|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 23 فروردینماه 1383 | April 11, 2004
● جهانِ اتی
وقتی دوست عزيزم اميرحسين بهبهانی در نظرخواهی مطلب پيشين لينک نقد خود را بر فيلم بوتيک که در سايت گويا منتشر شده است قرار داد با توجه به شناختی که از ايشان داشتم بدون خواندن آن نقد لينکاش را در قسمت لينکدونی شبح قرار دادم. دليل نخواندن آن نقد اين بود که ترجيح میدهم قبل از ديدن فيلم نقد آن را نخوانم و "بوتيک" را نديده بودم. در اولين فرصت در بعد از ظهر جمعه برای تماشای "بوتيک" به سينما رفتم. راستاش را بخواهيد شايد به دليل نام فيلم انتظار ديدن فيلم خوب را نداشتم و فقط برای فائق آمدن بر حس کنجکاوی و خواندن نقد آقای بهبهانی به تماشای آن رفتم اما همان سکانس ابتدایی مجذوبم کرد نفس عميقی کشيدم و آمادهی ديدن فيلمی به خوبی نفس عميق[1] شدم. 1- بازیگری: بازیگری در "بوتيک" به نابازيگری میماند و از آنجا که اکثر بازیگران نام آشنا هستند نشان از تکنيک بالای بازیگران و متن خوب و کارگردانی حسابشدهی حميد نعمتاله دارد. در اين ميان بازی گلشيفته فراهانی مثال زدنی است. مقايسهی بازی فراهانی با پاليزبان در نفس عميق قدرت بازیگری گلشيفته را نشان میدهد و او را در سطح پديدهیی در ميان بازیگران کشورمان ارتقا میدهد. مريم پاليزبان همان است که جلوی دوربين است بازی نمیکند نابازیگری است که میداند چگونه جلوی دوربين زندهگی کند. اما گلشيفته بازيگر است و قبلا نقشهای متفاوتی را از او ديدهايم. سال ها پيش در درخت گلابیی مهرجویی نشان داد پديدهيی بیبديل است و اکنون در "بوتيک" در اوج نشسته است. بازی نابازیگرانه دشوارترين نوع بازی است.[3]
AUTHOR: شيوا
آدرس سايت اختصاصی گلشيفته فراهانی رو داشتم. گفتم اينجا درج کنم که به ايران اکتور لينک ندی:
یاد یک شعر خود سروده افتادم : دوش همی شد به ره دخترکی دلربا
یاد یک شعر خود سروده افتادم : دوش همی شد به ره دخترکی دلربا
فيلم را ديدم -خيلی عالی بود -البته ظاهرش کمی تجاری است ولی در واقع تجاری پسندهای اين دوران را گول ميزند و به سينما ميکشاند تا کله شان را بکار بگيردو
بیشتر حرفاتو رو قبول دارم، مثلا راجع تفاوتهای بازی پالیزبان و فراهانی ، یا در مورد مویینی ، ولی نمیتونم قبول کنم کلاری در نورپردازی ایراد داشته، منم پیش خودم گفتم اشکال لابراوار بوده
بیشتر حرفاتو رو قبول دارم، مثلا راجع تفاوتهای بازی پالیزبان و فراهانی ، یا در مورد مویینی ، ولی نمیتونم قبول کنم کلاری در نورپردازی ایراد داشته، منم پیش خودم گفتم اشکال لابراوار بوده
بیشتر حرفاتو رو قبول دارم، مثلا راجع تفاوتهای بازی پالیزبان و فراهانی ، یا در مورد مویینی ، ولی نمیتونم قبول کنم کلاری در نورپردازی ایراد داشته، منم پیش خودم گفتم اشکال لابراوار بوده
اه! چقدر دلم ميخواست اين فيلمه رو ميديدمها!
سلام از شما برای لطفتان متشکرم. اميدوارم همواره مويد و موفق باشيد پويا
سلام از شما برای لطفتان بسيار متشکرم. اميدوارم که هموراه مويد باشيد.
