سه شنبه، 25 فروردینماه 1383 | April 13, 2004

پلان‌های عاشقانه- پلان اول

شده است تصوير ثابت اين ‌روزهای‌ام... پلک‌های‌ام که بر هم می‌نشيند آهسته شکل می‌گيرد؛ مثل محو تدريجی بخار آب روی شيشه‌‌های پنجره‌ی قطار و باقی ماندن نام تو و دست‌پاچه‌گی من و بعد تونل که به دادم می‌رسد و تاريکی و خنده‌های کودکانه‌‌ی تو، صدای ممتد سوت قطار، صدای خروج بخار از سوپاپ‌های اطمينان و صدای سايش کفشک‌های ترمز با چرخ‌ها و زوزه‌ی آهن بر ريل و سوزش داغی در گونه‌ی سمت چپ و بعد روشنی کوتاه بين دو تونل و تو که نيستی و پنداری هرگز نبوده‌ای...

April 13, 2004 01:34 AM

nashenas 9:43 @ Sun, 20 Apr 08

حالا كه تهراني ها شعر شهريار را خوانده اند و از ان خوششان نمي ايد ولي خوب اين را بدانند كه وقتي به يك ترك مي گن خر خوب تركه هم با اين شعر هاي زيبا جواب تهراني هارو ميده خوب مقصر خود تهراني ها هستند نه ترك ها . راستي اينم بگم كه زبان تركي در دنيا در رتبه اي سوم هستش ولي زبان فارسي اصلا وجود نداره چون همه ميدونن كه زبان فارسي همون عربي هستش كه عده اي از ايراني ها با كمي تغيير در زبان عربي زبان فارسي را به وجود اوردن اما زبا تركي زبان اصيل هستش و من در اوردي نيست مثل زبان فارسي تهراني هاي عزيز .اينو گفتم تا نگوييد كه ترك خره اينو گفتم تا بدونيد زبان شما براي ما ارزش اينو نداره كه ياد بگيريم و به زبان فارسي حرف بزنيم چون اكثر ايراني ها تركن يعني حدود 30%مردم ايران و بقيه .لر و كرد و عرب و بلوچ و در اخر فارس هستند .خوب فكر كنم عده اي از شما قانع شده باشين اگه نشدين اينم مشكل خودتونه ديگه چون من با زبان عربي فارسي نشتم تا بدانيد كه هر زباني تركي نمي شه غزيزان.
فارسي دئديم اوْخوسونلار اؤزلرى فارسي گفتم تا بخوانيد خودتا
بيلسينلر كى ، آدام گئدر ، آد قالار تا بدانيد ادم ميميرد و لي نامش ماندگار مي ماند
ياخشى-پيسدن آغيزدا بير داد قالار از بدي ها و خوبي ها فقط خوبي ها ماندگارند


foadi_looloo 17:25 @ Tue, 11 Apr 06


دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد ،به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

هرگر لبخند را ترک نکن،حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی،ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی


علی 0:34 @ Tue, 11 Apr 06

الا ای داور دانا تو می دانی که ایرانی

چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی

چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی

چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی

چرا مردی کند دعوی کسی که کمتراست از زن

الا تهرانیا انصاف می کن خر...تویی یا من

تو ای بیمار نادا ی چه هذیان و هدر گفتی

به رشتی کله ماهی خور؛به طوسی کله خر گفتی

قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر شمردی

جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی

تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی

به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی

چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی

به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی

مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی

به مردی با تو پیوستم؛ندانستم که نا مردی

چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی

اگر می خواستی عیب زبان هم رفع می کردی

ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل

فرو می ریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل

چه گویم ساز تو بی قانون و هر دمبیل

تو را یک شب نشد سازو نوا در رادیو تعطیل

ترا تنبور و تنبک بر فلک می شد مرا شیون

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم

عدو را تا که ننشاندم به جای از پا ننشستم

به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم

چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

کنون تنها علی مانده است و حوضش

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد

ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد

چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

چو خواهد دشمن بنیاد قومی را بر اندازد

نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد

چو تنها کرد هر یک رابه تنهایی بدو تازد

چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

تو بودی انکه دشمن را ندانستی فریب وفن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

