كنيد. من به عنوان يک جوان هرگز نمی خواهم چنين افرادی در راس حکومت باشند، چرا که مانند گذشته فقط نام عوض می شود و شيوه همان ديکتاتوری و سر كار گذاشتن جوانان با{ اب توي هاون كوبيدن} باقی خواهد ماند. شمايی که نمی توانيد نظرخود را بدون متلك انداختن و لجن مال كردن طرف مقابل بيان كنيد و به حمايت از{ متلك گويندگان و متجاوزان به حق بيان ديگران} بر ميخيزيد ، با مخالفان عقيده اتان در دنيای عينی چه می کنيد؟من طرفدار هيچ كدام از احزاب سياسي كه مدعي دروغين دموكراسي هستند، و ميخواهند بعد از پايان عمر جمهوري اسلامي ، جوانان را از صبح تا شب در مراكز كار و توليد به كار گل وادار كنند و خودشان در مراكز به اصطلاح قانون گزاري ، به وقت گذراني و پر حرفي مشغول شوند، نيستم.اميدوارم يك سيستم انساني و رفاه گرايانه و ازاد، كه همه انسانها را به چشم انسان ببيند نه به چشم ابزار توليد،در اين سرزمين رايج شود.
بايد خيلی باهوش باشی که مرا به عنوان يكي از اعضاي حكك شناسايي كرده اي! من هيچ كدام از اعضاي حكك را نمی شناسم اما با حرف كارل ماركس كه ميگفت تمام احزاب مدعي دروغين دموكراسي، در لحظات حساس تاريخ براي به بردگي كشيدن مردم با يكديگر متحد ميشوند، موافقم.(البته اين عين جمله ماركس نبود، مضمون ان چنين بود)
شبح بسيار عزيز، ببخش که بر خلاف خواسته ام از مکانی که در اختيارمان قرار داده ای برای جواب به يکی از مخاطبانت استفاده کردم. واقعا پوزش مرا بپذير


كامران 0:16 @ Mon, 3 May 04

زمینی 44
خيلی متاسف شدم ازحمايت چشم بسته شما از فردي كه به صورت غير مترقبه به من متلك انداخته است!
من اكثر خوانندگان وبلاگ شبح را نميشناسم ولی بعضي ازدوستان شما که به عنوان نظر دهنده می آيند اين جا و نظر می گذارند را کمی می شناسم و نظرات شماو همفكران شما باعث می شود که به اين نتيجه گيری برسم که شما جز با متلك انداختن و لجن پراكني به ديگران نميتوانيد نظر خود را بيان كنيد. من به عنوان يک جوان هرگز نمی خواهم چنين افرادی در راس حکومت باشند، چرا که مانند گذشته فقط نام عوض می شود و شيوه همان ديکتاتوری و سر كار گذاشتن جوانان با{ اب توي هاون كوبيدن} باقی خواهد ماند. شمايی که نمی توانيد نظرخود را بدون متلك انداختن و لجن مال كردن طرف مقابل بيان كنيد و به حمايت از{ متلك گويندگان و متجاوزان به حق بيان ديگران} بر ميخيزيد ، با مخالفان عقيده اتان در دنيای عينی چه می کنيد؟من طرفدار هيچ كدام از احزاب سياسي كه مدعي دروغين دموكراسي هستند، و ميخواهند بعد از پايان عمر جمهوري اسلامي ، جوانان را از صبح تا شب در مراكز كار و توليد به كار گل وادار كنند و خودشان در مراكز به اصطلاح قانون گزاري ، به وقت گذراني و پر حرفي مشغول شوند، نيستم.اميدوارم يك سيستم انساني و رفاه گرايانه و ازاد، كه همه انسانها را به چشم انسان ببيند نه به چشم ابزار توليد،در اين سرزمين رايج شود.
بايد خيلی باهوش باشی که مرا به عنوان يكي از اعضاي حكك شناسايي كرده اي! من هيچ كدام از اعضاي حكك را نمی شناسم اما با حرف كارل ماركس كه ميگفت تمام احزاب مدعي دروغين دموكراسي، در لحظات حساس تاريخ براي به بردگي كشيدن مردم با يكديگر متحد ميشوند، موافقم.(البته اين عين جمله ماركس نبود، مضمون ان چنين بود)
شبح بسيار عزيز، ببخش که بر خلاف خواسته ام از مکانی که در اختيارمان قرار داده ای برای جواب به يکی از مخاطبانت استفاده کردم. واقعا پوزش مرا بپذير


شبح 0:15 @ Mon, 3 May 04

کامران عزيز!(41)
چرا انتقاد نسبتا دوستانه‌ی دوستی که با نام ديوانه در 38 برای شما کامنت گذاشته است را اينگونه پليسی و با گوشه و کنايه پاسخ می‌دهی؟ دوست عزيز کی می‌خواهيد بين دشمنانتان ومنتقدانتان فرق قايل شويد؟
من با جوهره‌ی حرف ديوانه موافق هستم. هر چند نسبت به لحن‌اش انتقاد دارم. اما جوهره‌ی حرف‌ها را بايد درک کرد. اسير لحن‌ها شدن و با گوشته و کنايه با اين و آن برخورد کردن چيزی را عوض نمی‌کند. به‌نظر من بايد به اين انتقادات پاسخ دهيد. نه سعی کنيد انتقاد کننده را به لجن بکشيد دوارن اين‌گونه پلوميک‌ها به‌سرآمده است. با نسلی پرسنده روبه‌رو هستيد.


شبح 23:47 @ Sun, 2 May 04

هاله جان(33) ترانه‌ی عزيز!(45)
شرمنده که موجبات ناراحتی‌تان را فراهم آوردم. حدود بيست و چهار ساعت دومين‌ام قطع شد که خوش‌بختانه برای من و متاسفانه برای آن‌ها که خودتان می‌شناسيدشان دوباره وصل شد.


