چهارشنبه، 2 اردیبهشتماه 1383 | April 21, 2004

حق بنيادی و جهان‌شمول انتخاب محل زنده‌گی


(اين تومار را هاله‌ی عزيز تهيه کرده است من به نام سهراب رستمی در شماره‌ی ده آن را امضا کردم. از همه‌ی دوستان دعوت می‌کنم آن را امضا کنند.)
سال‌ها پيش، بيش از 15 سال پيش، روزی روی چمن اطراف ميدان آزادی دراز کشيده بودم و آمد و رفت مردم را تماشا می‌کردم که نوجوان بادکنک فروشی برای رفع خسته‌گی همان حوالی نشست. معلوم بود افغان است. رفتم کنارش نشستم و به حرف‌اش گرفتم. اول پرسيدم بچه‌ی کجایی؟ منظورم کدام شهر افغانستان بود اما او تصور کرد متوجه نشده‌ام افغان است خودش را بيرجندی معرفی کرد. صحبتمان گل انداخت از هر دری سخنی، از کار و کاسبی از کلاس و مدرسه... او گفت و من هم گفتم. پرسيد چکار می‌کنم و من گفتم دانش‌جو هستم خلاصه بعد از مدتی بينمان الفتی برقرار شد. او ديگر تاب پنهان‌کاری را نياورد و گفت که افغان است و گفت که خود را بيرجندی معرفی می‌کند و کسی متوجه نمی‌شود اين برای‌ش بهتر بود ديگر کسی به چشم دزد و قاتل که آمده است پول نفت‌شان را بخورد نگاه نمی‌کرد. هنگام خداحافظی به صرافت افتادم از کار انداختم‌اش ونتوانسته است بادکنک‌های‌اش را بفروشد. در بين صحبت‌های‌مان فهميده بودم قيمت هر بادکنک چقدر است.بهانه آوردم که به خانه‌ی يکی از بسته‌گان‌ام می‌رم و از او چند بادبادک گرفتم.به اندازه‌ی موجودی جيب‌ام اما هر چه کردم پول برنداشت. مرا دوست خود می‌دانست و آن بادکنک‌ها را هديه‌یی دوستانه...
چند سالی است که در آپارتمانی زنده‌گی می‌کنيم که سرايدارش افغان است. عادت دارم وقتی از سر کار به خانه می‌آييم اگر دم در باشد چند دقيقه‌یی با او صحبت می‌کنم. اهل تالقان است. زمانی که طالبان قدرت را در دست داشتند با خشم و نفرت از آن‌ها ياد می‌کرد. احمد شاه‌مسعود را بسيار دوست داشت. اميد فراوانی به او بسته بود. برای فايق آمدن بر شرمنده‌گی‌اش که هم‌وطنانی‌یی چون ملا عمر دارد با غرور از شاه‌مسعود ياد می‌کرد و من به او می‌گفتم انسان‌ها فقط انسان هستند. دو قبيله دو نژاد دو کشور دو جنس دو رنگ در جهان وجود دارد انسان‌ها و ضدانسان‌ها... وقتی طالبان سقوط کرد. برق خاصی در چشمان‌اش می‌شد ديد. ديگر با غرور دست‌ام را می‌فشرد. از همان روز اول در فکر رفتن بود. دل‌ام نمی‌امد اميدش را نااميد کنم. فقط می‌گفتم خوش‌بين نباش تا قدرت در دست مردم نباشد هيچ سرزمينی روی آرامش را نمی‌بيند آزادی، صلح و برادری فقط با برابری ميسر است و آمريکا نيامده است تا برابری را برقرار کند... می‌گفتم ميلياردها دلار را صرف کشتن و ويرانی می‌کنند اما دريغ از آبادانی... حرف‌های‌ام را جدی نمی‌گرفت شايد ته دل‌اش احساس می‌کرد دارم حسودی می‌کنم به خوش‌بختی غريب‌الوقع‌شان... روزی که گفت می‌خواهد برود و ازدواج کند و در شهرشان سرکار برود ناباورانه خوش‌حال شدم. نشانی‌اش را و شماره‌ی تلفن يکی از هم محله‌یی‌های‌شان را گرفتم و بدرقه‌اش کردم.برادر جوان‌‌اش به جای او ماند و او رفت... يک سال نشده بود که برگشت، دست از پا درازتر. گفت حق با تو بود. آمريکایی‌ها نان و مدرسه که برای‌مان نياورند هيچ امنيت طالبانی هم نداريم. ديگر حال و حوصله‌ی قبلی را نداشت. دل تنگ همسرش بود. گفتم تلفن نداريد گفت يکی از بسته‌گان‌مان دارد. چند باری به خانه‌ی‌مان آمد اول می‌آمد زنگ می‌زد و برای چند ساعت بعد قرار می‌گذاشت و بعد چند ساعت بعد می‌آمد با همسرش صحبت می‌کرد. اهالی آپارتمان پول جمع کردند خانه‌اش را وسيع کردند و او رفت همسرش را آورد. همسرش برای خانواده‌اش دل تنگی می‌کند. همين امروز صبح آمد زنگ زد و برای 4 بعد از ظهر قرار گذاشت تا بروند و پدر و مادر همسرش را بياورند و او با همسرش بيايد ساعت چهار زنگ بزنند و صحبت کنند. سر ساعت چهار زنگ در خانه‌ی‌مان را زدند و آمدند با همسرش به بسته‌گانشان زنگ زدند و با آن‌ها صحبت کنند.
جوان زحمت‌کشی است و بيش از توان انسانی معمولی زحمت می‌کشد. اين همه کار و اين همه سرشکسته‌گی شايسته و بايسته‌ی هيچ انسانی نيست. اگر اندکی فقط اندکی شرايط زنده‌گی در ميان بسته‌گان و دل‌بسته‌گان‌اش فراهم بود لحظه‌ی درنگ نمی‌کرد. اما اکنون ناراحت است که ممکن است اخراج شود. تهران با تمام زرق و برق‌اش برای او و همسرش هيچ ندارد مگر حسرت! نمی‌خواهم قصه تعريف کنم.
ساده‌ترين و بديهی‌ترين حق انسان حق انتخاب آزادانه‌ی محل زنده‌گی است و اين دوزخی که دارند به عنوان بهشت به آدمی حقنه می‌کنند اين طبيعی‌ترين حق انسان‌ها را ناديده می‌گيرد. تو چون آن سوی اين خط فرضی که صاحبان قدرت و ثروت کشيده‌اند به دنيا آمدی حق زيستن در اين سوی خط را نداری. تو فقط حق استثمار شدن داری! تا کنون زمينه برای استثمارت در اين سوی خط بود حالا نيست باج بده، دست‌مزد کمتر بگير، قاچاقی کار کن، هيچ قانون کاری حقوق‌ات را تضمين نمی‌کند، بر سر کار بمير در هيچ دفتری ثبت نشده‌یی! تو کارگر خارجی هستی!
دوستان ما در ايران که "افغانی‌"شان می‌خوانند و دوستان ديگرمان در آمريکا و اروپا و استرليا که "ايرانی‌"شان می‌خوانند در معرض اخراج از محل زنده‌گی‌شان هستند در دفاع از حق انتخاب محل زيست و بر عليه اين اخراج ظالمانه اعتراض کنيم.
به دعوت علی عزيز نويسنده‌ی وب‌لاگ "هزار حرف ناگفته" پاسخ مثبت دهيم و ما که در اين وب‌لاگستان بی‌مرز و بی‌وطن بودن را تجربه کرده‌ايم و وطنمان به وسعت کره‌ی زمين است. اين اعترض را سازمان‌دهی کنيم.