چرا با دوستارانت عناد و کین و لج باشد

چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد

هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد

تو گل را خار بینی و گلشن را همه گلخن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

تو را ترک آذربایجان بودو خراسان بود

کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود

چو شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود

کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان پنبه چو نی نه تیر ماند و نی جوشن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان

نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان

از این قحط و غلا مشکل توانی وا رهاندن جان

مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن

الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا م


علی 0:30 @ Tue, 11 Apr 06

سلام کلام زیباییست :سخنانت عالیست و چه حیف چتری بالای سرم نیست
آخر این چشمان من بارانیست
:((اگه برای دنیا یه نفرین برای یه نفر دنیا باشین)):


zeoos 14:16 @ Sat, 14 Jan 06

شبه من دستت و می بوسم اما خاک تو سرت اگه گفتی چرا (هوینجوری)


abcd 19:41 @ Thu, 8 Dec 05

لطفا شعر زیبا وجذاب
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
را بطور کامل در اینجا بنویسید.

ها مینیزا مندن عشق اولسون


fahime 9:39 @ Mon, 24 Oct 05

خوش به حال کسی که عاشق نیست . آخه عاشقی که بچه بازی نیست


mohammad 18:24 @ Tue, 22 Jun 04

سلام
خيلی خوب و جذاب بود
تبريک ميگم.


masod 15:15 @ Tue, 15 Jun 04

سلام ...من مسعودهستم و............


علیرضا معصوم 23:51 @ Sun, 9 May 04

به نام خدا
دوست عزیز
در مقام شهریار همان بس که شعر علی ای همای رحمت را سروده است.
بدرود


علیرضا معصوم 23:51 @ Sun, 9 May 04

به نام خدا
دوست عزیز
در مقام شهریار همان بس که شعر علی ای همای رحمت را سروده است.
بدرود


شبح 13:19 @ Fri, 7 May 04

مرجان نازنين! مرا شرمنده‌ی لطف و محبت خويش کردی. وقتی زنده‌گی‌ی گران‌جان تلخی خود را به رخ می‌کشد. دوستی ناديده چون نسيم خنکی از راه می‌رسد و محبت اش را بی‌دريغ ارزانی می‌‌دارد اميد به دنيای بهتر در جان موج می‌زند و به قول اخوان عزيز باز بايد زيست... باز بايد زيست...


مرجان 22:22 @ Thu, 6 May 04

پيشتر كه نوشته هاتون و توي وبلاگستان خوندم, فکر کردم دنیا هنوز از آدمای ژرف و شگفت انگیز که ارزش دیدن و شنیدن دارن خالی نشده . حالا که واسه اولين بار اوومدم اينجا مطمئن شدم که دنيا هنوز...... با بهانه هايی از اين دست, ميشه فرصت زنده بودن و حوصله کرد!
جهان به کام تو باد


مرجان 22:20 @ Thu, 6 May 04

نشد که نگم: خوش به حال عشق! وقتی تو عاشقانه مينويسی


مرجان 22:16 @ Thu, 6 May 04

پيشتر كه نوشته هاتون و توي وبلاگستان خوندم, فکر کردم دنیا هنوز از آدمای ژرف و شگفت انگیز که ارزش دیدن و شنیدن دارن خالی نشده . حالا که واسه اولين بار اوومدم اينجا مطمئن شدم که دنيا هنوز...... با بهانه هايی از اين دست, ميشه فرصت زنده بودن و حوصله کرد!
جهان به کام تو باد


21:01 @ Wed, 28 Apr 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 158.102.162.9
URL:
DATE: 04/28/2004 09:01:14 PM


حميرا 22:04 @ Sat, 24 Apr 04

آه . چه قدر دقيق و چه ملموس نوشته اي... منتظر پلان هاي بعدي مي مانم...


فرهاد ب ل ی 19:20 @ Sat, 24 Apr 04

گفتنی های نا گفتنی........
از همين جا از بدر و مادرم متشکرم.