شبح 23:41 @ Sun, 2 May 04

شراگيم عزيز!(۳۵)
همانطور که کريسمس به مسيحيان مربوط نيست! روز کارگر هم مختص کمونيست‌ها نيست.
از تبريک‌ات متشکرم. به هر حال من خود را کمونيست می‌دانم اگر کاتوليک‌تر از پاپ‌ها قبول‌ام داشته باشند.
احتمالا اين رفقا مرا کمونيست التقاطی می‌دانند!
به هر حال اين مهمه که از شادی ما شادی.


javan socialist 23:29 @ Sun, 2 May 04

gozareshe maraseme avale may http://www.javaan.net/gozaresh_kargari/mai1.htm


ترانه 23:07 @ Sun, 2 May 04

شبح عزيز!
يك كامنت ۳۴ گذاشتم كه شايد كمی نامفهوم باشه توضيح اينكه با خوشحالي بعد از مراسم و جشن اول ماه مه آمدم كه هم پيام تبريكی برای تو (كارت قبلن فرستاده بودم) و دوستان بنويسم و هم شادی خود را با شما قسمت كنم من از ديشب ارتباطی با وبلاگ تو نداشتم حالم گرفته شد مخصوصن كه در وبلوگ نانا٬ منوچهر هم نوشته بود كه ارتباط قطع است بهر حال بقيه اش نگرانی بود كه خوشبختانه مهم نبود و نتيجه اش هم در ۳۴...
شبح به اين عزيزي محصول زحمات و پشتكار خوب توست و پاس داشتن عزت و حرمت انسانی تو، نياز به چنين فضايي!!

بعد از اينكه خيالم راحت شد فكر كردم كمي استراحت مي كنم اما يك فراخوان تلفنی نياز به وجود كمك براي نجات جان يك انسان ديپورتی مرا هم بجمعي اضافه كرد كه با حضور گسترده خود مانع از انتقال پناهنده ای مخفی به ايران شدند! الان كه اين خطوط را می نويسم محمد كسی كه سه سال از چهار سال عمرش را در سوئد مخفی گذرانده و بدون كمك مالی سوسيال شبها و روزهای سختی را پشت سر گذاشته و با مبلغی كه از ُراه كار ارزانُ براي خانواده اش در ايران مي فرستاد اما تنها اميدش گرفتن اقامت و آوردن ايشان /خانواده بود مجبور شد در يك فرصت ناگهانی شيشه های پنجره را بشكند و از ميان شيشه هاي خوردشده تن خود را بيرون بكشد و جمعيت او را در ميان خود گرفته و فراری دهد. اين را حتمن روزنامه های سوئد فردا مينويسند.
ُمحمد هاُ همه جا هستند و ازُ هر كجا ُ مي آيند ولي مي بايست برگردانده شوند...

انگيزه نوشتن من جماعتي بود از هر دسته و گروهی كه با حضور خود فرار محمد را امكان پذير كرد بدون هيچ شناختي از همديگر چه حقوقي و چه حقيقي!!

فقط خواست يك حركت انساني بود كه موفق هم شد!!


زمینی 22:29 @ Sun, 2 May 04

کامران ۴۱-۴۳
خيلی متاسف شدم از شيوه ی برخورد شما!
من حکک را نمی شناسم ولی دوستانی که به عنوان عضو می آيند اين جا و نظر می گذارند را کمی می شناسم و نظرات شماو آن ها باعث می شود که به اين نتيجه گيری برسم که شما بسيار تند رو هستيد و من به عنوان يک جوان هرگز نمی خواهم چنين افرادی در راس حکومت باشند، چرا که مانند گذشته فقط نام عوض می شود و شيوه همان ديکتاتوری باقی خواهد ماند. شمايی که نمی توانيد نظر دوستان مجازی خود را در محيطی مجازی تحمل کنيد با مخالفات عقيده اتان در دنيای عينی چه می کنيد؟
من طرفدار حکک و يا کمونيسم(یا کمونیست) نيستم تا جايی که از مارکس و ديگران خوانده ام بعضی از عقايدشان را محشر می دانم و بعضی را قبول نمی کنم . و اميدوارم دموکراسی بدون هيچ گونه جهت گيری حزبی در اين سرزمين رايج شود. راستی بايد خيلی باهوش باشی که نويسنده ۳۸را شناسايی کرده ای! من ايشان را نمی شناسم اما با دو جمله آخرش بسيار موافقم.
شبح بسيار عزيز، ببخش که بر خلاف خواسته ام از مکانی که در اختيارمان قرار داده ای برای جواب به يکی از مخاطبانت استفاده کردم. واقعا پوزش مرا بپذير.


كامران 20:44 @ Sun, 2 May 04

يک نکته را يادم رفت به خانم دیوانه بگويم.
دوستتان خانم هاله احتمالن از کينه ورزی دست برداشته است.ای کاش شما هم از اين کينه بيجا دست برداريد


كامران 20:33 @ Sun, 2 May 04

ادامه از كامنت قبلي ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


كامران 20:31 @ Sun, 2 May 04

دیوانه ۳۸

خطاب به خانم ديوانه محترم و ديگر نازنينان به اصطلاح طرفدار جنبش برابري زنان!!!!!

اي كاش از امكاناتي مثل وبلاگ شبح بيشتر در راه شناختن جامعه ايران و نظرات موجود در ميان جوانان امروز ما و اموزش دادن به جوانان علاقه مند به كار سياسي و اجتماعي و در عین حال اموزش گرفتن از جوانان، استفاده مي كرديد تا اينطورعقده گشايي ناشيانه و فحش دادن به ديگران!

اي كاش لااقل چشمانتان را باز مي كرديد و مي ديد په اين شيوه متلك انداختن و فحش دادن، در وبلاگ شبح ، فقط كينه و نفرت را بين خوانندگان وبلاگ گسترش ميدهيد و مردم و جوانان را از كار اجتماعي و سياسي فراري ميدهيد!

واقعيت اين است كه بعد از بيش از دودهه دوري از جامعه ايران از سرعت تحولات در جامعه ايران بخصوص {جامعه زنان} بيخبر مانده ايد. اي كاش موقعيت خويش را درست ارزيابي مي كرديد و از فرصت ها استفاده مي كرديد و وقت زنان ايران را با گفتن شعارهاي كلي و تكراري تباه نميكرديد!

