پنجشنبه، 20 فروردینماه 1383 | April 08, 2004

ترميم ترکی هزار و چهارصد ساله!

روزنامه‌ی آفتاب يزد امروز (پنج‌شنبه 20 فروردين) از قول سازمان ميراث فرهنگی خبری را منتشر کرده است که حاوی طنزی تاريخی است. خبر اين است:
اعلام آماده‌گی ايران برای مرمت تاق کسرا
اگر خاطرتان باشد طبق احاديث متواتر اين تاق پس از تولد پيامبر اسلام ترک خورده است و حالا پيش‌نهاد ترميم آن پس از 1400 سال توسط مسلمانانی بنيادگرا به اشغال‌گران آمريکایی نشان از طنزی دارد که در سرزمين گل‌وبلبل‌مان جاری است.
فراموش نکرده‌ايم که اين مسلمانان بنيادگرا در آغاز قدرت‌گيری‌شان کلنگ و تيشه برداشتند و به جان آثار تاريخی با قدمت چند هزار ساله پرداختند و آثاری را که حتا در دوران يورش اسلاف‌شان در هزار و چهار صد سال پيش سالم مانده بود به نابودی کشاندند. فراموش نکرده‌ايم که اينان بنای تاريخی ارگ عليشاهی تبريز را با ديناميت ويران کردنند و کتاب‌خانه ملی و سالن اپرایی را که زمان پيشه‌وری ساخته شده بود ويران کردنند و حتا به تاريخ دوران شکوفایی خودشان هم رحم نکردند و با ساختن محلی تجاری مشرف به ميدان نقش‌جهان آن را در معرض خروج از فهرست آثار باستانی يونسکو قرار دادند. حالا چه شده است که دارند برای تاقی که به اعتقاد خودشان با تولد پيامبرشان ترک خورده است اشک تمساح می‌ريزند و برای شيطان بزرگ عشوه‌ی شتری می‌آيند که آماده‌ی ترميم اين تاق هستند؟
کودکان و نوجوانان و زنان و مردان عراقی توسط ارتشی اشغال‌گر در جنگی بی‌حاصل وجه المصاحه‌ی حضرات قرار می‌گيرند و کشته می‌شوند تا اينان بتوانند با پيام‌های آشتی‌جويان از چپ و راست دل‌بری کنند و با سياست فشار از پايين و چانه‌زنی از بالا چند روز ديگر به حيات انگل‌وار خود زير سايه‌ی سلطه‌ی جبارانه‌ی سرمايه‌داری جهانی ادامه دهند. اما دير نيست روزی که خيزش انقلابی مردم منطقه برای هميشه تومار تروريسم و اشغال‌گری را بپيچد و سپاه خدا و شيطان را از سرزمينی که محل به‌وجود آمدن برزگ‌ترين تمدن‌ های بشری بوده است پاک کند.
بانگ جرس‌اش می‌آيد شنيدن‌اش گوش تيز می‌خواهد و ضمير پاک.

April 8, 2004 02:38 PM

چوبینه 1:43 @ Mon, 10 Oct 05

می خواستم بدونم که شما اباده ايی هستيد.......!!


بهزاد چوبینه 2:18 @ Tue, 27 Apr 04

شبح گرامی یک پرسش دارم...
راستی به نظر شما یک خیزش انقلابی دیگه کشور ما رو به ساحل خوشبختی میرسونه ؟
من وحشتناک تردید دارم
آخه ما درتاریخ کشورمان خیزش کم نداشته ایم اما موفقیت پس ازخیزش ... چه عرض کنم ؟!!!
کامنت 2 نوشته با آیین خیزش ما راستش من هم ازهمین میترسم که خیزش درکشور ما به یک عادت وآیین تبدیل شده باشه ...
به ویژه که کشورهای غربی هم در به لجن کشیدن خیزش های بی ریای ما چیره دستی خاصی بروز میدن...
اگر خیزش قهرمانانه مصدق دراین کشور با توطئه غربیها نابود نمی شد آیا امروز نیازی
به خیزش هایی از گونه خطرناکش داشتیم ؟


بهزاد چوبینه 2:11 @ Sun, 25 Apr 04

پیشتر به نام بهزاد کامنت گذاشته بودم اما چون تکراری بود و دیدم یکی دیگه به همین نام کامنت میگذاره ازین به بعد با این نام کامنت میذارم.
چه اتفاق شگفت انگیزی !!! مثل اینکه همه منتظر و مضطرب کامنت گذاشتن من بودند .
هه هه هه هه .... بی خیال
اما شبح جان !
در مورد کامنت 61 کمی گیجم باور نمیکنم که شبحی باتجربه تو در سال 83 حرف از
انقلاب بزنه !!!
دل میرود زدستم صاحبدلان خدارا
ما انقلاب کردیم یا انقلاب مارا
آخه شبح خوب از آن انقلاب چه حاصل شد که از بعدی چه حاصل شود
غافلی !!!!
سری به سایتهای اپوزیسیون بزن تا ببینی
چه آدمهای حقیری با چه آرزوهای حقیرتری برای فردای کشور نقشه می کشند.
واقعا چرا بعضی ها فکر می کنند که باز چاره
کار ما انقلابه !!!
که چی بشه ؟ ثروتمندان ثروتمندتر وفقرا
فقیرتر بشن ...
شبح جان از تو بعیده
اگر فردای انقلاب قبلی کسی فهمید کی به کی شد فردای این یکی هم می فهمه ...
شبح جان شب که همه به اتفاق لالا کنیم
با سرزدن سپیده اولین روز انقلاب کفتارها
کارشان را کرده اند و باز باید پنجاه شست سال دیگه نق بزنیم و دنبال یک انقلاب دیگه بگردیم ...
از نظر من فرقی نمی کنه اینا به زور روسری
سرمون کردن گروه بعدی به زور شلوارو از
پامون در می آرن ...
پاسخ بدی ممنون میشم...


انسان 23:30 @ Mon, 12 Apr 04

مثل اينکه اين نادر خان بکتاش شکی داره که بهشت هست يا نه
می خواد هم ما رو و هم خودش رو مطمئن کنه و البته شايد هم به صورت کاملاْ خواب آلوده.


پدراطک 23:30 @ Mon, 12 Apr 04

مثل اينکه اين نادر خان بکتاش شکی داره که بهشت هست يا نه
می خواد هم ما رو و هم خودش رو مطمئن کنه و البته شايد هم به صورت کاملاْ خواب آلوده.


ستاره 20:06 @ Mon, 12 Apr 04

سلام اينجا چقدر پيام هست...از روی کتاب وبلاگستان شهر شيشه ای اينجا را پيدا کردم....البته فکر کردم چون کتاب مدتی قبل تهيه شد ه شايد که شما اين بلاگ را بسته باشيد...ولی خوشبختانه هست و درباره سينما...راستی می دانستيد يکی از يادداشتهايتان در کتاب وبلاگستان منتشر شده ؟
به ما هم سر بزنيد خوشحال می شويم


شبح 12:08 @ Mon, 12 Apr 04

منوچهر عزيز!(71)
اولا طبق اسناد تاريخی بی‌بروبرگردی تخت‌جمشيد توسط برده‌ها ساخته نشده است. کتيبه‌هایی که پرداخت دست‌مزدها در آن قيد شده است به دست آمده است و ساير شواهد تاريخی هم به اين موضوع دلالت دارد.
آيا تو تاکنون تخت جمهشيد را ديده‌یی؟ آيا اين همه نقش‌های ظريف که بر دل سنگها نشسته است می‌تواند کار برده‌گان باشد؟ بناهايی مانند اهرام مصر کار برده ها است. زيرا کاری بجز عضله در آن متبلور نشده است.
تاريخ بشريت تنها تاريخ ستم‌گری نيست تاريخ جنبش بر عليه ستم‌گری هم هست. چيزی که انسان را از غار به ماه برد. چيزی که از دريدن انسان‌ها توسط يک ديگر به مدنيتی کشاند که در 108 کشور جهان اعدام لغو شود. عشق انسان به زيبايی بود و آزادی و برابری زيباترين خواست او. هنرمندی که نقش‌برجسته‌های تخت جمشيد را می‌تراشيد يا هنرمند آزتکی که مجسمه‌های کوچک سنگی و سفالی را می‌آفريد در جست‌وجوی جاودانه‌گی بودند. در جست‌وجوی زيبايی و داشت خودش را کشف می‌کرد.
سوسياليزم جنبش کشف انسان توسط خود است. و جنبش بازگشت انسان به خود به عنوان انسان نوعی. احترام و حفظ دست‌آوردهای بشری احترام به انسان است و کسی که حق انسانی در چند هزار سال را محترم نمی‌شمارد مطمئن باش هيچ اختياری و حقی برای انسان معاصرش نيز نخواهد داشت.
اين که حزبی در چه موردی بيانيه بدهد يا ندهد ميزان دوری و نزديکی‌اش به خواسته‌ها و مطالبات مردم‌اش را نشان می‌دهد.
حفظ محيط زيست، حفظ تمام دست‌آوردهای بشری، اهميت به هنر و ادبيات و سينما و موسيقی... بديهی‌ترين مطالبات انسان مدرن قرن بيست و يکمی است.