April 21, 2004 12:13 AM | TrackBack

sayed Ali saaeid 11:10 @ Tue, 4 Jul 06

دوستتدارم ترانه


sayed Ali saaeid 11:08 @ Tue, 4 Jul 06

دوستتدارم ترانه


aihf 14:58 @ Sat, 24 Jun 06

کسانيکه از چنين طومارهايی می نويسند و دنبال جمع آوری امضا برای آن می گردند بی شک از قشرمرفه و بيغم کشور هستند و متاسفانه از روی شکمسیری از این اراجیف می نویسند . جالب اینکه اینها ازايدههای پوسيده کمونيستی نیز پشتيبانی می کنند در صورتی که بيش از همه کارگران و گروههای کم درآمد ايران خواهان اخراج اين پناهندگان هستند.


شهاب 12:41 @ Thu, 22 Jun 06

ملت ایران دیگر توان تحمل پناهندگان کشورهای دیگر را ندارد. خود ما به اندازه کافی گرفتاری داریم.


Sasha 22:00 @ Wed, 5 Apr 06

Hi ! Your site is very interesting. Thank you.


Dominic 21:59 @ Wed, 5 Apr 06

Hello ! This is very [url=http://www.google.com/bb497]good[/url] site !!


Hero 21:50 @ Wed, 5 Apr 06

Hi ! Your site is very interesting. Thank you.


mafia 20:43 @ Fri, 28 May 04

salam


farnoosh 15:56 @ Sat, 22 May 04

سلام . به اين دوست عزيز که تازه وبلاگ باز کرده سری بزنيد .
www.mostafa-k.persianblog.com


شبح 23:58 @ Sun, 2 May 04

گيسوی عزيز!(۲۹۶)
به موضوع خوبی اشاره کردی.ايران در حالی که جمعيتی تقريبا برابر با انگليس دارد اما مساحت آن يک سيزدهم انگلستان است.پس افزايش جمعيت و از اين حرف‌ها هيچ ارتباطی با بيکاری و فساد ندارد. موضوع چيز ديگری است که رژيممی‌خواهد روی‌اش سرپوش بگذارد


گیسو 15:02 @ Sun, 2 May 04

من فقط می خواستم بگم اين کسايی که موافق اخراج افغان ها هستند و حضور آنها را باعث اعتياد و وقوع قتل ها در ايران می دانند مطمئن باشند با رفتن آنها این چيز ها کم نخواهد شد و اين تنها يک ترفند رژيم است که بی لياقتی ها ی خود را به گردن افغانها می اندازد.رژیم نمیتواند و یا نمی خواهد جلوی مواد مخدر و اعتیاد را بگیرد و زیر کانه گناه آن را به گردن یک عده کارگر زحمتکش می اندازد.همه جای دنيا و همه کشورها از جمله ايران که منابع طبيعی بسيار دارد می توانند پذيرای مهاجران باشند به شرطی که همه انسانها از حقوق مساوی بر خوردار باشند و سرمايه داری آخوندی از بين برود و يکی مثل رفسنجانی ثروتش سر به فلک نگذارد.
يک موی گنديده کارگر زحمتکش افغان ارزشش بیشتر ازآن هيکل لش رفسنجانی و آن دست های زنانه اش است.


شورای انقلابی جوانان 14:10 @ Sun, 2 May 04

نامه ای خطاب به خاتمی در ديدار با جوانان

فرصت بسيار کوتاه است!

http://www.shoraee.com/bahsazadvanews/namehbakhatami.htm


شورای انقلابی جوانان 14:07 @ Sun, 2 May 04

کارگرا ن ايران گل کاشتند!
هزاران نفر از کارگران در تظاهرات 11 ارديبهشت شرکت نمودند


تظاهرات روز جهانی کارگر امسال بی نظير بود. هزاران کارگر تهرانی در کنار کارگرانی که از ساير شهرهای ايران خود را به پايتخت رسانده بودند ، در صفوفی متحد به طرح شعارها و خواسته های بر حق خود پرداختند. در تمام خيابانهای منتهی به ميدان بهارستان که محل برگزاری تظاهرات بود جمعيت موج می زد. مرد و زن، پير و جوان، همه و همه از ته دل انزجار خودشان را نسبت به « قرار دادهای موقت» ، « خصوصی سازی» و « برنامه توسعه چهارم »، رژيم ابراز می داشتند. بر دست تظاهرات کنندگان شعارهای متنوعی بود که هر يک صحبت از خواسته های آنان می کرد. تعدادی از کارگران مطالبه حقوق عقب مانده خود و ساير همقطارانشان را خواستار بودند، تعداد ديگر با در دست داشتن پلاکاردهایی در دفاع از حق اعتصاب و تشکل در تظاهرات حاضر شده بودند، آنطرف تر زنانی بودند که کاغذی بر دست داشتند که بر روی آنها قرارداد موقت بود که بر رويش ضربدری به معنی مخالفت با آن زده شده بود. خلاصه يک موج جمعيت بود ، با هزاران فريادی که مدتها در گلو خفه شده بود. چيزی که در تظاهرات امسال هر ناظر بی طرفی را به خود جلب می کرد، اقشار مختلف مردمی بودند که جهت همبستگی با کارگران در تظاهرات شرکت داشتند و يک صدا خواسته های آنان را فرياد می کردند.

در تظاهرات امسال برای اولين بار بطور همه گير دفاع از حق اعتصاب و تشکلات کارگری بعنوان حقوق اوليه و بر حق تمامی کارگران مطرح گرديد؛ مفاهيمی که چندی پيش « علی خامنه ای» در سخنرانی اش آنها را غير قانونی خوانده بود.

رژيم که از چند هفته قبل سعی داشت تا جای ممکن با توسل به « خانه کارگر» اش، شعارها و مطالبات کارگری را تحت کنترل اش در آورد با شکست مفتضحانه ای مواجه شد و با بسيج هزاران نفر از نيروهای انتظامی، لباس شخصی ها و پليس های ضد شورش در صحنه سعی نمود فضای رعب و ترس را به صفوف کارگران وارد سازد . در همين راستا، اتوبوس و ماشينهای برای دستگيری تظاهرات کنندگان در محلهای بخصوصی قرار گرفته بود. با اين وصف کنترل صحنه در دست کارگران معترض قرار داشت و آنان توانستند يکی از با شکوه ترين همايش های خود را به نمايش بگذارند.