البته من روي سخنم با كساني كه براي {خدمت به نظام سرمايه داري و برده داري} و{ انداختن نسل جوان به ورطه بردگي براي سرمايه داران} به جنبش شما روي آورده اند نيست، بلكه اعضاي صادق و روراست منظورم هستند.

رفتار و كردار شما باعث ميشود كه زنان ايران از كار سياسي و اجتماعي نا اميد شده و مجبور شوند بين نظام اخوندي و يا نظام بردگي براي سرمايه داران ، يكي را برگزينند.نظام برده داري سرمايه ممكن است به شكل ((((نظامي در نقاب جمهوري خواهي))))) و يا چيز ديگري باشد.

نسل جوان پاك و بي الايش ما بعد از 2500 سال ويشتر، تحمل اين گونه تعصب ها و دروغها و شيادي ها ،ديگر از هر چي ايمان بي چون و چرا و{ايمان با چون و چرا!!!} و شيادي و دروغ و مذهب فراري است!

اي كاش مي ديديد و مي فهميديد !!!

ميخواهم يك جمله بي ربط هم بگويم!
روز زن ربطي به فمينيسم بودن ندارد، هرچند فمينيست ها بيشتر از هر كس براي احياي حقوق زنان مبارزه كرده اند!

چند نكته ديگر
اي كاش اينقدر غرور و تكبر وجودتان را نگرفته بود و{ تعريف از خود نمي كرديد}!!!

اي كاش كينه و نفرت همه وجودتان را نگرفته بود و اگر دوستي قديمي در وبلاگتان پيامي ميگذاشت پاسخ او را ميداديد!!!

اي كاش اول همه كامنتها را ميخواندي و بعد نظر ميدادي و نه اينكه با ديدن اسم حكك شروع به عقده گشايي كني.

شما به دليل كينه اي كه ازچند نفر از اعضاي حكك داريد، امده ايد اينجا ودر حاليكه يك ماه از اخرين كامنت شما ميگذرد،باز كينه خود را تخليه ميكنيد.اي كاش فقط يك بار هم كه شده از اين كينه ورزي و غرور بي اندازه دست برداريد!!!!!

اگربعضي احزاب جمهوريخواه كه شما هم جز انان هستي مثل شما كينه ورز و عقده اي باشند پس واي به حال نظام جمهوري كه بخواهد به وسيله اينان روي كار بيايد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...


banafshe 17:41 @ Sun, 2 May 04

شبح جان اين دو مطلبی که بهشون لينک دادی خيلی جالب بودند- اون پنج روزی هم که بعد از همین مطالب فقط مختص کارگران نوشتی خيلي استفاده برديم. روز کارگر مبارک.


هاله 16:24 @ Sun, 2 May 04

شراگیم جان - اولشم گند زدی مث که! :)

روز کارگر در تمام دنیا جشن گرفته میشه و مختص کمونیستها نیست.


ديوانه 16:21 @ Sun, 2 May 04

شراگيم جان،
روز كارگر ربطي به كمونيست بودن ندارد، هرچند كمونيست ها بيشتر از هر كس براي احياي حقوق كارگران مبارزه كرده اند. اگر از ما خارج نشينان بپرسي خواهي دانست كه اول ماه مه را بيشتر از هر كس سنديكاهاي كارگري جشن مي گيرند كه تقريبا هيچكدام كمونيست نيستند!


خطاب به كامران و ديگر نازنينان حزب كمونيست كارگري!
اي كاش از امكاناتي مثل وبلاگ شبح بيشتر در راه شناختن جامعه ايران و نظرات موجود در ميان جوانان امروز ما استفاده مي كرديد تا اينطور تبليغ ناشيانه و متعصبانه حزب اتان!
اي كاش لااقل چشمانتان را باز مي كرديد و مي ديد په اين شيوه بيشتر مردم را از خود فراري مي دهيد!
واقعيت اين است كه بعد از بيش از دودهه دوري از جامعه ايران ديگر شما بيشتر مي توانيد ياد بگيريد تا ياد بدهيد! اي كاش موقعيت خويش را درست ارزيابي مي كرديد و از فرصت ها استفاده مي كرديد!
البته من روي سخنم با كساني كه به دنبال قدرت و رهبري به حزب شما روي آورده اند نيست، بلكه اعضاي صادق و روراست منظورم هستند.
رفتار و كردار شما بيشتر شبيه يك مومن معتقد ديني است تا يك مبارز و روشنفكر اجتماعي!
جامعه ما بعد از دو دهه تحمل اين گونه تعصب ها ديگر از هر چي ايمان بي چون و چرا فراري است!
اي كاش مي ديديد و مي فهميديد !!!


manochehr 16:17 @ Sun, 2 May 04

دوستان عزيز!
ديروز در مراسم روز کارگر در سقز تعدادی از رهبران سرشناس کارگری توسط رژيم بخاطر برگزاری روز کارگر دستگير شده اند! کارگران ۳۶۵ روز در سال استثمار می شوند٫و حتا در آن ۱ روز که ميخواهند بگويند در ۳۶۴ روز ديگر سال چه بر سر ما آمده مورد ضرب و شتم قرار می گيرند و دستگير ميشوند! اسامی اين عزيزان عبارت است از:
محمود صالحى، جلال حسينى، برهان ديوانگرد، فخرالدين واصلى، اسماعيل خودکام و محمد عبدى.
همه انسانهای آزادی خواه و برابری طلب بايد به اين عمل شدیدا اعتراض کنند٫تومار جمع کنند٫رژيم را زير فشار بگذارند تا اين عزيزان هرچه زودتر آزاد شوند.
اصل خبر را در اينجا بخوانيد:
http://www.rowzane.com/000_etelayeha/2405/240501-e39.html


شراگيم 15:47 @ Sun, 2 May 04

فکر کنم آخرش رو گند زدم...! :">


شراگيم 15:46 @ Sun, 2 May 04

شبح جان نميدونم منی که عقايد کمونيستی ندارم هم بايد تبريک بگم يا نه...؟ ولی به هر حال همونطور که کريسمس رو به هموطنای مسيحيم تبريک گفتم روز کارگر رو هم به تو و همه دوستای خوب کمونيست و چپی تبريک ميگم...ايشالا سال خوبی داشته باشيد...