rebel 7:07 @ Mon, 12 Apr 04

شبح به اين خنگی گل والله...شوخی کردم. اميدوارم سال خوبی داشته باشی و پرکار باشی.


manochehr 14:39 @ Sun, 11 Apr 04

شبح و آتش عزيزم.
آتش جان چشم من ديگر ادامه نمی دهم.اين آخرين کامنت من است در اين مورد.
شبح عزيز من فکرمی کنم زمانی که مثال موزه بغداد را زدم٫به صراحت احساسات خودم را بيان کردم يا مثال در موزد کوره های آدم سوزی نازيها.
کمونيسم بدوی هيچ نزديکی با کمونيسم کارگری ندارد.کمونيسم کارگری خواهان يک زندگی شاد با استفاده از آخرين دستاوردهای بشر برای انسانهاست ما بهترين تفرحگاهها را برای انسانها خواهيم ساخت٫بهترين مدرنترین سيستمهای خانه سازی و بهداشت را برای مردم مهيا خواهيم کرد در کنار اينها تمامی آثار باستانی يا حتی آثار فعلی جنايات جمهوری اسلامی را نگهداری خواهيم کرد که نسلهای آينده ببينند٫در يک دوره چه به سر مردم آمده ودرسی باشد برای آينده گان.در عين حال تمامی آثار باستانی هخامنشی و ساسانيان را هم حفاظت خواهيم کرد که نسلهای آينده ببينند٫چه بر سر برده های آنزمان آمده.اين حرف آخر من در مورد اين بحث است.در ضمن حزب راجع به اين مسايل مطمعنا بيانه نخواهد دارد٫در مورد خودکشی کارگر ی در مياندوآب چرا٫اما در اين مورد مطمعنا نه!بهمين صراحت.


atash 14:07 @ Sun, 11 Apr 04

منوچهر جان با تو موافقم و بحثی ديگر در اين مورد نداريم .. بشرطی که خود تو هم ديگر ادامه ندی :)


شبح 11:52 @ Sun, 11 Apr 04

منوچهر عزيز!(67)
آيا واقعا موضوع تخريب آثار باستانی، غارت و چپاول آن در اين سال‌ها، و نابودی بخشی از فرهنگ بشری موضوعی درحد ريزش مو در قبال شخصی که دوبار سکته کرده است، است. نه منوچهر جان!
رفتار ج.ا. با موزه‌ها و آثارباستانی و طبيعت موضوعی است که به عنوان جنايت عليه فرهنگ بشری قابل طرح در مجامع بين‌المللی است. چرا سد مبارزه‌ی مردم می‌شويد؟ اگر کسی خواست از همين زاويه حکومت ايران را در منظر جهانيان به محاکمه بکشد بايد با اين حرف که اين موضوع اولويت ندارد مانع او شد؟ بايد به او انگ ناسيوناليست بودن زد؟
جدا از اين بحث، بوی نوعی کمونيسم بدوی از لابه‌لای اين نوشته‌ها شنيده می‌شود. کمونيسمی که تصور می‌کند انقلاب مردم به دليل فقير بودن آن‌هاست!
اين اولويت‌بندی‌ها خطرناک و مضرر است. کسی که دوبار سکته کرده است بعضی از رگهای‌اش گرفته و موضوع نابودی طبيعت و تاراج و نابودی آثار باستانی يکی از اين رگ‌هاست مهم نيست رگ کوچکی است يا رگ بزرگی مهم اين است که وقتی درمان صورت می‌گيرد و حال بيمار خوب می‌شود که به همه‌ی اين رگ‌ها پرداخته شود! موضوع داروی برای ريزش مو نيست!
آيا جوانانی که در ميدان محسنی برعليه نيروهای سرکوب‌گر در شام‌غريبانشان مبارزه کردند گرسنه بودند؟
متاسفانه رفتار دوگانه‌یی می‌بينم. از يک سو ماهواره راه می‌اندازيد و می‌گوييد کارگران ماهواره دارند و ماهواره تماشا می‌کنند از يک سو ايران را در وضعيت قحطسالی که ميليون‌ها نفر در گرسنه‌گی به سر می‌برند به تصوير می‌کشيد!
نمی‌خواهم اين بحث را کش بدهم. اميدوارم در اروپا اتفاقی بيفتد و در باره‌ی نابودی آثارباستانی ايران حرفی زده شود و حزب بيانيه بدهد و محکوم کند تا ناگهان ريزش مو بشود گرفته‌گی آئورت!
می‌دانم دارم طعنه می‌زنم. اما چاره‌یی نيست قرار است صادق باشيم و احساسات خود را پنهان نکنيم.


شبح 11:46 @ Sun, 11 Apr 04

آتش عزيز!(66)
به هيچ‌وجه قصد توهين به تو را نداشتم و نگفتم تو حزب‌الهی هستی. اما مردم ما خاطره‌ی شنيدن بعضی حرف‌ها از زبان حزب‌الهی‌ها دارند يعنی به بهانه‌ی فقير بودن مردم اهدافی را پيش بردن.
به هر حال هيچ مخالفتی با کامنت 66 تو ندارم. از اول هم نداشتم بيشتر می‌خواستم در اين گفت‌وگو موضوع روشن شود تا سؤبرداشتی از حرف‌های تو نشود.

نانا جان!(65)
متشکرم از لطف‌ات.


manochehr 5:05 @ Sun, 11 Apr 04

آتش جان ۶۶
فکر می کنم ادامه دادن به اين بحث انتزاعی خارج از واقعيت خشن و زشت پشت شيشه باشد.واقعيات پشت اين پنجره که ((فورا)) باید به آنها رسیدگی شوند :مبارزه جدی با فقر٫رسيدگی جدی وفوری به پديده چندش آور(برای بشر قرن ۲۱)کودکان خيابانی٫مبارزه با تن فروشی٫ مبارزه با اعتياد و کمک جدی به معتادان٫ساختن سر پناه امن( و مسلما ضد زلزله) برای تمامی انسانها٫آموزش و پرورش وطب رايگان برای عموم ميباشد٫البته اينها تنها سرتيتر های کارهای عاجل يک حکومت انقلابی ميباشد٫مطمعنا اين ليست (((متاسفانه)))بسيار بلند تر است.فکر ميکنم فعلا به اين بحث بايد پايان داد٫چون در مقابل جامعه کارهای عاجل تری وجود دارد.ببين عزیزم ادامه اين بحث همانند اين ميماند که من پس از ۲ سکته قلبی٫ در بستر بيماری از پزشک خواهش کنم که داروی جلوگیری از ريزش مو برايم بنويسد.بحثهايمان را کرديم وبه شفافيت مشخص است که هر کس چه می گويد.اين نظر من است.نمی دانم تو چه می گويی؟!


atash 4:06 @ Sun, 11 Apr 04

شبح جان
طوری حرف می زنی انگار من موافق با تخريب اثار تاريخی هستم .. اين ها گوشه ای از تاريخ ما را نشان می دهند که فقط برای افتخار کردن نيست برای درس گرفتن از آن است . نمی دانم منطورت از شرايط بحران فقط وضعيت جنگی است يا نه .. به هر حال به عنوان حرف آخر بگويم که اگر بگويند بودجه ای را اختصاص داده ايم برای بازسازی فلان خرابه و يا مقبره و در حین حال با آن بودجه مثلا عده بیشماری بی خانمان می توان صاحب مسکن شوند تلویحا اگر بنا بر رای گیری باشد ترجیح می دهم اول خانه بر ای بی خانمان ساخته شود وبعد می روم بسراغ ترمیم آثار تاریخی وهنری اما حرف از نابودی نمی زنم نابودی هر تيکه از آنان نابودی تيکه ای از خود بشريت است.
خيلی به من کم لطفی کردی که گفتی حرف هايم شباهت زيادی به حزب اللهی های اوائل انقلاب را دارد اگر مثل اقبال می گفتی ملی مذهبی باز چیزی .. اما خوب حق بیانش را برای تو کاملا محفوظ می دانم
گرسنگان بیرون در خیابان مطمئن باش تیکه ای از وجود من هستند آنان من هستم این من شخص اول مفرد نیست حرف از جمع ست و امیدوارم سایه نابرابری ها که پدید آورنده فقر وفلاکت است از شر بشریت محو گردد..


nana 2:44 @ Sun, 11 Apr 04

شبح عزيزم

بيخود کرده هرکی که برداشت غلط کرده
منظورم رژيم جانيان اسلامی بود
و بايد اضافه کنم که وبلاگ تو يکی از موثر ترين وبلاگهای روشنگری است برای جوانان و در اين قحطی احساس مسئوليت برای هم نوع - خودت هم انسانی با گذشت و فداکار
چون به جای شرکت در مسابقه جنون پول در اوردن در جمهوری فاسد اسلامی تمامی وقت و انرژی خود را برای ايجاد بحث هائی
سازنده چه در زمينه فرهنگی و چه در زمينه
سياسی مينمائی .
و همين خلاف اب ارزشهای کثيف
رژيم جانيان شنا کردن خود مهمترين دليل بر انسانيت تو ميباشد .
بهت افتخار ميکنم و همه ديگرانی چون تو . نانا


شبح 0:22 @ Sun, 11 Apr 04

دوست عزيز و گرامی آقای بکتاش!(63)
خيلی خوش‌حال‌ام کردی متشکرم.