تعدادی از شعارهای کارگران از اين قرار بود:

" اعتصاب ، اعتصاب حق مسلم ماست" ،
" پيمان كاران امروز، ديكتاتوران فردا"
" مي جنگيم ، می ميريم، سازش نمي پذيريم"
" مرگ بر اين زندگي، اين همه شرمندگي"
" قرار داد موقت ملغي بايد گردد"
" قانون کار، قانون برده داری"
" كارگران ايران ، اتحاد، اتحاد"
" مرگ بر وزرير کار"
" مجلس به اين بی غيرتی، هرگز نديده ملتی"
" قرارداد موقت ملغا بايد گردد"
" فکری به حال ما کن، فلسطين را رها کن "
" دولت بزرگ‌‏ترين تهديد كننده امنيت شغلي كارگران است"


گزارشی از محمد اسماعيلی

http://www.shoraee.com/bahsazadvanews/rooz%20kargar.htm


شورای انقلابی جوانان سوس 14:06 @ Sun, 2 May 04

کارگرا ن ايران گل کاشتند!
هزاران نفر از کارگران در تظاهرات 11 ارديبهشت شرکت نمودند


تظاهرات روز جهانی کارگر امسال بی نظير بود. هزاران کارگر تهرانی در کنار کارگرانی که از ساير شهرهای ايران خود را به پايتخت رسانده بودند ، در صفوفی متحد به طرح شعارها و خواسته های بر حق خود پرداختند. در تمام خيابانهای منتهی به ميدان بهارستان که محل برگزاری تظاهرات بود جمعيت موج می زد. مرد و زن، پير و جوان، همه و همه از ته دل انزجار خودشان را نسبت به « قرار دادهای موقت» ، « خصوصی سازی» و « برنامه توسعه چهارم »، رژيم ابراز می داشتند. بر دست تظاهرات کنندگان شعارهای متنوعی بود که هر يک صحبت از خواسته های آنان می کرد. تعدادی از کارگران مطالبه حقوق عقب مانده خود و ساير همقطارانشان را خواستار بودند، تعداد ديگر با در دست داشتن پلاکاردهایی در دفاع از حق اعتصاب و تشکل در تظاهرات حاضر شده بودند، آنطرف تر زنانی بودند که کاغذی بر دست داشتند که بر روی آنها قرارداد موقت بود که بر رويش ضربدری به معنی مخالفت با آن زده شده بود. خلاصه يک موج جمعيت بود ، با هزاران فريادی که مدتها در گلو خفه شده بود. چيزی که در تظاهرات امسال هر ناظر بی طرفی را به خود جلب می کرد، اقشار مختلف مردمی بودند که جهت همبستگی با کارگران در تظاهرات شرکت داشتند و يک صدا خواسته های آنان را فرياد می کردند.

در تظاهرات امسال برای اولين بار بطور همه گير دفاع از حق اعتصاب و تشکلات کارگری بعنوان حقوق اوليه و بر حق تمامی کارگران مطرح گرديد؛ مفاهيمی که چندی پيش « علی خامنه ای» در سخنرانی اش آنها را غير قانونی خوانده بود.

رژيم که از چند هفته قبل سعی داشت تا جای ممکن با توسل به « خانه کارگر» اش، شعارها و مطالبات کارگری را تحت کنترل اش در آورد با شکست مفتضحانه ای مواجه شد و با بسيج هزاران نفر از نيروهای انتظامی، لباس شخصی ها و پليس های ضد شورش در صحنه سعی نمود فضای رعب و ترس را به صفوف کارگران وارد سازد . در همين راستا، اتوبوس و ماشينهای برای دستگيری تظاهرات کنندگان در محلهای بخصوصی قرار گرفته بود. با اين وصف کنترل صحنه در دست کارگران معترض قرار داشت و آنان توانستند يکی از با شکوه ترين همايش های خود را به نمايش بگذارند.


تعدادی از شعارهای کارگران از اين قرار بود:

" اعتصاب ، اعتصاب حق مسلم ماست" ،
" پيمان كاران امروز، ديكتاتوران فردا"
" مي جنگيم ، می ميريم، سازش نمي پذيريم"
" مرگ بر اين زندگي، اين همه شرمندگي"
" قرار داد موقت ملغي بايد گردد"
" قانون کار، قانون برده داری"
" كارگران ايران ، اتحاد، اتحاد"
" مرگ بر وزرير کار"
" مجلس به اين بی غيرتی، هرگز نديده ملتی"
" قرارداد موقت ملغا بايد گردد"
" فکری به حال ما کن، فلسطين را رها کن "
" دولت بزرگ‌‏ترين تهديد كننده امنيت شغلي كارگران است"


گزارشی از محمد اسماعيلی

http://www.shoraee.com/bahsazadvanews/rooz%20kargar.htm


شبح 8:50 @ Sat, 1 May 04

آتش عزيز!(۲۸۸)
مسلما اين‌جا خانه‌ی توست و اين موجب افتخار من.
در مورد اين شخصی که به نام شيوا در ۲۸۷ مطالبی نوشته راست‌اش من هم سر درنياوردم. شايد به دليل پنگليش نوشتن‌اش. بعضی‌ها استاد نمک خوردن و نمکدان شکستن هستند به اين دليل روشون نمی‌شه با نامی که می‌شناسيمشان بنويسند.


nasrin 5:34 @ Sat, 1 May 04

آتش جان !
من در مورد پناهندگان در هلند جوابی از تو يا کس ديگری نخواستم ٫ فقط مثالی بود که به نظرم رسيد تا منظورم را بهتر برسانم .
در مورد امضای پتيشن هم که هم من و هم شبح عزيز هر دو پتيشن را امضا کرده ايم و نظرم را هم در کامنت ۱۹۴ به اين صورت نوشتم :

من هر دو پتيشن را امضا کرده ام ٫ در موقع امضا نمی دانستم که پتيشن دوم از طرف ح.ک.ک. است و يا اصلا از طرف چه گروه يا اشخاصی است ٫ ولی فرقی هم نمی کرد به هر حال امضا می کردم ٫ چون آن پتيشن هم برای دفاع از حقوق انسانی افغان ها و مخالفت با اخراج آنان از ايران تهيه شده .

سؤال اینجاست که چطور ح.ک.ک. حاضر نیست در چنین مواردی بدون بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی برای خود ٫ پتیشنی را که قبلا از طرف افرادی مستقل تهیه شده حمایت کند .