ترانه 13:21 @ Sun, 2 May 04

شبح جان !
فقط بگم ۱Maj از ديروز تا بحال زهرم شد ...حالا برم بخوابم... يك شب بي خوابی طلب من.
چقدر خوشحالم بقيه اش باشه براي بعد! ترانه


هاله 13:04 @ Sun, 2 May 04

فقط اومدم کتکت بزنم و برم. :)


شبح 12:34 @ Sun, 2 May 04

دوستان عزيز!
چند ساعتی برای دومين‌ام اشکال پيش آمد. که درست شد. اگر ايميل‌های‌تان برگشت خورده ببخشيد. دوباره بفرستيد.


امشاسپندان 9:48 @ Sun, 2 May 04

نمی خواهم ارمانگرايانه ارزوهای محال کنم و بگويم که اميدوارم اختلاف طبقاتی برداشته شود و شرايط مساوی برای همگان ايجاد شود اما ارزو می کنم که شرايط معيشتی بهتری برای اين قشر زحمتکش ايجاد شود و همچنين اميدوارم که به وضع ما معلمان هم توجه بيشتری شود.باشد که به مقصود رسيم!


امشاسپندان 9:48 @ Sun, 2 May 04

نمی خواهم ارمانگرايانه ارزوهای محال کنم و بگويم که اميدوارم اختلاف طبقاتی برداشته شود و شرايط مساوی برای همگان ايجاد شود اما ارزو می کنم که شرايط معيشتی بهتری برای اين قشر زحمتکش ايجاد شود و همچنين اميدوارم که به وضع ما معلمان هم توجه بيشتری شود.باشد که به مقصود رسيم!


Bitter Coffee 0:17 @ Sun, 2 May 04

چه تقارن جالبی! ... به نفع کسانی شد که میخواهند اتفاقات مهم را زیر سایه اتفاقی دیگر ( به نام اسلام ) پنهان کنند ...


ميلاد 18:11 @ Sat, 1 May 04

من از خوانندگان نظرخواهى‌
ها هستم شايد بدين سبب كه مى خواهم ايرانيان را كه سالهاست از انان دور بوده ام را بهتر بشناسم. در اين چند ماهى كه اين صفحه ى پربار را خوانده ام غبار اندوهى كهنه، باز به خاطرم نقبى زده، غبارى كه در پى اش در ساليانى نه چندان دور ديوانى چنگيز صفت سر براوردند، در خيابان هاي انقلاب ۵۷.
دوستانه بگويم اين اخرين جدل بر سر شكوانامه براى حقوق ايرانيان افغان تبار درد را تازه كرد، همانگونه كه چند هفته اى پيشتر نحوه ي استدلال هاى فردى به نام شراگيم بر له حكم اعدام. پس اين نظر را درد دل بدانيد و بس.
حقيقت آنكه حس مي كنم ما ايرانيان كه دويست سالي ست كه در بزنگاهاي تاريخي شاهد حضور تعين بخش گروه هاى فشار، اوباش و لمپن ها بوده ايم. شايد بتوان گفت كه اين نيروى اجتماعي بيشترين تاثير را بر روند رويدادها داشته است. از قتل شاعران روس در ايران تا هجوم به كارگاه هاى صنعتى ارمنيان در تبريز در قرن نوزده، اين نخستين تبلورهاى كاپيتاليسم صنعتي، تا شعبان ها و غفارى ها و ديگران. احساس من اينست كه اجزايى از رفتار و نحوه ى برخورد و انديشيدن اين نيروها به تدريج در بطن گفتار ايراني جاى باز كرده است. بزرگترين مشخصه اين رفتار بيگانگي ش با مفهوم مسوليت است. سياست ميدان انديشه و عمل مسولانه است و يا ديگر سياست نيست، بازى مجازى ست براى خرده بورژواهايي كه فردا را مى هراسند. من نه ماركسيست ام نه علاقه مند به حزب كمونيست كارگري . اين به معناى نفى ماركسيسم بمثابه موتور اصلى سياست راديكال در قرن بيستم نيست مى ‌توان ماركس را پاس داشت و ماركسيست نبود و مى توان از لنين و گرامشى يا آلتوسر آموخت معناى انديشه و پراتيك مسولانه سياست را
با اين مقدمه و به اميد رفع سوتفاهم هاي ناگريز به سه نكته اشاره مى كنم.
نخست آنكه برخورد بازجويانه با فدراسيون پناهندگان كه شايد تنها حركت موفق كادرهاى حكك باشد جاى تاسف دارد. فردى بنام منوچهر در اين رابطه به عرف كار احزاب كارگرى در اروپا اشاره كرد و سخن ايشان كاملن درست بود. فرد ديگرى به نام كامران به اساسنامه فدراسيون رجوع داد كه اين نيز در تكميل استدلال پيشين درست بود. پيش نهادن شكوانامه اى ديگر و تماس با نويسندگان شكوانامه نخست براى دعوتشان به الحاق به نوشته اى جامع تر نيز بر سياق متعارف كار سياسي و اجتماعى ست.
دوم آنكه به باورم مشكل درك معناى "وابستگى" و "استقلال" در نزد دوستان ايراني ست.
در نوشته هاى آقاى علي به باورم وابستگى شديدى به "من" و قائم بالذاتى من است كه سرانجامش پارانويايست كه خانوم هاله بدان مي رسد. يك ايده، يك انديشه، حتا ايده ى تخت جمشيد، بزرگ تر از چارديوارى "من" است. بپذيريمش و مسولانه بر اساس اين پذيرفتن با ديگران همراه و هميار باشيم. دنيا تنها آيينه اى براى اثبات برترى و زيبايى "من" و اسقلال ماليخوليايي اش نيست. اين عادتي ست ايراني كه گويا در اين دو دهه به اعتياد بدل گشته.