سلام شبح... با همه ی ترسم از این اسم ممنونم که بهم سر زدي و حالا که نگاه ميکنم ميبينم چه وبلاگ پرو پيمونی داری. موفق باشی و در اولين فرصت با اجازت بهت لينک ميدم.
سلام. نوشته ات رو خوندم. خيلی خوب وبد اما باز هم مقايسه. مقايسه بوتيک با نفس عميق و مقايسه نظراتتون با نظرات امير حسين بهبهانی نيا نويسنده بوتيک پر از ديوانه. من در مورد بسياری از مطالبی که ذکر کردی باهات موافقم. به ويژه بازی ها و نکته اولی که اشاره کردی. اما در مورد بازی جهان احساسم اين بود که کارگردان قصد داشت که اون متفاوت تر از بقيه باشه که البته اشتباهه. ديگه اينکه خب گلزار تازه داره نشون می ده که بازيگری چيه. در حالی که در مورد بقيه و تجاربشون اينطور نيست. راستش بعد از سه بار دیدن فیلم پایان بندی که تو در نظر گرفتی هم چندان به دلم نمی شینه. هر چند زیبا و استعاری یه. خیلی خوب بود. موفق باشی. بابا همه در مورد اين فيلم نوشتند الا ما... هر چند مفصل نظرم رو در مورد نقد بوتيک در گويا گفتم.
شراگيم جان!(6)
هنوز فيلم را نديدم در اولين فرصت مي روم ببينم.
من فيلم رو نديدم و نمی تونم قضاوت کنم ولی بازی های قبلی رضا رويگری بيشتر تیپ بوده تا بازی در ضمن من از ايشون خوشم مياد و نوار غوغاش رو خيلی دوست دارم... و بازی آن نابنزايگر تخته سياه چون خودش رو ارايه داد خيلی قابل قبول بود و آقای فتحی خدابيامرز معمولا در نقشهاش زياد از ميميک صورتش استفاده می کرد...روزبه
فيلم را نديدم - هرچند مصاحبه کارگردانش را به همراه رضا رويگری با مجری اواخواهر صدا و سيما ديدم. از کارگردانش خيلی خوشم آمد . رويگری را خيلی دوست دارم نه بعنوان يک بازيگر بعنوان يک آدمی که نميتواند خودش را در موقع بازی کاملآ حذف کند.
راستش منم نديدم و می خواستم بعد از ديدن متن شما رو بخونم ولی اول خوندم و در ديدن فيلم مصمم شدم...
هفته ی پيش بوتيک رو ديدم
بابا وبلاگ!!!!!!!!!
شبح جان! شما اولين نفري نيستي كه از اين فيلم تعريف ميكني و من عليرغم اينكه 2 بار به ديدن آن رفتهام، راستش هرگز نتوانستم آن را در قوارههاي يك شاهكار ببينم! و البته آن را ستودهام و دوست داشتهام! به هيچ وجه نميخواهم مقابل نظرتان بايستم، و شايد ديد من به سينماست كه تفاوت دارد! درچه نميدانم اين ديد چيست؟
حتما بايد برم اين فيلم رو ببينم.. ممنون که درباره لفظ نابازيگر توضيح دادی.. بعضیا گاهی از اين کلمه طور دیگهای برداشت می کنن..
شبح عزيز اون کامنت تو وبلاگ خودم بود ببخشيد که دير جواب دادم سرعتم پايين بود وبلاگای با حجم زياد مثل اينجا رو نميتونستم باز کنم :)) فدات بای عزيز
ولله همه به من می گند برم فيلم کما رو ببينم به جای بوتيک. شبح عزيز می شه اگه ممکنه بعدا يه نقدی هم به فيلم کما بنويسی.