Shoraee Enghelabi 3:42 @ Sat, 1 May 04

Doostan va rofaghaye gerami az site shoraee enghelabi javanane socialist didan kond, lotfan nazarat va pishnahadate khodetoon ro ba ma dar jaryan begozarid va agar matlabi baraye chaap darid baraye ma befrestid,

SHORAEE ENGHELABI JAVANAN SOCIALIST IRAN


Shoraee Enghelabi 3:39 @ Sat, 1 May 04

Ekhraje mohajerine Afghanestani az Iran yeki dige az jenayathaye regime manfoore islami hastesh, ta moghe ke En regime bar omre nangine khodesh edame bede tudehaye zahmat keshe jamye hich haghi nadarand va bayad dar faghr va falakat hamchoon barde zendegi konand, aan rooz door nist ke dictatory aksariate tudehaye zahmat kesh bar enha tahmil beshe, chera ke enha ro na ba entekhabat, na ba reform balke ba enghelabi ghahr amiz az mian bord , enghelabi ke ba etehade daneshjooyan va kargaran va digar aghshare ejtemaa rokh khahad dad.

BIAYEED BA KARE MOTASHAKEL MARGE EN REGIME RA TASREE BAKHSHIDE VA AZ EN ZENDEGIA GHOROONE VOSTAYE NEJAAT YABIM, MA FAALINE SHORAEE ENGHELABI JAVANAN SOCIALISTE IRAN DASTE HAMKARI BE SOOYE JAVANANE ENGHELABI VA AZADIKHAH DERAZ MIKONIM VA BAR EN BAVARIM KE GHODRATE TUDEHA HAR DICTATORY RA SARNEGOON KHAHAD KARD. ANOTHER WORLD IS POSSIBLE


atash 1:55 @ Sat, 1 May 04

شيوا ۲۷۸
منظور تو چه کسی هست ؟ من که نفهميدم .. بهتر نيست کمی مهربان حرف بزنی.
نسرين جان ۲۸۲ .. من با فکر می کنم ويا حدس می زنم مسائل را نمی سنجم .. اگر ح ک ک در مورد پناهندگان در هلند چنين ادعائی داشته است بهتر است خود دست اندرکارانش جواب بدهند . چيزی که برای من حل نشده اين است که وقتی پتيشنی برای امضاء در دسترس همگان قرار می گيرد اول از همه نگاه می کنم ببينم ايا اين حرکت ارتجاعی ست يا مترقی و بنفع انسانيت است . بعد می روم سراغ امضاء ..نه اينکه بببینم این از کدام صندوقچه ای بیرون آمده وکلا ايا وابستگی به حزبی يا گروهی دارد يا نه .. برای يک حرکت انسانی ديگر اين همه تعمق بی جهت لازم نمی بینم البته این در مورد خود من صدق می کند همین
۲۸۳ خرس مهربان

من هم در مورد اینکه شبح یه همچین فضائی بوجود آورده تا همگی به بحث ومجادله بپردازندخوشحالم و در ست به همين دليل بيشترين کامنت هایم در این خانه و در نظرخواهی اوست.. احساس صاحبخانه ای دارم و راحتم مگر آنکه شبح عزیز با آمدن ما دلتنگ شود :)


Shiva 0:36 @ Sat, 1 May 04

sokhani havadaran hakka

khak bar saretan chotori ta be hal inhameh inja navashteyeed valy dark namikooniid ke dar khaneh shabah jaye shama nist. vaqeaan ke khili ahmaq hasteed. chotoro nemifamieed ke shabah yek weblog nivis mestekhel ast va tabe hal dar mosabeqeh weblog nivisi aval shodeh ast. ve alan ham roosname shreq dar mooredash neveshte ast. frda ke qiyam shavad khaheed did ke az mekhfigah khodash hamrah be sayer weblog nivisan kharej khahand shood hamandoor ke chrikha dar qeyam 57 zahar shodand. angah shabah hazbeh khodash ra be komake sayer weblog nivisan khahad sakht. temam mevazeash ham doorst bedeh ast be aateraf khodash dobar be khatemi reeye dadeh ast va hamantoor ke dideen az banoye aaval iran barandeh jayazeh nobell shireen ebadi jananeh hamayat kard. kheli ham khoob kari mikoonad ke shama ra be ghoh khoorden va midard ke inja ra tark kooneed. benazam shabah ra ke do pasban dared yeki mahsheed ast ke az rahe tehqiqi shoma ra bazjoye mikoonad ke bebenad shoma ozva che grouhi asteed va moqeeke mohraz shood shoma ozva hkki hasteed hale dost be kar mishavad va dar hame moored hame harkat shoma ra zeer nazar dared anqedar be propay shoma mipiched ke az goh khoordan khood pishiman shaveed va shabah ham damash garm agar llazam bashad be komakash miayed.namoneh bares an Nader Bektash bood ta inke gohe ziyadi nekhooreed.


شبح 0:24 @ Sat, 1 May 04

خرس مهربان عزيز!(۲۸۳)
مرا شرمنده‌ی محبت خود کردی. اميدوارم لايق اعتماد و دوستی شما باشم.


شبح 0:03 @ Sat, 1 May 04

آتش عزيز!(280)
صداقت گوهر نابی ست که به دشواری به دست می‌آيد در مورد ما که پرورده‌یی سيستم اجتماعی هستيم که دورویی در آن نهادينه شده است امری دست‌نيافتی است. اما تلاش و آرزوی همه‌ی ما بايد اين باشد که از دورویی دوریی کنيم و صادقانه به انسان عشق بورزيم.
در موردی که گفته‌یی موضوع از نظر من بسيار ساده است و تناقضی در آن نمی‌بينم. اعتقاد داشتن به تحزب با عضو حزب خاصی نبودن منافات ندارد. باز هم می‌گوييم عالی‌ترين شکل مبارزه‌ی سياسی فعاليت جمعی در قالب احزاب و سازمان‌های سياسی است اما اين دليل نمی‌شود که حزب به خودی خود و جدا از جهت‌گيری و سيستم تشکيلاتی‌اش امری مقدس باشد. منفرد بود بديست در مقابل بدتری که عضويت مثلا در حزب کارگزاران يا مشارکت دارد.
نسرين عزيز (282) هم حرف‌های خوبی زده است. همه‌ی ما داريم حرف مشخصی را می‌زنيم. ما انتقاد مشخصی داريم و توقع شنيدن پاسخی مشخص که متاسفانه نشنيديم.