نانا جان!(62)
از اطلاع رسانی‌ات متشکرم. خوب شد سرزدی متاسفانه شعری که نوشتی مورد سواستفاده‌ی بعضی قرار گرفت من مطمئن هستم منظور تو از خانه‌ی پای‌بست ويران است/ خواجه در بند نقش ايوان است. رژيم جمهوری اسلامی است اما حرف تو اين گونه تلقی شد که منظورت از خواجه "شبح" است!


نادر بکتاش 23:37 @ Sat, 10 Apr 04

شبح عزيز
من مرتب به اينجا سر ميزنم و بحثها و بويژه نطرخواهی را با دقت تعقيب می کنم.
برايت آرزوی صبر و استقامت دارم و اين را يادآوری می کنم که علت اصلی شرکت نکردن من در نطرخواهی تو ربطی به تو ندارد و بيشتر تکنيکی و عملی شخصی است (فقدان وقت و شرايط سخت زندگی؛ آری، اينجا هم بهشت نيست).
باز هم کلاهم را برايت بردارم و اميدوارم که هر چه زودتر در ايران همديگر را ببينيم (البته من کماکان عصبی خواهم بود و دعوايی)


nana 23:33 @ Sat, 10 Apr 04

شبح عزيزم و دوستان عزيز

فقط امدم بگم که در جلسه سئوال و جواب
کنگره از کاندليسا رايس راجع به کثافت کاری
کابينه بوش و مخفی کردن اخطار اف بی ای
قبل از يازده سپتامبر
دارند به معنی واقعی رايس خان کاندليسا را
تبديل به کته شمالی خودمون که با ميرزا قاسمی ميخورند ميکنند !!!!!!!. نانا


شبح 22:22 @ Sat, 10 Apr 04

آتش عزيز!(60)
يعنی چی:"تا وقتی اکثریت انسان ها در فقر بسر می ببرند برای من گرسنه وآنان شکل من منباب مثال سخن از ارامگاه بابا طاهر عریان ویا خرابه های طاق کسری بسیار کسل آور و قطعا خشم برانگیز است این را من با قاطعیت می گویم زیرا من خودم یکی از آنان هستم"؟ از کدام ها هستی؟ يعنی تو گرسنه‌یی؟ آن‌قدر گرسنه که سخن گفتن از آرامگاه باباطاهر برای‌ات کسل آور است؟
آتش عزيز!
انسانی که مشکل گرسنه‌گی‌اش حل نشده است کی می‌توانند مانند تو از شعر و ادبيات و داستان سخن بگوييد اينقدر خوب بنويسد و کتاب بخواند و به اينترنت دست‌رسی داشته باشد. اين را بدان که انقلاب سوسياليستی توسط کارگرانی که گرسنه نيستند صورت می‌گيرد!
آتش عزيز!
حزب‌الله را فراموش کرده‌یی درست همين جوری حرف می‌زنند! روسری را با پونز روی پيشانی دختران‌مان می‌کوبيدن با اين حرف که مردم گرسنه‌اند شما قرتی بازی در می‌آوری؟....
آتش جان!
من به عنوان کسی روی اقتصاد ايران سال‌ها مطالعه کرده است اين اطمينان را به تو می‌دهم که گرسنه بودن بخشی از مردم ايران به دليل کمبود منابع و اين که مثلا به‌جای هزينه کردن برای رفع گرسنه‌گی دارند پول صرف مرمت آثار باستانی می‌کنند نيست. اصولا اولويت کردن اين‌گونه اشتباه است. مگر در شرايط بحرانی! بله وقتی 50 هزار انسان در بم کشته شدند يا زير آوار بودن فکر کردن به ارک بم عملی بسيار غير انسانی است. راست‌اش را بخواهی من که بارها به ارک بمرفته بودم و صدای کريم خان زند و شيهه‌ی اسب‌ها و فرياد زنان و مردان را در آن شنيده بودم هرگز تا همين امروز که اين يادداشت را می‌نويسم از ويرانی بم متاثر نشدم چون عمق فاجعه آن قدر زياد بود که ديگر به اين چيزها قد نمی‌داد!
اما اين را بدان حفظ و حراست از آثار باستانی يکی از اولويت‌های اول پيروزی بعد از انقلاب است و نيروهای انقلابی از همين اکنون بايد هوشيار باشند تا در آشفته‌گی روزهای اول پيروزی انقلاب اين آثار تخريب نشوند و برای دزدی و سرقت از موزه دزديد نشوند ونابود نشوند. اين‌ها سرمايه‌های ارزشمند انسانی هستند. اين‌ها تاريخ انسان اند!


atash 20:11 @ Sat, 10 Apr 04

شبح عزيز ۵۴
بحث من الان سر تقسيم نان نيست ..اما می دانم که يک وجه مهم مبارزه کمونيستها بر عليه نابرابری هاست و اين انعکاسش را مسلما در همه زمینه های بطور عینی درجامعه نشان خواهد داد

.. اين هم می دانم که مبارزه با سرمايه داری به معنی اين نيست که اگر با صدام ها وبوش ها وخمينی ها مبارزه کنيم کار دیگر تمام است باید ریشه سرمایه خشکانده شود .
این را هم می دانم که برابری طلبی کمونيستی يکی از خصلت های جامعه کمونيستی ست که مسلما به خاطر نابرابری ها بايستی يک سری برنامه ها را انجام داد مثلا اقتصاد پولی را ازبين برد و عدالت اجتماعی نه بر مبنای سود بلکه بر اساس مایحتاج عموم صورت دهد .. این از الفبای آن


چگونگی رسیدن به آن را می سپارم به کسانی که اقتصاد آکادمیکی دارند وتئوری های مارکسیستی را بر اثر تجربیات علمی تجزیه وتحلیل می کنند .
.
راستش معتقدم جنگ بر علیه سرمایه داری در هوا نیست بر روی زمین است و تماما و در مجموع اسم آن هم جنگ شکم است که بشر برایش در دنیای سرمایه حاضر است براحتی انسان دیگر را بدراند ..

البته این جنگ جنگ بهتر زندگی کردن هم هست تو درست می گوئی واین ها هم که تو گفتی نیاز حداقل هاست ..
می گوئی انسان فقط به نيازهای اوليه مانند خورد و خوراک و پوشاک و مسکن نيازمند نيست. بهرمندی از آزادی انديشه و گفتار و لذت بردن از طبيعت، ديدار از آثارباستانی، تماشای سينما و تله‌ويزون و رقض و آواز... .. ) با تو کاملا موافقم اما سوال اینجاست تا وقتی اکثریت انسان ها در فقر بسر می ببرند برای من گرسنه وآنان شکل من منباب مثال سخن از ارامگاه بابا طاهر عریان ویا خرابه های طاق کسری بسیار کسل آور و قطعا خشم برانگیز است این را من با قاطعیت می گویم زیرا من خودم یکی از آنان هستم ..

تمامی سخنان منوچهر را من قبول دارم وبرايم جای هيچ گونه شک وشبهه ای ايجاد نکرد زیرا از نظر اعتقادی خود را یک سوسیالیست می دانم و چشمداشت وانتظارم هم از چنین سیستمی رفع هر گونه تبعیض وبرقراری عدالت اجتماعی واقتصادی و سیاسی در جامعه است وغير از آن باید نوع دیگری ازسیستم را بجوییم يعنی درست حرفی که در ۴۴ به منوچهر زدم بطور کل عنوان کردم .


eqball 18:03 @ Sat, 10 Apr 04

خانه از پای بست ويران است

خواجه در فکر نقش ايوان است


NEWS 16:50 @ Sat, 10 Apr 04

خبر و تحليل خبري:

از سال اينده ، روند خصوصي سازي در خوابگاه هاي دانشجويي اغاز خواهد شد.اين اغازي است براي خصوصي شدن اموزش عالي در ايران و تبديل شدن اموزش عالي به كالايي لوكس و زيبا. خصوصي سازي اموزش عالي و تحصيلات دانشگاهي همزمان در تمام دنيا در حال رخ دادن است و سازمان تجارت جهاني WTO بطور غير مستقيم بر ان نظارت دارد و ان را هدايت ميكند.
زماني خواهد رسيد كه تمام دانشجويان و مهندسان براي" باز پرداخت قروض خود در رابطه با هزينه دانشگاه " بايد تا اخر عمر در استخدام شركتهاي چند مليتي باشند. مهندسان و فارغ التحصيلان دانشگاه ها، به خواست و اراده شركت هاي چند مليتي ، تبديل به كارگران قرن 21 خواهند شد.در تمام دنيا بدون استثنا!