سوم آنكه حكك در گفتمانش دچار نوعى ضعف اساسى ست كه سببش دورى اجبارى كادرهاش از مبارزه اجتماعى در ايران است. از همين رويست كه فدراسيون برخوردهاش بالنسبه مسولانه تر ست چرا كه اين دوستان در درون جنبشى ملموس نفس مى كشند و در هر قدم اميال و خواسته هاشان را با مجبورند با ساعت واقعيت ميزان كنند. وگرنه اينكه حكك گاه و بيگاه شكست گفتمان رفرميست در ج.ا. را معلول سياست خويش مى داند هر انسان انديشمندى را، ماركسيست يا نه، نگران مى كند، نگران سلامت انديشه اين دوستان صادق و كوشا.
بياييد از اين فضاى مجازى بهره بريم براى درك نقادانه از خود. ج.ا. بيرون ما نيست، بلكه در درون انديشه ما نيز لانه كرده است. بياييد به جاى استفاده بيمارگونه از ماركسيسم براى كشف منزلگاه فكرى پنهان شده افراد، بپردازيم به تشخيص خواسته ها و منافع نيروهاى اجتماعى حاضر در ايران و فرداى ايران. بياييد پس ايرانيان افغان تبار را دريابيم كه اين انگيزه حركتى بود بزرگ تر از من، "شرق" و غرب يا شناسنامه حزبى افراد.
در پايان پرسشى را پيش مى نهم : نبايست خواهان به رسميت شناختن حقوق شهروندى همه ايرانيان افغان تبار باشيم؟ م


Arashe Sorx 17:18 @ Sat, 1 May 04

Happy MAY DAY!
روز كارگر بر همه جهانيان مبارك! به اميد روزي كه دوزخيان زمين و زنجيريان گرسنگي براي سرنگوني حاكمان خون‌خوار و غدار به پا خيزند!
از عيد انقلابي كارگران نوشته‌ام، ممنون مي‌شم بخونيد!


atash 14:51 @ Sat, 1 May 04

تبريک به همه انسان های آزاديخواه که منافع شان با منافع طبقاتی کارگران گره تاريخی خورده است ....


گلناز 14:44 @ Sat, 1 May 04

تبريك ، رفيق شبح !


A.S 14:04 @ Sat, 1 May 04

اين روز را به همگی تبريک می گويم ... اميدوارم روزی برسد که تقسيمات طبقاتی و سوءاستفاده های ناشی از آن برداشته شوند و اختلاف انسانها در ظاهر ، حرفه ، هوش و نحوه فکر کردن ، بعنوان بدیهیات و طبیعت انسان ها پذیرفته شوند و باعث جبهه گيری های خصمانه نگردند


هستی 12:46 @ Sat, 1 May 04

به شما هم مبارک. با امید به درک معنای روز کارگر و تلاش کارگران ایرانی برای دریافت حقوق انسانی خودشون.


داريوش شاهد 11:32 @ Sat, 1 May 04

اول ماه مي ، روز جهاني كارگر ، بر تماميِ زحتمتكشانِ زنجير به پايِ لبدوختهِ دل سترگِ آزاده مبارك باد.


روزبه 8:30 @ Sat, 1 May 04

چه تقارن خوب و جالبی...ولی بديش اينه که وجه تسميه اين روز در ايران به کشته شدن يه تئورسين ترور و اختناق بر می گرده ولی مهم خود اون روز هست...روزبه


KAMRAN 7:10 @ Sat, 1 May 04

با عر ض پوزش دو اشتباه تو کامنتهای قبلی من بود اصلاح میکنم
توی کامنت ۱۵ اشتباهن گفتم {خودت اين بحث رو راه انداختی} اصلاح ميکنم {خودت اين دعوا رو راه انداختی از کامنت ۱۸۷}

توی کامنت ۱۶ اشتباهن گفتم {صنف وبگرد} اصلاح ميکنم {صنف وبلاگ نويس}


KAMRAN 5:41 @ Sat, 1 May 04

يك مورد ديگه من تعجب ميكنم كه بعضي دوستان اومدن و دانشجوهاي ايراني كه تو اروپا و امريكا درس ميخونن رو با پناهنده افغانستاني كه هيچ حقي تو ايران نداره مقايسه ميكنن پناهنده افغانستاني توي ايران حق نفس كشيدن رو هم نداره اون با هزار بدبختي خودش رو رسونده به ايران تا چند سال بيشتر زنده بمونه البته اگه بمونه دانشجوي ايراني رفته اونجا درس بخونه با برنامه ريزي قبلي و يك سري امكانات كه با خودش برده اونجا ولي پناهنده افغانستاني از بدبختي و نكبت فرار كرده و هيچي نداره !هيچي