سیاهکل 23:39 @ Fri, 30 Apr 04

با صحبت های گلکو خیلی موافقم


khers mehrban 22:19 @ Fri, 30 Apr 04

سلام شبح عزيز و دوستان گرامی . جمله ای از اتش عزيز در مورد شبح برایم جالب بود (. نمی دانم کمونیست هستی یا چیز دیگر.. گاهی می بینم جاده لیبرالیسم را طی می کنی ودر یک لحظه پیاده می شوی واز ح ک ک هم ح ک ک تر می شوی ) . می خواستم بگم دقيقا اين حسن شبح و برخی از دوستان هست که باعث باز شدن فضای گفت و شنود ميشود . شبح و من هر دو کاملا دنيای متفاوتی داريم البته دنيای شبح بسيار پر و پيمان تر و رنگین تر ولی به قدری جاذبه دارد که تقريبا هر روز چند بار به اش سر می زنم و کامنت های دوستان را می خوانم . انصافا شبح بعضی جاها از جمله بحث حجاب و همين بحث حاضر نشان می دهد که چه درک عميقی از شرايط موجود دارد و با چه عقلانيت و پختگی به مسائل نگاه می کند حتی اگر ادم مخالف نظرش باشد. روزی بايد ياد بگيريم که با احترام و حقوقی برابر با هم حرف بزنيم و قطعا در اين ميان شبح و امثال او در اين اموزش سهم به سزايی خواهند داشت


nasrin 22:17 @ Fri, 30 Apr 04

آتش جان ! (۲۸۰)
فکر می کنم متوجه منظور شبح نشدی .
مثالی برايت می آورم :
در مورد فعاليت ح .ک.ک. برای جلوگيری از اخراج ۲۶۰۰ پناهنده از هلند ٫ آنچه که من تا به امروز از بعضی از دوستان ح.ک.ک. در همين وب لاگ خوانده بودم اين بود که مثلا : « اين ما بوديم که نگذاشتيم ۲۶۰۰ پناهنده را از هلند اخراج کنند » در صورتی که همين امروز آقای فرشاد حسينی در کامنت ( ۲۷۲ ) نوشتند که برای جلوگيری از اخراج پناهندگان از هلند ٫ ح.ک.ک. به همراه ۴۰۰ سازمان يا گروه ديگر فعاليت کرده است . اين نوع موضع گيری همان است که ما ( منتقدين ح.ک.ک. نه دشمنانش ) مورد نظرمان است . يعنی گزارش فعاليت در همان حدی که انجام شده و منظور کردن نقش ديگر هم ياران ٫ و موضع گيری دوستانی هم که اين فعاليت گروهی را فقط به حساب حزب خود می گذارند هم همان است که مورد انتقاد ماست .


moch girrrrrrrrr 21:29 @ Fri, 30 Apr 04

هاله ۲۷۲


چرا جواب فرشاد حسينی را نمی دهی کم آوردی ؟
خودت را به کوچه علی چپ زدی می روی سوال اتش را جواب می دهی ؟ راستی که نخود هر اشی هستی
برودر سايت خودت از طرز درست کردن کيک حرف بزن اينجا چی می کنی . البته کیک با هل وگرنه بوی گندش خقه ات می کند ..
راستکی اگر شبح شما نخودچی ها را نداشت که تعريفش کنند وبادش بزنند چی می کرد
----------------------------------------------------------
IP=213.51.97.13
اين آی‌پی را نوشتم تا تفرقه افکنان شناخته شوند.
شبح


آتش 20:51 @ Fri, 30 Apr 04

شبح عموئی ۲۷۶
چشم اتش ديگر چشم وگوشش را به اين وآن نمی دهد و از امروز می رود تا شبح را بشناسد مشکل هست اما بايد کوشش کرد تا حالا که فکر می کردم از تمامی نوشته های تا کنونی شبح میشه یه شمه ای از افکارش را بشناسم همچون شناخت از جامعه ای که در آن زندگی می کنم
. تو هم قول بده که لااقل با خودت صادق باشی .. از يک طرف می گی کار سياسی در قالب حزب عالی‌ترين شکل کار سياسی است چیزی که در ح ک ک بوضوح نمایان است اما ندیدیم در موردش جائی به آن اشاره کنی اما خرده می گیری که شاید بعضی از وب لوگنویسان ترس دارند تا مبادا کار و زحمت آنها به نام ح ک ک تمام شود و غیره .. يغنی اول نگرانی نشان می دهی وبعد مردد ونا اطمینان در يک حرکت جمعی شرکت می کنی .. این حرکت تو مرا گیج می کند .. می روم به راهی که می ترسم نتوانم برگردم :)


شبح 19:45 @ Fri, 30 Apr 04

آقاي فرشاد حسيني عزيز!(۲۷۲)
اين جمله‌‌تان را دربست قبول دارم:محصول فعالیتهای انسانها تنها با یک اطلاعیه در جیب کسی نمیرود هیچ حزب و سازمانی تا شایستگی نظری و پراتیکی رهبری جنبشی را نداشته باشد صرفا با اطلاعیه و پتیشن نمیتواند رهبر شود.

ضمنا خسته نباشيد دفاع از حقوق پناهنده‌‌گان کار سخت و مداومي است. در مورد وبلاگستان بهنظرم اشتباه مي‌کنيد و نتوانستهايد شناخت خوبي از آن داشته باشيد شايد به دليل اين است که بر اثر مشغله‌ي فراوان وقت سرکشي به وب‌لاگ‌ها را نداريد.


هاله 19:38 @ Fri, 30 Apr 04

شبح کلی خنده ام گرفت. شده ای چوب هر دو سر طلا ای شبحی ناز. چه صبری داری ... بنازم. کی بود گفت؟ ارنستو؟ چند وقت پیش بود که گفت از صبرت.

هر چه بکنی بلاخره یکی ناراضیه. مسائل سیاسی و مطالبت هم که نباشه مطمئنم یکی میاد میگه چرا رنگ لینک هات قرمزه یا اینکه چرا عکس مارکس رو گذاشتی اون کنار.

گاهی دلم برات میسوزه، مثل همین الان.


Farid 19:31 @ Fri, 30 Apr 04

شبح !
دفاع از حقوق مهاجرین و لینک دادن به حکک تناقض آشکاری در رفتار شماست. کوچ دادن افغانی ها جنایت است اما آواره کردن فلستینی ها توسط دولت فاشیست اسراییل هم جنایت است. چگونه از افغانی ها دفاع می کنید و به حزب کمونیست کارگری ( انصار حکمت ) که عامل و جیره خوار اسراییل است لینک می دهید؟ کمونیست ها این خیانت را بر شما نخواهند بخشید!


شبح 19:30 @ Fri, 30 Apr 04

آتش عزيز!(273)
شناخت شبح مانند شناخت جامعه و مبارزه کار پيچيده و سختی است کار هر کسی نيست. اما اعتماد کردن به او بسيار ساده است فقط بايد صادق بود و روراست و اختيار چشم و گوش دل‌ات را به ديگری نداد.
از بچه‌ی‌شاه و مجاهدين و راه‌کارگر گفتی اما از حزب توده نگفتی! ضمنا چه کسانی بودند که از همه با هم تن می‌زدنند؟
کار سياسی در قالب حزب عالی‌ترين شکل کار سياسی است کسی مانند شبح هرگز برعليه عضويت در احزاب چيزی ننوشته است. الان هم بحث بر سر اين نيست که توماری اگر مربوط به حزبی بود امضا نکرد.
جالب است درحالی داری اين اتهام را به من می‌زنی که نتنها اين تومار را امضا کرده‌ام و در وب‌لاگ‌ام قرار داده‌ام بلکه اساسا لوگوی آن روی هاست شبح قرار دارد!
بقيه حرف‌ها را هم که هاله‌ی عزيز زد.