فرهاد


فرهاد 19:15 @ Sat, 24 Apr 04

زمین و اسمان مکه ان شب نور باران بود

هوااغشته از عطر شفا بخش بهاران بود


كوير 11:39 @ Thu, 15 Apr 04

چشم ! بهش ميگم شبا غذاي سبك بخوره ... اما اونقدر شبا ميشه كه اصلا هيچي نميخوره !!!


مهره سوخته 3:15 @ Thu, 15 Apr 04

این که تو وبلاگ من کامنت گذاشته توئی شبح خان؟؟؟ بهت نمیاد آدرس سایتت رو اشتباه وارد کنی...
!!! www.shabaha.org


شهلا 2:02 @ Thu, 15 Apr 04

درود بر تو٬شبح جان و سپاسگزار از اینکه به کومهء من آمدی و در باره اینکه گفتی از پزشکان باید میگفتم یا سپاسگزاری میکردم قابل توجه است که اگر پرودگار یکتا این توانایی را به بندگانش نداده بود ایشان چگونه به این سرعت در علم پیشرفت میکردند ؟ باید بدونی که من ناراحت نیستم از تو برای اینکه این سخن رو گفتی خیالت راحت چون من فرزند مهر هستم و ایده همه برایم محترم است.در مورد بیماریم هم باید بهت بگم من با تکیه به قدرت الهی وامید به آینده روشن نزدیک ۱۷ سال با این بیماری دست و پنجه نرم کردم و وقتی شنیدم که آرزوی من شکل حقیقت به خود گرفت بیشتر اول از خدای خود و سپس از دانشمندان بزرگ سپاسگزارم.آرزوی تندرستی و شادی تو را از خدای یکتا خواستارم ٬شاد و پیروز زیوی ٬ بدرود.


داريوش شاهد 0:44 @ Thu, 15 Apr 04

با اجازه :
... و اين پندارها و کوتاه روشنی ها چندان تکرار شده است که آرزو ميکردم ايکاش نبودی ، تا چشمانم به خيس بودن خو ميگرفت و امیدِ دگر بار باز شدن از پی پنداری دیگر را در خود نمی پروراند تا اینچنین ذلیل و خوار کورسوئی ميرا نگردد. ايکاش نبودی تو ، ايکاش.
(از بابت مقاله آقای کابلی ممنون)


پوریا 23:34 @ Wed, 14 Apr 04

سلام شبح! هميشه عاشق باشي و اميدوار هم.


كوير 22:30 @ Wed, 14 Apr 04

ممنونم که ميای و ميخونی ... منم ميام ... فعلا ... خدا نگهدار ...


شبح 22:05 @ Wed, 14 Apr 04

فيروزه‌ی عزيز!(9)
حرف‌هایی را که شراگيم عزيز در کامنت 34زد را می‌خواستم بنويسم که او شيطنت کرد. به هر حال اين‌جا متعلق به شماست و هر وقت تشريف آورديد برای ما غنيمت است.
مگه ما چند تا شراگيم داريم و مگر شراگيم از خون چند مادر در رگ‌های‌اش جريان دارد!؟


نوشی 19:29 @ Wed, 14 Apr 04

قشنگ بود.


پویا-اعترافات یک متهم 18:43 @ Wed, 14 Apr 04

همين يه پلان بسه!


گندم 14:32 @ Wed, 14 Apr 04

سلام جناب شبح :) اينکه من کامنت کم میذارم نشونه اين نيست که از متن های دلنشينتون فيض نمی برما...ما هميشه مشتري وب شماییم :)


پرنيان 14:03 @ Wed, 14 Apr 04

شبح عزيز ممنون از نقدي كه بر بوتيك نوشتي. جالب و خواندني بود. راجع به كما نوشته بودم نه به آن دليل كه فيلمي هم پايه بوتيك است. كما تنها فيلمي ست سرگرم كننده و مفرح. اين جمعه بعد از ظهر را هم اختصاص بده به كما. البته انتظار يك فيلم خوب در بعد از ظهر يك روز تعطيل را نداشته باش، به خاطر اين كه دو ساعتي بنشيني و بخندي و دور باشي از حال و هواي بيرون و همه چيز را فراموش كني. به موسيقي فيلم هم توجه كن. من يادم رفت چيزي در موردش بنويسم. اين يار دبستاني طوري در هر صحنه پخش مي شود كه انگار آهنگ چه خوشگل شدي امشب است!


