●
ترميم ترکی هزار و چهارصد ساله!
روزنامهی آفتاب يزد امروز (پنجشنبه 20 فروردين) از قول سازمان ميراث فرهنگی خبری را منتشر کرده است که حاوی طنزی تاريخی است. خبر اين است:
اعلام آمادهگی ايران برای مرمت تاق کسرا
اگر خاطرتان باشد طبق احاديث متواتر اين تاق پس از تولد پيامبر اسلام ترک خورده است و حالا پيشنهاد ترميم آن پس از 1400 سال توسط مسلمانانی بنيادگرا به اشغالگران آمريکایی نشان از طنزی دارد که در سرزمين گلوبلبلمان جاری است.
فراموش نکردهايم که اين مسلمانان بنيادگرا در آغاز قدرتگيریشان کلنگ و تيشه برداشتند و به جان آثار تاريخی با قدمت چند هزار ساله پرداختند و آثاری را که حتا در دوران يورش اسلافشان در هزار و چهار صد سال پيش سالم مانده بود به نابودی کشاندند. فراموش نکردهايم که اينان بنای تاريخی ارگ عليشاهی تبريز را با ديناميت ويران کردنند و کتابخانه ملی و سالن اپرایی را که زمان پيشهوری ساخته شده بود ويران کردنند و حتا به تاريخ دوران شکوفایی خودشان هم رحم نکردند و با ساختن محلی تجاری مشرف به ميدان نقشجهان آن را در معرض خروج از فهرست آثار باستانی يونسکو قرار دادند. حالا چه شده است که دارند برای تاقی که به اعتقاد خودشان با تولد پيامبرشان ترک خورده است اشک تمساح میريزند و برای شيطان بزرگ عشوهی شتری میآيند که آمادهی ترميم اين تاق هستند؟
کودکان و نوجوانان و زنان و مردان عراقی توسط ارتشی اشغالگر در جنگی بیحاصل وجه المصاحهی حضرات قرار میگيرند و کشته میشوند تا اينان بتوانند با پيامهای آشتیجويان از چپ و راست دلبری کنند و با سياست فشار از پايين و چانهزنی از بالا چند روز ديگر به حيات انگلوار خود زير سايهی سلطهی جبارانهی سرمايهداری جهانی ادامه دهند. اما دير نيست روزی که خيزش انقلابی مردم منطقه برای هميشه تومار تروريسم و اشغالگری را بپيچد و سپاه خدا و شيطان را از سرزمينی که محل بهوجود آمدن برزگترين تمدن های بشری بوده است پاک کند.
بانگ جرساش میآيد شنيدناش گوش تيز میخواهد و ضمير پاک.
April 8, 2004 02:38 PM
شبح عزيز ۵۴
بحث من الان سر تقسيم نان نيست ..اما می دانم که يک وجه مهم مبارزه کمونيستها بر عليه نابرابری هاست و اين انعکاسش را مسلما در همه زمینه های بطور عینی درجامعه نشان خواهد داد
.. اين هم می دانم که مبارزه با سرمايه داری به معنی اين نيست که اگر با صدام ها وبوش ها وخمينی ها مبارزه کنيم کار دیگر تمام است باید ریشه سرمایه خشکانده شود .
این را هم می دانم که برابری طلبی کمونيستی يکی از خصلت های جامعه کمونيستی ست که مسلما به خاطر نابرابری ها بايستی يک سری برنامه ها را انجام داد مثلا اقتصاد پولی را ازبين برد و عدالت اجتماعی نه بر مبنای سود بلکه بر اساس مایحتاج عموم صورت دهد .. این از الفبای آن
چگونگی رسیدن به آن را می سپارم به کسانی که اقتصاد آکادمیکی دارند وتئوری های مارکسیستی را بر اثر تجربیات علمی تجزیه وتحلیل می کنند .
.