نرسی 19:04 @ Fri, 30 Apr 04

من پتیشن IFIR را امضا کردم. بعد از طریق وبلاگ شبح با پتیشن دوم آشنا شدم و بدون هیچ تعصبی قصد امضای آنرا داشتم. ولی از متن کوتاه و نگارش خام آن خوشم نیامد (بدون تعارف می گویم، ببخشید نظرم این است) نکته دیگر اینکه کسانی که پتیشن راه می اندازند باید مسؤلیتهای ناشی از آنرا بپذیرند و آنرا به عنوان مدرک و سند اعتراض در مجامع جهانی علیه ج.ا استفاده نمایند. در مورد حرکت موازی شما وبلاگ نویسان عزیز که حتی هویتتان معلوم نیست باید بگویم که این حرکت فقط جنبه سمبولیک دارد و نمی توان نتیجه ملموسی را از آن متصور شد. ولی در مورد پتیشن IFIR باتوجه به سابقه و زمینه تخصصی فعالیت آنها می توان امیدوار بود به یک حرکت اعتراضی عملی و قابل طرح درسطح جهانی بیانجامد.
شاید اگر این کار را در غالب نظرسنجی اینترنتی poll انجام میدادید شایسته تر از عنوان پتیشن بود.
راستی اگر سازمانهای پناهندگی دیگر هم اعتراض مشابهی را ترتیب داده اند خوب است لینکش را اینجا بگذارند.


هاله 17:52 @ Fri, 30 Apr 04

آتش عزیز، با اینکه سوالت متوجه شبح بود ولی من از دید خودم پاسخی میدم تا شبح پیداش بشه.

این ترس به خاطر تجربیات گذشته است. هیچ از خودت پرسیده ای که چرا همه ما چند نفر متفقا" اینجور احساس میکنیم؟ به تو قول میدهم که با برنامه ریزی قبلی نبوده و خارج از چهارچوب این نظر خواهی هم با هم حرفش رو نزده ایم. آیا تصور میکنی همگی ما بی جهت بدبین هستیم و تمام اینها زائیده مالیخولیاست و ربطی به عملکرد این آقایان نداره؟

من دیده ام چه طور این سازمان بازده فعالیتها رو به نام خودش تموم میکنه و چه طور از هر حرکتی که خودش پیشرو اون نباشه به شدت انتقاد. هر بار که زنان در ایران جمع میشن (مثلا" پارک لاله - همین اواخر) چنان از سازمان دهان این برنامه انتقاد کردند و مقاله های کوبنده نوشتند که خدا میدونه. فکر نمیکنند که هریک از این زنها تو دهن شیر هستند؟ وگرنه تو ناف اروپا و آمریکا نشستن و گفتن لنگش کن که از همه بر میاد.


atash 17:29 @ Fri, 30 Apr 04

شبح عزیر ۲۵۹
من اصلا دنبال بازار اعتبار نيستم نمی دانم چرا روزنامه شرق را با ح ک ک مقایسه می کنی .. خیلی دوست دارم بشناسمت .. بشدت پیچیده هستی . افکار من در مورد تو منگ شده است .. نمی دانم کمونیست هستی یا چیز دیگر.. گاهی می بینم جاده لیبرالیسم را طی می کنی ودر یک لحظه پیاده می شوی واز ح ک ک هم ح ک ک تر می شوی ..

اگر بچه شاه و یا مثلا مجاهدین و راه کارگر هم می گفت لغو حکم اعدام اره من امضاء می کردم .. همین طوردر مورد اخراج افعان ها .. مسئله از جای دیگر است. این تنفر از تحزب ست .. از تعلقات تشکیلاتی ست که ما را به اینجا می کشاند تا می بینیم جریانی وابسته بیک حزبی ست ترس ما را می گیرد که مبادا آنان از حرکت ما بهره سیاسی بنفع خود انجام دهند .. ترس ما در دنیای ناشناخته ایرانی ها از عدم اعتماد است و همه اين درگيری های لفظی به خاطر اين است که يک جريان شهامت اخلاقی وجسارت سیاسی دارد و روی تمامی مواضع انساندوستانه خود مصرانه می ايستد... همه اينجا می گوييم مستقليم .. سکوت می کنيم .. با ندانم کاری حتی احساساتی می شویم آن هم به محض آنکه حزب کونیست کارگری در مورد یک جریانی موضع قاطع می گیرد .