babune 13:50 @ Wed, 14 Apr 04

زيبا بود اما دلم گرفت. هميشه عبور دلگيره


جهانگير 11:42 @ Wed, 14 Apr 04

جناب آقای ترک (شماره ۲۰)

جناب آقای شهریار در این ابیات فاخرشان شیپور را از دهان گشادش زده اند.آخر بعد از آن همه صغری کبری سر آخر می گوید :
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويی يا من.
هیچگاه از شهریار خوشم نیامده است . از حیدربابا که بگذریم چیز دندان گیری نداشته است . اخر عمری هم آنهمه به به و چه چه در مدح ..... بگذریم .


Rosva 11:26 @ Wed, 14 Apr 04

Yek tazakor be shomare 37:Douste aziz,shoma ke eddeaye tas'hih kardan darid,lotfan "jorat"ro ba hamze benevisid na ba ain.In ta jaii ke dikteye kelase dovvom yadam miad.
Movaffagh bashid


naghme 9:34 @ Wed, 14 Apr 04

سلام... می خواستم بگم که مطالبتو می خونم و اين هم مثل بقيه قشنگ بود... پيروز باشي... شبح زنده ی(!) عزيز!


nana 6:22 @ Wed, 14 Apr 04

شبح و دوستان عزيز

هم اکنون مصاحبه اختصاصی بوش را با خبرنگاران در رابطه با مسائل عراق ديدم نکاتی که اهميت دارد براتون مينويسم
ا- خط و نشان برای مقتدا صدر که بايد هرچه زودترميليشيای خود را منحل کرده خود را تحويل دهد تا به جرائمش رسيدگی گردد.
۲ - گروه های جديد سرباز و جنگنده به خاورميانه خواهد فرستاد .
۳- بودجه جديد برای ادامه جنگ تخصيص خواهد داد.
عليرغم کباب شدنش توسط خبرنگاران در
رابطه با اشتباهاتش پس از يازده سپتامبر
گفت احتمالا اشتباهی کرده ام ولی اکنون
چيزی يادم نمياد .
در ضمن تطبق اماری که گرفته اند کلی محبوبيتش پائين رفته ولی در مصاحبه امشب بسيار اگرسيو بود . نانا


ناشناس شماره 16 حتما 1:49 @ Wed, 14 Apr 04

ای کاش اینقدر جرئت داشتی که با نام حقیقت بنویسی. می دانم که کیستی تو هم مرا خوب می شناسی.. مردک چند اسمی تو که اینقدر شعور نداری با نام حقیقیت بنویسی بهتر است بروی و سرت را به کوبی به دیوار.. متاسفانه دم خروست بدجوری پیداست. برو به وبلاگ بازی هایت برس و روشنگری ((((((((((((: کن.
يک سوال از شبح اي.پی اين دوست ناشناس شماره ۱۶ چيست. آيا چيزی را برای شما تداعی نمی کند؟ کاش می شد آی.پی ایشان را برای اطلاع همه اعلام می کردید. آن وقت خیلی چیزها رو می شد.


زمينی 0:48 @ Wed, 14 Apr 04

شبح به اين عاشقی نوبره والله !!
شبح جان اميدوارم هميشه عاشق بمونی ..
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید ..
همیشه این جور آدما هستند چقدر باید نماز میت بخونیم :)


شراگيم 0:21 @ Wed, 14 Apr 04

شبح...؟ کوشی؟ ببين...يه دونه بيا محکم بزن پس کله من...!! يه جوری بزن که چشمام قشنگ وا شه...!! کامنت ۹ مال مادرمه و من خنگ اصلا نديدم...!!!!!!!! (اصلا عادت شده برام که به کامنتهای پينگليشی نگاه هم نميکنم!!) به هر حال داغ دل مادرم معلومه تازه شده...از دست پسر خنگ و نا خلفی مثه من...!!؛) امشب زنگ زد گفت برو به شبح اينا از قول من بگو اين حرفا رو خيلی وقته ميخواستم به شراگيم (يعنی من!) بزنم و فرصت نميشده...عذر خواهی کن اگه کامنت مرتبط با بحث نبوده...منم از طرف شبح اينا ميگم خانم زند شما تاج سر ماها(يعنی من و شبح اينا) هستین...هر حرفی بزنين باعث امتنانه و ما استفاده میکنیم...!:) :* مرسی از لطفتون...