KAMRAN 5:40 @ Sat, 1 May 04

ميگوييد اگه حزب توده پتيشن راه بندازه ايا حكك امضا ميكنه من بجاي حككي هاجواب ميدم اگه اعضاي حزب توده برن يك سازمان حمايت از پناهندگي درست كنن و به همه پناهنده ها به يك چشم نگاه كنن و به همه افراد بدون توجه به وابستگيشون اجازه بدن توي سازمان عضو بشن واون سازمان يه پتيشن براي حمايت از پناهنده ها بنويسن مطمئن باشيد كه حكك پتيشن اونها رو امضا ميكنه يعني اينكه پتيشن اون سازمان حمايت از پناهندگي رو امضا ميكنن نه پتيشن حزب توده رو اگه اعضاي سازمان فداييان اكثريت بياد و يك سازمان طرفداري از محيط زيست تاسيس كنه و براي جلوگيري از نابودي جنگلهاي ايران يك پتيشن درست كنه و براي همه سازمانها و گروهها بفرسته مطمئن باشيد كه حكك هم اونو امضا ميكنه و نميپرسه كه شمايي كه پتيشن درست كردي جد و ابادتون به كي ميرسه و روزي چند بار نماز ميخونيد به شرط اينكه متن اون درست تنظيم شده باشه ومشكلات روخوب بيان كرده باشه مثلن اين متن سه جور ميتونه نوشته بشه يك جور اينه { جنگلها در حال نابوديه جنگلها ريه فرزندان ما هستند مردم براي جلوگيري از اون هر كاري از دستتون بر مياد انجام بدين و دولت ايران بايد هر چه سريعتر اين روند رو متوقف كنه } جور ديگه اش اينه { جنگلها در حال نابوديه از سازمانهاي چوب بري عاجزانه درخواست ميشه كمي هم فكر جنگلها باشيد} و يك جور ديگه اينه{ جنگلها در حال نابوديه از حضرت ايت الله خامنه اي عاجزانه درخواست ميكنيم تا نظر لطفشون رو از جنگلها دريغ نكنند چاكر و مخلص معظم اله هم هستيم} خودتون قضاوت كنين حكك يا هر كسي كه واقعن دلش براي محيط زيست ميسوزه كدوم پتيشن رو امضا ميكنه خوب معلومه فقط اولي رو امضا ميكنه پتيشن دومي و سومي فقط يك مشت هچويات و چرنديات توش نوشته شده و هيچ ادم عاقلي اون رو امضا نميكنه يادم مياد چهار سال پيش كه انتفاضه فلسطين شروع شد بعضي ازفعالهاي سياسي بيانيه اي رو براي محكوم كردن جنايتهاي دولت اسرائيل نوشته بودن حكك رابطه خوبي با اون فعالهاي سياسي نداشت ولي منصور حكمت پاي اون بيانيه رو امضا كرد و نپرسيد كه شمايي كه اون بيانيه رو نوشتي چيكاره اي و وابسته حزبيت چيه چون بيانيه درست تنظيم شده بود اگه هم حكك چيزي رو امضا نكرد هيچ وقت نيومدن بر عليه كسي افشا گري كنن اگه هم ميخواستن نظر بدن اينجور ميگفتن{ بدليل اين اشكالي كه توي متن اون هست ما اونو امضا نميكنيم} و هيچوقت نگفتن{ چون بعضي از شما رو قبول نداريم پس بيانيه تون رو هم قبول نداريم}
البته يك حالت ممكنه پيش بياد مثلن اگه يك عده طرفدار محيط زيست كه وابستگي حزبي دارن يك انجمن محيط زيست تشكيل بدن و توي اساسنامشون بگن{ حتمن بايد به فلان چيز مثلن به ولايت فقيه اعتقاد داشته باشي} اگه يك همچين انجمني پتيشن راه بندازه براي حمايت از جنگلها هيچوقت حكك اون رو امضا نميكنه چون اون انجمن حمايت از محيط زيست نيست اون انجمن پاتوق طرفدارهاي ولايت فقيه هست حالا خودتون قضاوت كنين ايا توي اساسنامه فدراسيون همبستگي حرفي ازانديشه حزبي و ايده ئولوژي اومده كه شما هي تكرار ميكني وايستگي حزبيتون چيه من مطمئنم اگه همين الان يك عضو حزب توده بره دفتر فدراسيون و تقاضاي عضويت كنه اون رو به عضويت قبول ميكنن كار اين فدراسيون يك كار تخصصيه و اصلن ربطي به ايده ئولوژي و حزب نداره وب سايت همبستگي رو كه نگاه كنيد خودتون ميبينيد كه نويسنده هاي مقاله هاشون از همه طرز تفكري هست فقط يك چيز بايد بينشون مشترك باشه اعتقاد داشتن به حق پناهندگي