دانش آموز 13:58 @ Sat, 10 Apr 04

"
...- چه چيزي در افكار “چپ“ مادر و خواهر بيشتر شما را آزار مي داد؟

- من اصولا اين تفكر استبدادي چپي ها را دوست ندارم – آن هم با آن همه ادعاي آزاديخواهي و آزاد منشي! “بايد“ و “نبايد“ هايي كه دائم در استدلالها از آن استفاده مي كنند ، مطلق بيني فكري، استناد كردنهاي بي حد وشمار به گفته هاي لنين و ماركس و انگلس ، “رفيق“ “رفيق“ گفتنهاي تصنعي ، گرايشات “ قالبي“ ... همه ي اينها مرا آزار مي دهد. “يك شكلي“ مرا خسته مي كند. از تصنع بيزارم. من به هيچ “قرآني“ ايمان نمي آورم. هيچ چيز براي من آيه ي منزل نيست.
نكته مثبت شنيدن اين نوع حرفها –همانطور كه گفتم- اين بود كه ذهنم را به تكاپو مي انداخت و وادارم مي كرد براي پذيرفتن يا رد كردن اين گونه سخن ها دستگاه استدلالي خودم را بسازم.
نكته ي ديگر اينكه اصولا چپها سياست و كار سياسي را در “ انحصار“ خود مي بينند و تصور نمي كنند كسي كه مانند آنها فكر نكند هم مي تواند ذهن سياسي داشته باشد و كار مفيد انجام دهد. ..."

از مصاحبه نیلوفر بیضایی با مهشید امیر شاهی


شبح 12:40 @ Sat, 10 Apr 04

زيتون عزيز!(45)
خيلی من از لطف‌ات که مثل هميشه شامل حال من می‌شه متشکرم.
در مورد منافع ملی باهات چون‌وچرا دارم که باش سر يه فرصت ديگه! بحث‌اش مفصله.

ساهکل عزيز!(51)
از اين نوشته‌ها اگر قابل باشد می‌توانی بدون اجازه با نام يا بی‌نام استفاده کنی! اينجا وقف عام است. از لطف‌ات هم تشکر می‌کنم.

ماهی دودی جان(52)
من چون خيلی ماهی‌دودی دوست دارم قبلا هم خدمت رسيده بودم! هيچی خوش‌مزه‌تر از ماهی‌دودی لای دم‌پختک نيست!


شبح 12:39 @ Sat, 10 Apr 04

منوچهر عزيز!(46)
1- من منطور خاصی نداشتم و اشاره به همين جمله‌ی تو داشتم که در کامنت 41نوشته‌یی "اما انتظار من از يک عضو کميته مرکزی ح.ک.ک. ديگر فرق می کند واگر من ببينم که این عضو ک.م.نوع ديگری بجز استاندارهای اين حزب عمل می کند٫بعد قضيه بعد ديگری پيدا می کند و اين بسيار خطرناک است که بايد جلوی آن ايستاد(در اين مورد رجوعت ميدهم به مصاحبه با ح.تقوايی در شماره ۱۴ انترناسيونال که به اين مورد اشاره کرده)."
2- در مورد نادر بکتاش عزيز! او که اگر دو تا ناسزا میگفت چهارتا تعريف هم میکرد. بعضی‌ وقت‌ها کلاه هم از سر به احترام برمیداشت.البته به نظر من او در بحث کردن اختيار خود را از دست میدهد وخيلی زود عصبانی میشود هوشيار و آگاهی اودر اين است که بر اين ضعف خود غلبه کند. به هرحال من مشکلی با ايشان ندارم و ديده‌یی که به بسياری از مقالات او در لينک‌دانی‌ام لينک می‌دهم. تصميم او را در نظرننوشتن در اين نظرخواهی محترم می‌شمارم. الان که دوباره کامنت 43 را خواندم ديدم در جمله‌ی اول آن بی‌انصافی کردم و بابت آن از طرف‌های ذی‌نفع معذرت می‌خواهم.
3- در مورد "شانه" اشاره‌ام به تشکيلات شانه‌یی بود! اين جمله‌ "به هر حال روزی که جنبش کمونيسم کارگری ايران در داخل سر برآورد مشخص می‌شود که چه تشکيلاتی آن را نماينده‌گی می‌کند!" در کامنت 43 را اگر عميق‌تر بخوانی متوجه منظورم خواهی شد. نمی‌خواستم شفاف‌تر بگوييم.


شبح 12:35 @ Sat, 10 Apr 04

آتش عزيز!(44)
با توجه به شناخت عمومی که از تو دارم تصور می‌کنم در هنگام نوشتن کامنت 44 خطاب به منوچهر عزيز منظورت را درست نرسانده‌یی.
آتش جان!
انقلاب کمونيستی انقلاب برای سير کردن شکم‌ها نيست و انقلابی بر عليه گرسنه‌گی هم نيست. انقلاب بر عليه تمام مظاهر سرمايه‌داری است. انسان فقط به نيازهای اوليه مانند خورد و خوراک و پوشاک و مسکن نيازمند نيست. بهرمندی از آزادی انديشه و گفتار و لذت بردن از طبيعت، ديدار از آثارباستانی، تماشای سينما و تله‌ويزون و رقض و آواز... هم جزیی از آن است. وضعيت رشد نيروهای مولد و ميزان توليد ارزش اضافه در کشور پيشرفته‌یی مانند ايران بيش از آن است که فقط شکم انسان‌ها را سير کند. هزينه کردن برای حفظ و مرمت آثار باستانی توليد فيلم و برنامه‌های تله‌ويزونی و نشر فرهنگ در ابعاد مختلف جزو ضرورت زنده‌گی مدرن امروز است و فقدان آن درست به اندازه‌ی گرسنه‌گی مذموم است. اگر بگوييم:" کمونيستی که که بخواهد اول بفکر آثارتاريخی کشورش باشد و بعد به قيافه های زردانبو مردمش از کمبود موادغذائی نگاه کند" داريم نوعی از کمونيسم بدوی را تبليع می‌کنيم که برای تقسيم فقر می‌آيد. اگر در کشوری ميزان توليد ارزش اضافه به حدی باشد که فقط به سير کردن شکم مردم برسد يعنی آن جامعه اساسا آمده‌ی پياده ‌کردن سوسياليزم نيست! نشان دادن آن هم بسيار ساده است. با خواندن صد صفحه‌ی اول کاپيتال می‌توان آن را فهميد.
در انقلاب اکتبر هم اين سوتفاهمات وجود داشت.به‌طور مشخص در کوران جنگ داخلی در شوروی و قحطی و گرسنه‌گی گريبان مردم را گرفته بود موضوع تهيه هيزم برای تآتر مسکو مطرح شد.بعضی‌ها با اين استدلال که تماشای تآتر اولويت ندارد اجازه نمی‌داند هيزم برای بخاری‌های تآتر مسکو تهيه شود و تآتر روبه‌تعطيلی بود که با مداخله‌ی مستقيم لنين مسئله حل شد. هيزم برای تآتر درست مانند تهيه‌ی هيزم برای خانه‌ی مردم است.
اگر بخواهيم اين گونه با مسايل برخورد کنيم. فردا بايد بگویی چند ميليارد تومان هزينه‌ی سينما وساخت فيلم کنيم؟! توليد فيلم ممنوع اولويت ندارد. ميلياردها تومان هزينه‌ی راديو و تله‌ويزيون کنيم؟ اولويت ندارد.
حفظ و مرمت و حراست از آثار باستانی درست مانند مبارزه با گرسنه‌گی از اولويت‌های جامعه است.انسان مدرن اين روزگار همانقدر که به نان و آب احتياج دارد به ديدار از آثار باستانی و ديدن فيلم و تماشای تله‌ويزون و استفاده از تلفن و موبايل و ... هم دارد.