هزار حرف نگفته 23:58 @ Tue, 13 Apr 04

شبح جان:
اينجا کلاس خوبيه برای من که داستان کوتاه نوشتن رو ياد بگيرم و اشکالاتم رو برطرف کنم.
در نوشتت يه کلمه نه زياد بود نه کم . اين تنها جمله ای هست که می تونم بگم.
درود بر تو.
علی ن


هزار حرف نگفته 23:57 @ Tue, 13 Apr 04

شبح جان:
اينجا کلاس خوبيه برای من که داستان کوتاه نوشتن رو ياد بگيرم و اشکالاتم رو برطرف کنم.
در نوشتت يه کلمه نه زياد بود نه کم . اين تنها جمله ای هست که می تونم بگم.
درود بر تو.
علی ن


مهره سوخته 23:33 @ Tue, 13 Apr 04

طبق معمول باید برایت دعوت‌نامه بیاورم تا به منزل ما سر بزنی.... داستان کوتاهی نوشته‌ام. اگر وقت داشتی (و حوصله) سر بزن. خوشحالم میکنی.


عاطفه 22:12 @ Tue, 13 Apr 04

كاش صداهاي زمينه ي اين پلان، لطيف تر بود و امان از اين ترمز بی وقت !!


عاطفه 22:11 @ Tue, 13 Apr 04

كاش صداهاي زمينه ي اين پلان، لطيف تر بود و امان از اين ترمز بی وقت !!


دهقون 20:27 @ Tue, 13 Apr 04

آقاي شبح زيبا بود و تاثير گذار


هانریت وار عاشق 18:48 @ Tue, 13 Apr 04

مدت هاست که افتخار بهره مندی از مطالب نغز و نیکوی این بلاگ را دارم ولی از انجا که معمولا گوش دادن را به حرف زدن ترجیح میدهم تا به امروز حرفی نزده بودم.متاسفم که اعلام حضورم با خاطره ی بدی مصادف شد(ادیب فاضل, استادفارسی دان,جناب۱۶) خدمت استاد فارسی دان عرض شود ,نیازی نیست همیشه دهان خود را باز بگذاریم ویا در مورد هر مطلبی که کوچکترین دانشی نسبت به ان نداریم سخن بگوییم چرا که کسی با سرنیزه بالای سر ما نایستاده تا ما را وادار به سخن کند.در مورد نکاتی که اشاره کرده بودید و من میدانم که شما هیچ قصد سوئی نداشتید و فقط به دلیل عدم دانشتان در زمینه ی زبان مادریتان رخ داده بود ،مایلم متذکر شوم که در زبان فارسی موجودات غیر انسان که از آنان با نام اشیا یاد میکنیم بعضابا افعال مفرد نیزبه کار برده میشوند(دردسترس ترین مرجع برای شما،کتاب زبان فارسی سال سوم دبیرستان رشته ی ریاضی،ص۴۷)و در مورد اشکال علمی که در زمینه ی بخار رخ داده بود‌‌ ــواحیانا آن نیز به دلیل عدم توانایی شما در درک زبان فارسی بوده‌ ــ باید بگویم بله بخار دیگری نیز میتواست بر روی شیشه بنشیند اعم از بخار انواع مایعات که فکر میکنم شما اصلا در تعریف کلمه ی بخار دچار فقر علمی میباشید پس در اینمورد شما را به کتاب شیمی عمومی نوشته ی چارلز مورتیمر رجوع میدهم و نمیگویم کدام جلد یا صفحه (در مجامع ادبی که دانش کافی نداشتید بلکه با خواندن این دو جلد در مجامع علمی حرفی برای گفتن داشته باشید.)خدمت دوست ترکم هم بگویم :واقعا شعر از شهریار بود؟؟؟خدمت شبح عزیزم نیز عرض کنم که وبلاگ بسیار پر باری دارید .امیدوارم اینجا هم روزی به سرنوشت طغیان دچار نشود و همچنان به اموختن درس انسانیت به من و امثال من ادامه دهد...پاینده باشی شبحم.