KAMRAN 5:39 @ Sat, 1 May 04

خانم هاله
در مورد متن پتيشن من از علي هيچ انتظاري ندارم اونهم مثل من يه جوونه كه تازه اومده تو دنياي فعاليتهاي سياسي اجتماعي و شايد از اين ريزه كاريا خبر نداشته باشه ولي شما كه تجربه داري چرا گذاشتي متن ضعيف بره توي پتيشن بخاطر وقت نداشتن؟ شما ادم تيزهوش و زيركي هستي و بي دليل يه حرف رو نميزنيد وقتي ميگي { میلیونها ایرانی در جاهای دیگه دنیا دارن سرویس میگیرن ما هم باید یه چیزی در قبالش بدیم}ميشه از توي حرف شما يه چيزهايي رو دراورد يعني اينكه {اقا جان مجبوريم پناه بديم چشممون كوركنوانسيون رو امضا كرديم ميخواستن امضا نكنن}.متني رو هم كه توي پتيشن گذاشتين روي حساب كتاب بوده
من متن نامه هاي اينجا رو خوندم فرشاد حسيني با اسم و رسوم خودش به شما اي ميل زده ودر جواب شما ادرس وبسايت همبستگي رو گذاشته توي ايميل شما از اون سوال ميكني وابستگي حزبيت رواعتراف كن!همبستگي يك سازمان تخصصيه اگه شما درمورد تاريخچه راه اندازيش خبر نداري مشكل خودتونه انتظار داشتي فرشيد حسيني به شما بگه چند بار كتاب ماركس رو مرور كرده و تصوير كارت عضويت حزبيشو توي ايميل اتچمنت كنه؟همبستگي درواقع يك شخصيت حقوقيه كه كار تخصصيش درباره پناهنده هاست مثل شما كه يك شخصيت حقيقي هستي ايا اين درسته كه من از شما و علي سوال كنم به چه طرز تفكري وابسته اي همين الان از شما سوال مي كنم از علي سوال ميكنم علي اقا شما وابستگي فكري خودتو بگو يا الله بگو بگو به چي اعتقاد داري چون توي كامنت 237 گفتي قسم به تخت جمشيد هر كسي بي دليل به تخت جمشيد قسم نميخوره همين الان اعتراف كن كه به چه چيزي اعتقاد داري اگه نگي خودم افشات ميكنم! هاله خانم وقتي شما وابستگي حزبي فرشيد رو سوال ميكني يعني همين كاررو ميكني بعدش اومديد اينجا و توي كامنت 187 و 189 با كمك علي به قول خودتون افشاگري راه انداختيد از علي تعجب ميكنم كه چرا از حكك اينطور متنفره تنفر هاله از حكك براي من قابل دركه درگيريهاي لفظي هاله و اعضاي حكك تو اين چند ماه اخيرو فحشهايي كه رد و بدل شده و اكثرن هم حككي ها به هاله فحش دادند اگه منم جاي اون بودم اينقدر متنفر ميشدم و به فكر انتقام جويي ميافتادم همونطور كه توي كامنت 189 اينكار رو كرده ولي علي ديگه چرا اگه قرار باشه از كسي ناراحت باشه بايد ازفدراسيون ناراحت باشه كه اومدن اينجا و گفتن پتيشن ما رو امضا كنين ممكنه به علي بر خورده باشه ولي طرز صحبتش جوريه كه انگار چند ساله با حكك درگيره!
به هر حال خانم هاله جسارتن يه پيشنهاد داشتم اگه دفعه ديگه كه خواستيد با پيشنهاد يكي ديگه متني رودرباره موضوعي تهيه بكني كه پاي جون يه عده ادم توي اون درميون هستش لطفن متن رو دقيقتر تنظيم كنيد و به بقيه دوستان صنف وبگرد كه تو اينكار نقش داشتن پيشنهاد ميكنم يه مقدار از وقت وبگرديتون رو روي تنظيم درست متن اونهم متني كه براي سرنوشت يه عده ادم تهيه شده بزارين البته اگه دوست دارين توي اين جور كارها وارد بشين ولي راستش رو بخواين فكر ميكنم هاله الله بختكي اين متن رو توي پتيشن نگذاشته و روي كلمه كلمه اون فكر كرده و خوب ميدونسته كه داره چيكار ميكنه هر چند كه ميگه وقت نداشتم متن رو درست تنظيم كنم چطور شماها وقت داشتين لوگوهاي به اين قشنگي درست كنين نوشتن يك متن 7 يا 8 خطي انگليسي و تنظيم درستش اونهم براي شمايي كه توي كشور انگليسي زبان زندگي ميكني وقت زيادي نميبره نميخوام زحمتتون رو زير سوال ببرم ولي اين بحثيه كه خود شما و علي اينجا راه انداختيد
به بعضي از اعضاي حكك پيشنهاد ميكنم ازلحن تندشون با ديگران توي كامنتها دست بردارن بايد مشخص بشه كه كساني كه از حكك كينه دارن از لحن تند اونها ناراحتن يا ازارمانهاشون
هاله خانم اينكه ميگي حكك چند صد نشريه و روزنامه داره با گذشت زمان ثابت ميشه كه احزاب و گروه هاي ديگه و طرز تفكرهاي ديگه و بخصوص اونهايي كه ميخوان مردم رو به بردگي بكشونن چند هزار نشريه و روزنامه دارن و چند صد نفر ادم به اصطلاح مستقل توي دنياي مجازي و وبلاگستان با اسم مستقل براي اونا سمپاتي ميكنن البته سمپاتي دو جوره يك جور حمايت مستقيم از يك انديشه سياسي و يك جورهم لجن مال كردن طرف مقابل و طرز فكرشون
در مورد فدراسيون هم باز حرفموتكرار ميكنم اين فدراسيون وبسايت داره يك شخصيت حقوقي هست و هر بچه اي كه وارد دنياي سياست ميشه اولين كاري كه ميكنه گوش كردن به راديوهاي خارجيه و با يك پيچوندن موج راديو ميتونه به راديو انترناسيونال گوش كنه سازمان پناهندگي توي راديو انترناسيونال برنامه هفتگي داره اگه شما بخواين چيزي رو كه افشا هست دوباره افشا كني يعني اينكه با اونها پدركشتگي داري يك چيز ديگه اگه كسي اهل كار اجتماعي سياسي باشه يا اينكه واقعن دلش براي پناهندهها بسوزه براش مهم نيست كه يه پتيشن رو امضا بكنه يا دو تا رو امضا كنه امضاي دو تا پتيشن هيچ وقتي رو از كسي نميگيره و هزينه اينترنت كسي هم با امضاي دو تا پتيشن بيشتر نميشه


KAMRAN 5:38 @ Sat, 1 May 04

علي اقا
اينقدر نگو مستقلم هر ادمي كه فعاليت اجتماعي سياسي ميكنه حتمن يك سري اعتقادات داره تو به عنوان يه شخصيت حقيقي يك سري ايده و ارمان داري كه از توي حرفهات ميشه تشخيص داد حكك هم يك سري ايده و ارمان دارن همبستگي هم به عنوان يه شخصيت حقوقي ارمانها و ايده الهاي خودشون رو دارن ايده و ارمان فدراسيون همبستگي كمك به پناهنده هست حالا اعضاي اون وابسته به هر كي كه ميخواد باشه علي اقا ادعاي مستقل بودن براي كساني كه فعاليت اجتماعي سياسي ميكنن دروغ محضه هر كسي براي ارمانها يا چيزهايي كه به اون اعتقاد داره مبارزه ميكنه و دم خروس وابستگي هر كسي به يك طرز تفكر از لابلاي حرفهاش بيرون ميزنه جالبه كه خودت اين بحث رو راه انداختي خودت هم ميگي {بابا بس كنيد .. شبح جان اپديت كن ما رو از دست اينا نجات بده}