شبح 12:34 @ Sat, 10 Apr 04

اقبال گرامی!(50)
1- اگر تو می‌گفتی فلان حرف‌ات شبيه ملی‌-مذهبی‌ها است. افترا نزده بودی نظرت را گفته بودی اما وقتی می‌نويسی:"اين آقا ملی ـ مذهبی است."(32) داری افترا می‌زنی چون "ملی‌-مذهبی" درست مانند "ح.ک.کا" عنوانی تشکيلاتی است و به آدم‌های خاصی با ارتباط تشکيلاتی و نوع برداشت ويژه‌یی "ملی‌-مذهبی" گفته می‌شود. در همين نظر خواهی عده‌یی به من افترا زده‌اند که هوادار يا عضو "ح.ک.کا" هستم آنها هم افترا زده ‌اند. اگر می‌گفتند اين حرف مشخص تو همان است که "ح.ک.کا" هم میگوييد آن‌وقت نتنها افترا نزده بودنند بلکه حقيقتی را بيان کرده بودنند.
2- اين که تو بگویی شبح "ملی‌-مذهبی" است دردی از کسی دعوا نمی‌کند. بايد بگویی در اين نوشته‌ی مشخص چه حرفی زده شده است که حرف ملی‌-مذهبی است. در اين نوشت سه مطلب گفته شده است. يک با طنز نشان داده شده است که حکام ايران برای نجات "حيات انگل‌وار خود زير سايه‌ی سلطه‌ی جبارانه‌ی سرمايه‌داری جهانی" حاضر هستند حتا تاقی را که بگفته‌ی خودشان زمان تولد پيامبرشان ترک خورده است ترميم کنند. دوم يادآور شده بودم که اين‌ها دارند در عراق مردم بی‌پناه را گوشت دم توپ می‌کنند تا بتوانند با آمريکا لاس بزنند و بگوييند اگر می‌خواهيد در عراق آرامش برقرار شود بايد با ما مصالحه کنيد. سوم به روشنی خبر از خيزش انقلابی داده بودم که بساط اسلام سياسی و نفوذ امپرياليسم در منطقه را در هم می‌پيچد. خب تو بايد بگويی کدام يک از اين سه حرف را ملی‌-مذهبی‌ها می‌زنند.
3- متاسفانه مسايل خصلتی حسادت و تنگ‌نظری را پشت نام حزبی خاص پنهان کردن ودرگيری‌های شخصی را رنگ و بوی سياسی دادن شيوه‌ی نادرستی است که در فرهنگ سياسی سرمايه‌داری وجود دارد اما احزاب چپ و راديکال هم از آسيب آن در امان نيستند. قوم‌گرایی وقبيله‌پرستی يعنی همين!
4- اين که خواسته‌یی پای نانای عزيز در کامنت 18 را وسط اين همه حرف به ميان بکشی نشان از خامی تو دارد. دوست گرامی نانا در وب‌لاگ‌اش از تمام کسانی که مورد فحاشی قرار گرفته بودند معذرت خواهی کرد و ما ديگر اختلافی با هم نداريم که تو برای‌اش دل‌بری می‌کنی و از ميان اين همه کامنت ناگهان کامنت او را تاييد می‌کنی! خواب ديدی خير باشد! "سوسياليزم بازگرداندن اختيار به انسان است" امانه انسانی که پر از عقده‌ی حقارت و حسادت و کينه‌توزی...


ماهي دودي 12:31 @ Sat, 10 Apr 04

و عليکم!!!!! چطوری مستر شبح آقا ذکر خيرت رو از بوبکس شنيده بوديم اما از اونجايی که از روح و شبح ميترسيدم نميومدم!!!!!! خلاصه اينکه بسيا ر خوشمان آمد خفنت بود همی!


سیاهکل 10:42 @ Sat, 10 Apr 04

سلام عمو شبح عزیز اجازه چاپ مطلبت را می خواستم مطلب ● ده اصل در مورد آموزش ●ممنون می شوم در صورت موافقت برایم میل بزنی


eqball 8:39 @ Sat, 10 Apr 04

شبح ۳۴: من نظرم را٬ با تکيه بر آزادی بيان که شما گويا به آن فعلا پايبندی٬ نوشتم. نوشتم که درد شما درد ملی - مذهبی هاست. کجای آن فحش است؟ در ضمن اين شما هستين که امثال مصدق بزرگ ترهات را تشکيل ميدهد٬ من بزرگتر و کوچکتری نميبينم٬ ما به برابری بی قيد و شرط معتقدیم. اما جمله داخل گيومه ات کاملا درست است٬ اما این جايگاه سياسيت را برای من نمیپوشاند سال ۵۷ دیگه گذشته عمو. بازم ميگم من نه فحش دادم و نه انگ زدم. من شما را در صف ناسيوناليسم ميبينم. شما هم آزاد هستيد که کامنتهای ۲۴ و ۳۴ در پاسخ بنويسی. ديگران هم ميتوانند نوشته ها را بخوانند و قضاوت کنند. در ضمن با کامنت ۱۸ کاملا موافقم.


pejman 4:50 @ Sat, 10 Apr 04

آتش جان . من مردمم. به من وعدهء امام زمانی ندهید! برای من واضح است که با کمونيسم، نانی وجود ندارد که بخواهيم در مورد تقسيم مساوی اش بحث کنيم.


manochehr 2:45 @ Sat, 10 Apr 04

۴۷ مال من بود.


2:45 @ Sat, 10 Apr 04

آتش عزيز۴۴
من کی اين را گفتم٫تواز کدام نوشته من به اين رسيدی؟.اين که جزو بديهيات است٫که اول انسان قرار دارد٫من بحثم سر آثار باستانی خيلی کلی بود.قانون اساسی فردا پیاده کردن" يک دنيای بهتر است" ونه چيز ديگری.


manochehr 2:38 @ Sat, 10 Apr 04

شبح عزيز ۴۳.
من کلا متوجه منظورت نشدم.ح.تقوايی توصيه!!! به کی!!!تنها کسی که من اطلاع دارم در اين خانه بود نادر بکتاش عزيز بود٫قبلش را نمی دانم.
در ضمن از اين جمله منظورت چه بود؟:"شانه‌هایی اينجاست که...بگذريم".واضح صحبت کن این حزبی است شفاف٫ واحتیاجی به ایما واشاره نیست عزیز.بگو اگر مسئله ای هست درمیان بگذار٫ رفقای دفتر سیاسی تا مریوان میروند که در دسترس مردم باشند٫ که حرف مردم وانتقادات را بشنوند٫توهم حرفت را میتوانی رک وراست بزنی عزیز.


زیتون 2:31 @ Sat, 10 Apr 04

شبح جان..جالبه که بعد از تعطيلات عيد خيلی از بلاگرها به مسئله‌ی آثار تاريخی توجه کرده‌اند و هر کس به نوعی..شايد به خاطر مسافرت‌های نوروزی باشه..
اول در مورد کامنتت در وبلاگم بگم که من دلم برای جيب جمهوری اسلامی نمی‌سوزه! بالاخره هر حکومتی روزی می‌ره و آثاری که برجای می‌‌ذاره يا بهتر بگم آثاری که از بين می‌بره ضررش برای حکومت بعدی می‌مونه.. اگه سهم ایران از دريای خزر کم بشه سهم من و شماست نه سهم حکومتی..ممکنه الان یه چند روزی سودش به جیب اینا بره ولی کلا منابع ملی و آثار باستانی که بخشی از هویت ماست داره به تاراج می‌ره و صد البته خود حکومتیا هم دست به مسابقه برای به غارت دادن زده‌اند..

اگه من می‌گم بايد از اين منابع مواظبت کرد نه برای رژيم که برای خود ماست.. روزی که مردم بر مردم حکومت کنن...

در مورد رفتن لاريجانی هم خوشحال نشدم..می‌دونم بدتر از لاريجانی مياد.. اتفاقا ناراحت شدم که وقتش آزاد می‌شه برای کانديداتوری رياست جمهوری!

اومدن توريست هم به نظرم بيشتر با نفع ملته! چون هم کار ايجاد می‌شه و مردم به خاطر يه لقمه نون دست به هر ذلتی نمی زنن و هم با فرهنگ توريست‌ها از کشورهای مختلف آشنا می شیم و هزار و یک نفع دیگه..

نمی دونم چرا وقتی آپدیت می‌کنم پینگ نمی‌شه..ولی می‌دونم وقتی نیستم و نمی نویسم هی الکی یکی پینگم می‌کنه..اینم از مرض‌های بیکاران که اگه خیلی توریست‌ها به کشورمون سرازیر بشن..ممکنه برای مزاحمین اینترنتی هم کار ایجاد بشه و دست از سرمون بردارن..
شبح جان..یکی با اسم سایت شما برایم کامنت ناجوری گذاشته بود که پاکش کردم..

مطلب این دفعه‌تون هم طبق معمول خيلی خوب و نکته‌سنجانه بود:)


atash 2:30 @ Sat, 10 Apr 04

شبح جان .. فکر کنم من منظورم را درست نرساندم
منوچهر .. يک چيزی را بهت بگم .. کمونيستی که که بخواهد اول بفکر آثارتاريخی کشورش باشد وبعد به قيافه های زردانبو مردمش از کمبود موادغذائی نگاه کند اگر دلخور نشوی مورد قبول من نيست.. البته اگر از طرف اقبال ملی مذهبی لقب نگيرم :)


شبح 2:25 @ Sat, 10 Apr 04

منوچهر عزيز!
قبلا بعضی از اعضای کميته‌ی مرکزی اينجا نظر می‌داند اما ظاهرا به دليل توجه به حرف آقای تقوایی چون ديدن نمی‌توانند درست نظر بدهند اصلا نظر ندادند!
به هر حال روزی که جنبش کمونيسم کارگری ايران در داخل سر برآورد مشخص می‌شود که تشکيلاتی آن را نماينده‌گی کرد!
شانه‌هایی اينجاست که...بگذريم.