nana 17:35 @ Tue, 13 Apr 04

شماره شانزده اديب

تو که اين همه اديبی چرا ابله را نوشتی
ابهل
ديدی حالا ابله کيه .
بخار اب گفتن بدتر يا ابله بودن !!!!! نانا


هزار حرف نگفته 15:41 @ Tue, 13 Apr 04

من چقدر این ارنستو رو دوست دارم.
ماهه ماه.
ارنستو جان لطف داری.
علی ن


ترک 14:39 @ Tue, 13 Apr 04

تو ای بيمار نادانی چه هذيان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان اذربايجان را ترک خر گفتی
تو را اتش زدند و خود بر ان اتش زدی دامن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويی يا من

تا اینجا که...

تو از این کنج شیره کش خانه و دکان سیرابی
نخواهی بوعلی سینا شد و بونصر فارابی
به وقت ادعا گویی که دیپلم داری از لندن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

...............
"شهریار"
شهریار


مثل داستانه 14:39 @ Tue, 13 Apr 04

درود.
شبح بسیار عزیز:
با تاخیری زیاد دوباره شروع به نوشتن کردم.
مثل همیشه عالی بود. خصوصا "روشنی کوتاه بين دو تونل" من رو به ياد خيلی چيزها انداخت.. هزاران خاطره ... واقعا عالی بود مثل هميشه.. ممنون


ترک 14:35 @ Tue, 13 Apr 04

تو ای بيمار نادانی چه هذيان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان اذربايجان را ترک خر گفتی
تو را اتش زدند و خود بر ان اتش زدی دامن
الا تهرانيا انصاف ميکن خر تويی يا من

شهریار


مينا 14:20 @ Tue, 13 Apr 04

من شديدا مشتری اين پلانها شدم بيشترش کنين....


شبح 14:12 @ Tue, 13 Apr 04

جناب شانزده(16)
از شخص نژادپرست و راسيستی مثل تو ادب و شعور بيش از اين انتظار نمی‌رود.
ضمنا واضح و مبرهن است که جای ديگرت دارد می‌سوزد. به هر حال چون به گروهی از انسان‌ها توهين کرده‌یی آی‌پی‌ات را می‌نويسم و اگر به اين روش ادامه دهی آن را مسدود می‌کنم: 209.89.56.196
منظورت را از قاطی کردن جمع و فرد متوجه نشدم. احتمالا اشکال از توست. در مورد نوشتن "بخار آب" به‌جای "بخار" مسلما "بخار" به‌تر است. آن را اصلاح می‌کنم. بابت اين تذکر از تو تشکر می‌کنم و دعوت‌ات می‌کنم به انسان بودن. فارسی دانستن يا ندانستن برای کسی اعتبار نمی‌آورد. هرگز ادعا نکرده‌ام اديب هستم يا زبان فارسی را خوب می‌دانم.


atash 14:04 @ Tue, 13 Apr 04

شبح جان احساس لطيفی را به ترسيم کشيدی ..
شبح هميشه زمخت نيست ها ..!!

شماره ۱۶ بی نام
انتقاد با امضاء در تمام دنیا اعتبارش بیشتر است :)

من همان ابلهه ای هستم که در نوشته ای گاهی واژه هائی از نظر تو ناموزون بخار اب را در جائی می گنجانم ..پريشانم.. چرا که عشق مرا صدا نکرد تا بگويد با قائده کار کنم .. از اين نوع همکن است زياد ببینی ..با بخار وبی بخار چيزی را عوض نمی کند عشق حتی در تصور واهی زورش بيشتر است من آن را می بينم ..