فرشاد حسینی 17:26 @ Fri, 30 Apr 04

جنبش دفاع از پناهندگان افغانی مکانیسمها و رهبری
دوستان عزیز شخصا در حال حاضر از هر نیرو جریان و فردی که در دفاع از پناهندگان افغانی برخیزد و هر کاری ولو ناچیز انجام دهد قدردانی و ستایش میکنم من برای جنبش دفاع از پناهندگان افغانی ارج میگذارم و برای توده ای تر کردن و بین المللی کردن این جنبش هرکاری از دست خود یا سازمان و حزب و جنبشم بربیاد قطعا انجام میدهیم من کار وبلاگیستهای انساندوستی که در این کارزار وارد شده و حتی مجبور به چالنج با گرایشات راسیستی ایرانی شدند را نیز ارج مینهم اما رفقا صدها هزار پناهنده افغانی را تنها با یک پتیشن نمیتوان نجات داد واین تنها کار تعدادی وبلاگیست نیست برای متوقف کردن این جنایت فاشیستی جمهوری اسلامی به یک جنبش عظیمی نیاز است که یکسرش میتواند وبلاگیستها با فعالیتهای وبلاگی شان باشد و سر دیگرش اکتیویستهای غیر ایرانی یا غیر افغانی و فعالین چپ و کارگری در آمریکا و اروپا و آسیا این جنبش اگر به کل جنبش جهانی دفاع از حقوق انسانی گره نخورد تاثیر گذار نخواهد بود و منجر به نجات هیچ پناهنده افغانی نمیشود
رفقا بعنوان کسی که بیش از یک دهه در دفاع از پناهندگان در کشورهای مختلف با فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی فعالیت کرده ام و اینکار جزو فلسفه کار و زندگیم شده هیچگاه در طول صدها موفقیتی که کسب کردیم آنرا تنها و تنها محصول کار فدراسیون ندانسته ایم فدرسیون یک سازمان کمپینی و جنبشی است و اساسا با هدف بسیج و سازماندهی جنبش دفاع از حقوق انسانی پناهندگان در سراسر دنیا حول رادیکال ترین و انسانی ترین افقها و مطالبات تشکیل شده و کار میکند رفقا با یک پتیشن و دوتا لوگو کسی صاحب جنبش دفاع از پناهندگان نمیشود حتی با اطلاعیه احزاب هم کسی صاحب این جنبش نمیشود صاحبان این جنبشها را در کل پراتیک روزنه شان میتوان شناخت خود پناهندگان میشناسند
نکته آخر در هلند علیه اخراج ۲۶۰۰۰ پناهنده از این کشور بیش از ۴۰۰ سازمان علیه دولت هلند به کار و فعالیت پرداختند دهها نامه و طومار تهیه شد دهها میتنگ و تظاهرات مختلف سازمان داده شد اما هیچ سازمانی یقه فدراسیون را نگرفت که بگوید چرا شما دارید موازی حرکت میکنید هیچ سازمانی مدعی نشد که متولی ای حرکت است و بقیه کنار بکشند بنظر من برای وارد شدن در عرصه دفاع از پناهندگی و دخیل شدن در این جنبش هر چند ناپخته و محدود حداقل باید قانونمندیها و مکانسیمهای این جنبش ها را شناخت گرایشات مختلف آنرا را دید برسمیت شان شناخت و توان هر گرایش در تاثیر گذاری را دید و حتی الامکان حول محورهای اساسی دوست و همکار پیدا کرد رفقا توجه داشته باشید که شما دارید پا توی یک جنبش عظیمی میگذارید که با شیوه فعالیت وبلاگیستی تفاوتهای فاحشی دارد رهبری این جنبش در دست نیرو جریان و گرایشی خواهد بود که بتواند و قادر باشد عرصه دفاع از پناهندگان افغانی را از محدوده وبلاگها خارج کرده و به خیابانها و شهرها از تهران گرفته تا لندن و پاریس و واشنگتن و توکیو بکشاند رهبری این جنبش تحمیلی نیست از بالا منتصب نمیشود با صدور اولین و آخرین اطلاعیه تعیین نمیشود برعکس کاملا زمینی است و در روی زمینهای که زندگی میکنیم و توسط فعالیت عملی آدمهای زمینی ایجاد میشود برای دفاع از حق شهروندی پناهندگان افغانی دنیایی از کار پیش روی ماست مانند ۴۰۰ سازمان هلندی مانند صدها سازمان استرالیایی خم شویم و هر یک کاری را که میتواند بردارد و انجام دهد و مانند همه این سازمانها در جهان که در حمایت از پناهندگان هزار جور کار میکنند دغدغه این را ندارند که محصول فعالیتشان توی جیب کدام حزب و سازمانی میرود که با آن موافق نیستند عمل کنید و مطمن باشید محصول فعالیتهای انسانها تنها با یک اطلاعیه در جیب کسی نمیرود هیچ حزب و سازمانی تا شایستگی نظری و پراتیکی رهبری جنبشی را نداشته باشد صرفا با اطلاعیه و پتیشن نمیتواند رهبر شود
زنده باد جنبش دفاع از حق شهروندان ایرانی افغانی تبار


هزار حرف نگفته 16:16 @ Fri, 30 Apr 04

آقايان حککا يی بايد حدس ميزدم که اينگونه بی منطق می توانيد از نظرات غلط خود دفاع کنيد .
بی تعارف بگويم :
امضاهای تومار شما نشان خواهد داد چه تعداد به شما اعتقاد دارند .
فقط ميتونم بگم متاسفم .
اين حرکت توسط وبلاگ شهر شروع شد . توسط وبلاگ درياروندگان که از اقوام من است. من و هاله و شبح عزيز بر آن پای فشرديم تا به اينجا برسد و همه با خبر شوند .
تلاش شما برای داخل شدن در اين حرکت و کسب ليدری آن بی نتيجه خواهد بود .
تنها می توانيد امضا کنيد و ديگر هيچ.
شبح جان آپديت کن و ما رو از دست اينا نجات بده.
علی ن


nasrin 15:49 @ Fri, 30 Apr 04

شبح جان (۲۶۶)
متن بلند بالائی برای منوچهر عزيز نوشته بودم ٫ اومدم بگذارمش اين کامنت تو را ديدم و ديدم که هر چه را که من ميخواستم بگويم به زيبائی تمام بيان کرده ای ٫ ديگر متن خودم را نگذاشتم فقط خواستم بگم که کاملا باهات موافقم .


هاله 15:29 @ Fri, 30 Apr 04

شبح جان، نه بابا رستم بیچاره زرتش قمصور شده - بردیمش پارک و انقدر دوید که از حال رفته. راستی نزدیک بود با یه هاپوی دیگه کار دست ما بده که به خیر گذشت. اینجا رسمه اغلب سگ ها رو عقیم میکنن ولی گاهی این ماده سگ های لوند رو میارن پارک و دل و دین از دست سگهای ما میره. حالا خوبه رستم خان از مردی افتاده وگرنه واویلا میشه ... جریمه ات میکنن اگه کار دست یه هاپوی دیگه بده.

اینم واسه اینکه بدونی عصبانی که نیستم هیچی خیلی هم حالم خوبه. :)


شبح 15:20 @ Fri, 30 Apr 04

هاله جان!(۲۶۵)
چیه با رستم آمدی؟
من که ترسيدم!
شوخی کردم تا اينقدر عصبانی نباشی.
ما بيش از هميشه احتياج به صبر و مدارا داريم. اميدوارم تا چند ساعت ديگه يه مطلب جديد بنويسم و حال و هوای اينجا را عوض کنم.


Shoraee Enghelabi 15:15 @ Fri, 30 Apr 04

doostane gerami

Site jadide Shoraee Enghelabi Javanan Socialist Iran aghaz be kaar karde, www.shoraee.com

mitoonid matalebe khodetoon ro jahate chap befrestid, ANOTHER WORLD IS POSSIBLE!


شبح 15:15 @ Fri, 30 Apr 04

منوچهر عزيز!(۲۶۳)
همه می‌خواهند ادامه ندهند. حرف خودشان را بزنند و بروند... واقعيت‌های اجتماعی مجبورتان می‌کند که روزی به اين پرسش‌ها پاسخ دهيد. آن‌هم به‌طور منطقی و صادقانه. با نوشتن اين که:در مورد چند خط شبح هم٫چه عرض کنم٫شبح است دیگر ادامه ندهم بهتر است.
چيزی عوض نمی‌شود. من سوآل مشخصی از آتش کردم و با دوستان ح.ک.ک.ا. هم موضوعی را مطرح کردم که تصور می‌کنم مورد سوآل اکثر دوستان وب‌لاگنويسی است که نه هوادار حککا هستند نه دشمن آن.
اما شما استعداد عجيبی داريد برای اين که دشمن برای خودتان درست کنيد. آدم‌ها را مجبور می‌کنيد يا هوادار صددرصد شما باشند يا دشمن‌تان! در حالی که بين دشمنان شما و هوادارنتان می‌تواند فضای بزرگی وجود داشته باشد که با هاله‌ها و شبح‌ها و ارنستو‌ها و نسرين‌ها و ترانه‌ها و... پر شود.
اين را بدان هيچ جريانی نمی‌تواند در کشور به قدرت برسد يا در قدرت سهيم شود مگر آن‌که بتواند بخش وسيعی از گروه‌های مرجع را با خود هم‌نوا کند. شما استاد راندن گروه‌های مرجع از خود هستيد چون به‌جای ديدن نقاط مشترک هميشه با لج‌بازی دنبال کوچکترين نقاط اختلاف می‌گرديد.
زيرا آن که با شما نيست بايد حتما عيبی داشته باشد. يک جای‌اش بلنگد.
من تو را دوست خوب خود می‌دانم در اين نظرخواهی هم بحث‌های خوبی توسط تو و ساير دوستان صورت گرفت و حتا مهران محبوبی عزيز هم مسايل خوبی را نوشت. اما ظاهرا هميشه بايد اتفاقی بيفتد تا اتفاق از بين برود.