شبح 2:19 @ Sat, 10 Apr 04

آتش عزيز!(40)
راست‌اش دل‌گيرم. ببخش کمی ناراحت و دل‌گير بودم. دستانی که بايد ياری دهنده باشند زخم زننده‌اند. می‌بينی يک تنه بايد در چند جبهه بجنگم. راست‌اش را بخواهی خسته شدم. الان ساعت از دو نيمه‌شب گذشته است... اگر لحن‌ام کمی دوستانه نبود معذرت می‌خواهم.


manochehr 2:03 @ Sat, 10 Apr 04

شبح عزيز ۳۸-۳۹
۱-کمونيسم کارگری امروز تبديل به يک جنبش توده ای شده: از استراليا٫ژاپن تا سنندج واصفهان و.....قد وقواره اش می باشد.اين هنوز نوک اين کوه يخ است٫حزب از ابعاد واقعی اين جنبش در ايران خبر ندارد(منظور تشکیلاتی نیست٫بلکه سیاسی منظور است).حال جواب به سئوال تو:من شخصا اقبال عزيز را نمی شناسم٫همانطور که رفقايمان در اصفهان و زاهدان را نمی شناسم.در اين جنبش وسيع هزاران انسان شریف هستند که حزب را از زاويه ديد خود تعريف می کنند٫ در اين جنبش انسان عصبی از دست اسلام هست٫ تا روشنفکری که نوع ديگری مبارزه سياسی می کند٫که شايد مورد تاييد من نباشد.اين از خاصيتهای يک جنبش توده ای است٫که بايد برسميت شناخته شود.اما انتظار من از يک عضو کميته مرکزی ح.ک.ک. ديگر فرق می کند واگر من ببينم که این عضو ک.م.نوع ديگری بجز استاندارهای اين حزب عمل می کند٫بعد قضيه بعد ديگری پيدا می کند و اين بسيار خطرناک است که بايد جلوی آن ايستاد(در اين مورد رجوعت ميدهم به مصاحبه با ح.تقوايی در شماره ۱۴ انترناسيونال که به اين مورد اشاره کرده).
۲-تو از کدام سند به اين نتيجه رسيدی که حزب از اين آثار باستانی حفاظت نخواهد کرد؟آخر عزيز من هر چيز سر جای خود ما که هنوز دست بگريبان کارهای مهمتر هستيم.اول بايد اين خفاشان بروند.این مثل این میماند که تو الان خر ما را بگیری که بگوييد٫شما در آسفالت خيابانها از چه موادی استفاده می کنيد؟وشهرسازی طبق کدام اصول پيش خواهد رفت؟ من خيلی راحت به تو جواب خواهم داد.نمی دانم و فعلا هم برايمان مسئله نيست! بهمين راحتی.ولی کلا نظر ((من ونه حزب))در مورد آثار باستانی همان است که در کامنت ۲۷ گفتم.


atash 1:57 @ Sat, 10 Apr 04

شبح جان ۳۴ ..
من نظر کلی خود را گفتم واصلا منظورم اشاره به نوشته تو نبود .. با پوزش اگر نوشته ام این برداشت را داشت.

در ارتباط با نگهداری خرابه های آثار تاریخی که متحمل هزینه گران هم هست و در این گیراگیر در یک حکومت بخور بخور که ازآن هم به نفع خود استفاده سو ء می برد ویا هر حکومت دیگر . اگر بنا باشد انتخابی کنم شخصا .. اول ترجیح می دهم گرسنگان سیر شوند .. در مملکتی که شهردارش در خیابان های عریض وطویل جهت زیبائی شهر در بلوارها گلدان های سنگی بزرگ می گذارد وشبانه ملت گرسنه آنها را می ربایند این نوع اثار تاریخی بنظر من فقط برای پزدادن معنی می شود .. بقول معروف گرچه جیب خالی ست پز که هست ..!!

پژ مان .. فکر می کنی با نظام سرمايه داری با نجات پيدا می کنيم ؟؟ نان به تساوی تقسيم می شود وديگر اثری از فقر ونداری در جامعه ما پيدا نمی شود ؟ فکر می کنی انگليس وآمريکا دلش برای ما سوخته است و برای کاسبی عادلانه تلاش می کند ؟؟ آنها برای چاپيدن هميشه جای پايشان پيدا می شود نه برای کمک کردن و حتی نه از نوع معامله پاياپای مورد اشاره تو ..


شبح 1:25 @ Sat, 10 Apr 04

منوچهر عزيز!(۳۶)
متشکرم.


شبح 1:22 @ Sat, 10 Apr 04

منوچهر عزيز!
دو سوآل از تو داشتم که از قلم افتاد:
۱- اين اقبال که نه لينکی از خودش گذاشته است و نه ايميلی تو از کجا میدانی که از شماست؟
۲- چطور است که شما وعده‌ی ترانسپورت و اتوبوس مجانی و بهداشت و آموزش رايگان روزی ۵ ساعت کار با دوش و ... را می‌دهيد اما نمیتوانيد نگه‌داری از آثار باستانی و دست‌آوردهای فرهنگ بشری را بدهيد؟
کمونيسم کارگری يعنی ويرانی طبيعت ويرانی آثار باستانی به بهانه‌ی حمايت از گرسنه‌گان؟!!! تصور نمی‌کنم تو اين‌گونه فکر کنی؟


manochehr 1:18 @ Sat, 10 Apr 04

منظورم شبح ۳۵ بود.


manochehr 1:17 @ Sat, 10 Apr 04

شبح عزيز۳۶
فکر کردم هسته حرف را گرفته ای؟؟؟؟من هيچگاه ترا ملی.مذهبی نگفته ام.من يک بحث کلی با اقبال کردم.در ضمن کامنت ۲۸ منرا هم بخوان.تو کلا منرا بد برداشت کردی.


شبح 1:13 @ Sat, 10 Apr 04

منوچهر عزيز!(34)
نمی‌دانم با کدام جمله و حرف من مخالف بودی و نمی‌دانم چرا سکوت کردی؟
اينک نوشته‌ام در جمهوری اسلامی تيشه برداشته‌اند به ريشه آثار باستانی می‌زنند و با ديناميت آثار باستانی را ويران می‌کنند. معنی‌اش اين است که می‌گوييم از شکم ميليون‌ها گرسنه بدزديد و آثار باستانی را ترميم کنيد؟ اين که از خيزش انقلابی بر عليه اسلام سياسی نوشته‌ام نشان از ملی-مذهبی بودن‌ام دارد؟
خيلی متشکر می‌شوم اگر اشتباه مرا يادآور شوی؟


شبح 1:12 @ Sat, 10 Apr 04

آتش گرامی!(31)
از کجای يادداشت کوتاه و چند خطی من استباط کردی که بايد نان مردم گرسنه را از سفره‌ی‌شان گرفت و خرج آثار باستانی کرد؟ در اين همه مطلب که در باره‌ی بم نوشتم کجا به خرابی ارگ بم اشاره کردم؟ حتا در همين يادداشت کجا به ارگ بم اشاره کردم؟

اقبال گرامی(33)
به بزرگ‌ترهات که فحش دادن يادت دادن بگو اگر کسی نوشت:" دير نيست روزی که خيزش انقلابی مردم منطقه برای هميشه تومار تروريسم و اشغال‌گری را بپيچد و سپاه خدا و شيطان را از سرزمينی که محل به‌وجود آمدن برزگ‌ترين تمدن‌ های بشری بوده است پاک کند." چه فحشی بدهيم؟ انگ ملی‌-مذهبی ديگه نخ‌نما شده!
می‌دانم تو از چه می‌ترسی از اين خيزش انقلابی می‌ترسيد که بساط لاف‌زن‌های ترسو را به هم خواهد پيچيد!