13:22 @ Tue, 13 Apr 04

شبح تو بکشی خودت رو بازم ترک خری :)

تو هنوز بلد نيستی درست جمله بندی کنی و مثل هم ولايتی هات جمع و مفرد را قاطی می کنی!!! ( جمله اول) از خطاهای دستور زبانی ات که بگذریم ، از گزاف گویی های مضحکت نمی شه گذشت. مثلا نوشتی محو تدریجی بخار آب روی شیشه های ... نه خیر،‌ پس می خواستی بخار شاش باشه! آخه کدوم ابهلی رو دیدی که بنویسه بخار آب ، اونم تو یه داستانک که باید اختصار را در حد اعلی حفظ کرد؟
بکشی خودت را از زبان فارسی درک درستی نداری


ماهي دودي 12:50 @ Tue, 13 Apr 04

ادامه ماجرا: يه نما آمريکايی لوکوموتيو ران رو در وحشت تمام نشون ميده نمای بعدی پلی که فرو ريخته!!!!! ترمز فايده ای نداره.......گرومبا!!!!!!!!! همه ته دره!!!!!!! قطار هم منفجر میشه و آخرين کسايی هم که زنده مونده بودن ميميرن!!!!
The End


مهره سوخته 12:21 @ Tue, 13 Apr 04

بدجوری منتظر پلان دوم هستم شبح جان . زياد منتظرم نگذار ...


مهره سوخته 12:18 @ Tue, 13 Apr 04

گاهی اوقات فکر می‌کنم چرا يه سری آدمها حرف دل من رو می‌زنن ... اونوقته که بغض ميکنم و می‌فهمم دل به دل راه داره ...


حمید 12:16 @ Tue, 13 Apr 04

سلام شبح جان ... خیلی زیبا بود ... شما با فدریکو فلینی نسبت نداری ؟؟؟


ني آوا 10:54 @ Tue, 13 Apr 04

سلام شبح عزيز. چه معشوق زيبايی ساخته بودی. مثل يک شبح که خيلی قشنگ می آد تو خلوتت و مثل بقيه معشوق ها از هر نوعش که بخوای فرض کني، مي ذاره و مي ره...بدون اينکه فرصت حرف زدن بهت بده...مرسی. به شما لينک داده شد. خوشحال می شم باز سر بزنی.


شراگيم 10:35 @ Tue, 13 Apr 04

ای بابا...ما رو بگو چقده ساده ايم..ميخواستيم بهت تسليت بگيم...!!ولی اگه واقعی بود خيلی تراژيک بودا...!!:( اين پويان(شماره۳) هم به خوب چيزی اشاره کرده...!:)) کلی حال کردم از نکته بينی و دقتش...!!


ferouzeh zand 7:05 @ Tue, 13 Apr 04

salam bar shabaheh aziz doste dana va nadedeye man sayte zebae dare por mohtava va amozande bato tabrek megam sabz va paydar bashi aziz va ama dar morade sharagem..........shari jan hanoz rahesh ro peida nakarde omidvaram rozi pay dar rah bazareva be in natejeh khodesh berese ka mazaheb baraye kontorol va takhdere afkare ensanha bavojod amadeh shabah jan hmantor ka medani eslam ba katabi por az tazad va dastan hech goli bar sare bashareyat nazade va amalkardash baraye todeha sefr bodeh moteasefane hanoz hasharati az in mordabe moteafen ertezag mekonand bagzarim .........man hech esrari nadaram ke shari az bavarhaye khodesh bargarde fagat delam mekhoad goran ra tojeh nakone chon tojeh napazere va aslan va abadan gabel defaa nest va hamantor ke behesh barha goftam in bahs bden sorat hargez bejaee nemeresad ....,,,,,,,,,,ba sepas az to shabah aziz bazam agar vagt konam behet sar mezanam harf baraye goftan zeyadeh ta forsati degar .................feroozeh


banafshe 4:52 @ Tue, 13 Apr 04

اوه شبحِ خشک و خالی که نوشتم بي‌ادبانه است منظورم «جناب» شبح بود!‌‌ :)))


banafshe 4:37 @ Tue, 13 Apr 04

شبح! واقعا قشنگ بود واقعا. يه‌جورايی همه‌چيز خيلی خوب توی ذهن آدم تداعی مي‌شد.. خيلی خوشم اومد. خوش باشی! :)


nana 4:31 @ Tue, 13 Apr 04

شبح جان

قشنگ بود منو ياد اناکارنينا انداخت .


zinc 4:26 @ Tue, 13 Apr 04

در ضمن...
امشب ياد بود فتحي بود در خانه هنرمندان. رفتي؟


مارمولكٍ پیر