راستش معتقدم جنگ بر علیه سرمایه داری در هوا نیست بر روی زمین است و تماما و در مجموع اسم آن هم جنگ شکم است که بشر برایش در دنیای سرمایه حاضر است براحتی انسان دیگر را بدراند ..
البته این جنگ جنگ بهتر زندگی کردن هم هست تو درست می گوئی واین ها هم که تو گفتی نیاز حداقل هاست ..
می گوئی انسان فقط به نيازهای اوليه مانند خورد و خوراک و پوشاک و مسکن نيازمند نيست. بهرمندی از آزادی انديشه و گفتار و لذت بردن از طبيعت، ديدار از آثارباستانی، تماشای سينما و تلهويزون و رقض و آواز... .. ) با تو کاملا موافقم اما سوال اینجاست تا وقتی اکثریت انسان ها در فقر بسر می ببرند برای من گرسنه وآنان شکل من منباب مثال سخن از ارامگاه بابا طاهر عریان ویا خرابه های طاق کسری بسیار کسل آور و قطعا خشم برانگیز است این را من با قاطعیت می گویم زیرا من خودم یکی از آنان هستم ..
تمامی سخنان منوچهر را من قبول دارم وبرايم جای هيچ گونه شک وشبهه ای ايجاد نکرد زیرا از نظر اعتقادی خود را یک سوسیالیست می دانم و چشمداشت وانتظارم هم از چنین سیستمی رفع هر گونه تبعیض وبرقراری عدالت اجتماعی واقتصادی و سیاسی در جامعه است وغير از آن باید نوع دیگری ازسیستم را بجوییم يعنی درست حرفی که در ۴۴ به منوچهر زدم بطور کل عنوان کردم .
شبح جان..جالبه که بعد از تعطيلات عيد خيلی از بلاگرها به مسئلهی آثار تاريخی توجه کردهاند و هر کس به نوعی..شايد به خاطر مسافرتهای نوروزی باشه..
اول در مورد کامنتت در وبلاگم بگم که من دلم برای جيب جمهوری اسلامی نمیسوزه! بالاخره هر حکومتی روزی میره و آثاری که برجای میذاره يا بهتر بگم آثاری که از بين میبره ضررش برای حکومت بعدی میمونه.. اگه سهم ایران از دريای خزر کم بشه سهم من و شماست نه سهم حکومتی..ممکنه الان یه چند روزی سودش به جیب اینا بره ولی کلا منابع ملی و آثار باستانی که بخشی از هویت ماست داره به تاراج میره و صد البته خود حکومتیا هم دست به مسابقه برای به غارت دادن زدهاند..
اگه من میگم بايد از اين منابع مواظبت کرد نه برای رژيم که برای خود ماست.. روزی که مردم بر مردم حکومت کنن...
در مورد رفتن لاريجانی هم خوشحال نشدم..میدونم بدتر از لاريجانی مياد.. اتفاقا ناراحت شدم که وقتش آزاد میشه برای کانديداتوری رياست جمهوری!
اومدن توريست هم به نظرم بيشتر با نفع ملته! چون هم کار ايجاد میشه و مردم به خاطر يه لقمه نون دست به هر ذلتی نمی زنن و هم با فرهنگ توريستها از کشورهای مختلف آشنا می شیم و هزار و یک نفع دیگه..
نمی دونم چرا وقتی آپدیت میکنم پینگ نمیشه..ولی میدونم وقتی نیستم و نمی نویسم هی الکی یکی پینگم میکنه..اینم از مرضهای بیکاران که اگه خیلی توریستها به کشورمون سرازیر بشن..ممکنه برای مزاحمین اینترنتی هم کار ایجاد بشه و دست از سرمون بردارن..
شبح جان..یکی با اسم سایت شما برایم کامنت ناجوری گذاشته بود که پاکش کردم..
مطلب این دفعهتون هم طبق معمول خيلی خوب و نکتهسنجانه بود:)