KAMRAN 5:36 @ Sat, 1 May 04

هاله خانم و علي اقا من بعضي وقتها كه راديو انترناسيونال گوش ميكردم هفته اي نبود كه اسم همبستگي و فرشيد حسيني به گوشم نخوره اگه به كامنت 139 پست قبلي نگاه كنييد ميبينيد كه يكي از اعضاي حزب حكك بيانيه فرشاد حسيني رو گذاشته اينجا پس چيزي براي پنهان كاري نبوده البته فرشاد حسيني بايد به جاي اينكه ميگفت { توصیه میکنم از این طومار استفاده کنید} ميگفت {توصیه میکنم از این طومار هم استفاده کنید } ولي شما علي اقا و هاله خانم بهتر بود بيانيه پتيشن رو كاملتر مينوشتين در مورد ايميل كه براتون فرستادن فكر ميكنم چون شمادرباره پناهنده هاي افغانستاني فعاليت كردي اسم شما هم رفته تو ميلينگ ليست همبستگي و اونها هر وقت خبري در باره پناهنده ها بشه به شما هم اي ميل ميزنن همونطوركه براي شبح هم اي ميل زدن كه خودش تو كامنت 153 گفته وقتي يكي از اعضاي حزب تو كامنت 139 قبلي اينجا و اونهم جايي كه همه ملت رفت و امد دارن قضيه پتيشن همبستگي رو براي همه گفته پس چيزي براي پنهان كاري نبوده در مورد پتيشن معمولن يه پتيشن رو يا يك نفر درست ميكنه كه بهش ميگن شخصيت حقيقي يا يك سازمان درست ميكنه كه بهش ميگن شخصيت حقوقي همونطور كه يه ادم به هر حال يك سري اعتقادات داره يك شخصيت حقوقي هم يك سري اعتقادات داره اگه ادمي كه ميخواد پتيشن رو امضا بزنه واقعن دلش براي پناهنده ها بسوزه براش مهم نيست كي پتيشن رو درست كرده وچه طرز فكري داره ا ون چيزي كه مهمه اينه كه{ متن پتيشن چي باشه} تا زيرش رو امضا بزنه


KAMRAN 5:32 @ Sat, 1 May 04

اين كامنت ها رو مجبورم اينجا بزارم چون پست قبلي سنگين شده و بدجور بالا مياد سرعت اينترنت من هم كم هستش اگه دوستي در اين مورد خواست چيزي اضافه بكنه و به اينترنت پرسرعت دسترسي داشت توي پست قبلي بگه من اونجا رو هم ميبينم حرفهايي هم كه ميزنم با روز كارگرو كساني كه واقعن ميخوان كارگر رو از اين فلاكت و بدبختي كه توي اون دست و پا ميزنه بيرون بيارن بي ربط نيست


ارنستو چه گوارا 5:20 @ Sat, 1 May 04

این هم یک خلاصه گزارش از بی بی سی!
بر پدر دروغگو لعنت!!!!

Mass protests mark May Day

..........In Iran, workers demanded jobs and tougher action against illegal foreign labourers.


4:58 @ Sat, 1 May 04

در مورد تظاهرات کارگران در روز جمعه:
MAY DAY/ IRAN:
Workers Protest Ban on Demonstrations

http://www.ipsnews.net/interna.asp?idnews=17929


ارنستو چه گوارا 4:07 @ Sat, 1 May 04

سرود انتر ناسیونال

بر خیز، ای داغ لعنت خورده،
دنیای فقر و بندگی!
جوشیده خاطر ما را برده
به جنگ مرگ و زندگی.
باید از ریشه بر اندازیم
کهنه جهان جور و بند،
آن گه نوین جهانی سازیم،
هیچ بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است،
آخرین رزم ما.
انترناسیونال است
نجات انسان ها.

بر ما نبخشد فتح و شادی
خدا، نه شاه، نه پارلمان.
با دست خود گیریم آزادی
در پیکارهای بی امان.
تا ظلم را از عالم بروبیم،
نعمت خود آریم به دست،
دمیم آتش را و بکوبیم تا وقتی که آهن گرم است.

روز قطعی جدال است،
آخرین رزم ما.
انترناسیونال است
نجات انسان ها.

تنها ما توده جهانی،
اردوی بیشمار کار،
داریم حقوق جهانبانی،
نه که خونخواران غدار.
غرد وقتی رعد مرگ آور
بر ره زنان و دژخیمان ،
بر ما سراسر عالم تابد خورشید نور افشان.

روز قطعی جدال است.
آخرین رزم ما.
انترناسیونال است
نجات انسانها.


تنها 3:41 @ Sat, 1 May 04

تبريک ميگم.. موفق باشين..


Farid 2:25 @ Sat, 1 May 04

شبح!
این روز ، روز معلم جمهوری اسلامی است.
ربطی هم به معلم ها ندارد چرا که به مناسبت بزرگ داشت روز مرگ مطهری و اساسا در مقابل روز کارگر درست اش کرده اند. اگر در ایران باشی تبلیغات روی در و دیوار اجازه ی فراموش کردن این نکته را به شما نمی دهند.


bedone esm 1:04 @ Sat, 1 May 04

سلام! دوست جديد نمی خوای!!!!؟؟؟؟


eli 1:02 @ Sat, 1 May 04

SHABAH JAN SALAM man ham be ekhraje panahande ha link dadam dost dashti sar bezan


arash 0:58 @ Sat, 1 May 04

اول ماه مي مبارك باشه!
دوزخيان زمين و زنجيريان گرسنگي برمي خيزند
كمي از اول مي نوشتم، كه ممنون مي‌شم بخونيد!!


زمینی 0:40 @ Sat, 1 May 04

شبح عزیز !!
روز کارگر و روز معلم به تمامی مردم مبارک باد، به ویژه کارگران و آموزگاران عزیزمان.


manochehr 0:30 @ Sat, 1 May 04

دوستان عزيز!
۱ مه را به تمامی کارگران تبريک می گويم. آزادی٫برابری٫حکومت کارگری.
زنده باد سوسياليسم!


nasrin 0:22 @ Sat, 1 May 04

و همچنین روز معلم را به معلمان عزيز ايرانی تبريک می گويم .


nasrin 0:14 @ Sat, 1 May 04

شبح جان !
منهم روز جهانی کارگر را به تمام زحمت کشان جهان تبريک می گويم .






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1264
تعداد نظرات: 26620
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 6, 2006 01:03 am


از کجا آمده‌اند؟