سلام ... در مورد مطلب بايد بگم که منم از فيلم بوتيک خوشم اومد ولی با يه بخشهائی از متنت موافق نيستم ... يکی اينکه خيلی از واژه نابازيگر و بازی نابازيگرانه !! استفاده کردی ... اين مثالهائی که زدی بيشتر بازی ناتوراليستی بود که ميشه بين اين جنس بازی با کار يک نابازيگر فرق گذاشت ... ديگر اينکه پايان فيلم به گونه ای که شما ميگی يه مقدار اغراق شده در ميومد و به قول معروف خيلی گل درشت ميشد و به کليت فيلم لطمه ميزد ... به هرحال خيلی خوشحالم که به هنر به خصوص سينما که واقعا تو اين مملکت مهجور واقع شده ، توجه داری و براش وقت ميزاری ... به اميد اعتلای فرهنگ و آزادی هنر در ايران عزيز ... پيروز باشی و عاشق ...
فيلم را هنوز نديدم بعد نظرمو می گم.. گرچه وسوسه شدم که نقد هر دو شما را بخونم !
شبح گرامی
سلام از شما مي خواستم که لينک وبلاگ بنده را نيز به فهرست لينکهايي که داريد، اضافه کنيد. من قبلا لينک وبلاگ شما را قرار داده ام. متشکرم از لطف شما پويا ارجمند
سلام من هم اين فيلم رو ديدم و ازخونهی دانشجويی شون خوشم میاد نشون میده که مردم جامعه چقدر در گيرن با اينکه همهچيزشون به هم ربط داره ولی هر کدوم جدا هستن . بازی ها واقعا عالی بود ... مرسی که به من سر زدی
سلام شبح عزيز...شرمنده کردی....با خوندن نقد تو صلاح می دونم که بگم نقدواره ی من رو از گويا حذف کنن!!!! خسته نباشی... حسابی چيز ياد گرفتم از اين نوشته ات... و ممنون به خاطر لطف هميشه گی ت به من.... موفق باشی...باز هم می آم
باور کن تو عمرم نقد به اين دقيقی و کاملی و توپی نخونده بودم ...! دست مريزاد :)
مثل اینکه بالاخره در خانواده فرهانی بازیگری پیدا شده که ادعا نداره ولی واقعن هنرمنده و به نظر میاد سینما داره خون تازه ای پیدا می کنه و نسل دیجیتال داره بدجوری طومار نسل مقوایی رو می پیچونه / پس پیش به سوی آنارشیسم با زبان سینما / غیر از مطلب پربار ، این لینک های مطلب هات شاهکاره همیشه !
سلام...باور کن با نقد فيلم ميونه ای ندارم...گرچه تنها فيلمی بود که تو اين يک ساله توی سينما ديدم...اصلا با فيلمهای تجاری حال نميکنم...حتی اگه محتوی و موضوع داشته باشن...در عوض عاشق فيلمهای کيارستمی و مخملبافم...
سلام شبح جان. الان از وبلاگ مهشيد ميام. فقط خواستم بگم که خيلی ماهی و کاش هممون ؛ شرح صدر؛ رو یک کمی از تو ياد بگيريم.
سلام
آخ .. اگه فرشته (زنِ رضا رویگری) بدونه گفتی بازیگر رو به زوال ... چه حالی میشه!... :)))))
من با مُردن ِ شاپوری موافق نيستم. چون ما حتی صحنه ی درگيری جهان و شاپوری رو نمی بينم و معلوم نيست چه اتفاقی افتاده. ميشه تصور کرد که شاپوری فقط زخمی شده.... و در مورد سمبوليسم. فکر می کنم انتخاب شعل شاپوری که صاحب بوتيک هاست هم هوشمندانه بوده. نگاهی که شاپوری به آدمها دارد مثل مانکن يا مهره است و شايد به همين خاطر جهان زياد دوست ندارد اتی به بوتيک بيايد.
سلام برم متنو بخونم ..:) |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26317 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:31 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||