manochehr 23:47 @ Fri, 9 Apr 04

اقبال عزيزم.
شايد متوجه نشده باشی من بسيار چيزها را می بينم ولی اشکال اساسی سر درک اين جمله است:"اساس سوسياليسم انسان است."
من در بحث سياسی با کسی تعارف ندارم٫با هيچ کس.ولی صحبت من سر نوع و شيوه بحث است.مطمعنا امروز که ميلیونها نفر در ایران زير خط فقر زندگی می کنند٫من سعی می کنم٫سر اين قضيه صحبت کنم ونه سر آثار تاريخی٫ولی (((لطفا دقت کن)))٫جلوی هيچ فردی را نبايد گرفت که سر اين موضوع هم صحبت کند٫خوب اگر من اين بحث را ضروری ندانم٫سکوت می کنم.همين.ولی متلک گفتن در کمونيسم کارگری وجود ندارد.من در پست قبلی کلی بحث ونقد با شبح داشتم وهنوز هم دارم٫ولی دشنام دادن٫راه و روش ما نبوده ونبايد باشد٫عزيز من.تو يک جا(((تنها يک جا))) از حکمت فاکت بياور که اين گونه برخورد کرده.در یکی از بزرگترين بحثهای سياسی وجزو شاهکارهای حکمت٫در نقد سازمان وحدت کمونيستی."نگاهی به آناتومی ليبراليسم چپ در ايران"٫حکمت اين سازمان را از نظر سياسی افشا کرد بدون بی احترامی وتنها وتنها با منطق (جالب است که اين سازمان بعد از این نقد تقريبا نابود شد٫يا لااقل ديگر ازش خبری نيست)مارکس وانگلس هم همینطور منطقی برخورد کردند٫دورینگ با آنتی دورینگ مرد.رفيق من ابزار کار ما منطقمان می باشد.اين وجه تمایز یک حزب کارگری از احزاب طبقات ديگر است.منطق.اگر اينطور نباشد٫زمانی که تو می روی بالای چهارپايه نمی توانی مردم را دور خودت بسيج کنی.لطفا اين را دقت کن.ما برای چه آزادی بی قيد وشرط سياسی را می خواهيم٫دقيفا برای اينکه مطمعنيم در يک ((شرايط سياسی برابر)) ما تک هستيم ومی توانيم مردم را بسيج کنيم ونه به فرض ناسيوناليسم.رفیق عزیز من به این فکر کن.قربانت. منوچهر


eqball 22:59 @ Fri, 9 Apr 04

منوچهر عزيز چرا باور نميکنی که اختلاف سياسی است نه سر چگونگی نگهداری از آثار تاريخی. اين آقا ملی ـ مذهبی است. اين جايگاه سياسی را ميشود هر بار در نوشته هاش نشان داد. من فقط به اين تعلق به ناسيوناليسم و نه سوسياليسم را اشاره کرده ام و نه اتهاماتی که شما در برداشت از نوشته ايشان به من زده ای. در هر حال زمان برای اثبات اينکه کی چه ميگويد و چه ميکند در جريان است.


pejman 21:10 @ Fri, 9 Apr 04

آتش جان . حقيقت انحصاری نيست. گاو پرست هم به بخشی از حقيقت دست يافته است..............اگر معتقدی که سرمايه زورش بيشتر است پس چرا برای کسب منفعتی! که ذکر کردی از چپ حمايت ميکنی؟! آيا مظلوم نمايی شیعه، گريبانگير شما نشده؟ اگر آن نظام سرمايه داری که ذکر کردی بتواند ايران را از انزوا نجات دهد بسياری از مشکلات حل می شود. کاسبی که مست و عاشق و ديوانه و کافر و صهيونيست و کمونيست و يانکی و ... در مغازه اش راه ندهد، شب نان خشک هم نمی تواند جلوی بچه هایش بگذارد.


atash 20:46 @ Fri, 9 Apr 04

غير از اين است که آثارتاريخی واشنائی با فرهنگ وتمدن دوران گذشته آن در حین آنکه از نوع زندگی گذشتگان و تاریخ آنها می توانیم درس بگیریم و بیاموزیم که چگونه برای بهتر زندگی کردن خود تلاش کنیم .
من هم هم چون شما ویران کردن اثار تاريخی را به هر بهانه ای نمی پذيرم اما معتقدم اگر قرار باشد مردم کشورم از گرسنگی در رنج باشند و برای مثلا ترميم اين اثار هزينه ای را حتی با کمک يونسکو بخواهند از جيب مردم به بهانه های قرق ملی کم کنند نمی خواهم ..نمونه اش بنای تاریخی بم .. البته شاید اشتباه می کنم .. اما خوب نظر من است و
ممکن است بگوييد هر کدام از اين ها سر جای خودش است ..اما متاسفانه از همين اثار وخرابه ها خیلی ها استفاده سوء کردند

پژمان .. حقانيت سوسياليسم را راحت می توانی از ازدياد دشمنانش جستجو کنی .. البته که سرمايه زورش بيشتر است ودربازار حرفش می چربد .. ..
بايد ديد که منفعت تو ومن در کجاست ؟ وچه کسانی از بوجود آمدن یک حکومت سوسیالیستی سود می برد و چه کسانی در آن ذینفع نیستند. فکر می کنی اگريک نظام سرمايه داری در ايران بوجود بيايد همه مشکلات موجود حل می شود ؟


آتوسا 19:48 @ Fri, 9 Apr 04

درود بله حق با شماست بانگ جرسی می آید که ... جرس کاروان دربه دری است ... بازگشتی به خانه پدری است به امید اهورا مزدا .

به دنیا بس همین یک افتخارم ... که یک ایرانی والا تبارم ... به خون دل نیم زین زیست شادم ... که زرتشتی بود خون و نژادم !


pejman 19:36 @ Fri, 9 Apr 04

شبح عزيز.« اعلام آماد‌گی ايران برای مرمت تاق کسرا » بدترین خبری بود که اینروزها شنیده ام. سازمانی که به عنوان مرمّت مجسمهء فردوسی تهران، به آن کنیتکس سفید می پاشد! چگونه می تواند طاق کسری را بازسازی کند )): )): خیزش انقلابی مردم هم برای من به همان اندازه می تواند غم انگیز باشد! اگر بدانید تصور حکومتی چپی که بخواهد چندین سال دیگر به بهانهء استقلال و ایستادگی در برابر آمریکا به مردم گرسنگی بدهد ، چقدر برایم دردآور است. ): شبح جان خیلی خوب است که خطر سوسیالیسم در ایران موجود باشد تا ایران بتواند به سمت ترقی حرکت کند ولی باور کن هیچ چیز دیگر نمیتواند مثل تشکیل یک حکومت چپ ، ایران را بیش از این به سمت تدنّی سوق دهد. سیاستمداری عاقل است که بداند چگونه با استفاده از خطر سوسیالیسم، آمریکا را بچاپد! وقتی ایران بودم فکر میکردم چین کمونیست دارد بازار جهان! را تصرف می کند. حالا وقتی می بینم شلوار جینی که در چین با هزینه ای زیر ۱۰ دلار تولید شده است اینجا با مالیات خدا درصدی ۱۰۰ دلار به مشتری فروخته می شود، فهمیدم که این تمدن غرب است که یک میلیارد کارگر ارزان در چین برای خودش اجیر کرده است! احساسات ضدّ آمریکایی در خاورمیانه چه می تواند باشد جز نقشه ای از جانب انگلیس؟ چرا همه چیز به نام آمریکا ثبت می شود، در حالی که استفادهء اصلی را در واقع انگلیس برده است. خاورمیانه آخرین کلونی انگلیس نیست، ولی از اولین هایش بوده! خبرهای عراق را دنبال می کنی؟ یک نفر پیدا شده که هم بمب گذاری در مقر سازمان ملل را محکوم می کند و هم خواستار خروج نیروهای ائتلاف است و هم رفیق علمای شیعهء ایران است. تا وقتی راههای بهتر و راحت تر و کم هزینه تر و با دوام تر برای چاپیدن نفت وجود دارد، چرا انگلیس بیش از این برای نگه داشتن سربازانش در عراق هزینه کند؟! رفاقتش با آمریکا هم که پابرجاست! تمام روده درازی من برای این است که تو اگر بچهء خاورمیانه ای و دلت برای مردمت می سوزد یا در پی قدرتی ، ۲ راه بیشتر برای انتخاب کردن نداری. کدامیک؟ انگلیس یا آمریکا ؟


manochehr 15:41 @ Fri, 9 Apr 04

اقبال عزيز۲۱.
سکوت و حرف نزدن بعضی اوقات بهتر است تا حرف زدن و ایده ای غلط را به نمایش گذاشتن.من هم این مطلب را خواندم و حرفی نزدم ولی وقتی می بینم تو می آیی و با یک متلک حرفی اشتباه میزنی دیگر نمی توانم سکوت کنم.ببین دوست من٫کمونیستها خواستار این نیستند که دستاوردهای دورانهای مختلف تاریخ بشری -حال فئودالیسم٫بردگی مزدی و یا هرچه-از بین بروند(من شخصا زمانی که موزه معروف بغداد به تاراج رفت افسوس خوردم٫که بخشی از تاریخ ((بشریت)) به تاراج رفت و سر از بازارهای جهانی درآوردند)اينها برای نسلهای آينده آموزنده خواهند بود٫همانطور که امروز من نوعی ميتوانم از کوره های آدمسوزی زمان هيتلر ديدن کنم وبه حمافت آن دوره بشری سر تکان دهم.ما خواهان از بين بردن هيچ چيزی نيستيم٫برعکس بايد تمام اين بلاحت را برای درس دادن به نسلهای بعدی نگه داريم.