هاله 15:13 @ Fri, 30 Apr 04

من آنم که رستم بود پهلوان!

جناب منوچهر ... آقای حکمت بیست سال قبل اینها رو گفته به امروز جنابعالی چه؟ فکر میکنید شخص خودتون عصاره مبارزه هستید و بقیه هیچ؟ چنان با لحن تحقیر آمیز به گلکو میگید نمیدونم بیست سال پیش شما کجای جهان بودید، وقتی "ما" اینجور میگفتیم پنداری یک حزب حککا است و یک جناب منوچهر. آقا جان، آقای حکمت رو میدونیم بیست سال پیش کجا بوده و چه گفته ... جناب عالی کجا بودید و چه میگفتید؟ بنده هم ده نفر رو میتونیم براتون اسم ببرم و از گفته ها و فضلشون براتون بازگو کنم ولی بار خودم چه هست؟ یک مشت مرامنامه و واژه ها و اصطلاحات چپی رو حفظ کردید و همراه با آدرس مقالات منصور حکمت مدام به خورد ملت میدید.

کمی از این منم منم خود فارغ بشید قربان. به چه دلیل فکر میکنید بنده جد اندر جدم مبارز نبوده و فدائی و غیره؟ شما چه گلی به سر ملت ایران زده اید که اینجور با لحن غیر محترمانه به همه و همه خرده میگیرید و هر کس کوچکترین انتقادی از حزبتون بکنه انگار که بیشترین خطا رو مرتکب شده و هزار انگ بهش میچسبانید. خود شما ... بعله خود شما و آقای محجوبی/محبوبی صد جور انگ بار خودم کرده اید تا حال از ملی مذهبی گرفته تا حزب اللهی و سلطنت طلب و ناسیونالیست.

حداقل آقای بکتاش انقدر سیاست دارد که بگوید انتقادت صادقانه است و با نهایت تمدن بهش پاسخ بدهد ... چنان کاسه داغتر از آش شده اید و صفحه تکراری که براستی حوصله همه رو سر برده اید.

شبح جان با معذرت که خانه ات رو آلوده کردم به حرفهای نازیبا.


manochehr 14:42 @ Fri, 30 Apr 04

ببخشيد لينک فراموش شد:
http://www.m-hekmat.com/fa/0190fa.html


manochehr 14:41 @ Fri, 30 Apr 04

گلکو خانم ۲۶۲.
برای اينکه ذهن شما يک کم تازه شود و به عنوان آخرين کامنت من در اين مورد لینک يک مقاله را اينجا می گذارم تا ببينيد ما ۲۰ سال پيش چه گفتيم(اين مقاله بتاريخ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۶۳ ) می باشد٫ خانم اين لغاط قاپ زدن ديگه چه صيغه ای است مگر سر جان و مال بيش از ۲- ۳ ميليون انسان ميشود اينجوری بازاری برخورد کرد.من نمی دانم شما ۲۰ سال پيش از نظر سياسی در کجای جهان بوديد ولی ما حرفهايمان سر انسانيت و دفاع از آن فرقی نکرده.در همينجا دوستان دیگر و حداقل خود من در حد توان استدلالی بحث کرديم(جدل نه٫بحث٫اينها با هم فرق می کنند).ما از شما بحثی نديديم.چند خط و چند لغط در کنار هم گذاشتيد و گفتيد اين بحث است. باشد بالاخره اين هم روايت جديدی از بحث است.بهرحال من ديگر در اين مورد کامنت نخواهم گذاشت.در مورد چند خط شبح هم٫چه عرض کنم٫شبح است دیگر ادامه ندهم بهتر است.
مقاله:" راه کارگر و مهاجرين افغانی. فاشیسم٫ کابوس يا واقعيت!؟" منصور حکمت نوشته شده بتاريخ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۶۳


golku 14:01 @ Fri, 30 Apr 04

دوستان عزيز
اگر مسئله اعتراض به اخراج پناهندگان افغانی است پس همان لوگوی هاله که اول درست شده بود بايد کافی ميبود. آقای حسينی ميگويند پتيشن هاله پختگی لازم را نداشت. می توانستيد برای هاله دو سه جمله بنويسيد که به پتيشن اضافه کند. اما در آن صورت ممکن نبود که در سایت روزنه بنویسید که اگر ما نبودیم پناهندگان افعانی از ایران اخراج می شدند. این قاپ زدنهای شما ست که باعث بدبینی نسبت حرکاتتان میشود.
آرش عزيزم
دوست و دشمن هر کسی اول خودش است. کسی با ح.ک.ک دشمن نيست تو نوشته های دوستان رانگاه کن ببين چطوری به همه می پرند. اين آنها هستند که به جای ارتجاع و سرمايه داری هر که را که به ح.ک.ک انتقاد کند دشمن می پندارند و می خواهند بنشانند سرجايشان.


آرش،نوجوان تهراني حككايي 10:52 @ Fri, 30 Apr 04

شبح جان!
حال و حوصله شركت در دعواهاي قومي و قبيلهاي تونو ندارم!
متاسفم كه همه درگيريها تو جبهه چپ جريان داره!
به جاي اينكه با هم متحد شيم و به بزرگترين و انسانيترين نيروي چپ ايران، حزب كمونيست كارگري، بپيونديم، و البته به جاي خودش براي بعضي بچهبازيهاي اين دگماتيستهاشون(كه فقط اسم حزب رو خراب ميكنن، امثال مهران محبوبي) بهشون بخنديد!داريد الكي باهاشون دعوا ميكنيد!
بهرحال من با تمام وجود از ”عدم اخراج افغانيها” حمايت ميكنم، هرچند بسيار متاسفم كه بگويم، اگر در ايران سر اين قضيه رفراندوم گذاشته شود، مردم ما به احتمال زياد به اخراج افغانيها راي خواهند داد!
چه ميشود كرد! وقتي شما چپها، دشمنانتان را از خدا و سرمايه به حزب كمون