شبح 14:44 @ Fri, 9 Apr 04

بانوی عزيز!(۳)
تصور میکنم تو بخش اول متن مرا خواندی اگر به بخش دوم آن می‌رسيدی متوجه می‌شدی ابن ها همان هله‌هوله‌ی سابق هستند که دارند برای نجات خود به در و ديوار می‌زنند!


شبح 14:42 @ Fri, 9 Apr 04

کتبالوی عزيز!()
انسان به اميد زنده است. اميد و تلاش برای رسيدن به آن. من اين اميد و اين اراده را می‌بينم. اصراری برای اين که تو و جواد هم ببينيد ندارم. روزی که مايوس شوم و ايمان‌ام را به نجات انسان‌ها از دست بدهم به حيات خود خاتمه می‌دهم. تمام اين ۲۵ سال را لحظه به لحظه با اين اميد زنده‌گی کرده‌ام و حتا برای يک لحظه باور نکردم که اين جهان سراسر ظلم و نابرابری و جهالت دوام می‌آورد. من اميد دارم در زمان حيات خود و پيش از مرگ‌ام شاهد اين خيزش و رهايی باشم... اما مهم نيست... روزی بشر از اين حماقت جمعی و از اين نابرابری و زيستن مرگانه رها میشود و آن روز دير نيست. باور کن آهنگ جرس را بيخ گوش‌ام می‌شنوم.


شبح 14:32 @ Fri, 9 Apr 04

اقبال عزيز!(۲۱)
بله اشک ريخته‌ام. انسان و آثارش برای من دوست‌داشتنی هستند من برای تخريب مجسمه‌های بودا در افعانستان هم بسيار متاسف شدم.
کسانی مانند خلخالی چون ضد انسان هستند و برای نابودی انسان مبارزه می‌کنند نمیتوانند درک کنند که آثار ساخته شده به دست انسان چقدر ارزش‌مند است.
از اين همه دگماتيست و نگرش تنگ و محدود بسيار متاسف هستم.
وای به روزی که کسانی مانند تو بخواهند دوباره در اين کشور قدرت بگيرند! تيشه بر می‌داريد برای نابودی دستاورد بشر در چند هزار سال گذشته!
زنده باد لنين که مجسمه‌ی تزار نيکولا را در لنين‌گراد خراب نکرد و وای بر اين لنين‌های پلاستيکی که انترناسيونال بودن را در ويرانی تمدن بشری می‌دانند!


katbalou 12:38 @ Fri, 9 Apr 04

راستش شبح عزيز. متاسفانه من هم با محمد جواد هم عقيده هستم. من هم به شکل گيری انقلاب خوشبين نيستم. البته من از آن سر دنيا شايد قضاوتم چندان هم درست نباشه. اما به هر حال اونچه که می بينم حس شکل گيری يه حرکت رو به من نمی ده.
خوش بگذره.


ج.بهار مست 12:33 @ Fri, 9 Apr 04

"ارنستو چه گواراي" عزيز مطالب بسيار جالبي در مورد احزاب امريكا نوشته و لينك هاي مفيدي در اين باره اورده است . به همه دوستاني كه به دسته بندي هاي سياسي در ايالات متحده امريكا علاقه مند هستند تو صيه ميكنم ان را بخوانند. با توجه به اينكه ايالات متحده ، مركز تمدن امروز دنيا است ، شناخت دسته بندي هاي سياسي امريكا ، براي همه ما لازم است.

http://www.cheguaraa.persianblog.com


eqball 11:57 @ Fri, 9 Apr 04

شبح٬ خوب لگد اسلامی به آثار ملی را شمارش کرده ای. معلوم ميشود برای اين آثار اشک واقعی ريخته ای.


شبح 11:07 @ Fri, 9 Apr 04

جواد عزيز!(17)
تو از بس آهنگ گوش میدی ديگه گوشات توانایی شنيدن بانگ جرس را نداره!


tila 8:39 @ Fri, 9 Apr 04

جلا خالق چه چيزهای آدم از اين مملکت گل و بلبل مي شنود.


nana 6:05 @ Fri, 9 Apr 04

شبح عزيزم
تعجب ميکنم چرا تا اينجای پيام گيرت کسی
به فکرش نرسيد اين شعر را بنويسه

خانه از پای بست ويران است
خواجه در فکر نقش ايوان است . نانا


محمد جواد طواف 4:36 @ Fri, 9 Apr 04

به امید خیزش انقلابی مردم منطقه باشید!.. من که فکر نمی کنم چنین اتفاقی بیفته.. حال و حوصله بحث کردن در این مورد رو هم ندارم... بگذریم.. فقط گاهی حس می کنم بنیاد گرایی اسلامی با چپ ها در یک جاهایی همگرایی پیدا می کنه...


baran 4:09 @ Fri, 9 Apr 04

اخوند يکی از مايه های اصلی طنزه تو کشور ما و همه دنيا.


پوریا 3:58 @ Fri, 9 Apr 04

صبح با زهرخند بيدار می شيم و شب با اميد می خوابيم تو بهترين حالتش. صبح اما بايد با اميد بيدار شد،‌نه؟


شكارچي 1:38 @ Fri, 9 Apr 04

با گوش جان شنيديدم آواز روشنش را...


داريوش شاهد 1:31 @ Fri, 9 Apr 04

برای دوستانی چون هستی و بانو :
مطمئن باشيد هر گونه فعاليت و حرکت در اين نظام در راستای اهداف از پيش تعيين شده توسط عاليجنابان ميباشد حتی اگر ظاهری چنين خوشايند داشته باشند.
به هر حال اين هم قطعه ای از بازی پازل آقايان است و از شانس ما به خاطر حضور آمریکا در منطقه و خوش رقصی های اینان نوبت قطعات ظاهر فريب است و بس.


pouyan 22:36 @ Thu, 8 Apr 04

جمهوری اسلامی از اين دست طنزها بسيار دارد!


امیرحسین بهبهانی نیا 22:35 @ Thu, 8 Apr 04

ببخشيد يادم رفت آدرس نقد رو بنويسم:
http://khabarnameh.gooya.com/culture/archives/008625.php


امیرحسین بهبهانی نیا 22:29 @ Thu, 8 Apr 04

شبح عزيز سلام...با اجازه تون يه نقدکی رو فيلم بوتيک نوشتم که تو خبرنامه ی گويا چاپ شد؛ به آدرس زیر؛ ببین اگه به درد می خوره در بخش وب گردی یه جایی به ش بده...مخلصیم...آقا هم چنان منتظر شما در سیاها هستیم!!!!!!!!!!


unknown-trill 22:13 @ Thu, 8 Apr 04

چقدر خوشم اومد از صراحتش ..


مريم/صورتك 21:30 @ Thu, 8 Apr 04

سلام شبح جان
يعنی مي شود که جنگ برای هميشه از اين منطقه برود و بجايش صلح بيايد و دوستی و ابادانی. من هم ان روز را ارزو می کنم


شراگيم 18:49 @ Thu, 8 Apr 04

مخلصيم شبح جان :) اون بحث پست قبلي رو با اجازه مطلعش رو تو وبلاگم گذاشتم...اولين بار بود از يه نوشته م خوشم اومد...!:)) ؛)


هستی 18:48 @ Thu, 8 Apr 04

خوب حالا به فکرترمیم افتادن شما چرا ناراحتی؟؟!!! حالا عقلشون رسیده!


خُسن آقا 18:39 @ Thu, 8 Apr 04

آقا جان اینها برای ملیدن آنجای شیطان بزرگ دست به هر دسیسه ای می زنند مخصوصآ که حالا آقا خودش بناست هم شاه باشد هم وزیر و وکیل و مفتشو می خواهد به خیال خودش با خوش رقصی عمرش را ابدی کند. چیزی را که فراموش کرده این است که آقای بوش با وضعی که در عراق بوجود آورده لنگ خودش هم در هواست.


هاله 17:28 @ Thu, 8 Apr 04

شبح جان ميلت رو چک کن.


banoo 17:06 @ Thu, 8 Apr 04

من اشکالی نمی بينم.قرار نيست که تا آخر عمرشون هله هوله باقی بمونن.اتفاقا اين موضوع جای بسی خوشوقتی است!


امیر 16:50 @ Thu, 8 Apr 04

شبح عزيز حق با توست . متاسفانه در ميان اين هياهو و اين جنگ کثيف و ضد بشری و هزار و يک مشکل ديگری که در کشور و در منطقه هست اينان به فکر ترميم چيزی افاده اند که اصلا يکی از نشانه های بر حق بودنشانه ! ( از نظر خودشان البته ! ) ... دنيای بدی است رفيق ! بايد نيکو گردد . با آيين خيزش ما . . .


m 16:07 @ Thu, 8 Apr 04

شبح جان با نکته بينی حقيقت را به خو بی بيان کردی . پاينده باشی






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1249
تعداد نظرات: 26293
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 15, 2006 09:32 am


از کجا آمده‌اند؟